اجتناب از شش اشتباه در اولین برداشت از افراد

اجتناب از شش اشتباه در اولین برداشت از افراد

 

تصور کنید که این دو نفر را برای اولین بار ملاقات می کنید، یکی به دقت به صحبت های شما گوش می دهد و قبل از اینکه به شما پاسخ بدهد مکث می کند. او متفکر و کمی جدی به نظر می رسد، ولی از صحبت کردن با شما به عنوان یک شخص لذت می برد. به روشنی با نگاه کردن به چهره ی او مشخص می شود که او دوست دارد که با شما صحبت کند و دوست دارد که بهترین کاری را که می تواند برای خوشحال کردن شما انجام دهد. شما احساس می کنید که او در واقع هر چه می گویید را به به شما بازگو می کند ولی این مسئله باعث رنجش شما نمی شود زیرا او قبلا شما هیچ وقت با شما ملاقاتی نداشته است.

نفر دومی که با او ملاقات می کنید بامزه، شوخ و پرانرژی است. به نظر می رسد که او می تواند حدس بزند که شما قبل از اینکه چیزی را بگویید می خواستید چه بگویید و برای شما داستان های شخصیش را تعریف می کند. برخی از این عکس العمل های او موفقیت آمیز است و برخی از عکس العمل های او برای دیگران خوشایند نیستند که باعث می شود فرصت های مهمی را از دست بدهد. پس از چند دقیقه، شما جذب شخص الف می شوید ولی کمی شخص ب برای شما خسته کننده است.

تحقیقات جدید برای شما توضیح می دهند که چرا شما نسبت به این دو نفر برداشت متفاوتی دارید. وقتی که صحبت از اولین برداشت می شود، بسیاری از ما کمی شک داریم. رونشناسان دانشگاه انگلیسی کلمبیا کاترین راجرز و جرمی بیسانز (۲۰۱۵) بین فرایند های “شناختن” و “خوش آمدن” در اولین برداشت تمایز قائل می شوند. آنها ادعا می کنند که ما برای اولین ملاقاتمان با یک نفر تصور خاصی از وی در ذهن خود داریم. برای مثال، شما ممکن از خودتان تصوری مثبت داشته باشید بنابراین در مورد ارزیابی از کسانی که نمی شناسید نیز ارزیابی مثبتی دارید. از منظری دیگر، شما ممکن است افراد را بر اساس انچه در ذهن خود در مورد یک شخصیت میانه و معمولی دارید قضاوت کنید. برخی از نشانه ها نیز در این روند تاثیر گذار است، برای مثال لباسی که پوشیده است، حالت چهره و اینکه چقدر برای شما جذابیت دارد.

راجرز و بیسانز بر کارهای روان شناس شخصیت معروف کرونباخ در حوزه دقت کلیشه ها استناد کردند. اگر شما به خوبی بدانید که یک فرد عادی و میانگین چگونه است، پس باید در شناخت شخصیت کسی که اولین بار ملاقات می کنید نیز خوب باشید. این می تواند برای گسترش زندگی اجتماعی شما کمک بزرگی باشد. همان گونه که راجرز و بیسانز اشاره کردند، فهمیدن اینکه معمولا افراد به چه چیزی علاقه مند هستند و به کار بردن این دانش شما را به سمت موفقیت بیشتری هدایت خواهد کرد (p.1106). این مسئله مانند هوش هیجانی است، که شما را قادر خواهد ساخت که به درستی شخصیت افرادی را که با آنها برخورد می کنید را بفهمید.

در مقابل، اگر شما بگذارید که مطلوبیت اجتماعی برداشت شما را هدایت کند، ممکن است که شما به اشتباه بیفتید زیرا شما در این صورت بر روی صفات مثبت افراد تاکید زیاد خواهید داشت. معمولی بودن یک میانگین رفتاریست. اگر شما فکر می کنید یک فرد به طور میانگین درون گراست، خیلی دور از تصور نیست که او کمی درون گرا باشد، یا به طریقی دیگر کمی برونگرا باشد.

اجتناب از شش اشتباه در اولین برداشت از افراد

در یک سری از مطالعات، راجرز و بیسانز نشان دادند که هر چقدر بیشتر در مورد افراد بدانید، بیشتر از میانگین ها برای شناخت استفاده خواهید کرد تا سوگیری های شخصی خود. با در نظر گرفتن اینکه شما چگونه می توانید بهترین تاثیر را بر روی شخصی که اولین بار ملاقات می کنید بگذارید، عادی به نظر رسیدن خیلی بهتر است تا افراط نشان دادن زیاد در هر یک ابعاد رفتاری. همرنگ شدن با اطرافیان زمانی که می خواهید روی کسی برای اولین بار تاثیر خوبی بگذارید همیشه بدترین نیست.

بگذارید به شخصیت الف و شخصیت ب فرضیمان برگردیم. شخصیت شخص الف برای شما عادی تر و میانگین تر است. متفکر و علاقه مند به شما (به ظور میانگین درون گرا)، نه کاملا نمایشی و نه کسل کننده؛ ممکن است شما فکر کنید که گرم گرفتن با او راحت است. شخص ب ممکن است خوب به نظر برسد، ولی تنها زمانی که شما در بالاترین حالت برونگرایی خود هستید. تیپ شخصیتی شما ممکن است به گونه ای باشد که با تمام غریبه ها صحبت کنید، و با اینکه بعضی از افراد این ویژگی را دوست دارند ولی ممکن است برای افراد دیگر خوشایند نباشد و شخصیتشان با شما متفاوت باشد.

این بررسی ها به این معنی نیست که شما باید شخصیت واقعی خود را پنهان کنید و یا اینکه به دیگران دروغ بگویید. این تنها بدین معنی است که تا زمانی که شما طرف مقابل را نشناخته اید بهتر است که حدود شخصیتی را نگه دارید.

اکنون بگذارید که به شش اشتباه بزرگ بپردازیم. ممکن است بدانید که اولی چیست؛ بقیه اشتباهات بر اساس کتاب اولین برداشت اورده شده اند:

۱- تلاش زیاد برای ایجاد یک برداشت به یاد ماندنی از خود.

ابراز کردن زیاد خود و دور شدن از حفظ حدود شخصیتی ممکن است شخصی را که می خواهید او را تحت تاثیر قراردهید از شما زده کند. تا زمانی که شخصیت ملاقات کننده تان را نشناخته اید خود را در حد شخصیت حدودی حفظ کنید.

۲- ارتباط برقرار کردن با دیگران با آشکار کردن تاریخچه شخصیتان.

 شما نمی دانید که دیگران که چه نوع زندگی را دوست دارند بنابراین اگر شما زیاد در مورد خودتان صحبت کنید بدون اینکه در مورد طرف مقابل چیزی بدانید، ممکن است شما را خجالت زده کند و یا اینکه ارتباطش را با ناراحتی با شما قطع کند.

۳- پر کردن فضا با حرف زدن زیاد.

شخصیت ب فضای زیادی برای اینکه شما در صحبت کردن مشارکت کنید باقی نگذاشت. صحبت کردن با افرادی که از شما انتظار دارند که فقط به حرف های آنها گوش دهید بسیار خسته کننده است.

۴- تصور اینکه دیگران با شما هم عقیده هستند.

در یک درک سیاسی شما می توانید عقیده و نظر افرادی را که شما به خوبی نمی شناسند نادیده بگیرید. فقط به این دلیل که یک نفر از قسمت خاصی از کشور زندگی می کند دلیل نمی شود که او یک فرد لیبرال، محافظه کار یا فردی بین این دو باشد.

۵- فضولی کردن.

ممکن است شما والدین و کودکی را ملاقات کنید که به نظر می رسد که در تعطیلات به سر می برند.شما از کودک می پرسید که آیا خواهر و برادر دارد (او می گوید نه)؛ سپس می پرسید آیا او دوست دارد که پدرش تنها برای خودش باشد. این کار کاملا اشتباه است: ممکن است خانواده یک کودک را از دست داده باشد، یا ممکن است که والدین در شرف طلاق باشند، یا شاید حتی بدتر از این، مادر کودک اخیرا مرده است. تاثیر خوب داشتن بر روی دیگران به این معنی است که شما بانزاکت باشید.

۶- احساس کنید که می توانید کاملا به این شخص اعتماد کنید.

شرایط مناسب اجتماعی ممکن است شما را به سمت تصور مثبتی از دیگران که شایستگی آن را ندارند هدایت کند. اگر شما شخصیت آشکاری دارید شما باید سعی کنید که مسائل را مخفی نگه دارید، شما می توانید نشان دهید که چقدر فریب می خورید و در مقابل کسانی که می خواهید تحت تاثیر قرار دهید بی تجربه هستید.

بهترین تاثیر را بر در اولین ملاقاتتان در شرایط خاصی داشته باشید. ممکن است شما در یک مصاحبه ی کاری یا اولین ملاقاتتان با شریک زندگی تان باشد، عکس العمل شما تاثیر بیشتری خواهد داشت اگر شما آن را درست انجام دهید.

منابع:

Rogers, K. H., & Biesanz, J. C. (2015). Knowing versus liking: Separating normative knowledge from social desirability in first impressions of personality. Journal of Personality and Social Psychology, 109(6), 11051116. doi:10.1037/a0039587