169 پاسخ
  1. رحیل اسماعیلی
    رحیل اسماعیلی می گوید:

    با سلام و خسته نباشید، ممنون از این کار انسان دوستانه تون، من متاهل هستم و صاحب یک فرزند پسر هشت ماهه هستم. معماری خوندم کارشناسی، متاسفانه تو رشته خودم کار دائم گیرم نیومد با اینکه آدم موفقی تو رشته خودم بودم. الان برای یک شرکت دخانی کار نی کنم(پخش سیگار) ، کار ما قانونیه ولی من خیلی دچار عذاب وجدان هستم چون محصولی که پخش می کنیم و به دست مردم میرسونیم آسیب زاست. لطفا راهنمایی کنید به درآمد کارم نیاز دارم و ولی عذاب وجدانم رو نمی دونم چکار کنم، در ضمن تو معاری هم به خاطر اینکه به طبیعت با ساخت و ساز آسیب می رسید، عذاب وجدان داشتم یکی از دلایلی که کار معماری رو ول کردم همین بود، لطفا راهنماییم کنید، راستی من عاشق ثوتمند شدنم به خاطر همین بین پول دراوردن و عذاب وجدانم گیر کردم.ببخشید طولانی شد ممنون.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام .دوست عزیز امروزه هر شغلی را که بخواهید داشته باشید ممکنه چنین مسئله ای داشته باشد .به هر حال ما روزان۶ تبلیغات زیادی برای عدم مصرف سیگار داریم ولی این کارخانه فعالیت قانونی دارد .و خب نمی شود بر اساس صرف عذاب وجدان فعالیت کرد به هر حال همان طور که توجه دارید احتمالا می دانید اگر به این مساله توجه کنیم .هیچ کاری را نمی شود انجام داد .در مورد معماری هم همین طور فکر می کنم له خاطر وسواس فکری در این مورد باید مراجعه داشته باشید به هر حال در هر کاری اگر مطابق با شرایط کاری درست کار کنیم ارزشمند است و همه اتفاقات را نمی توانیم جلوگیری کنیم و مسائلی که دست ما نیست مسئولیتش با ما نیست .شما در کارخانه ای کار می کنید اینکه چه می کنند مسئولین باید پاسخ گو باشند چون همه کسانی که مثل شما کار می کنند به عنوان منبع درامد است و به این درامد نیاز دارند .موفق باشید

      پاسخ دادن
  2. نازنين
    نازنين می گوید:

    سلام من ٩ ماهه با پسری دوستم که خیلی هم دوست داریم قصدش ازدواج اولش خیلی ردش کردم حتی گفتم یکی دیگر دوس دارم ولی اون پشیمون نشد ولی یه بار بهم گفت اینکه گفتی یکیو دوس داری برام هضم نشده گفتم بهش که دروغ بود حتی بهم میگفت که خیلی پاکی با حرفش خشک شدم الانم همش تو ذهنم خیلی پسر خوبیه ولی چند بار ازم عکس خواست اولش نمی دادم بعدش فکر کردم اون همسرم میشه دیگه قبول کردم ولی حسه عذاب وجدان دارم اینکه دوسم داره مطمئنم ولی خیلی با خودم ناراحتم هم اینکه میترسم بهم بی اعتماد باشه دیگه واقعا نمیدونم باید چیکار کنم ولی اینکاری که کردم تو خوابم نمی دیدم میترسم اینارو بگم بهش ناراحت شه نمی دونم باید چیکار کنم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      بهتره تکلیفتون رو روشن کنید … ایا میخوایت به چنین رابطه ای ادامه بدید ؟ اگر قصدتون همینه ایشون برای خواستگاری اقدام کنه
      در ضمن دوست داشتن شما ربطی به رد و بدل کردن عکس نداره … کسی که خواهان یک دختر باشه برای رسیدن به دختر اقدام خواهد کرد و گرنه یا دخترو دوست نداره و یا شرایط ازدواج رو نداره که در هر دو صورت تکلیف چنین رابطه ای مشخصه و باید کات بشه
      شمام بهتره کمی صبر کنید و ببینید در چه موقعیتی هستید و اگر کاری میکنید بهتره عواقب رو در نظر بگیرید
      توصیه خاصی رفتار شما نداره چون وابستگی چنان طرفینو کور میکنه که توصیه ای رو قبول نمیکنن

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      دوست عزیز درسته در تصورتون این بوده که این فرد قابل اعتماد است و خب بعدا همسرتون خواهد شد ولی قطعی نیست .ممکنه این رفتار شما توقعی ایجاد کند برای ارتباطات بعد که در این مسائل هیچ تعهدی وجود ندارد .طبیعی است که ایشون اگر صحبتی کنید ناراحت شوند .و خوب چون در دنیای دوستی هیچ تعهد و مسئولیت پذیری متاسفانه نیست ولی توقعات و انتظارات بسیار است .اگر قصدتون ازدواج است راحت مطرح کنید که چه حد و حدودی دارید .خط قرمزهای شما چیست و چون چیزی قطعی نیست نمی توانید ارتباط را تا حدی بیشتر ادامه بدهید .اگر قرار باشد شناختی صورت بگیرید بهتر است در چهارچوب و با اطلاع خانواده باشد که بعدا اگر به ازدواج ختم نشد دچار اسیب نشوید .امیدوارم خوشبخت باشید و متوجه شرایط باشید

      پاسخ دادن
  3. Nili
    Nili می گوید:

    سلام من دختری ۱۷ ساله هستم نزدیک به یک ماهه که با یه پسر همسن خودم دوست شدم البته از قبل همو میشناختیم و اون الان به من ابراز علاقه کرده و کادو های مختلف برام میخره من اولین رابطه ایه که با یه پسر دارم و نمیدونم که باید بهش اعتماد کنم و دوستیمونو ادامه بدم یا نه و با اینکه هیچ اتفاق خاصی نیفتاده اما شدیدا احساس عذاب وجدان میکنم و در حال خودخوری هستم چون احساس میکنم دارم به پدر و مادرم و همسر آیندم خیانت میکنم اگه ممکنه منو راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام اینکه شما شرایط اینده را در نظر می گیرید بسیار مطلوب است و نشان رشد عقلی است .باید بدونید در دوستی های ابنچنینی هر چند ابراز محبت وجود داشته باشد و هر چندافراد برای هم کادو تهیه کنند و هر چیزی جزاصلی زندگی که تعهد است را ندارد.پس دقت داشته باشید شما فعلا ۱۷ سال دارید و خب طبیعی است که بعد از مدتی ایده ال ها ملاک ها و شرایط شما تغییر کند و ادامه دادن با تین فرد شاید به قیمت از دست رفتن اعتماد خانواده و مشکلات در زندگی اینده تمام شو د مخصوصا اگر ارتباطاتی شکل بگیرد که گریز ناپذیر باشد .امیدوارم خوشبخت باشید و تصمیم درستی بگیرید

      پاسخ دادن
  4. سوم
    سوم می گوید:

    سلام من یه دختر ۱۹ساله هستم خیلی مثبت و مذهبی چهار سال پیش یه پسر بهم زنگ زد و از عشقش به من گغت ابراز علاقه کرد که منو واسه ازدواج می خواد

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام .دوست عزیز مساله اصلی چیست ؟این قضیه که مربوط به ۴ سال پیش است .باید توجه داشته باشید .که مشکلتون رو برای دادن راه حل واضح بنویسید .ممنونم

      پاسخ دادن
  5. زهره
    زهره می گوید:

    سلام خسته نباشین من دختری هستم که از فرط تنهایی با پسری دوست شدم ولی ایشون گفتن که کلا نمیخوان ازدواج کنن و ازمنم رابطه میخوان منم کسی هستم که هم عذاب وجدان بدی میگیرم بخوام رابطه داشته باشم همم از طرفی میگم جداشدم ازش تنها میشم چون تابه حال خاستگاری که بمن بخوره پیدا نشده و میگم شاید مجرد بمونم پس بهتره اقلا تو زندگیم یکی باشه بنظرتون من باید چه کنم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام دوست عزیز ایشون که قصدشون ازدواج نیست که تنهایی شما بر طرف بشه .بودن در چنین رابطه ای که هدفش ظاهرا فقط ارتباط جنسیه و به قیمت اسیب روحی و جسمی شما تمام می شود رو به تنهایی ترجیح می دهید بهتره منطقی فکر کنید اگر ایشون بعد از ایجاد رابطه و ارضا نیازها تمایل نداشت حتی دوستی به این شکل ادامه پیدا کند چه می شود که در اکثر مواقع همین مساله اتفاق می افتد و قابل پیش بینی است .تنهایی را می توانید با فعالیت های مورد علاقه پیگری انها داشتن دوستان متناسب با عقایدتون و مفید بودن در جامعه پر کنید و قرار نیست تا اخر عمر خواستگار دلخواه نداشته باشید البته اگر سخت نگیرید .در هر حال تصمیم گیرنده خود شما هستید ولی باید عواقب هر تصمیمی را بپذیرید امیدوارم درست تصمیم بگیرید ..

      پاسخ دادن
  6. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام خسته نباشین
    من با یه دختری دوست شدم دوستی ماهم نیتش ازدواجه الان فقط واسه اشنایی دوست شدیم که بهتر همو بشناسیم.که میگه قبل من بایکی دوست بوده فقط یکبار باهاش قرار گذاشته بود و مورد زورگیری قرار گرفته یعنی فقط با دستهایش به بدنش به زور دست زده و بوسیدتش و من میدونم راست میگه چون ثابت کرده بهم.و دوستیشونم به مدت یک ماه بوده
    و از اینکارش پشیمون شده و میخواسته چیزی پنهان نباشه بینمون بهم گفته این ماجرارو به نظر شما واقعا جای بخشش داره؟من که بخشیدمش.عایا واقعا بخشش من درسته؟
    راستی سن دختره هم کم بوده و قد کوتاهست که مورد زور گیری قرار گرفته و خودشم دیگه فهمیده کارش اشتباه بوده و من هم راه درستو بهش نشون دادم.ومیدونم به خواست خودش نبوده.
    فقط میخوام بدونم گذشتشو ببخشم درسته یا نه؟
    اگه راهی هم هست کمکم کنین
    ازتون خواهش میکنم جواب بدین
    باتشکر

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام دوست عزیز ایشون که صراحتا مساله رو گفتند و اصلا رابطه جنسی نبوده حتی این شرایط به دلخواه او نبوده و می فرمایید سو استفاده صورت گرفته .پس قرار نیست که انقدر قضیه را بزرگ کنید .ولی وقتی بحث بخشش را مطرح می کنید و در ذهن شکل می گیرد که اتفاق ناگواری رو دیدید و خطای بدی رو دیدید و گذشتید خب این نکته مهمی است .که باید دقت داشته باشید.چون ممکنه بعدا دررطی زندگی یاداور شوید که شما بودید که گذشت کردید و این مساله ساز خواهد شد .بهتره اگر به ایشون علاقه مند هستید همان طور که هستند بپذیرید و به هر حال اعتماد داشته باشید و اینکه انسان جایزالخطاست ک معصوم نیست .اگر فکر می کنید درگیری ذهنی شدت می یابد و نمی توانید بپذیرید به نظرم بهتره ادامه ندهید چون هیچ یک خوشبخت نخواهید شد .در هر حال امیدوارم موفق و خوشبخت باشید حضوری هم می توانید با روانشناس صحبت کنید

      پاسخ دادن
  7. نيلا
    نيلا می گوید:

    با سلام
    من با دوست پسرم رابطه داشتم در حدی که به هایمنم اسیب نزنه،البته امیدوارم نزده باشه حالا بعد یکسال اشناییمون مادر و پدرم راضی به ازدواج من با ایشون نیستن بخاطر مشکلات فیزیکی که ایشون دارن و اینکه خودمم کم کم دارم نسبت بهش سرد میشم،من ارشدم و تو دانشگاه یکی از همکلاسیهام بهم ابراز علاقه داشته و من بخاطر حضور ایشون نمیتونم به همکلاسیم به طور جدی فکر کنم از طرفی هم میترسم هایمنم اسیب رسیده باشه،من یک ازمون شغلی پیشه رو دارم که بخاطر رابطه با ایشون و استرس هایی که به من از این رابطه وارد شده نمیتونم برای ازمون مطالعه کنم و این باعث استرس بیش از حد معمول به من شده،خیلی ناراحتم که اینده شغلیم بخاطر استرسم داره به مخاطره میافته چون این شغل همیشه رویایه من بوده،حالا وقتی فکر اینم میکنم که ازش جدا شم استرس شدید. میگیرم چون میترسم از رابطه هامون فیلم یا عکس یواشکی داشته باشه که من ندونم خیلی نگران بیشتر از سه ماه به ازمون بسیار مهمم نمونده من باید چیکار کنم؟
    میتونم یک نظری هم به سوالم ضمیمه کنم؟
    واقعا متاسفم برای جامعه امون که تمام فشار روانی رابطه رو جنس زن هستش،مردها بدونه هیچ محدویتی با افراد متعدد قبل تشکیل خانواده رابطه برقرار میکنن و این رو حق خودشون میدون،اما زمان ازدواج از همسره ایندشون توقع بکر بودن دارن،مگه هممون انسان و برابر نیستم؟!کاش دست از این تبعیض ها برداریم تا جامعه با سطح سلامت روانی و ارامش بیشتر داشته باشیم مثله جوامع پیشرفته و متمدن

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      دوست عزیز خود شما بهتر ا هر کسی میدونید سطح رابطه در چه حدی بوده که بتونه به بکارت شما آسیب زده باشه یا خیر
      این مورد از طریق معاینه توسط متخصص زنان و یا خود شما بوسیله یک آینه مشخص خواهد شد که اگر خودتون قرار بر این معاینه گرفتید باید به ارامی اینکارو انجام بدید
      اینکه بازم بخاطر جدا شدن از ایشون استرس دارید یک ضعف زنانه است که دقیقا نقطه عطف یک رابطه به حساب میاد و به همین خاطره مردان راحت میتونن هر کار خواستند انجام بدن ولی زنان خیر…
      چون همین وابستگی برای زنان کور کننده است و تا مدامی که مثل یک معتاد به این رابطه وصل شده باشند عملا کاری نمیتونن انجام بدن … تا شما هم به سطحی از بی تفاوتی نسبت به ایشون نرسیده باشید همین حس رو خواهید داشت … در ضمن از اینکه فکر میکنید از شما عکس و فیلم گرفته باشه تصوراتی پوچه … چون اگر قرار بود چنین چیزهایی وجود داشته باشه تا به امروز ازشون صحبت کرده بود و به شما نمایشش میداد … پس با خیال راحت برای آزمون شغلیتون مطالعه کنید … و این مطلبو خوب بدونید تا شما دخترها وارد چنین روابطی نشده باشید هیچ مردی به خودش اجازه تعرض به شمارو نمیده ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام شاید درست می فرمایید ولی نمی توان فرهنگ را تغییر داد ضمن اینکه اسیبی که در این رابطه ها به زن وارد می شود برخلاف مرد گاها غیر قابل بران است پس پیشگیری کردن مناسب تر است .در مورد این فرد چون شما دچار تردید شدید و فرد مناسب تری رو پیدا کردید و خب تردید دارید بهتره درست اقدام کنید .گویا شما تمایلی به ادامه با این فرد ندارید هر چند متوجه شدم که خانواده شما هم مخالفت دارند .پس بهتره این رابطه تمام شود .وقتی شما مزایا و معایب ارتباط و در نهایت ازدواج با این فرد را بررسی می کنی سهم هر طرف چند ردصد است این طور بهتر می توانید به نتیجه برسید ؟شاید هم کلاسی شما هم معایبی داشته باشد که فعلا توجهی ندارید در ضمن اگر از فرد قبلی عکس و فیلم و هر چیزی دارید ارتباط رو قطع نکنید تا از این مسائل مطمئن شوید چون ممکنه بحث لجبازی و ..برای زندگی اینده شما دردسر ساز شود بهتره با تعامل مثبت در مورد این مسائل جویا شوید و نظرشون رو بخواهید .بعد اگر واقعا فکر می کنید دیگر نمی توانید خودتون و خانواده رو راضی کنید و احساس می کنید رابطه با ایشون به درس و کار و ..لطمه زده تکلیفشون رو مشخص کنید تا ایشوننم بلاتکلیف نباشند در نهایت امیدوارم خوشبخت باشید .

      پاسخ دادن
  8. فرشته
    فرشته می گوید:

    سلام من ۳۱سالم هست و۱۰ساله که به یه شخصی درمحیط دانشگاه علاقمندشدم اون موقع پسره دوروورم میادملتلک مینداخت که خنده م بگیره نگاه میکردمیادسمتم ولی متاسفانه خیلی خشک وجدی رفتارمیکردم چون هم غرورداشتم وهم اینکه جرات نداشتم حتی نگاش کنم جایی که باشه من خشکم میزدیازودردبشم ولی فقط توی دلم میخواستمش ۱۰ساله که همش توذهنم وهردم ودقیقه به عکساش که توفضای مجازی میزاره نگاش میکنم حتی اجازه ندادم خواستگاربیادچون همیشه دوست داشتم باکسی ازدواج کنم که دوسش دارم ولی دوشب پیش عقدکردواین منودیوونه کرده نمیتونم باورکنم عشقم مال من نشدوخودموسرزنش میکنم که تقصیرمن بوده چرااون رفتاراداشتم ولی دست خودم نبودهم راه عاشقی بلدنبودوهم اون رفتاردستم نبودشایدهمه ی این رفتاراناشی ازغرورلعنتیم باشه فقط دوست دارم بمیره ولی خداجونمونمیگیره زندگی خوب یایکی به قول بعضیابهترازاون میادهم نمیخوام ازبعددانشگاه تاالان همش میگم اگه قراره محل بزارم چرابه عشقم محل ندادم سنم رفت بالاوعشقم هم رفت چکارکنم😢

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      دوست عزیز مشائل مربوط به شکست عشقی و این شرایط برای هر فردی درد اور است منتهی خودتون می فرمایید ایشون شما رو نگاه می کردند سمت شما می امدند و …ایشون اگر تمایل داشتند بدون توجه شما هم اگر پیشنهادی داشتند مطرح می کردند و باید بدونید اتفاقا مردها تمایل بیشتری به زن هایی که کمی غرور دارند و سریع توجه مثبت نشان می دهند نشان می دهند و اتفاقا بیشتر تمایل پیدا می کنند از دنیای این فرد سر در بیاورند و برای انها جذاب می شود ولی در مورد شما اینکه توجه داشتند و هر چیز دال بر علاقه برای ازدوا نبوده که شما خودتان و رفتارتان را سرزنش کنید که چرا چنین نشد و چرا شما توجه مثبت نشان ندادید و …چه بسا اگر توج مثبت نشان می دادید تمایل برای دوستی پیش می امد منتهی شما ایشون رو در ذهنتون ساخته و پرداخته کردید و حالا دل کندن سخت است بهتر است به روانشناس مراجعه کنید تا بتوانید به موردهای دیگرتان فکر کنید وموفق باشید

      پاسخ دادن
  9. فریناز
    فریناز می گوید:

    سلام من به دختر ۲۷ ساله هستم و الان ۱ سال هست که عقد کردم..دو سال پیش زمانی که یه کلاس درسی میرفتم ناخواسته عاشق معلمم شدم…ایشون هم مجرد بود…چند بار خواستم منطقی باهاشون صحبت کنم اما هر کاری کردم نتونستم و خجالت کشیدم متاسفانه…اون آقا حداقل ظاهرا آدم فوق العاده خوب و با شخصیت و خوش اخلاق و محجوبی بودن…چند بارم از نزدیک وقتی ازشون سوال درسی میپرسیدم از این حجب و حیایی که داشت لذت بردم..الان با اینکه همسرمو خیلی دوس دارم اما هر موقع که یاد معلمم میوفتم ناراحت میشم..و میگم ای کاش بهش گفته بودم..حس میکنم واقعا عاشقش بودم ..چنین حسی رو به همسرم ندارم واقعا..هر چند هم که اصلا مقایسه نمی کنم همسرمو با ایشون…همسرمو دوست دارم اما عاشق معلمم بودم..یه چیزی که واقعا دست خودم نیست اینه که توی خیال و ذهنم با معلمم حتی عشق بازی میکنم و شدیدا و عمیقا هم لذت میبرم از فکرش !! نمی دونم چکار کنم..نه اینکه این مساله به زندگی و دیدم به همسرم خدشه ای وارد کرده باشه اما فکرش همیشه با من هست..شاید باور نکنید اما حتی گاهی برنامه ریزی میکنم که نزدیک محل کار معلمم برم و وقتی از محل کار بیرون میاد از دور فقط و فقط تماشاش کنم !!!..خیلی دوسش دارم..

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      دوست عزیز اگر قرار بود شما و معلمتون در کنار ه قرار بگیرید مطمئن باشید شرایطی مهیا میشد تا شما حرفتون رو به ایشون بزنید
      همین وقفه ها نشون دهنده این واقعیت هست که شما قرار بوده در مسیر دیگه ای حرکت کنید که امروز در ان قرار دارید
      عمر کوتاست پس از کنارهم بودن با همسرتون نهایت استفاده و لذت رو ببرید

      پاسخ دادن
  10. far.19
    far.19 می گوید:

    سلام من قبلا از روی بچگی با کسی رابطه جنسی داشتم و بکارتم آسیب دیده .الان با کسی در حال آشنایی برای ازدواج زیر نظر خانوادهامون هستیم نمیدونم با این موضوع که کابوسم شده چیکار کنم؟ من حتی با مشاوره ای که قبلا حضوری باهاش صحبت کردم گفتن هیچ جور زیر بار نرو وطوری وانمون کن که انگار نه انگار.من دروغ بدم میاد و احساس بدی دارم.نمیدونم کار درست چیه؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      اینکه شما بکارت رو از دست دادید قبل از اینکه بخواهید بحث مطرح شدن و نشدن را به میان بیاورید بهتره به پزشک مراجعه کنید در بعضی از مواقع اگر فاصله طولانی از رابطه گذشته باشد و نوع پرده به صورت ترمیمی باشد خب شاید خیلی مساله مشکل ساز نباشد .بله دروغ درست نیست و بهتر است افراد صداقت داشته باشند ولی خودتون فکر کنید ایا مردی پذیرش این مساله را دارد که همسرش قبلا با فرد دیگری رابطه جنسی داشته است .شما قرار نیست دروغ بگویید اگر ایشون سوالی در این باره داشتند بهتره در زمان مناسب مطرح کنید و سعی کنید شدت هیجانی به مساله ندهید ولی اگر ایشون مطرح نکردند شما هم مطرح نکنید اینکه امروز از کارتون پشیمان هستید و می خواهید زندگی سالمی داشته باشید بسیار مهم است و در مورد رابطه جنسی هم درهمه انواع پر ده ها در مساله زفاف خونریزی وجود ندارد ه نگران باشید ایشون از این طریق متوجه شوند .در هر حال طرف مقابل و شناختی که از ایشون دارید و احیانا درجه پذیرششون نسبت به این مساله هم اهمیت دارد .موفق و خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
  11. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام. من مدت سه سال با پسری در ارتباط بودم که واقعا بهش علاقه داشتم ولی در این مدت متوجه شدم که نمیتونم باهاش خوشبخت بشم چون ایشون مرا وادار به رابطه جنسی کردو از لحاظ اخلاقی تفاهم نداشتیم من ازش جدا شدم و توبه کردم و الان علاقه ای در درونم نسبت به ایشون احساس نمیکنم ولی اون نتونسته فراموشم کنه .بنظر شما چیکار باید بکنم؟ و اگر خواستم ازدواج کنم این مسئله رو با طرف مقابلم در میان بذارم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      باسلام در مورد ایشون که باید سزیع ارتباط تمام شو و اگر باززپیگیری کردند کاملا صریح مساله جدایی و خوشبخت نشدن با هم رو مطرح کنیددالبته اگر واقعا ایشون فرد ایده ال شما نیستند اقدام کنید چون به هر حال رابطه جنسی داشتید و خبرهبپیچ فردی به غیر از ایشون پذیرشی نخواهد داشت .در مورد ازدواج با فرددیگری و تردیددشما مبنی بر اینکه مطرح کنید یا خیر خب اگر واقعا از رفتار خودتون پشیمان هستید و تقریبا مطمئن از اینکه این رفتاررتکرار نخواهد شد مطرح کردنش قطعا مشکلاتی رو به همرا داره هر چند طرف مقاب شما ممکنه ایرادی وارد نکند و درک کند که شرلیط خاصی بوده که مجبور به این کار شدید ولی مطمئن باشید در زندگی اینده همیشه تردید و شک نسبت به شما خواهد داشت و این برای خودتون ازاردهنده می شو یا ممکن است با هر بحثی این مساله را یاداور شود .در هر حال تصمیم گیرنده نهایی خوددشما هستید و هر فردی صلاح خودش .را بهتر می داند هر چند روانشناس به بررسی راهکارها می پردازد .امیدوارم تصمیم درست گرفته شود.

      پاسخ دادن
  12. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام من و پسری چهار سال هست با هم رابطه داریم الان قصد ازدواج داریم آیا مشکلی پیش میاد .رابطه جنسی هم داشتیماالبته اایشان الان خارج از ایران هستن و آدم مذهبی هم نیستن

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام منظور از مشکل چیست ؟یعنی می خواهید بدانید چون رابطه جنسی داشتید ازدواج درست است یا خیر .؟در هر حال ایشان اکنون ایران نیستند .ایا از بازگشت ایشون اطمینان دارید باید بدانید رابطه جنسی قبل از ازدواج به خاطر به وجود امدن فضای وابستگی عاطفی خصوصا برای دختر قدرت تصمیم گیری منطقب را از او می گیرد و از طرفی برای پسری که هیجانات جنسی شدیدی دارد و تمایل به برقراری رابطه قبل از اردواج دارد بعد از برقراری رابطه ممکن است به یک باره با ارضا شدن نیازها بدون تعهد و مسئولیت احساس کند دیگر نیازی به ازدواج نیست و ان فرد برایش یکنواخت شود و اهمیت چندانی به متاهل شدن و صرف ازدواج لا این فرد نداشته باسد که باید به این نکات توجه فرمایید به هر حا گاهی تجربه ها هر چتد تلخ بسیار کمک کننده است .در هر حال امیدوارم این اقا شرایط ازدواج داشته باشد و شما با شناخت کافی از ایشون و روحیاتش مایل به ازدواج با ایشان باشید .خوشبخت و موفق باشید .

      پاسخ دادن
  13. ساره
    ساره می گوید:

    سلام ببخشید من یه سوال واجب دارم من دختری ۱۷ساله هستمماهه دچار خود ارضایی هستم دوبار بعد از خود ارضایی ترشحات شفافی رو دیدم که رگه های خیلی نازکی از خون داخلش هست ایا برای بکارتم لتفاقی افتاده؟لطفا راهنماییم کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      ترشحات واژن در موقع تحریک همراه با رگه های خون که ناشی از انقباض ماهیچه های داخلیه
      واگر خودارضایی شما خارجی باشه و چیزی وارد نشده باشه جای نگرانی نیست

      پاسخ دادن
  14. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    با سلام من پسری ۲۴ ساله هستم حدود یک سال و نیم هستش با خانمی به صورت جدی دوست هستم و تصمیمون برای ازدواجه خانم من حدود ۲ سال با پسری دوست بوده و هیچ رابطه جنسی نداشتن من به پاک بودنش ایمان دارم ولی گذشتش اینکه ۲ سال با پسر غریبه میرفته بیرون میرفته دست همو میگرفتن احساس داشتن به هم و اسم او پسر لعنتی و هزاران مورد های دیگه داره نابودم میکنه هر روز صبح تا شب داره اینها مثل ی مته تو سرم تکرار میشه من ۱ ساله هر چی سعی کردم از یادم نمیره از صبح تا شب این گذشته ی لعنتی که شاید چیز خاصی ام نبوده جلو چشامه . بغل موهام سفید شده بالای سرم هر روز درد میاد چشام ضعیف شده.واقعا بدترین عذاب دنیاس کنار عشقت نتونی عاشقانه زندگی کنی همیشه میگم ای کاش نمیگفت چیزی که نبوده نمیگف اتفاقی نمیوفتاد.ضمنا ما با هم رابطه از پشت و عشق بازی رو داشتیم اما از جلو نه. چیکار کنم تروخدا واقعا نمیدونم چیکار کنم ایا ازدواج کنیم خوب میشم یا نه سیستم فکری من همینه . فکر نکنم بتونم چند سال بیشتر دووم بیارم. اگه همینجوری باشه هر شبم به امید اینکه فردا خوب میشم خوابیدم اخه اون دختر جونمه.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      بهتره با این تفکراتتون از فکر این ازدواج خارج بشید … دوست داشتن شما با این شرایط شک و تردید فقط برای ایشون و حتی خود شما چیزی جز حصار و زندان نداره
      شما همین الان هم از بودن با هم احساس خوشایندی ندارید چون هنوز در شرایط گذشته دختر هستید …

      مسئله ی مهم این است که دررابطه ی فعلی چه چیزهایی را باید و چه چیزهایی را نباید منعکس کرد؟ به خصوص برای خانم ها این سوال پیش می آید که آیا باید روابط قبلی خود را به طرف مقابل بگویند یا نه؟
      در مقوله ازدواج آنچه که برای خانمها آزاردهنده به نظر می رسد، با آنچه برای آقایان ناراحت کننده است کمی متفاوت است. چیزی که اغلب برای خانم ها اهمیت بسیار دارد این است که آقا در رابطه ی قبلی طرد نشده باشد. مثلا از خانمی خواستگاری کرده و جواب منفی شنیده باشد. یا اگر نامزدی داشته، طرف مقابل رابطه را پایان داده باشد. در حقیقت خانم نگران وجود عشقی است که در دل مرد باقی مانده است. این مسئله حتی ممکن است بیشتر از رابطه ی جنسی معمول برای یک خانم اهمیت داشته باشد.
      در مقابل برای اغلب آقایان موضوع متفاوت است و آن چه برایشان در مورد رابطه ی قبلی خانم مهم تر است، مسئله ی رابطه ی جنسی است. جالب این است که در همه جای دنیا مسئله به همین شکل است. هرچند که راستگویی در برخی مواقع به ضرر افراد تمام می شود، اما جزو الزامات ازدواج است و در درازمدت باعث تضمین سلامتی رابطه می شود.
      لازمه ی ازدواج، صداقت
      رابطه ی عاطفی شدید و رابطه جنسی، زمانی می بایست اتفاق بیفتد که یا ازدواج صورت گرفته باشد و یا به صورت یک تعهد اخلاقی درآمده باشد
      لازمه ازدواج خوب صداقت است. تا صداقت نباشد اعتمادی نیز وجود نخواهد داشت و برای اعتماد سازی لازم است افراد جرات حرف زدن با یکدیگر داشته باشند. بهتر است کسی برای ازدواج انتخاب شود که بتوان با او راحت درباره ی خود صحبت کرد. قاعدتا صحبت در مورد یکسری موضوعات عواقب خاص خود را دارد و ممکن است باعث شود رابطه خاتمه پیدا کند. اما اگر دختر و یا پسر میداند، موضوع فوق، برای طرف مقابل بسیار مهم است تا آنجا که اگر بگوید ممکن است منتج به پایان رابطه شود و آنرا بیان نکند، در حقیقت در چنین شرایطی با یک عمر احساس عذاب وجدان زندگی مشترک را شروع می کند و ادامه می دهد.
      پنهان کاری واحساس گناه
      در هرصورت، پنهان کاری به شدت احساس گناه ایجاد خواهد کرد و شاید همین احساس گناه مقدمه ای برای چشم پوشی وکوتاه آمدنهای نابجا باشد. که خود این مهم موضوعی است که می تواند، مقدمه مسائل و مشکلات بسیار زیاد و بزرگتری شود.
      همین کوتاه آمدنها به مرور باعث می شود، احساس عصبانیت و خشم در طرف ایجاد شود. تدوام این خشمها خود باعث عصیان و گاهی افسردگی می شود.
      در هر صورت به خصوص درمورد خانم ها، وقتی مسئله ای در رابطه با گذشته وجود دارد و مطرح نمی شود، آزاری چند برابر برایش به وجود می آورد. پنهان کاری تاثیر سوء خود را در رابطه خواهد گذاشت. وقتی که شخص نمی خواهد درمورد گذشته صحبت کند، چون معتقد است به کسی ارتباطی ندارد، شرایط برایش آزاردهنده خواهد بود.
      فرق ازدواج با روابط دیگر
      هرچند که راستگویی در برخی مواقع به ضرر افراد تمام می شود، اما جزو الزامات ازدواج است و در دراز مدت باعث تضمین سلامتی رابطه می شود
      ازدواج دارای خصوصیاتی است که آن را از دیگر روابط متفاوت می کند. اصولا این مسئله که ما الان به هم رسیده ایم وگذشته ی ما به هم ارتباط ندارد در ازدواج صدق نمی کند. افراد در ازدواج علاوه بر آینده، نگاهی گذشته نگر هم دارند و تمایل دارند از گذشته ی طرف مقابل نیز اطلاعاتی کسب کنند. لذا در قدم اول دختر و پسر باید از اینگونه روابط حذر کنند. قاعدتا رابطه ی عاطفی شدید و رابطه جنسی، زمانی می بایست اتفاق بیفتد که یا ازدواج صورت گرفته باشد و یا به صورت یک تعهد اخلاقی درآمده باشد.
      اگر هم رابطه ای شکل گرفت، باید عواقبش را در نظر بگیرند. در هر صورت اگر یکی از طرفین برایش عدم رابطه جنسی و عدم تجربه آن قبل از ازدواج مهم است. طرف مقابل یا باید رابطه را با وی خاتمه دهد و یا جرات بیان واقعیت را داشته باشد. دختر و پسری هم که صحبت صادقانه طرف مقابل را می شود، باید ارزیابی کند، این رابطه از روی بی اخلاقی و بی اعتقادی فرد بوده و ایشان شخصیت نا سالمی دارد، یا اینکه در حقیقت خطایی است که جای بررسی بیشتر دارد.
      در بیشتر موارد خانم ها از ترس قطع ارتباط و علی رغم میل باطنی شان تن به رابطه ی جنسی می دهند و این کار را به اجبار و نه از روی اشتیاق، انجام می دهند. در اصل این مسئله نوعی تجاوز به عنف محسوب می شود و البته از نوع تجاوز عاطفی. اگر چه مسئولیت فرد نادیده گرفته نمی شود. اما در نهایت دو طرف بایست مجموع شرایط را بسنجند، عجولانه و احساساتی تصمیم نگیرند. اگر فرد واقعا از کار خود نادم و پشیمان است و شرایط امروزش نشان می دهد، معقول تر و محکم تر از همیشه با مسائل برخورد می کند. بهتر است فرصت بررسی و ارزیابی را دو طرف از یکدیگر نگیرند و با موضوع منطقی وسنجیده برخورد کنند.
      هرچند که راستگویی در برخی مواقع به ضرر افراد تمام می شود، اما جزو الزامات ازدواج است و در دراز مدت باعث تضمین سلامتی رابطه می شود. البته لازم به ذکر است که صداقت با ساده لوحی فرق دارد. در ضمن کسی که دروغ می گوید، نمی تواند به سادگی به دیگران اعتماد کند، چون بر این گمان است که دیگران هم مانند او دروغ می گویند.

      پاسخ دادن
      • ناشناس
        ناشناس می گوید:

        سپاسگذارم از بذل توجه شما
        اما مسئله ای که هست من در کنار خانم خیلی خوب هستم فکرها به سراغم میاد اما بسیار کم ایا با ازدواج و دائم در کنار هم بودن ابن موضوع رفع نخواهد شد.؟!؟
        چون هیچ رابطه ی جنسی نداشته ان و بنده یقین دارم

        پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور می گوید:

          تا وقتی که به این درک نرسید که گذشته هر کسی به خودش مربوط میشه هیچ مشکلی حل نخواهد شد … و همین شک و تردید آرامش هر دوی شمارو از بین خواهد برد
          رک و صریح میگم اگر نمیتونید با گذشته ایشون کنا بیایت باید در مورد ترک این رابطه هم جدی فکر کنید… چون هدف از ازدواج فقط رسیدن به آرامشه
          پس با خودتون روراست باشید
          به هر حال به خوبی می شود از لابلای صحبت هایتان داشتن یک زندگی آرام و روابط سالم با همسرتان را فهمید. این که نسبت به روابط همسرتان با نامحرم حساس هستید نشان از غیرت شما دارد ولی در نظر داشته باشید، غیرتی مورد پسند است که از محدوده شرع و عقلانیت خارج نشود.

          جز معصومان و اولیاء خدا که مصون از اشتباه و گناه اند، بقیه انسان ها در معرض خطا و گناه قرار دارند، عده ای با توجه به خداوند بسیار مراقب خود هستند و حداقل خطا و گناه از آنان سر می زند و عده ای متأسفانه درصد خطا کاری و گناهشان زیاد است. در مشاوره هایی که به دختران و پسران جوانان می دهیم بر اهمیت طهارت و پاکی، در قبل از ازدواج تأکید می کنیم، یکی از مهم ترین دلایل این توصیه، جلوگیری از پدید آمدن این چنین مشکلاتی است. دختران و پسران عزیز باید توجه داشته باشند که بالاخره هر کسی روزی زندگی مشترکی تشکیل می دهد که دیگر اساس آن شهوت رانی و هوس بازی نیست، متاسفانه خیلی از دختر و پسرها و به خصوص دخترها به این امر مهم توجه نمی کنند، دوستی های زمان دبیرستان و دانشجویی عاقبت زندگی انسان را تهدید می کند. بر این اساس؛ پیش از هر چیز باید دقت کنیم تا در دوران جوانی و قبل از ازدواج به این گرداب ها گرفتار نشویم که عواقب سوئی خواهد داشت.

          اما دوست عزیز اگر چه کارهای ناسالمی تحقق پیدا کرده است ولی تنها شیطان است که از لطف خداوند نا امید است، مطالبی که بیان می شود را با نگاه پر امید و در خواست رحمت الهی بخوانید.

          در خواست شما از همسرتان برای بیان تمام رازهای زندگیش موضوع درستی نبوده است، زن و شوهر براساس یکسری از ملاک ها و معیارها کنار یکدیگر جمع شده و زندگی مشترکی را آغاز کرده اند. امکان برخی لغزش ها برای همه ما وجود دارد، اگر بخواهیم تجسس کنیم بسیاری از اعتمادها از بین می رود. امام جواد (ع) در روایتی می فرمایند: ” اگر به راز هم آگاه می شدید هم دیگر را به خاک نمى‏سپردید.” [۱] یعنی بعد از آگاهی از اسرار هم، آن قدر از یک دیگر بیزار می شدید که حتی جنازه یک دیگر را به خاک نمی سپردید.

          این که همسرتان در ابتدای زندگی، همه اسرار زندگی اش(با تمام تلخی هایش) را به شما گفته است، نشان از آمادگی او برای شروع یک زندگی صادقانه و براساس محبت به همسرش، را دارد. نشانه این صداقت و عشق همین رفتاری است که شما بیان می کنید، که به هر طریق می خواهد به شما ثابت کند انسان متفاوتی شده است.

          به نظر می آید شما از زندگی با ایشان راضی هستید و قصد دارید تا تنها موردی که گاهی موجب نارضایتی در زندگی تان می شود را از خود دور کنید.

          هر چه زودتر این موضوع را که از فکر به وسوسه شیطانی تبدیل شده است از خود دور کنید، شما هم در جوانی روابطی شاید بدتر از این با جنس مخالف داشته اید، آیا به دختران اجازه می دهید به خاطر این روابط، با شما ازدواج نکنند؟

          با انصاف باشید، زندگی خوبتان را با این وسوسه های شیطانی خراب نکنید، هرگز به این موضوع فکر نکنید، طوری با همسرتان برخورد کنید که احساس کند، بزرگوارانه خطای او را بخشیده اید، راه او را جهت دستیابی به رضایت خودتان کوتاه کنید،حتماً مطمئن باشید با این بخشش مورد لطف خداوند قرار می گیرید. به خداوند توکل کنید و از او یاری بخواهید.

          پاسخ دادن
  15. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    این دخترا چرا خودشونو به فنا میدن؟ زندگی آیندشونو با دوس پسربازی نابود میکنن
    خاک بر سرتون :)))
    آدم میترسه یکی از اینا زنش بشه وااااای

    پاسخ دادن
  16. مهتا
    مهتا می گوید:

    وقتی صحنه ی اون‌ بوسه عمیق تو ذهنم تداعی میشه از خودم‌ متنفر میشم حالم بشدت بد میشه و وقتی به خدافکر میکنم گریم میگیره … از انجام‌ این گناه عذاب وجدان دارم پیش خدا شرمندم خیلی شرمنده… توبه کردم خدا ببخشه منو

    پاسخ دادن
  17. مهتا
    مهتا می گوید:

    من همش میگم نکنه با نگفتن گذشته و این‌بوسه ی عمیق خیانت در حق همسر آیندمه. ایشون صادقانه گذشتشو برای من گفت حالا منم‌باید گذشتمو صادقانه بهشون‌بگم؟
    من کاری نکردم فقط بوسه ی عمیق بود که الان بسیار پشیمونم و خدارو شکر توبه کردم. خدا منو ببخشه

    پاسخ دادن
  18. مهتا
    مهتا می گوید:

    سلام من چند ماه پیش با آقایی برای ازدواج آشنا شدم که در نهایت به توافق نرسیدیم ولی متاسفانه ما هم دیگر رابوسیدیم که بوسه عمیقی بود و من الان که چند ماه از این اتفاق میگذرد دچار عذاب وجدان شدید شدم و پیش خدا شرمندم. من الان یه خواستگار دارم که نمیدونم از این بوسه ی عمیق که در قبلا داشتم بگم یا نه؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      چنین تصورات پوچی رو کنار بگذارید و گرنه باید تمام عمرتون رو برای چنین تصوراتی به هدر بدید
      پس از این اصطلاحات خنده دار بوسه عمیق خودتون رو رها کنید
      و در مورد گذشته با خواستگارتون صحبت نکنید چون فقط باعث عدم اعتماد این فرد نسبت به خودتون شده اید

      پاسخ دادن
  19. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام لطفا یکی یه راهی جلو پام بزار بگید باکسی ازطریق دنیای مجازی اشنا شدیم میشه بهش اعتماد کرد؟میشه ازدواج موفقی داشت؟بنظرشما اونکه میگه ازطریق تلفن ویباردیدن عاشق شده راسته؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      رابطه ای که با فشار یک دکمه ایجاد بشه با فشار همان دکمه هم میتونه تموم بشه
      بهتره راه های دیگه ای رو برای انتخاب و شناخت استفاده کنید

      پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      عذاب وجدان: آیا شما احساس گناه میکنید؟

      احساس گناه و عذاب وجدان حسی است همراه با اضطراب و نگرانی، که در خیالاتمان در مورد کاری که می توانستیم انجام دهیم، ولی در انجام آن کوتاهی کرده ایم یا اینکه به نحو احسن آن را عملی نکرده ایم، شکل می گیرد و در این حالت حس نارضایتی و خودخوری تمام وجود ما را در برمی گیرد.

      ندایی از درون، شما را سرزنش می کند که به نوعی شاید همان حس مسئولیت پذیری است.

      این تصورات منفی ذهن شما و عذاب وجدان در وجودتان باقی می ماند و در کوتاه زمانی روح شما را ناتوان و ضعیف می کند، کسانی که در زندگی بطور دائم از احساس گناه رنج می برند، به افسردگی، دلشوره و استرس ناشی از آن دچار می شوند.
      دلایل احساس گناه و عذاب وجدان

      شما در ضمیر ناخودآگاه خود در مورد موضوعی که در انجام آن کوتاهی کرده اید با خود می گویید که ای کاش تلاش خود را می کردید یا حداقل بیشتر سعی می کردید، همه ی این حالات از احساس ضعف و ناتوانی در شما ایجاد می شود.

      آیا از این که به کسی کمک نکرده اید عذاب وجدان دارید؟

      وقتی که دوست داشتید به کسی کمک کنید اما نتواستید و به نوعی فکر می کنید او را تنها گذاشته اید.

      آیا فکر می کنید که می توانستید بیشتر کمک کنید؟

      در این حالت با خود می گویید “من به قدر کافی سعی نکردم به او کمک کنم”

      آیا از اینکه به دیدار کسی نرفته اید عذاب وجدان دارید؟

      با خود می گویید “ای کاش می توانستم بیشتر به او سر بزنم”

      آیا زمانی که در انجام کاری اشتباه کرده اید احساس گناه می کنید؟

      بعضی افراد دائما” اشتباهاتی راکه اصلاً ربطی هم به آنها ندارد را به گردن خود می اندازند و عذاب وجدان تمام وجودشان را فرا می گیرد.

      اگر کسی به شما بگوید تقصیر شما بوده و می توانستید بهتر این کار را انجام دهید، احساس شرمندگی و گناه می کنید؟

      در این حالت به دلیل عدم مهارت و توانایی در مورد مسئله ای مورد انتقاد قرار می گیرد.

      آیا سر کار خود دائماً فکر می کنید همه ی وظایف به دوش شما است و به دلیل عدم انجام کامل آن، عذاب وجدان دارید؟ این حالت بیشتر وقتی است که شما مسئولیت یک گروه را به عهده دارید.

      در تمامی موارد فوق و مشابه آن، خود را از درون خود آزار می دهد، برای آشنایی بیشتر با علائم وقوع چنین حالاتی و غلبه بر این حس به موارد زیر توجه کنید:

      احساس عدم توانایی

      از زمان کودکی حس عدم توانایی و افسردگی ناشی از آن در انسان شکل می گیرد و به تدریج مغز و ذهن ما مثل یک اسفنج تمامی اتفاقات و داده های زندگی را در خود نگاه می دارد، در نتیجه بدون آنکه متوجه شویم می بینیم که تمام ابعاد زندگی، عادات و باورهای ما تحت این افکار شکل گرفته است.

      به این ترتیب با همان الگو پیش می رویم، در اثر گذشت زمان و تکرار مداوم این عادات و افکار در وجود ما، تغییر پذیری این الگو بسیار مشکل است، درست مثل این است که، اسم خواهر شما مریم است، شما از بچگی این را می دانید و به این اسم او را صدا می زنید، اگر کسی به شما بگوید اسم او مریم نیست، اصلاً برایتان قابل قبول نیست و نمی پذیرید. افکار ما نیز به همین صورت در اعماق ذهن و وجود ما شکل می گیرد.

      ایجاد و پیشرفت این عادات و حس عذاب وجدان از زمان کودکی تا به حال، چنان شما را رنج می دهد که به افسردگی های مزمن و نگرانی های ذهنی دچار می شوید، و به تدریج تأثیرات آن بصورت ناتوانی ها و عدم موفقیت در تمام مراحل زندگی نمایان می شود. شاید باورش سخت باشد ولی پایه و روند زندگی ما در بزرگسالی همان تجربیات، افکار و عادات ذهنی است که در سنین ۲ تا ۵ سالگی در ما شکل گرفته است و منشأ تمامی مشکلات و ناهنجاری های ما از همان سن شروع شده است.

      حتماً همگی، این جملات را از کودکی به خاطر دارید؛ “تو باید همیشه اینچنین باشی…، تو هیچ وقت نباید…، تقصیر تو بود که…،”

      تأثیرات منفی این جملات در حین سادگی، اینقدر از کودکی ذهن ما را تحت فشار قرار داده است که حتی در همان سنین کم درون ما ریشه دوانده است. بطور مثال، والدین شما موقع خرید چیزی برایتان می گفتند: “تو فقط کارت شده خرج کردن، هرچقدر پول داشتیم برای تو خرج کردیم!” و در این حالات است که بدون اینکه متوجه باشید از همان دوران، عذاب وجدان و احساس گناه در شما رشد کرده است.

      در این راه بهتر است از کودکی با بچه ها از طریق بیان دلیل و منطق برخورد کنیم و آنها را از انجام کاری باز داریم نه با سرزنش و توبیخ.

      البته جدای از دوران کودکی، احساس گناه و عذاب وجدان از دوران بزرگسالی نیز ایجاد می شود. شاید برای همه ی شما اتفاق افتاده باشد که در محیط کاری احساس کنید که هیچ کار مفیدی انجام نمی دهید یا در عملکرد خود دچار لغزش شده اید. خود را در نگاه دیگران بی ارزش می دانید، اگر از همین حالا جلوی پیشرفت این ناهنجاری ها را نگیرید مطمئناً افسردگی و ناامیدی تمام ابعاد زندگی شما را تا آخر عمر فرا میگیرد.

      علاج پیش از واقعه!

      قبل از ایجاد احساس گناه و عذاب وجدان، عامل آن را پیدا و مانع از شروع آن شوید.

      به دلیل اینکه بیشتر علل این حالت به خاطر عدم انجام وظایف است، قبل از قبول و تعهد برای انجام کاری، باید کاملا” به نوع و حدود مسئولیت خود واقف باشید تا مطمئن شوید که اگر از عهده ی انجام صحیح آن بر می آیید، این مسئولیت را قبول کنید.

      همه شما در زندگی علائم و آثار عذاب وجدان را در صورت، رفتار و روحیه خود تجربه کرده اید، بنابراین اگر هم در ابتدای کار هستید علت آن را بیابید و بکوشید تا این موضوع را همان موقع حل کنید.

      در هنگام عذاب وجدان فرقی نمی کند، در مورد چه موضوعی و در کجای مسیر قرار دارید، این جملات را ۵ بار تکرار کنید: “من نهایت تلاش خود را کردم، از همه ی مهارتها و توانایی هایم استفاده کردم، دیگر بیشتر از این در توانم نیست”

      با تکرار این جمله، می بینید که چطور به مرور زمان از عذاب وجدان شما کاسته شده و متعاقباً اعتماد و اطمینان به نفس خود را افزایش داده اید.

      پاسخ دادن
  20. سارا
    سارا می گوید:

    سلام
    دختری ۲۲ ساله هستم ک یه سال پیش افسردگی شدیدی ب خاطر موقعیت تحصیلی و اجتماعیم داشتم.با یه آقای ۶۰ ساله ک خیلی شبیه روانشناس ها حرف میزد و شادم میکرد تو فضای مجازی حرف میزدم یه روز گفت ک بیا بریم کله پاچه بخوریم منم رفتم و اون ب من تجاوز کرد بعد از ترس اینکه خانوادم منو مقصر کنن و دعوام کنن بگن چرا با مرد غریبه رفتی بیرون هیچی نگفتم و تصمیم گرفتم باهاش بمونم و یه خاستگار داشتم ک خیلی دوسم داشت و من این جریان رو بهش گفتم ک الان اون هم داغون شده.نمیدونم چیکار کنم زندگیم مثل یه ویرانه اس

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  21. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    من از گذشتم متنفرم همش میگم کاش مرده بودم و دارد این داستان نمیشدم ۶سال قبل یه نفر به زور و با هزار حقه منو وادار به رابطه جنسی کرد بااینکه چندسال گذشته هنوز هرروز تو ذهنم میاد و داغونم میکنه خودم که دلم میخاد تا ابد مجرد بمونم بنظرم این بهترین راهه

    پاسخ دادن
  22. ی دوست
    ی دوست می گوید:

    اگه قبل از ازدواج ب گناه کبیره خود ارضایی مرتکب شدیم و بخواهیم ازدواج کنیم برای زندگی آینده چ عواقبی داره؟آیا اینو باید با خواستگارامون مطرح کنیم؟ اصلن تن ب ازدواج بدیم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      فقط با کم کردن تعداد دفعات خودت رو به مرز ترک کردن برسونید و برای ترک نباید در موقعیت های تحریک قرار بگیرید
      برای ازدواج هم باید شرایط شما مهیا باشه که اصلی ترین اون داشتن شغل و درامدی مناسب هست

      پاسخ دادن
  23. ازاده
    ازاده می گوید:

    سلام من دختری هستم که با یه پسرروانی که تهدیدم می کرد رابطه جنسی داشتم الان دوساله ازش جدا شدم خیلی پشیمونم واحساس گناه داردم .الان چندماهه با پسری اشنا شدم بهش گفتم که من قبلا با هیچ پسری دوست نبودم تو اولین نفرهستی ولی بعضی وقتا میخوام واقعیتو بهش بگم ولی ترس ازدست دادنش نمیزاره .اون خیلی راحت بهم گفت که قبلا با یه دختررابطه جنسی داشته منم اول گفتم پس نمیتونیم باهم باشیم ولی بعدش قبول کردم الان من خیلی میترسم قبل ازدواج بهم بگه باید ازمایش سلامت بودن یعنی نداشتن رابطه مقعدی رو بدی ا/ه اینو بخواد چی باید چی کارکنم خیلی میترسم بفهمه خیلی دوسش دارم خیلی

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      بهتره اینکارو انجام ندید چون تخم شک و تردید رو برای همیشه در دل ایشون کاشتید … فکر نکنید با این صداقت در حق کسی لطف میکنید چون با این صداقت مسموم زندگی رو به پرتگاه خواهید کشاند … برای رهایی از این افکار باید مشاوره کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  24. دخترک
    دخترک می گوید:

    سلام من دختری هستم ک قبلا بایک پسر روانی ک تهدیدم میکردرابطه جنسی داشتم الان دوساله تمومش کردم توبه کردم ازش متنفرم ولی بازعذاب میکشم چون من پاک بودم ب زور وادار ب گناهم کرد بااحساسم بازی کرد……الان بایک پسری اشناشدم ک تابحال باهیچ دختری نبوده عاشقمه ….چن جلسه خواستگاری اومده خیلی باهم صحبت کردیم….اما نتونسم باهاش روراست نباشم گذشتموگفتم ولی درحد عادی ک با ی نفردوست بودم وکمی رابطم ازمذهبی گذشت…..خیلی منطقیه قبولم کرد…ولی میگه من احساسمو واسه توگذاشتم وازین ک تو قبلا باکس دیگه بودی آزارم میده….البته ففط وقتای ک یادش میفتم…..خیلی دوسم داره منم عاشقشم ….جداشدن یعنی مرگمون…ولی میترسیم بعدازندگیمون بخاطراین مسئله بهم بخوره….ترخداکمکم کنید …بایدچبکارکنم؟؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      متاسفانه تعداد اشتباهات شما بالاست چه در رابطه قبل و چه در این رابطه … دوست عزیز این صداقتی که شمارو مجبور کرده روراست باشید زندگیتون رو برای همیشه مسموم خواهد کرد
      و بی اعتمادی رو در طرف مقابلتون ایجاد کرده … شما با این صداقت خیانت بزرگی به طرف مقابل و خودتون روا داشتید چون حق ارامش فکری رو از ایشون گرفتید
      این ازدواج اگر به نتیجه هم برسه تا اخر عمر هر کاری که انجام بدید رو میتونه برای طرف مقابلتون تداعی کننده رابطه قبلی شما کنه
      این ازدواج با این تفاسیر مردوده ///
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
      • مرجان
        مرجان می گوید:

        سلام خسته نباشید من الان ۲۲ ساله هستم وده سال پیش رابطه جنسی داشتم و نه خون آمد ونه درد ودکتر نرفتم الان هم توبه کردم ومیخواهم ازدواج کنم آیا باید به همسرم بگویم ویا نه وا
        واگر نباید بگویم دردوران عقد اگر خونریزی نداشتم چه جوابی باید به او بدهم واو میفهمد ده سال پیش رابطه داشتم خیلی استرس دارم واگر پزشکی قانونی بروم میفهمد قبلا رابطه داشتم ودر دوران عقد با این شرایط باید رابطه برقرار کنم یا نه
        تورو خدا جوابم بدید ممنون ۵

        پاسخ دادن
  25. نغمه
    نغمه می گوید:

    سلام خسته نباشید
    من با همسرم ۷ماهه که عقد کردیم و تووو این مدت همسرم ناخواسته درمورد ۴مورد از دوست دخترای گذشتش برای من تعریف کرده
    الان به جایی رسیده که من دیگه اعتمادمو بهش از دست دادم و نمیدونم چیکار باید بکنم
    تورو خدا راهنماییم کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      متاسفانه همسر شما با چنین کار نسنجیده ای تخم شک و تردید رو در دل شما برای همیشه کاشته و شما دیگه نخواهید توانست به ایشون اعتماد کنید …
      ادامه این زندگی هم فقط به خواست شما بستگی داره و شم تا در دوران عقد هستید باید در موردش تصمیم گیری کنید

      پاسخ دادن
  26. سینا
    سینا می گوید:

    من با دختری آشنا شدم که خیلی عاشقانه هم دیگرو دوست داریم خیلی زیاد عاشق هم هستیم ولی از هم دوریم ولی این باعث نمیشه از هم سرد بشیم یا بهم وفادار نمونیم.مشکل کار اینجاست که این سحر قبلا از من با پسر داییش ۵ سال بودن و هم دیگرو میخواستن من و این که رابطه جنسی هم باهم داشتن ولی محرم نبودن(خود سحرم بهم گفت این ماجرارو) ولی باکره است یک شب که باهم داشتیم صحبت میکردیم بهم گفت اگه باکره نباشم بازم باهام ازدواج میکنی من گفتم آره من عاشقانه دوست دارم و حقیقتو گفتم بهش چون خیلی دوسش دارم بعد پرسیدم هستی گفت نه گفت پس چرا اینو گفتی گفت یک بار که با مصطفی داشتیم سکس نیکردیم آلتش بی اختیار رفت تو … کمی خون اومد من هم ترسیدم رفتم دکتر دکتر گفت سالمی فقط پرده بکارتت آسیب یه خراش کوچولو برداشته.من هم بهش اعتماد کردم بهم گفت یه بار باهم میریم دکتر تا تو مطمعن بشی من گفتم نیازی نیست ولی گفت باید بریم من این طوری میخوام من هم قبول کردم.میخواستم بدونم آیا این چیزا برای شما هم انقد مهم هست که بتونید از عشق واقعی تون چشم پوشی کنید.
    زندگی بدون سحر برام خیلی سخته اصلا امکان نداره.لطفا نظر خودتونو بگید مرسی

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      متاسفانه این دختر با بی فکری که داره و در بازگو کردن داستان خودش فقط شمارو به نسبت به خودش بدبین کرده و تخم شک و تردید رو در دل شما کاشته
      دوست عزیز بهتره برای خودتون نقش بازی نکنید اگر واقعا” این موضوع رو نمیتونید هضم کنید بهتره رابطه رو کات کنید در غیر اینصورت باید تمام موضوع گذشته رو فراموش کنید
      تا بتونید از زندگی لذت ببرید و گرنه در آینده با عادی شدن رابطه شک و تردید شما کارو بهتون سخت خواهد کرد

      پاسخ دادن
      • سینا
        سینا می گوید:

        من از این مسِئله گذشت کردم روووزای اول برام وحشتناک بوود تا چند هفته نتونستم لب به غذا بزنم ولی رفتم و حضوری باهم صحبت کردیم وقتی دستشو گرفتم بی اختیار همچی رو فراموش کردم.

        پاسخ دادن
  27. tina
    tina می گوید:

    من چکار کنم؟ یکی کمکم کنه گناه کارم توبه کردم از زندگی قبلم با شوهرم حرفی نزدم الان خیلی ازم میپرسه خیلی استرس و عذاب وجدان دارم واقعیت رو نمیتونم بهش بگم اما نمیتونم به دروغ جوابش بدم بخدا ۳ ساله دیگه کاری نمیکنم فقط و فقط و فقط ترسم از اینه که ادمای قبل ازدواجم واسم مشکل ساز بشن کمکم کنید میخوام خلاص شم ییکی یه ترفندی واسه طلاق جلو پام بزاره نمیخوام ادم به این خوبی و پاک با من شغال صفت باشه چطوری ازش جدا شم؟ چطوری طلاق بگیرم که بهش ضربه نخوره دارم دیوونه میشم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز صداقت خوبه ولی نه هر صداقتی … این صداقت شما از نوع مسمومه و زندگی شمارو نابود خواهد کرد …
      ولی اگر قصد طلاق دارید با ایشون صحبت کنید و راه طلاق رو در پیش بگیرید … با بخشیدن مهریه میتونید طلاق بگیرید …
      و این همه ناراحتی و استرس هم نخواهید داشت
      در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
  28. ...........
    ........... می گوید:

    احساس گناه میکنم ..ولی توبه عملی رو نمتونم اعتیاد دارم یعنی حتی شروعشم دست من نبود یهو از کلاس ۵ اومدن اون فکرا ونمیدونستم چین اصن از کجا میان تو فکرم ….حس خوب موقتی بعد از خودم بدم میاد اگه بقیه بدونن….میشه یکی کمکم کنه؟

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز بهتره در این موردبیشتر توضیح بدید تا مشخص بشه مشکل شما در چه زمینه ای هست
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  29. سارا
    سارا می گوید:

    به نظر من خدا گفته گناهتو فقط واسه خودم اعتراف کن نه کس دیگ اصلا اقرار به گناه به غیر از خدا درس نیست ببین عزیز دلم وقتی یک نفر واقعا توبه کرده باشه وحتی در دلش دیگ یک ذره لذت از گذشتش باقی نمونده باشه و هر وقت فکر گناهش میوفته ناراحت میشه و دیگ گناهشو تکرار نمکنه این یعنی توبه واقعی و مطمعنا بدون خدا این بندشو فرقی نمذاره با کسی ک اون گناه و مرتکب نشده وقتی بااین حالت وارد زندگی کسی میشی دیگ نباید گناهتو اقرار کنی واسش چون تو ادم دیگ ای شدی و اصلا قصد بازگشت ب اون گناه و نداری پس چرا باید اقرار کرد چون اون گناه مال اون ادم قبلی بود وتو حالا یک ادم دیگ هستی عزیز دلم .وبدون وقتی مطمعنی توبت واقعی عزیز دلم بدون تو واسه خدا خیلی ارزش داری وفرقی با کسی ک اصلا اون کارو نکرده نداری تو دراغوش خدا هستی و بدون خدا عاشقته چون تو پیش خدا برگشتی پس چ جوری خدا میتونه تو رو قبول نکنه وقتی خدای ب این مهربونی داری دیگ عذاب وجدان نباید داشته باشی البته بگم توبه واقعی نصیب هرکسی نمشه

    پاسخ دادن
    • مرجان
      مرجان می گوید:

      سلام خسته نباشید من الان ۲۲ ساله هستم وده سال پیش رابطه جنسی داشتم و نه خون آمد ونه درد ودکتر نرفتم الان هم توبه کردم ومیخواهم ازدواج کنم آیا باید به همسرم بگویم ویا نه وا
      واگر نباید بگویم دردوران عقد اگر خونریزی نداشتم چه جوابی باید به او بدهم واو میفهمد ده سال پیش رابطه داشتم خیلی استرس دارم واگر پزشکی قانونی بروم میفهمد قبلا رابطه داشتم ودر دوران عقد با این شرایط باید رابطه برقرار کنم یا نه
      تورو خدا جوابم بدید ممنون

      پاسخ دادن
      • ►Responder◄
        ►Responder◄ می گوید:

        اولا” باید نوع پرده شما مشخص بشه ..اگر خونی دیده نشده احتمالا حلقوی ارتجاعیه و پزشکی قانونی نمیتونه متوجه بشه … پس در این مورد باید با متخصص زنان مشورت کنید
        و نکته بسیار مهم اینکه نباید در این مورد کلامی با فرد مقابل صحبت کنید و گرنه این سم رو برای همیشه به زندگی خودتون تزریق کردید
        بهتره در این مورد حتما” مورد اول رو انجام بدید
        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
        ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
        ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

        پاسخ دادن
      • ارسلان
        ارسلان می گوید:

        سلام.من خودمم بهش میگم بگو اگه بادهنه خودت بگی کنار میام.ولی خودم ثابت کنن نه.میگه باشه برو ثابت کن.چیزی نبوده.درصورتی که من ثابت کردم واس ۷ودم ولی هنوز چیزی بهش نگفتم.اخه فقلو میبینی توروخدا

        پاسخ دادن
    • سارا
      سارا می گوید:

      من اگ خودم پسر بودم دختری ک رفتم خواستگاریش گذشته بدی داش و اونو برام اعتراف میکرد دیگ نمتونستم بهش اعتماد کنم و تمام مسیر زندگی مشترکم این فکر ک اون هنوز هم مث گذشتشه یانه ولم نمیکرد

      پاسخ دادن
      • مریم
        مریم می گوید:

        پس پسری که تو زندگیش دختران زییادی رو بدبخت و بی عفت کرده چی ؟کلی گناه و فسق و فجور کرده چی؟ بعدش میره خاستگارس دختر که باید دست هیچ کس بهش نخورده باشه و پاک و بی الایش باشه …….. این انصافه؟

        پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

احساس گناه در زندگی

احساس گناه در زندگی

احساس گناه در زندگیReviewed by Dr roomiyani on Sep 8Rating: 3.0احساس گناه در زندگیاحساس گناه در زندگی گناه و در کل مرتکب یک گناه شدن می تواند عواقب خیلی بدی برای فرد داشته باشد و احساساتی همچون پشیمانی و عذاب وجدان را به همراه دارد.

گناه و در کل مرتکب یک گناه شدن می تواند عواقب خیلی بدی برای فرد داشته باشد  و احساساتی همچون پشیمانی و عذاب وجدان را به همراه دارد. به خصوص اگر فرد با زندگی دیگران بازی کرده و یا در مباحث و مسائل جنسی مرتکب گناه شده باشد. اینجور افراد زندگی خوبی نداشته و همواره فکر گناهانشان آنان را مورد آزار قرار می دهد. درست است که از یک جایی به بعد ارتکاب گناه برای آنان عادی می شود اما فکر و عذاب وجدان هیچ گاه آنان را آسوده نخواهد گذاشت.

line-separator

این افراد برای مقابله با این افکار یا خود را غرق در گناه می کنند و یا از راه خود بازگشته و پشیمان می شوند. بهترین راه برای آنان مشورت با کارشناسان و روانشناس ها است اما یک نکته حیاتی برای این افراد عدم چشیدن طعم خوشبختی در زندگی اینده خودشان است. آنان ازدواج کرده و حتی بچه دار می شوند اما این فکر که فردی گناه کار هستند و گذشته ای بد دارند آنها را مورد اذیت قرار می دهد. تا جایی که توان مقابله نداشته و دست به کارهای افراطی میزنند.

line-separator

توصیه مشاوران به این افراد این است که از هرکجا که می توانندجلوی گناه خود را بگیرند سپس با مشورت و کارشناسی دقیق ازدواج کرده و گدشته خود را با همسرشان قبل از ازدواج در میان بگذارند در این صورت می توانند از عذاب وجدان راحت شده و بسیاری از مشکلات خود را حل نمایند. اما باید بدانند که وقتی ازدواج کرده اند متعهد هستند و دیگر باید به زندگی خود پایبند بوده و برای خوشبختی همسر و فرزندانشان تلاش نمایند.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج