40 پاسخ
  1. میلاد
    میلاد می گوید:

    سلام پسری ۲۸ ساله دارم به تازگی با خانمی که یک سال از خودم کوچیکتره آشنا شدم البته به قصد ازدواج.ایشون محاسن و ویژگی های خوب زیادی داره اما مشکلی که به تازگی با اون روبرو شدم اینه که به نظرم ایشون موهای کم پشت دارن و من همیشه دلم میخواست همسرم موهای پر و بلند داشته باشه.نمیدونم باید چه تصمیمی بگیرم آیا بخ خاطر این مورد باید بیخایال ایشون بشم و ماجرا رو تمام کنم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام .درسته ظاهر برای مردان اهمیت ویژه ای دارد ولی ایا ایشون صرفا به خاطر موهاش تایید نخواهد شد .ایا حاضرید همه خصوصیات خوب را کنار بگذارید و صرفا بعدا با فردی زندگی کنید .که تمام زیبایی مد نظر شما را داشته باشد ولی برخی اخلاق ها را نداشته باشد .مردان در زندگی به حمایت و توجه همسر نیاز دارند و اخلاق در این زمینه مساله بسیار مهمی است که باید توجه داشته باشیم .بهتره دقت کافی داشته باشید در انتخاب و صد البته مهم اولویت های خود شماست در نهایت امیدوارم خوشبخت باشید و تصمیم درستی بگیرید .

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      بهتره دوست عزیز ملاک ها و شرایطتتون رو بررسی کنید .شاید این حرف شما زیاد سنجیده نباشد به هر حال هر فردی ویزگی های مثبتی دارد که ممکن است دیگری نداشته باشد و بالعکس هیچ فردی کامل نیست .شما باید بین این دو نفر فردی که شبیه تر به ملاک هاتون هست رو انتخاب کنید البته که نظر طرف مقابل هم اهمیت دارد .ولی این تنوع طلبی شاید بعدا مشکل ساز شود .ملاک ها هم اگر صرفا ظاهری و مادی باشند خب ماندگاری نخواهند داشت چون در زندگی مسائل مهم تری وجود دارد که باید به انها توجه کنید .بهتره زودتر تصمیم گرفته شود و اول باید با خودتون کنار بیایید که از زندگی متاهلی و همسر ایندتون چه خواسته هایی دارید .امیدوارم تصمیم درستی گرفته شود .

      پاسخ دادن
  2. نسیم
    نسیم می گوید:

    سلام.من در آستانه ی ازدواج با پسری هستم که اخلاقو رفتارش خیلی خوبه خانوادش هم تقریبا به ما نزدیکه یکم وضعیت مالی و شغلیش ضعیفه نمیدونم این باعث شده که من افسرده بشم یا خود ازدواج.اصلا شوقی به ازدوج ندارم با اینکه میدونم خیلی دوسم دارم و خیلی خوبه میشه منو راهنمایی کنین از وضعیت خودم خسته شدم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      در ازدواج شما هم باید حسی به طر ف مقابل در ابتدا داشته باشید قرار نیست نسبت به فردی ترحم داشته باشیم بلکه مهم این است که بدانیم این ازدواج منجر به تامین نیازهای هر دو فرد است و اگر فردی در رنج و عذاب باشد خب قطعا زندگی طر ف مقابل هم از هم خواهد پاشید و مشکلات زیادی ایجاد خواهد شد .در هر حال ملاک های شغلی و مالی و ….اهمیت دارد و سطح انطباق خانواده و داشتن ادبیات مشترک بسیار مهم است .امیدوارم درست تصمیم بگیرید .بهتره تکلیف اون فرد رو هم زودنر مشخص کنید اگر حسی ندارید و درکی از دوست داشتن او سخت است و در شما وجود ندارد

      پاسخ دادن
  3. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام دختری هستم ۲۲ساله تو شناخت احساسم مشکل دارم یه خواستگار دارم که واقعا پسر خوبیه شرایطشم بد نیست حالا نمیدونم چه تصمیمی بگیرم!!خواستگار که شرایطشون بهتر از ایشون باشه دارم ولی از احساسشون مطمئن نیستم چیکار کنم که بتونم احساسمو تشخیص بدم؟؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      این سوال شما مثل این هست که شما زمان گرسنه شدنتون رو از دیگران بپرسید … به هرحال شما برای خودتون معیارهایی دارید که بر اساس اون باید انتخاب کنید … و اگر در این مورد سرگردن هستید بهتره با مشاوری مجرب مشورت کنید تا بدونید در زندگی دنبال چی هستید

      ازدواج یکی از مهمترین مسائل در طول زندگی هر فردی است . اگر قصد ازدواج کردن را دارید حتماً این مقاله را بخوانید …
      با چه کسی ازدواج کنیم ؟‌ چگونه همسرآینده امان را بشناسیم؟ چه شرایطی برای همسر در نظر بگیریم ؟ در چه سنی باید ازدواج کرد؟ چه شرایطی باید داشته باشیم تا ازدواج کنیم ؟ و هزاران سئوال از این دست را هر روزه جوانان در ذهن خود مرور می کنند و به دنبال جواب هستند. در این یادداشت و چندین یادداشت بعدی ، سعی ما بر این است که به این مهم بپردازیم و سئوالاتی که مبتلا به عموم هست را از منظر روانشناسی کاربردی پاسخ دهیم.
      به گزارش سلامت نیوز به نقل از پایگاه مشاوره همدردی در مورد ازدواج باید بگوئیم که : این رابطه تنها به منظور ارضای تمایلات آنی نیست . بلکه زندگی آینده و خوشبختی زن و مرد و کودکان آنها بر اساس این پیوند قرار گرفته است و چنانکه در بحث تربیت کودک نیز شرح دادیم یکی از علل عمده اختلالات روانی در کودکان ، گسسته شدن رابطه خانواده و یا اختلافات خانوادگی است.
      ازدواج موفق بستگی به عوامل مختلفی دارد که خیلی از آنها را باید در دوران نامزدی ( قبل از ازدواج ) ارزیابی کرد. عوامل دیگری نیز در موفقیت زندگی زناشویی موثر است که می توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.
      در ازدواج ، سازش دائمی و از خودگذشتگی فراوان لازم است ، ولی اگر زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر توافق بیشتری داشته باشند ، امکان سازش بعدی بیشتر خواهد بود.
      مهمترین عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :
      ۱ – رشد عاطفی و فکری
      ۲ – تشابه علایق و طرز تفکر
      ۳ – تشابه مذهبی ( مسائل عینی مذهبی مد نظر است نه کلیات )
      ۴ – تشابه تحصیلی و طبقاتی
      ۵ – تشابه طرز فکر نسبت به امور جنسی
      ۶ – تشابه علاقه به زندگی و سرعت عمل در کارها
      ۷ – رابطه با خانواده زن و شوهر
      سعی ما بر این است که در این یادداشت و یادداشت های بعدی موارد هفتگانه فوق را شرح دهیم و در این یادداشت معیار اول را بحث می کنیم.
      ۱ – رشد عاطفی و فکری
      مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی ، رشد عاطفی و فکری است. البته واضح است که درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن ندارد ، بلکه سن روانی ، اجتماعی و عاطفی و سن جسمانی همه از عوامل موثر روشنفکری است. اگر این عوامل فراهم باشد ، بهترین سن برای ازدواج ۲۵ سالگی برای مرد و ۲۲ سالگی برای زن است.
      در این سن یک فرد عادی به اندازه کافی رشد و ثبات فکری و عاطفی دارد و امکان تغییر ناگهانی در رفتار او کم است ، اگر چه در این سن عادات مختلف در فرد به صورت محکمی در آمده ، ولی هنوز قابلیت تطبیق و سازش در او موجود است. البته باید اضافه کرد که این سن را تنها از لحاظ کلی انتخاب کردیم ، بدین معنی که خیلی ازدواجهای مقرون به خوشبختی وجود دارد که زن و مرد در موقع ازدواج بسیار مسن تر یا جوان تر از سن مذکور بوده اند.
      رشد جسمانی نیز عامل مهمی در آمادگی برای ازدواج است. اگر چه در اجتماع کنونی ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت می گیرد ،‌ معهذا باید گفت که روان شناسان ، زناشویی کودکان تازه بالغ را که آمادگی وارد شدن به زندگی پر مسئولیت زناشویی را ندارد ، صلاح نمی بینند.
      مسئله دیگری که از لحاظ بهداشت روانی قابل ملاحظه است اینکه آیا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشویی خواهد شد یا خیر ؟ تحقیقاتی که در این زمینه موجود است نشان می دهد که مردان تمایل دارند که با زنان کم هوش تر از خود ازدواج کنند و اغلب زنهای خیلی با هوش مجرد می مانند. از لحاظ خوشبختی زناشویی ، صلاح است که مرد از لحاظ هوش ، کمی برتر از زن باشد ، زیرا محیط ما چنین اقتضاء می کند. ولی تفاوت زیادی در این مورد نباید وجود داشته باشد‌ ، زیرا در غیر این صورت علایق و طرز تفکر آنان با یکدیگر توافق نخواهد داشت. البته امکان دارد ازدواج موفقیت آمیزی که در آن زن با هوش و فعالی شریک است ، وجود داشته باشد ، ولی خطرات ناشی از آن زیاد است . در واقع هوش یک معیاری است که علایق و طرز تفکر خاصی را تولید می کند و درصورت اختلاف هوشی زیاد انطباق و توافق طرفین به شدت کاهش می یابد.
      رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عاطفی و فکری دارد ، زیرا شخصی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده است ، روابط اجتماعی را بهتر درک می کند . او می داند چگونه با دیگران ، به خصوص خانواده و همکارانش سازش کند . او درک می کند که انتظارات اجتماع از او چیست و تا اندازه زیادی قادر است خود را با این توقعات تطبیق دهد. همچنین او آماده قبول مسئولیت است و نسبت به محدودیتهای خود آگاهی دارد.
      یکی از مهمترین عوامل رشد ، مقدار و چگونگی رشد عاطفی است . مثلا شخص ممکن است سی یا چهل سال عمر کرده باشد ، ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب مانده محسوب شود . چنین شخصی قدرت کنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتیجه زندگی زناشویی او مختل می شود.
      شخصی که رشد عاطفی کرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقع بینانه ای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن می تواند از بحرانهای دایمی زندگی جلوگیری کند . او به پیشرفت های فعلی خود متکی است و زیاد به گذشته خود ، هر چند هم با شکوه بوده باشد ، اتکا ندارد. در ضمن به مطالبی از قبیل امور جنسی ،‌ عشق ، ازدواج و تربیت کودک با روشنفکری می نگرد.
      ۲ – توافق و طرز فکر
      مسئله مهمی که قبل از ازدواج وجود دارد ‍ ، این است که جوانان قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی ‍ ، د رموضوع های مهم زندگی توافق نظر داشته باشند و این توافق معمولا روی علایق و طرز فکر قرار می گیرد.
      طرز تفکر ‍، موضوع بسیار مهمی است ؛ زیرا بر اساس آن ‹‹ فلسفه زندگی ›› هر فردی ریخته می شود. برای روشن شدن مطلب چند مثال ذکر می گردد: آیا زن و مردی که خیال ازدواج دارند به یک اندازه جاه طلب هستند یا اینکه یکی از آنها خیلی جاده طلب و دیگری معتقد به داشتن زندگی آرام و آهسته و بی دردسری است . اگر در این مورد ، مرد ،‌ شخص جاه طلبی است ‍ ، شاید مضار آن زیاد نباشد ، اگر چه ممکن است زن او از اینکه شوهرش ساعات طولانی مشغول به کار است آزرده گردد. ولی اگر زن بی اندازه جاه طلب باشد ‍، سعی خواهد کرد تا شوهر راحت طلب و تنبل خود را به اصرار و پافشاری به کار بکشد و او را مجبور به پذیرفتن مشاغلی کند که از عهده استعداد و علاقه اش خارج است ،‌ و این وضع با موفقیت و خوشبختی زناشویی تباین دارد.
      نظریات ———- ، می تواند عوامل اختلافات زناشویی شود ، زیرا با افراطی بودن یکی و محافظه کار بودن دیگری ، امکان تصادم افکار زیاد است. البته حتما نباید نظریات ———- دو همسر شباهت کامل به هم داشته باشد ولی صلاح در این است که از لحاظ عقاید ———- در دو قطب مخالف قرار نگیرند.
      مسئله مهم دیگر در زناشویی ، توافقی است که زن و شوهر در مورد قضاوت درباره مسائل زندگی دارند. مثلا اگر شوهر ،‌ فردی تخیلی و ایده آلیست ، ولی زن شخص واقع بین و به اصطلاح رئالیست باشد ، شوهر ممکن است از رویه خشک و زیاده از حد مادی زن خود خسته شود و احساس کند که زنش قدرت درک معنویات و ظرایف زندگی را ندارد. زن واقع بین نیز ممکن است از دست شوهر تخیلی و فلسفه باف خود به ستوه آید و او را آدمی خیالباف ،‌ تنبل و دور از حقیقت زندگی بداند و مکرر آرزو کند که ای کاش شوهرش قدری به خود بیاید و واقعیات زندگی را آن طور که هست مشاهده کند. در چنین موقعی امکان وجود یک کانون خوشبختی کم است.
      البته علایق رابطه نزدیکی با طرز تفکر دارد و شامل فعالیتهای متعدد روزانه از قبیل رفتن به سینما ، تئاتر ،‌کنسرت ، گوش دادن به رادیو و تماشای تلویزیون ، خواندن کتاب ‍ ،‌ رفتن به مهمانی ،‌ سخنرانی ها و امثال آن می گردد. البته نباید انتظار داشت که زن و شوهر در همه این علایق با یکدیگر توافق داشته باشند ، ولی برای سعادت خانواده توافق کلی در قسمت عمده ای از علایق ضرورت دارد.
      ۳ – عقاید مذهبی
      شباهت در عقاید مذهبی به قدری در سعادت کانون زناشویی اهمیت دارد که روان شناسان ،‌ ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را معمولا غیر عاقلانه می دانند . دلایل این نظریه بسیار است.
      در وهله اول ،‌اگر تنها یکی از دو همسر به عقاید مذهبی خود با ایمان کامل پایبند باشد ، امکان اختلاف نظر در این مورد زیاد خواهد بود. به علاوه آنچه که در این زمینه اهمیت دارد ، تربیت کودکان بر حسب عقاید مذهبی به خصوص است.
      یکی دیگر ا زمشکلات ازدواج افرادی که دارای مذاهب مختلفند ، مخالفت اولیاء آنهاست ، زیرا این مسئله اغلب باعث جدایی جوان از پدر و مادر خود می شود و بعدها ممکن است هر یک از طرفین تقصیر این جدایی را به گردن همسر خود بیندازد. ولی اگر یکی از طرفین مسئله مذهب را جدی نگیرد ،‌احتمالا مشکل حادی پیش نخواهد آمد.
      نکته بسیار مهم در مورد نقش مذهب و ازدواج : بسیار پیش آمده است که دو نفر قبل از ازدواج از مفاهیم کلی در مورد مذهب استفاده می کنند و هر دو توافق پیدا می کنند ولی بعد از ازدواج ، در نمودها و مصادیق آن موارد کلی ، دچار اختلاف می شوند.
      مثلا ، هر دو می گویند مسلمانیم ، هر دو از صداقت ،‌ ایمان ،‌ حجاب و …. حمایت می کنند .
      ولی در برخورد با مسائل و جزئیات زندگی ، برداشتها و اختلافهای جدی پیدا می کنند.
      یکی حجاب را چادر می داند ، دیگری هیچ اعتقادی به چادر یا حتی به مانتو هم اعتقاد ندارد.
      یکی هرگونه موسیقی را حرام می شمارد ، دیگری موسیقی را آرامش روح می داند.
      یکی زندگی مرفه را در تعارض با مذهب نمی داند ،‌ دیگری رفاه گرایی را در تضاد با مذهب خود می داند. یکی پذیرائی مهمان زیاد را در منزل ، مهمان نوازی دانسته و می گوید : در خانه من، به روی همه باز است و من مهمان نواز هستم ،‌ دیگری میگوید مگر خانه ما ،‌ کاروانسراست که درش بروی هر کسی باز باشد. و دیگری را ولخرج می شمارد.
      یکی برای مسافرت ، مشهد و زیارت را در نظر می گیرد ، دیگری دوست دارد به شمال و لب دریا برود . و هزاران مسئله ریز و درشت دیگر در زندگی مشترکشان پیش می آید ،‌ که با تولد فرزندان حادتر می شود ،‌ چون تفاوت در سبک تربیتی فرزندان را نیز شامل می گردد. و هر کدام سعی دارد با زیر و بمهای ارزشی خود ، فرزندان را تربیت کند.
      لذا توصیه می شود ، که قبل از ازدواج ، فقط روی مفاهیم کلی بحث نشود ، و به نمودها ، مصادیق و مثالهای عینی آن توجه شود . سعی شود با مثالهایی ، طرف مقابل را در موقعیت های عینی و واقعی قرار داد.

      پاسخ دادن
  4. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام من ی خانم ۲۵ سالم
    ۱۷ سالگی ب اصرار بابام ازدواج کردم
    شوهرم ۱۰ سال بزرکتر از منه
    دوسش ندارم
    ازش ۲ تا بچه دارم
    هیچی از زندگی مشترک نمیدونستم
    بخدا کسی راهنماییم نکرد
    حتی بهم اجازه حرف زدن ندادن
    الان دانشجو ام
    البته ب زور و اصرار و کلفتی شوهر دارم درس میخونم
    خیلی خسته شدم
    خیلی
    چه کنم
    میدونم بخاطر بچه هام باید فداکاری کنم
    میدونم زندگیم تباه شده و نباید زندگی بچه ها مو تباه کنم
    اما من بدون همراه و پشتیبان چه کنم

    پاسخ دادن
  5. نگار
    نگار می گوید:

    سلام
    دختری ۲۵ساله هستم که مدت یک سال است با پسری ۱سال بزرگتر از خودم آشنا می شوم. همه ی شرایط و اخلاقهایش را قبول دارم اما از مان ابتدا احساس میکردم خسیس و مادی است. حالا که بحث های جدی برای ازدواح میکنیم حرف از حقوق و درآمد من میزند. میگه اگر قرار است من هزینه های زندگی را تامین کنم و کارهای خانه را هم با هم انجام دهیم نقش تو چیست؟
    نمی دانم چطور قانع اش کنم که برای حقوق من نقشه نریزد! و از کجا مطمئن شوم بعدا روی مسائل مالی سخت گیری نمیکند؟

    پاسخ دادن
  6. ميترا
    ميترا می گوید:

    سلام.
    دختری ۲۶ ساله هستم که نمیتونم عاشق کسی بشم و از این میترسم که بعد از ازدواج هم هیچ عشقی بین من و همسرم به وجود نیاد .حالا من چکار کنم؟؟

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ازدواج و انتخاب همسر و نگرش های پیرامون آن

ازدواج و انتخاب همسر و نگرش های پیرامون آن

ازدواج و انتخاب همسر و نگرش های پیرامون آنReviewed by دكتر ساكي on Oct 28Rating: 4.0ازدواج و انتخاب همسر و نگرش های پیرامون آنازدواج و انتخاب همسر و نگرش های پیرامون آنان تخاب همسر برای هر فرد بالغ که تصمیم به شروع زندگی مشترک دارد یکی از مهمترین دوران زندگی و تصمیمی بسیار دشوار و مهم محسوب می شود.

انتخاب همسر برای هر فرد بالغ که تصمیم به شروع زندگی مشترک دارد یکی از مهمترین دوران زندگی و تصمیمی بسیار دشوار و مهم محسوب می شود. شاید کمتر انتخابی به این شکل مهم بوده و در زندگی هر فرد پیش بیاید.اما متاسفانه در بحبوحه ی دوران نامزدی و معاشقه بین زوجین ممکن است مشکلات اساسی ازدواج نادیده گرفته شده و یا مورد بررسی قرار گرفته نشوند. این عقاید و شیوه ازدواج در جامعه ما رواج یافته و موجب پیدایش باورهایی مصنوعی و غلط در معیارهای ازدواج و معیار انتخاب همسر شده است. باور ها و عقایدی که هرکدام به تنهایی می تواند باعث محدود شدن انتخاب همسر مناسب و غیر منطقی شدن آن باشد.

line-separator

از جمله این باور ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-     افراط و تفریط در انتخاب همسر ایده آل برای ازدواج

۲-     مشکلات و موانع موجود برای ازدواج از جکله مشکلات اقتصادی و تبدیل شدن ازدواج به اهرمی برای پولدار شدن

۳-     همسر خودش کامل بوده و نیازی به تکامل در زندگی نمیبیند

۴-     خود کامل بوده ایم و نیاز به تغییر و تکامل نداریم

۵-     عشق کافی است

۶-      عشق بعد از ازدواج به وجود می آید

۷-     انتخاب باید آسان بوده و این انتخاب و اتفاق همراه با شانس و سرنوشت است

باید باور های پوچ را کنار گداشته و با عقل و دیدی روشن تصمیم گرفت و به گای تصمیم خود تلاش نمود یادتان نرود خوشبختی به آسانی به دست نمی آید.