مرکز مشاوره ازدواج در تهران

سه قاتل رابطه

سه قاتل رابطه : با بیش از ۳۰سال سابقه کار به عنوان زوج و خانواده درمانگر با زوج های زیادی برخورد کرده ام. بعلاوه، به کرات، پایان یافتن زندگی زناشویی و روابط در کل به خاطر پول، کودک و سلامتی نیست جز به دلیل سبک های ارتباطی پست و ناکارآمد.

سه قاتل رابطه و نحوه فائق آمدن بر آنها

متأسفانه ما در مدرسه یا خانه در مورد نحوه برقراری ارتباط آموزشی ندیده ایم طوری که ما به سبک های ناآگاهانه و بی ثباتی متوسل می شویم غافل از آنکه دیگران چگونه پیام های ما را درک  کنند. در زیر سه قاتل در رابطه عاشقانه، ارتباط، گشودگی و صمیمیت و موارد مرتبط با بازداشتن آنها از حرکت  وجود دارد.

۱-ما”شما” دیگران. این بدان معناست که ما به شخصی دیگری در مورد آنها چیزهایی می گوییم؛ آنچه آنها باید انجام دهند نحوه ای که آنها باید باشند و نحوه ای که آنها بودند همه در پشت نقاب سودمندی قرار می گیرند. هنگام “ما شما دیگران ” در واقع ما از کار خود بی خبریم. پیشنهاد بیجا می دهیم، قضاوت منفی می کنیم. نسنجیده عمل کردن ما مقصر است که در نتیجه به طعنه زدن، انتقادگری، دست انداختن دیگران و مقصر دانستن دیگران متوسل می شویم.

علاوه بر این نتیجه آن است که اگر ما انتظار بازخورهای مورد نظر خود را نداشته باشیم، آن فوراً القای حالت دفاعی ما و خود را به نشنیدن زدن را در پی دارد. اتخاذ این راهبردهای “شما مسئولی” احتمالاً موجب جدایی و حس بیزاری می شود. مخاطب گیرنده دچار احساساتی جریحه دار، سوءبرداشت و عصبانیت می شود. هیچ رابطه سازنده  به وجود نمی آید و او در مقابل درد و توهین ها دیوار حائلی بین خود و طرف مقابل کشیده و جدایی را ترجیح می دهد.

مهمترین چیز برای به خاطر سپاری آن است که در مورد خود صحبت کنید. این همان حیطه واقعی ما است. کار ما به اشتراک گذاردن احساسات، افکار و خواسته و نیازهای خود است. انجام این کار موجب نزدیکی شده و در نتیجه آن باعث می شود ما اطلاعاتی را از خود فاش کنیم. این کار می تواند ترسناک باشد و قطعاً کشف چیزهایی که در درون شخص می گذرد نیاز به تکنیک هایی دارد. ما به سرک کشیدن در کار مردم عادت می کنیم. لحظه ای درنگ هنگام معطوف شدن ما به شخص “شما” کار بسیار سختی نیست. در آن لحظه ما باید از خود بپرسیم”چه چیزی برای من در رابطه با یک موضوع جاری خاص صدق می کند؟”

مثلاً به جای اینکه بگویید شما دیر کردی. مسلماً برای وقت من ارزشی قائل نیستی. بگویید وقتی ساعت ۵ می رسی من نگران می شوم به خصوص با وجود اینکه توافق کردیم در مواقع بغرنج از طریق تلفن یا پیامک به یکدیگر خبر دهیم. اگر دفعه بعد به این کار را برای نگران نشدنم عمل کنی، بابت آن از شما تشکر خواهم کرد.

۲- ما با فکر کردن به گذشته و زندگی در آینده به جای اتخاذ موضوع خاص دم دست و بودن در حال تعمیم پراکنی می کنیم. تعمیم پراکنی می تواند به شکلی از نتیجه گیری های سریع، تجریدها و برچسب زدن ها درآید و کلماتی مانند “همیشه” و “هرگز” را به کار ببرید. تمایل به وارد کردن موضوعاتی دیگر به ندرت با بحث دم دست مرتبط می شود، به موقعیت های دیگر اجازه حل موضوع مورد نظر را ندهید. موضوعات قلمبه کلاً پریشانی به بار می آورد به طوری که نتوان امور واقعی جاری و موارد موافق با برآشفتگی را درک کرد.  به کار بردن کلیت های بزرگ و موضوعات متعدد  موجب نگرانی در همه ی عناصر وابسته به آن می شود. بیش تعمیم دهی قاتل خلوص در ارتباط است و معطوف به موقعیت جاری نیست.

مهمترین و مورد دوم برای یادآوری آن است که تک و استوار بمانید. از نظر آنچه که ما موسیقی، معماری، مهندسی، آشپزی، ریاضیات، فیزیک و کامپیوتر را مفید می دانیم و کارهایی که ما باید هنگام تبادل ارتباط انجام دهیم. با خاص ماندن ما دیگران می توانند حرف های ما، موضوعات، خواسته ها و دلایل را بفهمند. آن بدان معناست که باید در هر زمان به یک موضوع بپردازیم. متمرکز شدن بر یک موضوع صلح و دوستی را به ارمغان می آورد، همانطور که ما می توانیم موقعیت یکدیگر را درک کنیم و شروع به یافتن زمینه های مشترک مکان مورد نظر کنیم. به جای گفتن همیشه جلوی دوستانم مرا خجالت زده می کنی، دستپخت مرا مسخره کنی، اطلاعاتم از بازی فوتبال را کوچک می شماری و مانند یک زن خدمتکار با من رفتار می کنی. بهتر است بگویید من در مهمانی شب گذشته احساس آزار و تحقیر کردم. من بیشتر وقتم را گذاشتم تا محیطی خوب برای همه ایجاد شود تا بتوانند در کمال آرامش و دوستی بازی را تماشا کنند بنابراین دوست داشتم از زحماتم نیز قدردانی شود.

۳- ما اکثر موارد به دلیل آنکه احساس خوبی در مورد خود نداریم و یا به دلیل ترس از نشان دادن واکنش هیجانی شخص دیگری، عقاید خود را آزادانه بیان نمی کنیم و نسبت به حال خود بی اهمیت هستیم. از این رو، چیزهایی که برای ما درست است را به دست فراموشی می سپاریم و خود را فدای آن دوره می کنیم. در واقع ما قربانی ناخواسته ناتوانی خود در ایستادگی یا اظهار نیازها می شویم.

قواعد بازسازی ارتباط

مهمترین چیز برای انجام دادن، افشای محبت آمیز و مؤثر آنچه برای ما درست است، می باشد. آن مبتنی بر  قضیه ای است که در آن ما هم هم کفو و هم مستحق رعایت و مورد ملاحظه قرار دادن خواسته ها، نیازها و عقاید خود  هستیم.

بدین منظور ما باید تابع قواعد بازسازی روش ارتباط باشیم: ۱) گفتگو در مورد خود ۲) خاص بودن ۳) مهربان بودن ۴) مستمع بودن۵۰ در صد مواقع. سعی کنید مواقع بالا و پایین شدن آشفتگی ها را اداره کنید.

در خود نگه داشتن واقعیت های ناگفته می تواند مزمن و در نهایت مخرب خودپنداره شما باشد یا موجب خشم درونی شود که سرانجام با انفجار آن نوعی مقابله ناخوشایند شکل می گیرد. در هر مورد نیازهای شما هیچ وقت برآورده نخواهد شد و سلامت فیزیکی روانی شما به خطر می افتد و ارتباط نیز احتمالاً تباه شود.

اگر نمی توانید جسارت خود برای آزادانه بیان کردن عقاید خود را تصور کنید ممکن است شما از اعتماد به نفس پایین رنج ببرید. بهتر است به خود بارها و روزانه تکرار کردن واقعیت را یادآوری کنید. اهمیت نیازها و دیدگاه های من اگر بیشتر نباشد کمتر از دیگران نیست.

برقراری روابط کار سختی است. ارتباط صادقانه چیزی نیست که ما از والدین یا همسالان خود یاد گرفته باشیم. لذا این مهارت های ساده را تمرین کنید. یک مکاتبه کننده و یار عاشق باشید. شما با رضایت بسیار زیاد از روابط فردی به احساس خشنودی و غرور درونی دست می یابید.