173 پاسخ
  1. بالستیک
    بالستیک می گوید:

    تو رو خدا کمکم کنید کم ۲۰ سالمه و عاشق دختری هستم که دو سال از من کوچیکتره یکبار با کادو و نامه رفتم در خونشون که وقتی از مدرسه برمیگرده بهش بفهمونم چقدر دوستش دارم وقتی از مدرسه رسید من بهش گفتم که این مال شماست اونم در نهایت ترسید و قبول نکرد بعد از مدتی دوباره رفتم سر کوچشون تا این دفه رو در رو واقعیت رو بهش بگم که دوست دارم و همه جوره هم میتونم ثابتش کنم وقتی از مدرسه اومد تا منو سر کوچشون دید رفت با دایش برگشت و دایش به من فحش داد و تهدیدم کردم نمیدونم الان چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      بهترین کار تمام کردن چنین نمایشهایی هست که نتیجه ای نداره ..چون همونطور که شما دوست ندارید چنین اتفاقی برای خانواده شما بیفته دیگران هم چنین حسی دارن
      پس تا استقلال مالی بدست نیاوردید وارد چنین روابطی هم نباید شد … امیدوارم درس عبرتی شده باشه که بدون مقدمه جز اهانت چیزی بدست نخواهید آورد

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      دوست عزیز شما برخورد ابتدایی داشتید خب اگر واقعا به این دختر علاقه دارید بهتره با خانواده مطرح می کردید هر کسی به جای دایی ایشون بود شاید فکر های نادرستی می کرد و همین برخورد را نشان می داد .شما در این سن بیشتر احساسی تصمیم می گیرید .و لطفا بیشتر بررسی کنید شرایط خودتون رو در نظر بگیرید ضمن اینکه با کادو خرید ن و قرار گذاشتن و رفتارهای اینچنین اعتبار خودتون رو پیش خانواده ایشون کم نکنید .چون به هر حال خانواده این دختر خانم هم قطعا اصولی دارند و اگر شما بار فتار نسنجیده این اصول رو زیر پا بگذارید نباید انتظار داشته باشید شما را بپذیرند و چه بسا محدودیت هایی هم برای شما ایجاد کنند این روش کاملا اشتباه است و پاسخی نخواهد داشت .بهتره از طریق خانواده و رسمی پیگیری باشید امیدوارم موفق باشید

      پاسخ دادن
  2. هانا
    هانا می گوید:

    سلام
    من دختری ۳۵ ساله هستم.چند ماهی هست پسری از دوستان خانوادگی که یکسالی ازم کوچکتر است ازم خواستگاری کرده.البته ایشون میگن چند سالی هست که به این موضوع فکر می کنند. بار اول جواب منفی دادم بخاطر سنشون.ولی دوباره ازم فرصت خواستن که خواسته های منو تامین کنند.از نظر سطح خانوادگی و فرهنگی خیلی بهم شباهت داریم.ولی شرایط مالی خوبی ندارند.الان موندم میتونم در رابطه یا سن یا شرایط مالی باهاشون کنار بیام یانه.لطفا راهنماییم کنید.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      دوست عزیز در مورد اینکه ایشون کوچکترند و شاید استقلال مالی ندارند .خود شما باید تصمیم بگیرد .به هر حال شرایط سنی وقتی اهمیت دارد که افراد متوجه این مساله باشند که درک متقابلی وجود دارد یا خیر ؟بهتره اگر فکر می کنید تا حدی تمایل وجود دارد .از مشاوره پیش از ازدواج به صورت حضوری استفاده کنید و اینکه خودتون جلساتی رو داشته باشید تا نحوه ی برخورد و رفتار رو ببینید .و ببینید که ایا اشتراکاتی وجود دارد و درک و فهم طرف مقابل در حدی هست که بتوانید مشکلات مالی را در کنار او تحمل کنید و به خاطرش گذشت داشته باشید یا خیر .هیچ چیز به اندازه بررسی منطقی روابط و رفتارها کمک کننده نخواهد بود که این هم مستلزم صرف زمان است .امیدوارم خوشبخت باشید و موفق .

      پاسخ دادن
  3. مینا
    مینا می گوید:

    با سلام و خسته نباشید تو رو خدا کمک کنید من کم سن و سال هستم و دختری سیزده ساله.من عاشق پسر داییم شدم که هجده سالشه خدا شاهده همه کار برای این که بهش بگم دوسش دارم کردم ولی روم نمیشه بش بگم و غرورم نمیزاره نمیتونم فراموشش کنم.چی کار کنم از درس و همه جی افتادم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      برای این حس نمی توان اسم عشق را گذاشت چون عشق هم موارد احساسی و عاطفی و هم عقلانی را در بر می گیرد.در این سن بیشتر وابستگی های عاطفی و احساسی است که بهترین روش گذرزمان است و دوری از شرایط و مکان هایی که ایشون هم هستند و مشغولیت ذهنی ایجاد کردند چون مشکل تمرکز احتمالا عارض شده است تلاش کنید از کارهایی که برایتان لذت بخش است یا بوده شروع کنید و ذهنتون رو درگیر کنید تا کاملا خواب الود نشدید به رختخواب نروید هر موقع فکر ایشون به ذهنتون رسید سریع تغییر وضعیت دهید حتی تعویض صندلی و مکانی ه نشسته اید بدونید خودتون باید تلاش کنید این مساله فراموش شود و مطمئن باشید چند سال بعد این رفتارها براتون عادی تلقی می شود چون نگاه معقولانه تری به زندگی پیدا می کنید حتی ممکن است به نظرتون این رفتار ها بچگانه بوده باشد .امیدوارم موفق باشید منتهی خودتون باید تلاش کنید .

      پاسخ دادن
  4. ریحانه
    ریحانه می گوید:

    من یگ پسری رو دست دارم که نوه ی عموی مادرم است او خیلی به من نگاه می کند ولی فکر نمی کنم که مرا دوست دارد.من ۱۲ سالمه و او ۲۳ سالشه.حالا چطور فراموشش کنم؟ لطفا کمکم کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      شما نباید در ذهنتون ایشون رو بزرگ کنید بهش فکر کنید و ذهنیت سازی کنید و اصلا در مکان هایی که فکر می کنید ممکنه ایشون حضور داشته باشند شما نباشید .و حتما به مشاوره هم مراجعه داشته باشید .در این سن قدرت تشخصی زیادی وود ندارد و صرف وابستگی عاطفی باعث می شود نشانه هایی رو مبنی بر عشق و علاقه قلمداد کنید .امیدوارم موفق باشید

      پاسخ دادن
  5. مژده
    مژده می گوید:

    من تابستون پارسال که کنکوری بودم با مردی آشنا شدم که مجبور بودم هر شب توی تلگرام باهاش صحبت کنم. مشاورم بود و تمام صحبت هامون در مورد درس و کنکور بود.

    بعد کنکور صحبت هامون در مورد موضوعات متفرقه ی دیگه هم شروع شد و من خیلی به روحیاتش علاقه مند شدم. اونم خیلی بهتر منو شناخته بود و هر مشکلی که داشتم، به اون پناه میبردم. واقعا مثل دوتا دوست صمیمی شدیم.

    وقتی هم که شهر دلخواهم قبول نشدم، و تصمبم گرفتم پشت کنکور بمونم، پذیرفت که امسال هم مشاورم باشه و بهم کمک کنه. منم اوضاع درسام عالیه ولی جوری بهش وابسته شدم که اگر چند روز باهاش حرف نزنم، بی انگیزه میشم و سطح تحصیلیم افت میکنه. ولی وقتی حواسش بهم هست و بهم انگیزه میده، خوب میخونم.

    من تاحالا تجربه ی هیچ رابطه ی عشقی رو نداشتم. اما طوری به مشاورم وابسته شدم که نمیدونم میشه بهش گفت عشق یا نه. حتی نمیدونم حس اون به من چیه.ولی خالصانه داره بهم کمک میکنه که روحیه م حفظ بشه و کنکورمو خوب بدم.
    درس و کنکورم اولویت اصلی زندگی منه.برای همین نمیخوام امسال درگیر رویاهای الکی بشم.

    نمیدونم چطور احساسمو کنترل کنم.آخه اگه ارتباطمو باهاش قطع کنم، دیگه انگیزه و حوصله ی دزس خوندن ندارم. اگر باهاش در ارتباط باشمم که عالی درس میخونم اما گاهی توهم عشق میزنم!! چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      متاسفانه در کشور ما هر رابطه ای رو که در هر زمینه ای نزدیک بشه به روابط عاطفی و عاشقانه ربط میدن و شروع به پیشگویی کردن میکنن
      دوست عزیز شما فقط از یک نفر مشاوره گرفتید برای امور درسی … اگر نظر و فکر دیگه ای دارید بهتره در موردش قاطع باشید و برای اون راه حلی پیدا کنید
      مثلا” بطور مستقیم به ایشون بگید یا از واسطه ای قابل اعتماد برای مطرح کردنش کمک بگیرید
      ولی بدونید این تفکرات شدیدا” روی نتیجه کنکور شما اثرگذاره چون درگیری فکری و ذهنی زیادی به همراه داره و اثرات منفی اون انکار ناپذیره

      پاسخ دادن
  6. لیلا
    لیلا می گوید:

    سلام من هیچوقت از پسری خوشم نمیومد اما چند وقتیه خیلی از یکی خوشم اومده و با سیاست بهش پیام میدادم تو تلگرام ولی اون هیچ توجهی به من نمیکنه و خیلی خشک جواب میده و دیگه نتونسم بیشتر از اون باهاش ارتباطی داشته باشم 🙁 نمیدونم چیکار کنم خیلی دوست داشتنیه برام : ( فکرش از ذهنم بیرون نمیره باید چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      خود شما چنین احساسی رو به طرف مقابل القاء میکنید که در این مورد بهترین کاری بوده که نسبت به یک پسر غریبه داشتید
      زوج مناسب از پشت کوه نمی آید عنوان کتابی است نوشته کیهان نیا ، این کتاب در دو جلد برای دخترها و پسرها منتشر شده است . کیهان نیا در ابتدای کتاب خود نوشته است :

      دوست عزیز قرار نیست با خواندن این کتاب معجزه ای رخ دهد مسئول سرنوشت تو خودت هستی من فقط سعی در یادآوری این واقعیت کرده ام که آخر کار تو هستی که برای خودت تصمیم می گیری و آینده ات را به صورت دلخواهت شکل می دهی .
      کتاب زوج مناسب … هم از جذابیت زیادی برخوردار است و هم برای دختران جوان کاربرد فراوانی دارد . قسمت هایی از این کتاب را در زیر می خوانید .
      آیا متوجه شدی که هرچی بیشتر آرایش می کنی ، موهایت را رنگ می کنی و زیر ابرویت را باریک می کنی بیشتر جلب توجه می کنی ؟
      البته پسرهایی که متوجه ات می شوند قصد زندگی با تو را ندارند و به درد زندگی هم نمی خورند .
      در ضمن هر چی بیشتر صورتت را دست کاری کنی زودتر آن را خراب می کنی .
      یادت باشه ، تو این صورت را یک عمر احتیاج داری ،
      پسرهایی هم که تازیگی ها موهایشان را بلند می کنند و به ریشهایشان مدل می دهند خوب جلب توجه می کنند .
      ولی وقتی درعمق زندگیشان فرو بروی متوجه سه عیب می شود .
      – دائم در خیابان بهشان گیر می دهند .
      – کمترشان کار مفیدی دارند و به درد زندگی می خورند .
      – به خاطر سرو ظاهر گرانشان جیبهایشان همیشه خالیه
      پسرها وقتی دور هم جمع اند شوخ طبع می شوند و مسخره بازیشان گل می کند . سعی کن در چنین شرایطی حتی اگر یکی از آن ها را هم می شناسی سر حرف را با او باز نکنی . چون یا شروع به مسخره بازی می کنند یا از خجالت پشت گوشهایشان قرمز می شود .
      ولی زیر نظر رفتن وشناسایی روابطشان بین یکدیگر کار اشتباهی نیست . مخصوصاً اگر پسری را پسندیدی و برای دوستهایت تعریف کردی مطمئن باش که آن ها با ادا و اطوارشان کار را خراب می کنند . آخرسرش هم برای دست انداختنت دائم از تو می پرسند . پس چی شد ؟ چرا جور نشد ؟ در ضمن اسمت هم بد در می ره ، آش نخورده و دهان سوخته . دوستانت هم اگر هم ازدواج کرده اند یا نامزد دارند ، دلیل بر این نیست که تو هم حتماً باید برای خودت کسی را دست وپا کنی!
      عشق با عجله و زورکی مثل سیگار و اعتیاد می ماند . ناخواسته گریبانگیرت شده و شاید تا آخر عمر رهایت نکند . عاشق دلباخته تو روزی بدون این که به فکرش باشی جلوی پایت سبز خواهند شد .
      در خیابان ها اتومبیل های شیکی پیدا می شه . پسرهای خوش تیپی هم پشت آن نشسته اند . اگر دعوت به سوار شدنت کردند یادت باشه . اگر یک بار سوار شدی عادتت میشه . چیزی که راحت به دست میاد ، راحت از دست می ره و اتفاقات ناگواری که تعریف می شه در همین کوچه و خیابان ها رخ می ده . پسرهای زیادی هستند که از شماره تلفنشان کارت ویزیت می سازند که نشانه باکلاسی نیست .
      در ضمن پشت تلفن آدم داستان های زیاید می تونه تعریف بکنه . خلاصه که می خواهم بگویم اگر از پسری خوشت آمد لطفا همان اول ببین که آیا تصورش را می کنی و روزی با این مرد زندگی کنی ؟
      وگرنه تکلیفت را سریع با او مشخص کن و سرکارش نگذار چون که :
      زن ها ومردهای زیادی در این دنیا هستند که همیشه فکر می کنند اگر آن زمان آن اشتباه را نمی کردیم امروز سرنوشتمان این نمی شد که داریم .
      درضمن در دوران نامزدی دو نکته را همیشه در نظر داشته باش و به او هم یادآور شو :
      ۱- شما نامزد همدیگر ید نه مالک یکدیگر
      ۲- خاتمه نامزدیتان ( به هر دلیل) خاتمه زندگیتان نیست .
      تا هم در این زمان با هم بهتر کنار بیاید و هم در زندگی آینده تان از این مشکلات نداشته باشید . پسرهای امروزی درست نمی دانند که تا چه حد باید اخلاق پدر را به ارث ببرند .
      همه جا پول خرج کنند وکسی روی حرفشان نیاید اما چیزی که مشخصه این است که دخترهای امروزی مادرهای سابق نیستند .
      الحق که برابری در روابط هم خیلی قشنگتره و از لحاظ تحصیلات باید حداقل هم سطح تر باشد .
      نه این که من به قابلیت های او اعتماد ندارم . این تویی که پایین تر از خودت را قبول نداری ، اگر هم داری و روزی به همسری خودت چنین شخصی را پذیرفتی کافیست که یک بار تیکه ای در این مورد بیندازی مطمئن باش که هیچ وقت این تیکه از یادش نمی ره .
      ●در روز خواستگاری
      لباس رسمی بپوش که خیلی زرق وبرق نداشته باشه . وقت را قبلا با هم تعیین کنید تا اتفاق ناگواری نیفتد ! اگر می خواهی در حین چای آوردن دستت نلرزد سعی کن خودت باشی بدون هیچ گونه تزویر و ریایی . خجالت و رودربایستی هم اشتباه است . اینجا بالاخره تصمیم راجع به زندگی ات گرفته می شود . می دانم که دوست داری بهترین مراسم ازدواج را داشته باشی . والدینتان هم همین طور .
      این یک واقعه ای است که فقط یک بار در زندگی رخ می دهد . ولی در جامعه ای که مشکلات اقتصادی بالایی داره برای یک خاطره به یاد ماندنی و یک آلبوم عکس نباید دست کمی زیر تیغ قرض و فشار برود .
      ●به اندازه بود ، باید نمود
      شما برای اثبات چیزی به دوست و فامیل با هم ازدواج نمی نید . سال اول ازدواج سال مهمیه . در این سال روابط واقعیتان مشخص می شود جمله ای که در این سال در هر صورت غلطه . حالا که زن و شوهر شده ایم . انگار به علت ازدواج ، رابطه تان عوض شده . در ضمن برای بچه دار شدن هم دست نگه دار ، تا بنیه مالیتان قوی تر شود.

      پاسخ دادن
  7. تیننا
    تیننا می گوید:

    راستی ایشون خانوادش خیلی با خانواده ی ما متفاوتن از خانواده شون فقط ایننه که تحصیل کرده س اما خانواده ی ما همگی تحصیل کرده هستن و از لحاظ های دیگه هم اختلاف طبقاتی داریم و فقط بخاطر اخلاق خوبش و علاقه ای که بهم داره و کارایی که برام کرده اصلا روم نمیشه اصل قضیه رو بهش بگم. اون بخاطر رسیدن به من با خانوادش در افتاده و خانوادش طردش کردن اما اون تلاششو میکنه و خیلی خوب هم متوجه هست که من بهش علاقه ای ندارم اما واقعا تلاش میکنه بهم برسه. خیلی بهش گفتم که این راهش نیست و باید از هم جدا شیم اما اصلا متوجه نیست و همش میگه من عاشقت هستم و این حرفا منم دلم نمیاد باهاش بد رفتار کنم بخاطر همین بعضی وقتا فکر میکنه من دوسش دارم و بخاطر این مشکلاته که میگم باید جدا شیم و اصلا دلم نمیاد تو این شرایطی که هم خانوادش طردش کردن و هم اینکه خانوادش خیلی بی منطق هستن منم بزنم زیر همه چی. نمیدونم باید چیکار کنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز همونطور که گفته شد همین اختلافات ریشه مشکلات در آینده خواهد شد
      پس بهتره خودتون رو گول نزنید و وقت و موقعیت های همدیگرو از بین نبرید
      قاطعانه رابطه رو کات کنید تا تکلیف هر دوی شما روشن بشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
        • ►Responder◄
          ►Responder◄ می گوید:

          در حال حاضر، در جامعه بین افراد روابطی وجود دارد که به قول دکتر شریعتی با جرقه ای آغاز و اکنون به صاعقه تبدیل شده است. طرفین به این نتیجه رسیده اند که اصلا با هم وجه مشترکی ندارند و مدت هاست روزمرگی را تجربه می کنند. اکنون مانده اند چگونه این رابطه بی ارزش را تمام کنند.

          این راهکارها شما را در راستای خاتمه دان به این نوع روابط کمک خواهد کرد

          قطع رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: ترس از اینکه دیگران نمی توانند دوستمان داشته باشند.

          متاسفانه اکثر ما روش درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهایمان را نقد کنیم.

          برخورد عاقلانه و اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمان بوده و دوستمان داشته است، شجاعت می خواهد اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمان احترام قائل باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتوانند دوباره به زندگی برگردند.

          رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

          البته نمی شود برای قطع رابطه دستورالعملی ساده و کم هزینه توصیه کرد اما مجله «روانشناسی امروز» »Psychology Today» منتشر شده در کانادا، هفته گذشته، نکته هایی را پیشنهاد داده است تا به کمک آنها درد و رنج اجتناب ناپذیر قطع رابطه به حداقل برسد و هر دو طرف به لحاظ احساسی صدمه مادام العمر نبینند.

          البته فراموش نکنید تلخ تر از همه تلخی های یک رابطه، تن دادن به تداوم رابطه نه به خاطر عشق که به خاطر نگرانی، ترس و دلسوزی است.

          ۱- مسئولیت کامل شروع روند قطع رابطه را برعهده بگیرید

          اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.

          پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.»

          راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.

          ۲- قطع رابطه را رو در رو انجام دهید

          یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست.

          در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».

          عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.»

          جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.

          سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.»

          رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

          برناردو کاردوچی، استاد روانشناسی در دانشگاه ایندیانا هم می گوید: «وقتی به دیگران اعتماد نداری روی آنها سرمایه گذاری کمتری می کنی. پس آدمی که بعدا باهاش رابطه برقرار می کنی از گناه های یک غریبه – شخص قبلی در رابطه – رنج خواهد کشید.»

          جالب است وقتی ما از راه دور قطع رابطه می کنیم دیر یا زود دچار عذاب وجدان می شویم چون بالاخره می فهمیم که چطور به طرف ضربه زدیم و چقدر کم نگرانش بودیم. جان پورتمن، استاد درس فلسفه اخلاق در دانشگاه ویرجینیا می گوید: «ممکن است پنج سال بگذرد و بالاخره از کار خودتان خجالت بکشید. این احساس گناه و خجالت بر روابط بعدی شما هم تاثیر می گذارد.»

          ۳- با وقار رفتار کنید

          از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

          ۴- صادق باشید

          اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.»

          روی بامیستر استاد روانشاسی دانشگاه دولتی فلوریدا هم معتقد است: شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.

          ۵- بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید

          این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.

          ۶- شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا

          به اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی … جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.

          ۷- کامل قطع کنید

          برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.

          ۸- موقع خداحافظی قدرشناس باشید

          به اعتقاد فریدمن روزنامه نگار آمریکایی خیلی خوب است که هنگام خداحافظی یا رد و بدل کردن آخرین ایمیل ها دوران خوب مشترک را مورد قدردانی قرار دهید و این خوب است که حس ناراحتی تان را (از اینکه امیدهای مشترکتان به رابطه به ناامیدی تبدیل شد) بروز دهید. چنین کارهایی به طرف مقابل ثابت می کند که شخص ارزشمندی بوده است.

          ۹- به تصمیم طرف مقابل اعتراض نکنید

          التماس نکنید تا از تصمیمش صرفنظر کند. وقتی یکدفعه با شما قطع رابطه می کنند بهترین راه این است که بپذیرید این رابطه به پایان کامل خودش رسیده است. اینگونه روند بهبود عاطفی سریع تر می شود. دکتر هلن فیشر، انسانه شناس کانادایی – آمریکایی در تحقیقات خودش متوجه شده است که آدم بعد از قطع رابطه، از همه کناره می گیرد اما با گذشت زمان، این کناره گیری اجتماعی کمتر و کمتر می شود و این یعنی شخص در پروسه بهبود قرار گرفته است اما به گفته فیشر، این پروسه به شدت حساس هست و هر ارتباط یا تلاش برای بازگشت طرف مقابل به او ضربه می زند. «اگر به طور ناگهانی یک ایمیل از طرف مقابل به شما برسد ناگهان به او تمایل پیدا می کنید و دلتان می خواهد رابطه دوباره آغاز شود.» فیشر یه توصیه ساده دارد: «هرگونه ارتباط با شخصی که با شما به هم زده را قطع کنید. نامه ها و کارت پستال هایش را دور بریزید. به او زنگ نزنید و بیخود تلاش نکنید که باهاش دوست بمانید.»

          رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

          ۱۰- از عشق سابق، شیطان نسازید

          این فقط انرژی خودتان را تلف می کند و باعث می شود متوجه نشوید که به بن بست رسیدن یک رابطه دو نفره، تقصیر هر دو نفر بوده است و بی خیال نقشه انتقام شوید؛ چون این باعث می شود که طرف مقابل بیشتر از قبل در تفکرات شما حضور داشته باشد و این یعنی عقب افتادن روند بهبود.

          ۱۱- درد را به زور از بین نبرید

          بعد از مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه بلندمدت یکی از بزرگترین ضربه های احساسی است که شخص می تواند تجربه کند پس کاملا طبیعی و در واقع ضروری است که شخص برای این فقدان سوگواری کند. پورتمن می گوید: «عشق شما را به شدت آسیب پذیر می کند. اگر اجازه دهید که عاشق شوید می توانید خیلی بد ضربه بخورید.» پس درد طبیعی است. هر چه زودتر با این درد روبرو شوید، زودتر می گذرد.

          ۱۲- فکر نکنید که بزرگترین عشق روی زمین را از دست دادید

          به خودتان نگویید کلا یک آدم برای شما روی زمین وجود داشته است و حالا او را از دست دادید. روی بامیستر می گوید: «عشق باعث می شود که فکر کنید فقط همین آدم است که با شما هماهنگ است. در فیلم ها و کتاب ها هم به این اسطوره دامن می زنند اما مسئله اینجاست هیچ چیز جادویی در مورد یک شخص خاص وود ندارد.» در واقع در روی زمین تعداد زیادی آدم وجود دارند که می توانیم با آنها رابطه خوبی داشته باشیم. البته درست بعد از به پایان رسیدن یک رابطه عاطفی، نمی توانیم اینجوری فکر کنیم اما باید بپذیرید که به احتمال خیلی خیلی زیاد شما کس دیگری را پیدا می کنید و کمی بعد فکر می کنید که او هم تنها کسی روی زمین هست که به شما می آید.

          پاسخ دادن
          • تینا
            تینا می گوید:

            با سلام و تشکر از پاسخ جامع وبه درد بخورتون واقعا عالی بود ممنونم خیلی مفید بودن همین راهکار ها رو به کار بردم و همین چند ساعت پیش ازش به صورت منطقی جدا شدم. خیلی خیلی ممنونم. البته اون هنوز داره میگه امیدواره. ولی خب گذر زمان امیدشو از بین میبره.

  8. تینا
    تینا می گوید:

    با سلام من خواستگاری دارم که ایشون به من علاقمند هستن ولی من هنوز هیچ علاقه ای رو جز اینکه یه کمی اونم فقط یه کمی از اخلاقش خوشم اومده نسبت بهش ندارم.اون واقعا خوش اخلاقه اما بازم این اخلاقش برای من جذابیتی نداره. از لحاظ فرهنگی خیلی سطحشون با ما متفاوته خانواده ما همگی تحصیل کرده هستن اما تو خانواده ی ایشون فقط خودشه که تحصیل کرده س. من از لحاظ ظاهری هم قبولش ندارم یعنی اونی نیس که من میخام. اما اون انقد خوش اخلاقه و با اخلاقش منو تو وضعیتی نگه داشته که دوساله باهاش ارتباط دارم ولی هنوز روم نشده بهش مشکل اصلی رو بگم با بهانه های مختلف میخاستم ازش جدا شم اما اون بهترین و منطقی ترین توجیه ها رو میاره اما من واقعا با ظاهرش مشکل دارم نمیدونم چیکار باید بکنم؟ ممنون میشم از راهنمایی تون

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه ..پس اگر چنین ارتباطی بین شما به وجود نیامده دلیلی برای ادامه دادن هم وجود ندارد

      پاسخ دادن
  9. نویسنده سایت
    نویسنده سایت می گوید:

    با سلام خدمت شما
    عشق شما به ایشان در ابتدا یک رابطه دو طرفه بوده است ، اما ایشان نتوانستند به این رابطه متعهد بمانند و در نتیجه این رابطه شکل دیگری به خود گرفت. اما شما همچنان ایشان را دوست دارید . چه کسی را دوست دارید ؟ کسی که ابتدا با شما بود؟ یا فردی که پس از برگزیدن کس دیگری یعنی توانایی دوست داشتن دو نفر همزمان که به نوعی ترک کردن این عادت بسیار سخت است و ممکن است تا اخر عمر ایشان شما را دوست داشته باشد اما در کنار شما کس یا کسان دیگری هم باشند .پس شما هنوز با واقعیت تحول یافته هم کلاسیتان کنار نیامده اید . این کنار نیامدن و این عدم توانایی در فراموش کردن ایشان از ذهنتان عواقب خطر ناکی دارد. شما نیاز به کمک دارید ، کمکی حرفه ای که بتواند با توجه به نفاط ضعف شخصیتی شما را راهنمایی کند که بتوانید ایشان را از ذهنتان فراموش کنید و یک زندگی سالم با تصمیمات صحیح بسازید . نه با تسلیم احساسات شدن زندگی و آینده خود را نابود کنید . روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند ۲۲۳۵۴۲۸۲

    پاسخ دادن
  10. سارا
    سارا می گوید:

    سلام من ۲۳ سالمه و حدود ۱ سال با یکی از همکلاسیام دوست بودم،ما واقعا همو دوست داشتیم درحدی ک واقعا همه تعجب میکردن.مطمئن بودم که پسر خوبیه یعنی اینو تو این یسال به هر شکلی بهم نشون داده بود،تا اینکه تابستون شد و ما ازهم دور شدیم خیلی باهم سرد شدیم و البته منم لجباز بودم تا اینکه دیگه آخرای تابستون اون واقعا فرق کرد و منم از سر لجبازی باهاش تموم کردم و راستش خیلی هم مقاومت نکرد بعدها فهمیدم با ی دختر ک تو فامیلشون بوده و دوست دوران بچگیش بوده دوست شده.من واقعا ضربه بدی خوردم حالم تا یک سال بعدش واقعا بد بود تا اینکه منم از سر لجبازی رفتم با یکی دیگه دوست شدم واز دوستش بهم خبر رسید و اون خیلی ناراحت شده وقتی فهمیده من اینکارو کردم دوستش میگفت اون یجوریه بین دو راهی مونده میدونم هم شمارو دوست داره هم اون دختره رو آخه مگه میشه؟بالاخره هرچی بود رابطه رو نابود کرده بود
    من بعدها با اون آقا تموم کردم چون همه فکرم پیش همکلاسیم بود و دوباره بهش پیام دادم و بهم گف دست از سرش بردارم و میگف تا الان یکارایی کرده ک دیگه واقعا راه برگشت نیس بهم گف مادر و پدرش ازهم جدا شدن و دیگه تو زندگی هیچی براش مهم نیس.واقعا جوابمو نمیده هرچی باهاش حرف میزنم از یک طرف میگم ولش کن اون با من اونکارو کرد بمن چه ک بخوام بهش کمک کنم از یک طرفم حسی که بهش دارم باعث میشه نتونم بهش فکر نکنم توروخدا کمکم کنین من باید چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز وقتی برای زندگیش تصمیم گیری کرده پس این همه اصرار شما چیزی رو درست نمیکنه … باید یاد بگیرید چنین روابطی ازمون و خطاست و ممکنه به نتیجه نرسه
      وقتی نمیتونید چنین شرایطی رو تحمل کنید نباید وارد چنین روابط عاطفی بشید که مثل امروز ارمغانش افسردگی و استرسه
      بهتره در روش زندگی خودتون تغییر جدی ایجاد کنید

      پاسخ دادن
  11. سحر
    سحر می گوید:

    سلام.من استادی را در دانشگاه دیدم و ب دلم نشست از لحاظ ظاهری.۲۵سالمه و فوق لیسانس دارم.ایشون ۳۳سالشه دکترا دارن.من فقط ۲بار ایشون دیدم و گپی ک داشتیم خیلی خوب بود البته نمیتونم بگم بهم علاقه منده .تا بحال باهیچ پسری نبودم و خیلی بی تجربه هستم میخواستم کمکم کنید ک بتونم برای خاستگاری ب سمت خودم جذبش کنم و بشناسمش.
    ظاهرخوبی دارم.شمارشونم دارم ولی بهشون زنگ نزدم از اویزون بازی اصلا خوشم نمیاد
    خواهشا راهنماییم کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      روش ۱: اولین کاری که باید انجام بدهید این است که از اطرافیان بپرسید که سایت ارتباط جمعی مثل Face book و My Space دارد یا نه؟ این روش بهترین راه برای فهمیدن علایق او در موسیقی، فیلم و ایده های عمومی است. شما می توانید از این اطلاعات برای شروع یک بحث داغ در آینده استفاده کنید.
      روش ۲: باید متوجه شوید که او از چه تیپ دختری خوشش می آید. یادتان باشد اکثر مرد ها قبل از اینکه عاشق شخصیت شما شوند عاشق ظاهر شما می شوند. اگر شما در مورد ظاهرتان اعتماد بنفس ندارید سعی کنید روی آن کار کنید. از شر جوش ها خلاص شوید، چند کیلو وزن کم کنید اگر تاریخچه دختر قبلی را بدانید خیلی به شما کمک می کند و اینجاست که شبکه اجتماعی کمک می کند.
      روش ۳: باید شرایط یک ارتباط ساده را فراهم کنید یک دوست در حد سلام و خداحافظ باشید. از دوستان مشترک برای دستیابی به این قضیه استفاده کنید. اگر دوستتان را در حال صحبت با وی می بینید شما هم وارد بحث شوید، دوستتان زحمت معرفی شما را به دوش می کشند. وقتی که او را می بینید خوشحال باشید و سلام کنید.
      روش ۴: هر باری که او را می بینید بحث را به سمت اینترنت و کامپیوتر بکشانید و از او بپرسید که یاهو مسنجر دارد یا نه؟
      روش ۵: باید چند مایل جلوتر قدم بگذارید. کارهای کوچکی برای اینکه توجه او را جلب کنید انجام دهید. به او ثابت کنید که همیشه در هر حالی برای وی هستید از حرف زدن گرفته تا قرض گرفتن چیزی بسیار کوچک. آیا او علاقه مند به ورزش است؟ اگر اینطور است پس منتظر چه چیزی هستید؟ حوله ای فراهم کنید و یک شیشه آب معدنی هم همراه داشته باشید. به او نشان می دهید که دوستش دارید بدون اینکه حرفی از زبان شما شنیده باشد.
      روش ۶: پسر ها دوست دارند که به دختر ها آرامش دهند پس بگذارید حس مرد بودن را تجربه کند. دست از کنترل کردن آنها بردارید، آنوقت خواهید دید که چگونه در شرایط سخت از شما محافظت می کند. به او اجازه بدهید که حس کند می تواند در خوب کردن حال شما نقش مهمی داشته باشد.
      روش۷: پسر ها دخترانی را دوست دارند که خودشان هستند. پس سعی کنید طبیعی و نرمال رفتار کنید. باعث خندیدن آنها شوید. خوشحال و شاد باشید و از جلب توجه زیادی دوری کنید.
      روش ۸: به پسری که شیفته شما شده است فرصت دهید تا قدمی بر دارد. نظر دوستانتان در مورد اینکه او به شما علاقه دارد یا نه اکثر وقت ها درست از آب در می آید. سعی کنید سخت به دست بیایید اما همیشه صادق باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  12. مهرگان
    مهرگان می گوید:

    سلام
    من ۲۳ سال دارم و از دختری خوشم اومده که ۲ سال از من کوچیکتره و با من نسبت فامیلی داره ،
    از نظر مالی خب طبیعتاً با این سنی که دارم ضعیف هستم و کار ثابتی هم ندارم ، کارم برق ساختمان و نصب دوربین و .. تو این زمینه هست ،
    شاید باورتون نشه اما من از بچگی دوسش داشتم و تفکرم شده بود درس ، خدمت ، کار ، الان کاردانی دارم و خدمت هم رفتم.
    اما سؤال من از شما اینه:
    من بینهایت دوسش دارم ولی نظر و دیدگاه اون در مورد خودم رو نمیدونم،
    من آدم بی جنبه ای هم نیستم و منطقی با مشکلاتم برخورد میکنم،
    حتی تا به حال به خودم اجازه ندادم با دختری در رابطه باشم ، حالا هر رابطه ای که فکرش رو میکنید.
    از بچگی استرس دارم که نکنه یه وقتی موقعیت کاری و شرایط مالیم درس نشه و از دست بدمش،
    با این اوصاف کمکم کنید که چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      از طریق خانواده و واسطه ای قابل اعتماد موضوع رو با خانواده و دختر مطرح کنید … به هر حال باید از جایی برای خواسته خودتون تلاش کنید

      پاسخ دادن
  13. سایه
    سایه می گوید:

    سلام .من به یه آقایی علاقه مند شدم حاضر بودم براش بمیرم.حتی بهش ابراز علاقه کردم اما ایشون خیلی محترمانه گفتن نامزد دارن .من واقعا نابود شدم .فنا شدم .دارم میمیرم .از دوستان عزیز خواهش میکنم سعی کنید عشق یه طرف رو هیچ وقت تجربه نکنید نابود میشید .

    پاسخ دادن
  14. مژگان
    مژگان می گوید:

    سلام
    ۲۵سالمه قبلا با هیچ پسری در ارتباط نبودم ورابطه دوستیو اصلا قبول نداشتم تا اینکه پارسال از طریق فضای مجازی با پسری ۲۲ساله اشنا
    شدم کم کم بهم وابسته شد وبا بان ک من اصلا نمیخواستم رابطمو خارج از فضای مجازی
    دنبال کنم ولی ایشون شمارمو برای دوستی بیشتربا ترفند پیدا کرد و پیشنهاد دوستی داد و ابراز علاقه،با این ک من
    نخواستم و یمدت گدشت و با اصرار ایشون و ابراز علاقه زیادش رابطه ما شروع شد اوایل من علاقه ای
    نداشتم ولی چند ماه ک گذشت خیلی بهشون وابسته شدم اونقد ک بعد یک سال و نیم نمیتونم بدون ایشون زندگی کنم
    رابطه ما اوایل ب درخواست من خیلی سرد بود ولی الان خیلی باهم صمیمی شدیم من دختری بودم
    ک اعتقاداتم در ارتیاط با نامحرم و حتی تماس فییزیکی ب اندازه دست دادن هم خیلی محکم بود
    ولی در ارتباطم با ایشون بخاطر علاقه م خیلی عوض شدم
    من باوجود اختلاف سنیم و حتی تفاوت اخلاقی زیادی ک دارم ولی مایل هستم ک دراینده باهم ازدواج کنیم
    ولی فعلا هیچ کدوم شرایطشو نداریم
    بعد از یک سال و نیم رابطه دوستی من بارها متوجه شدم ک اخیرا علاقه ایشون ب من خیلی کمتر از گذشته شده
    و خیلی سردتر از گذشته شدن و در این مورد هم بحثی میکنم میگن ک نه اینزور نیست
    هر موقع هم بحث ازدواج میشن میدونن ک من مایل ب ازدواج هستم ولی خودشون بنظرم نه
    میگن با هم بودن ما در اینده ۵۰/۵۰ ست خیلی ب تقدیر ربط داره و جواب قطعی ب من نمیدن من از این بابت ناراحت میشم
    من خیل احتمال میدم ک منو برای اینده ش نمیخواد از طرفی من خیلی ب ایشون وابسته شدم
    اونقد ک چند بار خواستم ادامه ندم نتونستم سوال من اینه بهترین کاری ک میتونم بکنم چیه ک منو از این سردرگمی
    دربیاره

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      بهترین کاری که میتونید انجام بدید کات کردنه
      متاسفانه خانم ها دیر وارد رابطه میشن و وقتی وارد شدن چنان وابستگی ایجاد میکن که جدا شدنشون خیلی سخت میشه
      دوست عزیز شما بهتر از هر کسی میدونید انتهای این رابطه چیزی جز افسردگی و استرس نیست پس چرا پا در راهی گذاشتید که هیچ امیدی به آینده اش نیست
      آیا صرفا به خاطر وابستگی میتونه توجیه عمر رفته و فرصت های از دست رفته شما باشه ؟

      پاسخ دادن
  15. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    نازنین
    سلام. من دختری هستم از خانواده ی نسبتا مذهبی ۲۰ سالمه و تا الان سه خواستگار داشتم و میدونم موقعیتای بهتری هم دارم. تحصیلاتمم دیپلمه.
    الان حدود ۴ ساله یه پسری هست که وحشتناک ابراز علاقه میکنه حتی همشم میخواد که عقد حداقل صورت بگیره و رابطه ی دوستی نمیخواد. و هیچجوره جدا نمیشه بارها هم خط عوض کردم اما از طریقی بدست میاره و دوباره میگه ک نمیتونم جدا شم.
    مشکل من اینه ک من هیچ حسی ندارم ب ایشون. و مهم تر از همه ایشون یسال از من کوچیکترن و دانشجو هستن و ن کاری و ن سربازی. و یچیزیم ک ازارم میده اینه که من یه رابطه دوستی داشتم و ایشون کاملا درجریانن. من اون رابطه رو بچگی میدونم و چون تکرار نشده و نمیشه نمیخوام همسر ایندم چیزی بدونه. لطفا راهنماییم کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      وقتی حسی به ایشون ندارید دلیلی به ارتباط و جواب مثبت دادن شما هم وجود نداره …خط رو عوض کنید اگر خودتون نخوایت ایشون نمیتونه ایجاد مزاحمت کنه

      پاسخ دادن
  16. شهرام
    شهرام می گوید:

    با عرض سلام. پسری هستم ۳۲ ساله. مدتی پیش دختری زیبا به من پیشنهاد دوستی دادم و من نیز قبول کردم. حالا پس از گذشت چند ماه ، من شدیدا عاشق اون شدم و بهش پیشنهاد ازدواج دادم ولی اون میگه هیچ علاقه ای به من نداره. سوال من اینه که مگه میشه دختری خودش با پای خودش بیاد و با اصرار به پسری پیشنهاد دوستی بده اما بعدش برای ازدواج پاسخ منفی بده و بگه من هیچ علاقه ای ندارم. این واسه من یه معما شده و گیج شدم. خواهشن راهنمایی کنید که آیا این دختر خانوم واقعا راست میگه که علاقه نداره یا بقول خودش داره کلاس میذاره.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      ایشون فقط با شما یک رابطه ساده دوستی برقرار کرده و این پیشنهاد با ازدواج کردن تفاوت داره و شما باید درک کنید
      به همین خاطر یک بار برای همیشه در این مورد با ایشون صحبت کنید و از نیت ایشون باخبر بشید
      بعد در مورد ادامه رابطه میتونید تصمیم گیری کنید چون هر روز وابسته تر میشید و ممکنه وصالی هم در کار نباشه

      پاسخ دادن
  17. صداقت
    صداقت می گوید:

    مگر قدم اول به دل نشستن نیست ؟ خب اگر طرف به دل ننشیند بقیه معیارها نیاز به برسی ندارند .مشاورین میگویند ملاک ایمان باشه بهتره خب ۹۰ درصد دخترا در ۱ سطح هستند و اگر با ایمان پیدا کردم و به دل ننشست چه کنم واینکه گفتید معیارهای تان را تغییر دهم چه معیاری را تغییر دهم وچه معیارهایی را جایگزین کنم ؟ ومن که کارم آزاده ودر اطرافیان دختران کمی هستند از کجا دختر خوب پیدا کنم ؟ با توجه به این دوره زمونه که الان دختر پسرا دوس میشند بعدن ازدواج میکنند در مورد نوه داییم اگر حسی به من نداره پس چرا روی من زوم میکنه ومادرش منو به شکل ویژه تحویل میگیره وایا اون دختر به بلوغ فکری رسیده با توجه به اینکه ۲۲ سالشه؟

    پاسخ دادن
  18. صداقت
    صداقت می گوید:

    با تشکر از جواب کامل و جامع شما در ادامه باید بگم من از ۷ سال پیش از از نوه داییم خوشم اومد همون موقع یکی دوبار باهاش تلفنی صحبت کردم اما از احساسم چیزی بهش نگفتم اما بهش فهموندم بهش فکر میکنم اما گفت منتظر گزینه های بیشتریه اون موقع من ۲۵ سالم بود و اون ۱۷ سالش بود چند سال گذشت تلاش کردم فراموشش کنم اوایل سال ۹۴ رفتیم خونشون برخوردش باهام خیلی خوب بود احساس کردم چراغ سبز نشون داد خیلی بهش فک میکردم تا اینکه شمارشو پیدا کردم بهش پیام دادم دیر جوابمو میداد بهش گفتم قصد ازدواج دارم و دوسش دارم تو حرفاش میگفت چن تایی خواستگار داره وگفت قصد ازدواج نداره ومیخاد ادامه تحصیل بده من میخاستم با اخلاقش آشنا شم اما نشد چن روزی حالم خوب نبود نمیتونستم فراموشش کنم لازمه بگم وضع مالی اونا از ما بهتره در ضمن اون لیسانس داره من دیپلم نمیدونم باید چیکار کنم نمیدونم حرف آخرش این بود .یا شاید به من علاقه ای نداره .الان ۲۲ سالشه من ۲۹ سالمه به نظر شما باز هم پیگری کنم یا نه ؟؟ لطفا راهنمایی کنید !!!

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      به هر حال اگر کوچکترین علاقه ای بین شما بود ایشون رابطه ای هر چند ساده ای رو شروع میکرد … بهتره در این مورد تحصیلات و سطح خانوادگی و در کل به قول پیامبر عزیز با هم کف خودتون ازدواج کنید تا در آینده در زندگی آرامش داشته باشید … بهتره معیار و نظرتون رو تغییر بدید …تا انتخاب درست و مناسبی داشته باشید

      پاسخ دادن
  19. صداقت
    صداقت می گوید:

    با سلام پسری ۲۹ ساله هستم قصد ازدواج دارم اما ازدواج فامیلی را را دوست ندارم وبا توجه به شرایط فعلی و آمار طلاق از ازدواج با غریبه هراس دارم دیپلم دارم و تعداد کمی از دخترها به دلم مینشینند تجربه دوستی کمی دارم به نظر شما چگونه گزینه های خود را افزایش دهم و ۱ دختر خوب پیدا کنم لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      همانطور که می دانید ازدواج یکی از مهمترین حوادث و رویدادها ی زندگی است و نقش مهمی در سرنوشت و سعادت و خوشبختی انسان دارد ، مضافاٌ بر اینکه اگر به نحو صحیح انجام پذیرد بسیاری از نیازهای انسان را اعم از نیازهای عاطفی و جنسی را تاْمین و باعث آرامش روحی انسان می شود بنابراین در عین حال که نباید در انتخاب همسر خیلی وسواس گونه عمل کرد اما دقت ،شناخت و اتخاذ تصمیم حساب شده و بالاخره انتخاب صحیح از شرایط ضروری یک ازدواج موفق است.
      درست است که انتخاب همسر مسئله ای مهم و حساس است ولی در عین حال نباید زیاد وسواس به خرج داد. هیچ کس صد درصد طبق معیارهایی که انسان ابتدائا در نظر دارد آفریده نشده و پرورش نیافته است . کما این که ممکن است نسبت به طرف های مقابل شما نیز همین گونه باشد و صد درصد آن طور که آنان می خواهند نباشید. بنابراین ضمن حفظ معیارهای لازم باید چند نکته را در نظر گیرید:
      ۱) چون جامعه ما اسلامی است و اکثر قریب به اتفاق مردم تا حدود زیادی متناسب با فرهنگ و ارزش های اسلامی رشد کرده اند نور ایمان و اسلام در غالب دلها تابان است . البته درجات ایمان متفاوت است ولی شما هم نباید انتظار داشته باشید که حتما از بالاترین سطح ایمانی انتخاب کنید. بلکه همین که دختری را یافتید که نسبت به وظایف دینی خود کوشاست و گرد معصیت نمی چرخد کافی است. در روایات متعددی آمده است که به هنگام گزینش همسر به اخلاق و روحیات و رفتار خانواده اش بنگرید زیرا او در چنان محیطی پرورش یافته و منعکس کننده همان روش ها و هنجارهاست بنابراین با تحقیق کافی درباره فرد مورد نظر و خانواده وی، می توانید مطمئن شوید که آیا زن زندگی هست یا نه و به وجود ویژگیهای لازم برای یک زندگی مشترک پی ببرید و بدین ترتیب دغدغه خاطرتان کاهش یابد.
      ۲) شما در صورتی که ۷۰ یا۶۰% از معیارهای خود را در کسی یافتید می توانید به همان اکتفا کنید و بیش از آن را با برنامه ای حساب شده و با اخلاق رفتار و ارشاداتی نیکو و صمیمانه بسازید. ضمن آن که سطح توقع خود را نباید خیلی بالا ببرید و از طرفی باید بکوشید که خود نیز زوجی نیکو، با وفا، خوش اخلاق و شایسته برای همسرتان باشید. ۳) از خداوند در این امر مهم استعانت جویید.
      ۴) مشورت با بزرگان فامیل و خانواده بخصوص پدر و مادرتان در این رابطه بسیار نافع است.
      ۵) با نگاهی به ازدواجهای موفق دیگران و کشف رمز موفقیت آنها در این امر به تدریج ترس و وسواس تان از بین خواهد رفت. و همین که وارد اقدامات عملی در این زمینه شدید با گذر زمان این نگرانی از بین می رود.
      در ادامه لازم می دانیم شما را ابتدا با معیارهای کلی انتخاب همسر و سپس راههای احراز آن معیارها آشنا کنیم :
      معیارها و ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است .
      الف . آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتما لازم اند.
      ب . آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارد.
      ملاک های دسته اول عبارتند از:
      ۱٫ تدین و دین دار بودن فرد. زیرا انسانی که دین ندارد هیچ ندارد انسان بی دین در حقیقت مرده ی متحرک است و کسی که پای بند به دین (که اصلی ترین مسأله زندگی است) نباشد هیچ تضمینی وجود ندارد که پای بند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد. انسان دیندار هرگز نمی تواند با همسر بی دین کنار بیاید و با هم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشند.
      ۲٫ اخلاق نیک داشتن که منظور داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دین دو ملاک و معیار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است .
      اگر بخواهیم نمونه هایی از اخلاق خوب و بد را اشاره کنیم می توان موارد زیر را ذکر کرد.
      الف . خوش زبانی و بدزبانی زبان ترجمان و بیانگر احوال درون است و زبان دریچه ای است از محتویات درون فرد, زبان انسان آینده ی دل اوست
      ب . بزرگواری و حسادت
      ج . خوش خلقی و کج خلقی
      د. حق پذیری و لجاجت
      ۳٫ شرافت و اصالت خانوادگی که منظور نجابت و پاکی خانواده است زیرا ازدواج دختر و پسر تنها پیوند و ترکیب دو فرد نیست بلکه پیوند دو خانواده است و نمی توان گفت من می خواهم با خود این فرد ازدواج کنم و کاری به خانواده و فامیلش ندارم . زیرا این فرد شاخه ای است از این خانواده و از ریشه های همان درخت خانواده تغذیه کرده است و صفات اخلاقی , روحی عقل و جسمی آن خانواده را از راه وراثت و محیط و عادات به این فرد منتقل کرده است .
      ۴٫ عقل ; در واقع همان نور افکنی است که جاده زندگی را روشن می کند و باید زن و شوهر برای اداره ی زندگی و تربیت فرزندان از نیروی عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلی کافی پیدا کرده باشند همان طور که ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و کم عقل نهی فرموده اند.
      ۵٫ تناسب , همتایی و کفو همدیگر بودن که از حساس ترین نکاتی است که باید در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد همتایی و تناسب از نظر و جنبه های مختلف مثل
      الف . تدین و میزان پای بندی به دستورات شرع
      ب . همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری
      ج . همتایی اخلاقی و پای بندی به آداب اخلاقی
      د. کفو همدیگر بودن از نظر تحصیلات علمی
      ه. تناسب در زیبایی
      و. تناسب سنی
      ز. تناسب مالی و سطح اقتصادی و…
      ملاک ها و معیار و مسائل دیگری که بیشتر مربوط به سلیقه و موقعیت افراد دارد. در دسته ی دوم قرار می گیرد و می توان از آن صرف نظر کرد. ولی برای اینکه بتوانید به یک تصمیم صحیح و عاقلانه ای برسید بهتر است با افراد مورد اعتماد خویش، والدین، یا اقوام نزدیک دلسوز و عاقل و دارای تجربه مشورت کرده و با دقت کافی تصمیم مناسبی اتخاذ فرمایید.
      ما معیارهایى را که در احادیث براى همسر خوب ذکر شده، بیان مى‏کنیم. شما هم همین شرایط را مد نظر بگیرید و با توکل به خداوند اقدام نمایید. البته این شرایط نسبت به افراد نسبى هستند و نباید انتظار داشته باشید شخص مورد نظر شما از بالاترین حد آن برخوردار باشد.
      حضرت على(ع) ضمن آموزش دعایى جهت ازدواج معیارهایى را براى انتخاب همسر بیان فرموده‏اند که عبارتند از:
      ۱- صالحه (شایسته): خانمى که کارهاى شایسته و مورد پسند خدا را انجام دهد؛
      ۲- ودود: با محبت باشد؛
      ۳- ولود: نازا وعقیم نباشد؛
      ۴- شکور؛ در مقابل نعمت‏هاى الهى شکرگذار باشد؛
      ۵- قنوع: اهل قناعت باشد تا در زندگى تو را به زحمت نیندازد؛
      ۶- غیور: نسبت به دین خدا و عفت غیرتمند باشد؛
      ۷- در برابر احسانى که به او مى‏شود، قدردانى کند؛
      ۸- چنانچه از سوى تو کار ناروایى سرزد، عفو و اغماض کند؛
      ۹- اگر در زندگى یادآور خدا شدى، تو را همراهى کند و اگر خدا را فراموش کردى، یادآور تو شود و به تو تذکر دهد؛
      ۱۰- آن گاه که از منزل خارج شدى، خودش را حفظ کند؛
      ۱۱- و هرگاه به منزل وارد شوى، با ورودت خوشحال و مسرور گردد؛
      ۱۲- چنانچه به او دستور و فرمان دادى، اطاعت کند و اگر براى او قسم خوردى، باورت کند و تکلیف خود را انجام دهد؛
      ۱۳- و اگر ناراحت شدى و او را مورد غضب قرار دادى، اسباب خشنودیت را فراهم آورد.

      گفتنی است همسر ایده آل از صفاتی باید برخوردار باشد که هر صفتی از راهی خاص احراز می گردد. برخی از این طرق عبارتند از:
      ۱- تحقیق و بررسی از خانواده و چگونگی روابط خانوادگی و فامیلی. چون هر فردی تحت تأثیر محیط خانواده به دنیا آمده و رشد کرده است و از آن فضای فرهنگی و اجتماعی تأثیر پذیر بوده و هست.
      ۲- تحقیق و شناسایی دوستان و نزدیکان و رفقای صمیمی در محل زندگی و سکونت، محل درس و محل کار.
      ۳- گفتگوی مستقیم (ولی تحت نظارت خانواده های دو طرف) با یکدیگر و اطلاع یافتن از نقطه نظرات همدیگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آینده می تواند در زندگی مشترک تان تأثیرگذار باشد و کسب اطلاع از میزان اهتمام وی نسبت به ملاک ها و معیارهای معرفی شده.
      بنابراین برخی اطلاعات را می توان در غیر از جلسه مشترک بدست آورد. در عین حال آنچه مهم است در چنین جلساتی موضوعات ومسائل را طرح کرد و از یکدیگر بپرسید و از ویژگیهای یکدیگر اطلاع بیشتری پیدا کرد.
      موضوعات قابل طرح در گفت و گوى قبل از مراسم عقد مختلف است؛ زیرا افراد عقیده‏ها، آرمان‏ها، هدف‏ها و خواسته‏هاى گوناگون دارند. البته بعضى از مسائل و موضوعات عمومى است و ضرورت دارد جوانان قبل از ازدواج براى آگاهى یافتن از ویژگى‏هاى جسمانى، روانى، اخلاقى یکدیگر مطرح کنند و درباره آن‏ها به گفت و گو بنشینند. ناگفته پیداست، این گونه جلسات حتماً باید تحت اشراف خانواده‏هاى دو طرف صورت گیرد؛ زیرا مذاکره مستقیم و بدون اطلاع خانواده دختر و پسر مطلوب عرف و در اکثر موارد مورد پسند شرع و عقل نیست و به جاى این که زوج جوان را به حقیقت برساند، مایه انحراف و مشکلات دیگر مى‏شود. در این جلسات مى‏توان درباره مسائل زیر گفت و گو کرد:
      ۱٫ خط مشى کلى زندگى آینده‏
      مراد تبیین مبناى زندگى آینده است؛ براى مثال جوان متدین مى‏خواهد زندگى اش بر اساس قوانین اسلام بنا شود. در این جا باید از میزان پاى بندى افراد به ارزش‏هاى دینى و اخلاقى سؤال شود.
      ۲٫ اهداف زندگى‏
      یعنى هدف هایى که هر کدام قصد دارند در زندگى آینده شان دنبال کنند؛ هدف‏ها و آرمان‏هاى علمى و تحصیلى، اجتماعى، شغلى و…؛ براى مثال تا چه اندازه به ادامه تحصیل علاقه‏مند است و مشکلات تحصیل را تحمل مى‏کند. شغل مناسب و مورد علاقه‏اش چیست؟ جایگاه اجتماعى را داراى چه اهمیتى مى‏داند؟ از نظر اقتصادى و مالى به چه سطحى مى‏اندیشد و حداقل و حداکثر چقدر است؟
      ۳٫ چگونگى رابطه با خانواده و بستگان
      براى مثال به چه اندازه به رفت و آمد با اقوام و خویشان و نیز دوستان اهمیت مى‏دهید و بر آن اصرار مى‏ورزید؟ به آداب و رسوم فرهنگى و اجتماعى رفتار با بستگان چقدر پایبندید؟
      ۴٫ خواست‏ها و انتظارهاى دو طرف از یکدیگر
      ۵٫ شیوه تربیت فرزندان
      مسؤولیت تربیت با چه کسى است و چگونه باید آن را آموخت؟
      ۶٫ نقص‏هاى جسمانى و بیمارى‏هاى مزمن احتمالى یکدیگر
      در این جلسات باید به نکات زیر توجه شود تا به شکل مناسب انجام گیرد و دو طرف به هدف خود دست یابند.
      ۱٫ گفت و گو باید خونسردانه و با آمادگى قبلى و در فضایى آرام و بدون خوف و فشار از طرف دیگران صورت گیرد.
      ۲٫ گفت و گو پس از انجام خواستگارى رسمى از طرف خانوادها و تحقیق و آگاهى از بعضى شرایط که در مرحله تفحص به دست مى‏آید، انجام گیرد نه در ابتداى آشنایى؛ به عبارت دیگر، در واپسین مراحل تحقیق و قبل از مراسم عقد باید گفت و گو تحقق یابد.
      ۳٫ براى موفقیت بیش‏تر، دو طرف باید در ابتداى جلسه از یکدیگر بخواهند صادقانه به پرسش‏ها و مسائل مطرح شده پاسخ دهند تا از صفات اخلاقى و خصوصیات یکدیگر آگاهى یابند.
      در باره احراز صفات معنوی و روحی مانند تقوی و اخلاق از طرق نیز باید عمل کرد:
      – بررسی اصالت خانوادگی
      – سلامت روابط درون خانواده و مشی زندگی
      – احراز برخی از سطوح سلامت روحی و روانی و جسمی ( وسواس و اضطراب و تیک وبد بینی و…)
      – تقیدعملی به احکام دینی و مذهبی و اخلاقی مانند نماز اول وقت ، مرجع تقلید داشتن و حساب شرعی و پرداخت خمس و زکات و … .
      – آگاهی از سطح انتظارات و سطح توقع فردی و خانوادگی.

      پاسخ دادن
  20. هادی
    هادی می گوید:

    سلام میخاستم بگم چرا آدم یکیو دوست داره امااون نداره ویکیو دوس نداری اما اون تو رو دوست داره .یعنی میشه یکیو وآقا دوست داشته باشی اونم همون قد دوست داشته باشه؟ ؟؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست داشتن یک عمل و فعل و انفعال درونیه و اگر این ارتباط دو طرفه برقرار بشه مسلما” هر دو همدیگرو دوست خواهند داشت ولی نمیتونید بگید که دوست داشتن اونا به یک اندازه است چون یک امر نسبیه

      پاسخ دادن
  21. علی
    علی می گوید:

    سلام
    من دخترداییم رو پنج شیش ساله که دوسش دارم عاشقشم ولی نمیدونه یعنی نمیتونم بگم بهش ک بدونه رابطه ندارم باهاش هرموقع منو میبینه فرارمیکنه تو اتاقش نمیدونم خجالت میکشه یا مغروره نمیتونم باهاش ارتباط داشته باشم مثل دختر پسرا فامیل بقیه مردم نمیدونم چرا اینجوره یه دختردایی دیگه هم دارم اینجوره مثل این فرارمیکنه،من چیکارکنم که بهش بفهمونم علاقه دارم بهش و الانم نمیدونم اگه اقدام کنم واس خواستگاری جواب منفیه یامثب این منو نگران کرده ک فرارمیکنه ازم من که همش سنگینم تو خونشون،مثل بقیه پسرا بی غیرت وبی حیا نیستم البته بلانسبت شما.لطفا کمک کنید.

    پاسخ دادن
  22. همسفر
    همسفر می گوید:

    باسلام دختری را دوست دارم اما مطمعن نیستم او هم مرا به این اندازه دوست داشته باشه چگونه بفهم در ضمن در بین فامیل با بعضی از پسرها اس بازی کرده ۲۲ سالشه لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      اگر قراره با این بدبینی وارد ازدواج بشید بهتره از خیرش بگذرید … هر چند سن کم شما یکی از دلایلی هست که چنین حساسیتی رو به خرج میدید
      بهتره برای ازدواج تا بعد از ۲۵ سالگی صبر کنید تا تجربه شما بیشتر شده و بهتر بتونید فردی رو برای ازدواج انتخاب کنید

      پاسخ دادن
  23. غزاله
    غزاله می گوید:

    سلامت من ۲۰ سالمه یه خواستگار دارم ۲۷ سالشه موقعیتش خوبه همه میگن پسر خوبیه اهل هیچی نیست امن میترسم دوستش نداشته باشم هیچ حس خاصی بهش ندارم چیکار کنم میترسم ازدواج کنم ولی دوست داشتن یک طرقه باشه راهنماییم کنید .

    پاسخ دادن
  24. نرگس
    نرگس می گوید:

    سلام . من ازیکی از پسرای دانشگاه خوشم اومده به بهش مدام فکر میکنم البته اونم بهم توجه میکرد فک کنم اونم فهمیده که بهش حسی دارم ولی عکس العملی نشون نمیده به نطرتون ممکنه دوسم داشته باشه چیکار کنم ازا این حال در بیام

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      نیاز به کار خاصی نیست .. فقط نباید پیشگویی کنید همین …
      و گرنه به هر چیزی فکر کنید شمارو وابسته خواهد کرد طوری که بین وهم و واقعیت گیر میفتید
      هر وقت این افکار به سراغتون اومد سریعا” تغییر موقعیت بدید و اجازه ورود بهش ندید

      پاسخ دادن
  25. ناهید
    ناهید می گوید:

    سلام من ب پسرعموم گفتم دوسش دارم و اون ی نفر دیگرو دوست داشت اما ب منم زیاد توجه میکرد .حالاهم ک هر دو ازدواج کردیم با افراد دیگه بازم بهم توجه داره .اما شبی ادمای دورو بود ؟ب نظر شما دلیل کارش چیه ؟ دوسم داشته ؟ لطفآ جواب بدید و ب ایمیلم جوابتونو بفرستید.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      بهتره حالا که راه های جدایی رو انتخاب کردید از این افکار بیرون بیایت … چون هر جوابی داشته باشه برای شما فرقی نخواهد داشت … شما فقط شرایط رو برای خودتون سخت تر میکنید

      پاسخ دادن
  26. هیچکس
    هیچکس می گوید:

    سلام
    من پسری ۲۰ ساله هستم
    تقریبا ۱۰ ماهه به یکی از فامیلا علاقمندم،که الان ۲ ماهه تونستم شمارشو پیدا کنم و باهاش بحرفم تا نظرشو بدونم بعد بریم خواستگاری،بعد دو ماه حرفیدن میگه نمیشه قبلت هم چندین بار گفت که ما جور در نمیایم نمیشه.
    ولی من فک کنم واسه این میگه نمیشه چون میخاد نحرفیم و هر چی پیش آید خوش آید
    میگه اگ بحرفیم وابسته میشیم اگ بعدا نشد مشکل پیش میاد بین خونواده ها
    حالا نظر شما چیه
    من چیکا کنم خیلی دوسش دارم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      خب انتظار دارید اینجا نسخه ای تجویز بشه که دختر همه جوره شمارو قبول کنه ؟؟؟؟؟
      دوست عزیز این روابط تا رضایت و خواست دوطرف نباشه به نتیجه ای نخواهد رسید … ایشون به شما علاقه ای نداره …و شما باید بپذیرید

      پاسخ دادن
  27. مهتا
    مهتا می گوید:

    سلام اون پسر بهم نامه داد امروز گفته بود پشیمونه ولی من جوابش ندادم دوست ندارم دیگه باهاش باشم ولی جواب نامه شوبدم یانه؟میشه بگین چیکارکنم؟

    پاسخ دادن
  28. مریم
    مریم می گوید:

    ازوقتی بهم کم محلی میکنه به شدت ذهنم درگیر شده و از فکرش بیرون نمیام به نظرتون جواب اس ندادن میبونه این باشه که دوسم نداره بعضی وقتا به این فک میکنم که درباره احساسم باهاش حرف بزنم خلاصه درگیر شدم دلم میخاد بدونم ددوسم داره یانه

    پاسخ دادن
  29. مریم
    مریم می گوید:

    سلام من سال گذشته تو کلاس یه پسر به شدت بهم توجه میکرد.طوری که مطمین شدم که یه حسی به من داره من هیچ حسی نداشتم یکی دو بار کم محلی کرد بهم ولی دوباره برمیگشت تا اینکه چند ماه غیبش زد تازه فهمیدم برام مهمه . منم شمارش پیدا کردم و به بهانه سوال علمی ازش شوال پرسیدم اما به شدت بهم کم محلی کرد. الان گاهی میبینمش گاهی تحویل میگیره ولی اگه بهش اس بدم اصلن جوابمو درس نمیده . به نظرتون اگه منودرس داشت جواب اسمو نمیداد

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      پس پیشگویی شما درست از آب درنیومده و الان واقعا” مهمه بدونیم چرا ناراحت هستید ؟ باید بدونید این روابط نوعی آزمون و خطاست و ممکنه شما به تصوراتی که دارید نرسید به همین خاطر باید واقع بین باشید

      پاسخ دادن
  30. مهتا
    مهتا می گوید:

    سلام من یه پسر رو دوست دارم اونم منو دوست داشت ولی وقتی عکسمو دید گفت تو رو نمیخوام و زد زیر همه چیز من قیافم بد نیست زیاد خوشگل نیستم ولی زشت هم نیستم الان چیکارکنم؟ من بدون اون نمیتونم ادامه بدم خواهرش گفته باهاش حرف میزنه ولی از یه طرف هم من نمیخوام غرورموبذارم زیر پام و دوباره بهش رو بدم چیکارکنم؟؟؟ کمکم کنید لطفا .

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      یعنی فکر میکنید با گدایی کردن عشق از این آقا میتونید خوشبختی رو لمس کنید ؟
      خانم محترم هر کسی معیارهای خاصی برای خودش داره و یکی از این معیارها قیافه است … به قیافه و چهره شما هم مربوط نمیشه به معیارهای طرف مقابل ربط داره
      پس بهتره کمی واقع بین باشید چون چیزی که به زور به دست بیارید میتونه خیلی ساده از دست بدید

      پاسخ دادن
  31. فرهاد
    فرهاد می گوید:

    سلام
    من به دختری که ازم بزرگتره علاقه دارم که تقریبا ۱۴ ماهه که همدیگرو میشناسیم و از ایشون خواستگاری کردم ولی همش احساس میکنم دوستاشتنم یکطرفه هستش و اگر یه مدت طولانی بهش تکس یا زنگ نزنم که اونم نمیزنه و فکر میکنم یادم نیستش و ازش علت رو جویاشدم که گفت به خاطر کار زیاد روزمره و پایان نامه دانشگاهی کلا فکرمو مشغول کرده!!!!
    لطفا راهنمایی کنید بنده رو؛ تشکر

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      خب انتظار دارید چه راهنمایی به شما بشه … ایشون دلیلش رو به شما گفته .. البته اگر انتظار نداشته باشید دقیقه به دقیقه به شما زنگ بزنه !

      پاسخ دادن
  32. Kamran
    Kamran می گوید:

    باعرض سلام خدمت شما. من یک مشکل بزرگ دارم که نمیدونم باید چجوری حلش کنم میخواستم راهنماییم کنید.
    ۱ سال هست که با یک دختر خانوم تو دانشگاه دوست شدم و فکر میکردم به درد هم میخوریم ولی هرچی زمان رفت جلوتر دیدم اونی نیست که میخوام چندبار هم ایرادهاشو بهش گفتم ولی میگه همینی که هست میخوای بخواه نمی خوای هم نخواه!!! میخوام ازش جدا شم و چندبار هم خواستم با بهانه های مختلف ازش جدا شم ولی هرکاری میکنم ازم جدا نمیشه و از هر ۱۰ کلمه ای که حرف میزنه ۹ تاش اینه که بیا منو بگیر و با من ازدواج کن! منم نمیخوام بهش ضربه بزنم و به احساساتش لطمه بخوره به همین دلیل نمیدونم چجوری میتونم از خودم جداش کنم! تورو خدا یه راه جلو پام بذارید.باشکر

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز اگر برای درس خوندن اومدید پس خودتون رو درگیر چنین مسایلی نکنید … باور کنید مشکلات فراونی رو بروی شماست و شما فقط عشق امروز رو میبینید
      رابطه رو کات کنید … اگر به فکر خودتون و این خانم هستید و دایه مهربان تر از مادر نباشید

      پاسخ دادن
  33. فاطمه...
    فاطمه... می گوید:

    خب ممکنه چند روز دیگه ک تایید بشه و راهکار ها و پیشنهاد ها دیگه ب درد من نخوره گگگگگگتو رو خدا تاییدش کنید لطفا.پای زندگیمه

    پاسخ دادن
  34. امیر سام
    امیر سام می گوید:

    سلام.من ۳۴ ساله هستم.دوست دخترها زیادی داشتم و دارم اما ۵ ساله عاشق همسر دوستم شدم.سالی یکی دو بار ایشان میبینم ولی شبانه روز بهش فکر میکنم.دست خودم نیست.این اولین باره که کسی به دلم نشسته.خودش از رفتارم فهمیده ولی توجهی نداره.با شوهر و بچه اش خیلی خوشه..چی کار کنم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز خودتون میدونید تفکرتون مسمومه و فکر کردن زیاد شما رو به این فکر مسموم معتاد کرده … امیدوارم بتونید در زندگی هر کاری میکنید فقط خیانت نکنید

      پاسخ دادن
  35. کاتیا
    کاتیا می گوید:

    ۵ساله یه پسریو میشناسم از دوران دانشگاه باهم آشنا شدیم.همدیگرو خیلی دوس داشتیمو داریم.ولی هیچوق دوس داشتنمونو ابراز نمیکردیم.تا اینکه ۲سال قبل باهم سر یه چیز بی ارزش بحثمون شد باهم قهر کردیم یه قهری که همیشه بود.بعد قهر کردنمون میره سربازی.تو دوران آموزشش از اونجا هراز گاهی به من زنگ میزنه که فقط صدامو بشنوه.ولی من متوجه نمیشدم که اونه.بعد اومدن از سربازی همه اینارو برا من تعریف کرده بود.تا اینکه تودوران سربازی دوباره باهم دوس شدیم اون موقع بود که من وابسته شدم.یه روز به من گفت عاشق من شدی؟منم گفت عاشقت نمیدونم ولی خیلی دوست دارم.این بهش برخورد بعد اون شب دیگه گفت که منو تو نمیتونیم باهم باشیم خیلی اصرار کردم که بمونه ولی گفت که نمیشه..بهم گفت که تا آخر دنیا دوست خواهم داشت ولی دیگه نمیتونیم باهم ازدواج کنیم.هر چی دلیل خواستم ازش گفت که نمیگم.بهش گفتم پس توروخدا دیگه بهم زنگ یا پیام نده.گفت هرسال بهت ۲بار پیام میذپدم یکی لحظه تحویل سال یکی هم روز تولدت.خیلی همدیگرو دوس داریم ولی اون میگه که من نمیتونم با تو ازدواج کنم.منم الان خواستگار دارم ولی نمیتونم بهشون جواب بدم.وقتی میخوام به خواستگارام فک کنم این میاد جلو چشام.همچنان با این پسر حرف میزنم.و همچنان دوس داشتنمونو ابراز میکنیم ولی حرفش اینه که من با یکی دیگه ازدواج میکنم.یعنی امکان نداره دیگه برگرده؟توروخدا کمکم کنید.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز از این بچه بازیا خودتونو رها کنید و به زندگی واقعی فکر کنید … از بین خواستگارایی که دارید واقع بینانه انتخاب کنید …. و از این رفتارهای بی نتیجه دوری کنید
      و گرنه باید تمام عمرتون رو بخاطر این حرفها تلف کنید

      پاسخ دادن
  36. يوسف
    يوسف می گوید:

    من یه دختریو می خواستم و مدت شش ماه با هم بودیم تنها مشکلش این بود که تو این مدت شش ماه یک بار به من تلفن نزد علیرغم اصرارهای زیاد من.
    در واقع اگه من بهش زنگ نمی زدم اگه دو ماه هم می گذشت حاضر نبود سراغی ازم بگیره در نهایت بخاطر همین موضوع رابطه مون را بهم زدم.خودش علت این کارشو خودخواهی می دونست و میگفت باید بهم حق بدی چون آدم تو هر دوره یه جور رفتار میکنه.

    به نظرتون کارم درست بوده که بهمش زدم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      به هر حال هر کسی حس خاصی به موضوعات داره … شما با این موضوع کنار نیومدید ولی ممکنه فرد دیگری با این موضوع کنار بیاد و برای اون مشکلی نباشه
      پس براساس معیارهای خودتون تصمیم گیری کردید و کارتون درست بوده
      چون از ظاهر کار مشخصه که ایشون به شما علاقه ای نداشته که بخواد سراغی ازتون بگیره

      پاسخ دادن
  37. سمیه
    سمیه می گوید:

    سلام. من دختری ۲۳ساله ام و در خانواده ای کاملا سنتی و با فرهنگی پایین زندگی میکنم. چند من به خاطر علاقه ای که به درس داشتم تا سن نوزده سالگی چند تا از خواستگار های خود را رد کرده و حالا در دانشگاه تهران در رشته اقتصاد مشغول به تحصیلم. اما حالا خواستگاری در کار نیست. و خانواده ام به این دلیل خیلی به من سرکوفت زده و میشه گفت تخریب شخصیت کرده. از طرفی من یک خواهر کوچکتر دارم که الان برایش خواستگار امده و خانواده ام علارقم مخالفت خواهرم موافق این ازدواج هستند و من نگران نیش و کنایه های بعد از ان هستم. و مورد دیگر اینکه من یک پسر عمه دارم که قبلا از من خواستگاری کرده اما من به دلیل نداشتن علاقه ایشان را رد کردم. ایشون ازدواج کرده ولی به شکست خوردند و الان دوباره پیشنهاد خود را مطرح کردند و چون من شرایط مناسبی ندارم (نداشتن خواستگار دیگر)همه نظر بر این دارند مه من موافقت کنم ولی واقعا من علاقه ای به ایشون ندارم از نظر شما راه درست چیه ؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز اول از همه خودتون رو از دست سنت ها و رسوم پوسیده گذشته رها کنید … شما ۲۳ سال سن دارید و هنوز خیلی فرصت های خوب برای شما وجود داره .. پس نگران نباشید
      در مورد خواستگاری پسرعمه چون علاقه ای به ایشون نداشتید بهتره فکرشو از ذهنتون خارج کنید … پس این خواستگاری و ازدواج منتفیه … امیدوارم در این عصر ارتباطات زندگی خودتون رو به خاطر حرف پوسیده مردم خراب نکنید …

      پاسخ دادن
  38. م.ک
    م.ک می گوید:

    سلام. من خانم ۲۶ ساله ای هستم که یک دختر ۴ ساله دارم.همسرمو از اول دوست نداشتم و به اسرار پدرم تن به ازدواج با او دادم.. فک کردم بچه بیاد سرگرم میشم..ولی نشد..هرشب گریه میکنم و روزها بی حوصله و افسرده ام انگار… همسرم عاشق منه ولی من نیستم… چی کار کنم؟
    به طلاق فکر میکنم یه مدته ولی بچه ام چه گناهی کرده؟!!!

    من بیش از حد احساساتی ام ولی همسرم اصلا ابراز احساسات بلد نیست.. اغلب می خوابه.. دارم دیوانه میشم

    تا دو سالگی با بچه ام همش بازی میکردم ولی الان اصلا نمیتونم…دلم براش میسوزه… انگار افسرده شدم

    پاسخ دادن
  39. khaste
    khaste می گوید:

    سلام کاش یه جوونمردی پیدا بشه منو از این حال جهنمم نجات بده..با کسی که حاضر بودم واسش بمیرم یه ماهه کات کردم..اونم تا هفته پیش دم از دل تنگی میزد توی صفحه اجتماعیش.انگار منتظر چراغ سبز من بود..تا اینکه من چراغ سبز دادم اما بلافاصله بعد یه ساعت رابطه جدیدشو علنی کردانگارخیلی عاشق طرف بود..انگار میخاست منو حرص بده..حالا من احساس میکنم نصف قلبم کنده شده..توروخدا کمکم کنید..این دفعه واقه نمیتونم بدون یه معجزه یا راهنمایی ادامه بدم

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز ربطی به جوانمردی نداره ..شما باید بدونید ورود به این روابط عاطفی ، ورود به راه ازمون خطایی هست که ممکنه به نتیجه ای هم ختم نشه پس باید طوری رفتار کنید که مثل امروز غافلگیر نشید … بهتره به جای ناراحتی کمی درس عبرت بگیرید و خدارو شاکر باشید که شمارو به کسی که در عهد و عشقش ناپایداره وصل نکرده

      پاسخ دادن
  40. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    من با یه دختری رابطه تلفنی داشتم ایشون ترم چاهار پزشکیو تموم کردن,قبل از اینکه امتحانش شروع بشه رابطمون باهم صمیمی بود ولی تو امتحانات و بعدش رابطمون سرد شد تا اینکه الان جوابمو به سختی میده,دلیلشم میپرسم جواب منطقی نمیده,چطوری دوباره رابطمونو باهاش گرم کنم؟

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز شما از یک رابطه تلفنی چه انتظاری دارید ؟
      به هر حال ایشون ظاهرا” از این نوع رابطه خسته شده و میخواد راه جدیدی رو برای خودش انتخاب کنه
      بهترین نوع روشن شدن موضوع صحبت کردن بدون پرده و روشن با ایشونه تا تکلیف هر دوی شما در این رابطه مشخص بشه

      پاسخ دادن
      • zahra
        zahra می گوید:

        من بایه پسری دوست شدم ازنت
        وقتی قرار گذاشتیم دیدمش اصلا ب دلم ننشست
        اما برااینکه هم تنها بودم هم اون بهم وابسته شده بود تاالان چیزی نگفتم.اخلاقش خوبه اماقیافه موردپسندم نیی.ازدوشهرمتفاوتیم
        الان۳ساله باهمیم
        نمیدونم چیکارباید بکنم

        پاسخ دادن
        • پاسخگو
          پاسخگو می گوید:

          در مورد سوالتون باید بگم میتونید به روال این سه سال خودتون و ایشون رو سرگردان کنید و احساسات همدیگرو به بازی بگیرید …چون وقتی وابستگی ایجاد بشه عملا” برای کات کردن نمیتونید کار خاصی انجام بدید و کاملا” بی دفاع هستید

          پاسخ دادن
        • فاطمه
          فاطمه می گوید:

          عزیزم چرا از اول بهش نگفتی؟همون روزای اول ک دیده بودیش باید بهش میگفتی پشیمون شدی و کلا نمیخای رابطه داشته باشی تا دلش نشکنه
          الان میتونی کاری کنی ک اون نسبت ب تو سرد بشه،یکاری کن اون از بودن با تو ناراضی باشه و دلش بخاد رابطه رو تموم کنه تا با یهو تموم کردن از طرف تو بهش ضربه ای وارد نشه

          پاسخ دادن
  41. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام.پسر خالم شدیدا عاشق منه و میگه خیلى منو دوست داره و شرایطش براى ازدواج خیلى خوبه هم از نظر مالى هم تحصیلى هم خانوادگى که شاید آرزوى هر دخترى باشه ومادر من هم خیلى مشتاق براى این ازدواج ولى من هیچ حسى بهش ندارم ولى از روى منطق عاقلانه ترین تصمیم اینکه جواب مثبت بدم چون شاید بهتر از ایشون هیچ وقت براى من اتفاق نیفته.
    ولى شبیه اون چیزى نیست که همیشه میخواستم فک میکنم از لحاظ ارضاى عاطفى اونى نیست که همیشه میخواستم
    باید چیکار کنم؟:(

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه … و این نکته مهمیه که شما با کسی که ازدواج میکنید ارتباط عاطفی خوبی برقرار کنید …
      هر چند در این مورد حتی اگر ازدواجی سر بگیره شما بعد از مدتی وابستگی و عادت خواهید کرد ولی اون حسی رو که همیشه داشتید رو نمیتونید ارضاء کنید
      مشاوره ای حضوری مراجعه کنید تا بتونید بهتر و قاطع تر در این مورد انتخاب کرده باشید

      پاسخ دادن
  42. من عاشق
    من عاشق می گوید:

    من عاشق نامزدمم خیلی هم دوسش دارم ولی اون با خاطراتی ک قبلا داشته و بکی رو دوس داشته و به هم نرسیدن تا الان نمبتونه اون خاطراتو فراموش کنه نمیدونم با این موضوع چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز پس اگر نمیتونه از گذشته خودش دل بکنه نباید عاشق میشدن و با احساسات شما بازی میکردن …
      بهتره برای روشن شدن چنین تفکراتی مشاوره حضوری انجام بدن چون با چنین تصوراتی زندگی شما آرامش لازم رو نخواهد داشت
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      دوست عزیز وقتی به کسی علاقه ندارید پس نمیتونید وارد مراحل بعدی شناخت و اعتماد هم بشید … برای رهایی هم اگر شما رابطه خودتون رو بطور کامل و قطع کنید بعد از مدتی این وابستگی از بین خواهد رفت

      پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      دوست عزیز در این مورد از فردی قابل اطمینان استفاده کنید تا در این مورد نظر پسر رو بپرسه … قابل اطمینان باشه به این دلیل که اگر جواب پسر منفی بود راز داری کنه تا خدشه ای به شخصیت شما وارد نشه

      پاسخ دادن
    • فاطمه
      فاطمه می گوید:

      من ۵ ماه ک نامزد کردم،بابک اول عاشقم بود دیوونم بود،پر از ذوق بود ولی فقط دو ماه اول این طور بود دیگ نمیدونم چش انگار دیگ دوسم نداره روزی ی بار زنگ کوتاه بهم میزن،خیلی نگرانم تو روخدا اگر کسی میتون راهنماییم کن

      پاسخ دادن
      • ►Responder◄
        ►Responder◄ می گوید:

        احتمالا مشکلات کاری و مالی در این بین موثره
        پس در زمانی مناسب با ایشون صحبت کنید و اینو بدونید زندگی این نیست که همیشه ایشون به شما ابراز عشق کنه ..
        مشکلاتی هست که شما باید با همراهی کردن حلش کنید و عشق رو به هم ثابت کنید

        پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تهدیدهایی برای سلامت جنسی

عشق باید یک خیابان دو طرفه باشد

عشق باید یک خیابان دو طرفه باشدReviewed by Dr noorbakhsh on Sep 11Rating: 4.5عشق باید یک خیابان دو طرفه باشدعشق باید همانند یک خیابان دو طرفه باشد همان مقدار که شما فردی را دوست دارید او هم باید شما را دوست داشته باشد در غیر اینصورت، این دوست داشتن نبوده و عواقب بدی را در پی دارد

فاصله بین عشق و نفرت یک مرز کوچک بوده و تفاوت آن در یک اتفاق کوچک نمایان می شود. کسی که فردی را عاشقانه دوست دارد لزومی ندارد که آن فرد هم او را دوست داشته باشد و این امر به همین دلیل باعث به وجود آمدن این داستان شده که جستجو برای یافتن فردی که همتیپ ما بوده و در همه موارد با ما اشتراک داشته باشد و در واقع ما را هم دوست داشته باشد ادامه دارد.

line-separator

عشق باید همانند یک خیابان دو طرفه باشد همان مقدار که شما فردی را دوست دارید او هم باید شما را دوست داشته باشد در غیر اینصورت، این دوست داشتن نبوده و عواقب بدی را در پی دارد. عشق یکطرفه می تواند زندگی فرد را نابود کرده و او را از عرش به فرش بکشاند. بسیاری از افرادی که به مراکز مشاوره ازدواج مراجعه کرده و خواهان بازسازی زندگی خود هستند آنان از عشقی نافرجام که به طرف مقابل داشته گفته اند و اینکه وی اصلاً علاقه ای به او نداشته و این عشق یکطرفه بوده است. توصیه اکید مشاوران این است که در این مواقع، تصمیم گیری از روی منطق بوده و احساسات را کنار بگذارند. یه خوشبختی خود و به زندگی خوشی که در آینده دارند فکر کنند.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج