تهدیدهایی برای سلامت جنسی

عشق باید یک خیابان دو طرفه باشد

فاصله بین عشق و نفرت یک مرز کوچک بوده و تفاوت آن در یک اتفاق کوچک نمایان می شود. کسی که فردی را عاشقانه دوست دارد لزومی ندارد که آن فرد هم او را دوست داشته باشد و این امر به همین دلیل باعث به وجود آمدن این داستان شده که جستجو برای یافتن فردی که همتیپ ما بوده و در همه موارد با ما اشتراک داشته باشد و در واقع ما را هم دوست داشته باشد ادامه دارد.

line-separator

عشق باید همانند یک خیابان دو طرفه باشد همان مقدار که شما فردی را دوست دارید او هم باید شما را دوست داشته باشد در غیر اینصورت، این دوست داشتن نبوده و عواقب بدی را در پی دارد. عشق یکطرفه می تواند زندگی فرد را نابود کرده و او را از عرش به فرش بکشاند. بسیاری از افرادی که به مراکز مشاوره ازدواج مراجعه کرده و خواهان بازسازی زندگی خود هستند آنان از عشقی نافرجام که به طرف مقابل داشته گفته اند و اینکه وی اصلاً علاقه ای به او نداشته و این عشق یکطرفه بوده است. توصیه اکید مشاوران این است که در این مواقع، تصمیم گیری از روی منطق بوده و احساسات را کنار بگذارند. یه خوشبختی خود و به زندگی خوشی که در آینده دارند فکر کنند.

در رابطه با این موضوع می توانید در سایت ازدواج مقاله های بیشتر را مطالعه کنید

منبع:مرکزمشاوره ستاره ایرانیان

182 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. مصطفی
    مصطفی میگه:

    سلام به خدمت شما.بنده پسرس هستم ۳۵ساله که متاسفانه یه کم دیر به صورت جدی به فکر ازدواج افتادم،از طرف خانواده یه دختری را بهم پیشنهاد دادند که قبلا یک نامزدی نا موفق داشته،والان که من به ایشون علاقه دارم یه خواستگار دیگه داره که فکر نکنم با هم به توافق برسن چون هر دو طرف را میشناسم. الان نمیدونم چکار کنم،از یه طرف به شدت از دست خانوادم رنجش دارم که چرا کاری یرام انجام نمیدن وپیش قدم نمیشن،از یه طرف دیگه واقعا خودم هم نمیتونم کاری برای خودم انجام بدم،شدیدا به راهنمایی وکمکتون نیاز دارم(سپاس}

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز خوب طبیعتا خود شما در تاخیر در ازدواج بیشتر از خانواده مسئول هستید بناوبه هر دلیلی دیرتر اقدام کردید ولی خب مساله ای که وجود دارد در جامعه امروزی این سن مخصوصا برای پسر سن بالایی به حساب نمی اید که نگران باشید اگر حالا شرایط مالی و توانایی به عهده گرفتن زندگی مشترک را دارید ضمن اینکه به لحاظ روحی هم امادگی دارید و این مورد مورد علاقه شماست چه مشکلی وجوددارد خانواده معرفی کردند و راحت تر می توانید اقدام کنید البته اگر مساله خود شما بحث نامزدی قبلی ایشون است خب مساله ایست که باید حل شود .یعنی برای شما این مساله قابل پذیرش باشد .و خوب نباید روی حساب اینکه این خانم به خواستگار فعلی پاسخ مثبت نخواهد داد بنشینید و کاری نکنید و اقدامی صورت نپذیرد به هر حال بهتره برای رفع تردیدهای احتمالی و بررسی اینکه خود شما دقیقا از زندگی چه می خواهید به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید .امیددارم خوشبخت باشید .در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  2. del-morde
    del-morde میگه:

    سلام عاشق یه دخترم خیلی دوستش دارم خیلی ولی هیچ راهی نداره.هیچ الان مدت ها میشه هیچ دختر دیگه ای به چشمم نمیاد جز اون الان سالهاست تنهام.افسردگی شدید دارم بگین چیکار کنم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز حتما باید حضوری مراجعه کنید چون اگر تشخیص واقعا افسردگی بوده باشد خوب ماندن در این حالت فرصت های اینده زندگی را از شما می گیرید و منکن است مسائل و مشکلات حادتری ایجاد شود .اینکه شما به فردی علاقه مند بودید که به ان نرسیدید قابل درک است ولی دقت داشته باشید که شما که با این فرد زندگی نکردید و صرفا در ذهنتان ساخته و پرداخته کردید بنابراین فقط لحژات خوش ثبت شده و باور بودن در کنار فرد دیگر سخت شده است و به فرض اینکه بعد از مدنی ازدواج هم کنید مدام این فرد را مقایسه خواهید کرد و خب این برای هر زنی عذاب اور می شود منتهی نگران نباشید اگر مراجعه داشته باشید تا شرایط و علل این وابستگی بررسی شود و مسائل ناهشیار تا حدی هشبار شود و به علل ها پی ببرید می توتنید این جریان را درست مدیریت کنید نه اینکه فرصت های اینده را از دست بدهید که بعدا پشیمانی به همراه داسته باشد .شما هنوز فزصت های بسیاری برای رفع تنهایی دارید و مطمئن باشید اگر ابن قضیه حل شود می توانید ازدواج موفقی داشته باشید و خوشبخت شوید و امیدوارم این مساله به زودی محقق شود .مهم خود شما هستید که بخواهید این وضعیت تغییر کند.

  3. Farzad
    Farzad میگه:

    سلام . من نزدیک ۲ ساله که یه دخترو میخام . از نجابتش خوشم اومده ولی نمیدونم چطور بهش بگم که دوسش دارم . اگه بخوام باهاش دوست بشم ، شاید خوشش نیاد و وقتی رفتم خواستگاریش قبول نکنه و ابرومو ببره . لطفا کمکم کنید تا بدونم چطور بهش نزدیک بشم . ممنون

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز وقتی می فرمایید دختر با نجابتی هستند و اگر به شکل دوستی پیش بروید ممکنه خوششون نیاد پس فرد قانونمند و چهارچوب مداری هستند خوب از طریق خانواده اقدام کنید .به هر حال باید پیش بینی هر پاسخی را داشته باشید ممکنه خوششون بیاد و نسبت به شما تمایل داشته باشند و ممکنه برعکس اصلا تمایلی نداشته باشند .و خب چه از طریق خانواده چه شکل دیگر پاسخشون منفی خواهد بود .اگر فکر می کنید تمایل ندارید از طریق خانواده فعلا اقدام کنید و شنیدن پاسخ منفی رو برای ابروی خودتون مشکل ساز می دونید بهتره از یک واسطه استفاده کنید خواهر و یا حتی فردی مطمئن که شرایط شما رو براشون توضیح بدهند و نظرشون رو بخواهند خوب اگر فرد متمایل باشد می توانید برای اشنایی رسمی تر اقدام کنید و در غیر این صورت نیازی نیست که بخواهید به ایشون فکر کنید البته که شرایط روحی شما قابل درک است ولی گاهی باید واقع بین بود . .امیدوارم موفق و خوشبخت باشید .

  4. عسل
    عسل میگه:

    سلام من مدتهاست ک کسیو دوست دارمو اونم اولا منو دوست داشت اما بعدش بخاطر بدبینی هایمرفت.حالا میخوام فراموشش کنم نمیتونم.احساس تنهایی میکنم.کمکم کنید و بهم راحل بدید.و اگه میشه یک شماره برای مشاوره با پیامک بهم بدین.ترجیحا خانوم باشه.خواهش میکنم.من ب کمک نیاز دارم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      اول از همه برای فراموشی باید این رفتار بدبینی خودتون رو فراموش کنید …چون در آینده هم فرصتهای شمارو خواهد سوزاند
      عواملی که موجب بدبینی می شود عبارتند از:

      ۱- ناپاکی: گاهی افراد مطابق اصل کلی مقایسه به خویش انسان ها را خوب یا بد می پندارد و محور بدی و خوبی مردم قرار می دهد که گفته اند کافر همه را به کیش خود پندارد.

      ۲- در مواردی سرچشمه بدبینی، حس انتقام و کینه توزی و حسد است. انسان چون نمی تواند عملاً از افراد مورد نظر انتقام بگیرد و یا با زبان اظهار دارد به منطقه فکر و قلب عقب نشینی کرده در آن جا آشوبی به پا می کند و به او نسبت بد می دهد.

      ۳- گاهی منشأ بدبینی تکبر و خود خواهی است. کسی که خود را برتر از دیگران می بیند در محیط فکر خود برای دیگران نقاط ضعفی می تراشند تا آنان را کوچک سازند.

      ۴- در مواردی علت بدبینی پیش داوری است، مثلاً شخصی می بیند دوستش بی تفاوت با او برخورد کرد بدون این که احتمال دهد شاید توجه نداشته قضاوت می کند که دوستش با وی خوبی نیست.

      ۵- معاشرت با افراد ناصالح: هم نشینی با افرادی که به این بیماری مبتلا هستند اثر مستقیمی در بدبینی دارد. امام علی(ع) می فرماید: هم نشینی با بدان باعث بدگمانی به نیکان می گردد.
      راه های مقابله با بدبینی عبارت اند از: ۱- شناخت علل و ریشه های بدبینی ۲- شناخت زیان های فردی و اجتماعی.

      بدبینی آثار نامطلوبی بر انسان دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:

      الف) ناراحتی روحی: افراد بدبین بر اساس توهماتی که درباره اشخاص و حوادث دارند، فوق العاده رنج می برند. آنان از معاشرت با مردم گریزانند و احساس تنهایی می کنند. امام علی(ع) می فرماید: بدبین از همه مردم وحشت دارد. ب) پوچ گرایی، ج) غفلت، د) قطع روابط اجتماعی: بدبینی بزرگ ترین مانع همکاری های اجتماعی و به هم پیوستگی دل ها است. امام علی(ع) می فرماید: بر هر کس بدگمانی چیره شد صلح و صفای بین او و دوستش به هم می خورد. ه) تجسس، و) پرورش نفاق.

      ۳_ راه های عملی: برای رهایی از بدبینی باید در مرحله نخست با خیال های خود ساخته مخالفت کرد. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: راه نجات از بدبینی آن است که آن را تصدیق نکند و به آن ترتیب اثر ندهد مخالفت با تلقین و پرهیز از شتابزدگی در داوری و حمل بر صحت کردن کار دیگران حاصل می شود. بدبینی اگر چه در بدو امر جنبه اختیاری ندارد؛ یعنی ناخودآگاه به ذهن انسان مطلبی خطور می کند، ولی ادامه آن اختیاری است که با پرورش گمان های بد در دنیای ذهن و خیال پدید می آید.

      راه درمان عملی، ترتیب اثر ندادن به خطورات ذهنی است امام علی(ع) می فرماید: کار برادر درنی خود را به بهترین وجه آن حمل کن تا آن جا که راه توجیه بر تو بسته شود و به هیچ سخنی که از برادرت صادر می شود بدگمان مباش تا محمل خوبی برای آن بیابی. مثلاً کسی که به رفیقش سلام گفته و پاسخنی نشنیده است به جای این که کینه او را در دل بگیرد و یا به او بدبین شود بهتر است قضایا را با بی نظری بررسی و رفتار ایشان را توجیه کند مثلاً با خود بگوید شاید دوستم سلام مرا نشنیده است تا پاسخ گوید. با این کار به تدریج خوش گمانی به صورت عادت در خواهد آمد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید
      شما باید دقت داشته باشید که در این موارد علاوه براینکه رفتن نزد مشاور بسیار کمک کننده خواهد بود .نظر خود شما هم اهمیت ویزه ای دارد .اینکه واقعا تمایل داشته باشید مساله رفع شود و یا اینکه مدام نشخوار ذهنس شما این فرد باشد و همیشه خودتون رو مقصر بدونید که باعث رفتن فرد شدید .به ختطر بدبینی ها و یا هر چیز دیگری .در مشاوره اگر شما ایرادی در رفتار داشته باشد که ممکن باشد بعدا هم در رابطه با دیگر افراد به مشکل بربخورید قطعا کمک می شود که اصلاح شود .و جای نگرانی وجود ندارد .فقط اینکه باید بپذیرید که ازدواج مساله مهمی است و با دوستی ها و تحت تاثیر عواطف قرار گرفتن متفاوت است .و بهتره شخصیت انقدر خودساخته باشد که با رفتن هر فردی از زندگی شاکله از هم نپاشد و حس تنهایی تا این حد غلبه نیابد .موفق و خوشبخت باشید
      .

  5. بالستیک
    بالستیک میگه:

    تو رو خدا کمکم کنید کم ۲۰ سالمه و عاشق دختری هستم که دو سال از من کوچیکتره یکبار با کادو و نامه رفتم در خونشون که وقتی از مدرسه برمیگرده بهش بفهمونم چقدر دوستش دارم وقتی از مدرسه رسید من بهش گفتم که این مال شماست اونم در نهایت ترسید و قبول نکرد بعد از مدتی دوباره رفتم سر کوچشون تا این دفه رو در رو واقعیت رو بهش بگم که دوست دارم و همه جوره هم میتونم ثابتش کنم وقتی از مدرسه اومد تا منو سر کوچشون دید رفت با دایش برگشت و دایش به من فحش داد و تهدیدم کردم نمیدونم الان چیکار کنم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      بهترین کار تمام کردن چنین نمایشهایی هست که نتیجه ای نداره ..چون همونطور که شما دوست ندارید چنین اتفاقی برای خانواده شما بیفته دیگران هم چنین حسی دارن
      پس تا استقلال مالی بدست نیاوردید وارد چنین روابطی هم نباید شد … امیدوارم درس عبرتی شده باشه که بدون مقدمه جز اهانت چیزی بدست نخواهید آورد

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز شما برخورد ابتدایی داشتید خب اگر واقعا به این دختر علاقه دارید بهتره با خانواده مطرح می کردید هر کسی به جای دایی ایشون بود شاید فکر های نادرستی می کرد و همین برخورد را نشان می داد .شما در این سن بیشتر احساسی تصمیم می گیرید .و لطفا بیشتر بررسی کنید شرایط خودتون رو در نظر بگیرید ضمن اینکه با کادو خرید ن و قرار گذاشتن و رفتارهای اینچنین اعتبار خودتون رو پیش خانواده ایشون کم نکنید .چون به هر حال خانواده این دختر خانم هم قطعا اصولی دارند و اگر شما بار فتار نسنجیده این اصول رو زیر پا بگذارید نباید انتظار داشته باشید شما را بپذیرند و چه بسا محدودیت هایی هم برای شما ایجاد کنند این روش کاملا اشتباه است و پاسخی نخواهد داشت .بهتره از طریق خانواده و رسمی پیگیری باشید امیدوارم موفق باشید

  6. هانا
    هانا میگه:

    سلام
    من دختری ۳۵ ساله هستم.چند ماهی هست پسری از دوستان خانوادگی که یکسالی ازم کوچکتر است ازم خواستگاری کرده.البته ایشون میگن چند سالی هست که به این موضوع فکر می کنند. بار اول جواب منفی دادم بخاطر سنشون.ولی دوباره ازم فرصت خواستن که خواسته های منو تامین کنند.از نظر سطح خانوادگی و فرهنگی خیلی بهم شباهت داریم.ولی شرایط مالی خوبی ندارند.الان موندم میتونم در رابطه یا سن یا شرایط مالی باهاشون کنار بیام یانه.لطفا راهنماییم کنید.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز در مورد اینکه ایشون کوچکترند و شاید استقلال مالی ندارند .خود شما باید تصمیم بگیرد .به هر حال شرایط سنی وقتی اهمیت دارد که افراد متوجه این مساله باشند که درک متقابلی وجود دارد یا خیر ؟بهتره اگر فکر می کنید تا حدی تمایل وجود دارد .از مشاوره پیش از ازدواج به صورت حضوری استفاده کنید و اینکه خودتون جلساتی رو داشته باشید تا نحوه ی برخورد و رفتار رو ببینید .و ببینید که ایا اشتراکاتی وجود دارد و درک و فهم طرف مقابل در حدی هست که بتوانید مشکلات مالی را در کنار او تحمل کنید و به خاطرش گذشت داشته باشید یا خیر .هیچ چیز به اندازه بررسی منطقی روابط و رفتارها کمک کننده نخواهد بود که این هم مستلزم صرف زمان است .امیدوارم خوشبخت باشید و موفق .

  7. مینا
    مینا میگه:

    با سلام و خسته نباشید تو رو خدا کمک کنید من کم سن و سال هستم و دختری سیزده ساله.من عاشق پسر داییم شدم که هجده سالشه خدا شاهده همه کار برای این که بهش بگم دوسش دارم کردم ولی روم نمیشه بش بگم و غرورم نمیزاره نمیتونم فراموشش کنم.چی کار کنم از درس و همه جی افتادم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      برای این حس نمی توان اسم عشق را گذاشت چون عشق هم موارد احساسی و عاطفی و هم عقلانی را در بر می گیرد.در این سن بیشتر وابستگی های عاطفی و احساسی است که بهترین روش گذرزمان است و دوری از شرایط و مکان هایی که ایشون هم هستند و مشغولیت ذهنی ایجاد کردند چون مشکل تمرکز احتمالا عارض شده است تلاش کنید از کارهایی که برایتان لذت بخش است یا بوده شروع کنید و ذهنتون رو درگیر کنید تا کاملا خواب الود نشدید به رختخواب نروید هر موقع فکر ایشون به ذهنتون رسید سریع تغییر وضعیت دهید حتی تعویض صندلی و مکانی ه نشسته اید بدونید خودتون باید تلاش کنید این مساله فراموش شود و مطمئن باشید چند سال بعد این رفتارها براتون عادی تلقی می شود چون نگاه معقولانه تری به زندگی پیدا می کنید حتی ممکن است به نظرتون این رفتار ها بچگانه بوده باشد .امیدوارم موفق باشید منتهی خودتون باید تلاش کنید .

« دیدگاه های قدیمی تر
ارسال نظر