مرکز مشاوره خانواده

مرکز مشاوره خانواده

یکی از مزیت هایی که مرکز مشاوره خانواده برای مراجعین خود دارد، حضور به موقع و مداوم مشاورینی با تجربه و ماهر است که بتوانند در سریع ترین زمان ممکن پاسخ گوی آنان باشند. این مرکز با استفاده از برترین روانشناسان به عنوان مشاور خانواده در مرکز مشاوره خانواده بهترین خدمات برای کسب رضایت مردم عزیز ارائه خواهند کرد.

مرکز مشاوره خانواده با بررسی مشکلات مردم در زمینه مشکلات خانوادگی، اختلافات زناشویی، مشکلات فرزندان و همچنین شیوه ازدواج به بهترین شکل ممکن حل نماید. مشاوره خانواده به مجموعه ای از دستور العمل ها گویند که به شیوه ای بهتر به اداره مسائل زندگی کمک می کند.

یک مشاور خانواده خوب و بهترین مشاور خانواده باید یکسری ویژگی ها داشته باشد تا بتواند یک مرکز مشاوره را به صورت بسیار عالی اداره کرده و بتواند بهترین مشاوره ها را ارائه کند. این مشاوران باید صبور و با تجربه بوده و ارتباط متقابل خوبی داشته باشد. بنابراین شما می توانید با مراجعه حضوری و یا به صورت آنلاین و یا تلفنی سوالات خود را با مشاوران ما در میان بگذارند تا در بهترین مرکز مشاوره، مشاوره شوند

مرکز مشاوره خانواده
درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
4 (1 رای)
159 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
  1. MARY
    MARY میگه:

    باسلام
    من ۱سال و هشت ماه هست که نامزد کرده ام و چون هر دو دانشجو هستیم من در استان دیگری مشغول به تحصیلم و تقریبا ماهی یکبار یا دو ماهی یکبار یکدیگر را میبینیم و در بقیه مواقع از طریق تماس تلفنی یا شبکه های اجتماعی با هم در ارتباطیم ،من و نامزدم بسیار به هم علاقه مندیم وبا هم مشکل خاصی نداریم ،تنها مساله ای که در این مدت حل نشده و ما را آزار میدهد چنین است:
    من بسیار به ابراز علاقه نامزدم حساسیت دارم و حتی با گذشت یک سال و ۸ ماه اگر مواردی پیش آید که دو یا سه روز به هر دلیلی نتواند با من درست تلفنی صحبت کند و من همچنان انتظار بکشم بعد از آن که فرصتی پیش آید بد خلق میشوم و دیگر نمیتوانم درست صحبت کنم ،نامزدم سعی میکند با شوخی و خنده آن را حل کند و من عصبی تر میشوم خصوصا زمانی که میبینم فرصتی برای صحبت کردن داشته است ولی به کار دیگری پرداخته و تماس نگرفته و وقتی به او می گویم اشتباهش را نمیپذیرد

    تا به حال نامزدم چیزی نمیگفت ولی به تازگی عنوان کرد که : “من در مواقعی که مثلا به دلیل سفر ۳روزه یا مثلا مراسم ختم یا کاری در صحبت کردنمان وقفه می افتاد چون میدانستم هر موقع که تماس بگیرم با ناراحتی و بدخاقی و جواب پس دادن تو مواجه خواهم شد از قضیه فرار میکردم و حتی در مواقعی که میتوانستم تماس بگیرم آن را عقب می انداختم تا مجبور شوم”

    اینجانب (MARY)بسیار از واکنش خودم در آزارم و راه حل آن را نمیدانم،گاهی بقدری تحت فشار قرار میگیرم و انتظار میکشم که تمرکز هیچ کاری را ندارم تا نامزدم فرصت صحبت کردن برایش فراهم شود و با اینکه مطمئنم نامزدم با تمام وجود مرا دوست دارد و در هیچ موردی برای من کوتاهی نمیکند ولی احساس خلا میکنم تا زمانی که به طور طولانی صحبت کنیم و ابراز علاقه کند و آرام بگیرم
    خواهشا کمکم کنید از این احساس دیوانه کننده خلاص شوم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوست عزیز
      راز مقابله، تنها این است که با کنترل خود سعی کنید ضمن درک مشکلات و حالات روحی دیگران، خود و زندگی تان را عمیقا” تحت تأثیر آن قرار ندهید.

      “شناخت نقاط تاریک خودتان همیشه بهترین راه برای درک نقاط تاریک دیگران است”
      حتی بعضی از مشاورین

      که خود نیز از این مشکل حساس بودن رنج می بردند، در حین برخورد و بررسی در مورد افرادی که درگیر این مشکل بودند، به راه حل های مناسب برای رفع این حالات در خود و مراجعین، دست یافتند.

      بیشتر مراجعه کنندگان شرح حالهای متفاوتی داشتند ولی با یک نقطه ی مشترک: یعنی “حساس بودن ” ( HSP:Hypersensitive pepole). در اینجا به نکاتی برای رفع این مشکل از دیدگاه محققین و مشاورین، اشاره می کنیم :

      بله! افراد حساس، در حالتی ناخودآگاه در مشکلات عاطفی دیگران غرق می شوند.
      حتی والدین فرزندان حساس (HSP) که از ابتدا با این حالت بسر می برند، هیچ کمکی در رفع این مشکل نمی توانند بکنند، چرا که خود والدین همواره تحت ناملایمات زندگی، دارای فشار روحی هستند!

      در واقع این کودکان، به دلیل نتیجه ی یک باروری، تحت فشارهای عاطفی بوده اند، به مرور زمان سعی می کنند با رفتاری مهربانانه پدر و مادر خود را خوشحال کنند و یا آنها را آشتی دهند و حالت عصبی آنها را کاهش دهند، تصور این فرزندان این است که در این حالت، خود نیز به آرامش و امنیت خاطر می رسند، ولی دریغ از این که تمامی این فشارات احساسی موجود در محیط خانه و خانواده در خود این فرزندان رفته رفته جمع می شود و نهایتا” در آینده به یک فرد حساس تبدیل می شوند.

      و در این حال است که آنها همواره مثل یک “رادار” مراقب امواج اطراف خود هستند تا مبادا امنیت خاطر آنها در خانواده تحت خطر قرار گیرد.

      این افراد حساس در بزرگسالی نیز خیلی زود متوجه موقعیت های ناخوشایندی همچون، عصبانیت، خشم و … می شوند و متأسفانه تا زمانی که بزرگ شوند این رادار آنها برای تشخیص سریع این حالات در محیط و خانواده به فعالیت خود ادامه می دهد! بنابراین آنها یک عمر به جای اینکه زندگی کنند در حالت نجات دادن اطرافیان خود هستند.

      اگر فکر می کنید که شما هم حساس هستید بهتر است به این علائم توجه کنید:

      * شما همیشه فکر می کنید که مسئول خوشحال بودن دیگران هستید، مخصوصا” در مورد کسانی که دوستشان دارید.
      * بعد از اینکه در یک جمع قرار می گیرد، همیشه احساس رنجش و ناراحتی می کنید.
      * وقتی که کسی از دوستان یا خانواده شما مشکل عاطفی دارد، ساعتها وقت خود را صرف صحبت با او می کنید تا آنها را آرام کنید، این در حالی است که بعد از آن خود دچار افسردگی می شوید.
      * حتی در مواقع دردهای جسمی آنها، مثل سردرد، کمر درد و… ناخودآگاه شاید خود نیز این دردها را در خود احساس کنید!

      در تحقیقاتی که به روی کودکان حساس و بسیار عاطفی انجام شده است، به این نتیجه رسیده اند که این کودکان در گذشته و آینده همواره سعی می کنند خود را در احساسات دیگران و ناراحتی هایشان شریک بدانند و با این حس رشد کرده اند. بیشتر مشاورین وقتی این مطلب را به مراجعین می گویند، آنها اظهار می کنند که “تا حالا به این موضوع فکر نکرده اند! ”

      اما آیا براستی می دانید که چطور باید با این مشکل کنار بیایید ؟ خیلی پیچیده نیست، تنها بدانید که :

      به دلیل اینکه می توانید مشکلات عاطفی دیگران را درک کنید، مجبور نیستید که بار فکری آنها را نیز با خود به دوش بکشید و مسئول این مشکلات شما نیستید!

      با تکرار این جمله و تمرکز بر آن دقیقا” به عمق آن پی می برید .

      مادامی که احساس دیگران را درک می کنید و به دردهای آنها گوش فرا می دهید و متعاقبا” در مورد ناراحتی هایشان نگران می شوید، با خود این جمله را تکرار کنید:” این که من آنها را درک می کنم درست است، ولی مجبور نیستم که همراه با مشکلات آنها خود نیز غرق شوم. نفسی عمیق بکشید ، با این نفس است که مشکلات آنها را نیز با نفستان بیرون داده اید و در ادامه ،حل این مشکل را به دست خدا بسپارید و دنبال این قضیه را در مغز خود نگیرید.

      شما در جایگاهی مناسب نیستید که بتوانید اساسا” مشکلات آنها را رفع کنید. در حقیقت باید این طور به قضیه نگاه کنید که هر کس در زندگی درگیر این مشکلات می شود و با تلاش و غلبه کردن بر این موانع می تواند به تکامل روحی برسد.

      حال می دانید که با حساس بودن بیش از حد خود خیلی کمکی به دیگران نخواهید کرد، به یاد فرزندی باشید که برای ایجاد امنیت خاطر برای خود، همواره برای ایجاد صلح بین پدر و مادرش در تکاپو است.

  2. سوگند
    سوگند میگه:

    سلام ۴ساله که ازدواج کردم و اززندگی با همسرم راضی هستم منتهی متاسفانه همسرم اهل دیدن فیلم های سوپر است نه اینکه فکر کنید که رابطه جنسی بدی داریم نه، به یک جور عادت تبدیل شده که این کارش باعث درگیری های بدی بینمون شده با این وجود هم دست از این کار بر نمیدارد و همچنان یواشکی به دیدن این فیلم ها ادامه میدهد نمیدانم چیکار کنم، چند بار قسم خورده و توبه کرده که دیگر این کارها را انجام نمیده ولی باز هم خودم با سرک کشیدن به گوشیش پی به این قضیه میبرم که همچنان به این فیلم ها نگاه میکند دارم دیوانه میشم سر این موضوع تا جایی که میل جنسیم خیلی کم شده و برقراری رابطه با همسرم را با توجه به کارهایی که میکند را دوست ندارم، لطفاً راهنماییم کنید و یک مرکز مشاوره در کرمانشاه را بهم معرفی کنید، با تشکر.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      در مورد مشاوره باید با بهزیستی شهرتون تماس بگیرید

      گاهی اوقات خانم‌ها متوجه می¬‌شوند همسرشان در لپ¬تاپ شخصی و موبایل¬شان فیلم¬‌های مستهجن نگاه می‌کند. نوع برخورد در این مسائل بسیار مهم است و اگر کمی عجولانه در این خصوص تصمیم گیری شود، ممکن است مشکلات زیادی را رقم بزند. دکتر علی شیخ‌الاسلامی پزشک عمومی و سکس‌تراپیست در این خصوص توضیحاتی دارد که اگر آنها را به کار بگیرید قطعا می‌¬توانید این مشکل را حل کنید.

      نگاه کردن به فیلم‌¬های پورنو به بیشتر به حس کنجکاوی آقایان در زمینه¬‌ی مسائل جنسی برمی¬گردد. این نظر دکتر شیخ‌السلامی است. او توضیح می‌دهد:«از آنجا که در جامعه¬‌ی ما در این حوزه، آموزش کافی وجود ندارد آقایان از سر کنجکاوی این فیلم¬‌ها را می‌بینند و تصور می¬‌کنند که با دیدن این فیلم¬‌ها علم و اطلاعاتی که در این خصوص لازم دارند را به دست می‌¬آورند، در حالی‌که تصور اشتباهی است. علاوه بر این، دیدن فیلم¬‌ها می¬‌تواند برایشان لذتی هم به همراه داشته باشد. به همین دلیل هم عده‌ای از سر لذت طلبی این فیلم‌¬ها را مشاهده می‌کنند.»

      وقتی خانمی متوجه می‌شود شوهرش پنهانی فیلم و کلیپ‌های پورنوگرافی تماشا می‌کند، این که چطور با او برخورد کند، مسئله ¬ی بسیار مهمی است. شیخ‌الاسلامی می‌گوید:«لازم است همان دفعه¬ ی اولی که خانم متوجه¬ این مسئله شد خیلی دوستانه و صریح احساس خودش را در این‌باره با آقا در میان بگذارد و بگوید از اینکه همسرش مشغول دیدن این فیلم‌هاست چه احساسی دارد و این باعث ناراحتی¬‌ا‌‌ش می‌¬شود. آقا هم باید توضیح بدهد که به چه علت این فیلم¬ ها را تماشا می¬کند. در این زمان نوع بیان خانم و اینکه چطور مسئله را بیان می‌کند مهم و تعیین‌کننده است. خانم¬ ها در این شرایط نباید به شکل هجومی و پرخاشگرانه و با لحن سرزنش‌آمیز با همسرشان صحبت کنند. خانم باید به همسرش بگوید مثلا من ساعت ۲ شب بیدار شدم و تو را در حال دیدن فیلم مستهجن دیدم و از این بابت حس خوبی ندارم و بعد منتظر شود تا آقا به این مسئله جواب دهد. تنها در این صورت است که می ¬توان مشکل را با صحبت کردن حل کرد.»

      گاهی اوقات خانم ¬ها به محض فهمیدن این موضوع احساس چندش‌آور و ناراحت کننده ¬ای را تجربه می¬کنند تا جایی که شاید حتی این مسئله رابطه¬‌ی جنسی‌شان را تحت تأثیر قرار دهد. اما به عقیده دکتر شیخ‌الاسلامی این رویکرد نه تنها مشکل را برطرف نمی‌¬کند که باعث بروز مشکلات بیشتری خواهد شد:« خانم‌ها نباید این‌طور به موضوع نگاه کنند چون آن وقت دچار ناراحتی و عذاب فراوان می‌شوند. همان‌طور که گفتم گاهی اوقات مردها یا حتی زنان این فیلم ¬ها را به دلیل کنجکاوی که در خصوص مسائل جنسی دارند نگاه می¬‌کنند. آقایان هم باید در این موارد اقدام به دلجویی از همسرشان کنند؛ به او بگویند که دوستش دارند و بخاطر لذت نبردن از رابطه¬‌ی جنسی‌شان نیست که به سمت نگاه کردن این فیلم‌ها می‌روند. بگویند که برای همسرشان جایگاه و ارزش خاصی قائل هستند و از رابطه با او لذت می¬برند. مردها باید به همسرشان بگویند که او زیباست و هیچ چیزی کم ندارد و … خانم ها هم باید باور کنند ۹۰ درصد آقایان صرفا به دلیل همان کنجکاوی و آموزش دیدن به سمت نگاه کردن آن فیلم ها می‌روند نه چیز دیگری. البته در این فیلم‌ها معمولا نکته آموزشی وجود ندارد و همه چیز صرفا فیلم است

  3. m.f
    m.f میگه:

    احساس می کنم همسرم دیگه مثل سابق واسم ارزش قائل نیست و علاقه ای به من نداره رفتارش خیلی سرده باز تو خونه خوبه اما بیرون از خونه به کل منو فراموش میکنه ( مثلا خونه کسی مهمونی میریم تا تو یه جمع قرار میگیره منو فراموش میکنه حتی اگر برای یکی دوساعتم من تو اون جمع نباشم متوجه عدم حضورم نمیشه البته این در مورد وقتایی که با خانواده خودش باشه ، یا بیرون که میریم قبلا همیشه دستمو می گرفت و باهم راه میرفتیم الان جلو جلو را میره و اصلا انگار نه انگار که باهم اومدیم بیرون و منم وجود دارم ، تا حالا خیلی سعی کردم که رابطمونو درست کنم اما وقتی میبینم تلاش برای بهتر شدن رابطه یکطرفست اعصابم خورد میشه نمیتونم این بی اعتنایی رو تحمل کنم نمی دونم چیکار کنم بعضی وقتا میگم منم مثل خودش بشم شاید به خودش بیاد اما میترسم رابطمون بدتر بشه از طرفی من اصلا طاقت همچین زندگی رو ندارم همیشه سعی کردم زندگیمو حفظ کنم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوست عزیز در این مورد نیازه که مشاوره ای حضوری داشته باشید و در این موارد بیشتر دقت کنید

      درباره احساسات و عواطف واقعی تان با همسرتان صادق باشید: زمانی که درباره احساسات و عواطف درونی خود صداقت نداشته باشیم، روابط ما دستخوش ناملایمات روحی و اخلاقی می شود. فیلم بازی کردن، تظاهرکردن، پنهانکاری ها و حتی دروغ گفتن ها نشانه های عدم صداقت در یک زندگی زناشویی است.

      از نظر عاطفی ـ احساسی سخاوتمند باشید و هرگز خساست به خرج ندهید: سخاوت احساسی ـ عاطفی به این معناست که شما بدون هیچ گونه قید و شرطی آزادانه عشق، محبت و قدردانی و تشکر خود را به همسرتان ابراز کنید. البته منظور این نیست که هر پنج دقیقه یکبار قربان صدقه او بروید، بلکه باید سنجیده و مناسب سخاوت خود را نشان دهید.

      به همسرتان تعهد روحی ـ قلبی داشته باشید، البته این تعهد باید دوجانبه باشد: به خاطر داشته باشید مراسم ازدواج باشکوه، حلقه الماس، شیک ترین لباس عروسی​ یا دامادی هیچ کدام نمی تواند به شما در داشتن یک ازدواج موفق و شاد کمک کند و تنها تعهد احساسی ـ عاطفی است که زندگی مشترکتان را تا پایان عمر ضمانت می کند.

      همسرتان را دوستدار تفکر و ذهنیت خود کنید: جذاب ترین بخش از وجود زنان و مردان را فکر و ذهنیت آنها تشکیل می دهد. پس سعی کنید همسرتان را عاشق تفکر و ذهنیت خود کنید و هر گز از ظاهر و اندام خود برای شیفته کردن وی استفاده نکنید؛ چراکه این امر، واهی و زودگذر است و با گذشت زمان و پیر شدن از جذابیت ها و زیبایی هایتان کم می شود.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  4. man
    man میگه:

    سلام و عرض ادب
    احتراما چند سوال بعد از ازدواج در ذهن من سنگینی میکند که اگر حضرتعالی در مورد آنها مرا راهنمایی کنید بسیار بسیار سپاس گزار خواهم بود
    بنده پسری ۲۸ ساله هستم که با زنی ۲۵ ساله مطلقه به تازگی ازدواج نموده ام.
    حاصل زندگی قبلی همسر بنده یک پسر ۷ ساله است که حضانت او با پدرش است و فقط دو هفته یکبار فرزند را به خانه پدری همسرم منتقل میکنند تا با مادرش دیدار داشته باشد
    در ضمن دلیل طلاق نیز اعتیاد به شیشه شوهر بوده است و فرزند هم اکنون نزد خانواده پدرش زندگی میکند و از لحاظ فرهنگی در سطح بالایی است
    حال سوال بنده این است که
    ۱ آیا بهتر است هنگامی که مادر به دیدار فرزندش میرود من نیز او را همراهی کنم یا خیر…اگر جواب منفی است آیا بهتر است که هیچوقت با بچه روبه رو نشوم؟
    ۲ به نظر حضرتعالی بهتر است که اجازه دیدار مادر با فرزندش را به او بدهم یا همسرم را از این کار منع کنم؟
    ۳ به نظر حضرتعالی چند درصد امکان دارد که بچه در آینده وقتی که بزرگتر شد برای زندگی من و مادرش ایجاد دردسر کند؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      اولا در مورد چنین ازدواجی با تردید وارد نشید چون موضوع بسیار مهمیه
      باید قبول کنید این زن یک مادره و احساس مادرانه رو نمیتونید در ایشون سرکوب کنید …
      اینکه همراهش باشید یا نه بستگی به درک و خواست شما در این مورد داره که حتما در موردش صحبت خواهید کرد
      سوم اینکه اگر روال طبیعی زندگی و رفتارها پیش بره قرار نیست این بچه برای زندگی شما در آینده مشکل زا بشه …
      چیزی که بسیار مهمه اینکه باید در این خصوص حتما” مشاوره کنید تا تردیدهای خودتون رو بشناسید و درکشون کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  5. نویسنده سایت
    نویسنده سایت میگه:

    با سلام خدمت شما
    لازم است شما مهارت ها ی اجتماعی خود و همچنین خود کنترلی خودتان را افزایش دهید تا بتوانید از این شرایط کذر کنید هر چند اگر بتوانید همراه همسرتا از جلسات مشاوره خانواده کمک بگیرید بهترین حالت ممکن است. روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵

  6. سحر
    سحر میگه:

    سلام من زن ۳۳ ساله هستم و حدود ۷ساله که ازدواج کردم یک فرزند پسر ۵ ساله دارم .ما در یک ساختمانی زندگی میکنیم که در یک واحدش ما و در واحد دیگرش خانواده شوهرم هستند مشکلی که من دارم توجه نکردن همسرم به من و بهانه جویی های بی مورد او و همچنین دخالتها و اذیتهای پدر و مادر شوهرم است یعنی دقیقا به این صورت: اخلاق شوهرم خیلی خیلی بد و عصبانی است بطوریکه حتی در محله هم همه او را به اخلاق تند داشتن میشناسند از وقتی ازدواج کردم تا الان با اینکه من با ملایمت و مهربانی با او رفتار میکنم ولی او کوچکترین توجهی به من ندارد و مدام بهانه جویی و دعوا میکند بدون اینکه من چیزی گفته باشم و در این حالت هر چیزی که دلش خواست نسار من و خانواده ام میکند و من از ترسم نمیتوانم چیزی به او بگویم و فقط عذر خواهی میکنم و میگویم ببخش تقصیر من است حتی اجازه گریه کردن هم ندارم .علاوه بر شوهرم، پدر و مادر شوهرم هم مدام مرا اذیت میکنند به کوچکترین کار من ایراد میگیرند و آنرا به جنگی بزرگ تبدیل میکنند مثلا در مورد غذا خوردن و چیزهای پیش و پا افتاده تا … اگر شوهرم هم با من کاری نداشته باشد اینها به شوهرم حرفهای غیر واقعی میزنند و او را به جان من می اندازند من همیشه با شوهرم و با خانواده شوهرم با ملایمت و مهربانی برخورد میکنم و از کارهایی که منجر به درگیری شود پرهیز میکنم ولی آنها مدام دنبال بهانه جویی برای اذیت کردن من هستند با توجه به اینکه پدرم فوت کرده و خانواده ام هم آنچنان قدرتی برای دفاع از من ندارند و آنها نیز این موضوع را میدانند نهایت سوئ استفاده را میبرند و اذیت کردن من برای آنها نوعی تفریح است من به شوهرم با ملایمت میگویم من چه کار بدی کردم که این کارها را با من میکنید اگر من ایرادی دارم یا کاری کردم که شما ناراحتید بگویید من اصلاح کنم و شوهرم در پاسخ با اخلاق تند میگوید ساکت شو ،میزنمت، میکشمت، از اذیت کردن تو خوشم می آید ، و … شوهرم خیلی از خود راضی، مغرور و عصبانی است و اصلا به هیچ وجه اهل منطق نیست که بتوان با او حرف زد تازگی ها اخلاقش خیلی بد شده و من الان مانده ام که با چنین فردی چکار کنم ؟ خواهش میکنم مرا راهنمایی بفرمایید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      رفتار با شوهر بداخلاق، کار ساده‌ای نیست. مردان بیشتر کلامی هستند و به همین خاطر باید اجازه دهید عصبانیت خود را بیرون بریزند. درحالی که زنان تمام خشم خود را درون خود نگه می‌دارند و با گریستن آن را نشان می‌دهند. درمورد یک زوج متأهل، تمام خشم مرد متوجه زن خواهد بود چون او نزدیک‌ترین فرد به شوهرش می‌باشد.

      خشمی که از طرف شوهرتان سر می‌زند، مستقیماً شما را هدف قرار نمی‌دهد. در این شرایط شما به اندازه کافی به احساساتی شدن گرایش دارید. اندیشیدن به شوهرتان که همیشه با خشم برخورد می‌کند، باعث می‌گردد احساس فرومایگی کنید و این امری کاملاً طبیعی است. شما باید یک قدم به عقب بردارید و عملاً به آنچه رخ داده است بیندیشید و دلیلی که در پس این رفتار وجود دارد را بیابید.

      استرس، ناامیدی و ترس، مردان را عصبانی می‌کند. می‌توانید به همسرتان بگویید که با اینکه می‌دانید او این روز‌ها چه استرس فراوانی دارد و این مسئله او را عصبی کرده است، اما این موضوع باعث شده که رابطه زناشوییتان نیز تحت تأثیر قرار گیرد. با همسرتان شفاف و روشن گفت‌و‌گو کنید و او را بدون قید و شرط حمایت کنید.

      ۶ نکته برای آرام کردن شوهران خشمگین

      ۱ – نگذارید همسرتان درگیر خشم خود گردد. اگر دیدید عصبانی است، او را تنها بگذارید. اگر فکر می‌کنید که مسئله خاصی باعث عصبانیت همسرتان می‌شود، از طرح آن موضوعات اجتناب کنید.

      ۲ – عصبانیت به آسیب‌های فیزیکی و عاطفی می‌انجامد. با شوهرتان لجبازی نکنید. در عوض سعی کنید راه‌هایی برای درک و حمایت او بیابید.

      ۳ – شما باید درون خودتان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. باید به این فکر کنید که چرا همسرتان عصبانیت خود را برسر شما خالی کرد. غر نزنید، زیرا نتیجه‌ای جز انفجار عصبانیت و بد‌تر شدن شرایط ندارد.

      ۴ – طوری رفتار کنید که همسرتان با شما احساس راحتی کند. شما می‌توانید انفجار خشم همسرتان را با برقراری ارتباطی درست با وی، خنثی کنید. گفت‌و‌گو با همسرتان به هیچ وجه او را ناراحت نخواهد کرد. پس از اینکه با او گفت‌و‌گو کردید، درخواهید یافت که همه چیز به حالت عادی بازگشته است. این زمان مناسبی است تا با شریک زندگی خود روبه رو شوید.

      ۵ – شوهرتان را درک کنید. درک شما از او طغیان خشمش را کمتر می‌کند. در ضمن شنونده خوبی باشید.

      ۶ – اگر متوجه شده‌اید که شوهرتان بیش از اندازه عصبانی می‌شود، می‌توانید از یک متخصص کمک بگیرید. از او بخواهید که خود را متعهد به انجام برنامه‌های مدیریت خشم نماید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      • گل ناز
        گل ناز میگه:

        باسلام میشه راهنماییم کنین که چطور میتونم پست بذارم و مشکلم را مطرح کنم

        • ►Responder◄
          ►Responder◄ میگه:

          همینطوری که الان مطلب گذاشتید

  7. M
    M میگه:

    سلام من به تازگی نامزد کردم یه تجربه تلخ تو گذشته دارم برای همین خیلی استرس دارم می ترسم چون همسر سابقم بهم خیانت کرده و خیلی اذیت شدم خیلی می ترسم اون اتفاقات دوباره تکراربشه
    چیکار باید بکنم که خوب بشناسمش چیکار کنم که دوباره اشتباه انتخاب نکنم اون خیلی خوب میدونه چی میخواد و تمام چیزایی که براش مهم هست رو راحت می گه ولی من نمی دونم خواسته هامو چجوری بیان کنم لطفا کمکم کنین

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      همانطور که می دانید ازدواج یکی از مهمترین حوادث و رویدادها ی زندگی است و نقش مهمی در سرنوشت و سعادت و خوشبختی انسان دارد ، مضافاٌ بر اینکه اگر به نحو صحیح انجام پذیرد بسیاری از نیازهای انسان را اعم از نیازهای عاطفی و جنسی را تاْمین و باعث آرامش روحی انسان می شود بنابراین در عین حال که نباید در انتخاب همسر خیلی وسواس گونه عمل کرد اما دقت ،شناخت و اتخاذ تصمیم حساب شده و بالاخره انتخاب صحیح از شرایط ضروری یک ازدواج موفق است.
      درست است که انتخاب همسر مسئله ای مهم و حساس است ولی در عین حال نباید زیاد وسواس به خرج داد. هیچ کس صد درصد طبق معیارهایی که انسان ابتدائا در نظر دارد آفریده نشده و پرورش نیافته است . کما این که ممکن است نسبت به طرف های مقابل شما نیز همین گونه باشد و صد درصد آن طور که آنان می خواهند نباشید. بنابراین ضمن حفظ معیارهای لازم باید چند نکته را در نظر گیرید:
      ۱) چون جامعه ما اسلامی است و اکثر قریب به اتفاق مردم تا حدود زیادی متناسب با فرهنگ و ارزش های اسلامی رشد کرده اند نور ایمان و اسلام در غالب دلها تابان است . البته درجات ایمان متفاوت است ولی شما هم نباید انتظار داشته باشید که حتما از بالاترین سطح ایمانی انتخاب کنید. بلکه همین که دختری را یافتید که نسبت به وظایف دینی خود کوشاست و گرد معصیت نمی چرخد کافی است. در روایات متعددی آمده است که به هنگام گزینش همسر به اخلاق و روحیات و رفتار خانواده اش بنگرید زیرا او در چنان محیطی پرورش یافته و منعکس کننده همان روش ها و هنجارهاست بنابراین با تحقیق کافی درباره فرد مورد نظر و خانواده وی، می توانید مطمئن شوید که آیا زن زندگی هست یا نه و به وجود ویژگیهای لازم برای یک زندگی مشترک پی ببرید و بدین ترتیب دغدغه خاطرتان کاهش یابد.
      ۲) شما در صورتی که ۷۰ یا۶۰% از معیارهای خود را در کسی یافتید می توانید به همان اکتفا کنید و بیش از آن را با برنامه ای حساب شده و با اخلاق رفتار و ارشاداتی نیکو و صمیمانه بسازید. ضمن آن که سطح توقع خود را نباید خیلی بالا ببرید و از طرفی باید بکوشید که خود نیز زوجی نیکو، با وفا، خوش اخلاق و شایسته برای همسرتان باشید. ۳) از خداوند در این امر مهم استعانت جویید.
      ۴) مشورت با بزرگان فامیل و خانواده بخصوص پدر و مادرتان در این رابطه بسیار نافع است.
      ۵) با نگاهی به ازدواجهای موفق دیگران و کشف رمز موفقیت آنها در این امر به تدریج ترس و وسواس تان از بین خواهد رفت. و همین که وارد اقدامات عملی در این زمینه شدید با گذر زمان این نگرانی از بین می رود.
      گفتنی است همسر ایده آل از صفاتی باید برخوردار باشد که هر صفتی از راهی خاص احراز می گردد. برخی از این طرق عبارتند از:
      ۱- تحقیق و بررسی از خانواده و چگونگی روابط خانوادگی و فامیلی. چون هر فردی تحت تأثیر محیط خانواده به دنیا آمده و رشد کرده است و از آن فضای فرهنگی و اجتماعی تأثیر پذیر بوده و هست.
      ۲- تحقیق و شناسایی دوستان و نزدیکان و رفقای صمیمی در محل زندگی و سکونت، محل درس و محل کار.
      ۳- گفتگوی مستقیم (ولی تحت نظارت خانواده های دو طرف) با یکدیگر و اطلاع یافتن از نقطه نظرات همدیگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آینده می تواند در زندگی مشترک تان تأثیرگذار باشد و کسب اطلاع از میزان اهتمام وی نسبت به ملاک ها و معیارهای معرفی شده.
      بنابراین برخی اطلاعات را می توان در غیر از جلسه مشترک بدست آورد. در عین حال آنچه مهم است در چنین جلساتی موضوعات ومسائل را طرح کرد و از یکدیگر بپرسید و از ویژگیهای یکدیگر اطلاع بیشتری پیدا کرد.
      موضوعات قابل طرح در گفت و گوى قبل از مراسم عقد مختلف است؛ زیرا افراد عقیده‏ها، آرمان‏ها، هدف‏ها و خواسته‏هاى گوناگون دارند. البته بعضى از مسائل و موضوعات عمومى است و ضرورت دارد جوانان قبل از ازدواج براى آگاهى یافتن از ویژگى‏هاى جسمانى، روانى، اخلاقى یکدیگر مطرح کنند و درباره آن‏ها به گفت و گو بنشینند. ناگفته پیداست، این گونه جلسات حتماً باید تحت اشراف خانواده‏هاى دو طرف صورت گیرد؛ زیرا مذاکره مستقیم و بدون اطلاع خانواده دختر و پسر مطلوب عرف و در اکثر موارد مورد پسند شرع و عقل نیست و به جاى این که زوج جوان را به حقیقت برساند، مایه انحراف و مشکلات دیگر مى‏شود. در این جلسات مى‏توان درباره مسائل زیر گفت و گو کرد:
      ۱٫ خط مشى کلى زندگى آینده‏
      مراد تبیین مبناى زندگى آینده است؛ براى مثال جوان متدین مى‏خواهد زندگى اش بر اساس قوانین اسلام بنا شود. در این جا باید از میزان پاى بندى افراد به ارزش‏هاى دینى و اخلاقى سؤال شود.
      ۲٫ اهداف زندگى‏
      یعنى هدف هایى که هر کدام قصد دارند در زندگى آینده شان دنبال کنند؛ هدف‏ها و آرمان‏هاى علمى و تحصیلى، اجتماعى، شغلى و…؛ براى مثال تا چه اندازه به ادامه تحصیل علاقه‏مند است و مشکلات تحصیل را تحمل مى‏کند. شغل مناسب و مورد علاقه‏اش چیست؟ جایگاه اجتماعى را داراى چه اهمیتى مى‏داند؟ از نظر اقتصادى و مالى به چه سطحى مى‏اندیشد و حداقل و حداکثر چقدر است؟
      ۳٫ چگونگى رابطه با خانواده و بستگان
      براى مثال به چه اندازه به رفت و آمد با اقوام و خویشان و نیز دوستان اهمیت مى‏دهید و بر آن اصرار مى‏ورزید؟ به آداب و رسوم فرهنگى و اجتماعى رفتار با بستگان چقدر پایبندید؟
      ۴٫ خواست‏ها و انتظارهاى دو طرف از یکدیگر
      ۵٫ شیوه تربیت فرزندان
      مسؤولیت تربیت با چه کسى است و چگونه باید آن را آموخت؟
      ۶٫ نقص‏هاى جسمانى و بیمارى‏هاى مزمن احتمالى یکدیگر
      در این جلسات باید به نکات زیر توجه شود تا به شکل مناسب انجام گیرد و دو طرف به هدف خود دست یابند.
      ۱٫ گفت و گو باید خونسردانه و با آمادگى قبلى و در فضایى آرام و بدون خوف و فشار از طرف دیگران صورت گیرد.
      ۲٫ گفت و گو پس از انجام خواستگارى رسمى از طرف خانوادها و تحقیق و آگاهى از بعضى شرایط که در مرحله تفحص به دست مى‏آید، انجام گیرد نه در ابتداى آشنایى؛ به عبارت دیگر، در واپسین مراحل تحقیق و قبل از مراسم عقد باید گفت و گو تحقق یابد.
      ۳٫ براى موفقیت بیش‏تر، دو طرف باید در ابتداى جلسه از یکدیگر بخواهند صادقانه به پرسش‏ها و مسائل مطرح شده پاسخ دهند تا از صفات اخلاقى و خصوصیات یکدیگر آگاهى یابند.
      در باره احراز صفات معنوی و روحی مانند تقوی و اخلاق از طرق نیز باید عمل کرد:
      – بررسی اصالت خانوادگی
      – سلامت روابط درون خانواده و مشی زندگی
      – احراز برخی از سطوح سلامت روحی و روانی و جسمی ( وسواس و اضطراب و تیک وبد بینی و…)
      – تقیدعملی به احکام دینی و مذهبی و اخلاقی مانند نماز اول وقت ، مرجع تقلید داشتن و حساب شرعی و پرداخت خمس و زکات و … .
      – آگاهی از سطح انتظارات و سطح توقع فردی و خانوادگی.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      • نویسنده سایت
        نویسنده سایت میگه:

        با سلام خدمت شما
        بهترین راه کمک گرفتن از جلسات مشاوره پیش از ازدواج و همچنین داشتن اموزش های لازم برای ازدواج است . روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵

  8. امینی
    امینی میگه:

    سلام،ببخشیدمن ۳ساله ازدواج کردم شوهرم خیلی سرد مزاجه و نزدیکی نمیکنه شاید سالی یکی دوباره من باید چیکار کنم این قابل درمانه من نمیتونم تحملش کنم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      باید بررسی کنید عوامل روحی و یا جسمی ممکنه ریشه این مشکل باشه …
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      • نویسنده سایت
        نویسنده سایت میگه:

        با سلام خدمت شما
        این مسئله قابل درمان است ، اما ایشان هم باید از لحاظ جسمانی و هم از لحاظ روانی مورد بررسی قرار بگیرند زیرا ممکن است د رهر دو جنبه یا فقط یک جنبه دچار مشکل باشند . از لحاظ جسمانی پزشک و از لحاظ روانی سکس تراپ می تواند راهکارهایی را برای هر دو نفر شما داشته باشد . روانشناسان( که سکس تراپ جزی از آن است) کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵

  9. MZ
    MZ میگه:

    با سلامو خسته نباشید

    با دختری آشنا شدم و خانواده هم خاستگاری ایشون رفتن
    این خانوم برادری دارن ک شهر دیگه ای زندگی میکنه و اصلا دیده نمیشه

    امروز فهمیدم به لطف دوستانش اعتیاد پیدا کرده
    خاستم بدونم چطور باید این موضوعو با خانوادم مطرح کنم؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      رفتار برادرش به این خانم ربطی نداره … امیدوارم بتونید بین این دو موضوع مختلف تفکیک قایل بشید

  10. هانی
    هانی میگه:

    سلام من پنج ماهه ازدواج کردم شوهرم قبل ازدواج بامن با دختر عمه اش دوست بوده توی مهمونیا وقتی همو میبینن چشم ازهم برنمیدارن و این موضوع منو خیلی ازار میده واقعا عذاب میکشم احساس میکنم شوهرم هنوز دختره رو دوس داره

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      در مورد انتظارات خودتون با همسرتون در زمانی مناسب صحبت کنید …

      • هانی
        هانی میگه:

        اخه چجوری صحبت کنم چی بگم بهش

  11. ترمه.1377#
    ترمه.1377# میگه:

    سلام
    من دختری ام ۱۸ ساله،
    چند وقته خیلی زود عصبانی میشم،با کوچک ترین حرفی که یکی از اعضای خانواده ام بزنه به سرعت جبهه می گیرم اما با دیگران خیلی رفتار خوبی دارم
    دوست دارم همیشه تنها باشم از خانواده ام هراس دارم . شب ها از اینکه کسی پیشم باشه یاتوی اتاق من بخوابه بدم میاد و از اون مکان می رم یه جورایی برام غیر قابل تحمله
    نسبت به جنس مخاف هیچ تمایلیی ندارم .در کل انگار خیلی بی احساس شده ام و من اینو نمی خوام…می ترسم در اینده دچار مشکلم کنه…
    برام هیچ چیزی مهم نیست،یا چیزی مهمی وجود نداره برای من.
    دلم می خواد همیشه تنها باشم کسی اطرافم نباشه…
    پرخاشگر شدم،اگر کسی بیش از حد مزاحمم بشه و اذیتم کنه دست به خود زنی می زنم در حالی که خودم اصلا تمایلی به این کار ندارم،فقط برای اینکه به اطرافیانم بفهمونم دست از سرم بر دارن و اذیتم نکنن این کارو می کنم
    چکارکنم که بتونم به حالت عادی ام بر گردم؟؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دلیل عصبانیت زیاد شما چیست؟ آیا مشکلی درونی شما را اینگونه زود عصبی می کند یا اینکه به دلیل مشکل روحی و روانی عصبانیت شما ظاهر می شود؟ در ادامه خواهید خواند که دلیل عصبانیت شما کدام است.

      به طور کلی عصبانیت می‏تواند عوامل گوناگونی داشته باشد از جمله:۱- حسادت، ۲- کم‏ حوصلگی و کم‏ ظرفیتی، ۳- ضعف و ناتوانی مزاج، ۴- عدم اعتماد به نفس و خودکم‏بینی، ۵- حساسیت‏های افراطی، ۶- منفی‏بافی و سوء ظن به دیگران، ۷- همانندسازی و تقلید از والدین، همسالان و همکلاسان و… .

      اما دلایل رایج برای عصبانیت شامل کار زیاد، خستگی، گرسنگی و تشنگی هستند به همین دلیل در این بخش به بهترین و بدترین مواد غذایی برای داشتن آرامش اعصاب و روان اشاره خواهیم کرد.

      یکی از روش های تأمین آرامش روان و کنترل تنش های عصبی استفاده از غلات و سبزی ها است. مصرف زیاد گوشت و غذاهای سرخ شده، فرد را عصبی و تندخو می کند و در بین بدترین غذاها برای اعصاب و روان فست فودها بیشتر از همه تاثیر گذارند.

      مصرف ویتامین های گروه B در کاهش عصبانیت و خستگی مفید است. مصرف ویتامین های گروه B در افزایش یادگیری نیز مؤثر است. استفاده از مواد غذایی حاوی ویتامین های گروه B در تغذیه روزمره در کاهش عصبانیت، پیشگیری و درمان افسردگی و خستگی مفید است.

      عصبانیت زیاد

      نقش تغذیه بر آرامش اعصاب

      بهترین منابع ویتامین B جگر، گوشت گوساله، ماهی، مرغ، تخمه آفتابگردان، تخمه کدو، جوانه گندم، حبوبات، غلات، شیر و لبنیات، گوجه فرنگی، کاهو، هویج، قارچ، انواع میوه و دانه ها و مغزهای روغنی هستند.

      یکی از روش های تأمین آرامش روان و کنترل تنش های عصبی، استفاده از غلات گیاهی و سبزی ها است زیرا این مواد غذایی نقش مهمی در کاهش استرس دارند.

      شیرینی ها جزو خوردنی های استرس زا هستند. همچنین مصرف شیرینی ها علاوه بر افزایش قند خون ترشح انسولین در بدن را افزایش می دهد که این حالت منجر به ایجاد استرس در افراد می شود. غذاهای آماده و فوری و به خصوص نوشابه های گازدار قند خون را افزایش می دهد که همین امر در ایجاد استرس و تنش های عصبی نقش بسیاری دارد.
      همچنین متخصصان معتقدند که کم کاری و یا پرکاری غده تیروئید و نامنظم بودن فعالیت هورمون ها از دلایل اصلی عصبانیت در زنان هستند که باید با انجام آزمایشات تشخیص و درمان شوند.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  12. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام خسته نباشید
    من قبلا با آقایی قرار بود ازدواج کنم که بخاطر مخالفت خانواده ها هر دو منصرف شدیم. ایشون قبل از من قرار بود با دختری ازدواج کنن الان دوباره اون دختر اومدن سمتشون و بعد از یه دعوای خفن و کلی تحقیر کردن ایشون، رفتن سمت یه خواستگار دیگه. این آقا خیلی وقتا تو مشکلات پشتم وایسادن و الان حال روحیشون خیلی بده سیگار میکشن و شاید بسمت مواد هم برن، به نظر خودم الان نوبت منه که زحمتاشونو جبران کنم ولی نمیدونم چیکار کنم. چون بدجور روحیه شون ضعیف شده

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      در این مورد وظیفه ای برعهده شما نیست … چون ارتباط شما یعنی وابستگی
      ایشون باید اونقدر قوی باشه که نتونه سمت چنین مواردی بره پس در این مورد سعی نکنید نقش دایه مهربانتر از مادرو بازی کنید

  13. عاطفه
    عاطفه میگه:

    سلام من دختر۲۳ساله هستم ک به تازگی ۲۴سالم شد ۱سال بااقاپسری حرف میزدم خانواده ها در جریان بودن زندگی ۲برادرم به طلاق کشیده شد حالاکه میخوایم نامزدکنیم میترسم زندگیم خراب بشه ازطرفی میگن پسرشبیه پدراست پدرش زیاداخلاق درستی بامادرش نداره میترسم مثل باباش رفتارکنه باهام ازطرفی احساس می کنم ازوقتی ک رفته سرکاراخلاقش باهام خیلی بدشده حس میکنم تندخوشده لطفا بگید چکارکنم خیلی میترسم?

  14. mino
    mino میگه:

    Komake fekri be hamnoanam dar hade tavanam ,doa baraye hale moshkelate hame

  15. حسين
    حسين میگه:

    سلام، براردم یک سال پیش ازدواج کرده است. من متوجه شدم که زن برادرم صرع دارد. فکر می کنم برای این قضیه از بچه دار شدن طفره می رود ولی این قضیه را پنهلن کرده است و مشکلات دیگر را بهانه می کند. شاید فکر می کند اگر برادرم متوجه بشود طلاقش می دهد و در صورت وجود بچه مجبور می شوند به تلخی با هم زندگی کنند.من نمی دانم آیا باید برادرم را در جریان قرار بدهم یا نه؟ آیا این کار اخلاقی است؟ بهتر نیست بگذارم خود برادرم متوجه شود؟ نمی دانم تا چند سال دیگر می خواهد پنهلن کاری کند؟ البته زن برادرم از همون اول هم علاقه عاطفی به برادرم نداشت و فقط در فکر استفاده کردن از او بود. انگار پیش بینی می کرد که یک روز کارشان به جدایی می رسد.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      قطعا” برادر شما میدونه ولی براساس تعهدش ادامه میده پس بهتره در زندگی برادرتون دخالت نکنید …

      • حسين
        حسين میگه:

        نه من مطمئن هستم که نمیدونه. من هم اتفاقی فهمیدم.

  16. نرگس
    نرگس میگه:

    سلام من خیلی حس تنهایی میکنم فک میکنم همش منم ک واس دیگران مشکل درس میکنم ندونم چرا اصلا امیدی ل زندگی ندارم همش حس میکنم هیچکس قبولم ندار مثلا ا قبلا ب همسرم شک میکردم الانم همه راجب من فک میکنن همون ادمم یا اگ همش قبلا دوا داشتیم همه فک میکنن ما دیگ همش دوا داریم من نمیخوام این تصور دیگ راجب من داشته باشن میخوام نظرشون عوض بش درکم کنن هیچکس نمیفهمه منو بخدا خ ناامید شدم من دختر خ قوی هستم ولی هیچکس منو نمیبیه خودم حس میکنم چقد هنرمندم ولی همه ازم سو استفاد میکنن و هنرمو ب نفع خودشون استفاد میکنن من چیکار کنم دیگ تحمل ندارم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      تنهایی از جمله احساساتی است که گاهی دچارش می شویم. تمایل به کناره گیری از دیگران امر غیر عادی نیست ولی اکثر اوقات عمر کوتاهی دارد و اصلاح می شود. کناره گیری اجتماعی می تواند شامل فقدان علاقه به دنیای بیرون باشد و یا گاهی فرد در جمع و جدا از جمع.گاهی ممکن است از نظر عاطفی احساس تنهایی کنیم در حالیکه در میان افراد جامعه هستیم ولی در برقراری رابطه با دیگران ناتوان باشیم. نباید دقت داشت که احساس تنهایی برابر تنها بودن نیست چون هر شخصی گاهی زمانی را برای تنها بودن در نظر می گیرد، تنهایی یک احساس انفعالی است ؛ بقای آن ناشی از اجازه خود ماست ؛ هیچ کاری برای رفع آن انجام نخواهیم داد ، پس اجازه می دهیم ما را در بر بگیرد و گاهی به این احساس خوشامد نیز می گوئیم؛ ولی باید بخاطر داشته باشیم که پذیرفتن تنهایی و غرق شدن در آن ، به احساس افسردگی و درماندگی منجر می شود.هر یک از ما برای تغییر و آموختن روشهای مختلف کنار آمدن بک محیطهای جدید، آستانه تحمل خاصی داریم . بعضی از افراد برای روبرو شدن بک محیط تازه دچار اندوه و غم می شوند، بعضی دچار از دست دادن معنا ، ترس از تغییر ، پیش بینی نومیدی و یا بالاخره احساسات تنهایی می گردند. برای آنکه بتوانیم بک چنین احساساتی مقابله کنیم ابتدا باید آنرا بپذیریم ؛ یعنی بپذیریم که احساس تنهایی می کنیم که این خود در بعضی از موارد کاریست دشوار، پس از پذیرش باید آن را به گونه ای ابراز کنیم که این طرق مختلفی را شامل می شود مانند درد دل با دوست، نوشتن خاطرات، کشیدن عکس ، نواختن ساز ، خواندن آواز و یا نوشتن نامه تنها در این مواقع است که می توانیم به امور مهمی در این راستا پی بریم بعنوان مثال : غمگینی ما باعث احساس تنهائیمان گردیده و پس از آن دریابیم که این احساس از کجا آمده و با زندگیمان ارتباط یافته شاید این غم بر اثر ترک خانواده و گام گذاشتن در محیط جدید با افراد جدید و نقاط فکری مختلف، باشد . پس به موازات توانایی ما در یـافتن این ارتبـاط، قـدرت تغیـیر آن نیـز افزایش می یابد . یک تغییر آنکه می توانیم برای تسکین با والدین خود تماس بگیریم . ازطریق تلفن – نامه و … پس از آن می توانیم این احساس خود را با کسی در میان گذاشته مثل دوست، معلم ، مشاور … . که می تواند نقطه شروعی باشد برای ختم تنهایی . اول از هرچیز باید این احساس را شناخت و باید آنرا پذیرفت و همچنین اراده کرد تا آن را از بین برد.
      برای مقابله با تنهایی راههای زیادی وجود دارد به چند شیوه توجه کنید:

      – شرکت در فعالیتهای جمعی ( موسیقی ، تئاتر، شعرخوانی ، کوهنوردی .) شرکت در فعالیتهای مفرح ذهن مارا از احساس تنهایی بر می گیرد و به خود مشغول می دارد به اینکه فردا چه کارهایی را باید به سامان برسانم ، چه برنامه ای برای بهتر پیش بردن کار ریخته شود و … این فعالیتها مستقیماً روی خلق و خوی ما تأثیر می گذارد و همچنین در این جمعها می توان افراد با علائق مشترک خود را ببینیم با آنها در تبادل نظر باشیم و از آنها مهارتهای بیشتری را کسب کنیم و برای کسب مهارتهای بیشتر انگیزه وافری به آینده ایجاد گردد. ما نیاز داریم خود را موظف به رویا رویی با دیگران کنیم با آنها صحبت کنیم – قدم بزنیم ، طرح بریزیم و اجرا کنیم.

      – از دوستانتان بخواهید درکارهایتان و همچنین کشف محیطهای تازه شما را یاری بخشند.

      – فعالانه در باشگاههای ورزشی شرکت نمائید و از تمرین و ورزش احساس لذت کنید.

      – ساعاتی را با دوستان به تفریح بپردازید ( پارک ، جشن تولد و…)

      – ساعاتی را به مطالعه با دوستان اختصاص دهید تا بتوانید از توانائیهای آنان در رفع مسائل درسی سود جوئید و یا بالعکس سود برسانید.

      – خود را غرق تلاش و اشیای خارج از خود کنید.

      – در علایق خود تنوع ایجاد کنید.

      – بدنبال اشخاص یا اشیایی بگردید که بتوانید صادقانه مجذوب شوید.

      – خودتان را با زبان یا به زور وادار به فعالیت کنید.

  17. Behnaz
    Behnaz میگه:

    Salam man 2sale namzadam namzadam almane kheyli behesh bad delam hamash fekr mikonam dare behem khiyanat mikone daste khodam nist asabani misham

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      خواهشا ” فارسی تایپ کنید

  18. p
    p میگه:

    ممنون از راهنماییتون…
    من میخوام بدونم چیکار کنم که بابام از اینکار پیشیمون بشه و دوباره خونوادمون گرم بشه چون بابام واقعا عاشق مامانمه و ما میدونیم که راضی به جدایی نیس وحتما از ما یه اشتباهی سرزده که بابام اینکارو کرده میخوام بابامو دوباره سمت خودمون جذب کنیم فقط نمیدونم چجوری اون زنو از زندگی بابام دور کنیم حس میکنم بابامم پشیمون شده ولی اون پیله کرده و دست از سر بابام برنمیداره

  19. p
    p میگه:

    سلام من یه دختر ۲۰ ساله هستم همه چی تو زندگیمون خوب بود تا وقتی که بابام یه دفعه از ما دور شد و حالا من فهمیدم بابام با یه زن هست حالا من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم واقعا گیر افتادم توروخدا کمکم کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      احساس آرامش، امنیت، سلامت اخلاقی، احساس رضایت از زندگی خانوادگی و شادمانی، از حقوق اصلی و اولیه هر فرزندی در خانواده است.
      هر خانواده یک حالت یا وضعیت منحصر به فرد دارد که ما آن را “فضای خانوادگی” می نامیم. بزرگسالان هر خانواده هم برای خود دارای ارزشهایی هستند. ترکیب فضای خانواده و ارزشها پیامی به فرزند منتقل می کند و آن اینکه چه چیزی در خانواده مهم است. این والدین هستند که دیدگاه فرزندان را در مورد اینکه چه چیزهایی مهم باشند، شکل می دهند. مثلا در یک خانواده امانت داری و درست کاری مهم است، زیرا خود والدین چنین ویژگی دارند و آن را می پسندند و آنها را به فرزندشان نیز منتقل می کنند.بعضی از ارزشها هم بیان نمی شوند ولی برای فرزندان ملموس هستند(مثل عشق، تعهد، وفاداری و ..)
      مثلا یک فرزند می بیند که والدینش در هنگام بروز مشکلات صحبت می کنند بنابراین یاد میگیرد که به همکاری و برخورد منطقی با مسایل اهمیت دهد. فرزند دیگر می بیند که والدینش درمورد مسایل جر و بحث می کنند و از سازش کردن اجتناب می کنند پس می آموزد از راههای غیر منطقی مثل دعوا کردن، بی وفایی و .. نیز می توان مشکل را رفع کرد.
      اما در اینجا یک تبصره مهم وجود دارد. درست است که برخی از خانواده ها ارزشهای اخلاقی شایسته ای را به فرزندان منتقل نمی کنند اما واقعیت این است که فرزندان راه خودشان را می روند. یعنی فرزندان درباره چگونگی برخورد با هر یک از ارزشهای خانوادگی، خودشان تصمیم می گیرندو ممکن است فرزندی یک ارزش را بپذیرد و فرزندی دیگر آن را اصلا مورد توجه قرار ندهد. به هر حال هر کس خودش تصمیم می گیرد که چه چیزخانواده برای او مهم است.
      مخلص کلام اینکه اگر می بینید وفاداری در خانه شما پایمال شده است پس شما به عنوان فرزند خانواده، تصمیم بگیرید این ضد ارزش را نیاموزید و با آن مقابله کنید.
      ضمن اینکه همیشه به خاطر داشته باشید که یکی از خصوصی ترین و محرمانه ترین روابط، رابطه زن و شوهری است که هیچکس نباید در آن دخالت داشته باشد مگر با اجازه خود زوجین.
      لذا شما فرزندان گرامی که از روی تجسس و یا بدون اراده متوجه بی وفایی یکی از والدین خود شده اید ضرورت دارد که از کنار این مساله بگذرید.
      به ترتیب زندگی والدین خود دست نزنید و به طور مستقیم والد دیگر را متوجه این امر ننمایید. در اکثریت غریب به اتفاق خیانتها وبی وفایی ها هر دو طرف متوجه اتفاق روی داده هستند اما بنا به برخی از مصلحتهای درست یا نادرست، برخورد جدی با آن نمی کنند لذا شما هم بهتر است در روابط خصوصی والدین خود تجسس نکنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  20. مریم
    مریم میگه:

    با سلام من در خانواده ۶ نفر زندگی میکنم برادر متولد ۶۳ هست و ۶ سال ازدواج کرد خانومش متولد ۶۸ فرزند و دختر آخر خانواده اشونه هنوز قصد بچه دار شدن ندارن و طبقه بالای ما زندگی میکنم خواهرم یکسال پیش طلاق گرفت الان هم سر کار میره خود من هم متولد ۶۶ هستم شاغل و خواهر کوچکتری دارم که اکثر وقت خودشو با مادرم میگذرونه و پدرم راننده تاکسی در نهایت ما خانواده خوشبختی هستیم و همه حسرت زندگی ما رو میخورن ولی مادرم خیلی نگران از هم گسیختگی خانواده و سردی روابط و ما رو از هر جهت خیلی وابسته کرده و خیلی دلسوز طوری که از نظر ما وظیفه و گیر به نظر میرسه و الان که ما بزرگتر و مستقل تر شدیم این وابستگی و دلشورگی مشترک همه مون رو بهم ریخته عروسمون خیلی باسیاست برادرم رو کشیده سمت خودش و خانوادش و ما خیلی عاجز شدیم کلا اهل جر و بحث کردن نیستیم و بسازیم آرامش طلب .مادرم تازه گیااا احساس خطر کرده و نمیخواد برادرم رو از دست بده از اونطرف مجرد بودن موندن دختراش فشار میاره و وابستگیش نسبت به ما هم خودشو هم ما رو اذیت میکنه واقعا نگرانشم مادرم ناراحت قلبی داره برادرمونو میخوایم حفظ کنم ولی نمیدونیم چطوری لطفا کمک کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      افراد مضطرب همیشه در حال نبرد با فشار و اضطراب هستند و نگرانی از آن دسته چیزهایی است که همیشه در زندگی‌شان حضور دارد. همه ما روزهایی خوب و روزهایی بد داریم و در آن روزهای بد دل‌مان می‌خواهد که نزدیکان‌مان و کسانی که دوست‌شان داریم به ما آرامش دهند.
      وقتی مضطرب و نگران هستیم دل‌مان می‌خواهد حرف‌های زیر را از عزیزان خود بشنویم

      ۱٫ اگر می‌توانی بروی، برو، عالی است، اما اگر هم نمی‌توانی هیچ اشکالی ندارد. ما دوست نداریم احساس کنیم که به انجام کاری مجبور شده‌ایم. این احساس، نگرانی و اضطراب را دوچندان می‌کند. دوست داریم که هر وقت احساس خوبی نداشتیم، این امکان را داشته باشیم که از کاری دست بکشیم یا خود را عقب بکشیم؛ این امر سبب می‌شود تا احساس بی‌چارگی و درماندگی به ما دست ندهد. دانستن این مسئله که انتخاب با خود ما است و می‌توانیم تصمیم بگیریم که دل‌مان می‌خواهد کاری را انجام دهیم یا نه، حس آرامش و اطمینان را در ما افزایش می‌دهد.

      ۲٫ آرام باش و عجله نکن. بزرگ‌ترین هراس ما این است که شاید در حال تلف کردن وقت دیگران هستیم. همیشه فکر می‌کنیم که با کارهایی که انجام می‌دهیم و نحوه رفتارمان، اطرافیان خود را معذب و ناراحت می‌کنیم. وقتی نزدیکان‌مان به ما این اطمینان را بدهند که وقت به اندازه کافی هست و نیازی به شتاب و عجله نیست باعث می‌شود تا دل‌نگرانی و اضطراب اضافی ما کاهش یابد و آرام شویم.

      ۳٫ به خاطر انجام این کار به تو افتخار می‌کنیم. برخی کارهای به ظاهر ساده، نیروی فکری و انرژی زیادی از ما می‌گیرد. وقتی چنین کارهایی را انجام می‌دهیم در واقع خطر بزرگی می‌کنیم. پس شنیدن این جمله که اطرافیان‌مان برای انجام این کارهای چالش برانگیز به ما افتخار می‌کنند برای‌مان اهمیت بالایی دارد. این امر ثابت می‌کند که اطرافیان ما از اهمیت و دشواری کار به ظاهر پیش پا افتاده و بی اهمیت مطلع هستند.

      ۴٫ درک می‌کنم که این مسئله از کنترل تو خارج است. بدترین چیزی که ممکن است بشنویم این است که خودت را کنترل کن و مشکلت را حل کن، ما دل‌مان می‌خواهد که اطرافیان‌مان بدانند که اضطراب و نگرانی از کنترل ما خارج است و نمی‌توانیم آن‌را مدیریت کنیم یا کاهش بدهیم. دانستن این مسئله که نزدیکان ما این مسئله را درک می‌کنند بسیار آرامش‌بخش است.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  21. Masome..
    Masome.. میگه:

    میشه شماره مرکز مشاورتونو داشته باشم؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      به کررات در متن نوشته ها گذاشته شده

  22. Masome..
    Masome.. میگه:

    سلام من ی دختر نوزده ساله ام…
    از زمانی ک چهارده سالم بود بخاطر زیبایم تا ب الان خواستگار زیادی دارم هر سریع واسه دلایل مختلف خودمو وخانوادم جواب رد میدادیم..
    مهمترینن دلیلم واسه خانوادم اینک ب دلم نشسته..
    حلا خودمم سنمو مناسب ازدواج میدونم ولی هیچکدوم از خواستگارم ب دلم نمیشینه..
    چند ماه پیش خواستگاری داشتم ک ۲۲ساله و کارمند دولتیه و اینک فامیلت دوری داریم باهم هیچ چیز جذابی نداره ولی نمیدونم چرا ب دلم نشسته..
    بعد چند بار صحبت قبول کردم ی مدت اشنا شیم باهم حالا دوماه ک اشنا صدیم من دو دلم نمیدونم قبول کنم یان..بعد تحقیق فهمیدم ب صورت تفریحی سیگار میکشه …
    البته خودشم بار اول گفت..حالا میگه از موقع خواستگارای دیگ نکشیده..
    من بااین قضیه مشکل دارم…واینکه اون مردی ک تو ذهنم ب عنوان شوهر میخوام نیس..
    فقط ازش خوشم میاد واینکه تواین دوماه حسابی واسم زبون ریخته میترسم بعد ازدواج پشیمون شم ب این نتیجه برسم ک فقط ی عادت بوده ن علاقه..

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      پس صبر کنید

  23. زهرا
    زهرا میگه:

    سلام دختر۲۱ساله ام باپسری ۴ماه عقددکردم ودوست خانوادگی پدربزرگم بودن پدرم اعتمادکرد تحقیق نکردوقتی فهمیدیم همه حرفاشون دروغ بوده وپسره پایبنده مسائل دینی نیست توافقی جداشدیم حالابعداز۱سال باپسری اشنا شدم که شرایط خوبی داره من درموردازدواج قبلی واقعیتهاراازاول گفتم حالامادره پسره میخواد بره تحقیق من دروغی نگفتم ولی میدونم اوناهمینجورکه به مادروغ گفتن به اینهام می گن من چه کارکنم ماهمدیگررا دوست داریم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      در این موارد توکلتون به خدا باشه چون اگر خواست خداوند براین ازدواج حاکم باشه شما به نتیجه خواهید رسید … پس پیشگویی اتفاقات آینده رو اصلا” انجام ندید

  24. آرزو
    آرزو میگه:

    سلام 🙁 من ۲۱ سالمه و تک فرزند هستم در عوض شوهرم بچه آخر خانواده ۸ نفره هست.. حدودا دو سال هست که عقد کردم
    خونواده ما خیلی دل سبک هستن و اوایل عقدم تمام جهیزیم رو خریدن خونواده شوهرم هم قرار بود که تو یکسالی که قرار بود عقد باشیم تمام مقدمات عروسی رو آماده بکنن و خونه ای رو که داشتن تعمیر کنن..
    اما اونا خیلی بی خیالن وبه قول خودشون خیلی چیزا رو رسم ندارن البته مادر شوهر و پدرشوهرم مسن هستن اما باید که به فکر من بیچاره هم باشن… با اصرار من تاریخ عروسی و سالن عروسیمون مشخص شد حالا حدودا دوماه دیگه عروسیمونه اما اونا هنوز هم برای اجاره خونه بی تفاوتن
    من میخوام سرویس چوبم رو بخرم و منتظرم خونه مشخص بشه اما بی تفاوتی اونا و دل سنگینیشون آزارم میده امیدم به شورهم بود که اونم امیدم رو ناامید کرده واقعا نمیدونم چی کار کنم تا حرفی در این مورد میزنم شوهرم واسم قیافه میگیره و ناراحت میشه
    داره کم کم ازشون بدم میاد ذوق منو خونوادم رو کور کردن بیشتر از همه از بی خیالی شوهرم ناراحتم که انگار دارن اجبارش میکنن و خودش هیچ ذوقی از خودش نشون نمیده

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      خب شما به اندازه کافی در این مورد رفتارهایی رو دیدید و باید بدونید همین رفتار در آینده هم تکرار خواهد شد … تعجب برانگیزه افراد یک لباس رو اندازشون نیست و باعث ناراحتیشون میشه رو با وسواس بررسی میکنن ولی در مورد یک عمر زندگی بی خیال و بی توجه هستن و شما هم همینطورید بی خیال به آینده زندگی مشترکتون

  25. مهدیه
    مهدیه میگه:

    سلام من ۳ سال ازدواج کردم خانواده شوهرم خیلی خوبن ولی مادرش به خاطر این شیرین بازیهاش و تزویر شوهرم و از من دور میکند منم احساس ناراحتی میکنم چیزی نمیتونم بگم از شانس بعد من مادر شوهرم تنهاست هر چی به شوهرم میگم برین خونه خودمون بخوابیم قبول نمیکنه حتی مهمون هم بیاد بازهم بال میخوابه به مهمون میگه شما برین پایین بخوابین چیکار کنم که شوهرم یه کم به حرفای من گوش بده لطفا راهنمایی کنیین ممون میشم .

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      چاره ای ندارید چون شما همسرش هستید و ایشون هم مادرش و جایگاه هر کدام مشخص … فقط با گفتگو و صبر باید بتونید زندگی خودتون رو به ارامی ادامه بدید
      محبت کردن به مادرشوهر میتونه موقعیتی رو برای شما به وجود بیاره که شما با استفاده از همین مادرشوهرتون به خواسته هاتون از همسرتون برسید

  26. مینا
    مینا میگه:

    با سلام.۳۴سال دارم .۶ ساله ازدواج کردم و یه دختر دارم.از همسرم ۱سال بزرگترم.از ابتدا جای خوبی برای مشاوره نرفتم و همش فکر میکنم کاش رفته بودم.فقط یک جا با هم رفتیم که خیلی محدود چند سوال کرد . در حالیکه چند مشکل .داشتم.۱سن ۲ قیافه بود که صورتش به خاطر جای جوش هاش بدجور بود۳خیلی ساده به نطر میومد۴ پدرش که بسیار مردسالار بود و اون میخواست خودش انتخاب کنه نه باباش و نیز پدرش انگار عروسه شرط میذاشت. بیشترشان برا خرج نکردن بود.چون شوهرم خوش پس اندازی نداشت و پدر خرج ازدواج میداد .شرطای عجیب مثل نگرفتن تالار نه عقد نه عروسی.نپوشیدن لباس عروس،نیاوردن فیلمبردار …در حالیکه من از یک خونواده ۴ نفری بودم و مراسم ازدواج خواهرم خیلی با شکوه بود .من اولش مخالفت کردم اما این آقا دست بردار نبود.مراسم ازدواجمان با ناراحتی و..گذشت اما من هنوزم دلخورم.در ضمن پدر شوهرم هرگز برای خرید خانه یا در کار به همسرم کمک نمیکنه اما به دختراش خیلی کمک میکنه. با وجود تحمل این شرایط و کمک مالی که بابام و خودم برا کار همسرم و خونه دادیم تازه از اول زندگیم فهمیدم که رابطه تلفنی و پیامی با کس دیگه آیم دارد!و در دوران بارداری و هنوزم هست.که باعث بحث وناراحتیم شده.و دوست داشتم همسرم از من بزرگتر باشه،خونواده بهتری داشت و پدرش منو دوست داشت کمکمان میکرد .من از تو دارم داغون میشم.البته موقع انتخاب خسته شده بودم و دوس داشتم سروسامان بگیرم.شاید عجله کردم.اینم بگم که چند سالی بود از تهران به اصفهان اومده بودیم و ساکن بودیم ولی من همیشه دوس داشتم برگردیم.برگردیم.حالادبا این مرد و خانواده و افکارم چه کنم؟.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اول پذیرش واقعیت … دوم تصمیم گیری …
      یا شما علاقه به ادامه دارید و یا علاقه ای به ادامه دادن ندارید …. بهتره در این مورد نظر خانواده و مشاوری خوب رو جویا بشید
      چون اینکه تصور کنید ایشون تغییر کنه فکر اشتباهیه … چون تا کسی نخواد نمیتونید تغییرش بدید و بهش امیدوار باشید

  27. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام دختر بعد از اولین دیدار گفت که نمیخواد.ولی سر دومین قرار هم اومد تو ماشینم ۱ساعت هم حرف زدیم ولی بازهم گفت نه ودیگه به من پیام ندید.سوالم اینه که اگه نظرشون منفی هست چرا سر قرار دوم اومدن؟آیا داره ناز میکنه وداره منو امتخان میکنه یا نظرش واقعا منفی است.من بازهم اسرار کنم یا نه؟دلیل مخالفت هم سن بودن

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز بهتره اینقدر که به حواشی اهمیت میدید به اصل موضوع فکر کنید چون ایشون هر فکر و نظری داشته فعلا” به شما جواب رد داده و شما موضوعی رو تفسیر میکنید که تاریخ مصرفش به سر اومده مگر تغییری اساسی در رفتار فرد مشاهده شود

  28. baran
    baran میگه:

    سلام همسرم چند سال است که ترامادول مصرف میکند من چه کارهایی در این مورد میتوانم انجام دهم؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      تنها کاری که میتونید انجام بدید اینه که در مورد عوارض جانبی مصرف بی رویه اگاهش کنید
      داروئی ضد درد با اثر مرکزی با نام ترامادول ، تدامول ، بایومادول ، … چند سالی است وارد فارماکوپه داروئی ایران شده است که از دسته داروهای مسکن مخدر یا اپوئید های مصنوعی می باشد .
      این دارو بر اساس همانند سازی ساختار ملوکولی نارسئین که یکی از آلکالوئید های تریاک می باشد ساخته شده است .
      عمده مصرف این دارو در پزشکی برای کاهش درد های مفصلی ، جراحی ، زایمان با میزان درد متوسط تا شدید است و از این جهت ضعیف تر از مورفین ، پتدین و قوی تر از مسکن هائی نظیر پروفن استامینوفن می باشد و همواره توصیه می شود مصرف این دارو بیش از دو هفته مجاز نمی باشد و باعث وابستگی داروئی و اعتیاد میگردد .
      سوء مصرف این دارو سبب عوارض بسیار خطر ناک است بطوریکه اکنون نوع تزریقی آن تنها در اورژانس بیمارستان ها وجود دارد و از سطح دارو خانه های شهر جمع آوری شده است اما متاسفانه کپسول و قرص ترامادول به صورت کسترده ای به فروش می رسد و علی رغم هشدار های مکرر وزارت بهداشت و درمان و توضیح اینکه عرضه ترامادول بدون نسخه مجاز نمی باشد اما کماکان به صورت OTC عرضه می شود .
      عمده مصرف کنندگان ترامادول افرادی هستند که از این دارو به عنوان جایگزینی برای مواد مخدر و یا ترک آن با هدف کاهش عوارض قطع مواد مصرفی خود استفاده می کنند اما غافل از این نکته هستند که مصرف این دارو نه تنها هیچ مشکلی از آنها را حل نمی کند بلکه باعث تحمل عوارض ناشی از این سوء مصرف و جایگزینی مخرب می شوند که عمده ترین آنها اختلال در سیستم های تنفسی ، کلیه و کبد می گردد و در نهایت منجر به عود مصرف قبلی و تحمل این عوارض و آسیب های بسیار آن می گردند .
      این افراد باید آگاه باشند که اعتیاد یک جایگزینی مزمن مواد مخدر به جای سیستم های تولید کننده مواد شبه افیونی جسم می باشد و مصرف هر گونه دارو در بازسازی این روند تاثیری ندارد و خود مخرب و آسیب رسان است .
      دسته دیگری از افراد برای رفع مشکلات جنسی و به توصیه افرادی نا آگاه رو به مصرف این دارو می آورند که در نهایت نه تنها این مشکلات رفع نمی گردد بلکه بازهم عوارض مخرب این دارو شرایط را وخیم تر کرده و خود زمینه ساز مصرف انواع مواد مخدر دیگر و ورود به دنیای سیاه اعتیاد می گردد .
      به علت در دسترس بودن ترامادول ، قیمت نازل آن ، ارائه بدون نسخه در دارو خانه ها و هدم اطلاعات کافی در مورد عوارض سوء مصرف باعث شیوع گسترده مصرف آن شده است و باید مراجع ذیصلاح در این زمینه اقدامی عاجل و فوری انجام دهند
      نام ژنریک : ترامادول هیدرو کلراید
      دسته داروئی : ضد درد با اثر مرکزی
      طرز عمل :
      اگر چه طریقه اثر ترامادول کاملاً شناخته شده نمی باشد اما مشخص شده که با اتصال ملکول اصلی دارو به گیرنده های مو اپیوئیدی ، بازجذب نور اپی نفرینو سروتونین به صورت ضعیف مهار می شود و به صورت راسمیک به سرعت و تقریباً به طور کامل جذب می شود . ترامادول به صورت وسیع پس از خوراکی متابولیزه شده و تقریباً ۳۰% دارو همراه ادرار دفع می شود .
      موارد مصرف :
      درد های متوسط تاشدید پس از اعمال جراحی ، زایمان ، مفاصل و دردهای استخوانی
      موارد منع مصرف :
      مصرف این دارو در موارد مصرف همزمان با الکل ، خواب آورها ، ضد دردها اپوئید ها و دارو های سایکو تروپیک مجاز نیست .
      هشدار ها :
      مصرف ترامادول در بیماران مبتلا به صرع و تشنج افراد مبتلا به اختلالات کبدی و کلیه مجاز نمی باشد .مصرف این دارو در افراد باریسک ضعف تنفسی و حاملگی ، شیردهی ، باید تحت نظر پزش انجام شود .
      مصرف این دارو سبب وابستگی و اعتیاد می گردد .
      عوارض جانبی :
      خستگی و ضعف عمومی ، گشاد شدن رگ ها ، نگرانی ، گیجی ، اختلالات تعادلی ، حالات عصبی ، اختلالات خواب ، درد شکمی ، بی اشتهائی ، افزایش حرکت روده ها یا یبوست ، راش جلدی ، اختلالات بینائی ، تکرر ادرار ، …

  29. ر
    ر میگه:

    با سلام
    من ۳۱ ساله و ۵ سال است که ازدواج کرده ام ولی همسرم مخالف شدید بچه می باشد لطفا” من را راهنمایی کنید . حتی برای اینکه بچه دار نشویم حتی هیچگونه نزدیکی هم انجام نمی دهد .

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      بچه دار شدن یک امر دو طرفه است و باید با هم تصمیم گیری کنید ولی اینکه از رابطه جنسی واهمه داره باید مشکل دیگه ای رو جستجو کرد و گرنه با وسایل متعارف جلوگیری میتونید رابطه جنسی داشته باشید و از بارداری هم جلوگیری کنید … مثل کاندوم که وسیله ای خوب برای جلوگیری از حاملگی/رابطه رو طولانی تر میکنه / و میتونه جلوی ورود بعضی باکتریهارو هم بگیره

  30. sepid
    sepid میگه:

    Salam.mikhastam be dunam shoma dar tabriz markaze moshavere darid?
    agar hast shomarasho bedid.mamnoon.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  31. یاسمین
    یاسمین میگه:

    با سلام دختری هستم ۲۶ ساله با آقایی از طریق نت اشنا شدیم که قصد ازدواج دارند هر روز پیام ها و ابراز محبت و احساسات از طرف ایشون میشه همیشه میگن عاشق هستن و دائما به من فکر میکنن هیچ وقت به ازدواج فکر نکردند تا اینکه با من اشنا شدن و به نظر خودشون گمشده شونو پیدا کردند همیشه نگرانم بوده و خواستن توی مشکلات راهنماییم کنند و حتی میخواهند مبلغی پول به حسابم واریز کنند در صورتی که من مشکل مالی ندارم یا هدیه بفرستن ما از دو شهر متفاوتیم ایشون حتی یک بار هم منو از نزدیک ندیدن و تنها یک عکس از من دیدند و با این روند ادامه میدن و میگن تا زمانی که موقعیت مالی ازدواج ندارند به خواستگاری نمیان این ابراز عشق تا چ حد میتونه واقعی و قابل اعتماد باشه در صورتی که من هیچ شناختی از خانواده و فرهنگ ایشون ندارم در حال حاضر یک خواستگار دیگه هم دارم و منتظر جواب هستن به هیچ یک از این دو احساسی ندارم وقتی از خواستگارم باهاش صحبت میکنم میگه اگر من ازدواج کنم هیچ وقت ازدواج نخواهد کرد چطور تصمیم بگیرم خواهش میکنم راهنماییم کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز واقعا” شما میتونید به چنین عشقی اعتماد کنید ؟ اینو بدونید کسی که آتیشش اینقدر زیاده خیلی زود هم سرد خواهد شد … کما اینکه ایشون از شهر دیگه است و خانواده ها شناختی ندارن و به همین خاطر نمیتونن اعتماد کنن
      امیدوارم بتونید خودتون رو از این وابستگی رها کنید تا تکلیفتون در زندگی مشخص باشه و راهتون رو پیدا کنید

      • یاسمین
        یاسمین میگه:

        ممنون از پاسخگویی شما مشکل دیگه ای که وجود داره اینه که من قبلا به یک نفر علاقه داشتم که توی دانشگاه اشنا شده بودیم ولی این علاقه یکطرفه بود و دقیقا به خاطر همین از دو شهر متفاوت بودن هیچ وقت سمت هم نرفتیم مدت زیادی گذشت تا مهرش را از دلم بیرون کنم ولی هر آدم جدیدی وارد زندگیم میشه با او مقایسه میکنم و در مورد خواستگار با یکبار جواب رد شنیدن باز هم منتظر جواب هستن نسبت به ایشون بی تفاوت هستم و در نگاه اول علاقه ای بهشون نداشتم چهره ایشون با ذهنیت من به عنوان فرد ایده ال متفاوته ولی از نظر اخلاق قابل قبول هستن و خانواده قبولشون دارند ولی من تردید دارم و جواب اولم منفی بود ایا چهره اهمیت نداره?

        • ►Responder◄
          ►Responder◄ میگه:

          دوست عزیز هر فردی در وهله نخست با دیدن و ارتباط دیداری وارد ارتباطات عاطفی میشود .. چطور چهره نمیتونه تاثیر گذار باشه ؟ چطور میخوایت یک عمر کسی رو که دوستش ندارید رو تحمل کنید ؟ بهتره بچه گانه به مسایل نگاه نکنید …. در مورد گذشته هم باید هر چه زودتر تکلیفتون رو روشن کنید و برای خودتون معیارهایی رو روی کاغذ بنویسید تا بدونید در زندگی دنبال کی و چی هستید… بهتره در این مورد با مشاوری متعهد در این مورد مشورت کنید

  32. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام .ببخشید یه مشاوره خوب در مشهد میخوام .میتونید شماره مشاوره رو بدین ؟؟؟؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      در این مورد با دانشگاه علوم بهداشتی و یا اداره کل بهزیستی مشهد تماس بگیرید

  33. fateme
    fateme میگه:

    سلام ۳۲ ساله هستم با دو فرزند باهمسرم مشکل فکری دارم درمورد همه چیز نمیخوام درمورد رفتارش اخلاقش بدبینانه بگم هر ادمی یه جور خصوصیت اخلاقی داره با همه چیز کنار اومدم فقط الان به خاطراختلاف فکری و فرهنگی در مورد تربیت بچها خیلی مشکل داریم وتواین اختلاف بیشترین ضربه رو بچها وارد میشه اگه میشه لطفا کمکم کنین

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز مشکل بیشتر زوجین نبود ارتباط کلامی مناسبه … که بهتره در این مورد با مشاوره ای مجرب مشورت کنید تا بتونید ریشه این لجاجت رو پیدا کنید … چون شما دو نفر لجاجتون رو روی تربیت بچه های خودتون وارد میکنید …

      شش روش برای ارتباط کلامی موفق در خانوادهمشاورانی که با مسائل ازدواج و خانواده سروکار دارند نبود ارتباط کلامی را به نارضایتی از خانواده مربوط می دانند و از آن بالاتر اعتقاد دارند ارتباط کلامی نامناسب بین زن و شوهر موجب دور شدن از خوشبختی می شود.
      روانشناسی خانواده,ارتباط کلامی موفق در خانواده

      ارتباط کلامی موفق در خانواده,ارتباط کلامی موفق,شش روش برای ارتباط کلامی موفق,راههای ارتباط کلامی موفق,روش های ارتباط کلامی موفق
      برای اینکه جلوی چنین پیشامدی را در خانواده خود بگیرید باید نکاتی را در نظر بگیرید که خانواده هایی که ارتباط کلامی خوب و مناسب در آنها حاکم است قبلاً به کار بسته اند. تجربه این خانواده ها به ما می آموزد چگونه روش های ارتباطی غلط را کنار بگذاریم و به جای آن روش های موثر را به کار بگیریم. خانواده هایی که ارتباط کلامی موثر دارند ۶ قانون را برای ارتباط موثر و موفق عنوان می کنند.
      ۱) قانون نخست؛ وقت کافی بگذارید
      بیشتر ارتباطات کلامی در خانواده های موفق خودانگیخته و خودجوش است. اعضای چنین خانواده هایی می گویند؛ «وقتی کارهای خانه را انجام می دهیم با هم حرف می زنیم.» یا «هر وقت دور هم هستیم حرف می زنیم.» بعضی خانواده های موفق هم هر روز وقت خاصی را معین می کنند که همه اعضای خانواده دور هم جمع شوند و حرف بزنند.
      بعضی خانواده ها زمان شام خوردن را برای گفت وگو درباره لحظات خوشایند روزشان انتخاب می کنند. بعضی خانواده ها هم وقت دیگری را به صورت «شب خانواده» یا «شورای خانواده» انتخاب می کنند و اعضای خانواده اتفاقات لذت بخش، مشکلات و دغدغه های خود را با یکدیگر در میان می گذارند. این خانواده ها مشکلات و سختی ها را نیز بیان می کنند زیرا اعتقاد دارند جنبه مثبت زندگی در این گفت وگوها نمایان می شود.
      به این ترتیب خانواده های موفق تمام وقت خود را صرف بیان مشکلات و نگرانی های خود نمی کنند و وقت کافی اختصاص می دهند تا همه اعضای خانواده درباره علایق خود هم، چه مهم، چه پیش پا افتاده، صحبت کنند.
      ۲) قانون دوم؛ گوش بدهید
      اعضای خانواده های موفق درک می کنند که ارتباط کلامی درست دو وجه دارد؛ حرف زدن و شنیدن. آنها از افتادن در دام تمرکز بر حرف زدن پرهیز می کنند.
      گوش دادن به صحبت های همدیگر رابطه بین افراد را مستحکم تر می کند چون توجه و احترام را می رساند. خانواده های موفق شنونده های خوب و فعالی هستند و به این ترتیب درک آنها از یکدیگر عمیق تر می شود. شنونده فعال باید به حالت چهره، وضعیت بدن و لحن صدا به اندازه کلماتی که می شنود توجه داشته باشد. باید با سر تایید کند یا چیزی بگوید که نشان دهنده توجه او باشد.
      ۳) قانون سوم؛ تسویه حساب کنید
      شوهری را در نظر بگیرید که تمام بعدازظهر ناراحت بوده است. چند بار به همسرش پرخاش کرده و بقیه روز را برخلاف معمول ساکت نشسته و البته خانم هم از این وضعیت آزرده خاطر شده است. طبیعی است که خانم از شوهرش ناخشنود و دل شکسته شود.
      به هر حال دل شکستگی او براساس این فرض است که آزار و رفتار منفی شوهر مستقیماً او را نشانه گرفته است. خانم تصمیم می گیرد ببیند آیا شوهرش واقعاً از دست او عصبانی یا ناراحت است یا اتفاق دیگری افتاده است. او می گوید؛ «امشب بداخلاق و عبوس شدی. رفتارت به خاطر کاری است که من انجام داده ام یا اتفاق دیگری افتاده است؟ حالت خوب است؟» بعد شوهرش تعریف می کند که بودجه پروژه ای که بر عهده اش بوده تعدیل شده و به همین علت او مجبور شده دوستش را که در آن پروژه همکاری می کرده از کار بیکار کند… او اصلاً از دست همسرش ناراحت و عصبانی نبوده است.
      اگر خانم به درستی ارتباط برقرار نمی کرد و موضوع روشن نمی شد رفتار شوهر را بد تعبیر می کرد و ممکن بود طوری واکنش نشان بدهد که شب شان را از آنچه بود بدتر کند.
      پیام های مبهمی را که از اعضای خانواده دریافت می کنید با این پرسش ها معلوم کنید؛ «مطمئن نیستم منظورت از این کار چیست؟» یا «من از آنچه می گویی یا می کنی این طور برداشت می کنم. آیا درست است؟»
      ۴) قانون چهارم، به دنیای اعضای خانواده نفوذ کنید
      هر یک از ما در دنیای منحصر به فرد خود زندگی می کنیم. هیچ کس زندگی را دقیقاً آن طور که ما می بینیم نمی بیند. دیدگاه شما نسبت به یک مساله معین به تجارب گذشته شما درباره آن مساله، ارزش هایی که به آن باور دارید و ویژگی های شخصیتی تان بستگی دارد. یعنی هنگامی که دو نفر روی موضوعی توافق ندارند همیشه به این معنی نیست که یکی از آنها حق است و دیگری باطل. علت فقط این است که دو نفر از دو دنیای متفاوت و با دو دیدگاه متفاوت مساله را بررسی می کنند.
      ۵) قانون پنجم؛ لولو خورخوره را به فیلم های ترسناک بسپارید
      یادتان می آید وقتی بچه بودیم چه بازی هایی می کردیم؟ یکی داد می زد لولو خورخوره آمد؛ بقیه جیغ می زدند و فرار می کردند. این بازی ها هم ترسناک بودند هم بامزه.
      آدم بزرگ ها هم از این بازی ها دارند اما مدل بازی آدم بزرگ ها خیلی بامزه نیست. این بازی آدم بزرگ ها را عصبی می کند، ارتباطات را خراب می کند و روابط را از بین می برد. لولو خورخوره آدم بزرگ ها انتقاد، ارزشگذاری و برخورد از موضع بالا به صورت قضاوت بی ادبانه و توهین آمیز است. وقتی یکی از طرفین قضاوت توهین آمیز می کند رابطه از بین می رود. خانواده های موفق ناراحتی ها را زود فراموش می کنند و اجازه نمی دهند مشکلات تمام دستاوردهای زندگی شادشان را در هم بشکند.
      ۶) قانون ششم؛ صادق باشید
      ویژگی الگوی ارتباطی در خانواده های موفق صداقت و روراستی است. در چنین خانواده ای هر کس هر حرفی می زند همان منظور را دارد و منظورش همان است که می گوید.
      اعضای خانواده موفق به زورگویی، زرنگی و کلک، سرزنش، سلطه گری و فرمان دادن متوسل نمی شوند. آنها از وابستگی سوءاستفاده نمی کنند، فداکارهای خاموش نیستند که مدت ها رنج می برند و سر آخر به گناه آلوده می شوند. همه روش های فریب دادن دیگران به ریاکاری و تیرگی رابطه می انجامد.
      بعضی ها به غلط «صداقت» را بهانه ای برای نامهربانی بیش از حد می دانند. خانواده ای موفق است که بین صداقت و محبت تعادل برقرار کند. آنها مسائل شان را مسخره جلوه نمی دهند تا با آن مواجه نشوند. از طرف دیگر یک اشتباه را دستاویز قرار نمی دهند تا درباره نظر دیگری قضاوت کنند و سلیقه، مدیریت زمان، بهداشت یا عادات مطالعه دیگری را زیر سوال ببرند.
      اصل مهم این است که هر اختلاف نظر، هر فکر یا هر جنبه ای از روابط انسانی را می توان از راه مثبت، بدون پیش داوری و بدون آزار رساندن به دیگران مطرح کرد.
      محبت و مهربانی ورای به کار نبردن کلمات درشت و آزارنده است. گاهی توجه به نیازهای سایر اعضای خانواده و کمک کردن به آنها پیش از آنکه از شما کمک بخواهند بیشتر مهربانی شما را ثابت می کند.
      ● همسر رویایی بشوید
      اگر بخواهیم در کاری موفق بشویم معمولاً برای آن زمینه چینی می کنیم. اگر کسی بخواهد پیانو بزند معمولاً از معلمی درس می گیرد، نه اینکه یک راست پشت پیانو بنشیند و از همان اول موتزارت یا بتهوون بزند. البته ممکن است کسی به تنهایی شروع کند و در نهایت بتواند آهنگ های ساده ای را از کار در بیاورد اما به ندرت می توان با این روش به موفقیت شایانی دست یافت. مربی به کارآموز یاد می دهد کدام کلید، نت معینی را ایجاد می کند، چه تکنیکی برای استفاده از آن کلید وجود دارد و چطور باید نت های موسیقی را از روی نشانه ها نواخت تا قطعه موسیقی درست اجرا شود.
      هنگامی که آموزش پایه را گرفتیم دیگر دست خودمان است که چقدر تمرین کنیم و آنچه را یاد گرفتیم گسترش بدهیم. پس از سال ها تمرین کارآموز قدیم خودش به جایی می رسد که می تواند آهنگی برای پیانو بسازد. پس واضح است که موفقیت متعلق به تازه کارها نیست.
      با این حال ما معمولاً انتظار داریم بدون هیچ دستورالعمل یا تمرینی در امر ازدواج موفق باشیم. بیشتر اوقات روی علایق مشترک یا تفاهم تاکید می کنیم و وقتی اوضاع بر وفق مراد پیش نرفت به فکر سرزنش تفاوت های فردی یکدیگر می افتیم که در مواردی که کار به طلاق می انجامد آنها را «تفاوت های سازش ناپذیر» می نامند.
      معمولاً کسانی که در ازدواج به مشکلی برخورد کرده اند به روش هایی که به کار گرفته اند فکر نمی کنند یا تصمیم نمی گیرند که از روی کتاب یا با کمک متخصص تمرین کنند. نامزدها هم معمولاً دنبال یادگیری اصول پایه و تکنیک های تمرینی صحیح در زندگی مشترک آینده شان نیستند. به همین علت ها روابط بسیاری از زن و شوهرها طوری تنظیم می شود که در نهایت به شکست می انجامد.
      نجات دادن ازدواجی که رو به نابودی است خیلی کار می برد اما ارزشش را دارد. اگر خدای نکرده ازدواجتان به مرحله بحرانی رسیده است باید هر چه زودتر کاری بکنید. حتی اگر وارد مرحله بحرانی نشده اید ولی بیم آن می رود که وارد این مرحله بشوید می توانید از سه روش بهره بگیرید. حتی اگر خانواده موفقی دارید باز هم این راهکارها کمک می کند همچنان موفق بمانید.
      ۱) ازدواج مثل یک تیم ورزشی است. وقتی با زوج هایی که در مرحله بحرانی هستند صحبت کنیم معمولاً فقط یک طرف داستان را می شنویم. معمولاً این یک طرف داستان شکایت یکی از زوجین از دیگری است که تمام تقصیرها را به گردن او می اندازد؛ «اگر این کار را نمی کرد» یا «اگر فلان کار را می کرد.» همه می دانند که هیچ مشکلی یک طرفه پیش نمی آید. البته ممکن است یکی از طرفین بیشتر از دیگری به ازدواج صدمه زده باشد، مثلاً خیانتی صورت گرفته باشد، اما معمولاً فقط یکی از زوجین مستحق سرزنش نیست.
      انتظار نداشته باشید همسرتان تمام سختی های رابطه را به دوش بکشد. هر یک از دو طرف باید، بدون تلاش برای تغییر یا کنترل همسرش، درون خودش را بکاود. در زندگی زناشویی تان گروهی کار کنید تا همسرتان هم همین روش را برگزیند.
      ۲) رویای همسرتان بشوید. حتماً وقتی جوان تر بودید رویاها و تصوراتی از رابطه تان با همسر آینده تان داشتید. همسرتان هم همین طور.
      یکی از بزرگترین اشتباهاتی که مردم پس از ازدواج مرتکب می شوند این است که نامزدبازی را قطع می کنند و دیگر با هم مثل نامزدها رفتار نمی کنند. حتماً آن دوره را به یاد دارید، وقتی که مودب، مهربان، حمایت گر، فداکار، باملاحظه، مراقب، در دسترس و نسبت به همسر فعلی تان حساس بودید. یادتان می آید که خود را با رویای او مطابقت می دادید؟
      می دانستید دوست دارد چه بپوشید، می دانستید چه چیزی ناراحتش می کند یا او را می ترساند یا آزارش می دهد و از آنها دوری می کردید. تلاش می کردید تا بفهمید چه چیزی برایش مهم است و خودتان هم آن را مهم می دانستید حتی اگر آن مساله پیش از آن برایتان مهم نبود. باز هم همین کارها را بکنید. هیچ کس همسر رویاهایش را فراموش نمی کند. اگر این کار را بکنید کم کم متوجه خواهید شد که همسرتان هم دارد همین کارها را برای شما انجام می دهد.
      ۳) درباره همسرتان به دیگران حرف های خوب بزنید، چه در حضور خودش چه وقتی خودش نیست. اگر روی جنبه های مثبت همسرتان متمرکز شوید درخواهید یافت او نه تنها آن جنبه های مثبت را بیشتر به کار می گیرد بلکه روز به روز بر فهرست جنبه های مثبتش می افزاید.
      اگر آقای خانه آشغال ها را سر ساعت ۹ بیرون می گذارد از او تشکر کنید. از خانم خانه برای غذای خوشمزه ای که پخته تشکر کنید و به دیگران هم بگویید که او چه آشپز خوبی است. حتماً از قدرت یا هوش همسرتان جلوی دوستانتان تعریف کنید. به او بگویید که فکر می کنید او خیلی زیباست. به این ترتیب هم همسرتان از تعریف های شما قدردانی می کند هم خودتان با او راحت تر خواهید شد زیرا خودتان را طوری برنامه ریزی کرده اید که با او با احترام و قدرشناسی رفتار کنید.
      ازدواج کار و تمرین می خواهد اما پاداش آن یک عمر باقی می ماند. به یاد داشته باشید ازدواج موفق یک شبه اتفاق نمی افتد همان طور که مشکلات زناشویی هم در چند روز آشکار نمی شوند.
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  34. الی
    الی میگه:

    سلام دختری ۱۷ ساله هستم حدود ۴ ماه پیش به اجبار خانواده با برادر یکی از دوستانه قدیمی مادرم عقد کردم از ابتدا هیچ علاقه ای ک به نامزدم نداشتم هیچ الان از نامزدم زده شدم به خاطر برخی از رفتارش طی این ۴ ماه روزی حداقل یکبار موضع نخواستن نامزدم در خانه مطرح میکردم با این وجود دلم نمیومد علنا به نامزدم بگم من تحت اجبار با تو نامزد کردم خانوادم به هیچ عنوان با من همکاری نمیکنن نمیدونم با ادامه دادن این رابطه میخوام به کجا برسم یه جا مشاوره حضوری رفتم مشاوره پیشنهاد جدایی داد نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز مام به شما میگیم در تصمیم خودتون قاطع باشید و رابطه رو کات کنید … قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه که در مورد شما اتفاق نیفتاده

      • الی
        الی میگه:

        چیکار کنم خانوادم حمایتم نمیکنن ؟؟؟:(((

  35. ندا
    ندا میگه:

    سلام
    دختری بیست ونه ساله هستم که با عشقم که سه سال از من کوچکتره ازدواج کردم الان یکساله تو دوران عقد بسر میبریم قبلش هم پنج سال با هم دوست بودیم قبل ازدواج خیلی مشکل خاصی نداشتیم ولی از وقتی عقد کردیم شوهرم هر وقت دعوامون میشه مثل بچه ها قهر میکنه و من باید ی واسطه واسه اشتی پیدا کنم جدیدا شوهرم خیلی عصبی شده اکثر دعواهامون سر چیزای پیش پا افتاده اس که به خاطرش شاید هفته ها قهر باشیم ولی قبل ازدواج به دو هفته نمیرسید قهرامون پدر ومادر شوهرم از هم جدا شدن بعضی وقتا میگم شاید فشار روحی بهش وارد میشه چون حامی هم نداره و از صفر رو پای خودش وایستاده حالا دعواهامون به قدری زیاده که حد نداره هر دومون واقعا خسته شدیم این نکته رو هم بگم که هر دو همو خیلی دوس داریم و همجوره پای مشکلات مالی وایستادیم ولی دعوامون دیگه زندگیمونو تلخ میکنه لطفا راهنمایی کنید ممنون

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      شما با گفتگو کردن میتونید به این موضوع خاتمه بدید به هر حال ایشون زیر بار مشکلاتی ممکنه باشن که حتما باید همراهیش کنید … پس در زمانی مناسب با ایشون صحبت کنید و بهش این اطمینان رو بدید که در کنارش و همراهش خواهید ماند …ولی خودش باید بخواد که از این فشار رها بشه …
      برای این موضوع اگر زندگی مشترکتون مهمه با مشاوری مجرب در این مورد مشورت کنید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
ارسال نظر