مشاوره ازدواج آنلاین

مشاوره ازدواج آنلاین

کانون مشاوران ایران برای آسایش و رفاه هموطنان عزیز و صرف حداقل هزینه و زمان امکان مشاوره ازدواج آنلاین را با جدیدترین و برترین متد ها و تکنولوژی روز میسر ساخته است. مشاوره ازدواج آنلاین با بهترین مشاوران و کادر مشاوره ای و روانشناسی در تهران و شهرستانها و حتی برای ایرانیان مقیم کشورهای خارجی همیشه در دسترس است. کافی است تا رای گرفتن وقت مشاوره و استقاده از خدمات مشاوره آنلاین ازدواج با ما تماس بگیرید.

مقاله های بیشتر در رابطه با این موضوع را در سایت مشاوره قبل ازدواج ببینید

منبع:ساینس دیلی

511 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
  1. soosan
    soosan میگه:

    با سلام.بنده دختر کوچک خانواده هستم که ۳ ساله خواستگاری از اقوام نزدیک دارم که قبولش دارم و قبولم داره..به خاطر مسیله درس و پیدا کردن شغل هر دومون تا حالا مایل به ازدواج نبودیم..اما الان اوضاع بهتر شده و دوتامون تمایل داریم…اما به دلیل اینکه دختر بزرگتر مورد مناسب گیرش نیومده ..و همچنین سخت گیری پدر اونا جرات نمیکنن رسما بیان جلو…واقعا خسته و کلافم…از یک طرف نیاز و احساسات خودمو دیگه بیشتر ازین نمیتونم کنترل کنم..چون واقعا عین این سه سال خودمو به خریت زدم و مشغول کردم اما الان دیگه میتونم…از طرف دیگه وجدانم قبول نمیکنه که از خواهرم جلو بزنم…چون خودش بهم گوش زد کرده که حق ندارم ازش جلو بزنم و با توجه به شناختی که از روحیاتش دارم واقعا شکست میخوره …تازه همش همین که نیست….خواهرم توی اقوام خاستگارای داشته که ردشون کرده و همشون یه جورایی منتظر اینن که بدبختیشو به نظاره بشینن و حتی خودشونم میگن که آه ما گرفتتش… البته همش ۲۶ سال داره…که این ماجرا رو واقعا براش سنگین میکنه..چون شرایط خیلی خوبی هم داره خواهرم اتفاقا….و واقعا خواهرم بی گناه تر از منه این وسط چون اصلا خواستگارای خوبی نداشته و زیاده خواه هم نیست اتفاقا..از یه طرف پدرمون اصلا اجازه نمیده خواستگار بیاد خونه و بد باهاشون برخورد میکنه که برن برنگردن!اصن!تو فامیل مشهوره که دختر شوهر نمیده!!. حتی خود من هم توی فامیل در خطرم..چند بار دسیسه کردن که بین من و خواستگارمو با حرفای دروغ به هم بزنن که منو واس پسر خودشون بخان!!ههه…. الان ما بدون مشکل ترین مشکل دارای دنیاییم که از هر جهت راه بسته بستس…شما بگید چ کنم من؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .در ابتدا باید بگویم اگر خانواده شما مخصوصا پدر شما سخت گیری هایی دارند و داشتند که باعث شده چنین دیدی ایجاد شود خب باید با ایشان صحبت شود .که نمی دانم مراجعه حضوری را می پذیرند یا خیر ؟چون وقتی این مساله پخش شود عاوقب بدی برای شما دارد .در مورد ازدواج به هر حال هر فردی سر نوشتی دارد و این مسائل در جامعه ما وجود دارد البته دریت است که فرهنگ است ولی نباید توجه بیش از حد سود اگر شما خواستگار خوبی داشته باشید و خوشبخت شوید نباید موقعیت را از دست بدهید خب قطعا خواهر شما هم اگر ملاک ها و معیارهای مناسب و معقولی داشته باشد همسری متناسب خواهد یافت .پس بهتر است با خواهرتون صحبت کنید و شرایط را برایش توضیح دهید و خب حتی مادرتون تا به خواستگاری و ..برای شما رضایت دهند به هر حال برای هر چیزی راهکاری وجود دارد .امیدوارم مراجعه حضوری داشته باشید و خوشبخت باشید .

      • soosan
        soosan میگه:

        مرسی از جوابتون…با پدرم در این زمینه صحبت کردن نه تنها ماجرا رو بهتر نمیکنه که بدتر میکنه چون قبلا یه جورایی سعی کردم ..تا جایی که به این تنیجه رسیدم که اگه در عمل انجام شده قرارش بدی بهتره…به قول شما واقعا هم این رفتارش عواقب بدی داشته طوری که دورا دور میشنویم همه خاسنگارا گفتن از ترس پدرشون اقدام نمیکنیم..اصلا دلش نمیخاد ما ازدواج کنیم ..چه با خاستگار خوب چه بد.اصلا متوجه نیست که وجهه ما رو بد کرده و اصلا براش مهم نیست..همین خاهرم ۲۱ سالگی بهترین خاستگار رییس سازمان داشت که با رفتار سرد و بچگانه پدرم رفت پشت گوششونم نگاه نکردن.خود اونا هم حا خوردن و همه جای فامیل پخش کردن .که دخترشو به من نداد به کی میخاد بده؟؟.به اقوام میگه من دخترمو به فامیل نمیدم…به غریبه میگه ما خودمون فامیل داریم!!…فک کنم این رفتار پدرم از نمونه استثنایات روی کره زمین باشه.مگه میشه پدری به فکر ازدواج بچش نباشه.!!!با خواهرم هم صحبت کردم ..که اتفاقا همین صحبت کردن آگاه ترش کرد که کارش رسید به خط نشون کشیدن برای من..حالا دیگه چه رسد به مراجعه حضوری….خاهرم هم بنده خدا به قول شما معیار معقول داره طوری که شاید هر کسی که دیدتش واسه پسرش خاسته..اما مادامی که پدرم اجازه ملاقات به این شازده پسرها رو نمیده چه سود؟ببخشید درد دلم زیاد شد…به قول آبجیم ما همه چی داریم…ولی به دلیل همین یه مسیله انگار هیچکدومشون به درد نمیخورن!!!۱

        • مشاور
          مشاور میگه:

          حوه ازدواج دختر در صورت جلوگیری پدر
          هنگامی که اصلاحیه قانون مدنی در سال ۱۳۷۰ در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و ماده ۱۰۴۳ به همان شکل اصلاحی سال ۱۳۶۱ تصویب شد, شورای نگهبان لزوم مراجعه دختر به دادگاه و اخذ اجازه برای نکاح در صورت ممانعت پدر را خلاف شرع دانست و طی نامه مورخ ۶/۶/۱۳۷۰ به مجلس شورای اسلامی در این خصوص اعلام کرد:

          الزام دختر به مراجعه به دادکاه و گرفتن اذن در صورت مضایقه ولی از دادن اجازه بدون علت موجه, با موازین شرع مغایر است.

          طبق ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی اصلاحی سال ۱۳۷۰: در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آنها نیز عاد ت غیر ممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد, وی می تواند اقدام به ازدواج نماید.

          بدین جهت قسمت ذیل ماده ۱۰۴۳ بدین صورت درآمد:

          وهرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند, اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده, پس از اخذ اجازه ازدادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.

          در اصلاحیه سال ۱۳۷۰ بین وقوع ازدواج و ثبت آن تفاوت گذاشته شده است. صرف امتناع پدر بدون علت موجه, موجب سقوط اجازه اوست و اگر دختر بدون مراجعه به دادگاه ازدواج کند, نمی توان بدین جهت نکاح او را ابطال دانست, مگر این که عدم کفو بودن شوهر ثابت شود ولی ثبت ازدواج در دفتر ازدواج موکول به طی این تشریفات و گرفتن اجازه از دادگاه مدنی خاص است که اگر ازدواجی بدون اجازه ثبت شود, تخلف انتظامی محسوب می شود. در این اصلاحیه, دیگر اطلاع دادن به پدر یا جد پدری و انقضای مدت پانزده روز از تاریخ اطلاع انان قید نشده و صرفاً مقرر شده است که دختر باید به دادگاه مدنی خاص مراجعه و با معرفی کامل مرد مورد نظر و شرایط نکاح و مهر از دادگاه کسب اجازه کند تا بتواند ازدواج را به ثبت برساند. طبعاً دادگاه به هر گونه که صلاح و مقتضی بداند رسیدگی نموده و اتخاذ تصمیم می کند.

          رد اجازه پدر در صورت محجوریت یا عدم دسترسی به او

          طبق ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی اصلاحی سال ۱۳۷۰:در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آنها نیز عاد ت غیر ممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد, وی می تواند اقدام به ازدواج نماید.

          تبصره _ ثبت این ازدواج در دفتر خانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می باشد.

          حکم موضوع این ماده در قانون مدنی قبل از اصلاحیه سال ۱۳۷۰ وجود نداشت ولی با توجه به قطعی بودن این حکم در فقه استظهار می شد که از نظر قانون مدنی نیز در صورت عدم دسترسی به پدر و جد پدری, اجازه آنها ساقط است و دختر می تواند مستقلاً ازدواج نماید.

          ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی قبل از اصلاحیه شق دیگری از موارد سقوط اجازه ولی را بیان کرده بود و آن محجور بودن پدر و جد پدری است, ماده مزبور مقرر می داشت:

          در مورد ماده قبل اجازه را باید شخص پدر یا جد پدری بدهد و اگر پدر یا جد پدری به علتی تحت قیمومت باشد, اجازه قیم او لازم نخواهد بود.

          هدف اصلی قانونگذار از اصلاح ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی این بود که سقوط اجازه ولی شامل مورد غایب بودن و عدم دسترسی به او نیز بشود تا هر گونه شبهه ای از این حیث مرتفع گردد . متاسفانه به جای واقع مورد محجوبیت ولی حذف شده به جای آن حکم مورد غایب بودن او مطرح گردید و هم اکنون با این اصلاحیه این شبهه پیش می آید که در صورت محجور بودن ولی, ممکن است اجازه قیم او برای ازدواج دخترش لازم باشد در حالی که از لحاظ فقهی, اجماعی است که در صورت محجور بودن پدر یا جد پدری اجازه قیم انها لازم نیست و حال باید حکم این مورد را با توجه به مبانی فقهی استنباط نمود.
          به هر حال قدر مسلم , این است که فقط اجازه شخص پدر یا جد پدری لازم است و چنانچه انها در قید حیات نباشند یا محجور بوده و تحت قیموت باشند و یا غایب بوده و عادتاً دسترسی به آنها میسر نباشد, دختر در ازدواج مستقل است و اجازه شخص دیگر را لامز ندارد.

          تبصره الحاقی به ماده ۱۰۴۴ اصلاحی, ثبت ازدواج در دفتر ازدواج را منوط ب هاحراز موضوع در دادگاه مدنی خاصی نموده است یعنی دختر باید به دادگاه مزبور مراجعه و غیبت پدر یا جد پدری و عدم دسترسی به او بر دادگاه ثابت نماید.

          تکلیف مراجعه به دادگاه, زحمتی است که بردوش دختر گذاشته شده است اگر مسئولیت احراز آن به عهده سررفتر گذاشته می شد, هم منظور عملی می گردید و هم مشکل خانواده ها کمتر بود.

          ضمانت اجرای نکاح دختر بدون اجازه پدر

          چنانچه دختر رشیده باکره ای بدون اذن پدر یا جد پدری و طی تشریفات قانونی یعنی مراجعه به دادکاه مدنی خاص و کسب اجازه از دادگاه در صورت ممانعت ولی, اقدام به ازدواج نماید, آیا این ازدواج باطل است یا خیر؟

          در صورتی که بعد از ازدواج, پدر دختر به نکاح مزبور رضایت دهد این ازدواج تنفیذ شده و صحیح است.

          ولی اگر پدر اجازه ندهد, قاعدتاً کسانی که اجازه پدر را در نکاح لازم می دانند, باید معتقد به بطلان ازدواج باشند .موفق باشید

  2. پری
    پری میگه:

    دختری جوان هستم که، در چند سال گذشته متوجه شدم گویا یکی از اقوام برای خانواده‌‌ام و نیز من دعایی خوانده که یا کسی رسماً برای خواستگاری از من اقدام نکند و یا اگر هم اقدامی شد و ازدواج کردم، به طلاق و جدایی بینجامد.

    متاسفانه تا حالا هم به همین صورت بوده و هر خواستگاری که اتفاق می‌‌افتاد دورادور بوده و به صورت جدی انجام نمی‌‌گرفته، و همچنین چند مورد از مشکلاتی که گویا ناشی از دعای خوانده شده بوده را در زندگیمان مشاهده کردیم.

    با توجه به اینکه برخلاف مادرم و بسیاری از اطرافیانم من اعتقادى به دعا خواندن ندارم و معتقدم که تا خداوند اراده نکند اتفاقی نخواهد افتاد، با این حال به نظر جنابعالی من در پی باطل کردن دعا باشم یا خیر؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست عزیز این ها یک سری تفکرات است که در برخی ف هنگ ها پررنگ تر و در جاهایی کم رنگ تر است .همه چیز خ ب به اراده پرودگار بسته است .دعا نویسی و ..خرافاتی است منتهی ممکنه شما واقعا معاقد باشزد و هر اتفاق روبه اون نسبت بدهید .در هر حال در مبحث مهمی مثل ازدواج باید دقت کنید کجا سخت گرفتید یا می گیرید چقدر ملا ک هایی که دارید واقع بینانه است .و اینکه بها دادن به هر صحبتی و درگیری ذهنی و ..وقتی از قدرت درک و شعور ب خوردار هستید خود باعث ایجاد مشکلاتی خواهد شد .در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید و به این مسائل دامن نزنید و بها ندهید .

  3. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام
    خانواده من بدون موافقت من قرار آشنایی رو با خانواده پسر گذاشتن و به جواب نه من که الان شرایط روحی خوبی ندارم توجه نکردن. من چجوری باهاشون صحبت کنم که بدون بحث و دعوا راضی بشن و اصراری نداشته باشن.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اگر واقعا تمایلی به فردی که هماهنگ شده ندارید .به جای بحث کردن که ظاهرا فایده ای ندارد چون اگر غیر از این بود انها به تصمیم شما اهمیت می دادند .البته می شود باز هم محترمانه مطرح کنید که اصلا در شرایطی نیستید که با فردی صحبت کنید اگر نپذیرفتند در جلسه خواستگاری رفتار شما کاملا اهمیت دارد وقتی حرفی نزنید و مساله ای را مطرح نکنید و یا حتی در صحبت با اقا پسر بفرمایید که تمایلی وجود ندارد و اصرار خانواده بود مطمئن باشید ایشون هم اصراری نخواهند داشت .پس نگران نباشید قرار نیست به زور اتفاقی بیفتد .

  4. farzad
    farzad میگه:

    با سلام خدمت دوستان، من ۳۵ ساله هستم و دو سالی هست که به دختری که ده سال از من کوچیکتره علاقمند شدم و پیشنهاد ازدواج دادم و یک جلسه با هم بیرون شام خوردیم.و راجع به برخی مسائل کلی صحبت کردیم رابطه ما دو هفته خوب بود و از اون به بعد با صبر و گذشت من هست که برقرار مونده خیلی بی توجه و به تلفن های من خیلی کم جواب میده.مامان با مادرش صحبت کرده و گفته دخترمون قصد ازدواج نداره بلاخره با هزار مصیبت یک واسط پیدا کردم و دختر به اون گفته که من به دلش ننشستم ، حالا سوالی که واسم پیش اومده اینه که آیا این مسئله با گذشت زمان حل میشه؟ یا کلا موضوع بشم.من یک استاد دانشکاه هستم و اون هم ترم آخر مهندسیه.

  5. الهه
    الهه میگه:

    سلام.من یه مشکل بزرگ دارم.من یک سال نامزد کردم البته عقد نیستیم.ایشون پسر خوبیه .راستگو و مهربان.اما متاسفانه بسیرا زورگو و کنترل کننده است.یعنی هر طوری اون دوست داره من باید لباس بپوشم.با هر کی اون دوست داره باید معاشرت کنم.اونجایی که اون دوست داره باید کار کنم.حتی مرتب سعی داره اونجوری که اون میخواد فکر کنم.تمام مدت در حال ره حل دادنه.حتی گاهی وقتها برای خانوادمم هم تعیین تکلیف میکنه.به نظرتون باید چطوری باهاش رفتار کنم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      در مورد رفتار ایشون که با توصیفات شما فرد کنترل گری هستند و دوست دارند حرف حرف خودشان باشد بهتره ازهمین ابتدا که عقد نیستید و از این رفتارها ازار می بینید صحبت کنید
      البته من ایشون رو ندیدم و نمی شود قضاوت کرد صرف صحبت های شما فکر می کنم فردی است که دوست دارد حرف خودش اول باشد .زندگی مشترک یعنی هم فکری برای یک زن در زندگی بسیار سخت خواهد بود که ببیند همسرش توجهی ندارد .و مدام می خواهد تصمیمات خودش را عملی کند مخصوصا که می فرمایید در نوع لباس پوشیدن هم ایشون نظر می دهد .اگر از همین ابتدا شما همه را بپذیرید خوب ایشون دال بر تبعیت و درست بودن رفتار می گذارند و بعدا نمی توانید اصلاحی در رفتار انجام دهید .ولی چنانچه فردی منعطف باشد با گفتن شما متوجه می شود که رضایت ندارید و سعی در تغییر رفتار دارد و ممکنه نامزد شما این طور باشد .به هر حال باید از همین ابتدا با لحن مناسب انتظارات رو مشخص کنید از رفتارهایی که ناراحت می شوید ایشون رو مطلع کنید تا زندگی موفق داشته باشید .امیدوارم خوشبخت باشید

  6. ماهان
    ماهان میگه:

    سلام من ۳۰ سالمه می خوام با دختری ازدواج کنم که ۲۰ ساشه حدود دوماهه خواستگاری کردم ولی پدرش مخالفه خودشم بعد مخالفت پدرش سرد شده ولی هنوز در ارتباطیم ،نسبت به قبل اینکه برم خواستگاریش خیلی بی تفاوت شده خودش میگه چیزی نیست ولی فک می کنم دلیلش مخالفت پدرشه،من بهش فکر می کنم و لی چون اینطوری شده بار ها خواستم تمومش کنم ولی چون دوستش دارم فعلا موندم به پاش ،الان نمی دونم چیکار کنم از دست من یا اون کاری بر نمیاد و منم نمی تونم این وضعیتو تحمل کنم چیکار کنم واقعا؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز اگر فکر می کنید پدر ایشون به خاطر دلایلی راضی نخواهند شد و این دختر خانم هم به خاطر شرایط سنی تابع است و تلاشی برای جلب نظر پدر نخواهد داشت .خب راحت تر تصمیم بگیرید .این اینده شماست و بلاتکلیفی و درگیری ذهنی برای افراد ازاردهنده است .مجدد با دختر خانم صحبت کنید و بگویید نظر قطعی پدرشان چیست و ایشون چقدر تمایل دارند از طرفی برای اطمینان می توانید در محل کار پدر خیلی محترمانه دلیل مخالفت را بپرسید و شرایط رو توضیح دهید و مطمئن شوید واقعا خواستی وجود ندارد .و خب بعد با یقین از اینکه راه ها را امتحان کردید و تلاش برای بدست اوردن را انجام دادید اقدام کنید .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و متوجه شرایط باشید .

  7. عاطفه
    عاطفه میگه:

    سلام
    دختری ۲۳ ساله هستم تو خانواده ای به نسبت سنتی بزرگ شدم
    با یکی برای کار آشنا شدم که پسری ۲۵ سالس و گویا ازم خوشش اومده ولی میگه باید یه قرار بدون کاری بذاریم و حرف بزنیم اگه مورد پسند هم بودیم به خانوادم میگم که بیان خواستگاری
    خانواده ی من اجازه ی همچین قراری رو نمیدن و خودم راضی نیستم
    و فقط در مورد ایشون میدونن که همچین کسی بوده که باش همکار بودم اونم چتی
    اگه امکانش هست راهنمایی بدین که چیکار کنم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اگر فکر می کنید ایشون فرد مناسبی هستند و تا حدی ملاک های شما رو دارند بهتره خوب در حد یک جلسه بیرون صحبت اولیه رو داشته باشید .و فکر نمی کنم مساله ای پیش بیاید .ببینید درسته شما اصولی دارید و کاملا درست است ولی خوب به ایشون هم حق بدهید که اگر شما صحبت کردید و توافقی نبود دیگر مزاحم وقت یکدیگر نشوید .امروزه کمی شرایط فرق کرده است ولی اگر باز هم شما معذوریت هایی دارید و تمایلی به این جلسه ندارید بهشون اعلام کنید که تکلیفشون رو بدونند .در هر حال خودتون با توجه به اصولی که دارید و ارزش های خانوادگی و ..بهتر می دانید چگونه رفتار کنید .موفق و خوشبخت باشید

  8. سوگند ک
    سوگند ک میگه:

    با سلام
    موردی اومده واسه خواستگاریم که احساس میکنم وابستگی به مامانش داره هر موقع میخوایم از اتاق بریم بیرون میگه دیگه مامانم خسته شده فکر کنم . چه جوری میشه فهمید که آیا وابستگی به مامانش داره یا نه؟منظورم وابستگی عاطفی هست.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      وابستگی در علم روان شناسی واژه بدی نیست زیرا همه به هم وابسته هستند؛ مادر به فرزند و گاهی دو دوست به هم وابسته اند اما زمانی وابستگی به جایی می رسد که افراد نیاز دارند فرد دیگری را به شدت به خود وابسته نگه دارند و به مرور این موضوع دوجانبه می شود و این زمانی است که وابستگی به یک اختلال شخصیتی بدل می شود. وقتی که این آقا یا خانم وابسته می خواهند تشکیل خانواده دهند موضوع وخیم تر می شود. آیا نامزد شما فردی وابسته به مادر یا پدر خود است؟ زندگی زناشویی با پسرهای بچه ننه چه مشکلی را به وجود می آورد؟ اگر پس از ازدواج متوجه وجود این اختلال در همسر خود شدیم چه کنیم؟

      حساسیت این مساله پس از ازدواج تا به حدی است که به عقیده من بهتر است در همان محضر یک تست شخصیت وابستگی از افراد به خصوص آقایان گرفته شود تا اگر مشخص شد این اختلال در فرد وجود دارد از ازدواج جلوگیری شود. با این روش مقدار قابل توجهی از آمار طلاق پایین می آید. این موضوع تا حدی ریشه ای است. متاسفانه در جوامعی که به فرزند دختر بها نمی دهند، این دختران فاقد اعتماد به نفس رشد می کنند و پس از ازدواج نیز با همین کمبودهای شخصیتی و عزت نفس و باور اینکه خانم ها در جامعه نقش پررنگی ندارند وارد کانون خانواده شده و زمانی که باردار می شوند، آرزو می کنند فرزند پسر به دنیا بیاورند تا تمام کمبودهای وجودی خود را با به دنیا آوردن یک نوزاد پسر جبران کنند و از طرفی درجامعه ما به محض به دنیا آمدن نوزاد پسر، مادر مورد لطف و تحسین واقع می شود. مادری که زخم ها وکمبودهایش با به دنیا آمدن یک فرزند پسر التیام پیدا کرده و تمامیت خود را در داشتن پسری می بیند ناخودآگاه دوست دارد فرزندش راهمیشه در کنار خود داشته باشد و زمانی که فرزند بزرگ می شود وبه سن ازدواج می رسد،این موضوع ادامه پیدا می کند.

      مورد دیگری که مادرها دوست دارند فرزند پسر را به خود وابسته نگه دارند، مسایل مالی است، در برخی از خانواده ها که شغل پدر خانواده آزاد بوده و حقوق کارمندی ثابتی وجود ندارد، مادر خانواده برای تامین معاش خود در آینده و پس از مرگ و از کارافتادگی همسر ناچار است، فرزند پسر را به خود وابسته نگه دارد تا منبع درآمد خود را از دست ندهد بنابراین تمام سعی خود را می کند که هر روز پیش از روز قبل، فرزند را وابسته کند. این موارد از ریشه های بروز این اختلال بود.

      از تبعات این مشکل که یکطرفه هم نیست، این است که مادری که تمامیت خود را در وجود فرزند پسر می بیند همیشه سعی می کند پسر را جوری به خود وابسته نگه دارد که او هم در هیچ زمانی مادر را رها نکند و نیازهای روانی او را به حدکمال برآورده می کند و در اصطلاح ما روان شناسان، در سیستم غلط هم وابستگی رخ می دهد. بسیاری از این پسرها قادر نیستند کوچک ترین کار شخصی خود را انجام بدهند زیرا مادر همه کارهای او را انجام می داده و او را اشباع کرده است. پسر طی این سیستم غلط رشد می کند و زمانی که می خواهد ازدواج کند سیستم به هم می خورد و آرامش مادر برهم زده می شود و شروع به سنگ انداختن در زندگی پسر و عروس می کند. سخن چینی عروس را نزد پسر می کند یا متاسفانه تا حدی پیش می رود که زندگی آنها را به مرز طلاق می رساند و به دلیل اینکه پسر هم مهارت لازم را برای حل مشکل و ایجاد تعادل در محبت به همسر و مادر نیاموخته، در نتیجه نمی تواند سیستم را بی خطر نگه دارد و توان زن داری ندارد. در واقع افراد وابسته، مهارت های لازم را برای حل مشکلات ندارند و یاد نگرفته اند چگونه مدیریت کنند. پس از اینکه صاحب فرزند هم می شوند همواره از مادر صلاح و مشورت می خواهند و به سیستم قبلی خود چسبیده اند.

      برخی از آقایان پس از ازدواج نشانه های وابستگی را بروز می دهند و آن به دلیل این است که این وابستگی در ضمیر ناخودآگاه و زیرساخت های روانی آن مردها وجود داشته است. خیلی از این آقایان، پدران قدرتمندی دارند و بعضی از رفتارهای آنها را همانندسازی کرده اند و در ظاهر حالت های وابستگی نداشته اند ولی باطنا وابسته هستند و زمانی که تشکیل خانواده می دهند در اغلب موارد این حالت ها را نشان می دهند.

      متاسفانه آمار طلاق در کشور ما به حدی بالاست که ما روان شناسان خیلی دوست نداریم توصیه به جدایی و برهم زدن روابط کنیم و به عقیده ما اگر همان دوران نامزدی را برهم بزنیم برای پیشگیری خیلی بهتر و مناسب تر است. درباره این اختلال هم نشانه ها و خصوصیاتی وجود دارد که اگر در دوران نامزدی به آنها توجه کنیم در شناسایی فرد وابسته بسیار به ما کمک می کند و این نشانه ها خیلی واضح هستند. در واقع این آدم ها شبیه معتادان هستند. همان طور که آنها به یک ماده مخدر وابسته می شوند و با آن آرامش پیدا می کنند این افراد هم به فردی وابسته می شوند این علایم را می شود این گونه دسته بندی کرد:
      ۱) معمولا این افراد به محض وقوع اتفاق کوچکی که در رابطه با نامزد شان پیش می آید فورا به سراغ والدین خود می روند و آنها را در جریان تمام ماوقع می گذارند.
      ۲) در بسیاری از مسایل مهارت ندارند به خصوص مهارت های اجتماعی. به جای اینکه خودشان مساله را با خودشان حل کنند نامزد را مقابل والدین به ویژه مادر قرار می دهند و آن خانم از همان ابتدا خود را مقابل مادرشوهر می بیند و از همان ابتدا مشکلات و دشمنی ها آغاز می شود.
      ۳) فرد وابسته در مورد موضوعی با خانمش توافق می کند ولی به محض اینکه به منزل می رود زیر توافق خود می زند و معلوم است که پای یک نفر دیگر در میان بود که این آقا به شدت زیر نفوذ اوست.
      ۴) بسیاری از این افراد نیاموخته اند که چطور همسرداری کنند و به موقع هوای همسر خود را داشته باشند و هیچ منطقی را نمی پذیرند و درصدد حل مشکل همسر با خانواده خود برنمی یابند و اغلب اوقات، خانم را مقصر می دانند و در حاشیه قرار می دهند و اجازه بی احترامی از جانب خانواده خود را به همسر می دهند.
      به طور مثال، هنگام بحث بر سر مهریه یا خرید طلا همه چیز را به خانواده می سپارند و یا اگر هم نسپارند متزلزل بودن آنها کاملا مشخص است، شاید قولی در جهت موافق نظر همسر بدهند ولی وقتی نزد والدین می روند نظر خود را عوض می کنند. در آخر، این آقایان وابسته به هیچ وجه نمی توانند موازنه ای بین زندگی جدید و زندگی پدر و مادرشان ایجاد کنند، اینها نشانه هایی هستند که باید جدی گرفته شوند و در واقع، مهم ترین نشانه هایی هستند که دیده می شوند.

      این اتفاق برای مادران دیگری که فرزند دختر دارند هم رخ می دهد و آنها تمایل دارند دختر را به خود وابسته کنند و این وابستگی تنها مخصوص آقایان نیست. تعداد خانم هایی که به مادران خود وابسته هستند خیلی زیاد است و این وابستگی به مادر گاه مشکلی در زندگی آنها ایجاد می کند. گاه روابط بین زن و مرد خوب است ولی وابستگی ای که زن به مادر خود دارد باعث می شود که به سبب یک حرف مادر، دعوای تازه ای به راه بیفتد. منتها به دلیل اینکه در ایران، زنان اعتماد به نفس کمتری دارند تمایل دارند فرزند پسر را به خود وابسته نگه دارند و وابستگی مادرها به دختر ریشه متفاوتی دارد. همان طور که گفتیم از ابتدا به دختران توجه کمتری می شود و به او گفته می شود بی عرضه است، تنها نباید بیرون از خانه برود و محدودیت برای دخترها بیشتر است و این دلیل وابستگی آنهاست و صرفا این وابستگی به مادر نیست؛ گاه به خواهر، برادر بزرگتر یا پدر است و برخی از این دختران پس از ازدواج به همسر خود وابسته می شوند. در نتیجه زندگی مشترک به هم نمی خورد ولی در آن اختلال وجود دارد و حل نمی شود ولی اختلال وابستگی در مردان به دلیل دخالت خانواده همسر موجب به هم خوردن زندگی می شود.

      در برخی سیستم های خانواده ای وابستگی فرزند به پدر هم دیده می شود. اغلب این پسرها در همان شرکت یا محلی کار می کنند که پدر کار می کند و خیلی به پدرهای خود افتخار می کنند و پدر را بیش از حد واقعی بزرگ می کنند. از طرف دیگر پدر هم همه جا برای او تصمیم می گیرد؛ در مورد تحصیل، انتخاب همسر نظر خود را به او تحمیل می کند و در واقع این پدرها خودشان آدم های وابسته ای به پدر و مادرهای خود بوده اند و اغلب با محبت زیاد و مدیون کردن فرزند به خود سعی می کنند فرزند را همیشه وابسته به خود نگه دارند. پدرهای وابسته فرزندهای وابسته تربیت می کنند.

      نقش والدین در جهت پیشگیری از وابستگی فرزندان به شدت پررنگ است. اما این نقش به دو بخش رفتاری و احساسی تقسیم می شود. والدین در بحث رفتار باید اعمالی از خود نشان دهند که فرزند از همان ابتدا مستقل بار بیاید. از همان کودکی انجام کارهای شخصی کودک پس از یادگیری بر عهده خود او واگذار شود. همیشه پدر و مادر نباید پاسخگوی تمامی سوالات فرزندان باشند و بگذارند خود فرزند در مورد جواب سوال فکر کند و به نتیجه برسد.
      در بخش دیگر که نقش احساس مطرح است حل این قسمت زمانبر و گاه غیرقابل حل است. به طور مثال مادری که به فرزند خود وانمود می کند زمانی که تو از خانه بروی پدرت با من رفتار خوبی ندارد یا دوری تو برای من غیرقابل پذیرش است، این احساس را در فرزند بوجود می آورد که اگر مادر را رها کند، گناه بزرگ مرتکب شده و بنابراین همواره پس از ازدواج به مادر می چسبد. در اینجا مشکل باید ریشه ای حل شود و مادران این فرزندان باید روان درمانی شوند.

      قطعا اختلال شخصیتی که مربوط به وابستگی باشد نیاز به روان درمانی دارد و فرد وابسته باید تحت نظر روان شناس باشد و همسر نیز او را همراهی کند. مشکلی که ما با این افراد داریم این است که قبول ندارند وابسته هستند و گام اول درمان این است که فرد واقعا بفهمد وابسته است. این اتفاق ممکن است با دیدن یک فیلم صورت بگیرد و این فرد شخصیتی را در فیلمی ببیند که دچار وابستگی است و در مقایسه او با خودش پی ببرد که دچار این اختلال است و زمانی که فرد بفهمد مشکل از اوست دیگر تقصیر را به گردن همسر نمی اندازد و گام اول درمان برداشته می شود. گام های بعدی چیزی شبیه گام های ترک اعتیاد است و همان گام های ۱۲ قدمی که در مورد اعتیاد به کار می رود به صورتی در مورد درمان این اختلال هم به کار می رود که چگونگی آن زیر نظر روان شناس صورت می گیرد.

      اگر وابستگی عمیق باشد متاسفانه آسیب های جدی را ایجاد کرده است ولی زمانی که شخص وابسته به رشد عقلانی و منطقی می رسد پی به مشکل خود می برد و رفته رفته در رفتار او مشخص می شود و همسر متوجه می شود که شوهرش شخصا برای زندگی بدون دخالت دیگران تصمیم می گیرد. برخی خانم ها اغلب به غلط گمان می برند همسران شان مقصر مساله و مشکل بین آنها با خانواده اش نیستند و این والدین همسر، به ویژه مادر شوهرها هستند که مشکل را به وجود می آورند، در حالی که این طور نیست و به دلیل تفاوت و فاصله نسلی که وجود دارد تا حدی برخی اختلاف نظرها طبیعی است و اگر شوهرها توان و مهارت حل مساله را داشته باشند، می توانند عدالت را رعایت کنند. در واقع دانستن این نکته که منبع ناراحتی از جانب چه کسی است در حل موضوع و درمان آن بسیار راهگشاست و متاسفانه بسیاری از خانم هایی که همسران وابسته دارند، خود نیز افسرده می شوند که قطعا باید درمان شوند.

      • کتی
        کتی میگه:

        سلام دختری هستم ۲۰ ساله میخولم با مردی ۳۴ ساله ازدواج کنم . یک سال باهم در ارتبتط بودیم و رفتو امد داشتیم اما پدرم با ازدولج ما مخالفه به خپطر سنش ما باهن مطکلی نداریم و همدیگرو درک میکنیم لطفا راهنمایی کنین که من چیکار کنم

        • مشاور
          مشاور میگه:

          با سلام اگر دلیل پدر ما صرفا اختلاف سنی است و اون اقا در سایر زمینه ها فرد دلخواه شماست و البته با ملاک های خانواده هم سازگار هستند بهتره خودشون با پدرتون صحبت کنند .مردها حرف یکدیگر را بهتر درک می کنند .و اگر ایون واقعا فرد منطقی باشند می توانند با صحبت با پدرتون با طرز رفتار مناسب و لحن مناسب نظر پدر شما رو جلب کنند در غیر این صورت پدر شما قطعا تجاربی دارند که شما ندارید و اکنون تحت تاثیر عواطف هم هستید بهتره برای خوشبخت شدن پذیرای حرف ایشون باشید مگر اینکه پدر شما غیر منطقی قضاوت کند که در ان صورت می توانید از واسطه ای در فامیل که پدرتون قبول دارند کمک بگیرید تا مشکلتون مرتفع بشه منتهی اگر بعد از دیدار این فرد با پدر شما و صحبت کردن پدرتون مخالفت کردند و دلیل را رفتار ایشون و یا نداشتن شرایط ایده ال خانواده و یا خدای ناکرده مشکل خاصی طرح کردند اصرار نداشته باشید چون تصمیم نادرست یک عمر پشیمانی در بر دارد .مشاور هم می تواند در صورت فراهم بودن همه جوانب و شرایط و تنها مشکل اختلاف سن برای اطمینان پدرتون از اینکه این اختلاف سنی منجر به مشکل خواهد شد یا خیر با ایشون صحبت کنند .امیدوارم خوشبخت باشید .

  9. امیر علی
    امیر علی میگه:

    سلام
    تازگی ها از یه دختر خانومی خاستگاری کردم(البته خواهرم زحمش رو کشید)ولی گفت در حال حاضر قصد ازدواج نداره.با اصرار خواهرم تصمصم گرفته یه خورده بیشتر فکر کنه.
    به نظر شما درسته من خودم باهاشون صحبت کنم و یا پیام بدم.
    ممنون از راهنمائیتون

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اگر ایشون با اصرار خواهر شما راضی به فکر کردن شدند بهتره خودتون جلو نرید البته با شناختی که دارید و مخصوصا اگر ایشون فردی است که حد و مرزهایی دارد و روش های سنتی خواستگاری را بیشتر می پذیرد اجازه بدید فکر کنند و به فال نیک بگیرید و اگر پاسخشون منفی بود و شما همچنان اصرار به صحبت شخصی خودتون داشتید می توانید پیامکی نظرشون رو بدونید و یا دلیل پاسخ منفی را ولی در غیر این صورت کمی بهشون فرصت بدید راجب شما و شرایط شما فکر کنند چون اصولا خانم ها ممکنه در لحظه پاسخشون منفی بوده باشد و گذشت زمان و در نظر گرفتن شرایط طرف مقابل اون ها را راضی کنه که صحبت ها رو حداقل برای شناخت بیشتر ادامه بدهند امیدوارم موفق باشید

  10. سعيده
    سعيده میگه:

    سلام وقتتون بخیر من دختری ۲۸ ساله هستم خواستگاری دارم که ۱۱ سال از من بزرگتره به نظر شما این اختلاف سنی بعدا برامون مشکل ساز نمیشه

  11. ندا
    ندا میگه:

    سلام من یه خاستگاری دارم که خییلی به دلم نشسته و همو خیلی دوست داریم از لحاط اجتماعی و فرهنگی مثل هم هستیم اما مذهبمون یکی نیست بابام هم بخاطر این موضوع قبول نمیکنه چند بار هم اومدن خواستگاریم اما بازم بابام چوابش نه هست نمیدونیم دیگه چیکار کنیم خواهشا کمکم کنید بعد از اینکه اومدن خاسگاری باهم تلفنی حرف میزنیم و خونواده گسره درجریان هستن
    من هم ۲۰ سالمه وپسره هم کارشناسی ارشد خونده و مهندس هستش

    • مشاور
      مشاور میگه:

      در این مورد بهتره برا آرامش زندگی خودتون در آینده در کنار خانواده باشید و به نظرشون احترام بگذارید
      داشتن اختلاف مذهب در آینده در ساده ترین مسایل حتی تعیین نام هم میتونه زمینه ساز مشکلاتی باشه

  12. harri
    harri میگه:

    سلام من دوستی دارم که ۳۰ سالشه و خیلی هم خواستگار داشت . ولی هر کدوم یه عیبی داشتن یا دوستم رد می کرد یا خودشون دیگه ادامه نمی دادن . الان پسر عموش که ۵ سال از ش بزرگتره اومده ۶ سال پیشم اومده بود ولی دوستم ردش کرده بود چون کار هم نداشت و حس خاصی هم نسبت بهش نداشت . در حالیکه دوستم کارمنده و محصله الن با پیشنهاد بابای دوستم دوباره اومده ( چون والدینشو از دست داده ومیگه کسی رو ندارم که برام پا پیش بزاره )و میگه نظر خودمم همینه.(البته نظر دوستمم نسبت بهش بهتر شده) . خیلی اصرار داشت که زود محرم شن . بالاخره کمتر از یک ماه عقد آخوندی خونده شد و محرم شدن ( نه به صورت رسمی )ولی برخلاف روزای اول که خیلی خوشحال بود الن زیاد تمایلی نشون نمیده حتی شده ۴ یا ۵ روز اصلا خبری نمی گیره و خیلی هم کم حرف میزنه با توجه به این رفتارها من فک می کنم افسردگی داره چون یه مدت ۴ ساله هم تنها زندگی می کرده و دوستمم به خاطر کارش دور از خانواده اش هست توی شهر پسره هست و دوستمم یه سابقه ی کوتاه افسردگی داره حالا با توجه به این که خیلی دیر به دیر خبر میگیره یا دوستم باید پیش قدم شه برای خبر گرفتن آیا ادامه ی این ارتباط منطقیه با توجه به این که هنوز دوستم خیلی وابسته نشده بهش و خودش هم مردد شده ،چون پسره توی ابراز احساسات هم ضعیفه و همش از سمت دوستم بوده .حالا اگه این آقا افسرده باشن و .چطور میشه فهمید و آیا درمان میشه ادامه بدن یا خیر ؟ .دوستم الانم خواستگاری داره که ۳ سال از خودش کوچکتره و خانواده ی پر جمعیتی داره با این که جواب منفی گرفته همچنان مسره اینو چکار کنه ؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      به هر حال با خوندن عقد هر دوی اونا به هم محرم هستند و زن و شوهر به حساب میان ..ولی اگر اسم این دوران و دوران نامزدی بذاریم سرد شدن رابطه در دوران نامزدی اینکه احساس میکنید دیگر مثل اوایل نیست یه چیزی این وسط کم شده ، احساس قبلی بین شما و طرف مقابلتان وجود ندارد یا تغییر کرده ، اما هر چه فکر میکنید علت آنرا متوجه نمیشوید

      درست محبت نکردن و درست محبت ندیدن مشکلی است که خیلی ها در زندگی مشترکشان دچار آن هستند. دانستن این نکات به شما کمک می کند از همین ابتدای کار جلوی ایجاد شکاف عاطفی را بگیرید و طوری با همسرتان برخورد کنید که نتیجه آن استحکام بیشتر روابط تان شود.
      وقتی حس کنیم در رابطه ای هستیم که محبت می کنیم اما محبتی دریافت نمی کنید، دچار این حالت ها می شویم.

      زودرنجی
      یکی از معمول ترین آثار کمبود محبت در بین زوج ها، زودرنجی است. وقتی زن یا شوهری مورد محبت همسرش قرار نگیرد، تحملش در برابر سختی ها به شدت کاهش می یابد و در برابر کوچک ترین مشکلی لب به گلایه باز می کند.

      ناامیدی
      کمبود محبت باعث ناامیدی از خوشبخت شدن در زندگی مشترک می شود. دخترها و پسرهای زیادی هستند که به دلیل آنکه در دوران عقد به قدر کفایت از محبت همسر برخوردار نمی شوند، عطای زندگی مشترک را به لقایش می بخشند. آنها به آینده زندگی شان خوش بین نیستند و رابطه در همان دوره نامزدی بهم می خورد مورد محبت قرار نگرفتن از طرف همسرشان است.

      ضعف در اراده
      تمایل نداشتن برای گرفتن تصمیمات مهم در زندگی هم می تواند ناشی از کمبود محبت باشد. کسی که تصمیم می گیرد تغییرات مثبت و بزرگی در زندگی اش ایجاد کند به خاطر محبت ندیدن از همسرش انگیزه کافی برای تلاش و کوشش بیشتر را ندارد و آن کار را انجام نمی دهد.
      از همسرتان تعریف کنید و ویژگی های خوبش را به او یادآورد شوید. گاهی وقت ها سردی روابط تنها با اطمینان دادن به طرف مقابل از خوب بودن و خواستنی بودنش برطرف می شود. پس تحسین را فراموش نکنید

      چطور محبت کنیم؟
      واقعیت این است که ازدواج باید همراه با محبت باشد. یعنی در نگاه اول، در همان جلسه خواستگاری طرف را بپسندید و به دلتان بنشیند. اگر در یکی دو مراوده اول دلتان بند نشد، ممکن است این رابطه هیچ وقت به یک رابطه عاشقانه تبدیل نشود. بنابراین پسندیدن کلی همسر می تواند در ادامه محبت ورزی شما تاثیر گذار باشد.
      اما اگر این محبت ایجاد شود ولی در ادامه رشد نکند باز هم باعث دردسر خواهد شد. اگر حس می کنید طرف مقابل به شما سرد شده، سعی کنید محبت تان را به او بیشتر کنید. برآورده کردن نیازها، حس مراقبت دادن به طرف مقابل، تشخیص نیازها قبل از آن که آنها را به زبان بیاورد می تواند شاهد خوبی برای میزان علاقه شما و خلوصتان به او باشد.
      شنونده خوبی باشید و سعی کنید حرف های او را بفهمید و خواسته هایش را به کار ببندید.
      به منافع مشترکتان فکر کنید و سعی کنید هدفگذاری هایی داشته باشید که هر دوی شما را به هیجان بیاورد.
      رفتارهای خودتان را بررسی کنید؛ ممکن است بی علاقگی همسرتان، عکس العملی به رفتارهای نامناسب شما باشد.
      به او اعتماد داشته باشید و حس امنیت بدهید. طوری که بداند اگر اشتباهی کرد، شما کمک می کنید تا اشتباهش را برطرف کند.
      وقت گذاشتن برای تفریحات دونفره می تواند محبت شما را بیشتر کند.
      در دوران نامزدی مشکلی که خیلی از زوج ها درگیر آن هستند و روی محبت شان سایه می اندازد اختلاف های خانوادگی است. سعی کنید نگرانی های خانواده تان را به شکلی تعدیل شده به او منتقل کنید و او را از تنش ها و انتقادهای صریح و زننده دور نگه دارید.
      از همسرتان تعریف کنید و ویژگی های خوبش را به او یادآورد شوید. گاهی وقت ها سردی روابط تنها با اطمینان دادن به طرف مقابل از خوب بودن و خواستنی بودنش برطرف می شود. پس تحسین را فراموش نکنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  13. هانی
    هانی میگه:

    من ۲۸ سالمه و همسرم۲۹ ساله یک ساله دوست بودیم با سختی عقد کردیم و بعد از یکسال ازدواج کردیم و الان سه ماهه از ازدواجمون میگذره
    به تازگی متوجه شدم که اون با ی خانم ارتباط داره اما نمیدونم در چه حد و چجوری هنوز باهاش مطرح نکردم اما خیلی عصبی و ناراحتم نمیدونم باید چه کار کنم لطفا راهنماییم کنید

    • ناشناس
      ناشناس میگه:

      in hame say karde behet berese bad alan dare behet khianat mikone?

    • ناشناس
      ناشناس میگه:

      besh begu

    • ناشناس
      ناشناس میگه:

      چه آدمای عجیبی پیدا میشن

    • ناشناس
      ناشناس میگه:

      سلام و خسته نباشید من یک سال ونیم ازدواج کردم شاغل هستم بعد از یک سال ونیم یک موضوعی رو ازش پنهون کردم حالا فهمیده و پاشو کرده تو یک کفش و میگه پول تو رو نمیخوام باید چکار کنم که از دلش بیرون اورم

      • Anonymous
        Anonymous میگه:

        شما باید بدونید که با چه چیزی از دلش بیرون میاد ما که از خصوصیات روحیش خبر نداریم

    • سارا
      سارا میگه:

      یه پسری چند سال منو دوس داره قصد ازدواج داریم یه کم وقتی عصبانی میشه بد دهنه بعد ازدواج مشکلی پیش نمیاد؟جز این من تحصیل کرده و کارمندم و موقعیتم خوبه ایشون توی شرکتی کار میکنه که معلوم نیست تا کی اونجا باشه وتازه حالا چندترم داره معماری میخونه ….من خانوادم تحصیل کرده و علم خیلی براشون مهمه ولی حانواده و فامیل اونا زیاد دنبال تحصیلات نیستن ..لطفا راهنمایی کنید

      • ..........
        .......... میگه:

        وااااااااااااای توروخدا تو دیگه اشتباه نکن…

    • ناشناس
      ناشناس میگه:

      سلام
      بدون اینکه موضوعو باکسی از آشنایان مطرح کنی وبسطش بدی،سعی کن اول مطمءن بشی.
      این موضوعو باصراحت تمام وبدون دعواوبحث از خودش بپرس
      توکل به خداوآرامش داشتنو فراموش نکن عزیزم
      خوشبخت باشی

    • مشاور
      مشاور میگه:

      توجه می شوید که همسرتان خیانتکار و بی وفا است، این امر شما را واقعا ناراحت کرده و ضربه سختی به شما وارد می سازد. تصور می کردید که ازدواج سبب می شود تا همسرتان دیگر هیچ گاه به خود اجازه بد عهدی و خیانت ندهد، اما کارها مطابق میل شما پیـش نرفـت. هنوز هم زمانیکه یاد کارهایی که او انجام داده است، می افتید، احساس ناراحتی میکنید.پس با مشاوری مجرب مشورت کنید

      ۱- نباید عکس العمل آنی از خود نشان دهید و یکمرتبه به دلیل بدعهدی همسرتان تصمیم بگیرید که از او جدا شوید. شما نیازمند کمی زمان هستید تا مسایل دیگر را نیز زیر و رو کنید. نباید به طور خاص تمام توجه خود را به خیانتی که از او سر زده معطوف نکنید.
      ۲- باید قبول کنید که احساس خشم، عصبانیت، شک و تردید، شکه شدن، آشفتگی، ترس، درد و رنج، افسردگی، و پریشانی برای فردی که شاهد خیانت همسرش بوده کاملا نرمال است.

      ۳- این مشکل باعث به وجود آمدن برخی مشکلات فیزیکی در فرد می شود از قبیل: حالت تهوع و استفراغ، اسهال، مشکلات مربوط به خواب (بی خوابی و یا پر خوابی)، لرزش، اختلال حواس، کم غذایی و کم اشتهایی. سعی کنید در این حال بیش از پیش از خود مراقبت کنید.

      ۴- خودتان را وادار کنید تا غذاهای سالم مصرف کنید، طبق برنامه پیش بروید، به اندازه کافی استراحت کنید، هر روز ورزش کنید، به اندازه کافی آب بنوشید و تفریح داشته باشید. ایجاد تعادل، بهترین راه حل، برای مبارزه با آسیبی است که به شما وارد شده است.

      ۵- خندیدن کاملا طبیعی و نشان دهنده سلامت فرد است. فیلم یا سریال های تلویزیونی خنده دار تماشا کنید و مقداری از وقت خود را با افرادی صرف کنید که خنده بر روی لب های شما می اورند. زندگی بدون اینکه توجهی به قلب های شکسته و خیانت های همسران داشته باشد، همچنان در حال پیش رفتن است.

      ۶- گریه کردن نیز یک امر کاملا طبیعی است. اگر خود به خود گریه نمی کنید، می توانید آهنگ های غمگین گوش کنید و یا به تماشای فیلم های تراژیک بنشینید.

      ۷- برای خود یک ژورنال درست کنید. تمام افکار و احساساتی که به شما به دلیل خیانت و بی وفایی همسرتان دست می دهد را بر روی کاغذ یادداشت کنید.

      ۸- با همسر خود در مورد بدعهدیش صحبت کنید. تمام سوال هایی که به ذهنتان میرسد را بپرسید. شاید با این کار به این نتیجه برسید که همسرتان هنگام ارتکاب به این کار، اصلا فکر نمی کرده که به شما خیانت می کند.

      ۹- به دنبال مشاوره بروید. سعی نکنید تا به تنهایی از پس این مشکل برآیید. هم شما و هم همسرتان پیش از اینکه مجددا رابطه جنسی بدون محافظت با هم برقرار کنید، باید تحت آزمایش HIV (ایدز) و تست سایر بیماری های آمیزشی قرار بگیرید.

      ۱۰- حداقل یک روز به خود فرصت دهید.

      ۱۱- نباید ضربه روحی وارده را پنهان کنید. با فرزندانتان صادق باشید؛ اما لازم نیست جزییات مشکل را نیز برای آنها شرح دهید. قسم هایی نخورید که بعدها نتوانید به آنها عمل کنید. تنها چیزی که بچه ها باید بدانند این است که حال شما رفته رفته رو به بهبودی خواهد رفت.

      ۱۲- سعی نکنید این بازی، که چه چیز و یا چه کسی مسبب بروز چنین فاجعه های شده است را شروع کنید. با این کار صرفا انرژی خود را تلف می کنید. در اینصورت فقط می توانید نفر سوم را سرزنش کنید و خودتان خوب می دانید که هیچ چیز درست نخواهد شد.

      ۱۳- اگر بیش از اندازه عصبانی باشید، بر سر مسایل کوچک داد و بیداد راه بیندازید، احساس کنید که بر روی طناب باریکی در حال راه رفتن هستید، و زمانی که به یاد بدعهدی همسر خود می افتید، عکس العمل های شدید فیزیکی از خود نشان دهید، بی شک دچار استرس بعد از ضربه روحی شده اید و باید هر چه سریعتر به پزشک مراجعه کنید.

      ۱۴- انتظار نداشته باشید که حس آشفتگی، بی اعتمادی و عصبانیت به مجرد اینکه تصمیم می گیرید همسر خود را ببخشید و به سرسپردگی خود ادامه دهید به راحتی از بین برود. از بین رفتن دردورنج وارده از طریق خیانت، نیازمند زمان است.

      ۱۵- واقع بین باشید. درآمد، سرمایه، وضعیت مسکن، و حمل و نقل خود را در نظر بگیرید. اگر تصمیم به خاتمه زندگی زناشویی خود می گیرید باید ببینید که آیا جایی برای زندگی کردن دارید و منبع درامدی دارید که از آن طریق بتواند نیازهای اولیه تان را مرتفع سازید.

      توجه:

      ۱) بی وفایی یک فرد، هیچ گونه دلیل روشنی ندارد. ممکن است نشات گرفته از سایر مشکلات در زندگی مشترک باشد، ممکن است چیزی در درون قلب همسرتان وجود داشته باشد و … به هر حال شما هیچ گاه به درستی دلیل واقعی آنرا متوجه نخواهید شد.

      ۲) نوع خیانت، معمولا فهم و درک آنرا راحت تر می کند. آیا به یک شب ختم می شود؟ به دلیل مشکلات زندگی بروز کرده؟ اعتیاد به برقراری رابطه جنسی بوده؟ آیا خیانت صرفا برای خاتمه دادن به زندگی مشترک بوده؟

      ۳) به خاطر داشته باشید که زندگیتان با گذشته فرق کرده و باید ناراحتی به وجود آمده را تسکین دهید.

      ۴) به طور مشابه می توان گفت که مرگ نزدیکان نیز باعث بروز غم و اندوه می شود (از عدم پذیرش از سوی فرد شروع می شود، بعد خشم، عصبانیت، کشمکش، افسردگی و در نهایت به پذیرش ختم می شود) پس چنین مسایلی بدین معنا نیستند که زندگی به پایان رسیده است و شما دیگر قادر به ادامه دادن آن نیستید، چرا که در اصل شما این توانایی را در وجود خود دارید و تنها مشکل به کارگیری ان است که کمی دشوار می باشد.

      ۵) پیش از اینکه خانواده خود و یا همسرتان را در جریان بد عهدی او قرار دهید، مجددا بر روی این امر فکر کنید. افراد خانواده می توانند کینه ها را برای مدت زمان بیشتری نگه دارند و شرایط را بدتر کنند.

  14. محسن
    محسن میگه:

    با سلام.لطفا کمک سریع بکنید.دختری را پارسال در دانشگاه دیدم و به او بعد از دو هفته پیشنهاد دادم . قبول کرد.۵ ماه باهم بودیم.در این ۵ ماه فهمیدم بسیار خوش اخلاق، صبور و مهربان استو فهمیده و منطقی.سپس خواستگاری رفتیم ولی چون کار و مسکن نداشتم خانواده ام مخالفت کردن.الان کارو مسکن دارم.ولی پدر مادرم میگویند ما اولا خانواده ایشان را نمیشناسیم ثانیا خانواده پرجمعیتی دارند و مادرم هم میگوید سنش بالاست.(۳ سال اختلاف داریم).همه حرفشان این است که بگردی مورد بهتر هم پیدا میشه. حال سوالم این است چکار کنم؟از طرفی نمیخواهم این دختر را از دست بدهم چون واقعا زن زندگی است و مرا هم خیلی دوست دارد و هرچه بگویم گوش میکندوبسیار پاک . سالم. از طرفی نمیخواهم با وجود مخالفت خانواده ازدواج کنم..به نظرتان راه حل چیست؟ با همین دختر ازدواج کنم یا بگردم مورد بهتر پیدا کنم.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      بهتره از وساطت بزرگان فامیل برای شناخت بیشتر بین دو خانواده کمک بگیرید
      اختلاف سن بستگی به درک دو طرف داره و به همین خاطر لازمه قبل از هر اقدامی مشاوره کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  15. سميرا
    سميرا میگه:

    سلام اقای به صورت سنتی خواستگاری اومدن همه شرایطش خوبه فقط از نظر مالی میترسم به مشکل بربخوریم چون خانواده من وضع مال خوبی ندارن میترسم در اینده هم همین مشکلوًداشته باشم چون دختر پر توقعی هم هستم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      خب وقتی هیچ تناسبی با انتخاب شما نداره دلیلی برای ادامه دادن وجود نداره

  16. mahsamahsash@yahoo.com
    mahsamahsash@yahoo.com میگه:

    با مخالفتای ازدواج باید چگونه رفتار کنیم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر فرد مورد نظر شما برای ازدواج گزینه مناسبی باشد، شما می توانید از انتخاب خود دفاع کنید یعنی اگر شما از نظر عقلانی و بر اساس ملاک هایتان نه با هندی بازی و عاشق شدن افراطی، همسر آینده تان را انتخاب کرده باشید و هم کفو بودن از نظر مذهبی، اقتصادی، فرهنگی، تحصیلات، قیافه و… را رعایت کرده باشید می توان گفت فرد موردنظر شما، گزینه مناسبی برای ازدواج است اما معمولا مخالفت والدین با فرد انتخابی فرزندشان، به دلیل نداشتن ملاک های اصلی و هم کفو نبودن فرد با فرزند یا خانواده شان است. البته این جمله به معنی این نیست که هیچ پدر و مادری در این باره اشتباه نکرده اند و هرگز تصمیم های آنان نادرست نخواهد بود.

      دغدغه والدین را نادیده نگیرید
      در بحث ازدواج، افراد باید آمادگی های مختلفی را داشته باشند که یکی از این آمادگی ها، آمادگی خانواده است. آمادگی خانواده برای ازدواج هر فرزندی در چندین بعد قابل بررسی است.

      به طور مثال باورهای خانواده اهمیت دارد، در بعضی خانواده ها ترتیب سنی بچه ها اصلی ترین ملاک برای ازدواج آن هاست و هیچ گاه فرزند کوچک تر نمی تواند از فرزند بزرگ تر زودتر ازدواج کند. شرایط اقتصادی خانواده برای ازدواج فرزندشان هم شامل آمادگی خانواده محسوب می شود. وقتی خانواده به هر دلیل منطقی آمادگی لازم برای عروس کردن دختر یا داماد کردن پسر را ندارد، فرزندان نباید با نادیده گرفتن دغدغه های والدین برای ازدواج در یک زمان خاص اصرار کنند.

      این گونه از انتخاب تان دفاع کنید
      مطمئنا هیچ پدر و مادری مانع خوشبختی فرزندشان نمی شوند حتی اگر با ازدواج او ۱۰۰درصد مخالف باشند. بنابراین اگر پدر یا مادری با فرد موردنظر فرزندشان برای ازدواج مخالف هستند، فرزندان باید دلایل آن ها را بشنوند. اگر این دلایل منطقی و عقلانی باشد، جوانان نباید احساسی تصمیم بگیرند و بگویند که فقط ما ۲نفر مهم هستیم و پیوند قلبی ما ۲نفر همه مشکلات مان را حل خواهد کرد.

      فرزندان باید روی دلایل منطقی فکر کنند. اگر هم دلایل غیرمنطقی بود، در گام اول باید در یک فضای صمیمی و یک فرصت مناسب با والدین خود صحبت کنند. جوانان باید ملاک هایشان را برای پدر و مادرشان بازگو کنند و بگویند که چرا و بر چه اساسی از این انتخاب شان دفاع می کنند.

      با این حال، ممکن است پدر یا مادر شما هم دلایلی داشته باشند که از نظر شما منطقی نباشد در این شرایط بهتر است از یک ناظر بی طرف که می تواند بزرگ فامیل باشد، کمک بگیرید تا او دلایل را بررسی کند. این ناظر بی طرف باید مورد تأیید والدین و فرزندشان باشد.

      صبر هم لازمه متقاعد کردن والدین است
      زمانی که پدر و مادر به هیچ وجه راضی نمی شوند و به عبارتی اصلا حاضر نیستند حرف های شما را بشنوند یا طرف مقابل را ببینند، باید بدانید که الان زمان قانع کردن پدر و مادر نیست. شما باید صبر کنید تا پدر و مادر از فضای عاطفی و هیجانی خود بیرون بیایند چون در فضای هیجانی آدم ها نمی توانند خوب به مسئله نگاه کنند و تصمیم بگیرند، بنابراین دختر و پسر باید با درایت، صبر کنند تا زمان مناسب برای حرف زدن فرا برسد.

      توجه ویژه والدین به اختیار فرزندشان
      جوانان نباید فراموش کنند که همه ما چه قبل و چه بعد از ازدواج، به والدین مان نیاز داریم. البته پدر و مادرها هم باید به بحث اختیار در جوانان برای انتخاب همسر آینده شان توجه ویژه ای داشته باشند. بالاخره اگر جوانی با فردی که هیچ علاقه ای به او ندارد، ازدواج کند به احتمال زیاد زندگی او شکست خواهد خورد و شاید باعث سرشکستگی اجتماعی خانواده اش هم بشود. پدر و مادرها باید به فرزندانشان کمک کنند تا آن ها قدرت تصمیم گیری و انتخاب صحیح را در خودشان افزایش دهند زیرا در غیر این صورت، اعتماد به نفس فرزندشان به شدت کاهش می یابد.

      ازدواج پیوند ۲نفر نیست، پیوند ۲خانواده است
      ازدواج در ایران به معنی پیوند ۲ نفر نیست، شما با ازدواج تان ۲خانواده و در برخی مناطق کشور ۲ طایفه را به هم پیوند می زنید و به همین دلیل، خانواده سهم بزرگی در انتخاب و زندگی آینده فرزندان دارد.

      آن قدر که اگر پدر و مادر مخالف ازدواج شما باشند، سایه این مخالفت همواره بر سر زندگی تان خواهد بود.

      چه طور والدین مان را راضی کنیم؟
      ازدواج با رضایت والدین، آرامش بیشتری را برای شما در پی دارد اگر والدین شما با دلایل نه چندان منطقی با ازدواج تان مخالفت می کنند می توانید با چند راه حلی که در ادامه خواهید خواند، تلاش کنید که نظر مساعد آن ها را جلب کنید.

      ۱ – اول از همه بگوییم که تهدید، پرخاشگری، دعوا یا فرار از خانه و … به هیچ نتیجه ای نمی رسد و فقط آتش معرکه را بیشتر می کند. بنابراین از فکر راه حل های بیهوده بیرون بیایید و بیشتر تلاش کنید در سکوت و آرامش ماجرا را پیش ببرید.

      ۲ – با والدین تان صحبت کنید، در شرایطی آرام و منطقی بحث را پیش بکشید و سعی کنید نظر مثبت شان را جلب کنید. والدین شما، حتما دلایلی برای مخالفت شان دارند. آن ها را بشنوید و سعی کنید فارغ از شور و شوق عاشقی و هیجانات مقطعی، این دلایل را تحلیل کنید. شاید واقعا حق با آن ها باشد. می توانید این دلایل را با فرد سومی که به بی طرفی او اطمینان دارید در میان بگذارید و با او مشورت کنید. این فرد می تواند دوست، استاد، بزرگ فامیل یا مشاور باشد.

      ۳ – والدین گاهی به خاطر بی اعتمادی به شما با انتخاب تان مخالفت می کنند، چون فکر می کنند به قدر کافی بزرگ و عاقل نشده اید. در این شرایط باید دلایل خود را از انتخاب فرد مورد نظر تشریح کنید و با صحبت های منطقی به پدر و مادرتان ثابت کنید که بزرگ و قابل اعتماد هستید.

      ۴ – اگر هیچ کدام از راه ها نتیجه نداد، سعی کنید همراه والدینتان پیش مشاور خانواده بروید و در شرایطی منصفانه درباره مشکل صحبت کنید.

      مخالفت خانواده ها را جدی بگیرید
      اگر مخالفت خانواده ها به این دلیل بود که دو خانواده از نظر مذهبی در یک سطح نیستند، اگر اختلاف مالی فراوان بین خانواده ها وجود داشت، اگر فاصله سنی شما و فرد مورد علاقه تان بسیار زیاد است و اگر مخالفت والدین به دلیل موجه نبودن شخصیت فرد موردنظر است (در حالی که شما به اشتباه فکر می کنید، می توانید با قدرت عشق و صبر او را عوض کنید) بهتر است به توصیه والدین تان گوش دهید و بی گدار به آب نزنید. حساسیت والدین در این مسائل کاملا منطقی است و شما باید در انتخاب تان دقت بیشتری داشته باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  17. ناشناس
    ناشناس میگه:

    با سلام و احترام
    چند وقتی هست که با دختری آشنا شدم و باهم کلی صحبت کردیم و همدیگه را پسندیدیم. با خانواده ها هم مطرح کردیم و خانواده ها هم همدیگه رو در روز خواستگاری دیدن و بازهم پسندیدن. ولی مشکلی که هست اینه که دختره یجورایی روحیه مردونه داره و کلا از احساس ریختن مرد و بیان کلمات عاطفی و محبت آمیز خوشش نمیاد و هر چه مطالعه داشتم در خصوص اینکه چطور با شریک زندگی رفتار کنم و بهش محبت کنم همه رو یجورایی برعکس نشون میده!! این قضیه یخورده دلسردم کرده هر چند که دختره دیگه به ظاهر نشون میده که قصد ازدواج با من را داره!! از اونجایی که خانما همش از کمبود محبت از طرف شریک زندگیشون یا درک نکردنشون توسط شریک زندگیشون یا خیانت از طرف شریک زندگیشون، مینالن، حالا موندم این رابطه رو ادامه بدم یا نه؟؟ خواهش میکنم افرادی که در زمینه روانشناسی تبحر دارن، یا اونایی که تجربه چنین رابطه ای را دارن یا اینکه خانما چون روحیه خودشونو بهتر میشناسن پاسخ سوالم رو بدن!!!!
    با تشکر از همه شما دوستان عزیز

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      بهترین توصیه اینه که برای مدتی نامزد باشید و رفت و آمد کنید … تا اگر تصمیم به کات کردن دارید با شناخت بهتری این کار انجام بدید
      چون چنین انتظاری در این مورد دور از واقعیت هست …چون هنوز شما وارد مراحل جدی تر نشدید که ایشون از خودش واکنشی نشون بده
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  18. عطیع
    عطیع میگه:

    سلام. من یه دختر۲۴ ساله ام که لیاسنس معماری دارم یه پسری از شهر گرگان که پنج ساله پیش دانشجو بودم ازم خاستگاری کرده اما خاهان اشناییت بیشتره در حال حاضر. اما من خودم بجنوردم و میدونم اشناییت لازمه اما نمیدونم چطوری اشنابشیم. یعنی سخته خانوادها هی بیان بجنورد و برن گرگان. مخصوصا خانواده من که مذهبی هم هستن کمی تعصبی. بنظرتون چجوری اشناییت بیشتری پیدا کنیم؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      دو جا آدم‌ها هر چقدر هم در نقاب‌زدن و نقش بازی کردن ماهر باشند، ماهیت واقعی خود را رو می‌کنند؛ یکی در زمان استرس و یکی در زمانی که منافع مشترک مطرح است. اگر این ۲ نکته را بدانیم، در دوران آشنایی، نامزدی و عقد احتمال آسیب، بسیار کمتر می‌شود. برای روشن شدن این مساله مثالی می‌زنم؛ گاهی می‌گوییم فردی قوی است و اعتمادبه‌نفس زیادی دارد ولی در زمان امتحانی مثل رانندگی، می‌بینیم آنچنان خود را می‌بازد و ضعف نشان می‌دهد که غیرقابل باور است.
      در این صورت می‌توانیم بفهمیم واقعا آنچه وانمود می‌کند، نیست یا گاهی می‌بینیم آقایی خود را بسیار عاشق‌پیشه نشان می‌دهد و مدام ابراز احساسات می‌کند اما وقتی صحبت سر تعیین مهریه معقول یا واگذاری حق طلاق و… می‌شود، رابطه را دچار تنش یا کاملا قطع می‌کند!
      پس یادتان باشد اگر بتوانید از این ۲ تکنیک (استرس و طرح منافع مشترک) استفاده کنید، خیلی راحت می‌توانید تا حد زیادی پشت نقاب طرف مقابلتان را ببینید.
      خیلی‌ها بعد از ازدواج می‌گویند همسرمان خیلی فرق کرده، در صورتی که واقعیت این است که او فرق نکرده، بلکه حالا نقاب‌ها کنار رفته و آنها نتوانسته‌اند قبل از ازدواج همدیگر را خوب بشناسند.

      در دوران آشنایی چه کنیم؟
      خیلی از ما در دوره آشنایی، از هم به اندازه کافی سوال نمی‌پرسیم؛ چون می‌ترسیم که متقابلا طرف مقابل هم از ما سوالی بپرسد یا بفهمیم مشکلی در گذشته داشته و رابطه عاطفی‌مان به هم بخورد. گاهی هم اصلا نمی‌دانیم در مورد چه چیز باید بپرسیم. ممکن‌است اصلا بخواهیم مشکل‌های طرف مقابل را انکار کنیم و آنها را نادیده بگیریم. مثلا وقتی می‌بینیم مدام عصبانی می‌شود، از تکنیکی به نام کم‌اهمیت جلوه‌دادن استفاده می‌کنیم و می‌گوییم «آنقدرها هم عصبانی نمی‌شود، دیگران شلوغش می‌کنند!» یا به توجیه پناه می‌بریم: «از کودکی مشکلات زیادی را پشت‌سر گذاشته و به همین دلیل زیاد عصبانی می‌شود، خودش تقصیری ندارد!» یا با عبارت‌هایی مثل: «همه مردها زود عصبانی می‌شوند» سعی می‌کنیم رفتار او را منطقی جلوه دهیم!
      این اشتباه‌ها باعث می‌شود خودمان را درگیر رابطه‌ای پرخطر کنیم اما توجه به برخی نکته‌ها در این دوران و البته دوران عقد بسیار کمک‌کننده است و ما را از این خطای شناختی بیرون می‌آورد:

      یک
      از ارزش‌ها و باورهایتان چشم‌پوشی نکنید. یعنی فورا نخواهید خودتان را همرنگ طرف مقابل کنید. مثلا اگر می‌بینید مهمانی‌های آنچنانی می‌رود و روابطی دارد که نمی‌پسندید، به اجبار آنها را نپذیرید.

      دو
      از علایقتان دست برندارید؛ اگر وقتی با کسی آشنا می‌شوید، خود را غرق پرداختن به علاقه‌مندی‌های او کنید، بی‌شک آسیب خواهیددید. حتی برخی افراد در این دوره به خاطر طرف مقابل رابطه خود را با دوستان و خانواده‌شان کمرنگ می‌کنند و تمام‌وقت خود را در اختیار او قرار می‌دهند که این کار هم اشتباه است.
      خیلی‌ها بعد از ازدواج می‌گویند همسرمان خیلی فرق کرده، در صورتی که واقعیت این است که او فرق نکرده، بلکه حالا نقاب‌ها کنار رفته و آنها نتوانسته‌اند قبل از ازدواج همدیگر را خوب بشناسند
      سه
      در کسانی که در زمان نامزدی و بدون شناخت، روابط زناشویی برقرار می‌کنند، احتمال نارضایتی زناشویی، بدبینی، عدم تعهد و نابسامانی ارتباطی بعد از ازدواج بسیار بالاتر است. نتایج تحقیقات نشان داده اگر در دوران آشنایی طرفین کنجکاوی‌های جنسی‌شان را بی‌محابا به هم ابراز کنند، احتمال دارد دچار آسیب‌ شوند. البته به‌دلیل مسائل شرعی، اخلاقی، قانونی و عرفی احتمال شروع این روابط در کشور ما در دوران آشنایی اندک است ولی متاسفانه گاهی از روی بی‌تجربگی و ناپختگی، روابط پرخطر در دوران آشنایی شروع می‌شود که باعث می?شود بیشتر این آشنایی‌ها خیلی زودهنگام به شکست منجر شوند؛ مخصوصا که متاسفانه مهارت مدیریت درست و چندجانبه اینگونه روابط در بیشتر جوانان خیلی قوی نیست و گاهی با الگوبرداری از دیگران یا توجیه رفتار خود یا روشنفکری مدرن مخصوصا خانم‌ها در معرض خطر بیشتر آسیب‌های اجتماعی اینگونه روابط قرار می‌گیرند.

      چهار
      نکته مهم دیگر این است که خیلی‌ها در دوران آشنایی تفاوت‌های زیادی بین خود و طرف مقابل مشاهده می‌کنند ولی با این تصور که می‌توانند او را با عشق و علاقه و توجه تغییر دهند، به روابط خود ادامه می‌دهند. خیلی از خانم‌ها مرتکب این اشتباه شایع می‌شوند اما شخصیت شکل‌گرفته آدم‌ها، خیلی قابل‌تغییر نیست و فقط قابل‌تعدیل است. پس وقتی به قصد ازدواج رابطه آشنایی را با کسی شروع می‌کنید، واقع‌بین باشید و آشنایی خود را با کسی ادامه دهید که به اصول شما نزدیک باشد.

      پنج
      در این دوران هرگز خود را بیش از حد درگیر رابطه عاطفی نکنید. وقتی احساس بر منطق غلبه می‌کند، احتمال بروز مشکلات زیاد خواهد شد. یعنی ابتدا باید عقل بر احساس حاکم باشد و بعد همسویی عقل و احساس.
      شناخت
      شش
      هرگز تمام اطلاعات در مورد حال و گذشته‌تان را برای طرف مقابل بیان نکنید. برخی فکر می‌کنند اگر همه‌چیز را با جزئیات برای فردی که با او آشنا شده‌اند تعریف نکنند، صادق نیستند در حالی که صداقت ۲ نوع سازنده و مخرب دارد.
      کسی که به قصد ازدواج وارد رابطه با شما شده، باید به این حد از بلوغ رسیده باشد که بداند قرار است با آنچه در حال حاضر هستید، زندگی کند، نه آنچه قبلا بوده‌اید. پس اطلاعاتی که قصد دارید به طرف مقابل بدهید باید به‌تدریج و پلکانی باشد و به همه‌چیز اشاره نکنید.
      حواستان باشد دادن این اطلاعات غیرضروری می‌تواند در رابطه فعلی و در آینده‌تان تاثیر مخربی داشته باشد.
      برای اینکه این نکته مفهوم‌تر شود، برایتان مثالی می‌زنم؛ ما ۳ حریم انسانی داریم؛ حریم سوم، حریمی است که بین ما و اجتماع و دوست و آشنا وجود دارد، حریم دوم، بین ما و خانواده درجه اول مثل پدر و مادر است و حریم خصوصی اول، یعنی حریمی که فقط بین خدا و انسان است و هیچ‌کس حق ندارد وارد آن شود. اگر می‌خواهیم آشنایی و دوران نامزدی موفقی داشته باشیم، حتما باید این حریم‌ها و صداقت سازنده را بشناسیم و نه وارد حریم خصوصی اول طرف مقابل شویم و نه او را وارد این حریم خودمان کنیم.
      گاهی در مطب می‌بینم دخترخانم‌هایی که قبلا رابطه عاطفی معقول و کم‌خطری در چارچوب اخلاق، شرع ، قانون و عرف با آقایی داشته‌اند ولی به‌محض اینکه در مورد آن به طرف مقابل گفته‌اند، رابطه‌شان دچار مشکل‌شده و به هم خورده یا ازدواج انجام گرفته ولی همسر به شدت به خانم بدبین شده است و آسیب بدبینی و بدگمانی بسیار شدیدتر از این صداقت مخرب است.

      هفت
      کسی که می‌خواهد وارد رابطه آشنایی و بعد نامزدی و عقد شود، باید به بلوغ ازدواج رسیده‌باشد اما متاسفانه برخی از کسانی که ازدواج می‌کنند، به این بلوغ نرسیده‌اند اما بلوغ ازدواج چیست؟ یعنی با آگاهی، دانش و مهارت‌های ارتباطی مبتنی بر واقعیت نه رویا، رابطه لذت‌بخش مادی و معنوی خلق کنیم. در غیر این صورت دچار تنش خواهیم ‌شد.
      بدون شناخت، منطق، خودشناسی و دیگرشناسی نباید وارد هیچ رابطه‌ای شد چون برخی در دوران آشنایی چهره واقعی خود را نشان نمی‌دهند و نقاب بر چهره دارند تا طرف مقابل را جذب ‌کنند. علاوه بر این، گاهی رفتار ناسنجیده یا پرخطر‌ تاثیرگذاری هم نشان می‌دهند ولی طرف مقابل به دلیل ویژگی‌های خوب دیگر، متاسفانه آن را نادیده می‌گیرد.

  19. saeed
    saeed میگه:

    سلام میخواستم بپرسم با فردی هستم که هر خواسته ای دارم از لحاظ تیپ و رفتار میگیه هر وقت شوهرم شدی گوش میکنم الان نمیتونم آیا واقعا انجام میده بعد ازدواج یا خیر

    • نویسنده سایت
      نویسنده سایت میگه:

      با سلام خدمت شما
      بستگی دارد این تغییرات در چه حدی باشد و ارتباط فعلی شما در چه مرحلی است؟ برای سنجش اینکه بعد از ازواج ایشان چقدر ظاهر خود را تغییر می دهند بستگی به درخواست شما و عادت شما در تیپ ظاهری دارد و به تربیت خانوادگی نیز مربوط می شود اما اگر تقاضای شما در مراحل دوستی است که چندان قابل قبول نیست اما اگر به قصد ازدواج به ایشان فکر می کنید بهتر است با رسمی کردن این مسئله تقاضای خود را برای تغییر در ظاهر ایشان به شکل جدی مطرح کنید و میزان پایبندی ایشان را بسنجید. روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمنیه می توانند کمکتان کند ۲۲۳۵۴۲۸۲

  20. مهرو
    مهرو میگه:

    سلام مرسی از اینکه مشاور انلاین میدین من موقعیت بسیار بحرانی دارم لطفا زودتر جوابمو بدین، من اول داستانمو تعریف کنم: من و دوست پسرم ۳ سال پیش با پیگیریها و اصرار ایشون دوست شدیم ایشون ۱ ماه از من بزرگتر هستن و ۲۴ سالشونه، و من هم به شدت علاقه مندشون شدم. بعد از ۱ سال دوستیه اروم کار مهاجرتشون درست شد و خواستن برن، گفت برام بمون صبر کن هروز حرف میزنیم اسکایپ میکنیم منو تومال همیمو اینها و سال بعدش میام خاستگاری . خلاصه موندم و تو این ۲ سالی که موندم خاستگار هاای اومد برام که بدایل رد کردنشون بی جهت ، با خانواده درگیر میشدم. دیگه با دوستم صحبت کردیم که بیان خاستگاری و تکلیفمو معلوم کنن. در ضمن کار من طول میکشه تا بتونم برم پیشش ۳ سال طول میکشه و ایشون برای سربازی هم زیاد نموتونن ایران بمونن. خلاصه به دلیل سن کم خانوادش مختلف ازدواج بودن اما با صحبتو اصرار راضیشون کرد اما کمو بیش پثرش میگه تو نمیتونیو مسولیت سخته و این حرفا . و الان اومددن ایران برای خاستگاری فعلا خودش ایران نمیتونه بیاد. ولی حالا که همه چیز داره درست میشه ترسیده و میگه که میترسم مسولیت قبول کنم و الان ازدواج برای من زوده و امادگی ندارم. ( در این ۲ سال دوری اصلا صحبت از سردی نبود ینی مثا وزای اول همو دوست داشتیمو اصرار داشتیم به هم برسیم) حالا با این تصمیمش من دارم از بین میرم نامردی تا این حد! من همه خانوادم منتظر این خاستگارین!! من میگم نگرانی و ترست کاذب هستش ، الان که مسولیت نیس فقط نامزدیه ، ازدواج ۳ ساله دیگش که کاررام درست بشه. گفته با مشاور حرف بزنم ببینم چی میگن چیکار کنیم. من انقدر دورو ورم تو دوستام دیدم داماد ۲۴ ساله نه کار داره نه اینده اما ازدواج کردن، تازه ایشون موقعیت و مالی اوکی هستن تا حد اولیه که لازمه. الان یهو حرفش عوض شده من که فکر میکنم واسه حرفای باباشه که اعتماد به نفسشو از دست داده. الان چیکار کنیم؟ کی داره اشتباه میکنه؟ ممنونم

  21. آتنا
    آتنا میگه:

    سلام من دختری هستم ۲۳ ساله سال گذشته یکی از دوستام ازدواج کرد و از دوس پسرش جدا شد بعد این آقا اومد سراغ من برا کمک و …. بعد چند وقت بهش علاقمند شدم خیلی زیاد اونم همینطور اخلاقشم خیلی خوبه و از همه لحاظ بهم میایم ازم درخواست ازدواج کرده اما من ی خورده برام سخته با اینکه خودش میگه دیگه اون بنده خدا رو کاملا فراموش کرده و الان بهانه ی زندگیش منم اما من بازم میترسم من موقعیتهای دیگه ای هم دارم موندم چیکار کنم راهنماییم کنید

    • نویسنده سایت
      نویسنده سایت میگه:

      بهترین راه حل این است که شما از مشاوره پیش از ازدواج کمک بگیرید یعنی افرادی که درخواست ازدواج با شما دارند و شما و خانواده سر آنها توافق دارید را نزد روانشاس رفته و تست بدهید و نظر مشاور را هم جویا شوید تا بتوانید بهترین تصمیم را بگیرید روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند ۲۲۳۵۸۲۴۲

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      چنین ارتباطاتی فقط برای فرار از تنهایی برقرار میشه و در آینده به ارامی به سردی ختم میشه
      امیدوارم شما بتونید از این روابط بیهوده خودتون رو رها کنید

  22. نا شناس
    نا شناس میگه:

    سلام .خسته نباشید بنده دختر و ۳۰ سال سن در موقعیت ازدواج که همیشه اظطراب و نگران واینکه اطرافیان مصربه ازدواج بنده ولی خودم هیچ ذوق و تمایلی به ازدواج ندارم و اینکه پدر و مادرم هم چند سالی هست که کتارکه کردن نمیدونم چیکار کنم لطفه راهنمایی کنید .ممنون

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  23. صفورا
    صفورا میگه:

    سلام خسته نباشید

    چندروز پیش یه آقایی اومدن خاستگاری.شرایطشون خوبه ولی من قبلا یه نامزدی در حد انگشتر نشون داشتم ولی هیچ گونه رابطه ای با ایون آقا نداشتم مگر در حد خانوادهگی. حالا به نظر شما باید خاستگارجدید رو مطلع کنم ازین موضوع.لازم تاکید کنم که عقد نکردیم فقط در حد انگشتر نامزدی بوده سنتی بین خانواده ها.ولی رابطه ای نبوده

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      پس هیچ رابطه ای بین شما نبوده و شما در جلسات بعدی میتونید در موردش صحبت کنید اگر فرد سالمی از نظر روانی باشه میتونه این موضوع رو مثل هر موضوع ساده دیگه ای درک کنه و شما مطمئن بشید فردی مناسب برای ازدواج کردنه و گرنه برای شما نشانه ای هست که میتونید ازش برای تصمیم گیری قطعی در انتخابش استفاده کنید

  24. M
    M میگه:

    سلام
    من پسری هستم که به دختری علاقه مند شدم که ۶ سال از من بزرگتره ایشون هم به من علاقه داره ولی شرط اولش رو موافقت خانواده ها مطرح کرده
    خانواده من با این ازدواج مخالفن
    به نظر شما من باید چیکار کنم
    لطفا راهنمایی کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      کمک گرفتن از بزرگان فامیل برای وساطت … و اینکه بدونید ممکنه این اختلاف در زندگی اینده شما تاثیرگذار باشه ..پس با مشاوری مجرب مشورت کنید و بعد تصمیم گیری کنید
      چون در هر صورت با شما موافقت خواهند کرد پس صبور باشید

  25. مرسانا
    مرسانا میگه:

    سلام من دختری ۲۷ ساله هستم . سه سال پیش با پسری که ۲ سال ازم بزرگتر بود و هم رده و هم سطح با خودم بود دوست شدم (البته به قصد ازدواج) و بعد از حدود ۴ ماه با اینکه شرایظ مالی مناسبی نداشت به خواستگاریم اومد و نامزد شدیم . اوایل که درباب آشنایی با هم صحبت میکردیم میدیدم خیلی تفاهم داریم. پسر با صداقت و پاکی هست . از لحاظ طبع جنسی هم به هم میخوریم و هر دو گرم بودیم . خب این موضوع یکی از موضوعات اساسی زندگی مشترک هست و باید مشخص بشه . ولی حالا وقتی بحث ما سر مسایل جنسی کشیده میشه بحث رو عوض میکنه و وقتی دلیلش رو میپرسم میگه که چون رابطه جنسی نداشته و تجربه اش رو نداشته طبعش سرد شده و خودش میگه که بعد ازدواج درست میشه. توی رابطه احساسی هم من خیلی از اون پرشورتر هستم و بیشتر سمتش میرم و حس میکنم جای ما عوض شده . این فکرها گاهی باعث میشه باهاش دعوا کنم و فکر کنم که دوستم نداره .
    حالا سوال من اینه که ایا صحبت این اقا درست هست که این سردی طبع موقتی هست و بخاطر نداشتن تجربه هست؟ و یا اینکه مشکل اساسی هست ؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر بحث طبع باشه که از طبیعت فرد گرفته میشه و طبیعت فرد ثابت هست … پس بهتره قبل از هر اقدامی مشاوره کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  26. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام من پسر بیست وهفت ساله هستم … مدیر یه موسسه هستم جدیدا با یه دختر خانمی اشنا شدم …وقتی پیششم احساس ارامش میکنم..خیلی بهم علاقه داره همش میگه خوشبختت میکنم..اخلاقش همون چیزیه که مخوام …ولی متاسفانه من به قیافه اهمیت میدم…اون چیزی نیست که مخواستم ولی اخلاقش خیلی خیلی خوبه.. …خیلی کیج شدم نمیدونم چیکار کنم پیش خودم میگم شاید دیگه چنین کسی رو با این همه مهربونی پیدا نکنم بعد میگم اگه ازدواج کنم شاید بعداز چند مدت به خاطر قیافش بهم بریزم قیافش بد نیست اونی نیست که مخوام……الان دو سالیه افسردگی خفیفی داشتم ولی احساس میکنم با اومدنش حس خوبی دارم اعتماد به نفسم بالا اومده……نمیدونم چیکار کنم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      باید بدونید هیچی در دنیا کامل و صددرصد نیست پس بهتره در این مورد خوب فکر کنید … چون قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه که اگر برای شما قیافه اهمیت زیادی داشته باشه ممکنه در اینده شمارو دچار تردید کنه …چون قیافه برای شما بسیار مهمه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  27. باران
    باران میگه:

    سلام خسته نباشید
    من یه دختر ۳۰ساله ام جدید با یه اقایی اشنا شدم که بیست سال ازم بزرگتره دوتا پسر داره پسر بزرگش همسن منه
    همسرش سه ساله فوت کرده
    من همیشه دوست داشتم با کسی ازدواج کنم که همه جوره ازم حمایت بکنه حس می کنم میتونم به این اقا اعتماد کنم
    میخواستم کمکم کنید که ایا اصلا این ازدواج درست هست؟درضمن من خانواده ام رو چطوری باید راضی بکنم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      حس شما از روی احساسات هست نه عقل و منطق … این ازدواج در بهترین حالت در سالهای اینده به تنش و مشکل برخورد خواهد کرد
      چون شما با این اختلاف برای نمونه مثال در مسایل جنسی به شدت دچار مشکل خواهید شد …
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  28. اتی
    اتی میگه:

    سلام من دختری ۲۲ساله هستم به مدته ۶ سال با یه پسری دوست شدم.بعد این مدت اومد خواستگاری اونم من بهش اصرار کردم چون اون میگفت من شرایطش ندارم درحالی که داشت.تا الان همشه دعوا داریم موقعه ی عصبانیت هم خیلی بد دهنه و هر کاری که بخاطرش کرده باشم یا بیرون رفته باشم هرچی که تو رابطمون بوده رو به رخ میکشه که تو اینی یا همچین کاری کردی .الانم که اومده خواستگاری بدتر ششده اخلاقش بددهنیش تمومی نداره تا میاد بدترمیشه.خانوادمم راضی نیستم واسه ازدواج با این اقا تازه از اخلاقشم خبر ندارن اما بخاطر من میگن دوس داری بکن.این اقا تادلتون بخواد بی اعتماد هست محدودم از هرنظری.اگه بددهنی هم بکنه واسش مهم نیس فرداش زنگ میزنه انگارکه هیچ اتفاقی پیش نیومده.خواهش میکنم کمکم کنین من با همچین ادمی ازدواج کنم یا نه؟اصلا این رابطه اسمش دوست داشتن و عشق هست؟هرچند من حسی بهش ندارم ان روزا بخاطر بددهنیاشوخیلی بهم فشار میاد روز خوبی باها نداشتم وقتی من خوشحالم کاری میکنه ناراحت شم بجای خوشحال شدم.لطفا کمکم کنین خیلی سر درگمم کلی طایفمون میگن به درد نمیخوره اخلاق نداره

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      خب چطور انتظار معجزه از چنین پسری رو دارید … شما ۶ سال عمرتون رو به خاطرش گذاشتید و امروز حرف از سردرگمی میزنید …؟
      شما خوب میدونید باید چه تصمیم در این مورد بگیرید … پس قاطع و محکم برخورد کنید

  29. reza
    reza میگه:

    سلام من و همسرم یک سال هست که عقدیم اما حالا بعد این مدت میگه من دوست ندارم اما میخوام باهات زندگی کنم دلیلشم خودش نمیدونه میگه تئخیلی خوبی هیچ مشکلی ام نداری دوهفته گفتم فکراتو بون قشنگ فکراشو کرد گفت میخوام زندگی کنم ی شب رفیم بیرون اومدیم خونه گفت باز من دوست ندارم ولی میخوام باهت زندگی کنم شاید این دوس داشتن بعدا به وجود بیساد به نظر شما تضمینی هست راهنماییم کنید بخدا ناراحتی اعصاب گرفتم ممنون

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  30. فاطمه
    فاطمه میگه:

    با سلاام من دختری ۲۱ ساله هستم که با پسری ۳۰ ساله صیغه شدیم( در بله برون با رضایت خانواده) هفته ی بعدی عقدمه و تقریبا همه کارا تموم شده و هم خانواده و هم کار و تحصیلات پسر در حد عالیه و من نمیدونم چرا بعضی وقتا دو دل میشم بعضی وقتا دوسش دارم ولی بعضی وقتا اصلا دلم نمیخواد حتی بیرون برم این مسعله رو به بابام گفتم گفت طبیعیه زیاد عادت نکردین بهم بعد یه مدت علاقه مند میشی از چند نفر هم پرسیدم اونام گفتن طبیعیه همه تا چند ماه بعد علاقه مند میشن و نامزدم منو خیلی دوست داره، میترسم هیچوقت دوسسش نداشته باشم لطفا کمکم کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      پس امیدوار باشید که طبیعی باشه و بهتره خودتون رو درگیر این افکار بیهوده نکنید و با انرژی وارد زندگی مشترک بشید

      • فاطمه
        فاطمه میگه:

        فقط استرس اینو دارم نکنه که علاقه مند نشم فقط میخوام یکم دوسش داشته باشم

  31. نیلوفر
    نیلوفر میگه:

    سلام
    من با پسری آشنا شدم و با هم در ارتباطیم از هر لحاظ همدیگرو شناختیم و پسندیدیم یعنی فقط از رو احساس نبوده کاملا عاقلانه و از لحاظ باور اعتقاد خونواده عقاید و همه این ها مورد قبول هم هستیم. ایشون دانشجوی phd هستند و همینطور شغل خوب با درآمد مناسب هم دارند.تنها مشکلی که دارن اینه که بخاطر تحصیل پی در پی و پشت سر هم هنوز سربازی نرفتن و این مسئله باعث شده با مخالفت شدید خونواده هامون روبرو بشیم.
    مشکل اینه که نگرانن دوران سربازی کارشو از دست بده. درآمدی برای گذران زندگی تو اون دو سال نداشته باشه.
    به نظر شما مخالفتشون به جاس؟ چجوری میتونیم راضیشون کنیم؟ لطفا راهنمایی کنید ممنونم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر ایشون رو دوست دارید و علاقه هر دوی شما واقعیه پس باید سختی های در این مسیرو تحمل کنید
      هر چند شما و خانوادتون هم باید به این مورد دقت کنید آیا تحمل چنین شرایطی برای شما قابل تحمله ؟
      آیا با معیارهای خانوادگی شما همخوانی داره یا خیر ؟ بعد مشاوره کنید و مراحل بعدی رو انجام بدید …
      در ضمن امروز شرایط خاصی برای فارغ التحصیلان وجود داره ..
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  32. زهرا
    زهرا میگه:

    سلام
    من سه ساله باپسری دوستم وهردومون همودوست داریم واون خیلی کاراواسم انجام داده وعشقشوهمه حوره ثابت کرده ولی تازگیاحس میکنم سردشده ودیگ مث سابق نیست ولی مطمئنم ک خیانت نمیکنه وقصدمون ازدواجه وهنوزم ک هنوزه داریم تلاش میکنیم .اینکه روزی برسه ک دوسم نداشته باشه دیوونم کرده لطفاکمکم کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      این حرفها تا قبل از یک زندگی مشترک بیشتر شبیه شوخی می مونه … اگر به هم علاقه دارید برای ورود به مرحله خواستگاری تلاش کنید

  33. سمیه
    سمیه میگه:

    سلام دختری هستم ۳۲ ساله چند ماهیه که با یکی از همکارام که همسن خودم هست به هم علاقه مند شدیم و قرار ازدواج گذاشتیم البته پیشنهاد ازدواج از سمت ایشون مطرح شد. الان در مرحله شناخت هستیم چند باری بیرون رفتیم . گاهی خیلی ابراز علاقه میکنه گاهی هم به خاطر مشغولیت کاری و درسی چند روزی ازش خبری نیست . البته رابطه ما کاملا در حد عرف هست و بیشتر به صورت پیامی در ارتباطیم . وقتی اون ابراز احساسات میکنه من هم متقابلا ابراز احساسات میکنم آیا کار درستی میکنم؟ البته واقعا اون چیزی که توی قلبم هست رو میگم .با وجود اینکه رابطمون کاملا صمیمی هست اما هر بار که میریم بیرون بطن صحبتهام رو خواسته ها و انتظاراتم قرار میدم و بهش میگم باید الان چشمامون رو باز کنیم و بعدا چشمامون رو ببندیم حتی تو روز تولدمون که بیرون رفتیم این طوری بودم .آیا کارم درسته ؟در ضمن من شدیدا به ایشون علاقه مندم اما دلم میخواد انتخابمون درست باشه.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر واقعا” به م علاقه دارید برای خواستگاری و شروع شناخت و زندگی مشترک اقدام کنید
      کارتون رو با یک مشاوره حضوری قبل از ازدواج شروع کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  34. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام …
    من قصد ازدواج با فردی رو دارم که مشکل افتادگی دریچه مییترال داره و من نمیخوام خانوادم از این موضوع باخبر بشن.
    ایا کاره من اشتباهه؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      این مشکلو اکثر افراد جامعه دارن … و زندگی بدون مشکلی رو هم دارن … بهتره با متخصص قلب صحبت کنید تا به شما در این خصوص اطمینان خاطر بده

  35. غزل
    غزل میگه:

    سلام
    دختری ۲۷ ساله هستم. من در زندگیم خیلی سختی کشیدم. همیشه فکر میکردم به بهترین جاها میرسم. از یه خانواده متوسط هستم در یه شهرستان کوچیک. دروغ نمیگم شرایط مالی برای من مهم هست. تا حالا هیچ کدوم از خواستگارام اونی نبوده ک میخواستم. برادرم دوستی دارن که ۱۵ سال از من بزرگتر هستن. ایشون ساکن تهران هستن. اوضاع مالی ایشون اصلا با ما قابل مقاسه نیست.منظورم اینه که از لحاظ مالی خیلی از ما بالاتر هستن. ظاهرشون کمی جوونتر به نظر میرسه. مدتی هست ایشون به خواستگاری من اومدن. راستش اولش شوک شدم چون همه خواستگارم از لحاظ سنی و مالی نزدیک به من بودن . وقتی با ایشون صحبت کردم دیدم خیلی منو درک میکنن. معیارهایی ک من میخاستم رو داشتن. راستش من دکتری هم قبول شدم ایشون شرط ادامه تحصیل من هم قبول کردن بر عکس بقیه خواستگارام که یا دیپلم هستن یا فوق دیپلم .تازه هیچکدوم معنی این همه سال درس خوندن و زحمتهای منم نمیفهمن و انتظاراتشون از من خیلی بی عدالتی هست.
    حالا سر دو راهی هستم که کسی رو بپذیرم که منو میفهمه ولی اینقد از لحاظ سنی و مالی با من متفاوته یا کسی رو ک اصن منو نمیفهمه ولی از لحاظ مالی و سنی مث خانواده من هست.
    به عبارتی این آقا مطابق طرز فکر من هستن و خواستگارای دیگه من مطابق طرز فکر خانواده ام. من واقعا نمیدونم چیکار کنم راستش وقتی ادم از یه خانواده سطح پایین تحصیلاتش رو ادامه میده تردیدش بیشتر هست.
    دوستانم بهم میگن این آقا جای باباته ولی حرف سایرین برام اهمیت نداره. دروغ نمیگم اوضاع مالی ایشون هم بی تاثیر نیست من واقعا از بی پولی هم خسته شدم…. به ازدواج به عنوان راه فر ار نگاه نمیکنم ولی میدونم ادمی نیستم که بتونم شرایط بی پولی یه جوون رو تحمل کنم. دلم میخاد بعد از ازدواجم با قبلش یه فرقی کنه.
    لطفا به من نگید که عاشق پول این ادم شدم چون حرفها و شخصیت این ادم با بقیه خیلی فرق داره. شاید یه ادم پولدار دیگه جای ایشون میومد من قبول نمیکردم اما چیزی که منو به فکر انداخته جز شرایط مالی ایشون رفتار خوبشونه. مث ی مرد پخته نه مث پسرایی ک سرشون داغه.
    امیدوارم همه خوشبخت شید.
    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز موقعیت مالی در کنار تفاهم و عاطفه زندگی مشترک شیرینی خودش رو خواهد داشت … مسلما” چند سال دیگه که شما در اوج نیاز جنسی هستید دوره افول نیاز ایشون هست و این یکی از مواردی هست که نمیتونید با پول جبرانش کنید … بهتره در این مورد بیشتر فکر کنید و هیجانی تصمیم گیری نکنید

تعقیب

« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
ارسال نظر