103 پاسخ
  1. حامد454
    حامد454 می گوید:

    سلام بنده با دختری آشنا شدم به جهت ازدواج و ایشان خواستگار دیگری داشتن که من شماره خواستگارش رو و در واقع رقیب عشقیم رو پیدا کردم و گفتم به دروغ که با من در فلان حد و سبوده بلکه بیخال شه خلاصه به گوش دختره میرسه و الان ۴ ماهه جوابم رو نمیده که آبروم رو بردی و ازت متنفرم حالا چجوری شده نظرش رو جلب کنم و قانعش کنم که دوسش دارم که اجازه خواستگاری بده بهم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام خب باید قبول کنید کار شما اشتباه بوده چون ممکنه دختری همزمان ده تا خواستگار داشته باشه ولی مهم اینه اون چه فردی رو انتخا می کنه شما حق رو به خودتون دادید و با صحبت با خواستگار ایشون وقتی بین شما پچزی قطعی نیست ایشون رو به نوعی تحقیر کردید .خب شاید زمان لازم است که عصبانیت ایشون کمی کمتر شود و بعد از طریق واسطه اجازه خواستگاری بخواهید و دلیل رو برای ایشون توضیح دهید .اگر ایشون انتخابشون شما می بودید نباید نگران می شدید و نسنجیده اقدام می کردید و اگر شما انتخابش نباشید اگر هیچ خواستگاری هم نداشته باشند مطمئن باشید شما رو هم امتخاب نمی کنند در هر حال بهتره عذ رخواهی کنید اعلام کنید که اشتباه کردید و دلیل رو توضیح بدید و بفرمایید بهشون زمان میدید که فکر کنند .و بعد اقدام می کنید بهتر ه البته برای این اقدامات کمی زمان بدید که اون اتفاق کم رنگ شود و بار هیجانی کمتری داشته باشد .امیدوارم ایشون هم انتخابشون ما باشید ولی هر احتمالی رو در نظر بگیرید که به مشکل برنخورید
      موفق باشید

      پاسخ دادن
  2. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام من قبلا پیش یه خانومی رفتم برای مشاوره به اسم خانم مهرابی الان چندماهه که پیششون نرفتم ولی الان شدیدا نیاز دارم برم پیشش ولی از اونجا رفته و هیچ شماره ای ازش ندارم لطفا اگه کسی ادرس یا شماره ای ازش داره برام ایمیل کنه ممنون

    پاسخ دادن
  3. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    من دخترم و ٢٢ سالمه، پنج ماه پیش با آقایی ٢۵ساله آشنا شدم . بسیار پسر شاداب و سرزنده ، دقیق، مسئولیت پذیر، خانواده دار، مستقل، اهل برنامه ریزیه و تمام جنبه های مالی لازم رو برای شروع زندگی مشترک داره ، از جمله خونه و ماشین و کار خوب. خانواده ی ایشون و مادر من در جریان رابطه هستن.
    من یک رابطه دوستی جدی قبل ایشون داشتم ک باهاش در میون گذاشتم و ایشون پذیرفت . اما ب من گفت تا حالا با کسی رابطه جدی نداشته و من تنها کسی ام ک باهام ب ازدواج فکر میکنه و … در اوایل آشناییمون متوجه شدم ک با دختر دیگه ای قبلا رابطه داشته و اون دختر ب من پی ام زد گفت ب اونم میگفته با کسی نیست و تنها دختریه ک دوسش داره و …بعدم بم گفت ک اون پسر خیلی دروغگوعه مواظب باش و اینا ….
    اما اون پسر منو توجیه کرد ک اون قضیه تموم شده و اون دختر مشکل داشته و با دووستای اون پسرم رابطه برقرار کرده و….
    و یعد این ماجرا رابطه ما ادامه پیدا کرد. اما این قضیه مغایر بود با حرفی ک زده بود
    رابطه خیلی شادی داریم و من هم ب ایشون علاقه دارم. از نظر احساسی و زمانی و مالی ب اندازه کافی برای من وقت میذاره . حالا اصرار شدید داره زودتر رابطه رو رسمی کنیم و بیان خواستگاری و… اما من خیلی میترسم خیلی اعتمادم ب ایشون کمه . همش میگم نکنه با کسی باشه الانم . همش احساس میکنم نکنه بازم با کسی رابطه برقرار کنه. خیلی میترسم نکنه بعدا ب من خیانت کنه . نکنه ب من دروغ بگه تو زندگی مشترک. همش حس میکنم دروغگوعه 😕😕😕 تا قبل این ک بخواد رسمی کنه و ب خواستگاری فکر کنه یه جورایی حس میکردم گوشیاش رو از من مخفی میکنه و نمیذاره من توشون برم…. البته الان بهتر شده.
    حالام ک قراره بیان خواستگاری. من هرچی تلاش کردم دوسه ماهی خواستگاری رو ب تعویق بندازم ، نتونستم ایشون رو قانع کنم و گفت بهتره بیشتر کش دارش نکنیم.
    واقن سر در گمم و استرس دارم.. ممنون میشم راهنماییم کنید .

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      اگر نمیتونید به ایشون اعتماد کنید پس با رعایت احترام کات کنید
      اگر به ایشون علاقه دارید پس اجازه بدید به خواستگاری شما بیاد … چون ایشون در گذشته هر چه که بوده امروز خواستگار شماست
      در غیر اینصورت بیهوده خودتون رو سردرگم کردید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  4. مشاور خانواده
    مشاور خانواده می گوید:

    با سلام خدمت شما
    ازدواج مرحله ای از زندگی است که باید تصمیم بزرگ و جدی بگیرید مسئله ای که مطرح کرده اید از دو جنبه قابل بررسی است : ۱- خود شما که تک فرزند هیستید برای این زندگی آماده هستید یا توانایی های لازم را در خود می بینید ۲- خانواده از دلتنگی شما ناراحت هستند و آماده جدا شدن شما از خود نیستند. برای هر دو این مسائل راه حل وجود دارد . برای مسئله یک پیشنهاد می کنم حتما از جلسه مشاوره پیش از ازدواج کمک بگیرید و تست بدهید تا حدودی شرابط خود را بررسی کنید. اما در مورد مسئله شماره دو که خانواده باید اطمینان کسب کنند نیاز به زمان و شناخت دو طرف می باشد که باید با درایت شما و طرف مقابل این شرایط برای شناخت هر دو خانواده فراهم شود تا خانواده شما کم کم با شرایط کنار بیایند . چناچه نیاز به راهنمایی و کمک بیشتر داشتید روانشناسان کانون مشاوران ایران می توانند کمکتان کنند ۲۲۳۵۴۲۸۲( امکان مشاوره تلفنی نیز می باشد)

    پاسخ دادن
  5. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام خسته نباشیدچندماه پیش دردانشگاه پسری منو از یکی از استادانمون خواستگاری کرد و استادمون اونو برای من مطرح کرد و پسره رو همه جوره تاییدش میکرد من اون لحظه ب خاطر تصمیمی ک داشتم ب خاطر شرایط کاری رشته تحصیلیم از محل زندگیم خارج بشم تصمیم گرفتم روش فکر کنم با خانوادم مطرح کردم مخالفت خاصی نکردن شایدم جدی نگرفتن قضیه رو بعد ک بحث جدی تر شد من ی جورایی از اقا پسر خوشم اومد اونا خواستگاریم اومدن اما الان بهونه های محتلفی میارن هم خانواده و هم اقوام میگن راه دوره اونا غریبه ان شناختی نداریم چطوری میتونیم اعتماد کنیم بعدشم من تک فرزندم یکم سختشونه برم شهر دیگه…من خیلی پسره رو دوست دارم راهنماییم کنید…درضمن فاصله شهر اونا تا شهر ما سه ساعته ولی میگن دوره

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      به هر حال دوست عزیز نظر خانواده در این مورد بسیار مهمه و فاصله هر چی باشه چون نمیتونن شناختی داشته باشن پس نمیتونن اعتماد کنن …
      پس لازمه کسی که واسطه شده در این مورد بتونه نظر خانواده شما و اعتمادشونو جلب کنه …
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
  6. ......
    ...... می گوید:

    سلام خسته نباشین چند روزیه فهمیدم که شوهرم به خواهرم پیام میداده دلیل کارشو پرسیدم قسم خورد و قران گذاشت جلوش که یه نفر به من گفته تو با برادر شوهر خواهرت رابطه داری و خواهرو واسطه بینتونه منم میخواستم خواهرتو اذیت کنم و ازش انتقام بگیرم قسم خورد حالا شما میگید من چیکار کنم دوماه دیگه هم عروسیمه

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز در این مسایل اینقدر حساس نباشید چون هرچقدر بیشتر جستجو کنید حساستر خواهید شد و نباید این موارد رو بصورت مستقیم به ایشون گوشزد میکردید
      پس بهتره فراموش کنید و روال عادی زندگی رو ادامه بدید …

      پاسخ دادن
  7. سامان
    سامان می گوید:

    سلام من یه روان کاو یا روان شناس یا روان درمانگر خانم که در اراک باشند احتیاج دارم به من شماره تلفن بدهید ممنون میشم لطفا سریع راهنمایی کنید مرسی مرکز مشاوره هم خوبه

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

      پاسخ دادن
  8. مرجان
    مرجان می گوید:

    سلام
    من دختری سی ساله هستم تحصیلات فوق لیسانس شاغل و دارای موقعیت اجتماعی به نسبت خوب خواستگارهای زیادی داشتم اما به دلیل محل سکونت ما ( که منطقه فروش مواد مخدر و محله فقیری هست) نتونستم تا حالا ازدواج کنم.. بچه آخر خونه هستم و دوخواهر و تنها برادر بزرگترم ازدواج کردن.. حدود دو سال و نیم قبل اینترنتی با آقایی آشنا شدم هشت سال بزرگتر از خودم.. اهل تسنن بودن.. صحبت هایی بین ما هر از گاه انجام میشد که بیشترش مذهبی یا اجتماعی بود… در ضمن ایشون متاهل بودن و به همین دلیلی صحبت های ما در اون زمان خیلی خیلی محدود و پیرامون مسائلی که گفتم بود صرفا… بعد از مدتی گفتن که همسرشون تقاضای طلاق کردن و حق طلاق هم با همسرشون بود… این دومین همسر ایشون بودن.. همسر اولشون به دلیل دخالتهای مادر ایشون و مسائل دیگه … د رمانی که لیشون به دلیل عمل جراحی در ناحیه هر دو زانو مجبور به ویلچر نشینی به مدت سه سال شدن.. ایشون رو ترک میکنن و دختری که داشتن رو هم با خودشون میبرن… (ازدواج اولشون زمانی بوده که ایشون ۱۶ سالشون بوده و به خواست خانواده ازدواج کردن)… بعد از چند سال تنهایی یکی از آشنایان همسر دومشون رو معرفی میکنه.. همسرشون دانشجوی دکترای شیراز بودن و طبق گفته ایشون در کل مدت یک سالی که از ازدواجشون گذشته بوده کلا دو یا سه هفته رو توی خونه بودن و بقیش رو در خوابگاه شهر محل تحصیلشون بودن و از همسرشون هزینه های تحصیل و زندگی رو طلب میکردن فقط! … تا اینکه ایشون درخواست طلاق میدن اما بعدش متوجه میشن که باردارن و با مخالفت شوهرش برای سقط بچه مواجه میشه و مدت ۴ ماه آخر بارداری رو به اجبار به شهرش برمیگرده .. یک ماه بعد تولد بچه وقتی میخواسته از رساله دکتراش دفاع کنه دانشگاه مبلغ چندین میلیون رو به دلیل سنوات درخواست میکنه که شوهرش قادر به تامین هزینه نشده و نتونسته از کسی هم قرض کنه.. گفت که حتی کلیه هاشم برای فروض گذاشته بوده.. خانم هم به همین بهانه بی خبر به همراه بچه خونه رو ترک میکنه و به خونه پدرش که در شهر دیگه ای بوده میره و درخواست طلاق رو به اجرا میذاره… ظاهرا این خانم بسیار بددهن هم بودن علیرغم داشتن مدرک دکترا!! همسر اولشون در پی ازدواج مجدد قراره به همراه دخترش به حارج از ایران برن و مدارکشون الان در سفارت هست.. همسر دومشون هم کلیه حقوق بچه از حضانت گرفته تا حق خروج از کشور رو از ایشون گرفتن… بعد از ترک همسرشون کمی ارتباط ما بیشتر شد .. تا جاییکه بدون این که من از ایشون بخوام نزدیک هفت ماه پیش شیعه شدند … و به دلیل مخالفت های اطرافیانشون با تشیع مجبور هستن تشیعشون رو از همه اطرافیان حتی دوستان نزدیک و اقوام هم مخفی نگه دارن … و از طرفی به دلیل اذیت های مادرشون و دخالتهاشون تو زندگی ایشون نزدیک یک سال و نیمه که با خانوادشون قطع رابطه کردن (البته با فامیل رابطه دارن) .. ایشون چند ماه پیش از من خواستگاری کردن و من چندین بار جواب منفی دادم و همچنان ایشون اصرار کردن… من شرط گذاشتم که باید بیان در شهر ما ساکن بشن و ایشون پذیرفتن… هر چند که به دلیل نوع شغلی که دارن مجبور میشن چندین بار در سال فاصله حدود ده ساعته شهر فعلی اقامتشون تا شهر ما رو رفت و آمد کنن… من خیلی نگرانم و میترسم که زندگی های قبلیشون تاثیر بذاره توی رفتارشون با من! .. لطفا راهنماییم کنید .. ممنون

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      چی رو فراموش کنید ؟ عشق به این پسر پلیدرو یا کاری که قرار بود انجام بده ؟
      از شما که یک بار شکست رو تجربه کردید بسیار بعیده که اینطور درگیر و گرفتار چنین روابطی بشید
      فقط کمی واقع بین باشید

      پاسخ دادن
  9. علی
    علی می گوید:

    سلام پسری هستم ۲۸ ساله حدود ۴ سال هست ک با دختر اشنا شدم و بدجور بهشذوابسته شدم.
    چندبار ب مدت دو ماه باهم قهر بودیم ولی طاقت نیاوردیم دوباره ب رابطمون ادامه دادیمتا جایی ک الان تصمیم گرفتیم باهم ازدواج کنیم ولی میترسم بعد از ازدواج هم این دعواها و قهرها باشه و باعث بشه زندگیمون خراب بشه چون اجازه میده ک همه تو رابطمون دخالت کنن و ب حرف مردم خیلی اهمیت میده بدون اینکه از درستی اون حرف مطمین بشه زود قضاوت میکنه
    و باباعث دعوا تو.رابطمون میشه لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز بهتره در این مورد مشاوره ای حضوری داشته باشید چون ممکنه از نظر پنل شخصیتی با هم همخوانی نداشته باشید
      و تا وقتی که وارد رابطه ای رسمی و شناخت خانوادگی نشدید نمیتونید در این مورد نتیجه ای قطعی رو جستجو کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  10. علی
    علی می گوید:

    باتشکرووعرض سلام خدمت دکتر بهرامی من دخترخانمیرو نزدیک به دوساله میخوام که خیلی عاشقش شدم همه جو ره کسی هستش که من مدنظر دارم باهاش صحبت کردم هردو راضی هستیم به ازدواج ولی مادر من بعد از اینکه رفتن خونشون ایشون رو دیدن میگن که پسند ش نکردن البته این دوسال من با ایشون صحبت هم میکردم که به خانوادم نگفتم ولی مادرم میگه به هیچ وجه خواستگاریش نمیرم و نمی‌گیرم برات من حتی خواستگاری کسی دیگه نمیتونم برم چون احساس میکنم به این خانم خیانت میکنم چکار کنم دیگه حاضر شدم خونرو ترک کنم چون ازیت میشم لطفا کمکم کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز از صحبت های شما مشخصه که تحت تاثیر شدید احساسات هستید .. بهتره بدونید در ایران ازدواج شامل پیوند بین دختر و پسر نیست و شامل خانواده ها هم میشود
      پس اگر میخوایت زندگی خوبی داشته باشید بهتره خانواده رو با خودتون همراه کنید و چنین کاری با صبر و حوصله است چون باید به خانواده اجازه بدید با شرایط جدیدی که براش به جود اومده کنار بیاد و شما هم باید دلایل منطقی خانواده خودتون رو بشنوید … ممکنه مواردی رو دیده باشن که شما بدون توجه از کنارش رد میشید پس منطقی فکر کنید و از چنین افکاری که ترک کردن خونه است خودتون رو رها کنید

      پاسخ دادن
  11. سما
    سما می گوید:

    سلام. علی اقا من هم با اینکه شما رو اصلا و ابدا نمیشناسم. بهتون میگم نه والا شاید شما الان فوقالعاده از نطر خودتون عالی و تکمیل شده باشید ولی این کلاسای خود شناسی با معذرت فراوان میگم واقعاااااااا از ریشه جوونا رو از بیین میبره .من خودم کلاسای تی ای رو رفتم خوب بود ولی هر کسیو ک دیدم پاشو فراتر گذاشته داغون و نابود شده بود تعییر رویه بدید حتما بهتون ی خانم خوب معرفی میکنن

    پاسخ دادن
  12. علی
    علی می گوید:

    با حمد و سپاس بر خداوند سبحان!
    پسری هستم ۳۰ ساله. از ۴ سال پیش که وارد مباحث خود شناسی و خود سازی شدم تا الان پیشرفتهای چشم گیری در زمینه شناخت خودم چه اخلاقی دارم و تو موقعیتهای مختلف چگونه برخورد میکنم با مسائل به یک راهکار نسبی در مورد خودم رسیدم به عنوان مثال هروفت تصمیمی میگیرم از خودم این سوال را میکنم : آیا من الان تصمیم درستی گرفتم یا اصلاحا جو گیر شدم؟ بهرحال تاثیرات این خودشناسی و خود سازی تا جایی رسیده که الان از لحاظ فکری به بلوغی رسیدم که احساس میکنم میتونم روی پای خودم بایستم و تصمیم بگیرم و مسئولیت امر مهمی چون ازدواج را به عهده بگیرم.ضمن اینکه از لحاظ مالی هم تو این مدت کمی خودمو جمع و جور کردم. من امسال (۹۴) ازدواج را به امید خدا در برنامه هام دارم.اما مشکل اصلی من انتخاب همسر شایسته است. به چه دلیل ۱- فکر میکنم با بالارفتن سنم (چون قبل از این ۱- به دلیل مشکل نداشتن شغل مناسب و ۲- نداشتن تعهد فکری نمیتونستم ازدواج کنم اما الان آمادگیشو دارم) کمی سخت گیر شدم در انتخاب ۲- مشکل دیگه من اینه که فکر میکنم همه مردم بخصوص دخترا (و کمتر خانواده ها) توقعاتشون بالا رفته و این مشکل را در زیربنایی ترین سطح اخذ مدارک تحصیلی از دانشگاهها میبینم (البته خودم تحصیل کرده هستم در حد کارشناسی نه بیشتر) ۳- من چون فردی قد بلند هستم (۱۹۴) هرکاری میکنم تو کتم نمیره که همسرم قدش با من تناسب نداشته باشه (زیر ۱۷۰) با اینکه کیس های خوبی هم پیدا شده که میدونم افراد واجد شرایطی هستند برای من اما احساسم اونا را نپذیرفته (اصطلاحا به دلم ننشسته).۴- از اون جایی که من سالهاست فارغ التحصیل شدم و از محیط های آکادمیکی همچون دانشگاه که دخترا تو ی اون تردد دارن فاصله گرفتن (تو این مدت درگیر سربازی و بعدش کار و بار بودم) نمیدونم برای انتخاب همسر از کجا شروع کنم که بخوام به خواستگاری برم (چون از خانواده بنده آبی گرم نمیشه و خودم باید برای خودم آستین بالا بزنم به دلایل فنی). لطفا تو این چهار پارامتری که نوشتم ( واحساس میکنم خیلی طولانی شد) من را راهنمایی فرمایید .خدا یار و یاور شما باشه با آرزوی خوشبختی همه جوونا

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز شما میتونید در این مورد با افراد قابل اعتمادی که در خانواده /فامیل و یا دوستانتون هست صحبت کنید تا با شرایط فکری و روحی که از شما سراغ دارن دختری رو به شما معرفی کنن …هستند دخترهایی که برای زندگی کردن تمایل زیادی دارن و میتونن شمارو به ارامش و خوشبختی برسونن
      مشاوره ازدواج و دوره های نامزدی شش تا نه ماهه باعث میشه تا شما از هم شناخت خوبی بدست بیارید و دیدی باز وارد زندگی مشترک شوید

      پاسخ دادن
      • علی
        علی می گوید:

        با تشکر از شما دوست گرامی.مسئله اینجاست که ما در دور بری های خودمون به هرکس گفتیم فلانی یک دختر خوب سراغ نداری برای من در کسری از ثانیه گفت نه والاااااا!!!!!! جالبه اینکه الان به دلایل فنی از جمله مسئله اشتغال اکثر جوونا مشکل ازدواج دارن خب با این تفاصیل که وقتی پسری نتونه بره سر کار و کار مناسب داشته باشه به طبعا خانمها هم خواستگار کمتری دارن و به زبون خیلی ساده شما در هر خونه ای ممکنه یکی یا دوتا جوون بخت باز نشده ببینی (چه دختر چه پسر) جالبیش همینجاست که با این طول تفاسیر من از هر کی پرسیدم همون جواب نه والا را داد!!!!!!!!!!!!!! مهمترین علتی که باعث شد من از شما سوال کنم همین مسئله بود.و اما در مورد دوران نامزدی شش تا نه ماهه میخواستم بپرسم دقیقا منظورتون چیه؟ ( شما خودتون بهتر از من میدونید در هر خونه ای را که بزنید فکر نکنم به راحتی اجازه بده دخترش شش الی نه ماه نامزد باشه به محض اینکه یک خواستگار خوب و اوکازیون بیاد سریع میگن باید عقد کنید وما رسممون فلان است و بمان و… وگرنه هرکسی از خداشه که اول شناخت حاصل بشه بعد ازدواج) لطفا در این مورد یکم توضیح بدید. با سپاس فراوان

        پاسخ دادن
  13. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    با سلام
    پسری هستم ۳۰ ساله چهارساله که با دختری آشنا شدم و خیلی به هم علاقمند شدیم. ایشون ۲۶ سالشه. دختر خوبیه و خیلی از معیارهایی که من از یک زن ایده آل می خوام رو داره. در عین حال خیلی موقع ها باهم بحثمون میشه ولی همیشه حلش میکنیم و کنار میایم. خیلی بهم وابسته شدیم و باهم خوشیم. همیشه در کنار هم که هستیم لحظات خوبی رو داریم و خوشحالیم. از نظر مذهبی ایشون یه کمی مذهبی تره و من متعادل تر. از نظر فرهنگ خانوادگی شبیه هستیم ولی از نظر مالی خانواده من بالاتر هستن. متاسفانه مشکل من اینجاست که من به خاطر مشکلات مالی و اهدافی که دارم فعلا قصد ازدواج ندارم و هدفم مهاجرت پیشرفت شغلی و تحصیلی هست اما ایشون این مسئله رو قبول نداره. از طرف دیگه ایشون به شدت از طرف خانوادش تحت فشار برای ازدواجه و خواستگارهایی که داره رو به خاطر من رد میکنه. اخیرا خیلی افسرده شده و همش با من سر مساله ازدواج بحثش میشه. گریه میکنه و غمگینه. احساس میکنم داره منو وادار میکنه به ازدواجی که هنوز آمادگیشو ندارم. حالا شدیدا موندم که چگونه باید با این مسئله برخورد کنم؟ آیا باید تن به ازدواج اجباری بدم یا باید کلا قید این رابطه رو بزنم؟ لطفا راهنمایی کنید ممنونم

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      دوست عزیز وقتی توانایی پذیرش مسئولیتی رو ندارید بهتر نیست هیچوقت واردش نشید …. شما ایشون رو به خودتون وابسته کردید و به نوعی ازشون استفاده کردید و حالا بعد از چهار سال حرف از پیشرفت و مهاجرت میزنید ؟
      بهتره حالا که قصدی برای ازدواج کردن ندارید رابطه رو کاملا” کات کنید تا ایشون با تمام سختی بتونه باهاش کنا بیاد … امیدوارم متوجه شده باشید کاملا” باید کات کنید …

      پاسخ دادن
    • HI
      HI می گوید:

      شما ۴ سال با این دختری حالا حرف از پیشرفت میزنیو میگی آمادگیشو ندارم .شما میگی ایده آل از نظرم بعدش میگید نمیخای
      اون دختر بیچاره همه چیزشو گذاشته پای شما
      بنظر من که این بازی کردن با یه دختره

      پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      شما باید به این موضوع فکر کنید که اینده شما به این موضوع بستگی دارد استرس نداشته باشید و خودتان باشید در این باره می توانید به یک مشاور مراجعه نمایید

      پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مشاوره ازدواج اراک

مشاوره ازدواج اراک

مشاوره ازدواج اراکReviewed by مشاور on Jul 30Rating:

در جوامع امروزی طلاق امری است که بسیار با آن مواجه میشویم و متاسفانه آمار طلاق در کشور طی چند سال اخیر بسیار بالا رفته است. زن و شوهر به دلایلی مانند نداشتن تفاهم و یا درک نکردن یکدیگر و حتی گاهاً بر سر مسائل مالی و اقتصادی از یکدیگر جدا شده و اصلا روحیات لطیف و شکننده فرزندانشان را در نظر نمیگیرند. فرزندان طلاق که بسیاری از آنها دچار افسردگی شده و حتی در زندگی آینده آنان نیز این بحران تاثیر گذار خواهد بود. توصیه ما به کسانی که میخواهند ازدواج کنند مشورت و مشاوره قبل از ازدواج است تا از همه این مسائل و بحران ها تا حد ممکن جلوگیری کرده و زندگی سالم و خوبی در کنار هم داشته باشند.

پس والدین عزیز به فکر آینده خود و فرزندان خود باشید چرا وقتی می توانیم با یک مشاوره صحیح از بروز بسیاری از ناهنجاری ها و مشکلات جلوکیری کنیم، از آن سر باز می زنیم.

مشاوره ازدواج اراک با به خدمت گرفتن مشاورانی با تجربهآماده جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی می باشد.

مشاوره ازدواج اراک و مرکز مشاوره ازدواج به منظور ایجاد فضایی مناسب برای مردم عزیز این شهر و برای کمک به آنان در مشاوره ازدواج امیرکبیر ، مشاوره ازدواج ملک ، مشاوره ازدواج باغ ملی ، مشاوره ازدواج قائم مقام و سایر نمایندگی هاراه اندازی شده است.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج