مشاوره ازدواج اصفهان

مشاوره ازدواج اصفهان

مشاوره ازدواج اصفهانReviewed by مشاور on Jul 29Rating:

زمانی که افراد تصمیم به ازدواج میگیرند و ازدواج میکنند ممکن است از خیلی مسائل چشم پوشی کرده و به آنها اهمیت ندهند اما در آینده بر سر همین مسائل با یکدیگر بحث و جدل داشته باشند. به طور مثال زوجین قبل از ازدواج باید در مورد این که چند فرزند میخواهند با هم توافق داشته باشند . همین طور باید از عقاید یکدیگر خبر داشته باشند مثلا مرد بگوید که از همسرش چه انتظاراتی دارد و دوست دارد پوشش و رفتار او چگونه باشد. و همینطور زن نیز باید خواسته هایش را برای مرد بازگو کند تا در آینده بر روی مسائل پیش پا افتاده با هم مشکلی نداشته باشند.

این نکات و بسیاری از نکات دیگری که به شروع زندگی شما کمک می کند همینجوری به دست نیامده و می توانید این نکات را با مشورت با مشاوران با تجربه ما به دست بیاورید.

مشاوره ازدواج اصفهان به منظور کمک به اصفهانیان عزیز با راه اندازی شعب متعدد خود در مناطق مختلف اصفهان از جمله مشاوره ازدواج امام خمینی، مشاوره ازدواج فلکه شهدا، مشاوره ازدواج انقلاب ، مشاوره ازدواج سی و سهپل و مشاوره ازدواج بلوار کشاورز است و با استفاده از کارشناسانی مجرب و مشاورانی با سابقه و توانا پذیرای مردم عزیز اصفهان خواهد بود.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج

242 پاسخ
  1. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام دختری هستم ۲۲ ساله یه خواهر بزرگتر از خودم دارم که نمیخواد ازدواج کنه و میگه که ازدواج به درد نمیخوره به نظر شما نظرش درسته؟ چجوری میشه نظرش رو تغییر داد؟

    پاسخ دادن
  2. شهربانو
    شهربانو می گوید:

    سلام خسته مباشید…
    میشه خواهش کنم کمکم کنید؟
    من یک دختر۲۲ساله هستم فارغ التحصیل رشته مکانیک…نقاشی میکشم و از این راه درامد دارم..ویلون هم میزنم…یک دختر معمولی در یک خانواده معمولی…پدرم کارمند و مادرم فرهنگی هستن…عاشق پسری هستم که ۲سال از خودم کوچکتر هستن…اما از هر نظر باهم تفاهم داریم…ایشون هم حقوق میخونن…هردو مومن و باخدا هستیم…
    اما خانواده ایشون مخالف هستن فقط بخار اینکه من بزرگتر هستم…با اینکه میدونن ما فعلا نمیخوایم ازدواج کنیم هرچند تصمیمون ازدواج هست…میشه لطفا بگید چطور میشه اون هارو راضی کنیم به این ازدواج؟در ضمن مادر من در جریان هستن و این اقا رو پسندیدن با وجود اینکه از من کوچکتر هستن…

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      ازدواج با پسر کوچکتر آن هم ۲ سال نیازمند بررسی و تحقیقات بسیار است قبل از هرچیز توصیه می کنم شما و آقا پسر برای مشاوره به مرکز مشاوره شهرتان مراجعه کنید و با مشاوران ما در تمامی زمینه ها صحبت کنید تا از این ازدواج مطمئن شوید
      اما اینکه خانواده شما با این موضوع مشکلی ندارند خوب است و جلو هستید اما رکن اصلی ازدواج دختر پدرش می باشد شما باید مطمئن شوید که پدرتان نیز مشکلی ندارد در غیر این صورت تمامی تلاش ما برای راضی کردن خانواده پسر هیچ تاثیری ندارد
      این نکته را بدانید که با هر خصلت و ویژه گی ای وقتی خود فرزندان همسر آینده خود را انتخاب می کنند همواره با مخالفت هایی روبرو می شوند اما این خواست آنان است که می تواند با اصرار و همچنین صحبت منطقی و مشاوره راضی کننده باشد
      اون آقا پسر باید با خانواده خود صحبت کند و از دلایل انتخاب خود بگوید از ویژگی های شما و همچنین از اطمینانش از ازدواج..البته این موضوع که شما بزرگتر هستید کار را سخت کرده است
      خانواده هایتان به هم می خورد و تناسب خوبی دارید
      بنابراین بهترین کار صحبت با والدین است و اینکه به آنان اطمینان داده شود که از این ازدواج راضی هستید و مشکلی با سن ندارید البته باز هم تاکید می کنم خود شما و آقا پسر باید به یک مرکز مشاوره قبل از ازدواج مراجعه کنید تا اصلاً از این ازدواج مطمئن شوید زیرا این موضوع و شرایط شما کمی حساس است دو سال زمان کمی نیست اما در انتها باید شرایط زندگی بررسی شود.
      از انجام کارهای ریسکی مثل تهدید و یا دعوا بپرهیزید که قطعاً کار شما را دشوار خواهد کرد

      پاسخ دادن
  3. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    من اصفهان چند سالی دانشجو بودم و همون جا با یه پسر اصفهانی آشنا شدم الان سه ساله که باهم دوستیم ولی بازم نمیتونم بهش اعتماد کنم برا ازدواج به نظر شما مشاوره میتونه کمکم کنه؟

    پاسخ دادن
  4. mgh
    mgh می گوید:

    سلام
    من دختری ۲۳ساله هستم که حدود یک سال و نیم پیش با اقایی که ۹سال از خودم بزرگتر بود و دانشجوی دکترا(که الانم استاد دانشگاهه)آشنا شدم ایشون پسر خوب متین با شخصیتی هست ولی مشکل اینجاست که من تو یه شهر هستم ایشون تو یه شهر دیگه که ۷ساعت تا اشنجا فاصله داره!! و خونواده بسیار پرجمعیت و کم سوادی داره! برخلاف خانواده من
    و اینکه در صورت ازدوج با ایشون من باید به شهر اونا مراجعه کنم !!! واقعا نمیدونم ایا ازدواج با این شرایط صحیح هست!!
    اینم بگم که ایشون میگه من مثل خانوادم فکر نمیکنم و نمیخام مثل اونا زندگی کنم و اینجور مسائل
    لطفا کمکم کنید

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      به نظر من اگه میتونید مستقل زندگی کنید و با زندگی کردن تو یه شهر دور مشکلی ندارید که مشکلی نیست در ضمن به دلیل اینکه ایشون دارن دکترا میگیرن مطمئن باشید که دیدشون با دید خانواده شون بسیار متفاوت خواهد بود

      پاسخ دادن
  5. بی نام
    بی نام می گوید:

    با سلام
    دختری هستم ۲۰ ساله که یک ساله که با یکی از همکلاسیهام که یک سال از من بزرگتره در ارتباطم و قصدمون ازدواج بود
    مدتی پیش اشتباه خیلی بزرگی کرد که باعث شد من از لحاظ روحی دچار مشکل بشم و حالت افسردگی بگیرم و میخواستم رابطه رو هرچه زودتر تمام کنم اما نذاشت و با اصرار بیش از حد منو نگه داشت و خودش هم قول داد که عوض بشه و از اون به بعد نمازش ترک نشده و خیلی عوض شده و من هم که این تغییراتو دیدم کم کم حالم بهتر شد و رابطمون حتی خیلی بهتر از قبل شد اما از طریق شخصی متوجه شدم که این پسر زمانی که من توی زندگیش بودم و فکر میکردم که خیلی به این رابطه متعهد و پایبنده دچار مشکلات اخلاقی خیلی بد و زشتی بوده و این قضایا تمامش برام اثبات شد پون اولش باورم نمیشد اما متاسفانه با مدرک و… فهمیدم که حقیقت داره بنابراین الان دیگه به هبچ عنوان نمیخوام باهاش نه حرف بزنم نه به زندگی باهاش فکر کنم چون نه عشق و علاقه ای دارم و نه اعتمادی
    و توی این چندروز مدام sms میده که خدا معجزه میکنه و تورو به من برمیگرونه و تو دوباره خوب میشی …بخدا عوض شدم و خودت توی این مدت متوجه شدی ولی متاسفانه من نمیتونم باهاش زندگی کنم و نمیتونم به چشم همسرم بهش نگاه کنم ولی این sms ها یی که میده امیدی که داره منو آزار میده حتی بهش هم گفتم که فقط از زندگیم برو و دیگه هم جواب حتی sms ها رو هم ندادم
    من نمیتونم …دیگه نمیتونم واقعا …دیگه اعتمادی ندارم و اصلا نمیخوام که داشته باشم
    چیکار کنم در برابر این اصرارا این امیدواری که داره میخوام راحت منو فراموش کنه ولم کنه :((
    چیکار کنم کمکم کنید :((

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز اولین کار از بین بردن سیم کارت و کات کردن کامله … اینطوری راحت فراموش کرده و تکلیفتون در زندگی روشن خواهد شد …
      بهتره شما خودتون رو کامل کنار بکشید ایشون به آرامی از این حالت خارج خواهد شد

      پاسخ دادن
  6. شادی
    شادی می گوید:

    سلام من دختری ۲۸ ساله هستم دارای دو کارشناسی کامپیوتر ومعماری بوده از طبقه مرفه از نظر ظاهری بسیار عالی .دوسال پیش با پسری ازدواچ کردم ۴ سال از خودم کوچکتر دیپلم فنی حرفه ای از نظر مالی معمولی خونشون سپاهان شهرهستش از نظر قیافه متوسط رو به زشت چار سال طول کشید فوق دیپلم دانشگاه ازاد رو با معدل دوازده بگیره در زمانقد من رو فریب دادکه پول ندارم حلقه بخرم ومن بدون اینکهخانواده بفهمند خودم دو حلقه ازدواج خریدم الان که میخوایم عروسی کنیم خانواده پسر میگن ما وظیفه نداریم خرج کنیم اگه خودش داره خرج کنه .لازم به ذکر هست که الان یک اپارتمان۱۷۰ متری در حال ساخت هست که خانواده ام گفتند وقتی تمام شدمال تو.حالا احساس بدی دارم یعنی منهم جهیزیه هم خونه تهیه کردم و خانوادهپسر هیچ خرجی را متقبل نشده اند دریغ از طلا ولباس و…. خانواده ام میگن طلاق بگیر من از حرف مردم میترسم تن به طلاق بدم از ازدواجم هم پشیمانم هر کسمنو میبینه میگه حیف توکه به چنین کسی رفتی چکار کنم از طرفی پسر میگه محاله تو رو طلاق بدم مهریه من ۸۰۰ سکه است میخوام مهرم رو در قبال شرط طلاق با خودم ببخشم لطفا منو راهنمایی کنین

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز هیچوقت بخاطر حرف و قضاوت مردم خودت رو نگران نکن … مردم در همه حال حرف میزنن و خیلی که بخوان حرف بزنن یک ماه بیشتر نیست و بعد همه چی فراموش میشه چون این مشکلات رو همه در خانواده هاشون دارن … پس بهتره اگر نظرتون با خانواده یکی هست از این ازدواج بیرون بیایت چون این شما هستید که باید در نهایت تصمیم گیری کنید آیا میتونید توی این زندگی ادامه بدید یا خیر ؟
      از صحبت های شما مشخصه که علاقه ای بین شما نیست و تا وارد زندگی مشترک نشدید بهتره در این مورد اقدام کنید … ایکاش شما دخترها در کنار احساسات کمی هم منطقی بودید و به نشانه هایی که میدید دقت بیشتری میکردید

      پاسخ دادن
  7. سهام
    سهام می گوید:

    سلام
    من یه دختر ۱۸ سالم بخاطر شرایط زندگیم متاسفانه عاقل تر از یه دختر ۱۸ ساله ی معمولیم
    من با یه پسری دوستم واسه ازدواج
    اونم راضیه اما پدرش راضی نمیشه من نمیدونم چکار کنم پدرش یه مهندس مغروره اما خودش اینطور نیست شرایطش خوبه
    مشکل من اینه که پدرشو راضی کنم حالا چطوری نمیدونم
    پدرش میگه هنوز زودته تو ۲۰ سالگی بخوای ازدواج کنی در صورتی که پسر مورد علاقم پا به پای پدرش تو شرکت کار میکنه بلده دیگه والا مثل یه مرد رفتار کنه چون تک پسره همیشه با باباش بوده
    اگه میشه کمکم کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      خانم سهام…
      انتظار دارید چه کمکی بشه ؟ هر وقت ایشون تونستن استقلال مالی پیدا کنه و حرفی برای گفتن داشته باشه … اونوقت میتونه برای زندگیش تصمیم گیری کنه … به هر حال پدرش اونقدر تجربه داره که چنین صحبتی میکنه … ولی شما فعلا” با احساسات خودتون تصمیم گیری میکنید ولی در نهایت اگر میخوایت در این مورد به نتیجه ای برسید میتونید از افرادی قابل اعتماد برای وساطت در این موضوع استفاده کنید

      پاسخ دادن
  8. تنها
    تنها می گوید:

    سلام من ۲۸سالمه‌و ۲ساله که ازدواج کردم،اوایل عقد مشکلی داشتم که با همسرم مطرح کردم و اون پس از اینکه فکرهاشو کرد گفت چون دوستت دارم نادیده میگیرم و ما زندگیمونو شروع کردیم که پس از ازدواج کم کم زخم زبون زدن ها شروع شد و به هر بهانه الکی اون قضیه رو کشید وسط و منو تحقیر کرد و مدام بهم زخم زبون میزنه سر اون قضیه و تحقیرم میکنه،همش کارم شده اشک و گریه و غصه خوردن،خدا شاهده که چقدر دوسش دارم و بخاطر عشقی که بهش دارم همه این چیزا رو تحمل میکنم،بعد این بحثها دوباره باهام مهربون میشه و میگه من عصبانی که میشم نمیفهمم چی میگم،با اینکه اون اول بدون اینکه من بخوام خودش قول مردونه بهم داد که اون قضیه رو هیچوقت مطرح نکنه و همیشه پشت و پناهم باشه،به هیچکس هم نمیتونم دردمو بگم،نه میذاره جایی برم و نه حتی یه خرید ساده،همیشه تو خونه حبثم و خیلی تنهام،نمیدونم چیکار کنم که دیگه سرکوفت اون قضیه رو بهم نزنه،من خیلی احساساتی هستم و با این حرفاش بدجور دلم میشکنه و تا ساعتها گریه میکنم تا دلم آروم بشه

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز موضوعی که از گذشته بیان کردید شاید به نظر شما صداقت در زندگی معنی داشته باشه ولی شما با بیانش زندگی مشترکتون رو برای همیشه مسموم کردید و تخم شک و تردید رو در دل همسرتون کاشتید … در این مورد با همسرتون قاطع صحبت کنید و این موضوع رو برای همیشه ببندید … در غیر اینصورت دو راه دارید یا با زخم زبونش بسازید و یا اینکه تصمیم سختی رو در زندگی بگیرید و اون جداییه که ایشون باید بدونه شما در انجام تعارف نمیکنید … در این صورت ممکنه در رفتارش تغییری به وجود بیاد

      پاسخ دادن
  9. هما
    هما می گوید:

    سلام من دختری۲۱ ساله و دانشجو هستم خواستگاری ۲۴ ساله دارم که ایشون قبلا یک بار عقد کردن و پس از ده روز جدا شدن زیرا اون دختر خانم میگه اون ازدواجش تحمیلی بوده و فقط به اصرار خانواده مجبور به ازداج شدن که البته بعد از ده روز جدا شدن .
    حالا من باید چیکار کنم؟
    ایا میتونم با این اقا ازدواج کنم؟
    ایا هنوز ممکنه اون دختر رو دوست داشته باشه؟ وتوی زندگی اینده ی ما تاثیر بزاره؟ ایا ممکنه بخواد مقایسه کنه؟ یا به اون فکر کنه؟
    باتشکر

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      فقط یک مورد رو به شما میگم …. اگر قرار باشه به این سوالات جواب بدید مطمئن باشید موهای سرتون سفید شده و به نتیجه ای نمیرسید …
      باید بدونید نه با ایشون …با هر کسی دیگه ای هم که ازدواج کنید همین سوالات رو میتونید مطرح کرد پس اول از همه با مشاوری مجرب مشورت کنید تا بتونید راه شناخت کامل و درست رو یاد بگیرید و از این همه استرس و نگرانی رها بشید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  10. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام.من دختری۲۵ساله از گیلان هستم چون قبلا اصفهان زندگی کرده بودیم یه خواستگار از اصفهان دارم.من قبلا یه مریضی خاص داشتم که الان کاملا خوب شدم ولی به هرکدوم از خواستگارام اینقضیه رو میگم بااین مسئله کنار نمیان .این آقا که از اصفهانن قبول کردن چون خودشون شرا

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز وقتی مشکل مریضتون حل شده و عوارضی هم ندارید دلیلی برای گفتن نیست
      شما سرمامیخورید و بعد خوب میشید ولی در موردش به عنوان مریضی هیچوقت صحبت نمیکنید

      پاسخ دادن
  11. مهربان
    مهربان می گوید:

    سلام.من دختری ۲۵ساله با مدرک لیسانس و از نظر اخلاق و روحیات خیلی خوب و خونگرمم این حرفی هست که همه به من میگن.در دوران نوجوانیم دچار بیماری خاصی شدم که الان مدت ۱۰ساله که دیگه مشکلی ندارم.فقط قبلا بخاطر بیماریم خیلی چاق شده بودم که چون بعد از درمان لاغر شدم شکستگی پوست پیدا کردم.اکثر خواستگارام با دونستن این مسئله حاضر به ازدواج نمیشن.الان یه خواستگار دارم که ایشون چاق هستن و مشکل ساییدگی زانو دارن هیچ سرمایه ای هم ندارن شغلشون هم موقته مدرکشونم دیپلمه .به نظر شما ازدواج باهمچین فردی مناسبه؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      ازدواج کردن به این خاطر که پوست شما شکسته شده با چنین شخصی کاری اشتباهه و روزهای آینده شما حسرت خواهید خورد … در بازار داروهای مفیدی برای درمان این مشکل هست پس بهتره خودتون رو از چاله ناامیدی به چاه دیگری نندازید

      پاسخ دادن
  12. کیومرث
    کیومرث می گوید:

    سلام .زنم مدتیست که بعد از ۲۴ سال زندگی ازم جدا بشه .دارم دیونه میشم ..نیاز به کمک دارم .افسردگی شدید گرفتم وبی اختیار گریه میکنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  13. مریم
    مریم می گوید:

    سلام من خانم سی ساله هستم حدود دوازده ساله زندگی مشترک دارم ولی تازه فهمیدم که همسرم با خانم های دیگه رابطه داشته در حال حاظر هم مطمئن هستم با خانم رفیقش در ارتباط.من یک پسر بچه ده ساله هم دارم به نظر شما تنها راه این مشکل طلاقه؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      مهمترین اشتباهات زنان در هنگام رویارویی با خیانت شوهرانشان

      اشتباه شماره ۱: بازجویی و تحقیق و بررسی

      وقتی که زنی نسبت به خیانت شوهر مشکوک می شود، اولین اشتباهی که می کند این هست که به دنبال اثبات این شک می رود. جاسوسی، صحبت کردن با همسایه ها و دوستان، سوال و مواخذه کردن شوهر همگی از تلاش هایی هستند که زن به اشتباه برای اثبات شک و گمانش انجام می دهد. در واقع زنان انرژی خودشان را برای اثبات یک عمل واضح که قبلا برای او ثابت شده است صرف می کنند.

      شما احتیاجی ندارید که ثابت کنید که همسرتان خیانتکار است بلکه باید بدانید که در واقع چیزی بین شما دو نفر درست کار نمی کند. حال این که آیا واقعا همسرتان خیانت کرده است و یا شما تنها بی دلیل به او مشکوک شده اید فرقی نمی کند و احتیاج به اثبات و مدرک نیست، بلکه باید بدانید که چیزی باید تغییر کند. عصبانی شدن و سعی برای اثبات خیانت همسرتان هیچ کدام آن آرامشی که شما دنبالش هستید را برایتان نمی آورند. این کارها در واقع باعث می شوند که شما به نظر دیوانه بیایید.

      اشتباه شماره ۲: سرزنش کردن دیگر زنان

      بله، زنی که با بک مرد زن دار رابطه بر قرار می کند و در واقع شوهر شما را می دزدد یک انسان شیطان صفت و بدبخت است، اما این در حقیقت مشکل اصلی نیست. او (زنی که شوهرتان با او رابطه داشته است) کسی نیست که به شما قول وفاداری داده است و حالا به شما خیانت کرده است بلکه کسی که قول وفاداری داده و خیانت کرده همسر شماست. و حتی مهمتر، اگر این زن اینکار (هم بستر شدن با شوهرتان) را نمی کرد حتما زن دیگه ای این کار را می کرد.

      مردم خیانت می کنند برای اینکه خیانتکار هستند. وقتی که مردی خیانت می کند این به این دلیل نیست که او از روی بی تقصیری مورد فریب زنی زیبا و بد سرشت (ساحره) قرار گرقته است. این به این دلیل نیست که او (زنی که شوهرتان با او رابطه داشته) چیزی بیشتر از شما دارد و در اختیار شوهرتان قرار می دهد. این به این دلیل نیست که او (زنی که شوهرتان با او رابطه داشته) از شما بهتر است. یک خیانتکار به فریفته و وسوسه شدن برای داشتن رابطه نا سالم احتیاج ندارد، انسان های خیاتکار خیانت می کنند.

      اجازه دهید که عصبانیت شما نسبت به زنان دیگر فروکش کند. این یک مسیر اشتباه (عصبانی شده و سرزنش زنی که با همسرتان رابطه داشته) است. در عوض بیشتر توجه خودتان را روی این متمرکز کنید که طرف دیگر این رابطه شوهر شما بوده است در حالی که به شما قول وفاداری و تک همسری (داشتن تنها یک رابطه سالم) داده است. اگر این زن (زنی که شوهرتان با او رابطه داشته) این کار را نمی کرد یا شوهرتان کسه دیگه ای را پیدا نمی کرد؟ حتی اگر این زن از زندگی شما خارج شود باز هم میلیون ها زن دیگر در دنیا وجود دارند که همسرتان می تواند با انها رابطه ی خیانت کارانه برقرار کند.

      اشتباه شماره ۳: ایجاد تغییر در خودتان برای نگه داشتن شوهرتان

      اول از همه، اگر شوهر شما یک خیانتکار است و شما تنها می خواهید با وجود این خیانت نیز شوهرتان را کنار خود نگه دارید، مطمئن باشید با هر مقدار تغییری که در رفتارها و خصوصیات اخلاقی تان ایجاد کنید نمی توانید شوهرتان را از خیانت کردن دور نگه دارید با وجود هر مقدار قولی که همسرتان بدهد. اگر شوهرتان به شما خیانت کرده است الان زمان جدایی و رها کردن اوست. کسی که خیانت می کند باز هم خیانت خواهد کرد.

      دوم، شما باعث خیانت کردن شوهرتان نبوده اید. اگر همسرتان یک خیانتکار است، این بازتاب ارزش شما نیست بلکه در حقیقت بازگو کننده این است که شوهر شما توانایی قبول مسئولیت یک زندگی مشترک را ندارد. او در واقع هنوز به آن رشد و بالغ شدن فکری برای دریافت معنای خانواده نرسیده است. مشکل از شوهر شماست نه شما (بنابراین اوست که باید تغییر کند نه شما)

      از آنجایی که شما باعث خیانت همسرتان نشده اید، شما نیز نمی توانید آن را متوقف کنید. هیچ راهی وجود ندارد که شما بتوانید با تغییر در خودتان یک خیانتکار را به یک فرد وفادار تغییر دهید. از این افکار بیرون بیایید که اگر شما لاغر تر، باریک تر، زیبا تر، وحشی تر در رختخواب و یا پر خروش تر بودید همسرتان می توانیست وفادار باشد. اگر شوهر شما یک خیانتکار است، این بدن معناست که او اصلا به شما فکر نمی کند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
      • سرور
        سرور می گوید:

        مشاور عزیز من با نظر شما مخالفم.اگر مرد در زندگی کمبود نداشته باشه چرا باید بره سراغ زن دیگه ای؟ خانم ایشون لازمه که خودش رو حتما تغییر بده و شوهرش رو بطرف خودش جذب کنه.ضمنا یه ضرب المثل هست که میگه “اگه شوهرت سراغ زن دومی رفت بدون که مطمئناً اون از تو بهتر بوده”

        پاسخ دادن
  14. سایه
    سایه می گوید:

    سلام
    یک پسرهست دیپلم داره اصالتتآ مال یه روستاهای اردبیل هست و۹خواهربرادر داره
    در حال حاضر چند سال با تعدای از برادراش در کرج زندگی میکنه خونه مستقل اجاره کرده زیاد اهل نماز روز نیست مشروب میخور سیگار تفریحی میکشه قلیون میکشه با زنان فامیل محرم و نامحرم دست میده قبلا یه نامزد داشه که ۵ بهش میگفته میام خواستگاری نرفته دختر شوهره کرده
    خانواده من ااصالتاشهر اصفهان هستن ۵ خواهر برادر دادرم مذهبی نماز خوان در تمام عمرم قلیون مشروب لمس نکردم خودم چادری هستم و لیسانس دارم و معلم هستم
    ولی میگه خیلی من میخواد و دوستم داره و حاضر ب خاطر من نماز بخونه مشروب نخوره ولی گفته دست باید با نامحرم فامیل بده .
    نمیدونم ازدواج با این فرد صلاح .خوشبخت میشم یا نه اگه راهنمای کنید ممنون میشم.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      با شک و تردیدی که دارید نشون میده دلتون نتونسته گواهی به سلامت این ازدواج بده … در یک کلام دوست عزیز این رابطه شمارو به جایی نمیرسونه چون هر رفتاری از ایشون میبینید در آینده هم خواهید دید

      پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      علل اولیه درد واژن حین رابطه‌ جنسی

      یکی از مهمترین علت‌های اولیه درد واژن طی رابطه‌جنسی خشک بودن واژن است. معمولاً، وقتی زنی از نظر جنسی تحریک می‌شود، مایعاتی از واژن ترشح می‌شوند که آن را خیس نگه می‌دارد. اما اگر زن تحریک جنسی نشود، نزدیکی برای او می‌تواند بسیار دردناک شود و به پوشش واژن صدمه بزند. و در بعضی موارد، ممکن است پوشش واژن پاره شده و موجب خونریزی بعد از رابطه‌جنسی شود.

      برای جلوگیری از خشک بودن واژن طی رابطه‌جنسی دو راه پیشنهاد می‌شود. اول اینکه تا زمانیکه از نظر جنسی تحریک نشده‌اید، اقدام به برقراری رابطه‌جنسی نکنید. راه دوم استفاده از روان‌سازها و روغن‌هاست.

      ازآنجا که ترشحات واژن معمولاً نشانه تحریک جنسی زن است، معمولاً توصیه می‌شود که رابطه تا زمانیکه زن تحریک شود و روان‌سازی طبیعی ایجاد شود متوقف شود. بهتر است زوج‌ها از انجام رابطه‌جنسی که برای زن بدون تحریک است خودداری کنند. اما اگر ترشحات طبیعی نشانه قابل‌اعتمادی از تحریک جنسی نبود، استفاده از روان‌سازهای مصنوعی توصیه می‌شود.

      اگر مطمئن نیستید که علت دردناک بودن رابطه‌جنسی خشک بودن واژنتان است، یکبار از یک روان‌ساز مصنوعی استفاده کنید. اگر در آن شرایط دردی احساس نکردید، متوجه خواهید شد که علت ناراحتیتان این بوده است.

      یکی دیگر از علل متداول ناراحتی واژن حین رابطه‌جنسی عفونت باکتریایی است. این مشکل معمولاً در زنان اتفاق می‌افتد و آنتی‌‌بیوتیک مشکل را طی یک هفته برطرف می‌کند. یک مشکل مربوط به این، عفونت ادرار است. بااینکه مشکل در مثانه یا مجرای خروجی مثانه است نه واژن، معمولاً حین رابطه‌جنسی ناراحتی ایجاد می‌کند.

      عفونت‌های باکتریایی با مراجعه به پزشک به راحتی تشخیص داده شده و درمان می‌شود تا متوقف شدن رابطه‌جنسی بین شما و همسرتان تا حد ممکن کم باشد. اما حتماً به محض اینکه حین رابطه‌جنسی احساس درد کردید به پزشک مراجعه کنید. درغیراینصورت ممکن است منجر به علل ثانویه درد واژن شود که بعداً توضیح داده می‌شوند.

      مشکلات و بیماری‌های دیگری نیز می‌تواند موجب درد و ناراحتی حین نزدیکی شود. اندومتریوز واژن یکی از آنهاست. وقتی دکتر برای تشخص عفونت‌های باکتریایی شما را معاینه می‌کند، حتماً درمورد اندومتریوز از او سوال کنید زیرا معمولاً حین معاینه نادیده گرفته می‌شود. همچنین پزشک می‌تواند تومرهای واژن یا بیماری‌های مقاربتی را که ممکن است موجب ایجاد درد حین رابطه‌جنسی شود بررسی کند. درمان این مشکلات بیشتر از عفونت‌های باکتریایی طول می‌کشد اما مشکل هر چه که باشد، تازمانیکه برطرف نشده است نباید رابطه‌جنسی برقرار کنید.

      اگر بعد از رابطه‌جنسی خون مشاهده کردید، دکتر می‌تواند منبع خونریزی را مشخص کرده و آنرا درمان نماید. گاهی‌اوقات، زخم یا جراحت در پوشش داخلی واژن که از چیزی جز رابطه‌جنسی ایجاد شده است می‌تواند علت مشکل باشد.

      خیلی مهم است که معاینات منظم لگن را انجام دهید. درغیراینصورت، مشکلات ممکن است آنقدر پیشرفت کنند که موحب صدمات دائمی گردند. اگر از مراجعه به پزشک مرد واهمه دارید، پزشک متخصص زنان زن پیدا کنید. اما هر چه که شد اجازه ندهید ترس‌هایتان جلوی داشتن رابطه‌جنسی بدون درد را بگیرد.

      اگر پزشک موفق شد منبع ناراحتی و درد واژن را تشخیص دهد، تازمانیکه مشکل درمان نشده رابطه‌جنسی برقرار نکنید. برخی از مشکات طی یک تا دو هفته برطرف می‌شوند اما درمان مشکلاتی مثل اندومتریوز ممکن است ماه‌ها طول بکشد.

      اگر طی درمان بیماری‌های واژن قادر به انجام رابطه‌جنسی نیستید، به این معنی نیست که شوهرتان را مجبور می‌کنید با فرد دیگری نزدیکی داشته باشد! توصیه ما این است که پزشکتان مشکل شما را برای همسرتان توضیح دهد. مشکل عمده‌ای که ممکن است با آن روبه‌رو شوید ناتوانی همسرتان برای مشاهده میل جنسی شما است: درد واژنی که علت آن مشکلی جسمی است. اگر وقتی برای همسرتان توضیح می‌دهید که بخاطر درد است که شور جنسی ندارید، حرفتان را باور نکرد، نادانی او رابطه‌جنسی و ازدواجتان را وارد خطر می‌کند. اما وقتی مشکل را درک کرد و دانست که علت آن خیانت شما و نداشتن احساس نسبت به او نیست، با قرار دادن جایگزین‌هایی دیگر برای رابطه، با شادی منتظر بهبودی شما خواهد ماند.

      در برخی موارد، بی‌فکری شوهر ممکن است کار دست خانم‌ها بدهد. اگر همسرتان مجبورتان کرد که علیرغم درد، رابطه‌جنسی را ادامه دهید و تهدیدتان کرد، برای آینده روابط جنسیتان، خاطرات بی‌احساسی او به مانعی بسیار بزرگتر از مشکل جسمیتان تبدیل خواهد شد. اجازه ندهید این موانع را برای آینده زندگی زناشوییتان ایجاد کند. پافشاری کنید که تا زماینکه احساس درد دارید، نمی‌توانید از رابطه‌جنسی با او لذت ببرید. این فقط به نفع شما نیست، به نفع او نیز هست. اگر سعی کنید ادامه دهید، در آینده برای برقراری نزدیکی مشکلات بزرگتری خواهید داشت.

      علل ثانویه درد واژن حین رابطه‌جنسی

      اگر مشکلات اولیه برطرف شد اما هنوز حین رابطه احساس درد داشتید، چه باید بکنید؟ اگر پزشک هیچ علت جسمی برای درد شما پیدا نکرد چه؟ این می‌تواند برای بیشتر خانم‌ها واقعاً ناامیدکننده باشد که بفهمند مشکلشان فکری است. اگر مشکل علت جسمی نداشته باشد، احتمالاً علت آن روحی است، درست است؟

      لزوماً نه. درواقع، اکثر موارد درد و ناراحتی مداوم واژن بخاطر علل اولیه نیست بلکه بخاطر واکنشی است که واژنیسموس یا انقباض ماهیچه‌های اطراف واژن نامیده می‌شود. این مشکل روحی یا احساسی نیست، بسیار هم فیزیکی است. واژنیسموس یک واکنش دردناک است که همراه با یک علت اولیه ایجاد می‌شود. به‌عبارت دیگر، اگر به یکی از علل اولیه، دچار درد واژن شدید، ممکن است متعاقب آن واژنیسموس ایجاد شود. مدتی طولانی پس از اتمام و بهبودی علت اولیه، ممکن است واژنیسموس همچنان ادامه داشته باشد.

      این واکنش به تحریک دریچه‌ واژن پاسخ می‌دهد. اگر دچار این مشکل باشید، اگر بخواهید چیزی را وارد واژنتان کنید، کاملاً متوجه آن می‌شوید. دریچه واژن به طور غیرارادی منقبض شده و درد فوراً احساس می‌شود. در موارد حادتر، انقباض آنقدر زیاد می‌شود که هیچ چیز نمی‌تواند وارد واژن شود.

      صرفنظر ازاینکه چقدر از نظر جنسی تحریک شده‌اید، یا تا چه اندازه واژنتان مرطوب شده است، به محض اینکه آلت همسرتان بخواهد وارد واژن شما شود، دردی شدید احساس خواهید کرد. وارد کردن آلت او به واژن شما بسیار سخت خواهد بود زیرا دریچه واژن بسته می‌شود. در برخی موارد، وارد شدن آلت غیرممکن خواهد بود.

      غلبه بر این مشکل یک راه عملی دارد. اگر این راه را دنبال کنید، موفقیت شما را تضمین می کنیم. توصیه ما این است که تمریناتی که پیشنهاد می‌دهیم را به تنهایی در وان حمام یا وقتی در خانه تنها هستید انجام دهید. همسرتان نباید در این جلسات تمرینی حضور داشته باشد، مگر در جلسات پایانی.

      اول تعیین کنید که این واکنش چقدر قوی است و چه چیزی آن را تحریک می‌کند. برای تعیین قدرت آن انگشتتان را وارد دریچه واژن کرده تا ببینید چه اتفاقی می‌افتد. اگر نسبت به انگشتتان هیچ واکنشی ایجاد نشد، چیزی کلفت‌تر وارد آن کنید تا بتوانید آن واکنش را تحریک کنید. وقتی می‌خواهید آن شیء را وارد واژن کنید، به طور غیرارادی واژن شما دچار انقباض خواهد شد.

      قبل از اینکه واکنش تحریک شود، باید ببینید که آن شیء چه کلفتی باید داشته باشد و دریچه واژنتان نیز تا چه اندازه تنگ می‌شود. هرچه نیاز به شیء باریک‌تری باشد و دریچه واژن تنگ‌تر شود، از بین بردن این واکنش سخت‌تر خواهد شد. اگر نتوانستید بدون درد شدید انگشتتان را وارد واژنتان کنید، احتمالاً دچار یک مورد حاد واژنیسموس هستید. اما صرفنظر از شدت آن، این مشکل قابل بهبودی است.

      راه از بین بردن این واکنش این است که روزی چند دقیقه وقت صرف کنید، ترجیحاً چند مرتبه در روز، تا چیزی را بدون تحریک دریچه‌ واژنتان وارد آن کنید. اگر قادر به انجام این کار شدید، این واکنش از بین خواهد رفت. اما به خاطر داشته باشید، حتی یک تحریک گاه‌به‌گاه می‌تواند آن را قدرت دهد.

      هر جلسه را با روغنی کردن کامل انگشتتان شروع کنید. سپس خیلی آرام دریچه واژن را هم با انگشتتتان روغنی کرده و بعد انگشت را به آرامی حدود دو سانت وارد واژن کنید. حتی در بدترین انواع واژنیسموس هم می‌توان انگشت را آنقدر آرام وارد واژن کرد که واکنش تحریک نشود. در یک حرکت دورانی آرام، خیلی نرم دهانه واژن را با انگشتتان با دایره‌هایی بزرگتر بمالید. یادتان باشد نرم‌نرم پیش بروید تا واکنش تحریک نشود و دچار درد نشوید. بعد از اینکه حدود یک دقیقه بدون درد و ناراحتی دهانه واژن را مالش دادید، خیلی آرام انگشتتان را تا جایی که می‌شود وارد واژن کنید. بعد انگشت را بیرون آورده و دوباره حرکت را تکرار کنید. اینکار را پنج مرتبه انجام دهید و آن جلسه تمام می‌شود.

      متوجه خواهید شد که بعد اولین مرتبه وارد شدن انگشتتان به واژن، دهانه کمتر حساس خواهد شد و می‌توانید بدون تحریک واکنش، انگشتتان را سریعتر وارد واژن کنید. انگشتتان را آنقدر آرام حرکت دهید که هیچ ناراحتی برایتان ایجاد نشود. اما بعد از مدتی، متوجه می‌شوید که می‌توانید آن را آزادانه حرکت دهید.

      ممکن از آخر جلسه اول تصور کنید که مشکلتان برطرف شده است اما ابتدای جلسه دوم می‌فهمید که مشکل هنوز وجود دارد. جلسه دوم را هم خیلی نرم و آرام شروع کنید و همان کارهایی که در جلسه اول انجام دادید را تکرار کنید. وقتی احساس آمادگی کردید، شیئی کلفت‌تر از انگشتتان بردارید. و قطر شیء را تا جایی ادامه دهید تا تقریباً برابر با قطر آلت همسرتان باشد. دقت کنید که قبل از وارد کردن هر شیء به واژن آن را خوب روغنی کنید و وارد کردن را به آرامی انجام دهید که واکنش تحریک نشود.

      تعداد جلساتی که برای از بین بردن کامل این مشکل لازم است، به شدت مشکلتان بستگی دارد. اما زمانیکه این مشکل برطرف شد، باید قادر باشید که شیئی با سایز آلت همسرتان را، البته روغنی شده، با سرعت و بدون احساس درد وارد واژنتان کنید.

      بعضی از خانم‌ها دوست ندارند به خودشان دست بزنند و ترجیح می‌دهند که این تمرینات را همسرشان برایشان انجام دهد. بااینکه ممکن است موثر باشد اما مشکلی که دارد این است که هیچکس مثل خودتان دقیقاً نمی‌داند که به چه میزان فشاری نیاز هست و تعداد دفعاتی که واکنش تحریک می‌شود بیشتر از زمانی خواهد بود که خودتان تمرینات را انجام می‌دهید. این یعنی زمان بیشتری طول خواهد کشید که مشکلتان رفع شود.

      نوبت او زمانی می‌رسد که تصور کنید واکنشتان از بین رفته است. آشکار است که تا این نقطه، باید از انجام رابطه‌جنسی خودداری کنید چون ممکن است موجب برگشت واکنش شود. اما زمانیکه احساس کردید که بر مشکل غلبه کرده‌اید، وقت شروع رابطه‌جنسی است. متاسفانه، متوجه خواهید شد که در مرتبه اول وارد شدن آلت همسرتان به واژن شما، واکنش دوباره ایجاد می‌شود.

      برای آماده شدن برای این اتفاق، اولین باری که می‌خواهید رابطه‌جنسی داشته باشید، باید خودتان آلت او را وارد واژنتان کنید. به اندازه کافی روغن روان‌ساز روی آلت او مالیده، روی او بخوابید تا بتوانید کنترل آلت او را در دست داشته باشید. او باید بی‌حرکت بخوابد تا وارد شدن آلت فقط دست شما باشد و بتوانید هر زمان که کوچکترین ناراحتی احساس کردید، آن را خارج کنید. نهایتاً قادر خواهید شد که بدون احساس درد آلت همسرتان را وارد واژنتان کنید و مشکل واژنیسموستان برطرف می‌شود.

      اگر این مشکل دوباره برگشت، مطمئناً بسیار خفیف‌تر خواهد بود و می‌توانید طی یک تا دو روز با وارد کردن آلت همسرتان به دست خود و کنترل وارد و خارج شدن آن مشکل را برطرف کنید.

      مهمترین نکته‌ای که باید همیشه به خاطر داشته باشید این است که هر زمان که طی رابطه‌جنسی احساس درد داشتید، فوراً رابطه را متوقف کنید. قبل از شروع دوباره نزدیکی، حتماً مشکل را برطرف کنید.

      پاسخ دادن
  15. الهه
    الهه می گوید:

    سلام
    ۳۱ سالمه وخواستگاری دارم که از ده سال پیش تا الان اصرار به ازدواج با من داره.ولی من از ازدواج میترسم ونگرانم که ازدواج باعث بشه که خیلی از برنامه هایی که دارم را نتونم انجام بدم واحساس خوبی برای ازدواج ندارم لطفا راهنماییم کنید.باتشکر

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      خب وقتی این همه برنامه انجام نداده دارید پس چرا به ازدواج فکر میکنید ؟
      باید بدونید وقتی ازدواج کردید یعنی زندگی مشترک … و زندگی مشترک همه چیزش مشترکه حتی وقتش … پس بسنجید اهدافتون مهمه یا ازدواج ؟در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  16. مسعود
    مسعود می گوید:

    سلام،لطفا منو راهنمایی کنید،
    من و عشق خیلی همو دوسدارین و مطمئنم باهم میتونیم زندگی خوبی داشته باشیم،
    فقط مشکل خانواده ها هستند،خیلی باهم فرق دارن،مشکل زیاد دارن،
    میخواستم بدونم این موضوع باعث سرخوردگی و مشکل میشه

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      باید بدونید در ایران ازدواج علاوه به پیوند دو نفر ، پیوند دو خانواده هم هست و رضایت خانواده ها بسیار تاثیرگذاره … وقتی دو خانواده با هم تفاوت دارن ، شما هم با هم تفاوت دارید … به صرف دوست داشتن نمیتونید قاطع از تفاهم داشتن صحبت کنید

      پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  17. نازی
    نازی می گوید:

    سلام من ۲۲ سالمه مهندسم ،از نظر ظاهری و مالی هم مشکلی ندارم.تنها مشکلی که دارم اینه که پدرم فوت کرده و خواستگارام فکر می کنن ما وضع مالی خوبی نداریم به همین دلیل اصلا قرار ملاقات نمی زارن.
    اونایی که شرایط مناسبی ندارن فقط به رابطه ادامه میدن.
    واقعا از این شرایط خسته شدم. لطفا کمکم کنید.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      اولا” سنتون اونقدر بالا نیست که در ازدواج عجله کنید … به خودتون فرصت بدید … همون بهتر چنین خواستگارایی که به خاطر پول میان ، از اطراف شما دور بشن … پس نگران نباشید و دنبال علاقه خودتون برید و اینقدر خودتون رو وابسته چنین روابطی نکنید … شما باید به اندازه سهمتون در ازدواج انتخابگر باشید

      پاسخ دادن
      • نازی
        نازی می گوید:

        آخه دوستام با شرایط پایین تر از من دارن با افراد خوبی ازدواج می کنن اما من به خاطر این مشکل نباید یه خواستگار خوب داشته باشم مگه من چه گناهی کردم که بابام فوت کرده؟؟؟

        پاسخ دادن
        • ►Responder◄
          ►Responder◄ می گوید:

          از بس به این موضوع فکر کردید که جذب کننده اتفاقات بد شدید … کمی تفکراتتون رو تغییر بدید و توکل بخدا کنید
          شما میتونید مجرد باشید و عصبی و میتونید مجرد باشید و امیدوار پس انتخاب کنید و همونطورکه از هر چیزی ترس دارید براتون رخ میده اینو بدونید به هر چیزی ام علاقه داشته باشید برای شما اتفاق میفته به شرط اینکه منفی بافی رو فراموش کنید

          پاسخ دادن
  18. Narges
    Narges می گوید:

    سلام من ۱۷سالمه.خواستگارای زیادی داشتم ولی رد کردم با پسری هم رابطه دارم ولیازهم خیلی دوریم خواستگارکه الان واسم اومده ازهمه نظر خوبه ولی دوستم میگه حق نداری ازدواج کنیو صبرکن تاخودم بیام وفقط بامن باید ازدواج کنی منم دوسش دارم ولی میترسم همه ی موقعیتهاروازدست بدم ……………راهنماییم کنیدلطفا

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      هر چند در این سن نباید برای ازدواج عجله کنید ولی بهتره در این خصوص حتما” مشاوره ای حضوری مراجعه کنید و در هیچ موردی عجله نکنید

      پاسخ دادن
  19. حسین
    حسین می گوید:

    سلام و پیشاپیش تشکر،، به دختری علاقه مند شدم و قصد و علاقه و هدف از زندگی و… رو بهش گفتم اونم گفت فعلا خیلی گرفتاره و ۴، ۵ ماه بعد کمی از کارش سبک میشه،، منم گفتم پس منتظر میمونم و تو این مدت خیلی کم باهاتون تماس میگیرم،، در طول ۴ ماه فکر کنم ۶ تماس و اونم بیشتر در خصوص مسایل کاری و… تا براش مزاحمت ذهنی ایجاد نشه،، بعد ازین مدت زنگ زدم برا شروع که میگه بنظرم ما خصوصیات مشترک نداریم و جوابم منفیه.، گیج شدم،، میگم کدوم خصوصیات،، هنوز حرفی نشده از من تا حالا فقط صبر بوده شاید گذر رمان حل کنه،، میگه من آدم خشک و رک هستم و هیچ وقت شروع کننده نبودم،، تو این مدت چرا راجع به کار فقط بوده و… که گفتم به خواسته خودتون و جهت جلوگیری از ایجاد مزاحمت ذهنی،، میگه من جوابم مشخصه و خواسته شما هم مشخص،، نمیخوام بهتون باشه غیر واقعی بگم،،، موندم.،، ابن جواب واقعیشه؟ چرا پس ج پیام ها یا تماس رو میده….

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      پس جواب رد ایشون بسیار روشن بوده
      و اینکه جواب تماسهای شمارو میده به خاطر اینه که به یک انسان احترام میذاره نه اینکه در مورد شما برای ازدواج فکر میکنه
      در روز ما با افراد زیادی در ارتباطیم ولی متاسفانه ما در ایران روی چنین روابطی تفاسیر و قضاوتهای درستی نمیکنیم

      پاسخ دادن
  20. نا شناس
    نا شناس می گوید:

    سلام. دختری بیست و هفت ساله هستم که به تازگی نامزد کرده ام. شوهر آینده ام به من گفته که میل جنسی بالایی دارد. ولی من همیشه نسبت به رابطه جنسی دیدگاه بی تفاوتی داشتم و درگیر این مسایل نبودم. میترسم این در آینده برایم مشکل به وجود بیاره . یا خودم مشکل داشته باشم. اصلا میانگین یک رابطه جنسی چقدر هست. لطفا راهنماییم کنید .

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      بهتره در این مورد که شما سرد مزاج هستید در برابر گرم مزاجی نامزدتون مشاوره کنید
      چون میتونه منشاء تنشهای زیادی باشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  21. Mahdi
    Mahdi می گوید:

    باسلام
    من یک سال از دوران نامزدیم میگذره حالا بعد این مدت میخوایم ازدواج کنیم ولی خانومم از اولین رابطمون میترسه باید چیکار کنم تا این ترس بیمورد از ذهنش پاک بشه
    خیلی ممنون میشم جواب بدین

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      آغاز هر رابطه ای خوب است و سرشار از خوشحالی برای طرفین ، اما گاهی اوقات احساسات و افکار مختلف باعث ایجاد ترس و ناراحتی هایی در بین طرفین می شود. اگر از این موضوع جلوگیری نشود گاهی اوقات امکان از بین رفتن رابطه وجود دارد.
      وقتی می شنویم یک زوج از هم جدا شده اند، اولین علتی که به ذهنمان خطور می کند، این است که با هم تفاهم نداشته اند یا تربیت متفاوت و اختلاف فرهنگی باعث ایجاد این جدایی شده است و کمتر کسی به این نکته توجه می کند که استرس زیاد هم می تواند باعث ازهم پاشیدن رابطه ​ شود. درواقع هرچه میزان استرس زندگی بیشتر باشد، آمادگی برای دعوا و نزاع و نارضایتی از زندگی زناشویی بیشتر می شود.
      به گفته یک روان شناس، استرس زیاد چه به خاطر مسائل کاری و مشکلات خانوادگی و چه به علت خستگی، نداشتن تناسب اندام، ترس از ناتوانی جنسی، رابطه دردناک، هراس از بارداری و ترس از برقراری روابط زناشویی بخصوص در اوایل ازدواج باشد، می تواند​ آتش شور جنسی را خاموش کند. این استرس می تواند در هر سنی و برای هر دو جنس اتفاق بیفتد، ولی اغلب ابتدای ازدواج و در دوران بارداری و یائسگی زنان و در دوران سالمندی مردان شایع تر است.

      امروزه ثابت شده اختلالات اضطرابی با تشدید بسیاری از بیماری ها ازجمله بیماری های قلبی، دیابت، پرفشاری خون، اختلالات گوارشی و روحی می تواند عملکرد جنسی زن و مرد را مختل کند و باعث زودانزالی، ناتوانی و بی میلی جنسی در مردان و کاهش برانگیختگی و نرسیدن به ارگاسم در زنان شود و می توان گفت استرس و اختلال های جنسی بر یکدیگر اثر متقابل دارند. یعنی استرس ممکن است به بروز مشکلات جنسی در فرد بینجامد یا بر عکس مشکلات جنسی به عنوان عاملی اضطراب آفرین بر زندگی فرد سایه بیفکند.

      اما باید این حقیقت را پذیرفت که پاسخ افراد به تغییرات زندگی متفاوت است و حتی یک استرس یا مشکل کوچک هم می تواند فرد را از چند ساعت تا چند روز درگیر کند و انگیزه و انرژی بدن را برای داشتن یک رابطه زناشویی مطلوب تقلیل دهد.

      تجربه ناموفق، رابطه را سرد می کند

      استرس در روابط عاطفی و زناشویی می تواند باعث شود همسران به جای ارائه رویکردهای ارتباطی ـ عاطفی از رویکردهای ارتباطی ـ اجتنابی استفاده کنند.

      کبری ایمان نژاد، کارشناس ارشد روان شناسی در این باره می گوید: استرس و نگرانی یکی از زوجین یا هر دوی آنها باعث می شود رابطه زناشویی موفقیت آمیز و لذت بخشی را تجربه نکنند و به جای تمرکز بر لذت بردن از رابطه، ذهنشان درگیر نگرانی ها و استرس ها باشد. تکرار چنین تجربه ای در روابط جنسی ممکن است اضطراب های شدیدی در همسران پدید آورد و باعث شود یکی از طرفین به دلیل اضطراب و تجربه های ناموفق گذشته از همسرش دوری کرده ، به دلایل غیرمنطقی مانند خستگی، بی میلی، نداشتن زمان کافی یا مشغله های دیگر از برقراری این ارتباط خودداری کند. با ادامه این نگرش به آرامی افکار منفی در ذهن زوجین شکل می گیرد و روابط زناشویی خود را شکست خورده قلمداد کرده و حالا دیگر دو طرف از انجام روابط خودداری می کنند که تبعات آن ناسازگاری و نارضایتی از زندگی زناشویی و در نهایت جدایی و متارکه خواهد بود.

      این روان شناس تصریح می کند: معمولا همسران در بسیاری از موارد به اشتباه، علت نداشتن رابطه زناشویی را بروز مشکلات جنسی عنوان می کنند، حال آن که استرس و مشکلات ارتباطی بین فردی دلیل اصلی نداشتن این ارتباط است.

      استرس را به حال خود رها نکنید

      به گفته ایمان نژاد، گاهی هم زوجین به دلیل علاقه ای که به یکدیگر دارند، اجتناب از برقراری رابطه را راه حلی مطمئن برای کاهش بحث ها و نگرانی های خود در نظر می گیرند و همه توجه و تمرکزشان را بر مسائل دیگر زندگی مانند روابط دوستانه و بین فردی، مسائل کاری و… معطوف کرده و عملا از پرداختن به روابط زناشویی پرهیز می کنند، غافل از این که استرس و اضطرابی که این گونه سرکوب می شود تاثیرهای مخربی بر عواطف و هیجان های بین فردی می گذارد و مشکل را حادتر می کند که در این شرایط زوجین باید بلافاصله به افراد متخصص مراجعه کنند تا با بررسی و ارزیابی دقیق روابط بین فردی، علل مشکلات زناشویی شناسایی و در نهایت با ارائه درمان ها و آموزش ها مشکل حل شود.

      وقت بگذارید

      ایمان نژاد به علت دیگر بروز استرس و اضطراب در روابط زناشویی می پردازد و می گوید: بسیاری از زوجین به دلیل این که در طول رابطه جنسی درک نمی شوند یا ترس از ارضا نشدن یا عدم ارضای طرف مقابل دارند یا اصول و روش های رابطه جنسی را نمی دانند، دچار اضطراب شده و همین باعث اختلالات جنسی در مرد یا زن می شود.

      البته تحقیقات نشان داده است استرس الزاما موجب کاهش میل جنسی نمی شود و درجه آن در زنان و مردان متفاوت است.

      ه طور مثال مردان بهتر از زنان می توانند بر استرس خود غلبه کنند، ولی زنان در شرایطی که خسته و مضطرب هستند یا آرزوها و تمایلات مختلفشان برآورده نشده است، از نظر جنسی ضعیف می شوند که به توصیه مشاوران سلامت جنسی، مردان باید قبل از برقراری رابطه از نظر عاطفی وقت لازم را برای رفع تنش و آمادگی روحی همسر به کار گیرند چراکه اگر یکی از زوجین در زمان برقراری روابط دچار استرس، فشار و هیجانات منفی باشد هیچ یک از طرفین احساس رضایت نخواهد داشت.

      استرس در برقراری اولین رابطه

      ​ مشکل شایع دیگر​​ برقراری روابط زناشویی برای اولین بار است که می تواند بسیار استرس زا باشد، بویژه اگر زوج یا زوجه آگاهی چندانی از چگونگی برقراری این روابط نداشته و به میزان کافی آموزش ندیده باشند. به گفته ایمان نژاد، روابط جنسی اولیه زن و مرد اگر بخوبی انجام شود در استقبال زوجین برای برقراری مجدد این روابط و در نتیجه، داشتن زندگی جنسی رضایت بخش نقش بسزایی دارد.

      او بیان می کند: تجربه جنسی ناموفق و استرس زای اولیه می تواند تا سال ها بدون آن که دلیل خاص و مشخصی داشته باشد موجب کارکرد بد جنسی زوجین شود. بنابراین توصیه می شود در طول مشاوره قبل از ازدواج درباره این مساله بوضوح به زوجین آگاهی داده شود.

      یکدیگر را متهم به ناآگاهی نکنید

      به گفته یک روانپزشک، اگر زوجین به داشتن رابطه زناشویی تمایل دارند باید با کاهش استرس و فراهم آوردن شرایط محیطی و روانی مناسب برای برقراری رابطه اقدام کنند و هرگز یکی از طرفین، دیگری را برخلاف میلش وادار به این کار نکند یا در صورت ناتوانی در برقراری این روابط یکدیگر را متهم به ناآگاهی نکنند، زیرا چنین رفتاری موجب سردی و استرس در تمایلات جنسی و مشکلات بعدی می شود. حمایت عاطفی و تلاش برای لذت بردن زن و شوهر از یکدیگر، شرط اصلی موفقیت در تجربه های جنسی اولیه است و سایر مهارت ها آموختنی است.

      اصلی ترین رکن شکل گیری یک رابطه

      آگاهی از تفاوت های فردی و سعی در درک و احترام به یکدیگر، اطلاع از کارکرد اندام های تناسلی، آگاهی از چگونگی ارتباط کلامی و غیرکلامی رضایت بخش، تخیل و تمرکز حسی، حداکثر تلاش برای آمادگی دو طرف، چگونگی شکل گیری میل جنسی و به ارگاسم رسیدن، تلاش برای لذت بردن، داشتن حداقل میل جنسی برای برقراری رابطه، داشتن مهارت های عاطفی لازم، امتحان شرایط مختلف و متنوع برای برقراری رابطه مورد نظر و انتخاب مکان و زمان متفاوت از اصلی ترین اصول شکل گیری یک رابطه مطلوب است.

      ​به توصیه روان شناسان برای داشتن یک رابطه سالم، ابتدا باید رابطه عاطفی را بهبود بخشید تا احساس خجالت و غریبگی، رابطه ای مصنوعی و اجباری در پی نداشته باشد . همچنین لازم است بدانید صرفا عشق و علاقه برای داشتن میل جنسی کافی نیست و زن و مرد باید نسبت به یکدیگر جذابیت جنسی نیز داشته باشند که این جذابیت با کسب مهارت های عاطفی و جنسی و گفت وگو و به تفاهم رسیدن در نیازها و خواسته های معقول یکدیگر ایجاد می شود.

      استرسی که جنون جنسی می آورد

      بد نیست بدانید گاهی استرس​ عامل برانگیزاننده و تشدیدکننده ​ رابطه جنسی به شمار می رود و به نوعی در ذهن و تخیل فرد به طور دائم می ماند، یعنی فرد از طریق تکرار مداوم این روابط آلام عاطفی و عقده های روانی خود را تسکین می دهد. اعتیاد به رابطه جنسی در هر دو جنس زن و مرد مشاهده شده است. درواقع انجام این روابط سبب آزادسازی آدرنالین و اندورفین شده، به فرد احساس سرخوشی می دهد و به طور موقت آرام می شود. این افراد گاهی با وجود همسر برای تخلیه استرس و اضطراب خود به عادات نامناسب جنسی روی می آورند که خود در بروز اختلالات جنسی و حتی ناباروری بی تاثیر نیست.

      پاسخ دادن
  22. ayliin
    ayliin می گوید:

    سلام من ۴ ساله ازوداج کردم و هر وقت مىخوام باهاش راجب ب ىموضوع با هم صحبت کنىم کار ب دعوا کشىده مىشه بعد دعوامون هرچى حرفه بده ب من مىزنه منم ک قهر مىکنم تا ىک هفته ن اب مىخورم ن غذا اونم انگار ن انگار ازم عرض خواهى نمىکنه منم اعصابم خورد مىشه لب ب غذا نمىزنم چى کارررر کنم با اىن موجود تا بتونم باهاش درد دل کنم دوستم داشته باشه دىگه خسته شدم از دستش

    پاسخ دادن
    • نویسنده سایت
      نویسنده سایت می گوید:

      با سلام خدمت شما
      در مورد صحبت کردن در باره مشکلات و اختلاف نظر ها با همسرتان هر دو نفر شما نیاز به آموزش و کسب مهارت دارید چه شما ، که آموزش ببینید که چطور و از کجا و چه وقت با ایشان صحبت کنید و چه ایشان در مورد فن گوش کردن و بازخورد دادن به شما . پس ناامید نباشید شما مهارت های لازم برای ارتباط زناشویی را ندارید و هر دو نیاز به آموزش دارید روانشناسان کانون مشاوران ایران می توانند در این زمنیه به شما آموزش دهند ۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  23. بینام
    بینام می گوید:

    درود ۲۶ ساله هستم نه ماه است نامزد کردم پدرو مادرمو در کودکی از دست دادم و تنها با خواهر و برادرم زندگی میکنم نه ماه است که نامزد کردم نامزد من باهم در دانشگاه همکلاسی بودیم و در رشته بازیگری تحصیل کردیم من و ایشون بازیگر تئاتر و سینما هستیم متاسفانه نامزد من اوایل خیلی خوب بود ولی حس میکردم ایشون خیلی بدبین و بی اعتماد و شکاک نسبت من هستن ولی چند وقته مطمئن شدم واقعا اینجوری هست به من شک داره وبی اعتماده و نگران منه که کاری یا ارتباطی با کسی برقزرار نکنم ولی من همچین آدمی نیستم و تو کل مجردیم هیچوقت پامو کج نذاشتم ولی ایشون فکر مینه من همیچین آدمی هستم و هر جایی میخوام برم حتی برا کارم یا شخصی دنبالم میاد با این مشکل ندارم ولی تا با دختری که دوست خودشم هست و خودمم میشناسمش شوخی ساده های میکنم فکرش به هزار راه میره هر روز با هم بحث داریم اینقدر باش حرف میزنم تا قنع بشه ولی در آخر حرف خودشومیزنه و اجازه حرف زدن به من نمیده و همیشه سکوت میکنم و تو خودم میریزم بعضی مواقع سر مسائل خیلی خنده دار دعوا میکنه و من به اون مسئله فقط میخندم که چرا باید برا این بحث بشه ایشون پدر مادر خیلی خوبی دارن و نمیذاره باشون مشورت کنم و اعتقاد داره اگه با اونا حرف بزنم اونا همه چیرو تموم میکنن از نظر نامزد من همه دخترا فاسد و خوب نیستن و ایشون همش گوشی منو چک میکنه و برای زنگ زدن و پیام دادن همیشه ازم سوال میکنه یا بالا سر من هست و من بازم هیچی نمیگفتم چون فکر میکردم درست میشه من هر کاری برای جلب اعتمادشون انحام دادم ئلی فایده نداشته حرف خودشون رو میزنن و هنوز منو به آدم چشم چرون و هرزه میبینن چند روز خوبیم ولی بعد دوباره سر یه مسئاله بیخود دعوا میشه و همیه گذشتمو تو سر من میزنه من بتازگی دست بزن داره و اعصابش خورد میشه تو گوش من میزنه خنده داره میدونم هر کس بخونه میگه تو شوهر کردی زن نگرفتی..خلاصه کنترلش دست هودش نیست من با آرومی باش حرف میزنم ولی ایشون داد میزنه تو خیابون تو خونه و هر جا جوری تو خیابون همه دورمون جمع میشن ونگاه میکنن ولی من هیچی نمیگم که خالی بشه و وقتی من حرکت مشابه کار خودشو انجام میدم دوباره بام دعوا میکنه و انگ خودخواهی به من میزنه و میگه جلو مردم وخانوادم اینجوری باهام حرف نزن .. ولی ایشون دقیقا همینارو انجام میده تهمت .کتک و داد زدن وسبک کردن جلو همه و اینم بگم ایشون دو سال از من بزرگتره نمیگم من بی عیبو نقصک کار اشتباهم انجام دادم ولیخیلی کوچیم وبی اهمیت بوده و جالب اینجاس هر کاری اشتباهی که انجام میده من مقصر میشم یا نادیده میگیرم لطفا کمکم کنید چیکار کنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوره نامزدی رو برای همین شناخت و دیدن طرف مقابل گذاشتن ..پس نگرانی شما از چیه ؟
      خب ببینید و مطمئن باشید رفتاری که امروز مشاهده میکنید در آینده هم اتفاق خواهد افتاد
      پس مشاوره کنید و منطقی تصمیم گیری کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
      • بینام
        بینام می گوید:

        چرا من پیش هر کسی میرم همینو بهم جواب میده من میخوام بدونم درست این ازدواج یا نه با این چیزایی که من گفتم در آینده درست شدنیه یا نه همین روند ادامه داره من نمیخوام چند وقت بعد که ازدواج کردم بدون هیچ کاری و ببینم همسرم یه فرد دیگرو تو زندگیش راه داده و خیانت کنه و من بمونم تنها و زندگیمون بخاطر آبرومون ادامه پیدا کنه میفهمین من چی میگم …. بعد بشینم یه گوشه افسوس بخورم که من چقدر مایه گذاشتم ولی آخرش هیچی

        پاسخ دادن
        • ►Responder◄
          ►Responder◄ می گوید:

          هر رفتاری رو امروز ببینید ممکنه در آینده تکرار بشه …پس اگر قصد ادامه این رابطه رو داشته باشید باید بدونید در آینده چه اتفاقاتی خواهد افتاد
          پس کلام در این مورد روشنه … خودتون رو در شرایط آینده قرار بدید و ببینید چطور میتونید باهاش کنار بیایت

          پاسخ دادن
  24. امیر
    امیر می گوید:

    سلام خسته نباشید
    من پسری ۱۹ساله هستم ۴ماه بادختری اشناشدم من کم شنوا وایشون کم شنوا هستند.من خیلی دوستش دارم فقط مشکل مادرم راضی نیست ازدواج کنم.اون دخترکه دوستش دارم خیلی مهربان ودلسوز است سنش۱۷سالشه رشته انسانی روانشناسی میخواند.منم رشته کاردانی نقشه کشی صنعتی درس میخوانم.دختر میگه ازدواج میکنیم بعداز دانشگاه برو کار گفتم باشه به خدا خیلی دوستش دارم تاابد.منم اصفهانیم واونم شیرازی هستند.ایشون چندسال اصفهان بودندچندماه دیگه رفت شیراز.
    بخداخیلی دلم تنگ شده خیلی اشک میریزم.من باهم دست دادیم ومیل جنسی انجام دادیم چون که دوستش دارم.لطفا راهنمایی کنی؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز اختلاف فرهنگی و دوری خانواده ها عاملی هست که خانواده نتونه شناختی داشته باشه و وقتی شناختی نباشه ، اعتمادی هم در کار نخواهد بود
      از طرفی سن شما کمه و شرایط ازدواج رو ندارید که داشتن حداقلیش داشتن استقلال مالیه
      پس قبل از صحبت کردن در مورد ازدواج و دوست داشتن کمی که در مورد مهیاکردن یک زندگی خوب و هزینه هاش فکر کنید

      پاسخ دادن
      • امیر
        امیر می گوید:

        میدانم اون دختر همیشه عاشقم است اون فکر پول وکار کشیده شده.گفت هیچی برام مهم نیست هرکی شما انجام دادی گفتم چشم مرسی.دختر از فامیل بداخلاقش بدش میاد دوست نداره شیراز باشه میخواد کنارم باشه همیشه تو اصفهان باشه.من به مرکز روانشناس فوق تخصصی رفتم گفت میشه اگه مادر دختر رازی باشه گفتم رازی است گفت میتوانی ازدواج کنی بخدا همینه.من دوستش دارم مادرم خیلی بداخلاقه من دانشجو یزد هستم دیگه باهاش قهرم تااخرعمر به اصفهان نمیام من تویزد زندگی میکنم میرم دانشگاه را انصراف میدم میرم کار تا چند ماه دیگه ازدواج کنم بخدا.اگه رازی بشه ولی چشم من حرف کسی باور نمیکنم.

        پاسخ دادن
  25. محمد
    محمد می گوید:

    سلام
    من ٢٣ سالمه
    ٢ ساله که عاشق دختری هستم که ٢ سال آزم بزرگتره 😭 با پدرم صحبت کردم به هیچ عنوان راضی نمیشه 😭 من و اون دختر خیلی از نظر اخلاقی به هم میخوریم اما خانوادم قبول نمیکنن حتی ببیننش از نزدیک 😭 ازدواج سنتی میخوان 😭 تورو خدا یکی کمکم کنه 😭

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      اولا شما در این سن شرایط ازدواج و ندارید به همین خاطر حرف شما جدی گرفته نمیشه … داشتن استقلال مالی یکی از همین شرایطه
      پس اول شرایط رو مهیا کنید و سپس در مورد اختلاف سن بین دختر و پسر کمی مطالعه کنید… هیچ کس نمیتونه به صرف عشق و با مخالفتهای خانواده زندگی ارامی رو داشته باشه
      پس بهترین توصیه به شما اینه که صبور باشید و شرایط رو مهیا کنید بعد میتونید رضایت خانواده رو با وساطت افراد قابل اعتماد در خانواده جلب کنید

      پاسخ دادن
  26. گلی
    گلی می گوید:

    سلام من دختری ۲۵ ساله دانشجوی دکتری هستم از لحاظ خانواده و سطح اجتماعی و زیبایی چیزی کم ندارم خدا رو شکر در حاضر خواستگاری دارم که تمام شرایط ایده آل من رو داره و در ظاهر از لحاظ اخلاقی و رفتار عالیه اما مشکلی که هست ایشون دوباره عقد کردن و هر دو بار در دوران عقد طلاق گرفتن و علت طلاق اول رو وسواس فکری و عملی خانم و علت طلاق دوم رو خیانت خانم مطرح میکنند نگرانی من آینه که نکند ایشون بدبین باشند در صورتی که میان مدارکی برای اثبات حرفشان دارند ممنون میشم کمکم کنید و نظرت نو بگین

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      به هر حال تا مدتی رو با طرف مقابل نامزد نباشید نمیتونید در این مورد شناخت مناسبی بدست بیارید و انتخابتون مناسب و درست باشه
      پس در این مورد اگر نظر اول شما مثبته و ایشون به نوعی به دلتون نشسته با مشاوری مجرب مشورت کنید و برای مدتی در حدود ۹ ماه و یا بیشتر برای نامزدی و شناخت وقت بذارید

      در مراحل پیش از ازدواج افراد به شیوه‌های گوناگون باهم آشنا می‌شوند. برخی‌ها از طریق دوستان یا اقوام به یکدیگر معرفی می‌شوند. برخی دیگر در محیط‌های کاری همدیگر را می‌بینند و تصمیم به ازدواج می‌گیرند. عده‌ای هم از طریق مراجعه به وب سایت‌های ازدواج که با همکاری سازمان ورزش و جوانان راه‌اندازی شده است نسبت به انتخاب همسرشان اقدام می‌کنند. این شیوه‌های آشنایی مهم است اما مهم‌تر از آن روندی است که زوج‌ها قبل از ازدواج طی می‌کنند و برای زندگی مشترک آماده می‌شوند.

      رفت‌وآمد برای شناخت بیشتر
      افراد می‌توانند به شیوه‌های مختلفی باهم آشنا شوند و در این زمینه محدودیتی وجود ندارد. اما زمانی که برای ازدواج تصمیم می‌گیرند، مهم است از نظر اعضای خانواده بهره بگیرند. اگر فکر می‌کنند ممکن است تصمیم آنها هیجانی باشد، توصیه می‌شود از مشاور کمک بگیرند. اینطور تصور نکنند خودشان قادر به حل همه‌ی مشکلات هستند. قبل از ازدواج تعهدی وجود ندارد، اما اگر انتخاب صحیح نباشد در آینده مشکلاتی ایجاد می‌شود.

      برای این‌که زوج‌ها قبل از ازدواج با خصوصیات رفتاری و اخلاقی هم آشنا شوند، باید باهم رفت‌وآمد داشته باشند. در گذشته برخی از خانواده‌ها برای اینکه بفهمند پسری برای ازدواج مناسب است، تحقیقاتی را انجام می‌دادند. تا زمانی که رفت‌وآمد وجود نداشته باشد، رفتارهای افراد و خانواده‌ها نامعلوم باقی می‌ماند. از سوی دیگر وسیله‌ی ارتباطی انسان‌ها زبان‌شان است، که وجه تمایز انسان با موجودات دیگر هم همین قدرت سخنوری است. زبان برای صحبت کردن است. پس بهتر است دختر و پسر قبل از ازدواج و شروع زندگی مشترک درباره‌ی مهریه، نحوه‌ی زندگی، برقراری ارتباط با خانواده‌ها و… باهم صحبت کنند.

      متأسفانه در مواردی می‌بینیم به دلیل باورها یا تعصبات خانواده‌ها، تا قبل از برگزاری مراسم عقد، رفت‌وآمدهای کمی انجام می‌شود. به‌طور مثال ممکن است پدر خانواده اجازه ندهد دختر با خواستگارش بیرون برود. در چنین شرایطی خانواده‌ها و همین‌طور دختر و پسر می‌توانند با همین میزان ارتباط یا ارتباطات تلفنی از هم پرس‌وجو کنند و سۆالات‌شان را بپرسند. حتی دختر و پسر می‌توانند در حضور خانواده در گوشه‌ای صحبت کنند. والدین دختر باید بدانند غرض ازدواج است و هیچ پسری برای آزار و اذیت برای خواستگاری به خانه‌ی کسی نمی‌رود. مادر‌ها می‌توانند در این زمان تلفنی باهم حرف بزنند، دختر و پسر در محل کار همدیگر را ببنند و… به هر حال راه‌های مختلفی برای حرف زدن هست. اما در برخی خانواده‌ها به دلیل وجود تعصبات، بعضی از دختران ازدواج نمی‌کنند یا پس از ازدواج به دلیل نداشتن شناخت کافی، با مشکلات مختلفی روبه‌رو می‌شوند.

      یکی از مهم‌ترین نکات در زمینه‌ی آشنایی‌های قبل از ازدواج که به شناخت رفتارهای فردی کمک می‌کند «سۆال پرسیدن» است. درواقع رفتار‌ها تا زمانی که درباره‌ی آنها صحبت نشود، ناشناخته می‌مانند. بنابراین بهتر است افراد در آشنایی‌های قبل از ازدواج باهم صحبت کنند و ارتباط بیشتری داشته باشند. آنها باید درباره‌ی هر موضوعی که برای‌شان مهم است از همسر آینده‌شان سۆال کنند. شاید قبل از ازدواج فرد خودش را از هر نظر خوب نشان ‌دهد، اما وقتی حرف می‌زند، رفتارهایش معلوم می‌شود.

      وقتی افراد قبل از ازدواج باهم حرف می‌زنند بهتر است بدانند خیلی از حرف‌ها و نظرات قبل از ازدواج، در رفتارهای پس از ازدواج ظاهر می‌شوند. به‌طور مثال آقایی که می‌گوید مخالف کارکردن خانم در محیط مردانه است، پس از ازدواج فکرش عوض نمی‌شود.

      اگر خانمی در معاشرت‌های قبل از ازدواج می‌بیند آقایی کم‌حرف است، باید از این رفتار بفهمد این آقا زیاد اهل صحبت نیست. بنابراین اگر دوست دارد شوهرش بیش از اینها حرف بزند و ساکت نباشد باید به این نکته توجه کند.

      به هر حال با صحبت‌های پیش از ازدواج خیلی از رفتارها معلوم می‌شوند. ازدواج مهم است و باید انجام شود اما درباره‌ی آن نباید خیلی زود تصمیم گرفت. وقتی مورد مناسبی پیدا شد باید روی آن فکر کنید و با عجله تصمیم نگیرید. اگر ازدواج بدون شناخت کافی و عجولانه انجام شود، تصمیم درستی نیست. در چنین شرایطی اگر ازدواج به طلاق منجر شود اثرات بدتری برجای می‌گذارد و اگر این وسط بچه‌ای هم به دنیا آمده باشد مشکلات به‌مراتب بیشتر می‌شوند.
      شناسایی مرد خسیس
      یکی از خصوصیاتی که ممکن است برخی از مردها داشته باشند، خساست است. این ویژگی در رفتارهای قبل از ازدواج هم خودش را نشان می‌دهد. وقتی خانواده‌ای به دختر و پسر اجازه می‌دهند باهم معاشرت داشته باشند و بیرون بروند، خانم‌ها می‌توانند با توجه به چند رفتار به ظاهر ساده به این خصوصیت رفتاری پی ببرند. به‌طور مثال به این نکته توجه کنند که پسر آنها را کجا می‌برد، تعارف می‌کند یا نه و … یکی از مراجعه‌کنندگان من خانمی بود که می‌گفت برای آشنایی قبل از ازدواج دوبار با آقایی بیرون رفته است و آقا آنقدر او را در ماشین چرخانده که سردرد گرفته است. مدام بهانه‌جویی می‌کرده است و از جاهای مختلف ایراد می‌گرفته، حتی یک آب‌میوه هم برای خانم نخریده است و…

      علاوه بر این، مراسمی مانند روز تولد یا روز زن وجود دارد که بهتر است مردها به‌عنوان خواستگار هدیه‌ای برای خانم‌ها بخرند. به هر ترتیب نوع خرج کردن مهم است و افراد خسیس زود خودشان را لو می‌دهند. پس از ازدواج هم رفتارهای‌شان در قالب خرجی ندادن بروز می‌کند. خیلی از افرادی که برای مشاوره مراجعه می‌کنند به دلیل خساست شوهران‌شان افسردگی گرفته‌اند. مرد به مادر خودش نگاه می‌کند که در شهر کوچکی زندگی کرده و هر چند سال یکبار فقط یک چادر می‌خریده است. در نتیجه توقع چنین رفتاری را از همسرش دارد و خیلی از انتظارات دختران امروزی را نادیده می‌گیرد. به هر حال زندگی با مرد خسیس مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند.

      برخی از افرادی که برای مشاوره مراجعه می‌کنند درباره‌ی رفتارهایی حرف می‌زنند که قبل از ازدواج از همسرشان دیده و چشم‌پوشی کرده بودند. به‌طور مثال از قبل می‌دانسته‌اند همسرشان معتاد است یا کار ندارد، اما باز هم با او ازدواج کرده بودند.

      گاهی اوقات هم خانواده‌ها می‌گویند طرف زن می‌گیرد و ازدواج می‌کند، بعد مشکلاتش حل می‌شود. اگر فردی قبل از ازدواج فردی تنبل و بیکار است، پس از ازدواج هم چنین رفتاری را ادامه می‌دهد. بنابراین لازم است قبل از ازدواج به وجود چنین رفتارهایی دقت شود.

      اشتغال مردها اهمیت زیادی دارد. مهم است مرد قبل از ازدواج توانایی مالی لازم را داشته و مستقل باشد. خانواده‌ها می‌توانند تا حدودی کمک کنند، اما نه خیلی زیاد. وقتی کمک‌های مالی خانواده بیشتر می‌شود فرد از خانواده‌اش تأثیر می‌گیرد و شاید دخالت‌هایی پیش بیاید که زوج‌ها را با مشکلاتی روبه‌رو کند.

      گروهی از افراد و به‌ویژه خانم‌ها نسبت به رفت‌وآمد شوهران‌شان با دوستان‌شــان حساس هســـتند و چنین رفتاری را مناسب نمی‌دانند. به همین دلیل تصور می‌کنند چنین ارتباطاتی باید محدود یا قطع شود. در صورتی‌که این خانم‌ها باید بدانند وقتی همسرشان دوستانی دارد که مدت‌هاست با آنها رفت‌وآمد می‌کند، نمی‌تواند این ارتباط را قطع کند. چنین روابط و رفتارهایی باید مدیریت شود، هر دو طرف شرایط را در نظر بگیرند و قبل و بعد از ازدواج درباره‌ی این رفت‌وآمدها درخواست‌های نامعمول نداشته باشند.

      پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.