مشاوره ازدواج با زن مطلقه

مشاوره ازدواج با زن مطلقه

مشاوره ازدواج با زن مطلقهReviewed by مشاور on Aug 1Rating:

برای برخی از مردان و پسران ممکن است موردی برای ازدواج پیش بیاید که زن قبلا ازدواج کرده و بنا به دلایلی طلاق گرفته است. گاهی ممکن است رفتارها و خلقیات یک فرد چنان شما را مدهوش کند که دیگر این مسائل برایتان مهم نباشد اما ممکن است به دلیل حرف  دوستان و آشنایان بخواهید کمی درنگ کرده وبیشتر فکر کنید. معمولا در این مواقع انسان سعی میکند از یک فرد با تجربه راهنمایی بگیرد ، در همین راستا مشاوره ازدواج با معرفی روانشناسان در زمینه مشاوره ازدواج با زن مطلقه سعی بر همراهی شما در این مسائل دارد.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج

90 پاسخ
  1. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    مدتیه برادرم با خانم مطلقه ای آشنا شده و میگه میخوام باهاش ازدواج کنم حتی یه بچه هم داره ولی برادرم اولین ازدواجشه.چکار کنیم از کارش پشیمون بشه؟

    پاسخ دادن
  2. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    برادرم چند وقته از زن مطلقه ای خوشش اومده و میخواد باهاش ازدواج کنه البته خودشم اول نمیدونست مطلقه است ولی حالام که فهمیده میگه اشکالی نداره.نمیدونم چکار کنیم که پشیمون بشه؟

    پاسخ دادن
  3. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام جای که شاغل هستم از یکی از همکارانم خوشم اومده که خانم مطلقه ای هستن ولی چند ساله که من از نزدیک با ایشون در ارتباط هستم و مشکلی تا حالا ندیدم فقط اینکه همسر قبلیش پسر خاله شه و من میترسم که بعدأ مزاحمش بشه و دردسر هایی رو ایجاد کنه نظر شما چیه؟

    پاسخ دادن
    • لیلا
      لیلا می گوید:

      سلام توروخدا دیدگاهتونو عوض کنین اخه من چه گناهی کردم مطلقه ام منو بابام به زور کتک توسن یازده سالگی شوهر داده یه روزم توخونه ی شوهرم نبودم النم بیست و سه سالمه هفت ساله جدا شدم حالا برای کاری که بابام با من کرده من باید یک عمربدبختی بکشم مردم نظر خوبی درموردم نداشته باشن اخه این حقه

      پاسخ دادن
  4. رضا
    رضا می گوید:

    سلام
    من۲۹سالمه و مجردهستم وقصد ازدواج باخانمی رادارم که ازدواج قبلی داشته ودارای یک فرزند پسر۱۱ساله است ولی وقتی موضوع راباخانوادم مطرح کردم بامخالفت سختی روبروشدم همشون میگن نه چرامیخوای آبروی ماروتوفامیل ببری(پس دل من چی میشه) من نمیتونم پارودلم بزارم واقعا این خانم رودوست دارم ولی از طرفی هم نمیخوام بلایی سر مادرم بیاد چون وقتی بهش گفتم خیلی بهم ریخت خواهش میکنم راهنماییم کنید خیلی برام سخت شده این جدایی طوری که اصلا نمیتونم باخانوادم صحبت کنم همهٔ فکرم شده زندگی بااین خانم ممنون میشم یراهی جلوپام بزارید برای رسیدن به هدفم.باتشکر

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      تا خانواده با شرایط موجود کنار نیاد و اعتماد نکنه همین وضع وجود داره و با شما مخالفت خواهند کرد … بهتره در این خصوص از وساطت افراد قابل اعتماد استفاده کنید تا بتونن از این خانم شناخت پیدا کنن و این شناخت رو به خانواده شما منتقل کنن ….

      پاسخ دادن
        • ►Responder◄
          ►Responder◄ می گوید:

          چرا مجردها باید دور ازدواج با زنان مطلقه را خط کشید !

          وقتی با همسر قبلی‌اش مقایسه می‌شوی
          این گزارش در بخش دیگری به هدف دوم خانم‌ها از ازدواج می‌پردازد که ارضای نیازهای عاطفی است و درباره خانم‌هایی که تجربه ازدواج و طلاق دارند می‌نویسد:« وقتی خانمی یک بار ازدواج می کند و جدا می شود، قاعده ذهنی او به هم می خورد. او می فهمد که هر مردی نمی تواند از نظر عاطفی او را درک کند و بنابراین برای بار دوم به راحتی به کسی اعتماد نمی کند؛ خانمی هم که یک بار ازدواج ناموفق داشته همین طور است. او یک بار روی کسی سرمایه گذاری کرده و حالا ورشکسته عاطفی است و چنین فردی معمولاً در ازدواج دوم نهایت احتیاط و خساست را در خرج کردن احساس و عاطفه خواهد داشت. مسئله مهم دیگر مقایسه کردن های ناخودآگاه یا آگاهانه دو همسر با یکدیگر است. یک همسر هر چقدر هم که بد باشد، باز هم یک سری ویژگی های مثبت دارد که چنانچه این ویژگی ها در همسر دوم نباشد، اطمینان عاطفی خانم را به تعویق می اندازد.»

          با فرزند همسرمان چه کنیم؟
          ازدواج با خانم‌هایی که بچه دارند می‌تواند تبعات دیگری داشته باشد، مثل اینکه مادر روی فرزندش و رفتارهای همسر دوم با او خیلی حساس می‌شود. در چنین مواقعی احساس گناه مادر بیشتر فعال می شود و با گاردگیری سعی می کند از فرزندش دفاع کند. همچنین مردان کمی پیدا می شوند که فرزند یک مرد دیگر را بپذیرند و بتوانند به چشم فرزند خود به او نگاه کنند. این حس متفاوت بودن به خصوص وقتی مرد فرزند خود را هم داشته باشد، نوعی تبعیض رفتاری واحساسی به وجود می آورد که بر نارضایتی از زندگی می افزاید. اگر هم بچه در سنی باشد که پدر واقعی خود را از پدر ناتنی تشخیص دهد، مسئله کنار آمدن بچه با پدر دوم، خود حکایت مفصلی است که هم از حوصله این بحث خارج است و هم از حوصله بیشتر پدرها!

          با اختلاف سنی چه کنیم؟
          خانم‌هایی که یکبار طلاق گرفته‌اند می‌خواهند همچنان جذابیت خود را حفظ کنند و بتوانند با مردی که زیباتر و جوان‌تر است ازدواج کنند. ولی واقعیت تلخ این است که بعد از ازدواج اولین مسئله ای که خیلی برای دیگران قابل توجه است و برای خانم جای نگرانی، همین مسئله اختلاف سنی است. آن جاست که خانم دوباره اشتغال فکری جدیدی پیدا می کند و باید تمام توجهش به کم کردن و کم نشان دادن این اختلاف سنی باشد و عملاً در چرخه ای باطل وارد می شود که می بینیم هر کاری انجام می دهد غیر از زندگی کردن. اگر شما جزو آن دسته از افراد هستید که می گویند برخی از این خانم ها آنقدر از لحاظ شخصیتی پخته و عاقل هستند که به نظر دیگران توجه نمی کنند و زندگی خود را ادامه می دهند، باید گفت؛ باز هم یک سر قضیه ایراد دارد چون اگر پخته بودند، با پسری کم سن و سال تر از خود ازدواج نمی کردند.

          با همدرد خود ازدواج کنیم
          در نهایت این که، به اعتقاد بیشتر روان شناسان بهتر است افرادی که تجربه شکست در زندگی مشترک داشته اند، با کسانی ازدواج کنند که آن ها هم چنین تجربه ای را داشته اند. این نوع ازدواج، احتمال درک همدیگر را افزایش می دهد و جایی برای سرزنش و احساس حقارت باقی نمی گذارد. صحبت کردن درباره تمام زوایا و شرایط زندگی جدید، توافق درباره بچه ها و سرپرستی آن ها و مهم تر از همه روراست بودن و آگاهانه و منطقی تصمیم گرفتن در این گونه مواقع می تواند از بسیاری از مشکلات احتمالی آینده پیشگیری کند. نکته مهم تر این که حتماً باید بین جدا شدن و ازدواج مجددتان حداقل یک سال فاصله باشد تا با ازدواج اول و عواطف منفی آن کنار بیایید.

          پاسخ دادن
  5. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    من زنی ازدواج کردم که هفت سال زن کسه دیگری بوده و به من گفته بود یک دوسال همسرش بوده من پسر بود عاشقش شدم
    با همچیزش ساختم و حالا انگار من مشکل داشتم تا بحال بهش بز احترامی نکردم تا بحال بهش تو نگفتم یک سال زندگی کردیم هروقت ناراحته من براش گل میگیرم حتی اگه مشکلمون بخاطره اون باشه …
    توی اتاق خواب هم مشکل نداریم جفتمون خوبیم ولی زنه من مغروره سره چشمو هم چشمی منو بدبخت کرده بازم مشکلی ندارم چون زندگیمو دوست دارم بخاطرش از شرکت زدم بیرون بازم مشکلی نیست با پدر مادرم بخاطرش بحث کردم بازم مشکلی نیست
    ولی خیلی سختمه بهم بگه دیگه نمیخوامت
    بعضی وقتا میخوام ازش بدم بیاد میفهمی میخوام ازش بدم بیاد یعنی بدم میاد که اونو میخوام من قبل خانومم یک پسر مغرور بودم اما الان هیچی ازش نمونده گاهی وقتا میخوام خودمو بکشم ولی یادم میاد من قوی تر از این حرفام من میتونم زندگیمو درست کنم موهام سفید شده همش استرس دارم ولی درست میشه خواستم خودمو اینجا خالی کنم تا راحت بشم ولی نمیشه خدانگهدار

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.