شادابی گمشده را بازیابید

مشاوره ازدواج تلفنی

مشاوره ازدواج تلفنیReviewed by مشاور on Aug 3Rating:

مرکز مشاوره ازدواج زیر نظر کانون مشاوران ایران این امکان را برای شما به وجود آورده است تا بدون صرف هزینه در رفت و آمد خود و و بدون اتلاف زمان در شلوغی و ترافیک بتوانید با مشاوران ما صحبت کرده و مشکلات زندگی زناشویی و خانوادگی تان را با آنها در میان بگذارید. مشاور ازدواج تلفنی ما در مشاوره ازدواج تلفنی آماده اند تا بهترین خدمات را به صورت تلفنی به شما عرضه کنند.

یکی از مشکلاتی که اکثر جوانان باآن دست وپنجه نرم میکنند مسائل و مشکلات مربوط به ازدواج بوده که نمی توانند آنرا بصورت حضوری باکسی در میان گذاشته  همواره در بازگو کردن آن مشکل دارند. اغلب این سخنان بسیار مهم ومشکلاتی حیاتی هستند که میتواند تاثیر بسزایی درآینده آن فرد داشته باشد. ازاین کارشناسان ما در مرکز مشاوره ازدواج برآن شدند تایکی از بهترین مراکز مشاوره تلفنی را درزمینه ازدواج راه اندازی کنند. مشاور تلفنی ازدواج یکی از بهترین مشاوران ما در مرکز مشاوره ازدواج بوده که میتوانیدبا تماس با مرکز مشاوره ازدواج تلفنی مشکلات خود رابا مشاور تلفنی در میان گذاشته و ازآن نترسید. مشاور ازدواج تلفنی با صبوری خاصی بشما گوش فراداده و سپس شمارا راهنمایی خواهد نمود.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج

250 پاسخ
  1. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام و ممنون از سایت خوب و مشاوران دلسوزتان. خواهرم متاسفانه در مسائل مختلف زندگی به نظرات دیگران خیلی اهمیت می دهد نمی توانم بگویم دهن بین است و نمی توانم بگویم نیست. اگر زمانی کسی حالا مثلا من ، از همسر ایشان گله ای بکنم با اینکه همان موقع از همسرشان دفاع می کنند ولی بعد از چند ساعت می گویند از همسرشان ناراحتند . اگر بپرسم چرا مگر چیزی گفته اند می گویند به بعضی رفتارهای او که نگاه می کنم می بینم تو راست می گویی و مثلا او فلان و فلان است و من از او دلسرد شدم. باز اگر چند ساعت بعد همسرشان تماس بگیرند و با هم به قول معروف عشقولانه بیاندازند می گویند نه تو اشتباه کردی و او خیلی خوب است. برای رفع این مشکل که خودشان هم از آن ناراحتند و در پی راهی برای رفعش هستند چه راهکارهایی می شناسید؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام اینکه برخی افراد دهن بین هستند درست ولی این چیزی که در مورد خواهرتون عنوان می کنید بیشتر هیجانی بودن و زود تصمیم گرفتن است بر اساس حرف شما و دیگری سریع نژرشان عوض می شود و با یک جمله عاشقانه دوباره به سمت همسرشون گرایش پیدا می کنند یعنی بدون تعقل کاری کردن و صرفا عاطفی تصمیم گرفتن است مشکل ایشون .خب وقتی چنین شرایطی وجود دارد مشکلات عدیده ای هم پیش خواهد امد .ثابت قدم بودن ایده و نظر داشتم نه اینکه منتظر دیگران باشند تا به نظرات ایشون سمت و سو بدهند .این ها هر کدام مهارت خاص خود را می خو اهد البته شرایط سنی و تحصیلی ایشون هم اهمیت دارد ولی وقتی پشت حرف ها و اقدامات منطقی نباشد افراد دچار مشکل خواهند شد .که باید دقت داشته باشید.بهتره ایشون رو حتما به روانشناسی ارجاع بدهید و انگاه تک تک م۶ارت ها انفرادی کار شود و حتی علن اصلی این رفتار مشخص شود که سریع بر اساس گفته ها نظر و تصمیمشون تغییر می کند .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشند و زندگی موفقی داشته باشند و البته جای نگرانی هم وجود ندارد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ دادن
  2. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام
    متاسفانه خواهرم حدود یک ماه قبل با جوان مطلقه ای عقد کردند. نمودونم چرا ولی ایشون خیلی زبون باز بودند و خواهر من ساده و به خاطر حرفاشون قبول کردن باهاشون ازدواج کنن. الان متاسفانه معلوم شده خسیس هستند، متاسفانه معلومه مادرشون خیلی دخالت می کنه توی کارهاشون چون وقتی کنار ایشون نیستند یه حرف می زنن وقتی کنار ایشون هستند کلا تغییر می کنند.
    خانم قبلیشون دلیل طلاق را عدم توانایی جنسی ایشون گفته بودن که با آزمایش قبل ازدواج ایشون ثابت کردن مشکلی ندارن حالا یا درمان کردن یا واقعا راست می گن. تا حالا برای خرج کردن دق می کردن و اگر ۵۰ هزار تومن خرج می کردن تا کلی وقت در موردش صحبت می کردن که اصلا لازم بود خرج کنیم خیلی ولخرجی می کنیم و….خواهر من متاسفانه خیلی احساسیه الان دیگه با اینکه تا حالا از ایشون رابطه جنسی می خاستن که البته به اصرار من خواهرم خیلی مراعات کرده، حالا به خاهرم می گن جلوی مادرم منو نبوس این بی حیایی؟ به نظرتون چطور باید با ایشن رفتار کنیم ؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      به هر حال بدون دوره نامزدی و شناخت کامل وارد ازدواج شده و باید با این زندگی سازگاری بخرج بده و گرنه راهی جز جدایی وجود نخواهد داشت
      در مورد رفتار ایشون بسیاری از مردان ایرانی بخاطر نوع تربیت سنتی که داشتن از ابراز علاقه در مقابل دیگران دوری میکنن که مشکل خاصی نیست که
      امروز شمارو نگران کرده باشه

      کنترل دخل و خرج و آینده‌نگری اصلاً صفت بدی نیست اما بعضی از ما مثل میرزا نوروز – که به کفش‌های پاره و زهواردررفته‌اش چسبیده بود – چنان به پول می‌چسبیم که جداشدن از آن محال است.
      روان‌شناسان خساست را یک نوع مشکل «روانی» می‌دانند چون معتقدند افراد مبتلا به این اختلال روحی- روانی در همه رفتارهایشان دچار خست و امساک هستند؛ حتی در ابراز احساسات و نشان‌دادن محبتشان به همسر، فرزندان و اقوام نزدیک.

      در این شماره، تلاش کردیم تا با خساست به‌عنوان یک مشکل روحی- روانی و تاثیر آن بر روابط زوج‌ها و شیوه رفتار با همسر مبتلا به این اختلال روحی – روانی آشنا شویم.

      خسیس‌ها از دیدگاه علم

      از نظر علم روان‌شناسی «سخاوت روح» یکی از ویژگی‌های مثبت روحی – روانی و رفتاری است که تقریبا در همه افراد- با اندکی تفاوت در میزان آن- وجود دارد. اما در برخی افراد این ویژگی رفتاری اجازه یا فرصت بروز و ظهور پیدا نمی‌کند و همین ناتوانی ، آنها را به فردی خسیس(اسکروچ) تبدیل می‌کند.

      خساست در شیوه خرج و پس‌انداز کردن، رفتارهای فردی و اجتماعی، ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران، گوشه‌گیری، امتناع از حضور در جمع، توجه بیش از حد به رفتارهای دیگران و بررسی رفتارهای آنها به قصد انتقاد و … مشاهده می‌شود.

      آنها حتی در ابراز احساسات هم خساست می‌کنند! به این مثال توجه کنید؛ مدیر مؤسسه‌ای از اینکه کارمندان‌اش به خوبی کار می‌کنند، آگاه است اما خساست او اجازه نمی‌دهد تا با پاداش مالی یا حداقل تشویق زبانی از همکاران‌اش تشکر و تقدیر کند.

      در واقع «سخاوت» به صورت بالقوه در این فرد وجود دارد چون متوجه تلاش کارمندانش می‌شود ولی خسیس بودن او مانع از آن می‌شود که سخاوتمندی‌اش را نشان بدهد. این نمونه یکی از هزاران نمونه ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران به دلیل خساست است.

      خانواده در سایه خست

      شاید زمان مجردی، خساست مشکلات فراوانی را برای فرد خسیس ایجاد کند که مهم‌ترین آن، جدا ماندن از جمع و تنها ماندن است. در واقع خساست اجازه نمی‌دهد اندکی از درآمد شخصی‌مان را صرف رفت و آمد یا خرید هدیه برای دیگران کنیم و در برنامه‌های دسته‌جمعی حاضر شویم. به این ترتیب، هر لحظه بیش از قبل از جمع فاصله می‌گیریم و در نهایت به فردی منزوی تبدیل می‌شویم. تا اینجای قضیه، فقط خودمان ضرر می‌کنیم؛ ولی بعد از ازدواج، وضعیت کاملا فرق می‌کند چون پای نفر دیگری هم در میان است.

      بعد از تشکیل خانواده، خسیس بودن یکی از طرفین، به شدت بر روابط زوجین و رابطه آنها با یکدیگر تاثیر می‌گذارد؛ تا حدی که شاید به جدایی بینجامد؛ مگر آنکه هر دو نفر (زن و شوهر) مبتلا به مشکل خساست باشند تا بتوانند از بودن در کنار هم لذت ببرند. از مهم‌ترین مشکلات زندگی افراد خسیس با خانواده (همسر و فرزندان) می‌توان به این موارد اشاره کرد:

      – ناتوانی در برقراری ارتباط عاطفی؛ این افراد حتی نمی‌توانند از ساده‌ترین کلمات محبت‌آمیز برای بیان احساسات خود استفاده کنند. جالب اینکه اگر هم از این کلمات استفاده کنند، آزادی و آرامش در رفتارشان دیده نشده و همیشه حالتی از گرفتگی و ناراحتی در رفتار آنها مشاهده می‌شود.

      – به نظر آنها خرید هر چیزی غیر ضروری است و بهتر است به جای آن در بانک پول پس‌انداز شود. خرید هدیه هم که اصلا محلی از اعراب ندارد و دور ریختن پول به حساب می‌آید. در مواقع اجبار هم پرداخت نقدی، بهتر از هر هدیه‌ای است.

      – فاصله عمیقی در روابط زن و شوهر دیده می‌شود؛ سایه دائمی خساست در زندگی مشترک، باعث جدایی آنها از هم می‌شود چون یکی از طرفین نمی‌تواند نیازهای عاطفی و روحی- روانی طرف مقابل را برآورده کند. بگذریم از اینکه رفع نیازهای دیگر به طور کامل از یاد رفته است.

      – ارتباط زن و شوهر به بحث‌ها و رفع نیازهای مالی محدود می‌شود. در نهایت نیز برای رفع هر نیاز- پس از یک جدال طولانی – باید همه افراد خانواده از چهارچوبی که فرد خسیس تعیین می‌کند، پیروی کنند.

      – والد یا والدین (بسته به اینکه کدام‌یک به بیماری خساست دچار باشند) همواره از رفتارها و تلاش‌های فرزندشان در هر زمینه‌ای ناراضی هستند. این نارضایتی از مسائل درسی تا کارها و رفتارهای روزمره آنها را شامل می‌شود. اما این والدین برخلاف والدین کمال گرا – که برای موفقیت فرزندشان هزینه کرده و آنها را همراهی می‌کنند – هیچ تلاش و کمکی برای پیشرفت بیشتر فرزندشان نمی‌کنند و فقط توقع دارند.

      – مردان یا زنان خسیس هر مسئله‌ای را با مسائل مالی می‌سنجند و «پول و درآمد» مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در زندگی آنهاست. مثلا معیار محبتشان، مبلغ، کیفیت یا نوع هدایای خریداری شده است، نه زیبایی این کار.

      – تصمیم‌گیری برای خرید هر وسیله ساده‌ای برای منزل باید با اجازه زن یا شوهر خسیس باشد. برای صدور این اجازه هم باید همیشه دلیل قانع‌کننده‌ای وجود داشته باشد؛ دلیلی که بتواند فرد خسیس را قانع کند. به این ترتیب، طرف مقابل از هر خریدی منصرف می‌شود.

      به نظر شما زندگی‌ای که یکی از طرفین اختیار کامل دارد و دیگری هیچ اختیاری ندارد، به زندگی در زندان شبیه نیست؟

      – رفتارها آزادانه نیست؛ ترس از بروز واکنشی نامطلوب از سوی فرد خسیس بر همه رفتارها و روابط سایه افکنده و آزادی عمل را از همه افراد خانواده – به ویژه همسر – سلب کرده است.

      – این افراد در برآوردن نیازهای فردی‌شان هم امساک می‌کنند؛ تا حدی که سلامتی‌شان هم در معرض خطر قرار می‌گیرد.

      روح و روان، اسیر امساک

      بررسی‌ها نشان می‌دهد «افسردگی» یکی از مهم‌ترین اختلالات روحی- روانی است که فرد خسیس به آن دچار می‌شود. روان‌شناسان دلیل اصلی بروز این حالت را منزوی‌شدن آنها می‌دانند.

      از طرفی عناد دائمی آنها با جمع، باعث تنها ماندن‌شان می‌شود و همین امر باعث تشدید افسردگی خواهد شد. در واقع عقاید آنها باعث می‌شود تا همیشه تنها بمانند؛ حتی اگر به ظاهر، دیگران آنها را طرد نکنند.

      یکی دیگر از مشکلات روحی- روانی این افراد، «بی‌تابی و بروز حالت‌های هیجانی» است. نگرانی درباره همه چیز، به‌ویژه مخارج ( فقط فکرکردن به مخارج و نه خرج‌کردن واقعی)، آنها را به افرادی بهانه‌جو، بی‌تاب، ایرادگیر و… تبدیل می‌کند. این نکته را هم فراموش نکنیم که حالتی «تهاجمی و عصبی» در رفتارهای آنها دیده می‌شود که هم باعث آزار خانواده و هم باعث آزار خودشان می‌شود.

      رفتارهای دیگری مثل حرص و ولع دائمی برای همه چیز، شک و تردید، حسابگری و خود‌محوری از دیگر اختلالات روحی- روانی افراد مبتلا به بیماری خساست است. این افراد فراموش کرده‌اند که تیر تیز رفتارهای نامطلوب و تهاجمی آنها، بیش از همه، روح و روان همسر و فرزندان‌شان را زخمی می‌کند.

      با آنها چه کنیم؟

      اول از همه به‌خاطر بسپاریم که بیماری همسر خسیس ما هیچ گاه درمان نمی‌شود؛ بنابراین فقط باید تلاش کنیم تا رفتار او را تعدیل و ترمیم کنیم. درمان قطعی‌ای برای این بیماری وجود ندارد؛ فقط با این شیوه‌ها می‌شود با او مدارا کنیم:

      – طبیعت افراد خسیس را باور کنیم و بپذیریم که به بیماری امساک و خساست بیمارگونه دچار هستند. این باور باعث می‌شود تا رفتارهای او برایمان قابل تحمل باشد.

      – مقابله به مثل نکنیم؛ این مقابله هیچ اثری جز تکرار رفتارهای نامطلوب او ندارد. حتی این رفتارها می‌تواند با شدت بیشتری تکرار شود.

      – پیش از خرید هر وسیله‌ای برای منزل با همسرمان مشورت کنیم. با وجود اختلاف‌نظر، مشورت‌کردن ضروری است تا پس از خرید با لجبازی او روبه‌رو نشویم. به این ترتیب، مانع از جنجال شده و زمینه‌سازی کرده‌ایم.

      – برای خرید‌های شخصی تنها برویم ولی قبل از بیرون‌رفتن از منزل، حتما به همسرمان اطلاع بدهیم تا احساس کنارگذاشته‌شدن به او دست ندهد. توافق کنیم که این تصمیم برای سلامت روحی- روانی هر دوی ما لازم است.

      – بعضی افراد مبتلا به خساست، تلاش می‌کنند تا این صفت نامناسب را اصلاح کنند. در این صورت با درک مشکلشان و تلاشی که برای ترک این صفت می‌کنند، به آنها کمک کنیم.

      فراموش نکنیم نباید این افراد را مسخره کنیم یا دائم از آنها ایراد بگیریم. کنارشان باشیم تا با کمک هم به تدریج بر مشکل غلبه کنیم.

      – زمانی که از رفتار همسرمان غمگین و عصبی می‌شویم، ناراحتی‌مان را ابراز کنیم؛ البته نه با دعوا و جنجال بلکه به او توضیح بدهیم که از رفتارهای او ناراحت می‌شویم و خجالت می‌‌کشیم. این توضیح و ابراز ناراحتی ما به شکل منطقی، تلنگری برای تجدیدنظر در رفتارهای نامناسب اوست.

      – همان‌طور که اشاره کردیم، این افراد در ابراز احساسات نیز ناتوان هستند. در مقابل این ناتوانی، لجبازی و بی‌اعتنایی نکنیم اما طوری رفتار کنیم که طرف مقابل هم با کمی کم‌اعتنایی ما روبه‌رو شود. با کمی تغییر در رفتارهای گذشته خود می‌توانیم به راحتی تغییراتی در رفتار همسرمان ایجاد کنیم.

      – اگر فرزندمان از رفتار همسرمان رنجید، مقابله به مثل را به او یاد ندهیم. فقط به فرزندمان توضیح بدهیم که این عقیده پدر یا مادر توست و باید به عقیده آنها احترام بگذاری. فقط دفعه بعد طوری رفتار کن که با سرزنش او روبه‌رو نشوی.

      – افراد خسیس با وجودی که ممکن است سلیقه خوبی داشته باشند اما برای خرید هر چیزی، ابتدا به مبلغ آن توجه می‌کنند؛ بنابراین به جای دلخورشدن یا مسخره‌کردن همسرمان از او تشکر کنیم. همین که او هزینه‌ای را بابت خرید چیزی پرداخت کرده، کافی است. تشکر ما نوعی تشویق برای تکرار این رفتارهای مثبت و از بین رفتن برخی مشکلات رفتاری همسرمان است.

      – برای تقسیم دخل و خرج منزل، همفکری کنیم تا به تدریج تغییراتی در شرایط ایجاد شود.

      – با دوستان و آشنایان قطع رابطه نکنیم؛ این راه چاره نیست. با حفظ تعادل در رفت و آمدها این مشکل به تدریج برطرف خواهد شد.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
      • ناشناس
        ناشناس میگه:

        از لطفتون ممنونم. خواهرم دقیقا مواردی که گفتین رو یه جورایی داره رعایت می کنه . یکمی بهتر شده ولی بازم بعضی وقتا حرص منو در میاره . برای اینکه خواهرم اذیت نشه خیلی خرجا رو من براش می کنم( آخه ما مادرمونو ۶ سال قبل از دست دادیم و انگاری من جای مادرم هستم براش ، واقعا هم دیدن ناراحتیش منو می کشه در حد مرگ به خواهرم علاقه مندم.) نمیدونم این عیبی نداره که من بعضی چیزا رو جبران کنم ؟ مثلا رفت دندونپزشکی ، دندونشو پر کرد دکتر گفت بهتره جرم گیری هم بکنه ، شوهرش هی بهونه اورد ، دلم نیومد ، من پولشو دادم. به نظرتون من با ایشون چطور برخورد کنم؟ بعضی اوقات دلم می خاد خفه اش کنم ولی به خاطر خواهرم بهش خیلی احترام می ذارم و محبت می کنم. ما رسم نداریم دختر زمان عقد شب خونه پدر داماد بمونه اما الان برخلاف میل ما دو باره که ایشونو نگه می دارن ، خواهرم می گه نمی تونم به خاطر این مسئله بحث کنم ممکنه احترامم از دست بره ولی من واقعا کلافه می شم به نظرتون توی این مورد چیکار کنیم؟ از حرفی که اول زدیم رد بشیم بگیم عیب نداره برو خونشون بمون؟

        پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور میگه:

          اگر در عقد دائم هستند پس زن و شوهر رسمی و قانونی به حساب میان ومشکلی نیست … بحث آداب و رسوم بستگی به رعایت طرف مقابل داره
          ولی در مورد خرج هایی که میکنید بهتره آرام آرام خودتون رو کنار بکشید و گرنه همسر ایشون خیالش راحت خواهد بود که فردی مثل شما برای جبران کسری درآمدش وجود داره
          به هر حال با این روش در حق خواهر و زندگی مشترکش لطف خواهید کرد …

          پاسخ دادن
          • ناشناس
            ناشناس میگه:

            از لطف شما بسیار متشکرم. راهنمایی شما مشاوران عزیز خیلی به من و خواهرم کمک کرده، جو زندگی ایشون رو خیلی آروم کرده، دلم به حرفهای شما گرم می شه. شرمنده ولی از این به بعد زیاد به این سایت سر می زنم و مزاحمتون می شم. ای کاش همه افراد مثل شما اینقدر خوب و مهربون بودن و علمی رو که بدست آورده بودن اینطوری مصرف می کردن. خیلی خوبید. انشاله همیشه موفق و سربلند باشید.

          • مشاور
            مشاور میگه:

            با سلام خدا رو شکر دوست عزیز همراهی شما باعث دلگرمی بنده است امیدوارم بتونم کمک بیشتری کنم .زنده و سلامت باشید در پناه خدا

        • مشاور
          مشاور میگه:

          با سلام در مورد سوال اخر ببینید درسته هر جایی اداب و رسومی دارند ولی خب ایشون هم نمی ت انند در این مورد وارد بحث شوند چون درگیری ایجاد خواهد شد و به هر حال زن و شوهر هستند اگر چه باید مراعات هایی داشته باشند ولی خب شما هم کمی شرایط رو درک کنید در مورد کمکی که می کنید به هر حال با خواست خود شماست و خواهرتون هستند خودتون باید تصمیم بگیرید تمایل به کمک دارید یا خیر اگر این شما رو ازار میده بهتره ادامه ندید .امیدوارم خو اهرتون خوشبخت باشند

          پاسخ دادن
          • ناشناس
            ناشناس میگه:

            سلام، من هفته قبل یه سوال پرسیده بودم فکر می کردم تا الان پاسخ داده شده. جسارتا الان نه سوال هست نه جواب.

      • ناشناس
        ناشناس میگه:

        سلام. در رابطه با موردی خواهرم که خدمتتون عرض کردم، یه راهنمائی از شما می خواستم. همونطور که خدمتتون عرض کردم خواهرم در دوران عقد هستند، آقای داماد چون از خانمی که قبلا با ایشون ازدواج کرده بودند خیلی اذیت و بدی دیده اند ( البته این صحبت خودشون بوده که در زمان آشنایی اولیه به خواهرم گفتند) همون دوران آشنایی به خواهرم گفتند چون خیلی روحشون آسیب دیده از نوع برخوردهای خانم قبلی، اگه می تونن خیلی بهشون محبت کنن و عشق بورزند چون کمبود عشق و محبت دارن( البته اینا از نظر من خیلی مسخره بود همون موقع هم به خواهرم گفتم ولی گوش نکرد) خواهر من هم متاسفانه خیلی احساسی و رومانتیکه و همه چیزو با دید عشق و دنیای رومانتیک عاشقی می بینه از نظر من که به قول معروف از بیرون گود به این رابطه نگاه می کنم، رفتارهای خواهرم مثل یه عشق و عاشقی بچه گانه ۱۶ – ۱۷ ساله میاد نه در حد سنشون که ۳۲ ساله هستند، خودش می ترسه اگه اینجوری عشق ورزی نکنه آقا دلسرد و ناراحت بشه ولی من احساس می کنم چون خواهرم در قبال این عشق ورزی زیادش منتظر دریافت پاسخ مناسبه و بعضی اوقات از طرف آقا دریافت نمیکنه و این باعث ایجاد ناراحتی و عکس العمل باز هم بچه گانه خواهرم میشه، به جای تحکیم رابطه باعث شکننده شدن رابطه شده چون خیلی اوقات به این خاطر با هم جر و بحثشون میشه و خواهرم همش فکر می کنه و بهشون می گه چون زن قبلی در ذهن ایشونه یا چون قبلا عشق ورزیاشو انجام داده الان دیگه نمیتونه همیشه پاسخ و عکس العمل مناسب با رفتار عاشقانه خواهرم داشته باشه. به نظرتون چطور باید خواهرم رو مجاب کنم یکمی خانمانه تر رفتار کنه؟ چطور رفتار کنه که نه سیخ بسوزه نه کباب ولی رابطشون در عین عشق، بچه بازی و لوس بازی نباشه؟
        از راهنماییتون ممنونم

        پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور میگه:

          با سلام دوست عزیز ایشون خودشون باید از این رفتار خودشون رنجیده باشند که دنبال راهکار باشند و وقتی می فرمایید فرد رمانتیکی است و خیلی راحت نیازهای این اقا را تامین می کند و به او عشق می ورزد یعنی از بازخورد نگرفتن خیلی هم ناراحت نمی شود متاسفانه مشکلی که پیش می اید در این زمینه منظورم ازدواج با مرد مطلقه است این ان است که فرد مدام مقایسه می کند و دوست دارد تمام انچه را که از همسر قبلی دریافت نکرده ویا اسیب دیده است فرد جدید برای او جبران کند و گاهی انقدر این مساله برای فرد مهم می شود که اصلا حواسش به این مساله معطوف نمی شود که همسرش هم نیازهایی دارد و انتظاراتی و نباید خودخواهانه و یک طرفه به مسائل نگاه کند.به هر حال این اهمیت دارد که هر دو نفر به طور مناسب پاسخگوی نیازهای هم باشند و افراط یک طرف در برارودن نیازها توقع طرف مقابل را افزایش می دهد و در درازمدت همین مساله باعث کینه و مشکلات در زندگی می شود .که باید خواهر شما دقت داشته باشد در هر حال خودش باید متوجه رفتارش باشد و تمایل داشته باشد که مراجعه داشته باشد تا مشکلش برطرف شود و امیدوارم که خوشبخت باشند و خب ایشون اکنون در فضایی هستند که نمی توانند مثل شما منطقی به قضایا نگاه کنند .موفق باشید

          پاسخ دادن
  3. sara
    sara میگه:

    سلام میشه لطفا بهم کمک کنید من واقعا گیج شدم.من و یه آقایی۴ساله باهم آسنا شدیم الان ک میخوایم ازدواج کنیم خانوادم میگن نه شرابطشببه ما نمیخوره تحصیلکرده نیست اما من واقعا دوسش دارم و این مساله برام مهم نیست چطوری راضیشون کنم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دقت کنید که وقتی ۴ سال با فردی اشنا هستید غیر از اینکه علاقه ایجاد شود انتظار دیگری نیست ولی چقدر پشت این علاقه منطق وجود دارد مهم است .چقدر خانواده شما متطقی قضاوت کردند و ایا فقط بحث تحصیلات را مطرح کردند در هر صورت اگر انقدری شناخت پیدا کردید که فکر می کنید با این فرد خوشبخت می شوید و تفاوت ها مشکل ایجاد نمی کنید می توانید از خانواده بخ اهید با نظر اونها به روانشناس مراجعه شود و اگر نظرش این بود که مناسب نبودید شما تبعیت می کنید و درغیر این صورت خانواده باید از انتخاب شما حمایت کنند البته در صورتی که فقط مورد تحصیلات بریشان جای سوال است و مشکل خاصی وجود ندارد امیدوارم خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اختلال وسواسی جبری

      نکات کلیدی

      Obsessive Compulsive Disorder (OCD) – Key facts

      بهداشت روان به زبان فارسی More information in Farsi
      English

      همه ما ممکن هست در دورهایی کمی‌ وسواسی به نظر بیا ایم.
      اما زمانی‌ میگویم که فردی احتمالا دچار اختلال وسواسی جبری هست که:
      ۱. افکار یا تصورات ناراحت کننده, علی‌ رغم میلش, به ذهنش هجوم می‌آورند و تلاش او برای بیرون راندن آنها از ذهنش بی‌ نتیجه هست.- افکار یا تصورات وسواسی.
      ۲. حس می‌کند که باید بعضی‌ از کار‌ها رو به شکل خاصی‌ انجام دهد تا احساس آرامش کند، مثلا مرتباً دست شستن یا مرتباً چیز‌های مختلف رو چک کردن به طور مثال: آیا در خانه بسته هست یا نه آیا اطو به برق است یا نه آیا زیر گاز روشن است یا نه-اقدامات جبری مرتبط با آن.
      شیوع اختلال وسواسی جبری:

      از هر ۵۰ نفر ۱ نفر در کل عمر ش دچار اختلال وسواسی جبری میشود. شیوع در مرد و زن مساوی است. در کل بریتانیای کبیر حدود یک میلیون نفر به این بیماری دچار هستند. این بیماری معمولا در دوره جوانی بروز می‌کند و شامل دوره‌های بهبود و پسرفت خود به خودی است. معمولا بیماران سالها از این بیماری رنج میبرند بدون درخواست کمک.
      علائم بیماری:

      -افکار یا تصورات وسواسی تکرار شنونده و نگران کننده.
      -احساس اجبار به انجام بعضی‌ از کار‌ها به شکلی‌ خاص برای کاهش حس نگرانی، به عنوان مثال:تکرار مکرر یک کار مثل دست شستن یا تکرار یه جمله خاص یا شمردن اعداد به طور مکرر.
      علل بروز اختلال وسواسی جبری:

      علل زیادی ممکن است در بروز این اختلال نقش داشته باشند، مانند:
      ارث
      استرس
      تغییرات عمده در زندگی‌ مانند بلوغ، شغل جدید، به دنیا آمدن نوزاد
      اختلال در سروتونین، ماده شیمیایی در مغز
      خصوصیات شخصیتی: افراد بیش از اندازه با دقت، تمیز و وسواسی

      کمک به خود:

      به‌‌‌ طور مرتب برای حدود نیم ساعت و هر روز به افکار وسواسی تان فکر کنید، یا آنها را روی یک برگه کاغذ بنویسید و بعدا آنها را دوباره بخوانید و یا اینکه آنها را ضبط کنید و دوباره به آنها گوش دهید و همزمان در برابر میل به انجام اقدامات جبری مرتبط مقاومت کنید. برای مثل افکار وسواسی شما ممکن است مربوط به تمیزی باشد و اعمال جبری مربوط میتواند شستشوی بیش از حد باشد.

      از مشروبات الکلی دوری کنید.
      اگر افکار وسواسی شما، مربوط به دین و ایمان است، در مورد آنها با افراد مطلع و آگاه به این امور مشورت کنید.
      کتاب‌های مفید و کمک کننده مربوط به اختلال وسواسی جبری را مطالعه کنید.

      کمک تخصصی

      روان درمانی:

      تماس تدریجی‌ با محرک وسواس و اجتناب آگاهانه از انجام اقدامات جبری مرتبط با آن.
      روان درمانی شناختی‌: هدف این روش کار بر روی افکار منفی‌، سر زنش کننده و غیر واقعی ماست.

      دارو درمانی:

      دارو‌های ضّد افسردگی: حتا اگر شما افسرده نیستید هم داروهای ضّد افسردگی اس‌ اس‌ آار‌ای میتوانند مفید باشند. آنها میتوانند به تنهایی و یا به همراه روان درمانی شناختی‌ در اختلال وسواسی جبری متوسط تا شدید استفاده شوند. اگر دارمان بعد از سه ماه جواب نداد مرحله بعدی میتواند تغییر داروی اس‌ اس‌ آار‌ای به داروی کلمیپرامین باشد.
      درمان تا چه حد موثر است؟

      تماس تدریجی‌ با محرک وسواس و اجتناب آگاهانه از انجام اقدامات جبری مرتبط و روان درمانی شناختی‌:
      حدوداً از هر چهار نفر، سه نفر از آنها به این روش به درجات مختلف جواب میدهند. یک نفر از چهار نفر عود مجدد خواهد داشت. و یک نفر از چهار نفر هم نمیتوانند یا نمی‌خواهند که این روش درمانی را به طور کامل انجام دهند.
      دارو درمانی:
      حدوداً از هر ده نفر، شش نفر با این روش علأئمشان به نصف تقلیل می‌یابد. ادامه دارودرمانی حتا پس ازسالها از بروز اولیه بیماری، میتواند از بروز مجدد آن جلوگیری کند. حدود نیمی از افرادی که دارودرمانی را متوقف میکنند، پس از چند ماه دچار عود بیماری میشوند. این احتمال در افرادی که از ترکیب رواندرمانی با دارو درمانی استفاده میکنند کمتر است.
      بهترین روش درمانی برای من کدام است؟

      اختلال وسواسی جبری خفیف:

      تماس تدریجی‌ با محرک وسواس و اجتناب آگاهانه از انجام اقدامات جبری مرتبط با آن. این روش موثر می‌باشد و دارای عوارض جانبی هم نیست. در این روش شما باید مصمم و با پشتکار باشید. باید خود را برای افزایش موقّتی اضطراب در طی دوره اولیه درمان با این روش آماده کنید. روان درمانی شناختی‌ و دارو درمانی هم در این نوع از اختلال وسواسی جبری به همین اندازه مفید هستند.
      اختلال وسواسی جبری متوسط تا شدید:

      شما میتوانید یا روان درمانی شناختی‌ ( تا ده ساعت) یا دارو درمانی ( تا دوازده هفته) داشته باشید. اگر بهبودی حاصل نشد، میتوانید هردو اینها را بطور همزمان داشته باشید.اگر اختلال به شکل شدید است، بهتر است که هر دو این درمانها را از ابتدا به طور همزمان داشته باشید.
      اگر شما نتوانید روان درمانی را تحمل کنید، می‌توان فقط از دارو درمانی استفاده کرد. در این صورت ریسک عود بیماری حدوداً یک نفر از هر دو نفر است در حالیکه در ترکیب دارو و روان درمانی ریسک عود بیماری یک نفر از هر چهار نفر است. مصرف دارو در دوران شیردهی و حاملگی‌ توصیه نمیشود.
      موفق باشید

      پاسخ دادن
  4. عاطفه
    عاطفه میگه:

    سلام من یکبار ازدواج ناموفق داشتم یه دختر سه ساله دارم که پیش خودمه بعد طلاق با یه اقایی اشنا شدم که شانزده سال از من بزرگ تره ایشونم یک باز ازدواج کردن من با این اقا دوسال که هستم ولی عقد نکردم از ترسم خیلی عصبی دست بزنم داره بعد یک ساعت پشیمون میشه جانباز هست اسرار داره عقد کنیم بنظر شما این کار درست یانه

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      شما از ترس و تردیدتون گفتید پس چطور قراره با وجود چنین تردیدی وارد یک رابطه مشترک بشید ؟

      پس با توجه به اینکه گفته‌اید ایشون دست بزن دارد، ممکن است اختلالات روانی و عصبی داشته باشد. بیشتر افرادی که به چنین اختلالاتی دچار هستند، درباره این مشکل خود آگاهی ندارند و افرادی هم که آگاه هستند قبول نمی‌کنند و آن را کتمان می‌کنند. بنابراین در بیشتر موارد باید زوجین با تدبیر و حوصله به منظور کمک به همسرشان و تغییر رفتارهای او تلاش کنند.
      شناسایی رفتارهای حساسیت برانگیز
      با توجه به اینکه ۴ سال از شروع زندگی مشترکتان گذشته است و گفته‌اید همسرتان خیلی تعصب دارد، ممکن است خودتان با رفتارهای اشتباه، حساسیت‌های همسرتان را بیشتر کرده‌اید. شما می‌توانید با شناسایی رفتارهایی که حساسیت همسرتان را بیشتر می‌کند و باعث عصبانیت او می‌شود، تا حد امکان از انجام آن‌ها خودداری کنید. با این حال، اگر احساس می‌کنید همسرتان دچار بدبینی بیش از حد معمول است، به این نکات توجه کنید.
      خودداری از پنهان کاری‌های مصلحت آمیز
      توصیه می‌شود در همه حال با شوهرتان صادق باشید و از پنهان کاری‌های مصلحت آمیز خودداری کنید. هرچند ممکن است راستگوییتان در کوتاه مدت موجب افزایش ناآرامی بین شما شود اما سرانجام مناسبتری خواهید داشت. این نکته به شدت به همسران افراد متعصب توصیه می‌شود.
      در خور ذکر است پنهانکاری و برملا شدن واقعیت پس از مدتی باعث افزایش بدبینی یا‌‌ همان تعصب‌های بی‌جای مرد خواهد شد و مشکلات بیش تری در پی خواهد داشت.
      به خواسته‌های غیر منطقی عمل نکنید
      به بعضی خواسته‌های غیر منطقی شوهرتان عمل نکنید. توجه داشته باشید اگر شما به خاطر حفظ زندگی مشترک، حاضر باشید هر خواسته غیر منطقی شوهرتان را انجام دهید، این روال به تدریج طبیعی می‌شود و ممکن است روزی از این وضعیت خسته شوید که امکان تغییر تا حد زیادی کاهش یافته باشد.
      البته لازم به ذکر است نباید با لجبازی و رفتارهایی به دور از ادب از انجام خواسته شوهرتان سرباز بزنید بلکه با گفت‌و‌گو در یک موقعیت مناسب، می‌توانید او را قانع کنید که خواسته‌اش منطقی نیست.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

      پاسخ دادن
  5. مهدیه
    مهدیه میگه:

    سلام،دختری ۲۲ ساله هستم قصد ازدواج با آقایی رو دارم که از واقعا از لحاظ شخصیتی و رفتاری فرد ایده آلمه ولی متاسفانه گفته که ۱۰ ساله بیماری لوپوس داره با عارضه کلیوی و با دارو کنترل میکنه،من خیلی نگران این موضوع ام،خیلی تحقیقات کردم،این آقا هم دانشگاهیمه و واقعا خیلی به هم وابسته شدیم چندماهه و قبول دارم که نباید به اینجا میرسید،ولی نه توان گذشتن ازشو دارم چون واقعا خیلی خوبه ولی فقط بابت بیماریش نگرانم…فوق العاده احتیاج به مشاوره و کمک دارم،سردرگمم ،ترس دارم همش
    خودش میگه نترس مثبت فکر کن خیلیا همینو میگن از جمله دکترش،هم نگران اینم که این خدایی نکرده اتفاق بدی برای خودش نیفته هم نگران مبتلا شدن بچه البته میدونم که درصدش پایینه،ولی نمیدونم ذهنم مثبت نمیشه و حالم خوب نمیشه و متاسفانه تجربه های تلخی که تو نت خوندم خیلی تو روحیه م تاثیر گذاشته و اجازه نمیده قرص و محکم رو تصمیمم وایستم
    لطفا راهنماییم کنین

    پاسخ دادن
  6. پری
    پری میگه:

    سلام من یه هفته ست ازدواج کردم زندگیم داره از هم می پاشه
    قبلا یه خواستگار داشتم راضی نبودم ولی اون خیلی منو دوست داشت الان اونم تازه ازدواج کرده
    خیلی پشیمونم ردش کردم به خانوادم در موردش نگفته بودم همه سرزنشم میکنن چرا بهشون نگفتم چون اونام موافق قبلیه بودن
    الان دارم دیونه میشم میخوام جدا شم ولی نمیدونم کار درستی میکنم یا نه؟
    همسرم پسر خوبیه ولی من نمیتونم اصلا بهش محبت کنم

    پاسخ دادن
  7. ناشناس
    ناشناس میگه:

    با سلام من حدود هفت سال با یه آقایی آشنا شدم با هم دوست هستم ما هر دمون همدیگر رو دوست داریم اما این آقا کار نداره به خاطر همین پا پیش نمیذاره هر موقع گفتم به خانوادت یا لااقل به مامانت بگو گفت من تا زمانی که کار نداشته باشم پا پیش نمیذارم به نظر شما من چیکار کنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      چطور انتظار دارید پسری که شرایط حداقلی ازدواج رو نداره پا پیش بذاره ؟
      مسلما” هم با مخالفت خانواده و هم در آینده با برخوردهای شما میتونه سبب تنش در زندگی مشترکتون بشه
      پس واقع بینانه برخورد کنید و اسیر احساسات نباشید

      پاسخ دادن
  8. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام،
    برای مشاوره تلفنی هم باید قبلش مبلغی رو پرداخت کرد؟ بعد یه ساعت خاص باید زنگ زد؟
    از خارج از کشور چطور می‌تونم پرداخت کنم؟ ممنونم.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      شعبه قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      شعبه سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      شعبه شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      موسسه مشاوران ستاره ایرانیان
      مشاوره تلفنی پس از واریز آنلاین: از طریق سایت
      http://ib.mmsi.ir

      پاسخ دادن
  9. مهدی
    مهدی میگه:

    من اصلا نمیتونم ازش دس بردارم من شیفته و وابسته اون شدم من حظرم بمیرم ولی برا اون چیزی نشه به خدا قسم هیچکس رو به اندازه اون دوس ندارم هیچکس

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      مسلما” ایراد داره .. وقتی وارد جریان عادی زندگی بشید بعد از مدتی مشکلات جنسی شمارو وارد تنش و سقوط در زندگی میکنه
      الان اسیر احساسات شدید و بعد متوجه خواهید شد

      پاسخ دادن
  10. nnnn
    nnnn میگه:

    سلام…من با ی مشکل بزرگ روبرو هستم…اینکه من با ی نفر حدود یک ساله رابطه دارم و قراره این ماه ب خاستگاریم بیاد…اما دچار تردید شدم ..حس میکنم اشتباه کردم..خاستگار های بهتر هم دارم..اما وقتی باهاش سربسته این موضوع رو مطرح کردم گفت ک زندگیش بی من بی معنا میشه و هر کاری میکنه تا خودشوادم بدی کنه…میدونم تو حرفاش صادقه..اما من دیگه نمیخام باشم و میخام ب خاستگارم جاب مثبت بدم..منتها از حرفاش و عذاب وجدانم میترسم…..چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کمکم کنید……………

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز در زندگی باید قدرت گفتن ” نه ” رو داشته باشید چون بحث یک عمر زندگیه …وقتی ایشون نتونسته نظر عاطفیتونو جلب کنه پس دلیلی نداره این رابطه رو ادامه بدید
      این اشتباهیه که دختر و پسر بدون شناخت دل میبندن و اخرش باید با وابستگی از هم دل بکنن …
      پس منطقی فکر کنید و قاطه عمل کنید

      پاسخ دادن
  11. نگار
    نگار میگه:

    سلام خسته نباشید من ی مدتی هست با یک نفرآشناشدم برای ازدواج البته خانواده ها هم درجریان هستندوهمدیگروملاقات کردن.ماهردونفریک ازدواج ناموفق داشتیم صحبتهایی که کردیم تقریبا تفاهم داریم فقط من شک دارم ترس دارم که دوباره شکست بخورم مشکلی که الان دارم اینه که فردموردنظرمن هیچی واسه شروع زندگی نداره وانتظارداره من پس اندازی که دارموبدم به ایشون وچون من همسراولم شغل نداشت وتمام مخارجش ازطرف خانواده من تامین میشدواینکه تمام پس اندازمنوخانوادمو دودکرد وآخرش خیانت بهم کرد وبای خانم دیگه رفت واسه همین من میترسم دوباره مهربونی بیش ازحدمن وکم توقع بودنم دوباره باعث بشه توی زندگیم شکست بخورم میشه لطفأراهنماییم کنیدممنونم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر تحت نظر روانشناس و در مدتی مناسب برای شناخت از هم تلاش کنید و از احساسات دور باشید پس میتونید به انتخابتون مطمئن بشید و ترس شما بی معنی بشه

      پاسخ دادن
  12. ققنوس...
    ققنوس... میگه:

    سلام حدودیکماه هست بای نفراشناشدم به قصدازدواج اما تردیددارم هردوشکست داشتیم ایشون هیچی واسه شروع زندگی ندارن وروی ی مبلغی که من دارم واسه اجاره خونه ودادن بدهی هاشون حساب میکنن ومن چون همسرقبلیم هم مخارجش ازطرف خانواده من تامین میشد شک دارم که ایا بازم شکست میخورم یا اعتمادکنم لطفأراهنماییم کنید ممنونم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      چنین زندگی به نتیجه نمیرسه … داشتن استقلال مالی و پشتوانه اقتصادی لازمه توفیق یک زندگی مشترکه … با وجودی که هر دو شکست خوردید

      پاسخ دادن
  13. ایلین
    ایلین میگه:

    با عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما.
    مدتی هست که من در یک شرکت مشغول به کار هستم در این میان یکی از همکارهای مرد بهم علاقه مند شده ومیدونم هم که قصدشون ازدواج هست ولی نمیدونم چرا پا پیش نمیذاره لطفا من رو راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      پس صبور باشید و برای خودتون پیشگویی نکنید …. چون ممکنه هیچ فکر و نظری در بین نباشه و شما فقط برای خودتون متصور شدید

      پاسخ دادن
  14. باران
    باران میگه:

    سلام…میشه منم راهنمایی کنید؟
    کسیو دوست دارم ک هیچ علاقه ای به من نداره برای ازدواج باید چیکار کنم ک ایشونو ب سمت خودم بکشم؟
    ممنون میشم کمکم کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز نمیتونید کسی رو به دوست داشتن وادار کنید چون این یک حس دورنیه و شما اگر کسی رو مجبور کنید خیلی زود هم از دستش خواهید داد

      پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      بهتره در این مورد مشاوره کنید … به هر حال اختلاف سن زیاد میتونه در سالهای بعد روی روند زندگی شما تاثیر منفی بذاره … ولی در نهایت خودتون باید بسنجید و پا در راه این ازدواج بذارید .. شاید بتونید با تمام مشکلاتش کنار بیایت و به پای هم بمونید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  15. گل دختر
    گل دختر میگه:

    سلام بچه ها.من میخوام با دوس پسرم ازدواج کنم اونم میخواد با خانوادش حرف بزنه.ولی راه ما خیلی دوره.اون تو یه کشور دیگس و خانوادش نمیتونن فعلا منو ببینن.نمیخوایم به خانواده پسره بگیم ک ما اینترنتی اشنا شدیم.پیشنهاد بهتری دارین؟

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous میگه:

      راههای شناخت شخص مقابل از چند محور باید دنبال شود:
      ۱- گفتگوی مستقیم؛
      ۲- تحقیق( دوستان، همکاران، همسایگان و..)؛
      ۳- مراجعه حضوری به یک مشاوره و مشاوره پیش از ازدواج(آزمونهای شخصیت و…).

      در گفتگوی رو در رو لازم است که از موضوعاتی مانند:
      اولویتها و اهداف زندگی؛
      حساسیتها؛
      توقعات؛
      علاقمندیها؛
      ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی؛ و… سوال شود.

      لازم است در مواردی به منظور اینکه سانسور و خلاف واقع اتفاق نیفتد، سوالات به صورت غیر مستقیم پرسیده شود. مثلا برای اینکه بیشتر با شخصیت طرف مقابل آشنا شویم می‌توانیم اینگونه بپرسیم:
      تلخ ترین خاطره شما در زندگی چیست؟ و چرا؟
      شیرین ترین خاطره‌تان کدام است؟
      توقع شما از همسر آینده چیست؟ چه موضوعاتی عصبانیتان می‌کند و برایتان غیرقابل تحمل است؟
      آخرین باری که قهر کردید کی بوده؟ می‌شود موضوعش را بگوئید؟
      آخرین باری که دعوا کردید کی بوده؟ می‌شود دلیلش رو بگوئید؟
      در زندگی از چه چیزی متنفر هستید؟
      از زندگی و خودتات راضی هستید؟

      با توجه به پاسخ این سوالات تا حدودی شخصیت فرد مقابل معرفی می‌شود. مثلا اگر بگوید از زندگی راضی نیستم، یا بگوید دیروز دعوا کردم و دفعه قبلش هم یک هفته پیش بود دفعه قبل از قبل هم ده روز پیش بود! باید دور چنین گزینه ای خط کشید چون اصولا با خودش هم درگیری دارد!

      این که یک فرد واقعا قصد ازدواج دارد را عملا می توان با نشانه هایی که در ادامه ذکر می کنیم، تشخیص داد.

      ۱ – فردی که قصد ازدواج دارد در دوره آشنایی، تقاضاهای نامشروع نمی کند.

      ۲ – فردی که قصد ازدواج دارد، این ارتباط را از خانواده اش پنهان نمی کند.

      ۳ – فردی که قصد ازدواج دارد، زمان آشنایی را بیش از اندازه طولانی نمی کند.

      ۴ – فردی که قصد ازدواج دارد علاوه بر معرفی شخصیت خود، سعی می کند از طرف مقابل و خانواده اش شناخت پیدا کند و تنها به تبادل احساسات و بیان جملات عاشقانه و عاطفی بسنده نمی کند.

      توجه به همین ۴اصل ساده که تشخیص آنها خیلی هم سخت نیست، باعث می شود از سرابی که بسیاری از دختران جوان در آن گرفتار می شوند، فاصله بگیرید.

      پاسخ دادن
  16. ناشناس
    ناشناس میگه:

    من ودوست پسرم میخواستیم با هم ازدواج کنیم ولی مشکل اینجاست که خانوادش یه دختر دیگه براش در نظر گرفتن حالا من دارم دیونه میشم

    پاسخ دادن
  17. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام
    ما یعنی من و همسرم خیلی با هم مشکل داریم و همدیگه رو دوست داریم و نمیخوایم از هم جدا شیم ولی زندگی برامون خیلی سخت شده نمیدونم چکار کنم؟

    پاسخ دادن
  18. ناشناس
    ناشناس میگه:

    دختریو دوست دارم که دو سال از من بزرگتره و از هر نظر عالیه خودشم با این اختلاف سنی مشکلی نداره ولی خانواده ها مخالفن حالا ما چکار کنیم؟

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.