مشاوره ازدواج مشهد

مشاوره ازدواج مشهد

مشاوره ازدواج مشهدReviewed by مشاور on Jul 29Rating:

هنگامی که نشر شخصی را در مورد مهم ترین اتفاقات و همچنین بزرگ ترین تصمیم زندگی اش را میپرسید بی شک ازدواج و انتخاب همسر را مهمترین و به یاد ماندنی ترین رویداد زندگی شخصی خود اعلام کرده و بسته به تجربه خود از آن به عنوان بهترین اتفاق و یا بدترین اتفاق یاد می کند. درواقع کسانی که انتخاب به این مهمی را همراه با مشورت و گرفتن راهنمایی از یک مشاور خوب انجام داده اند این مهم را بهترین خاطره زندگی خود می دانند. برای انتخاب همسر ایده آل باید معیار ها و ملاک های شما از همسر آینده خود روشن بوده و بنا بر آن انتخاب نمایید. این معیار ها و ملاک ها سلیقه ای می باشد اما در همه آنها موقعیت خوب اجتماعی، اخلاق خوب و وفاداری و همچنین ویژگی های مثبت همسرداری مشترک بوده و باید لحاظ شود. البته باید گفت که در نظر گرفتن این معیار و دیگر فاکتور های همسر ایده آل در کنار هم انتخابی درست و صحیح را تشکیل میدهند.

گفتنی است که در این راه مشاوره گرفتن از مشاورانی آگاه و با تجربه مثمر ثمر خواهد بود.

به همین دلیل بار دیگر و این بار مشاوره ازدواج مشهد با کادری مجرب و کارآزموده و با کمک امام رضا (ع)  با شعب متعدد از جمله مشاوره ازدواج امام خمینی ، مشاوره ازدواج توحید ، مشاوره ازدواج هاشمی نژاد و مشاوره ازدواج پیروزی به صورت مداوم در جوار حرم مطهر امام رضا (ع)  پذیرای شما خواهد بود پس از مشاوره و گرفتن مشورت نترسید. مشاوره ازدواج مشهد آماده ارائه بهترین خدمات مشاوره میباشد.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج

213 پاسخ
  1. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام دختری هستم ۲۲ ساله علاقه مند به آقایی هستم که ۴۰ سال سن دارند این علاقه از روی هوس نیست و با فکر و منطق به وجود اومده اما نمیدونم تکلیف چیه الان چون همه میگن این ازدواج به درد نمیخوره و بعدها به مشکل میخورید من چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
  2. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام مدتیه با یه پسر آشنا شدم ولی با هم رابطه نداشتیم از همون اول قرار شد بیاد خواستگاریم حالا خانوادش قبول نمیکنن من خیلی دوسش دارم اونم همینطور حالا چکار کنیم؟

    پاسخ دادن
  3. ثنا
    ثنا می گوید:

    سلام من دختری هستم هشت ساله بایک پسرین خیلی همو دوستدارین ولی میخاد مادرش دختر دایشو بهش بده پسره دوسنداره نمیتونه بع مادرش بگه من یکی دیگه رومیخام ازش میترسه بهم میگه فراموشم کن نمیتونم بهش بگم قبول نمیکنه تورو حالا پسره پیشنهادداده بیابریم مشاور بتظرتون مشاور میتونه راضی کنه واسه لزدواج

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز مراجعه به مشاور خالی از لطف نیست و شاید بتونه تاثیر داشته باشه ولی در نهایت این پسر خواهد بود که بتونه شرایط رو برای ازدواج تغییر بده …

      پاسخ دادن
  4. نفس
    نفس می گوید:

    سلام عزیزان
    من دختری هستم ۲۴ ساله دارای نقص عضو ،وپدر و مادری ک شدیدا باهم دارند پدرم بشدت هرزه و بداخلاق است و مادرمو از خونه بیرون کرده این روزا اینقد گرفتارم و غصه دارم ک مرگ شده واسم ی رویای شیرین تو رو هدا هرکی راهی بلده ک ی ذره از مشکلات منو حل کنه ممنون دارش،میشم

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز در این مورد فقط بزرگان و معتمدان فامیل میتونن واسطه شده و راه حلی با توجه به شرایط حاضر پیدا کنن … و گرنه چطور امکان داره در این مورد کسی بتونه به شما کمک لازم رو برسونه … فقط باید بدونید در مواقع خطر میتونید با اورژانس اجتماعی به شماره ۱۲۳ تماس بگیرید تا بتونن در این مورد مداخله کنن

      پاسخ دادن
  5. f
    f می گوید:

    سلام.من یک دختر ۱۹ساله هستم که یکساله عقد کردم.همش باشوهرم دعوامیکنیم.نمیدونم چجوری باید بایک مرد حرف زد تا بفهمن براشون ارزش قایلیم.شوهرم همش میگه فقط حرف منو گوش کنو رو خواسته هام نه نیارو حرف پدرو مادرتو گوش نده..رابطم با مادر شوهرم خیلی خوب نیست.رابطه شوهرمم با پدرم خیلی خوب نیست.لطفا کمکم کنین.من الان باید ب حرف کی گوش بدم.چجوری میتونم رابطه شوهرم با پدرمو بهتر کنم.و چجوری حس اعتمادو احترامو به شوهرم منتقل کنم

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      شما در دوران عقد هستید و زندگی مشترک رو شروع نکردید پس هنوز وقت دارید در مورد این رابطه و زندگی تصمیم گیری کنید … از طرفی باید رابطه خودتون رو با مادر شوهر گسترش بدید و بیشتر از شوهرتون به ایشون محبت کنید تا بهش نزدیک شده و اعتمادش رو جلب کنید در این صورت شما میتونید مادرشوهرتون رو با خودتون همراه کنید و حتی از این طریق هم به طور غیر مستقیم روی شوهرتون هم تاثیرگذار باشید … وقتی موقعیت خوبی رو در خانواده شوهر داشته باشید میتونید روی روابط شوهر و پدرتون کار کنید

      هر کسی به شخصیت‏خویش علاقه‏مند است.خودش را دوست‏دارد.دلش میخواهد دیگران به شخصیت او احترام بگذارند.هر کس‏شخصیت او را محترم بشمارد محبوبش واقع میشود.ازتوهین کنندگان‏متنفر است.خانم محترم !حب ذات و علاقه به احترام یک امر غریزی است‏لیکن همه کس حاضر نیست احساس درونی شوهر شما را اشباع کند و به‏وی احترام بگذارد.در خارج منزل با صدها افراد گوناگون و بی‏ادب‏برخورد میکند و بعضی اوقات موردتوهین قرار میگیرد و به شخصیتش لطمه‏وارد میشود.از شما که یار و غمخوارش هستیدانتظار دارد اقلا در خانه‏احترامش کنید و شخصیت تحقیر شده‏اش را زنده گردانید.بزرگداشت اوشما را کوچک نمیکند لیکن به او نیرو و توانایی می‏بخشد و برای کوشش‏وفعالیت آماده‏اش میگرداند.خانم گرامی به شوهرت سلام کن.همیشه بالفظ (شما) او را مخاطب قرار بده.موقع سخن گفتن کلامش را قطع نکن.

      جلو ی پایش برخیز و به او احترام کن.با ادب حرف بزن.بر سرش داد نزن.

      اگر با هم به مجلسی میروید او را مقدم بدار.او را با اسم صدا نزن بلکه بانام فامیل و لقب مخاطب قرار بده.در حضور دیگران از او تجلیل و تعریف‏کن.به فرزندانت‏سفارش کن ازپدرشان احترام کنند.و اگر بی‏ادبی کردندتوبیخشان کن.در حضور مهمانها نیز احترامش بگذار و باندازه آنها بلکه‏زیادتر از او پذیرایی کن.مبادا در مجلس مهمانی وجود شوهرت رانادیده بگیری و تمام توجهت‏به مهمانها معطوف باشد.وقتی درب منزل را میزندسعی کن خودت درب را باز نموده با لب خندان و چهره باز به استقبالش‏بروی.آیا میدانی همین عمل کوچک چه اثر نیکویی در روح شوهرت‏خواهد گذاشت؟شاید در خارج منزل با دهها مشکل مواجه بوده و با روح‏پژمرده وارد منزل شود.استقبال کردن شما با لب خندان روح تازه‏ای درکالبد خسته او دمیده دلش را آرامش میدهد.ممکن است‏خانمها از این‏سخن تعجب نموده بگویند:چه پیشنهاد عجیبی!زن باستقبال شوهر برود وخوش آمد بگوید!شخص بیگانه وغریبی نیست تا احتیاجی باستقبال وخوش آمد داشته باشد.

      تسقط الآداب بین الاحباب.البته این طرز تفکر از تربیت غلط ماپیدا شده،کی گفته که دوستان و خویشان لازم نیست ادب و احترام رارعایت کنند.مهمانی بمنزل شما وارد میشوداز او استقبال میکنید،خوش آمد میگوئید،احترام میکنید،پذیرائی مینمائید.

      و این عمل را یک رفتار عقلائی و یکی از اداب و رسوم زندگی‏میشمارید.البته چنین است،به مهمان باید احترام کرد لیکن از شماانصاف میخواهم مردی که از صبح تا شب برای تامین زندگی و رفاه وآسایش شما تلاش میکند،و در این راه با صدها مشکل روبرو شده،آنگاه‏حاصل دسترنج‏خویش را در طبق اخلاص نهاده درب خانه را میکوبد که‏برایگان در اختیار شمابگذارد،آیا ارزش آنرا ندارد که برای خوشنودی واحترام او تا درب خانه قدم رنجه فرمایید و بالب خندان یک خوش آمد گفته‏دلش را شاد گردانید؟

      نگو:چون با هم مانوس و خصوصی هستیم انتظار احترام ندارد، بلکه از شما بیشتر از دیگران انتظار احترام دارد.اگر احترام نکردید وسکوت کرد دلیل آن نیست که توقع ندارد،بلکه برای رعایت‏شما ازخواسته درونی خویش صرف نظر نموده است.

      خانم محترم،اگر به شوهرت احترام نمودی او هم در مقابل به شمااحترام خواهد گذاشت.رشته محبت در میانتان استوارتر و پیمان زناشویی‏با دوام‏تر خواهد شد.به خانه و زندگی وکسب و کار دلگرم میشود،ونتیجه‏اش عائد شما می‏گردد.

      رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:وظیفه زن این است که تادرب خانه به پیشواز شوهرش برود و به وی خوش آمد بگوید. (مستدرک ج ۳ ص ۵۵۱)

      امام صادق علیه السلام فرمود:هر زنی که از شوهرش احترام کند وآزارش نرساند خوشبخت و سعادتمند خواهد بود. (بحار ج ۱۰۳ ص ۲۵۳)

      پیغمبر اسلام فرمود:زن موظف است‏برای شوهرش طشت و حوله‏حاضر کند و دستهایش رابشوید. (مستدرک ج ۲ ص ۵۵۱)

      مواظب باش به شوهرت توهین و بی‏ادبی نکنی،ناسزا نگوئی،دشنام ندهی،بی‏اعتنائی نکنی،بر سرش داد نزنی،نزد دیگران آبرویش رانریزی،با لقبهای زشت صدایش نزنی.اگر به او توهین کردی او نیز به توتوهین خواهد نمود.قلبا از هم مکدر میشوید،عقده روحی و کینه پیدامیکنید،صفا و محبت از میانتان برطرف میشود،دائما در حال نزاع وکشمکش خواهیدبود.اگر به زندگی ادامه بدهید بطور یقین زندگی خوشی نخواهید داشت.کینه‏های روحی وعقده‏های روانی ممکن است تولید خطرکند و باعث جنایت‏شود.

      پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز هر دعوایی ریشه ای داره و فقط میتونید با گفتگو به این ریشه برسید ….بهتره در هفته روزی رو برای گفتگو و رفع کدورت در یک هفته قرار بدید و این مشکلات رو در فضایی آرام حل و فصل کنید … تا وارد گفتگو نشید این دعوا ادامه داره و شما رو هر روز ازهم دور خواهد کرد …
      بهتره مشاوره ای حضوری و دو نفره هم با مشاوری مجرب داشته باشید ، وجود یک فرد نفر سوم و اگاه میتونه به شما در این مسیر کمک کنه ….
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  6. fateme
    fateme می گوید:

    سلام
    من ۳٫۵سال ازدواج کردم وبه مشهد اومدم…
    تقریبا از چن وقت بعدازدواجمون بخاطر مشکلات مالی بسیارفکرم مشغول شد،و همیشه استرس و دغدغه داشتم
    ازون ب بعد همیشه وقتی تنهام یا موقع خواب،بدترین فکرا میاد ب ذهنم
    هرچقدخاطراتمو مرور میکنم هییج خاطره خوب یادم نمیاد که با فک کردن بهش فکرای بداز سرم بره(نه که نداشته باشم فقط انگارهمه خاطره هاخوب دیلت شدن)
    درضمن من تو مشهد هیچ کسی رو ندارم
    حالم خیلی خرابه،،،،ولی هیچکس فکرشم نمیکنه چون ظاهرم خیلی با انرژی و شاده

    پاسخ دادن
    • ◄Responder►
      ◄Responder► می گوید:

      خاطرات خوب رو شما خودتون میتونید برای خودت و زندگیت به وجود بیاری … میتونید برنامه ای مثل ورزش و یا یادگیری هنری رو شروع و در این مسیر دوستان خوبی رو هم پیدا کنید ..
      تا شما حرکت نکنید اتفاقی نمی افته … و هر روز که بگذره خاطرات گذشته برای شما گنگ و کمرنگ تر خواهد شد …
      مشهد شهر بزرگیه و امکانات بسیار خوبی رو میتونید برای خودتون مهیا کنید …

      پاسخ دادن
  7. نگین
    نگین می گوید:

    با سلام
    مدت یک سال از ازدواجم میگذره ول یهمچنان تصمیمات مادرشوهر ودخالت ایشان در تمام مسایل زندگی عذابم میده از ابتدا به دلیل اصرار وناچاری همسرم قبول به زندگی با مادرشوهر را در یک مکان را پذیرفتم.
    راهنمایی بابت مواجههه با این برخورد ها
    سپاس گزارم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز بهترین راه غیرمستقیم محبت کردن به مادرشوهرتونه … این محبت کردن میتونه نظرش رو نسبت به شما تغییر بده … میتونه اعتمادش رو جلب کنه و شمارو به ایشون نزدیک کنه
      بهتره استراژی خودتون در زندگی رو تغییر بدید … وقتی تونستید به ایشون نزدیک بشید هم مادرشوهر از طرف خیالش راحت میشه که میتونید پسرش رو خوشبخت کنید و هم شما میتونید از طریقش روی شوهرتون غیرمستقیم اثرگذار باشید .. پس کمی صبور باشید

      پاسخ دادن
  8. محمد
    محمد می گوید:

    باسلام
    من مدت یکساله با دختر خانومی آشنا شدم.تو این یکسال ب شدت ب یکدیگر علاقه پیدا کردیم جوری ک جوونمون برا هم در میررره.از اول هرچی ک داشیم برا هم گفتیم.حالا پدر و مادرم فقط برا اینکه من گفم بهشون ایشوون در گذشته رابطه ی تلفنی با یک نفر دیه داشه حاضر نمیشن برن خواستگاری.من هم درگذشته با دختر ارتباط داشم.ولی از زمانی ک باهم اشنا شدیم هیچکس رو غیر از هم نمیبینیم حتی بخاطر حررف پدر و مادرم امتحانشم کرردم و ن تاحالا بهم دروغ گفه ن کاری کررده.خیلی هم عاشق همیم.
    ممنون میشم ازتون راهنماییم کنید تا چکار کنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      خب دوست عزیز شما حرفی رو که باعث تحریک خانواده شده رو گفتید و امروز چه راهنمایی رو میخوایت از شما بکنیم ؟
      بهتره در این مورد صبر کنید تا خانواده حساسیتشون کمتر بشه و یا با فرد قابل اطمینانی در خانواده و یا فامیل در این مورد صحبت کنید ولی بدونید با حرفی که زدید حتی اگر ازواجی سر بگیره
      این دختر رو در نظر خانواده خودتون با رفتار بچگانه ای که داشتید ، بد و غیر قابل اعتماد جلوه دادید

      پاسخ دادن
  9. ریحانه
    ریحانه می گوید:

    سلام من دختری هستم ۲۶ ساله قصد ازدواج با پسری رو دارم ک ۳ سال از خودم کوچیکتر و با هم همکلاسی هستیم در دانشگاه و همدیگر رو خیلی دوست داریم مخصوصا اقا پسره اما من قبلا یبار ازدواج کردم اما به دلیل شرایط واقعا سخت زندگیم جدا شدم از جداییم تا الان هم روحیه ام عالیه و خوشحالم از اینکه از اون زندگی نجات پیدا کمردم اما مشکل ما برای ازدواج نارضایتی خانواده اقا پسر هست تو رو خدا راهنمایی کنید من ی خواستگار دیگه هم دارم ک شرایطش عالیه و با من ده سال اختلاف سن داره و قبلا ی بار ازدواج کرده

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز این کار با حرکت و اقدام پسر میتونه به نتیجه برسه که با شرایط شما ممکنه سخت باشه … در ضمن در مورد خواستگار دوم نباید با عجله رفتار کنید … در همه موارد با دید باز و جدای احساسات کورکننده پیش برید … به پسر فرصت بدید از طریق ریش سفیدان فامیل ویا دوستان قابل اعتماد برای راضی کردن خانواده اش استفاده کنه
      در مورد مشاور باید با دانشگاه علوم بهداشتی و یا اداره کل بهزیستی مشهد تماس بگیرید
      در میتونید با کانون مشاوران تماس بگیرید و آدرس نمایندگی رو ازشون دریافت کنید
      در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد باید با مشاوری مجرب مشورت کنید … نیاز هست تا در این مورد بیشتر توضیح بدید …
      در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
  10. ساجده
    ساجده می گوید:

    سلام.خاستگاری دارم۲۹ساله که معاون اجرایی یکی ازبخشهای شهرداریست ومذهبی هستن ووضع مالی خیلی خوبی دارن خانه بزرگ ماشین مدل بالاو…امامن۲۰سالمه وخانواده وخودمم مذهبی هستیم اماوضع مالیمان درحدمتوسط است نگران۹سال تفاوت سن واختلاف سطح مالی هستم.بنظرشماچه کنم؟ایااین۲موضوع درزندگی اینده مارادچارمشکل نمیکند؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      همه چی به میزان درک دو طرف برمیگرده و گرنه مذهبی بودن و نبودن ایشون چیزی رو ثابت نمیکنه …
      پس مشاوره ای حضوری داشته باشید تا بر اساس مشخصات و خصوصیات ایشون مشورت کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  11. m&b
    m&b می گوید:

    سلام خسته نباشی من یک مشاوره خوب تو مشهد میخوام بلا تکلیفم شوهرم ترکم کرده یکیو میخوام مشاور خوب باشه کمکم کنه راه کار بهم بده کاری کنه شوهرم برگرده طلاقم نده ما مسایلمون خیلی کوچیک بود حل شدنیس ولی میدونم مادرشوهرم نمیزاره همسرم برگرده نمیدونم بخدا چکار کنم ۵ماه زندگیم الکی رفت یک مشاور خوب با شماره ادرسش بهم بگین

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز در مورد مشاوره باید با اداره کل بهزیستی تماس بگیرید … ولی اینو بدونید اگر چنین تصمیم و اراده ای در کار باشه مشاور کاری از پیش نمیتونه ببره تا این اراده در دوطرف شما باشه
      ولی میتونید با مشاوران کانون مشاوران ایران تماس بگیرید تا در این مورد راهنمایی لازم رو به عمل بیارن
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  12. سارا
    سارا می گوید:

    من۲۳سالمه یک خاستگار دارم ک توعقد از همسرش بخاطر اینکه دوسپسر داشته جدا شده فق دوماه با دختره بوده.پسره دیپلمه و خیلی اسرار دارن برای ازدواج بامن.من چهارتا خواهر دارم همه ازمن بزرگتر دوتاشون مجردن.همه خواهرم بااین ازدواج مخالفن امامادرم موافقه.بخاطر اخلاق خیلی خوبه پسره.ک پدرهم نداره.و مادرش هم خیلی خوش اخلاقه.بنظرتون اجازه دیدار دوباره بدیم.تاچندساعت دیگه میخوان باز خبر بگیرن لطفا جواب بدین

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      برای اینکه بتونید ایشون رو بشناسید باید شناخت خوبی از هم پیدا کنید … پس بعد از مشاوره و خواستگاری باید دوره ۹ ماهه رو نامزد باشید و بدون وابستگی و رابطه ای خاص مراوده و معاشرت داشته باشد (خودتون و خانواده)… تا بتونید ایشون رو محک بزنید … شاید ایشون بسیار متعصب باشه و یا … که روی تصمیم نهایی شما موثر خواهد بود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  13. فریاد
    فریاد می گوید:

    سلام و خسته نباشید من پسری هستم ۳۲ ساله و دارای بیماری که توسط هیچ دکتری تشخیص داده نشده اما توان فعالیتهای مرا کاهش داده با این حال که بسیار تلاش می کنم اما حتی از یک انسان معمولی هم تلاش و درامدم کمتراست به نظر شما اجازه دارم با این شرایط به خواستگاری کسی بروم

    پاسخ دادن
  14. عشق جاریست
    عشق جاریست می گوید:

    سلام من یک دختر ۲۵ ساله هستم.با یک پسر دوست شدم ک ۴سال از خودم بزرگتره. از همه لحاظ در یک سطحیم. هیچ مشکلی نداریم. ۵سال باهم دوستیم.یک بار اومدن خواستگاری. و بعدش دیگه نیومدن. من کامل این پسرو میشناسم اهل پیچوندن من نیست. فقط با خونوادش احساس راحتی نمیکنه. اختلاف سنیشون زیاده. نمیتونه حرف دلشو بزنه.باید چیکار کنه؟ نمیتونه بگه من این شخص و دوست دارم. لازم به ذکر که من و ایشون از هم دوریم. ایشون مشهد و من دورم ازش.ولی همه چی و خودمون قبول کردیم. خیلی شبیه به همیم. اما فقط از مطرح کردن دوست داشتن من به خوانوادش خیلی ترس داره.نمیتونه مستقیم صحبت کنه با خونوادش. راهنماییم کنید لطفا?

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز ایشون فقط با شما دوستی ساده داشته و به خواستگاری شما اومده قول و قرار رسمی در کار نبوده پس بهتره در این مورد پیشگویی نکنید

      پاسخ دادن
  15. فرانک
    فرانک می گوید:

    باسلام من دختری بیست ساله هستم و تنها مشکلم موهای زاید است، آیا باید قبل از عقد بیان بشه یاخیر،من همیشه سعی کردم مرتب باشم درحدی که احساس کمبود نداشته باشم

    پاسخ دادن
  16. سارا
    سارا می گوید:

    باسلام واحترام وسپاس بخاطر این کانال.من به اصرار دوفرزندم که دانشجو شدن ورفتن بامردی که یه پسرنه ساله داشت ازدواج کردم ولی از همون ابتدا فهمیدم منو دوست نداره فقط میادکه از مجردی خونه پدریش باداشتن یه بچه خسته شده دیگه از بی پولیش خبرنداشتم وبعدش فهمیدم هم بیخیاله وهم بیعار وباتلفن یه خانوم بهش مشکوک شدم ومزیدبرعلت شد که دعوا کردین واز خونم بیرونش کردم درحالیکه من عاشقش شده بودم وهستم…اون رفت وتا شش ماه درحالیکه من توی شهراونا غریب بودم ازمن سراغی نگرفتن تااینکه من مجبوربه انتقالی به شهردیگرشدم بخاطر روحیه اشفته ام ومتاسفانه بعدازاینکه فهمیدن رفتم گفتن بیا طلاق توافقی بدون مهریه….ولی من نمیتونم دلمو راضی کنم درحالیکه میدونم مردی نیست که بتونم بهش تکیه کنم ولی نمیدونم دل ازش بکنم یک عشق خیلی مزخرفی ازش در دلم افتاد وفک میکنم بخاطر اینه که در اوج تنهایی من اومد ومن گرفتار عشق کاذبش شدم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد به شما پاسخگویی شده … بهتره شرایط خودتون رو درک کنید دوست داشتن و عشق رو با چنین شرایطی درگیر نکنید
      چون عشق رابطه ای دو طرفه است در صورتی که امروز شما بهتر از هر کسی میدونید چنین عشقی وجود نداشته و اگر بخوایت ادامه بدید باید تصمیم جدی خودتون رو بگیرید
      در این سایت هیچ وقت اصرار و توصیه ای برای جدایی داده نمیشه و این خود افراد هستند که با شرایط موجود تصمیم گیری میکنند
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  17. رضا
    رضا می گوید:

    سلام جوانی ۲۰ ساله هستم در دانشگاه عاشق دختر خانومی شدم ک یک سالو نیم از من بزرگتره وما خیلی خیلی ب هم علاقه داریم شهرامون از هم خیلی دوره هزار کیلومتر باهم فاصله داریم.اما خیلی همو دوس داریم ایشون راضین ک بیانو تو شهر من زندگی کنن و خانوادشونم تقریبا راضی هستن اما پدر من ب هیچ عنوانی راضی نمیشه وبرای من دلایل زیادی میاره اما من نمیتونم دست از کسی ک دوسش دارم و دوسم داره بردارم ب همین دلیل پدرم ب من گفت یا خانوادتو انتخاب کن و بیخیال اون دختر خانوم بشو یا خانوادتو بیخیل بشو برو.من نمیدونم باید چیکار کنم بین دو دنیا گیر کردم لطفا اگه میتونید کمکم کنی.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      مسلما” عاشقی و ازدواج برای سن شما بسیار بسیار زوده و حق رو به پدرتون میدیم … شما هر وقت تونستید استقلال مالی و درامدی داشته باشید اون موقع باید در مورد ازدواج و قبول مسئولیت یک انسان دیگه اقدام کنید … و گرنه احساسی رفتار کردن به نتیجه ای نخواهید رسید …

      پاسخ دادن
  18. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام دو سوال داشتم اول اینکه این مراکزی ک در بالا معرفی کردید کاملا رایگان است؟و دوم اینکه آیا مشاوره خانواده یعنی بعد از ازدواج هم انجام میشه در این مراکز؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      برای مراکز رایگان باید با بهزیستی منطقه خودتون تماس بگیرید .
      دوم اینکه بله مشاوره زناشویی و بعد از خانواده هم انجام میشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
  19. نرگس
    نرگس می گوید:

    سلام من یک خانم متاهل هستم ۸ ساله خانه دارم و عاشق همسرم هستم اما هیچ وقت نمیتونم به همسرم اعتماد داشته باشم این موضوع خیلی اذیتم میکنه و باعث میشه خیلی خسته و افسرده بشم دلیل این بی اعتمادی هم اینه که همسرم بقول خودش ناخواسته خیلی از حرفاشو از من پنهان میکنه لطفا راهنماییم کنید دیگه خیلی خستم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دو محور اصلی و بسیار مهم هر رابطه‌ای و به‌ خصوص در زندگی مشترک ، اعتماد و احترام است‌ و اگر هرکدام از این دو محور آسیب ببینند ممکن است رابطه کاملاً از بین برود. در حقیقت این دو ،خط قرمز‌هایی هستند که هیچگاه نباید از آنها عبور کرد. به محض اینکه بی‌اعتمادی در رابطه‌ای به‌ وجود بیاید رابطه به سمت ویرانی می‌رود. شک به همسر از آن چیزهایی است که می‌تواند هم احترام و هم اعتماد را در زندگی زناشویی از بین ببرد و به‌ تدریج پناهگاه امن خانه و زندگی مشترک را به جهنمی تبدیل کند. هر‌کدام از ما دست کم یکبار در زندگی شک را تجربه کرده‌ایم ولی شک در هیچ کجا مثل زندگی مشترک و شک به همسر نمی‌تواند مخرب باشد.

      شک به همسر عشق را می‌کشد
      وقتی آدم‌ها همدیگر را دوست دارند، به هم عشق می‌ورزند و به هم اعتماد دارند اما از لحظه‌ای که شک به همسر و عدم‌ اعتماد و کنترل در رابطه‌ای به‌ وجود می‌آید ذره ذره عشق بین زوجین رو به زوال می‌رود و دو طرف از هم دور می‌شوند. البته اگر هر دو طرف دست از شک و کنترل هم بر‌دارند دوباره می‌توانند باز به هم نزدیک ‌شوند چون هیچ‌گاه عشق با نیت‌های منفی، عدم‌اعتماد و سوءظن نمی‌تواند در یک جا جمع شود.

      صورت مسئله را پاک نکنید
      متاسفانه ترس و نگرانی را در مکالمات اکثر آدم‌ها می‌بینیم. این روزها وقتی با آدم‌ها حرف می‌زنیم می‌بینیم که ترس و نگرانی پشت اکثر حرف‌ها و رفتارهای آن‌ها وجود دارد، در حقیقت از یک چیزی نگران هستند! حال اگر این نگرانی‌ها وارد زندگی مشترک شود، ‌مثلاً یکی از زوجین با خود مدام فکر کند وقتی همسرش از او دور است «مبادا با کس دیگری حرف بزند!»، «مبادا از کس دیگری خوشش بیاید!» و…این مبادا‌ها که خود شخص آن‌ها را در ذهنش می‌سازد همه تبدیل به نگرانی‌های جدیدی در زندگی می‌شوند و فرد برای اینکه از آن‌ها خلاص شود شروع می‌کند به کنترل‌ کردن طرف مقابل. با این رفتارها فرد می‌خواهد صورت مسئله را در بیرون پاک کند، و به سراغ حل مسئله در درون خودش نمی‌رود. در واقع افرادی که سوءظن‌های زیادی دارند ، شک به همسر دارند و یا کنترل گر هستند در بیرون نباید به‌ دنبال چاره باشند بلکه باید در درون خودشان به دنبال راه حل بگردند.

      آنها به‌ خودشان شک دارند
      در همه ما یک حس مالکیت وجود دارد، در واقع آدم‌ها نسبت به هرچیزی که دوست‌ دارند نوعی احساس مالکیت دارند و این حس ناشی از یک ترس درونی است، ترس از دست دادن. در حقیقت پشت رفتارهای کنترل‌گر و سوءظن‌آمیز ، ترس از دست‌دادن وجود دارد. این افراد انگار در وجودشان چیزی را کم دارند و جای چیزی برایشان خالی است و می‌خواهند به نوعی این جای خالی را پر کنند. در حقیقت رفتارهای شکاکانه و سوءظن آمیز آن‌ها نسبت به بیرون و آدم مقابلشان نیست بلکه این شک نسبت به‌ خودشان است و به نوعی طرف مقابل و اتفاقات مختلف آینه‌ای است برای آن‌ها تا خودشان را ببینند.

      وقتی من نسبت به‌ خودم شک داشته‌ باشم یعنی به توانایی‌ ها و دوست‌ داشتنی‌ بودن خودم شک دارم و شک دارم که آنقدر خوب باشم که طرف مقابل حاضر شود با من بماند. ولی اگر من اطمینان داشته باشم که آنقدر خوبم که طرف مقابل با من می ماند دیگر نیازی ندارم با رفتارهای کنترل‌ گر ، طرف مقابل را مجبور کنم که با من بماند. یعنی دارای خود باوری و اعتماد به نفس کافی هستم و باور دارم طرف مقابل به خاطر من در این رابطه می ماند. ولی کسانی که به‌ خودشان و تواناییها یشان شک دارند، لاجرم فرافکنی کرده و دچار شک به همسر می شوند. چون فکر می کنند آنقدرها خواستنی نیستند که طرف مقابل به این رابطه وفادار بماند!

      حریم خصوصی کجاست؟
      هر آدمی یکسری حریم و حدودی دارد که دوست ندارد کسی وارد آن شود. این حریم یک چیز کاملاً نانوشته است که برای هر کسی مهم است اما گاهی بعضی افراد آن حریم را حفظ نمی‌کنند و وارد حریم شما می‌شوند. مسلماً این مورد شما را ناراحت می‌کند و اگر به طرف مقابل تذکر ندهید روز به روز از او دورتر می‌شوید. اگر زن و شوهر هم این حریم را رعایت نکنند ممکن است روز به روز از هم دورتر شوند. حریم‌های شخصی بسیار مهم است. در زندگی هر کدام از ما بخش‌هایی وجود دارد که فقط برای خودمان است و اصلاً دلیلی ندارد فرد دیگری را وارد این حریم‌‌ها کنیم. این حریم شخصی برای افراد مختلف متفاوت است، ممکن است یک فردی ایمیل‌ها و تلفن‌ هایش در حریم شخصی‌ اش باشند و ممکن است برای فرد دیگر مثلا ایمیل‌ هایش در حریم شخصی ‌اش نباشند. به مرور می‌توان حریم شخصی آدم‌ها را فهمید.
      به قول جبران خلیل جبران در کنار هم بایستید اما نه بسیار نزدیک.

      وقتی خودتان مقصر هستید
      اگر از همان ابتدای زندگی زناشویی شروع به کنترل همسرتان بکنید از ترس اینکه مبادا او روزی نسبت به شما غیر متعهد شود، در واقع ناخودآگاه او را به سمت غیرمتعهد شدن سوق می‌دهید، یعنی آنقدر کنترل‌ هایتان همسرتان را از شما دور می‌کند که ممکن است به سمت غیرمتعهد شدن هم برود. اگر همیشه ترس از دست دادن همسرتان را دارید یا شک به همسر دارید، دو راه بیشتر ندارید یکی اینکه از همان ابتدا و در دوران آشنایی آنقدر او را خوب بشناسید تا با توجه به شخصیت او این ترس و شک به همسر برطرف شود و راه دوم اینکه، آنقدر در رابطه و زندگی زناشویی خود عشق و محبت بگذارید که همسرتان نتواند به فرد دیگری فکر کند و کاملا در زندگی با شما سیراب شود.

      روش برخورد با شک به همسر
      گاهی پیش می‌آید که دچار شک به همسر شوید و دارای دلایلی هستید که شک‌تان درست است در این حالت باید با توجه به موضوع و آدم مقابلتان راه‌ حل مناسبی را پیدا کنید. اول از همه باید شروع به جمع‌آوری اطلاعات کنیم، مثلاً اگر کسی به ما زنگ زده و از عدم‌ تعهد شوهرمان خبر داده‌ است نباید حرف او را حجت بدانیم بلکه خودمان باید شروع به تحقیق کنیم. مثلاً شاید با یک یا ۲ بار چک کردن طرف مقابل (بدون اینکه خودش متوجه شود) از حقیقت ماجرا با خبر بشویم و در نهایت با روشن شدن ماجرا، موضوع را با همسرمان مطرح کنیم و از او توضیح بخواهیم و ۲ نفری مشکل را حل کنیم و اگر نشد با بزرگتر یا مشاوری موضوع را مطرح کنیم . اما اگر مطمئن شدید که شک شما اشتباه است باید روی خودتان کار کنید تا کاملا موضوع را فراموش کنید.

      سه قدم مهم در رفع شک به همسر
      اگر دچار شک به همسر هستید و بعد از مدتی فهمیدید شک‌ شما اشتباه بوده‌ است، اگر همسرتان متوجه شک شما نشده باشد باید روی خودتان کار کنید تا کاملاً شک را فراموش کنید و تنها چیزی که می‌تواند شک‌ها و نا آرامی‌های بین دو زوج را از بین ببرد، محبت کردن بی‌قید و شرط به یکدیگر است. چون در این صورت رابطه دلپذیر می‌شود و در نتیجه دوباره اعتماد و آرامش به زندگی باز می‌گردد. اما اگر همسر شما متوجه شک شما شده باشد، باید اول به اشتباه خود اعتراف کنید و از او معذرت‌ خواهی کنید، بعد به نوعی با رفتارهایتان نشان دهید که کاملا به او اعتماد دارید، یعنی مثلاً کمتر سؤال کنید و… قدم سوم در رفع شک به همسر این است: بدون قید و شرط به او محبت کنید و عشق بورزید.

      وقتی شک به همسر تبدیل به بیماری می‌شود
      بعضی اوقات فرد آنقدر شک به همسر دارد که می‌توان او را بیمار دانست. برای تشخیص بیماری اول از همه باید دید که آیا او همیشه و در تمام مراحل زندگی‌ اش دچار شک بوده ‌است؟ دوم اینکه شدت شک زیاد است یعنی فرد در هر مسئله کوچک و بزرگی به‌شدت و بدون دلیل شکاک است و این شک ‌ها هم خودش را آزار می‌دهد و هم اطرافیانش را. یعنی زندگی فرد تحت‌تاثیر قرار گرفته‌ است و تمام زندگی‌اش تبدیل به بحث و جنجال شده است ولی آدم نرمال فقط گاهی و به ندرت در امور اطرافش شک می‌کند. اگر همسر شما نیز جزو این گروه است باید از او بخواهید که برای حل مشکل به متخصص مراجعه کنیم یا با متخصصین صدای سلامت تماس بگیریم (هیچ‌گاه به او نگویید خودش تنهایی باید پیش متخصص برود چون حتماً جبهه خواهد گرفت) یعنی باید همگام با هم مشکل را حل کنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
  20. نیما
    نیما می گوید:

    من که از هرچی دختره مشهدی بدم میاد خیلی عوضین خیلی دو روین و خیلی قد و از خود راضی . ظاهر و باطنشون یکی نیست . ظاهرشونو خیلی خوب نشون میدن ولی میبینی هزار غلطی میکنن . بیریا نیستند .

    پاسخ دادن
    • نیما
      نیما می گوید:

      من که از هرچی دختره مشهدی بدم میاد خیلی عوضین خیلی دو روین و خیلی غد و از خود راضی . ظاهر و باطنشون یکی نیست . ظاهرشونو خیلی خوب نشون میدن ولی میبینی هزار غلطی میکنن . بیریا نیستند .

      پاسخ دادن
  21. جعفر
    جعفر می گوید:

    با سلام خدمت دوستان. همه مشکت دارند اما باید صبر کرد .بیایید قدر همدیگر رو بیشتر بدانیم .همش بهونه نیاریم مخصوصا دختر خا نم ها که نقش اصلی رو ایفا می کنند.به راستی که مرد از دامن زن عفیف به معراج میرود.

    پاسخ دادن
  22. a.v
    a.v می گوید:

    سلام دوستان، من دو سال است که با همسرم عقد کردم، اما در این دوسال مشکلاتی داشتیم که هم به دلیل اطرافیان بوده و هم اشتباهات خودم یا همسرم، خیلی دوستش دارم، اما فقط ۵ ماه باهم بودیم و بعد به دلیل حرفهای دیگران همسرم قصد جدایی داشت تا اینکه الان بعد از یکسال و نیم کشمکش و دادگاه، همسرم میگوید اشتباه کرده و میخواهد زندگی کنیم، لطفا، خواهش میکنم یک مشاور خوب در مشهد معرفی کنید که با همسرم برای حل مشکلات به ایشان مراجعه کنیم، ممنون

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد میتونید با مراکز مشاوره ای که در دانشگاه ها قرار دارن مشورت کنید
      و یا با سازمان بهزیستی محل سکونت
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.