102 پاسخ
  1. سپی
    سپی می گوید:

    سلام من دختری بیست هفت ساله هستم هیچ خاستگار جدی نداشتم از دور حرفی زدم ولی جدی کسی منو نخواسته الان چند وقته با پسری آشنا شدم ومنو میخاد ولی خانواده میگن باید ازدواج سنتی بکنی الان موندم چکار کنم میترسم جلو خانواده وایسم میگم پسرا اعتماد ندارن ترس دارم بخاطرش تو روی خانواده وایسم ومجبور ب رضایتشون کنم .از اون ورم دوس دارم برم سر خانه زندگیم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      در موردش از طریق یک واسطه قابل اعتماد باخانواده صحبت کنید ولی در ازدواج عجله نکنید و سعی کنید با انتخاب و شناخت مناسب پیش برید
      اینکه خواستگار جدی نداشتید دلیل نمیشه با هر فردی که به شما ابراز علاقه کرد ازدواج کنید … پس در این مورد نیاز به صبر و مشاوره دارید
      پدرها و مادرها وقتی قبل از ازدواج می گویند: «تو باید با شخص موردنظر من ازدواج کنی» یا «تو نباید با فرد موردنظرت به فلان دلایل ازدواج کنی و من او را دوست ندارم» و… اینهاباعث به وجود آمدن کدورت می شود و خواه ناخواه از فرزندشان فاصله می گیرند. شاید اینجا این سؤال پیش بیاید که پدرها و مادرها تا کجا می توانند برای ازدواج فرزندشان نظر بدهند؟ والدین نباید به گونه ای رفتار کنند که فرزندشان احساس کند از خودش هیچ اراده ای ندارد.

      باید به جرات گفت در این موضوع نظر نهایی را باید خود فرزند بدهد چون یک عمر زندگی را با یک مسئولیت بزرگ پیش رو دارد وکسی تا آخر این مسئولیت را به دوش می کشد که خودش از اول انتخاب کرده باشد. در واقع بهترین حالت این است که والدین نظر موافق یا مخالف خودشان اعلام را کنند ولی در نهایت تصمیم گیری را به عهده خود فرزند بگذارند. پدر و مادر باید به جای دخالت کردن در کار فرزندشان این فضا را به او بدهند تا خودش فکر کند و تنها به اعلام نظر قناعت کنند.
      همیشه حق با پدر و مادرها نیست
      امروز فضای سنتی ازدواج تا حد زیادی تغییر کرده و بچه ها ترجیح می دهند خودشان انتخابگر باشند و تصمیم بگیرند و انصافا باید گفت گاهی ملاک های واقعی تری هم برای ازدواج دارند. مثلا من بین مراجعانم جوان هایی را داشتم که وقتی درباره دلایل مخالفت های والدین و نظرات خودشان صحبت می کردند، می دیدم دلایل بچه ها خیلی منطقی تر است. البته در کشور ما نمی توان بدون خانواده زندگی کرد.

      اگر خانواده ها برای ازدواج موافق نباشند بچه ها هم امروز به مشکل برمی خورند و هم فردا. آنها چند سال بعد از ازدواج مشکلاتی هم در رابطه شان و هم احساسات بدی را درون خودشان تجربه می کنند. وقتی جوانی با خانواده اش قهر باشد عملا با خودش و همه آدم های اطراف به طور ناخودآگاه دچار تنش هایی می شود، اضطراب ها و احساس گناه را تجربه می کند و همه اینها می تواند روی زندگی شخصی و زناشویی تاثیر منفی بگذارد.
      ازدواج پنهانی چه عواقبی دارد
      متاسفانه برخی مواقع هیجان ها و آن کودک درون بر رفتارهای ما مسلط می شود و ما را به سوی تصمیم گیری هایی می برد که شاید در شرایط عقلانی به آنها تن ندهیم، تنها چیزی که فکر می کنیم این است که من او را دوست دارم پس باید با او ازدواج کنم و تحت تاثیر همین هیجانات و احساسات اقدام هم می کنیم و بدون اطلاع پدر و مادر تن به ازدواج می دهیم، در چنین موقعیتی اول از همه باید در نظر بگیریم تمام مسئولیت این انتخاب بر عهده خودمان است و نباید انتظار داشته باشید والدین به همین راحتی ها شما را ببخشند.

      اگر خودتان را هم جای آنها بگذارید می بینید، حق دارند. زمان می برد تا وضعیت به حالت عادی برگردد، حتی ممکن است تا مدت ها واکنش های منفی بسیاری چون متلک، حرف های نامناسب و… از خود بروز دهند. اما بچه ها باید عذرخواهی کرده و سعی کنند آرامش را به همراه هم به فضا بازگردانند تا نشان دهند که انتخاب درست بوده است. در چنین شرایطی شاید پدر و مادر ببخشند و آن اعتماد گذشته بازگردد و شاید هم شرایط هیچ وقت عادی نشود.
      چه زمانی خودتان باید برای ازدواج تصمیم بگیرید
      هرچند دل کندن سخت است ولی پیشنهاد ما این است که بدون رضایت والدین تن به ازدواج ندهید، مگر اینکه پدر و مادر یا آگاهی مناسب یا سلامت روانی چندانی نداشته باشند. مثلا پدری را می شناختم که دچار بیماری پارانوئید بود و با همه رفتار های اطرافیان دچار سوءظن می شد، مسلما مخالفت چنین پدری با ازدواج جای اما و اگر بسیاری دارد.

      در چنین جاهایی شاید ازدواج بدون رضایت خانواده چندان بد نباشد چرا که همان محیط ناسالم خانواده می تواند آسیب زا باشد، چون پدر و مادرهایی که به لحاظ روانی چندان سالم نیستند برای اعضای خانواده و فرزندانشان نیز تصمیمات ناسالمی می گیرند. البته ناگفته نماند که بهتر است در چنین مواردی حداقل با یک مشاور مشورت کنید تا مطمئن شوید تصمیم درستی گرفته اید.
      با مخالفت شدید والدین چه کنیم؟
      اگر پدر و مادر به هیچ عنوان با ازدواج موافقت نمی کنند، جنگیدن با آنها اصلا توصیه نمی شود، فرزندان باید آنقدر درایت داشته باشند تا بتوانند با دوستی و جلب اعتماد با پدر و مادر کنار بیایند، کمک یک مشاور هم می تواند در چنین مواقعی بسیار کمک کننده باشد، چرا که می توان با تشکیل جلسات و گفت وگوهای گروهی به همراه مشاور، فضا را کمی بازتر کرد تا والدین تا حدی نرم شوند.

      بهترین راه در اینجا صبور بودن است حتی تا چند سال، شاید کمی مشکلات سبک تر شوند، اگر هم مشکلات حل نشوند اما این اطمینان خاطر وجود خواهد داشت که به اندازه کافی سعی خود را کرده اید و هیچگاه احساس گناه نخواهید کرد.
      کدام بهتر است؟
      من نه کاملا ازدواج به سبک سنتی را توصیه می کنم نه غیر سنتی را بلکه می گویم باید چیزهای خوبی را که در ازدواج سنتی وجود دارد با خوبی های ازدواج غیر سنتی ترکیب کرد تا بهترین تصمیم گرفته شود. باید بدانید هنر ما در تلفیق است نه در حذف یکی به نفع دیگری.
      ازدواج های سنتی روز به روز کمتر می شود
      آمار ازدواج های سنتی روز به روز کمتر می شود به خصوص در شهرهای بزرگ و در میان افراد تحصیلکرده، از جهت دیگر فاصله نگرش بین پدر و مادرها و بچه ها روزبه روز بیشتر می شود چرا که والدین خودشان را به روز نمی کنند و در نتیجه تفاوت سلیقه ها بیشتر می شود و همین می تواند تنش ها را بیشتر کند.

      گاهی والدین فراموش می کنند که دیگر گذشت آن دورانی که در مهمانی های زنانه یا حمام ها برای پسرانشان همسر انتخاب می کردند، حالا بچه ها می خواهند خودشان انتخاب کنند. از طرف دیگر گاهی ملاک های پدر و مادر خیلی متفاوت از بچه هاست چون عموما از نظر آنها ظاهر، میزان تمکن مالی، اصالت خانواده و… مهم است در حالی که فرزندان این طور فکر نمی کنند.

      پاسخ دادن
  2. maryam
    maryam می گوید:

    با عرض سلام
    من و همسرم دوسال است که با هم زندگی می کنیم هرچند که این ازدواح بدون رضایت کامل خانواده همسرم بود زندگی خوبی داریم اما عدم توجه و بی مهری ایشون و یه سری خصوصیات دیگر ایشون من رو ازار میده و تلاش خودم رو کردم از طریق صحبت های منطقی متوجه انتظاراتم کنم اما متاسفانه سودمند نبوده ونیازمند راهنمایی هستم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      واقعیت اینه که افراد به سختی تغییر میکنن و این تغییر هم فقط بستگی به خواست خودشون داره … اگر تغییری در کار بود با تلاشهای شما به ثمر نشسته بود
      به همین خاطر در زمان مناسب با همسرتون صحبت کنید …

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      متاسفانه نمی توان گفت اگر به نامزد یا همسرتان عشق کافی بورزید، حتما او تغییر خواهد کرد البته این طور نیست که عشق شما کوچک ترین تاثیری در این میان نداشته باشد. برخی اوقات مردها کمی از لحاظ عاطفی بازتر و پذیراتر می شوند، اما نه به اندازه ای که برای موفقیت در رابطه کافی باشد. گاهی اوقات این فرآیند بسیار طول می کشد و در آن موقع شما چنان عصبانی هستید که عشق همسرتان دیگر به دردتان نمی خورد. گاهی اوقات هم زمانی که او را ترک می کنید، به ناگهان عشقتان موثر واقع شده و باعث می شود تا بالاخره تغییر کند، اما شاید خیلی دیر شده باشد. تنها به یک شرط می توان به مردی کمک کرد، تا از لحاظ احساسی بازتر شود آن هم این است که او نیز مایل باشد به خودش کمک کند. البته که عشق شما می تواند روی زندگی یک مرد تاثیر بگذارد. عشق شما می تواند حمایت، امنیت، شوق و جراتی را که به آن نیاز دارد تا با دنیای درونی احساساتش روبه رو شود را به او بدهد. اما باید خودش هم بخواهد، تنها در این موقع است که می توانید کمکش کنید.

      به نامزد یا همسرتان کتاب هایی هدیه بدهید که توسط مردها وبرای مردهانوشته شده باشد، به تنهایی نمی توانید دست به کار شوید. یکی از بزرگ ترین اشتباه های زن ها این است که بدون آنکه به اطلاع نامزد یا همسرشان برسانند، برای رابطه خودشان تصمیمی می گیرند و یک تنه برای اجرای آن دست و پا می زنند. ممکن است فکر کنید همسرتان نیاز دارد بیاموزد که چگونه باید ارتباط خوبی برقرار کند یا آسیب پذیرتر باشد و با احساسات و عواطف خود تماس بیشتری داشته باشد، اما آنچه او فکرمی کند، مهم تر است. وقتی بدون آنکه به همسرتان بگویید، تصمیم می گیرید که رابطه تان باید در چه سمت و سویی حرکت کند، نه تنها برای او احترامی قائل نبوده اید، بلکه خود را آبستن یاس، سرخوردگی و دلشکستگی بزرگی کرده اید.

      آیا مرد شما می خواهد از لحاظ عاطفی و احساسی باز شود؟
      قدم اول:
      به نامزد یا همسرتان توضیح دهید که تصویر ذهنی تان از همسر و رابطه ایده آل چیست. در این رابطه دقیق باشید و با روشنی و وضوح کامل صحبت کنید و بپرسید که آیا خود او فکر می کند، همسر ایده آلی است؟
      قدم دوم:
      از نامــزد یا همسرتان بخواهیــــد خواسته ها و ایده آل های خود را از یک رابطه ایده آل برایتان توضیح دهد. مراقب باشید از جانب او صحبت نکنید و بگذارید که خودش نقطه نظراتش را توضیح دهد.
      قدم سوم:
      درباره اطلاعاتی که در اختیارتان قرار می دهد، بیندیشید و به رفتارش دقت کنید تا ببینید که آیا فقط صحبت می کند یا براستی نیز ویژگی هایی که شما به دنبالش هستید را از خود نشان می دهد؟

      نکته مهم: تنها به یک شرط می توان به مردی کمک کرد تا از لحاظ احساسی بازتر شود که او نیز مایل باشد به خودش کمک کند. البته که عشق شما می تواند روی زندگی یک مرد تاثیر بگذارد.

      بگذارید مردها به او بگویند چه کند
      به نامزد یا همسرتان کتاب هایی هدیه بدهید که توسط مردها و برای مردها نوشته شده باشد. کتاب های زیادی خاص زنان نوشته شده است، اما کتاب هایی که مختص مردان نوشته شده در مقایسه، بسیار ناچیز هستند، اما ظرف چند سال گذشته کتاب های فوق العاده ای نوشته شده که نظرات زیادی را ازدیدگاه مردها و درباره مردها ارائه می دهد. به یک کتابفروشی بروید و در قسمت مخصوص کتاب های روانشناسی بگردید. کتاب هایی را انتخاب کنید که فکر می کنید، برای شوهرتان جالب تر است. بعد از آن که کتاب ها را خواند، نظرش را جویا شوید، ببینید دوست دارد کدام بخش ها را شما نیز بخوانید تا بهتر او را درک کنید.

      بدها و خوب ها در بهبود ارتباط
      همه ما دوست داریم روز به روز رابطه مان را بهتر کنیم ولی گاهی بعضی از اشتباهات کوچک باعث ایجاد سوءتفاهم هایی می شود که رابطه را نه تنها بهتر نمی کند بلکه ما را از هم دور می کند، در اینجا برای شما یک چک لیست تهیه کرده ایم تا متوجه شوید کدام رفتارها می تواند رابطه شما را مستحکم تر کند و چه رفتاری به رابطه آسیب می زند.

      پاسخ دادن
  3. نازی
    نازی می گوید:

    سلام
    من یک خاستگاردارم ک یگان وسژه کارمیکنه و دیپلم داره از نظر فرهنگی کمی ازماپایینترن از ادامه تحصیلششون پرسیدم گفتن ک سخته براشون درضمن ایشون از نظر مالی خوب هستند ولی ازماپایینترن اما فوووق العاده خانواده محترم و خودشون اخلاق بسسسیار عالی دارند و شناخت کافی هست اما از نظر شغل و تحصیلاتش موندم چکنم
    اگرممکنه سریع پاسخ بدید ممنونم پدرم موافقندمادرم چون نظامی هستند و مدرکشون پایینه میگن فوقش میشه ستوان اینده نداره منم موندم چکنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      تمام این موارد رو شما امروز میدونید پس در نهایت این شما هستید که براساس معیارهای مهم زندگیتون باید انتخاب کنید …
      چون شما قراره با ایشون و شرایطش یک عمر زندگی کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  4. ars
    ars می گوید:

    سلام من ۲۶ سالمه .چند وقتیه دوباره خانواده بعد از اینکه یه نامزدی ناموفق داشتم به من فشار میارن که ازدواج کنم از اونجا که من تو دانشگاه با این دختر خانم آشنا شدم و تقریبا از مدت آشناییمون تاحدود سه ماه پیش ۳ سال میگذره وکلی خاطرات تلخ و شیرین با هم داشتیم که بنا به یکسری مشکلات میشه گفت بچه گانه از سوی هر دومون منجر به یک تنش بین خانواده ها شد که در نهایت منجر به جدایی ما شد و نامزدیمون به هم خورد.و حال اینکه با توجه به فشار خانواده مبنی بر ازدواج من چیکاری رو انجام بدم که اونو فراموش کنم. چون هنوز ذهنم درگیرشه.
    ممنون

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      ۱- به واقعیت وجودی او فکر کنید؛ به جای فکر کردن به خاطرات زیبایی که با هم داشتید و لحظات خوبی که با هم سپری کردید، به همه آن چیزهایی فکر کنید که در طی این مدت، شما را رنج می داد و مکدرتان می کرد. حالا دیگر وقت آن رسیده که خیالپردازی را کنار بگذارید و واقع بین باشید؛ پرده رؤیا را کنار بزنید و به چهره واقعی کسی نگاه کنید که شما را فریب داده است.

      ۲- بپذیرید و درک کنید که رابطه ای که بر اساس عشق حقیقی، صمیمیت، صداقت و تعهد بنا نشده باشد، رابطه سالمی نیست و دیر یا زود از هم می پاشد؛ بنابراین در برابر وسوسه برگشتن و از سر گرفتن رابطه، قاطعانه مقاومت کنید.

      ۳- فراموش کردن به این معنی نیست که طرف مقابل را در ذهن و خاطره و یادتان به ناگهان نابود کنید؛ فراموش کردن حقیقی به این معناست که باید به جای او، به فکر خودتان باشید.

      ۴- خودتان را باور داشته باشید. همه آدم های دنیا در یک نفر خلاصه نشه است؛ هر چند شما در عشق شکست خورده اید اما هنوز مردان افراد زیادی هستند که ممکن است در مسیر زندگی شما قرار بگیرند و خواهان ازدواج با شما باشند.

      ۵- خوشبین باشید و نیمه پر لیوان را ببینید و به جای اینکه فکر کنید «من عشقم را از دست داده ام»، فکر کنید «من الان مجردم» و به جای اینکه فکر کنید «کسی را که خیلی وقت بود می شناختم، از دست داده ام»، فکر کنید که «حالا باید با آدم های زیادی آشنا بشوم». خوشبین بودن به شما کمک می کند که زودتر فراموش کنید.

      ۶- اینکه طرف مقابل، شما را با وجود همه عشقی که به او داشتید رها کرد، به این معنی نیست که شما جذاب و دوست داشتنی نبوده اید؛ آنچه که اتفاق افتاده، فقط و فقط به این معنی است که به شما فرصت دوباره ای داده شده که همسری بیابید که درست به همان اندازه ای که شما دوستش دارید، شما را دوست داشته باشد و برایتان ارزش قائل شود.

      ۷- درگیر این فکر وسواس گونه نشوید که ای کاش او را ترک نکرده بودید. بپذیرید و باور کنید که هیچ انسانی مجاز نیست خود را اسیر کسی کند که مناسب او نیست.

      ۸- کسی که احساسات شما را می شنود و می بیند اما هیچ پاسخی به آن نمی دهد، کسی که نسبت به شما و رنج هایتان بی تفاوت و منفعل است، مردی که از آرزوهای شما باخبر است اما شما و نیازهایتان را نادیده می گیرد، قطعا به هیچ عنوان شایسته عشق ورزی نیست. هیچ دلیلی ندارد که ما خودمان را به کسی تحمیل کنیم که دوستمان ندارد، زیرا همانطور که پیش از این نیز گفتیم، عشق، احترام، علاقه، تعهد و صمیمیت، خصوصیاتی هستند که در یک رابطه باید متقابل باشند واگر رعایت نشوند، نتیجه ای جز احساس کسالت و پوچی و سرخوردگی ندارند.

      ۹- با خودتان به شکلی منطقی و سازنده مواجه شوید. لزومی ندارد وانمود کنید که غصه ای ندارید اما لازم است که برای فرار از شرایط پیش آمده، شرایط بهینه ای برای خود مهیا کنید. گاهی یک سفر تفریحی به منطقه ای خوش آب و هوا یا ثبت نام در یک کلاس هنری که با ذائقه و استعداد شما همخوانی دارد و یا معاشرت بیشتر با دوستانی که از وضعیت روحی شما باخبرند، می تواند تغییری بزرگ در روحیه تان ایجاد کند.

      ۱۰- زمان هایی را نیز به تنهایی بگذرانید. سعی کنید از استقلال کنونی تان شاد باشید. لازم است که یاد بگیرید به تنهایی و بدون وابستگی به دیگران شاد باشید وگرنه نمی توانید فردی را که بعدها قرار است به زندگی تان بیاید، شاد کنید.

      ۱۱ – همه یادگاری های رابطه قبلی را از خود دور کنید؛ فراموش کردن یک فرد، مستلزم این است که در آینده زندگی کنید؛ نه در گذشته! همه عکس ها، فیلم ها، هدیه ها و هر چیز دیگری که به او مربوط می شود را جمع کنید و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید. شاید درابتدا کار ناراحت کننده ای باشد اما به تدریج روحیه تان را بهتر خواهد کرد.

      ۱۲- یک کاغذ بردارید و همه احساساتتان را روی آن بنویسید. با این روش وقتی توانستید به خوبی این شوک عاطفی تان را پشت سر بگذارید، با خواندن آن نوشته ها خواهید فهمید که چقدر قوی بوده اید که توانسته اید آن را فراموش کنید.

      ۱۳- به جای تمرکز روی غم و غصه های فعلی تان به زمانی فکر کنید که هنوز درگیر این رابطه نشده بودید. حال به این فکر کنید که پنج سال دیگر در چنین شرایطی چه حسی خواهید داشت و به این بیندیشید که آن موقع، غصه ها و رنج امروزتان برایتان چه مفهومی خواهد داشت.

      ۱۴- از جسمتان به خوبی مراقبت کنید. به طور مرتب ورزش کنید و اگر آنقدر غصه می خورید که تصور می کنید ممکن است به جسمتان آسیب بزند، حتما با یک مشاور مشورت کنید.

      ۱۵- به هیچ عنوان برای فراموش کردن فرد قبلی به فرد جدیدی متوسل نشوید. برای آنکه دوباره بتوانید با شیوه ای صحیح و منطقی به کسی دل ببندید، به گذشت زمان نیاز دارید. دل بستن به یک فرد جدید برای فرار از دلبستگی قبلی، کار منصفانه ای نیست. بگذارید به مرور زمان آدم هایی در زندگی تان پیدا شود که اگر به آنها فرصت بدهید، برایتان احترام و ارزش زیادی قائل می شوند.

      ۱۶- از اشتباهاتتان درس بگیرید و وقتی دنبال فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او سهیم شوید، با انجام اشتباهات قبلی، یک دلشکستگی دیگر را رقم نزنید. اشتباهات و تقصیرات خودتان را در رابطه قبلی بپذیرید و سعی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید.

      پاسخ دادن
  5. محبوبه
    محبوبه می گوید:

    یه مادر دارم بجای اینکه دلداریم بده
    روحیه ام رو میکشه

    مثلا میگم من صورتم جوش زده وتازگی چند تا لکه سفید اومده..بجای اینکه دلداریم بده میگه..هیچکس تو رو نمگیره با این جوش ها لکه ها کسی صورتت رو ببینه میپره میره…انقدر حالم خراب شد که یک هفته بی حوصله بودم هیچ روحیه ای نداشتم..همش صورتمو میدیدم غصه میخوردم..
    حالا هم ..امروز داشتم از دانشگاه می اومدم..یه پسری که ماشین داشت افتاده بود دنبالم..منم محلش نذاشتم..بعدش اومدم سوار تاکسی شدم اونم همش دنبالم بود حتی تو تاکسی که بودم دیدم باز داره دنبالم میاد اخرش وقتی از ماشین پیاده شدم گفتم چی مبخایین؟گفت شماره مادرتو بدین تماس بگیرم برای خاستگار،منم گفتم شماره مادرمم که نمیتونم بدم شماره خونه هم که نمیشه بزار اول شماری خودشو داشته باشم وقتی خوب شناختمش بعدش بگم بیاد خاستگاری…
    اونم اسرار داره که منو دوباره ببینه
    ولی مترسم سوار ماشینش شم فکر کنم دختر بدی هستم..به مادرم که گفتم.. گفت به دیدارش نرو یه هفته بحرف با گوشی بعد بگو بیاد خواستگاری…ولی اینطوری که قبول نمیکنن؟من خودمم میخاد طرز فکر رفتارش بدستم بیاد..در ظمن وفتی پرسیدم اسمت چیه گفت… منم باور نکردم اون گواهی نامشو نشون داد..
    میگه من از دروغ بدم میاد..سنش متولد ۶۶هستش..فوق دیپلم ودر کارخانه ای کار میکنه..اونا چند خیابان بالا تر از خیابان ما زندگی میکنن..به حرف خودش..وقتی به مامانم میگم.. میگه از کجا معلوم معتاد نباشه‌.زنشو طلاق نداده باشه…کلا با این حرفاش منو ترسونده…اینم حرفای مادرمه..احساس میکنم وقتی مادرم شنید این موضوع رو‌ناراحت شده..چون خواهر بزرگترم خونه اس..البته اون موضوع جداس که چقدر از دستش اذیت میشم ..چون قبلا هم وقتی برام خاستگار اومده بود ناراحت شده بود..کسی رو ندارم ازش مشاوره درست بگیرم..لطفا راهنمایی کنید..ایا قصد اون پسره ازدواج هستش اگر خواست بریم قرار ..من‌برم…تو‌ماشینش سوار بشم؟
    چیکار کنم.؟؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد با اداره بهزیستی شهرتون تماس بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  6. علیرضا
    علیرضا می گوید:

    سلام . من ۲۵ سالمه و ۴ سال پیش بادختری دوست شدم که هدفمون ازدواج بود و اون ۱۹ سالشه..من مشکل سربازی ندارمو شاغل هستم . . فقط مشکل خونه داشتم که تو دوران دوستی گفت مهم نیس خونه نداری و… . بعد از ۴ سال دوستی بش گفتم تو که شرایط منو میدونی پس بیا تکلیفمونو معلوم کنیم چون دوستی داشت دلمو میزد و تنها دلیلش اخلاقش بود و مدام سرد و گرم وسرسنگین و صمیمی میشد و رو لجبازی خیلی اذیتم میکرد مثلا جواب نمیداد یا گوشیشو خاموش میکرد یا حتی سال اول دوستی رو لجبازی به دوستم آمار میداد که وقتی که گرم میشد دوباره همه چی خوب بود … من اولین پسر زندگیش بودم و کلی براش قشنگی ساختم ولی هر بار که بحث میشد اتفاقات بد گذشته رو پیش میکشید و قدرنشناس بود… با همه ی این وجود رفتم خواستگاری و توخواستگاری خانوادش فقط خونه براشون مهم بود و کسی از درآمد و پس انداز من چیزی نپرسید .. مامانم زنگ زد مامانش جواب بگیره که مامانش خیلی رک تحقیرم کرد و گفت پسر شما هیچی نداره و نمیدونم چجوری به خودتون اجازه دادین بیایین خواستگاری و… . دختره خیلی دوسم داشت ولی تازه بعد خواستگاری فهمیدم فرهنگ خانوادشون به من نمیخوره… ما بعضی وقتا باهم عشق بازی میکردیم چون هدف داشتیم… حالا من نمیدونم چیکارکنم؟ نکات منفی ش اخلاق خودش و خانوادش بود و نکات مثبتش دوسم داشت و تنها پسر زندگیش بودم. بنظرتون به درد من میخورد؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      خب شما خیلی خوب میدونید باید چیکار کنید …. شما هیچ تفاهم و سنخیتی با هم ندارید و زندگی شما تابع احساسات بوده … با مخالفتی که خانواده ایشون کرده و تردید و اخلاقی که دختر از خودش نشون داده نباید انتظار معجزه از این زندگی داشته باشید

      پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز یک واقعیت رو همیشه در نظر داشته باش …. اگر قرار بود شما با ایشون ازدواج کنید مسلم بدونید این اتفاق میفتاد …
      حالا گفتن شما چیزی رو تغییر نمیده چون شما سرنوشت دیگه ای دارید پس اینقدر احساسی برخورد نکنید
      برای آرامش به روانپزشک مراجعه کنید تا بتونید مدتی کوتاه با دارو و رفتار درمانی از این وضع رها بشید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  7. عسل
    عسل می گوید:

    منظور من این بود که از علاقه ی من نسبت به خودشون اطلاع نداره ایشون از بستگان نزدیک ما هستن هردو روی هم شناخت کامل داریم خیلی خوب میشناسیم

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      پس بهتره در این مورد با مادرتون و یا یکی از اقوام قابل اعتماد صحبت کنید … بهتره روی جلب رضایت پدر تمرکز کنید ولی دلایل مخالفتش رو هم بدونید
      شاید فقط دانشجو بودن شما مشکل مخالتش هست … تا ندونید چرا با ازدواج شما مخالفه نمیتونید موضع درست رو اتخاذ کنید

      پاسخ دادن
  8. عسل
    عسل می گوید:

    سلام من به یه اقایی خیلی علاقه دارم چند روز پیش خواستگاریم اومد بدون اینکه قبلش از نظر من اطلاع داشته باشن اما من چون دانشجو هستم شرایط ازدواجم ندارم پدرم و خودم پاسخ ما منفی بود اما از اون روز خیلی حالم بده دارم دیونه میشم من نمیخوام از دستش بدم کمکم کنید خواهش میکنم

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز کاملا” مشخصه احساسی رفتار میکنید … وقتی خودتون میگید از شما شناختی نداره پس چطور به این زودی وابسته شدید ؟
      بهتر نیست واقع بین باشید و بیشتر در این مورد فکر کنید ؟
      پس صبور باشید و به نظر پدرتون احترام بذارید و بهش اعتماد کنید

      پاسخ دادن
  9. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    من عاشق دختری شدم که بعد از چند وقت متوجه شدم که قبلأ یک ازدواج ناموق داشته ولی من خیلی بهش علاقه مند شدم از یک طرفم نمیتونم با این قضه کنار بیام شما میگید من چکار کنم؟

    پاسخ دادن
  10. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    خواستگاری دارم که قراره بعد از اینکه عقد کردیم برا تحصیل مدتی تنهایی بره خارج از کشور و برگرده میتونم به ایشون اعتماد کنم؟

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مشاوره ازدواج کرمانشاه

مشاوره ازدواج کرمانشاه

مشاوره ازدواج کرمانشاهReviewed by مشاور on Jul 31Rating:

مشکلات بسیار و سختی های فراوانی گریبان گیر جوانان ما هتسند و این مشکلات به طور ناخواسته دامان خوانواده ها را میگیرد. یکی از مشکلاتی که به عنوان اصلی ترین مشکلات زندگی جوانان میتوان از آن نام برد مسئله ازدواج و تشکیل خانواده است. مشکلاتی و موانعی که امروزه برای ازدواج وجود دارد  مانند مشکلات مالی و اقتصادی و شرط و شروط هایی که عروس خانم ها برای خواستگارانشان  میگذارند. شما نیز اگر قصد دارید برای فرزند خود آستین بالا بزنیدو او را به خانه بخت بفرستید و آروزیتان خوشبختی او و داشتن ازدواجی موفق هست میتوانید به یک مشاور ازدواج مراجعه کرده تا آمادگی مقابله با هر مشکل و مانعی را داشته باشید. مشاوران ما در مشاوره ازدواج کرمانشاه آمادگی ارائه هرگونه مشاوره را در زمینه های مختلف ازدواج دارند

شما تنها با مراجعه به مشاوره ازدواج کرمانشاه ، تحت نظر کانون مشاوران ایران به سرشناس ترین روانشناسان و بهترین مشاوران ایران در مشاوره ازدواج وحدت، مشاوره ازدواج بلوار ارشاد ، مشاوره ازدواج فیض آبادو مشاوره ازدواج دانشجو معرفی خواهید شد.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج