108 پاسخ
  1. M
    M می گوید:

    سلام من ۱۸سالمه و.دانشجوهستم وعاشق یه خانمی شدم.درموردش تحقیق کردم و باهاش راطه برقرارکردم وفهمیدم هم خونواده هامون و هم خودمون خیلی شبیه هستیم فقط دوتا مشکل هستول اینکه ایشون ۲ماه از من بزرگترن دوم اینکه ایشون مال استان دبگه ای هستن و خونواده های هردوطرف اعتقاد دارن که فقط باید با آشنا ها ازدواج کرد البته هنوز به خونواده هامون نگفتیم لطفا کمک کنید بگین که چجوری باید بهشون بگیم تا قانع شن اصلا چجوری و از کجا شروع کنیم چجوری به خونواده هامون بگیم میشه من که یزدم پدرومادرموبارم مرکزمشاورتون تا شما بهشون بگین؟
    بخدا کمکم کنید دارم دیوونه میشم واقعا عاشق این آدمم و به فکر هیچ احدالناس دیگه ای تاحالا نبودم ونخواهم بود

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      اگر شما ایشون رو برای ازدواج در نظر گرفتید و فکر می کنید شناختتون کافیه و این تفاوت فرهنگی و دور ی مسیر مشکلی رو ایجاد نمی کنه .شما به عنوان پسر و کسی که قرار است فردا مسئولیت یک زندگی را به عهده بگیرید باید با خانواده صحبت کنید و با شناختی که دارید انها را قانع کنید و ازشون بخواهید حداقل یک بار برای اشنایی بیشتر اقدام کنند اگ شرایط ان طوری که انها تمایل ندارند نبود دیگر پیش نمی روید و توجه داشته باشید حتما خانواده تجربیات بیشتری دارند و صلاح شما را بیشتر متوجه می شوند .و به هر حال دوری مسیر و تفاوت ها چیزی نیست که راحت از انها بگذرید ضمن اینکه شما در سنی هستید که هنوز عاطفی تصمیم می گیرید و شاید یک سری جوانب را در نظر نگیرید ولی در هر حال می توانید از مشاورین شهر خود استفاده کنیدو حضوری صحبت کنید ولی بدانید داشتن حمایت خانواده ها در ازدواج مساله اساسی است .موفق باشید

      پاسخ دادن
  2. يكتا
    يكتا می گوید:

    سلام
    من بانامزدم شرایط کاملا ایده الی داریم ینی خیلی بهم میخوریم هم خونواده اون منو به شدت دوس دارن هم خانواده من اونو قرار بود عقد کنیم که متاسفانه ایشون متوجه شدن من قبلا با پسری براازواج درارتباط بودن الانم خیلی به من علاقه داره ولی گاهی فکراینکه ما باهم چیکارا کردیم گذشته من داغونش میکنه نمیدونیم چیکارکنیم راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      ایا شما با دوست قبلیتون ارتباط خاصی داشتید ؟؟اگر صرف دوستی بوده خب با ایشون صحبت کنید و ذهنیتشون رو درست کنید .و مهم اینه که اکنون با ایشون هستید و قراره به ایشون متعهد باشید و قرار نیست دچار خطایی شوید و هر چیزی بوده مربوط به قبل از نامزدی شما بوده است و هر فردی ممکنه خطاهایی داشته باشد بهتره ایشون رو از علاقه خودتون مطلع کنید و اینکه ارتباط قبلی کاملااشتباه بود و پشیمان هستید ایشون باید متوجه پشیمانی شما باشد اگر با این شرایط باز درگیری ذهنی داشتند بهتره قبل از عقد بهشون زمان بدید و ازشون بخواهید که ایا واقعا این شرایط رو می پذیریند و می توانند برای خودشان هضم کنند یا حیر ؟با وجود همه علاقه ای که به هم دارید اگر این مساله درگیری ذهنی زیادی برای ایشون ایاد کند مطمئن باشید بعد از ازدواج مدام فضای شک و بدبینی ایجادمی شود و مشلات زیادی را ایجاد خواهد کرد .بهتره تصمیم منطقی بگیرید ایشون باید با این مساله درست کنار بیایند حتی درگیری ذهنی برکیفیت رابطه زناشویی نیز تاثیر منفی خواهد گذشت می توانید حضوری مراجعه فرمایید .امیدوارم خوشبخت باشید.

      پاسخ دادن
  3. نسرین
    نسرین می گوید:

    سلام من دانشجو هستم و ۵ ساله در دانشگاه با آقایی آشنا شدم .رابطه ی دوستانه ای داریم.یعنی ما کلا تو کلاس ۹ نفریم که با هم صمیمی هستیم.و این به خاطر سفرهای دانشجویی زیادی که باهم رفتیم.حالا این آقا اخیرا هر شب به من پیام مدن و اگر جواب بدن تا خود صبح ادامه پیدا میکنه تو پیاماشون حرقی در مورد اینکه به من علاقه دارن نمیزنن.فقط حرفای معمولی .اما خوب اخیرا متوجه شدم که خیلی به من توجه دارن و حتی تعصب.خودش همیشه میگه اهل دوست دختر و ازدواج نیست.حالا میخوام بدونم من این وسط چیکار کنم.درسته که من ادامه بدم به این پیامک بازی ها یا نه؟ در ضمن ما اصلا آدم های مناسبی برای هم نیستیم.اما واقعا آدم محترمی هست.بهم بگید چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      خب وقتی مناسب هم نیستید این رابطه فقط یک رابطه ساده دوستانه است و قرار نیست از این راه کسی به ازدواج برسه …
      ولی چیزی که محرزه اینه که از پیشگویی کردن در این مورد خودداری کنید و سعی کنید رابطه رو قبل از ایجاد وابستگی کاهش بدید

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      با شرایطی که شما توصیف می کنید خب ادامه دادن به صلاح نیست و باید بدونید مردان در مورد ارتباط و تعامل صرف دیدگاه خانم ها رو ندارند .و هدف از این توجه و صحبت ها همزمان ارضای نیازهای عاطفی و ..هم هست .و البته ممکنه بعدا حس کنند شما مورد مناسبی برای ازدواج هستید و لی خودتون می فرمایید که خب تناسبی وجود ندارد پس ادامه دادن درست نیست و کم کم ممکنه برای شما حتی وابستگی ایجاد شود چون به هر حال کششی است که نسبت به جنس مخالف وجود دارد و هیچ کس نمی تواند این مساله را انکار کند .امیدوارم بتوانید تصمیم درستی بگیرید که بعدا مشکل ساز نشود .موفق باشید

      پاسخ دادن
  4. بی نام
    بی نام می گوید:

    سلام آقای دکتر مرسی از سایت خوبتون ..لطفا کمکم کنید خیلی محتاج کمکم تو رو به این اربیعن حسینی جوابمو بدید لطفا
    من دختری ۲۸ ساله و همسرم ۲۹ سالشه و دوساله ازدواج کردیم ما سنتی ازدواج کردیم و درشهرکوچیکی هستیم که همه همو میشناسن .مشکلات من خیلی زیاد بوده .اما چندتا از اساسی ترین هاشو میگم. شوهرم اصلا پول خرجی بمن نمیده و برا زندگی خرج نمیکنه اما پول به مادر و خواهرش میده و اوایل به من میگفت وقتی من شاکی شدم الان مخفی کاری میکنه.چندبار بهم گفته اگه پولی که تو این دوسال خرج کرده بودم پس انداز کرده بودم میتونستم وانت بخرم .یا ریز خریدهارو مینویسه و میگه از اول تا الان مثلا ۲تومن خرج تو کردم.اصلا حاضر نیس حتی یه گوشت برا خونه بخره با اینکه پول داره اما همیشه میگه ندارم .و اخر سر میبینم لباس و کفش و … میخره برا مامان و باباش درصورتی که ماتو خونه لنگ یه نان هستیم.ومشکل بعدیش اینه که تو زمان عقد گوشی ۱۱۰۰نوکیا داشت و واتساپ و تلگرام وصل نبود من برا تولدش گوشی خریدم .از اون موقع تا حالا همش سرش تو گوشی چه تو مهمونی چه تو خونه .از سر کارمیاد بعداستراحت میره تو اتاق و همش تو گوشیشه تا اخر شب.نمیدونم با این رفتارش چکار کنم خیلی اذیت میشم .من الان توشهر دیگه زندگی میکنم نه خانواده کنارمه نه میداره بیرون برم .صبح تا ظهر تو خونه هستم.نه همدمی نه همزبونی و ظهر که اون میاد اصلا بامن حرف نمیزنه و همش سرش تو لپ تاپ و گوشی وقتی من میرم تو اتاق باهاش حرف میزنم اصلا جوابمو نمیده یا کوتاه جواب میده که حرف نزنه .درصورتیکه ادم پرحرفی هست با دوستاشو و همکاراش زیاد حرف میزنه .این تو روحیه من خیلی تاثیر گذاشته افسرده شدم .یه مدتی هم سرکار میرفتم انقد ایراد گرفت گفت مردها حیضن مشکل دارن این مدیر شرکت ادم خرابی و …ولی اصلا اینجوری نبود. گفت دیگه نرو .منم دیدم واره دست رو ابروم میذاره اومدم بیرون.و الان هفت روز هفته تو خونه تنها هستم.مسیله بعدی اینه که کل دختر و پسرها وعمه هاش خرابکارن و اهل خیانتن .دختر عمه شو وقتی ۱۳ سالش بود با یه پسره گرفتن تو خونه خالی سال ۷۸و بزور عقدشون کردن .عمش با پسرهای شهر همخوابه میشه .اون دختر عمش تو خونه پسر همسایشون گیر انداختن .پسر عمه اش با یه بچه همش با دختر دانشجوها میپره بخاطر گندکاری زیادش از کارش اخراجش کردن .دختر دایی شوهرم با پسر عمو شوهرم باهم رابطه داشتن و شوهر دختردایش با یه بچه یکساله که داشتن قراربود طلاقش بده که نداد.پسردایش با خاله های خودش همخوابه میشه .دختر خالش سال ۷۵ به اون ور همش با پسرهابود که به زور شوهرش دادن.شوهر عمع هاشم که دنبال زنا بودن همیشه .دامادشون با یه زنه بوده که کارش به دادگاه رسیده و خواهرشم وقتی اون رفته از شوهرش شنیدم که دوست پسرداره.و دامادشون بمن گفته که شوهرت قبلا با وختر عمه بوده و قراربوده بره خواستگاریش اما باباش گفته باید ازرو جنازه من رد بشی. ما قبلا تحقیق کردیم فقط مسیله شوهرعمه هاشو میدونستیم که گفتیم این دلیل نمیشه اینا خانواده بدی باشن.
    الان همیشه به شوهرم شک دارم و یه سری عکسهای عمشو و دخترش تو لپ تاپ گذاشته بود و روش رمز گداشته بود که یبار من دوماهه حامله بودم ( همش شوهرم میگفت بچه رو سقط کن و پیش دکتر منو میبرد و شرایط بحرانی برامن درست کرد همش دعوا داشتیم )که تو اون زمان حاملگی وقتی دیدم فایل عکسهارو لپ تاپ دست به خودکشی زدم و ۳۰ تا قرص استامینوفن خوردم.خودم نجات پیداکردم اما بچم تو دوماهگی مرد.الان هم رازی به بچه دار شدن نمیشه مامانش تو گوشش کرده زندگی شما به طلاق میکشه و بچه نابود میشه (فقط بخاطر اینکه خواهرشوهرم بچه دار نشده .شوهرم فقط یه خواهر بزرگتر از خودش داده و پدرومادر شوهرم فقط دختره رو دوست دارن .مادرشوهرم تو ۴سال دانشگاه حتی یکبار هم به شوهرم زنگ نزده و خود شوهرم همیشه میگه مورد تبعیض قرارگرفته و اونم شخصیت مظلوم داشته و تو روشون در نمی اومده چرا اونو بیشتر دوست داری و الان زندگی خواهرشوهرم داغونه و مادرشوهرم هم سعی داره زندگی ما رو خراب کنه چون زندگی دخترش نشده و فک میکنه ما خوشبختیم ما مجبوریم اخرهفته بریم شهرستان و اونارو ببینیم هروقت برمیگردیم دعوا داریم باهم همش مادرشوهرم اینا ذهن شوهرمو نسبت به من خراب میکنن ) .نمیدونم چکار کنم میترسم بازم دست به خودکشی بزنم .پدرم فوت کرده و کسی نیست تو خانوادم که حامی من بشه و با اینا صحبت کنه
    تورو خدا کمکم کنید میترسم انقدر فکرو خیال کنم که دیوونه بشم .کسی هم ندارم باهاش دردل کنم و نه پول برا مشاوه .مثل یه حیوون تو یه قفس زندانی شدم که همش باید بپزم و بشورم و کسی نباشه حتی باهام یکلام حرف بزنه

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      شک از آن موضوعاتی است که در زندگی همه انسان‌ها وجود دارد اما گاهی می‌تواند حسابی دردسرآفرین شود و زندگی را ویران کند پس باید با آن برخورد کرد. اگر همسری شکاک دارید یا خودتان شکاک هستید یا قصد ازدواج دارید، این مطلب را بخوانید.
      دو محور اصلی و بسیار مهم هر رابطه‌ای و به‌خصوص در زندگی مشترک اعتماد و احترام است‌ و اگر هرکدام از این دو محور آسیب ببینند ممکن است رابطه کاملا از بین ببرد، در حقیقت این دو خط قرمز‌هایی هستند که هیچگاه نباید از آن‌ها عبور کرد. به محض اینکه بی‌اعتمادی در رابطه‌ای به‌وجود بیاید رابطه به سمت ویرانی می‌رود. شک از آن چیزهایی است که می‌تواند هم احترام و هم اعتماد را در زندگی زناشویی از بین ببرد و به‌تدریج پناهگاه امن خانه و زندگی مشترک را به جهنمی تبدیل کند. هر‌کدام از ما دست کم یک‌بار در زندگی شک را تجربه کرده‌ایم ولی شک در هیچ کجا مثل زندگی مشترک نمی‌تواند مخرب باشد.
      شک عشق را می‌کشد
      وقتی آدم‌ها همدیگر را دوست دارند، به هم عشق می‌ورزند و به هم اعتماد دارند اما از لحظه‌ای که شک و عدم‌اعتماد و کنترل در رابطه‌ای به‌وجود می‌آید ذره ذره عشق بین زوجین رو به زوال می‌رود و از بین می‌رود و دو طرف از هم دور می‌شوند البته اگر هردو طرف دست از شک و کنترل هم بر‌دارند دوباره می‌توانند باز به هم نزدیک ‌شوند چون هیچ‌گاه عشق با نیت‌های منفی، عدم‌اعتماد و سوءظن نمی‌توانند باهم جمع شوند و در یک جا باشند.
      صورت مسئله را پاک نکنید
      متاسفانه ترس و نگرانی را در مکالمات اکثر آدم‌ها می‌بینیم. این روزها وقتی با آدم‌ها حرف می‌زنیم می‌بینیم که ترس و نگرانی پشت اکثر حرف‌ها و رفتارهای آن‌ها وجود دارد، در حقیقت از یک چیزی نگران هستند. حال اگر این نگرانی‌ها وارد زندگی مشترک شود، ‌مثلا یکی از زوجین با خود مدام فکر می‌کند وقتی همسرش از او دور است «مبادا با کس دیگری حرف بزند!»، «مبادا از کس دیگری خوشش بیاید!» و…این مبادا‌ها که خود شخص آن‌ها را در ذهنش می‌سازد همه تبدیل به نگرانی‌های جدیدی در زندگی می‌شوند و فرد برای اینکه از آن‌ها خلاص شود شروع می‌کند به کنترل‌کردن طرف مقابل.
      با این رفتارها فرد می‌خواهد صورت مسئله را در بیرون پاک کند، او به سراغ حل مسئله درون خودش نمی‌رود. در واقع افرادی که سوءظن‌های زیادی دارند و کنترل‌گر هستند در بیرون نباید به‌دنبال چاره باشند بلکه باید درون خودشان را درست کنند.
      آن‌ها به‌خودشان شک دارند
      در همه ما یک حس مالکیت وجود دارد، در واقع آدم‌ها نسبت به هرچیزی که دوست‌دارند نوعی احساس مالکیت دارند و این حس ناشی از یک ترس درونی است، ترس از دست دادن. در حقیقت پشت رفتارهای کنترل‌گر و سوءظن‌آمیز ترس از دست‌دادن وجود دارد. این افراد انگار در وجودشان چیزی را کم دارند و جای چیزی برایشان خالی است و می‌خواهند به نوعی این جای خالی را پر کنند، در حقیقت رفتارهای شکاکانه و سوءظن آمیز آن‌ها نسبت به بیرون و آدم مقابلشان نیست بلکه این شک نسبت به‌خودشان است و به نوعی طرف مقابل و اتفاقات مختلف آینه‌ای است برای آن‌ها تا خودشان را ببینند. وقتی من نسبت به‌خودم شک داشته‌باشم یعنی به توانایی‌ها و دوست‌داشتنی‌بودن خودم شک دارد و شک دارم که آنقدر خوب باشم که طرف مقابل حاضر شود با من بماند. ولی اگر من اطمینان داشته باشم که آنقدر خوبم که طرف مقابل با من بماند دیگر به این نیازی ندارم با رفتارهای کنترل‌گر طرف مقابل را مجبور کنم که با من بماند یعنی دارای خودارزشی و اعتماد به نفس کافی هستم، باور دارم طرف مقابل به خاطر من در رابطه می‌ماند‌ ولی کسانی که به‌خودشان و توانایی‌های‌شان شک دارند، فرافکنی کرده و به طرف مقابل شک می‌کنند چون می‌دانند آنقدر خواستنی نیستند که طرف مقابل در رابطه بماند.
      یک هشدار
      هرگونه رفتاری خارج از رفتارهای مرسوم حدود خانواده بسیار آسیب‌زننده است و می‌تواند رابطه و زندگی زناشویی را به سمت ‌تعهدنداشتن پیش ببرد. تعهد از فاکتورهای اصلی ازدواج و یک رابطه است یعنی «من در برابر ازدواج، همسرم و رابطه مسئولم» اما می‌توان با انتخاب درست هیچگاه در زندگی مشترک چنین رفتارهایی را ندید مثلا اگر زوجین در همان زمان آشنایی برای ازدواج به شناخت صحیح و درستی از هم نرسیده‌باشند و بدون شناخت کافی باهم ازدواج کرده‌ باشند ممکن است بعد از ازدواج از هم رفتارهای مشکوک ببینند یا اینکه حتی بعضی از زوجین در زمان آشنایی نیز رفتارهای شیطنت آمیز و ناپسندی را از هم دیده‌اند ولی آن‌ها را ندیده گرفته‌اند و بیش از حد مثبت نگر بوده‌اند در واقع اینجا هشداری است برای کسانی که هنوز ازدواج نکرده‌اند. آن‌ها باید دقت کنند که مرحله آشنایی بسیار مهم است، بسیاری از رفتارهای شیطنت آمیز و مشکوک را می‌توان در همان دوران آشنایی تشخیص داد و باید متوجه بود اینگونه رفتارها نه تنها بعد از ازدواج بهتر نمی‌شوند بلکه به احتمال فراوان بدتر هم می‌شوند. مثلا اگر فردی که به خواستگاری شما آمده‌است، به‌اصطلاح بسیار دوست‌باز است و دوست دارد با همه رابطه‌ای باز داشته‌باشد، ببینید آیا می‌توانید این مورد را در زندگی مشترک‌تان تحمل کنید یا نه.
      چرا همسرتان به شما تعهد ندارد؟
      وقتی آدم‌ها در زمان مناسب، روابط مناسبی با دیگران ندارند، شاید بخواهند بعد از ازدواج این مورد را جبران کنند، مثلا اگر من هیچ‌گاه در محیط‌های اجتماعی چون دانشگاه یا محیط کار حاضر نشده‌باشم یا روابط سالم و کاری با افراد مختلف نداشته‌باشم ممکن است بعد از یک سنی و گاهی هم بعد از ازدواج،تمایل داشته باشم به سراغ شناخت آدم‌های مختلف بروم و ارتباطات متفاوت را تجربه کنم، البته تا اینجای کار مشکلی ندارد اما وقتی زیاده‌روی پیش می‌آید و تمایلاتی که یک روزی سرکوب شده و اکنون می‌خواهد خود را نشان دهد ممکن است جنبه ناپسند پیدا کند، البته کسانی که به سمت اینگونه رفتارهای ناپسند می‌روند چند حالت دارند یا آدم‌های تنوع طلبی هستند یا در زندگی‌شان جاهای خالی وجود دارد که در زمان مناسب به آن‌ها نپرداختند به همین خاطر به‌دنبال تجربه کردن می‌روند و حالت سوم، ممکن است الان در رابطه جای چیزهایی خالی باشد، مثل نبودن رابطه عاطفی و هم‌کلام نبودن و… به‌نظر من همه این‌ها راه فرار و نشان‌دهنده بی‌مسئولیتی است و باید سعی شود به همراه همسر این مشکلات را حل کرد.
      آیا همسران باید یکدیگر راکنترل کنند؟
      اگر همسرتان تمام وسایل شخصی و رفتارهای شما را کنترل می‌کند از موبایل و ای‌میل گرفته تا جیب‌ها و…به‌نظر من نباید در مقابل این حالت کوتاه آمد، حفظ حریم شخصی برای هر فردی کاملا حیاتی است. به‌نظر من رابطه‌ای را که در آن یکی از زوجین یا هردو همه چیز هم را چک می‌کنند، رابطه سالمی نیست. چک‌کردن یعنی عدم‌اعتماد، وقتی شما همه چیز همسرتان را کنترل کنید او نیز به‌خود اجازه می‌دهد که همه چیز شما را کنترل کند و در حقیقت شما در یک بازی گرفتار می‌شوید که مرتبا به‌دنبال پیدا‌کردن نقطه ضعف از یکدیگر هستید و به همین خاطر همه اعتماد بین‌تان از بین می‌رود. در این حالت به جای اینکه زوجین وقتشان را صرف اهدای عشق به هم کنند صرف اتهام زدن به هم و ایرادگرفتن می‌کنند. در این حالت هر طرف در رابطه احساس ناامنی می‌کنند.
      حریم خصوصی کجاست؟
      هر آدمی یکسری حریم و حدودی دارد که دوست ندارد که کسی وارد آن شود، این حریم یک چیز کاملا نانوشته است که برای هرکسی مهم است اما گاهی بعضی افراد آن حریم را حفظ نمی‌کنند و وارد حریم شما می‌شوند مسلما این مورد شما را ناراحت می‌کند و اگر به طرف مقابل تذکر ندهید روز به روز از او دورتر می‌شوید. اگر زن و شوهر هم این حریم را رعایت نکنند ممکن است روز به روز از هم دورتر شوند. حریم‌های شخصی بسیار مهم است، در زندگی هر کدام از ما بخش‌هایی وجود دارد که فقط برای خودمان است و اصلا دلیلی ندارد فرد دیگری را وارد این حریم‌‌ها کنیم. این حریم شخصی برای افراد مختلف متفاوت است، ممکن است یک فردی ای‌میل‌ها و تلفن‌هایش در حریم شخصی‌اش باشد و ممکن است برای فرد دیگر مثلا ای‌میل‌هایش در حریم شخصی‌اش نباشد. به مرور می‌توان حریم شخصی آدم‌ها را فهمید.
      به قول جبران خلیل جبران در کنار هم بایستید اما نه بسیار نزدیک.
      وقتی خودتان مقصر هستید!
      اگر از همان ابتدای زندگی زناشویی شروع به کنترل همسرتان بکنید از ترس اینکه مبادا او روزی نسبت به شما غیرمتعهد شود، در واقع ناخودآگاه او را به سمت غیرمتعهد شدن سوق می‌دهید، یعنی آنقدر کنترل‌هایتان همسرتان را از شما دور می‌کند که ممکن است به سمت غیرمتعهد شدن هم برود. اگر همیشه ترس از دست دادن همسرتان را دارید، دو راه بیشتر ندارید یکی اینکه از همان ابتدا و در دوران آشنایی آنقدر او را خوب بشناسید تا با توجه به شخصیت او این ترس‌تان برطرف شود و راه دوم اینکه، آنقدر در رابطه و زندگی زناشویی خود عشق و محبت بگذارید که همسرتان نتواند به کسی دیگری فکر کند و کاملا در زندگی با شما سیراب شود.
      روش برخورد با شک
      گاهی پیش می‌آید که به همسرتان شک می‌کنید و دارای دلایلی هستید که شک‌تان درست است در این حالت باید با توجه به موضوع و آدم مقابلمان راه‌حل مناسبی را پیدا کنیم، اول از همه باید شروع به جمع‌آوری اطلاعات کنیم، مثلا اگر کسی به ما زنگ زده و از عدم‌تعهد شوهرمان خبر داده‌است نباید حرف او را حجت بدانیم بلکه خودمان باید شروع به تحقیق کنیم مثلا شاید با یک یا ۲بار چک کردن طرف مقابل(بدون اینکه خودش متوجه شود) از حقیقت ماجرا با خبر بشویم و در نهایت با روشن شدن ماجرا، موضوع را با همسرمان مطرح کنیم و از او توضیح بخواهیم و ۲نفری مشکل را حل کنیم و اگر نشد با بزرگتر یا مشاوری موضوع را مطرح کنیم اما اگر مطمئن شدید که شک شما اشتباه است باید روی خودتان کار کنید تا کاملا موضوع را فراموش کنید.
      ۳قدم مهم
      اگر به همسرتان شک کردید و بعد از مدتی فهمیدید شک‌ شما اشتباه بوده‌است، اگر همسرتان متوجه شک شما نشده باشد باید روی خودتان کار کنید تا کاملا شک را فراموش کنید و تنها چیزی که می‌تواند شک‌ها و ناآرامی‌های بین دو زوج را از بین ببرد، محبت کردن بی‌قید و شرط به یکدیگر است. چون در این صورت رابطه دلپذیر می‌شود و در نتیجه دوباره اعتماد و آرامش به زندگی بازمی‌گردد اما اگر همسر شما متوجه شک شما شده باشد، باید اول به اشتباه خود اعتراف کنید و از او معذرت‌خواهی کنید، بعد به نوعی با رفتارهای‌تان نشان دهید که کاملا به او اعتماد دارید، یعنی مثلا کمتر سؤال کنید و… قدم سوم این است بدون قید و شرط به او محبت کنید و عشق بدهید.
      وقتی شک کردن تبدیل به بیماری می‌شود
      بعضی اوقات فرد آنقدر شک می‌کند که می‌توان او را بیمار دانست، برای تشخیص بیماری اول از همه باید دید که آیا او همیشه و در تمام مراحل زندگی‌اش دچار شک بوده‌است؟ دوم اینکه شدت شک زیاد است یعنی فرد در هر مسئله کوچک و بزرگی به‌شدت و بدون دلیل شکاک است و این شک‌ها هم خودش را آزار می‌دهد وهم اطرافیانش را. یعنی زندگی فرد تحت‌تاثیر قرار گرفته‌است و تمام زندگی‌اش تبدیل به بحث و جنجال می‌شود ولی آدم نرمال فقط گاهی و به ندرت در امور اطرافش شک می‌کند. اگر همسر شما نیز جزو این گروه است باید از او بخواهید که برای حل کردن مشکلش به متخصص مراجعه کنید(هیچ‌گاه به او نگویید خودش تنهایی باید پیش متخصص برود چون حتما جبهه خواهد گرفت) یعنی باید همگام باهم مشکل را حل کنید.
      دخالت ممنوع
      گاهی پیش می‌آید که زن یا شوهر یا هردو در کارهای هم دخالت‌های فراوانی می‌کنند مثلا اینکه برای لباس پوشیدن هم، نوع حرف زدن هم و رفتار با دوستان و… تعیین و تکلیف می‌کنند، یعنی حتی می‌خواهند کوچکترین رفتارهای طرف مقابل را نیز کنترل کنند، کسانی که اینگونه رفتار می‌کنند اول از همه باید بدانند اینگونه رفتارها نه تنها آن‌ها را به هم نزدیک نمی‌کند بلکه رابطه نیز آسیب می‌بیند دوم اینکه این افراد باید از خود سؤال کنند که نگران چه هستند که می‌خواهند همه رفتارهای همسرشان را کنترل کنند، معمولا آدم‌های کنترل‌گر می‌خواهند طرف مقابل‌شان آنگونه باشد که آن‌ها می‌خواهند و این کار اشتباهی است.
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      خب دوره نامزدی رو برای شناخت و تصمیم گیری نهایی قرار داده اند … پس در این مورد اول صحبت کنید و در نهایت تصمیم خودتون رو بگیرید
      یک واقعیت وجود داره به اینکه هر رفتاری از ایشون امروز مشاهده میکنید در آینده هم مشاهده خواهید کرد

      پاسخ دادن
  5. مهرنیا
    مهرنیا می گوید:

    سلام.خسته نباشید.راستش من ۱۸ سالمه…من الان تقریبا ۱ ماه با پسر خالم عقد کردم…پسرخالم سه بار اومد خاستگاریم…اخرین بار توی رو در واسی گیر کردم و فقط و فقط برای خانواده ی خالم بهش جواب مثبت دادم…اینو میدونم که اشتباه کردم..اما خب کسی که جای من نیست و شرایط منو نداره.
    حالا جدا از اینا..من دوست دارم بهش علاقه پیدا کردم..اما نمیدونم چرا هیچ احساس خاصی بهش ندارم…وقتی میبینم دوستام که تقریبا همراه هم عقد کردیم چقدر از پیش شوهر بودنشون لذت میبرم واقعا اعصابم بهم میریزه…آخه دلم برای همسرم میسوزه.اون که گناهی نداره که پاسوز من شده…الان نمیدونم چیکار کنم…من حتی علاقه ای ندارم برم خونه ی مادر شوهر یا حتی اون بیاد خونه ی ما…درصورتی که دوستام حسابی از پیش شوهرشون بودن لذت میبرن…حتی اعتراف کردن که قبلا اشتباه میکردن که میگفتن شوهر کردن خوب نیست…اما متاسفانه من هنوز هم پشیمونم که چرا نتونستم از زیربار این قضیه در برم…و حتی نفرت دارم نسبت به ازدواجم.

    پاسخ دادن
    • نویسنده سایت
      نویسنده سایت می گوید:

      با سلام خدمت شما
      در شرایط سخت و خطرناکی هستید ۱- باید بررسی شود که تصمیم شما در مورد عقد با پسر خاله تان اشتباه بوده است یا خیر؟۲- اگر اشتباه بوده چه عواملی دخیل است و آیا می توان آن ها را بهبود داد ۳- اگر اساسا این تصمیم اشتباه است با توجه به نسبت فامیلی هر دو خانواده برای جدایی آماده شوند . بهتر است ابتدا خودتان به تنهایی نزد مشاور رفته و مشکل را مطرح کنید که احتمالا دادن تست شخصیت نیز الزامی است و سپس گام به گام این مراحل طی شود . توجه داشته باشید که در این گرداب دست و پا زدن و از روی خجالت یا ترحم به این شرایط تن دادن کاری اساسا غلط است . اما گاهی حسادت های زود هنگام مسبب چنین حالت های گذرایی می شود در این صورت نیز راهکارهای لازم داده می شود . روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمنیه می توانند کمکتان کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  6. ثمین
    ثمین می گوید:

    سلام من و ی پسری که ۷سال کوچتر از خودم هست عاشق هم هستیم خانواده پسر از موضوع خبر دارن و اطلاع دارن و حتی با اجازه مادر پسر من با پسر صحبت کردم بدون این که بیاییند خواستگاری و من و اون به نقاط مثبت و مشترکی رسیده ایم و خانواده این پسر خواهان شدید من هستن مخصوصا مادر پسر ، حال خواهر این پسر اسرار دارد که این پسر را به مرکز مشاوره ببرد اون هم به تنهایی نه با من پسر حاضر نیست برود چون میگوید مشاوره برا ازدواج هست نه قبل از اون و نه قبل از خواستگاری رفتن حال بگویید ما باید چه کاری انجام دهیم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  7. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    سلام من دوساله عقد هستم و یه مشکلی از اول تاحالا با ما هست و اون علاقه زیاد مادرانه مادرم به شوهرم هست که این دوسال ر برام زهر کرده . مشاوره تلفنی ندارین یزد؟
    میشه آدرس شعبه هاتونم دقیق بذارین؟ آیا واقعا میتونن کمکم کنن ؟!
    هزینش چطوره؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      خب دوست عزیز این چه مشکلی میتونه داشته باشه که شمارو پریشون کرده ؟
      شاید شما بیش از اندازه حساس هستید و نمیتونید شرایط رو تحمل کنید ؟
      در مورد سوالتون باید بگم در یزد شعبه ای نداریم ولی شما میتونید به مشاوران روانشناس در شهر یزد مراجعه کنید
      اداره بهزیستی و دانشگاه علوم بهداشتی هم میتونن به شما در معرفی مراکز مشاوره ای کمک کنن

      پاسخ دادن
  8. فائزه
    فائزه می گوید:

    سلام. خانواده که مخالفت کنن اصلا جالب نمیشه! چه از طرف خانواده مرد و چه از طرف خانواده زن. وای بحال روزی که هر دو خانواده ناراضی باشن اما دوتا پسر و دختر عاشق!

    پاسخ دادن
  9. ااااااااا
    ااااااااا می گوید:

    سلام من با یه پسری که سه سال از من کوچکتر یکسال و نیم با هم هستیم ولی خانوادش مخالفت می کنن یکبار هم اومدن خواستگاریم ولی راضی نمیشن حالا بعد از یکسال و نیم وابستگی زیادی بهم داریم باید چکار کنم

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      دوست عزیز میتونید به این رابطه بی سرانجام ادامه بدید و یا میتونید واقعیت رو بپذیرید و به این ارتباط خاتمه بدید … ولی میتونید از فردی قابل اعتماد در خانواده و یا سطح فامیل برای وساطت کردن استفاده کنید … دلایل خانواده خودتون رو بشنوید و حرف خودتون رو هم منطقی بیان کنید … در این موارد باید صبور بود

      پاسخ دادن
  10. f
    f می گوید:

    سلام من یه دختر ۲۰ ساله هستم .پدر ومادرم اصرار دارند با پسری ک به خواستگاریم آمده ازدواج کنم. راستش از نظر مالی و تحصیلی ،شغل ،اخلاق ،تدین و خانواده شرایط بسیار خوبی داره. ولی مشکلل من ک خیلی هم برام مهمه تیپ و ظاهره ک متاسفانه مورد پسند من نیست از طرفی ب خاطر شرایط خوبش برای تصمیم گرفتن تردید دارم.
    خواهش می کنم هرچه زودتر منو راهنمایی کنید.

    پاسخ دادن
  11. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    با پسری نامزد کردم که سیگاریه ولی من احساس میکنم اعتیاد هم داشته باشه ولی نمیتونم ثابت کنم به نظر شما چطور مطمئن شم؟

    پاسخ دادن
  12. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    همسرم خیلی به من گیر میده که نباید با هیچ کدوم از دوستام رفت و آمد کنم مگه میشه یه مرد با دوستاش قصع رابطه کنه؟

    پاسخ دادن
  13. حوریه
    حوریه می گوید:

    سلام جناب دکتر من با فردی آشنا شدم که از من ۳ سال بزرگتر هستند و میخواهند با من ازدواج کنند اما من جواب درستی به ایشون ندادم اما به نظر آدم خوبی میان در ضمن شغل مناسب و خانه هم دارند

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      فاصله سنی شما خوب است و ایشون بنا به گفته شما مقدمات شروع زندگی مشترک را هم دارند. بنابراین شما می توانید به وی بگویید که برای خواستگاری با مادرتان صحبت کرده و به صورت رسمی جلو بروید در ضمن فراموش نکنید که باید درباره ویژگی های اخلاقی و رفتاری و همچنین سابقه ایشون تحقیقات لازم را به عمل بیاورید
      موفق باشید

      پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      بله مشاوره ازدواج شعبه های متعددی دارد
      در این مرکز مشاوره های لازم برای شروع زندگی و ازدواج داده شده تا بهترین تصمیم گرفته شود.

      پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مشاوره ازدواج یزد

مشاوره ازدواج یزد

مشاوره ازدواج یزدReviewed by مشاور on Jul 30Rating:

ازدواج و انتخاب همسر یکی از مهم ترین رویداد های زندگی هر شخصی است و باید نهایت دقت و تفکر را در آن به عمل آورد. ممکن است گاهی بر اساس هیجانات و به اصطلاح جو زدگی نتوانیم درست فکر کنیم و تصمیم اشتباه بگیریم. بعضا دیده شده دو نفر با هم قرار ازدواج گذاشته و مدتی به بهانه آشنا شدن با هم بیرون میروند تا از یکدیگر شناخت پیدا کنند اما از این مسئله غافلند که فقط بعد تفریحی و خوش گذران طرف را میشناسند و از رفتارهای دیگر او غافل میمانند خصوصا در شرایط سخت زندگی و در برخورد با مسائل جدی. پس همواره به یاد داشته  باشید که هیچگاه شناخت کامل از فرد به دست نمی آید و باید در انتخاب شریک زندگی دقت بالایی داشت و همین طور تحقیق در مورد اخلاق و رفتار همسر آینده تان را نباید از یاد ببرید.

مشاورین ما در مشاوره ازدواج می کوشند تا معیار ها و ملاک های فرد مورد نظر شما را با انتخاب خودتان مورد بررسی قرار داده و با استفاده از تجربیات خود شما را راهنمایی کنند تا بهترین انتخاب را داشته باشید.

به منظور سهولت برای مردم عزیز مشاوره ازدواچ با شعب مختلف در ایران و اینبار با راه اندازی مشاوره ازدواچ یزد بر آن است تا بتواند کمک بزرگی به جامعه ایرانی کرده باشد. مشاوره ازدواج یزد با برپایی نمایندگی در مناطق مختلف شاملمشاوره ازدواچ امام خمینی ، مشاوره ازدواچ سلمان فارسی ، مشاوره ازدواچ بعثت ، مشاوره ازدواچ فهادان و دیگر شعب آماده این است تا بهترین روش ها و راه حل ها را در اختیار شما مردم عزیز بگذارد.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج