تحقیق درباره دین و مذهب پیش از ازدواج لازم نیست!

مشاوره بعد از ازدواج

اکثر زوجین این تفکر را دارند که مشاوره و گرفتن راهنمایی از یک مشاور خوب ازدواج تنها مربوط به دوران قبل از ازدواج و زمان آشنایی می باشد. اما باید این نکته را بدانیم که ازدواج تازه شروع زندگی است و بعد از آن نیز مشکلات و سوالات به صورت جدی تر وجود خواهند داشت. درواقع اینگونه بگوییم که مشاوره بعد ازدواج مشاوره و مشورت گرفتن در همه مراحل زندگی کاربرد دارد.

به همین خاطر کانون مشاوران ایران با راه اندازی قسمتی با نام مشاوره بعد از ازدواج و با هدف راهنمایی زوجین پس از ازدواج آماده کمک می باشد. مشاوره بعد از ازدواجمتشکل از کارشناسانی خبره و با تجربه راهگشای زندگی شما خواهد بود.

سایت مشاوره قبل ازدواج به شما در رابطه با این موضوع کمک خواهد کرد

منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور

112 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. علی۲۲
    علی۲۲ میگه:

    سلام .ممنون از راهنماییتون.به نظر شما من که الان عقد کردم و این حس پشیمانی بهم دست داده تنها راهش جدایی از همسرم هست یا میتوانم علاقه به همسرم در خود ایجاد کنم؟؟ایا به نظر شما این حسی رو که دارم به همسرم بگویم یا تنهایی به مشاور مراجعه کنم؟؟

  2. علی۲۲
    علی۲۲ میگه:

    سلام خسته نباشید…من یک ماهه نامزددار شدم و از زمانی که عقد کردم احساس پشیمونی به طور مداوم اذیتم میکنه و احساس میکنم علاقه ای به همسرم ندارم واز وقتی که عقد کردم ساعات خوابم خیلی زیاد شده …..از نظر بنده همسرم هیچ مشکلی از نظر اخلاقی و رفتاری نداره ولی افکارم بشدت منو ازار میده ..خواهش میکنم راهنماییم کنین از دست این افکار خلاص بشم؟؟ایا عقد کردمون کار اشتباهی بوده یا این افکار بعد عقد معمولا طبیعیه؟؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوره نامزدی برای شناخت بیشتر و بررسی چنین احساساتیه
      اگر شما به این نتیجه رسیده باشید میتونید در صحبتی محترمانه از این رابطه بیرون بیایت … و قبلش باید با خانواده در این مورد صحبت کنید
      منظور از نامزدی دوره ای هست که عقدی اتفاق نیفتاده و اسمی در شناسنامه ها درج نشده باشد

    • مشاور
      مشاور میگه:

      هنگامی که افکار مزاحم در ذهن انسان گیر می کند باعث ناراحتی او می گردد. این امر می تواند از یک اشتباه در کار باشد یا هر چیز دیگری که باعث اضطراب، نگرانی و ترس شود. شهودی ترین روش برای مقابله با افکار مزاحم؛ سرکوب آنهاست که ما با استفاده از فشار، سعی در بیرون راندن آنها از ذهن خود داریم.

      متاسفانه؛ بسیاری از مطالعات علمی ثابت کرده اند که روش سرکوب افکار نه تنها کارآیی ندارد، بلکه باعث بازگشت آنها با شدت بیشتری نیز می گردد. برای انسان؛ تکرار تجربیات بیهوده و بی نتیجه، بسیار کسل کننده و رنج آور است.

      پس چه گزینه های دیگری برای رهایی از افکار مزاحم وجود دارد؟
      متخصص سرکوب اندیشه، آقای دانیل وگنر، در یک مقاله برای روانشناسان امریکایی چندین روش نیرومند را برای مقابله با افکار ناخواسته تکراری پیشنهاد می دهد که در اینجا هشت روش را برای شما بازگو می کنیم:

      تمرکز بروی حواس پرتی:
      گرایش طبیعی انسان در هنگام تلاش برای خاموش کردن ذهن و تمرکز بروی یک موضوع خاص، این است که بروی موضوعات دیگر فکر می کند یا بقول معروف؛ حواس انسان پرت می شود. ذهن در اطراف و به صورت سرگردان به دنبال موارد جدیدی است که بروی آنها متمرکز شود و نه آنچه که مورد نیاز در آن لحظه است. پرت اندیشی کارآیی ندارد، با این حال؛ مطالعات نشان داده اند که اگر بروی یک چیز منحرف شوید بهتر از آن است که ذهن شما سرگردان باشد، زیرا که سرگردانی بی هدف ذهنی با ناخشنودی همراه خواهد شد. پس بهتر است که بروی یک موضوع تمرکز کنید، مثلا؛ یک قطعه موسیقی یا یک برنامه جالب تلویزیونی.

      جلوگیری از استرس:
      یکی دیگر از روش های شهودی برای اجتناب از افکار ناخواسته تکراری، تحت فشار قرار دادن خودمان است. در اینجا ایده این است که؛ شتاب و عجله مقدار کمی انرژی روحی برای رهایی از افکار مزاحم صرف می کند. تحقیقات علمی نشان می دهد که این رویکرد نادرست است. در واقع؛ مانند حواس پرتی، استرس نیز باعث بازگشت قوی تر افکار مزاحم می شود. بنابراین، از این روش برای جلوگیری از افکار ناخوشایند نباید استفاده کرد.

      به تاخیر انداختن اندیشه برای بعد:
      در حالی که تلاش مداوم برای سرکوب اندیشه های مزاحم باعث بازگشت شدیدتر آنها می شود، پژوهشگران در تحقیقات خود از کسانی که افکار مضطرب دارند، خواستند که نگرانی خود را به مدت نیم ساعت به تعویق اندازند. برخی مطالعات نشان دهنده آن است که افراد این کار را به عنوان مرحله جانبی سرکوب اندیشه های مزاحم می شناسند.
      بنابراین، نگرانی خود را برای مدت معینی به تاخیر اندازید و احتمالا این روش به راحت شدن ذهن شما در این مدت کمک خواهد کرد.

      درمان متناقض:
      به جای تلاش برای سرکوب افکار مزاحم، می توان مستقیما بسراغ آنها رفت و بروی آنها متمرکز شد. به نظر می رسد که تناقض در تفکر؛ کمک به از بین رفتن آن می کند، ولی برخی تحقیقات ثابت کرده اند که این کار می تواند تنها به از بین بردن افکار مزاحم انجامد. این نظریه بر اساس «نمایش درمانی» در زمان طولانی شکل گرفته است. برای مثال؛ درمان ترس از عنکبوت با نمایش عنکبوت به بیمار و بطور آهسته و آرام و با لمس آن انجام می گیرد. این روش برای افراد کم جرات کارآیی ندارد، ولی در زمانی که افراد مجبور به مقابله با افکار و رفتار همراه با وسواس خود باشند، می تواند مفید واقع گردد.

      پذیرش:
      این روش هم می تواند مشابه روش های دیگر، کارآیی داشته باشد. شواهدی موجود است که اثبات می کند؛ پذیرش افکار مزاحم، به جای جنگیدن با آنها، می تواند مفید باشد. این دستورالعمل در یک مطالعه، نشان دهنده کاهش ناراحتی و فشار بر شرکت کنندگان است: «مبارزه با اندیشه مزاحم، مانند تقلا کردن در باتلاق است. افکار خود را مشاهده کنید. تصور کنید که آنها از گوش شما بیرون می آیند و از ذهن شما خارج می شوند. با علائم و نشانه ها مبارزه نکنید. از آنها اجتناب کنید و یا آنها را مجبور به دور شدن از ذهنتان کنید. تنها مشاهده گر باشید»

      مراقبه:
      مشابه روش پذیرش، مراقبه به ترویج شفقت و نگرش بدون قضاوت می انجامد و کمک می کند که افکار مزاحم به مکان دیگری، بغیر از ذهن شما، نقل مکان کنند. این نیز روش مفیدی برای مقابله با افکار مزاحم و تکراری است و همچنین، به بهبود تمرکز حواس شما کمک می کند. تصدیق خود:—- خود تصدیقی یک درمان روحی برای همگان است. این امر شامل تفکر در مورد صفات و باورهای مثبت برای افزایش اعتماد به نفس در اجتماع و کنترل خود می گردد و مزایای دیگری نیز دارد. این روش، همچنان که در آزمایشات علمی ثابت شده است، ممکن است که کمک زیادی برای مقابله با افکار مزاحم کند.

      نوشتن:
      در مورد تصدیق و تاکید بر خود و عمیق ترین افکار و احساسات خود بنویسید. آزمایشات علمی ثابت کرده اند که نوشتن، سلامت جسمی و روانی بسیار گسترده ای را به ارمغان می آورد. نوشتن در مورد عواطف می تواند برای مقابله با افکار مزاحم و تکراری بسیار مفید باشد.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      منشاء افکار مزاحم

      منشاء افکار مزاحم در دو دسته قابل تقسیم است: الف- افکاری که مربوط به اتفاقات روزمره می‌شود؛ ب- افکاری که از احساسات یعنی حس ترس، گناه، خشم و مواردی از این قبیل نشأت می‌گیرد. برای رفع این افکار ابتدا باید منشاء آن را پیدا کنید؛ برای اینکه بفهمید، زیربنای این افکار کدام حس شما است، بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید.

      زمان آمدن افکار مزاحم

      موضوع بعدی زمان آمدن افکار مزاحم است. این افکار بیشتر شب سراغ شما می‌آید یا صبح؟! معمولاً افکار مزاحم در دو زمان بیشتر به ذهن انسان می‌آیند، یکی شب هنگام و در زمان خواب که باعث می‌شود فرد دچار بی‌خوابی، اختلال خواب و یا دیدن کابوس شود و دوم در زمان کارهای نیازمند به تمرکز و یکنواخت مثل درس خواندن، رانندگی، ظرف شستن و… با بررسی این موارد می‌توانید به راهکار مناسبی برای رفع افکار مزاحم خود دست یابید. ما در ادامه چند راه حل ساده و عمومی را برای کنترل این افکار به شما پیشنهاد می‌کنیم.

      راه‌های کنترل فکر

      ۱- تهیه فهرستی از افکار استرس‌زا:
      روی یک برگه سفید افکار غیرمنطقی، استرس زا و بی‌فایده‌ای را که به عادت تبدیل شده و متوقف کردن آن‌ها برای شما سخت است بنویسید؛ سپس این افکار را اولویت بندی کنید؛ یعنی ابتدا آن مواردی را که بیشتر تکرار می‌شود به ترتیب بنویسید و بعد از آن مواردی را که آزاردهندگی بیشتری برای شما دارند یادداشت کنید.

      ۲- تخلیه افکار:
      گام بعدی این است که روزی یک بار در یک ساعت مشخص افکاری را که بیشتر به سراغتان می‌آیند روی کاغذ منتقل کنید. نوشتن به شما کمک می‌کند که افکارتان تخلیه شود.

      ۳- ریلکسیشن (تمدد اعصاب):
      این روش به رفع افکار مزاحمی که ریشه در اضطراب دارند، کمک زیادی می‌کند و باعث استراحت اعضای بدن شما خواهد شد. برای این کار بهتر است لوح فشرده یا کتاب‌هایی را که در این زمینه نوشته شده است از بازار تهیه کنید.

      ۴- تصویرسازی فکر:
      چشم‌هایتان را ببندید و موقعیتی را که احتمالاً فکر استرس زا اتفاق می‌افتد، تصویرسازی کنید البته بهتر است که این روش را با کمک یک مشاور اجرا کنید.

      ۵ – تکنیک توقف فکر:
      هر زمان که افکار مزاحم به ذهن شما آمد، خودتان با صدای بلند فرمان «ایست» بدهید. در ابتدا این کار خیلی سخت به نظر می‌رسد، اما تکرار آن باعث می‌شود که به مرور حواس شما پرت شود. پس از ایست، چند نفس عمیق بکشید و به کار عادی خود ادامه دهید یا اگر امکانش وجود داشت، موقعیت خود را تغییر دهید یعنی اگر نشسته هستید، بلند شوید وچند قدم راه بروید.

      ۶- جانشین سازی افکار:
      زمانی که فکری به ذهن شما خطور می‌کند، از خودتان بپرسید که این فکر را با چه افکار دیگری می‌توانم جایگزین کنم و یا به گفت‌و‌گو با فکرتان بنشینید. در پایان به شما توصیه می‌شود که در این خصوص حتماً از مشاوره حضوری بهره گیرید؛ از آنجا که ریشه افکار مزاحم اغلب در اضطراب نهفته است و اگر رفع نشود، خدای نکرده به وسواس فکری یا عملی، ترس‌های بیمارگونه، اختلال خواب یا افسردگی تبدیل می‌شود؛ بهتر است برای پیشگیری، مشاوره خود را آغاز کن

  3. علیرضا
    علیرضا میگه:

    سلام
    ما یک سال از عقدمون میگذره در حال خرید هستیم خانم من تمایل داره که تو خریدها خانواده ها شرکت نداشته باشن بعضی خریدها این تفکر درسته و منم مشکلی نداشتم و ندارم ولی این اتفاق تو خرید لباس عروس منجر به دلخوری مادرم شد من ناراحتی رو با همسرم در میون گذاشتم ولی بازم نمقتونست این ناراحتی رو درک کنه من خودم احساس میکنم اشتباه من بوده که مادرم بو همراه نبردم ولی حدس میزدم اگه بدون توافق این کار رو میکردم میتونست برخورد بدتری بوجود بیاره
    الان این ناراحتی مادر به جایی رسیده که منو در مورد آینده و روابط خانواده نگران میکنه
    چه کار میتونم و باید بکنم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز شرایط شما کاملا قابل درک است .ولی هر چند هنسر شما و نظرشون در جاهایی اولویت دارد ولی باید بدونید هیچوکدام از شما دونفر جدا از خانواده ها نیستید .و باید احترام انها حفظ شود.تا حدی ما در شما حق دارتد و از همین ابتدا باید مواردی رو مشخص کنید .اینکه در بعضی موارد نظر مادررشما اهمیت داردو توضیح دهید این باعث افزایش احترام همسرتون دربین خانوادشون خواهد شد .یعنی از منظری وارد شوید که اایشون بفهمند به خاطر ایشون این توصیه رو دارید و اینکه رابطه صمیمی باشد و مشکلی پیش نیاید.در هر حال مدیریت دو نفر با شماست که با شرایط و روحیات اشنایی دارید امیدوارم خوشبخت باشید

  4. sahel20
    sahel20 میگه:

    سلام و عرض احترام.
    من میبینم کسایی هستن که همسرشون در دوران عقد یا اوایل زندگی مشترک یا همون نامزدی تغییر چهره داده یعنی یه فردی که حرفای عاشقونه میزده ، مهربون بوده، با وقار بوده ، با صفا بوده حالا شده یه اژدهای سه سر,خشمگین ، نامهربون، دروغگو،و… علت چیه و چطور میشه این اتفاق رو تشخیص داد و جلوشو گرفت؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      افراد تفاوت رفتاری را در بعضی مواقع به خاطر علاقه و دسوت داشتن افراطی و وابستگی متوجه نمی شوند و چون همه مسائل را با طرف مقابل در میان می گذارند کاملا با روحیات و شخصیت اشنا می شود و می تواند راحت به چیزی که نیست تظاهر کند تا ان فرد را بدست بیاورد ولی از جایی که هیچ کس نمی تواند همیشه وانمود داشته باشد .به هرحال چهره واقعی خودش رو نشون میده و باید توجه داشته باشید کسانی که قبل از ازدواج سبک سنگین می کنند جوانب را در نظر می گیرند بعداز خواستگاری رسمی دوران اشنایی با روحیات ور فتار و خلقیات را بیشتر می کنند قطعا موفق تر هستند چون با شناخت منطقی تری تصمیم گرفتند .و اینکه در مشاوره های قبل از ازدواج ویژگی های شخصیتی بررسی می شود و می توانیم به افراد کمک کنیم که با روحیات و خلقیات هم بیشتر اشنا شوند و اینکه ایا مناسب یکدیگر هستند یا خیر .در هر حال ازدواج با چشمی باز و دقت کردن و بررسی درست ملاک ها بسیار کمک کننده است .موفق باشیذ.

  5. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام.من یک ساله که عقدکردم.شوهرم به خواهرش زن برادرش کلاخانوادش خیلی ا همیت میده اگه بگم زن دادشت اینجوری به پدرت گفت باورنمیکنه اگه بگم خواهرت اینجوری بهم گفت باورنمیکنه.چندروزپیش تنهایی رفت خونه پدرش وخونه خواهرش وقتی اومدبه شدت عصبانی واخموبودمیگم چی شده میگه جلوی زبونت روبگیرمیگم چی شده به کی گفتم میگه توهمیشه همینجوری هستی بعدازیه دنیاناله وگریه من میگه درموردزن برادرم حرف زدی منم گفتم اگه منظورت هفته قبله که باخواهرت هرچی حرف زدم اومدم گفتم که خواهرت درباره زن داداشت اینوگفت منم اینوگفتم توچرا هفته قبل چیزی بهم نگفتی هیچی نگفت.فرداش زنگ زدم به خواهرش گفتم دیروزچی شده گفت من چیزی درباره حرفامون به داداشم نگفتم منم دیگه حرف خاصی نزدم.فرداش دوباره به خواهرش زنگ زدم پیش خودم فکرکردم شایدخواهرش حرفای هفته قبلمون روبه مادرش گفته مادرش هم به شوهرم جوری گفته که شوهرم عصبانی بودفقط میخواستم ازخواهرش بپرسم به مادرش گفته یانه که اصلاجواب تماسم رونداد.دیروزهم جواب ندادامروزکه زنگ زدم جواب ندادبعدازچنددقیقه دیدم شوهرم بهم زنگ زده که بی جاکردی به خواهرم زنگ زدی بیچاره داره گریه میکنه بعدش هم قطع کردبهش پیام دادم که هربارکه قهرمیکنی من بایدمنت کشی کنم تابعدازچندروزاشتی کنی هربارچقدرگریه میکنم هربارم بحثمون بخاطرخانوادش هست اخرشم همه تقصیرابرای منه طرفدارهمه هست جزمن نمیدونم بایدچکارکنم امروزدیگه به خودکشی فکرکردم خیلی داره ازارم میده بهم میگه نبایدجواب کسی روبدی میگم اونادروغ مسازن تحویل تومیدن من بایدخفه بشم چرابهشون نمیگی کاری به زن من نداشته باشین به خداخسته شدم ولی ازترس ابروی خودم وخانوادم صدام درنمیاد

    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوست عزیز اشتباه بزرگ شما اینه که شکایت خواهر و برادر شوهرتون رو ایشون منتقل میکنید و ایشون رو روی این موضوع حساس کردید
      وابستگی یکی از همسران به خانواده خود دو حالت می‌تواند داشته باشد. در حالت اول فردی که به خانواده‌اش وابسته است تنها در مواردی خاص، برای حل مشکل‌ها و اختلاف‌ها به سراغ خانواده می‌رود و به تصمیم و گفته آنها عمل می‌کند اما در حالت دوم خانواده برای فرد حکم سایه را دارد؛ خانواده‌اش در زندگی جدید او حضور و نقش پررنگی دارند. در تمامی تصمیماتی که قرار است بگیرد خانواده‌اش نیز حضور دارند. این فرد بعد از جدا شدن از خانواده خود و تشکیل یک زندگی جدید نتوانسته‌ است از لحاظ روانی و عاطفی از پدر و مادر خود جدا شود. در این وابستگی‌های بیش از حد، خانواده هم به خود اجازه می‌دهند در کوچک‌ترین مسائل مربوط دختر و یا پسرشان دخالت کنند. اغلب حالت دوم است که مشکل‌ساز می‌شود.
      سنتی هستید یا مدرن؟
      در خانواده‌های امروزی عملکرد همسران با گذشته متفاوت است. زنان تنها مسوولیت کار در خانه و بزرگ‌کردن بچه‌ها را ندارند و مردان نیز تنها نان‌آور صرف نیستند. زنان علاوه بر نقش‌شان در خانه شاغل نیز هستند و مردان نیز مسوولیت‌هایی را در خانه به گردن می‌گیرند. نمونه‌ای که در ابتدای مطلب به آن اشاره شد یکی از نمونه‌هایی است که تفاوت بین زندگی مدرن و سنتی می‌تواند مشکل‌ساز باشد. در حالتی دیگر اگر مرد در این حد به خانواده‌اش وابسته باشد که از آنها حمایت فکری و کاری بگیرد مشکلی پیش نخواهد آمد اما اگر این وابستگی منجر به این شود که الگوهای سنتی خانواده خودش را وارد زندگی مدرن امروزی کند، مثلا حاضر نباشد در کارهای خانه به همسرش کمکی کند، بدون شک عوارضی برای خانواده جدید به وجود خواهد آمد. در شرایط تغییر یافته امروز اگر این وابستگی سبب شود که خانواده بخواهند تجارب گذشته را در شرایط کنونی به فرزندشان تحمیل کنند در نهایت مشکلات زیادی برای خانواده تازه تاسیس ایجاد می‌شود.
      گاهی وجود بزرگ‌ترها به جای پیوستگی، باعث اختلاف و گسستگی بین زوج‌های جوان می‌شود. تجربه گذشتگان اغلب حامل پیام‌های ارزشمند است اما باید توجه کنیم در زندگی در حال تغییر امروزی باید با شتاب بیشتری اطلاعات را برای پیشرفت زندگی کسب کنیم.

      اگر همسرتان وابسته است…
      در صورتی که همسر شما به خانواده خود وابستگی زیادی دارد می‌توانید از راهکارهای زیر برای کاهش این وابستگی کمک بگیرید:
      ۱- همسرتان را متوجه این موضوع کنید که دخالت‌های خانواده‌اش سبب بروز اختلاف و فاصله بین شما شده است. به آرامی و با احترام با او صحبت کنید، شما یک زوج هستید پس او را متقاعد کنید؛ به او بگویید پدر و مادرش مشاورهای خوبی هستند و شما می‌توانید از آنها راهنمایی بگیرید اما در نهایت باید با هم‌فکری یکدیگر تصمیم نهایی را بگیرید.
      ۲- در زمان گفت‌وگو با همسرتان پیش‌داوری نکنید؛ به مواردی که اتفاق افتاده و به صورت تجربی پیش آمده اشاره کنید و روی موارد موجود اظهار نظر کنید. برای او مثال بزنید که با توصیه‌های خانواده‌اش چه نتایج تلخ و غم‌انگیزی برایتان حاصل شده است و اگر دخالت خانواده او نبود این مشکلات پیش نمی‌آمد.
      ۳- او را متهم نکنید تنها آثار کارش را به او گوشزد کنید.
      ۴- با همسرتان ارتباط صمیمی‌تری داشته باشید تا او شما را محرم بداند و احساس نزدیکی بیشتری با شما بکند. با او صحبت کنید تا او نیز تشویق شود حرف‌هایش را به شما بزند.
      دل کندن از خانه پدری
      در صورتی که همسرتان به این نتیجه رسید که وابستگی بیش از حد او برای زندگیتان مشکل‌ساز شده است و خواست در رفتار خود تجدید نظر کند باید در درجه اول با هم به یک تفاهم اولیه برسید. تفاهم را به صورت گفتاری و بعد در عمل ایجاد کنید. با موارد کوچک شروع کنید و استقلال خود را به خانواده نشان دهید. با استقلال حاصل شده رابطه شما نیز محکم‌تر خواهد شد. در واقع حالا نوبت به عمل رسیده است؛ حرف‌هایی را که با هم زده‌اید در عمل پیاده کنید. با هوشیاری برنامه‌ریزی کنید. برای مثال زمانی که یکی از اعضای خانواده همسرتان در کاری مداخله کرد بگویید: «حتما به این موضوع نیز فکر می کنیم.» به این ترتیب خانواده او نیز از شما دلگیر نخواهند شد. خانواده‌ها با دیدن خوشبختی و سعادتمندی شما شکایتی نخواهند داشت. در این حالت عزت نفس، رشد و استقلال در شما و همسرتان تثبیت می‌شود.

  6. فرح
    فرح میگه:

    من سوالم اینه که همسرم تا حالا مورد خاصی ازش ندیدم فقط گاهی با بعضی از دوستان یک رابطه صمیمی میگیره که من حس خیلی بدی بهم دست میده،ی نگاه یا شوخی که قلبم درد میگیره و جالبه این حسو در رابطه با رفتارش با همه ندارم.چند باری در این رابطه با هم بحث کردیم و اون قسم میخوره که تو اشتباه میکنی.ولی من حتی اگه منظورم نداشته باشه از اینکه با همکلاسیش دخترش دم در بغلش میکنه و خداحافظی میکنه رنج میبرم.اتفاق اخری که افتاد قرار بود بریم شمال ی سفر کاری برای اون و منم تفریحی برم به همکار مجرد دخترش که گفته بپد هوس سفر کردم گفته بود باما بیا جا داریم من دوباره حالم بد شد و گفتم دوست ندارم بیاد ناراحت شد ولی سعی کرد بروی خودش نیاره ولی انقد کلافه ام کرد گفتم میدونم از چی ناراحتی عزیزم بگو بیاد ولی سوالم اینه کارم اشتباه یا اون داره اشتباه میکنه،لازمه بخاطر زندگیم همین کارو بکنم یا روشنفکر تر برخورد کنم.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز اینکه ایشون تصمیم خاصی داره یا خیر مهم اینه که شما در زمانی مناسب انتظارات و موضع خودتون رو قویا” بیان کنید
      ایشون باید حریم و حدود یک زندگی مشترک رو رعایت کنه …شاید شوهر شما فکر خاصی نداشته باشه ولی ممکنه دیگران خیال باطل کنن و همین موضوع باعث نگرانی در آینده بشه

      سوال:
      هنگامی که شوهرم به زن دیگری نگاه می کند ، از خانم هایی که در محل کارش با آنها ارتباط دارد صحبت می کند یا در یک مهمانی با خانم های دیگر صحبت می کند ، تمام این موارد مرا آزار می دهد ،چه کاری انجام دهم؟
      پاسخ مشاور:
      اگر شما خانمی هستید که با پیش آمد تمام موارد بالا ناراحت می شوید و باعث شروع اختلافی جدید بین شما و همسرتان می شود، توصیه می کنیم این مقاله را مطالعه بفرمایید :
      اگر موارد گفته شده در شما صدق می کند متاسفانه باید گفت شما شخصی مشکوک به روابط همسرتان هستید و این حس در روابط زناشویی مانند یک سم عمل می کند و باعث می شود افکار شما و همسرتان مسموم شود.
      چرا هنگامی که همسرتان با زن دیگری صحبت می کند ناراحت می شوید؟
      این موضوع تنها بیانگر این است که شما به خودتان شک دارید ، اگر همسر کاملی برای همسرتان بوده اید دیگر نگرانی وجود ندارد جز در موارد نادری که آقایان تمایل به چند همسری دارند در غیر این صورت زمانی که مردی عشق ، محبت و رابطه زیبایی را تنها در وجود همسر خود می یابد ، هرگز به دنبال زن دیگری نمی رود .
      شک شما به همسرتان بی مورد است ، تنها او را آزار می دهید و این تفکر را به او القا می کنید که شما به او و رفتارهایش بی اعتنماد هستید به همین دلیل روابط آتی تان سست می شود .
      این حس از کجا نشات می گیرد؟
      شکاک بودن ، حسی است که در نهاد تمام آقایان و خانم ها وجود دارد اما در بعضی شدت بیشتری دارد بخصوص خانم ها .
      شکاک بودن ، نتیجه ی حسی است که در اعماق وجود شما ریشه کرده است . این حس ناشی از کمبود اعتماد به نفس شماست .
      زیرا این احساس زمانی آغاز می شود که شما خودتان را کوچک و حقیر فرض کنید . این احساس در مواردی کاملا طبیعی و قابل قبول است اما زمانی که افراط در آن صورت گیرد دیگر قابل تحمل نخواهد بود. خانم هایی که به همسرشان مشکوک هستند ، مدام به دنبال یک سوژه یا رفتار غیر عادی در شیوه ی گفتار یا کردار همسرشان هستند و این رفتار را همان گونه که خودشان دوست دارند تعبیر می کنند و به مقابله با شوهرشان بر می خیزند.
      اما چگونه باید از حس شکاک بودن فاصله گرفت؟
      در ابتدا باید از خودتان شروع کنید . تمام حالات ،رفتار یا گفتار همسرتان که شما را به شک می اندازد را یادداشت کنید .
      در مرحله ی بعدی : به تمام مواردی که یادداشت کرده اید پاسخ بدهید چرا با فلان رفتار همسرتان شک وجود شما را در بر می گیرد.
      به چه علت به او مشکوک می شوید؟
      در این قسمت به عمق وجود خود بنگرید آیا تمام احساستی که شما را منقلب می کند به دلیل حسادت بیش از حد شما نیست ؟
      آیا شما جزو آن دسته از خانم هایی هستید که دوست دارند شوهرشان تنها محدود به خودشان باشد یعنی با هیچ زن دیگری ارتباط نداشته باشد چون حسود هستند ؟
      اما تا چه زمانی می توانید شوهرتان را محدود کنید؟
      در ابتدا ممکن است همسرتان برای سخنان شما اهمیت قائل شود اما در دراز مدت از شما دوری می کند و به سادگی به شما دروغ می گوید پس از امروز تغییری اساسی در خود به وجود آورید تا دیرتر نشده است .
      این موضوع را با همسرتان در میان بگذارید :
      به همسرتان بگویید که با این رفتار یا گفتارت ، من ناراحت می شوم و باعث می شود که به رابطه هایت شک کنم تا شما را در حل مشکل تان یاری دهد . یا اینکه رفتاری که باعث آزرده شدن شما می شود را ترک کند .
      اگر با تمام توصیه های گفته شده ، احساس می کنید مشکل شما حل نمی شود یا مشکل تان حاد تر از توصیه های گفته شده می باشد ، به شما پیشنهاد می کنیم به یک روان پزشک مراجعه کنید تا در بهبود رابطه ی زناشویی تان شما را یاری دهد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  7. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام من یک ماه ازدواج کردم خیلی دلم برأی پدر مادرم تنگ میشه همش احساس بدّی دارم تورو خدا ممکن کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز ازدواج یکی از اتفاقاتی است که تغییرات بسیار بسیار بزرگی در زندگی همه ایجاد می کند و معمولا سازگار شدن با این شرایط جدید کمی مشکل و زمان بر است. وقتی ازدواج با تغییر شهر و از دست دادن کار هم همراه باشد که مشکل خیلی خیلی بدتر می شود. همسرتان در شرایط شما قرار ندارد و بنابراین نخواهد توانست که شرایط شما را درک کند، بنابراین به جای اینکه انتظار داشته باشید همسرتان شما را درک کند یا کمک کند و در واقع منتظر یک ناجی باشید خودتان وارد عمل شوید.

      به خودتان تکانی بدهید، شما همان فرد فعالی هستید که دانشگاه و دو کار همزمان را انجام می دادید، الان چه شده که خانه نشین شده اید؟

      تا وقتی که روی صندلی قربانی نشسته اید و تمام بدبختی های خودتان را همسر، غربت، نداشتن کار و … می دانید، در واقع شما مسئولیت های خودتان را به گردن دیگران می اندازید و از این وضعیت رها نمی شوید مگر اینکه بلند شوید و صندلی خود را عوض کنید.

      درست هست که کارکردن برای شما خوشایند و جذاب است اما اگر تمام تکیه و افتخارتان به آن باشد، احساس های بد را هم به دنبال خواهد داشت. بنابراین سعی کنید فعالیت را تنها به کارکردن محدود نکنید و توانایی های خودتان را تقویت کنید و خودتان را با هویتی دیگر هم نشان دهید. مثلا می توانید یک هنر یا ورزش یا کلاس آموزشی را دنبال کنید، هم یک تخصص دیگر یاد می گیرید و هم دوستانی پیدا می کنید. می توانید در موسسات خیریه به صورت افتخاری همکاری کنید که با این کار هم به خودتان و هم به دیگران کمک می کنید و بسیاری راه های دیگر.
      فقط کافی است ذهنتان را محدود نکنید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

« دیدگاه های قدیمی تر
ارسال نظر