از همسران خود تعریف کنید

مشاوره قبل ازدواج

اولین قدم که هر فرد معمولا برای ازدواج بر میدارد صحبت کردن و آشنا شدن با کسی است که ایده آل های خود را در او میبیند . اما در این صحبت های قبل از ازدواج و به اصطلاح دوران آشنایی باید چه چیزهایی را مد نظر داشت؟ چه حرف هایی را باید زد و چه حرف هایی را نباید بر زبان آورد. به طور مثال هستند برخی دخترانی که مسائل مادی برایشان مهم است اما از بیان آنها امتناع میکنند و بعدها پشیمان میشوند که چرا در این باره حرفی نزده اند و میگویند که اگر دقیق تر درباره شرایط اقتصادی همسرشان میدانستند هرگز تن به این ازدواج نمیدادند. به همین دلایل حتما قبل از اقدام به ازدواج با یک مشاور ازدواج در خصوص مشاوره قبل  ازدواج صحبت و در خصوص مشاوره قبل ازدواج مشورت به عمل آورید.

میتوانید برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت مشاوره ازدواج مراجعه کنید

منبع:مشاورانه

394 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. دل
    دل میگه:

    سلام. من یه پسر بیست و چهار ساله هستم که معلم هستم. می خواستم بدونم ازدواج با همکار فرهنگی مناسب است یا نه؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام در ازدواج طیف خاصی نداریم .که مثلا ازدواج دو قشر توصیه شود یا رد شود به هر حال گفته شده وقتی هر دو نفر از یک قشر باشند خیلی راحت تر با مسائل کنار می ایند چکن درک مشترکی از شرایط کاری هم دارند و خب طبیعتا این مساله مهمی است
      .اگر شما انتخابتون یک فرهنگیه و همه جوانب رو در نظر گرفتید و اصلا خودتون هم با شناختی که از شغلتون دارید مایلید با همچین فردی زندگی کنید بهتره اقدام کنید و مساله خاصی ایجاد نخواهد شد .یعنی بپذیرید که بعدا هم که بچه دارشدید همسر شما با این شغل از عهده مسئولیت ها بر اید .
      ومهمترین مساله در ازدواج شناخت دو طرف از یکدیگر است و اینکه اصلا ملاک ها و ایده ال ها با هم هماهنگ می شوند یا خیر ؟باقی توافقی است حالا در هر شغل و رشته ای
      البته در برخی مشاغل به دلیل سختی کار فرد مایل است همسرش در شغل دیگری باشو که فراغت بیشتری داشته باشد
      در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و انتخاب درستی داشته باشید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۹۸۲۱۲۲۳۵۴۷۹۰

  2. فرشید
    فرشید میگه:

    سلام. ادرس مرکز شما کجاست؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  3. مران
    مران میگه:

    سلام .عشق زیبا و مقدسه..بخاطر همینه که نمیتونم عشقمو فراموش کنم .قلبم بایادش از سینه بیرون میزنه .ده جور بیماری به سراغم اومده .که دارم باهاش دست و پنجه نرم میکنم .بارها خواستم برم باهاش حرف بزنم بلکه متقاعدش کنم برگرده اما میدونم اب تو هاون کوبیدنه .به هردری زدم که بتونم فراموشش کنم اما نمیتونم و بی اختیار بایادش که لحظه ای رهام نمیکنه اشکم سرازیر میشه .هیچکس و هیچ چیز نمیتونه جاشو تو قلبم بگیره.مثل یک ربات شدم بی انگیزه و منمتظر مرگ یک مرده متحرک

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز بله درست است همان طور که از اسمش مشخص است عشق رابطه عاطفی و دلبستگی شدید و اصلا با حساب و کتاب و منطق هم خوانی ندارد مگر اینکه بخواهیم منطقی در موردش قضاوت کنیم .به هر حال اینکه زندگی تعطیل شود و مدام درگیری ذهنی باشد خودتون هم می دکنید شرایط مطلوب نیست هر چند هم این شرایط سخت باشد ولی قابل درمان است می توانید با مراجعه حضوری به خودتوت کمک کنیو امیدوارم حداقل به فکر اون هایی باشید که همان قدر به شما علاقه دارند و دوست دارند حال شما بهبود پیدا کند .شاید برای شما امروز سپری شدن بدون اون فرد سخت باشد ولی بعد از اینکه له دلایل وابستگی اگاه شدید می تونید زندگی عادی داشته باشید پس فرصت های اینده رو از دست ندهید برای هر مسئله ای درمانی وجود دارد .امیدوارم به زودی شرایط شما مرتفع شود.

  4. مینا
    مینا میگه:

    سلام. وقت بخیر. من خیلی ناراحتم… . خیلی نگران و بسیار پشیمونم انقدر که نمیتونم حتی گریه کنم. ۲۵ سالمه. از نظر ظاهر و اخلاق و خانواده و تحصیلات در سطح خوبی هستم. ۶ماه پیش باآقایی اشنا شدم به قصد ازدواج و اصرار برآشنایی داشتن خیلی. منم قبول کردم و از اونجایی که ایشون خیلی شرایط خوبی داره، بسیار دلیسته شدم امیدوار. ایشون ۲۹ سالشه و از همون اول منو مطمئن کرد برا ازدواج میخواد و رابطه ما قرار نیست دوستی باشه چون سن ما ایجاب نمیکنه. من گفتم تا دوماه فرصت داری به خانواده بگی. اما هر سری یه مشکلی پیش اومد و جور نشد. نهایتا چند روز قبل بهش گفتم یه تاریخی رو مشخص کن حدودی که من بدونم کی میگی به خانواده ت. گفت چشم. ۲روز بعد اومده میگه من نمیتونم الان ازدواج کنم چون بابا و مامانم بهم احتیاج دارن و اگه من برم، نمیتونن زندگی کنن. البته درجریان بیماری باباش هستم. خیلی ناراحت شدم و گفتم مشکلی نیست من خودمم کمک بخوای، دریغ نمیکنم و باهات کنار میام. فقط بهشون بگو آروم آروم. اونا هم بدشون نمیاد از اینکه تو ازدواج کنی. میگه من دوستت دارم اما فعلا قصدی برا ازدواج ندارم. رابطه رو از فاز ازدواجی بیار تو فاز دوستی. من هیچ توقعی هم ازت ندارم. اگه میتونی اوکی. نمیتونی م به تصمیمت احترام میذارم. اینم بگم با هم رابطه جنسی اونجوری نداشتیم. اما تماس فیزیکی بینمون بوده. بهم بگید چیکار کنم. فعلا که باهاش صحبتی نمیکنم. در ضمن، پیشنهاد دادم بریم مشاوره، قبول کرد. و گفت چون دوستت دارم قبول. میخوام بدونم درسته بریم مشاوره؟ اصلا میشه امیدوار بود؟؟؟😔خیلی ناراحتم… . خیلی. واقعا دلم شکست…

    • مشاور
      مشاور میگه:

      باسلام
      دوست عزیز باید دقت داشته باشید ،که وقتی فردی این طور وابستگی عاطفی در موردش شکل می گیرد .شما نمی توانید منطقی تصمیم بگیرید درسته شرایط شما قابل درک است ولی چقدر می تونید برای ایشون صبر کنید .اگر واقعا در صورت مشاوره رفتن باز ایشو ن شما رو برای دوستی بخواهند حاضرید ادامه بدهید .بهتره کمی فکر کنید قطعا برای شما این حالت خوشایند است که به دلیل علاقه فکر کنید هنوز راهی برای ازدواج وجود دارد ولی مهم ایشون هستند .که باید تصمیم بگیرند چون ایشون هم تمایل دارند دوست بمانید ممکنه با شما پیش بروند و به مشاوره هم بیایند ولی خوب این وقت خریدن باشد صرفا .هر چند پدر ایشون بیمار باشند به هر حال ازواج با فردی که خودش می گوید راه می اید و شرایط را می پذیرد امروزه برای هر مرد یک شرایط دلخواه است .امیدوارم صحبت های بنده را درک کنید .گاهی اوقات با همه اینکه شرایطی برای ما سخت می شود باید دقت کنیم بهتر است در مورد ازدواج با فردی پیش برویم که مطمئن باشد تردید نداشته باشد چون ممکن ایت برای فرد مردد در هر محله ای که باشید ممکنه مسئله ای شکل بگیرد و نخواهد ادامه دهد به هر حال امیوارم خوشبخت باشید

  5. بهار
    بهار میگه:

    سلام
    دختری هستم ۳۵ ساله مدت دو سال و نیم با مردی آشنا شدم مطلقه و دارای دو فرزند که بچه ها پیش مادرشون زندگی می کنند و ظاهرا هیچ تصمیمی برای اینکه بچه هارو به پدر برگردونن ندارن
    این مرد از نظر مالی در شرایط کاملا معمولی هستن چون مهریه کامل رو به زن سابقشون دادن خانه ماشین و پول و عملا در حال حاضر هیچ مل و اموالی ندارن فقط حقوق ماهیانه ۷ میلیونی که تفریبا هر ماه دو نیم ار این حقوق رو به حانواده اشون پرداحت میکنن
    ایشون به خواستگاری من اومدن و در حال حاضر نامزد هستیم ولی بشدت دچار تردید و ترس زیادی از ازدواج شدم در دوران نامزدی هم رابطه جنسی کامل برقرار کردیم. خانواده ام خیلی مخالف نیستن و تصمیم نهایی رو بر عهده خودم گذاشتن ولی خانواده من هم تردید دارن/قابل ذکر هست که من ایشون رو خیلی دوست دارم ولی همین ترس و تردیدی که بعد از نامزدی سراغ من آمده روی علاقه من داره تاثیر میذاره / واقعا نمیدونم باید چکار کنم . ممنون از راهنماییتون

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز شما اکنون نامزد هستید و دو سال و نیم هم رو می شناختید و رابطه جنسی هم برقرار شده .این تردید دقیقا از چه موضعی است بهتر نبود قبل از رسمی شدن رابطه تلاش می کردید جوانب امر سنجیده شود و تردیدها پاسخ داده شود .اکنون که هنوز ازدواج نکردید و زیر یک سقف نرفتید هم فرصت مناسبی است تا در هر موردی که تردید وجود دارد و البته انتظاراتی با هم صحبت شود .و تصمیم گیری کنید شاید بهتر باشد زیر نظر روانشاس به سوالات پاسخ داده شود و دلایل تردید و شک بررسی شود .شما به ایشون علاقه دارید و خوب این تردید اگر از جانب فرزندان اشون باشه یک مساله است از جانب همسر قبلی و یا دارمدی که صرف خانواده می شود و شرایط مالی که اکنون ایشون دارند ؟به هر حال موارد زیادی مطرح می شود باید دید دلایل دقیقا چیست و چرا شما دچار شک شدید و طبیعی است که شک ها باعث اختلال در مباحث عاطفی فرد می شود .امیدوارم خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  6. شیده
    شیده میگه:

    سلام خوستگاری دارم که پدرش با داشتن سه فرزند بزرگ زن دوم گرفته و خانواده اش بعد از فهمیدم به شهر دیگری نقل مکان کرده اند.حالا نگرانم که این مورد چه تاثیری می تونه بر روی زندگی مشترکمون داشته باشه.و این مسئله رو چه جوری برای خودم حل کنم در حالی که حواستگار من فردی خانواده دوست است و آدمی کتکی به خود ولی در کل میترسم این مسئله از هر ججهت تاثیر منفی بر روی زندگی مشترکمان بگذارد.لطفا بگویید چگونه با این مسئله به طور منطقی برخورد کنم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز این مساله و پذیرش ان کاملا بستگی به خود شما دارد .به هر حال قرار است با خانواده ای وصلت کنید که پدر همسرتون شرایط اینچنین را تجربه کرده است و خب این شرایط اگر برای شما دشوار است .بهتر است بیشتر فکر کنید البته به نظرم مهم طرف مقابل شماست به هر حال پدر ایشون به هر دلیلی که نمی توانیم قضاوتی داشته باشیم همسر دومی گرفتند خب طبیعی است که نگران شوید ولی باید دید طرف مقابل شما چه واکنشی نسبت به این جریان دارد و البته خوب جدا زندگی کردن شما هم طبیعی است و این از خیلی ار مسائل راحت جلوگیری می کند به هر حال شما بهتره در مورد ایشونو رفتارشون بیشتر دقت کنید .و خب با ایشون صحبت کنید خیلی از تردید های شما به راحتی مرتفع می شود .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و تصمیم درستی بگیرید و این اتفاق بزرگی نیست که بخواهید درگیرش باشید به هر حال ممکن است برای هر فردی پیش بیاید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  7. هاشمی
    هاشمی میگه:

    سلام پسری ۲۹ ساله هستم کارمند رسمی با حقوقی نسبتا خوب اگر خودستایی نباشه ظاهر نسبتا حوب که بزرگترین سرگرمی من تا حالا ورزش بوده و به گفته بسیار از دوستان و همکاران شرایط نسبتا ایده آلی دارم در ضمن در یک خانواده فقیر بزرگ شدم و از بچگی در کنار درس کار هم میکردم که به لطف خدا الان به قول قدیمی ها دستم به دهنم میرسه اما زا انتخاب همسر یه همزبون یه همراه خوب عاجزم چون هم قیافه و زیبایی واسم مهمه و هم تو این سن نمیتونم احساسی تصمیم بگیرم و چیزایی دیگه رو نادیده بگیرم.لطفا راهنماییم کنید.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .قاعدتا وقتی در کودکی شرایط سختی داشتید و حالا شرایط مناسبی دارید نسبت به دیگران سخت گیر تر خواهید شد نسبت به انتخاب همسر اینده .در مورد ملاک های طرف مقابل زیبایی برای همه مردان اهمیت دارد ولی بدانیدمساله نسبی است شما باید فردی برابتان دلنشین باشد پس از قبل ملاک هایی را متصور نشوید که اگر فردی نداشت حذف شود در مورد تصمیم درست وقتی مردد هستید بهتر است از مشاور کمک بگیرید .هر چه سن بالا رود افراد سخت گیر تر می شوند .و در مورد شما هم صادق است مخصوصا وقتی شرایطی داشته باشید که از نظر خود و خانواده ایده ال باشد .امیدوارم تصمیم درستی بگیرید ملاک های واقع بینانه را در تظر بگیرید و خوشبخت باشید

  8. mahdiye
    mahdiye میگه:

    سلام دو خواستگار دارم که هر دو ابراز علاقه شدید میکنند.اولی فامیل دور، مهندس، پدر و مادرش در کودکی از هم جدا شدن اند مدتی با پدر و مدتی با مادر و مدتی باخانواده پدریش زندگی کرده.و محل کارش دو از سکونت ماست مومن است.و دومی فامیل نزدیک،مهندس، مشکل خاص خانوادگی تا حالا نداشته اند محل کار و زندگی در شهر خودمان بوده و هست.مومنه و انعطاف پذیری تر از اولی.نمیدونم چیکار کنم نمیخوام هیچکدومشون ناراحت بشن.فکر کردن به هر دو جواب منفی بدم هر دو ابراز علاقه شدید می کنند.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .اگر موردهای مناسبی هستند چرا باید پاسخ منفی بدهید خب شاید مورد دوم مناسب تر باشد چون نفر اول شاید به دلیل اینکه کودک طلاق است نیازهای عاطفی بیشتر و ت قعات و انتظارات بیشتری از طرف مقابل داشته باشد و چون محل کارش متفاوت است شما تمایل نداشته باشید البته که مهم نظر خود شمااست ولی وقتی فردی در شرایط خانوادگی حمایت گر و عاطفی بزرگ شود و دور از تشنجات باشد بسیار مهم است .و خب در زندگی اینده هم ان حمابت گری را خواهد داشت و خب هیچ چیز قطعی نیست و این ها صرف تجربه است .خودتون بین ابن دو نفر اگر تمایل به انتخاب کرون و ازدواج دارید خب قاعدتا فردی را انتخاب کنید که با شرایط خانواوگی شرایط روحی و ملاک ها و انتظارات شما هم خوان باشد می توانید از مشاوره فردی هم بهره ببرید .امیدوارم خوشبخت باشید در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  9. کیهانی
    کیهانی میگه:

    سلام من یه مشکلی دارم خستم کرده به خدا..سه دوست دختر دارم و دوستش هم دارم اما وقتی میخوام روش برای ازدواج فکر کنم نمیشه با خودم میگم که به اون حد دوستش ندارم اما وقتی میام جدا شم نمیتونم.نمیتونم فکر کنم مال یکی دیگه بشه از اون طرفم دو دلم که واقعا از ته دل دوستش دارم یا نه؟ تو رابطه دوستشمون هم پیش میاد که سرد بشم دوست داشتنم همش کم و زیاد میشه.خلاصه هم میخوام و هم نمی خوام نمیدونم چه مرگمه به خدا خسته شدم دوستمم تو این رابطه اذیت میشه.لطفا کمکم کنید.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست عزیز این تردیدها مشکل ساز می شود .و بهتره به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید .اگر واقعا فکر می کنید که علاقه ای وجود دارد بهتره دنبال رفع تردیدها باشید که ممکنه دلایل مختلفی داشته باشد .همین که حتی ترس از دست دادن هم دارید یعنی باید ابتدا خودتون رو بشناسید و شخصیت و اینکه از طرف مقابل و زندگی چه می خواهید و بعدا اقدام کنید .خوشبخت باشید

  10. باران
    باران میگه:

    سلام من دختر ۲۷ ساله ای هستم که به مدت یک سال پیش با پسری آشنا شدم.از هر لحاظ ایده آلمه خیلی با ایمان و مقید به اصول هست ولی متاسفانه دیروز یه اعترافی کرد و اینکه گاهی وقتا که ناراحته سیگار میکشه.این قولم بهم داد که ترم میکنه جتی گفت آزمایش میدم هر وقت تو بخوای .قبل از این جریان با هم تصمیم گرفتیم بریم مشاوره ازدواج نه اینکه مشکلی داشته باشیم نه، فقط برای اینکه بیشتر از خضوضیات و شخصیت پنهان هم آگاه بشیم تا اینکه این موضوع رو گفت و من که متنفر از دود و …. هستم ناراحتم شدم و ترکش کردم.ولی دلم پیشش و تورو خدا راهنمایی کنید چیکار کنم؟ بهش فرصت بدم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      مساله سیگار و …ساده نیست چون ممکنه چیز دیگری هم باشد و ان وقت دیگر نمی توانید ادامه بدهید .به شما بستگی دارد .برای بعضی ها مساله ای نیست و راحت می گذرند ولی بعضی ها پذیرشی ندارند .اگر شما جز ان دسته از افرادی هستید که نمی توانید این شرایط را برای همسرتون بپذیرید بهتر این است که دیگر ادامه ندهید و فکر برگشت هم نداشته باشید .
      درسته شرایط عاطفی به خاطر شرایط خوب ایشون تجربه کردید و اکنون شاید عذاب وجدان دارید ولی نباید به خاطر این مساله خودتون رو سرزنش کنید .شاید خیلی شرایط ایده ال بعدا در زندگی عادی شود ولی اخلاق و رفتار ادم ها عادی نمی شود ضمن اینکه اگر نقطه منفی وجود داشته باشد شرایط سخت تر هم خواهد شد .امیدوارم تصمیم منطقی بگیرید و خوشبخت باشید

  11. رکسانا
    رکسانا میگه:

    سلام
    بنده هشت سالی میشه ازدواج کردم طی این ۸ سال یکی از رفتارهای همسرم داغونم میکنم اونم فرق کذاشتن بین خانواده من وخودش در حالی که من به خانواده اون خیلی ارزش واهمیت میدم میگم که شاید همسرم رفتار منو با خانوادهاش ببینه چطورخوبه اونم مثل من باشه ولی طی این چند سال نشد من خودم از خانوادم دورم در یه شهر دیگر زندگی میکنم موقعی که خانوادهام میان همیشه اخم میکنه طوری که خانوادم میفهمن که چرا ناراحته شاید از اینکه ما اومدیم خونتون به خاطر اینه منم بهشون میگم نه اینطور نیست از سرکار اومده خسته است ولی من میدونم که هیچ وقت با خانواده ام صمیمی نیست به خاطر همین خانواده من هم هیچ وقت راحت نیستن بمونن خونمون , تا زمانی که کاری نداشته باشه بهشون زنگ نمیزنه حالشون بپرسه ولی من با خانواده همسرم خیلی صمیمی شدم
    بعضی وقت فکر میکنم شاید منم مثل خودش باشم با خانوادش خوب نباشم اونم متوجه میشه با خانواده من خوب وصمیمی باشه
    از شما خواهش میکنم از راهنمایی خود دریغ نفرمایید
    متشکرم از سایت خوبتان

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام اگر مساله شما صرفا خانواده ها هستند و وقتی خودتون با هم هستید مشکلی ندارید بهتره سخت نگیرید .قطعا در طی ۸ سال نسبت به همسرتون شناخت پیدا کردید و اینکه ایا به عمد چنین رفتاری دارند و یا خیر را بهتر می دانید .
      وقتی از برخورد و رفتاری ناراحت می شوید بهتره حتما با خود ایشون صحبت کنید و شرایط رو توضیح بدید و بفرمایید که ناراحت هستید و حستون اینه که گاها تبعیض می شود .بازخورد ایشون گویای خیلی از مسائل است اگر ایشون پذیرا نبودند و حتی فکر می کنید با مطرح کردن شما شرایط بدتر شود خب مطرح نکنید فقط در بعد رفتاری شما مثل قبل نباشید تا ایشون هم متوجه تغییر شرایط شوند و حتما با شما مطرح می کنند انگاه شما هم راحت تر راجب احساسی که دارید در طی سالها می توانید صحبت کنید .ممکن است عمدی در کار نباشد و ایشون اصلا متوجه شرایط نباشند .و سوتفاهم باشد.در هر حال بهتره اصولی پیش بروید و شرایط و جوانب امر را در نظر بگیرید .موفق باشید

  12. مسعود
    مسعود میگه:

    سلام،۳۲ سالمه و خونه و ماشینو همه چیزو در حد عالی دارم.ولی شانس من هر دختری باهاش دوس شدم فقط انگار دنبال این چیزا بود..الکی گاهی بهشون میگفتم هیچی ندارم..رفتارشون عوض میشد..من باید چیکار کنم..همه شکل همن

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام بستگی دارد شما دنبال چه فردی هستید .و شما از زندکی چه می خواهید اگر شرایط با دوستی شروع شود انتظار نداشته باشید اون فرد تعهدب داشته باشد و خب قطعا درگیر ظواهر شده است .ولی اگر شما در ملاک هاتون تجدید نظر کنید و دنبال ملاک های بنیادی و درست دردانتخاب همسر باشید وورسمی اقدام کنید این اتفاقات نخواهد افتاد.فردی که نجابت و اصالت داشته باشد قطعا از طریق دوستی وارد نخواهد شد و می توانید اطمینان داشته باشید که زن زندگی شما خواهد بود .در غیر این صورت شما تا چندین سال دیگر هم از این طریق وارد شوید.فکر نمی کنم به نتیجه ای برسید البته که ممکنه ازدواج صورت بگیرید ولی با این شرایطی که تجربه کردید و می فرمایید موفق نخواهید بود.امیدوارم در مورد زندگی درست تصمیم بگیرید و خوشبخت باشید .

  13. نوش آفرین
    نوش آفرین میگه:

    من باخواستگارم قراره بریم مشاوره ازدواج.این اولین باری هست که برای ازدواج میخوام برم پیش مشاور تا حالا هیچ کدوم از خواستگارمو آنقدر جدی نگرفته بودم.؟حالا سوالم اینه که تو مشاوره ازدواج ، آیا مشاور به طور همزمان با دختر و پسر حرف میزنه؟ چه سوالاتی میپرسه؟ چند جلسه لازمه؟ممنون میشم در این مورد اطلاعاتی در اختیارم بذارید.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام در مورد مشاوره قبل از ازدواج یک مساله مربوط اینکه چقدر در جلسه اول اشتراک بین دو نفر حس شود .تعداد جلسات بسته به موارد اختلافی و گرفتن ازمون های شخصیتی و ..است و هر مشاوری ممکن است رویکرد متفاوتی داشته باشد مثلا مشاوری تمایل داسته باشد تمام جلسات دو نفره باشد ولی عموما جلسات شخصی هم برگزار می شود.و در هر صورت باز بستگی به دو نفر دارد .سوالات هم پیرامون ملاک ها و اولویت های ازدواج است و هر جایی احساس شود موارد متناقضی وجود دارد که باید حل شود راجب انها سوال می شود .در هر صورت امیدوارم روال درست پیش برود و جلسات با شناخت بیشتر از هم و تصمیم درست و در نهایت خوشبختی شما همرا باشد .موفق باشید

  14. زهرا
    زهرا میگه:

    سلام .من خواستگاری دارم که از هر نظر مورد تایید همدیگه هستیم اما اون میگه سطح توقعاتت باید من همینجوری برات ایدال باشم
    از نظر مالی یکی از واحهای خونه پدرش باید زندگی کنیم و ماشین هم پراید داره و شغلش هم نمایشگاه مبله ولی به من میگه مثلا سرویس طلا نمیتونم بیشتر از ۷ میلیون بخرم منم بهش گفتم حداقل ۱۰ تومنی یا اینکه میگه مسافرت سالی یک بار
    به نظرتون چیکارکنم این موضوع خیلی منو بهم ریخته
    خواهش میکنم کمکم کنید

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      این مواردی رو که شما می فرمایید خب چیزی نیست که دردسر ساز شود و نگرانی داشته باشید .اینکه سرویس طلا و خونه و ماشین برای فرد خوشبختی را به وجود نیاورده است .و شما خودتون باید ملاک هاتون رو در نظر بگیرید اگر دوست دارید همسرتون همه امکانات مالی رو در حد اعلی برای شما فراهم کنند .خب شاید ایشون که صراحتا دارن موضعشون رو می فرمایند مناسب نباشند و بعدا به مشکب بربخورید ولی بادتون باشه در ازدوا ج و زندگی مشترک مسائل بسیار مهمی مثل اخلاق و درک متقابل شاید در اولویت بالاتری نسبت به شرایط مالی قرار بگیرند که باید به ان توجه داشته باشید .ولی خب هر فردی هم شرایط خودش را دارد اگر نمی توانید این شرایط رو بپذیرید بهتره راحت با ایشون مطرح کنید .ولی در مورد فرصت های پیش امده دقت کنید که تصمیمی نگیرید که دچار اشتباه شوید و بعدا پشیمان شوید بهتره شرایط رو بررسی کنید و گاهی کمی منعطف بودن برای هر دو نفر شاید خیلی مسائل را حل کند امیدوارم خوشبخت باشید

  15. ماریا
    ماریا میگه:

    با سلام.مشکل من برقراری ارتباط با برادر زن برادرم هست.مادر و پدر وی دارای اطلاع می باشند اما مادر پدر من خیر.از نظر سنی یک سال تفاوت داریم و تقریبا می توان گفت شرایط ازدواج برای او از نظر خانواده من مطلوب نیست.می خواستم بدونم چیکار باید کرد؟ البته برادر من من در جریان و کاملا مخالف این ارتباط است ، چون نگران رابطه ی خود با همسر و خانواده ی اوست

  16. مهدیس
    مهدیس میگه:

    با سلام و خسته نباشید چهار ساله ازدواج کردم توی این ۴ سال سه بار از شوهرم خیانت دیدم هر دفعه بهم میگه شیطون گولم زد از نظر تحصیلات من فوق لیسانس ایشون دیپلم نمیدونم باید چکار کنم بمونم توی این زندگی یانه؟؟؟ از نظر زیبایی من متوسط شوهرم هم همینطور

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اینکه شما چند بار این مساله رو دیدید و توجیه ایشون اینه که خیلی بچگانه است باید جدی برخورد کنید حتی در حد تهدید به طلاق نه اینکه قصدی در کار باشد ولی اگر ایشون واقعا از کارشون پشیمون باشند خب سعی می کنند شرایط رو تغییر بدهند و حواسشون به زندگیشون و تعهدی که به شما دادند باشند ولی اگر ایشون براش زندگی اهمیتی نداشته باشه و این رفتار عادت شده باشه خب شاید باید تصمیم دیگری برای اداکه زندگیتون بگیرید چون در مباحث خیانت فقط یک بحث مطرح نیست حتی مسائل پزشکی بهداشتی مطرح است که زن را درگیر می کند و باید توجه داشته باشد .امیدوارم متوجه منظور من شده باشید .این مساله متاسفانه در جامعه ما گسترش پیدا کرده که مسئولین باید دنیال راهکار باشند ولی در حد خودتون این اقدامات شاید مفید واقع شود امیدوارم ایشون پشیمان باشند و به زندگی برگردند و سالم زندگی کنند

  17. alirood
    alirood میگه:

    سلام دو سال پیش مادرم گفت اگه کسی رو مد نظر داری برات برم خواستگاری بعد از فکر کردنم مادرم همون دختر مد نظرم رو پیشنهاد داد و منم گفتم هماهنگ کن این دختر رو چند باری خونه بابا بزرگش دیده بودم و اونم بهم نگاه میکرد و لبخند های ریزی میزد.مامانم زنگ زد خونشون و گفتن خبر میدیدم بعد از ۴ روز گفت دخترم قبول نکرد.دنیام خراب شد .دوباره پارسال به مامانم گفتم یه بار دیگه بگو این بار بابام به بابا بزرگه دحتر گفت واسه باشه قبول کنند ولی بازم جواب نه دادند.چند روز پیش دختره رو خونه بابا بزرگش دیدم اومد روبروم نشست و هر چند وقتی یه نگاهی بهم میکرد.من جز اوون دختر تا الان کسی به دلم ننشسته و به کسی دیگه ای نمیتونم فکر کنم.به نظرتون آیا صلاح هست دوباره اقدام کنم یا خودم برم جلو؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اگر ایشون دو بار پاسخ رد به شما دادند مراجعه مجدد شاید به صلاح نباشد چون به هر حال احتمالا در فاصله این دوبار حتی اگر اشتباه هم تصمیم گرفته بودند حتما نظرشون تغییر می کرد ولی خب باز پاسخشون منفی بوده بهتره واقع بین باشید اینکه فردی به شما لبخندی بزند و یا نگاه متقابل دلیلی بر علاقه نیست چون اصولا برای فر د عاشق هر رفتاری حتی ناخواسته از طرف مقابل دال بر خواستن قلمداد می شود.درسته که ایشون به دل شما نشستن و علاقه پیدا کردید ولی خب به هر حال شما با فرد دیگری که رو به رو نبودید و فکر نکنید اگر فردی دیگری وارد زندگی شما شود علاقه ای پیدا نخواهید کرد .به هر حال همه مردان جذب ویزگی هایی می شوند که ممکنه به هر حال در هر فردی اون ویزگی ها وجود داشته باشد .بهتره برای اطمینان از پاسخ مجدد و شنیدن دلیل پاسخ منفی به فردی واسطه بفرمایید با خودشون صحبت کنند یعنی رسمی اقدام نکنید این مساله را برای رسیدن به اطمینان شما مطرح می کنم چون فراموش کردن ایشون سخت خواهد بود و احتمالا نفر یا نفرات بعدی را مدام مقایسه خواهید کرد اگر نتوانید این مساله را برای خودتون حل کنید
      امیدوارم موفق و خوشبخت باشید

  18. مونا
    مونا میگه:

    سلام دختری ۲۲ ساله هستم که به مدت ۳ سال هست که با پسری ۲۵ ساله که رابطه غلطی بود و بعد ها فهمیدم دوست بودم و الان به مدت ۴ ماه میشه که تموم کردیم چون خیلی بی توجه بود و در ضمن خیلی هم مغرور و رفیق باز بود.اما الان هی تماس میگیره و میگه من پشیمونم و غلط کردن برگرد کارمو درست مردم باورم کن بهم یه فرصت دیگه بده همه چی عوض شده، در ضمن من تواین چند سال این برخورد رو ازش ندیده بودم، نمیدونم باید بهش فرصت بدم یا امکانش هست دوباره مثل قبل بشه؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .اصولا در دوستی ها به رابطه اطمینانی نیست و افراد چون تعهد و مسئولیتی ندارند تقریبا خودشان هستند .پس بعید است که ایشان از رفتارها شون پشیمان شده باشند .و تا این حد تغییر کرده باسند منتهی ممکنه بعد از اتمام رابطه حس کردند مورد خوبی رو از دست دادند به خصوص وقتی روابط خاصی هم برقرار شده باشد و له همین خاطر ابراز پشیمانی کردند .خودتان می فرمایید رابطه غلطی بود شما به هر حال ۳ سال دوست بودید اگر قرار بود تغییری ایجاد شود تا کنون ایجاد شده بود.بهتره به فکر ایندتون و انتخاب فرد مناسبی برای زندگیتون باشید و با ادامه این دست دوستی ها و ارتباطات فرصت های پیش روی خودتون رو محدود نکنید .امیدوارم متوجه صحبت های بنده شده باشید و موفق و خوشبخت باشید

  19. هیچکس
    هیچکس میگه:

    عرض سلام و خسته نباشید
    دختر ۱۹ ساله ای هستم که حدود ۵ماه پیش پسری که قبلا هم بازی دوران کودکیم بود به PV تلگرامم پیام داد که منو دوس داره و حدود یکی سالی هست که داره به من فکر میکنه اون آقا حدود ۲۵ سال سن دارن..
    به ایشون گفتم که اهل دوست شدن واینا نیستم و اگه قضیه براشون خیلی جدیه به مادرشون مطرح کنن و ایشون خیلی اصرار داشتن تا من باهاشون صحبت کنم یا حداقل من رو یه بار حضوری ملاقات کنن.از اون جایی که دختری نیستم که بخوام با پسرا قرار ملاقات بزارم یا اهل صحبت باشم تمام درخواست هاشون رو رد کردم و به ایشون گفتم که من اینجوری نیستم و منطقم حکم میکنه که این قضیه رو با مادر درمیون بزارن چون مادرهامون با هم دوستن و من باید مادرمو رو درجریان میزاشتم و همین کارو هم کردم
    و اون آقا هم برخلاف چیزی که فکر میکردم که مخالفت نشون بدن خیلی راحت گفتن که اگ به مامانتون بگین درواقع کار منو راحت کردین
    نظر مامانمم این بود که این آقا پسر شاید به من علاقه داشته باشن ولی زود گذره و قابل اطمینان برای ازدواج نیست….
    لازم به ذکر هست که بگم این آقا فعلا شرایط ازدواج ندارن و فقط خواستن با سلایق من آشنا بشن و به من بفهمونن که دوسم دارن تا اگه دل منم با ایشونه بقیه خواستگار هامو رد کنم..من خواستگار های زیادی داشتم که ۹۰ درصدشون تحصیل کرده بودن و با اینکه خودم دارم لیسانسمو میگیرم و هنوز اویلش ام ولی خواستگار های فوق لیسانس و دکتری و حتی چند لیسانسه داشتم.این آقا دیپلم دارن و شغل ثابتی ام ک هیچ…..ولی یه چیزی ایشون رو از بقیه متمایز میکنه اونم اینه که من به پاک و خوب بودن اون خواستگارا اطمینان ندارم ولی ایشون رو از زمان بچگی میشناسم هم خودشون و هم خانوادشون…
    حالا سوالم اینه که آیا امکان داره این آقا علاقشون زود گذر باشه؟من این احتمال رومیدم که همینطور باشه ولی ایشون با قطعیت کامل میگن شما مال منی و اینو بهتون ثابت میکنم البته خیلی وقته صحبتی باهاشون نداشتم و کلا بلاکشون کردم
    سوال دومم اینه من هنوز۱۹ سالمه و بهتره به بقیه ی خواستگارام فکر کنم یا به ایشون ام به عنوان یک گزینه برای ازدواج فکر کنم؟
    ممنون میشم اگه همه جوره بررسی کنین این مشکلمو
    ببخشید خیلی طولانی شد ولی احساس کردم لازمه بدونید خیلی چیزارو تا بهتر راهنماییم کنید

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      ممنون ا توضیحات مبسوط و کمک کننده شما .شما بهترین پیشنهاد رو به ایشون دادید اینکه با خانواده مطرح کنند و نمی شود قطعی گفت حس ایشون قابل اطمینان است یا خیر .ولی با توجه به شرایط خواستگارهای شما و شرایط ایشون شاید صبر کردن برای بهبود شرایط تحصیلی و شغلی عاقلانه نباشد البته باز به ملاک های شما بستگی دارد اینکه مایل باشد با فردی ازدواج کنید که از سلامت و اخلاق او مطمئن هستد و به دلیل اهمیت این ملاک حاضرید خودتون و خانوادتون از سایر ملاک ها بگذرید یا خیر ؟ازدواج تصمیمی است که درسته مشورت در ان بسیار کمک کننده است ولی در نهایت این خود فرد است که بهتر از هر کسی نسبت به خودش ملاک ها و ایده ال ها و اولیت ها شناخت دارد .و نمی تواند با خودش صادق نباشد .شما باید بدانید ازدواج الزاماتی دارد که خب شاید اکنون توجهی نکنید ولی در اینده تک تک این الزامات اهمیت پیدا می کنند .
      موفق باشید

  20. wiovou
    wiovou میگه:

    سلام من یه آدم خیلی شوخ هستم و دائم با دوستان و آشنایان شوخی میکنم و تا حالا مشکل خاصی نبوده اتفاقا خوشحالم میشن.اما همین چند روز پیش داشتم با یه خانم همکار صحبت میکردم که ایشون هم رویحه شادی دارن.داشتیم در مورد خانواده هامون صحبت میکریدک که گفتن خانواده پرجمعیتی دارن.منم اومدم شوخی کنم گفتم چقدر خوب این همه بچه! پدرتون یه زن داره!!؟ منتظر بودم ایشونم بخندن ولی خیلی ناراحت شدن و گفتن شما به پدر من توهین کردین منم موندم چی بگم و کلا جواب تماس و پیام نمیدن.

    میخواستم بدونم ایشون زیادی حساست نشون داده یا من زیادی تند رفتن ؟کلا حرف بدی زدم؟
    خودم دقیقا نفهمیدم چی شد که اینطوری شد؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      بین شوخی و سایر مسائل و مضامین تفاوت است اینکه در خانواده شوخی ها با بازخورد مثبت رو به رو شده باید بدانید فضاها و افراد متفاوت هستند انجا خانواده شما هستند پذیرش بالاتر است ولی در محیط کار ان هم در صحبت با خانم ها باید احتیاز داشته باشید خب حرف شما درست نبوده و ربطی به حساسیت ایشون ندارد و نباید در فضاو ارتباط کاری این مساله مطرح م شد اگر دلخوری ایشون واقعا براتون اهمیت دارد خب عذرخواهی کنید و بگید منظوری نداشتید و اگر فعلا جواب شما رو نمی دهند اصرار نداشته باشید که کارتون رو توجیه کنید و اجازه بدید کمی زمان بگذره و از شدت هیجان منفی کاسته شود و بعد مساله رو مطرح کنید .کمی در رفتارها باید جانب احتیاط داشته باشید و زمان و مکان و فرد رو بشناسید بعد وارد شوخی شوید چون هر مساله ای در همه جا مورد پذیرش واقع نخواهد شد و خب مسائل اینچنینی را به وجود خواهد اورد .موفق باشید

« دیدگاه های قدیمی تر
ارسال نظر