معضلی با نام ازدواج موقت

مشاور ازدواج آنلاین

مشاوره برای ازدواج سایت مشاوره ازدواج مشاوره برای ازدواج سایت مشاوره ازدواج مشاوره برای ازدواج سایت مشاوره ازدواج مشاوره برای ازدواج سایت مشاوره ازدواج مشاوره برای ازدواج سایت مشاوره ازدواج

یکی از راههای آسان و و کم هزینه تر برای مشاوره گرفتن از بهترین مشاوران ، مشاوره آنلاین میباشد. با توجه به مشغله ها و دغدغه های جامعه امروزی میتوان گفت که برای افراد پر مشغله مشورت با مشاور آنلاین بهترین راه ممکن برای استفاده از خدمات مشاوره ای میباشد.

بهترین مشاوران و روانشناسان در این مرکز آماده خدمت گذاری به مردم عزیزمان هستند و در پی ارائه برترین خدمات مشاوره و رفاه حال هموطنانمان هستند  به همین منظور امکان مشاور ازدواج آنلاین را فراهم نموده به خصوص برای کسانی که امکان مراجعه به این مراکز را به هر دلیلی ندارند ، وقت کافی را ندارند و نمیتوانند به مشاور مراجعه کنند. امکان مشاوره با جدیدترین و بهترین متدها در این مرکز وجود دارد. مشاور ازدواج آنلاین و مشاوره اینترنتی همراه همیشگی شما در تمام لحظات.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج

2343 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
  1. ثنا
    ثنا میگه:

    سلام من ۲۱سالمه الان حدود۴ساله ک باپسری دوستم ک۲۶سالشونه رابطمون خیلی خوبه و اون خیلی دوسم داره ولی شرایط ازدواج نداره چیکار کنم؟دارم همه ی خاستگارامو رد میکنم ب خاطرش

    • مشاور
      مشاور میگه:

      این ۴ نکته مهم را حتماً در ازدواج با دوست پسر خود در نظر بگیرید:

      چگونه با دوست پسرم ازدواج کنم۱- هیچ گاه برای ازدواج به پسر فشار نیاورید. اصرار بیش از حد و عجله شما، جایگاه شما را در پیش چشم او پایین می‌آورد.

      حتی بعد از ازدواج با به وجود آمدن یک مشکل و گله و شکایت از سوی شما به راحتی می گوید:

      «خودت خواستی. من که اصراری به این ازدواج نداشتم.»

      ۲- به جای اینکه مدام از او بخواهید به خواستگاری تان بیاید، بفهمید به چه دلیل آمادگی ازدواج را ندارد. می‌توانید در این مورد با هم صحبت کنید و دلایلی که باعث عدم آمادگی او برای ازدواج می شوند را دریابید. شاید شما بتوانید به او در برطرف کردن‌شان کمک کنید و شاید این دلایل به شما برای صبر بیشتر انگیزه دهند.

      چگونه با دوست پسرم ازدواج کنم ؟ فرض کنید پسر مورد علاقه تان به اتمام نرسیدن تحصیل، رفتن به خدمت سربازی یا مسائل مالی را دلیلی بر عدم آمادگی اش برای ازدواج عنوان می کند.

      شما باید با توجه به این مواردی که می گویم تصمیم بگیرید که آیا انتظار فایده ای دارد یا نه؟

      چند سال دارید؟ آیا صبر کردن باعث می شود سن مناسب ازدواج را از دست بدهید؟

      خواستگارانی خوب دارید یا نه؟ گاهی شما موارد مناسب زیادی را به خاطر پسر رد می کنید و بعد از چند سال می بیند که پسر به تعهدش که همان ازدواج با شما بوده عمل نمی کند و خیلی راحت قول و قرارهایش را به هم می زند. در اینجاست که شما افسوس سالهای برباد رفته و فرصت های طلایی که از دست دادید را می خورید.

      چه مدت زمان از شما می خواهد که صبر کنید. آیا زمان زیادی است یا نه؟

      مجموع این پاسخ ها به تصمیم گیری شما کمک می کند.

      به شما دختر عزیز توصیه میکنم قبل از هر اقدامی فیلم کوتاه زیر را با دقت تماشا کنید
      .

      .
      ۳- اگر پسر از شما مهلتی برای رسیدن به خواسته هایش خواست و قرار بر این شد که بعد از تحقق برنامه‌هایش به خواستگاری‌تان بیاید، چاره‌ای جز انتظار ندارید. فقط سعی کنید با همفکری هم، پیش‌نیازهای رسیدن به این اهداف را مشخص کرده و مهلتی مشخص را تعیین کنید. در این مدت بهتر است میزان تلاش او برای تحقق وعده‌هایش را زیر ذره‌بین بگذارید.

      ۴- اگر بعد از مهلت تعیین شده باز هم بهانه ‌تراشی کرد و و دلایلی را مطرح کرد که از نظر شما و اطرافیان‌تان قابل ‌قبول نبودند، بدانید که شما در حال ازدست دادن فرصت خود برای ازدواج هستید و بیهوده به این ارتباط دل بسته‌اید.

      چگونه با دوست پسر خود ازدواج کنیم

      شما دختر خانم عزیز که وارد یک ارتباط شدید و قصدتون ازدواج کردن هست چه باید بکنید و چه اصول و نکاتی را باید رعایت کنید که این رابطه شما به ازدواج ختم شود ؟

      متاسفانه خیلی از این ارتباط ها بدون نتیجه می ماند و فقط وقت و احساسات یک دختر آسیب می بیند

      پس بهتر هست مثل هر کاری دیگری در این راه هم سعی کنید آموزش ببینید تا هم عشق واقعی را تجربه کنید و هم بتوانید به خواسته خود یعنی ازدواج برسید

      .

      یک پیشنهاد ویژه برای شما دارم…

      من حاصل ساعت ها مشاوره با دختر و پسرهای مختلف و ۱۶ سال تحقیق و مطالعه روانشناسی، کلیه مواردی که لازم هست در یک ارتباط با پسر شما رعایت کنید را در یک بسته آموزشی آماده کرده ام
      اگر مایل هستید یک ارتباط موفق داشته باشید و اگر می خواهید راز جذب پسر ها را بدانید می توانید با تهیه این محصول و رعایت نکات گفته شده در آن به نتیجه دلخوهتان که همان ازدواج با دوست پسرتان هست برسید

  2. مشاور
    مشاور میگه:

    با سلام حالت شما اکنون طبیعی است وقتی به لحاظ سنی به اون پختگی نرسیدند خوب دلیلی برای پاسخ منفی ندارند ولی شاید واقع بینانش این باشه که ایشون از شما خوشش نیومده حداقا به اندازه شما برای ازدواج خوشش نیومده ببینید به هر حال افراد در موقعیت های مختلف افراد مختلفی را زیر نظر می گیرند ایشون یا شرایطش رو نداره یا واقعا فرد دیگری مورد علاقه اش است به خاطر اینکه فکرهای ازاردهنده عملی نشود بهتره حتما به روانشناس مراجعه کنید چون برای خود شما هم عواقب بدی دارد .به هر حال هر فردی در زندگیش حق تصمیم گیری دارد ایشون شما رو نخواسته به هر دلیل ایا مستحق هر رفتاری هست شما از اینده خبر ندارید به هر حال اتفاقات غیر قابل پیش بینی زیادی می افتد حتی حضدر فردی که بیشتر از پیش عاشقش باشید .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید .و حتما با مراجعه شرایط روحیتون رو بهبود ببخشید

  3. مجنون
    مجنون میگه:

    با سلام . من ۲۵ سالمه وحدود چهار سال میشه که عاشق دختر خالم که الان پیش دانشگاهیه حدود ۱۸ تا ۱۹ سالشه شده ام .اون اولا یه چراغ سبزهایی نشون میداد و منم احساس کردم که بم علاقه داره و منم به هر نحوی هم از طریق زن داداشم و هم از طریق خواهرش و هم دوستش سعی کردم که باهاش حرف بزنم و حرفام رو بش بگم ولی الان میگه منو دوست نداره و علاقه ای بم نداره ولی من از لحاظ فکری و ذهنی وابستش شدم و در مورد اون با خودم حرف میزنم و همیشه دوست دارم از اون بشنوم و این وابستگی من رو اذیت میکنه و واقعا از لحاظ روانی خیلی تحت فشارم و نمیدونم چکار کنم و اگر بخوام فراموششم کنم احساس میکنم زندگی برام معنی نداره و خیلی خیلی افسرده میشم . خواهشا راهنماییم کنین

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز ایشون به شما پاسخ منفی دادند و باید واقع بین باشید اگر واقعا در این حد به ایشون علاقه دارید بهتره خوب با خود ایشون صحبت کنید و یا از واسطه ای دلیل پاسخ منفی ایشون و عدم علاقه رو جویا شوید شاید دلیلش در گذر زمان قابل رفع باشد و هنوز امیدی به ازدواج با ایشون وجود داشته باشد ولی ممکن است که مساله چیز دیگری باشد و به طور کل نمی شود علاقه را بالاجبار در فردی ایجاد کرد .و اینکه شما در ذهنتون ایشون رو مجسم کنید فقط و فقط وابستگی عاطفی و خیالی بیشتری را ایجاد خواهد کرد بدون اینکه ایشون واقعا تمایل داشته باشند .به هر حال برای مشخص شدن تکلیف خودتون زودتر اقدام کنید و اگر واقعا پاسخ منفی است بهتره با همه شرایط روحی سختی که برای شما ایجادخواهد شد .ولی به فکر اینده با فرد دیگری باشید .و حتما برای حل این مساله و وابستگی عاطفی مراجعه داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

    • مجنون
      مجنون میگه:

      با سلام و ممنون از راهنماییتون … مشکل اینه که ایشون حاضر نمیشه باهام حرف بزنه وفقط میگه جواب من نه هستش و ودلیلش رو هم نمیگه یعنی با این کاراش کفر منو در اورده ، عقده ی نه گفتنش و گوش ندادن به احساسات و حرف هایم تو دلم مونده وشب و روز تو ذهنمه ، یه جوری شدم که در طول شبانه روز شاید دو یا سه ساعت با خودم حرف میزنم بعضی وقتا فکرای بدی به ذهنم میذنه و کنترل کردن خودم برام سخت میشه و میخوام به خاطر ضربه ی روانی و عاطفی که ازش خوردم و حالت افسردگی گرفتم تو فکر بردن ابرو و پخش کردن عکساش باشم و بخوام به هر طریقی هست بش ضربه بزنم ، ولی بعضی وقتام میگم اون هنوز پیش دانشگاهیه و خیلی چیزا رو نمیفمه و از این حرفا ،الان خودمم کارشناسی ارشد میخونم و این معضل فکر و ذهنمو مشغول کرده و تمرکز زیاد رو درسم ندارم ، به خدا نمیدونم با این وابستگی لعنتی چکار کنم اگه دارویی چیزی هست خواهشا بگید که مصرف کمن و حالم بهتر شه …. با تشکر از راهنماییتون

      • مشاور
        مشاور میگه:

        چطور کسی که عاشقش بودید را فراموش کنید
        عشق چیزی بسیار خاص است زیرا وقتی شکست می‌خورد قدرت آسیب زدن به ما را دارد و فراموش کردنش سخت است. نباید این شکست را به خودتان بگیرید. هر روز روابط بسیاری با شکست مواجه می‌شوند و این به آن معنی نیست که دیگر عشقی وجود نخواهد داشت. دلیل آن هر چه که باشد، اینکه یاد بگیرید چطور کسی که خیلی دوست داشته‌اید را فراموش کنید کار بسیار سختی است و نیازمند گذشت زمان است. خوشبختانه، خیلی‌ها این کار را انجام داده‌ و با موفقیت روبه‌رو شده‌اند. ما روش آن را به شما آموزش می‌دهیم.
        فراموش کردن عشق – مراحل

        بخش اول: تغییر دیدگاهتان
        ۱. بفهمید که هنوز ممکن است این فرد را دوست داشته باشید. اگر تصور می‌کنید نمی‌توانید فراموشش کنید، احتمالاً دلیلی دارد. شما اوقات فوق‌العاده‌ای را با هم گذرانده‌اید و بخش مهمی از قلبتان را به او داده‌اید. حالا که تصمیم گرفته‌اید فراموشش کنید، دیگر به آن فرد طوری که دوست دارید باشد نگاه نکنید و سعی کنید خودِ واقعی‌اش را ببینید.

        • اگر به شما دروغ می‌گوید یا فریبتان می‌دهد و یا احساسش نسبت به شما عوض شده است باید بفهمید که این رابطه اصلاً رابطه سالمی برای شما به حساب نمی‌آید. ممکن است برایتان سوءتفاهم شود یا عصبانی شوید. فراموش کردن این فرد ممکن است خیلی سخت باشد اما به این معنی نیست که نمی توانید فراموشش کرده و زندگی‌تان را پیش ببرید.

        • همچنین درک کنید که فراموش کردن به این معنی نیست که دیگر نمی‌توانید آن فرد را دوست داشته باشید. فقط به این معنی است که عشق شما به او تغییر کرده است. هنوز می‌توانید او را ببینید، بهترین آرزوها را برایش داشته باشید و دعا کنید که خوشبخت شود. فراموش کردن به این معنی نیست که باید به طور کل نادیده‌اش بگیرید؛ یعنی باید بیشتر به فکر خودتان باشید.

        • به خودتان باور داشته باشید. شما چیزهای زیادی دارید. عشق یعنی فهمیدن بیشتر درمورد خودتان از طریق دیگران. با تجربه عشق‌های بیشتر، اطلاعات بیشتری درمورد خودتان به دست می‌آورید. اگر خودتان، خودتان را باور نداشته باشید، عشق بعدی‌تان چطور می‌تواند باورتان کند؟
        ۲. درک کنید که آدم‌های دیگری هم هستند–فقط شما نمی‌بینید. احتمالاً خیلی زیاد این فرد را دوست داشته‌اید که شما را به نقطه‌ای رسانده است که هیچ کس دیگری را در دنیا به جز او نمی‌بینید. فراموش کردن سخت‌ترین قسمت کار است و ممکن است زمان زیادی طول بکشد اما زندگی کوتاه‌تر از آن است که بخواهید آن را هدر دهید.

        • همه ما دوست داریم در دنیای افسانه ای زندگی کنیم که در آن همه چیز دقیقاً طبق برنامه‌مان پیش می‌رود و هیچ سختی و مشکلی وجود ندارد، اما زندگی واقعی اینطور نیست. افراد زیادی هستد که قبل از این که با یک فرد خاص بمانند، در طول زندگی‌شان با آدم‌های زیادی رابطه عاشقانه برقرار می‌کنند.

        • سعی کنید خوش‌بین باشید. نیمه پر لیوان را ببینید. به جای اینکه فکر کنید، «من عشقم را از دست دادم»، فکر کنید «من الان مجردم!». به جای اینکه فکر کنید «کسی که خیلی وقت بود می‌شناختم را از دست دادم»، فکر کنید «حالا باید با آدمهای زیادی آشنا بشوم». خوش‌بین بودم کمکتان می‌کند زودتر فراموش کنید.
        ۳. بدانید که ممکن است شما بیشتر از مقداری که طرف‌مقابلتان دوستتان داشته، دوستش داشته‌اید. این مورد شاید سخت باشد زیرا به احتمال زیاد طرف مقابل نمی‌دانسته است که شما چقدر عاشقش بوده‌اید. اما اشکالی ندارد. این به آن معنی نیست که شما فردی دوست‌داشتنی، جذاب یا فریبنده نیستید. فقط به این معنی است که فرصت دیگری برایتان هست که کسی را پیدا کنید که درست همان اندازه که شما دوستش دارید، دوستتان بدارد.

        • اگر تصورتان این است که شما بیشتر از طرف مقابلتان او را دوست داشته‌اید، از این بعنوان یک انگیزه استفاده کنید. فکر کنید: ترجیح می‌دهید با کسی باشید که کمتر از آن مقداری که دوستش دارید، دوستتان دارد یا به همان اندازه؟

        • درگیر این ایده نشوید که «شاید کس بهتری را پیدا نکنم». نباید هیچوقت خودتان را اسیر کسی کنید که به دردتان نمی‌خورد. بیرون بروید، به استانداردهای خودتان باور داشته باشید و سعی کنید کسی که می‌خواهید را پیدا کنید.بهتر است مستقل و شاد باشید تا در رابطه با کسی که به فکرتان نیست.
        ۴. اگر احساستان را به کسی که عاشقش هستید گفته‌اید و هیچ جوابی دریافت نکرده‌اید، درک کنید که هیچ دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد. فراموش کردن به نفعتان است.

        • با یک فرد بی‌طرف که چنین موقعیتی داشته است حرف بزنید. یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان. اگر مجبور شدید پیش مشاور هم بروید. درمیان گذاشتن فکر و احساستان با یک فرد بی‌طرف سبک‌ترتان می‌کند و کمک می‌کند زودتر فراموش کنید.

        • با درد به طرقی سازنده برخورد کنید. وانمود نکنید که غصه‌ای ندارید. راه‌های فرار خلاقانه‌ای پیدا کنید مثل هنر یا گفتگو تا دردتان را از طریق آن بیرون بریزید. سعی کنید بیشتر وقت‌ها به آن فکر نکنید زیرا فکر کردن مداوم به آن بدترش می‌کند.
        ۵. تصمیم بگیرید می‌خواهید همچنان دوست بمانید یا نه. به خودتان بستگی دارد. خیلی سخت است که دوستی یک عشق قدیمی را با استقلال تازه‌تان در کنار هم داشته باشید. بیشتر افراد تصور می‌کنند آسان‌تر است که یک دوستی دور با فردمقابل نگه دارید اما تصمیم با خودتان است.
        بخش دوم: برگرداندن استقلال شخصی
        ۱. به مسافرت بروید. لازم نیست یک سفر رویایی باشد. مهم این است که فقط مناظر تازه ببینید و چیزی شما را مشغول نگه دارد. افراد زیادی باور دارند که تغییر محل موقتی باعث می‌شود ذهنتان را پاک کنید و به وضعیت عادی برگردید.

        • با محلی‌ها معاشرت کنید. اگر قرار است همیشه خودتان تنها باشید چه فایده‌ای دارد که به محلی جدید بروید؟ با محلی‌ها معاشرت کنید، به داستان‌هایشان گوش دهید و خوش بگذرانید.

        • زمان‌هایی را به تنهایی بگذرانید. سعی کنید از استقلال کنونی‌تان شاد شوید. اگر نتوانید به تنهایی شاد باشید، چطور فردی که قرار است بعدها به زندگی‌تان بیاید می‌تواند با شما شاد شود؟
        ۲. به دوستان و خانواده تکیه کنید. دوستان و خانواده‌تان در هر شرایطی در دسترس شما هستند – از آنها استفاده کنید! وقتی احساس ناراحتی می‌کنید، با اعضای خانواده وقت بیشتری را بگذرانید یا با دوستانتان قرار گذاشته و بیرون بروید. دوستان و خانواده‌تان درست به همان اندازه یک شریک عاشقانه دوستتان دارند اما به طریقی متفاوت.

        • برای اتفاقاتی که می‌افتد به نزدیک‌ترین دوستتان پناه ببرید. اگر آمادگی شنیدن نصیحت دارید، از دوستتان بخواهید این کار را بکند. بهترین دوست شما از دیدی شما را می‌بیند که خودتان نمی‌توانید و دیدگاهی واقعاً تازه به شما خواهد داد. دوست نزدیک شما هر کاری هم که نتواند بکند، فرصتی برای بیرون ریختن حرف‌های دلتان در اختیار شما قرار می‌دهد و باعث می‌شود فکر کنید ارزشمندید.
        ۳. همه یادگاری‌های رابطه قبلی را از دیدرس خود دور کنید. شاید خیلی جالب به نظر نرسد اما لازم و ضروری است. فراموش کردن یک عشق قبلی مستلزم این است که در آینده زندگی کنید نه گذشته. همه عکس‌ها، یادداشت‌ها، فیلم‌ها، هدیه‌ها و هر چیز دیگری که به او مربوط می‌شود را جمع کرده و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید. کار ناراحت‌کننده‌ای است اما روحیه‌تان را بهتر خواهد کرد.

        • به خاطر داشته باشید که برداشتن و دور کردن به معنی از بین بردن نیست. ممکن است دوست داشته باشید که همه یادگاری‌هایتان را نگه دارید، درست همانطور که ممکن است نخواهید آن فرد را به طور کل فراموش کنید. شاید دلتان بخواهد وقتی به کل رابطه را پشت سر گذاشتید، نگاهی به آن یادگاری‌ها بیندازید.
        ۴. همانطور که غصه می‌خورید، حتماً خودتان را خالی کنید. خیلی‌ها تصمیم می‌گیرند همه احساساتشان را جایی بنویسند. وقتی حوصله‌اش را داشتید، یک تکه کاغذ بردارید و افکارتان را روی آن یادداشت کنید. با این روش وقتی توانستید به خوبی رابطه را پشت سر بگذارید، با خواندن آن نوشته‌ها خواهید فهمید که چقدر قوی بوده‌اید که توانستید آن را فراموش کنید.

        • چه حسی دارید؟ پنج سال پیش اگر در چنین موقعیتی می‌بودید چه حسی داشتید؟ پنج سال دیگر در چنین شرایطی چه حسی خواهید داشت؟ به این فکر کنید که آن رابطه چه معنا و مفهومی برایتان داشته است.

        • فقط از طریق نوشتن نیست که می‌توانید خودتان را تخلیه کنید. نقاشی، طراحی، رقص، ساخت و ساز و دویدن راه‌های عالی دیگری برای آن هستند. هر چه که باشد، باید از ته قلبتان باشد و چیزی که از آن به دست آید، فوق‌العاده خواهد بود.
        ۵. از جسمتان خوب مراقبت کنید. به طور مرتب ورزش کنید. اگر آنقدر از بر هم خوردن عشقتان غصه می‌خورید که تصور می‌کنید به جسمتان آسیب می‌زند، حتماً با یک مشاور صحبت کنید.
        ۶. وقتی آماده بودید، دوباره در جستجوی عشق باشید. این فرایند ممکن است ماه‌ها طول بکشد یک حتی یک سال. اگر هنوز آماده نیستید، خودتان را مجبور نکنید؛ نه برای خودتان و نه آن فرد جدید منصفانه نیست. بدانید که آدم‌های زیاد دیگری هم هستند که اگر به آنها فرصت دهید، برایتان احترام و ارزش قائلند.

        • خیلی‌ها تصور می‌کنند که اگر وارد رابطه‌های سرسری شوند کمک می‌کند که زودتر فراموش کنند. اگر تصمیم به این کار گرفتید، حتماً این کار را به دلایل درست انجام دهید: اینکه مثلاً به دنبال محبت هستید، دیدن آدم‌های جدید برایتان جالب است و … دقت کنید که برای جلب حسادت فرد قبلی هیچوقت وارد چنین رابطه‌هایی نشوید چون ارزشش را ندارد.

        • از اشتباهاتتان درس بگیرید. وقتی دنبال فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او سهیم شوید، با انجام اشتباهات قبلی یک دل‌شکستگی دیگر را رقم نزنید. اشتباهات و تقصیراتتان در رابطه قبلی را پیدا کرده و سهی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید.

        • خودتان باشید. مهم نیست که با چه کسی آشنا شوید، فقط باید خودتان باشید. برای اینکه کسی دوستتان داشته باشد، باید خود واقعی‌تان را به او نشان دهید. آنها باید بپذیرند که اشتباهاتشان را بپذیرند، آنها را برای پارتنر جدیدشان عنوان کنند و بدانند که پارتنرشان هم آنها را قبول می‌کند.
        نکات

        • کسی که شما برایش فقط یک گزینه هستید را به اولویت زندگی‌تان تبدیل نکنید.

        • وقتتان را برای کسی که با شما وقت نمی‌گذراند تلف نکنید.

        • اگر احساس عصبانیت و افسردگی دارید، سعی نکنید انتقام بگیرید، فقط درمورد آن با یکی از دوستانتان حرف بزنید. هیچکس ارزش اینهمه ناراحتی و غصه شما را ندارد.

        • یادتان باشد که بالاخره فراموشش خواهید کرد اما باید از کارهایی که شما را یاد او می‌اندازد دست بکشید. زندگی بسیار کوتاه است و نباید خودتان را نگران این کنید. تا می‌توانید از آن استفاده کنید.

        • اشکالی ندارد که بعد از آن احساس ناراحتی و تنهایی کنید، فقط مطمئن شوید که نگذارید خیلی اذیتتان کند. گاهی‌اوقات احساس ناراحتی و گریه باعث می‌شود حالتان بهتر شود.

        • زمان بهترین دارو است.

        • به جای اینکه بخواهید فردی خاص دوباره وارد زندگی‌تان شود، عشق و خوشبختی بخواهید.

        • تلفنتان را عوض کنید تا مدام پیام‌های قبلی‌تان را چک نکنید.

        • فراموش کردن خیلی سخت است اما اصلاً دلیلی ندارد که بگذارید آسیب ببینید و یا با شما بدرفتاری شود. شما لایق بهترین‌ها هستید!

  4. مشاور
    مشاور میگه:

    با سلام دوست گرامی نمی توانیم با احتمالات پیش برویم بله ممکن است خوشبخت شوید ممکن است شرایط مطلوبی داشته باشید .ولی اینکه بخواهید در فضای مجازی ادامه بدهید درست نیست خوب شما که ایشون تا این حد با معیارها و ملاکها و ایده ال ها همخوان می بینید بهتره خانواده ها در جریان قرار بگیرند و از این بعد فرایند رسمی طی شود که اضطراب دو طرف هم کمتر شود .اینکه شما می توانید واسطه را یک نفر معرفی کنید و یا وقتی ایشون با خانواده مطرح کردند و تماس داشتند بفرمایند فردی معرفی کرده و اقدام کردیم از کانال رسمی وارد شدن نیازی نیستوحتما جویای واسطهدشوند و اگر این فرو و خانواده اش مطلوب و مورد نظر خانواده شما باشند با توجه به اینکه هر خانواده ای ارزوی خوشبختی فرزندش را دارد خوب اقدام خواهند کرد.در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و جریان را درست مدیریت کنید .
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
    موفق باشید

  5. هستی
    هستی میگه:

    سلام من دختری ۱۸ساله هستم که از طریق چت باپسری اشناشدم وگفتن که بیشتراشنا بشیم والان حدود ۴ماهه از رابطمون میگذره ومعیارهامون شبیه به هم میباشد امامشکلی که هست ایشون کار ثابت ندارن وگفتن منتظر باشم که کار ثابت پیداکنن درسته ازطریق چت اشناشدیم اماداریم رابطمون علاوه بر احساس بامنطق پیش میبریم من امسال تازه وارد دانشگاه شدم وایشون هم لیسانس برق دارن راستش من خاستگار دارم ولی تنها به ایشون فکر میکنم میخام بدونم ایا میشه منتظرشون بمونم ایادوست داشتنشون واقعیه واینکه مشکل اصلمون اینه که چطور خانواده هامونو باهم اشناکنیم خانواده ها یکم به دنیای مجازی بدبینن اما واقعا ایشون پسر خوبی هستن حتی تابه حال به من نگفتن عکست رو بفرس بحثشون فقط بامن درمورد ازدواجه ممنون میشم یکم راهنماییم کنید چکار کنم درضمن ایشون ۲۵سالشونه

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز شما ۴ ماه صرفا با ایشون در فضای مجازی و از طریق چت در ارتباطید ایا ملاقات حضوری بوده ایا چهره هم رو دیدید ؟اگر پاسخ منفی است شما خوب بودن ایشون رو چه طور متوجه شدید ما می توانیم سال ها بدون اینکه خود واقعی را نشان بدهیم امار و اطلاعات غلط بدهیم و زندگی کنیم و خوشبخت هم باشیم ولی صرفا همه چیز دور از واقعیتش زیباست بدون درگیری و دغدغه های دنیای واقعی و می توانیم حتی خودمان را با اخلاق ترین فرد نشان دهیم ببینید دوست عزیز دقت داشته باشید .اینکه شما خواستگارهای حضوری را رد کنی و صرفا دلباخته فردی در فضای مجازی شوید درست نیست ایشون رو باید ببینید در مورد راست و دروغ صحبت ها تحقیق شود و مهم تر از انکه خانواده های دو طرف چقدر پذیرش دارند .این ها مسائل مهمی هستند و اگر همه موارد درست باشد بحث کار و منتظر بودن شاید برای شما مساوی با از دست دادن فرصت های اینده باشد .بازهم بیشتر فکر کنید حداقل به جای ذهنی سازی مقدماتی فرصتی برای دیدار فراهم شود خانواده ها مطلع شوند به هر حال بگویید واسطه ای معرفی کرده است تا بدانید قرار است چه کنید و اینکه حتما حمایت خانواده ها را داشته باشید شاید تصورات شما ان طور که فکر می کنید نباشد امیدوارم خوشبخت باشید
      و تصمیم منطقی بگیرید و همه جوانب امر را بسنجید

      ر این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  6. ناشناس
    ناشناس میگه:

    باسلام من پسری ۲۱ساله هستم که دوتا دختر عمو دارم که از هردوتا خوشم میاد تقریباسه سال میشه که به یه جورای به هر دوتا شون قول خواستگاری و ازدواج رو دادم اینم بگم که دختر الف دوسال ازم کوچکتره و دختر ب سه سال من هر وقت که میرم خونه یکیشون باخودم میگم فقط همین ولی دقتی میرم خونه اون یکی دیگه بازم همین اتفاق اینمم میدونم که هردوتاشون دوستم دارن ولی به هر حال باید فقط بایکیشون ازدواج کنم و اصلا دلم نمیخواد که با ازدواجم بایکیشون اون یکی ناراحت بشه چون فامیل هستیم و بعد از ازدواج نمیتونم تو چشاش نگا کنم و خیلی میترسم که براشوم خاستگار بیاد و خلاصه تو دوراهی گیر کردم تو رو خدا کمکم کنید البته اینم بگم که خواهر نیستند باهم دختر عمو هستند منم پسر عمشون میشم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز ایا هر دو نفر تمایل دارند به اینکه با شما ازدواج کنند یا خیر ؟به هر حال درسته شما به هر دو علاقه دارید و لی ممکن است در مورد انها این مساله صادق نباشد در هر حال اگر واقعا علاقه مندی وجوددارد و خوب طبیعی است اگر در ان دو نفر هم علاقه باشد و با توجه به اینکه فامیل هستید ممکن است دلخوری ایجاد شود بهتر است ملاک ها و اولیت ها را در نظر بگیرید .اگر یکی از این دو نفر به شرایط شما نزدیکی بیشتری دارند بهتر است در مورد اون یک نفر وارد بررسی و فرایند رسمی شوید و خوب بازهم باید جلساتی برای شناخت روحیات و .داشته باشید دمدمی بودن و اینکه به هر دو نفر تمایل داشته باشید کمی غیر منطقی است .و خب شاید ظاهری و احساسی تصمیم می گیرید که البته در سن شما طبیعی است .و خب بالخره باید با تردیدهایی که دارید مبارزه کنید چون انها که قرار نیست منتظر شما باشند هیچ خواستگاری را راه ندهند تا شما تصمیم بگیرید با کدامیک اشتراکات بیشتری دارید .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و بهتره به مشاوره پیش از ازدواج هم مراجعه داشته باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  7. احسان
    احسان میگه:

    سلام
    ایا ازدواج با زنی که ۵ سال از خودم بزرگتره وبیوه هست کار درستیه ؟؟؟؟؟ هردومون همدیگرو خیلی دوس داریم ولی اون نمیتونه با ۵ سال تفاوت سنی کنار بیاد لطفا راهنمایی کنید ؟؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیر در زندگی فقط دوست داشتن اهمیت ندارد بلکه باید مسئولیت پذیر بود در قیال فردی که انتخاب می کنید خود این ۵ سال تفاوت بین زن و مرد یعنی تفاوت در شخصیت پختگی اجتماعی و حتی ایده ال ها حتی در مورد داشتن فرزند ایشون ششاید تمایل داشته باشند زودتر این اتفاق بیفتد و شما تمایلی نداشته باشید .در مورد این ه اگر چیزی که بارها گفته شده و د مراجعین دیده شده در مورد شما اتفاق بیفتد چه اندیشیدید اینکه ایشون نقش مادرگونه و امر و نهی کننده را ایفا کنند و این برای شما ازاردهنده خواهد شد در هر حال تصمیم با شماست که چه شرایطی را بپذیرید چقدرمسائل اینده را پیش بینی کنید وقتی ازدواج کردید و از هیجانات اولیه کاسته شد ایا ایشون برای شما همان فرد اول خواهند بود در هر حال امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید

  8. عسل محمدی
    عسل محمدی میگه:

    باسلام من دختری هستم ۲۹ساله مدتی است که پسری به عنوان خواستگار خودش را معرفی کرده و هر دوهفته یک بار تماس میگیرد من هیچ اطلاعاتی در مورد ایشان ندارم خودش را وکیل معرفی کرده واقعا نمیدانم چکار کنم دست بردار نیست من هم هیچ احساسی نسبت به ایشان ندارم و نمیدانم هدف اصلی ایشان چیست فقط حرف خودش را میزند که شما را دوست دارم و به هیچ قیمتی شما را از دست نمیدهم. تورا خدا راه حلی را به من بگویید .باتشکر

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز کسی که ا عای دوست داشتن می کند و تا ابن حد به شما متمایل است خب تلفنی اقدام نمی کند .به هر حال حتما شما را می شناسد که چنین ا دعایی دارد و رسمی و از طریق خانواده اقدام می کند و دوست ندارد شما را از دست بدهد.اگر واقعا درست بگویید در غیر این صورت خوب بیشتر یک شوی نمایشی به نظر می رسد که فرد خود را طوری معرفی می کند که طرف مقابل جذب شود و در نهایت هیچ کدام ار مواردی که گفته است درست نیست .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و بهتره ایشون رو جدی نگیرید .مگر اینکه اگر قصدشون قطعی باشد درست اقدام کنند .لااقل از ایشون بپرسید شما را کجا دیدند و بر چه اساس ابراز علاقه می کنند .اگر ایجاد مزاحمت بود خوب بهتره از روش درست اقدام کنید

  9. سارا
    سارا میگه:

    سلام من دختر خاله دارم ۱۵ سالشه الان ی ساله با پسری آشنا شده پسره از نظر وضع مالی چیزی هست نه نظر خانواده و نه از نظر تیپ و قیافه ولی دختر خاله من همه چی تمامه فقط وضع مالی خوبی هم اینا ندارن و پدر مادر دختره دارن خودشونو می زنن که این با پسره ازدواج نکنه ما موندیم یا میگن این یا هیچ کدوم حالا از شما بهتره مشاوره رو خواستم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دویت گرامی دختر خاله شما در سنی نیست که درست و غلط مسائل را متوجه شود .و صرفا قضاوت احساسی دارد .و خب اینجا نقش پدر و مادر بسیار اهمیت دارد .درست است که هر فردی ممکن است انتظارات و ایده ال هایی برای فرزندس داشته باشد ولی بهتر است دوستانه در کنارش باشند چون هر سرزنش و دوری او را مسلما به طرف مقابل نزدیک تر و از خانواده دور تر می کند .به خاطر داشته باشید نقش مشاور در اینجا برای فدصت خریدن تا تغییر طرز فکر اهمیت بسیاری دارد .نباید خانواده فکر کنند خودشان به تنهایی از عهده مسائل بر می ایند.چون در این دوران سنی حساس عطش عشق انقدر بالاست که فرد اصلا جوانب را در نظر نمییرد و این زندگی ها دوامی هم ندارد چون بعد از مدتی که از هیجانات کاسته شد تازه فرد به خواسته ها و ملاک ها از زندگی فکر می کند .در هر حال امیدوارم مراجعه داشته باشند و مشکل حل شود.

  10. مریم
    مریم میگه:

    سلام وقتتون بخیر
    ممنون بابت سایتتون
    من دختری ۳۳ ساله هستم.با مدرک ارشد.شغل دارم.سال ۹۱ با یه پسری تو اینترنت اشنا شدم تو یه شهر دیگ. بهم ماموریت خورد رفتم دیدمش و رابطه امون ادامه پیدا کرد. اوایل به دروغ به بهانه ویلا خریدن از من پول گرفت. بعد یکسال فهیمدم بدکاره و داره بدهکاریاش میده.چون دوسش داشتم بهش کمک کردم. تا الان هر چی کار کردم دادم به اون تا بدهیش تموم شه و بیاد. اما بازهم میگه بدهکارم. میدونم همه زندگیش الان بهم راست میگه و حرف رفتن میزنم گریه میکنه.الانم برای خواستگاری اومده که از همه نظر مالی تحصیلات اخلاق خوبه و با قبلیه متفاوت.خونه خوب ماشین حقوق عالی تحصیلات دکتری و مهمتر صداقتش.
    نمیدونم چکار کنم؟
    اینکه بحرفش گوش بدم و بمونم.میترسم بازهم نیاد.
    یا دومی که خیلی باهاش پیشرفت دارم
    من اولی خیلی دوست دارم میترسم نتونم هیچوقت فراموشش کنم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز اجازه بدید صادقانه مطرح کنیم که ا ز این مواردی که که فرد با عنوان بدهکار بودن با فردی که کارمند است دوست می شود زیاد است و سواستفاده هایی که از عاطفه یک فرد صورت می گیرد .و اینکه از سال ۹۱ با این فرد در ارتباط هستید و خوب طبیعی است که وقتی شما تا این حد حامی مالی و عاطفی بودید ایشون حتی اگر تمایلی نداشته باشند به خاطر شرایط مالی و حمایت خوب نمی خواهند شما را از دست بدهند درسته درگیری عاطفی قابل درک است و جدایی به راحتی نیست ولی خدا رو شکر شما در سنی هستید که بتوانید درست تصمیم بگیرید مطمئن باشید اگر نفردوم به شما به همان اندازه محبت داشته باشد که خوب طبیعی است در ارتباط زوجین اتفاق می افتد مطمئن باشید ابن ادم به زودی فراموش می شود منتهی اگر ترس شما تا این حد است که فکر می منید واقعا وابسته شدید و دوری و جدایی سخت است قبل از ازدواج باید این مساله حل شود چون هر چند نفر دوم به لحاظ شرایط بهتر باشد ممکن است در برخی رفتارها به خاطر خاصیت عاطفی بودن زنان وارد مقایسه شوید .و بعدا در رضایت از زندگی شما موثر باشد .امیدوارم تصمیم درستی بگیرید خوشبخت باشید و حتما برای انتخاب درست مراجعه داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

      • مریم
        مریم میگه:

        سلام ممنون از اینکه خیلی خوب درکم کردید و حرف دلم فهمیدید
        دقیقا مشکل من اینه که میترسم در اینده مقایسه کنم و از تصمیمم پشیمون بشم.
        در حالی که رفتارهای نفر دوم خیلی منطقی تره.

        • مشاور
          مشاور میگه:

          خودتون جوابو میدونید … پس تردید نکنید
          نوای دلتون میتونه به شما کمک کنه … چون مشخصه به کدام سمت متمایله

        • مشاور
          مشاور میگه:

          با سلام خب با این شرایطی که می فرمایید فکر می کنم بتونید راحت تر و بهتر تصمیم بگیرید .شما در شرایطی هستید که خوب طبیعی است انتخاب سخت باشد ولی یک زن همیشه احتیاج به داشتن فردی حامی دارد که نیازهایش را درک کند با او منطقی و با احترام برخور کند و بسیارب از حرمت ها بین د نفر حفظ شود .ببینید ادب و احترام طرف مقابل برای شما بعدا درزندگی اهمیت ویژه ای پیدا خواهد کرد.پس دقت داشته باشید اگر فردی را درست انتخاب کنید انقدر نکات مثبت را در او می بینید وه اصلا مقایسه بی معنا می شود البته همان طور که گفتم بهتر است برای حل وابستگی و درگیری ذهنی نسبت به طرف قبل مراجعه داشته باشید امیدوارم خوشبخت باشید در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
          موفق باشید

          • مریم
            مریم میگه:

            ممنون که اینقد دلسوزانه وقت میزارین و جواب میدین. حتما تماس میگیرم
            سپاسگزارم

  11. دختر خوب
    دختر خوب میگه:

    سلام دوستان ،دختری ۴۰ساله هستم با قد ۱۴۶ اخلاق و ایمانی خوب که دیگران میگن وشاغل تحصیلا عالی.کل زندگیم ۵تا خواستگار رسمی داشتم .
    اونام نشدن.یکسال یه آقایی تو تانگو منو شناخت ازم خوشش اومد گفت مهندسم رفتم دیدنش دیدم راننده آزانس گفتم چرا دروغ گفتین گفت اگه راستش میگفتم شمارو نمیدیذم
    و من خواستار پروپا قرص شمام
    ایشون راننده آزانس ،،زیر دیپلم ،نه خونه ،باخونه پدری میخواد سرمایه جور کنه خونه بخره و ماشین عوض کنه و شغل بهتر
    من فوق لیسانس ،شاغل جای خوب ،
    موندم چیکار کنم
    به عشقش چجور اطمینان کنم و بشناسمش

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز اینکه شما خواستگاران زیادی طبق گفته خودتون نداشتید حالا به هر دلیلی و قطعا تمایل به ازدواج باید بدونید این فرد چقدر به روحیات شما نزدیک است چقدر شخصیتی با هم تشابه دارید یا خیر ؟اگر به خاطر شرایطی که وجود دارد حاضر شوید برای رفع تنهایی با این فرد ازدواج کنید اشتباه است .چونبه هر حال می فرمایید به لحاظ تحصیلی و اقتصادی توانایی اداره کردن زندگی را دارید و البته قابل درک است که در زمدگی داشتن همدم بسیار به رشد روحی و ارتقای افراد کمک می کند ولی نه به هر قیمتی ممکنه اکنون مجرد باشید و مشکل شما ازدواج باشد ولی بعدا اگر اون فرد اخلاقی و رفتاری مناسب نباشد مشکلات چندین برابر شود .به هر حال همه این مسایل را در نظر داشته باشید .اینکه با شغل ایشون مشکلی ندارید و بحص شرایط اقتصادی اینکه بعدا در بین همکاران و دوستان بخواهید ایشون رو به عنوان همسر معرفی کنید ضمن اینکه به قول خودتون چقدر از خواستن ایشون مطمئن هستید و ایشون چند ساله هستند سابقه ازدواج دارند یا خیر ؟و خب باید با هم به مشاوره قبل از ازدواج مرجعه داشته باشید شرایط به لحاظ انتخاب با دشواری هایی همراه است ..که باید دقت کافی داشته باشید اگر ایشون فرد اخلاق مدار و سالمی باشند خوب سایر شراط اکتسابی است منتهی گاهی وقتی ادبیات صحبت افراد هم با هم فرق دارد تفاهمی برقرار نخواهد شد که باید دقت داشته باشید در هر صورت امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید .

  12. ??????
    ?????? میگه:

    با سلام و خسته نباشید
    من ۳۳ سالمه و با آقای ۳۹ ساله ایی که استاد دانشگاهمان بود چند سال پیش دوست شدم سال اول من به او علاقمندشدم ولی وقتی دیدم که قصد ازدواج با من راه ندارد بعد از یکسال و چن ماه رابطه از او جدا شدم تا اینکه بعد از تقریبا یکسال با من تماس گرفت و گفت که دوستم دارد و نمی تواند بدون من زندگی کند و قصد ازدواج با من را دارد و خلاصه رابطه ما دوباره شکل گرفت ولی ما چون در شهرهای دور از هم زندگی می کنیم و او می خواهد برای همیشه به شهرما بیاید و اینجا با هم زندگی کنیم بخاطر نبودن شغل و پول هنوز به خواستگاریم نیامده و من نمی دانم چیکار کنم از طرفی او را دوست دارم و یقین دارم که من را می خواهد و از طرفی هم دیگر توان مقاومت در برابر اینهمه مشکل و دوری را ندارم و اصلا نمی دانم تا کی باید صبر کنم تا او بتواند برای خودش در شهر ما شغلی دست و پا کند. بنظر شما صبر کردن من کار اشتباهی است و باید مثل چن سال قبل دوباره این رابطه را کات کنیم و یا ادامه بدهم واقعا سر دوراهی مانده ام

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز توجه داشته باشید که اگر واقعا بین شما علاقه ای وجود دارد .هر دو نفر در سنی هستید که بتوانید شرایط و جوانب را منطقی بررسی کنید بهتره ملاک هاتون رو در نظر بگیرید در کدام موارد می توانید بگذرید و مساله حل شود در کدام موارد نمی توانید گذشت داشته باشید مثلا بحث دوری خوب ایشون قراره به شهر شما بیایند پس مساله ای نیست در مورد شغل و درامد اگر ایتاد حق التدریس بودند خب بله واقعا با هزینه اندک این شغل نمی شود گذران زندگی کرد و البته باید دید ایشون تا ۳۹ سالگی که سن کمی نیست چه اندوخته و شرایطی دارند .این بسیار مهم است .چون نمی شود به یک باره هم تصمیم گرفت بعد درگیر مشکلات شد اگر ایشون حداقلی برای شروع زندگی دارند و بسته به تخصص و توان ایشون فکر می کنید می توانند زندگی را اداره کنند بهتره بهشون اعتماد کنید .والبته برای جواب منفی هیچ وقت دیر نیست بهتره هر دو نفر به مشاوره هم مراجعه داسته باشید و همه شرایط را بسنجید و اقدام کنید .در هر حال امیدوارم تصمیم منطقی بگیرید و خوشبخت باشید.

  13. sanaz
    sanaz میگه:

    سلام
    من خواستگاری داشتم که از فامیل هامون بودن و شرایط اخلاقی و مالی خوب دارن.۱ سال از من بزرگتره من ۳۰ سالمه و هر دومون لیسانسیم، ایشون یه خورده مذهبی بودن مثلا در نماز جمعه شرکت میکنن و اهل نماز و روزه ، ادعیه و احکام … هستن و به خیلی مسایل پایبندن و من خانواده ام هم از لحاظ مذهبی در شرایط معمولی هستیم مثلا نماز رو داریم ولی در مورد سایر مسایل مذهبی در سطح متوسط هستیم. حجابم هم معمولیه هست در جلسات معارفه خواستگارم از من خواست که حجابم کامل باشه البته با همان مانتو و من چون من یکم موهام بیرون هست قبول کردم موهام رو بذارم داخل و در مورد سایر مراسمات مذهبی مثل مسجد رفتن و روضه، مراسم دعا … بهشون گفتم که به صورت متعادل در این مراسمات شرکت می کنم و ایشون قبول کردن. در مورد فضای های مجازی هیچکدوممون حضور فعال نداریم و روحیاتمون شبیه همه جز اینکه ایشون یکم مذهبی هستن که من مشکلی با این موضوع ندارم.ایشون یه مقدار اهل سیاست هستن که خانواده و همینطور من اهل سیاستی که ایشون مد نظرشونه نیستتن البته من و خانوادم خیلی اهل مسایل سیاسی نیستم.
    منتها بعد از ۲ جلسه خواستگاری، خواستگارم دیشب به من اس ام اس داد که روحیاتمون با هم جور نیست و من دوست دارم همسرم از ابتدا موهاش داخل باشه و نه با گفتن من موهاشو بذاره تو و یه سری مسایل رو مطرح کردن که به خاطر اون جوابش منفیه و اینکه چون فامیل هستیم واسه اینکه کدورتی پیش نیاد بخاطر همین رابطه رو تمام کرد
    منتها من از این آقا خوشم اومده و مایلم چند جلسه با هم نشست و برخواست کنیم ولی ایشون جواب منفی دادن. میخواستم بدونم با توجه به اینکه من شماره موبایل خودشون رو دارم ایا صلاح هست که مجدد باهاشون تماس بگیرم که چند بار با هم در خارج از منزل همدیگرو ملاقات کنیم ؟ ممنون میشم راهنماییم کنید

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز این حسی که نسبت به ایشون دارید طبیعی است چون به هر حال از ایشون خوشتون اومده و بهسشون تمایل پیدا کردید ولی وقتی فردی انقدر مذهبی است که بعد از ۲ جلسه فکر می کندو به نتیجه می رسد که بهتر است همسر از ابتدا منطبق با اصولش نباشد نه بعد از گفتن و گوشزد کردن شاید تماس شما ذهنیت بدی در ایشون راجب شما ایجاد کند .اجازه بدهید اگر فامیل هستند شاید بعد از اینکه فکر کردند نظرشون عوض شود ولی تماس از جانب شما درست نیست چون شما که جواب منفی ندادید و ایشون هم اگر از قبل شما رو می شناختند اشتباه کردن خواستگاری کردند که ولبستگی ایجاد شود و بعد پاسخ منفی دهند در هر صورت هر طور خودتون صلاح می دانید با توجه به شناختی که از این فرد دارید ولی با توجه به صحبت های خودتون ایشون فردی چهارچوب دار است که شاید تماس شما را به صورت دیگری که ناخوشایند شماست تعبیر کند .امیدوارم خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

  14. هستی
    هستی میگه:

    سلام و خسته نباسد…
    من یه دختر ۱۷ساله هستم زیاد اهل دوستی و اینا نیستم اما پیش اومد و ایشون فردی ۳۱ساله هستن کار و زندگی و درامد و ماشین دارن از لحاظ فرهنگ تحصیلات و اخلاقی هم به نظرم خیلی خوب هستن ولی من از این دوستی ها و ازدواجهایی که بصورت مجازی هستن بدم میاد و بی اعتمادم من بعد ۳ماه جداشدم اما بصورت اتفاقی بعد از ۱ماه بعد متوجه شدم مادرم با اشون ارتباط دارن اونم یکماه!مادرم ۲سال از ایشون بزرگتر هستن و اون اقا این رابطه رو تموم کرد و حالا برگشته میگه با من قصد ازدواج داره و بخاطر همه چیز معذرت میخواد از طرفی فاصله ۱۳سال براش مهم نیست و میگه جبران میکنه اشتباهشو و اینکه اولین رابطه شو با من داشته ولی حالا من نمیتونم بهش اعتماد کنم واقعا موندم اخه الان تو حال و هوای کنکور هم هستم حتی ایشون هم اینو میدونه و میگه درک میکنه و ازم میخواد راجب درخواستش فکر کنم درسته تفاوت سنی داریم ولی از لحاظ فکری خیلی بهم نزدیک هستیم لطفا راهنمایی کنین مادرم نمیدونه من از اونموقع باهاش در ارتباط هستم درضمن من هیچ حسی بهش ندارم!

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز اگر درست متوجه شده باشم ایشون با مادر شما درارتباط بودند درسته ؟و قبلش شما با هم دوست بودید و قصد ازدواج بوده است ..جریان مادر شما چگونه بوده است و نحوه ی اشنایی .وو اینکه شما هنوز به پختگی که بتوانید مسئولیت زندگی را به عهده بگیرید نرسیدید شما کنکور دارید و به هر حال اینده ای که باید دنبال ان باشید و پیگیری اهداف این سطح از اختلاف سنی مناسب نیست .و اینکه شما می فرمایید حسی ندارید خب طبیعتا فردی در این سن شرایط زندگی را دارد و طبیعی است ولی نباید به خاطر شرایط تن به ازدواج زودرس بدون داشتن علاقه بدهید .بهتره شما حتما حضوری مراجعه کنید چرا که این فرد فرد مطمئنی برای ازدواج نیست طبیعتا ارتباط با مادر شما و اینکه خودتون که فقط ۱۷ سال دارید باید دلایلی داشته باشد به هر حال شما در شرایطی نیستید که بتوانید منطقی در مورد این ازدواج تصمیم بگیرید بهتر است حتما حضوری مراجعه داشته باشید .به هر حال در سنی هستید که اولویت پیگری اهداف زندگی است و هنوز فرصت های بسیاری برای ازدواج دارید و چند سال اینده ملاک های شما تغییر خواهد کرد پس به این مساله دقت داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  15. میلاد
    میلاد میگه:

    سلام پسری هستم ۲۱ ساله و دانشجوی پزشکی سال اول. حدود ۷ تا ۸ ماهه که به یکی از همکلاسی هام که یک سال از من کوچک تره علاقه دارم. به سختی مادرم رو راضی کردم با خانوادشون به طور ناشناس تماس بگیره ببینیم قبول می کنن تا درسم تموم بشه و سر کار برم عقد و نامزد باشیم یا نه. اون ها هم گفتن نهایتا ۴ تا ۵ ماه عقد. ولی از درس من ۶ سال مونده. تو این مدت هم به خاطر سنگینی فوق العاده ی درسای پزشکی نمیتونم کاری پیدا کنم که بتونم خرج یک زندگی رو دربیارم. خونوادم هم نمیتونن کمک کنن. این رو هم بگم من با ایشون ارتباطی تا حالا نداشتم.حتی سلام و علیک چون کلاس های دانشگامون تفکیک جنسیتیه. فقط به خاطر درس و جزوه یه مقدار چت داشتیم. حالا چیکار کنم؟ فکرش از سرم بیرون نمیره. دخترای دانشگامون یکی یکی دارن ازدواج میکنن و مطمئنم تا ۶ سال دیگه اون هم ازدواج میکنه. مستقیم به خودش ابراز علاقه بکنم؟ تا جایی که میدونم ایشون به من توجهی ندارن زیاد حتی فامیلم رو هم دقیق نمیدونستن برای همین رفتم دنبال خواستگاری که بدونن جدی ام و قشنگ فکر کنن. این روزا هرکسی رو میبینم که تو جوونی به عشقش نرسیده و تو سن ۳۰ سالگی تازه شرایط ازدواج رو داره افسردست و دیگه نمیخواد ازدواج کنه. میترسم من هم این جوری بشم. شاید اگه بهش بگم و ردم کنه آرامشم بیشتر باشه چون تا حالا این اتفاق دوبار برام افتاده و بعد از مدتی فراموش کردم. هرچند خیلی سخت بود. اما چون هنوز از ایشون نه نشنیدم نمیتونم فراموشش کنم.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست گرامی درست است که شما به ایشون علاقه مند شدید ولی خب علاقه صرف کافی نیست اگر فکر می کنید می توانید در دوران دانشجویی بدون شرایط کاری مسئولیت فرد دومی را بپذیرید و البته که شرایطی دارید که علاوه بر درس کاری هم داشته باشید خب اقدام کنید به طور رسمی از طریق خانواده صحبت ها را بشنوید به هر حال اگر پاسخ رد بشنوید هر چند شخت است ولی تکلیفتون مشخصه که حداقل شما اقدام کردید ایشون رضایت نداشتند نه اینکه فکرتون درگیر این باشه که ای کاش زوتر اقدام می کردید و یا هر مساله دیگری !!!!ضمن اینکه امروزه خیلی از افراد مثل شما هستند و خوب زندگی دانشجوی را شروع می کنند و بسته به درک و فهم طرف مقابل و پذیرفتن شرایط زندگی اهمیت پیدا می کند اینکه بتوانید با همراهی هم رشد و پیشرفت داشته باشید و خانواده ها در خرج و مخارج سخت نگیرند در غیر این صورت شرایط سختی در پیش است .به هر حال بهتره اگر واقعا تمایل به ازدواج در این سن را دارید به طور رسمی و درست از طریق خانواده اقدام کنید .و فکر نکنید اگر شما چند فرد ۳۰ ساله رادیدید که نگران اینده زندگی خود بودند در مورد شما هم اتفاق می افتد خیر هر فردی شرایط خاص خودش را دارد و هیچ دونفری شبیه هم نیستند و به هر حال اگر شما شرایط مناسبی داشته باشید همیشه دخترانی هم سطح شما وجود خواهند داشت که تمایل به ازدواج داشته باشند پس نگران نباشید و اولویت اکنون زندگی خود را با توجه به شرایط خود در نظر بگیرید
      امیدوارم خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  16. سمیرا
    سمیرا میگه:

    سلام. من دختری ۲۸ ساله و مجرد هستم. مشکلی دارم که کارموتحت تاثیر قرار داده. من ظاهری ساده دارم و لباس های معمولی میپوشم حتی آرایش هم در حد خیلی کم و عادی هست ولی مشکلی که دارم اینه که هر جا که میرم کار میکنم بعد از مدت کوتاهی رییس یا یکی از کارکنان اونجا(بعضی ها مجرد و بعضی ها حتی متاهل) سعی می کنن به من نزدیک بشن و با من ارتباط بیشتر از حد یک همکار با من برقرار کنن البته در اغلب مواد من مخالفت کردم و مانع اینگونه ارتباط ها شدم ولی این مورد باعث میشه که نتونم اونجا کارکنم و مجبور میشم از اون محل کار برم و کار جدیدی پیدا کنم. تا حالا سه چهار بار کارمو عوض کردم و در کار جدید باز همین مشکل برام پیش میاد دیگه نمیدونم باید چکارکنم خسته شدم.ازتون کمک میخوام.با توجه به اینکه من حتی به ظاهرم زیاد نمیرسم و خیلی ساده هستم و حتی رفتارم هم خیلی عادی و محترمانه هست و اصلا با کسی صمیمی نمیشم. لطفا کمکم کنین واقعا خسته شدم.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست گرامی به هر حال احتمالات مختلف است ولی به طور کل این قضایا فقط در مورد شما نیست .به هر حال در هر جمع کاری نسبت به فردی که مجرد است توجه بیشتری نشان داده م شو د و اگر این توه از سمت افراد مجرد مجموعه های کاری باشد اصلا غیر قابل پیش بینی نیست به هر حال خیلی از افراد همسرشون رو در محیط کاری می بینند و انتخاب می کنند .در مورد ظاهر و …اصولا در این شرایط جامعه که جراحی های مختلف و تغییرات چهره از سمت خانم ها برای زیبایی بسیار شده است شاید شما متفاوت به نظر می ایید و برای مردان این تفاوت مورد علاقه است و اصولا افرادی که در جمع ها شرکت نکنند و کمتر توجه داشته باشند بیشتر برایشان جذاب است که به او نزدیک شوند و اصطلاحا از او سر در بیاورند .شما باید مهارت های تعامل درست را افزایش دهید و در یک فضا متناسب با چهارچوب خودتون و خط قرمزها با افراد تعامل کنید و بتوانید با انها کنار بیایید تا انها هم حدود شما را بپذیرند شاید هر روز کا ررا عوض کردن و تغییر دادن اصلا به صلاح شما نباشد .به هر حال در جو جامعه یک دختر مجرد همیشه در معرض دید قرار دارد حالا به هر نیتی شما باید بتوانید در هر محیطی هستید به نحو احسنت تلاش کنید و اصلا توجهی به اطراف نداشته باشید .شما باید به افراد بفهمانید هر فردی حدودی دارد البته محترمانه و کاملا با سیاست رفتاری بهتر است حتما مراجعه حضوری داشته باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  17. بی نام
    بی نام میگه:

    من خانم ۲۵ساله ای هستم که تقریبا ۴ساله ازدواج کردم و چون چندین بار از شئهرم خیانت دیدم و بعد از این که متوجه میشدم بعد از کلی خواهش و التماس میبخشیدمش ولی هنوزم بهش بدبینم.الان هرکاری که بیرون انجام میده ازش میپرسم و اونجاهایی که برام مبهمه فکر میکنم که داره بهم خیانت میکنه.واقعا نمیتونم بفهممش که واقعا اینطوری هست یانه.لطفا کمکم کنید.حتی چندبار اقدام به طلاق کردم ولی بعد که با خودم کمی فکرکردم گفتم شاید من دارم اشتباه میکنم شاید واقعا دیگه بهم خیانت نمیکنه. و برای طلاق هم باید دلیل داشته باشم.من زندگیمو دوس دارم میخوام درستش کنم ولی نمیدونم چه جوری.من از نظره محبت برای شوهرم کم نمیزارم .وبخاطه همین یه مسِله ی بدبینی واینکه بعد از ۴سال نمیتونم شوهرموبشناسم اقدام به بچه نمیکنم .چون احساس میکنم زندگیم روهواست.لطفا لطفا کمک کنید

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست گرامی ابتدا باید بگم تصمیمی که برای نداشتن فرزند در شرایط فعلی گرفتید کاملا منطقی و عاقلانه است چون وقتی خودتون هنوز سردرگم هستید و نمی دونید تکلیف چه خواهد شد و شرایط زندگی نورمال نیست و استرس هایی وجود دارد وجود فرزند هم مسئولیت پذیری بالایی می خواهد و هم تربیت فرزند اهمیت زیادی دارد که باید دقت داشته باشید .در مورد خیانت همسر که متاسفانه امروزه موارد زیادی چنین درگیری هایی دارند باید علل و عوامل بررسی شود و بهتر است حضوری مراجعه کنید همیشه علت خیانت به خاطر عدم تامین شدن مرد در خانه نیست .و گاهی یک مشکل در فرد و عوامل محیطی موثر هستند اگر ایشونم به زندگیشون علاقه دارند و وقتی شما متوجه شدید قول دادند رفتار تکرار نشود و سعی در حفظ زندگی داشتند این ها همه امید بخش است منتهی شک شما در شرایط اینچنین طبیعی است و اینکه بعد از چندین مورد نتوانید اعتماد کنید باید با هم مراجعه کنید تا شرایطی که ایشون فکر می کنند باعث چنین مساله ای شده است مشخص شود .و اگر نیاز به تغییر و اصلاح رفتار از هر دو سمت باشد خب این اتفاق بیفتد و زودتر شرایط طبیعی و نورمال شود که شما خهم رضایت از زندگی داشته باشید و البته باید همسر شما در جهت رفع تردید ها و جبران گذشته تلاش های ملموسی داشته باشد تا شما هم به زندگی امیدوار شوید امیدوارم خوشبخت باشید
      و مشکل برطرف شود

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  18. دریا
    دریا میگه:

    سلام من دختری ۱۹ ساله هستم به مدت یک ساله ک با اقا پسری اشنا شدم ک یک سال از خودم بزرگ تره قصدشم ازدواجه واز این موضوع حتی مادرش هم خبر داره اما خانواده من بی اطلاع هستند با این وجود الان شرایط ازدواج نداره و میگه ک چند سال دیگه میاد خواستگاری درصورتی ک من خواستگارای زیادی دارم ولی از وقتی این اقا پسر وارد زندگیم شده به هیچ کسه دیگه جز اون نمیتونم فکر کنم به نظرشما چیکار کنم به پاش بنشینم یا بافرد دیگه ای ک موقعیت اجتماعی بهتری داره ازدواج کنم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      به نظر خودتون ایشون چقدر در تصمیمشون مصمم هستند و اینکه ایا واقعا انقدر ارزشمند هستند که موارد دیگر را به خاظر ایشون رد کنید و مطمئنید که منطقی بررسی کردید و به این نتیجه رسیدید یا خیر ؟به هر حال وقتی فضای احساسی و دلبستگی ایجادشود خب متوجه شرایط نیستید ممکن است بسیاری از خواسته ها را درست مطرح نکنید و حتی بسیاری از اولویت ها خود چشم پوش کنید چون فکر می کنید عاشق ایشون هستید و همه چیز به سادگی حل خواهد شد .بنابراین بهتر است شرایط خودتون رو در نظر بگیرید شما چند سال دیگر می توانید صبر کنید و اینکه چه تضمینی وجود دارد که اصلا ایشون بخواهند با شما ازدواج کنند و ملاک هاشون و خواستشون بعد از چند سال تغییر نکند .در هر حال شاید بهتر باشد با هم به مشاوره پیش ازازدواج بروید و امیدوارم خوشبخت باشید و هر دو نفر تصمیم منطقی بگیرید

  19. صبا
    صبا میگه:

    سلام دختری ۲۵ ساله هستم با شغل و درامد خوب ۴ ساله با پسری آشنا شدم که خیلی همو دوست داریم که اونم مثل من تحصیلکرده و شاغل هستش از نظر رفتاری خیلی شبیه هم هستیم و توی این ۴ سال هیچوقت مشکلی نداشتیم جز مشکل دوربودنمون-اما الان دوساله که ایشون در تلاشن که خانوادشونو راضی کنن اما راضی نمیشن چون از نظر مالی خیلی از ما بالاتر هستن و میگن تفاوت فرهنگی داریم .میخواستم راهنماییم کنید تفاوت فرهنگی ینی چی؟ما که هر دو تحصیلکرده هستیم و هر دو خانوادهخ هامون هم تحصیلکرده هستن .

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز باید دید خانواده ایشون دقیقا چه نکاتی را مطرح کردند .اگر واقعا ایشون تلاش کردند و خانواده راضی نشدند شاید بهتر باشد با وجود اینکه شرایط سختی است واقع بینانه تصمیم بگیرید به هر حال داشتن حمایت خانواده در بحث ازدواج بسیار حائز اهمیت است همینکه خانواده ایشون شما رو به عنوان عروس خانوادهدبپذیرند وبهترین فردی که در این زمیته شای بتواند تلاش کند خود اون پسر است هر چند متوجه شدم که تلاش ایشون بی فایده بوده ولی می توانند به جای اصرار زیاد و حساس کردن خانواده از خانواده بخواهند که حداقل شرایط را در نظر بگیرند .و یک بر ملاقات حضوری صورت گیرد ولی یادتان نرود هر چند ابتدا شما دو نفر اصرار دارید ولی تفاوت های فرهنگی و مکانی بسیار نقش مهمی دارند و ازدواج صرفا رسیدن به یک فرد نیست توان مدیریت درست شرایط اهمیت ویزه ای دارد که باید دقت داشته باشید همپنین سازگاری با تفاوت های احتمالی و برخورد خانواده ها که در بسیاری از افارد امروزه محل ایجاد مشکل شده است .امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید .

  20. محمّد
    محمّد میگه:

    با سلام پسری ۲۸ ساله هستم که شاغل و دارای خونه و ماشین برایم خود میباشم قریب به ده سال میشود که عاشق دختری هستم که اورا صمیمانه از اعماق قلبم دوسش دارم و حاضرم جونمو برایش فدا کنم اما ایشون سال ۹۰ ازدواج کرد و پنج سال بعد طلاق گرفت و الان بعنوان یک خانم مطلقه میاشد حالا از شما میخواهم بنده را باتوجه به اینکه من هنوز دوسش دارم و وحاضرم باهاشون ازدواج کنم راهنمایی کنید که چطور این موضوع را باخانواده خود در میان بگذارم ؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز .توجه داشته باشید که با توجه به شرایطی که می فرمایید و خب قطعا افراد زیادی تمایل به ازدواج با شما را دارند شاید بهتر باشد که در تصمیم خود تجدید نظر کنید چون احتمالا خانواده موافقتی با این مساله نخواهند داشت بسته به شرایط خود شما و به خاطر مطلقه بودن اون خانم .البته که قرار نیست طلاق برای کسی انتهای کار باشد .و قطعا حق زندگی و خوشبختی برای همه وجود دا د ولی خب باید بدانید که زندگی الزاماتی دارد و همه چیز در عواطف و عاشقی خلاصه نمی شود.و نمی شود صرفا بر این اساس اقدام کرد .در هر حال با خانواده با صداقت و صراحت مطرح کنید و دلایلی که فکر می کنید با این خانم خوشبخت می شوید را بیاورید درنهایت امیدوارم خوشبخت باشید .

  21. marzi
    marzi میگه:

    من ۲۶ ساله هستم و حسابدار موفق هستم.کارمندم معیارهای اصلی من ایمان و اخلاق و خانواده خوب سیگاری نبودن و کار ثابت است.که ایشون همه معیارهای من به جز کار را دارند از مشاورین محترم خواهش میکنم حتما منو راهنمایی کنید واقعا نمی تونم تصمیم درست بگیرم.ممنونم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز اینکه ایشون اکثر معیارهای شما را دارند بسیار مناسب است .ولی اگر کار برای شما اهمیت دارد و ایشون این شرایط را ندارند شاید ادامه ندهید بهتر است البته ممکن است بتوانید از این مساله بگذرید و برای شما اهمیتی نداشته باشد .و چون خودتون کارمند هستید خب از عهده هزینه هایی بر بیایید و البته این فرد هم شرایطی را داشته باشد که اگر اکنون کار ندارد ولی عرضه پیدا کردن شرایط کاری مناسب را داشته باشد .خب این مساله ای است که باید برای خود حل کنید و با ان کنار بیایید اگر واقعا برای شما اهمیت دارد .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و زندگی خوب و موفقی داشته باشید .
      یادتان باشد تصمیم گیرنده نهایی خود شما هستید که باید بتوانید با شرایط این فرد منطبق شوید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

  22. محمدجواد
    محمدجواد میگه:

    سلام وقت بخیر
    من یک پسر ۱۸ ساله هستم و عاشق دختر ۱۹ ساله شدم خیلی سلیقه هامون شبیهه و هر دو طرفدار هیجانات هستیم و به جاش منطقی
    خانوادگی هم رفت و آمد داریم و حقیقتش همین یک دختر تویه عمرم چشم منو گرفته و فقط به خاطر خودش میخوامش و میخوام بااش خانواده تشکیل بدم و زیرسایه هم پیرشیم و اصلا بخاطر غریضه جنسی این حرفارو نمیزنم و خیلی وقته عاشقشم میترسم مرغ از قفس بپره من بنظرتون میتونم ایشان رو نشان کنم و چند سال دیگر ازدواج کنیم؟آیا همچین موردی دیدید؟
    در مورد خانواده هم خانواده آن ها از لحاظ مالی مثل ما متوسط هست و از لحاظ مذهب هم مثل خودمان هستند و خیلی روابط خانوادگی صمیمی داریم
    من احتمالا به کشور کره جنوبی بهمن ماه بورسیه بشم و قبل از آن به پدر و مادرم میگم برای نشان و اگر هم انتخاب نشدم بعد از نتیجه کنکور میخواهم به پدر مادرم بگویم برای نشان کردن
    آیا اینکار درست هست؟و این را بگم که من عاشق هیچ دختر دیگری نیستم و اینطور هم نیست که با این دختر ۱۹ ساله زیاد رفت و آمد داریم ما فقط سالی دو یا سه بار هم رو میبینیم و اطراف بنده دختران زیبایه دیگه هم هستند ولی عاشق همین یک دختر هستم و بلوغ اقتصادی و جنسی و اجتماعی هم رسیدم و عقلی هم تا حدودی فکر میکنم رسیده باشم و با جزئیات این بلوغ تا حدودی آشنا هستم.چگونه این دختر را حفظ کنم؟هر وقت خواستم فراموشش کنم بعلت شرایط سنی باز هم نهایتا پس از یک هفته بیقرار شدم و هرگز نمیتونم ایشان رو از ذهنم خارج کنم مطمئن هستم در آینده هم نظرم همین خواهد بود.لطفا راهنمایی کنید تشکر

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز خیلی ممنون از توضیحات مبسوط جنابعالی .اگر واقعا در این حد ایشون رو شناختید که فکر می کنید با هم اشتراک دارید و خوشبخت خواهید شد و صرفا بر اساس احساس تصمیم نمی گیرید خب بهتر است با خانواده مطرح کنید حتما خانواده راهکار مناسبی دارند البته که خانواده طرف مقابل هم باید رضایت بدهند و اینکه شما پیش قدم شوی د براساس صحبت جنابعالی مبنی بر اینکه فکر می کنید به بلوغ فکری و …رسیدید و کاملا توان اداره زندگی و پذیرفتن مسئولیت را دارید و در مورد اینکه ممکن است بورسیه شوید خب اگر قطعی باشد بدانید شرایط متفاوتی خواهید داشت و شاید این دوری خودش در تصمیم شما موثر باشد چرا که در سنی قرار دارید که به لحاظ پختگی و ازدواج سن مطمئنی نیست و ممکن است ملاک های شما در اینده تغییر کند و این کاملا طبیعی است .پس شاید بهتر باشد به لحاظ شرایط در ثباتی قرار بگیرد و بعد برای ازدواج اقدام کنید .در نهایت امیدوارم خوشبخت باشید و تصمیم درستی گرفته باشید .

  23. امتداد
    امتداد میگه:

    سلام
    من دختری ۲۸ ساله هستم و پسری ۳۸ ساله به خواستگاری ام اومده . می خواستم بدونم این اختلاف ۱۰ ساله مشکل ساز نیست؟ یا اصلا درسته؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      شما چند جلسه ایشون رو دیدید ؟چقدر شناخت پیدا کردید ؟ایا فکر می کنید طرز فکری شبیه هم هستید .انتظارات شما دو نفر به چه صورت است و شرایط روحی و شخصیت چگونه است ؟
      شرایط سنی وقتی مشکل ساز است که ایشون در سن ۳۸ سالگی به شدت معقول منطقی باشند و شما در این سن فردی هیجان طلب باشید و یا حتی بالعکس و اینکه به لحاظ اهداف زندگی شباهتی نداشته باشید مثلا ایشون مایل باشند زودتر فرزند داشته باشند بسته به شرذرایط سنی و در مورد شما بالعکس باشد دوست عزیز مواردی اینچنین ممکن است مشکل ساز شود و اینکه ایشون تا این سن ازدواج نکردند ایا فرد وسواسی در انتخاب بودند و یا شرایط ازدواج رو نداشتند .و اگر وسواس داشته باشند که که قطعا متوجه خواهید شد و منظورم وسواس فکری است اینکه نسبت به هر مسئله ای حساسیت نشان دهند .به هر جمله ای که شما می گویید بعد از مدتی فکر پاسخ دهند و بعدا باز برایشان محلی از ابهام باشد که در این صورت زندگی کردن کمی سخت به نظر می رسد .و در اینجا شاید با مشکلاتی مواجه شوید به هر حال دوست عزیز مراجعه به روانشناس هم کمک کننده است .و مشاورپیش از ازدواج به صورت حضوری ممکنه کمی از تردیدها و دغدغه ها کم می کند تمام این مسائل به طور کل در ازدواج مطرح است با هر سنی ولی شاید در حالت اختلاف سنی زیاد بیشتر عارض شود .امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید

  24. امین2
    امین2 میگه:

    با سلام پسری ۳۰ ساله هستم و هنوز به علت مشکل پسند بودن نتونستم ازدواج کنم.کارمند هستم و درآمد خوبی دارم.از یک سال پیش با دختری آشنا شدم البته از طریق خانواده.ایشان نیز ۲۳ ساله هستند و دبیر می باشند.دختر دارای اخلاق و رفتار و کردار و خلق و خوی و از لحاظ اخلاقی میتوان گفت فردی آیده آل برای ینده می باشد.متاسفانه خانواده ایشان بخصوص مادرش نبا به اظهارات همسایه ها و شواهد و قراین فردی شرور و دارای اخلاقی غیر قابل تحمل می باشد.آیا بعد از ازدواج رقتار مادر دختر می تواند بر روی رفتار ویا زندگی دختر تاثیر داشته باشه یا نه؟و من میتوانم با مادرش کنار بیایم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام اگر صرف شنیدهای همسایه ها می توان اکتقا کرد خب ممکنه سازگاری با مادر زن اینچنینی شرایط را براب شما سخت کند ولی مشخص نیست ایا واقعا این طوری هستند یا نه ؟و اگر خودتون برخورد داشته باشید .ببینید چه برداشتی خواهید داشت در هر صورت اگر شما ازدواج کنید .و این فرد مناسب باشد مدام قرار نیست با خانواده مرتبط باشید البته که مهم پذیرش شماست اگر دوست ندارید مادر زن اینچنینی داشته باشید .خب شاید ادامه دادن درست نباشد.امیدوارم خوشبخت باشید و همه جوانب امر را در نظر بگیرید .

  25. فوق لیسانس شاغل
    فوق لیسانس شاغل میگه:

    پسر ۳۳ ساله
    سلام من تا عید امسال درگیر تحصیلات ، سربازی و کار بودم تا زمانی که شاغل شدم با کمک از ۲ معرف به خواستگاری میرفتم اوایل ظاهر وشخصیت خانوادگی مهم بود و به همین خاطر چند مورد رو رد کردم ولیکن بعد از اون معیار ظاهر برام کم اهمیت شد تا وقتی که با موردی آشنا شدم که کعیارهای ظاهریشون متوسط بود ولی به لحاظ شخصیتی و خانوادگی بسیار خوب و عالی اما مشکلم از جایی شروع شد که ایشون در جلسات اول آشنایی گفتند که یک نامزدی ساده داشتند ولی بعد از طی جلساتی که با هم داشتیم و خیلی هم معیارهای هردو مون به هم نزدیک بود تصمیم به نامزدی گرفتیم و من در تحقیقات متوجه عقد و جشن ایشون شدم و بعد از سوال از خودشون گفتند مراسم نامزدیشون با خطبه عقد بوده و از نظر خودشون همون اول راستشو گفتن ولی از نظر من بی صداقتی یا عدم بیان روشن مسئله ای به این مهمی بوده مضافا به این که خانواده دختر بعد از فقط ۲ ماه اسرار به برگزاری مراسم نامزدی همراه با خطبه عقد دائم می کنند و من توی ۲ مورد دچار ابهام هستم.
    ۱- مسئله عقدشون که میگن با نامه از شناسنامه پاک شده و هیچ ارتباطی نبوده و واسم ابهام داره
    ۲-عدم شناخت کامل
    لطفا کمک کنید

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست عزیز ایشون در هر حال عقد کردند چه اتفاقی چه با اختیار چه از شناسنامه حذف شده باشد چه نشده باشد در هر حال شما با فردی صحبت می کنید که قبلا عقد کرده است توجه کنید که این شرایط چقدر برای شما قابل قبول است .ایشون گفتند نامزد داشتند و فهمیدید عقد کردند پس نباید خودتون رو گول بزنید خودتون باید با این مساله کنار بیایید که چقدر برای شما اهمیت دارد اگر نمی پذیرید ادامه دادن درست نیست چون ممکن است بعدا در طی زندگی با مشکلاتی مواجه شوید .در مورد مساله دوم با صرف زمان و با صداقت انتظارات و خواسته ها مطرح شود تا بتوانید تصمیم درستی بگیرید و مشاوره پیش از ازدواج هم می تواند کمک کننده باشد .در هر حال امیدوارم تردیدها برطرف و خوشبخت باشید

      • فوق لیسانس شاغل
        فوق لیسانس شاغل میگه:

        سپاس

        • مشاور
          مشاور میگه:

          موفق باشید

  26. ناشناس
    ناشناس میگه:

    من یه مردم ۳۳سالمه با یه دختر ۴ ساله
    زن من دو ماهه با یه مرد غریبه رابطه داشته، من اهل دعوا یا زدن نیستم تو خونم نیست
    بهم بگین چکار کنم
    اینکه بخام فکر کنم خیانت جنسی بهم کرده باشه داره روانیم میکنه سه تا شاخه قرص آرام بخش خریدم
    تو فکر خود کشیم
    ازتون خواهش میکنم اگه میتونید راهکاری بهم بدین
    من اهل رفتن پیش مشاور نیستم
    کمکم کنید، میدونم اگه نتومنم راهمو پیدا کنم خودمو راحت میکنم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست عزیز شما نباید انقدر با ضعف عمل کنید که به فکر خودکشی باشید .شما قطعا به همسرتون علاقه دارید و خب باید دید این مساله چه مدت ایت تا چه حد در رابطه پیشرفت کردند دلیل خود ایشون چیست و به هر حال سولاتی دیگر که باید پاسخ هایش مشخص شود . وقتی راهکارهای مختلفی وجود دارد نباید اینچنین تصمیم بگیرید که راهکار نهایی خودکشی است .اگر واقعا شرایطی بود که دیگر نتوانستید بگذرید و تحمل کنید طلاق هم یک راهکار است هر چند با وجود داستن فرزند شرایط سختی است ولی این ها همه فرضیه ذهنی است و چیزی مشخص نیست و نمی سود با قاطعیت تصمیم گرفت .بهتره خوشبین باشید و این طور با قاطعیت نگویید که اهل رفتن به مشاوره نیستید برای حل هر مشکلی راهکاری وجود دارد .امیدوارم این مشکل به زودی برطرف شود.

      • ناشناس
        ناشناس میگه:

        ازتون ممنونم
        حق با شماست و دوسش دارم، بدترین چیزی که رنجم میده ندونستن این قضیه ست که آیا…. گفتنشم برام زجر آوره )همدیگه رو تنها دیدن یا نه
        راستش و بخواین باهاش صحبت کردم و این مشخصه که میگه رابطه فقط در حد چت، زنگ و این چیزا بوده نه هرچیه دیگه
        اما چجوری ذهنمو متقاعد کنم که تو دو ماه تو شهر خودم اتفاقی نیافتاده
        در مورد مسئله طلاق بخاطر دخترم که معصومه و این چیزارو نمیفهمه
        حاظرم خودم له شم اما اون روحش ضربه نخوره
        ازینکه گفتم اهل رفتن پیش مشاور نیستم ازتون عذر میخام،دیشب رفتم، شنیدم گفتم
        راه کار گفتن و……
        اما در آخر
        ازین واقعیت که کاریست شده ست و سبویی ست شکسته
        نمیشه گذشت
        من پستی بلندی زیاد دیدم مثل تمام هم وطن آ و دوستان عزیز مون
        منم هیچ فرقی با هیچکس نمیکنم
        بازم عمیقا ازتون متشکرم که جوابمو دادین….
        امیدوارم این کمر شکسته التیام پیدا کنه، حدقل تا زمانی که دخترم بزرگ شه تا اون موقع بتونم طلاق بگیرم
        مشکل همه ماها دل مونه
        امیدوارم هیچ کس داغ خیانت و نچشه
        خوشحال میشم باهم ارتباط داشته باشیم دوست عزیز
        رز

        • مشاور
          مشاور میگه:

          با سلام .امیدوارم همان طور که فرمودید مشکلات شما حل شود

  27. علی
    علی میگه:

    سلام
    من پسر ۲۴ ساله هستم
    چند روز پیش خواستگاری دختر خانمی مانتویی رفتم و در صحبت هایم ازش خواستم چادر سر کند و موافقت کرد
    منتها بعضی از حرفاش منو دو به شک کرده
    مثلا میگفت دوست نداره به گذشته هم کار داشته باشیم و اینکه آدم مغرور و لجبازی هست
    یا کسی زنگ بهش میزنه اشتباهی،ازش نپرسم کی بوده
    میخواستم راهنماییم کنیم این دختر به درد ازدواج با من میخوره یا خیر؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .اولا اینکه فرد رو همان طوری که هست بپذیرید نه به امید تغیر کردن چون معلوم نیست اصلا ایشون زبانی پذیرفتند و یا قلبا و بعد از زندگی با شما ممکنه دچار مشکل شوند.به هر حال خیلی از افراد زبانا مسئله ای را قبول می کنند .در مورد اینکه گفتند راجب گذشته صحبت نشود و بحث تماس ناشناس کمی دقت کنید .به هر حال فردی که نگران مسئله ای نباشد و می داند تماس تلفنی فردی ناشناس بوده است ضرورتی ندارد که از گفتن ابایی داشته باشد چون به هر حال برای مردان اهمیت دارد و این خود یعنی اطمینان داشتن نسبت به یکدیگر .دقت داشته باشید که زندگی و ازدواج انقدر بحث مهمی است که بخواهید مسئله را جدی بگیرید امیدوارم تحقیق کنید و تصمیم معقولی بگیرید

  28. ویدا
    ویدا میگه:

    خسته نباشید خدمت همه شما مشاوران گرامی

    • مشاور
      مشاور میگه:

      موفق و سلامت باشید

  29. یلدا
    یلدا میگه:

    سلام خیلی ممنون میشم راهنماییم کنید
    من دختری ۲۴ ساله هستم .امروز یه خواستگار که از یک ماه پیش صحبت اومدنشون بود امشب اومدن.
    از نظر من همه چیشون خوب بود و فقط اینکه یه بار عقد کردن و جدا شدن.
    توی اون یک ماه که گفته بودن میخوان بیان ما از طریق یه نفر که یه آشنایی کمی با خانواده اون نامزد قبلیشون داشتن پرسیدیم گفتن مادر نامزدشون گفتن ایشون مشکل روانی دارن .
    من امشب ازشون پرسیدم که بیماری خاصی دارن یا نه که گفتن نه ندارم.و گفتن دلیل طلاقشون این بوده که از اخلاق اون خانم خوششون نمیومده و اخلاق تندی داشته و به همه چی حتی زندگی دیگران گیر میداده.
    حالا از شما میخوام که راهنماییم کنید که چطور به این موضوع پی ببرم با چه سوالاتی و چه رفتاری داشته باشم و که بفهمم ایشون مشکلی دارن یا نه.و آیا به نظرتون برم پیش روانپزشک و ازشون راهنمایی بخوام.
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنید.
    سپاس

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز نمی توانیم قضاوتی داشته باشیم ولی به نظرتون هیچ فردی بعد از طلاق له فرض داشتن مشکل می گوید مشکل ار من بوده مخصوصا به فردی که برای بار دوم ازدواج او رت انتخاب کرده باشد خب باید بیشتر تحقیق کنید ر شما همه شرایط ایشون رو مقبول می دانید حتما همسر قبلی ایشون هم همه شرایط را پذیرفته بوده است .و هیچ کس به امید طلاق ازدواج نمی کند مخصوصا در این اوضاع جامعه ما که دختر و پسری که سلامت اخلاقی و ..داشته باشند بسیار کم شده است .امیدوارم به صحبت های بنده توجه داشته باشید برای رفع تردیدها به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید .خوشبخت باشید

  30. ناشناس
    ناشناس میگه:

    با سلام و خسته نباشید
    من دختری ۳۲ ساله هستم دو سال پیش از طریق اینترنت با پسری اشنا شدم ایشان به من ابراز علاقه کردن و گفتن که مایل به ازدواج هستن.من همون اول به ایشون گفتم که نمیخوام با یه وابستگی و احساس و علاقه وارد یه زندگی بشم و بعدش شکست بخورم .گفتم که از دلبستگی و نرسیدن میترسم.بنابراین ترجیح دادم که خیلی احساسی برخورد نکنم.ایشان ظاهرا از قبل با خونوادش مشکل داشتن حالا روی چه قضیه ای نمیدونم بنابراین اول گفتن که پدر و مادرشون در قید حیات نیستن.من مخالفت کردم که تنهایی بیان خواستگاری بعدش گفتن که با خونواده در ارتباط نیستن و فعلا تنها زندگی میکنن.البته خونه ای که داره در یه مجتمع خونوادگیه همه طبقات برادر های اون با خونواده زندگی میکنن.به اصرار من مبنی بر وجود خونوادش با خونواده اشتی کرد که اونا اول مخالفت کردن.ولی الان که راضی به ازدواج ما شدن من میترسم از اینکه این اشنایی قبل ازدواج بعدها برام درد سر ساز بشه. البته من ایشون رو فقط یک بار دیدم اونم کوتاه و فقط در حد ۵ دقیقه .همه حدود رو رعایت کردم تو این دو سال فقط ارتباط بین ما تلفنی بوده.حتی گاهی من خواستم به خاطر طولانی شدن زمان کنار بکشم ولی با اسرار طرف مقابل نتونستم.الان که دارن قرار خواستگاری رسمی و نامزدی رو میزارن دچار شک و تردید شدم نسبت به قیافه و زندگی و اینده ای که هست .لطفا راهنماییم کنید ممنون میشم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست عزیز درسته که با ایشون اینترنتی اشنا شدید و به لحاظ جو فرهنگی جامعه ما شاید این طریق اشنایی پذیرفته شده نیست .ولی همیشه استثنائاتی هم وجود دارد .اگر فکر می کنید شناخت خوبی پیدا کردید و ایشون فرد مناسبی هستند و البته تحقیقات محلی هم بسیار مفید است.بهتر است اگر تردید دارید فعلا رسمی نکنید رابطه رو و دوران نامزدی داشته باشید که از انتخابتان مطمئن شوید .البته این مساله را هم در نظر بگیربد که کمی از حالات شما قبل از ازدواج برای هر دختری طبیعی است امیدوارم خوشبخت باشید.

  31. سمیرا
    سمیرا میگه:

    سلام. من دختر ۲۵ ساله هستم که مجردم و در موسسه ای خصوصی مشغول بکار هستم. مدتی بدلیل مسایل کاری با پسر رییس شرکت تماس و پیام میدادیم وفقط مسایل کاری مطرح بود و هیچکدوم قصد دیگری نداشتیم.تا اینکه چند روز پیش رییس شرکت که البته در جریان این پیامهای کاری بودن به من زنگ زدن و منو تهدید کردن و گفتن دیگه جواب پیام پسرمو ندید و هرچی از دهنشون دراومد به من گفتن.و من کلا شوکه شده بودم.البته به خونواده چیزی نگفتم. تا اینکه فرداش بهشون پیام دادم و گفتم که پیامها کاملا کاری بوده و موضوع خاصی بین ما نیست و پسرایشون مثل برادر من هستن حتی پسرشون از من کوچکتر هست و زن داره. بعد از یکی دو روز رییس تماس گرفتن و عذرخواهی کردن و گفتن اشتباه کردن و این چند روز خجالت میکشیدن با من چشم توچشم بشن. پسرشون هم باگل و شیرینی اومد خونه ما واسه عذرخواهی ولی من دروباز نکردم و ایشون فکرکردن من خونه نیستم و رفتن. میخوام کمکم کنین فردا که میرم موسسه اگه رییسو دیدم چجوری برخورد کنم؟انگار که اتفاقی نیفتاده یا به روی خودم بیارم؟ اگه پسرشون اومد موسسه با گل وشیرینی برای عذر خواهی چجوری برخورد کنم؟گل وشیرینی رو ازشون بگیرم یانه؟ البته دلم میخواد بگم جلو بقیه همکارا ازم عذر خواهی کنن چون آبروی منو پیش بقیه بردن. ولی میترسم که همه همکارا درجریان نباشن و اینجوری بدتر بشه. چون دوسه تا ازهمکارا رو میدونم در جریانن ولی بقیه فکرنمیکنم ماجرارو بدونن.کلا نمیتونم ببخشمشون چون باآبروم بازی کردن از طرفی به این کارخیلی نیاز دارم و نمیخوام رییس از موسسه بیرونم کنه. ممنون میشم کمکم کنین.چند روزه حالم خیلی بده.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز ایشون دچارخطا در برداشت شدند و اصلا قضیه به شما ربطی نداشته ایشون وظیفشون است که عذر خواهی کنند .شما اگر سر کار رفتید با رفتارتون و بی توجهی البته نه زیاد نشان بدهید که ناراحت شدید و خب اگر عذر خواهی کردند بپذیرید و و بهتره به رئیس شرکت بفرمایید قضیه همان جا تمام شود که اصلا سو تفاهمی برای همکاران شما پیش نیاید .بعد هم عادی برخورد کنید و اصلا پیام کاری و ..ارسال نشود و اگر ایشون پیامی ارسال کردند و یا تماس پاسخگو نباشید و اگر بعدا مواخذه شدید بفرمایید دوست ندارید حرمت ها ریخته شود تا بفهمند اصلا از جانب شما چیزی نبوده است .در هر حال کار ایشان اشتباه بوده .و شما بدون نگرانی سر کار بروید و نگران نباشید موفق باشید

  32. یلدا
    یلدا میگه:

    سلام من یه دختر ۲۴ ساله هستم.به همان روش های سنتی که یه نفر زنگ میزنه و میان خونه دیروز خواستگاری برام اومد که شغل خوبی دارن و در اولین جلسه ای که با هم صحبت کردیم به نظر میاد اخلاق خوبی داشته باشن ولی ظاهر زیبایی ندارن (در مقایسه با خواستگار هایی که قبلا داشتم میگم) ولی وقتی باهاشون صحبت میکردم حس میکردم خیلی باهاشون راحتم .
    از یه طرف با خودم میگم ممکنه اطرافیان به خاطر انتخابم سرزنشم کنن.ویا اینکه خودم روم نشه .حالا نمیدونم چیکار کنم.نمیدونم صبر کنم شاید بهتر این آقا پیدا بشه یا اینکه قبول کنم.از طرفی مدتیه خیلی احساس تنهایی میکنم و دلم نمیخواد به خاطر این حس تصمیم اشتباهی بگیرم.ممنون میشم مشاورین محترم و هرکس دیگه ای که تجربه ای داره راهنماییم کنه.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست عزیز ظاهرشون به دل شما نشست یا خیر ؟این مهم است در دیدار اول تمایل به ادامه با این فرد را داشته باشید .خب اگر ایشون به دل شما نشستن ادامه بدهیدولی اگر به خاطر حس تنهایی و یا هر مسئله دیگر می خواهید ازدواج کنید مطمئن باشید ان ازدواج اشتباه است .اگر فردی هستید که نظرات دیگران برایتان اهمیت دارد و قکر می کنید اگر این فرد را انتخاب کنید فردا مواخذه می شوید و خب حس بدی پیدا می کنید و حتی دلتان نمی خواهید به بقیه ایشون رو معرفی کنید خب اصلا اقدام نکنید بهتر است ولی اگر فرد مستقلی در تصمیم گیری هستید و نظر بقیه برای شپا در زمینه چهره اهمیت ندارد و مهم انتخاب شماست جریان فرق می کند .بهتره ابتدا لا خودتون کنار بیاید که از زندگی چه می خواهید کدام ملاک های طرف مقابل برای شما اولویت دارد و باقی مسائل می توانید از روانشناس هم کمک بگیرید .امیدوارم با تصمیم درست پیش بروید و خوشبخت باشید

      • یلدا
        یلدا میگه:

        مرسی از راهنماییتون.
        ولی راستش مادرم همیشه میگه تصمیم نهایی با خودت ولی وقتی هم میگم فلانی به نظر خوب میاد یه بار دیگه اجازه بده بیان که باز صحبت کنیم میگه نه خوب نیست و لیاقتت بیشتر از این حرفهاست.و اینجوریه که من کلا دیگه بیخیال شدم و میگم هر چی خودتون دوست دارین بهشون بگین.
        آخه من دوسال پیش یه آقایی که ازهمه نظر خیلی خوب بود رو دوست داشتم.یه بار همو دیدیم و دوماه با هم تلفنی در ارتباط بودیم بعد با خانوادشون اومدن خواستگاری و بعد دیگه خبری ازشون نشد و گفتن که خانواده ام مخالف بودن .راستش بعد از اون خیلی خورد تو ذوقم.اون آقا از همه نظر از من بهتر بود و بعد از اون از بین کسانی که اومدن هیچکدوم در حد اون آقا نیست و با این حال شکایتی ندارم فقط اینکه خیلی زود گریه ام میگیره و نمیتونم راحت حرفمو بزنم .نمیتونم بهشون بگم از این به بعد من دنبال عشق نیستم فقط دنبال یه نفر هستم که دوستم داشته باشه وباهاش راحت باشم و یه شریک زندگی داشته باشم.اما نمیتونم بگم.آخه چیکار کنم.؟؟
        ممنون میشم اگه یه بار دیگه راهنماییم کنید.

  33. امین
    امین میگه:

    سلام
    من پسری ۲۸ ساله هستم ک به درخواست خانواده به دیدن و اشنا شدن با خانواده دختری رفتم .
    گرجه اجباری در خانواده نیست ( هر کسی احتیاج به یک همدم داره و من هم مستثنا نیستم ) ولی درخواست مکرر خانواده به دیدن دختر رفتیم .. که ایشون از هر جهت مورد تایید من بوده است گرجه از نظر ازدواج حرفی رد وبدل نشد ولی از لحاظ درک صحبت و نشستن برخاستن همون جیزیه ک من میخوام
    ولی با توجه به شرایط کاری و زندگی شخصیم ازدواج رو زود میدونم شاید خنده دار بنظر برسه ولی یه جورایی از ازدواج هم میترسم از تامین نکردن طرف مقابل یا احساس خوشبختی نکردن طرف که وظیفه منه ک با حداقل کاری این احساس رو برای طرف مقابل ایجاد کنم چون من درامد ۲ میلیون در ماه دارم ک فکر میکنم جواب گوی زندگیم نباشه الان قریب به دو روزههه دارم بهه این موضوع و این دختر خانم فکر میکنم ولی هر جه بیشتر فکر میکنم به نتیجه ای نمیرسم و گیجتر میشم و نمیدونم چ جوابی به خانواده ام برسونم لطفا بهم کمک کنید

    • مشاور
      مشاور میگه:

      امیدوارم این متن بتونه شمارو در انتخاب مسیر کمک کنه
      وجود بلوغ جسمی و جنسی و بلوغ عقلی و فکری از ابتدایی ترین عوامل شروع هر زندگی مشترک است و افراد خواهان ازدواج باید به سنی برسند که بتوانند صمیمیت عاطفی و جنسی را در یک رابطه مبتنی بر تعهد تجربه کنند.

      به گزارش مهر، برای ازداوج مرد و زن باید از نظر عقلی و ذهنی به چنان رشدی برسند که بتوانند به راحتی از والدین خود جدا شوند. همچنین باید به خودکفایی دوران بزرگسالی برسند و جایگاهی رضایت بخش در بازار کار بیابند. افراد خواهان ازدواج باید صمیمیت عاطفی و جنسی را در یک رابطه مبتنی بر تعهد تجربه کنند، بتوانند با افراد در سنین مختلف رابطه دوستانه برقرار کنند و قدرت پذیرش نقش همسر و به تبع آن پدر یا مادر بودن را از ابعاد مختلف روان شناختی و زیستی دارا باشند.

      سن ازدواج به عوامل مختلفی ارتباط دارد که عبارتند از بلوغ جسمی و فکری، توانایی کسب درآمد، پیشرفت تحصیلی و…، اما اعتقاد عمومی بر این است که بهترین زمان برای ازدواج بعد از بیست سالگی است، زیرا در این سن زندگی افراد از ثبات بیشتری برخوردار خواهد بود.

      ازدواج که رابطه ای پایدار ومتعهدانه ایجاد می کند یکی از هیجان انگیزترین و مقدس ترین پدیده های موجود در زندگی فرد می باشد، پس چنین تعهد طولانی مستلزم آماده سازی خویش و رسیدن به سنی خاص برای تعامل روحی، روانی و جسمی است. فرد باید قبل ازدواج در خود تعهدی صادقانه احساس کند و برای شناخت خود و طرف مقابل صمیمانه بکوشد.

      دوره آمادگی برای ازدواج دوره ای است که در آن زوجین باید به منظور درک اهداف و نگرش ها و نیز بررسی مسائل خانوادگی، اقتصادی و امیال و آرزوهای طرفین همدیگر را صادقانه و دقیق بررسی کنند. همچنین بحث و مذاکره در این دوره درباره جنبه های زندگی مشترک امری ضروری است، بنابراین، افراد باید از بلوغ فکری و سن مناسب برخوردار باشند و به مسائل مربوط به آن با جدیت نگاه کنند.

      وجود بلوغ جسمی و جنسی و بلوغ عقلی و فکری از ابتدایی ترین عوامل شروع هر زندگی مشترک است. تفاوت سنی بین دختر و پسر از مسائلی است که همیشه مطرح بوده است. در حال حاضر می توان گفت میانگین سن ازدواج در سراسر جهان برای دختران از ۲۲ تا ۲۷ سالگی و برای پسران از ۲۶ سالگی به بعد می باشد. روان شناسان اختلاف سنی ۴ تا ۷ سال را پیشنهاد می کنند، ولی به صورت استثنا تفاوت های سنی هم گزارش شده که از معیارهای روان شناختی خارج بوده، ولی موفقیت آمیز بوده اند.

      البته باید گفت که زن زودتر به سن بلوغ عقلی، فکری و جنسی می رسد، بنابراین پختگی روانی لازم را زودتر پیدا می کند و زودتر وارد مرحله اجتماعی شده و آماده برای ازدواج می شود. دلایل بالا نشان می دهد که فاصله سنی بین ۴ تا ۷ سال بهترین مدتی است که می توان پیشنهاد کرد. این فاصله موجب می شود که زن و شوهر از نظر عقلی، تجربی و فیزیکی و حتی هیجانات جوانی و جنسی و بالاخره در پیشرفت رفتارهای اجتماعی و اخلاقی نزدیک و هماهنگ باشند. این عوامل باعث می شوند تا سایر اختلافات فکری، کمتر امکان بروز پیدا کنند چنین زن و شوهری قادر خواهند بود که مسائل را خود بهتر حل کنند و در حقیقت زندگی خود را از این نظر بیمه کنند.

      همچنین مرد که اقتصاد خانواده را اداره می کند باید به قابلیتهای لازم رسیده باشد، چرا که باید از کمک مالی مستقیم خانواده صرف نظر کند، زیرا بعضی از کمک های مستقیم خانواده برای اداره زندگی به نوعی دخالت ناخواسته می انجامد که معمولا خوشایند نیست.

      البته طبیعی است که زن و مرد نباید نسبت به هم فاصله سنی زیادی داشته باشند. وجود فاصله سنی فاحش سنی در ازدواجها، آسیب پذیری بیشتری نسبت به سایر عوامل در پی دارد. معمولا این گونه ازدواج ها یا محکوم به شکست هستند یا با یک عمر سوختن و ساختن همراه خواهند بود و مخصوصا در بافتهای فرهنگی جامعه ما اکثرا با عدم خوشبختی زن همراه می شود.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست عزیز در بحث ازدواج مسئله تامین معاش اهمیت دارد ولی به هر حال شما ۲۸ سالتونه و قطعا به خیلی از مسائل واقف هستید که خوب اگر طرف مقابل فرد سازگاری باشد قطعا هم این درامد کفاف زندگی را خواهد داددو هم اینکه قطعا پیشرفت و خیر و برکت بیشتری در زندگی متاهلی وجود خواهد داشت .وقتی تا این حد درگیری ذهنی دارید و فکر می کنید حتما و باید طرف مقابل را تامین کنید این کمی خطرناک است و ممکن است کم کم با بالاتر رفتن سن به شکل وسواس فکری خودش را نشان دهد حتی با درامد و سطح زندگی بهتر ببینید مسئله تردید است که مشکل ساز است عدم امادگی روحی و روانی برای ازدواج که خوب بهتر است فعلا له روانشناس مراجعه کنید برای پیگیری اینکه واقعا از زندگی چه می خواهید .و بعد اقدام به ازدواج کنید چون این گونه هم طرفین مقابل شما دربلاتکلبفی قرار می گیرند و هم اینکه خوب خودتون به لحاظ عاطفی اسیب می بینید چون نمی توانید تصمیم بگیرید.در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید .

  34. ناشناس
    ناشناس میگه:

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما
    من ۳ روز پیش یک خواستگاری داشتم که با مادرشان به خانه ما آمدند بعد از چند دقیقه ای که گذشت مادرشان از ما درخواست کردند که با پسرشان حرف بزنیم بعد ما هم قبول کردیم بعد از ۴۵ دقیقه حرف زدن با آقا پسر که وقتی حرف می زد از خودش و کارش و چیز دیگری که توی حرفاشون گفتند این بود که من توی تصمیم گیری دل بزرگ هستم، و حتی گفتند بعد که آشنا شدیم در رابطه با کار من بیشتر می فهمید به چشمهای من همیشه نگاه می کرد و بهم می خندید و همش من سوال می پرسیدم. بعد که صحبت کردنمان تموم شد پسره دوباره با لب خندان به سمت مادرش اومد و نفس عمیقی کشید که مادرم دوباره می گفت نگاهش همش به سمت تو هستش و حتی وقتی آمد بیرون مادرم تعارف کرد که چیزی بخورند ایشان هم خوردند. و بعد با خنده خداحافظی کردند و رفتند. خدمتتون عرض کنم از اون موقع تا حالا هنوز زنگ نزدند به نظر شما آیا این آقا پسر جوابش مثبت بوده و من و خانوادم را پسندیده است و آیا امیدی هست که دیگر زنگ بزنند یا خیر؟ ممنون میشم راهنمایی فرمایید.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست گرامی اگر همه شواهدی که دارید و تجربه های قبلی دال بر این بوده که ایشون رضایت خاطر داشتند و مساله خاصی در خواستگاری پیش نیامده باشد خب ممکنه در حال تحقیق محلی باشند و یا اینکه به هر حال زمانی برای فکر کردن می خواهند و امیدی هست که دوباره تماس بگیرند ضمن اینکه به هر حال بحث یک عمر زندگی است و باید جوانب را در نظر بگیرند .البته این نکته را مد نظر قرار دهید که در بسیاری از این دست خ واستگاری ها همه چیز در ظاهر خوب است و طرف مقابل شخصیتی دارد که خب با هر فردی صحبت کند به همان اندازه خودش را فردی اجتماعی نشان می دهد و له نظر همه چیز خوب است و لی دال بر نظر مثبت نیست چون بعدا با بررسی ها حس می کند شاید مورد دیگری مناسبت تر باشد بنابراین صرف این ظواهر نمی شود نظر قطعی داد و حتی ممکنه نظر فردی از اعراد خانواده درتصمیم گیری نقش داشته باشد .در مورد این فرد فعلا به نظرم ناخیر زیادی نداشتند و ممکنه مساله ای پیش امده باشد که شما بی اطلاع هستید پس فعلا نمی شو د قضاوتی داشت ولی خب صحبت های بنده رو هم در نظر بگیرید و بهتره برای خودتون درگیری ذهنی ایجاد نکنید هر چند شرایط سختی باشد چون ممکنه خود فکر ایجاد دلبستگی کند و اگر خبری از طرف مقابل نرسد برای شما شرایط سختی به لحاظ روحی ایجاد کند .خوشبخت باشید .در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مهتاب
      مهتاب میگه:

      دختر گلم صبر کن شاید دارن تحقیق میکنن چه عجله ای داری کوچولو

  35. بنده خدا
    بنده خدا میگه:

    سلام من ی دختر بدختم بدبخت از نظر مالی نه . ولی بقیه جهات خیلی مشکل دارم خیلی میشه با شما خصوصی صحبت کنم ؟ اخه نمیخوام همه بدبختیامو ببینن

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .
      دوست عزیر اگر انقدر شرایط یختی دارید که فکر می کنید بدبخت هستید و به لحاظ روحی شرایط نامساعدی دارید باید حضوری مراجعه فرمایید .چون مایل نیستید مطالبتون رو به اشتراک گذاشته شود .بهترین راهکار مشاوره فردی است .به هر حال شاید به چندین جلسه نیاز داشته باشید .ضمن اینکه شما باید تکالیفی که داده می شود را اجرا کنید و در جلسات تلاش می شود علل زیر بنایی این مسائل بررسی شود .امیدوارم مشکل رفع شود .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
ارسال نظر