مشاوره ازدواج جوانان

مشاوره ازدواج تهران

اگر نیاز به مشاوره و راهنمایی در زمینه مشاوره ازدواج را حس میکنید و دنبال یک مشاور ازدواج خوب در تهران میگردید ما مفتخر هستیم با مشاوره ازدواج در تهران در مرکز مشاوره تهران پذیرای شما باشیم . اگر ساکن تهران هستید میتوانیم شما را به مشاوره ازدواج در تهران معرفی کنیم که این مشاوران قطعا از بهترین کادر مشاوره ای ما خواهند بود. مشاور ازدواج تهران همراه و پشتیبان شما در تمامی مشکلات خانوادگی و مسائل مربوط به ازدواج خواهد بود. فاصله شما با مشاور ازدواج تهران فقط یک تماس است.

برای دیدن مقاله های بیشتر در رابطه با این موضوع به مرکز مشاوره ازدواج رجوع کنید

 

منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور

418 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. ترنم
    ترنم میگه:

    سلام.
    من نزدیکه سه ساله با همکلاسی دوران ارشدم رابطه داریم و اواخر تحصیلمونه در دانشگاه تهران و قصدمون از اول ازدواج بود.مشکل عمده من با این مساله هست که ایشون به شدت وابسته مادرشه و براحتی وقتی راجع به مادرش انتقادی میکنم این آقا عصبی میشن و واکنش نشون میدن. وقتی بحثی از مادرشون نیست اوضاع خیلی خوبه رابطه مونم صمیمی هست ولی وقتی پای مادرش میاد وسط کلا رابطمون بهم میخوره و ایشون براحتی بخاطر مادرشون به من فوش میدن حتی سری قبل رابطمون تا پای کات کردن رفت و یکماه قهر بودم.که ایشون برا اشتی پیش قدم شدن و اینم بگم که واثعا میدونم دوستم داره از ته قلب.
    مشکل ما الان سر این هست،ما از اوایل آشناییمون همون سه سال پیش تصمیم گرفتیم به دور از خانواده ها(با توجه به وابستگی که ایشون به مادرش داشتن) در تهران زندگی کنیم و خانواده ایشون کرمان و بنده آذربایجان .و ایشونم کاملا اوکی بودن. ولی الان به دلیل فوت پدرش میگن میخوام مادرو بیارم تهران و ساکن تهران بشه مادرم .البته خونه جدا.ولی منم میدونم که اگه مادرشون بیاد تهران حداقل ماهی پنج شش بار ملاقات اتفاق میوفته و با توجه به حساسیت ایشون رو مادرشون مطمنم بحث های متعددی ایجاد میشه .حداقل اگر کرمان بودن ماهی یکبار میدیدیم و اون یکبارم تحمل میکردم ولی اگه مادرش بیاد تهران حداقلش ماهی پنج بار ملاقات هست و من نمیتونم بپذیرم اینهمه حساسیت و وابستگی ایشون رو .
    لازم به ذکر هست ایشون یه برادر دانشجو در تهران دارن و یه خاهر که تو سن ازدواجه و الان با مادرش زندگی میکنه.
    لطفا راهنماییم کنید.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست گرامی این وابستگی به مادر رو از جنبه دیگری ببینید یعنی بحث تعهد و مسئولیت پذیری مطمئن باشید اگر به خاطر مادر ایشون بحث هایی وجود داشته به خاطر مدیریت ضعیف هر دو نفر به بحث و جنجال و حتی فحش رسیده است اینکه ایشون می دونند که با فوت پدر باید شرایط رفاهی برای مادرشون تامین کنند یعنی بدونید فردا در زندگی به شما تعهد دارند یک باور نادرست در بین افراد وجود دارد و ان هم این مساله است که فکر می کنند .اگر پسری ارتباط خوبی با مادرش نداشته باشد پس همسر مناسبی است چون وابسته نخ اهد بود در صورتی که نداشتن رابطه عاطفی طبیعی با مادر یعنی نحوه ی برخورد با همسر را هم نمی داند و مشکلاتی که امروزه شاهد ان هستیم در هر حال بهتره حتما با ایشون در مورد خ استه ها و انتظارات صحبت شو اگر واقعا پذیرش چنین مسائلی را ندارید ادامه دادن اشتباه است هر چند علاقه شدیدی بین شما دو نفر باشد .امیدوارم خوشبخت باشید و تصمیم منطقی بگیرید .

  2. ssh
    ssh میگه:

    سلام دختری هستم ۲۱ ساله سال آخر دانشگاه.پسر عموم بهم ابراز علاقه کرده من هم نسبت به ایشون علاقه مندم اما خانواده هامون با هم ارتباط خوبی ندارند مامانم کاملا مخالفه من هنوز موضوع رو با خانواده مطرح نکردم لطفا راهنماییم کنید.پسر عموم ۲۳ سالشه و اونم سال آخر دانشگاست. احتمالا سرباز هم معاف بشه ولی لازم به ذکره ایشون به خانوادش مطرح نکردن عموم گفته بعد از پیدا کردن کار میریم خواستگاری

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز صرفا اختلافات خانوادگی باعث عدم ازدواج شما خواهد شد ؟یا مسئله دیگری هم وجود دارد ؟اگر واقعا فکر می کنید با ایشون خوشبخت می شوید و فرد سالم و با اخلاقی است بهتره با مادرتون صحبت کنید البته که ایشون هم باید با خانواده مطرح می کنند نمی شود شما خانواده را راضی کنید ولی ایشون هنوز مطرح نکرده باشند .البته اگر مساله نسبت فامیلی و مشکلات در تولد فرزند و ..حل شده باشد و در خانواده مشکلات زنتیکی و فرزند معلول وجود نداشته باشد .بهتره ایشون ابتدا با خانواده مطرح کنند و اگر شرط پدرشون کار است خوب اجازه بدهید تا این شرط فراهم شود چون به هر حال باید پشتوانه ای برای ازدواج داشته باشید .و این طبیعی است که الزام ان شغل و درامد حداقلی است .شای این ازدواج بسیاری از کدورت ها را رفع کند البته توجه کنید با همه علاقه ای که وحود دارد شاید انقدر اختلافات ریشه ای باشد که به فرض سرگرفتن این اختلافات هر دو بعدا دچار مشکلات شوید چون خانواده مسئله ای انکار ناپذیر است و نمی شود پذیرفت که بدون حضور انها زندگی کرد و کاملا مستقل بود .به هر حال امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید

  3. mahsa so
    mahsa so میگه:

    در ادامه کامنت قبلیم میخواستم بگم از لحاظ منابع مالیشون برای شروع زندگی هم یه مقدار از درآمد پدر مرحومشون برای خرید وسیله نقلیه و رهن خونه پس انداز دارن و برای کارشون با یکی از اساتید معتبر دانشگاه تهران پروژه برمیدارن .
    مشکل من این حسی هست که نمیدونم آیا دوستشون دارم یا فقط عادت کردم بهشون.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      از ﮐﺠﺎ ﺑﻔﮫﻤﯿﻢ ﮐﺴﯽ را دوﺳﺖ دارﯾﻢ ﯾﺎ ﻧﻪ،ﭼﻄﻮر ﺑﻔﮫﻤﻢ دوﺳﺘﺶ دارم ﯾﺎ ﻧﻪ،ﻧﻤﯿﺪوﻧﻢ دوﺳﺘﺶ دارم ﯾﺎ
      ﻧﻪ،ﺟﻮاب اﻳﻦ ﺳﻮال ﺑﺎﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺷﯿﻮه زﻧﺪﮔﯿﺘﺎن، دﻳﺪﮔﺎھﻲ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮد و دﻧﯿﺎی اطﺮاف دارﻳﺪ و اھﺪاﻓﻲ
      ﮐﻪ ﺑﺮای آﻳﻨﺪهﺗﺎن درﻧﻈﺮ دارﻳﺪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ وﻟﻲ ﺑﻪ ھﺮﺣﺎل، آﻧﭽﻪ در اداﻣﻪ ﻣﻲﺧﻮاﻧﯿﺪ، در ﻣﻮرد
      ﻧﺸﺎﻧﻪھﺎی ﻋﺸﻖ و دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ ﻳﮏ ﺑﯿﻨﺶ ﮐﻠﻲ (ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺗﺤﻘﯿﻖ) ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲدھﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮاﻧﯿﺪ در ﻣﻮرد
      اﺣﺴﺎﺳﺎت ﺧﻮد ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻮﻳﺪ.
      ﻧﺸﺎﻧﻪ ھﺎی دوﺳﺖ داﺷﺘﻦ و ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪی در رواﺑﻂ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ
      ۱) ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آن ﻓﺮد اﻋﺘﯿﺎد دارﻳﺪ: ﻋﺸﻖ ﺣﺘﻲ روی ﻣﻐﺰ اﻧﺴﺎن ھﻢ اﺛﺮ ﻣﻲﮔﺬارد. ﺑﻪ ﻣﺤﺾ آﻏﺎز ﻳﮏ راﺑﻄﻪ
      ﻋﺎطﻔﻲ، آن ﻣﻨﻄﻘﻪ از ﻣﻐﺰ ﮐﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﻳﺠﺎد اﺣﺴﺎس ﺳﺮﺧﻮﺷﻲ و رﺿﺎﻳﺖﻣﻨﺪی ﻣﻲﺷﻮد، ﺷﺮوع ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ
      ﻣﻲﮐﻨﺪ. ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ، ﻧﺎﺣﯿﻪ دﻳﮕﺮی در ﻣﻐﺰ ﮐﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﻦ اﻓﮑﺎر وﺳﻮﺳﻪاﻧﮕﯿﺰ اﺳﺖ ﻧﯿﺰ ﻓﻌﺎل
      ﻣﻲﺷﻮد. رﻓﺘﻪرﻓﺘﻪ ﺑﺎ ﻋﻤﯿﻖﺗﺮ ﺷﺪن راﺑﻄﻪ و طﻮﻻﻧﻲﺗﺮ ﺷﺪن ﻋﻤﺮ آن، اﮔﺮﭼﻪ اﻓﮑﺎر وﺳﻮﺳﻪاﻧﮕﯿﺰ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ
      ﺑﻪ ﺷﺪت ﻗﺒﻞ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ، وﻟﻲ ﺣﺲ ﺳﺮﺧﻮﺷﻲ و رﺿﺎﻳﺖﻣﻨﺪی ﺑﺎ ھﻤﺎن ﺷﺪت ﻗﺒﻞ، ﺣﺘﻲ ﺑﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﺮدن ﺑﻪ طﺮف
      ﻣﻘﺎﺑﻞ، در اﻧﺴﺎن اﻳﺠﺎد ﻣﻲﺷﻮد.
      ) واﻗﻌﺎ ﻣﻲﺧﻮاھﯿﺪ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮاده و دوﺳﺘﺎﻧﺘﺎن آن ﻓﺮد را دوﺳﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ: اﮔﺮ از اﻳﻨﮑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده و
      اطﺮاﻓﯿﺎﻧﺘﺎن طﺮز ﻓﮑﺮ ﻣﺜﺒﺘﻲ در ﻣﻮرد ﺷﺨﺺ ﻣﻮرد ﻋﻼﻗﻪﺗﺎن دارﻧﺪ، ﻟﺬت ﻣﻲﺑﺮﻳﺪ، اﻳﻦ ﺧﻮد ﻧﺸﺎندھﻨﺪه اﻳﻦ
      واﻗﻌﯿﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺪﻳﺪا ﻣﺠﺬوب او ﺷﺪهاﻳﺪ و ﻋﻼﻗﻪﺗﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ وی رو ﺑﻪ اﻓﺰاﻳﺶ اﺳﺖ.
      ۳) ﭘﯿﺮوزیھﺎی او را ﺟﺸﻦ ﻣﻲﮔﯿﺮﻳﺪ (ھﺮﭼﻨﺪ زﻣﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺧﻮدﺗﺎن ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮرده ﺑﺎﺷﯿﺪ): اﮔﺮ ﺣﻘﯿﻘﺘﺎ ﻋﺎﺷﻖ
      ﮐﺴﻲ ﺑﺎﺷﯿﺪ، از ﻣﺸﺎھﺪه ﭘﯿﺸﺮﻓﺖھﺎی او در زﻣﯿﻨﻪ آﻧﭽﻪ ﺧﻮد از اﻧﺠﺎﻣﺶ ﻧﺎﺗﻮان ھﺴﺘﯿﺪ، ﺑﻪ ﻗﺪری اﺣﺴﺎس
      ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲ و رﺿﺎﻳﺖ ﻣﻲﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ اﻧﮕﺎر ﺧﻮدﺗﺎن ﺑﻪ آن ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ دﺳﺖ ﭘﯿﺪا ﮐﺮدهاﻳﺪ. ﭼﺮا ﮐﻪ ﻳﮏ زوج ﻋﺎﺷﻖ
      ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ را ﺟﺰﺋﻲ از وﺟﻮد ﺧﻮد ﻣﻲداﻧﻨﺪ و از اﻳﻨﮑﻪ ﺷﺎھﺪ ﭘﯿﺮوزی ھﻢ در ﻋﺮﺻﻪھﺎی دﺷﻮار ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺑﻪ ﺟﺎی
      اﺣﺴﺎس ﺳﺮﺧﻮردﮔﻲ و ﺑﻲﮐﻔﺎﻳﺘﻲ (ﺑﻪ ﺧﺎطﺮ ﻋﺪم ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺧﻮد) اﺣﺴﺎس ﻏﺮور و ﺷﺎدی ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ.
      ۴) ﺑﺎ ﺗﻤﺎم وﺟﻮد ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ را دوﺳﺖ دارﻳﺪ: دوﺳﺖ داﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ اﻣﺎ ﻻزﻣﻪ ﻳﮏ ﻋﺸﻖ واﻗﻌﻲ،
      دوﺳﺖ داﺷﺘﻦ اﺳﺖ. در ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻋﺸﻖ ﻳﻌﻨﻲ دوﺳﺖ داﺷﺘﻦ دوﺳﻮﻳﻪ؛ زﻣﺎﻧﻲ ﮐﻪ ھﺮ دو ﻧﻔﺮﺗﺎن ﺑﻪ وﺿﻮح ﺑﻪ
      ھﻢ ﻋﻼﻗﻪ دارﻳﺪ. ﺑﻪ ﻋﻼوه، وﻗﺘﻲ ﺷﺨﺼﯿﺖ طﺮف ﻣﻘﺎﺑﻞ را ﮐﺎﻣﻼ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪه و ﺑﻲﻧﻘﺺ ﻣﻲﭘﻨﺪارﻳﺪ، اﻳﻦ ﻳﮏ
      ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺎرز اﺳﺖ ﮐﻪ اﺛﺒﺎت ﻣﻲﮐﻨﺪ ﻋﺎﺷﻖ او ﺷﺪهاﻳﺪ.
      ۵) وﻗﺘﻲ از ھﻢ دور ھﺴﺘﯿﺪ واﻗﻌﺎ دﻟﺘﻨﮓ ﻣﻲﺷﻮﻳﺪ: اﻳﻨﮑﻪ ﭼﻘﺪر دﻟﺘﺎن ﺑﺮای ﻳﮏ ﻧﻔﺮ ﺗﻨﮓ ﻣﻲﺷﻮد، ﻣﮫﻢﺗﺮﻳﻦ
      ﻣﻌﯿﺎری اﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدھﺪ ﺗﺎ ﭼﻪ اﻧﺪازه ﻋﺎﺷﻖ او ھﺴﺘﯿﺪ.
      ۶) ﺑﻪ ﺧﺎطﺮ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺰی ﻓﺮاﺗﺮ از ﻳﮏ ﺣﺲ ﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﺻﺮف و رﺿﺎﻳﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺣﻀﻮر ﻓﺮد
      اﺳﺖ. ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ روی زوجھﺎی ﻣﻮﻓﻖ، اﺛﺒﺎت ﮐﺮده ﮐﻪ ﺛﺒﺎت ﻳﮏ راﺑﻄﻪ و ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ آن، ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاری و ﺗﻌﮫﺪ
      دوﺟﺎﻧﺒﻪ ﻧﯿﺎز دارد. اﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻳﻌﻨﻲ اﺣﺴﺎس ﺷﻮق و ﺗﻤﺎﻳﻞ، اﻣﻨﯿﺖ و راﺣﺘﻲ، ﺗﻌﮫﺪ ﻳﻌﻨﻲ ﻳﮏ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺣﯿﺎﺗﻲ
      ﮐﻪ ﻓﺮد ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮای ﻋﻤﻠﻲ ﺷﺪن اﻳﻦ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﺑﮕﯿﺮد. ﻋﺸﻖ ﺑﺮای ﺷﮑﻮﻓﺎ ﺷﺪن و ﺑﻪ ﻣﺮز ﺛﺒﺎت و ﺳﻼﻣﺖ
      رﺳﯿﺪن، ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﻲ ﺗﻌﮫﺪ اﺳﺖ

  4. mahsa so
    mahsa so میگه:

    ضمن عرض سلام و خسته نباشید.
    من و آقایی که باهاشون اشنا میشم فوق لیسانس یه رشته تاپ از یه دانشگاه معتبر هستیم .قراره پایاننامه مونو دفاع کنیم تا دوماه دیگه.من خودم استخدام یکی از سازمانهای دولتی هستم و حقوقم هم خوبه.۲۷ سالمه و شش ماه بزرگتر از آقا هستم.ما همکلاسی بودیم تو ارشد.ایشون اهل کرمان و بنده اهل آذربایجان غربی هستم.به لحاظ مسافت و دوری من و آقا مشکلی نداریم.خانواده ایشون هم کاملا در جریان هستن و من هم خواهران بزرگترم در جریان هستن.از اواخر سال ۹۳ با هم آشنا شدیم به قصد ازدواج.فرد پاک و سالمی هستن.تو این مدت نکته منفی از لحاظ اخلاقیات و پایبندی به عرف از ایشون ندیدم .اینو از ته قلب باور دارم که واقعا من رو دوست دارن.م ما سال اول کلا تو دانشگاه و تهران با هم بودیم و میدیدمشون.ولی نزدیک دوساله بخاطر شرایط کاری من که شهرستانه تقریبا ماهی یبار میبینیم همو.(به لحاظ انتقالی کارم بعد ازدواج مشکلی نداریم)واقعیتش من ادمی نیستم که بگم عاشقم و نمیتونم بدون ایشون زندگی کنم دلیل انتخابم هم قلب پاک ایشون و اخلاق شون بود واینکه اصلا اهل سواستفاده یا دور زدن نبودن و نیستن .نمیدونم چقدر دوستشون دارم یا نه .ولی میدونم ایشون واقعا از ته دل من رو دوست دارند.در واقع نمیدونم که اگه ازدواج بکنیم من هم مثل ایشون دوستشون خاوهم داشت یانه.ایشون فرد توانمندی از لحاظ علمی و پژوهشی هستن و میدونم آینده کاریشون درخشان خواهد بود.ولی الان درآمد ندارند.بعد ازدواج قرار هست تهران زندگی کنیم و خانواده ها فک نکنم مخالفت کنن.در این مدت خیلی دعوا میکنیم سر مسائل الکی که البته من شروع کننده وعوا هستم و آشتی میکنیموهر بار میگم سری بعد باهم آشتی نمیکنیم و لی بعد اینکه ایشون پیش قدم میشن برای آشتی دوباره آشتی میکنیم.نمیدونم ایشونو دوست دارم یا به ایشون عادت کردم و وابسته شدم.چون من یکی از معیارام اخلاق و تحصیلات خوب از دانشگاه خوبه و ایشون این موارد رو دارن برا همین انتخابشون کردم.و بعید میدونم بعد این همچین فردی با تحصیلات عالی و اخلاق مناسب خواستگاری کنه از من.
    میخوام نظرتون رو در مورد ما بگید که آیا ازدواج ما صلاحه یاخیر؟!

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز دوست داشتن افراد به یک باره اتفاق نخواهد افتاد در مورد اینکه ازدواج به صلاح شما است یا خیر باید تمام جوانب و مسائل را در نظر داشته باشید که به هر حال اهمیت ویِژه ای دارد .اینکه دو فرهنگ متفاو.ت هستید اینکه ایشون فعلا شغلی ندارند هر چند فرمودید از ایندشون مطمئن هستید ولی خیلی از مسائل به لحاظ اجرایی قابل پیش بینی نیست .و اینکه می فرمایید در مورد حستون که نمی دونید ایا واقعا به اندازه ایشون شما هم علاقه دارید؟باید بدانید علاقه در افراد صفر و صدی نیست بلکه طیف است و افراد بسته به شخصیتشان گاهی بیشتر و گاهی کمتر ابراز گر هستند .و ممکنه شما محبت رو به شکل دیگری به ایشون نشان بدهید و اینکه اگر همین امروز رفتن ایشون در زندگی شما اهمیتی نداشته باشد شاید ادامه دادن درست نباشد چون این نداشتن حس بعدا هک مشکل ساز می شود ولی اگر با همه بحث ها از برگشت ایشون و پیشدستی برای اشتی خوشحال می شوید بدانید محبت ایشون هم در دل شما وجود داردو جای نگرانی نیست منتهی حتما هر دو به روانشناس برای مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید تا شرایط بررسی شود و بتوانید تصمیم درستی بگیرید شاید واقعا این قهر و اشتی ها هر چند کوتاه بعد ادر زندگی ایجاد مشکل کند .امیدوارم خوشبخت باشید

  5. mahsa so
    mahsa so میگه:

    ضمن عرض سلام و خسته نباشید.
    من و آقایی که باهاشون اشنا میشم فوق لیسانس یه رشته تاپ از یه دانشگاه معتبر هستیم .قراره پایاننامه مونو دفاع کنیم تا دوماه دیگه.من خودم استخدام یکی از سازمانهای دولتی هستم و حقوقم هم خوبه.۲۷ سالمه و شش ماه بزرگتر از آقا هستم.ما همکلاسی بودیم تو ارشد.ایشون اهل کرمان و بنده اهل آذربایجان غربی هستم.به لحاظ مسافت و دوری من و آقا مشکلی نداریم.خانواده ایشون هم کاملا در جریان هستن و من هم خواهران بزرگترم در جریان هستن.از اواخر سال ۹۳ با هم آشنا شدیم به قصد ازدواج.فرد پاک و سالمی هستن.تو این مدت نکته منفی از لحاظ اخلاقیات و پایبندی به عرف از ایشون ندیدم .اینو از ته قلب باور دارم که واقعا من رو دوست دارن.م ما سال اول کلا تو دانشگاه و تهران با هم بودیم و میدیدمشون.ولی نزدیک دوساله بخاطر شرایط کاری من که شهرستانه تقریبا ماهی یبار میبینیم همو.(به لحاظ انتقالی کارم بعد ازدواج مشکلی نداریم)واقعیتش من ادمی نیستم که بگم عاشقم و نمیتونم بدون ایشون زندگی کنم دلیل انتخابم هم قلب پاک ایشون و اخلاق شون بود واینکه اصلا اهل سواستفاده یا دور زدن نبودن و نیستن .نمیدونم چقدر دوستشون دارم یا نه .ولی میدونم ایشون واقعا از ته دل من رو دوست دارند.در واقع نمیدونم که اگه ازدواج بکنیم من هم مثل ایشون دوستشون خاوهم داشت یانه.ایشون فرد توانمندی از لحاظ علمی و پژوهشی هستن و میدونم آینده کاریشون درخشان خواهد بود.ولی الان درآمد ندارند.بعد ازدواج قرار هست تهران زندگی کنیم و خانواده ها فک نکنم مخالفت کنن.در این مدت خیلی دعوا میکنیم سر مسائل الکی که البته من شروع کننده وعوا هستم و آشتی میکنیموهر بار میگم سری بعد باهم آشتی نمیکنیم و لی بعد اینکه ایشون پیش قدم میشن برای آشتی دوباره آشتی میکنیم.نمیدونم ایشونو دوست دارم یا به ایشون عادت کردم و وابسته شدم.چون من یکی از معیارام اخلاق و تحصیلات خوب از دانشگاه خوبه و ایشون این موارد رو دارن برا همین انتخابشون کردم.و بعید میدونم بعد این همچین فردی با تحصیلات عالی و اخلاق مناسب خواستگاری کنه از من.
    میخوام نظرتون رو در مورد ما بگید که آیا ازدواج ما صلاحه یاخیر؟!

    • مشاور
      مشاور میگه:

      تفاهم در زندگی زناشوئی
      تفاهم، عبارت است از همدیگر را فهمیدن و درک کردن. در زندگی برای نیل به تفاهم، باید عوامل و شرایطی مهیا باشد که قبل از ازدواج، زن و مرد با توجه به عنایت کافی به آنها زمینه تفاهم هر چه بیشتر را در زندگی فراهم آورند. پس دختر و پسر برای نیل به توافق و تفاهم هر چه بیشتر را در زندگی فراهم آورند.پس دختر و پسر برای نیل به توافق و تفاهم در ازدواج باید دارای ویژگی‌ها و شرایطی برای ازدواج باشند.
      عوامل مؤثر در تفاهم و توافق در ازدواج:
      ایمان و اعتقادات مذهبی
      زن و مرد یک عمر شریک هم در زندگی هستند و اکثر اوقات را با هم می‌گذرانند، پس تحت‌تأثیر عقاید، افکار، رفتار و اخلاق یکدیگر قرار خواهند گرفت. بدون تردید مرد یا زن معتقد و دیندار نه تنها همسر خود را به دینداری، تقوا و عمل صالح تشویق می‌کند، بلکه می‌تواند فضای خانواده را به محیطی امن و دور از گناه تبدیل کند. علاوه بر این همسر با ایمان و با تقوا از هر جهت قابل اعتماد و برای تربیت فرزندان شایسته‌تر است.
      تحصیلات
      تشابه تحصیلی، یکی از عوامل مهم در ایجاد تفاهم بین زن و مرد است، ضمن آن‌که علم و دانش به‌خودی خود یک مزیت و کمال مطلوب برای انسان محسوب می‌شود. زن و مردی که یکدیگر را بهتر درک کنند، بیشتر قادر خواهند بود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و طبیعتاً وظایف و مسئولیت‌های خویش را بهتر انجام می‌دهند و در تعلیم و تربیت فرزندان خویش از تفاهم و توافق بیشتری برخوردارند. هر چند که تحصیلات به‌خودی خود نمی‌تواند عقل و درایت کافی را در زندگی تضمین کند، ولی به هر حال تشابه در سواد و تحصیلات زن و مرد، عامل مؤثری در تفاهم بین آن‌دو به حساب می‌آید.
      سن
      تناسب سن، میان زن و مرد، آن دو را از نظر نیازها و علایق به‌هم نزدیکتر می‌کند و طبیعتاً در چنین شرایطی توقعات و انتظاراتشان از یکدیگر واقع‌بینانه‌تر خواهد بود. در مورد تناسب سنی، معمولاً توصیه می‌شود که زن حدود دو تا چهار سال از مرد کوچکتر باشد.کارشناس خانواده برای دختران سنین ۲۲ ـ ۲۰ سال و برای پسران ۲۶ـ۲۴ سال را توصیه می‌کنند. به هر حال باید توصیه داشت که رشد عقلی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی الزاماً با سن تقویمی و شناسنامه‌ای هماهنگ نیست. به همین جهت نیز تناسب در سن را نباید یک شرط ضروری و الزامی برای تفاهم بین زن و مرد در نظر گرفت، مشروط بر آنکه عوامل دیگری که از ویژگی‌های یک فرد رشد یافته است، مورد توجه قرار گیرد.
      زمینه‌های تربیتی و فرهنگی خانواده
      تحقیقات نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین عوامل در ایجاد تفاهم بین دختر و پسر، تشابه در زمینه‌های تربیتی و فرهنگی خانواده‌های آن‌دو است.رفتار، اکتسابی است و خانواده همیشه مهمترین و مستحکم‌ترین نهاد تربیتی فرد است. بسیاری از عادات، سلوک، رفتار و اخلاق فرد حتی آداب غذا خوردن، معاشرت، حرف زدن و بسیاری از ارزش‌های فرد در زندگی، در بستر خانواده آموخته می‌شود. بنابراین تشابه در وضعیت تربیتی و فرهنگی خانواده دختر و پسر، از اهمیت والائی برخوردار است و عدم تشابه یا تضاد در شیوه‌های تربیتی در دو خانواده، می‌تواند منشأ بسیاری از اختلافات و درگیری‌های زن و مرد در زندگی زناشوئی شود.در بین عوامل مؤثر در طلاق، اختلاف و تفاوت در زمینه‌های فرهنگی و تربیتی خانواده زن و مرد، از فراوانی بالائی برخوردار بوده است.
      وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده
      کارشناسان خانواده توصیه می‌کنند که خانواده دختر و پسر از نظر طبقه و وضع اقتصادی ـ اجتماعی مشابه باشند تا سازگاری بیشتری را در کنار هم تجربه کنند. لکن این مسئله عمومیت ندارد و هستند افرادی‌که با وجود تفاوت در طبقه اجتماعی و ثروت و دارائی در کنار هم زندگی سعادتمندی را می‌گذرانند. بنابراین آن‌چه برای سازگاری زن و مرد مهم‌تر و مؤثرتر است کمالاتی از قبیل ایمان و تقوا، اخلاق و رفتارنیک، هوش و درایت و تربیت و اصالت خانوادگی است.
      تناسب و تفاهم به‌جای تطابق و تشابه
      زن و مرد از نظر عواطف و احساسات و سلیقه و رفتار نمی‌توانند به یک وحدت دست یابند و تطابق و یکی بودن مطرح نیست، بلکه مراد توافق کلی زن و مرد در مسائل مختلف زندگی است که زیربنای آن تفکر و اندیشه است. هیچ دو نفری صددرصد مثل هم نیستند و هیچ دختر یا پسری با فتوکپی خویش ازدواج نمی‌کند، لکن هر اندازه نقاط مشترک و تشابه بین دختر و پسر باشد احتمال بهتر زیستن و سازگاری آنان بیشتر خواهد بود.در عین‌حال که زندگی‌های زناشوئی نیز همانند افراد با یکدیگر متفاوت است و زندگی هر زن و مرد بی‌همانند و در نوع خود بی‌نظیر است. زن و مرد باید به‌رغم تفاوت‌های فردی خود که حاصل عوامل ارثی، محیطی و رشد در طول زمان است یکدیگر را درک کنند، زبان یکدیگر را بفهمند. تفاوت در سلیقه‌ها را بشناسد و یکدیگر را آن‌گونه که هستند بپذیرند.پس هر دختر و پسری که می‌خواهند با یکدیگر ازدواج کنند باید با تکیه برتوان عقلی و قدرت اندیشیدن خود معیارهای اصولی همانندی را در نظر بگیرند و با توجه به نقاط مشترک و تشابه بیشتر، همسر خویش را برگزینند، با او پیمان ازدواج ببندند و برای یک زندگی سازنده، شاد و سعادتمند بر خداوند توکل کنند.اساس حفظ روابط در زندگی زناشوئی و خانوادگی، پیروی از ارزش‌های اخلاقی است و نه صرفاً اتکا به امتیازات و حقوقی که قانون برای مرد و زن یا فرزندان در نظر گرفته است. بحرانی که در جوامع امروز زندگی زناشوئی، کیان خانواده و حتی جوامع را تهدید می‌کند، عمدتاً معلول فقدان اخلاق و ارزش‌های اخلاقی است.از جلوه‌های تفاهم در خانواده و زندگی زناشوئی، روحیه گذشت و عفو، شکیبائی و بردباری، صمیمیت و صداقت، حسن خلق و پذیرش، تکریم و تواضع، محبت و روابط مطلوب و سازنده زن و مرد است.

  6. nn
    nn میگه:

    با سلام
    بنده پسری هستم ۲۵ ساله دارای مدرک کارشناسی و تقریبا از سال اول دانشگاه با خانمی آشنا شدم که همکلاسی بنده بودن و رابطه دوستی باهم برقرار کردیم و الان ۵ سال هست که باهم توی رابطه ایم ولی خب بعد از دانشگاه خیلی کم همدیگه رو دیدیم چون ایشون شهرستانی بودن و برای دانشگاه میومدن به شهر من و فعلا رابطمون در حد چت و تماس تلفنی هست.
    ما همدیگه رو واقعا دوست داریم و باهمه سختی هایی هم که بوده توی رابطه از راه دور باهم ساختیم و قصد ازدواج داریم و حتی من به خانواده ام هم گفتم ولی خب خانواده ام منو دعوت کردن به منطقی فکر کردن، چون من هنوز سربازی نرفتم و هنوز کار و درآمدی هم ندارم.
    این خانم یک ماه از بنده بزرگتر هست از لحاظ سنی و از بیشتر زندگی بنده باخبر هستن در ضمن از روابط قبلی من هم خبر داره ولی همیشه میگه که هرچی بوده رو به من بگو بهتره تا خودم بعدا بفهمم.
    الان واقعا نمیدونم چکارکنم!!! من سربازی رو درپیش دارم و باید به فکر کار باشم ولی ایشون هم که کلی صبر کردن و دیگه صبرشون داره تموم میشه…
    واقعا نمیدونم الان بهشون بگم اگه خواستگار داشتن برن یا بگم منتظر بمونن… و آیا اینکه خانواده من و فامیل من میدونن ما دوست بودیم و حالا قصد ازدواج داریم ، بد هست یا نه؟ مشکل ساز میشه بعدا یا نه؟
    لطفا کمکم کنید، با تشکر

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .در مورد اینکه می فرمایید مردد هستید بهشون بگید برن و یا صبر کنند یعنی در انتخاب ایشون تردید دارید و یا شاید این بحث منطقی فکر کردن است که چنین شرایطی را ایجاد می کند .و طبیعتا دوری مسافت باعث ایجاد مسائلی خواهد شد .شما ۰ون ۵ سال دوست بودید اینکه خانواده متوجه شوند یا نشوند خب بستگی به عقاید و چهارچوب خانواده ها دارددشاید هر دو خانواده دید خوبی نسبت به دوستی نداشته باشندد.ولی قبل از هر تصمیمی به خاطر داشته باشید ۵ سال ذهن و روحوفردی رو درگیر کردید و به لحاظ عاطفی وابستگی ایجاد کردید و نمی توانید به راحتی رها کنید و بروید.حتی به خاطر کار و سربازی باید برای ایشون منطقا مساله را حل کنید که شرایط ازدواج و پذیرش مسئولیت را ندارید و خب وقتی دررحال حاضر به قول خودتون بحث کاری و ..مانده است بهتره برای ازدواج اقدام نکنید چون به مشکلاتی بر خواهید خورد و اون خانم هم منطقی نیست موردها رو رد کنند و به انتظار بنشینند تا مسئائل شما حل شود.مگر اینکه نامزد کنید و خانواده ها حمایت داشته باشندد.خوشبخت باشید .

  7. jrasti
    jrasti میگه:

    سلام با خانمی آشنا شدم که از همه جهت خوب هستند و فقط یکی از خصوصیت های ایشان مورد دلخواه من نیست.اما اینکه روی این خصوصیت ایشان حساس شده ام به این خاطر است که همیشه از چیزی در طرف مقابل که داواهم نیست ایراد می گرفته ام مثلا شغل ، خانواده و… در واقع مسئله من عیب طرف مقابل نیست بلکه مسئله خودخواهی خودم هست که دلم میخواهد همه چیز طرف مقابل آن طور که من دلم میخواهد باشد.دارم او را از دست می دهم راهنماییم کنید.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .وقتی خود شما به این مساله واقف هستید که بعضی از سختگیری ها دال بر خودخواهی خود شماست.و ظاهرا فردی کمال طلب هستید که همه چیز را کامل می خواهید خب بهتر است در برخورد به موردهای ازدواج دقت کنید که به خاطر این خصوصیات فردی را از دست ندهید شما ۱۰۰ درصد نیستید که دنبال ۱۰۰ باشید.ضمن اینکه وقتی فردی ۷۰ درصد معیارهای شپا را داشته باشد و تفاهم وجود داشته باشد فرد مناسبی خواهد بود .در هر حال امیدوارم تصمیم منطقی و درستی بگیرید کمی خودخواهی ها را کاهش دهید و امیدوارم خوشبخت باشید .

  8. لیدا
    لیدا میگه:

    با سلام دختر ۲۴ ساله هستم که گذشته ناپاکی داشته ام و هم اکنون فردی در زندگی ام هست که به او علاقمند میباشم و او از همه گذشته من مطلع میباشد در ابتدا با وجود اینکه خیلی برایش مشکل بود پذیرفت ولی الان به دلیل یک سری مسائل که پای افراد گذسته مرا گاه و بیگاه به زندگی ام کشیده میشود اوضاع را برایش غیر قابل تحمل کرده.من از گذشته خود پشیمان هستم و توبه کردم و در تلاشم جبران کنم ایا با زمان دادن این مسئله حل میشود؟؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      زندگی با چنین فردی که از گذشته شما اطلاع داره نوید آرامشی به شما نخواهد داد …
      ایشون به شما بی اعتماده و زیاد نمیتونه این نقش مثبت بودن رو بازی کنه مگر واقعا این موضوع رو پذیرفته باشه
      چون اگر درفشار باشه نمیتونید فرصت جبران داشته باشید
      به همین خاطر بهتره در این مورد خوب فکر کنید و اوضاع و احوالو بسنجید و با ایشون در زمانی مناسب صحبت کنید
      یکی از شرایطی که میتونه به شما کمک کنه ازدواج و به دنبالش تغییر محل زندگیه
      در این مورد حتما ” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

    • مشاور
      مشاور میگه:

      باسلام .اگر شما واقعا در صدد جبران باشید شاید بهتر باشد مدتی بگذرد پای ان افراد از زندگی شما خارج شود چون با این شرایط با هر فردی زندگی کنید هر چند شرایط شما را پذیرفته باشد باز ممکن است مسائلی پیش بیاید و خوب برای هر مردی سخت است .درست است که همیشه راه توبه وجود دارد ولی متاسفانه یک سری رفتارها عقوبتی سخت دارد و باید تاوان داد .اگر اون فرد هنوز حاضر به زندگی با شماست بهتر است مدتی بگذرد و ایشون هم صبر داشته باشند تا افراد قبلی هم این اطمینان را پیدا کنند که شما تغییر کردید و فرد گذشته نیستید و دست از ازار و اذیت ها بردارند .به هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و به خداوند توکل داشته باشید که توبه پذیر است .

  9. محنا
    محنا میگه:

    سلام یکساله ازدواج کردم، خواهرشوهرم بنابه دلایلی با ما زندکی میکنه، متاسفانه بعضی مسایل رو رعایت نمیکنه، مثلا یکبار که حموم رفت پیش من و شوهرم لخت از حموم دراومد و رفت توی اتاق، یا اینکه پیش شوهرم پاهاشو خیلی باز میکنه، چندبار به شوهرم گفتم که اصلا جالب نیست این کارها، ولی با برخورد تند شوهرم روبرو شدم، و بدش اومده که اینو بهش گفتم، نمیدونم چکارکنم؟ ازدواجمون سنتی بوده، و تقریبا همفرهنگیم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .اگر از رفتا های ایشون ازار دیدید بهتره خودتون غیر مستقزم عنوان کنید و مشکلاتی که این رفتار ایجاد می کند را بفرمایید .قطعا همسر شما دوست ندارند شما پیش ایشون از خواهرشون بگید بنابراین بهتره باهاشون عنوان کنید و خوب این طور سو تفاهم هم ایجاد نخواهد کرد و شرایط بهتری خواهد بود .امیدوارم خ شبخت باشید البته با همسرتون هم باید با توجه به شناختی که از ایشون پیدا کردید مطرح کنید در زمان و شرایط مناسب به هر حال باید بتوانید مسائل را درست عنوان کنید .امیدوارم خوشبخت باشید

  10. Azinian
    Azinian میگه:

    با سلام با پسری آشنا شدم که از لحاظ اخلاقی و رفتاری به هم شبیه هستیم و همدیگر رو دوست داریم و تصمیم به ازدواج گرفته ایم ولی دوستم گاهی زیر همه حرفهایش میزنه و میگه اشتباه کردم من آمادگی ندارم من دوست دارم تنها باشم و حرفهایی از این قبیل البته نه اینکه دائما بگه هر چند ماه یکبار و بعدش هم که باهاش صحبت میکنم آروم میشه میگه ببخشید اشتباه کردم اعصابم خورد بود و منم به این آقا علاقمند هستم و ترس از این دارم شاید از این افراد دمدمی مزاجه؟ نکنه تو زندگی هم به این شکل بشه ؟ خواهش میکنم خواهر حقیرتان را باراهنمایی بزرگتان هدایت کنید.

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست گرامی این تردید ایشون کمی خطرناک است .چون سما ایشون رو اروم می کنید و دوبا ه تکرار می شود.شما نباید به هر قطمتی به این ازدواج رضایت داشته باشید .اگر ایشون واقعا نظرشون در مورد شما مثبت است .ایشون به عنوان مرد باید تکیه گاه و حامی مناسبی باشند این تردید اگر بعد از ازدواج اتفاق بیفتد چه می شود بهتره همه شرایط را در نظر بگیرید .ممکنه طبق گفته ی شما ایشون فرد دمدمی باشند و قدرت تصمیم گیری نداشته باشند که خوب در تمام مراحل زندگی مشکل ساز است .اگر فکر می کنید به خاطر وابستگی عاطفی نمی توانید تصمیم قاطعی بگیرید می توانید از مشاوره فردی هم استفاده کنید .امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید.در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  11. nazanin
    nazanin میگه:

    سلام
    دختری ۳۰ ساله هستم.خاستگاری دارم که از نظر اخلاق و موقعیت شغلی خوبه،از نظر ظاهری هم بد نیست ولی از نظر قد به دلم نمیشینه تا جایی که وقتی با هم بیرون میریم فقط به قد دیگران نگاه میکنم و روی قد خیلی حساس شدم.به نظر شما با توجه به اینکه سنم بالا رفته چکاری بهتره که انجام بدم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      خود این بالارفتن سن موجب ایجاد وسواس و حساسیت هایی می شود . اگر واقعا فقط در مورد این مساله دو دل شدید بهتره به مشاوره قبل از ازدواج مراجعه کنید .و بدانید که در هر حال
      نمی شود ریسک کرد و صرف داشتن این مساله این مورد رو رد کنید مگر اینکه واقعا وقتی در کنار هم هستید نتوانید ایشون رو بپذیرید و این مقایسه های متعدد مشکل ساز است . شاید شما حق انتخاب های متعددی را نداشته باشید به این مساله هم دقت کنید و اینکه خودتون هر چقدر ایده ال باشید ولی صد در صد نیستید پس نمی توانید دنبال فردی باشید که به هر لحاظ کامل باشد به هر حال هر فردی در زمینه ای نقاط ضعفی را دارد و باید بپذیریم که در زندگی انقدر مسائل دیگری مثل اخلاق و ..اهمیت دارد که شاید این مساله در کنار انها نقشی در خوشبخت شدن و تداوم ان نداشته باشد .امیدوارم به دقت موارد را بررسی کنید و زمان بگذارید و امیدوارم خوشبخت باشید

  12. a.n
    a.n میگه:

    دختری هستم ۲۴ ساله،یک سالی میشه که با پسری که ۴ سال ازم بزرگتره آشناشدم،اوایل یاحتی گاهی الان هم پسش می‌زنم قصدش ازدواجه ولی میگه باید شرایطم بهتر بشه و داره تلاششو می‌کنه تا بهترشدن کنه ،از هر لحاظ پسر خوبیه به هم علاقه داریم ولی من نمی‌تونم قبولش کنم،میترسم ،اهل ازدواج کردن نیستم،من شاغلم ، مشکل کارکردن منو اختلاف در محل زندگی هم داریم که تاقسمتی حل شده ،با اینکه میدونم خیلی دوسم داره ولی به ازدواج فکر نمی‌کنم میترسم، به خاطر علاقه ی اون به خودم منم دوسش دارم ،هیچ وقت هم رابطه ای به هیچ عنوان با پسری نداشتم،خیلی سردرگمم،چن بار خواستم تموم کنیم ولی نشد ،میگه نمیخوام از دستت بدم ،بذار زمان بکذره

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دقیقا باید ترس و اضطراب شما مشخص شود .اگر فکر می کنید ایشون شرایط کاری شما رو قبول ندارند و یا هر اختلاف سلیقه و یا هنوز از دوست داشتن ایشون مطمئن نیستید بهتره در مورد ادامه رابطه بیشتر فکر کنید .وقتی شما تا کنون با هیچ پسری در ارتباط نبودید نکته مثبتی است منتهی اینکه می فرمایید اهل ازدواج نیستید باید برای خودتون حل کنید حتی صرف گفتن این جمله هم باعث می شود هر کسی را نپذیرید و بعداپشیمان شوید و یا از طرفی فردی رو انتخاب کنید ولی این فکر باعث بشه از ادامه زندگی ناراضی باشید و بخواهید استقلال قبل را داشته باشید به هر حال چه با این فرد چه با هر فرد دیگری باید بدانید ازدواج الزاماتی را می خواهد .باید انعطاف به خرج بدهید از خودگذشتگی هایی داشته باشید .در مورد این فرد هم اگر وعده هایی داده می شود که عملی نمی شود بهتره سریع تر تصمیم بگیرید و به ایشون هم اطلاع بدهید .امیدوارم خوشبخت باشید

  13. M
    M میگه:

    سلام.من دوساله با ی اقایی دوست هستم.این دوستی از کورکورانه و با چشم بسته و به خاطر خوشگذرونی نبوده.بعد از کلی شناخت دوست دو شدیم.من توی این شخص بیشتر از همه مردونگی و اعتقاداتش برام مهم بود و اینکه خانواده خوب و قابل اعتمادی داشت.و از انتخابم مطمئنم.حالا خانوادم مخالفن و دلایل الکی میارن.هنوزم اگه واقعا منو قانع کنن با دلیل منطقی که اشتباهه من کنار میکشم و ادامه نمیدم.ولی هیچ دلیلی برای مخالفت ندارن.مثلا میگن برادر بزرگترش هنوز مجرده یا اینکه اختلاف سنیتون کمه و امثال این ها.من نمیدونم چیکار کنم.نیاز دارم با یک مشاور حضوری صحبت کنم که بهم بگن من اشتباه میکنم یا خانوادم ولی متاسفانه نمیتونم هزینشو پرداخت کنم.اگه ممکنه کمکم کنید

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز یادتون باشه وقتی ما با فردی اشنا بشیم حالا بعد از هر چند سال و هر مدتی و از اون ادم خوشمون بیاد .دلیل اوردن دیگران رو خیلی قبول نمی کنیم و تشخیص نمیدیم منطقی و غیر منطقیه البته این مساله رو برای این عنوان نمی کنم که مثلا فکر کنید حق با خانوادس به طور کل یک قانونه .خانواده شما شاید دلایل دیگی هم داشته باشند .اگر این اقا واقعا از نظر شما مورد تایید ه و فکر می کنید با اون خوشبخت می شوید بهتر بود به طور رسمی اقدام می کردند مثل همه خواستگاران و اینکه خب دیدار حضوری خیلی شرایط رو متفاوت می کنه به نسبت اینکه شما بگید و اونا بخوان بپذیرن .الانم بهتره خود اون اقا رسمی اقدام کنند اگر خانواده اازه خواستگاری رو نمی دهند خب ایرادی نداره برن محل کار پدرتون ازشون اجازه بخوان خودشون رو معرفی کنند به هر حال مردها حرف هم رو می فهمند مطمئن باشید اگر فرد قابلی باشد و صحبت کند پدرتون مخالفتی نخواهند داشت .این دید که دختر فردی رو که از قبل اشنا بوده مطرح کنه هنوز هم در جامعه ما به طور کامل پذیرفته شده نیست هر چند که خب جامعه در حال تغییر است .به هر حال امیدوارم از تصمیمی که گرفتید بعدا پشیمان نشوید .موفق و خوشبخت باشید

      • ناشناس
        ناشناس میگه:

        خیلی ممنونم صحبتاتون واقعا منطقی و قانع کننده بود.سپاس فراوان

        • مشاور
          مشاور میگه:

          موفق و سلامت باشید

  14. poriya
    poriya میگه:

    سلام من حدود ده ماهی میشه که با یه دختر خانم آشنا شدم که البته به صورت شرعی در این مدت من از اندام و اخلاق و روحیات این خانم خوشم اومده و سه سال هم از من کوچکتر هستم ولی با خودم بیشتر فکر میکنم میبینم بیشتر من مجذوب اندام خوبه این خانوم شدم البته قیافه و ظاهرشون هم بد نیست ولی نه آن چنان.حالا میخام پا پیش بزارم خواستگاری نمیدونم کارک درسته برا همین مورد خوبه این کار رو بکنم؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      به هر حال برای مردان داشتن جذابیت جنسی و پذیرش این مساله اهمیت دارد و انکار ناپذیر است و اینکه بخواهید خواستگاری کنید یا خیر بستگی به شرایط خودتون داره و شناختی که اتفاق افتا ه اگر صرف این مساله تمایل پیدا کردید خب بعد از ازدواج و داشتن رابطه این مسائل ممکنه کمی از شدتش کم شود و اخلاق و رفتار ایشون به چشم بیاد .و شاید فکر کنید اشتباه تصمیم گرفتید و یا اینکه از بعد ظاهری پذیرشی نداشته باشید و بعدا به ان توجه کنید وقتی این هیجان رسیدن به ایشون کم شود و مسائل را منطقی و واقع بینانه تر ببینید .خوب داشتن صرف این شر ط دلیل برای خواستگاری و ازدواج نیست ولی اگر شرایط و ملاک های رفتاری و اخلاقی هم براورده شده فکر نمی کنم مشکلی پیش بیاد و امیدوارم موفق باشید .

  15. immortal
    immortal میگه:

    دختری ۲۶ ساله هستم .۶ ساله با پسر دوست بودم و یکسال پیش نامزد کردیم برای کاندا اقدام کرده بودم کارم درست شد رفتم کانادا و قرار شد برگردم از کانادا و ازدواج کنیم.ولی وقتی رفتم دو ماهی که اونجا بودم خیلی سرد شدم و احساس کردم نمیخوام فعلا ازدواج کنم.از طرفی تمام تدارکات عروسی مهیا شده و زمانی ندارم تا تصمیم قطعی بگیرم.و نمیخوام هم اشتباه کنم.خیلی پسر خوب و مسئولیت پذیری هست.ولی من خیلی شک دارم به تصمیمم

    • مشاور
      مشاور میگه:

      این مشکل اکثر افراده که در تغییر شرایط و محیط زندگی چنین رفتاری در پیش میگرن …
      شمام وقتی علاقه ای به ایشون نداشتید بهتره خیلی صریح و روشن این موضوع رو اعلام کنید ولی خواهشا دیگه پشیمون نشید چون نمیتونید اوضاع رو بعد از این تغییر داد

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز اینکه شما بخواهید برای ازدواج تصمیم بگیرید .حتما این ۶ سال زمان کافی بوده است منتهی اگر شک دارید و فکر می کنید با رفتن و اقامت در کشوری دیگر ملاک هاتون ممکنه تغییری کرده باشد .و به قول خودتون سرد شده باشید خب بهتره تکلیف ایشون رو هم مشخص کنید .اینکه مسئولیت پذیر هستند و شاید خیلی ویزگی های مثبتی داشته باشند ولی مهم خواست و تصمیم شما برای ازدواجه و این تردید اکنون شما شاید خوشایند نباشد .و باید دقت داشته باشید .خب مشاوره قبل از ازدواج شاید پاسخی برای تردیدها باشد و با ایشون مطرح کنید و بخواهید بهتون فرصت بدهند .چون شرایط شما تغییر کرده ممکنه بعدا فکر کنید این فرد فرد دلخواه نبوده و این بعدا مشکل ساز خواهد شد .موفق باشید.

  16. ha.54
    ha.54 میگه:

    سلام چند ماهیست از دختر ۲۹ ساله و کارمند خواستگاری کردن ایشو پرستارن و من دبیر.اوایل میگفتن باید یه مدت بگذره تا بدونم بهتون احساسی پیدا میکنم یا نه .اما مشکوک میزه منم قلبا دوستش داشتم.خلاصه گوشیش روحک کردم و فهمیدم با خواستگارشم هست ارتباط داره حتی استیکر سکسی و عکس سرلختی براش فرستاده و انگار عاشق ایشون هست اما چون مطلقه هست خانواده دختره مخالفن.در کل الان من حکم زاپاس رو دارم هیچکسم نمیدونه من گوشیشو حک کردم نمیدونم چیکار کنم راهنمایی میخام دخترم خیلی دوس دارم ولی این موضوع هم عذابممیده ونمیدونم ازش توضیح بخوام و بگم گوشیش رو حک کردم یا نه؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      فقط یک گفتگوی قاطع با ایشون میتونه تکلیف شمارو روشن کنه
      و به ایشون برای جواب قطعی مدت زمان مشخصی رو تعیین کنید … بعد از این مدت اگر جواب ایشون منفی بود تکلیف شما روشن خواهد بود وگرنه با این روال نباید انتظار معجزه داشته باشید

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز شما هنوز وارد زندگی نشدید دچار شک شدید و به خودتون اجازه دادید گوشی ایشون رو حک کنید که اصلا کار درستی نبوده .و خب اگر ایشونم متوجه بشن مطمئن بشید دیدگاه دیگری پیدا خواهند کرد ولی از جهتی که حس کردید شما نقش مهمی برای ایشون ن داشتید و فرد دیگری مطرح تر است خب این قضیه مهمی است .درسته شما ایشون رو دوست دارید و خب سر دوراهی مانده اید ولی اگر منطقی بررسی کنید متوجه خواهید شد که وقتی شروع چیزی با شک و شبهه بوده است ممکن است ادامه ان مشکلات زیادی را به همراه داشته باشد .اگر واقعا هنوز مایلید با ایشون ازدواج کنید بهتره رک و صریح راجب ارتباطات سوال کنید و حد و مرزها خودتون و انتظاراتتون از طرف مقابل را هم مشخص کنید .بهتره طرف مقابل متوجه باشد که قرار است دقیقا در زندگی اینده با شما چه چیزی را رعایت کند و در چه جاهایی شما می توانید انعطاف داشته باشید .در مورد گفتن مساله حک کردن فکر می کنم گفتنش مشکلاتی به وجود می اورد .چون شما وارد حریم خصوصی ایشون شدید و اصلا توجیه پذیر نیست این رفتار .منتهی صحبت کردن راجب اینده و حساسیت هاتون و اینکه بخواهید هر چیز ی هست طرفین صادقانه بیان کنند کمک بزرگی است .امیدوارم موفق باشید و تصمیم درستی برای ادامه بگیرید .

  17. مرتضی
    مرتضی میگه:

    سلام.
    پسری هستم ۲۵ ساله. لیسانس و کارمند رسمی دولت.
    وضع مالی با توجه به اینکه تازه یکساله که مشغول کار شدم در حد رهن خانه هست.
    کنکور ارشدم خوب بود و میخوام کنار کارم ادامه تحصیل بدم. از طرفی یک خانمی را برای ازدواج به بنده پیشنهاد دادن که از قضا همکار هستیم.
    حالا کمی تردید دارم که ادامه تحصیل بدم یا ازدواج با همکار یا اینکه هر دو همزمان، یعنی هم ارشد و هم ازدواج با توجه به اینکه کارمند هستم.

    لطفا راهنمایی کنید که با توجه به شرایط بنده هر دو یعنی ارشد و ازدواج با همکار رو پیشنهاد میکنید یا خیر با ذکر دلیل لطفا؟؟؟

    سپاس

    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوست عزیز تمام این موارد به خواست درونی شما بستگی داره و کسی نمیتونه برای شما الویت بندی کنه
      به هر حال دل شما به یکی از این موارد گرایش داره …. اگر ادامه تحصیل میتونه روی درآمد و آینده شما تاثیر مثبت بگذاره پس میتونه دلیل خوبی برای ادامه دادن باشه
      ولی اگر تاثیری رو احساس نمیکنید بهتره با فکر کردن به انتخاب برسید … هر چند افرادی هستند که به هر دو موضوع پرداختن و این مورد وابسته به درک دو طرف زن و مرد در زندگی مشترک داره

      • مرتضی
        مرتضی میگه:

        سپاس از پاسختون.

        موفق باشید

        • مشاور
          مشاور میگه:

          سلامت و خوشبخت باشید

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست گرامی این دو با هم منافاتی ندارند اگر اون خانم همکار شما باشند و هم فکر می توانند در درس هم کمکتون کنند و همراهتون باشند و حتی مشوق شما باشند .شما باید ببینید توان و قدرت مدیریت دارید یا خیر ؟اگر این همکار شما فرد دلخواه شما هستند و فکر می کنید اشتراکاتی وجود دارد اقدام کنید و بدونید یک نقطه مثبت همکار بودن یعنی درک شرایط و سختی های طرف مقابل و این باعث میشه که افراد راحت تر کنار بیایند و متوجه شرایط همسرشون باشند .شما در ارشد نهایتا دو ترم درس و دو ترم پایان نامه دارید این به کنار زندگی شخصی رو سرو سامان دادن اهمیت ویزه ای دارد و مشکلی پیش نخواهد امد .امیدوارم در درس و کار موفق و در زندگی خوشبخت باشید .

  18. haaasa
    haaasa میگه:

    سلام پسری ۲۲ ساله ام در دانشگاه مشغول تحصیل بودم که به علت پایان رسیدن سنوات به من گفتن باید اول برم سربازی بعد سربازی ادامه تحصیل بدم من با توجه به مشورتی که با خانوادم کردم تصمیم گرفتم که خدمت نرم.قرار بر این شد که مشغول به کار باشم و بتونم پول پس اانداز کنم که بتونم طودتر ازدواج کنممی خواستم بدونم نظر شما راجب به این تصمیم چیه؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اگر فکر می کنید مشغول به کار شدن شما شرایط بهتری رو فراهم می کنه و زد می تونید خواسته هاتون رو جامعه عمل بپوشانید خب خوبه ولی اگر تصمیم دارید کار دولتی داشته باشید خب باید خدمت رو رفته باشید ضمن اینکه امروزه برای کار و ازدواج بحث خدمت مساله مهمیه .و چون افراد می بینند اگر داماد اونها سر ابز باشه چه شرایط سختی داره اصولا راضی به این مساله نمی شوند در هر حال خودتون صلاح رو بهتر می دونید و با توجه به شرایط و موقعیت و اینکه چقدر ازدواج زودتر براتون مهمه می تونید تصمیم بگیرید .و امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و موفق باشید .

« دیدگاه های قدیمی تر
ارسال نظر