مشاوره ازدواج جوانان

مشاوره ازدواج تهران

اگر نیاز به مشاوره و راهنمایی در زمینه مشاوره ازدواج را حس میکنید و دنبال یک مشاور ازدواج خوب در تهران میگردید ما مفتخر هستیم با مشاوره ازدواج در تهران در مرکز مشاوره تهران پذیرای شما باشیم . اگر ساکن تهران هستید میتوانیم شما را به مشاوره ازدواج در تهران معرفی کنیم که این مشاوران قطعا از بهترین کادر مشاوره ای ما خواهند بود. مشاور ازدواج تهران همراه و پشتیبان شما در تمامی مشکلات خانوادگی و مسائل مربوط به ازدواج خواهد بود. فاصله شما با مشاور ازدواج تهران فقط یک تماس است.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج

418 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
  1. ....
    .... میگه:

    من قبلاازاین که به ایشون فکرکنم معیارهام ایمان واخلاق وخانواده وکار بود انچنان زیبایی مدنظرم نبودولی الان به این نتیجه رسیدم زیبایی خوش بختی نمیاره ولی شب خاستگاری بهم گفت زودجوش هست خودم هم خیلی زودجوش نیستم ولی وقتی حرصم بگیره هیچی جلودارم نیست ازلحاظ صحبتی این نظرتون چیه به مشکل برمیخوریم دراینده

  2. ....
    .... میگه:

    باسلام
    دختری۱۸ساله هستم برام یه خاستگارامده با۲۶سال سن موقعیت کاری خوب وخانواده بااصالت وباایمان ولی چیزی که تو تصمیمم به مشکل برخوردم شکل ظاهری(قیافه) فرداست طی۲جلسه ای که ایشون دیدم به دلم نشسته حالانمیدونم چکارکنم لطفاراهنماییم کنیدممنون

    • مشاور
      مشاور میگه:

      وقتی به ازدواج فکر می کنید، اولین ملاکی که در نگاه اول مورد بررسی قرار می‌گیرد‌، پیچیده نیست و به راحتی قابل اندازه‌گیری می‌باشد‌، ملاک زیبایی ظاهری است.باید در اولین قدم تکلیف خود را با انتظارتان از ظاهر طرف مقابل مشخص کنید.همیشه انتخاب بین زشت و زیبا نیست اما باید فکر کنید و ببینید ظاهر همسر آینده‌تان چقدر برایتان مهم است. این ملاک از جمله ملاک‌هایی است که باید جانب اعتدال را در آن رعایت کنید.ما انسان‌ها ناخود آگاه به سمت زیبایی گرایش داریم و این یک امر فطری است‌. گاهی هم زیبایی و خوبی را با هم اشتباه می‌گیریم. یکی از دلایل اشتباه گرفتن زیبایی با خوبی را باید از کارتون‌های زمان کودکی‌مان تا فیلم‌ها و سریال‌هایی که با آن بزرگ شدیم جستجو کنیم. در همه آنها، شخصیت‌های نقش مثبت‌، چهره‌های زیبایی داشتند‌، زیبایی سیندرلای مهربان در مقابل خواهران ناتنی زشت و بد جنسش‌، یکی از این مثال‌هاست.جز قصه‌ها و افسانه‌ها‌، کسی وجود ندارد که از نظر همه بی‌نقص باشد.هر کس تعریفی از ظاهر خوب داشته و البته هر انسانی در خلقتش بی نهایت زیبایی وجود دارد اما از روی یک سر مشق نمی‌توان همه را بررسی کرد. ملاک‌های زیبایی مثل قد و وزن و فرم چهره و‌ … برای انتخاب دختر و پسر شایسته بکار می‌رود، مهم این است که چهره طرف مقابل به دلتان بنشیند. حال ممکن است قدش از چیزی که قبلاً مطرح می‌کردید کوتاه‌تر باشد.ممکن است کسی برای ازدواج به شما معرفی شود که در معیارهای دیگر بی‌نقص بوده و همه چیزش کامل است. حتی ممکن است از نگاه خیلی‌ها چهره خوبی هم داشته باشد اما شما ظاهرش را دوست نداشته باشید.در این صورت اگر احساس کردید این عدم رغبت به ظاهر او را نمی‌توانید تغییر دهید‌، سعی نکنید به زور و به خاطر محاسن دیگر او را انتخاب کنید.یک چیز را فراموش نکنید‌، زیباترین چهره‌ها نیز به مرور زمان عادی می‌شوند. چند ماهی که از زندگی مشترک‌تان بگذرد‌، وقتی هر روز یکدیگر را ببینید و تب و تاب چیزهای دیگر فروکش کند‌، شما می‌مانید و کنار آمدن با اخلاق یکدیگر. وقتی با هم دچار اختلاف می‌شوید‌، چشم و ابروی طرف مقابل به کمک‌تان نمی‌آید بلکه توانایی حل مسئله باعث می‌شود از اختلافات عبور کنید.بنابراین کمی بیشتر فکر کنید.از یک مشاور پیش از ازدواج کمک بگیرید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  3. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام
    من چند ماهی هست که با یه دختر خانم آشنا شدم، در حقیقت حدود چهار سال هست ایشون رو میشناسم ولی از اشنایی ما برا ازدواج دو ماه میگذره، من شخصیت و رفتار ایشون رو کاملا قبول دارم و به نظر من یک شخص ایده ال هستن.
    چند مشکل وجود داره
    اول اینکه ایشون یه سال از من بزرگتر هستن که چون مفصل در موردش حرف زدیم فکر نمیکنم هر دو نفر مون مشکلی باهاش داشته باشیم.
    دوم و مشکل اصلی اینه که ایشون کارشون تهران ه و به خاطر علاقه شدید به کارشون نمیخوان کارشون رو رها کنن و من شهرستان مشغول کارهستم
    کار من به شکلیه که ۱۲ روز کار و ۴ روز استراحت هست.
    من از ایشون خواستم که کارشون رو رها کنن و همراه با من شهرستان زندگی کنن ولی ایشون موافقت نمیکنن. به نظر ایشون ۱۲ روز سرکار باشم و ۴ روز خونه باشم مشکلی نداره.
    خواستم ببینم به نظر شما چنین انتخابی منظقی هست هم برا من و هم برا ایشون و چنین مشکلی رو جطوری میشه حل کرد.
    ممنون

    • مشاور
      مشاور میگه:

      با چنین تناقضی از همین الان آینده این زندگی رو میشه حدس زد
      شما و ایشون شدیدا تحت تاثیر احساسات قرار گرفتید پس بهتره کمی واقع بینانه برخورد کنید و گرنه یکی از شما باید برای همیشه از خواسته های خودش بگذره که بتونید در کنارهم زندگی کنید
      ولی خوب شدن زندگی به درک دو طرف شما بستگی داره …
      پس مسلما مهمتر از یک سال بزرگتر بودن ایشون اختلاف نظر و دوری و عدم اعتماد و شناخت دو خانواده است

  4. ملودی
    ملودی میگه:

    سلام دختری ۲۷ ساله هستم و در شرف ازدواج،یکبار عقد ناموفق داشتم و جدا شدم قبل ازاینکه عروسی کنم.خواستگار الانم مردی۳۱ ساله هستند که به طور کلی ویژگی ها و نکات مثبت بیشتری دارند.اما از نظر چهره اون موردی که من میپسندیدم همیشه نیستند،خانواده ی من که کاملا راضی هستند به طوری که اگه بخوام اینو مطرح کنم کاملا با من مخالفت خواهند کرد!
    میدونم تفکرم بچگانه اس اما به نظرتون چیکار کنم که حداقل خودم بپذیرم که چهره ملاک خوشبختی نیست و عاقلانه تصمیم بگیرم !!

    • مشاور
      مشاور میگه:

      فراموش نکنید قدم اول در ازدواج به دل نشستنه … همونطور که برای خرید ساده به این موضوع توجه میکنید باید برای یک عمر زندگی هم این مورد فکر کرد

      به هر حال مردان و زنان الگوها و معیارهای کاملا متفاوتی برای تحلیل زیبایی افراد اطراف خود دارند که با دیدن چهره یک فرد فورا او را با آن الگوها مطابقت داده و درباره زیبایی آن فرد رای می‌دهند. به تازگی مطالعه‌ای جدید زیباترین زنان و مردان دنیا را از دیدگاه هر کدام طبقه‌بندی کرده است.

      برداشت یک خانم از زیبایی با یک آقا متفاوت است . به گفته محققان مردان زیبایی را با نیمکره راست مغزشان تحلیل می‌کنند و زنان با تمام مغزشان و به همین دلیل است که نظر آقایان و بانوان درباره زیبایی یک شخص، یک جسم و یا حتی یک منظره می‌تواند با یکدیگر متفاوت باشد. به نظر می‌رسد مرکزی که در تحلیل زیبایی اجسامی که چشم می‌بیند، در بخش راست مغز آقایان فعال است، در حالی که بانوان این تحلیل را با استفاده از رشته‌های عصبی هر دو نیمکره مغزشان انجام می‌دهند. این امر باعث می‌شود نگاه زنان به مقوله زیبایی، نگاهی دقیق‌تر و جزیی‌تر باشد در حالی که مردان با دیدی کلی و اجمالی به زیبایی نظر می‌کنند.

      به اعتقاد شرکت‌کنندگان در یک نظرسنجی، جذابیت مردان حتماً به دلیل داشتن اعضای صورت زیبا و بدن ورزشکاری نیست و معتقدند که هر مردی که مرتب و تمیز باشد، شانس زیادی برای تحت تاثیر قراردادن اطرافیان خود دارد. دومین شرط، اعتماد به نفس و پس از آن خودداری و لبخند زیبا بوده است. در عین حال تنها ۱ درصد از شرکت‌کنندگان معتقدند که موهای پرپشت و سالم، شرط حتمی برای زیبایی مرد است. این نظرسنجی نشان داد که خانم‌ها اهمیت زیادی برای عطر مردان قایل‌اند و به نظر آنها بوی خوش ادکلن مرد را جذاب‌تر می‌کند.

      برداشت و مفهوم زیبایی در جوامع گوناگون بسیار متفاوت است. تبلیغات رسانه‌های گروهی، فیلم‌ها و نوشته‌ها نیز بر معیارهای ما از زیبایی موثر خواهند بود. به عنوان مثال بینی پهن در جامعه ما زیبا نیست ولی در کشور گینه نماد زیبایی و جذابیت است یا در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی و کشور خودمان، دندان‌هایی سفید و ردیف زیبا به نظر می‌رسند ولی در بعضی کشورهای آفریقایی سیاه کردن همه دندان‌ها با مواد رنگی و شیمیایی خاص، گامی در جهت زیباتر شدن به شمار می‌رود.

      زیبایی به مجموعه‌ای از خصوصیات گفته می‌شود که احساس خوشایندی را در ذهن به وجود آورند و باعث جذابیت شوند. به زبان دیگر هرچه صورت یک فرد به ظاهر انسانی نزدیک‌تر باشد، زیباتر به نظر می‌رسد. هرچه یک صورت با طبیعت هماهنگی و توازن بیشتری داشته باشد، جذابیت افزون‌تری خواهد داشت چون سلامت، زنده بودن و شادی و خوبی را به نمایش می‌گذارد.

      خصوصیات یک چهره زیبا
      گرچه می‌گویند: «زیبایی باید در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می‌نگری»، مطالعات علمی نشان داده‌اند، چهره‌هایی که به نظر ما زیبا و جذاب به نظر می‌رسند، ویژگی‌های خاصی دارند که این ویژگی‌ها را در ۳ گروه اصلی می‌توان جای داد:

      ۱) سلامت و تندرستی،
      ۲) زیبایی،
      ۳) حالتی از معصومیت چهره کودکان.
      همچنین تحقیقات علمی در جامعه امروز جهان، معیارهای خاصی را برای چهره زیبا در نظر می‌گیرند که البته مطلق نیستند.
      تا به حال شده است که شما به چهره‌ای نگاه کنید و بگویید: «چه‌قدر زیبا است» ولی همسرتان نظری مخالف شما داشته باشد و از نظر او اصلا زیبایی در کار نباشد؟ این اتفاقی است که به دلیل نوع متفاوت تحلیل زنان و مردان از زیبایی رخ می‌دهد…

      امام علی (ع ) زیبایی مرد را حلم وقار حسن درونی زینت اخلاق و رفتار عبادت و خشوع صدق و راستی معرفی کرده است. و نیز می فرمایند “ ان الله عزوجل ، جمل صوره المرأه فی وجهها و صوره الرجل فی منطقه ” خداوند تبارک و تعالی زیبایی زن را در صورتش قرار داده و زیبایی مرد را در صحبت کردنش.

  5. s.m
    s.m میگه:

    با سلام . من دختری هستم ۲۲ ساله که ۵ سال هست با پسری که الان ۲۹ سالش هست دوستم. از من تقاضای اجازه برای آمدن به خواستگاری رسمی کرده. خانواده من به شدت مذهبی هستندو چادر بر من اجباری هست، اما خانواده ایشون بی حجاب هستند و در مهمانی ها مشروب مصرف می کنند. بته الخود ایشون بخاطر من حاضر هست مشروب نخوره. خانواده من به نسبت جزو خانواده های شیک و با سطح بالا هستند اما خانواده ایشون پایین تر هستند از این نظر به طور واضح، البته که از لحاظ پوشش و خیلی مسائل دیگه خود ایشون در سطح ما هستند. از لحاظ سطح مالی تقریبا در یک سطح هستیم اما سطح زندگی ها متفاوت هست، آن ها علاقه به جمع کردن مال دارند اما ما به رفاه بیشتر توجه می کنیم و لازم به ذکر هست که ما ساکن قیطریه هستیم و ایشون ساکن جنت آباد. از لحاظ سطح تحصیلی ایشون فارغ التحصیل دانشگاه شریف با معدل بالا هستند، اما من فازغ التحصیل دانشگاه آزاد. سطح علمی پدر ها و برادر هایمان در یک حد است اما مادر ایشون سیکل هستند و مادر من در ۲ رشته ارشد دارند. ا لحاظ قیافه خوش چهره هستیم اما از لحاظ قد من متوسط هستم در بانوان اما ایشون در آقایان کوتاه. فردی به نسبت منزوی هستند اما من به نسبت معاشرتی البته نه خیلی. به نسبت فرد پر تلاشی هستند و روی پای خودشون هستند و به محض مطمئن شدن از خوب بودن شغلی که پیدا کردند و بعد از اینکه چند ماه گذشت و مطمئن شدند از این شغل اقدام به خواستگاری کردند. هر دو یک برادر داریم فقط. در زندگی سختی زیاد کشیده. از نظر من کمی به مخفی کاری از هر نظر علاقه دارند که از نظر خودشون این طور نیست. با این تفاسیر به نظر شما ما خوشبخت می شویم یا خیر ؟

    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوست عزیز باید بدونید تفاوت در زمینه‌های فرهنگی بر اساس تحقیقات در ایران یکی از مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز در طلاق‌ها می‌باشد. ارزش‌های فردی و اجتماعی، آداب و رسوم ، رفتار و سلوک و حتی آداب لباس پوشیدن و غذا خوردن زن و مرد می‌تواند زمینه‌های همدلی بیشتر را بین آن دو پدید آورد. به همین جهت به ویژه در کشور گسترده ما که در قالب یک فرهنگ و جامعه واحد، از خرده فرهنگ‌های متعدد (ترک، کرد، عرب و لر و…) برخوردار است، توجه به این امر در مجموعه ملاک‌های ازدواج اهمیت خاصی دارد و همانطور که اشاره شد تفاوت در آن‌ها زمینه‌ساز اختلاف‌ها است.

      تفاوت فرهنگی در بین همسران در دو سطح می تواند آسیب زا باشد.
      – سطح اول تفاوت فرهنگی در بین خانواده های همسران
      سطح اول تفاوت فرهنگی در بین خانواده های همسران است. موضوعی که منبع انواع اختلافات و سوء تفاهم می شود و خود را بیشتر در قالب اختلاف نظر در برگزاری مراسم مشترک، برخورد اجتماعی همسران و رعایت قوانین پیدا و پنهان خانوادگی نشان می دهد. این موضوع همواره ناخوشایند بوده و گاه تا پایان عمر همت همسران ، صرف تلاش برای کم رنگ کردن این تفاوت ها در بین دو خانواده و نیز در رابطه خودشان می شود.

      – سطح دوم آسیب در میان همسران
      سطح دوم تفاوت فرهنگی ممکن است در بین خود همسران باشد. در واقع مشکلات در سطح دوم نسبت به مشکلات در سطح تفاوت فرهنگی خانوادگی بسیار عمیق تر بوده و خانواده را به راحتی به از هم پاشیدگی می کشاند.مشاورین ازدواج معتقدند که در حقیقت اختلاف فرهنگی خانواده ها در صورتی که زوج به یکدیگر علاقه داشته و از نظر فرهنگی شبیه باشند، مهارت آموزی آنان در مواجهه با خانواده همسران است، ولی اگر مشکل تفاوت فرهنگی بین خودشان هم باشد موضوع عملاً در اکثر موارد بی نتیجه خواهد ماند؛ چرا که هر کدام از زوج ها اعتقاد دارند که مشکل از دیگری است و فرد مقابل باید تغییر کند.

      باید گفت اگرچه فرهنگ به تنهایی نمی‌تواند در اختلاف سطح طبقات تاثیرگذار باشد و نمی‌توان با قاطعیت گفت که افراد از فرهنگ‌های مختلف نمی‌توانند با هم ازدواج کنند، اما بی‌تردید تشابه فرهنگی می‌تواند نقش مهمی در موفقیت یک ازدواج داشته باشد..

      به همین دلیل دختر و پسر باید تلاش کنند که خانواده‌هایشان از همه لحاظ بخصوص از لحاظ فرهنگی با هم سنخیت و تناسب داشته باشند، تا بهتر بتوانند یکدیگر را درک کنند.

      پس در این مورد باید واقعیت های زندگی هم رو بشناسید و خودتون رو همین امروز در اون شرایط فرض کنید … ببینید میتونید با این شرایط کنار بیایت ؟

  6. شاهرخ
    شاهرخ میگه:

    سلام من حدودا یک ساله که با یک دختر اشنا شدم و الان فهمیدم ک مسیحیه هو نمیدونم چیکار کنم چون واقعا دوسش دارمو میخوام باهاش ازدواج کنم یک.راهنمایی میخواستم مرسی واقعا

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      توصیه میکنیم اگر فرد معتقدی هستید با مرجع تقلیدتون صحبت کنید

      از نظر اسلام، مسیحیان از اهل کتاب هستند. طبق نظر مراجع معظم تقلید شیعه، زن مسلمان نمى‏تواند به عقد آنها در آید، چه عقد دایم باشد یا عقد موقت و مرد مسلمان هم نمى‏تواند با زن هاى غیر اهل کتاب ازدواج دایم یا موقت داشته باشد. اما در ازدواج موقت مردان مسلمان با زنان اهل کتاب اقوا جواز است، و در دایم احوط منع است.

      حضرت امام خمینی (ره) در این مسئله می فرمایند: “زن مسلمان نمى‏تواند به عقد کافر – خواه اصلی حربی باشد یا کتابی یا مرتد فطری یا ملی – در آید،[۱] چه عقد دایم باشد یا موقت، مرد مسلمان هم نمى‏تواند با زن هاى کافر غیر کتابیه همچنین مرتد (فطری یا ملی) به طور دایم یا موقت ازدواج کند. اما در ازدواج با زن کتابیه (یهودی یا نصرانی) در میان فقها چند قول وجود دارد:

      ۱٫ قول مشهور منع در دایم و جواز در موقت است.

      ۲٫ منع مطلقا (چه دایم و موقت).

      ۳٫ جواز ازدواج به طور مطلق.

      ۴٫ اما نظر ما اقوا جواز در موقت و احوط منع در دایم است[۲] و به احتیاط واجب ازدواج دایم با زن هاى کافر اهل کتاب نیز جایز نیست، ولى صیغه کردن زن هاى اهل کتاب، مانند یهود و نصارى مانعى ندارد”.[۳]

      بنابراین، طبق نظر مراجع معظم تقلید تنها ازدواج موقت مرد مسلمان با زن مسیحی (کتابی) جایز است. اما ازدواج دایم و موقت مرد مسیحی با زن مسلمان جایز نیست و در ازدواج دایم مرد مسلمان با زن کتابی چند نظریه وجود دارد در ذیل فتاوای چند تن از مراجع معاصر نقل می شود:

      ۱٫ صافی: جواز ازدواج دایم خالی از قوت نیست، ولی با تمکن از ازدواج با زن مسلمان کراهت شدید دارد. (ترک احتیاط ترک نشود).

      ۲٫ خوئی و تبریزی: احوط استحباباً عقد دایم جایز نیست.

      ۳٫ نوری: اقوا جواز ازدواج دایم، اما با تمکن از ازدواج با زن مسلمان احتیاط ترک نشود.

      ۴٫ فاضل: به احتیاط واجب جایز نیست.

      ۵٫ زنجانی: ظاهر عدم بطلان ازدواج، (چه دایم و چه موقت) است، بلکه مکروه و مخالف احتیاط استحبابی است، به ویژه در ازدواج دایم.[۴]

      [۱]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۲، ص ۴۶۸م ۲۳۹۷٫ برای آگاهی از دیدگاه های فقهای گذشته، نک: الفقه علی المذاهب الخمسه، محمد جواد مغنیه، ج ۲، ص ۴۷- ۴۹٫
      [۲] همان.
      [۳] همان.
      [۴] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص، ۴۶۸- ۴۶۹٫

  7. ناشناس
    ناشناس میگه:

    با سلام و احترام
    من دختری ۳۱ هستم از نظر خانواده گی مذهبی و خودم هم چادری هستم خیلی خواستگار داشتم ولی هر کدوم به ی دلیلی به من نمیخوردند وضعیت مالی ما هم متوسط هست الان ی خواستگار دارم که از نظر سنی ۴ سال از من بزرگتر است و قبلا هم ازدواج کرده است ولی زندگی موفقی نداشته است و جدا شده دلیل این جدایی را هنوز نپرسیدم دودل هستم که برای خواستگاری بگم بیان یا خیر

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      قطعا” شما معیارهایی برای ازدواج دارید که باید براساس این معیارها و انتظارات معقول تصمیم گیری کنید …. وقتی ایشون به دل شما نتونسته بشینه پس دلیلی برای ادامه دادن شما وجود نداره
      پس در این مورد با خانواده صریح و روشن صحبت کنید و بدونید هدف از ازدواج رسیدن به آرامشه

  8. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام
    من یه دختره ۲۷ ساله هستم جدیدا خواستگاری دارم ۳۶ ساله و اینکه ایشون ۱ سال نامزد بودند و طلاق گرفتند اونجور که خودشون میگن دلیل طلاق خیانت همسر قبل بوده است.
    من هرموقع ازشون سوال میپرسم خیلی ناراحت میشن که زندگی گذشته من تاثیری در اینده من ندارد و چون پسر هستم اصلا مهم نیست.
    شرایط بدی ندارند ولی به نظر شما ازدواج با ایشون کاره درستی هستش؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر فکر میکنید نمیتونید به ایشون اعتماد داشته باشید بهتره از همین امروز تکلیفتون رو روشن کنید … گذشته ایشون هر چی که بوده باشه به خودش مربوطه و شما باید از این جا به بعد شناخت کامل از ایشون بدست بیارید
      و این شناخت در سایه دوران نامزدی و مشاوره و معاشرت دو خانواده امکانپذیره

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

    • مشاور خانواده
      مشاور خانواده میگه:

      با سلام خدمت شما
      ایشان باید بپذیرند دلیل بررسی شما مربوط به اثر این مسلئه بر آینده نیست بلکه تکرار گذشته نشود لذا کمک گرفتن از مشاور نیز اهمیت نیز می یابد زیرا مهم است که شخصیت ایشان باید بررسی شود که مشکلی نداشته باشد روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمک کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵

  9. وحید
    وحید میگه:

    با سلام و احترام
    چندی قبل با دختری با در جریان گذاشتن خانواده ها قرار ملاقات آشنایی برای ازدواج گذاشتیم،صحبتها انجام شد،نقطه نظرات مطرح شد و مساله اصلی دختره کار و درسش بود که مورد موافقتم قرار گرفت و الان مشکل اصلی ترس ایشون از ازدواجه و این ترسو همون روز ملاقات نیز مطرح کرده بودند و به همین دلیل قصد دارند جواب منفی بدهند،،،به نظرتون چکاری میشه برای رفع این مشکل انجام داد؟؟؟
    با تشکر و سپاس فراوان

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      نظر ایشون هم در ازدواج بسیار مهمه و اگر نظرش منفی شده باشه نمیتونید با زور و اجبار مجبورش کنید
      در این مورد فقط میتونید با صحبت کردن و وساطت بزرگان سعی کنید در رفتارش تجدید نظر کنه ولی در نهایت ایشون خودش باید تصمیم گیری کنه

  10. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام
    من ۲۸ساله و تک پسر خانواده هستم. مهندس عمرانم و شاغل در یک شرکت ساختمانی. اما از نظر خودم درآمد کافی برای ساپورت یک خانواده در حد معمول را هم ندارم و هراس از اینکه شرمنده کسی شوم را با توجه به وضع مالی دارم. اما همانطور که گفتم تنها پسر خانواده ام و پدر و مادر آرزوی ازدواج سریع تر من را دارند از طرفی هم عقل می گوید که باید زودتر ازدواج کنم تاهم پدر و مادر از من راضی باشند و هم آن شور و انرژی جوانی تماما از من خارج نشود.
    پیشنهاد شما چیست و چگونه عمل کنم؟
    متشکرم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      از لحن صحبت شما مشخصه که شدیدا” تحت تاثیر خانواده هستید و باید بدونید شما باید مستقلا” زندگی مشترک رو اداره کنید و به همین خاطر لازمه این حس در شما به وجود اومده باشه که نیاز به ازدواج دارید … پس عجله نداشته باشید و اگر وارد رابطه شدید حتما” دوره نامزدی رو با مشاوره ای توام انجام بدید تا بتونید ب انتخاب درستی برسید

  11. هانا
    هانا میگه:

    با سلام و احترام
    دختر خانمی هستم ۲۹ ساله دارای مدرک دکتری تخصصی فیزیک، مدرس حق التدریس دانشگاه. به طور کاملا اتفاقی با یکی از همکاران در دفتر فرهنگ دانشگاه ملاقات کوتاهی داشتم. اقایی ۳۶ ساله دکتری تخصصی جغرافیا اما کاملا مسلط و آشنا به علوم حوزوی به طوری که بیشترین زمینه فعالیت خود را معطوف به مباحث دینی و اعتقادی می نماید.
    زمانی که ایشون درخواست اشنایی را از طرف همکار دفتر فرهنگ مطرح کردن بنده گفتم اشنایی فقط از طریق خانواده ها و در حضور خانواده ها و با اجازه آنها. ایشون هم فرمودند چه عالی و قبول کردن. بعد چند جلسه ملاقات در منزل و صحبت هایی در زمینه های مختلف بنده متوجه شدم اقا کاملا مذهبی، مقید، در بعضی مسایل عقیدتی سخت گیر هستند، کار ثابت هم فعلا ندارند و از لحاظ مالی فعلا صفر و نیاز به یه مقدار زمان دارند. منتها بنا به شرایط کاری و سنی نیازمند ازدواج هستند.با دین و مذهب و عقاید و حتی شرایط مالی مشکلی نداشتیم من کلا دختر قانعی هستم و خداروشکر اهل دین و معتقد. منتها چند روز پیش از من پرسیدند مهریه و من گفتم ۱۱۰ تا ایشون مسر هستند به ۱۴ تا چون می گن سنت پیغمبر هست و باید کم باشه و ازدواج آسون گرفته بشه؟ ایا مهریه ۱۴ تا در عرف جامعه در حالت کلی درسته؟ من با حرفشون که می گن مهریه کم سنت پیغمبره مشکلی ندارم اما تا جایی که من می دونم تو قران گفته نشده چقدر مناسبه. من وقتی گفتم ۱۱۰ تا این مبلغ را حد وسع خودم و اون اقا دیدم که گفتم، اما الان ۱۴ تا هر طور فکر می کنم اضطرابم را خیلی زیاد می کنه، اعتمادم از طرف مقابل را کم می کنه. هزار تا فکر و خیال تو ذهنم ایجاد می کنه که تا قبل از این هیچ کدوم نبود.
    من به عدد و رقم و مبلغ مهریه کار ندارم چون معتقدم اگر خدای نکرده کار به جدایی و اختلاف برسه هیچ مبلغی نمی تونه خسارت روحی طرفین را جبران کنه، و اینکه ادم بیفته دنبال گرفتن فقط این تنشها و خسارات را بیشتر می کنه. اگر هم که صلح باشه این رقم فکر نمی کنم هرگز دیده بشه. من منظورم رقم و مبلغ نیست، فقط یه آرامش و اطمینان و اعتماد می خوام. یه چیزی که ترس و اضطرابم را بیشتر نکنه. توقع من از ایشون این بود وقتی من می گم ۱۱۰ و ایشون ۱۴ . برگردن بگن ۱۱۴ که هم ۱۰۰ شما توش باشه هم ۱۴ هم توکل به ۱۱۴ سوره قران به یمن اینکه قران بدرقه راه زندگی مون باشه ۱۱۴ تا. نه اینکه بگه من حرفم را گفتم، اعتقادمه، بیشتر نمی تونم.
    به نظر شما من حرف اشتباهی می گم؟ واقعا سر در گم شدم!! از هر کسی پرسیدم میگه درسته گفتی. اما نمی خوام ایشون راجع به من برداشت غلطی داشته باشن.
    از مهریه خواهر و زن داداششون که پرسیدم اول گفتن مقایسه نکن بعد من گفتم منظورم مقایسه نیست. اول من گفتم ۱۱۰ بعد دوباره سوالم را پرسیدم ایشون گفتن خواهرشون بالای ۲۰۰ و برادرشون ۱۱۰٫
    به نظر شما چه اتفاقی میفته؟ این اقا خیلی ب ۱۴ تا مسر هستند. من واقعا نمی دونم چی میشه؟ به نظرتون من حرف بدی زدم؟
    روزای اول پدرشون از پدرم پرسیده بوده پدرم گفته با هم کنار میایم اما هرگز نگفته بودن ۱۴ تا
    عرف جامعه چی هست؟ نمی خوام غیر عاقلانه یا غیر منطقی برخورد کرده باشم.
    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز در انتخابتون به معیارهای دیگه ای هم توجه کنید بقول امام معصوم برای پی بردن به خوب بودن یک انسان به سجده های طولانیش توجه نکنید …
      پس شما که دکترای تخصصی دارید و از نظر تجربه مشکلی دیده نمیشه بهتره خوب به نشانه ها دقت کنید که بیهوده گرفتار احساسات و وابستگیهای عاطفی و بازی با الفاظ دیگران نشید

  12. سرگشته
    سرگشته میگه:

    با عرض سلام به تمام هموطنان و همشهریان عزیز و تشکر و قدردانی از گردانندگان سایت
    امیدوارم که دوستان، بنده رو به دلیل صراحت و بی پردگی کلامم به بزرگواری خودشون عفو کنند. به مشکلی برخوردم که شدیداً نیاز به کمک و مشاوره دارم. پسری هستم با ۲۸ سال سن و مدرک دکتری رشته مهندسی. حدود دو سال پیش و در اواسط دوره دکتری با دختر خانمی در یکی از دانشگاه هایی که بعنوان استاد حق التدریس رفته بودم، آشنا شدم. از اونجایی که خودم تقید نسبتاً بالا به مذهب دارم و ظواهر اون دختر خانم نیز حاکی از برآورده شدن معیارهای اولیه بنده بود، پا پیش گذاشتم و قصد ازدواج رو مطرح کردم. کار به خانواده ها رسید و با وجود شرایط نامناسب اقتصادی من، موافقت شد که یک مدتی رو با هم نامزد باشیم تا شناخت کافی از هم حاصل بشه. در دوران نامزدی به شدت شیفته و شیدای ایشون شدم. اما متأسفانه رفته رفته بدلیل اختلافات فرهنگی خانواده ها و با توجه به تصمیم یک طرفه ی دختر خانم، جدایی رو برگزیدیم. حالا چند ماهی میشه که از هم جدا شدیم و میشه گفت که تقریباً هر جفتمون با این قضیه کنار اومدیم. وضع اقتصادی من الان الحمدلله بهتر شده و منتها مشکل بزرگی که بهش برخورد کردم اینه که متأسفانه از اونجایی که ظاهر و اندام اون خانم به خصوص سایز س*ی*ن*ه هاشون که ۹۰ بود، خیلی برام خواستنی و دلپذیر بوده، دیگه به هیچوجه (بابت ذکر این مطلب صمیمانه عذر میخوام) حتی فیلمهای مستهجن هم نمیتونن منو ذره ای تحریک کنن چه برسه به دخترخانم هایی که خانواده م برای من در نظر میگیرن و چند تا از دختر خانم هایی رو که همه ی اطرافیانم از من انتظار داشتند که با کمال اشتیاق قبول کنم، تنها به همین دلیل که مطمئن بودم ممکنه در مسیر زناشویی مون مشکل حاد و بی میلی بوجود بیاد، نادیده گرفتم. حتی با کمال وقاحت و گستاخی معیارم رو با مادرم در میون گذاشتم، اما نظر مادرم اینه که پیدا کردن دخترخانمی با این خصوصیات بعید به نظر میرسه؛ و از طرف دیگه به معنای واقعی کلمه اقرار میکنم که مطمئنم که اگه از لحاظ معیار سایز سینه، اقناع نشم، در مسیر زناشویی با مشکل جدی مواجه خواهم شد. حالا از دوستان و مشاوران ارجمند عاجزانه تقاضای کمک دارم.
    باز هم بابت صراحت و بی پردگی کلامم با تمام وجودم عذرخواهی میکنم.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      در این مورد حتما” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

  13. جوان سر در گم
    جوان سر در گم میگه:

    با سلام و درود ، با توجه به اهمیت موضوع بهتره به اصل موضوع بپردازم . من پسری ۲۶ ساله هستم و مدت حدود ۶ سال است که با دختری که ۲ سال از خودم بزرگتر است دوست شده و سه سال قبل نامزد کردیم . البته در این بین پدر و مادر من با این که از دختر خوششان آمده بود ، اما به جهت این که من سال سوم مهندسی بودم و سربازی هم نرفتم و نه کاری و نه زندگی داشتم مخالف بودند و عقیده داشتند که درسم تمام شود و بعد از سربازی نامزد کنیم و قتی کار پیدا کردم ، ازدواج کنیم . و بیشتر هم به فکر دختر بودند تا من . اما زمان چرخید و ( البته با موافقت من ) خانواده ایشان با گل و شیرینی به منزل ما آمده تا کار را تمام کنند . با تمام مخالفتهای ضمنی پدر و مادر ، اما قرار گذارده شد و پس از چند ماه نامزدی خوبی گرفتیم . از آن زمان ( ۳ سال پیش ) تا کنون همه چی عالی پیش رفته و همه خوش و خرم بودیم . الان هر دو فوق لیسانس را گرفتیم و من هم حدو بهمن میخواهم به سربازی بروم . برای همین قرارشد ابتدای شهریور امسال مراسم عروسی را انجام دهیم . خانواده من مبلغ قابل توجهی را برای مراسم آماده کردند . طبق جلسه ای که هر دو خانواده داشتیم قرار شد چون من باید به سربازی بروم ، در هزینه ها کمی صرفه جویی کنیم تا بقیه پول را در بانکی سپرده و از سود آن و کار نیمه وقت من بتوانیم تا اتمام سربازی ، زندگی کنیم .برای همین همه مراحل مراسم و خرید ها را قیمت گذاری کردیم و به یک جمع خوب که تمام مراسم را داشته باشد و بطور متوسط انجام شود رسیدیم . اما از دو ماه پیش به یکباره عروس اکثر قول و قرار ها را عوض کرد و هزینه ها رفت بالا ، تا جایی که با حساب جدید فقط ۲ تا ۳ میلیون برای ما میماند . ضمن آنکه با دعوت مادر بنده و مادر خودش برای انتخاب آرایشگاه در یکی از نقاط گران تهران ، در حالی که ایشان به تماشای آلبوم مشغول بوده اند خودش با ناراحتی رفته و با پرداخت ۱ میلیون به عنوان پیش پرداخت ، قرارداد را بسته و حتی مادر خودش هم شوکه شده . خلاصه مشکلات یکی پس از دیگری بروز کرده و بزرگ میشود . از طرفی دختر بسیار خوبی است و در خانواده ای فرهنگی بزرگ شده . حتی مهریه را با نظر خودمان دو نفر فقط ۷ سکه بهار قرار گذاشتیم که آن هم به محک اهدا کنیم . رابطه هر دو خانواده بسیار عالی بود . هر دو خانواده چند سفر رفتیم و عالی بود . ام از زمان انتخاب گروه تشریفات که مادر ایشان نظر به گروه دیگری داشت و باعث شد عروس هم نظرش عوض شود ، مشکلات شروع شد و الان تا جایی پیش رفتیم که من در دو دوراهی قرار دارم و او خیلی راحت میگفت بهتره تمام شود ، در حالی که من پیشنهاد دادم چند ماه عقب بیاندازیم تا این مشکلات را بررسی و رفع کنیم یا حد آقل برای هر تصمیمی که میگریم وقت گذاشته باشیم تا در این موارد بیشتر همدیگر را محک بزنیم ، که البته او و خانوده او مخالف این موضوع هستند . پیش مشاوری که قبل از تصمیممون به ازدواج ، رفته بودیم ، دوباره رفتیم و ایشان گفت یا تمام کنید یا برای چه میخواهیم عقب بیاندازیم ؟ مگر در این مدت چه اتفاقی قرار است بیافتد ؟ خلاصه زندگیم فلج شده . ۳ ماه است کاری پیدا کردم و برای کسب درآمد از ۹ صبح تا ۱۱ شب کار میکنم و شی جنازه میروم منزل . اما این مشکل باعث شده که خطر از دست دادن کار را هم پیدا کنم . خواهش میکنم بطور اخص به من کمک کنید . در حال انفجارم .خواهش میکنم جواب مرا زود بدهید . از وقتی که برای درد دل من گذاشتید بسیار سپاسگزار و ممنونم
    ۹۵/۰۴/۲۸

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز میدونیم روابط عاطفی و وابستگی که ایجاد شده برای شما اهمیت زیادی داره ولی شما امروز نشونه هایی رو مشاهده میکنید که شمارو هم به فکر انداخته … تنها کسی که در وهله نخست میتونه به شما کمک کنه خودتون هستید … فقط امیدوارم خودتون رو گمراه و سرگردان نکنید و درست و سنجیده تصمیم گیری کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

  14. فرشته
    فرشته میگه:

    با سلام، من یک خواستگار دارم که ایشون در حدی که شناخت پیدا کردم پسر خوب و سالم هستند و کار و درآمد معقولی دارند،البته خیلی آروم و شاید کمی بی سر زبون باشند،دو ماه از من کوچکتر هستند
    از طرفی ۷ساله با آقایی دوست هستم که ایشون سه سال از بنده کوچکتر هستند و خودشون میگن که براشون مهم نیست،از نظر اخلاقی هم ایشون میتونن. مدیریت خونه رو به عهده بگیرن از شناختی که رو خودم دارم و همچنین فرد سرزبون دارتری هم هستند به تازگی کار پیدا کردنند و قول دادن که یکمی پس انداز کردن میان خواستگاری
    الان موندم سر دو راهی، میترسم اگر خواستگار تقریبا مناسب رو رد کنم و اگر دوستم نیاد یا بیاد و نشه، ازینجا رونده و ازونجا مونده نشم
    خانواده هم به خواستگار اصرار دارند که خوبه جواب مثبت بده و از دوستیم خبر ندارند
    ۲۸ سالمه
    لطفا راهنماییم کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      خود شما باید تصمیم گیری کنید .. شما چندین سال خودتون رو سرگرم رابطه ای کردید که ممکنه بی نتیجه باشه .. پس هر اتفاقی بیفته در نهایت این شما هستید که باید تصمیم نهایی رو بگیرید و همین الان هم میدونی باید چیکار کنید

  15. نفس
    نفس میگه:

    سلام، دختری ۳۲ ساله هستم که تا بحال ازدواج نکرده ام و عاشق مردی ۳۱ ساله شده ام که قبلا یک ازدواج ناموفق داشته اند و منجر به طلاق شده است. با گذشت یکسال از آشناییمون علاقه بنده به ایشان روز به روز بیشتر و بیشتر شده است، در حالیکه مساله را به ایشان بیان کردم و تنها با مقاومت ایشان نسبت به ازدواج مجددشان مواجه شدم. با توجه به اینکه خانواده ایشان نیز در امر ازدواج مجدد به ایشان اصرار زیاد دارند باز هم نه تلاش من و نه خانواده ایشان کارساز نبوده است. با توجه به اینکه از لحاظ سنی به حدی رسیدیم که خوب و بد را از هم تشخیص بدهیم ، لطفا راهنمایی بفرمایید چگونه با مخالفت ایشان نسبت به ازدواج مجددشان برخورد کنم و راه حلی برای متقاعد کردن ایشان برای ازدواج مجدد را پیش رویم بگذاریید.
    پیشاپیش از بذل توجه شما کمال تشکر را دارم.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      این که ایشون تمایلی به ازدواج نداره موضوع شخصیه و بستگی به دلایل خودشون داره
      و کسی رو نمیتونید به زور وادار به کاری کنید …شما در نهایت میتونید در زمانی مناسب با ایشون صحبت کنید و متوجه نگرانی های ایشون در مورد مخالفت با ازدواج بشید
      و بتونیدبه ایشون اطمینان بدید و جلب اعتماد از ایشون کنید که توانایی اینو دارید که یک زندگی مشترک ارام رو با هم بسازید

  16. مغموم حیران
    مغموم حیران میگه:

    سلام. من ۱۶خرداد شرح حالمو براتون فرستادم وازتون درخواست کمک ومشاوره داشتم چرا هیچ پاسخی بهم ندادین؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر درخواست شما ثبت شده باشه به ترتیب پاسخگویی خواهد شد

  17. anjel
    anjel میگه:

    سلام دوستان.من ۲ سال است که ازدواج کردم. ￿۲۴سالمه و شوهرم چند سال از من بزرگتر است.دوران مجردی خارج از کشور زیاد میرفته.از ۲۰ سالگی ،من هر روز تو زندگیم اعصابم خورده و راجع بهش فکرای بد میکنم.که اونجا چه کارایی میکرده.موقع رابطه جنسی همش فکر میکنم تو ذهنش داره تجسم میکنه .با شک زندگی میکنم.دیونه شدم از بس هر روز فک میکنم .ناکفته نماند منم چند بار برده و بیش از حد روم غیرت داره و تا حالا چیزی ازش ندیدم.خوش میگه برای بیزنس فقط میرفتم.ولی من واقعا اعتمادم خیلی کمه.چکار کنم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      بستگی به خودتون داره که با وسواس فکری شیرینی زندگیتون رو به هم بزنید یا خیر

      دو محور اصلی و بسیار مهم هر رابطه‌ای و به‌ خصوص در زندگی مشترک ، اعتماد و احترام است‌ و اگر هرکدام از این دو محور آسیب ببینند ممکن است رابطه کاملاً از بین برود. در حقیقت این دو ،خط قرمز‌هایی هستند که هیچگاه نباید از آنها عبور کرد. به محض اینکه بی‌اعتمادی در رابطه‌ای به‌ وجود بیاید رابطه به سمت ویرانی می‌رود. شک به همسر از آن چیزهایی است که می‌تواند هم احترام و هم اعتماد را در زندگی زناشویی از بین ببرد و به‌ تدریج پناهگاه امن خانه و زندگی مشترک را به جهنمی تبدیل کند. هر‌کدام از ما دست کم یکبار در زندگی شک را تجربه کرده‌ایم ولی شک در هیچ کجا مثل زندگی مشترک و شک به همسر نمی‌تواند مخرب باشد.

      شک به همسر عشق را می‌کشد
      وقتی آدم‌ها همدیگر را دوست دارند، به هم عشق می‌ورزند و به هم اعتماد دارند اما از لحظه‌ای که شک به همسر و عدم‌ اعتماد و کنترل در رابطه‌ای به‌ وجود می‌آید ذره ذره عشق بین زوجین رو به زوال می‌رود و دو طرف از هم دور می‌شوند. البته اگر هر دو طرف دست از شک و کنترل هم بر‌دارند دوباره می‌توانند باز به هم نزدیک ‌شوند چون هیچ‌گاه عشق با نیت‌های منفی، عدم‌اعتماد و سوءظن نمی‌تواند در یک جا جمع شود.

      صورت مسئله را پاک نکنید
      متاسفانه ترس و نگرانی را در مکالمات اکثر آدم‌ها می‌بینیم. این روزها وقتی با آدم‌ها حرف می‌زنیم می‌بینیم که ترس و نگرانی پشت اکثر حرف‌ها و رفتارهای آن‌ها وجود دارد، در حقیقت از یک چیزی نگران هستند! حال اگر این نگرانی‌ها وارد زندگی مشترک شود، ‌مثلاً یکی از زوجین با خود مدام فکر کند وقتی همسرش از او دور است «مبادا با کس دیگری حرف بزند!»، «مبادا از کس دیگری خوشش بیاید!» و…این مبادا‌ها که خود شخص آن‌ها را در ذهنش می‌سازد همه تبدیل به نگرانی‌های جدیدی در زندگی می‌شوند و فرد برای اینکه از آن‌ها خلاص شود شروع می‌کند به کنترل‌ کردن طرف مقابل. با این رفتارها فرد می‌خواهد صورت مسئله را در بیرون پاک کند، و به سراغ حل مسئله در درون خودش نمی‌رود. در واقع افرادی که سوءظن‌های زیادی دارند ، شک به همسر دارند و یا کنترل گر هستند در بیرون نباید به‌ دنبال چاره باشند بلکه باید در درون خودشان به دنبال راه حل بگردند.

      آنها به‌ خودشان شک دارند
      در همه ما یک حس مالکیت وجود دارد، در واقع آدم‌ها نسبت به هرچیزی که دوست‌ دارند نوعی احساس مالکیت دارند و این حس ناشی از یک ترس درونی است، ترس از دست دادن. در حقیقت پشت رفتارهای کنترل‌گر و سوءظن‌آمیز ، ترس از دست‌دادن وجود دارد. این افراد انگار در وجودشان چیزی را کم دارند و جای چیزی برایشان خالی است و می‌خواهند به نوعی این جای خالی را پر کنند. در حقیقت رفتارهای شکاکانه و سوءظن آمیز آن‌ها نسبت به بیرون و آدم مقابلشان نیست بلکه این شک نسبت به‌ خودشان است و به نوعی طرف مقابل و اتفاقات مختلف آینه‌ای است برای آن‌ها تا خودشان را ببینند.

      وقتی من نسبت به‌ خودم شک داشته‌ باشم یعنی به توانایی‌ ها و دوست‌ داشتنی‌ بودن خودم شک دارم و شک دارم که آنقدر خوب باشم که طرف مقابل حاضر شود با من بماند. ولی اگر من اطمینان داشته باشم که آنقدر خوبم که طرف مقابل با من می ماند دیگر نیازی ندارم با رفتارهای کنترل‌ گر ، طرف مقابل را مجبور کنم که با من بماند. یعنی دارای خود باوری و اعتماد به نفس کافی هستم و باور دارم طرف مقابل به خاطر من در این رابطه می ماند. ولی کسانی که به‌ خودشان و تواناییها یشان شک دارند، لاجرم فرافکنی کرده و دچار شک به همسر می شوند. چون فکر می کنند آنقدرها خواستنی نیستند که طرف مقابل به این رابطه وفادار بماند!

      حریم خصوصی کجاست؟
      هر آدمی یکسری حریم و حدودی دارد که دوست ندارد کسی وارد آن شود. این حریم یک چیز کاملاً نانوشته است که برای هر کسی مهم است اما گاهی بعضی افراد آن حریم را حفظ نمی‌کنند و وارد حریم شما می‌شوند. مسلماً این مورد شما را ناراحت می‌کند و اگر به طرف مقابل تذکر ندهید روز به روز از او دورتر می‌شوید. اگر زن و شوهر هم این حریم را رعایت نکنند ممکن است روز به روز از هم دورتر شوند. حریم‌های شخصی بسیار مهم است. در زندگی هر کدام از ما بخش‌هایی وجود دارد که فقط برای خودمان است و اصلاً دلیلی ندارد فرد دیگری را وارد این حریم‌‌ها کنیم. این حریم شخصی برای افراد مختلف متفاوت است، ممکن است یک فردی ایمیل‌ها و تلفن‌ هایش در حریم شخصی‌ اش باشند و ممکن است برای فرد دیگر مثلا ایمیل‌ هایش در حریم شخصی ‌اش نباشند. به مرور می‌توان حریم شخصی آدم‌ها را فهمید.
      به قول جبران خلیل جبران در کنار هم بایستید اما نه بسیار نزدیک.

      وقتی خودتان مقصر هستید
      اگر از همان ابتدای زندگی زناشویی شروع به کنترل همسرتان بکنید از ترس اینکه مبادا او روزی نسبت به شما غیر متعهد شود، در واقع ناخودآگاه او را به سمت غیرمتعهد شدن سوق می‌دهید، یعنی آنقدر کنترل‌ هایتان همسرتان را از شما دور می‌کند که ممکن است به سمت غیرمتعهد شدن هم برود. اگر همیشه ترس از دست دادن همسرتان را دارید یا شک به همسر دارید، دو راه بیشتر ندارید یکی اینکه از همان ابتدا و در دوران آشنایی آنقدر او را خوب بشناسید تا با توجه به شخصیت او این ترس و شک به همسر برطرف شود و راه دوم اینکه، آنقدر در رابطه و زندگی زناشویی خود عشق و محبت بگذارید که همسرتان نتواند به فرد دیگری فکر کند و کاملا در زندگی با شما سیراب شود.

      روش برخورد با شک به همسر
      گاهی پیش می‌آید که دچار شک به همسر شوید و دارای دلایلی هستید که شک‌تان درست است در این حالت باید با توجه به موضوع و آدم مقابلتان راه‌ حل مناسبی را پیدا کنید. اول از همه باید شروع به جمع‌آوری اطلاعات کنیم، مثلاً اگر کسی به ما زنگ زده و از عدم‌ تعهد شوهرمان خبر داده‌ است نباید حرف او را حجت بدانیم بلکه خودمان باید شروع به تحقیق کنیم. مثلاً شاید با یک یا ۲ بار چک کردن طرف مقابل (بدون اینکه خودش متوجه شود) از حقیقت ماجرا با خبر بشویم و در نهایت با روشن شدن ماجرا، موضوع را با همسرمان مطرح کنیم و از او توضیح بخواهیم و ۲ نفری مشکل را حل کنیم و اگر نشد با بزرگتر یا مشاوری موضوع را مطرح کنیم . اما اگر مطمئن شدید که شک شما اشتباه است باید روی خودتان کار کنید تا کاملا موضوع را فراموش کنید.

      سه قدم مهم در رفع شک به همسر
      اگر دچار شک به همسر هستید و بعد از مدتی فهمیدید شک‌ شما اشتباه بوده‌ است، اگر همسرتان متوجه شک شما نشده باشد باید روی خودتان کار کنید تا کاملاً شک را فراموش کنید و تنها چیزی که می‌تواند شک‌ها و نا آرامی‌های بین دو زوج را از بین ببرد، محبت کردن بی‌قید و شرط به یکدیگر است. چون در این صورت رابطه دلپذیر می‌شود و در نتیجه دوباره اعتماد و آرامش به زندگی باز می‌گردد. اما اگر همسر شما متوجه شک شما شده باشد، باید اول به اشتباه خود اعتراف کنید و از او معذرت‌ خواهی کنید، بعد به نوعی با رفتارهایتان نشان دهید که کاملا به او اعتماد دارید، یعنی مثلاً کمتر سؤال کنید و… قدم سوم در رفع شک به همسر این است: بدون قید و شرط به او محبت کنید و عشق بورزید.

      وقتی شک به همسر تبدیل به بیماری می‌شود
      بعضی اوقات فرد آنقدر شک به همسر دارد که می‌توان او را بیمار دانست. برای تشخیص بیماری اول از همه باید دید که آیا او همیشه و در تمام مراحل زندگی‌ اش دچار شک بوده ‌است؟ دوم اینکه شدت شک زیاد است یعنی فرد در هر مسئله کوچک و بزرگی به‌شدت و بدون دلیل شکاک است و این شک ‌ها هم خودش را آزار می‌دهد و هم اطرافیانش را. یعنی زندگی فرد تحت‌تاثیر قرار گرفته‌ است و تمام زندگی‌اش تبدیل به بحث و جنجال شده است ولی آدم نرمال فقط گاهی و به ندرت در امور اطرافش شک می‌کند. اگر همسر شما نیز جزو این گروه است باید از او بخواهید که برای حل مشکل به متخصص مراجعه کنیم یا با متخصصین صدای سلامت تماس بگیریم (هیچ‌گاه به او نگویید خودش تنهایی باید پیش متخصص برود چون حتماً جبهه خواهد گرفت) یعنی باید همگام با هم مشکل را حل کنید.

  18. مغموم حیران
    مغموم حیران میگه:

    باسلام وخسته نباشید بنده دختری ۳۹ساله و کارمندهستم که تاحالا هیچ خواستگار درست وحسابی وپابرجایی نداشتم فقطچند مورد درحدپیشنهاداولیه بوده که همه به دلیل شرایط سنی کنسل شده اند.ولی الان حدود ۶ماه است که جوان۲۴ساله ای به بنده پیشنهاد ازداج داده وبشدت اظهار علاقه وعشق ودوست داشتن میکند بنده درهمان روز اول آشنایی به دلیل اختلاف سنی زیاد جواب منفی دادم ولی ایشان بسیار محکم گفتند که شرایط سنی اصلا برایشان مهم نیست وخودشان میخواهند با خانمی بزرگتر وپخته تراز خودشان ازدواج کنند.وبا دختران جوانتر امروز نمیتوانند کناربیایند.از طرفی بعد ازاینکه کمی بیشتر با ایشان آشنا شدم گفتند که یتیم هستند ودرخانواده عمویشان بزگ شده اندوبه همبن دلیل ازآنجاییکه سرپرست دلسوز وراهنمایی خوبی در زندگی نداشته اند سابقه چند کارخلاف ازجمله جابجایی جنس قاچاق مثل سیگارو پارچه ومشروب از طریق قایق ودریا وچند مورد نزاع که کاربه چاقوکشی هم کشیده در دوران نوجوانیشان دارند ولی هیچگونه سابقه کیفری وزندان ندارند واکنون سه سال است که توبه کرده اند ودور کار خلاف خط کشیده اند ودر اداره راه وشهر سازی کار میکنند ازطرفی خانواده عمو وبستگانش هم راضی به ازدواج با غریبه نیستند وخودشان تنها میخواهند برای ازدواج اقدام کنند.من وقتی سابقه کارخلاف ایشان را شنیدم منقلب ومتاثر شدم ولی فقط اختلاف سن ونارضایتی بستگانش را بهانه کردم ومحترمانه جواب منفی دادم ولی متاسفانه ایشان قبول نمیکنند وشروع به التماس وخواهش کردند وگفتند که خدا با همه قهاری اش به من فرصت توبه وبخشش داده شما چرا نمیتونین ببخشین وبا گذشته من کنار بیاین از طرفی هم ملتمسانه گفتند که من به سختی زندگی پاکی را شروع کردم که برای حفظ وادامش به همراهی وکمک همسر پخته وپاکی مثل شما نیاز دارم بخاطر خدا بپذیرین وراضی نشین که دل یک بجه یتیم را بشکنین.من گفتم به شرطی میپذیرم که اولا اجازه بدین خانواده م تحقیق کنند وثانیا بستگانت شهادت دهند که اکنون در کار خلاف نیستی وتضمینی به من بدهی که در آینده هم خلاف نکنی.گفتند از آنجا که بستگانم راضی به ازدواج با غریبه نیستند اصلا همراه من نمیایند که شهادت دهند آنها به خاطر اموال پدر مرحومم میگویند چون ما بزرگت کردیم حتما باید با دخترعموت وهرکس که ما گفتیم ازدواج کنی.ازطرفی چون در گذشته من کارخلاف ودعوا ونزاع داشتم اکثر مردم بخاطر همان کارهای گذشته اسم خلافکار روی من گذاشته اند.ومعلوم نیست توی تحقیقات چی بگن.ولی خودم هر تعهد وتضمینی که لازم باشه میدهم که دنبال کار خلاف نروم.فقط شما بخاطر خدا تنهام نگذار.از سوی دیگر میگوید تمام اموال ودارایی پدر ومادر مرحومش به وی رسیده اند ونیاز مالی هم ندارد.و وقتی که پرسیدم شما که نیاز مالی نداشتین چرا دنبال کار خلاف افتادین گفتند که یتیم وخام بودند سرپرست وراهنمای دلسوز وخوبی نداشتند وبهمین دلیل همراه دوستان ناباب شدند واز طرفی چون در خانواده عموم زندگی میکردم مجبور بودم کار کنم.حالا من مانده ام چکار کنم.از طرفی دوستانم میگویند بخاطر شرایط سنی احتمال اینکه خواستگار دیگری وشانس ازدواج داشته باشی خیلی کم است قبول کن.نمیدانم چکار کنم.اصلا چطور به خانواده ام بگویم.مسلما با شرح حالی که دادم که تنهاست وسابقه کارخلاف هم داره خانواده ام نمیپذیرند.از طرفی پدر ومادرم مسن وبیمارند.ومن هم در شهرستانی دور از پدرومادرم ومستقل وتنها زندگی میکنم.وبخاطر تنهایی وبرخی مسائل اجتماع واقعا نیاز به ازدواجوتشکیل خانواده دارم ضمن اینکه خواهران وبرادرم بدون توجه به شرط سنی گاهی از روی بی توجهی وخودخواهی اونطور که لازم است با من همراهی نمیکنند وبدون اطلاع از شرایط افراد سختگیریهای ناشیانه میکنند. لطفا راهنمایی ام کنید که چکار کنم؟ باتشکر از اینکه وقت میگذارید.

  19. sara
    sara میگه:

    سلام من ۳۷ سالمه و با مردی آشنا شدم که خارج از ایران زندگی میکنه و قصد داریم باهم ازدواج کنیم ایشون یکبار متارکه کرده اند و یه پسر دارن از لحاظ اخلاقی خوب هستن و واز نظر مالی و کاری مشکی ندارن در یکی از ادارات دولتی مشغول بکار هستن منتها من مشکل خودم هستم همش دوست دارم بهش گیر بدم و عادت بدی که دارم بهش تیکه میندازمو و هی غر میزنم وقتی بهم دیر زنگ میزنه هزار جور فکر و خیال میکنم در صورتیکه ایشون ن اهل حرف بد زدن هستن و ن رفتار ناشایستی انجام میدن ماهمش سر این اخلاقای من باهم بحث میکنیم که جدیدا بیشتر هم بهش گیر میدم میخاستم منو راهنمایی کنین چو نمیخام رابطمون به جدایی ختم بشه ممنون میشم .

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      پس برای درمان چنین خصیصه های بدی که دارید بهتره مشاوره ای حضوری با مشاوری مجرب داشته باشید
      در غیر اینصورت کس نمیتونه حتی ثانیه ای با شما زندگی کنه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  20. نسترن
    نسترن میگه:

    سلام وقتتون بخیر. پسری از من خواستگاری کرد که ۶ سال از من کوچکتره و یکسال قبل تو جمع دوستان هم رو میشناختیم. فهم و شعور بسیار بالایی داره طوری که زبون زده بین دوستان مشترکمون. و تا به موضوعی مطمئن نباشه مطرحش نمیکنه. از نظر اخلاقی خیلی به هم میخوریم و خونواده هامون هم هم رو قبول دارن… ایشون با مشکل اختلاف سنی کنار اومده اما من نگران واکنش اطرافیانم هستم، آیا میتونه مشکل ساز باشه؟!

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اختلاف سن میتونه مشکل ساز باشه ولی در کل به درک هر دو طرف برمیگرده پس بهتره تصمیمتون رو با مشاوری رودررو و مستقیم قطعی کنید

      دوره ای که مردها با زن های ۱۰ یا ۲۰ سال کوچک تر از خودشان ازدواج می کردند، تقریبا گذشته است. امروزه ازدواج هایی که در آن زوج ها همسالند و یا ازدواج هایی که در آن زن بزرگ تر از مرد است بیشتر از قبل دیده می شود.

      کوچک تر بودن زن از مرد در ازدواج یک باور سنتی است. دکتر مسعود وزیری، روان شناس بالینی درباره تفاوت سنی مناسب برای ازدواج موفقیت آمیز برایمان می گوید.

      ● تفاوت سنی مناسب

      اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.

      البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است.

      همان طور که از گذشته تا به حال شنیده ایم، تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها باتوجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند.

      با این حال فاکتور سن به تنهایی نمی تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد. انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.

      ● بزرگ تر بودن مرد

      از گذشته تا به امروز تفاوت سنی در ازدواج به گونه ای بوده که مرد چندسالی بزرگ تر از زن بوده است. مرد ایرانی با خاصیت مردسالارانه ای که از گذشته در اطراف خود دیده و شنیده، مدیر بودن در خانواده و حرف آخرزدن را تعریفی از خود می داند. از سوی دیگر بزرگ تر بودن مرد نوعی توازن رفتاری را در خانواده به دنبال دارد. با این حال معیارها با گذشت زمان در حال تغییر و دگرگونی است.

      حضور زنان در جامعه و فعالیت های اجتماعی آنها، توجه بیشتر آنها به تحصیلات و ارتقای علم و به دست آوردن موقعیت هایی برتر حتی بسیار معتبرتر از مردها تا حدودی باعث تغییر سن ازدواج شده و به همین خاطر است که در جامعه امروز زنانی که از همسران خود بزرگ تر هستند، بیشتر از قبل دیده می شوند.

      ● بزرگ تر بودن زن

      اگرچه هنوز مساله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست اما نمی توانیم برای همه افراد، نسخه های واحد و یکسانی بپیچیم. اگر دو نفر تفاهم فرهنگی و اخلاقی داشته باشند، همسن بودن یا بزرگ تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیده ای نیست.

      کسانی که مخالف بزرگ تر بودن زن هستند معمولا دلایل زیرا برمی شمارند: ترس از اینکه این ازدواج ها بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه شود؛ به ویژه اگر این ازدواج به خاطر موقعیت مادی زن صورت گرفته باشد، همیشه موردتوجه است.

      زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.

      از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگ تر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با تحلیل رفتن جسم زن، احساس ناخوشایندی پیدا کند و شاید به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و… درحالی که این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد.

      چنین ازدواج هایی جنبه های مثبتی هم دارد؛ ازجمله اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. البته به شرطی که خود فرد پذیرای شرایطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند. چراکه تاثیرهای منفی برخورد جامعه و اطرافیان ممکن است در زندگی بروز پیدا کند.

      می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. این مساله درصورتی که عشق و علاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد و زندگی خوبی داشته باشند مشکل ساز نخواهد شد.

      ● همسن بودن یا نبودن

      تعریف تفاوت سن و پذیرش آن، کاملا به فرهنگ و تربیت خانوادگی بستگی دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نیازهای اساسی و شناخت متقابل نمی توان فاصله سنی را از عوامل و عناصر اصلی دوام زندگی دانست. با این حال هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد آنها به درک بهتری از یکدیگر می رسند.

      زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت. یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.

      دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را هم هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است. باتوجه به عرف جامعه بزرگ تر بودن زن از مرتد، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی پذیرفته شده نیست. علی رغم پیشرفت های همه جانبه و تغییر باورها هنوز هم موفقیت این گونه ازدواج ها در مقایسه با ازدواج هایی با تفاوت سنی مناسب برای افراد ثابت نشده است.

      زن و مردی که ۱۲ تا ۱۵ سال اختلاف سن دارند نمی توانند همدل و همراه خوبی برای یکدیگر باشند اما باوجود تمام ایرادها، در این بین، نمونه های موفق زیادی نیز وجود دارند. ازدواج پسران با دختران بزرگ تر از خود به دلایل مختلف، یکی از عوامل نگران کننده در خانواده هاست. چراکه به زعم آنها این نوع ازدواج ها از ریسک بالایی برخوردارند. چون دخترها از لحاظ جسمی و عقلی زودتر بالغ می شوند؛ بنابراین به همسرانی احتیاج دارند که هم سطح خودشان باشند اگرچه باز هم توجه به مسائل پیچیده زندگی نسبی است.

      فاصله سنی زیاد و از ۱۰ سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلات بیشتر از عواملی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده می شوند.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  21. پیمان
    پیمان میگه:

    با عرض سلام ، بنده حدوده سه سال است با دختری هستم که دو سال آن خانواده ها در جریان هستند از نظر مذهبی و مالی هم سطح هستیم ، دختر بخاطر من چادری شده ، تقریبا تمام معیارهایم را دارد اما به علت سرسخت بودن خانواده ی دختر بعد از این که آنها مایل شده اند تازه ظاهر دختر برایم نمایان شده است ، از نظر قد کمی بلندترم اما از نظر اندامی خیلی توپور تر از من میباشد که من اینگونه اندام را دوست ندارم ؛ ولی از طرفی از خودم بدم میاد که صرفا برای یک اندام بخواهم این مسئله را بهم بزنم ، لطفا راهنمایی کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      پس وقتی تمایل و علاقه ای به این موضوع نیست دلیلی به ادامه رابطه وجود نداره

  22. samaneh
    samaneh میگه:

    باسلام و وقت بخیر. دختری ۲۷ ساله هستم ترم آخرحسابداری وشاغل درهمین رشته وضعیت خانوادگی متوسطی دارم ودرحال حاضرخواستگاری دارم که برادرشوهر یکی از دوستانم می باشدو۴سال از من کوچکتر هستن مادرشون فوت کردن و باپدرشون زندگی میکنن وضعیت مالی خانوادگیشون نسبت به ما یه کم پایین تره اما می تونن برای زندگی مشترک یه خونه اجاره کنن اهل کار وزندگی هستن وازنظراخلاقی مشکلی ندارن و من نمی دونم قبول این شرایط درست هست یا خیر لطفاً راهنماییم کنید. با تشکر

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      خب تردید رو در کلامتون میشه دید … کوچیک بودن و بد بودن شرایط درامدی ایشون میتونه تنش زا باشه … پس بهتره قبل از تصمیمی خوب فکر کنید و به اینده و زندگی با شرایط ایشون فکر کنید

  23. فرانک
    فرانک میگه:

    سلام. من ۴۳ ساله ام . تجربه ی ازدواج نداشتم. همه ی افراد خانواده ی من تحصیل کرده اند و با افرادی که تحصیلات خوبی داشته اند ازدواج کردده اند.به تازگی با اقایی که تحصیلاتشان دیپلم است و تجربه ی ازدواج نداشته اند آشنا شده ام. از نظر اخلاقی و فهم و درک قابل قبول هستند. و قصد جدی برای ازدواج دارند.اما شغل ثابت و قابل اتکا ندارند.خیلی مردد هستم که برای انتخاب باید چه فاکتورهایی را در نظر بگیرم؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      خب قصد هر کسی از ازدواج رسیدن به ارامشه … وقتی چنین حسی رو ندارید چطور میتونید ازدواجی موفق داشته باشید …؟
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

  24. مريم
    مريم میگه:

    سلام دوستان
    من دچار یه مشکلى شدم که واقعا خودم موندم توش
    حدود دو سالى هست که رابطمو با پسرى بصورت جدى شروع کردم ازم ٢ سال کوچیک تره این از اولشم واسم ترسناک بود.اخلاق هاى بد و خوبش تقریبا دستم اومده. اما خانوادم جدیدا فشار زیادى روم اوردن براى ازدواج از طرفى من خودم احساس میکنم این اقا الان شرایط اومدن براى خواستگارى رو نداره.
    از طرفى یکى از اقوام که قبلا واقعا دوستش داشتم باهام صحبت کرده و بعد از ٢ ماه پیشنهاد ازدواج داده
    خوب اون شرایط اومدن داره همه جوره
    اما یه راز داره رازى که واقعا ذهنمو درگیر کرده و باعث شده بوده که این همه سال اون هم احساساتشو از من پنهون کنه
    اونم اعتیادش بوده الان پاکه اینو مطمئنم….
    واقعا دوچار دوگانگى شدم که این عشق قدیمى رو بخوام یا نه این پسرى که دو سال از زندگیمو باهاش گذروندم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

  25. سمی
    سمی میگه:

    با سلام خسته نباشید
    من یه دختر ۲۹ ساله هستم و ۲ سالی هست که با پسری برای ازدواج آشنا شدم که ۳۷ ساله هستن اگر تا به حال هم با هم ازدواج نکردیم به دلیل اینه که از نظر دین با هم تفاوت داریم توو این دوسال گفته که تغییر دین براش مقدور نیست ولی دنبال راه حلیه که بتونیم به نتیجه خوبی برسیم اما حالا مسئله دین به کنار ایشون توو این دوسال همیشه گوشی منو چک می کنه خیلی وقتا بدون اجازه و وقتی توو گوشیم شماره ناآشنا یا جدید و در تلگرام عکس یا پیغام پسری رو میبینه به شدت عکس العممل نشون میده، اون آقایونی که خیلی وقتا تو پروفایل من وارد میشن و پیغام میزارن من اصلا نمیشناسم و بدون اینکه من بخوام وارد پی وی من میشن و از طریق گروه هایی که عضو هستم میان، ولی ایشون در این مواقع به شدت عصبانی میشن و چشماشو میبنده و دهنشو باز میکنه و شروع به توهین و تهمت میکنه و همش به من شک داره و خیلی سوال میکنه و سوالاشو مرتب تکرار میکنه و چند باری که بحثمون بالا گرفت ایشون روی من دست بلند کرد و سیلی به من زد و من هر دفعه رابطه رو قطع کردم ولی ایشون با کلی عذرخواهی برگشت ولی الان دیگه تحمل این بدرفتاری رو این همه تهمتو و سوءظن و شک و سوالای تکراری رو ندارم و واقعا روحمو خسته کرده با اینکه خیلی دوستش دارم ولی دیگه نمیدونم چیکار کنم لطفا و خواهشا هر چه سریعتر منو راهنمایی کنید.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      راه انتخاب برای شما کاملا” مشخصه ولی خودتون رو وابسته به رابطه ای کردید که علایم خوبی برای آینده از آن مشخص نیست
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

  26. محمد
    محمد میگه:

    سلام من یه دختری خیلی دوس دارم اون دختر دوسال نیم از من بزرگ تر اما اون نمیدونه که من اونه دوس داره همسایه خالم هستن اگه من برم خاسگاری جوابشون چیه ودر ازدواج دچار مشکل نمی شویم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      فکر نمیکنم کسی علم غیب بدونه … تا شما برای خواستگاری اقدام نکنید نمیتونید به نیت و جوابشون برسید … فقط باید در جلسه خواستگاری از نظر کار و درامد حرفی برای گفتن داشته باشید

  27. رضا
    رضا میگه:

    با سلام
    من سال پیش با یک دختر خانم آشنا شدم.دختر خوبی بود و منو شدیدا به خودش وابسته کرد.تا جایی که دیگر نتوانستم درس بخوانم و در کنکور رتبه خوبی نیاوردم.ماندم پشت کنکور برای سال بعد و امسال هم اگر اینطور پیش برود در کنکور شکست خواهم خورد.چون فقط به آن دختر فکر میکنم.به نظر شما ازدواج من در این شرایط خوب است؟؟؟اگه نکنم چه کار کنم؟؟؟نمیتونمم درس بخونم.
    ممنون میشم سریع راهنمایی فرمایید

  28. R.e.y.h.a.n.e
    R.e.y.h.a.n.e میگه:

    پس چرا جواب نمیدین؟!

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      به سوالات به ترتیب پاسخ داده شده

      • R.e.y.h.a.n.e
        R.e.y.h.a.n.e میگه:

        دوباره سوال کردم ،منتظر جواب اون کامنت هستم

  29. دختر خوووووب
    دختر خوووووب میگه:

    سلام من ۲۵ سالمه و دانشجوی ارشد
    ۹ ماهه با یه نفر آشنا شدم که اونم دانشجوی ارشده و از من ۲ سال بزرگتره، کار هم داره و حدودا در ماه ۲ میلیون و نیم درآمد داره
    خیلی دوستم داره خیلی بهم میرسه، هیچ وقت تنهام نذاشته تو این ۹ ماه، هوامو داره، خیلی مهربونه، از اخلاق و رفتار و ظاهر هیچی کم نداره
    منم دوستش دارم
    فقط تنها مشکلی که دارم اینه که خواهر و برادرهام ازدواج کردن و وضع مالی همشون خوبه
    برادرام و خانوماشون و خواهرم و همسرش همه مدرک دکترا دارن
    خواستگارهایی که برام میان وضع مالی بهتر و تحصیلات بالاتر از دوست پسرم دارن
    با اینکه خونواده من در جریان دوستی ما هستند و میدونن همدیگرو دوست داریم
    اما هر بار یه نفر میاد خواستگاری، خونواده بهم میگن بببین این بهتره که، آدم بدون پول نمیتونه زندگی کنه و …
    ولی من واقعا دوست پسرمو دوست دارم
    امروز داشتم فکر میکردم بدون اون نمیتونم زندگی کنم و فکر نبودنش تو زندگیم منو به هق هق انداخت
    دوست پسرم هنوز ماشین و خونه نداره
    پدر و مادرش هم وضعیت متوسط دارن و نمیتونن براش خونه بخرن
    میترسم بعدا که وارد زندگی شدم، خودم نتونم تحمل کنم
    همین الانشم دارم اذیت میشم از حرفای خونواده که بهم میگن پول نداره، به دردت نمیخوره، با این حقوق نمیتونه یه ساله خونه و … بخره
    اگه روزی وارد خونواده بشه و احساس حقارت بکنه چی؟
    میترسم از آیندم
    بهترین تصمیم چیه؟

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز وقتی شرایط ایشون نمیتونه نظر شما و خانواده شمارو جلب کنه پس دلیلی به ادامه چنین رابطه ای نیست
      بهتره تا وابستگی بیشتر نشده زودتر رابطه رو کات کنید

  30. سارا
    سارا میگه:

    ممنون از پاسخگویی تون به نظر شما اینکه دنبال فرد ایده ال باشیم اشتباهه?با توجه به مثالی که مطرح کردید مگر عشق لازمه ی ازدواج نیست ? آیا یک نفر صددرصد نمیتونه تمام معیارها را داشته باشه? بعضی از اطرافیان مثلا میگن زیبایی برای مرد مهم نیست یا مرد خوش چهره مال مردمه 😀 یا اینکه ی نفر نمیتونه از همه نظر خوب باشه به نظر شما یک فرد حداقل چند درصد معیارها را اگر داشته باشه کافیه? ظاهر چقدر میتونه اهمیت داشته باشه? از طرفی خانوادم خیلی ایشون را تایید میکنن و نمیخوام الکی فرصت هامو از دست بدم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دقیقا” این یک مثال واقعیه … و انتخاب اون در زندگی به خواست هر فردیه … هر کدوم از ما روشی رو برای خودمون داریم … ولی اگر از هر کسی بپرسی میبینی به داشته های خودش قانع نیست و همیشه فکر میکنه ممکنه فرصت بهتری برای اون به وجود بیاد ولی هیچ اتفاقی ممکنه نیفته و زندگی به روال عادی خودش پیش بره … بهتره منظور مثال رو درک کنید
      اول از همه معیارهای خودتون رو روی کاغذ بنویسید و بعد مشاوره ای حضوری کنید تا بتونید یک معیار مناسب بدست بیارید

      • سارا
        سارا میگه:

        ممنون امیدوارم بتونم درست تصمیم بگیرم

  31. R.e.y.h.a.n.e
    R.e.y.h.a.n.e میگه:

    ممنون از پاسخ شما ،ولی منظور من این بود ما خیلی وقتها همدیگرو دیدیم و مشکلی پیش نیومده ،ولی یه تقی به توقی بخوره مثلا پیدا نکردن ادرسی که قرار گذاشتیم یا شلوغی بازار و از این قبیل ایشون خیلی عصبی میشن الکی و در واقع چند روز در این خصوص بحث داریم ،بیشتر مساعل هم ایشون میدونن اشتباه کردن و عذر خواهی میکنن ولی من علت اینجور عصبانیت رو درک نمیکنم !میتونه از شدت زیاد علاقه باشه؟یا برمیگرده به توان صبر ایشون؟اینکه بی احترامی میکنن در این مواقع چی؟علتش چی میتونه باشه؟

  32. R.e.y.h.a.n.e
    R.e.y.h.a.n.e میگه:

    سلام،واقعا سایت خیلی خوبی دارید ،ممنون میشم من هم راهنمایی کنید .
    الان تقریبا ۴ سالی میشه که با پسری ۳سال بزرگتر از خودم دوست هستیم و خانواده ها به غیر از پدران از این موضوع اطلاع دارن ،روش دوستیمونم ازیه سایت اینترنتی بود ولی زیاد با اینترنت چت نکردیم و شماره همو گرفتیمو آشنا شدیم ، کم کم جدی شد. و قصد ازدواج مطرح شد ،ایشون از لحاظ مذهبی بودن نسبت به خانواده ما کمتر مذهبی هستن ،ماهم در. رده متوسطیم،از لحاظ مالی هم کمی پایینتر از ما هستن ،از لحاظ اخلاق هم ایشون مهربون و صادق هستن ولی خیلی زود سر مساعل پیش پا افتاده عصبانی میشن و لحن حرف زدن و رفتار دست خودشون نیس اون لحظه !و من بیشتر اوقات صبر نشون دادم و ایشون بعد که آروم میشن خیلی پشیمونن و اشتباه خودشونو قبول دارن ،سوالی که دارم اینه آیا این موارد میتونه تو زندگی دچار مشگل شه برام ؟یا با جلوگیری از عصبانیتشون درست میشه ؟لطفا جواب بدین ،ممنونم

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز همونطور که رفتارهای امروز ایشون تونسته شمارو نگران کنه در آینده هم چنین حسی وجود داره … و باید در این مورد حتما” منطقی برخورد کنید
      چون این رابطه ها تا وقتی خوبن که همون تلفنی باقی بمونه که مشاهده کردید در این مورد هم نتونستید رابطه خوبی رو برقرار کنید

  33. سارا
    سارا میگه:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    دختری ۲۶ ساله هستم خواستگاری دارم ۲۹ ساله که از لحاظ اخلاقی اجتماعی و خانوادگی و اعتقادات خوب هستن از لحاظ مالی و موقعیت کاری مشکلی نداشته و آینده روشنی دارند و اکثر ملاک هایی که مدنظرم بوده را دارند البته هنوز کاملا با روحیات و اخلاق ایشون آشنا نیستم ولی پسر سالمی هستن تنها یک مشکل ظاهری دارند انقدر بد نیست که غیزقابل تحمل باشه ولی بهتر از این هم میتونه باشه مشکل شون با کاشت مو قابل حل است ولی نمیدونم در برابر این موضوع چ عکس العملی دارند چطور میشه عنوان کرد آیا این موضوع باعث پشیمانی من در اینده نسبت به انتخابم میشه این موضوع اونقدر مهم هست که دلیل رد کردن او باشد لطفا کمکم کنید ممنون
    ی مورد دیگه اینکه پدر مادرم خیلی از ایشون خوششون اومده و متقابلا ایشون هم از خانواده من خوششون اومده

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه …اگر با این مشکل نمیتونید کنار بیایت بهتره از ادامه رابطه کناره گیری کنید …. چون با چنین شک و تردیدی نمیتونید به نتیجه برسید

      • سارا
        سارا میگه:

        من از پاسخگوییتون در نگاه اول من از ایشون بدم نیومده ولی به نظرم خیلی ایده ال نیستند و همش با خودم میگم شاید اگر صبر کنم مورد بهتری پیش بیاد البته بعد از ایشون باز هم خواستگار اومده ولی از نظر موقعیت شغلی و اجتماعی و مستقل بودن در سطح پایین تری هستن و در حال حاضر بین خواستگارها انتخاب من ایشون هستن ولی ترسم ازاینه که با عجله تصمیم بگیرم و بعد با خودم بگم اگه صبر میکردم مورد بهتری پیش میومد ایا این همه شک وتردید در انتخاب عادیه چطور میتونم ی تصمیم درست بگیرم ممنون

        • ►Responder◄
          ►Responder◄ میگه:

          خب پس این حس شما نشانه عشقه و نه ازدواج … چون در عشق شما به دنبال چیدن بهترین خوشه هستید و ممکنه روزی به خودتون بیایت و ببینید بدون اینکه خوشه ای چیده باشید از مزرعه خارج شدید و فرصت برگشت به عقب هم ندارید …. ولی در ازدواج فرد مثل کسیه که با ورود به مزرعه اولین خوشه ای که به نظرش خوب میاد رو میچینه …
          پس اگر تردید دارید صبر کنید ولی مثال بالارو از یاد نبرید

  34. ني ني
    ني ني میگه:

    سلام من و همسرم ۱سال و ۸ ماهه نامزدیم و ۱ سال و نیم هست که عقد کردیم.اولا همه چی خوب بود ولی اخیرا مشکل زیاد داریم. من بهش اردیبهشت ماه بود که گفتم بهن یا اسفند عروسی کنیم اونم گفت باشه. ازش خواستم که با خانواده شم مشورت کنه که نگن شما یهو بما گفتی و …
    ۱ ماه پیش به مامانش گفت مامانش مخالفت کرد دلیلشم تموم نشدن درس شوهرم بود.
    مابازم رفتیم تالار دیدیم تاعید وقت نداشتن خانواده م گفتن تو عید عروسی کنیم چون همه تعطیلن و خوبه.
    بعد یه هفته که هرشب بهش گفتم به مامانت بگو دیشب زنگ زده بازم مامانش مخالفت کرده این دفه گفته عید درست نیست مزاحم مردم بشیم.
    شوهرمم تو خونه ما زندگی می کنه فعلا.

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز بهتره این مسایل رو با گفتگو حل و فصل کنید … و گرنه با عجله و بیان سریع نه تنها نتیجه ای نمیگیرید بلکه زندگی رو به تنش خواهید کشاند

  35. مهرنوش
    مهرنوش میگه:

    سلام دختری ۲۵ ساله هستم ۵ سال است اقایی دوست هستم و هم دیگه رو حیلی دوست داریم ایشان بعداز ۴ سال به خواستگاری من امد اما متاسفانه به دلیل نداشتم سرمایه خانواده من محالف هستن و راه های سختی جلوی پاش گذاشتن مصلا حق طلاق و۱۰۰۰تا مهریه و خونه به اسم من ومخل زندگیمو خودم انتخاب کنم و اجاره هم نباشه خانوادش با همه راضین به جز حق طلاق نه من نه اون نمیتونیم از هم جدا بشیم ممنون میشم کمکم کنید

    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      خب دوست عزیز حق طلاق باید در برابر مقدار معقولی مهریه باشه ..نهایتا” ۱۱۰ سکه و گرنه هیچ فرد عاقلی زیر بار چنین مسئولیتی نخواهد رفت …

      • مهرنوش
        مهرنوش میگه:

        به نظرتون من چیکار کنم ؟
        توروخدا کمکم کنید مادرم راضی نمیشه بیاد مشاوره

« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
ارسال نظر