سایت مشاوره ازدواج

مشاور ازدواج

مشاور ازدواجReviewed by مشاور on Aug 2Rating:

مشاورین ازدواج متعددی در نقاط مختلف کشور وجود دارند و ما می توانیم به آنها مراجعه کرده و مشکلات خود را با آنان در میان بگذاریم. اشاره به این نکته ضروری است که هر مشکلی یک راه حلی دارد اما اینکه آن راه حل چگونه و به چه شکل باشد مهم است به همین دلیل هر مشاور با مشاور دیگر متفاوت است و کیفیت خاص خود را دارد. مشاور ازدواج ویژگی هایی دارد که او را از بقیه متمایز می کند. صیر و شکیبایی، تجربه و تحقیق، نوع یرخورد و شیوه بیان و راز داری و امانت داری از مهمترین ویژگی های یک مشاور ازدواج خوب هستند.

مشاورین ما در مرکز مشاوره ازدواج متشکل از برترین و مجرب ترین آنان هستند تا بتوانند بهترین راه حل ها را در مفابل شما قرار دهند و مشاوره ازدواج خوب را تجربه کنید.

بهترین مشاور ازدواج بهترین مشاوره ازدواج بهترین مشاور ازدواج  بهترین مشاوره ازدواج بهترین مشاور ازدواج  بهترین مشاوره ازدواج بهترین مشاور ازدواج  بهترین مشاوره ازدواج بهترین مشاور ازدواج

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج

272 پاسخ
  1. سیب سرخ
    سیب سرخ میگه:

    سلام من همیشه آدمی بودم که به قیافه اهمیت نمی دادم ولی اون چیزی که منو بیشتر آزار میده اینه که نکنه دوستام و اطرافیانم از همسر من خوششون نیاد در حالی که من شاید از اون بعد ها خوشم بیاد؟ چون چیزی که منو آزار میده این هست که اون با مرد ایده آل من فاصله داره و در صورتی که دارای خانواده خوبی هستن نمیخوام این موقعیت خوب رو از دست بدم.کمکم کنید.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه و وقتی چنین احساسی برای شما به وجود نیومده دلیلی برای ادامه دادن نیست
      شما هم از چهره ایشون خوشتون نمیاد و گرنه اینطوری دچار تردید نمیشدید

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز خوشبختی شما اهمیت دارد یا حرف دیگران به هر حال نمی توانید جلوی صحبت های دیگران را بگیرید از هر طرفی که شما رفتار کنید دیگران همیشه حرفی برای گفتن دارند و نمی توانیم همیشه مطابق با سلیقه و دلخواه دیگرا ن رفتار کنیم و این طبیعی است که خب نخواهید منطقا شرایط خوب را از دست بدهید ولی این تردید شما بیشتر از اینکه ناشی از مورد قبول بودن چهره طرف مقابل از دید شما باشد به نظر دیگران مربو ط می شود .اگر واقعا فرد ی هستید که نظر منفی دیگران در مورد چهره همسر شما ممکن است در اینده شما تاثیر منفی داشته باشد بهتر است از همین ابتدا ادامه ندهید چون خوشبختی هر دوی شما به خطر می افتد ولی اگر خیر برای شما نظر دیگران تا این حد موثر نیست خب مسئله ای دیگر مطرح است و بدانید که در زندگی زناشویی به قدری نقش اخلاق و داشتن همسری همراه و همدل تاثیر گذار است و مهم رضایت فردی شما از زندگی است که اصلا د ر برابر این مسائل نقش اینکه دیگران چه فکری راجب زندگی شما می کنند و یا چقدر از نظر انها شما خوشبخت هستید اهمیت ندارد پس عاقلانه تصمیم بگیرید و امیدوارم خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
  2. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام سوالم این بودسلام وقت بخیر باز من اومدم.
    عالوه بر این احساسات حس انتقام هم در من وجود داره چطور میتونم با این حس کنار بیام؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      در بعضی مواقع احساس های دیگری مثال خجالت و مقایسه کردن هم می توانند این خشم را ایجاد کنند. این احساسات به یک حس درونی خشمگینانه در فرد تبدیل می شوند و اگر امکانش وجود داشته باشد، در موقعیت هایی به صورت آشکار و اگر نه، به شکل پنهان علیه فردی دیگر بروز پیدا می کنند.

      بدانید چه حسی دارید
      احساسهای درونی که به صورت حس انتقام جویی تجربه می شوند اگر به رفتار نرسند و حل و فصل نشود، تبعاتی را برای فرد به دنبال خواهند داشت. برای آرام کردن این حس، فرد باید نسبت به احساسات و تجاربی که دارد به آگاهی و بینش برسد و باید بتواند به روشی درست آن را تخلیه کند. اگر فرد نتواند دلایل بروز چنین حسی را پیدا کرده و موقعیت هایی که خشم زیادی در او ایجاد می کنند را آگاهانه شناسایی و مدیریت کند، میلش به بروز یک رفتار انتقام جویانه و مخرب بیشتر می شود.

      فراموش کنم یا نه؟
      «فراموش کن» در زمانی که سرشار از احساس خشم و انتقام هستیم، به عنوان بی ضررترین کار به ذهن مان می رسد. درحالی که این روش مشکل را حل نمی کند و نمی تواند اثری که آن احساس روی ما گذاشته را از بین ببرد. پس بهتر است از همین حالا، عبارت «بهش فکر نکن» را از ذهنمان پاک کنیم. حالا که فهمیدیم «فکر نکردن به موضوع» راه مناسبی برای حل کردن آن نیست، وقت آن است که راهکاری مناسب تر را جایگزین کنیم. روبه رو شدن با مسئله و پرداختن به آن، راه حل جایگزینی است که باید آن را انجام دهیم. باید بدانید که احساس های منفی شدید ما یا اضطراب و افسردگی و حتی حسی که به اصطلاح به آن «برخوردن» می گوییم، برایمان پیامی دارد که باید آن را جدی بگیریم. این احساسات می گوید که چیزی درونمان درست کار نمی کند و اگر به این پیام ها بی توجه باشیم، در واقع احساساتمان را نادیده گرفته ایم و باید منتظر تبعات آن باشیم؛ زیرا این احساسات یا بروز پیدا می کند و به صورت قهر و انتقام خود را نشان می دهد یا با بی توجهی از کنارش می گذریم و این حس را در خود حبس می کنیم.

      آیا انتقام مشکل را حل می کند؟
      اگر می خواهیم کنترل احساساتمان را در دست بگیریم، باید آنها را به رفتار مناسبی تبدیل کنیم. رفتاری که به ما و دیگران آسیب نزند و نتیجه مثبتی را برایمان به همراه داشته باشد. برای مثال این خانم احساساتش را به شکل انتقام بروز داد و به همکارش آسیب زد اما باید پرسید:«آیا این رفتار، نتیجه مثبتی را برای خود او به دنبال داشته است؟ آیا توانسته این حس را به رفتاری مناسب تبدیل کند. با این رفتار موقعیت شغلی اش بهتر شده؟ نتیجه این کار حالش را بهتر کرده؟ دفعه بعد اگر کسی موقعیت شغلی بهتری نسبت به او داشته باشد چه کاری را انجام می دهد؟» مسلما این فرد نمی تواند پاسخ خوشایندی از این سؤال ها بگیرد، پس به جای انجام چنین کاری، باید دنبال رفتاری موثر و جایگزین گشت.

      حستان را در دلتان حبس نکنید
      از نظر روانشناسی، بهترین رفتار بیان موضوع است. وقتی با احساس شدید خشم نسبت به فرد دیگری روبه رو می شویم یا به او حسادت کرده یا از وی کینه ای به دل می گیریم، بهتر است موضوع را با صراحت با او در میان بگذاریم و با بیان حسی که داریم، راهی را برای مهار کردنش پیدا کنیم. در مورد اتفاقی که گفته شد، بهتر بود این فرد به جای آسیب زدن به همکارش، برای بهترکردن جایگاه خود تلاش می کرد و در واقع از این حس، به نفع پیشرفت خود استفاده می کرد. در حالی که او با تبدیل خشم به انتقام، هم به خود و هم به دیگران آسیب زد.

      به انتقام جو، چشم نگویید
      واکنش های ما در زمانی که با انتقام مواجه می شویم، نسبت به موقعیتی که در آن قرار داریم، متفاوت است و در واقع شرایط و میزان آسیب دیدگی ما آن واکنش را تعیین می کند. در این مورد، حادثه ناگهانی و از طرف فردی نزدیک بوده است. در این شرایط، اولین قدم برای رسیدن به آرامش، پذیرش موضوع است. برای قربانیان انتقام، پذیرش موثرترین قدم است و بعد از آن فرد می تواند به این فکر کند که حالا باید برای حل مشکل چه کرد. باید بدانیم که جواب مثبت دادن به خواسته های فرد انتقام جو نتیجه ای ندارد چون می تواند حتی باعث تقویت رفتارهای او شود. برای خاموش کردن تهدید، باید به انتقام جو بفهمانیم که با این رفتارها به نتیجه ای نخواهد رسید چون اگر او از رفتارش نتیجه ای بگیرد، دیگر تضمینی برای قطع شدن آن عمل وجود ندارد؛ زیرا انتقام جو به هدفش رسیده و احساس منفی در او تقویت شده است.

      پاسخ دادن
      • ناشناس
        ناشناس میگه:

        سلام اگه امکانش هست موضوع منو از اول حذف کنید .فقط قسمت مقابله با حس انتقام که فرستادید بذارید.آدرس یا صفه خصوصی ای نیست که اونجا بتونم مسایلم در میون بذارم باهاتون؟

        پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور میگه:

          ادرس تاپیکی که ایجاد کردیدو بفرستید تا مطلب ارسالی شما حذف بشه
          در ضمن برای مشاوره تخصصی شماره های تماس در سایت قرار داده شده

          پاسخ دادن
  3. دنیای نامردی
    دنیای نامردی میگه:

    ,واقعا ازتون ممنون وسپاسگذارم متنی که گذاشتید عالی بود لطفا برای سایر افرادی که مشکل مشابه با من دارند هم بذارید. دقیقا لحظه به لحظه اتفاقاتی که برای من افتاده رو بیان کرده و روشهای مقابله با اون.
    خیلی ممنونم ازتون.موفق باشید.

    پاسخ دادن
  4. دنیای نامردی
    دنیای نامردی میگه:

    خیلی ممنون از راهنماییتون .ولی اصرارهای زیاد اون و اینکه میگفت سرم به سنگ خورده قصدم یک زندگی خوب وسالمه مطمینباش خوشبختت میکنم وهمچنین واسطه کردن افراد سرشناس وبزرگی که دیدگاهم نسبت به اون تغییر دادن باعث شد قبول کنم به خواستگاریم بیاد در واقع اون همه رو فریب داد حتی شوراهای شهر و بقیه بزرگانی که با من صحبت کرده بودندحتی شب خواستگاری حین تعیین مهریه به صورت کتبی خانه اش رو بنامم زد که بعد از عقد رسمی ثبتش کنه.من ازاین ناراحتم که چرا حرف بقیه روم تاثیر داشت وبلاخره خودم راضی به این ازدواج کردم ومتاسفانه بهش علاقه مند شدم ویکباره همه چیز رونابود کرد تاحالا کسی این کار باهام نکرده بود یک انسان چطور میتونه اینقد پست باشه ناراحتم که چرا ازم سواستفاده کرد ؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست گرامی هر چند شرایط روحی شما قابل درکه ولی اینکه گذشته رو شخم بزنید و مدام فکر خیانت ایشون باشید چیزی رو حل نمی کند ضمن اینکه فرصت های پیش روی شما را هم خواهد گرفت شما هم حق زندگی دارید و دو بار تجربه ناموفق را به صورت مثبت نگاه کنید یعنی می توانید از ان درس بگیرید و اصلا ناراحت شرایط پیش امده نباشید به هر حال هر فردی رفتاری دارد اگر از ایشون فرزندی داشتید و بعد شما را رها می کردند چه میشد پس ببنید اتفاقا ت بدتر ی هم می توانست بیفتد بهتره خودتون رو پیدا کنید و برای اهدافتون تلاش کنید تمام اهدافی ه تا به حال به هر دلیل وقت پرداختن به ان را نداشتید امیدوارم همیشه مو فق و سلامت باشید

      پاسخ دادن
      • دنیای نامردی
        دنیای نامردی میگه:

        ممنون از راهنماییهای خوبتون شما درست میگید اگر تو زندگی آینده با یه بچه بهم میگفت برو من به زندگی مجردی عادت دارم اونوقت چی میشد؟ خوشبختانه فکر خودکشی رو ازخودم دور کردم و در دفترچه یادداشتم نکات منفی اون رو مینویسم و به خودم امیدواری میدهم تا زودتر این موضوع برام کمرنگ شه حتما به توصیه تون گوش میدم واز خونه بیرون میزنم و کلاس نقاشی ام که مدتهاست رهاش کردم رو ادامه میدم. یه سوال دیگه داشتم دیر به کسی علاقه مند میشم ولی وقتی علاقه پیدا کردم بسیار وابسته میشم و احساس میکنم بدون وجود طرف مقابلم بسیار ناتوان وسرشکسته ام مثلا همسرم با تمام بدیهایی که با من داشت و علنا سعی میکرد از زندگی با اون دست بکشم و خیلی مورد آزار واذیتش بودم و حتی ازدواج مجدد انجام داد.دو سال بعد از طلاقم توانستم روزانه بهش فکر نکنم من حتی به خانه ای ک در اون زندگی میکردم شدیدا وابسته بودم دوست دارم دلیل وابسته شدنم رو بدونم. آیا به جداشدن از خواهرم در زمان خردسالیم بر میگردد؟زمانی که ۳تا ۴ ساله بودم و بیشتر خواهرم از من نگهداری میکرد و فکر میکردم مادرم میباشد و یکباره ازدواج کرد وبه شهر دوری رفت و من مدتها پریشان وگریان بودم از آب وغذا افتادم وبهانه اش را میگرفتم

        پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور میگه:

          با سلام به نکته خوبی اشاره کردید در سنی که می فر مایید کودکان در ان سن در کودکان چیزی به نام دلبستگی در حال شکل گیری است که اگر مادر و یا جانشین او حضور داشته باشند و به موقع نیازهای کودک را بر طرف کنند در کودک دلبستگی ایمن شکل می گیرد .ولی اگر در ان زمان از فرد مورد علاقه و حامی کودک جدا شود دلبستگی نا ایمن شکل می گیرد که در اینده کودک یا به صورت افراطی وابسته هر فردی می شود یا به طور کل از ادم ها گریزان است و اصلا اعتماد نمی کند .البته در بزرگسالی وقتی فرد متوجه رفتارهایش شود می تواند تغییر و اصلاحاتی در رفتارها انجام دهد به اصطلاح فرد قدرتمند و با عتماد به نفسی شود با کار کردن روی نقاط ضعف .امیدوارم شما همه تلاشتون رو برای حل کردن نه ف اموش کردن تجربه های تلخ به کار ببرید و خوشبخت باشید .

          پاسخ دادن
          • دنیای نامردی
            دنیای نامردی میگه:

            سلام وقتتون به خیر شرمنده من زیاد سوال میپرسم
            در ادامه صحبتهاتون خواستم بدونم چطور میشه از این وابستگی ها کم کرد؟ چندتا راهکار در اختیارم بذارید.ممنون میشم

          • مشاور
            مشاور میگه:

            با سلام

            اما برای بازگشت به زندگی طبیعی، روشهای متعددی وجود دارد که در اینجا به آن اشاره کرده ایم.

            یک دقیقه بعد از به پایان رسیدن رابطه آنچه میخواهید انجام دهید :

            شما یک یا چند مورد از صدها واکنش ممکن را تجربه خواهید کرد، از جمله خشمی شدید و طوفانی، حمله اشک و داد و فریاد یا بهت زدگی.

            روش بهتر مقابله :

            دکتر دن نوهارت (Dan Neuharth) روانپزشک و نویسنده کتابهای بسیار مفید خودشناسی میگوید :

            هنگامی که خبر بدی را میشنویم، بدن وارد حالت وحشت شدید و جنون آمیز شده و همه چیز در آن سرعت میگیرد.

            او میگوید که بهترین روش در دست گرفتن کنترل در چنین لحظات سرسام آوری، متوقف شدن، نگاه کردن و گوش دادن است.

            بر وجود خودتان متمرکز شوید، به تنفس خود توجه کرده و کوشش کنید که سرعت حرکات و واکنشهای بدن خود را پایین بیاورید. این خودآگاهی میتواند به شما کمک کند تا در ۶۰ ثانیه پر تنش اولیه منطقی و هوشیار باقی بمانید. به محض اینکه آرام شدید، از یار سابق خود دور شوید تا مدتی تنها یا با دوستان خود باشید و به تدریج موقعیت جدید را درک و هضم کنید. بیهوده در کنار او نمانید و برای یافتن پاسخ به این در و آن در نزنید زیرا کار عاقلانه ای نیست و نتیجه ای هم نخواهد داشت. قطع رابطه نوعی مذاکره نیست و هر کاری که پس از آن برای تغییر نظر طرف مقابل یا تنبیه او انجام دهید، در نهایت موجب ناراحتی خودتان خواهد شد.

            یک ساعت بعد

            آنچه میخواهید انجام دهید :

            کوشش میکنید که حال خود را بهتر کنید. مینشینید و اندوه خود را در الکل غرق میکنید، به خریدی بی قید و بند میروید یا نیمه شب به یار سابق تلفن میکنید تا آخرین حرفتان را به او بزنید.

            روش بهتر مقابله :

            انجام دادن کارهایی که به شما آرامش روحی ببخشند، بسیار عالی است به شرط اینکه با انجام دادن آنها دچار پشیمانی نشده و حال خود را بدتر نکنید. به گفته نوهارت:

            گاهی در زمانی که دل شکسته شده اید فکر میکنید که تنها عامل تسکین بخشی که به آن نیاز دارید میتواند دو کیلو شکلات باشد. اما اگر علاوه بر تنها شدن، احساس چاقی هم به سراغتان بیاید، باید به فکر روش مقابله دیگری باشید. و اینرا هم بگویم، اثبات اینکه دوست سابقتان اشتباه کرده است تاثیری در اصل ماجرا که رها شدن شما باشد، نخواهد داشت. اینکار تنها موجب میشود که شما کمی نامتعادل به نظر برسید. شما دونفر میتوانید بعدا گفتگویی منطقی با یکدیگر داشته باشید.

            از جمله رفتارهای مثبت میتوان به موارد زیر اشاره نمود: گفتگو با یک دوست نزدیک که بتواند فقط به درددل شما گوش کند یا رفتن به باشگاه ورزشی. میزان اندورفین (endorphin) (نوعی پروتئین مسکن دریافتی شما پس از ورزش یا حتی یک پیاده روی طولانی، میتواند امواج اندوه را خنثی کند.

            یک روز بعد

            آنچه میخواهید انجام دهید :

            عمل از روی انگیزه آنی و بدون تفکر، شما میل فراوانی برای تماس با او احساس میکنید، با ۵۰ نفر از دوستان اینترنتی خود قرار میگذارید، روی بدنتان خالکوبی میکنید یا نیمی از موهای سرتان را میتراشید.

            روش بهتر مقابله :

            کنترل نکردن انگیزه های ناگهانی و غیر عقلانی، واکنش دفاعی ذهن برای کنار راندن صدمه روحی وارده است. دکتر نوهارت میگوید:

            در این زمان اطلاعات هنوز در حال هضم هستند. کسانی وجود دارند که صبح روز بعد هنگام بیدار شدن، به خاطر نمی آورند که از طرف شخص مورد علاقه خود رها شده اند. هنگامی که این افراد متوجه میشوند آنچه به یاد می آورند، تنها یک خواب بد نبوده است، به این فکر می افتند که شاید یک تغییر بتواند همه چیز را بهتر کند یا لااقل آغازی تازه باشد. باید متوجه باشید که این ایده جدید، تنها در اثر یک انگیزه آنی ایجاد شده است و بلافاصله آنرا عملی نکنید.

            او در این زمان نوشتن خاطرات روزانه را تمرینی مفید میداند. هیچ کس نمیخواهد طرد شود، اما تراشیدن مو هم نمیتواند فایده ای داشته باشد.

            سه روز بعد

            آنچه میخواهید انجام دهید :

            خزیدن در یک حفره تاریک، ماندن در رختخواب، بارها و بارها شنیدن یک ترانه غمگین.

            روش بهتر مقابله :

            بله، حقیقت تلخ است. بین یک روز و سه روز تفاوت کیفی بسیاری وجود دارد. حالا زمانی است که این قطع رابطه به خوبی درک شده و حالاست که شما درهم شکسته خواهید شد.

            ترشح آدرنالین (و خشم) موجب میشود که دو روز اول را بگذرانید، اما پس از تحلیل رفتن این هورمون، خود را با همان میزان درد و خستگی ناشی از حرکت در طوفان احساسات مختلف، خواهید یافت. سیل اشکهایی که تصور میکردید فرو نخواهند ریخت، جاری میشوند. لحظه ای خشمگین و لحظه ای غمگین خواهید شد و در مراحل مختلف اندوه به حرکت درخواهید آمد. در اینجا باید حواس خود را به اینکه استراحت کرده، غذا خورده و در کل از خود مراقبت کنید، معطوف نمایید زیرا بخشی از وجود شما، از درون زندگیتان کنده شده است. اگر به یک روند مشخص که شما را مشغول نگه دارد بچسبید، کار عاقلانه ای انجام داده اید.

            یک هفته بعد

            آنچه میخواهید انجام دهید :

            تلفن کردن به او، ورود به صندوق پست اینترنتی او، چک کردن مدام و وسواس گونه پیامهای روی تلفن، چک کردن پیامهای دوستان او در صفحات عمومی مانند یاهو ۳۶۰٫

            روش بهتر مقابله :

            تبریک! شما اکنون در مرحله (او را برمیگردانم) هستید! نوهارت میگوید:

            در این مرحله شما سعی میکنید به شیوه ای عقلانی از این شوک خارج شوید، اما این تصور که شاید دل او برایتان تنگ شده باشد، فقط وضعیت را بدتر خواهد کرد. فکر کردن مداوم به او تنها درد و رنج شما را افزایش خواهد داد. پذیرفتنش مشکل است، اما اگر شخص مورد نظر واقعا نخواهد با شما باشد، شما نمیتوانید هیچ کاری برای بازگردانش انجام دهید. در برابر وسوسه تحلیل تمام دلایل او برای پایان دادن به رابطه مقاومت کنید و تصور نکنید که تنها با تغییر دادن یک بخش کوچک از این موارد میتوانید دوباره وارد زندگی وی شوید.

            اما اعتقاد به اینکه میتوانید از میان این حادثه با بلوغ بیشتر خارج شوید و رنج فعلی را دور بیاندازید بسیار مفید خواهد بود. شاید در این مرحله متوجه نشوید، اما بدانید همانطور که زخمها، بدون اینکه از آنها بخواهید، درمان میشوند قلب شکسته هم التیام میابد.

            دو هفته بعد

            آنچه میخواهید انجام دهید :

            فکر کردن به اینکه در روزها و موقعیتهای آتی، داشتن یک یار و یک زوج بودن چگونه میتوانست باشد، یادآوری نکات مثبت و مواهب بودن در یک رابطه عاشقانه و فکر کردن به اینکه دیگر عاشق نخواهید شد.

            روش بهتر مقابله :

            از خود بپرسید که آیا واقعا برای او دلتنگ شده اید یا دلتان برای آنچه در رابطه بوده، مانند نجواهای عاشقانه و قرارهای معمول شبهای تعطیل تنگ شده است. در حال حاضر شما تنها به یاد لحظات خوش گذشته و وارونه و زیبا جلوه دادن تاریخچه رابطه خود با کسی هستید که عملا شما را از زندگی خود بیرون انداخته است. آیا این شخص ارزش این همه اشک و آه را دارد ؟ آیا زمان دور ریختن نشانه های حضور وی در زندگی شما نرسیده ؟

            عکسها را در جایی دور از دید قرار دهید، ایمیلهای مشترکتان را پاک کنید، خانه را مجددا و به میل خود بچینید تا با نگریستن به آنها مدام به یاد خاطرات گذشته نیافتید. نوهارت میگوید:

            روابط عاشقانه در اصل عادت هستند، و شما باید این عادت را ترک کنید. اگر نشانه های این شخص را مدام در اطراف خود ببینید، خارج کردن وی از ذهنتان دشوارتر خواهد شد .

            یک ماه بعد

            آنچه میخواهید انجام دهید:

            سعی میکنید حضور این شخص ناراحت کننده را در زندگی خود فراموش کنید، انگار هرگز او را نمیشناخته اید.

            روش بهتر مقابله :

            قبل از اینکه معشوق سابق خود را به کلی فراموش کنید، با توجه با فاصله ای که در این مدت ایجاد شده، مدتی صبر کنید تا بیشتر درباره او فکر کنید. نه به خاطر اینکه دوباره وی را به دست آورید، بلکه برای اینکه این رابطه را مرور کرده و از تکرار اشتباهات اجتناب کنید. (البته اگر هنوز به اندازه روز سوم احساس درماندگی میکنید، برای پیشگیری از افسردگی با یک مشاور تماس بگیرید)

            یک خط زمانی مشخص را در نظر بگیرید و از زمان آشنایی خود، اولین قرار ملاقات عاشقانه، اولین مشاجره و هر واقعه مشخص دیگر یادداشتهایی بردارید. اکنون دورنمایی از این رابطه در دست دارید و میتوانید از بیرون به آن نگاه کنید و نکات مثبت، منفی و زمانی که هشدارهای پایان رابطه آغاز شده و شما آنرا ندیده گرفته بودید را بیابید. زمانی که توانستید بدون احساس درد و اندوه به نکات مثبت او فکر کنید میتوانید مطمئن باشید که از او دور شده و از رابطه خود چیزی آموخته اید.

  5. دنیای نامردی
    دنیای نامردی میگه:

    خواستگار فاسد
    باسلام خیلی خسته ام و خرد شده ام.۴ساله به دلیل خیانت همسرم و ازدواج مجددش جدا شده ام در این مدت خواستگاران فراوانی داشته م.چون زیبا وبا کمالات هستم اوایل بخاطر ترس از ازدواج مجدد جواب رد میدادم ولی الان که از نظر روحی آمادگی پیدا کردم شکست سختی خوردم که از خیانت همسرم سخت تر بود.پسر داییم درتمام این ۴ سال خواستگار ثابتم بود ولی به دلیل اینکه فرد بی بند وبار و خیانتکاری بود از او متنفر بودم از او اصرار و از من انکار.او نیز همسرش را به دلیل خیانتهای پی در پی خودش ونهایتا خیانت همسرش طلاق داده بود.بود ویک پسر ۱۴ ساله دارد .با اصرار شدید اطرافیان وخانواده که اصرارهای او را برای ازدواج و خوشبختی من میدیدند پذیرفتم که به خاستگاریم بیاید یکماه پش آمد وصیغه محرمیت خواندیم قبل از خواستگاری خیلی تلا ش میکرد تا با من رابطه جنسی برقرار کند ولی من اجازه ندادم و گفتم تا زمانی که محرم نشویم ابدا .شب خواستگاری محرمیت را خواندند بعد از چند روز که با او رابطه برقرار کردم به یکباره سرد شد و سراغم را نگرفت دلیلش را که پرسیدم گفت میترسم پسرم را ازدست بدهم در صورتی که پسرش کاملاراضی بود.خودم را در وضعی میدیدم که ازم سواستفاده جنسی شده وبسیار برایم درد آور بود.تا اینکه با او بحث و دعوا کردم وخانو اده ام را درجریان گذاشتم آآنها نیز شاکی شدندچند روز بعد معذرت خواهی کرد ویک فرصت دیگه خواست من هم که دیگر نمیخواستم خواستگاریم بهم بخورد به او فرصت دوباره دادم خرید مختصری کردیم در حد چند دست لباس .خانوادگی به مسافرت رفتیم خانه آینده ام را شستم و وسایلم را چیدم تا با دیدن وسایلم به این باور برسد که قرار است همسر آینده اش شوم و زیر حرفش نزند من خودم را راضی کرده بودم وبه او دل داده بودم در این مدت نیز دوبار رابطه داشتیم باز سرد شد پیامک هام جواب نمیداد سر نمیزد.پرسیدم باز چی شده گفت:چون چند سال تنهابودم احساس میکنم دیگه ازدواج برام مهم نیست واز طرف دیگه پسرم ترکم کنه در صورتی که پسرش گفت بابام دیونه شده من ک مخالفتی ندارم بلاخره واسه رفتن به دانشگاه ازش دور میشم. من اینبار دیگه طاقت نیاوردم و آنجه سزاوارش بود بهش گفتم و گفتم اینکار با من نکن .خودم میکشم. ان همه حرف از عشق وعلاقه زدی همه همین بود؟گفت چند روز صبر کن تا با این افکار کنار بیام چند روز بعد باهاش تماس گرفتم گفت هنوز باافکارم کنار نیومدم گفتم فایده نداره من میام وسایلم جمع میکنم هیچ جوابی نداد چند روز بعد وسایلم برگردوندم و بعد از مشاجره ای که با هم داشتیم گفت تو عجله کردی باید صبر میکردی ولی بنظر خودم میخواست منو بدهکار کنه و میترسیدم باز بهش مهلت بدم و کارش تکرار کنه .الان واقعا خرد شدم وهمش صحنه هایی که بهش لطف و محبت میکردم و…. جلوی چشمم هستند وزجر میکشم. ضمنا من فرزندی ندارم ۳۰ ساله هستم واون ۴۰ ساله.لطفا راهنماییم کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست گرامی خب قزعا این اتفاقاتی که شما راجب ان ثحبت کردید بسیار سخت و دردناک است و هر فرددیگری هم باشد دچار مشکلاتی خواهد شد منتهی شما بعد از ازدواج اوا و مشکلاتی که پشت سر گذاشتید له فردی که سابقه اون رو می دونستید هر چند فامیل شما بوده باشد پاسخ مثبت دادید دد هد حال با همه تجربیات ناخوشایند باید برای رفع اسیب هاب روحی که داشتید مراجعه کنید با این شرایط پسر دایی شما تعادل روانی ندارد و به هر حال مشخصا با نیت خاصی به سمت شما امده و بعد از رفع نیازش شما را رها کرده است .اینکه بخواهید با این شرایط روحی و روانی ایشون باهاشون ادامه بدید و یا حتی منتظر برگشت و فرصت دوباره بدهید اشتباه است بهتر است با مراجعه به روانشناس این بحران را مدیریت کنید تا شرایط روحی شما مرتفع شود و بتوانید در ادامه با توانمندی های کسب شده زندگی کنید .امید ارم به زودی مشکلات شما مرتفع شود.

      پاسخ دادن
  6. ستاره
    ستاره میگه:

    سلام وقت بخیر.میخواستم راهنماییم کنید من دختری ۲۳ ساله هستم دارای مدرک فوق دیپلم.از خانواده ای مذهبی نزدیک یک سال هست خواستگاری دارم که فوق لیسانس پسر سالم و با ایمانی هست.فقط یه مشکل داره که با دختر داییش نزدیک بیست روز عقد بودن و دختره به خاطره اینکه نتونسته بگه ن و انگار اجباری بوده ازدواج میکنن اماهیچوقت بعد از مراسم عقد با هم نبودن حرف نزدن و طلاق گرفتن.نمیدونم قبول کنم یا نه.کمکم کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اگر هر دو به لحاظ فرهنگی اعتقادی و شخصیتی شبیه هم هستید به نظرم مشکل خاصی پیش نخواهد امد .مگر اینکه اون جریان عقد ماجرای دیگری غیر از ایم مساله که شما گفتید باشد .بهتره برای اطمینان بیشتر تحقیق کنید .ولی خب بدونید اگر طلاقی اتفاق بیفته نمیشه همیشه طرف رو متهم کرد و یا دلیلی باشه که حق ازدواج مجدد نداشته باشد .بهتره برای اطمینان با زهم از مشاوهر پیش از ازدواج استفاده کنید .صحبت با خود اون فرد خیلی از ذهنیت ها رو مرتفع می کند .
      امیدوارم خوشبخت باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ دادن
  7. منو تنهایی
    منو تنهایی میگه:

    سلام و عرض ادب خدمت شما… من دختری۲۲ ساله با فردی حدود۴-۵ سال رابطه داشتم اما دارای چارچوب. آبجیای من و خونواده ایشون جریانو میدونستن.تو این مدت ایشون دو سالشو خدمت بود ک من حدودا یه سالو نیم دو سال بعد شروع رابطمون اونم زمانی ک ایشون خدمت سربازی بودن از طریق خواهرشون فهمیدم دین خونواده ایشون تسنن هستش.
    ولی بازم جدا نشدم با اینکه خیلی ناراحت شدم
    واقعا نمیتونستم ینی. آخه واقعا مرد بود… بنظر من اصن مثه هم سنو سالاش نیس ایشون متولد۷۱ و من۷۲ اما باور کنین مثه یه فرد۳۰ یه بالا کامله.. و میفهمه…. اصن بچه نیس… واقعا اونی ک من میخوام… اگه دینش این نبود تا ته دنیا باهاش میرفتم… باور کنین… اشکام داره میاد الانم…. خیلی دوس دارم?وقتی هم بهش گفتم چرا بهم نگفتی موضوع به این مهمیو روز اول..گفت دوستت داشتم نمیخواستم از دستت بدم
    حالا تازه بعد این همه وقت چون بزرگتر شدیم و فهمیدیم ک این ازدواج ینی شیعه و سنی شاید درست نباشه قبول نکنن حدود۳ ماه هس جدا شدیم.
    اما ایشون هرازگاهی بهم زنگ میزنه… اینم بگم ک آبجیای من نمیدونن قضیه دین ایشونو….
    حالا طی این چند روز بهم زنگ زده شرایط منو به خونوادت بگو
    بگو یه همچین کسی هس با این شرایط هرچی میدونی بگو… ببین قبول میکنن بیام
    میگه تا شرایطمو نگی پامو نمیزارم
    میگه من بیام اونجا شرایطمو بگم.. بعد بگن برو بیرون…؟؟
    میگه برو مشورت کن قشنگ فکراتو کن ببین میتونی یا نه… من چیکار کنم؟ بهش گفتم بریم پیش مشاوره قبول کرده تو روخدا کمکم کنین
    ازینطرف خودشو عشقش…
    واقعا این سه ماه جدایی برام راحت نبود
    و ازونطرف دین خونواده شون…
    اینم بگم کلا به اماما بی اعتقاد نیس
    مثلا نیمه شعبان خودش شربت شیرینی میده در مغازش… محرما…. روز عاشورا همیشههههه شرکت میکنه…
    اما میگه تو دین خودتو داشته باش من دین خودم. خیلی دو دلم اما میترسم… نه بخاطر اعتقاداتم چون من مطمعنم به هیچ عنوان اعتقداتم عوض نمیشه… از حرف بقیه مثلا همین دامادای خودمون همسایه ها فامیلا میترسم
    الان فقط کمکم کنین بگین من چیکارباید بکنم
    واقعا درمونده ام???????

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اختلاف در عقاید یکی از مواردی هست که باید بهش توجه ویژه داشته باشید
      پس خواهشا” از احساساتی برخورد کردن با این اختلافات خودداری کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
  8. نورا
    نورا میگه:

    سلام مایه خانواده ای هستیم که نوع پوشش خودمون و عروس ونوه وداماد کلا برامون مهمه وخیلی هم برامون مهمه که اعضای خانواده ای که میخوایم باهاشون وصلت کنیم اینطوری باشه ولی الان یه جایی رفتیم برا داداشم خواستگاری که دختره یه دونه است پدرشم خیلی روش حساسه خود دختره باحجابه ولی عروسهای خانواده یه شلوار تنشونه با یه مانتو که جدیدا بازه جلوش پدر دخترم خیلی پدر سالاره البته پدر منم هست ولی نه تا این حد من به خاطر همین اخلاق این دوتا یعنی پدرها و تفاوت سلیق هامون تو پوشش چون میدونم بعدا داستان داریم سر همین مخالفم به نظر شما چی کار میشه کرد داداشمم چادر براش مهمه و اینکه دختره دهن بین عروسهاش نباشه

    پاسخ دادن
  9. sarina
    sarina میگه:

    سلام دوستان من ۳۱ سالمه یه خواستگار خوب دارم از همه لحاظ عالی ولی یه مشکلی که هست میگه حجابتو بیشتر از اینا رعایت کنی وبا خانوادم تو یه ساختمون زندگی کنی نمی دونم چیکار کنم خیلی دوسش دارم خیلی وقته خواستگارمه شاید ۶ سال ولی با حجابم کنار نمیاد

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز تمام این موارد به شما ربط پیدا میکنه وقتی خودتون رو وابسته و دوستدارش قرار دادید پس باید انتظاراتش رو هم تامین کنید

      پاسخ دادن
  10. دلشکسته
    دلشکسته میگه:

    سلام دختری ۲۶سالم که در۱۷ سالگی بارابطه ای ناخواسته پرده بکارتما ازدست دادم،من اونموقع هیچی درمورد پرده نمیدونستم،ولی خوب رابطه هم یه رابطه زوری بود،بعداز۱سال فهمیدم چه بلایی سرم اومده،ازاونروز فقط دنبال این بودم که عمل کنم ولی نشد،۲۱ساله بودم که ازدواج کردم وقبلش به خواستگارم گفتم که دخترنیستم،ولی ازنظرفرهنگی وسطح خانوادگی واخلاقی بهم نمیخوردیم واون ازدواج به طلاق رسید،بعدازاون اوضاع روحیم بدترشد،چون دیگه همه منو به یه چشم بدنگاه میکردن وفقط بخاطر هوس میومدن طرفم،خواستگارداشتم ولی کسی به دلم نمی نشست،درحال حاضرباکسی اشناشدم،خیلی دوسش دارم وقلبا بهش علاقه دارم ولی اون بخاطر گذشته من میگه براش سخته که بامن ازدواج کنه،میگه واسه یه مرد سخته که باهمچین دختری ازدواج کنه،من همه جوره باهاش خوب بودم،ازمحبت ودوست داشتن هیچی براش کم نذاشتم،نمیدونم باید چیکارکنم،،تنهایی هم خیلی اذیتم میکنه،چون توخونه هم تنهام وبچه اخرم وکسی روندارم حرفموبفهمه وتکیه گاهم باشه،پدرمادرمم سنشون بالاس،اگه ممکنه یه راهی جلو پام بذارین،دلم نمیخواد ازش جدابشم

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو میگه:

      دوست عزیز باید بدونید تنها بودن شما ارجحیت داره به داشتن چنین روابطی که افراد با ذهن های باکره واردش میشن …در مورد ترمیم اقدام کنید شاید کسی در این کشور چنین کاری رو تایید نکنه ولی برای شما لازمه …ایکاش بیشتر روی این مورد اقدام میکردید تا اینکه دلتون رو به چنین روابط بی سرانجامی خوش کنید ….اگر چنین اتفاقی بیفته شما باید از محل زندگی خودتون دور بشید تا بتونید زندگی تازه ای رو برای خودتون مهیا کنید …

      پاسخ دادن
      • دلشکسته
        دلشکسته میگه:

        من خودم میخوام ازاین شهر برم ولی خانوادم راضی نمیشن باهام بیان،بعدشم من توفامیل خودم دشمن دارم،غریبه هم اگه چیزی نگه،اونا میگن،خیلیارو میشناسم باشرایط مشابه یابدتر ازمن ازدواج کردن ولی من نمیدونم چرا کسی منو نمیخواد،ازنظرقیافه وخانواده هم چیزی کم ندارم

        پاسخ دادن
  11. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام من چند ساله که پدرمو از دست دادم برادر هم ندارم مادر پیری دارم که اونم نمیتونه کاری کنه حالا برا ازدواجم جهت انجام تحقیقات از کی کمک بگیرم؟

    پاسخ دادن
  12. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام
    خواستگاری دارم که خیلی دوسش دارم الان یک سال که همش میادو میره ولی چند وقت پیش بهم گفت که قبلا نامزدیشو یه بار بهم زده حالا من دوست ندارم که باهاش ازدواج کنم موندم چکار کنم؟

    پاسخ دادن
  13. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام سه ماهه یکی از پسرای اقوام منو تو مهمونی دیده قرار شده خانوادشو برا خواستگاری راضی کنه ولی همش بهش میگن صبر کن نمیدونم دلیلشون چیه؟

    پاسخ دادن

تعقیب

  1. […] بهترین مشاور ازدواج  مشاوره ازدواج حضوری مشاوره ژنتیک ازدواج مشاوره تلفنی ازدواج […]

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.