191 پاسخ
  1. Shahab
    Shahab می گوید:

    سلام من یه مدتی هست که به دختری علاقمند شدم.ایشون از اقوام تقریبا نزدیک هستند ولی در شهر دیگه ای زندگی می کنند و من تقریبا هر ماه ۲ مرتبه میتونم ببینمش.البته در هر وعده دیدار خانوادهای ما دور هم جمع میشن و میشه گفت دیدار کاملیه. از این علاقه بیش از ۱سال میگذره و میدونم که اون هم به من علاقه نسبی داره(از خواهرش شنیدم) . ولی ی سری اوقات پیش میاد که بهش شک میکنم یعنی درواقع نسبت بهش بی اعتمادم. با توجه به اینکه ما زیاد همو نمیبینیم (طبق توضیحاتی که عرض کردم) ایا این بی اعتمادی و شک عادیه یا نه؟؟
    و سال بعدیم ایه که : چه طور میتونم در مورد این دختر اطلاعات بیشتری کسب کنم؟؟ یعنی بهترین زاه چیه؟؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام دوست عزیز بی اعتمادی در چه زمینه ای اتفاق می افتد که شما را نگران کرده است .به هر حال شما دور از هم هستید اگر به لحاظ مسائلداخلاقی بی اعتماد هستید باید بدانید قدم اول خواستگاری رسمی و جلو رفتن است تا از خواست طرف مقابل مطمئن باشید و بعد تحقیقات را انجام دهیدد.طبیعی است که شما راجب دختر خانم تحقیق کنید و به فرض که نظر مثبتی هم داشته باشید ولی ایشون نظرشون منفی باشه و خب زمان رو تلف کردید و وقت را برای فردی گذاشتید که از خواستش مطمئن نبودید .در هر حال حرف خواهر ایشون سند محکمی نیست کاملا از راه درست اقدام کنید و بعد مراحل بعدی را انجام دهید .خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
      • Shahab
        Shahab می گوید:

        بی اعتمادی در زمینه اخلاقی و شاید رفتاری اون طرفه …چون من شناخت کافی در مورد اون ندارم. و اگر حرفی یا هرچیز دیگه ای که به یک شکل بتونه به اون مربوط بشه چه خوب چه بد انواع اقسام فکرهای مختلف راجب اون به سراغم میاد که خودم فکر میکنم به خاطر شناختی هستش که نداریم.
        پس اینجور که شما میگید تحقیقات باید بعد از مراسم خواستگاری انجام بشه درسته؟

        پاسخ دادن
        • Shahab
          Shahab می گوید:

          بی اعتمادی در زمینه اخلاقی و شاید رفتاری اون طرفه …چون من شناخت کافی در مورد اون ندارم. و اگر حرفی یا هرچیز دیگه ای که به یک شکل بتونه به اون مربوط بشه چه خوب چه بد انواع اقسام فکرهای مختلف راجب اون به سراغم میاد که خودم فکر میکنم به خاطر شناختی هستش که نداریم.
          پس اینجور که شما میگید تحقیقات باید بعد از مراسم خواستگاری انجام بشه درسته؟

          پاسخ دادن
          • مشاور
            مشاور می گوید:

            با سلام
            به هر حال دوست گرامی ابتدا باید از خواست طرف مقابل اگاه شوید و بعد زمان بگذارید طبیعتا اگر از کانال خانواده ها اقدام شود و رسمی باشد بسیار بهتر است و بعد تحقیقات را انجام دهید البته که قبل از ان هم می توانید در مواردی که برای شما اهمیت دارد تحقیق کنید که اگر مورد قبول نبودند اصلا اقدام نکنید و ذهن ایشون رو هم درگیر نکنید .البته اگر شرایط تحقیق قبل از خواستگاری وجود دارد .چون ممکنه صحبت اولیه با خود ایشون حضوری هم نقش تعیین کننده ای در انتخاب شما داشته باشد به همین خاطر بعد از خواستگاری شاید شرایط بهتری برای تحقیقات برای هر دو نفر باشد .در نهایت امیدوارم درست تصمیم بگیرید و خوشبخت باشید

  2. Shahab
    Shahab می گوید:

    Ba Salam
    من یه مدتی هستش که به دختری علاقمند شدم که از اقوام هستند و در شهری دیگر زندگی میکنند و تقریبا ماهی دو مرتبه میتونم ببینمش.میدونم که اون هم علاقه نسبی به من داره. ولی خیلی وقتا پیش میاد که بهش شک میکنم. منظورم از شک کردن اینه که بهش بی اعتمادم.
    میخواستم بدونم با توجه به اینکه من ایشون رو زیاد نمی بینم (با توجه به توضیحاتی که عرض کردم) ایا این بی اعتمادی وشک که هر از گاهی برام پیش میاد عادیه یا نه؟؟؟
    و سوال بعدیم اینه که : چه طور میتونم در مورد این دختر تححقیق کنم ؟ یعنی از چه راهایی ؟؟؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      گر منظورشان از دو شهر دو فرهنگ متفاوت و فاحش باشد که تشابه فرهنگی بهتر است ولی اگر می خواهند با دو فرهنگ متفاوت ازدواج کنند، اول باید دو تا کار انجام دهند . یکی این که فرهنگ را بشناسند که موقع خواستگاری شوکه نشوند و دیگری اینکه قدرت انطباق داشته باشند . اگر کسی این قدرت انطباق را ندارد ما توصیه می کنیم این کار را نکنند . ولی اگر منظور این است که دو شهری هستند که دو فرهنگ متفاوت ندارند و یا خیلی فرهنگ هایشان با هم فرق ندارد.این کاملا سلیقه ای است . ما در اینجا نمیتوانیم حکمی بدهیم . آدمها با هم فرق دارند . ما آدمهایی را داریم که می خواهند با فرهنگ متفاوتی ازدواج کنند تا این بهانه ای بشود که با شهر و استان دیگری آشنا بشوند . تا سالی چند بار به مسافرت بروند . ما اینجا حرفی نداریم. ولی کسانی هستند که برعکس همین مسافرت رفتن را سخت می دانند و هزینه آن هم برایشان مهم است . یا ممکن است وقت برایش مهم است .این ها سلیقه ای است . دو نکته مهم عرض می کنم . دخترانی که می خواهند با شهر دیگری ازدواج کنند ببینند چه روحیه ای دارند و چقدر مامانی هستند ؟ چقدر با مادر ارتباط عاطفی دارند ؟ چقدرمی توانند دوری مادر را تحمل کنند . الان احساس بر شما غالب میشود و ممکن است بگویید: مشکلی ندارد . ولی ببینید چه روحیه ای دارید و فردا دلتنگی نکنید . این برای خانم ها است و اگر روحیه تان این جوری نیست ، من شهر های دور را صلاح نمی بینم و به آقایان هم عرض می کنم ، الان که شما شرط را قبول می کنید که در شهری که زن گرفته اید بمانید ، نکند فردا پشیمان بشویید . بعد بخاطر پدر و مادر پیرتان زیر قولتان بزنید و در آن شهر نمانید. حتی موردهایی داشته ایم که شرط ضمن عقد هم بوده است ولی نتوانستند به قولشان عمل کنند سعی کنید در این مورد هم ، هم کفو و همتای خود را انتخاب کنید

      پاسخ دادن
  3. سینا
    سینا می گوید:

    سلام… من ۱۸ سالمه..از یه دختری که ۲سال از من بزرگتر هستش خیلی خوشم اومده.این دختر و خانوداششون از اقوام هستند. درواقع جرقه این اتفاق رو خانواده هر دو ما زدند و من طی صحبتهایی که با خواهر ایشون داشتم متوجه شدم که ایشون هم از من خوشش میاد.اما من یه کنکوری هستم و باید کنکورم رو اولویت قرار بدم. میخواستم از شما یه راهنمایی دراین باره که چگونه در این سالی که برای من هم از لحاظ شغلی و هم مسایل دیگه مهمه با این دختر خانم ارتباط داشته باشم؟ ارتباطی که باعث لطمه زدن به کنکورم نشه..یعنی تا چه حد پیش برم و تا چه حد بکشم عقب.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      اگر قراره کنکور بدید فقط باید به این موضوع فکر کنید در غیر اینصورت از کنکور سال دیگه انتظار معجزه نداشته باشید
      چون مسایل عاطفی در این سن و در این مرحله بیشتر شمارو از موفقیت در کنکور دور میکنه …اجازه بدید اول شرایط شما با ثبات تر بشه بعد در مورد ازدواج حتی فکر کنید

      پاسخ دادن
      • سینا
        سینا می گوید:

        با گفته شما موافقم…اما ایا راه حلی وجود داره که من بتونم تا جایی که ممکنه امسال کمتر درگیر این مسایل بشم؟؟ چون فامیل هم هستیم خواه ناخواه همدیگر رو میبینیم. و اگر حسی حتی اگر کم وجود داشته باشه میتونه درگیری ذهنی ایجاد کنه.

        پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور می گوید:

          خالی کردن ذهن تنها در ۱۵ دقیقه (افزایش قدرت ذهنی)

          سلام

          امروز می خوام یک تجربه جدید و بسیار مفید رو مطرح کنم که با استفاده از اون می تونیم هم از حداکثر توانایی ذهنمون استفاده کنیم و هم اینکه از شر خیلی از افکار و زباله های ذهنی خودمون راحت بشیم.

          مطمئناً شما از این مطلب استفاده زیادی خواهید کرد. مثلاً برای موارد زیر:

          پاکسازی ذهن (مخصوصا وقتی که ذهن شما خیلی شلوغ هست)
          آرامش دادن به خود در زمانهای پر استرس، انجام کارهای سخت و وحشتناک
          آزاد سازی انرژی ذهن (مخصوصا زمانی که احساس خستگی شدید ذهنی میکنید)

          حالا بریم سر اصل مطلب که برای من خیلی مفید بود و میدونم که برای شما هم خیلی مفید خواهد بود و اگر اونو آزمایش کنید همیشه ازش استفاده خواهید کرد.

          این روش چگونه کار میکند – با افزایش RAM ذهن

          تصور کنید ذهن شما مانند یک کامپیوتر هست که برای انجام یک سری از کارها باید از حافظه و رم استفاده کند. خوب همه می دونیم که هرچی بیشتر رم آزاد باشه سرعت انجام کارها در کامپیوتر بالاتر میره. مثلا ۳D Studio Max و یا یک بازی بسیار پیشرفته برای اینکه به خوبی کار کنند و یا اصلا کار کنند نیاز دارند که حافظه بالایی آزاد باشه. حالا برای اینکه بخواهیم از آنها به بهترین حالت ممکن استفاده کنیم باید یک سری برنامه هایی بی استفاده رو از حافظه پاک کنیم یا از آنها خارج شویم. همانطور که می دانید مثلا در ویندوز در هر زمان برنامه هایی زیادی بصورت پشت صحنه در حال کارهستند که ممکن است به آنها نیاز نداشته باشیم و با بستن آنها می توانیم میزان رم بیشتری را آزاد کنیم.

          خوب حالا ذهن شما نیز دقیقا مانند یک کامپیوتر برای انجام کارهای خود مانند فکر کردن، آنالیز کردن، محاسبه کردن و یا حتی انجام امور نا خودآگاه نیاز به میزان رم آزاد دارد که بتواند بخوبی از عهده آنها بربیاید. پس شما اگر ذهن خالی تری داشته باشید بهتر می توانید روی کارهایتان تمرکز کنید و آنها را انجام دهید.

          بصورت عادی معمولا ما همیشه نیمی از میزان رم ذهنمون پر هست از موارد درهم و برهم و بی استفاده که واقعا نیازی به نگه داشتن آنها در ذهن نداریم. مثل چی؟ همه چیز می تونه باشه، کارهایی که باید انجام بدیم، موسیقی که مثلا تو فروشگاه شنیدیم، تبلیغاتی که در تلویزیون دیدم یا هر چیز دیگه.

          بیشتر این به همریختگی های ذهنی ناشی از محرکهای بیرونی هستند که در طول روز وجود دارند. از صبح که ما بیدار میشیم تا شب که دوباره می خوابیم بسیاری از این محرکهای بیرونی روی ذهن ما تاثیر میزارند. هر چی شما با افراد و موضوعات بیشتری درگیر باشید این محرکهای نیز بیشتر می شوند. حتی اگر شما درون یک غار زندگی کنید و با محیط بیرون ارتباطی نداشته بشید بازهم در معرض برخی از محرکهای بیرونی هستید.

          این محرکهای بیرونی همان برنامه های بی استفاده در ویندوز را درون ذهن ما اجرا میکنند که فقط باعث هدر رفتن میزان رم کامپیوتر شما می شود.

          خوشبختانه ما یک ابزار بیولوژیکی داریم برای خالی کردن ذهن بصورت طبیعی و اون هم خواب هست. البته باید توجه داشت که منظور خواب عمیق هست. معمولا حداکثر ۲۵% زمانی که در خواب هستیم در خواب عمیق قرار داریم و تنها در اون زمان هست که مقدار زیادی از فضای ذهنمون از افکار و محتویات درهم و برهم خالی میشه.

          همچنین یکی از روشهای تخلیه ذهن از موارد بی استفاده، مدیتیشن هست. امروزه خیلی از افراد در دنیا از روشهای مختلف مدیتیشن استفاده میکنند تا بتونن به آرامش ذهنی برسند. اما یک سری محدودیتهایی هم در انجام این روش هست. اینکه شما معمولا نمی توانید در هر جایی به مدیتیشن بپردازید، هم اینکه برای رسیدن به حد نهایت آرامش نیاز به تمرین زیادی هست که هر کسی هم ممکنه به اون حد نرسه، از همه مهمتر اینه که مدیتیشن چون باعث پایین اومدن فعالیت ذهنی میشه معمولا در بسیاری از افراد باعث خواب آلودگی میشه. پس باید یک راه حل دیگه ای پیدا کرد…

          حالا می خوام تجربه امروز رو براتون بگم،

          خالی کردن ذهن با استفاده روش بیرون ریزی ذهن

          در این روش شما باید هر چیزی که در ذهنتون هست بیرون بریزید. حالا چطوری؟! با استفاده از نوشتن!

          ۱- یک ابزار برای نوشتن انتخاب کنید: می تونید از قلم و کاغذ استفاده کنید و یا از یک نرم افزار واژه پرداز (مثل word یا notepad). نوعش مهم نیست مهم اینه که با کدوم راحتترین. من خودم به شخصه ترجیح میدم تایپ کنم چون اینطور حداقل می تونم اونها رو ذخیره کنم.

          ۲- هرچیزی که به ذهنتون میرسه رو بنویسید: وقتی میگم هر چیزی دقیقا یعنی هر چیزی! یعنی اینکه مثلا وقتی به صفحه خالی نگاه میکنید و با خودتون میگین که “وای چه صفحه سفیدی” همون رو بنویسید “وای چه صفحه سفیدی” یا اینکه مثلا میگین “خوب چی بنویسم چیزی به ذهنم نمیرسه” بنویسید “خوب چی بنویسم چیزی به ذهنم نمیرسه”. دقیقا هرچیزی که به ذهنتون اومد رو بنویسید و اصلا لازم نیست به اون چیزی که می خواین بنویسید فکر کنید.

          ۳- اینکار رو به مدت ۱۵ دقیقه ادامه بدید: تا زمانی که ذهن شما احساس خالی شدن کرد اینکارو ادامه بدید. ممکنه شما در ۱۰ دقیقه بتونید هر چیزی رو که تو ذهنتون هست بنویسید ممکن هم هست که ۱ ساعت طول بکشه که این معمولا وقتی فکر خیلی مشغولی دارید اتفاق میفته.

          این نوشته ها و فایلها رو می تونید نگه دارین و بعضی وقتها به اونها مراجعه کنید چون ممکنه توش چیزای خوبی پیدا کنید. مثلا گاهی اوقات وقتی بعد از مدتی به اون نوشته های قبلی مراجعه می کنید ممکنه یک سری مطالب جالب رو پیدا کنید که ممکنه از یادتون رفته باشه و یا بعضی کارها که باید انجام میدادید یا یک فکر و ایده جالب که به ذهنتون خطور کرده بود رو انتخاب کنید و روش کار کنید.

          همانطور که گفتم این روش واقعا کارساز هست و شما با این کار می تونید کارایی ذهن خودتون رو به مقدار غیر قابل باوری افزایش بدین. در مقایسه با دیگر روشها مثل خواب و یا مدیتیشن هم مزایای زیادی داره که از اون میشه سرعت بالای دستیابی به ذهن آزاد رو بیان کرد که در مقایسه با خوابیدن خوب همونطور که گفتم شما باید حداقل ۳ ساعت بخوابید تا به خواب عمیق فرو برید و ذهنتون آروم بشه و یا مدیتیشن هم شما باید در شرایط خاصی باشید تا بتونید مراقبه خوبی داشته باشید و نتیجه بگیرید.

          پس این روش رو همین الان امتحان کنید مطمئن هستم که دیگه کنارش نمیزارید و در همه شرایط از اون استفاده می کنید. حالا سرعت تخلیه ذهن شما بستگی داره به سرعت نوشتن و یا تایپ شما.

          من از این روش برای زمانی که ذهن خیلی درگیری دارم و یا اینکه می خوام یک کاری رو شروع کنم که نیاز به تمرکز داره، استفاده می کنم. حالا شما هم از این روش استفاده کنید و تجربیات خودتون رو در بخش نظرات بزارید تا روش رو کاملتر و کاراتر کنیم تا همه بتونیم ذهن آرام و کارایی بالاتری داشته باشیم.

          امیدوارم که از این تجربه هم استفاده کنید و به دوستان خود هم معرفی کنید.

          پاسخ دادن
  4. masoud.h
    masoud.h می گوید:

    بنده پسری ۳۲ ساله هستم چندین سال هست که دنبال فرد مناسب برای زندگی هستم . از یک خانومی طی شش سال سه بار خواستگاری کردم . از خواستگاری سوم یک ماه میگذرد ما هر دو در حرفه تئاتر فعالیت داریم . جواب ایشان به درخواست ازدواج من با دودولی و همراه هست و من خودمم همینطور دو دل هستم . از اینکه هم دیگر را دوست داریم شکی نیست . تفاوت سنی ما ۶ماه هستش . که من بزرگتر از ایشان هستم . مشکل ما بر سر اعتقادات مذهبی هستش . با اینکه هر دو خانواده ای مذهبی داریم . بنده اهل نماز و روز ه و… هستم . منتها ایشان چندین سال هست به قول خودشان به دلیل مطالعات و مشاوره و هایی که با اساتید دانشگاه داشته اند و … نماز و روزه و .. را رها کردند . وصحبتی هم بر سر حجاب داشتیم اینکه به بنده گفتن ناراحت نمیشی وقتی دوستان و آشنایان می آیند منزلمان من حجاب نداشته باشم ؟ من قبول نکردم . که بعد به من گفتن باشه من حجابم را رعایت می کنم . این راهم بگویم هردو دوست داریم ازدواج کنیم و فرزند داشته باشیم چون عاشق بچه هستیم . منتها به من چون معتقدم . به این فکر می کنم . که فردا که بچه دار بشیم فرزندمان . چون مادرش (همسرم) اعتقادی به نماز و… ندارد . فرزندمم همینطور بشود و … و موضوع دیگر سن هستش که فاصله سنی ما کم هست وخیلی دارم با خودم می جنگم که اصلن به این موضوع فکر نکنم . چون فرد مورد نظرم از همه نظر خوب و سالم هستش و اخلاق خوب و دلسوزانه و سازگاری دارد . ولی برای دلایلی که ذکر کردم دو دل هستم . سپاسگزار می شوم بنده را راهنمایی بفرمائید .

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      خب چه اصراریه که با چنین تفاوت فرهنگی فاحشی ازدواج کنید ؟
      خود شما بهتر از هر کسی میدونید وقتی این فرد تمایلی به اعتقادات شما نداره پس نمیتونید تغییرش بدید و خودتون رو در چند سال دیگه تصور کنید وقتی که ایشون بدون پوششی که مدنظر شماست ..جلوی جمع حاضر میشه آیا تونستید پذیرش پیدا کنید ؟ قطعا خیر ؟ مگر اینکه شما نسبت به ایشون تغییر کنید

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      مساله شما از دو جهت اساسی است که باید دقت کافی رو داشته باشید هم مساله سن ایشون و احتمالا نگرانی هایی که به عنوان مرد دارید و بحث اختلف مذهبی خب هر دو اهمیت ویزه ای دارند .مساله تفاوت مذهبی با همه ویزگی های مثبتی که ایشون دارند باید مد نظر شما باشد .حتی بحث حجاب رو ممکنه اکنون قبول کنند و لی بعدا رفتار دیگری ببینید .و یا اینکه ایشون تقیدی به نماز و روزه نداشته باشند خودش مشکل ساز است .و دقیقا درست می فرمایید در بحث تربیت فرزند مشکلاتی عارض خواهد شد .که باید نوجه داشته باشید .بنده به شخصه توصیه می کنم بیشتر فکر کنید .و احساسی و از سر علاقه تصمیم نگیرید مساله ازدواج یک روز دو روز نیست .و نمی توانید انتخاب کنید بعد سر هر چیزی بحث داشته باشید .خودتون اگر به فردی که به اعتقادات شما معتقد نباشد چه نماز و ..چه حجاب اگر پذیرشی دارید اقدام کنید در غیر این صورت به نظرم در سنی که شما دو نفر هستبد خیلی چیزها ثابت شده و انتظار تغییر نمی رود پس به امید تغییرات اینده وارد این زندگی نشوید مگر همه چیز از قبل تعیین شده باشد

      پاسخ دادن
  5. anonymous
    anonymous می گوید:

    سلام، من پسری ۲۰ ساله مدرک فوق دیپلم کامپیوتر، به تازگی بسیار جذب دخترعموی خودم شدم ایشان تمام نکته های یک همسر ایده آل رو برای من دارد، ایشان هم دختر بسیار متین و فهمیده ای است و هم خانواده بسیار خوبی دارد، اما چند نکته برایم استرس ایجاد کرده.
    اولا اینکه ایشان دقیقا ۱ سال از بنده بزرگتر می باشد.
    ثانیا ایشون فامیل نزدیک هستند و برای اینجور ازدواج ها ازمایشی وجود دارد که معلوم شود در آینده فرزندان دچار مشکل نباشند (البته در آشنایان و نزدیکان ازدواج فامیلی بسیاری صورت گرفته و خداروشکر فرزندانشون مشکلی نداشتند).
    ثالثا بنده به تازگی برای شغل دست به کار شدم ولی در حال حاظر شغلی ندارم ولی چون به رشته نجاری علاقه داشتم در کلاس نجاری سازمان فنی و حرفه ای ثبت نام کردم تا شغلشو یاد بگیرم اما بازم برای کسب مهارت و تجربه حداقل یکی دوسال باید به صورت شاگردی جایی کار کنم. من هیچ مشکلی از لحاظ تامین سرمایه برای شروع یک کارگاه ندارم و فقط مشکل بنده زمان رسیدن به این هدف می باشد.
    ولی چون به ایشان بسیار علاقه دارم ترس از دست دادن هم دارم، میترسم تا زمان رسیدن به هدفم برای شغل خاستگارانی برای ایشان بیایند.
    به نظر شما من این احساس رو به خانوادم بیان کنم یا خیر؟ اگر دوران نامزدی چندسال بطول بیانجامد در آینده مشکلی پیش نمیاد؟
    در ضمن ایشان دوسال تا پایان فارغ التحصیل شدن فاصله دارند و در شهری دیگری مشغول به تحصیل هستند.
    ممنون میشم اگر کمک کنید. با تشکر

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      خصوصیات یک مرد خوب برای ازدواج چیست؟
      ارسال شده توسط شهر سوال در ۱۳۹۲/۱/۲۴ – ۱:۱۹
      ازدواج دختر مسلمان با پسر مسیحی؟
      همسر خوب به مفهوم درست و واقعی همسری است که با شما تناسب داشته باشد. آنچه از نگاه دینی به عنوان ویژگی های همسر ایده آل شمرده شده است بیان می شود:
      ۱. دیندار بوده و به مسائل و احکام دینی پایبند باشد و خود و زندگی اش را آلوده به گناه نکند.
      ۲. خوش اخلاق و خوش برخورد باشد.
      ۳. شرافت خانوادگی داشته باشد.
      ۴. زیبایی
      ۵. از نظر اقتصادی، تحصیلات، فرهنگ خانوادگی، تناسب داشته و هم کفو خانم باشد.

      حتما به تناسب طرفین در این موارد دقت کنید:
      ۱. اعتقاد و مذهب، ۲. سن، ۳. تحصیل، ۴. وضعیت مالی، ۵. فرهنگ و آداب ورسوم، ۶. زیبایی، ۷. جسم
      چرا که آن مرد ایده آل شما هم برای خود یکی از این لیست ها دارد و برای زن ایده آل خود خصوصیاتی را تعیین کرده است. برای همین همان مقدار که در مورد ویژگی شوهر ایده آل تحقیق می کنید مهارت های لازم برای بر عهده گرفتن نقش همسر در زندگی زناشویی را فرابگیرید. برای این که به آنها جواب مثبت بدهید اول باید از داشتن این خصوصیات مطمئن شوید. برای این کار باید تحقیق کنید.
      تحقیق از طریق:
      ۱. خویشان و فامیل ها ۲. دشمنان ۳. دوستان ۴. همکاران ۵. همسایگان ۶. معلمان ۷. مراجع رسمی(حراست محل کار و …)

      همه مردان دوست دارند شوهران خوبی برای همسر خود باشند و همسرانشان از بودن در کنار ایشان احساس رضایت کنند. اما این امر به خودی خود حاصل نمی‌شود، بلکه مرد باید در رفتارها و برخوردهایش با همسر، اموری را رعایت کند تا همسرش او را به عنوان یک شوهر خوب بشناسد. در اینجا برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک شوهر خوب را بیان می‌کنیم.

      ۱. شوهر خوب، زنش را شریک زندگی‌اش می‌داند؛
      زن، انسانی است که باید با او ارتباط برقرار کنیم. او کسی نیست که کنترلش کنیم و در راه ارضای نیازهای خودمان به دنبال تسلط بر او باشیم. زن موجودی است که باید او را بشناسیم و بدانیم او نیز اهداف خاص خود را دارد. زن، کودک هم نیست. او شریک زندگی‌ای است که شوهرش باید راه ارتباط برقرار کردن با او را بیاموزد.
      در ازدواج، مرد و زن شریک یکدیگر می‌شوند. وقتی شوهر از صمیم قلب زنش را شریک زندگی اش ببیند، تصمیم‌گیری را به یک کار مشترک بدل می‌کند. شوهر عاشق، شوهری است که درباره آنچه برای زنش از همه مهم‌تر است فکر می‌کند و مصمم است تا روند تصمیم‌گیری را در این جهت هدایت کند. اگر زن نیز عاشق شوهرش باشد به آنچه برای شوهرش از همه چیز مهم‌تر است فکر می‌کند و در نهایت، بهترین تصمیم را می‌گیرد.

      ۲. شوهر خوب، زنش را بی قید و شرط دوست دارد؛
      عشق بی قید و شرط یعنی اینکه ما فرد مقابل را دوست داریم و صرف‌نظر از واکنش‌های او در جهت آسایش و سعادت او تلاش می‌کنیم. تفکر امروزی مردم، بیشتر حسابگرانه است: «اگر مرا دوست داشته باشی من هم تو را دوست خواهم داشت.» ما حتی در زندگی زناشویی نیز خود‌محور هستیم. کانون تلاش‌های ما رفع نیازهای خودمان است.
      در مقابل، عشق بی قید و شرط، بر روی رفع نیازهای دیگری تکیه می‌کند. در زندگی زناشویی، این شوهر است که در پی عالی‌ترین منافع و مصالح زن می‌رود. شوهر حتی اگر با تلاش‌های زن هم کاملاً موافق نباشد از آن‌ها حمایت می کند. این شوهر است که به زن کمک می کند تا به اهداف و آرزوهایش برسد، زیرا برای او به عنوان یک شخص احترام قائل است. شوهر نمی‌گوید: «اگر فلان کار را برایم بکنی من هم ظرف‌ها را می‌شویم». شوهر می‌گوید: «من ظرف‌ها را می‌شویم چون می‌دانم خسته‌ای».
      همه ما دوست داریم فکر کنیم کسی ما را بی قید و شرط دوست دارد. کودک، خواهان این نوع عشق از طرف والدینش است. زن و شوهر نیز خواهان عشق بی قید و شرط یکدیگرند. شوهر قرار است پرچمدار عشق بی قید وشرط باشد. او قرار است آهنگ گام‌ها را تعیین کند.
      اما بسیاری از شوهران منتظرند تا زنانشان، نقش رهبری را در عشق بی قید و شرط به عهده بگیرند. آن‌ها عقب می‌نشینند و می‌گویند: «هر وقت زنم تصمیم گرفت مهربون باشه، من هم به او محبت می‌کنم».
      این مرد، شوهر تأثیرپذیر و عاجزی است که در این موقعیت، فوق‌العاده بد عمل می‌کند.
      شوهر سالم و کار آمد، الگوی عشق بی قید و شرط است. از آنجا که این نیاز برای سلامت عاطفی انسان بسیار اساسی است، بیشتر زنان، واکنش مثبت به شوهری نشان می‌دهند که بی‌قید و شرط آن‌ها را دوست دارد. بسیاری از زنان با این احساس ناراحت کننده زندگی می‌کنند که اگر رابطه جنسی نداشته باشند یا به دلخواه شوهر عمل نکنند، محبت شوهر از آن‌ها دریغ خواهد شد. این نمی‌تواند مبنای خوبی برای یک ازدواج سالم باشد.

      ۳. شوهر خوب، زنش را اولین اولویت‌ زندگی خویش قرار می‌دهد؛
      همه ما در زندگی اولویت‌هایی داریم. شاید ما هرگز فهرست اولویت‌هایمان را ننوشته باشیم، اما در ذهنمان می‌دانیم کدام یک مهم‌تر از بقیه است. این اولویت‌ها بیشتر اوقات خود را در اعمال ما نشان می‌دهند.
      برای بسیاری از مردان، شغل و حرفه تقریباً در صدر فهرست اولویت‌ها قرار دارد. مردان مقدار زیادی از احساس ارزشمندی‌شان را از شغلشان می‌گیرند. این الزاماً تضادی با رابطه مردان با زنانشان ندارد، مگر اینکه شغل آن‌ها تمام فکر و ذکرشان را به خود مشغول کرده باشد. افراد، مهم‌تر از اشیاء و امور هستند. این اصل اساسی خانواده‌های کارآمد است. یک شوهر خوب هرگز اجازه نخواهد داد شغلش جای وقت با همسر بودن را بگیرد.
      رقیب دیگر موقعیت زن، مادر شوهر است. این امر به‌ویژه در سال‌های اول ازدواج صادق است. اگر مردی رابطه نزدیکی با مادرش داشته باشد و یا از نظر آسایش جسمی یا عاطفی به او وابسته باشد، ممکن است مادرش از حضور یک زن جدید در زندگی او احساس خطر کند. ممکن است تقاضاها یا خواسته‌های مادر پس از ازدواج پسرش بیشتر و شدیدتر شود و پسر ممکن است شب‌ها زنش را تنها بگذارد تا به کمک مادرش بشتابد. چنین الگویی به‌طور اجتناب‌ناپذیر احساس نفرت و انزجار را در زن به وجود می‌آورد.
      در یک ازدواج سالم، از همان روز اول ازدواج، باید اولویت زندگی تغییر ‌کند. پیش از ازدواج، اولویت مرد، نگهداری و مراقبت از والدینش بود. پس از ازدواج، نگرش او در احترام گذاشتن به والدینش تغییر نمی‌کند، اما شیوه زندگی‌اش باید عوض شود. او دیگر نمی‌تواند به محض اینکه مادرش تلفن کرد از جا پریده و به خانه او برود، زیرا او اکنون زن جدیدی وارد زندگی‌اش شده که خواسته‌های خاص خودش را دارد. اگر از همان اول ازدواج، زن در اولویت قرار بگیرد آن وقت رابطه شوهر با والدینش می‌تواند به طور کامل و سالم ادامه یابد. اولویت اول را به زن دادن به هیچ وجه احترام مرد به والدینش را کم نمی‌کند، بلکه الگوی سالمی را به وجود می‌آورد که به مرور زمان می‌تواند ستایش و تحسین والدین را نیز کسب کند.
      کودکان نیز ممکن است خواهان مقام اول در زندگی مادر یا پدر باشند. هرگز نباید اجازه چنین کاری را داد. پس از به دنیا آمدن بچه‌ها، معمولاً شوهر از زنش انتقاد می‌کند که دیگر به او توجهی ندارد، زیرا مرد احساس می‌کند در نظر زنش، بچه‌ها جای او را گرفته‌اند. این نگرانی قابل توجیهی است و در واقع اغلب اوقات حقیقت دارد. اما این امر در مورد شوهر نیز می‌تواند صادق باشد، به‌خصوص در زندگی زناشویی‌ای که زن نیازهای عاطفی مرد را به اندازه کافی برطرف نمی‌کند و مرد نسبت به او احساس بیگانگی می‌کند. چنانچه مرد احساس کند از جانب زن طرد شده، ممکن است وقت و انرژی خود را بیشتر صرف بچه‌ها کند، زیرا از طرف آن‌ها محبت و توجه بیشتری می‌بیند. یک شوهر کارآمد، اگر چنین رفتاری را در خود مشاهده کند، فوراً آن را ناسالم تشخیص می‌دهد و گام‌های لازم را برای اختصاص یافتن وقت و انرژی خود به رفع نیازهای زنش برخواهد داشت و به او نیز یاد خواهد داد تا بنا بر وظیفه خود نیازهای شوهرش را برطرف کند.

      ۴. شوهر خوب، متعهد به کشف و رفع نیازهای همسرش است؛
      بسیاری از مردان، به سادگی پی به نیازهای زنشان نمی‌برند و در نتیجه، هیچ تلاشی در جهت رفع آن نیازها نمی‌کنند. برخی از شوهران معتقدند که اگر شغل خوب و دائمی داشته باشند و حقوق و درآمد خوبی کسب کنند نقش خود را به عنوان شوهر انجام داده‌اند. آن‌ها هیچ شناختی از نیازهای عاطفی و اجتماعی زن ندارند.
      منظور این نیست که بگوییم شغل و حرفه مرد، و تلاش و کوشش او در زمینه شغلی‌اش از نظر زن بی‌ارزش است. معمولاً زنان تلاش‌های شوهرشان را می‌بینند و از کوشش او برای تأمین نیازهای مادی خانواده تشکر می‌کنند. اما این اول کار است اما آخر کار نیست.
      نیاز عاطفی زن به عشق، محبت، ملایمت، تشویق و دلگرمی همان‌قدر برای سلامت عاطفی او اساسی است که غذا برای سلامت جسمی او.
      شوهری که صرفاً به تأمین نیازهای مادی اکتفا می‌کند و از آن خشنود است، دیدگاه بسیار محدودی از اهمیت نقش خود به عنوان شوهر دارد. وقتی نیازهای مادی مثل غذا، پوشاک و مسکن تأمین شد، نوبت رفع نیازهای درونی زن می‌رسد. اصلی‌ترین نیاز عاطفی زن، نیاز به عشق و محبت است و زن باید احساس کند دوستش دارند. شوهر کارآمد شوهری است که دائماً به همسرش محبت می‌کند و به او نشان می‌دهد که دوستش دارد. به این ترتیب، زن او با قلبی پر از عشق زندگی خواهد کرد و به شوهری را که این نیاز او را برطرف می‌کند بسیار ستایش خواهد کرد و واکنش مثبتی به تلاش‌های او خواهد داد.
      نیاز زن به امنیت نیز اساسی است. این نیاز ابتدا یک نیاز مادی است؛ یعنی در امان بودن از خطرات کوچه و خیابان برای زن مهم است اما بزرگ‌ترین نیاز زن در این زمینه، آن است که عمیقاً از تعهد و پایبندی شوهرش به خود اطمینان داشته باشد. شوهری که زنش را با صحبت درباره طلاق تهدید می‌کند یا ناخودآگاه می‌گوید: «شاید بهتر بود با یکی دیگه ازدواج می‌کردی»، یا «ای کاش یکی دیگه جای تو جلوی من سبز می‌شد»، رفتار ناسالم و معیوبی را نشان می‌دهد. شوهر عاشق و کارآمد، هر کاری می‌کند تا به زنش بفهماند که همیشه و در همه حال کنار او خواهد ماند.
      شوهر کارآمد در عین حال، مراقب است تا زنش احساس ارزش کند. اگر زن از ادامه تحصیل احساس رضایت و ارزش کند، شوهر اولین تشویق‌گر او خواهد بود. اگر زن از اینکه خیاط یا گلدوز ماهری است احساس رضایت می‌کند شوهر مهارت او را تحسین خواهد کرد. و اگر زن بخواهد مادر و «خانه‌دار» خوبی باشد شوهر از ته دل از تصمیم او جانبداری خواهد کرد. هر یک از راه‌های کسب ارزش ممکن است مستلزم کار فیزیکی بیشتر از جانب شوهر باشد یا نگرانی عاطفی او را تا حدی بر‌انگیزد، اما او در مورد اختلافات، با همسرش صحبت می‌کند و سعی می‌کند به درک متقابل و وحدت نظر برسند، زیرا خودش را به تأمین آسایش و سعادت زنش متعهد کرده است.
      ما انسان‌ها علاوه بر نیازهای جسمانی و عاطفی، نیازهای اجتماعی هم داریم. همسرمان نیز نیازمند ارتباط با افرادی خارج از خانواده است. شاید او دوست داشته باشد به همراه زنان همسایه، غذایی تهیه کند، یا به همراه آنان جلسات قرائت قرآن تشکیل دهد. ممکن است این فعالیت‌ها در صدر اولویت‌های شوهر نباشد، اما به سرعت اهمیتشان افزایش می‌یابد، زیرا مرد در صدد است تا نیازهای زن را بر آورده کند. او تشخیص می‌دهد که اگر به گسترش روابط اجتماعی زن کمک کند احساس رضایت خودش نیز افزایش خواهد یافت. او در مخالفت با این موضوعات، جار و جنجال راه نمی‌اندازد یا آن‌ها‌ را ناچیز و بی اهمیت نمی‌نامد و از قدرشان کم نمی‌کند. او این‌ها را بخش عادی زندگی زنش می‌بیند و به او اجازه می‌دهد تا علائق خود را دنبال و از این طریق نیازهایش را بر آورده کند.
      کشف و رفع نیازهای مادی، عاطفی و اجتماعی زن، شاید یکی از دشوارترین نقش‌‌های یک شوهر کارآمد باشد. برای رفع این نیازها شاید لازم باشد مرد بیشترین تلاش‌ها را داشته باشد. شوهر کارآمد کسی است که تنها به رفاه و آسایش خویش نمی‌اندیشد و سعی می‌کند محدوده آسایش خود را به همسر خود نیز ارتباط دهد و هر کار ممکن را برای رفع نیازهای او انجام دهد. با این کار، او نهایت تحسین و ستایش را از سوی همسرش کسب خواهد کرد.

      ۵. شوهر خوب با زنش صحبت می‌کند؛
      برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند زنان به طور معمول، حدود دو برابر مردان صحبت می‌کنند. به احتمال قوی، مردان بیشتر این گفت و گوهایشان را هم در محیط کارشان مصرف می‌کنند و گاه وقتی به خانه می‌رسند فقط یک کلمه برایشان باقی مانده است. وقتی زن می‌پرسد: «امروز چه طور بود؟» او پاسخ می‌دهد: «خوب». یک چنین مختصر‌گویی هرگز نمی‌تواند الگوی یک شوهر کارآمد باشد. بسیاری از شوهرها باید این الگوی رفتاری خود را کنار بگذارند تا بتوانند نیاز همسر خود را به برقراری ارتباط بر آورده کنند.
      مسائل زندگی در ابتدا از طریق ارتباط کلامی، به‌خصوص بحث در مورد افکار، احساسات و آرزوهای ما مطرح می‌شود و با یکدیگر در میان گذاشته می‌شود. افکار و احساسات و آرزوها را نمی‌توان با رفتار ما مشاهده کرد و به آن‌ها پی برد. یکی از عمیق‌ترین آرزوهای یک زن این است که شوهرش را بشناسد. وقتی شوهر از افکار، احساسات و آرزوهای خود حرف می‌زند زن احساس می‌کند شوهر اجازه ورود به دنیای خودش را به او داده است. وقتی شوهری مدت‌های طولانی درباره احساساتش حرف نمی‌زند، زن احساس می‌کند که شوهر رابطه‌اش را با او قطع کرده و در نتیجه، زن احساس انزوا و تنهایی می‌کند.
      ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که ارتباط و گفتگوی بین ما متوقف شود یا ارتباط ما به صحنه نبرد عقاید ما و جنگ بر سر اختلاف‌هایمان تبدیل شود. گفتگو و تبادل نظر مثبت، باز، آزاد و همراه با تفاهم از مشخصات یک زندگی زناشویی سالم است. یک شوهر خوب و کارآمد باید ابتکار به خرج داده و این نوع گفتگو و ارتباط را به شیوه معمول زندگی مشترک تبدیل سازد.

      ۶. شوهر خوب، پایبند ارزش‌های معنوی و اخلاقی است؛
      در یک خانواده سالم، شوهر، معتقد به یک سری ارزش‌های معنوی و اخلاقی است و سعی دارد آن‌ها را در خود و خانواده پیاده کند. او از تقوایی بهره می‌برد که او را به انجام واجبات، از جمله وظایف مربوط به خانواده وا می‌دارد. این ویژگی، سلامت خانواده و رضایت‌مندی اعضای آن را به ارمغان می‌آورد.
      هر چه مرد پایبندتر به باورهای ارزشمند اخلاقی و معنوی باشد بیشتر مورد احترام همسرش قرار خواهد گرفت. هر چه کمتر پایبند این ارزش‌ها باشد یا شکاف بین ادعاهای وی و عمل وی در این زمینه‌ها بیشتر باشد، بی‌احترامی بیشتری را نسبت به خود به وجود می‌آورد. یک شوهر کارآمد واقعا تمام سعی خو را می‌کند تا به زیور تقوا آراسته باشد و آن را در خانواده پیاده کند. این کار، تأثیر مثبتی بر زن و فرزندان او خواهد گذاشت.
      هر چند این فهرست کامل نیست، اما شش ویژگی ذکر شده می‌تواند راهنمای خوبی برای مردانی باشد که می‌خواهند نقش یک شوهر خوب و کارآمد را در ازدواج خود ایفا کنند.

      پاسخ دادن
  6. آرش
    آرش می گوید:

    سلام من پسری ۲۴ ساله هستم با دختری ۲۱ ساله مدت یک سالی است باهم دوستیم و به قصد ازدواج با هم ارتباط داریم ولی تعریف شده در جهت شناخت همدیگر …
    ما ۵ سال پیش باهم به مدت ۶ ماه دوست بودیم و ارتباط دوبامون را ایشون دوباره زنگ زدن و شروع شده … من با توجه به احساسی که به ایشون داشته و دارم پیشنهاد ازدواج داده ام و ایشون قبول کرده اند ولی متاسفانه احساس میکنم با توجه به خواسته هایشان از جمله گوشی آیفون و دوربین عکاسی و… که براشون تعدادی رو هم تهیه کرده ام ایشون جهت به دست آوردن یک دوربین و گوشی ,… ادعای دوست داشتن میکنند و میترسم با ادامه رابطه احساس وابستگی بیشتر شه و بعدا سخت شه برام
    هزینه مالی برام مهم نیست ولی از کجا بفهمم واقعا به من علاقه دارند و یا دنبال منافع مالی هستند

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام دوست عزیز در دوستی های قبل ازدواج بحث سو استفاده هر طرف امری طبیعی است مخصوصا اگر متوجه شود طرف مقابل عاشق اوست و به خاطر او هر کاری م ی کند اصولا عشق واقهی بی قید و شرط است و فرد به دنبال بدست اوردن منافع نیست .ایشون اگر عاشق شما هستند وقتی با مخالفت شما در برابر خواسته هاشون رو به رو می شوند نباید گله کنند و ناراحت شوند .تلا ش نکنید همیشه پاسخگو باشید و بازخورد ایشون رو ببینید و اینکه این وابستگی که می فرمایید درست است و اجازه تصمیم گیری منطقی را نمی دهد و ممکن است اگر ایرادی از طرف مقایل وجود داشته باشد و یا حتی طبق ملاک های شما نباشد فکر کنید به خاطر علاقه می توانید شرایط را تحمل کنید .بهتره به ایشون بگید قراره به خواستگاری بیاید و رسمی کنید ارتباطی که دارید و خب بهانه تراشی ها و سایر مسائل ممکنه دال بر عدم علاقه برای ازدواج باشد و ارتباط با شما برای ایشون منفعت داشته باشد .موفق و خوسبخت باشید بهتره دقیق همه مسائل را در نظر داشته باشید که بعدا پشیمان نشوید

      پاسخ دادن
  7. peyman
    peyman می گوید:

    سلام قراره با دختری ازدواج کنم که هر دومون ۳۶ سالمونه.تقریبا همه پسندیدیم ولی از سن خودم و ایشون نگرانم برای بچه دارن شدن مشکل سازه؟ خوب ادامه ندیم بهتره یا فردا در مورد بچه بچه داری مشکل ساز میشه؟ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام در مورد این نگرانی می توانید با پزشک متخصص مشورت داشته باشید گرچه زنان قدرت باروی را تا قبل از یائسگی دارند که این دوران برای هر زنی در محدوده زمانی خاصی اتفاق می افتد یعنی اگر مشکل جسمی خاصی دو نفر نداشته باشند بله قدرت باروی وجود دارد و مساله خاصی مطرح نیست و جای نگرانی وجود ندارد باز هم برای اطمینان حتما هر دو با پزشک مشورت داشته باشید .

      پاسخ دادن
  8. سارا
    سارا می گوید:

    سلام دختر ۲۷ساله ای هستم که دریک محیط مردانه که شماری از انها مجرد هستند کار میکنم و به علت شرایط کاری، بنده مرتب با انها کارمیکنم یکی از همکارانم از من تقاضای ازدواج کرد بعد از دوسال مدت دو ماه است که با هم صحبت میکنیم از طرفی دیگر یکی دیگر از همکارانم تقاضای ازدواج کردند و بیمار هستند و چون من نمیتوانستم از روابطی که هننوز رسمی نشده به ایشان بگویم جواب رد خود را اعلام کردم و ایشان احساس میکنند که که من به خاطر بیماری ایشان را رد کردم و میخواهند استعفا دهند لذا در این خصوص راهنمایی میخواستم که چگونه ایشان را توجیه کنم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      دوست عزیز اگر واقعا پاسخ رد شما شرایط عاطفی برای ایشون پیش اورده است که می خواهند استعفا بدهند بهتره به ایشون بفرمایید مساله این است که قبل از ایشون خواستگاری داشتید و چون شرایطتشون تا حدی مناسب بوده خب دارید حرف می زنید تا به تصمیم برسید بنابراین صلاح نبوده همزمان پیشنهاد ایشون رو هم بررسی کنید و اصلا اخلاقی نیست این کار .و اینکه خب چون فرد دیگر هم همکار هستند نیاز به گفتن اسم و …نیست .صرف اینکه اگر می خواهید به ایشون کمک شود که دچار سو تفاهم نشود صادقانه مطرح کنید که اصلا مساله بیماری نبوده بلکه فرد زودتر اقدام کرده و خانواده ها تمایل داشتند بیشتر فکر شود .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید .

      پاسخ دادن
  9. ha.5456
    ha.5456 می گوید:

    سلام
    پسری ۲۸ ساله هستم و کارمند و دارای موقعیت عالی .عاشق دختری هستم که ایشون هم کارمند هستن و ۳۱ سالشونه .بهشون گفتم ولی به خاطر اختلاف سنی جواب درد دادن.حالا سوال اول اینه آیا صلاح هست این ازدواج و سوال دوم اینکه چطور متقاعدش کنم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      صلاح بودن یا نبودن را خود شما و شرایط شما تعیین می کند .مثلا اینکه به لحاظ ظاهری مورد پذیرش هستند .خانواده مخالفتی با سن ایشون نخواهند داشت سطح عقلی و درکی تفاوت ندارد انتظاراتی که از همسر ایندتان دارید را ایشان براورده می کنند و صرف عاشق شدن و دلبستگی عاطفی تصمیم نگرفتید و کاملا برمبنای منطق تصمیم گرفتید همه این مسائل اهمیت دارد .ضمن اینکه ایشون حتما معیارهایی دارند و برای پاسخ رد دلیل دارند بهتره اگر ابتدا همه شرایط و جوانب را سنجیدید و احساس کردید این چند سال اختلاف سنی مشکل ساز نخواهد شد و بعدا حسر ت نخواهید خورد که چرا با فردی همسن یا کوچکتر ازدواج نکردید به ایشون بفرمایید که حداقل روی پیشنهاد شما فکر کنند و جلسه ای را حضوری راجب ملاک و معیارها صحبت کنید .البته فکر می کنم ایشون منطقی تر از شما به قضیه نگاه کردند و پاسخ رد دادند .البته بهتره دلایلشون رو بشنوید و از قطعیت پاسخ ایشون مطمئن شوید که راحت تر برای اینده برنامه ریزی کنید .موفق باشید

      پاسخ دادن
  10. امیر محمد
    امیر محمد می گوید:

    سلام من دانشجوی دندانپزکیم و ۱۹ سالمه و عاشق دختر پسر عموم شدم و از ته دل دوسش دارم ونمیخوامم زیر گناه برم و میخوام سریعا ازدواج کنم .سوالایی دارم ۱٫ آیا این سن برای ازدواج مناسب هستش؟ ۲٫ ما با خانواده ی اونا زیاد ارتباط نداریم چطور این مشکل رو حل کنم؟ چطور به خانواده مطرحش کنم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      اگر فکر می کنید فرد مستقلی هستید و شرایط اداره زندگی رو دارید بله سن محدودیتی نیست و خیلی از افراد زندگی دانشجویی رو اغاز کردند و اتفاقا چون با هم زندگی رو ساختند بسیار موفق بودند .اگر واقعا به این دختر خانم علاقه مند شدید خب با توجه به اشناییت دور ابتدا با مادرتون اگر راحت ترید مطرح کنید و بعد با خانواده دختر ضمن اینکه باید جسارت داشته باشید .اگر می خواهید در این سن ازدوا کنید و زندگی مستقلی داشته باشید .حتما ابتدا با واسطه ای قابل اعتماد مطرح کنید .امیدوارم خوشبخت باشید .سطح بلوغ فکری خودتون و اون دخرت خانم باید شبیه باشد و این نکته بسیار مهمی است .

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام

      شناخت خود
      اولین قدم، آن است که خودمان را خوب بشناسیم. اینکه چه خصوصیات اخلاقی، چه مهارت‌ها و چه توانمندی‌هایی برای مدیریت یک زندگی داریم بسیار ضروری است. باید به طور کامل شخصیت خود و شخصیت مکمل خود را بشناسیم. اینکه از نقاط قوت و ضعف خود آگاه باشیم، بدانیم چه موقع از کوره در می‌رویم، چه موقع ناراحت می‌شویم و چه موقع صبرمان تمام می‌شود و اگر تمام شود چگونه واکنش نشان می‌دهیم، بسیار مهم است.

      انعطاف پذیری
      اگر خشک و غیر منعطف رفتار می‌کنید یا در برخورد با دیگران اغلب دچار تعارض و کشمکش می‌شوید یا در صورتی که مورد انتقاد قرار بگیرید، تحمل شنیدن نظرات مخالف درباره خودتان را نداشته باشید، بهتر است برای ازدواج عجله نکنید، چرا که داشتن روحیه منعطف و برخورداری از شخصیتی انعطاف‌پذیر لازمه پذیرفتن نقش همسری است و بدون آن زندگی سراسر درد و رنج خواهد بود. لذا اگر ازدواج می‌کنید تا زندگی کامل‌تر، آرام‌تر و با کیفیت‌تری برای خود بسازید و در عین حال از روحیه نقدپذیری برخوردار نیستید بهتر است پیش از هر چیز آن را در خود رشد دهید و تقویت کنید سپس به فکر تشکیل زندگی باشید.

      پذیرش تفاوت‌ها
      هر یک از ما منحصر به فردیم و با دیگری تفاوت داریم. بزرگ‌ترین اشتباه زوجینی که زندگی مشترک آن‌ها به جدایی و طلاق منجر شده، این بوده است که از‌‌ همان ابتدا سعی در تغییر دادن یکدیگر داشته‌اند. این کار محال است، چرا که اگر بسیار هم موفق باشید در ‌‌نهایت فقط خواهید توانست خودتان را تغییر دهید، نه هیچ فرد دیگری را. این طرز تفکر مطرود است و محکوم به شکست. هیچ فردی تغییر نمی‌کند، مگر به این نکته آگاه شود که رفتارش به واقع پیامدهایی دارد که او یا دیگران را دچار مشکلات جدی می‌کند. لذا پذیرفتن تفاوت‌ها و اینکه هیچ یک از ما کامل نیستیم و کاستی‌های مخصوص به خود را داریم، یکی از اصولی است که باور به آن ما را برای ورود به یک زندگی آرام یاری خواهد داد.

      ازدواج به عنوان ارزش
      در ‌‌نهایت به عنوان چهارمین و البته مهم‌ترین نکته باید گفت که یک ازدواج زمانی برای همیشه با کیفیت و ماندگار باقی خواهد ماند که برای هر یک از زوجین، به یک «ارزش» تبدیل شده باشد. اگر رسیدن به یکدیگر، تشکیل زندگی مشترک، دوست داشتن یکدیگر و تلاش برای داشتن یک زندگی ایده‌آل برای هر دو نفر یک ارزش محسوب شود، می‌توان اطمینان داشت که آن زندگی تا ابد پابرجا بماند.
      زیر به ۱۲ نشانه عدم آمادگی افراد برای ازدواج اشاره می‌کنیم. البته اگر فکر کردید که نشانه‌ای را جا انداخته‌ایم، حتماً در قسمت نظرات ما را از آن مطلع کنید.

      ۱. بیشتر درگیر مراسم عروسی هستید تا خود ازدواج.

      خیلی‌وقت‌ها بیشتر زمان صرف آماده‌سازی و برنامه ریختن برای جزئیات مراسم عروسی می‌شود تا اینکه خود ازدواج موردنظر قرار گیرد. اگر بیشتر از اینکه درمورد وضعیت بدهی‌های همسر آینده‌تان بدانید، درمورد سالن مراسم عروسی اطلاعات دارید، ازدواج هنوز برای شما مناسب نیست.

      ۲. هنوز بین شما اعتماد ایجاد نشده است.

      اعتماد یکی از ضروری‌تری فاکتورهای ازدواج است. اما بعضی‌ها فکر می‌کنند که نمی‌توان به طور کامل به هیچکس اعتماد کرد، همسر آینده هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر شما هم همینطور فکر می‌کنید، خودتان را برای یک رابطه و ازدواج پردغدغه آماده کرده‌اید. اعتماد یعنی باور داشتن به اتحاد فرد مقابل با شما. هیچ رابطه‌ای بدون اعتماد باقی نمی‌ماند.

      ۳. نمی‌توانید تصور کنید پدر/مادر فرزند او باشید.

      وقتی با کسی وارد رابطه می‌شوید که قبلاً ازدواج کرده و از زندگی سابق خود بچه دارد، علاوه بر خود او، درواقع با فرزندش هم وارد رابطه شده‌اید. خیلی‌ها را می‌بینیم که می‌گویند، «خودش را خیلی دوست دارم اما بچه‌اش را نه». متاسفانه این موقعیت اصلاً جالب نیست. بچه‌ها بخش دائم و مهم این رابطه هستند.

      ۴. خیلی وقت است که با کسی رابطه نداشته‌اید.

      درمورد این مورد آمار حرف‌های بیشتری دارد. اکثر تحقیقات تمایزی دقیق در میزان طلاق برحسب تعداد سال‌هایی که زوج‌ها رابطه قبل از ازدواج دارند نشان می‌دهند. اگر زوج در کمتر از دو سال با هم آشنا شده و ازدواج کنند، میزان طلاق بسیار بالاتر از زمانی است که زمان بیشتری را قبل از ازدواج با هم در ارتباط بوده‌اند. یک مورد جالب اینکه زمان بسیار زیاد برای آشنایی قبل از ازدواج نیز (بالاتر از ۵ سال) عواقب منفی را در زندگی زناشویی نشان داده است.

      ۵. درمورد مسائل حیاتی‌تان توافق نکرده‌اید.

      اگر بدون اینکه درمورد مسائل مهم زندگی با هم حرف بزنید و تصمیم‌گیری کنید سر سفره عقد رفته‌اید، کارتان اشتباه است. مسائل حیاتی ازدواج، ارزش‌های شما، تیپ شخصیتی‌تان و مسائل غیرقابل توافق است. اینها همه چیزهایی هستند که باید بدانید و هیچوقت آنها را برای کسی تغییر ندهید. مسائل مهم و حیاتی شما اهمیت زیادی دارند زیرا کلید یک رابطه موفق ارتباط و گفتگو و حل اختلافات است. با این مسائل باید بعنوان فرصت‌هایی برای تبادل نظر و عقیده و حل مشکلات استفاده کنید.

      ۶. آماده مصالحه نیستید.

      هیچوقت نمی توانید یک ازدواج موفق داشته باشید مگراینکه تمایل به مصالحه داشته باشید. در زمان‌ها و شرایط سخت، آدم‌ها معمولاً به یکی از این دو روش واکنش می‌دهند: یا خودخواه می‌شوند و فقط به خودشان فکر می‌کنند و یا ازخودگذشته می‌شوند و فقط به طرف مقابلشان فکر می‌کنند. اگر از نوع اول هستید، هنوز آمادگی ازدواج را پیدا نکرده‌اید.

      ۷. تحت‌ فشار هستید.

      آیا به این دلیل می‌خواهید ازدواج کنید که تحت تهدید یا اولتیماتوم هستید؟ اگر اینطور است، اصلاً نباید اینکار را بکنید. ازدواج باید آزادانه و با عشق و احترام از طرف هر دو نفر انتخاب شود. اگر کسی برای ازدواج مجبورتان کرده یا تحت فشارتان گذاشته است، بهتر است که یک بازنگری درمورد اساس و بنیاد رابطه‌تان داشته باشید.

      ۸. زبان عشقتان یکی نیست.

      ناتوانی برای درک و دریافت و یا ابراز زبان عشق طرف‌مقابلتان موجب ویرانی رابطه است. اگر عشقتان را به زبانی که طرف‌مقابلتان درک می‌کند ابراز نکرده یا عشق طرف‌مقابل را به زبان خودتان دریافت نکنید، به این معنی است که شما و همسرتان هیچوقت به طور کامل عشق را احساس نخواهید کرد.

      ۹. جذابیت جنسی برای هم ندارید.

      خیلی ساده است، ممکن است شوهرتان بهترین مرد روی کره زمین باشد اما اگر از نظر جنسی به او جذب نشوید، رابطه‌تان خیلی زود برهم خواهد خورد.

      ۱۰. با اعتیاد یا مشکلات روانی دست و پنجه نرم می‌کنید.

      آسیب‌شناسی چیزی است که خیلی در گفتگوهایی که درمورد ازدواج می‌شود، موردنظر قرار نمی‌گیرد. افراد بسیار زیادی در کشور ما و سرتاسر جهان از آسیب‌شناسی منفی رنج می‌برند. این یعنی خیلی‌ها به مشکلاتی مثل اختلال شخصیت‌های غیراجتماعی، اجتماع‌پریش و روان‌‌پریش مبتلا هستند. خط آخر اینکه داشتن ذهن و روان سالم پیش‌نیاز داشتن یک رابطه سالم است.

      ۱۱. بیش از حد توانتان انرژی می‌گذارید.

      وصل شدن دو نفر، وصل شدن دو خانواده و دو گروه دوستان هم هست. فشار اجتماعی معمولاً یکی از مهمترین علت‌های طلاق است. باید از خودتان بپرسید، «من به چه قیمتی در این رابطه هستم؟» اگر قرار است از دوستانتان یا خانواده‌تان به خاطر طرف‌مقابل بگذرید، این قیمت بسیار بالایی است که باید بپردازید. دلیل آن این است که اگر همه چیز بین شما و طرف‌مقابل برهم بخورد، شما هم از نظر احساسی و هم اجتماعی شکست خواهید خورد.

      ۱۲. ذهنتان هنوز سردرگم است.

      اگر به این دلیل نگران ازدواج هستید که احساس می‌کنید فردی بهتر ممکن است بعدها بر سر راهتان قرار گیرد، ازدواج هنوز مناسب شما نیست. وقتی ازدواج می‌کنید، باید اطمینان کامل داشته باشید که این فرد، بهترین برای شماست و بدون او قادر به زندگی کردن نیستید.

      پاسخ دادن
  11. taraneee
    taraneee می گوید:

    سلام.من ۱۴ سال دارم و خیلی دوست دارم زود ازدواج کنم و همه هم سن هایم در همین سن ازدواج کردن و من در کنار آنها احساس کوچک بودن می کنم.از نظر جسمی وروانی هم آمادگی کامل دارم.اما از اینکه موضوع را با پدر و مادرم در میزان بگذارم کمی تردید دارم .میترسم که واکنش آنها خیلی خوب نباشد و از سن من ایراد بگیرند.چکار کنم خانواده ام را راضی کنم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام در مورد اینکه فردی شرایط ازدواج داره یا خیر خودش تصمیم می گیره ولی باید شرایط و جوانب محیط و فرهنگی که در اون قرار داره رو هم بسنجه که بسیار حائز اهیمت است .اگر خواستگاری دارید خب بهتره بخواهید بهتون اجازه بدن فکر کنید و شرایط رو بررسی کنید البته با شرایط جامعه و جو بلوغ فکری در افراد به نظرم در مورد شما خیلی زوده تصمیم بگیرید و ممکنه خانواده هم رضایت نداشته باشند مگر اینکه فردی وجود داشته باشه که بهش علاقه دارید و برای رسیدن به اون فکر می منید شرایط ازدواج رو دارید البته بافتی که شما در اون زندگی می کنیدهم قطعا حائز اهیمت است .بهتره باز هم مشورتی حضوری داشته باشید که دچار اشتباه در تصمیم گیریتون نشید .اینکه همسالان شما ازدواج کنند ملاکی برای امادگی شما برای ازدواج نیست و زندگی سختی های خاص خودش را دارد که شاید به لحاظ سنی توان پذیرش مسئولیت های زندگی رو نداشته باشید مگر احساس نیازی در شما وجود دشاته باشد که غیر قابل کنترل باشد که این مساله شرایط خاص خودش را دارد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام ازدواج در هر سنی البته بعد از بلوغ جسمی می تواند اتفاق بیفتد و سن خیلی مطرح نیست مهم بلوغ فکری است که مستقل از سن است مثلا فردی ۴۰ ساله ممکنه پختگی عقلانی در حد فردی ۱۹ ساله را داشته باشد .و در مورد اینکه قبل از دیپلم خب اگر شرایط تحصیلی برای فردی مهم باشد می تواند اگر مورد مناسبی بود مطرح کند و اجازه تحصیل بعد از ازدواج گرفته شودکما اینکه افراد زیادی اینچنین هستند و اکنون خوشبخت زندگی می کنند .درست و غلطی وجود ندارد همه چیز یه دید شما شرایط فکری و روحی و امادگی برای ازدواح و درک طر ف مقابل است.و درجه انعطاف پذیری شما و طرف مقابلکه بعدا برای ادامه فعالیت های یکدیگر محدودیتی قائل نشوید و اگر محدودیت ها و انتظاراتی است طرفین می پذیرند یا خیر
      بهتره حتما با روانشناس هم صحبت شود .موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      کارشناسان فیزیولوژیک معتقدند که رشد دختران بیشتر از رشد پسران است لذا یک دختر ۱۴ ساله خیلی از مسائل را درک می کند و خیلی از واژه های اخلاقی ، اجتماعی و انسانی را می فهمد . در مقابل یک پسر ۱۴ ساله خیلی عقب تر است از نظر جسمی هم همینطور است . دخترها زود تر از پسرها رشد می کنند . بخاطر همین مطلب اسلام بلوغ تکلیفی را برای دختران ۹ سال و برای پسران ۱۵ سال تمام ذکر کرده است . پس می توان نتیجه گرفت که دختران زود تر از پسران به بلوغ جسمی ، جنسی ، عقلی ، اجتماعی ، و تکلیفی می رسد .
      در ازدواج هم بهتر است این موضوع رعایت شود .
      حال سوالی که مطرح می شود این است که چقدر تفاوت سنی خوب است ؟
      ؛به نظر من برای تفاوت سنی هفت سال عالی است اگر بیشتر از این نباشد بهتر است . البته تفاوت ۱۰ سال یکسری حسن ها دارد و یک سری قول ها که بحث آن در آینجا نیست . البته واضح است که اگر تفاوت سنی کمتر از ۱۰ سال باشد بهتر است . حداکثر و حداقل سنی که به نظر می رسد مناسب باشد ۴ سال و ۷ سال است .
      زمانی مشکل بین همسران ایجاد می شود که تفاوت سنی آنان ۱۰ سال با بالا باشد یا اینکه سن دختر بیشتر از سن پسر باشد .

      این موارد احتمال یکسری اشکالات را در بر خواهد داشت که به چند علت آن اشاره می کنیم :

      نکته اول : یکی از بحران‌ها و آفات انتخاب جوانان و تصویرسازی ذهنی ، سن زیاد است.

      نکته دوم : زنان چون از بدنی نازک تر و نرم تر برخوردار هستند ، به مجرد آنکه فرزندی را به دنیا می آورند ، در وجود جسمانی و زیبایی آنان ۵۰ در صد ، شکست ایجاد می شود . البته در همه زنان اینطوری نیست . ولی در زنانی که سن زیادتری دارند چون جوان تر نیستند شکست آنها بیشتر نمایان می باشد .

      نکته سوم : بروز اختلافات است چون زن بیشتر در جامعه بوده لذا بیشتر با مسائل آشناست از آن طرف هم مرد سرپرستی خانوده را به عهده دارد و تجربه او از همسرش کمتر است لذا یکسری بگومگو ها و اختلافات بروز می کند . اینجاست که زن نمی تواند هدفش را به مرد بفهماند و مردم هم هرچه می گوید به حساب خودش زن درک نمی کند و منظور مرد را نمی فهمد .

      نکته چهارم : سطح توقعات بالاست مرد جوانتراست ، توقعهایش جوانانه و گاهی اوقات بچه گانه است . اما همسرش یک زن و یک مادر مجرب است . و هماهنگی این دو سقف می شود اگر مرد آشنا به مسائل آیین همسرداری نباشد اختلاف ایجاد می شود . ولی اگر عقل میان این مرد و زن حاکم شد در زندگی مشکلی پیش نمی آید حتی اگر اختلاف این چنینی هم داشته باشد .

      نکته پنجم : پاسخ به نیازها ، اگر تفاوت سن زن با مرد از ده سال زیاد تر باشد مرد زودتر پا به پیری و زمان رکود جنسی می گذارند ولی زن که از نظر شهوت بالا تر از مرد است ، از همسرش توقع ارضای جنسی دارد و مرد توان پاسخگویی ندارد لذا احتمال گرایش به انحطاط جنسی و مسائل حرام پیش می آید و اگر هم این نشود ، زن خودش را در زندکی شکست خورده و ناکام می داند و همیشه غصه می خورد که چرا تن به این ازدواج و زندگی داده است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

      پاسخ دادن
  12. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    من دختری ۲۵ ساله و دکتر دامپزشک هستم با پسری ۲۸ ساله با تحصیلات لیسانس کامپیوتر به مدت ۴ ساله دوست هستم. در این مدت درگیری هایی از نظر اخلاقی داشتیم ولی ایشون این رابطه رو به نحوی نگه داشتن ولی من چند دفعه خواستم جدا بشم اخلاقشون کمی تند و گاهی اوقات بدجوری از کوره در میرن و به من فحش میدن گاهی حتی موقع دعوا به خانوادم توهین میکنند. ولی الان بعد از مدتی بهتر شدند.خیلی ادم حساسی هستن.ایشون اولین نفری هستن که من باهاشون دوست شدم و تا حالا ندیدم پسرای دیگه چجوری هستن. و اینکه علاقه ایشون به من بیشتر هست تا من به ایشون.در کل همیشه احساس میکنم شاید بتونم با فرد بهتری اشنا بشم و اینکه به ازدواج با ایشون دو دل هستم و کلا هنوز تو این سن تمایلی به ازدواج ندارم.از طرفی هم فکر میکنم شاید بهتر از ایشون پیدا نکنم.در کل دچار سردرگمی شدم لطفا راهنمایی کنید ممنون.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      خب دوست عزیز بلوغ عاطفی بین ۲۱ تا ۲۵ سالگی رخ میده به همین خاطر شما الان احساس میکنید فردی دیگه میتونه همراه زندگی شما باشه
      پس در این مورد خوب فکر کنید و حتما با مشاوری مجرب مشورت کنید هر چند در این مدت به اندازه کافی وابستگی بین شما به وجود اومده چون میتونه هر گونه تصمیمی رو برای شما سخت کنه شک داشتن به کسی که می خواهید با او ازدواج کنید، نه تنها کاملاً نرمال و طبیعی است، بلکه کاملاً سالم است.
      شما سالهای زیادی است که با این اقا در ارتباط هستید می توانید با به یاد او دن این سالها و اینکه چطور نسبت به این فرد شناخت و اعتماد پیدا کردید، به سوالهایتان پاسخ دهید.در هر صورت خواندن این مطالب در مورد علاقه همسرتان می تواند دید نسبی بهتان در زمینه تصمیم تان دهد: گرچه انتظار داشتن اینکه همسرتان همیشه و در همه حال شما را شاد کند، کمی غیرمنطقی است اما اگر همسرتان، مرد/زن ایدآل و مناسب شما باشد، خود به خود موجب شادی شما می شود و به شما حس قدرت در زندگی می دهد.- وقتی احساس کنید که کسی هست که از رشد احساسی و عقلانی شما حمایت کرده و در این راه تشویقتان می کند، آنوقت است که می فهمید با فردی مناسب خود ازدواج کرده اید.

      خواست فرد ایدآل شما این است که از نظر احساسی سالم باشید و بتوانید روی پاهای خودتان بایستید. وقتی با فرد مناسب خود باشید، احساس بسیار خوبی درمورد خودتان خواهید داشت و حس اطمینان و امنیت خواهید کرد.اهمیت زیادی دارد که کسی که با او ازدواج می کنید کسی باشد که با شما تفاهم داشته باشد و درمورد مسائل جنسی و عشقی، نیازها و خواسته های شما را درک کند.
      – اگر همسر آینده تان “دوستت دارم” را نه فقط زبانی بلکه با اعمال محبت آمیز نشان دهد، می فهمید که می خواهید با فرد مناسبی ازدواج کنید. اعمال محبت آمیز به چیزهایی مثل این گفته می شود: اینکه وقتی خسته اید بفهمد، روز تولدتان را به یاد داشته باشد، دوست داشته باشد که وقتش را با شما بگذراند، به حرفهایتان گوش کند، به شما احترام بگذارد، وقتی دیر کردید به شما زنگ بزند، به شما محبت کند، اگر چیزی را نفهمیدید، درمقابلتان صبور باشد.

      – فرد مناسب برای ازدواج کسی است که دوستش داشته باشید و دوست شما باشد. او از گذران وقت با شما لذت می برد. اگر شما دو نفر با هم دوست نباشید، عشق و ازدواج شما خیلی زود محو خواهد شد.- فرد مناسب برای ازدواج مهربان، باملاحظه و مودب است. مسائل پیش پا افتاده زندگی مثل گفتن “متشکرم” یا باز کردن در شاید قدیمی به نظر برسد اما نشان دهنده میزان احترام و علاقه و مهربانی فرد به شماست.شما و فرد مناسب شما برای ازدواج، اهداف و ارزشهای یکسانی دارید.

      – داشتن علایق و نظرات مختلف اشکالی ندارد فقط به شرط اینکه درمورد عدم تفاهم در آنها به تفاهم رسیده باشید. بااینکه ممکن است همیشه با یکدیگر هم عقیده نباشید، صحبت کردن با فرد مناسب برای ازدواج همیشه جالب است وهیچوقت خسته تان نمی کند. او افکار و عقاید خود را طوری با شما مطرح می کند که ناراحتتان نکند.با درک اینکه تنها مسئله ثابت در زندگی، تغییر است، دوست دارد درمورد مسائل و مشکلات زندگی هم قبل و هم بعد از ازدواج با شما صحبت کند.
      – پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج به این معنا نیست که دیگر هیچ مشکل و اختلافی با هم نخواهید داشت. اما با فرد مناسب برای خود دیگر مطمئن هستید که می توانید به همراه هم مسائل و مشکلات را بررسی کرده و طوری آنها را حل کنید که هیچ صدمه این به ازدواجتان وارد نشود.فرد مناسب برای ازدواج، با شما صادق و روراست است.
      فرد مناسب برای ازدواج هیچوقت نمی خواهد که زندگی شما را کنترل کند، بلکه می خواهد زندگیش را با شما تقسیم کند.- با فرد مناسب برای ازدواج هیچوقت نباید لازم باشد که از حریم شخصی خود دفاع کنید. وقتی از شما درمورد ساعتی که نیاز دارید به تنهایی بگذرانید سوال نشود، می فهمید که فرد مناسب برای خود را پیدا کرده اید.
      اگر متوجه شدید که مسائل و مشکلاتی در روابطتان وجود دارد، به راحتی از آنها نگذرید و به هیچ وجه فکر نکنید که این مشکلات اهمیت زیادی ندارند یا با گذر زمان درست می شوند و طرفتان عوض می شود. برای داشتن یک ازدواج موفق، به چیزهایی فرای عشق نیاز دارید. موفق باشید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  13. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام دختری ۲۲ساله هستم با ی پسری ۲۸ساله نامزد کردم=عقد نکردیم فقط حلقه انداختیم من دانشجوی پرستاری خارج از ایران درس میخونم ایشون دیپلم و به تازگی دانشگاه میره مشکل من اینه که این اقا حس میکنم هیچی نمیفهمهدر حالی که ما دوسال دوست بودیم بعد نامزد کردیم حس میکنم اخلاقش قبلش با الانش یکی نیست ما چون دوریم هرروز از طریق اسکایپ در تماسیم هم با خودش هم خانوادش ایشون به دلیل کمبود مالی و فرصتی که از پدرم گرفتن حدود۳سال فرصت دارن تا خودشو جمعوجور کنه و شرط هایی که پدرم ذکر کرده این اقا ۸میره تا۱۰شب, ۱۰شب هم که میاد یک ساعت حرف نزده دعوامون میشه همش دعواهاش سر خانوادمه چرا داداشت اینجوری گفت چرا خواهرت اینجوری کرد همششش سر خانواده روز خواستگاری مهریه ۱۱۱۴تا عنوان کردیم حالا بماند چقد بالا پایین پرید این اقا کینه هنوز مهریه رو داره و من نمیدونم چیکار کنم حس میکنم دیگه نمیتونم باهاش باشم اخه از طرفی خودمو با جمله ی “دوریم واسه همین” قانع میکنم اما درست نمیشه که نمیشه نزدیک ی سال نامزد کردیم ولی هیچ فرقی با دوست بودن نداره همدیگرو دوست داریم خیلی زیاد من اول پدرم مخالفت کرد اما به زور من راضیش کردم الان نه راه پیش دارم نه پس نمیخوام راهمو اشتباه انتخاب کنم کمکم کنید ممنون

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      دوست عزیز ازدواج موفق برپایه شاخت خوب و کامل بنا میشه …وقتی که خانواده ها و شما با هم مراوده و معاشرت کنید
      پس به نشانه های زندگیتون خوب توجه کنید چون هنوز نامزد هستید و وارد زندگی مشترک و رسمی نشدید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

      پاسخ دادن
  14. حمید
    حمید می گوید:

    سلام.من پسری ۲۸ساله هستم،یک سال پیش بایه دختری ۱۶ساله ازدواج کردم و الان نامزدیم،شاید فکر کنید اختلاف سنی خیلی زیاده،ولی من اونموقع احساس کردم که خانومم خیلی بیشتر از سنش میفهمه.دراین مورد هیچ مشکلی نداشتیم تا حالا
    ولی جدیدا با یک سری مشکلات مثل نحوه پوشش خانومم،سطح فرهنگی خودشون و خانوادشون،عدم درک شرایط مالی بنده مواجه شدم،آیا به نظرتون این موضوع مربوط به اختلاف سنی ما هست؟چه راهکاری بهم توصیه می کنید؟به نظرتون تو این شرایط اگه بریم زیر یه سقف چه اتفاقی میوفته؟
    لطفا راهنماییم کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      خب دوست عزیز شما با توجه به این اختلاف ازدواج کردید و باید بپذیرید ایشون در شرایط سنی خودش بسر میبره و نمیتونید با زور ایشون رو به تغییر وادار کنید
      این شرایط نیاز به گفتگو از همه بیشتر نیاز به صبر داره

      در این مورد حتما” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  15. علی
    علی می گوید:

    سلام و خسته نباشید، من پسری هستم ۳۰ ساله، به دختری که فامیل هم هست و ۲۰ سالشه علاقه‌مند شدم، با هم صحبت کردیم ایشون هم به من علاقه‌منده ولی نگرانیش اختلاف سنی هست در صورتی که من تا حدود زیادی میدونم که میتونم خواسته‌هاش را با توجه به اقتضای سنش برآورده کنم، ایشون دانشجوی کارشناسی و من فارغ التحصیل کارشناسی ارشد هستم، میخواستم بدونم با توجه به تفاهماتی که داریم، مخصوصا از نظر خانوادگی و همچنین حس علاقه‌ای که بین هر دوی ما هست، آیا این اختلاف سنی میتونه خیلی مشکل ساز بشه؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      ۱. اگر شخصی پیشنهاد ازدواج بدهد که شرایط خوبی دارد اما تفاوت سنی زیادی با ما دارد چه کار کنیم؟

      ۲. اگر شخصی چنین ازدواجی داشته باشد و احیاناً دچار مشکلاتی شده باشد، آیا راه حلی دارد یا نه؟

      رد پاسخ به سوال اول باید گفت اگر ازدواج اول شماست، بهتر است قید آن را بزنید و به دنبال شخصی باشید که تناسب سنی بیشتری با وی دارید. ورود به چنین رابطه هایی حتی اگر در ابتدا بسیار هیجان انگیز به نظر برسد و دلایل و توجیهات بسیاری داشته باشد، عاقلانه نیست و به تدریج دچار یک یا چند مشکل از مشکلات فوق خواهید شد. ا ما اگر سن شما بالاست و تجربه یک زندگی مشترک را داشته اید می توانید به این پیشنهاد فکر کنید اما در هر صورت حتماً با یک مشاور یا روانشناس متخصص در این زمینه مشورت کنید.

      در پاسخ به سوال دوم باید گفت که ناامید نشوید، آگاهی داشتن در مورد مشکلات موجود و تحلیل دقیق و صادقانه آنها خود نیمی از راه حل است. برای حل مشکلات خود دست به کار شوید، در مورد آنها و نیز احساسات و خواسته های خود، صادقانه با همسرتان صحبت کنید. اگر هر دو از شرایط موجود راضی نیستید برای حل آن متعهد شوید. خود را برای تغییرات ضروری و اساسی آماده کنید. از نقش ها بیرون بیایید و به نقش همسری خویش برگردید، به یکدیگر احترام بگذارید و حقوق دیگری را رعایت کنید. در این زمینه مطالعه کرده و راهکارها را در زندگی خود اجرا کنید. در صورت احساس نیاز به کمک بیشتر و تخصصی تر(با توجه به اینکه هر رابطه ای منحصر به فرد بوده و با روابط دیگر متفاوت است) از یک مشاور یا روانشناس متخصص در این زمینه کمک بگیرید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

      پاسخ دادن
  16. نازنین
    نازنین می گوید:

    سلام
    خواستگاری دارم ۳۷ ساله که الان هیئت علمی دانشگاه هستن و موقعیت اجتماعی و مالی بسیار خوبی دارن. من ۲۷ سالمه.
    مشکلی که دارم اینه که ظاهر ایشون زیاد برام جالب نیست. یک بار هم خواستم بهشون پیشنهاد بدم که بینیشونو عمل کنند ولی ترسیدم که فک کنن من ظاهربین هستم.
    این قضیه منو اذیت میکنه چون خواستگاران قبلیم خیلی از لحاظ ظاهری عالی بودن و همش میترسم مورد تمسخر دوستان و اشنایان قرار بگیرم. اما ایشون هم از لحاظ اجتماعی و اخلاقی و هم از لحاظ اعتقادی خیلی ب من شبیه هستن برعکس خواستگارهای قبلیم. (البته یه کم اختلاف سنی هم هست)
    بعد از جلسات خانوادگی که داشتیم حتی چندین بار خواهر و برادرم ظاهر ایشونو مورد تمسخر قرار دادند طوری که اعتماد به نفس اولیه من گرفته شد.من اولین بار که ایشون بهم پیشنهاد ازدواج دادند هیچوقت حس نمیکردم ظاهر اینقدر دردسرساز شه.
    ممنون میشم اگر راهی از لحاظ روانشناسی وجود داره که بتونه بهم کمک کنه ک ظاهر ایشون مثل باطنشون برای من جذاب شه چون اخلاقشون واقعا عالیه.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز قدم اول در ازدواج اینه که دو طرف به دل هم بشینن و اون ارتباط اولیه رو برقرار کنن
      وقتی چنین اتفاقی نیفتاده چطور انتظار دارید در سایر موارد به تفاهم برسید ؟
      پس کمی در این مورد فکر کنید

      پاسخ دادن
    • نویسنده سایت
      نویسنده سایت می گوید:

      با سلام خدمت شما
      می توانید از او تقاضای صبر کنید و اینکه مجددا به شما فرصت دهد و شما به تقاضا و نکته هایی که ایشان قبلا اشاره کرده است بیشتر توجه کنید. در این زمینه می توانید از روانشناسان کانون مشاوران ایران کمک بگیرید ۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  17. مریم
    مریم می گوید:

    سلام.من ۳۰ سالمه .از طریق معرفی فردی ۴۳ ساله معرفی شده که از نظر شرایط کار و رفتار و گفتار و فرهنگ و … مناسب هست ولی مشکل من تفاوت سنی ۱۳ سال هست.من با اینکه ۳۰ ساله هستم از نظر چهره کوچتر نشان میدم ولی ایشون نسبت به من بیشتر و پخته تر.من خودم تمایلی به ازدواج با تفاوت سنی زیاد ندارم و حتی نمیتونم تصور کنم چنین چیزی رو. ایشون از پدرم ۱۰ سال کوچکتر هست. خانواده ام میگن شرایط در نظر بگیر اگر فرد خصوصیات خوبی داشته باشه این مشکل دیده نمیشه.اگر رد کنم شاید بعدا چنین موردی پیش نیاد پشیمون بشی

    پاسخ دادن
  18. محمد
    محمد می گوید:

    سلام من ۲۱ سالم هست و در فضای مجازی با دختری ۳۲ سال آشنا شدم اوایل رابطه عادی بود اما بعد مدتی تفاهمات زیادی با هم پیدا کردیم شرایط مالی هم بد نیس اما نمیدونم چطور به خانواده هامون بگیم تا قبول نمایند

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      اختلاف سنی شما با دختر در ایند مشکل ساز خواهد شد …دقیقا” یکی از مشکلات شما در اینده روی مسایل جنسی خواهد بود که وقتی شما در اوج هستید ایشون در دوران افول بسر میبرن و همین سردی میتونه زمینه تنش رو فراهم کنه … به همین خاطر بهتره کمی واقع بینانه برخورد کنید

      پاسخ دادن
  19. اناهید
    اناهید می گوید:

    با سلام دختری هستم ۲۱ ساله خواستگاری دارم که ۲۷ سالشه دو دفعه اومده خواستگاریم سرس اول بهش جواب رد دادم بخاطر اینکه از حرفاش حس کردم بخواد ازادی من و ازم بگیره اما خواهر پسره ازم خواست دومرتبه صحبت کنیم چون سوتفاهم شده بار دوم پسره تمتم شرایط من و پذیرفت و من هم گفتم مدتی و اشنا بشیم برای شناخت اما خوانواده من سنتین میگن ۱ ماه باهم صیغه محرمیت بخونین برای شناخت نه بیشتر اگه خواستی جواب مثبت یا منفی بده از نظر شما من چطور تو ۱ ماه ایشون و بشناسم در ضمن شرایط مالیش خوبه ۲۷ سالشه ولی از نظر چهره من خیلی سرترم میشه راهنماییم کنین

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در دوره نامزدی که بین ۹ ماه تا یک سال هست میتونید از طرفتون شناخت معقول پیدا کنید و خانواده در معاشرت با هم همدیگرو بهتر میشناسن …پس اگر زندگی مشترک برای شما مهمه باید این شناخت و اعتماد به دست بیاد
      و در ضمن اینکه قدم اول برای ازدواج به دل نشستنه پس اگر ایشون به دلتون نتونسته بشینه بهتره نه خودتون و نه طرف مقابل رو سرگردان نکنید

      پاسخ دادن
      • اناهید
        اناهید می گوید:

        سلام مرسی از راهنماییتون من ازش خوشم اومده البته تا حدودی اما میترسم که اخلاقش چیزی که نشون میده نباشه من به ایشون پیشنهاد دادم به مدت ۵ جلسه بریم پیش مشاوره بعد نامزد کنیم به نظرتون از طریق مشاوره میشه فهمید که تفاهم داریم یا نه؟ در ضمن من ۶ سال که مادر پدرم ازهم جداشدن به دلیل بددلی بیش از حد پدرم و مسائل دیگه همش چشمم از ازدواج میترسه

        پاسخ دادن
  20. محمد
    محمد می گوید:

    با سلام من ۲۷ سالمه و شرایط ازدواج رو دارم باید بگم که تا الان چند مورد برای خواستگاری اقدام کردم ولی هیچ کدام به دلم ننشسته ولی اخیرا با خانواده ای اشنا شدم که دختر خانم ۱۴ سالشه و با هانواده صحبت کردیم که تا دو سال عروسی نگیریم تا هم بنده امادگی کامل و همچنین دختر خانم هم به سن قابل توجه برسه ایا این ازدواج رو پیشنهاد میکنین ممنون از شما….

    پاسخ دادن
  21. یگانه
    یگانه می گوید:

    سلام دختری هستم۱۷ساله یک خواستگار دارم که خیلی موقعیتش عالیه از هر لحاظ یه نسبت خویشاوندی هم داریم از بقیه خواستگارام موقعیت ایشون بهتره اما ایشون۱۲سال ازم بزرگترن اما من یک مشکل دارم که تنها راه حلش ازدواجه.مشکلم اینه که نیاز جنسیمو از راه خودارضایی برطرف میکنم اما اصلن به خودم اسیب نرسوندم اما اینکارو اصن دوس ندارم فک میکنم باید ازدواج کنم خانواده منم راضین خودمم راضیم فک میکنم برای هم مناسبیم نظر شمارو میخواستم بدونم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      بهتره در این مورد مشاوره کنید چون سن بلوغ عاطفی بین ۲۱ تا ۲۵ سالگی رخ میده و میتونه نظرتون در اون سالها با امروزتون تفاوت داشته باشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  22. نگین
    نگین می گوید:

    با سلام پسری ۲۹ ساله هستم یکی از دختران فامیل را میخاهم اون ۲۲ سالشه میدونه چن وقته میخامش بهش پیام دادم اما گفت قصد ازدواج نداره وبه خاستگار ای دیگش همینو گفته ومیخاد ادامه تحصیل بده به نظر شما آیا جوابش قطعی بوده یعنی دیگه پیگیر نشم ؟؟ لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز امکان ارسال به ایمیل وجود نداره …
      ولی این اختلاف سن اگر در سایر موارد تفاهم داشته باشید یک حد خوب و استانداردی به حساب میاد
      به همین خاطر قبل از هر تصمیمی اول مشاوره قبل از ازدواج رو انجام بدید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  23. ایمان
    ایمان می گوید:

    با سلام
    من یه جوون ۲۶ ساله ام که دانشجوی ارشد هستم و چیزی از پایان ارشدم نمونده و به صورت پاره وقت تو آموزشگاهها تدریس می کنم نزدیک به ۶ ساله که به دختری علاقه مند شدم که همکلاسیه من بوده و روز به روز علاقه من به اون بیشتر شده والان کم و بیش با هم در ارتباط هستیم اما من تا حالا ازش درخواستی نداشتم و مستقیما از احساسم چیزی بهش نگفتم چون عقلم بهم میگه هنوز آماده ازدواج نیستم یعنی شرایطش برام مهیا نیست از طرفی علاقه شدید من به اون باعث شده که یه چن وقتی افسردگی بگیرم و ترس از اینکه اونو از دستش بدم من رو به شدت اذیت میکنه … واقعا چند وقتیه اوضاع روحیم مساعد نیست و همش تو خودمم
    ممنون میشم اگه راهنماییم بکنید و راهی جلوی پای من بزارید که از این وضعیت روحی که پیدا کردم خارج بشم
    با سپاس فراوان

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز شما در سنی هستید که میتونید واقعیت زندگی رو ببینید … پس دلیلی برای این حرف وجود نداره … یا شما باید از ایشون درخواست ازدواج کنید و یا اینکه باید برای فراموش کردن و کم کردن نگرانی خودتون از ایشون دور بشید چون وقتی از هم دور بشید بهتر میتونید چنین مسایلی رو فراموش کنید و گرنه عشق آسیب پذیرتون خواهد کرد و چون نمیتونید به دهدفتون برسید ارمغاش برای شما افسردگی خواهد بود
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  24. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام.من پسری ۲۲ ساله هستم.البته قبول دارم که صحبت برای ازدواج زود است ولی با دختری که یک سال از من کوچکتر است آشنا شده ام. نمی خواهم از دستش بدهم چون ویژگی هایمان مشابه است. به نظر شما این امکان وجود دارد که نامزد شویم و در مدت نامزدی به شناخت بیشتر یکدیگر بپردازیم تا زمانی که به سن مناسب برای ازدواج رسیدیم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      بله میتونید نامزد بشید و در دوره نامزدی با مشاوره کردن و گذروندن دوره ۹ ماهه به شناخت برسید …البته اگر وابستگی به شما اجازه بده
      ولی چیزی که بسیار مهمه استقلال مالی شما و شرایط کاری و زندگیتونه که بتونید حرفی برای گفتن داشته باشید و گرنه نتیجه ای نخواهید گرفت

      پاسخ دادن
  25. X
    X می گوید:

    کسی ک نیاز جنسی زیادی داشته باشه اما نمیتونه ازدواج کنه تکلیفش چیه ، هرراهی برای کنترل این نیازشم انجام داده اما نشده
    لطفا جوابو واسم ایمیل کنین ممنون
    البته ی جورایی توی گناه غرق شده دیگه امیدی هم ندارم به آینده

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  26. سهيل
    سهيل می گوید:

    با سلام خدمت شما ، من چند روز پیش یک خواستکار داشتم ولی فاصله سنی اون و من ۰ هستش یعی هم سن هستیم من ٢٣ و خاستگارم هم ٢٣ آیا اگه هم سن باشیم مشکلی نداره

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      اولا ” اختلافی نیست و همه این موارد به درک متقابل دو طرف برمیگرده … پس مشاوره کنید و دوره ای ۶ تا ۹ ماهه رو به عنوان نامزدی بگذرونید تا بتونید با شناخت کامل انتخاب کنید

      پاسخ دادن
  27. ترگل
    ترگل می گوید:

    باسلام خدمت مشاورمحترم خواستگاری دارم که ازمن ۱۲سال بزگتره من خودم هم۲۴سال و۷ماه دارم تابه این سن خواستگاری درست ودرمان نداشتم بااینکه دانشجوهستم ودراجتماع بودم.ایشان حدودسه سال پیش به من علا قه مندشده اندولی هیچی به من نگفتندحتی خیلی بامن سرسنگین بودندکه یه زمان من وابسته ایشان نشوم من رازیردرنظرداشته اندسه سال .رفته رفته علاقه شان خیلی بیشترشدواقدام کردند هم تحصیل کرده اند-هم شغل ثابتی دارند-هم خانه دارندوهم بنظرم خیلی شعوربالایی دارندبه سالهای قبل که فکرمی کنم متوجه میشوم اصلامرابازیچه قرارندادندودراین مدت هیچ رفتارناشایستی ازایشان ندیده ام در صورتی که میتوانستندمراخیلی خوب بازی دهندحالارسماخواهان ازدواج بامن هستنداین راهم بگم چهره شان بزرگترازسنشان بنظر می رسدچه راهکاری به من پیشنهادمی دهید؟؟؟؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز این مسایل راهکار نداره و تماما به خواست و در ک دوطرف بستگی داره … اینکه اختلاف سن بالا میتونه روال زندگی رو با مشکل مواجه کنه حالتیست که به دو طرف ازدواج وابستگی پیدا میکنه …پس اول مشاوره کنید و بعد انتخاب اگاهانه کنید ( به خط دوم خودتون دقت کنید)

      پاسخ دادن
  28. مهدی
    مهدی می گوید:

    سلام و خسته نباشید
    واقعا سایت خوبی دارید از مطالبتون استفاده کردم

    من ۱۹ سالمه ب صورت مجازی با یه دختر خانوم که شهر دیگه ای هستن آشنا شدم
    ۶ ماهه میشناسمش و ۳ ماهه که دوستیم
    روزانه بالای ۴۰ دقیقه باهم مکالمه تلفنی داریم
    بعضی وقتا روزی ۲یا۳ساعت هم میشه
    خیلی دوستش دارم و عاشقشم
    (مطمن باشید احساسی تصمیم نگرفتم یا صرفا ی هیجان نیست این حسم)
    اونم همین حسو ب من داره
    از نظر ظاهر هم خیلی خوبیم
    اخلاقیاتمونم خیلی بهم میخوره
    من دانشجوی رشته عمران ترم ۱ هستم و ایشون رشته حقوق ترم ۲ هستن
    ۸ماه از من بزرگ تره

    کلا همه چی بین خودمون اوکیه تنها مشکلی که هست پدرش میگه فقط باید با فلانی ازدواج کنی
    با اینکه دخترش اون پسرو دوست نداره اما اسرارش اینه ک با اون ازدواج کنه
    من میخوام همیشه با هم باشیم این خواسته ی اونم هست خیلی دوستش دارم
    نمیدونم چکار کنم
    این رابطه رو ادامه بدم یا ن؟دوستانی که در این زمینه تجربه دارن ممنون میشم راهنماایی کنن
    مرسی ک خوندید و نظر میدید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      این رابطه اگر در حد همین رابطه تلفنی باشه خوبه وگرنه اگر بنای زندگی مشترک باشه کاملا” بی مورده چون هیچ شناختی بین شما و خانواده ها به طور واقعی نیست و تازه مشکلات شما شروع میشه …پس در کشور ایران بین این دو مورد حتما” تفاوت قایل باشید

      پاسخ دادن
  29. mehdi
    mehdi می گوید:

    سلام دوستان من پسری ۲۱ساله هستم واز نظر بلوغ فکری امادگی ازدواج دارم شاغل هم هستم و از نظر امنیت شغلی و اقتصادی اوکیم بنابه شرایط شغلی هم زودتر ازدواج کنم به نفعمه فقط مشکلی که هس کنار شغلم درس هم میخونم یعنی دانشجوام شدیدا هم احساس نیاز برا ازدواج میکنم با کسی هم دل نبسته ام و کیس مناسبی رو سراغ ندارم نمیتونم به خونوادم بگم چون نمیتونم به هیچ دختری اعتماد کنم لطفا کمکم کنید چیکار باید بکنم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      وقتی نمیتونید به کسی اعتمادکنید پس فرد شکاکی هستید و باید به مشاورروانشناس مراجعه کنید … و گرنه باید با چنین اخلاقی فکر ازدواج رو از خودتون دور کنید
      در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  30. siminaa
    siminaa می گوید:

    سلام دختری ۲۳ساله هستم دانشجو ک یا همکلاسیم ک سی سال هستن قصد ازدواج دارم هردو روانشناسی میخونیم ایشون از لحاظ مالی اوکی هستن خیلی متعهد ومقید هستن یک علاقه ی شدید دو طرفه داریم وتو تمام مسایل وجه مشترک تنها مشکل اینجاست ک ایشون قبلش یه ازدواج ناموفق داشتن ک نتیجه اش دو تا بچه هستش من خودمو همه طوره اماده مییبینم برا همچین زندگیی ایی واصلا سختم نیست و حرف مردم برام اهمیت نداره مهم ارامشه ک شکرخدا اینو تضمین میبینم در کنار ایشون میخاستم راهنمایی کنید ک چطور با خانواده در میان بگذارم ممنون

    پاسخ دادن
  31. مازیار
    مازیار می گوید:

    سلام من از همه لحاظ آمادگی ازدواج دارم اقدام هم کردم جواب مثبت هم گرفتم ولی ترس وجودمو گرفته ترس از انتخاب که آیا انتخابم درسته ؟ چون فقط در حد چند جلسه آشنایی بوده میخواستم ببینم چجوری بر این ترسم غلبه کنم ؟ ممنون

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز شما قرار نیست خیلی سریع وارد زندگی مشترک بشید … شما بعد از اینکه وارد مرحله شناخت شدید باید مشاوره ای حضوری و دو نفره داشته باشید … بعد دوران نامزدی شش ماهه رو باید بگذرونید تا خانواده ها با هم رفت و آمد کنن و بتونن شناخت کافی داشته و اعتماد کنن … در این صورت شما میتونید به کسی که قصد ازدواج باهاش رو دارید رو شناخته و با خیالی اسوده وارد زندگی مشترک بشید … و اینو بدونید شما نمیتونید در این دنیا کسی رو پیدا کنید که صددرصد با نظر شما هماهنگ باشه و این زیبایی زندگی مشترکه ….درک تفاوت های متقابل

      پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز ازدواج شرایطی داره که شما در حال حاضر چنین امکاناتی رو ندارید … اول درستون رو تموم کنید و درامدی پایدار برای خودتون ایجاد کنید بعد برای ازدواج مشکلی ندارید … کاری کنید که در جلسه خواستگاری حرفی برای گفتن داشته باشید و گرنه گفتن این موضوع به خانواده نگرانی خاصی نداره

      پاسخ دادن
  32. دنیا
    دنیا می گوید:

    سلام دختری هستم ۲۶ ساله که از لحاظ ظاهر و خانواده در سطح بالایی هستم. خاستگاری دارم که بسیار ایده ال من است اما متاسفانه با تحقیقاتی که شد فهمیدم با دخترانی در خانه رابطه داشته ولی هنوز دوستش دارم لطفا راهنماییم کنید در تقریبا مذهبی هستیم

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      دوست عزیز برای ازدواج خواهشا” با چشمانی باز وارد بشید نه با عباراتی مثل دوستش دارم که خیلی از افرادی که با چنین عبارتی وارد شدن با تنفر خارج هم شدن
      بهتره در این مورد بیشتر بررسی و تحقیق داشته باشید تا بتونید زندگی خوب و آرامی رو تجربه کنید
      فکر کنید همین الان ازدواج کردید آیا میتونید با چنین مشکلی کنار بیایت ؟

      پاسخ دادن
  33. مسید مهدی
    مسید مهدی می گوید:

    سلام ، با تشکر از سایت خوبتون !
    من الان ۲۱ سالمه و چند وقتیه که دختر خانومی رو که از اقوام هست رو دوست دارم ، اون اوایل با این قضیه خیلی احساسی و به دور از منطق برخورد میکردم ، بطوری که میخواستم زمان هرچه زودتر بگذره و به یک شرایط نسبی از نظر سن و وضعیت اقتصادی برسم تا بتونم برم به سراغ خواستگاری این خانوم . اما یک روز نشستم فکر کردم و گفتم اگه شرایط جور شد و خواسته ی خودمو مطرح کردم ، پدر و مادرم یا اطرافیان نمیپرسن چقدر شناخت از این خانواده داری ؟ خودم زودتر رفتم دنبال جواب ، به این شکل که یه روز به برادر این دختر خانوم پیشنهاد کار دادم و اون هم قبول کرد . تقریبا سه ماه رو با هم کار کردیم ، و نتیجه این کار این شد که با برادر این دختر خانوم یک رفاقت عمیق پایه ریزی شد به طوری که معاشرت و صمیمیت ها بیشتر شد و تمام اینا سبب شد به یک شناخت کلی و مطمئن برسم . الان در انتخاب خودم مطمئن هستم و با هیچ کس دیگه هم غیر از ایشون نمیخوام ازدواج کنم ولی چیزی که واقعیت داره اینکه من هنوز به یک مرز اطمینان از نظر مالی نرسیدم و نمیشه این حقیقت رو انکار کرد و از طرفی دلهره دارم که این فرصت از دست بره و به خاطر این وقت تلف کردنها خودمو سرزنش کنم !
    ازتون میخوام که راهنمایی کنید تا راه درست رو انتخاب کنم . با تشکر

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      دوست عزیز اینطور که شما گفتید کاری دارید که میتونید بهش تکیه کنید و درامدی ازش کسب کنید … اگر چنین چیزی هست نگران ازدواج نباشید چون همین که درآمد و کاری دارید که میتونید هزینه های اولیه زندگی رو تامین کنه برای شما کافیه و بعد از ازدواج با تلاش و انگیزه کارتون رو گسترش خواهید داد … پس بهتره در حد معقول کمالگرا باشید وگرنه ممکنه به کسی که دوستش دارید نرسید

      پاسخ دادن
  34. سارا
    سارا می گوید:

    سلام دختری هستم ۲۰ ساله خواستگار خوبی دارم ک چندین ماهه پیگیره و خلاصه اینکه پر و پا قرصه!منتها ده سال اختلاف سنی داریم یعنی سی سالشه
    بسیار تفاهم داریم شکل ظاهریشم اصلا ب ۳۰ ساله ها نمیخوره بلکه پاین تر نشون میده.
    من خواستگارای خوب تر از نظر قیافه و سن پایین تر هم دارم منتها موقعیت این خواستگاری ک عرض کردم خیلی بهتر هستش از نظر شغل و وضع اقتصادی و….
    با ازدواج باهاش بخاطر سن مشکلی ایجاد نمیشه؟
    یا ب یه خواستگار با موقعیت پایین تر و سن مناسب تر جواب بدم بهتره؟
    ممنون میشم راهنماییم کنید.
    بعد اینکه توی این چند ماه از نظر احساسی علاقش دوچندان شده نسبت ب من و یکبار ک بحث کردم که اگر اوضاع طوری باشه که بهش جواب منفی بدیم چی میشه مدام با قسمو ایه که دیگه ازدواج نمیکنه.عذاب وجدان میکشه منو اگه اینطوری شه.چیکار کنم؟؟؟؟؟

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      دوست عزیز مشاوره ازدواج انجام بدید تا از این تردید خارج بشید … ولی اگر در تمام موارد تفاهم دارید و مشکلتون در این چند سال اختلافه میتونید ازدواج کنید … تمام این موارد به خودتون بستگی داره چون سن فقط یک شماره است … وقتی میتونید عاشقونه زندگی رو شروع کنید چرا خودتون رو اسیر این نگرانی ها میکنید ؟

      پاسخ دادن
  35. amir
    amir می گوید:

    سلام من پسری۲۲ساله ام دختری را دوست دارم که قبلا رابطه باپسرچنتا داشته وسکس هم داشته وسرسادگی وگول وازدواج بوده ودامدشون بزور تجاوز کرده والن پشیمون ونلان ونامیدهستش ومن دوستش دارم وگذشته اش رافرامش کردم وبرش سر بخواد هم میذارم واعتماددارم…لطفاراهنمایی کنید بدجور دوستش دارم ازدواج من مشکل دارمیشه یانه…ممنون میشم جواب روبه ایمیلم بفرستین

    پاسخ دادن
  36. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    ۲۷ سالمه و تحصیلات لیسانس دارم.خواستگاری دارم که ۳۲ ساله هست و دیپلمه هست.یک بار ازدواج ناموفقم داشتن و حاصل این ازدواج یک دختر هست که پیش مادرشون زندگی می کنند.
    تو جلساتی که با این آقا صحبت می کردیم تقریبا تو بیشتر موارد تفاهم داریم…بنظر شما این موارد(اختلاف سطح تحصیلات و ازدواج ناموفق ایشون)ممکنه مشکل ساز بشه….من باید چکار کنم….لطفا راهنماییم کنید

    پاسخ دادن
  37. Anonymous
    Anonymous می گوید:

    salam man pesariam 28 sale tamame sharayete ezdevaj ham daram pool khune mashin hame chi okee vali madaram mige zude barat vali man dus daram mostaghel sham zan begiram ru paye khdoam vaysam fek mikone man hanuz bacheam

    پاسخ دادن
  38. نازی
    نازی می گوید:

    من ۲۰ سالمه تو خانواده ما رسمه دخترا زود ازدواج میکنن منم خواستگارای خوبی دارم اما واقعا هنوز برام زوده از طرفی خانوادم بهم فشار میارن نمیدونم چجوری متقاعدشون کنم! تورو خدا کمکم کنید :((

    پاسخ دادن
  39. اردلان
    اردلان می گوید:

    سلام اول از همه مرسی از مطالب خوبتون
    من یه سوال داشتم ازتون
    من الان ظرایط ازدواج رو دارم اما نمیدونم آماده هستم یا نه! اصلا نمیدونم واقعا اگه ازدواج کنم بعدش چی مشیه من ۳۰ سالم هستش و خانوادم هم مورد های خوبی برای ازدواج بهم پیشنهاد میکنن ولی من میترسم بعد از ازدواج پشیمون شم 🙁

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام ممنون از شما
      شما الان ۳۰ ساله هستید و این زمان بهترین موقع برای ازدواج است موقعیت های خود را از دست ندهید و از ازدواج نترسید آرامش خاطر شما بعذ از ازدواج بسیار زیاد خواهد بود برای دوری از ترس و انتخاب درست توصیه می کنیم به مشاوران ما مراجعه کنید

      پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چه زمانی آماده ایم تا ازدواج کنیم

چه زمانی آماده ایم تا ازدواج کنیم

چه زمانی آماده ایم تا ازدواج کنیمReviewed by Dr farhang on Sep 9Rating: 3.0چه زمانی آماده ایم تا ازدواج کنیمدر کل سن مناسب ازدواج عدد خاصی ندارد اما اینگونه تعریف می شود که هنگامی که یک جوان چه دختر و چه پسر به آن حد از بلوغ فکری و ذهنی برای اداره یک زندگی و رویارویی با مشکلات برسند می توانند ازدواج کنند.

در کل سن مناسب ازدواج عدد خاصی ندارد اما اینگونه تعریف می شود که هنگامی که یک جوان چه دختر و چه پسر به آن حد از بلوغ فکری و ذهنی برای اداره یک زندگی و رویارویی با مشکلات برسند می توانند  ازدواج کنند. البته این تعریف به صورت تئوری بوده و عوامل بسیاری در ازدواج دخیل هستند همچون بحث بسیار مهم مالی و یا تفاهم و علاقه و سلامت روانی و اخلاقی که از این مطلب خارج هستند. بنابراین نمی توان به طور قطع یک سن خاصی را برای ازدوج تعیین کرد اما به صورت معمول برای دختران سنی بین ۲۲ تا ۲۵ سال و پسران ۲۴ تا ۲۷ سال را مناسب برای ازدواج می دانند زیرا در این سنین بلوغ فکری حاصل شده و از نظر جسمی هم توانایی های لازم برای ازدواج فراهم شده است.

line-separator

کارشناسان معتقدند که پسران بین ۰ تا ۵ سال باید از دختران بزرگتر باشند تا یک ازدواج خوب سر و شکل بگیرد زیرا دختران زودتر به بلوغ فکری رسیده و زودتر از لحاظ جنسی و باروری به حد ازدواج می رسند بنابراین بهتر است که زودتر ازدواج کنند اما پسران دیرتر بالغ شده و همچنین برای مقدمات ازدواج باید تلاش کنند بنابراین زمان بیشتری را نیاز دارند. ازدواج باید به گونه ای باشد که تمامی مقدمات آن فراهم بوده تا مشکلی برای زندگی زوجین پیش نیاید.اما همانطور که گفتیم، اختلاف سنی زیاد بین پسر و دختر به هیچ وجه الزامی نبوده و نیست زیرا ممکن است پسری بسیار زودتر بالغ شده و آماده ازدواج شود زیرا نحوه بلوغ جنسی و فکری هر فرد متفاوت بوده و علاوه بر مسائل ژنتیکی نوع تربیت نیز در آن دخیل است.

پس سن ازدواج و زمانی که باید ازدواج کنیم به دو عامل بستگی دارد. یک اینکه آن بلوغ فکری و ذهنیت از ازدواج کامل شده و فرد توانایی اداره زندگی را داشته باشد و دو اینکه تمامی وسایل و مقدمات یک زندگی را فراهم کرده باشد تا در آینده مشکلی پیش نیاید.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج