نقش مهم و غیر قابل انکاری که زیبایی در ازدواج دارد

کسانی که خواهان ازدواج با دختران بزرگتر از خودشان هستند بخوانند

کسانی که خواهان ازدواج با دختران بزرگتر از خودشان هستند بخوانندReviewed by Dr noorbakhsh on Sep 7Rating: 3.5کسانی که خواهان ازدواج با دختران بزرگتر از خودشان هستند بخوانندطق آمار ثبت احوال کشور در بیش از 10 الی 15 درصد ازدواج هایی که در همین چند ماه اخیر صورت گرفته است، مردان از زنان کوچکتر بوده است.

سال هاست که ازدواج در بین مردان و زنانی صورت می گیرد که اصولاً مردان از زنان کوچکتر بوده و گاهی این اختلاف سنی به بیش از ۲۰ سال می رسد که مشکلات خاص خود را دارد و مقالات و بحث های بسیاری در این زمینه شده است اما کسی درباره ازدواج هایی که در آن مردان از زنان کوچکتر بوده و مشکلات و مسائل آنان بحثی به میان نیاورده است.

طق آمار ثبت احوال کشور در بیش از ۱۰ الی ۱۵ درصد ازدواج هایی که در همین چند ماه اخیر صورت گرفته است، مردان از زنان کوچکتر بوده است. درست است که این رقم نسبت به سال گذشته دو برابر شده است و رو به ازدیاد است اما نگرش منفی جامعه نسبت به این ازدواج مانع رشد بی رویه آن است. البته ذکر این نکته حیاتی است که منظور از بزرگتر بودن خانم مواردی است که در آن خانم ها بیش از یک سال تا چندین سال اختلاف سنی دارند در غیر این صورت مواردی نیز هستند که در آن زوج ها همسن بوده و اختلافات سنی آنان به چند ماه می رسد گرچه در این موارد نیز مشکلاتی وجود دارد اما مشکلات آنان قابل مقایسه با گروه اول نمی باشد. طبق نظر کارشناسان ازدواج با اختلاف سنی دو سال که دختر بزرگتر باشد آسیب اجتماعی نمی باشد اما چیزی که رواج پیدا کرده است ازدواج با اختلاف سنی بالا بوده که این یک آسیب اجتماعی جدی است.

line-separator

اما چه چیزی باعث این نوع ازدواج می شود؟! مشکلات جامعه و مشکلات اقتصادی عواملی است که جوانان را برای ازدواج با دختر بزرگتر که به ویژه یکبار هم ازدواج کرده باشد ترغیب می کند زیرا آن خانم تنها به دنبال مردی برای تکیه کردن است و مسائلی که یک دختر جوان به آن اهمیت می دهد را مهم نمی داند بنا براین ازدواج آسان می شود. اما عرف جامعه و مخصوصاً خانواده پسر مشکلات بسیاری را برای آنان پدید می آورد. برای جلوگیری از چنین ازدواج هایی خانواده ها بسیار تاثیرگذار هستند بدین صورت که می توانند در ازدواج و خواسته های خود کمی آسانتر رفتار کرده تا پسر دغدغه کمتری در فراهم کردن مقدمات ازدواج داشته باشد.

line-separator

اما در هر صورت زمانی که با یک دختر بزرگتر ازدواج میکنید باید تمامی مسائل را در همان ابتدا حل نموده و دیگر درباره سنتان سخن نگویید اینکه من بزرگتر هستم و تصمیم گیرنده علاوه بر خورد کردن شخصیت و قدرت مدیریت مرد، او را زیر سوال برده و مشکلات حادی را به وجود می آورد. بنا براین پس از انتخاب سعی در درست زندگی کردن کنید نه اینکه از هم ایراد گرفته و سن را به رخ بکشید. در این میان مشاوره ازدواج چه قبل و چه بعد از ازدواج می تواند گره گشای بسیاری از مشکلات باشد.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج

341 پاسخ
  1. زاهد
    زاهد میگه:

    سلام من حدود ۱ سال خورده ای که با یک خانم آشنا بودم و قرار ازدواج داشتیم بهم خیانتم نکردیم همدیگر رو هم خیلی دوست داشتیم حتی برای من خیلی کارا کرده و همینطور من دلیل جداییمون این بود که من یه مشکل مالی برام پیش اومده بود و مجبور به سفر به شهر دیگر بودم و گوشیم گم شده بود حتی برای طرف مقابلم توضیح هم دادم در جریان باشه متاسفانه پیگیری من رو از خانوادم کرد و باهم کل کل و توهین هایی به هم گفتن و بعدا که فهمیدم سریعتر گوشی خریدم و وضیت رو آروم کردم و بعد مدت چند هفته سرد شدن و بی تفاوتی اون به من بیشتر شد هر سری یه بهونه میاورد حرف گذشته رو میزد و میگفت یا مادرم مریضه یا خودم خلاصه بازم باهم بحثمون شد و تا اینکه ۳ روز پیش کلی اس ام اس دادم گفتم یه فرصت بده با اینکه من اشتباهی نداشتم معذرت خواهی هم کردم گفت من نه با تو نه با هیچ مردی نمیخوام ازدواج کنم مریضم روحم خستس از این حرفای چرت زد و گفت مگر بعد یک سال نظرم شاید عوش شه و من رو دک کرد منم چیزی نگفتم فقط گفتم حیف اون زحمتی که برات کشیدم حتی حلقه هم خریده بودم براش تا یه هفته ای برم خواستگاری منو دور زد الان موندم چیکار کنم اون دیگه منو نمیخواد خیلی ناراحتم الان کلا امیدم از دست رفت با اون حرفی که زد خیلی داغون شدم تقصیر من این وسط چی هست؟ آیا شخص جدید تو زندگی هست یا کلا افسرده شده من نمیدانم عشق آخرش تبدیل به نفرت و کینه میشه اصلا نه ازدواج میکنم نه چیزی ولی طرفم خیلی کینه ای شده منو با اشتباه دیگران مجازات کرد و نامردی کرد بهم اینجوری منو تنها گزاشت البته بهش بدهکارم یه ۱۰ تومنی به وقتش برا خاطر پولش زنگ بزنه منم میدونم چیکارش کنم مشکلی نیست خواستم دلیل این رفتارش رو بدونم چرا اینجوری کرده وقتی دو نفر همدئیگرو دوست داشته باشن آیا تبدیل به نفرت میشه این چه جور دوست داشتنیه ؟ من سه نتیجه گرفتم از حرکت این خانم اول یا اینکه از اول بی میل بود یه سنگی انداخته بود این نباشه اون یکی ۲ یا کلا واقعا مریض و افسرده شده ۳ یا پای شخص جدید اومده

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز شما یک سال عاشقانه هم رو می خواستید و خوب اکنون حالدشما طبیعی است ولی کمی خودتون رو جای ایشون بگذارید ایشون اگر طبق گفته خود شما شما رو نمی خواست اصلا دلیل نداشت که ۱۰ میلیون پول به شما بده و اگر فرد فرصت طلبی بود او باید بیشتر اززشما سو استفاده می کرد نه اینکه شما بخواهید از او قرض کنید در مورد اینکه خسته ووافسرده است البته که سنش مهمه و خوب وقتی شما نبودید اونقدر عاشق شما بوده که نگران شده و باز با خانواده مرتبط شده و کلی حرف شنیده ظاهرا و خوب به عنوان یک خانم که عاطفی است براش سخت بود شنیدن برخی مسائل و ظاهرا این مسائل برای شما قابل درک نیست و خوب وقتی فردی چنین شرایطی را ببیند دلسرد می شو هر چند شما تلاش کردید شرایط رو به راه شود .و در مورد نفرسوم تفاوت دختر با پسر دقیقا اینجاست البته دختر سالم که وقتی عاشق شد به راحتی نمی تواند فرد جدیدی را بپذیرد و دوباره دوستی و اشناییت با سرعت شکل بگیرد .به هر حال نمی شود در مورد ایشون قضاوتی داشت ولی اینکه شما می فرمایید اگر پولش رو بخواد می وونید چه کنید یعنی بله عشق تبدیل به نفرت می شود که در شما اتفاق افتاده ان هم عشق کورکورانه و افراد در پی انتقام بر می ایند و سعی می کنند به این نفرت را به طرف مقابل نشان دهند.اینکه ممکنه ایشون افسرده شده باشند خوب خستگی روحی در این شرایطی که توصیف کردید ممکنه پیش امده باشه و ایشون نسبت به همه مردها بدبین شده باشند .به هر حال زود قضاوت نکنید بهتره مودبانه دلیل رو بخواهید و بگید اگر پاسخ نهایی متفی است خوب دلیل نهایی چیست و البته ممکنه ایشون منطقی دلایل رو گفته باشند منتهی شما نپذیرفته باشید .امیدوارم خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
      • زاهد
        زاهد میگه:

        حال به نظر شما ذره ای امید توش هست که رابطه ما دوباره درست بشه؟ یه چاره ای به من بگویید تا میخوام جبران کنم اتفاقات رو البته من تقصیری ندارم منتها ایشون حرف من رو باور ندارن فکر میکنن من دروغ گفتم جواب اون سوال بالایی که با اسم زاهد پرسیده بودم رو ممنون میشم یه راهی برای من نشان بدهید

        پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور میگه:

          با سلام ببینید بنده که شما را ندیدم و حتی طرف مقابل رو شاید فردی صحبت های ایشون رو متوجه شوند حق رو به ایشون بدهند و یا حتی بالعکس بنابراین نمی شود پیش بینی کرد منتهی واقعا اگر علاقه ای دارید بهتره با خود ایشون دوباره مسئله را مطرح کنید و یا حضورا این مساله صورت گیرید و بهشون لگید حدتقل اگر پاسخشون منفی است حرف های شما را بشنوند و بعد تصمیم بگیرند اگر ایشون واقعا تمایلی به شنیدن صحبت ها نداشتند شاید زمان دادن کمی فاصله گرفتن کدورت هارا رفع کند و اصرار پشت سر هم بدون فاصله باعث کلافگی درتصمیم گیری طرف مقابل شود در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و سنجیده اقدام کنید با توجه به شناختی که از ایشون شخصیت و روحیات ایشون دارید .

          پاسخ دادن
          • زاهد
            زاهد میگه:

            ایشون کلا جواب تلفن رو کلا نمیدن کلا جواب نمیدن فکر کنم به طور کلی رفتن و دارن من رو فراموش میکنن به خاطر یه فکر اشتباهشون و بعضی ها میگن اگر ولش کنید به حال خودش زمان ببره احتمال داره بره طرف یه نفر دیگه نمیدونم دیگه چیکار کنم

  2. مهدی
    مهدی میگه:

    سلام.من جوانی ۱۹ ساله هستم و دختری ۲۰ ساله را دوست دارم, از لحاظ قد و قامت نیز مقداری از من بزرگ تر است,واقعا عاشقشم ولی تا حاله باش حرف هم نزدم.میترسم در اینده اگر از او درخواست ازدواج کنم به خاطر همین اختلاف جواب رد بشنوم و خانواده او که از اقوام ما نیز هستند ناراحت شوند
    لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اگر ایشون رو تا این حد دوست دارید فردی رو واسطه کنید نظر ایشون رو بدونند منظورم فردی خارج از چهارچوب خانواده است چون از اقوام هستند بعدا مساله ای پیش نیاید که خدای ناکرده مشکل ساز شود .و خوب به هر حال یک سال بزرگتر بودن شاید مشکلی ایجاد نکند ولی حتی جثه بزرگتر ممکنه برای ایشون این ها مهم باشند و خوب بهتره به جای اینکه در فکر و خیال ایشون به سر ببرید جرات واسطه قرار دادن قردی رو داشته باشید و از ایشون هم مطمئن شوید چون گاها این ذهنی سازی و خیالپردازی نتیجه ای ندارد و طرف مقابل اصلا راضی نیست فقط در ذهن شما درگیری ایجاد می کند که دردسرساز است .و در انتخاب های بعدی شما هم موثر است چون مدام وارد مقایسه می شوید و خوب نمی توانید به قطعیتی برسید در هر حال انتخاب با خود شماست امیدوارم خوشبخت باشید ولی همیشه جوانب امر را در نظر بگیرید و سن شما برای ازدواج بیشتر سن احساسی است تا عقلانی و اینکه قطعا در چند سال اینده معیارهای شما هم متفاوت خواهد بود و شاید انتخاب امروز شما بعدا مورد تمسخر خود شما قرار بگیرید به هر حال با بررسی شرایط اقدام کنید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      بر اساس آمارهای رسمی کشور در سه ماه آغاز سال گذشته ۲۴ هزار و ۹۶۷ پسر با دخترانی که یک تا ۲۰ سال از خودشان بزرگتر بوده‌اند ازدواج کردند. این خبر در روزهای اخیر بازخوردهای بسیاری در رسانه های مختلف داشته ست. به همین بهانه گفتگویی در خصوص عوامل گرایش پسران به ازدواج با دختران بزرگتر و تبعات اجتماعی این پدیده گفتگویی با دکتر امان الله قرائی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه انجام داده این که در ادامه می خوانید.

      آقای دکتر! بر اساس آمارهای رسمی کشور در سه ماه آغاز سال گذشته ۲۴ هزار و ۹۶۷ پسر با دخترانی که یک تا ۲۰ سال از خودشان بزرگتر بوده‌اند ازدواج کردند. نظرتان در خصوص این آمار چیست؟

      این مسئله به نظر من یک آفت است و یک فرو ریختگی فرهنگی. به باور من جوانانی که تن به چنین ازدواج هایی می دهند، بر اساس علاقه و عشق واقعی ازدواج نمی کنند بلکه برای استفاده از منافع مادی و امکانات اقتصادی، دختری را که بزرگ تر است و شغل و در آمد و خودرو و خانه مستقل دارد، انتخاب می کنند. چنین پسرانی معمولا خود یا دانشجو هستند یا بیکار و اگر هم شغلی داشته باشند با درآمدش نمی توانند از پس پرداخت هزینه های یک زندگی مشترک برآیند و به همین دلیل به سمت ازدواج با دختران بزرگتر از خودشان گرایش پیدا می کنند . اما بررسی هایی که من در ۳۵ سال گذشته در خصوص تاثیر این ازدواج بر طلاق داشته ام نشان داده است که، یکی از مهم ترین عوامل موثر بر طلاق همین بالا بودن سن دختر نسبت به پسر است. چنین ازدواج هایی پس از گذشت چند وقت، به دلیل عدم مقبولیت در فرهنگ عمومی کشور، دچار مشکل می شوند.

      بررسی هایی که من در ۳۵ سال گذشته در خصوص تاثیر این ازدواج بر طلاق داشته ام نشان داده است که، یکی از مهم ترین عوامل موثر بر طلاق همین بالا بودن سن دختر نسبت به پسر است. چنین ازدواج هایی پس از گذشت چند وقت، به دلیل عدم مقبولیت در فرهنگ عمومی کشور، دچار مشکل می شوند

      چرا آقای دکتر؟

      در فرهنگ کشور ما ازدواج با دختر جوان تر، ارزش محسوب می شود. به عنوان مثال چه اشعار محلی ای که برای ازدواج با دختر کم و سن و سال وجود دارد. در تمام فرهنگ های قومی و محلی ما ازدواج با دختر کوچکتر است که مطلوب محسوب می شود.

      به نظر شما چه عوامل دیگری باعث افزایش ازدواج پسرها با دختران بزرگتر از خودشان شده؟

      گسترش سریال های ماهواره ای و برخی فیلم ها و سریال های داخلی که در آنها ازدواج با دختران بزرگتر تبلیغ می شود یکی از دلایل افزایش این نوع ازدواج ها در سطح جامعه است. از سوی دیگر مشکلات مالی و تورمی که در این دوره و زمانه گریبان مردم را گرفته باعث می شود که پسران در سنین پایین توانایی تقبل مالی یک زندگی مشترک را نداشته باشند و به همین دلیل تصمیم بگیرند با دختری ازدواج کنند که از خودشان مسن تر است اما در عوض دارای شغل و درآمد دارد و می تواند هزینه هالی زندگی را به دوش بکشد. شاید این روزها تعداد این ازدواجها انقدر زیاد هم نباشد اما همین تعداد هم آسیب زا است.

      منظورتان از آسیب زا چیست؟

      بگذارید یک مثال برایتان بزنم. زمانی که یک پسر با دختری بزرگتر از خودش ازدواج می کند کافی است یکی از اقوام یا دوستان به این تازه داماد بگوید که نتوانستی با یک دختر جوان ازدواج کنی و مجبور شدی یک پیر دختر را برای زندگی مشترک انتخاب کنی. این حرفها است که تاثیرات مخرب بسیاری بر مردانی می گذارد که با دختران بزرگتر از خود ازدواج کرده اند، و در نهایت به اختلاف و طلاق ختم می شود.

      آقای دکتر به نظر شما این ازدواج ها چه تبعات اجتماعی را به دنبال دارند؟

      بیشتر این ازدواج ها به طلاق ختم می شود، پس از طلاق مردان و زنان سرخورده می شوند و مشکلات روحی و روانی بسیاری ممکن است برایشان اتفاق بیفتد. این افراد در ازدواج های بعدی شان هم نمی توانند موفق باشند و دیگر روحیه سابق را ندارند. در این میان زنان مطلقه ای که دیگر نمی توانند همسر مناسبی پیدا کنند هم برای تامین نیازهای اقتصادی شان ممکن است به راه های نامناسب کشیده شوند.

      آقای دکتر! با تغییرات جمعیتی که در سالهای گذشته اتفاق افتاده و در نتیجه اش این همه دختر با سن بالا مجرد باقی مانده اند و جمعیت شناسان هم همسان گزینی را راه حل ازدواج دختران مجرد عنوان کرده اند، تکلیف دخترانی که سنشان بالا رفته و ازدواج نکرده اند چیست؟ اگر گزینه دیگری جز ازدواج با پسر کوچکتر نداشته باشند چه؟

      به نظر من فرهنگ ما ازدواج پسر با دختر کوچکتر را نمی پسندد و آسیب این نوع ازدواج ها گاه از مجرد ماندن هم بیشتر است چون ممکن است به طلاق بینجامد. چنین دخترهایی باید همه جوانب امر را بسنجند چون ازدواج نکنند بهتر است که ازدواج کنند و بعد طلاق بگیرند.

      وقتی آمارها می گویند که بیش از ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار جوان بیکار در سن اشتغال در کشور داریم یعنی معضل ازدواج. اثرات این مسئله باعث می شود که دختران نتوانند در سن ۱۸ تا ۲۵ سال و پسران در سن ۲۳ تا ۲۷ سالگی ازدواج کنند

      به نظر شما با توجه به تحولات جمعیتی، جامعه ما نیازمند تغییرات فرهنگی نیست؟ از آنجا که در کشورهای توسعه یافته پسر ۲۵ ساله با زن ۴۵ ساله ازدواج می کند بدون اینکه مشکلی در جامعه داشته باشد.

      خب در فرهنگ خارج طلاق و روابط خارج از حدود خانواده، مانند ایران قبح ندارد اما در جامعه ما این مسائل قبیح است.

      برای مقابله با این روند چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟

      ما باید شرایط ازدواج در سن مناسب را برای دختران و پسران مهیا کنیم. به عنوان مثال با توجه به گرانی های اخیر جهیزیه یکی از مشکلات بزرگ بر سر راه ازدواج دختران است. در این دوره، کدام خانواده ای دارد که ۳۰ یا ۴۰ میلیون هزینه خرید جهیزیه برای دخترش کند؟ این هزینه ها باید کاهش پیدا کند. با ۵ میلیونی که برای ازدواج دختر و پسر جوان می دهند چگونه می شود زندگی مشترک را آغاز کرد. دولت باید تمهیداتی بیندیشد که ازدواج را برای دختران و پسران جوان اسانتر شود. وقتی آمارها می گویند که بیش از ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار جوان بیکار در سن اشتغال در کشور داریم یعنی معضل ازدواج. اثرات این مسئله باعث می شود که دختران نتوانند در سن ۱۸ تا ۲۵ سال و پسران در سن ۲۳ تا ۲۷ سالگی ازدواج کنند و میانگین سن ازدواج بالا می رود و در نتیجه اش هم پسران مجبور می شوند با دختران بزرگ تر از خودشان که توانایی مالی دارند ازدواج کنند.

      به نظر خودتان این روند گرایش پسران به سمت دختران بزرگتر رو به افزایش است؟

      بله به نظر من این روند رو به رشد است چون فرو ریختگی فرهنگی توسط رسانه ها گسترش پیدا می کند و مسئله اشتغال و تهیه مایحتاج زندگی هر روز دشوارتر از روز پیش می شود.

      در پایان اگر نکته ای دارید:

      من توصیه می کنم ، دخترانی که می خواهند با پسران کوچکتر از خودشان ازدواج کنند پیش از ازدواج مطالعه کنند و همه جوانب امر را در نظر بگیرند چون فرهنگ عمومی جامعه می تواند زندگی شان را به هم بزند.

      پاسخ دادن
  3. مهدی
    مهدی میگه:

    سلام.من جوانی ۱۹ ساله هستم و دختری ۲۰ ساله را دوست دارم, از لحاظ قد و قامت نیز مقداری از من بزرگ تر است,واقعا عاشقشم ولی تا حاله باش حرف هم نزدم.میترسم در اینده اگر از او درخواست ازدواج کنم به خاطر همین اختلاف جواب رد بشنوم و خانواده او که از اقوام ما نیز هستند ناراحت شوند
    لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      سلام .اگر شما در شرایط فعلی توان مالی اداره زندگی رو ندارید چرا باید با ایشون مطرح کنید عرض بر اینکه این خانم که به شما علاقه داشته بلشید چون فامیل هستید این درسته که دوره ای از دوستی رو داشته باشید اصلا به نظرم درست نیست ضمن اینکه این عشق در این سن اعتباری ندارد کمی صبور باشید زمان خیلی از مسایل را مشخص می کند بهتره وقتی تا این حد علاقه دارید به فکر بهبود شرایط مالی و اقتصادی باشید و یا به لحاظ درسی به سرانجامی برسونید کارتون رو تا اونوقت با اطمینان خاطر بتونید اقدام کنید منطقا این ایت که اگر فعدا اقدام کنید اگر پاسخ ایشون منفی باشد که شرایط ر حی یختی است و اگر مثبت باشد فکر کردید باید چگونه ادامه دهید البته اکثرر این دوست داشتن ها یک طرفه اتفاق می تفتد و طرف مقابل اصلا چنین حسی ندارد در هر حال خوشبخت باشید .

      پاسخ دادن
  4. Che Guevara
    Che Guevara میگه:

    سلام
    خلاصه وار میگم اگر زن با مرد ۷ سال اختلاف سنی داشته باشد و زن بیوه باشد و صاحب یک فرزند باشد آیا مشکل ساز میشود در آینده؟ اگر با طرف مقابل تفاهم اخلاقی داشته باشند و ظاهر زن اصلا به سنش نخوره یعنی سنش رو کمتر نشون بده پسر ۳۰ زن ۳۸ آیا مشکلی توی این دو میبینید یا نه لطفا راهنمایی کنید با تشکر

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز بارها در مورد مشکلات سن بالا در خانم ها صحبت شده است و این ه چه مشکلاتی را ایجاد می کند .خوب پس باید دقت داشته باشید که وقتی ۸ سال اختلاف سنی با داشتن یک فرزند ایشون به هر دلیلی قبول کردند زیاد تصمیم عقلانی نبوده است و بیشتر از سر احساسات تصمیم گرفتند .پس بهتره دقت داشته باشید که اگر ایشون بعد از رسیدن به شما و کاهش ان هیجان ها فکر کنند اشتباه کردند چه اسیبی وارد می شود به هر حال در زندگی مشترک مسائل مختلفی اهمیت دارد که خود شما که تجربه کرده اید قطعا متوجه هستید .پس بهتر است درست تصمیم بگیرید و اینکه حتما از مشاوره پیش از ازدواج بهره ببرید و دقت کنید همه چیز تفاهم و تناسب چهره ای که سن مشخص نشود نیست البته به اون فرد و شرایط و ویژگی های شخصیتیش هم بستگی دارد در هر حال امیدوارم درست تصمیم بگیرید و خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
      • ناشناس
        ناشناس میگه:

        سلام من حدود ۱ سال خورده ای که با یک خانم آشنا بودم و قرار ازدواج داشتیم بهم خیانتم نکردیم همدیگر رو هم خیلی دوست داشتیم حتی برای من خیلی کارا کرده و همینطور من دلیل جداییمون این بود که من یه مشکل مالی برام پیش اومده بود و مجبور به سفر به شهر دیگر بودم و گوشیم گم شده بود حتی برای طرف مقابلم توضیح هم دادم در جریان باشه متاسفانه پیگیری من رو از خانوادم کرد و باهم کل کل و توهین هایی به هم گفتن و بعدا که فهمیدم سریعتر گوشی خریدم و وضیت رو آروم کردم و بعد مدت چند هفته سرد شدن و بی تفاوتی اون به من بیشتر شد هر سری یه بهونه میاورد حرف گذشته رو میزد و میگفت یا مادرم مریضه یا خودم خلاصه بازم باهم بحثمون شد و تا اینکه ۳ روز پیش کلی اس ام اس دادم گفتم یه فرصت بده با اینکه من اشتباهی نداشتم معذرت خواهی هم کردم گفت من نه با تو نه با هیچ مردی نمیخوام ازدواج کنم مریضم روحم خستس از این حرفای چرت زد و گفت مگر بعد یک سال نظرم شاید عوش شه و من رو دک کرد منم چیزی نگفتم فقط گفتم حیف اون زحمتی که برات کشیدم حتی حلقه هم خریده بودم براش تا یه هفته ای برم خواستگاری منو دور زد الان موندم چیکار کنم اون دیگه منو نمیخواد خیلی ناراحتم الان کلا امیدم از دست رفت با اون حرفی که زد خیلی داغون شدم تقصیر من این وسط چی هست؟ آیا شخص جدید تو زندگی هست یا کلا افسرده شده من نمیدانم عشق آخرش تبدیل به نفرت و کینه میشه اصلا نه ازدواج میکنم نه چیزی ولی طرفم خیلی کینه ای شده منو با اشتباه دیگران مجازات کرد و نامردی کرد بهم اینجوری منو تنها گزاشت البته بهش بدهکارم یه ۱۰ تومنی به وقتش برا خاطر پولش زنگ بزنه منم میدونم چیکارش کنم مشکلی نیست خواستم دلیل این رفتارش رو بدونم چرا اینجوری کرده وقتی دو نفر همدئیگرو دوست داشته باشن آیا تبدیل به نفرت میشه این چه جور دوست داشتنیه ؟ من سه نتیجه گرفتم از حرکت این خانم اول یا اینکه از اول بی میل بود یه سنگی انداخته بود این نباشه اون یکی ۲ یا کلا واقعا مریض و افسرده شده ۳ یا پای شخص جدید اومده

        پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور میگه:

          در ازدواج را سخت‌تر می‌کند.
          اینکه بدانید چرا عشق به تدریج محو شده و از بین می‌رود به درک معنا و مفهوم عشق و رابطه کمک کرده و کمکمان می‌کند بتوانیم روابطمان را نجات داده و از برهم خوردن آنها جلوگیری کنیم.

          انگار همین دیروز بود که عشق در رابطه‌تان بسیار شیرین و تمام‌نشدنی به نظر می‌رسید. اما خیلی زود، قول و قرارهایتان فراموش شد. روزهایی که مدام دوست داشتنش را در گوشتان زمزمه می‌کرد گذشته است. حالا دلتنگ گرمای آغوشش هستید و از خودتان می‌پرسید: عشم ما کجا رفت؟ پس اگر عشق از بین رفتنی است ممکن است تاثیرات بدی روی ازدواج داشته باشد.

          خوشبختانه خیلی از ازدواج‌ها به آن نقطه نمی‌رسد اما خیلی از افراد هم هستند که فشارهایی اینچنینی را در ازدواج خود تجربه می‌کنند. در زیر می‌خواهیم به اختصار به چند مورد از عواملی که می‌تواند به ما برای درک معنای عشق و رابطه و اینکه چرا گاهی عشق‌ در رابطه تدریجاً محو می‌شود، اشاره کنیم.

          ۱٫ توقع نابجا: خیلی‌ها قبل از اینکه وارد صحنه اصلی ازدواج شوند، تصور می‌کرده‌اند که یکی از اسطوره‌های روابط عاشقانه هستند. توقع دارند که عشق و لطافت رابطه همیشه وجود داشته باشد اما هیچکدام از اینها واقعی نیست و فقط خیال باطل است و منجر به ناامیدی می‌شود. آنها نتوانستند درک کنند که داستان‌های عشقی که در فیلم و کتاب می‌بینند و می‌خوانند فقط نمود یک رابطه غیرواقعی است. وقتی پای سفره عقد می‌نشینند تصور می‌کنند که رویاهایشان به حقیقت پیوسته است اما بعد از گذشت چند سال از ازدواجشان به این نتیجه می‌رسند که همه چیز خیالی بیش نبوده است.

          اما در ازدواج توقعات درست و منطقی هم می‌تواند وجود داشته باشد، مثل عشق، توجه و حمایت همسر. اما حتی اینها هم ممکن است برآورده نشوند. بنابراین عاقلانه است که این واقعیت را در نظر داشته باشیم که حتی در بهترین ازدواج‌ها هم ممکن است فرد تنها، خسته و ناامید باقی بماند.

          ۲٫ ناسازگاری: معمولاً خیلی طول نمی‌کشد که زوج ازدواج کرده متوجه شوند که آنقدرها که در دوران نامزدی تصور می‌کردند سازگاری ندارند. حالا می‌بینند که هیچ وجه اشتراکی با هم ندارند و هیچ روزی نیست که از ازدواجشان اظهار پشیمانی نکنند. تصورشان این است که همسرشان زوج مناسبی برای آنها نیست و ازدواجشان فقط یک اشتباه بزرگ بوده است.

          ممکن است گاهی شباهت‌هایی در سلیقه و شخصیتشان پیدا کنند اما تفاوت‌هایشان معمولاً عمده‌تر و شاخص‌تر است. همه اینها باعث می‌شود که وقتی مشاجره و مشکلی پیش بیاید، مصالحه و آشتی کردن سخت‌تر شود.

          ۳٫ مشاجرات و کشمکش‌های مداوم: دعوا کردن، داد کشیدن، شکوه و شکایت کردن مداوم و عصبانیت به طریقی مخرب ابراز می‌شود. وقتی این اتفاق می‌افتد، مکالمه بین دو نفر به یک میدان مبارزه تبدیل خواهد شد که در آن هرکس از نظر و عقیده خودش دفاع می‌کند و کلمات دیگر ابزار برقراری ارتباط نیستند و به سلاح برای هر فرد تبدیل می‌شود. این کلمات ناراحت‌کننده باعث سرد شدن عشق آنها می‌شود.

          در زیر به برخی از عوامل مرتبط با دعواها و مشاجرات زوج‌ها اشاره می‌کنیم:
          • مشکلات مالی
          • وظائف والدین
          • خیانت
          • روابط جنسی

          ۴٫ احساس نفرت: عشق شما ممکن است به تدریج با متضاد آن که خودخواهی و نفرت است جایگزین شود. بااینکه ممکن است هنوز عشقی در دلتان وجود داشته باشد اما صدای نفرت بلندتر است. بی‌عاطفگی، ترس و غرور دلتان را مثل سنگ کرده است و ارتباط دوباره در ازدواج را سخت‌تر می‌کند.

          ۵٫ تسلیم شدن: متاسفانه بعضی از زوج‌ها آنقدر به ازدواج بدون احساسشان عادت می‌کنند که امید هیچ تغییری ندارند. تصور می‌کنند که زندگی زناشویشان دیگر هیچوقت درست نمی‌شود.

          حتی تصور می‌کنند که هر کاری از دستشان برمی‌آمده انجام داده‌اند اما چیزی که شکسته است دوباره درست نمی‌شود. به این نتیجه می‌‌رسند که طلاق و جدایی آخرین راه‌حل آنهاست.

          توقعات نابجا، ناسازگاری، مشاجرات، نفرت و تسلیم شدن فقط چند مورد از عواملی است که موجب بی‌عشق شدن روابط می‌شود. اما اگر قطعیت داشته باشید و هر دو با هم همکاری کنید، این مشکلات قابل حل هستند.

          پاسخ دادن
  5. Che Guevara
    Che Guevara میگه:

    سلام
    خلاصه وار میگم اگر زن با مرد ۷ سال اختلاف سنی داشته باشد و زن بیوه باشد و صاحب یک فرزند باشد آیا مشکل ساز میشود در آینده؟ اگر با طرف مقابل تفاهم اخلاقی داشته باشند و ظاهر زن اصلا به سنش نخوره یعنی سنش رو کمتر نشون بده پسر ۳۰ زن ۳۸ آیا مشکلی توی این دو میبینید یا نه لطفا راهنمایی کنید با تشکر

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      اساس کار در انتخاب همسر، تقدم عقل بر احساس در زمان انتخاب و آمادگی پذیرش مسئولیت در رابطه‌ای بر پایه تعهد، اطمینان و علاقه و داشتن مهارت‌های زندگی برای مقابله با مشکلات زندگی با بیشترین فایده و کمترین ضرر به خود و همسر و جامعه و لذت بردن از لذایذ مادی و معنوی زندگی با بیشترین فایده و کمترین ضرر به خود و همسر و جامعه است. بعد از آن باید به شخصیت سالم و همخوان (یعنی داشتن شخصیتی در طیف سلامت و تطابق ویژگی‌های شخصیتی و سازگاری آن در دو طرف) توجه داشت. درصورتی‌که این دو عامل وجود داشته باشد، می‌توان با اطمینان بیشتر سایر عوامل را بررسی کرد.

      باور عرفی و سنتی در ایران که پسر باید از دختر برای ازدواج بزرگ‌تر باشد، از جهاتی دارای نقاط قابل‌توجه علمی‌‌ و منطقی است؛ مانند بلوغ زودرس جسمی‌‌ و جنسی و عاطفی و عقلانی اجتماعی در زن، رضایتمندی جنسی در حال و آینده زوج، دوران کوتاه باروری در زن و…. نقطه ضعف اساسی این باور هم، توجه‌نکردن به تغییرات مختصات زمان و مکان، تغییر نگرش‌ها، سلایق‌ها و خواسته‌ها در نسل‌های رو به جلو است بنابراین با اینکه می‌‌توان آن را یک قاعده کلی در نظر گرفت، استثناهای فراوان هم دیده می‌شود. خوب است بدانید قبل از ۳۰ سالگی، فاصله سنی دختر و پسر، پسر بزرگ‌تر از دختر از تقریبا همسن تا ۸ سال فاصله سنی و بعد از ۳۰ سالگی از تقریبا هم سن تا ۱۱ سال بزرگ‌تر بودن پسر توصیه می‌شود.
      البته در صورتی که دو طرف به بلوغ لازم برای ازدواج رسیده باشند، شخصیت‌های سالم و همخوان داشته باشند و تطابق سایر عوامل ذکر شده، تا حداکثر ۲ سال بزرگ‌تر بودن دختر از پسر هم در این شرایط می‌‌‌تواند قابل‌قبول باشد. البته این گفته، به این معنا نیست اگر دختری ۵ سال بزرگ‌تر از پسر باشد، قطعا دچار مشکل خواهند شد چون این قضیه بیشتر برای سنین زیر ۴۰ سال مطرح است. ثانیا، فقط می‌‌توان از لحاظ آماری با نگرانی بیشتر به این قضیه نگاه کرد و هیچ قطعیتی وجود ندارد (هرچند که توصیه نمی‌‌شود). از سوی دیگر، هماهنگی سایر عوامل به شدت می‌‌تواند اثر این تفاوت سنی را کمرنگ کند. باید اشاره کرد که یک نکته بسیار مهم، توجه به سن عقلی است نه سن تقویمی‌‌ و شناسنامه‌ای، چون مثلا ممکن است یک مرد ۳۰ ساله به اندازه یک مرد ۴۰ ساله بفهمد یا برعکس مهارت زندگی اواندازه یک جوان ۲۰ ساله باشد بنابراین به جز تفاوت سنی، باید حتما تفاوت سن عقلی با سن تقویمی‌‌ را هم در نظر گرفت.

      توجه داشته باشید در صورت بزرگ‌تر بودن زن، آسیب‌هایی که ممکن است بروز کنند عبارتند از:

      ۱- جابجایی یا تغییر نقش از همسری به «والد- فرزند» یا «معلم- شاگرد». یعنی زن با سن بالاتر از مرد چون خود را پخته‌تر، باتجربه‌تر و عاقل‌تر از مرد کم‌سن و سال می‌‌‌داند (که می‌‌تواند نگاه درستی هم باشد) در طول زمان با تغییر نگاه همسری به نگاه مادری، شروع به نصیحت، اندرز، سرزنش و آموزش شوهر خود می‌کند و در عین حال ممکن است یکی از این اتفاق‌ها بیفتد: گاهی زن دچار خستگی، درماندگی و استیصال می‌‌شود چون شوهر در حال مبارزه و حل مشکلاتی است که زن آن را قبل‌تر به نوعی تجربه کرده و برخی رفتارها، ناپختگی‌ها و حتی خطرکردن‌های معقول مرد برایش جذاب نیست و حتی او را به نوعی بی‌مسئولیت تصور می‌‌کند. در برخی موارد، مرد برای حفظ اقتدار مردانه، شروع به مقابله و ایستادگی در مقابل همسرش می‌کند طوری که حتی شاید نظرهای پخته و منطقی او را هم نپذیرد و محیط پرتنشی ایجاد کند. برخی زنان هم در ازدواج دنبال تکیه‌گاه مطمئن و عاقلی هستند که احتمالا نمی‌‌توانند این حس را از همسری که تصور می‌‌کنند ناپخته است، بگیرند.

      ۲- اگر ازدواج بر مبنای توان اقتصادی زن انجام شده باشد، چند حالت ممکن است پیش بیایید؛ زن احساس عشق واقعی از مرد نگیرد، زن به خاطر مسئولیت امور مالی، دچار فرسودگی جسمی‌‌ و روانی شود و رابطه به تعارض کشیده شود، زن عامل اقتصادی را وسیله‌ای برای حفظ تسلط یا زن‌سالاری قرار دهد که اگر با شخصیت مرد سازگار نباشد، شرایط بحرانی ایجاد خواهدشد. البته بعضی مردها، مخصوصا مردان وابسته یا کسانی که همیشه دنبال مادر حامی‌‌ یا فرد حامی‌‌ در زندگی خود بوده‌اند یا از لحاظ مالی وضعیت چندان مطلوبی ندارند و به دنبال برآورده شدن آرزوهایشان هستند، این وضعیت را احتمالا با رضایت می‌پذیرند.

      ۳- اگر ازدواج با تصور تغییر کردن و خود را وفق دادن انجام شده باشد؛ این اشتباه رایج وجود دارد که افراد، مخصوصا خانم‌ها فکر می‌‌کنند با تزریق عشق و محبت و علاقه می‌‌‌توانند طرف مقابل را تغییر دهند که به‌هیچ‌وجه درست نیست. در بیشتر موارد این رفتار باعث بروز تغییرات ماندگار و نهادینه در طرف مقابل نمی‌‌‌شود. از طرفی، دور شدن از خود واقعی و خود را مطلوب دیگری کردن، بالاخره به‌تدریج باعث نارضایتی از خود می‌شود و کم‌کم تنش و بحران با بازگشت به خود واقعی ایجاد خواهد شد.

      ۴- اگر ازدواج بر پایه عشق و دوستی بنا شده باشد، باز هم نمی‌‌شود روی آن حساب باز کرد چون عشق در طول زمان تمایل بیشتر به کمرنگ‌تر شدن به دلیل شناخت بیشتر از هم و دیدن تفاوت‌ها دارد. علاوه بر این، عشق هیچ سیر ثابت و مشخصی ندارد و می‌‌تواند در طول زمان نوسان داشته باشد. از طرفی، عشق برای زندگی لازم است ولی کافی نیست و باید عوامل دیگر هم تا حد ممکن هماهنگ باشند.

      ۵- اگر ازدواج با اجبار یکی از دوطرف، مخصوصا مرد باشد و خانواده رضایت نداشته باشد، به‌خصوص اگر مرد از استقلال مالی و فکری برخوردار نباشد، آثار منفی آن می‌‌تواند به‌دلیل از دست دادن حمایت‌های خانواده یا نگاه منفی همیشگی خانواده به عروس، تا مدت‌ها بر خانواده تاثیر داشته باشد.

      ۶- امکان دارد در صورتی که زن از مرد بزرگ‌تر باشد، در آینده در مورد مسائل جنسی و زناشویی دچار مشکلاتی با همسرش شود هرچند که این هم باز به دو طرف بستگی دارد.

      مشورت کنید، خوب فکر کنید

      اگر بلوغ ازدواج و شخصیت‌های همخوان و سالم وجود داشته باشد و سایر عوامل هم متناسب باشند و باوجود تفاوت سنی و بزرگ‌تر بودن سن تقویمی‌‌ دختر، سطح سن عقلی پسر و دختر متعارف و متناسب باشد، تفاوت سنی و بزرگ‌تر بودن زن نمی‌‌‌تواند آثار منفی پررنگی در زندگی داشته باشد. نکته مهم این است که درصد اندکی از افراد به بلوغ ازدواج می‌‌‌رسند و تعریف شخصیت و همخوانی آن، کاملا تخصصی است و باید به‌وسیله مشاور حرفه‌ای بررسی شود. از سوی دیگر، خیلی از تناسب‌ها می‌‌تواند در آینده با تغییر سلایق و نگرش افراد در دچار تغییرات بنیادی شوند. نکته بسیار مهم دیگر اینکه در صورت نگرش منفی خانواده پسر(که معمولا همینطور هم هست و با اجبار پسر ازدواج انجام می‌شود) تبعات منفی چنین ازدواجی تقریبا همیشگی خواهد بود.

      اگر مردد یا حساس باشید…

      نگرش زوج مخصوصا مرد در این خصوص اهمیت بسزایی دارد. اگر پسری از همان اول با شک و تردید در مورد بزرگ‌تر بودن خانمش بیندیشد، آمادگی دارد که بعدا با دخالت یا کنایه یا سرزنش یا حرف و حدیث یا دخالت مستقیم و غیرمستقیم اطرافیان، به هم بریزد. اگر هم دچار تعارض‌های طبیعی زناشویی با همسر هم شود، احتمالا آنها را بزرگ‌نمایی می‌کند و سایر تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی هم برایش پررنگ‌تر می‌شود و این مساله را مرتب به رخ همسرش می‌کشد. گاهی هم مرد به‌‌ علت فرسودگی جسمی‌‌ و جنسی زودرس زن، مخصوصا در یائسگی، احساس ضرر می‌کند. البته اگر پسری نگاه مثبتی به این قضیه داشته باشد، شاید به سادگی از کنار این مساله بگذرد. همچنین دختری که به این مساله (بالاتر بودن سن زیاد خودش) حساس باشد، یا حساسش کرده‌ باشد، بعدا هر مساله‌ای در رابطه‌اش را به خودش و سن بالاترش نسبت می‌‌‌دهد.

      پاسخ دادن
  6. مازیار
    مازیار میگه:

    سلام . خسته نباشید . من دوسال پیشبا دختری آشنا شدم که ۱۱ سال از من بزرگتر بود . ابتدا هدفی از رابطه خودم نداشتم تا اینکه با گذشت زمان بیشتر شناختمش و بیشتر بهم نزدیک شدیم . در طول این دوسال بهترین همدم زندگیم بوده و بیشتر اوقات روز ها رو باهم میگذرونیم (تلفنی) . هیچ گونه تضاد اخلاقی خاصی مشاهده نکردم . من بسیار آدم با گذشتی هستم فکر نمیکنم تو زندگی دچار مشکلی بشم . در نتیجه میخوام بگم ما دو نفر به هیچ وجه مشکل مسئله سازی نداریم . اما اما خانواده من بسیار مخالف و بسیار ناراحت هستند . خانواده طرف مقابلم خبر نداره . مادرم به من میگه ارتباط با این دختر رو تایید میکنه ولی به هیچ وجه حاظر نیست زیر بار ازدواج بره . خوب بهش حق میدم . بسیار نگران حرف مردم هستند . من ۲۳ سال دارم و طرف مقابلم ۳۴ سال . شاید برای شما عجیب باشه ولی ما هیچگونه تفاوت رفتاری نداریم . لازمه بگم که دوستان بنده همگی بالای ۳۰ سال دارند و من دوست همسن خودم ندارم . پدر مادر بنده هم ۱۰ سال پیش جدا شدند . گفتم شاید لازمه بدونید . با این تفاسیر نمیدونم چه کنم . دو سال کم نیست . چطور میتونم از کسی که اینقدر دوسش دارم بگذرم . چرا باید به خاطر اینکه دیگران تایید کنند با کسی کم سن و سال تر از خودم ازدواج کنم . من کاملا به عواقبی که امکان داره در مسایل زناشویی آینده خودم پیش بیاد آشنا هستم با این حال به هیچ وجه نمیتونم از کسی که دوستش دارم بگذرم . من نمیتونم به وجدان خودم تلقین کنم که این آدم به درد من نمیخوره . در مرامم نیست . سخت نگران آینده هستم و کسی رو جز خدا رو ندارم . اگه امکانش باشه منو راهنمایی کنید . با تشکر

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز قبول دارید دو سال ا تباط هر چند در حد تلفن دلبستگی و وابستگی عاطفی به خصوص در سن شما که خوب در شروع رابطه کمتر هم بوده ایجاد کرده و می کند که قطعا جدی و دل کندن سخت است شما هر چقدر فرد پخته سازگاری باشید و به قول خودتون از عواقب این ازدواج اگاه باشید باز اکنون بیشتر در فضای عاطفی هستید که دچار درگیری شدید .و خوب شما که تجربه زندگی مشترک ندارید قرار نیست حتما بافردی کوچکتر ازدواج کنید ولی ۱۱ سال اختلاف سنی قرار گرفتن در دو دهه کاملا متفاوت با شرایط و روحیات کاملا متفاوت .هر چند می فرمایید شباهت ها وجود دارد .ولی شما فرزند طلاق هستید و به لحاظ عاطفی حساسیت های و یژه ای دارید و خواهید داشت اینکه ایشون کاملا به عنوان فرد مراقب و حمایت کننده وارد زندگی شما شود.اصلا روابط مطلوبی نخواهد بود حتی سن بچه دار شدن پس شما همه مسائل را همه جانبه ندید و صرفا به یک جنبه بسنده کردید ان هم علاقه شکل گرفته شده البته نظر و پذیرش ایشون هم اهمیت دارد شاید ایشون هم مخالف باشند چون زن در هر سنی که باشد انتظار حمایت عاطفی از جانب مرد را دارد .اگر نباشد قطعا ازار می بیند .و خوب شما در شرایط فکری فردی ۲۳ ساله و ایشون در پختگی سنشون هستند .بهتره با هم به روانشناس هم مراجعه کنید ولی بدانید بعد از ازدواج و کاهش هیجان ها وقتی شما در اوج جوانی و ایشون در سراشیبی میانسالی قرار بگیرند خود شما هم ایشون رو نخواهید پذیرفت .در هر حال امیدوارم تصمیم درستی بگیرید که به نفع هر دو نفر باشد و خوشبخت باشید .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ دادن
  7. مشاور
    مشاور میگه:

    شما در دوره شناخت و نامزدی هستید و این دوره رو برای همین روزا گذاشتن
    به همین خاطر در زمانی مناسب با ایشون صحبت کنید و با هم مشاوره ای حضوری و دونفره داشته باشید
    باید علت سرد شدن شما بررسی شود
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .خیر اختلاف سنی یک ساله قرار نیست مشکل ساز شود مهم این است که شما دونفر چقدر در زندگی اهداف و انتظارات مشترکی داشته باشید .و چقدر نسبت به هم شناخت پیدا کنید و خب خصوصیات اخلاقی به هم بخورد و منطبق باشد و خب این ها با صرف زمان و داشتن جلسات است در نهایت خود این یک سال به خودی خود مساله ساز نخو اهد بود .امیدوارم خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
  8. A.p
    A.p میگه:

    سلام.ببخشید دباره مزاحم شدم من نمی تونم به خانواده بگم می ترسم و هم از پدر دختر مورد علاقم می ترسم چی کار باید بکنم چطور باید فرد مقابل رو عاشق خودم کنم.
    ممنون.

    پاسخ دادن
  9. A.p
    A.p میگه:

    ببخشید دباره مزاحم شدم جواب شما رو خوندم من قصد ندارم همین الان ازدواج کنم حدقل ۲۱ یا ۲۲ سالم باید بشه بعد الان جوری علاقه دارم که نمی خوام کسی براش به عنوان خواستگار بیاد جوری که اگه کسی بیاد می خوام طرف رو بزنم تا منصرف شه هر روز بهش فکر می کنم و دوست دارم زنم شه هر جوری شده.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست عزیز توجه داشته باشید که هر موقعی که بخواهید ازدواج کنید و شرایط را داشته باشید باید واقع بین باشید که به هر حال در مورد دختر نمی شود تضمینی داشته باشید چون به هر حال نمی توانند منتظر باشند چون خانواده ها نگران اینده هستند و حتی اگر دخترشان هم بخواهد صبر کند انها نمی پذیرند .پس اگر تا این حد به این خانم علاقه دارید بهتر است با خانواده مطرح شود و اگر امکان نامزدی وجود داشته باشد خوب اقدام کنید .امیدوارم خوشبخت باشید .

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام .دوست عزیز این سن به غیر از فضای عاطفی چیز دیگری دلیل بر عاشق شدن نیست وقتی دوستی هایی در این سن شروع می شود بعدا برایرشما و اینده زندگیتون مخاطرات زیادی دارد .البته پذیرش طرف مقابل هم اهمیت دارد ولی کار عاقلانه ای نیست .بهتره در این سن دچار این درگیری های ذهنی نشوید .موفق باشید این احساسات زودگذر است .

      پاسخ دادن
  10. A.p
    A.p میگه:

    سلام من ۱۷ سالم عاشق شدم یه دختری که ۳ سال بزرگ تر از من هست توصیح های شما رو به دیگران رو خوندم می خواستم بدونم چند سال بعد من با ایشون ازواج کنم به مشکل می خورم.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      شما شرایط ازدواج و ندارید و هنوز وارد بلوغ عاطفی نشدید (۲۱ تا ۲۵ سالگی) … از طرفی سربازی نرفتید و استقلال مالی ندارید
      امروز با احساسات خودتون تصمیم گیری میکنید …و به همین خاطر دنبال کسی میگردید که تاییدتون کنه
      در ضمن ایشون از شما بزرگتره که مهمه چون زنان در اثر بارداری زودتر افتاده میشن و ممکنه در مسایل جنسی دچار مشکل شوند
      بهتره از این دوران جوانب نهایت استفاده رو ببرید تا بخوایت وارد روابط عاطفی بشید و افسردگی و استرس دروو کنید

      پاسخ دادن
  11. مریم
    مریم میگه:

    سلام.یه خاستگاردارم که شیش ماه ازم کوچیکتره خیلی هم به هم علاقه داریم.اما برادر من مخالف ازدواجمون هست طوریکه روی نظر پدرم هم اثر گذاشته.میخام بپرسم که چطور میشه راضیشون کرد?خاستگارم ازهمه نظر خوب وعالیه .

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز باید دید دلیل مخالفت برادرتون چیست اگر رحث سنی است که این اختلاف جزئی مشکل ساز نیست و هر پدر و پادری ارزوی خوشبختی فرزندشون رو دارند و اگر طبق گفته شما همه شرایطشون ایده ال است پس خانواده باید بیشتر فکر کنند .اگر لیل برادرتون مساله دیگری است که ما هم مطلع نیستیم ممکنه کاملا درست و به جا باشد باید مورد تو جه قرار بگیرد.به هر حال شاید مشاوره فردی برای فهم همه شرایط و کمک به شما و دادن راهکا ر موثر تر باشد چون باید از خلقیات پدر و ..دانست تا اگر شرایط به هر لحاظی مناسب باشد بشود اقدام کرد و ایشون رو راضی کرد .امید وا رم خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
  12. امیر۰۹
    امیر۰۹ میگه:

    ببخشید دباره مزاحم شدم.من رفتم پیش یه روانپزشک تو تبریز خود ارصای داشتم این دارو رو داد مشکل بعدا ایجاد نمی کنه نتونم زنم رو ارصا کنم مدروکسی پروژسترون

    پاسخ دادن
  13. امیر۰۹
    امیر۰۹ میگه:

    سلام.من ۱۶ سالم هست من عاشق یه دختر شدم که حدود ۲ یا ۳ یال بزرگ تر هست واقعا عاشقش هستم البته اون هنوز نمی دونه چطور باید دلش رو بدست بیارم من ۴ سال بعد باید حتما با ایشون ازدواج کنم.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز شما در سن نوجوانی هستید و خوب در این شرایط احساسی که به ایشون دارید عشق نیست .قطعا چون عشق بعد تعهد را دارد که هنوز برای یک فرد ۱۶ ساله این بعد شکل نگرفته است .و اینکه می فرمایید بعد از ۴ سال باید با ایشون ازدواج کنید یعنی شرایط را منطقی بررسی نکردید .به هر حال بهتره به جای ایجاد درگیری هنی نسبت به این فرد وشرایط روحی که برای شما ایجاد شده است و قابل درک است تلاش کنید به این مساله منطقی فکر کنید که شما وقتی در سن ۲۵ سالگی به بعد قرار بگیرید حتی دیگر ملاک های امروز را هم نخواهید داشت .و شاید به این مساله امروز به نگاه احساسی تصمیم گرفتن بنگرید بنابراین این حس شما نسبت به ایشون در این سن بیشتر به خاطر تغییرات جسمی و روحی دوره ای است که در ان قرار گرفتید و افراد گرایش زیادی به جنس خالف پیدا می کنند و رفتارهایی که از طرف مقابل می بینند .مورد قبول واقع می شود و به این عشقی که فرمودید روزبه روز افزوده می شود و فکر می کنند به غیر از این فرد با هیچ فرد دیگری خوشبخت نخواهند بود .در صورتی که متوجه اشتباه خودشون و اینکه برای یک فرد رو انقدر به لحاظ روحی و ذهنی وقت می گذارند را متوجه نمی شوند و وقتی به این فکر کنند به ان فرد نخواهند رسید ضربه روحی سنگینی در این سن به انها وارد می شود .امیدوارم متوجه شرایط باشید و خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
  14. سیاه
    سیاه میگه:

    سلام ۹ ماهی هست جدا شدم و الان یه خواستگار دارم که ایشون هم از همسرش جدا شده و تقریبا همه معیارها رو دارن غیر اینکه ایشون سه سال از من کوچیکترن و این منو دچار تردید کرده چون میترسم بعد ها مشکل ایجاد کنه مخصوصا بعد زایمان و با بالا رفتن سن و جوانتر بودن ایشون.من ۳۲ ساله و ایشون ۲۹ ساله هستند در ضمن هیچکدوم فرزند نداریم.ممنون میشم راهنماییم کنید.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      خب ایشون باید بپذیرند این شرایط رو که اگر قبول کردند یعنی فکر این مسائل رو هم کردند که قطعا برای هر مردی اهمیت دارد .درسته شما دغدغه دارید .ولی اگر باز هم مردد هستید .بهتره به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید چون هر دو تجربه ناموفقی داشتید و براتون مهمه که دیگر دچار تصمیم نادرستی نشوید .امیدوارم خوشبخت باشید البته که دغدغه های شما اهمیت دارد ولی گاهی هم وسواس فکری زیاد شاید درست نباشد چون در تصمیم گیری درست دخالت دارد .

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام احتمالا خودتون متوجه هستید نه سن شما برای این علاقه معقول است و نه حسی که دارید و صرفا یک احساس زودگذر است که می تواند دلایل مختلفی داشته باشد و اتفاقا در این سن شما را از اهراف و برنامه های پیش رو عقب بیندازد .حتما باید به روانشناس مراجعه کنید این حس ها اصلا طبیعی نیستند و دلایلی برای علاقه های اینچنینی وجود دارد البته حال شما قابل درک است ولی علاقه سنجیده ای نیست .زود حل نشود در اینده هم ب ای شما ایجاد مشکل خواهد کرد .موفق باشید

      پاسخ دادن
      • فاطمه
        فاطمه میگه:

        سلام مادری هستم که پسرم قصد ازدواج با دختری که دو سال بزرگتره رو داره شش سال با هم دوست هستن یک جلسه به عنوان خواستگاری به منزلشون رفتیم که متوجه شدیم از لحاظ فرهنگی ومادی با هم ناسازگاریم با اینکه پسرم از لحاظ قیافه وظاهر ومادی سرتره و۲۸ سالشه و میتونه گزینه های بهتری داشته باشه ولی نمیتونم قانع به انصراف از این ازدواج کنم وبیشترین مشکل من بزرگتر بودن دختره میباشد لطفا راهنمایی کنید

        پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور میگه:

          با سلام
          باید دید پسر شما چه ویزگی های مثبتی از ایشون رو مطرح کردند و براشون اهمیت داشته .چون در هر حال برای یک مرد که به قول شما به هر لحاظی سرتر هستند انتخاب اینچنینی که رضایت خانواده را حالا به هر دلیلی به همراه ندارد .می تواند دلایل داشته باشد کما اینکه اگر صرف بزرگ تر بودن برای شما مشکل است .خوب امروزه ازدواج های اینچنین بسیار اتفاق می افتد و قرار نیست صرف این مساله ایجاد مشکل کند اگر سایر شرایط مناسب باشد چون اگر فرد با درک و شعور و ویژگی های اخلاقی و …که برای شما و فرزندتون اهمیت داشته باشند ایشون دارند .
          خب شاید بتوانید چند جلسه ای برای درک و شناخت باشد .ولی اگر به طور کل تناسبی نیست و فرزندتون اصرار دارند بهتره شرط ادامه را رفتن پیش مشاور و نظر ایشون بدانید .چون اگر واقعا انتخاب احساسی باشد و منطقی پشت این انتخاب نباشد ایشون متوجه خواهند شد .و فرزند شما راب رای ادامه ندادن راضی خواهند کرد شاید فکر کنند حرف شما به عنوان مادر صرفا به خاطر ناراضی بودن باشد وباید ایشون رو متوجه کنید که هیچ منظورو برداشتی وجود ندارد مگر به این خاطر که متوجه تفاوت هستید به خاطر تجربیاتی که دارید و مایل هستید خوشبختی فرزندتان را ببینید .ولی صریحا مخالفت ممکنه نتیجه معکوس داشته باشد
          امیدوارم مساله رفع شود .

          پاسخ دادن
  15. asir
    asir میگه:

    سلام
    بنده به یک دختر خانمی علاقه مند شده ام که جدیدا فهمیده ام ۱۱ روز از من بزرگتر است.خودم فکر میکردن با این مسئله مشکلی ندارم.اما شنیده ام میگن حتی یک روز هم باید دختر کوچیکتر باشه.به نظرتون مسئله ی قابل ملاحظه ای است؟آیا ممکنه خانواده مخالفت کنن؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      این اصلا مسئله مهمی نیست و اصلا علمی نیست که شما می فرمایید مشکل ساز می شود و وقتی خودتون اونقدر این قضیه براتون پررنگه خب حق بدهید که خانوادهاتون هم همانقدر حساسیت نشان دهند.در صورتی که اختلاف ۱۱ روزه قرار نیست موجب تغییر رفتاری شود .و یا اینکه شخصیت متفاوت شود برای تصمیم درست بهتره از مشاوره پیش از ازدواج بهره ببرید .و کلید ازدواج موفق در شناخت درست افراد و بیان خواسته ها و انتظارات است و تصمیم معقول و منطقی گرفتن است .بهتره تلاش کنید ملاک ها و ایده ال هاتون رو بررسی کنید و موضوعات مهم و تاثیر گذار را در ازدواج در نظر بگیرید و به سمت مسائل کم اهمیت ذهنتون رو درگیر نکنید .البته اگر این ۱۱ روز براتون مهمه بهتره جلو تر نرید .در هر حال امیدوارم تصمی درستی بگیرید و خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
  16. علی
    علی میگه:

    سلام من سنم کمه ۱۷ ام عاشق یه دختر که ۶ سال ازم بزرگه شدم
    و اونم عاشقمه تا جای که یه بار شوخی کردم که ول می کنم دست به خود کشی زد

    و هر دو تصمیم ازدواج داریم اما برای فعلا نه
    چند سال بعد
    حال می خوام بفهمم به هم میرسیم یا نه
    وقتی برسیم بعد از ازدواج مشکلی خواهیم داشت یا نه ممنون ……..

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست عزیز شما در سنین نوجوانی هستید و قطعا سطح بلوغ فکری شما کامل رشد پیدا نکرده است و درگیر عواطف هستید .و اینکه اون خانم ۴ سال از شما بزرگترند ولی با صحبت جدایی شما دست به خودکشی زدند احتمال دارد ایشون هم در نوجوانی مانده اند و هویت کاملی ندارند .نه به خاطز انتخاب شما بلکه به خاطر خودکشی در پاسخ شوخی شما ..این ازدواج که قطعا به صلاح نیست و مساله مشخصی است حالا هر چند سال دیگر هم بخواهد اتفاق بیفتد .ازدواج مساله مهمی است و چیز کوچکی نیست که شما راحت از ان بگذرید و قطعا در این سن دید ی از دورنمای ازدواج ندارید هر چند به نظر دیگران پخته باشید و پخته رفتار کنید.و اینکه شما قطعا در چند سال دیگر ملاک ها و اولویت هاتون تغییر می کنه پس این درگیری ذهنی در حال حاضر شما رو از اهداف زندگی اینده باز می دارد .اجازه بدید زمان و پخته شدن ها در طی ان اتفاق بیفتد و بعد برای یک عمر زندگی تصمیم بگیرید .شما خودتون هم در سن ازدواج نیستید که بحث به خاطر اختلاف سنی باشد .بلکه مساله مهم دوستی عاطفی شما دو نفر است و این خانم هم حتتما خلاهایی دارید که با وحود شما کامل شده و وابستی ایجاد کرده است .موفق باشید

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام دوست عزیز بستگی به اختلاف سنی دارد .اگر خیلی بزرگ تر از شما باشند این عشق طبیعی نیست به این خاطر که مردان به خاطر نیاز های غریزی و ذاتی خود به داشتن فرزند همیشه تمایل دارند همسری جوان تر داشته باشند که بتواند نسل انها را تداوم بخشد و نیازهای جنسی انها را تامین کند .و این اصل مهمی است وقتی عاشق دختری بزرگ تر می شوید یعنی نیازهای مادرگونه توسط مادر برطرف نشده و احتیاج به حمایت هایی وجود دارد که توسط این دختر بزرگ تر اتفاق می افتد .یعنی ایشون جایگاه مادری و حامی را پیدا می کنند و نقش زن و شوهری تغییر وضعیت می دهد به عشق های اینچنینی توجه داشته باشید البته استثنا هم وجود دارد و همیشه قرار نیست عدم خوشبختی در این ازدواج ها باشد ولی توصیه می شود حتما به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه داشته باشید .و امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور میگه:

          بهترین و معمولی ترین وضعیت ازدواج این است که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد، یا حداقل مساوی باشند به عنوان مثال اختلاف سنی یک تا پنج سال باشد و این موضوع دلایل مهمی دارد. این در حالی است که ظاهراً در سال‌های اخیر الگوی اختلاف سنی میان زوج و زوجه تغییر کرده است و به تدریج شاهد ازدواج‌هایی هستیم که زن بزرگ تر از مرد است و این اختلاف سنی به یک تا ۳ سال و در مواردی به بیش از این و حتی تا ۱۰ سال هم می‌رسد.

          ***شرایط اجتماعی بزرگتر بودن دختر در ازدواج را بوجود آورده است

          شرایط اجتماعی مانند آشنایی در محل تحصیل و کار باعث شده است پسر و دختر شرایط سنی را در نظر نگرفته و در مواردی سن دختر نسبت به سن پسر در ازدواج بیشتر باشد.

          همانطور که در دنیای امروز خیلی از ارزش‌ها شکسته شده است در بحث ازدواج نیز ارزش‌ها تغییر کرده است.

          اگر ازدواج سنجیده و آگاهانه باشد و مولفه‌های دیگری مانند تحصیلات بالا، شغل خوب، خانواده اصیل و معتبر، زیبایی و .. وجود داشته باشد که بتواند بالاتر بودن سن دختر را بپوشاند، تا دو سال بزرگتر بودن دختر نسبت به پسر مشکل چندانی پیش نمی‌آورد.

          شرایط فیزیکی و فیزیولوژی مرد و زن باید در نظر گرفته شود که در افراد مختلف، متفاوت است. همچنین شرایط خانواده‌ها، میزان نفوذ و احاطه خانواده بر فرزند نیز می تواند در این موضوع تاثیر داشته باشد.
          در گذشته دختران کمتر به دانشگاه می‌رفتند و زود هم ازدواج می‌کردند ولی امروزه اکثر دختران تحصیلاتشان را ادامه می‌دهند و زمانی که یک دختر و پسر در دانشگاه با هم آشنا می‌شوند، اگر دختر تحصیلات بالا، خانواده معتبر، زیبایی و … داشته باشد بالاتر بودن سن دختر را در نظر نمی گیرد.

          اگر زوج‌های جوان با تفاوت سنی مناسب با هم ازدواج کنند حداقل مشکلات ناشی از اختلاف سنی نامناسب را نخواهند داشت.

          ***بزرگتر بودن دختر در ازدواج از بعد روانشناختی پسندیده نیست

          ازدواج با دختر بزرگتر از بعد روانشناختی پسندیده نیست و بهتر است سن دختر از پسر کمتر باشد.

          ازدواج به عنوان سنگ بنای اولیه زندگی مشترک بسیار حائز اهمیت است و بالطبع اگر تمامی جوانب آن حتی المقدور به طور صحیح در نظر گرفته شود این زندگی می‌تواند دچار عواقب ناخوشایندی شود.
          مرد و زن تفاوت‌های زیستی، اجتماعی و عاطفی دارند و باید این تفاوت‌ها در موضوع ازدواج لحاظ گردد.

          در خانم‌ها بلوغ جنسی و اجتماعی زودتر بروز می‌کند و همچنین به دلیل مسائل زیست شناختی و وضع حمل در خانم‌ها احتمال افت در قوای جسمی و روانی در سنین میانسالی و بالاتر وجود دارد.

          در احادیث نیز اشاره شده است که مرد باید در چند شاخصه بالاتر از زن باشد که از جمله آنها سن، قد، وجه اجتماعی و خانوادگی می‌باشد.

          **کاسته شدن گزینه‌های ازدواج از دلایل ازدواج دختران با مردان با سن کمتر

          اما در شرایط فعلی از آنجایی که سن ازدواج در دخترها بالاتر رفته و بالطبع از عوارض آن کاسته شدن گزینه‌های ازدواج است، یکی از اتفاقاتی که به دنبال آن متصور است، ازدواج دختران با مردانی با سن یکسان یا کمتر از خودشان خواهد بود.

          از علل مرتبط با این موضوع مدرک گرایی و علاقه به تحصیل، بالا بودن سطح توقعات و ایده‌آل گرایی در امر ازدواج، اشتغال و استقلال مالی در خانمهاست. گاهی نگهداری از والدین پیر یا بیمار در خانواده و یا فرهنگ‌هایی مانند ازدواج حتما باید به ترتیب سن باشد و نهایتاً تجملات و جهیزیه‌های سنگین باعث بالا رفتن سن ازدواج در دختران می شود.

          : با بالا رفتن سن دختر تعداد خواستگاران کم می شود.

          ا مردانی که با دختران بزرگتر از خودشان ازدواج می کنند یا دارای نقاط ضعف جدی مانند اعتیاد، بیماری‌های روانی و یا بیماری خاصی هستند و یا اینکه مسائل احساسی و عاطفی خیلی پررنگ و ناپخته‌ای بینشان اتفاق می‌افتد و منجر به ازدواج می شود.

          به جزء شراط سن و ظاهر خانم‌ها، ممکن است زن دارای شغل بالاتر، مدرک بالاتر و یا وضعیت مالی و ثروت باشد بنابراین همه موارد ذکر شده می تواند در امر ازدواج مشکل ساز بوده و به دنبال آن زندگی متزلزلی خواهند شد.

          نکته دیگری که در ازدواج‌های با بیشتر بودن سن دختر از پسر مطرح است، عدم تقاضا در روابط عاطفی و هیجانی بویژه روابط جنسی در بین زوجین خواهد بود چرا که اصولا مردان در میانسالی از انرژی بالایی بویژه در مسائل جنسی برخوردارند و زنان در سنین بالاتر پاسخگوی تمام نیاز مردان نخواهند بود و این تعارضات زناشویی و سرخوردگی در روابط اتفاق می افتد که نتایج آن می تواند باعث شکست در ازدواج، طلاق، ازدواج مجدد یا بدتر از آن باعث روابط خارج از محیط زناشویی شود.

          در این ازدواجها به نوعی جابجایی نقشها اتفاق می افتد. معمولا زنان در این ازدواج‌ها خواسته و یا ناخواسته به دلایل سن بالاتر و داشتن تحصیلات بالاتر نقش مادرانه، توصیه گرانه و نصیحت گرانه پیدا می کنند و این از نظر روانشناختی مخل یک زندگی خوب و خوشبخت خواهد بود.

          نکته دیگر عدم پذیرش این نوع ازدواج‌ها از بعد فرهنگی و اجتماعی است. در جامعه برخورد با این افراد چندان جالب نیست و زوجین را دچار سرخوردگی خواهد کرد.

          ***افسردگی و اضطراب از عوارض روانپزشکی این نوع ازدواج‌ها
          از بعد روانشناختی حتی الامکان سعی کنیم ازدواج‌های این چنینی اتفاق نیفتد چرا که از عوارض روانپزشکی آن افسردگی و اضطراب می باشد.

          همچنین لازم است در راستای رفع عللی که باعث افزایش سن دختران برای ازدواج می‌شود قدم برداریم بدین معنا که تحصیلات را مانع ازدواج ندانیم، توقعات غلط را در مورد ازدواج حل کنیم، تجملات و تشریفات را کاهش دهیم، در راستای تسهیل امر ازدواج بویژه برای آقایان در محیط کاری و تحصیلات تکمیلی اقدام شود. اگر دختری دارای خواستگار با شرایط خیلی عالی پیدا شود احساسی عمل نکند و ترجیحا با فرد سن بالاتری ازدواج کند.

          الزاماً ازدواج زن با فرد سن پایین تر به معنای بدبخت شدن نیست چرا که در مواردی خانواده‌های خوشبخت نیز در میانشان دیده می شود و در مجموع تاکید می شود سن آقا از خانم بیشتر باشد اما اگر نهایتا سایر شاخصه‌ها خوب باشد همسان بودن سن در مواردی اشکال ندارد و در موارد کمتر معمولی که سن خانم بالاتر باشد توصیه می‌شود حتماً از این نوع ازدواج پرهیز شود.

          ***سن بالاتر دختر به تدریج باعث سرد شدن روابط بین زوجین می شود
          اگر سن دختر بالاتر از پسر باشد در مسائل جنسی دچار مشکل می شوند و به تدریج در بحث تحکیم خانواده، باعث سرد شدن روابط بین زوجین می شود.

          به طور مثال یک دختر ۲۲ ساله با یک پسر ۲۰ ساله خیلی با هم متفاوت نیستند ولی اگر یک دختر ۳۰ ساله با یک پسر ۲۵ ساله ازدواج کند، بیشتر دچار مشکل می‌شوند البته بلوغ فکری و اجتماعی در ازدواج از اهمیت بیشتری برخوردار است.

          برای ازدواج باید شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خانواده ها بررسی شود و به این مساله اهمیت داده شود که زوجین همتا و هم کفو باشند چرا که ازدواج‌های هیجانی، احساساتی و عدم عقلانی و یا ازدواج هایی که ۱۰۰ درصد احساس در آنها دخیل است و هیچ بررسی و تحقیق روی فرد مورد نظر انجام نمی شود با شکست روبرو می شوند.
          موضوع بزرگتر بودن دختر نسبت به پسر یک بحث روانشناسی دارد و آن این است که بلوغ فکری زوجین مهم است و اگر زوجین از نظر بلوغ فکری برای هم مناسب نباشند دچار مشکل می‌شوند این در حالی است که معمولاً بلوغ فکری خانم‌ها زودتر اتفاق می‌افتد و همچنین درک زنان بالاتر و بین شان نسبت به زندگی متفاوت است.

          سن باروری در خانم‌ها محدودیت دارد ولی در مردان این گونه نیست و اگر سن دختر بالاتر از پسر باشد در مسائل جنسی دچار مشکل می شوند و در بحث تحکیم خانواده، باعث سرد شدن روابط بین زوجین می‌شود که این موضوع قابل تعمیم به همه زوج ها نمی شود و بطور میانگین بین زوجین وجود دارد. والدین به مباحث فرهنگی و آموزش‌های لازم به زوج‌ها برای تحکیم خانواده و داشتن کانون گرم خانوادگی همچنین آموزش مهارت های ارتباطی بین زوجین توجه داشته باشند به عبارتی به فرزندان خود این آموزشها را ارائه دهند.

          ***سن دختر در ازدواج یک یا دو سال بیشتر نباشد

          باتوجه به اینکه طبق نظر روانشناسان و مشاوران خانواده، حداقل فاصله سنی زن و مرد ۲ تا ۷ سال بزرگتر بودن مرد است، همچنین بزرگتر بودن سن تقویمی دختر نباید از یک تا دو سال بیشتر باشد.
          با اشاره به اینکه دو نوع سن تقویمی و سن فیزیولوژیک داریم، افزود: سن تقویمی فرد بر اساس سال تولد او مشخص می‌شود و سن فیزیولوژیک، برداشتی که دیگران از سن فرد دارند می‌باشد به عنوان مثال ممکن است یک فرد ۲۵ ساله ۳۰ ساله به نظر برسد یا یک فرد ۳۰ ساله ۲۵ ساله به نظر برسد.

          از نظر روانی زن‌ها دوست دارند با مرد بزرگتر از خودشان ازدواج کنند و مردها تمایل دارند همسرشان از آنها کوچکتر باشد.

          همچنین از آنجایی که از نظر علمی زن‌ها زودتر به بلوغ فکری، عاطفی و جنسی می رسند، پسر باید این فاصله را در نظر بگیرد و همسر کوچکتر از خودش انتخاب کند تا این فاصله جبران شود.

          از نظر روانی، مرد به دنبال طراوت و زیبایی زن است اما برای خانم‌ها موقعیت اجتماعی، وضعیت اقتصادی و تکیه گاه بودن مرد جذاب تر است. همچنین زن ها بعد از ۳۰ سالگی به دلیل مشکلات زندگی، بارداری و رسیدن به بلوغ ممکن است طراوت و شادابی کمتری داشته باشند در حالی که این بعد برای مردان دارای اهمیت است و در صورت نبودن این مورد، مرد احساس ناراحتی می کند.

          مساله تفاوت روانشناختی زن و مرد این موضوع را بیان می‌کند که مردها همسری که از نظر ظاهری خوب باشد دوست دارند و بزرگتر بودن همسرشان ممکن است باعث شود همسرشان به دلیل مشکلات زندگی زودتر شکسته شود و در درازمدت ممکن است مرد احساس پشیمانی کند.

          د اگر بزرگتر بودن دختر در ازدواج از نظر سنی اتفاق بیفتد اشکال ندارد ولی حداقل از نظر فیزیولوژیک بزرگتر نباشد.

          گاهی اوقات، پسر یا دختر به دنبال جایگزین هستند به عنوان مثال یک پسر همسر انتخاب نمی کند بلکه مادر انتخاب می کند تا نیازهای مادرانه اش را جبران کند، غذایش را بدهد، از او مراقبت کند و از عاطفه‌ای که در رابطه مادرانه وجود دارد بهره ببرد و بالعکس یک دختر نیز ممکن است همسر انتخاب نکند بلکه یک بچه را انتخاب کند.

          پاسخ دادن
  17. mani
    mani میگه:

    سلام و خسته نباشید ،یه سوال داشتم و به یه راهنمایی خیلی زیاد نیاز دارم، من ۱۹ سالمه و حدود ۴ ماه پیش با یه خانمی که حدودا ۱۰ سال ازم بزرگتره دوست شدم، برای اولین بار تو زندگیم دروغ گفتم تو این ۴ ماه ما رابطه ی خیلی خوب و جدی داشتیم و داریم .تمام آرزوم رسیدم به این خانم ، من تو این مدت واقعا عاشقش شدم و اون خانم هم همینطور ، من واقعا از این دروغم خسته شدم ولی نمیدونم چی بکنم برای رسیدن بهش چیکار باید خواهش میکنم راهنمایی کنین .ممنون ازتون

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      شما ده سال اختلاف سنی رو مخفی کردید ؟خب ایشون احتمالا به خاطر اینکه ظاهر شما نشون نمیده رابطه رو ادامه دادند اگر این مساله مطرح نیست شاید ایشونم براشون سن اهمیتی نداره و مشکلی نخواهد بود ولی یادتون باشه جایگاه عقلی و تصمیم گیری که شما هستید با اون خانم کاملا متفاوته .و هر چه بیشتر قضیه ارتباطی جدی تر شود متوجه تفاوت های فکری و رفتاری یکدیگر می شوید .اکنون که به سطح تفاهم رسیدید و اصطلاحا عاشق ایشون هستید خبب طبیعیه که خیلی از موارد را نادیده بگیرید ولی کم کم که از هیجان اولیه کمتر می شود و تقریبا عقلانیت بروز پیدا می کند تفاوت و اختلاف ها شما رو ازار خواهند داد .بهتره به ایشون واقعیت رو بفرمایید و تا این حد اختلاف سن ان هم وقتی مرد کوچکتر باشد اصلا در ازدواج توصیه نمی شود .البته ممکن است ایشون واقعا مشکلی نداشته باشند .

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ دادن
  18. سارا
    سارا میگه:

    خیل ممنونم از راهنماییاتون نه کلا میگن چند سالتونه میگیم همسنیم ولی خوب از این میترسیدم که این ۳ ۴ ماه باعث اخلاف بشه که خدا رو شکر کسی این چند ماهو نمیبینه

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام اصلا جای نگرانی نیست .مهم تفاهم خود شما دو نفر است که ظاهرا برقرار است .سن در موارد اختلاف زیاد ممکن است در زمینه درک طرفیت مشکل ساز شود در غیر این صورت مساله ای نیست .موفق باشید

      پاسخ دادن
  19. سارا
    سارا میگه:

    من و یه پسر دیگه همسینیم یعنی من سه ماه ازش بزرگترم و میخواد بیاد خواستگاریم ولی همسنیم ام و در خیلی چیزا هم با هم تفاهم داریم و همو میفهمیم و خیلی همو دوس داریم به نظرتون ۳ ماه زیاده یا کمه یا اصن مشکلی پیش میاد ولی خوب مثلا مامانه من یه سال از بابام بزرگتره و خدا روشکر تا الان با هم دیگه خوب زندگی میکنن خواهش کمک

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوستی شما هیچ گونه ملاکی برای انتخاب نیست … ولی در دوره نامزدی و در رفت و امدها و مراودهایی که بین خانواده صورت میگیرد ..میتونید شناخت کافی پیدا کنید و در این صورت اعتماد کنید … در این مدت باید مشاوره ای حضوری هم انجام بدید تا مسیر شناخت برای هر دوی شما مهیا شود … و گرنه با سه ماه رابطه دوستی هیچ چیزی رو نمیشه متوجه شد

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اگر شما به لحاظ ظاهری خیلی تفاوتی ندارید منظورم اینکه مشخص شود که سنتون بالاتره و ایشون هم همینطور پذیرفتند .خب مشکلی وجود نخواهد داشت .و فکر نکنید این اختلاف سنی که بسیار کمه مشکل ساز می شود مهم این است که شما در مسائل اساسی اشتراک داشته باشید روحیات هم رو درک کنید .فردی نخواد تو این زندگی فدا شود و نیازها مشترکا مرتفع شود گاهی وقتی خانم ها بزرگترند رابطه مادرانه می شود و خب همین رفتار و تعامل باعث میشه خودشون به لحاظ عاطفی نیازهاشون ارضا نشود و براشون مشکل ایجاد شود .در هر حال با بررسی و شناخت مناسب جای نگرانی وجود نخواهد داشت

      پاسخ دادن
  20. mn
    mn میگه:

    سلام.من عاشق یه دخترم که ۶ ماه از من بزرگتره و من میخوام باهاش ازدواج کنم.خودش میگه که از حرف مردم و عواقبش میترسه.به نظرتون چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دقیقا منظورشون چه حرفیه ؟؟اینکه اختلاف سنی ۶ ماهه است .فکر می کنند در دسر ساز شود .و باید حتما همسرشون کوچکتر باشند .خب این دلیل منطقی نیست ضمن اینکه به لحاظ ظاهر اصلا شرایط سنی مشخص نشود مردم قرار است چطور متوجه این شرایط بشوند البته اگر ایشون همه شرایطون مناسب است و شما شناخت کافی رو بدست اوردید برای گرفتن پاسخ مثبت تلاش کنید .و بهتره بهشون نشون بدید که تمایل وجود دارد .خانم ها براشون خیلی مهمه که پیگیری طرف مقابل را گاها بعد از پاسخ رد ببینند .البته محیط و فرهنگی که هستید مهم است شاید واقعا محیط پذیرای این تفاوت هر چند کم نباشد ولی اصولا مشکلی ایجاد نخواهد کرد همه جوانب امر را در نظر بگیرید و اقدام کنید .موفق باشید

      پاسخ دادن
  21. FIGHTER
    FIGHTER میگه:

    با سلام من چند وقتیه که به قصد ازدواج در آینده و آشنایی های بیشتر با دختری در ارتباطم که تقریبا دو سال از من بزرگتره میخواستم ببینم این اخلاف سنی دو ساله مشکل ساز میشه؟ هر دو دانشجوییم ایشون کارشناسی مدیرید و بنده کارشناسی کامپیوتر.البته من متولد ۷۳ ام تا یکی دو سال دیگه شرایط ازدواج براهم فراهم میشه.

    پاسخ دادن
  22. sh
    sh میگه:

    با سلام
    بنده عاشق دختری هستم که سه سال ازم بزرگترن من ۲۸ سالمه و پارسال بهش گفتم و گفت مشکلی نیست قرار شده منو ببینن و پارسال من یه روز باهاشون قرار گذاشتم و رفتم دیدنشون و از اونجا که بهم گفته بودن سعی کن فضای شادی بسازی منم زیاد شوخی کردم و این باعث شد ایشون فکر کنن من بچه هستم و الان یک سال هست میگن نمیخام چون بچس.در صورتی که من فقط اشتباه کردم که به حرف دوستم گوش کردم و در ضمن جفتمون کارمند هستیم. حالا من چجوری اون ذهنیشو پاک کنم و آیا دوباره مطرح کنم و در کل چاره چیه که بدبینی شون بمن از بین بره.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      بسیار جالب است که در ابتدای کار با یک جلسه ملاقات متوجه این مساله نشدید که این اختلاف سنی چه ذهنیت متفاوتی ایجاد کرده است ببینید شما در شرایط سنی خودتون به عنوان مرد احساس کردید منظور از فضای شادی شوخی کردن است و شاید هر فرد دیگری جای شما بود این رفتار را می کرد ایشون اگر از شما کوچکتر بودند شاید از این فضا و اخلاق لذت می برند و در تصمیمشون مصمم تر می شدند ولی برای دختری در سن ۳۱ سالگی که به پختگی عقلانی بیشتر ی رسیده است این رفتار بچگانه محسوب شده و پاسخش منفی شده است .دقیقا تفاوت ها برداشتی در زندگی زناشویی اینده هم همین طور اتفاق می افتد که وقتی مردی کوچکتر است زن در جایگاه مادرانه نصیحت کننده و گاها تذکر دهنده قرار می گیرید و دوست دارد مدیریت کند و سایر مسائل و گاها این رفتار مرد را ازار می دهد .و یا حتی فضای شوخی این دو فرد و تفریحات ممکن است با هم متفاوت باشد .البته افراد متفاوت هستند و در مورد همه ممکن است صادق نباشد ولی این تجربه ناخوشایند رو بهش فکر کنید و خودتون در نظر بگیرید که ایا دوباره اقدام کنید یا خیر ؟قطعا علاقه شما قابل درک است و لی قبول کنید شما جزئی از شخصیت خودتون رو نشون دادید که بعدا ممکنه در زندگی هم تکرار شود و مورد قبول ایشون نبوده است .امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
  23. خوشبخت
    خوشبخت میگه:

    سلام من پسری ۳۳ ساله هستم با یه دختر ۳۵ ساله اشنا شدم و نمیدونم این حدود دوسال بزرگتر بودن چی مشکلاتی داره . از نظر بچه دار شدن و —– چی مشکلاتی به وجود میاره
    راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      اگر قراره زمان خودتون رو با این شک و تردید بگذورنید بهتره به ازدواج فکر نکنید… ولی اگر با هم تفاهم و هماهنگی دارید پس این دوسال هیچ تاثیری روی زندگی مشترک شما نخواهد داشت
      اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.

      البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. فاصله سنی از ۱۰ سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلات بیشتر از عواملی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده می شوند.

      یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      این که نگران این مسائا هستید با مراجعه و مشاوره پزشکی حل می شود و خب قطعا راهنمایی می کنند در مورد پذیرش فردی بزرگتر شاید این دو سال اختلاف خیلی مشکل ساز نباشد هم به لحاظ مسائل پزشکی و هم رفتاری مهم این است که شما خودتون به توافق رسیده باشید و همه جوانب را بررسی کنید که بعدا از تصمیمتون پشیمان نشید .بهتره برای شناخت هم جلساتی را داشته باشید و ملاک و معیارهای مشترک در زندگی بسیار کمک کننده خواهد بود .

      پاسخ دادن
  24. look
    look میگه:

    با سلام و خسته نباشید.من علاقه به دختری پیدا کردم که از من حدود ۵ سال بزرگتره و قصد ازدواج باهاشون رو دارم و میخواستک در این مورد کمکم کنید از نظر من دختری هست که میتونم باهاش زندگی خوبی روداشته باشم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      یکی از مسایلی که در ازدواج باید به اون توجه کرد تناسب سن دختر و پسره و علتش هم اینه که زن زودتر از مرد به خاطر بارداری افتاده میشه و همین امر میتونه روی روند روابط جنسی شما تاثیر گذار باشه … ولی تمام این موارد به خواست و درک هر دوی شما بستگی داره

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      اگر منظورتون اینه که این ۵ سال اختلاف ممکنه مشکلی ایجاد کنه یا خیر ؟باید بدونید دقیقا چرا جذب این خانم شدید و چه ویزگی هایی دارند اگر احساس کردید ایشون برای شما بیشتر می توانند نقش حامی را داشته باشند بدونید بعدا در زندگی رابطه مادرگونه ایشون با شما مشکل ایجاد خواهد کرد .در روابط زناشویی هم ممکنه مشکلاتی ایجاد شود البته هیچ چیز قطعی نیست و بهتره حتما حضوری مراجعه فرمایید .به هر حال ممکنه نسبت به ایشون احساس زود گذری داشته باشید که بعد از ازدواج نظرتون عوض بشه با توجه به اینکه برای زنان باید شرایط بارداری و سایر مسائل باشه ممکنه این ۵ سال اختلاف بیشتر هم به نظر بیاید و البته نظر خانواده و موافقت انها هم اهمیت دارد .در هر حال بزرگ بودن سن زن در ازدواح توصیه نمی شود .ولی باید خودتان با در نظر گرفتن شرایط و جوانب امر تصمیم بگیرید امیدوارم تصمیم درستی بگیرید که خودتون و ایشون بعدا پشیمان نشوید .

      پاسخ دادن
  25. فرشاد
    فرشاد میگه:

    میخواستم در مورد سن ازدواج سوال کنم .واقعیتش اینه که من نزدیک دو سال از خانمی کوچیکترم.ئلی دیوانه وار عاشق همیم.خیلی همدیگه رودوست داریم.و دیگران مانع میشن که سنتون مناسب نیست و بعدا مشکل ساز میشه.من خیلی نگرانم لطفا راه درست رو به من بگید.

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست گرامی بحث سن در فرهنگ ما پذیرفته شده نیست و مشکل همین است اگر واقعا از هم شناخت دارید و مطمئنید ایشون می توانند شما رو خوشبخت کنند و بالعکس و صرف احساس تصمیم نگرفتید خب سر حرفتون باشید و بهتره با خانواده صحبت کنید این فرد رو ببیند شاید نظرشون تغییر کرد بعضی از خانم ها اصلا براساس ظاهر نمی شود سنشون رو تخمین زد و رفتار اونها هم انقدر معقول است که خانواده طرف مقابل مورد قبول ایشون رو قبول می دهند در جامعه ما هم کم کم این ازدواج ها صورت می گیرد منتهی اینکه تحقیق مدونی باشد که نشان دهد بالاتر بودن سن انم باعث ایجاد مساله ای شده یا خیر نیست و صرفا بحث قدرت عقلی و فکری و بلوغ فکری در دو فرد است .اینکه اون خانم به خاطر دو سال بزگتر بودن حس مادرگونه نداشته باشد بتواند وظایف زنانگی خودش را بپذیرد .و انتظار اینکه بهتر متوجه می شود وفهم کاملی دارد پس همه تصمیم گیری ها را باید بر عهده داشته باشد در بین نباشد ببینید این ها همه مسائل مهمی هستند که باید به انها توجه شود .و این خود شما هستید که قبل از اصرار کردن به این ازدواج باید موارد را برسی تا از انتخاب خودتون مطمئن شوید امیدوارم موفق باشید

      پاسخ دادن
  26. behdad
    behdad میگه:

    با سلام بنده ۹ ماهه به دختری آشنا شدم و واقعا همو دوس داریم.ولی متاسفانه عشقم تو سن ازدواج هست و خواستگارای زیادی داره که همشونو به خاطر من پس زده و اصن نزاشته بیان خواستگاریش.مامانش از قضیه و ارتباط ما خبر داره.و گفته اگه واقعا یه خواستگار بیاد که مطمئن باشم باهاش خوشبختی باید پسره رو ول کنی.مامانش کامل منو میشناسه و گفته به عشقم که اون پسر خوبیه ولی به خاطر سن کمم نمیتونم از مامان بابام بخوام برن خواستگاریش.آخه اون دو سال از من بزرگتره خودش میگه هر اتفاقیم بیفته من منتظظرت می مونم ازدواج نمیکنم ولی من دلواپسم و میترسم هر کیم جای من بود این ترس رو داشت چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      ایشون دو سال بزرگترند در سن ازدواج هستند خواستگارانی هم دارند به نظرتون رفتارشون برای منتظر شما بودن معقوله ؟؟؟؟به نظر خودتون اینکه چون شما نمی تونید اقدام کنید اون ادم هم همه رو رد کنه مشکلی ایجاد نمی کند .ببینید شما معلوم نیست تا شرایط ازدواج پیدا کنید چقدر روی حرفتون باشید الان طبیعیه که عاشق شدید و دلبستگی ایجاد شده و شاید نتونید به هیچ فرد دیگری فکر کنید ولی اگر تا اماده شدن شرایط حس کردید گزینه های دیگری هم می توانید داشته باشید تکلیف چه خواهد بود .شما قبل از اینکه در حالت بلاتکلیفی قرار بگیرید و به ایشون هم قول بدید باید ببینید چقدر اشتراکات وجود داره و چقدر هر دو معقولانه تصمیم گرفتید و احساسات را در اولویت بعد قرار داده اید .اگر شما ذهنتون درگیر این مساله شده و مدام ترس از دست دادن دارید باید سریع تر شرایط رو برای خواستگاری رسمی فراهم کنید .البته اگر خانواده موافقت داشته باشند ولی با رویا پردازی و غیر واقع بینانه نگاه کردن به ابنده ممکنه هر دوی شما فرصت هاتون رو از دست بدهید .
      امیدوارم در هر صورت تصمیم درستی بگیرید که نفع هر دو نفر در نظر گرفته شده باشد.

      پاسخ دادن
  27. رضا
    رضا میگه:

    سلام مدتیه یه موضوعی ذهنم رو به خودش مشغول کرده و اینه که ۲۴۴ سالمه و دوست دارم ازدواج کنم چند وقت پیش عمم خونمون بود بحث ازدواج شد به شوخی به خواهرم میگفت بگو داداشت بیا دخترم بگیره برشون خونه و جهاز میگیرم به شوخی میگفت اما منظورش جدی بود حالا مشکلی که هست اینه که دختر عمم سه سال از خودم بزرگتره و از طرفیم خودم وضع مالی خوبی ندارم یعنی اکه بخوام با دختر دیگه ای ازدواج کنم حداقل تا دو سال دیگه باید نامزد بمونیم تا من کار جور کنم شما بگید چه تصمیمی بگیرم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      با سلام
      دوست گرامی شما می خواهید زندگی کنید و باید تصمیم بگیرید با شناختی که دارید از خودتون شخصیت انتظارات اولویت ها و بافت فرهنگی منطقهه ای که هستید و اداب و رسوم ها اگر فقط به خاطر نداشتن پول و وضع مالی نامناسب بخواهید به ازدواج با فردی که سه سال بزرگتره تن بدید کاملا اشتباهه در زندگی به غیر از شرایط مالی مسائل مهم تری وجود دارد که باعث پایداری زندگی می شود ولی اگر فکر می کنید مشکلی ندارید و واقعا به ایشون علاقه مند هستید و شرایط اخلاقی و شخصیتی مشابهت داره اون مساله دیگر است .ولی باید بدونید ازدواج مساله ای نیست که جدی نگیریم و بخواهیم سرسری تصمیم بگیریم .اگر انتخابتون فرد دیگری باشد اون فرد حتما شرایط شما رو پذیرفته و قبول کرده و مشکلی با نامزد بودن نخواهد داشت مگر اینکه خودتون بخواهید سریع به شرایط بهتر برسید .امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت شوید.

      پاسخ دادن
  28. احسان
    احسان میگه:

    سلام من با دختری اشنا شدم ک ۱ سال و ۱ ماه بزرگتره ولی از هر نظ میشناسمش و الان حدود ۱ سالی هم هست ک کامل شناخت دارم باهاش و نقاط مثبت زیادی ام با هم داریم
    الان ب نظر شما مشاوران عزیز میخوام راهنماییم کنید.

    هم قد هستیم من متولد ۷۲ ام خانوم متولد ۷۱

    تفکراتمونم یکیه و خانوم محجبه ام هست.

    لطفا کمکم کنید
    ممنونم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوست عزیز همسر مناسب برای هر کس تعاریف خاص خودش را دارد اما اصولی وجود دارد که باید در همه آنها یکسان باشد. در واقع همسر خوب، همسری است که معیارهای پایه را داشته باشد و بعد از آن معیارهای مورد علاقه شما را تامین کند.

      در این مطلب معیارهای پایه همسر مناسب را خواهید خواند. یادتان باشد این معیارها برای خود شما هم صادق است و باید سعی کنید آنها را در خود تقویت کنید.

      اولین ویژگی یک همسر مناسب آن است که به پختگی لازم برای اداره زندگی رسیده باشد، یعنی بتواند در شرایط مختلف، تصمیم گیری درست و منطقی داشته باشد؛ مهارت سنجیده گویی و کنترل زبان، قدرت کنترل و غلبه بر احساسات را داشته باشد، آینده نگر، واقع بین، انتقادپذیر و دارای قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل صحیح نسبت به مسائل و اتفاقات پیرامون باشد و… در اینجا به تبیین این شاخصه ها می پردازیم.

      کنترل زبان: مهارت استفاده از زبان و گفتار صحیح بسیار ارزشمند است که با دقت، تفکر و تمرین، خوب گوش دادن و گزیده، به موقع و به اندازه سخن گفتن به دست می آید. به این ترتیب بسیاری از مشکلات و سوءتفاهم ها برطرف شده و محبتتان افزایش می یابد.

      کنترل احساسات: کنترل احساسات و هیجانات و ابراز احساسات مناسب شما را از مسیرتان باز نمی دارد، بلکه در مقابل بدی ها و زشتی ها قدرت مقابله پیدا می کنید. باعث می شود در برابر شکست ها ناامید نشده و در پیروزی ها مغرور نشوید. اگر نمی توانید احساسات و هیجانات خود را به خوبی کنترل کنید، باید از ایمان و تفکر درست، عبرت گرفتن و مشورت با افراد آگاه جهت کنترل و بروز مناسب احساسات استفاده کنید.

      آینده نگری: برنامه ریزی منظم و تلاش و فعالیت هدفمند از آثار آینده نگری و نگاه درست به آینده است بنابراین برای آینده خود برنامه مناسب داشته باشید تا برای رسیدن به انگیزه های خود کمتر دچار مشکل شوید.

      انتقاد پذیری: با پذیرش انتقادات سازنده نسبت به خود می توانید از تجربیات رایگاه دیگران استفاده کنید و به اصلاح خطاها و اشتباهایتان در زمان مناسب بپردازید. روحیه انتقادپذیری علاوه بر سازندگی، خوش بینی و حس تعامل، محبت دیگران را نیز برای شما به ارمغان خواهد آورد.

      قدرت تجزیه و تحلیل: در روزگاری که خوب و بد در کنار هم قرار دارند و تشخیص مرز میان آن ها به راحتی ممکن نیست می توان با مطالعه و به دست آوردن بینش درست که نتیجه همنشینی با افراد امین است، قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل امور و رویدادهای شخصی و اجتماعی را به دست آورد و از قضاوت و تصمیم گیری های عجولانه در موارد حساس پرهیز کرد.

      استقلال فکری: صلاح مملکت خویش خسروان دانند! درست است که مشورت با افراد آگاه مفید است اما داشتن استقلال فکری و باری به هر جهت نبودن و گاهی پافشاری در تصمیم های درست لازم است، چرا که هر کس به واقعیات درونی و بیرونی خود بیش از دیگران واقف است، البته استقلال فکری با خودسری تفاوت دارد.

      ادب: ادب، عقل را حفظ و شخصیت را استحکام می بخشد، با رعایت ادب، اجازه بی ادبی و سوء استفاده کردن را به دیگران ندهید.

      واقع بینی: گاهی واقعیت به نظر تلخ می آید اما عدم پذیرش آن زندگی را تلخ تر می کند. واقع بینی شما را از خیال پردازی، توقعات نابجا و انتظارات غیرمنطقی دور می نماید، در نتیجه به سرعت و سهولت شما را از بیراهه به شاهراه می رساند.

      مسؤولیت پذیری: تعهد و مسئولیت پذیری فرد در مقابل خانواده، شغل، اجتماع و… نشان دهنده رشد فکری اوست که باعث جلب اعتماد و اطمینان دیگران، کسب اعتبار و وجهه و موفقیت می شود.

      رازداری: حفظ اسرار شما را محبوب و معتمد می کند و تمرینی است تا با میل خود به افشاگری بجنگید.

      خوش اخلاقی: خوش اخلاقی یکی از کمالات انسانی است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: پاداش صاحب اخلاق نیکو مانند پاداش روزه دار شب زنده دار است. اسلام برای اخلاق در امر ازدواج اهمیت بسیاری قائل است تا جایی که آن را به عنوان یکی از معیارهای انتخاب همسر قلمداد می کند.

      انعطاف پذیری: انعطاف پذیری موجب می شود به جای پافشاری روی خواسته ها و نظرات (درست یا نادرست)، انرژی ها صرف تفکر، تغییر و اصلاح بیشتر شود که نتیجه آن آرامش در زندگی خواهد بود. انعطاف پذیری در مقابل عقاید و باورهای دینی… که جزء اصول زندگی هستند و زیربنای فکری را تشکیل می دهند عاقلانه نیست.

      قناعت: قانع بودن در زندگی سبب می شود به دارایی هایتان راضی و خرسند باشید، حسرت نداشته ها را نخورید و در میدان رقابت، چشم و هم چشمی، تجملات و زیاده خواهی ها نیز با آسودگی خیال زندگی کنید.

      گذشت: چشم پوشی از اشتباهات دیگران و گذشت در مقابل خطای آن ها موجب می شود تا از کینه توزی و جدایی دور بمانید و با سازندگی روحی موجب تداوم روابطتان با دیگران شوید.

      حیا: حیا ادب خاصی به فرد می بخشد که در رفتار، نگاه، طرز صحبت کردن و لباس پوشیدن شخص و… خود را نشان می دهد و این باعث می شود که نه شخص وارد حریم خصوصی دیگران شود، نه اجازه دهد دیگران وارد حریم خصوصی او شوند. حیا صفتی ثابت و استوار در اعماق وجود انسان است که او را از ارتکاب حرام های شرعی، عقلی و عرفی دور می سازد، برای نفس محدودیت ایجاد می کند و معیار عام و الهی در انتخاب همسر محسوب می شود. حیا برتر از تقوا است، زیرا تقوا یا پرهیزگاری ما را از گناهان شرعی مصون می سازد، اما حیا باعث اجتناب از زشتی های عقلانی و عرفی می گردد. از آثار مثبت حیا می توان به برطرف شدن عیوب، تسلط بر نفس، آبرومندی، ایمنی از روز قیامت، قبولی عمل، پاکی از گناهان و… اشاره کرد. امام صادق (ع) فرمودند: حیا و ایمان دو رشته ی به هم تنیده اند که چون یکی برود دیگری هم رفته است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

      پاسخ دادن
  29. سعید
    سعید میگه:

    سلام من عاشق دختری شدم که دو سال از من بزرگتر یا به عبارتی وابسته شدم تحت هیچ شرایطی نمیتونم فکر کنم که در آینده نمیتونیم باهم باشیم در صورتی که دختر هیچ حسو علاقه ای نداره کمکم کنید لطفا هیچوقت نمیتونم فراموشش کنم کاملا جذبش شدم من ۱۸سالمه و دختره ۲۰سال خانواده ها هم در جریانن ولی فقط خودش رازی نیس تورو خدا کمک کنید خیلی فشار روم هست

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      چنین احساساتی در این سن بدون داشتن شرایط ازدواج که ساده ترینش داشتن استقلال مالی هست بیشتر شبیه شوخی می مونه دوست عزیز
      اینکه اصرار میکنید کاملا نشون میده به بلوغ عاطفی نرسیدید و در نهایت اگر ایشون هیچ حسی به شما نداشته باشه ارمغانی جز افسردگی و استرس برای شما نخواهد داشت
      به هر حال برای شما روشی رو میذاریم که بتونید برای جلب توجه ایشون تلاش کنید
      با این سه راز می توانید دل دختر دلخواهتان را به دست آورید و قلبش را تسخیر کنید:
      ۱- آن چیزی که دختران خواهان آن میباشند چیزی نیست جـز عـشق ورزی و رمانتیک بودن. اگر شما خواهان دختری هسـتـیـد، بـایـد نـیازهایش را نیز بر آورده سازید. برخی از مردان با شنیدن واژه رمانتیک وحشت زده می گـردنــد. اما نـــیازی نیست زیاد به مغز خود فشار وارد آورید و یا وقت و
      انــرژی فراوانی برای رمانتیک بودن صرف کنـید. اغلب اوقات
      رمـانـتـیـــک بودن به مفهوم این میباشد که توجهی که یک
      دختر خواهان آن میباشد به وی ارزانی دارید. وی تنها میخواهد مطمئن گردد که دختر شماره یک زندگی شما است و آنکه شیرین ترین، جذاب ترین، و شگفت انگیز ترین زن در قلب شما میباشد. اگر تنها قادر باشید راههایی برای تقویت پیوسته این باورها بیابید، نه تنها قادر به مجذوب ساختن دختر مورد علاقه خود خواهید بود، بلکه خواهید توانست آن دختر را برای همیشه در کنار خود حفظ کنید. اکنون واقعا رمانتیک بودن دشوار میباشد؟ خیر، تنها کاری که باید انجام دهید آن است که:
      همچنین : ۷ راه برای جذب کردن زن مورد علاقه

      * از وی بپرسید که روز خود را چگونه گذرانیده است.
      * برایش بادداشتی بگذارید و در آن بنویسید که وی در خاطر شما میباشد و در قلب شما جای دارد.
      * هرگاه برای شما غذای خانگی تهیه کرد، به وی بگویید که چه سوپ خوشمزه ای شده و آنکه وی بهترین آشپز میباشد.
      ۲- به وی نشان دهید که اهمیت میدهید:
      * و هر کاری را که در آن مهارت دارید را به وی آموزش دهید. خلاصه آنکه تنها راه حل را ارائه ندهید و به اندازه ای صبور باشید که راه حلها را برای وی توضیح و آموزش دهید. حتی اگر آموزش آنها دشوار باشد. اغلب مردان آنقدر بی حوصله و ناشکیبا هستند که حتی حاضر به نشان دادن چگونگی انجام عملی نمیباشند. بنابراین با متفاوت و استثنایی بودن قلب وی را فتح کنید.
      ۳- زنان عاشق مردانی هستند که همزمان هم به آنها وابستگی و هم استقلال فردی داشته باشند. همسرتان از اینکه شما در ضمن آنکه در دنیای خودتان زندگی نموده و استقلال خود را دارید، رابطه تان را نیز حفظ میکنید، مورد ستایش قرار میدهد. بنابراین شما برای مجذوب ساختن دختر رویاهایتان در هنگام گام نهادن در رابطه نباید استقلال فردی و هویت خود را از دست بدهید. علم و آگاهی قدرت محسوب میگردد؛ هر اندازه که شما در مورد طرز تفکر دختران و علل رفتار آنان آگاهی کسب کنید بیشتر در متقاعد ساختن و خوشبخت نمودن آنان موفق خواهید بود. نکته مهم آن که:
      هر قدر شما عشقی را که یک دختر برای شما قائل است بیشتر ارج نهاده و محترم بشمارید، به همان اندازه آن دختر نیز خواسته های شما را بیشتر برآورده میسازد.
      نکات فوق را با کمال صداقت اجرا کنید نه با دورنگی.

      پاسخ دادن
  30. فرهاد
    فرهاد میگه:

    سلام من پسری هستم ۲۰ساله دختری را دوست دارم که سه سال ازم بزرگتره الان همه راضی هستن خودمون میگیم آیا در آینده دچار مشکل نمیشیم نمیدونیم چیکار کنیم خیلی نگرانیم البته خانواده هامون هم زیاد راضی نیستن همین حرف مارو میزنن کمکم کنید تورو خدا

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوست عزیز با توجه به سن شما هنوز به بلوغ عاطفی لازم نرسیدید و قطعا در حال حاضر شغل و درامد مستقلی ندارید
      پس فکر ازدواج برای شما بیشتر شبیه شوخی می مونه … بهتره در این مورد خوب فکر کنید و مشاوره کنید تا بتونید برای آینده و یک عمر زندگی تصمیم درستی رو بگیرید
      از بین معیارهای متعدد انتخاب همسر اختلاف سنی یکی از معیارهای انتخاب همسر است چرا که اگر سن دختر بسیار کمتر باشد در اول زندگی مشکلاتی خواهد داشت و اگر سن دختر بیشتر از پسر باشد در آینده احتمال بروز مشکل خواهد. در نتیجه برای اینکه مرد از عهده این مسئولیت ها برآید و بتواند هم اقتصاد خانواده را تأمین کند و هم خانواده را مدیریت کند باید سن او بیشتر از زن باشد؛ ادله روان شناختی نیز برای این تفاوت وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:
      ۱٫ وقتی سن زن چند سالی کمتر از مرد باشد اطاعت پذیری او از مرد به عنوان سرپرست خانواده بیشتر و راحت تر خواهد بود مضافا بر اینکه زن همیشه دوست دارد همسرش فردی، مقتدر، توانا و پناهگاه مطمئنی برای او باشد و اگر زن و مرد از نظر سنی در یک سطح باشند هیچ گاه زن چنین تصوری را از شوهرش ندارد و او را در حد خودش می بیند اما اگر شوهر چند سالی بزرگتر باشد و از تجارب بیشتری برخوردار باشد زن احساس می کند همسر او کسی است که شایستگی های لازم را برای اداره منزل دارد و می تواند در پناه او یک زندگی آرامش بخش داشت.
      ۲٫ زن به دلیل زایمان، شیر دادن و … زودتر از مرد شکسته می شود و هم سن بودن زن و شوهر باعث می شود بعد از یک دهه زندگی و آوردن چند فرزند شادابی زن در حد شادابی و نشاط مرد نباشد و چه بسا مطلوبیت او نزد شوهر کم شود بنابراین برای پیشگیری از مسئله کاملا طبیعی و زیستی بهتر است این تفاوت سنی همواره بین زن و شوهر باشد تا همواره زن از نشاط کافی برخوردار باشد و مطلوبیت او نزد شوهرش کاسته نشود.
      با این وجود اختلاف سنی با وجود شرایطی مضر نیست و کمتر بودن سن دختر، معیار اساسی خوشبختی نمی باشد. در صورتی که دختر و پسر همدیگر را به خوبی درک کنند و از نظر جسمی به هم بیایند و تحمل سرزنش احتمالی اطرافیان را داشته باشند، بزرگ تر بودن دختر قابل جبران است. البته به شرط این که ویژگی های دیگر دختر از جهت تحصیلات و خانواده و زیبایی برتری چشم گیری داشته باشد. وجود این ویژگی ها سن دختر را پوشش می دهد و جبران خواهد کرد. پس اگر دختر دارای ویژگی های ممتازی باشد و پسر و دختر و خانواده های طرفین بپذیرند، مسئله بیشتر بودن سن دختر قابل جبران است و مشکل جدی به وجود نمی آورد به ویژه اگر از نظر ظاهری و جسمی دختر ظریفتر و پسر درشت تر باشد. خلاصه اینکه به طور قطع ویقین نمی توان گفت که اگر سن دختر یکسال بزرگتر باشد زندگی موفقیت آمیزی خواهند داشت یا خیر چرا که موفقیت ویا شکست در زندگی مشترک معلول ده ها عامل است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  31. فرشاد
    فرشاد میگه:

    من پسری ۱۹ساله که عاشق دختری شدم اون سندش ۲۱ است خیلی هم دوستش دارم ولی همه میکن هنوز تو کوچیکی به تو نمیخوره ولی ما میگیم صبر میکنیم نمیدونم چیکار کنم تورو خدا کمکم کنید یه راهی نشونم بدین ؟؟؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      دوست عزیز اولا ایشون سنش از شما بیشتره و در آینده بیشتر از اینکه حس همسری داشته باشه حس مادرانه داره …
      و از همه این اختلافات که بگذریم … شما باید حداقل شرایط ازدواج که داشتن استقلال مالیه رو داشته باشید
      و گرنه کسی درخواست شمارو جدی نمیگیره و خودتون بهتر میدونید این احساس شما ریشه ای جز احساسات خالی نداره
      چون شما نمیتونید حتی یکی از هزینه های زندگی مشترک آینده خودتون رو در صورت بیکاری تامین کنید و خیلی زود به بن بست میخورید

      پاسخ دادن
  32. سحر
    سحر میگه:

    بنظرم به صورت قطعی نمیشه نظر داد شرایط انسان ها متفاوته، یکی از دوستان نزدیک من ۷ سال از شوهرش کوچیکتره بعد از ۶ سال زندگی مشترک با اختلافات زیاد دارن جدا میشن دوستم دختر مهربونو خوبیه ولی از جمله مشکلاتشون اینه که شوهرش گفته تو مادرمی نه زنم…البته مشکلات دیگه ا هم داشتن تا جایی که میدونم شوهرش به صورت مجازی با کسی هم دوست شده و به این دوستم گفته تو از اولم خشگل نبودی و من اشتباه کردم و خلاصه دلایله خیلی زشت از نطر من…ازونور یکی از اقوام شوهرم با کسی تو دانشگاه ازدواج کرد که دوسال ازش خانمش کوچکتره ولی اولا تو ظاهر واقعا انگار ۶ ۷ سال از خانمش بزرگتره و چهره و طاهر خیلی خوبی داره، شوهرشم خوشتیپه البته و فوق الهاده عاشقه همسرشه و الان ۱ یاله ازدواج کردن ولی خیلی هم زوج دوسداشتنی هستن..خانومشو وقتی میبینی واقعا فکر میکنی یه دخترکوچولو میبینی…خیلی ازین چیزا دورم دیدم بنطرم واقعا به هر فرد بستگی داره.

    پاسخ دادن
  33. ناشناس
    ناشناس میگه:

    با عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه شما بزرگواران و مشاوران عزیز
    بنده ۲۳ سالم هست و بعد از فوت پدرم با دختر عمو خودم که ۱۱ سال ازم بزرگتر هست و مظعلقه است (ازدواج های متعدد رسمی) آشنا شدم و بخاطر وجود شرایط بد عاطفی اون زمان باهم خیلی رابطه خوبی داشتیم
    که بعد بخاطر دلایل خانواده من این رابطه بهم خورد و دوباره من شروعش کردم
    الان پس از گذشت ۳ سال میخواهیم واقعا باهم زندگی کنیم و چون قبل این با جنگ و دعوا بود رابطه الان یکم میترسم و شک دارم و اون طرف هم ازم خواسته هایی داره
    نمیدونم چیکار کنم ؟
    کسی پشنهاد راهنمایی داره ؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      متاسفانه در ایران هر کسی برای کمکی پیش قدم میشه طرف مقابل سریع عاشق و دلبسته اش میشه …و به هیچ کدوم از اختلافات توجه هم نمیکنه و بعد از چند سال دوباره به بن بست میرسه … شما هم با تمام شرایط سختی که گذروندید باید بدونید دنبال چی هستید ؟ این اختلاف ۱۱ سال بیشتر دخترو شبیه مادرتون میکنه تا یک همسر …

      در جامعه امروز ازدواج‌هایی با فاصله سنی معکوس، یعنی بزرگ‌تر بودن زن از مرد بسیار زیاد شده است. معمولاً مردها از اقدام به چنین ازدواج‌هایی انگیزه‌هایی دارند از قبیل؛ داشتن پشتوانه‌ای قوی در همه مسائل تا بتوانند روی نظر و فکرش حساب کنند و خود را به دست تجربه او بسپارند. گاه انگیزه دریافت محبت مادرانه هم این مردان را جذب زنانی می‌کند که فاصله سنی‌های چشم‌گیری با خودشان دارند.

      به‌طور کلی افرادی که به ازدواج با زنی بزرگ‌تر از خود اقدام می‌کنند را می‌توان در چند گروه دسته‌بندی کرد:

      یک دسته مردانی هستند که اعتماد به نفس پایینی دارند و در زندگی نیازمند حمایت‌های اطرافیان به خصوص خانواده مثل پدر و مادر و در نهایت همسر هستند؛ اگر چه غرور مردانه آنها اجازه نمی‌دهد تا به صورت مستقیم این نیاز خود را اظهار و آشکارا بیان نمایند و از اطرافیان کمک بخواهند، اما آنها به صورت غیرمستقیم و از طرق مختلف حمایت فرد مقابل را جلب نموده و با چنین ازدواج‌هایی سعی می‌کنند همسرشان را با روش‌های غیرملموس برای ارائه کمک و پشتیبانی خود تشویق نمایند و نکته شایان توجه در باره گروه‌هایی این چنینی از مردان این است که معمولاً پس از ارائه خدمات همسر، دلخوری خود را به عناوین مختلف مبنی بر گرفتن استقلال و آزادی، ایجاد محدودیت و… به همسرشان ابراز می‌دارند.

      گروه دیگر، مردانی هستند که نتوانسته‌اند بخش والد و بالغ خود را رشد دهند و به‌خوبی از عهده مسئولیت‌های زندگی‌شان برنمی‌آیند. این مردان برای اداره امور شخصی خود نیازمند کمک هستند؛ چراکه بدون کمک نمی‌توانند کارها را به ثمر برسانند و از مهارت‌های یک زندگی معمولی محروم خواهند ماند. آنان اغلب از کودک بی‌تدبیر و احساساتی و بی‌تأمل وجودشان استفاده می‌کنند و با شکست‌های پی‌درپی روبه‌رو می‌شوند. به همین دلیل عادت کرده‌اند تا برای مواجه نشدن بیشتر با نتایج نامطلوب، همواره از شخصی کمک بگیرند و حمایتش را بطلبند که می‌توان گفت این شخص در دوران مجردی، مادر و در دوران تأهل، همسر آنهاست.

      گروه سوم، را مردانی تشکیل می‌دهند که مادرانی قدرت‌طلب دارند و همواره در زندگی آموخته‌اند که برای کلیه امور با نظر و تصمیم‌های او هماهنگ باشند و طبق میل و اراده مادرشان رفتار کنند. در نظر این مردان، زنان مدیریت اصلی خانه را بر عهده دارند و تصمیم‌گیرنده نهایی آنها هستند. بنابراین در گستره زیادی از زندگی خود اختیارات فراوانی را به همسرشان می‌سپارند. در زندگی این مردان زن‌سالاری عمیقی حاکم است. افرادی که در این دسته قرار می‌گیرند با چنین ازدواج‌هایی سعی می‌کنند همسرشان را با روش‌های غیرملموس برای ارائه کمک و پشتیبانی خود تشویق نمایند.

      انگیزه‌های مالی، اجتماعی و جمعیت‌شناختی روی آوردن جوانان به این نوع ازدواج‌
      اما در کنار دلایل روان‌شناختی ازدواج پسران با دختران بزرگ‌تر از خود، باید به یاد داشت که انگیزه‌های دیگری نیز به تشویق پسران به این امر دامن می‌زند.

      پاسخ دادن
      • ناشناس
        ناشناس میگه:

        با کمال تشکر و قدر دانی از پاسخ دادن بسیار خوب و ومفید و آموزنده تون
        بله دقیقا درسته اولش که باهم دوست بودیم هیچ کدوم متوجه نبودیم آینده چی میشه ولی الان میفهمیم و اصل نگرانی هامون برا همین هست
        بله حدودا مثل یک مادر میمونه چون مادرم بعد فوت پدرم دیگه مثل گذشته نیست و من به همراه مادرم دارم شرایط سختی رو تحمل میکنم
        منم فکر میکنم عضو دسته اول و دوم هستم و به خاطر اینکه من فرزند آخر هستم و بنا به شرایطی بی توجه ای نسبت به من شده الان تو این سن بروز کرده و داره ازیت میکنه
        در کل شما نظرتون چیه ؟
        و همچنین برا مشاوره کجا باید بیایم ؟

        پاسخ دادن
  34. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام خسته نباشید. ی سوالی داشتم ک امیدوارم سریعتر جواب بدید ممنون
    من ۲۲ سال دارم و با یه دختری ک یک سال و ده ماه از من بزرگتره اشنا شدم. هردومون دانشجو هستیم و هردومون ترم ۴ . اول اشناییمون کاملا عقلانی و با رعایت شرع و عرف همراه بود و بعد از اینکه صحبتی باهم کردیم و شرایط مون کامل ب همدیگه گفتیم کم کم اون رابزه علاقه پیدا شد بینمون.البته بگم ک من خودم یه پسر مذهبی هستم و اون دختر هم خودش دختر مذهبی و از خانواده مذهبی هستن ک از نظر خانواده هم تا حدود خیلی زباد شبیه به هم هستیم. من قصد ازدواج با ایشون رو داشتم وایشون هم ب من علاقه پیدا کردن و وقتی من موضوع رو مطرح کردم با خانوادم بخاطر اختلاف سن یک سال و ده ماه مخالفت شدید کردند و حتی حاضر نشدن ک درمورد دختره تحقیق کنن. بعد من ب دختره گفتم ک خانواده راضی نیست و بهتره کم کم رابطمون کم بشه تا از نظر روحی و احساسی ضربه شدیدی مخصوصا ب دختره وارد نشه. ولیالان ک کم و بیش بعضی وقتا بهم پیام میدیم کاملا معلومه ک هنوزم کمی بهم علاقه داریم و مخصوصا دختره بیشتر و من هم کمتر از اون نیستم. میخاستم بدونم ک چیکار کنم؟؟؟؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور میگه:

      در این سن و نبود شرایط ازدواج از جمله کار و رضایت خانواده صحبت در مورد ازدواج سخته و به همین خاطر حرف شمارو جدی نگرفتن وگرنه یک سال اختلاف مشکلی برای زندگی شما به وجود نمیاره و این مورد مستقیما به درک دو طرف برمیگرده …
      هر چند مخالفت خانواده به این خاطره که ایشون در آینده از نظر جنسی افتاده تر میشه و به همین خاطر در این موارد باید دو طرف درک درستی از موضوع داشته باشند
      چون یک سال در مقابل عشق و علاقه دو طرف نمیتونه ملاک قویی به حساب بیاد … به همین خاطر اگر قصد کات کردن دارید باید کامل و قاطع باشه تا تکلیف هر دوی شما در زندگی روشن و مشخص بشه

      پاسخ دادن
  35. ناشناس
    ناشناس میگه:

    باسلام و خسته نباشید من سی و دو ساله هستم و شش سال پیش با دختری که هشت سال از من بزرگتر بود ازدواج کردم.امروز که این مطلب را برایتان مینویسم یک دختر دوساله دارم و خانوم بنده چهل ساله میباشند.پابه پای هم کوه میرویم.مسافرت میرویم.و واقعا احساس خوشبختی میکنم از نظر جنسی هم فوق العاده خوشبختم میخواستم به همه دوستان بگم شناخت خیلی مهمه و اینکه طرتون چه باوری نسبت به خودش داشته باشه و چطور خودشو از نظر بدنی و روحی حفظ کرده باشه برادر من پنج سال از خانومش بزرگتره و اصلا رضایت من رو نداره وقتی خانوم خودم رو با چهل سال سن با زن برادر بیست و هشت سالم مقایسه میکنم اصلا قابل مقایسه نیستن یه دختر بیست و هشت ساله با نود کیلو وزن و روحی ناشاد و چهره ای همیشه عبوس..خواستم بگم به خدا سن خیلی مهم نیست بستگی به طرفتون داره روحیاتش خلقش شوقش به زندگی و ارزشی که واسه خودش و در نهایت شوهرش قائله..من و همسرم واقعا خوشبختیم در ضمن ایشون نه شاغل بودن و نه پولدار خانه دار هستن و فقط بخاطر اینکه خودش توی خونه نشستن رو دوس نداره چن ساعت در هفته رو مربی باشگاه هستش ایروبیک و بنده صرافی دارم و خدارو شکر وضعیت معیشت روبه راه هستش

    پاسخ دادن
  36. احسان
    احسان میگه:

    سلام
    من پسری ۲۳ ساله هستم که نزدیک به یکو نیم سال هستش که با دخترخانمی که۲۵ ساله هستش اشنا شدم و باهم در ارتباطیم
    ما از همه لحاظ(فرهنگی،اداب ،دین، اخلاق ،رفتار)باهم تناسب دوریم و همه چیزمون تغریبا یکیه ولی تنها مشکلمون همین اختلاف ۲ سال سنی مونه

    خانواده ی من هیچ مشکلی ندارن ،و اتفاقا خیلیم هم دختر خانم رو دوس دارن و حتی واسش هدیه هم گرفتن ،ولی متاسفانه چند وقتی است که این دختر خانم دچار نگرانی شده و احساس نگرانی میکنه که شاید تو زندگی مون بخاطر این اختلاف سنی دچار مسکل شیم،در حالی که من ایشون رو به شدت دوست دارم چون واقعا همون خانم ایده الی هستن که من همیشه توی ذهنم داشتم،مضافن به اینکه تو این یکونیم سال یه وابستگیه شدی بینمون ایجاد شده

    خواستم ببینم نظره شما چیه
    البته اینم بگم من یه خورده ،یه خورده از لحاظ چهره معلوم میشم که سنم کمتره از خانومم ،ولی خیلیی کمه چون دختر خانم چهره ی byby face دارن

    ایشون نگارن این مطلب هستن که شاید من تو زندگیم دچار مشکل شم وقتی ببینم زنم ازم بزرگتره،در حالی که من هیچ وقت به همچین چیزی حتی فکر هم نمیکنم،چون چهوه اصلا واسم ملاک نیست ،و این حرف رو اصلا از روی احساس نمیزنم و مطمئنم از روی احساس نیست چون طبیعت و خلقم اینطوریه که به چهره ی طرف کاری ندارم
    من هدفم از ازدواج هیچ چیز نیس جز کامل شدن و به ارامش رسیدن

    مطمئنن وقتی ارامشه همسرمو فراهم کنم ،ارامشه خودمم فراهم میشع ،از این رو هیچ وقت کاری نمیکنم که ارامشو از کسی که خیلیی زیاد دوسش دارم بگیرم واگم

    لطفا منو راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر در تمام شرایط به یک درک متقابل نسبی رسیدید مسلما” میتونید این دوسال اختلاف سنی رو کنار بزنید
      مدتی رو نامزد باشید و از هم شناخت خوب و کامل بدست بیارید و حتما” برای شروع آشنایی مشاوره ای حضوری انجام بدید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
      • احسان
        احسان میگه:

        خیلی ممنون بابت پاسخگویی تون
        فقط یه سوال دیگه داشتم خدمتتون که ایا مشاوراتون تو زاهدان دفتر مشاوره ندارن که حضوری خدمتشون برسم برای مشاوره گرفتن?!

        پاسخ دادن
  37. عارف
    عارف میگه:

    سلام ببخشید من مجدد مزاحمتون شدم
    ایشون میگویید من شخصیتم اجازه نمی دهد با یه پسر از بزرگتر از خودم ازدواج کنم میشه ازتون خواهش کنم یه جمله به ایشون بگویید که از این جمله غیر منطقی شون منطرف بشوند؟
    ممنون

    پاسخ دادن
  38. عارف
    عارف میگه:

    با سلام و عرض ادب ببخشید یک سوال خیلی مهم داشتم
    من نزدیک ۲۳ سال سن دارم و یه یک دختر که ۲۶ سال سن دارند علاقمند شدم (سه سال و نیم اختلاف سنی)خانواده هامون هیچ مشکلی ندارند و از نظر فرهنگی و نظام باورها و اعتقادت یکی هستیم و من هم شرایط را دارم ایا اختلاف سنی که بین ما هست ممکن است بعدا مشکل ساز باشد آیا باید به مشاوره بریم ؟
    ممنونم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر در سایر موارد از تفاهم برخوردار باشید این اختلاف ۱۰ ماهه قابل چشم پوشیه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  39. سمیه
    سمیه میگه:

    …اتفاقآ ما دخترا خیلی لیاقتمون بیشتر از این حرفاست که بخوای به پسری بها بدیم یا واسه اش ارزش قایل باشیم…من شاغلم…خواستگار هم زیاد دارم…حتی از خودم کوچیکتر ولی بهیچ کدامشون تا حالا نه اهمیت دادم…نه واسه اشون ارزشی قایل شدم.

    پاسخ دادن
  40. علی
    علی میگه:

    سلام من با یه دختر اشنا شدم که دختره۳سال از خودم بزرگتره ولییی عاشق هم هستیم به پول و ثروت و اینجور چیزا یه ثانیه هم گفتیم فکر نمیکنیم. خیلیییی خیلییییی عاشق هستیم که از الان من به اون میگم خانومم اون بهم میگه اقام. ولیی نمیدونم گناهه یا نه مامان و ابجی دختره هم منو میدونن راضی هست تورو خدااااااا زووود راهنمایی کنین

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز خیلی از افراد مثل شما بودن و بعد از مدت کوتاهی به مشکل برخورد کردن …طوری که در چشم به هم زدنی تبدیل به دشمن قسم خورده شدن
      پس تا شرایط ازدواج که ساده ترینش داشتن استقلال مالیه رو نداشته باشید … تمام این حرفها بیهوده و بی معنیه
      ولی اگر شرایط شما مهاست پس برای خواستگاری اقدام کنید

      پاسخ دادن
  41. aaa
    aaa میگه:

    سلام من میخوام با ی دختری که ۱۵ سال ازم بزرگتره ازدواج کنم خانوادمم هیچ جوره راضی نمیشن…
    ما دو تا واقعا عاشق همیم به نظرتون چیکار کنیم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      علت مخالفتشون کاملا” طبیعیه … چون شما بعد از چند سال که ایشون بخاطر بارداری افتاده تر شدن یکی از عوامل تنش خواهید بود
      چون ایشون شاید نتونه با شما در مسایل جنسی همراه بشه و خود این مورد عامل ایجاد سردی و اختلاف در اکثریت این ازدواج هاست

      پاسخ دادن
  42. علیرضا
    علیرضا میگه:

    سلام خسته نباشید بزرگتر بودن دختر درآینده مشکل ساز نمیشه؟؟؟؟؟؟؟ینی زن زود تر پیر میشه ولی مرد ن بعدش مشکل پیش میاد بنظرتون راه حل این مشکل چیه؟؟؟؟؟؟/مرسی

    پاسخ دادن
  43. زهرا
    زهرا میگه:

    سلام
    من یک خواستگار دارم که ۶ سال از من کوچکتر است و به گفته خودش ۵ سال هست که داره به این موضوع فکر میکنه و تازه حدود یک سال هست که با من این مسله رو به من و خانوادش گفته و خانواده اون هیچ مشکلی با این مسله ندارن خیلی هم خوشحال هستن اما من حتی به خانواده ام نگفتم من اونو دوس دارم اما اینکه سنش از من کمتره منو خیلی اذیت میکنه توی این مدت زیاد بهش فک کردم که چکار کنم اما به هیچ نتیجه ای نرسیدم میخواستم که شما کمکم کنید تا تصمیمی درستی بگیرم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      ختلاف سن بسیار مهمه ولی به درک دو طرف بستگی داره ..ولی اولین قدم در ازدواج به دل هم نشستنه که باید دقت کنید
      اگر خواستگاری دارید که با شما اختلاف سنی زیادی دارد نکات مثبت و منفی این ازدواج را بدانید

      این روزها که سن ازدواج بالا رفته شاید خواستگاری به سراغ شما بیاید که اختلاف سنتی شما با او بسیار زیاد باشد. اگر از این خواستگار خوشتان اومده و شرایط او مطابق میل تان است قبل از ازدواج بهتر است به چند نکته دقت کرده و شرایط را بهتر بسنجید تا انتخاب درستی داشته باشید.

      نکات مثبت
      می توان با کمک این مرد از دیدگاهی متفاوت به دنیا نظر کرد و مسائل و مشکلات را با نگاهی عمیق تر حل کرد.
      روبه رو شدن با مردی که از نظر مالی به موفقیت و ثبات رسیده، برای بیشتر زن ها خوشایند است چراکه مردی که پا به میانسالی گذاشته، احتمالا شرایط مالی بهتری دارد.
      دخترانی که رابطه عاطفی محکمی با پدرشان نداشته اند برایشان ازدواج با مردی مسن تر جذاب است چراکه به دنبال مردی هستند که آنها را زیر پر و بال خود بگیرد و ترسهایشان را دور کند.
      مردهایی که اختلاف سنی زیادی با همسرشان دارند، دوست دارند به هر طریقی شریک زندگی شان را از خود راضی نگه دارند تا مبادا همسرشان به دلیل اختلاف سنی دچار مشکل شود.
      مردانی که همسران کم سن دارند، نگران از دست دادن آنها هستند. مثلاً نگران آن هستند که مبادا همسرشان روزی از آنان طلاق بگیرد و زندگی آنان را متلاشی کند و در نتیجه محبت بیشتری به همسرشان می کنند.
      مرد با تجربه بسیاری از مشکلات را مدیریت می کند و نمی گذارد به این راحتی ها بحرانی در زندگی ایجاد شود و در نتیجه زندگی حالت یکنواخت تری دارد.
      مرد با بیشتر چشیدن خوب و بدی های دنیا قدر زن و زندگی اش را بیشتر می داند.
      مزایا و معایب ازدواج با مرد سن بالا
      نکات منفی
      وجود فاصله سنی زیاد باعث می شود که زن و شوهر نتوانند به خوبی یکدیگر را درک کنند و دنیایشان فاصله زیادی با هم دارد.
      وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هریک در دوره ای از زندگانی به سر می برند که به لحاظ قوت و توان بدنی متفاوت با دیگری است مثلاً زنی که ۳۵ سال دارد، در دوران جوانی و سرزندگی به سر می برد و همسر او که در ۶۰ سالگی است به مرز پیری رسیده است.
      اگر زن بخواهد گاهی جوانی کند یا کمی سراغ تفریحات شاد و پرهیجان برود ممکن است همسرش خیلی همراه نباشد و ترجیح دهد در خانه بماند.
      ممکن است بعداز مدتی حوصله نداشته باشد شاهد بزرگ شدن زن باشد یا آزمون و خطاهای زن برای به دست آوردن شغل، جایگاه اجتماعی، حل مشکلات شخصی و ارتباطی اش را نتواند تحمل کند.
      گاه وجود فاصله های سنی زیاد باعث می شود که برخی از مردان، سوءظن هایی نسبت به همسر خود پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای اینگونه افکار خود بیاورند.
      فرد کوچکتر دچار نوعی رودربایستی رنج آور است و نمی تواند به راحتی مشکلات کوچک و گاه بچگانه اش را با همسر خویش در میان بگذارد، لذا حرف های ناگفته بسیاری دارد.
      جاافتاده بودن سن مرد می تواند او را به همسری کنترل گر تبدیل کند که مدام برای همسرش تعیین تکلیف می کند.
      گروهی از کارشناسان موسســـه تحقیقــات جمعیت شناسی ماکس پلانک طی بررسی های خود متوجه شده اند وجود اختلاف سن بین زنان و شوهران تاثیر منفی بر عمر زنان دارد.
      ممکن است گاهی به دلیل اختلاف سنی زیاد زن حجالت بکشد شوهرش را در جمع جوانان ببرد یا به دوستان و اقوام جوانش معرفی کند.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
  44. Raha
    Raha میگه:

    سلام.من ۱۰ سال از پسری ک منو میخواد بزرگترم! ما همدیگر و دوست داریم، ولی من از آینده خیلی میترسم. بنظرتون چیکار کنم؟؟ لطفا راهنماییم کنید!! ممنون

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگرچه نمی توان درباره عدد دقیق فاصله سنی زوجین و نقش آن در موفقیت و شکست زندگی زناشویی قانون یکسانی برای همه افراد صادر کرد اما یقینا تناسب سنی از جمله موازین زیربنایی و اساسی در ازدواج است که بی توجهی به آن، زمینه ساز بسیاری از کج خلقی ها و ناسازگاری ها در زندگی زناشویی خواهد شد.

      در واقع تفاوت سنی عاملی است که در کنار تفاوت های اخلاقی، شخصیتی و ظاهری اختلافات زناشویی را تشدید می کند. آنچه در این میان اهمیت دارد این است که اختلاف سنی زن و مرد نباید آنقدر زیاد باشد که در مسائل اساسی زندگی شان نظیر عقاید و ارزش ها، ارتباط با اقوام و دوستان، تفریحات و سرگرمی ها شکاف زیادی را ایجاد کند چرا که تفاوت فاحش نگرش در این حوزه ها باعث بروز اختلافات و یا دلسردی هایی در زندگی زناشویی می شود.

      در ادامه نقل قول هایی از زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره را که اختلاف سنی زیاد با همسرشان برایشان مشکلاتی ایجاد کرده است. می خوانید:

      تبیین روانشناسانه «کبوتر با کبوتر/ باز با باز» از زبان مراجعین

      * وارد اتاقم شد. احساس می کند دنیای شان، باورهای شان و احساسات شان به اندازه یک قاره از هم فاصله دارد، از خاطرات تلخ و شیرین ازدواج شان حرف می زند و می گوید: «روزهای اول ازدواج مان با شوهرم برای خرید چند دست لباس عید وارد مغازه ای شدم.

      بعد از پایان خرید همسرم کارت بانکی خود را به من تحویل داد و به سمت خودرواش رفت تا لباس هایی که خریده ام داخل آن بگذارد، خرید گران قیمت ما از یک طرف و دیدن خودروی مدل بالای همسرم که روبه روی مغازه پارک شده بود از طرف دیگر، باعث شد فروشنده خانم واکنش نشان دهد ؛ با حسرت تمام نگاهی به من انداخت و گفت: کاش پدر من هم مثل پدر شما بود! هم ثروتمند، هم با سلیقه در خرید…». بعد از تعریف این خاطره لبخند تلخی زد و در سکوتی سنگین محصور شد. سکوتی سرشار از ناگفته ها …

      * جنس نگرانی های امیر حسین متفاوت است او ۱۶ سال از همسرش مریم که ۳۰سال دارد. بزرگ تر است. امیرحسین می گوید:

      « تقریبا در ۲ سال اول زندگی مان همه چیز رو به راه بود. مسافرت های مان خاطره انگیزترین لحظات عمرم بود و در کنار مریم خوشبختی را احساس می کردم.اما اکنون که ۱۰سال از زندگی مشترک مان می گذرد دیگر خبری از آن شور و نشاط نیست.

      احساس می کنم علایق ما خیلی از هم فاصله گرفته است. علاوه بر این حالا که رفته رفته گرد پیری به سروصورت من نشسته است فکر می کنم همسرم از این که بخواهد در کنار من در شهر قدم بزند خجالت می کشد.

      آسیب هایی که باید جدی گرفت

      مسلما تفاوت سنی که در برخی مواقع حالت «شکاف سنی» به خود می گیرد برای زوجینی که بیش از یک دهه با یکدیگر فاصله سنی دارند مخاطرات زیادی را به همراه دارد. پختگی زیاد یکی از طرفین در مقابل ناپختگی و بی تجربگی های طرف مقابل، مهم ترین عاملی است که کفه ترازوی ارتباط را در بیشتر ابعاد زندگی زناشویی نامتوازن می سازد.

      ترس از دست دادن همسر، وابستگی به او، احساس برتری و کامل بودن، موظف دانستن خود واحساس مسئولیت نسبت به کنترل رفتارهای فرد کوچک تر، زیر سوال بردن تعدادی از رفتارهای او، کهولت سن و زوال جسمی و … همه و همه از جمله نگرانی هایی است که در این نوع روابط گریبان گیر همسر «مسن تر» می شود.

      فرد «کوچک تر» نیز با نگرانی هایی نظیر دلزدگی و سردشدن نسبت به رابطه زناشویی، احساس بی حوصلگی و تمایل به انزوا، احساس خجالت زدگی از حضور در جمع و معرفی همسر به دوستان و آشنایان، حس پشیمانی و …، دست و پنجه نرم می کند.

      فاصله سنی زیاد در کدام سنین مخاطره بیشتری ایجاد می کند؟

      بسته به این که زن و مرد در کدام دهه از زندگی شان به ازدواجی با فاصله سنی زیاد «بله» می گویند، میزان مخاطراتی که شکاف سنی ایجاد می کند، کم یا زیاد می شود. به طور کلی ازدواج در دوره نوجوانی و اوایل جوانی به دلیل اتخاذ تصمیم های هیجانی و عاطفی طرفین و احساسی عمل کردن آن ها در امر انتخاب همسر، چه برای دختران و چه برای پسران جدای از اهمیت مبحث فاصله سنی، توصیه نمی شود.

      به عبارت دیگر شرایط و نکات حائز اهمیت در ازدواج دختری ۱۳ساله که ۱۱سال با همسرش اختلاف سنی دارد، کاملاً متفاوت از شرایط ازدواج دختری ۲۷ساله با مردی ۳۸ساله است. یقینا تفاوت سنی زیاد در ازدواج هایی که طرفین خصوصا دختر از نظر سنی به نوعی ثبات و پختگی عاطفی، هیجانی، شخصیتی، اخلاقی و جسمی رسیده باشد و بتواند روی خط ثابتی از مدیریت هیجانی حرکت کند به مراتب خطرات کمتری را در پی دارد.

      راهکارها

      با درنظرگرفتن این موضوع در ادامه راهکارهایی برای زوجین که مرد اختلاف سنی زیادی با همسرش دارد، ارائه می شود:

      ۱ – مراقب باشید به همسری کنترل گر تبدیل نشوید: از آنجا که تفاوت سنی میان زوجین خصوصا زمانی که مرد بزرگ تر است و دختر هم در سنین بسیار پایین به سر می برد می تواند زمینه ناهمسانی در اندیشه و افکار فردی و اجتماعی را میان همسران فراهم آورد، این احتمال وجود دارد که چنین ازدواج هایی در دام ارتباط والد – کودکی بیفتد در این دسته از ازدواج ها فرد کوچک تر هنوز در دوران نوجوانی به سر می برد و فرد بزرگتر مرحله جوانی خود را سپری می کند، با تجربه تر است و خود را در قبال ناپختگی ها، ناآگاهی ها و خودسری های فرد کوچک تر مسئول می داند؛ مسئولیتی از جنس مسئولیت پدرانه.

      در واقع بسیاری از افراد بزرگ تر در ازدواج های بافاصله سنی زیاد معتقدند مسئولیت «تربیت» همسر نوجوان شان به عهده آنها واگذار شده است در نتیجه ممکن است ناخواسته در مقام یک والد شروع به سخت گیری و کنترل خارج از عرف همسر نوجوان شان کنند.

      ۲ – در کنارش باشید نه در مقابلش: مسلما در ازدواج هایی با شکاف سنی بالا خصوصا زمانی که زوجین کم سن و سال هستند، فرد کوچک تر ممکن است به تفریحات، سرگرمی ها و رفتارهایی علاقه مند باشد که شاد و پرهیجان است اما از نگاه فرد بزرگ تر چندان پسندیده و مقتضی مقام و شان فرد متاهل نیست.

      در چنین ازدواج هایی حتی ممکن است «خنده های کودکانه» همسر زمینه ایجاد ناراحتی و کج خلقی زوج بزرگ تر را فراهم کند! حال چنانچه فرد بزرگ تر همسرش را به گونه ای «منطقی» همراهی نکند بلکه مشغول سرزنش کردن و ایرادگیری از رفتارهای ناپخته او باشد و نحوه برخورد همسرش را مایه شرمساری و خجالت خود ببیند و یا کلا تصمیم بگیرد او را به حال خود بگذارد و در هیچ کدام از علایق همسرش مشارکت نکند، رفته رفته دلسردی و پشیمانی بر زندگی هر دو طرف سایه می گستراند و آن ها را به سمت فاصله گرفتن از یکدیگر و پناه بردن به عالم تنهایی یا جایگزین کردن جمع دوستان و اقوام به جای همسر سوق می دهد.

      ۳ – با خطاهای همسرتان منطقی برخورد کنید: بسیاری از خانم هایی که در سنین پایین و در اوج نوجوانی زندگی مشترک را آغاز کرده اند ممکن است بعد از گذشت سال ها از زندگی شان به دنبال شکوفایی استعدادهایشان باشند.

      در چنین شرایطی مرد ممکن است شاهد آزمون و خطاهای زن برای به دست آوردن شغل، جایگاه اجتماعی، حل مشکلات شخصی و ارتباطی اش باشد. در واقع فرد کوچک تر با حرکت به سمت سنین رشد و پختگی، رفتارهایی را نشان می دهد که در واقع مقتضی سن اوست و بخشی از فرآیند طبیعی رشد محسوب می شود.

      در چنین شرایطی شوهر (همسر بزرگ تر) که تاکنون همسرش را فردی صرفاً «تابع» می شناخته، ممکن است با ایجاد چنین تغییراتی به اشتباه بیندیشد که او مشغول سرکشی و طغیان است و باید در مقابل چنین تغییراتی ایستادگی کرد. در شرایط مذکور چنانچه زوجین از قدرت گفت وگوی منطقی و انعطاف بر سر تغییرات به وجود آمده برخوردار نباشند دیر یا زود شاهد جدایی عاطفی و روحی از یکدیگر خواهند بود.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  45. علیرضا
    علیرضا میگه:

    سلام خسته نباشید.. من ۶ ماه پیش با دختری ک ۳ سال ازم بزرگتره اشنا شدم و الان قصدمون ازدواجه..من متولد ۷۷ و ایشون ۷۴ هستش میدونم سنم کمه ولی خیلی بهم وابسته شدیم..بنطرتون ب مشکل نمیخورییم؟؟؟؟ البته هنو خانوادهامون خبر ندارن ولی خب بهش گفتم گفت ک مشکلی با سنت ندارم . یکم نگرانم توروخدا راهنماییم کنید مرسی ب ایمیلم بفرستید تشکر

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر شرایط ازدواج رو دارید این اختلاف به درک هر دوی شما بستگی داره و خیلی از افراد تونستن با این شرایط زندگی خوبی رو ادامه بدن
      پس دوست عزیز اگر شرایط شما مهیا باشه مسلما” خانواده با شما موافقت خواهد کرد ولی نظر طرف مقابل هم در این بین بسیار مهمه
      بهتره اول از یک مشاوره حضوری شروع کنید

      پاسخ دادن
    • نویسنده سایت
      نویسنده سایت میگه:

      با سلام خدمت شما
      اختلاف سنی شما به خودی خود نمی تواند یک عامل منفی محسوب شود. بلکه برای موفقیت در ازدواج مجموع عوامل شخصیتی و خانوادگی مهم است . بهتر است برای شناخت بیشتر یکدیگر ابتدا روابط خانوادگی را بر قرار کنید و سپس از جلسات مشاوره پیش از ازدواج کمک بگیرید . روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  46. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام. من ۲۸ سالمه میخوام با دختر عمه م که ۳۶ سالشه ازدواج کنم آیا مشکلی از لحاظ سنی در آینده پیش میاد خواهش میکنم راهنمایم کنید؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      با سلام خدمت شما
      این اختلاف سنی کمی زیاد است ایشان هشت سال از شما بزرگتر هستند . اما در هر حال می توانید از جلسات مشاوره پیش از ازدواج کمک بگیرید . روانشناسان کانون مشاوران یاران در این زمینه می توانند کمکتان کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  47. دریا
    دریا میگه:

    سلام و خسته نباشید من دختری ۴۳ هستم که یشنهاد ازدواج آقای ۳۰ داشتم .ما روی هم شناخت داریم و همدیگرو درک میکنیم و کلیه مسائل و مشکلاتو بررسی کردیم و به توافق رسیدیم .من در ابتدا با درخواست ایشان مخالفت کردم چندین مرتبه ولی با اسرار ایشان که باورشان داشته باشم قبول کردم که شناخت پیدا کنم و با رضایت خانواده اقدام به ازدواج کنیم ایشون که قاطع و مطمن بودن که خانوادشونو میتونن راضی کنن و موضوع را مطرح و با مخالفت شدید پدر و مادر مواجه شدن ولی رابطشونو به امید اینکه پدر و مادرشونو راضی کنن ادامه دادند و هم خودشون وابسته شدن هم من.در حال حاضر به این نتیجه رسیدن که نمیتونن پدر و مادرشونو راضی کنن و باید ی تصمیم بگیریم که کلا قطع ارتباط کنیم یا من راهی به ایشان برای رضایت پدر و مادرشون بدم ولی من چنین توانی ندارم .میخوام قطع ارتباط کنم ولی خیلی سختمه ما ۸ ماه ساعتها شبانه روز تلفنی حرف زدیم ، گردش ، رستوران ، خرید رفتیم و کلی رویا ساختیم برای زندگی آینده و برخورد با مشکلات . نمیخوام پدر مادر عشقمو ناراحت کنم چون اونا پیر و مریض هستند و میدونم که اونها انتخاب میشن در این رابطه نه من . خیلی ناراحتم من ی دختر تنها هستم و تنها زندگی میکنم خیلی ناراحتم که چنین غمیو به غمهام اضافه کردم اینقد که نمیتونم فضای خونه رو تحمل کنم .به نظرتون چرا من چرا اشتباه کردم؟و چه باید بکنم و به عشقم چی بگم تا بتونم تحمل کنم .فکر میکنم اصلا در این تصمیم عاقل نبودم .ممنون

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      مهم اینه که خود شما به اشتباهتون پی برید … هر چند افراد ازاد هستند با هر شرایطی با هم زندگی کنن … ولی خب در ایران رضایت خانواده ها بسیار مهمه
      بهترین کار با تمام سختی هایی که داره ..کات کردن کامل رابطه بین شما دونفره تا زودتر بتونید به ثبات برسید و گرنه این وابستگی هر روز عمیق تر خواهد شد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  48. محمد
    محمد میگه:

    سلام
    چطور میشه پدر و مادر رو برای ازدواج با دختری بزرگتر از خود راضی کرد من صحبت کردم از بزرگترکمک گرفتم ولی پدر مادرم میگن در آینده از لحاظ جنسی دچار مشکل میشی.پدرو مادرم بیمار هستندو من باید اونارو رعایت کنم و مجبورم از عشقم صرف نظر کنم و این خ منو ناراحت میکنه .

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر اختلاف سنی شما زیاد باشه حق با خانواده است .. ولی در حد یک دوسال باشه میتونید با درک مناسب زندگی خوبی داشته باشید
      به همین خاطر بهتره مشاوره ای حضوری داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  49. مریم
    مریم میگه:

    سلام
    من عاشق پسری ام که ۱۴ سال از من کوچکتره.
    بخاطر حرف مردم خب فقط دوست موندیم. عرف نیست.
    توی ایران اینطوره . ولی کشورهای خارجی اختلاف سن مشکلی نیست.
    ولی براش میمیرم.
    نفسمه.واسه همین تصمیم گرفتم هرگز ازدواج نکنم و همیشه مجرد بمونم تا دوستش بمونم
    البته اونم گفته هرگز ازدواج نخواهد کرد.

    پاسخ دادن
  50. مهدی
    مهدی میگه:

    سلام.خسته نباشید.من یه مشکل بزرگ دارم.من پسری هستم۲۰ ساله عاشق دختری شدم که ۳۱سالشه و یک ازدواچ ناموفق داشته و تو زمان نامزدی جدا شدن.من سه یا چهارساله این دختر رو میشناسم و الان نزدیک ۶-۷ماهه با هم رابطه تلفنی داریم و همو میبینیم و دو تامون راضی هستیم برا ازدواج ولی نمیدونم چجوری به خانواده ها بگیم.چون مطمئنم راضی نمیشن.من باید به این دختر برسم چون بدجور همو دوست داریم و عاشق همیم.لطف کنین شما راهنمایی کنید.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      کاملا مشخصه تحت تاثیر احساسات هستید و وقتی چنین حالتی هست مشاوره بی فایده است
      ولی اگر قصدتون جدیه با فردی قابل اعتماد در خانواده و یا فامیل صحبت کنید و ازش بخوایت که وساطت کنه
      در یکی از موارد شما در اینده وقتی در اوج نیاز جنسی هستید ایشون در دوران افول این حس هستند و همین ریشه بسیاری از تنش ها خواهد شد
      چون چنین ازدواجی به توجه به مشکلاتی که در اینده به وجود میاد مردود و اشتباهه

      پاسخ دادن
  51. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام من همسرم فوت کرده ۷ماهه با پسری اشنا شدم که از خودم حدود ۲۰ سال کوچکتر است البته ایشان با اگاهی کامل ازسن من پیشقدم شدند وخلاصه با رفت و امد عاشق هم شدیم و الان اصرار داره ازدواج کنیم که البته به خانواده اش میخواهد بعد ازدواج بگوید و انها را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهد.لطفآ نمایید.در ضمن من ۵۰ سالمه.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      به هر حال هر ارتباطی میتونه ایجاد وابستگی کنه و شما بهتر از هر کسی میدونید این کارتون میتونه چه اثراتی در اینده داشته باشه
      ایکاش اینقدر ساده با احساسات هم بازی نمیکردیم !
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
      • ناشناس
        ناشناس میگه:

        سلام من با احساساتش بازی نکردم ایشون با پا فشاری بهم نزدیک شد و من هم بهش علاقه مند شدم و مشاوره هم رفتیم در رفتارش اختلالی وجود نداشت البته از هر دو تست و ازمون گرفتن ولی با همه اینها خودم از اینده میترسم ولی ایشون با اطمینان کامل جلو امده و مرتب میگه تصمیمش جدی است و هیچوقت پشیمون نمیشه و من نمیتونم تصمیم بگیرم دچار استرس شدم خواهش میکنم کمکم کنید.چه کنم.

        پاسخ دادن
  52. یاشار
    یاشار میگه:

    با سلام خدمت دوستان.من ۳۲ سالمه حدود یکسال با خانمی آشنا شده ام که ۲ سال از من بزرگتره قبلا ازدواج کرده بوده و همسرش به دلیل بیماری فوت کرده واز اون یه پسر ۶ ساله داره.الان پیش خانوادش هست و خانواده بسیار با فرهنگ و مهربانی دارن و منو هم میشناسن.بخصوص مادرشون که میگه انقدر خوبی که بجای پسرم هستی .حالا نمیدونم چیکار کنم چون خصوصیاتی داره که سالهاست تو خیالم بوده.حالا موندم چطوری با این قضیه برخورد کنم آیا بچه اش میتونه در آینده مشکل ساز باشه؟با خانواده خودم چطور مطرح کنمممنون ا زراهنماییتون

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر قراره با ایشون زندگی مشترکی رو شروع کنید باید به تمام مواردی که در زندگی اینده پیش میاد دقت کنید و حل هر مشکلی به نوع دیدگاه شما دو نفر داره
      پس اگر شرایط ازدواج رو دارید اول مشاوره ای حضوری انجام بدید و بعد با خانواده مطرح کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  53. ناشناس
    ناشناس میگه:

    برای ازدواج سن اصلاملاک خیلی مهمی نیست تفاهم وعشق مهمه اگه واقعاهمدیگه رودوست دارین وازهمه نظرباهم جورین ازدواج کنین وبیخیال سن وسال شین من هفت ساله ازدواج کردم شوهرم سه سال ازمن کوچکتره واقعاخوشبختیم خیلی باهم رفیقیم انشاالله که همه جووناخوشبخت بشن وبه عشقشون برسن

    پاسخ دادن
  54. mohsen
    mohsen میگه:

    باسلام .دانشجوهستم عاشق یکی از همکلاسیام هستم که یه سال پشت کنکور بوده . نزدیک به سه سال رابطه داریمو بهم دیگه وابسته ایمو عاشق همدیگه هستیم . به نظر شما اگه ما باهم ازدواج کنیم توی زندگی با مشکل روبه رو میشیم

    پاسخ دادن
    • a.r
      a.r میگه:

      خیلی شجاعی به خدا. اون هم دوستت داره؟به سر خودم هم اومده و میدونم که چی میکشی. مال من ۲۰ از خودم بزرگتر بود. البته نمیدونستم. فکر میکردم ۱۳ یا ۱۴ سال هستش.بعد فهمیدم که اون بیشتر از سنش نشون میده و خودم هم مثل تو با اینکه دو ساله که ولش کردم به خاطر هیمن مسائل ولی یک لحظه هم از یادم نمیره. اون هم خیلی دوستم داشت ولی اینقدر اطرافیان اذیتش کردن و بهش چرت و پرت گفتن که کشید کنار. یکی دو بار دیگه هم اومد ولی به سلابه اش کشیدن که دیگه مجبور شد بره کنار ولی ن از یاد من رفته ن از یاد اون. ولی کاریش نمیشه کرد. عاشقی بد دردیه.

      پاسخ دادن
  55. مریم
    مریم میگه:

    سلام من از بچگی به پسری بزرگ شدم که فقط ۶ماه از خودم کوچیکتره
    خیلی دوس دادیم همدیگه رو اما
    میخوایم ازدواج کنیم اما فقط بخاطره همین ۶ماه نمیذارن بیاد خواسگاریم…
    به نظرتون این درسته؟
    بخاطره ۶ماه کوچیکتر بودنش قید این عشق و ازدواجو بزنیم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر در سایر موارد تفاهم داشته باشید این حد اختلاف سنی مهم نیست و به درک دو طرفتون بستگی داره
      پس مشاوره کنید تا در این مورد نتیجه بهتری رو بتونید بدست بیارید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  56. سعید
    سعید میگه:

    سلام خسته نباشید پسری هستم ۲۱ساله با خانمی ۳۵آشنا شده ام و قصد ازدواج داریم از نظر مالی هم مشکلی نداریم چونوهر دومون سرکار میریم میخواستم بدونم درآینده ب مشکل زناشویی و جنسی برمیخوریم .ممنون میشم راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • ناشناس
      ناشناس میگه:

      اگه دوسش داری و سن برات مهم نیست و حرف مردم و خانواده ا ت مهم نیست و بعدش هم تحت تاثیر حرف خانواده ات قرار نمیگیری و مستقل هستی و رو پای خودت به نظر من با عشق زندگی کنی بهتره تا یه عمر با کسی زندگی کنی که دوسش نداری . در ضمن این خانم هم سنگ یزرگ جلوی پات نندازه. مثلا مهریه زیاد و چیزای دیگه. من خودم زندگی با عشق رو به زندگی بی روح ترجیح میدم.

      پاسخ دادن
  57. صالح
    صالح میگه:

    سلام من با دختری اشنا شدم که ۷ سال از من بزرگتر هستن و بنده فوق العاده به ایشون علاقمند شدم و کم کم با خانوادمم صحبت کردم ولی این دختر از ماجرا خبر ندارن یعنی نمی دونن که بنده انقد به ایشون علاقمند شدم و قصد ازدواج ازدواج دارم باهاشون البته بنده و ایشون خیلی با هم ارتباط تلگرمی داریم و هر از چندگاهی هم و می بینیم و جفتمونم مذهبیهستیم و خانوادمونم مذهبی هستن ولی حالا من نمی دونم چطور به ایشون بگم و چطور پیشنهاد ازدواج به ایشون بدم و اصلا نمی دونم که این علاقه من درسته یا نه ایشون ۳۰ سالشونه من ۲۳ سالمه

    پاسخ دادن
  58. fereshte
    fereshte میگه:

    سلام
    خیلی عذر میخام که مجددا میپرسم
    من باید چیکار کنم احساس میکنم دیگه شرایط ازدواج برام پیش نمیاد و تنها میمونم تنها کسی هست که بدلم نشسته حاضرم از زندگیش بیرون برم ولی واقعا تنهام نیاز به حضور یه مرد توی زندگیم دارم
    خانوادم با بی توجهی میگن راحتی که مجردی همینطور بمون و این آزارم میده چون احساسات و نیازهای منو نمیفهمن
    من صبور مهربون بادرک و فهم تحصیل کرده از لحاظ ظاهری خوب و مناسب … دیگه واقعا بعنوان یه دختر احساس میکنم این سالها حسابی خودمو ساختم برای اینکه خوب باشم
    ولی دیگه حالم از این خوب بودن بهم میخوره. حس میکنم میبایست پا براه های نادرست بذارم دپرس شدم…
    اگه این نشه دیگه نمیدونم چیکار کنم
    بهش بعنوان همسر نگاه میکنم
    میشه بیشتر راهنمائیم کنید.اگه قرار بود اینهمه سال منتظر بمونی و الان که میخای باید بگی نه… پس چرا عمرمو هدر بهتر بودن و بهتر شدن کردم.احساس میکنم اگه با بدرد نخورترین آدم هم زندگی میکردم الان یه نفر کنارم بود.احساس میکنم من یه آدم بدرد نخور هستم. به هیچ دردی نمیخورم.واقعا مستاصل شدم.کمکم کنید یکم بیشتر راهنمائیم کنید ممنون

    پاسخ دادن
    • ناشناس
      ناشناس میگه:

      سلام
      دوست عزیز تنها زندگی کردن بهتر از زندگی با یک ادم بدرد نخوره به خوبیهات اضافه کن و به همنوعهای دیگت احسان کن .خوب تو تلاشتو برای ازدواج کردی نشده دلیل نمیشه که خودتو سرزنش کنی .انشاله فرد مناسبو خدا برات بفرسته.ازدواج نکردن بهتر از ازدواجیه که بهت آرامش نده..

      پاسخ دادن
  59. fereshte
    fereshte میگه:

    سلام
    دختری ۳۷ ساله هستم واز لحاظ ظاهری بهم میخوره ۲۵ یا ۲۶ باشم
    پسری ۲۷ ساله دوساله دوسم داره از لحاظ ظاهری بهم میخوره قدبلند و کاملا مردانه از لحاظ اخلاقی هم مناسب هم هستیم
    وقتی از جایی ناراحته باید بهم بگه و من با شادی و شوخطبعی همیشگیم کمکش میکنم
    جدیدا درخواست ازدواج ازم کرد ولی گفت خانوادش باید توافق کنن
    منم تائید کردم
    با خانوادش گفت و اونا شدیدا مخالفت کردن
    میگه خانوادشو نمیتونه کنار بذاره از طرفی منم نمیتونه رها کنه
    من سوالم اینه
    آیا دیگه از زندگیش خارج بشم
    یا
    اگه این ازدواج مناسب هست راهی هست که خانوادش قبول کنن
    قابل ذکره که بعد این همه سال اولین مورد مناسب من هست
    مابقی خواستگارام اصلا مناسب نبودن
    ممنون میشم زود جواب بدید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      این ازدواج به خاطر اختلاف سنی بالا در شما مردوه … چون شما بعد از چند سال به خاطر بارداری افتاده میشید و طرفتون در اوج نیاز جنسی قرار میگیره و تنش و مشکلات از همین موضوع میتونه زندگی شما رو به نابودی بکشونه
      و گرنه اختلاف سن فقط به درک دو طرف بستگی داره ولی مشاوره کنید تا بیشتر به مشکلات احتمالی پی ببرید
      در مورد سایر خواستگاران باید گفت قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه و گرنه رابطه نمیتونه پیش بره
      در مورد رضایت خانواده اش چون ایشون شکستی رو تجربه کرده مسلما” برای این ازدواج سختگیری خواهند کرد
      و چاره ای جز صبر و کمک گرفتن از افرادی قابل اعتماد به عنوان واسطه وجود نداره
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
  60. ماری
    ماری میگه:

    من هم قصد ازدواج با پسری و دارم که ۵سال تفاوت سنی داریم و خانواده ی پسر کاملا راضیین و منو میخوان ولی خب من دو به شکم و میترسم چون حس میکنم دیگه پنج سال کوچیکتر خیلی زیاده واسه پسر،… البته به بلوغ فکری رسیده و یه مشکل دیگم اینه که از ایران میخواد بره و بخاطر،من هنوز اینجاس واقعا نمیدونم چیکار کنم من ۲۸ سالمه و ایشون ۲۳ 🙁 خیلی میترسمو دو به شکم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      بهتره مشاوره کنید … ولی تا وقتی که شک و تردید دارید بهتره وارد چنین روابطی نباید شد
      در نهایت دلتون به سمتی تمایل داره و کمکتون میکنه انتخاب کنید ولی مشاوره کنید تا درست و منطقی انتخاب کرده باشید

      پاسخ دادن
  61. عاشق
    عاشق میگه:

    منم عاشق زن مطلقه ۱۶سال بزرگترازخودم شدم یه دخترمتاهل ویه پسرمجردداره ۵ساله ارتباط داریم من۳۱اونم۴۷سالشه لطفاً راهنمایی کنید مادرم خیلی مخالفت میکند ولی من واون عاشق هم هستیم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      به هر حال شما در سنی هستید که میتونید با اختیار خودتون ازدواج کنید
      و گرنه اگر منتظر رضایت مادرتون هستید این اتفاق ممکنه هیچ وقت رخ نده
      و این شما هستید که در نهایت باید انتخاب کنید

      پاسخ دادن
  62. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام.
    با دختری که ۴ سال ازم بزرگ تره مدت یک ساله آشنا شدم
    خیلی از عقاید و طرز تفکرمون شبیه به هم هست
    فقط روش مطرح کردن به خانواده هارو نمیدونیم و میترسیم که جوری بگیم که مخالفت کنن
    اطفا راهنماییمون کنید
    با تشکر

    پاسخ دادن
  63. مهران
    مهران میگه:

    این خانم بخاطرمن نزدیک به چهارخواستگارو رد میکنن که من خودم شاهد خوب بودن اونابودم.من به تازگی دیپلمو گرفتم والان فروشنده گالری مبلم باحقوق ۳۵۰ودرصدی از فروش وهیچ کاری روبد نمیدونم وحاظرم بخاطر عشقی که به اون دختر دارم همه کاربکنم.من دانشگاه انقلاب یافته آبادقبول شدم واین قبولی یه جورایی موجب عقب افتادن کار من دررسیدن به اون دختر شده.من باخودم میگم که چهارسال باید درس بخونم و دوسال سربازی ودوسال باید کارکنم تابتونم به اون برسه ولی این راه طولانیه درراه دیگه میگه که دانشگاه روبزارم کنار وبرم سربازی وبعدازسربازی برم سرکار تابتونم زودتربه اون برسم.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      به هر حال هر کاری شرایطی داره و شما باید بدونید تا کار و استقلال مالی نداشته باشید در جلسه خواستگاری حرفی برای گفتن نخواهید داشت .. از طرفی درس نخوندن شما و پیدا کردن کار در این شرایط اقتصادی کمی سخت به نظر میاد و بهتره خودتون کمی بهش فکر کنید و تصمیم نهایی رو بگیرید … فکر کنید امروز سربازی شما تمام شده واقعا” میخوایت چیکار کنید ؟ بهتره از این زاویه به موضوع نگاه کنید …

      پاسخ دادن
  64. مهران
    مهران میگه:

    سلام توروخدادکتر جواب منو بده؛من پسری نوزده ساله ای هستم وبسیارسیاه دلم وحاظر به ترک این سیاه دلی نیستم تقریبا یکسال قبل بادختری باحجاب واونجوری که احساس کردم به سیاه دلی من رضایت میده در دارلقران شهرمون آشنا شدم به هرنحوی بود تونستم باهاش ارتباط تلفنی برقرارکنم ماچندین بارتودارلقران همدیگرودیده بودیم وباهم هم کلام شدیم توطی این ارتباط تلفنی متوجه شدم اونم عاشق من شده بودن.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز اختلاف سن بستگی به درک دو طرف از این اختلاف داره و کسی نمیدونه در آینده چه اتفاقات و مشکلاتی برای شما پیش خواد اومد …یکی از مشکلات این اختلاف مشکلات جنسی وبه هر حال اگر شرایط کار و استقلال مالی شما مهیاست بهتره قبل از هرتصمیمی مشاوره ای حضوری داشته باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  65. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام به تمامی دوستان
    من با یدختری آشنا شدم که ازم دوسالو هشت ماه بزرگتره..ما قصدمون ازدواجه و همدیگه رو خیلی دوستداریم..اما یمشکل دیگه اینه که اون یه ازدواج ناموفق داشته…خیلی دختر خوبو با حجاب و مومنی هستش..نمیدونم چیکار کنم .تورو خدا راهنماییم کنین..هرچه سریعتر بهتر..
    با تشکر

    پاسخ دادن
  66. ناشناس
    ناشناس میگه:

    من ۳۵ سالمه و تا الان عاشق نشده ام. اما تا آقایی رو می پسندم می بینم که اون اسیر عدد و ارقامه! حتی اگه از من بزرگتر باشه که دیگه سن بچه دارشدنت گذشته! متاسفم برای این طرز تفکر پوسیده! با اینکه من از شرایط خوب زندگی و تحصیلی و شغلی برخوردارم و خانواده ای خوب دارم. وقتی خودم رو با دخترهای کوچکتر مقایسه می کنم متوجه میشم اونها هیچ چیز از زندگی و آرامش و ادب فرزندهاشون و کانون گرم خانواده نمی دونن. حدااقل به معنایی که من برای عشق و اعتبار عشق می شناسم اونها اصلا شناخت ندارن! خب اینها آزاردهنده است برای من خیلی . و این حس هم در من ازار مضاعف داره پس کی و کجا من باید کسی که عاشقش خواهم بود و اونهم عاشق من رو پیدا کنم ؟ و حالا آقایی رو دوست دارم که متاسفانه ایشون اسیر عدد شدند و بی توجه به شعور و درک و فهم و اعتبار شخصیتی من… واقعا اقایون دنبال چه هستند؟ دلم شکسته …

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز درسته اختلاف سن بسیار مهمه ولی به درک دو طرف برمیگرده و وقتی درگیر مسایل و سنت و رسوم گذشته باشه نمیتونید انتظار زیادی ازش داشت

      پاسخ دادن
    • امید
      امید میگه:

      ببخشید، شما از آقایون مینالم من از خانم ها ، من خودم تو موقعیت برعکس شما هستم … دختری که همه جوره باهم خوش بودیم ، لحظه شماری میکرد که بیام پیشش تا فهمید از من بزرگتره کلا گیر داد به اعداد ارقام بقول شما … هر آدمی یه معیاری داره ، من فکر میکنم اگ کسی نتونه با این ارقا کنار بیاد باید کنار موند ..شاید واقعا نمیتونه … من خودم خیلی سعی کردم نگه دارمش حتی با خانوادشم حضوری صحبت کردم اونام منو تایید کردن اما خود خانم مشکل داره … بنظر من اگر علاقه و دوست داشتن باشه … زمان میتونه کمک کنه شناخت کامل و اطمینان بیشتر بشه

      پاسخ دادن
    • ناشناس
      ناشناس میگه:

      عزیز جان برای اینکه این سری از افراد اطلاعاتشون کمه و نمی دونند دوره عهد بوق سپری شده و الان تا بعد ۴۵ سالگی هم زنان می تونند بچه های زیبا و سالم به دنیا بیارند ( سند می تونید به سخنان دکتر افروز رئیس نظام روانشناسی ایران مراجعه کنید) و در مواردی حتی پس از یائسگی و این رو نمی دونند که مرد هم بعد ۴۰ سالگی مثل یه فرد ۲۰ ساله نیست و ممکنه خودش از نظر فرزند دچار مشکل باشه حرف زیاده عوام خیلی چیزها رو نمی دونند شنونده عاقل باشه!

      پاسخ دادن
  67. Amin
    Amin میگه:

    آقا به نظر من این اختلاف سنی رو ول کنین !!!!!! اگه یه دختری که از خودتونو بزرگتره رو دوس دارین و اونم شما رو دوست داره برای یه مدت با هم باشین اگه دیدین شبیه هم دیگه هستین هم دیگرو درک میکنید ازدواج کنید

    پاسخ دادن
  68. amir
    amir میگه:

    سلام تروخدا کمکم کنید من عاشق یه دختر شدم عاشق که نه دیوونشم چیکارکنم اون ۱۶ سالشه منم ۱۳ واقعا نگید که ولش کن چون هر بار میخولستم جدا بشم ازش نتونستم حس میکنم اونم منو دوست داره نمی دونم نمیتونم.برم بهش دوسش دارم کمک کنید چیکار کنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اتفاقا” باید همین حرف رو گوش بدید چون سن شما اونقدر پایینه که کسی شمارو برای حتی خواستگاری هم جدی نمیگیره … پس لازمه از همین سن کم واقع پذیر باشید و چیزایی رو طلب نکنید که از رسیدنش عاجز باشید ….شما درس /کار/سربازی /و… رو هنوز طی نکردید پس چطور میتونید برای چنین زندگی هزینه کنید

      پاسخ دادن
  69. amir
    amir میگه:

    Salam khobid khaste nabashe .mnm moshkel daram mn divone ye dokhtar fogh alade hastam khele dosesh daram onam mno dost dare mn 14 salame bad on 16 salesh torokhoda komak koned lootfan naged ke bayad veleah kone باتشکر ممنونم که بهم کمک میکنید

    پاسخ دادن
  70. مونا
    مونا میگه:

    سلام من تقریبا یک سال و نیمه با یک پسری آشنا شدم که از من سه سال و دو ماه کوچیکتره،من ۲۶ سالمه و پسر ۲۳ من قبلنا نسبت به ازدواج و مردا خیلی تردید داشتم و می ترسیدم و به همه جواب رد می دادم بدون هیچ دلیلی، اما از وقتی این پسره وارد زندگیم شده کلا همه چی عوض شده طرز فکرم نسبت به ازدواج و دوس داشتن تغییر کرده، واقعیتش خیلی خیلی منو دوس داره و من اصلن اعتقادی به دوس داشتن نداشتم و بهم دوس داشتنو یاد داد و تازگیا حس میکنم منم خیلی دوسش دارم، با منطق بهش فهموندم که نمی تونیم با هم ازدواج کنیم اما اصلن دست بردار نیست، فقط سن نیست که برا من مشکل سازه من لیسانسم و ایشون دیپلم اما بگم از نظر اخلاق و ادب و پایبندی به اعتقادات و خانواده حرف ندارن و منطقی تر از من هستن و چند بار بهم گفتن اصلن منطقی برخورد نمی کنم.اینو هم بگم که ایشون خیلی اهل کارن و از بچگی با سختی بزرگ شدن مثل خودم. هر دفعه می خواد با خانواده بیاد خونمون اما من نمیذارم نمی دونم چطور به خونوادم بگم خواهشن راهنماییم کنین…

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      خب وقتی علاقه ای به ایشون ندارید بهتره رابطه رو قاطعانه کات کنید نه اینکه با ادامه اون بر میزان وابستگی بین خودتون اضافه کنید در غیر اینصورت پایبند هم میشید و شرایط رو برای خودتون سخت خواهید کرد .. این مسایل خیلی پیچیده و گنگ نیستن و شما راحت میتونید راه درست رو انتخاب کنید

      پاسخ دادن
      • مونا
        مونا میگه:

        خب راستش تقریبا چن ماهه بهشون علاقه مند شدم برای همین هر روز تو فکرشم ، فقط می ترسم این دوست داشتن از روی عادت باشه، بعضی وقت ها فکر می کنم اگه رابطه رو کات کنم و نتونم فراموشش کنم چی؟ چون دو سه بار امتحان کردم و نشد فراموشش کنم.بهشون هم گفتم که دوسشون دارم…

        پاسخ دادن
  71. الینا
    الینا میگه:

    سلام میخواستم بدون ازدواج دختر با پسری که فقط حدود یک ماه از دختر کوچکتر هست مشکل ایجاد میکنه از نظر ظاهر دختر کمتر از سنش میزنه و پسر کمی بیشتر از سنش یعنی هیچکی نمیفهمه همسنن از نظر تجربه هم پسر با تجربه تر و پخته تر هست سنشونم ۳۱ آیا مشکل ایحاد میشه?

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز اگر در تمام موارد تفاهم نظر دارید پس میتونید این اختلاف ناچیزو نادیده بگیرید
      چون این اختلاف سن به درک دو طرف بستگی داره که چطور درکش کنن
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  72. فهیمه
    فهیمه میگه:

    من ۲۵ سالمه یه سال و نیم هست که با یکی از هم دانشگاهی های سابقم دوستم که ۳ ماه از من کوچیکتره، برای ازدواج تردید دارم، چون هیچ وقت تمایلی به ازدواج با پسر کوچکتر نداشتم، به خاطر ظاهرش که چند سالی بیشتر از سنش به نظر میاد، و شخصیتش فک می کردم که دو سه سالی از من بزرگتره، وقتی فهمیدم همسنیم که دیگه علاقه ای به ترک رابطه نداشتم، البته چون از نظر مالی و فرهنگی و اعتقادی هم خیلی به ما نزدیکن، و راحت با هم کنار میایم نخواستم ترکش کنم، پسرایی که تو محیط کار یا تحصیل بهم پیشنهاد دادن و از من بزرگتر بودن کاملا ناپخته تر از دوستم هستن، من هم علاقه ای به شخصیتشون ندارم، اما نادیده گرفتن این اختلاف سنی هم برام سخته، به خاطر سنم، دوس دارم زودتر ازدواج کنم، می ترسم بیستر از این سنم بالابره و مجرد بمونم، واقعا سر درگم شدم.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اختلاف سن شما بسیار کمه و اگر بتونید به سطح معقولی از تفاهم برسید مسلما” زندگی خوبی خواهید داشت …
      اختلاف سن در این حد به درک دو طرف بستگی داره که میتونید حلش کنید

      پاسخ دادن
  73. علی
    علی میگه:

    سلام من الان ۳سال میشه که بایه دختردوست هستم وبه معنای واقعیه کلمه لیلی ومجنون هستیم ولی طرف مقابل ۵سال ازمن بزرگتره من۲۵سالمه واون ۳۰سالش تصمیمون براازدواج جدی هستش ولی خانواده یا همش مخالفت میکنن وسنگ میندازن جلوپام وهمش ازدختره عیب وایراد میگیرن وبهش وصله میچسبونن دیگه موندم چیکار کنم بخدا
    دیونه شدم بخدا حتی فکریه روزجدایی منو آزارمیده چه برسه که کلا ازهم جداشیم به نظرشماچی کارکنم چه جوری خونوادموراضی کنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اختلاف سن مهمه ولی باید بدونید بستگی به درک دو طرف داره …از طرفی باید رضایت خانواده رو با خودتون همراه کنید … چون رضایتشون تاثیر بسیار مهمی روی زندگی و ازدواج شما داره
      پس باید در این حالت اولا” واقع بین باشید و به نظرات خانواده توجه کنید و هم صبور باشید و در نهایت از وساطت افراد قابل اعتماد در خانواده و یا فامیل استفاده کنید

      پاسخ دادن
  74. فاطمه
    فاطمه میگه:

    سلام، تو رو خدا کمکم کنید من دوسال و نیم با پسری هستم که نزدیک چهارسال ازم بزرگتره و به خواستگاری منم اومد ولی از نظر فرهنگی باهم تفاوت داریم من از یه شهر دیگه هستم ایشون از شهردیگه حالا نسبت بهش سرد شدم چون یه خواستگار دیگه دارم که ۵ سال ازم کوچیکتره ولی از نظر خانوادگی و فرهنگی به هم خیلی نزدیک هستیم و خانواده هامون با هم دوست هستن ولی مامانم اگه بفهمه اصلا راضی نمیشه مگه زن زود شکسته میشه حالا من موندم چکار کنم نه اون شرایط درستی داره نه این اون بیکاره اینم اختلاف سنی باهام داره اصلا درمونده شدم حسابی من با وجود اختلاف سنی دوسش دارم و اونم بهم علاقه داره بخاطر این میخواهم با طرف قبلی تمام کنم بخدا اصلا از این شرایط راضی نیستم به حدی که آرزوی مرگ کردم آخه اینم شد زندگی….تو رو به خدا راهنمایی کنید منم جای خواهر شما ممنوووون

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز سن یک عدده و بستگی به درک هر دو طرف داره …
      در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  75. مریم
    مریم میگه:

    دختری هستم. ۴۲ ساله تازگی یه پسر ۳۰ ساله با رضایت خانواده اومده خواستگاریم وخیلی بچه نشون میده آیا جواب مثبت بدم مشکلی برام پیش نمیاد لطفا راهنمایم کنید من شاغلم ولی او بیکار

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز با این اختلاف شما باید نقش مادرش رو بازی کنید و با کار کردنتون در واقع بزرگش کنید و وقتی ایشون در اوج نیاز جنسی هست شما دوره افول رو طی میکنید و این یعنی اختلاف
      ولی تمام این موارد به خواست و درک شما از ازدواج بستگی داره … مشاوره ای حضوری مراجعه کنید تا بتونید تصمیم درستی رو بگیرید
      در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  76. ایدا
    ایدا میگه:

    سلام
    پسر دایی من خواستگارمه، ۲ سال ازم کوچیکتره،خودش با این موضوع مشکلی نداره، خانواده شم همینطور
    چون مامانشم از دایی من، ۸ سال بزرگتره، خیلی پسر خوبیه، اهل برنامه نیست و ورزشکاره، خودمم بهش علاقه دارم، ولی میترسم خانواده خودم راضی نباشن
    چکار کنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز این مسایل جزء اختلافات هست ولی اختلاف سن و یا قد بستگی به درک هر دو طرف داره .. پس اگر در بیشتر موارد تفاهم دارید پس میتونید از این اختلاف دو سال چشم پوشی کنید … بهتره در این مورد مشاوره ای رو حضورا” انجام بدید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  77. معصوم
    معصوم میگه:

    سلام من ۳۴سالمه بایک پسر ۲۹ساله اشنا شدم.قراره بیاد خاستگاری اما من به خاطر اختلاف سنی (۵)سال که با هم داریم مخالفت کردم .خیلی میترسم در بیشتر موارد باهم تفاهم داریم اما باز ترس زیادی دارم که نکنه به مشکل بر بخوریم .خواهش میکنم راهنمای کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      با وجودی که اختلاف سنی تاثیر زیادی داره ولی بستگی داره درک هر دوی شما از اختلاف سنی چی باشه … بهتره قبل از اینکه تصمیم گیری کنید با مشاوری مجرب مشورت کنید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  78. سمیه
    سمیه میگه:

    سلام….شخصی به من دلبسته که از من ۲ سال کوچکتره. ولی خیلی مومن و با اخلاقه. این موضوعات برای من خیلی اهمیت داره که با ایمان باشه. ولی دوست ندارم از من کوچکتر باشه یعنی قدش هم کوتاهه. من لیسانس دارم ولی اون دیپلمه. میترسم با رد کردنش دیگه موقعیت خوبی مثل اون قسمتم نشه……………تو رو خدا کمکم کنید یه چیزی بگید انقد گریه و فکر کردم نمیدونم چکار کنم………
    فراموش کردم بگم من ۲۷ سالمه و اون ۲۵ سالشه. …………….تو رو خدا جواب بدید دارم دیوونه میشم.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز اگر با چنین تفکراتی میخوای ازدواج کنید در واقع خودتون رو از چاله ای به چاه انداختید … بهتره در زندگی کسی رو انتخاب کنید که واقعا” به دلتون باشه و بتونید دوستش داشته باشید نه اینکه به زور بهش عادت کنید

      پاسخ دادن
    • امید
      امید میگه:

      با این فکر اگر اون بره شاید موقعیت خوبی گیرت نیاد هرگز دست به این کار نزنین … اول بشین ببینید که آیا این آدم همونی هست که میخواستین؟؟ اگر آره دیگه اینکه بگین شاید بعدها بهتر گیرم میومد درست نیست … اگرم تمام معیارهای شما برای انتخاب رو نداره ، بذارید بره … مهم انتخاب هست ، اگر شما با اینکه اون الان مرد مورد انتخاب شما نباشه باهاش ازواج کنی، بعدها همش به این فکر میکنی که گر ازدواج نمی کردم حتما بهتر میومد

      پاسخ دادن
  79. ابوالفضل
    ابوالفضل میگه:

    سلام من دوست دارم با یکی از اشناهامون که ۱/۵از من بزرگتره ازدواج کنم لطفا راهنمایی کنید بعدش سن مناسب برای ازدواج چه زمانی هستش ممنون

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      اگر در تمام موارد تونستید به تفاهم قابل قبولی برسید پس میتونید با این یک سال اختلاف هم کنار بیایت …
      بهتره مشاوره کنید تا بیشتر بتونید در این موضوع به تصمیم درست برسید
      بیشتر مشکل زود افتاده شدن زن در جریان زندگیه و ایجاد تنش و مشکلات جنسی در اون سالهاست که تمام این جریان به خود شما و ایشون بستگی داره که معیارتون برای زندگی مشترک چی هست؟

      پاسخ دادن
  80. mari
    mari میگه:

    سلام.من ۲۶ سال دارم و ارشد می خونم.خواستگار من هم.ارشو میخوند.وازمن ۳سال و ۳ماه کوچیکتر است.قرار خواستگاری هم.بیان.خوانواده من و توانواده اون بااین ازدواج هیچ مشکلی ندارند.ولی مامانم خیلی میگ نکنه پیر شین عوض شه.زن زودتر پیرمیشه و ازین حرفا.راستش نمیخوام ازدواجی کنم ک آرامشم بهم بریزه و دغدغه داشته باشم.حالا که دیگ دارن میان خونمون.ممکنه یه آدرس مرکز مشاوره خوب بمن بدین.تا من و ایشون مراجعه کنیم.اگر واقن بهم نخوریم .خودمو بدبخت نمیکنم.اینم بگم من چون خواستگاری نداشتم.و هی اطرافیانم بهم سرکوفت میزنن.قبول کردم.طرفم عاشقمه اما من نمیحام احساسی تصمیم بگیرم.خیلی دوست دارم ازدواج کنم اما نه بهر قیمتی.خواهشمندم واقن کمکم کنین و آدرس یه مرکز مشاوره خیلی دقیق رو بمن بدین.

    پاسخ دادن
  81. محمد
    محمد میگه:

    سلام قصد ازدواج با دختر همسایمونو دارم ک ۶ ماه از من بزرگتره،از نظر خودم مشکلی ب چشم نمیاد ولی نظر مادرش اینه باید ۳ تا ۶ سال تفاوت داشته باشه . چیکار میتونم بکنم؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ میگه:

      دوست عزیز بهتره در این مورد مشاوره کنید … اگر در بیشتر موارد تفاهم داشته باشید میتونید از این اختلاف شش ماهه صرفنظر کرد
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  82. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سلام من با پسری دوستم و قصدمون ازدواجه ولی ۱۱ روز ازش بزرگترم نمیدونم چکار کنم واقعا عاشق هم هستیم ولی نگرانم چون مطمئنم خانوادم مخالفت میکنن
    اون میگه من راضیشون میکنم لطفا راهنماییم کنید ممنون

    پاسخ دادن
  83. محمدعلی
    محمدعلی میگه:

    طبق تحقیقاتی که انجام دادم اگر دختر از پسر بزرگ باشد میتواند در زندگی مشترک پسر را از لحاظ فکری قورت دهد.
    نکته ی دیگر این که دختران در هنگام بارداری و بعد از آن به دلیل واکنش هایی که در بدنشان انجام میشود شکل ظاهرشان فرق می کند.و بیشتر از سنشان را نشان می دهند.در مردانی که قیافه ی همسرشان برایشان مهم است ممکن است حایز اهمیت باشد

    پاسخ دادن
  84. دیا
    دیا میگه:

    سلام دختری مبتلا به ام اسم دراینترنت باآقایی آشناشدم که اولا حدود ده سال ازمن کوچکترند ثانیا مذهبی هستند ما ماننداونها مومن نیستیم این ازدواج درست است؟
    دیا

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو میگه:

      دوست عزیز مسلما” چنین ازدواجی درست نیست … اختلاف سنی و اختلاف فرهنگی چیزهایی نیستند که به سادگی از کنارشون بگذرید … هدف از ازدواج رسیدن به آرامشه نه اینکه با احساسات خودمون رو از چاله به چاه بندازیم

      پاسخ دادن
  85. amirmasoud
    amirmasoud میگه:

    من عاشق یه دختر که چهار ماه از من بزرگ تره شدم ومیخوام باهاش ازدواج کنم،نزرتونو بفرستید لطفا.حتما،لطفا،توروخدا،جان هرکی دوسدارید،توروخدا،واسم خیلی مهمه.

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو میگه:

      دوست عزیز اگر در بیشتر موارد تفاهم دارید و از استقلال مالی برخوردار هستید این چهارماه برای شما و زندگی مشترکتون هیچ مشکلی به وجود نمیاره

      پاسخ دادن
  86. آرام
    آرام میگه:

    سلام دوستان گلم … من اینجا دقت کردم خیلی ازدوستان ی سوال رو مکرر پرسیدند: مثل اینکه طرفم انقد از من کوچیکتره یا بزرگتره آیا ب مشکل میخورم ؟؟…ببنید عزیزان من نه کارشناسم نه روانشناس اجتماعی ,حرفهاییم ک میزنم طبق تجربیات خودم و اطرافیانم بوده … اینکه میخواید ازدواج نکرده از نتیجش مطمئن شید خیلی سخته ,همه چیز به خودتون بستگی داره خواسته هاتون ,معیاراتون ,فرهنگتون ,چارچواتون و….و… و…………….اینکه من اذعان کنم به اینکه صرفا طرف اختلاف سنیش و موقعتیش طبق استاندارهای اجتماعی هست پس حتما باهاش خوشبخت میشم یا نمیشم فقط کلیاته …. زندگی کردن واقعا ریسکه اینکه تا آخر عمر با یک نفر شب و روزتونو سر کنید بدون هیچ رنجش یا تفاوتی محاله … مهم اینه ک ما برای زندگی کردن آموزش دیده باشیم و کسی رو انتخاب کنیم ک اونم این آموزشو دیده باشه….این شما هستید که باید انقدر خودتونو شناخته باشین ک بدنید تو موقعیتهای مختلف چ عکس العملی نشون میدید… خیلی از ازدواجایی ک اختلاف سنیش غیر متعارف بوده ا خوشبختی موفقیت همراهه .. خب دلیلشم اینه ک طرفین همدیگرد با تماممه تفاوتاشون دوست دارن و درک می کنن… شمایی ک میگی زنات ازخودت بزرگتره پس قطعا ب مشکل میخوری حرفت اشتباهه چون درمورد همه صدق نمیکنه … مثلازوجایی ک باهم خوشبختنو نگاه کنید خیلی اخلاقا و رفتاراشون برای ما عجیبه و اگه ما بودیم شاید طرفو تحمل نمی کردیم!چرا ؟؟؟؟ چون ما چیز دیگه از زندگی میخوایم اونا ی چیز دیگه … نگاه اونا ب زندگی طوری هست ک درکنار هم آروم و خوشبختن اما همون مرد خوشبخت و زن خوشبخت اگه با ما زندگی میکرد ممکن بود به جدایی بکشه .. پس تعمیم دادن کار اشتباهیه .. تو انتخاباتون دقت کنید ببنید طرفتون چ خصوصیاتی داره و شما چقدر رو اون خصوصیات شناخت دارید وآیا براتون قابل درک هست ؟؟؟؟ …پس خوشبختی ینی درک تفاوتها ینی ابنکه من مزمئنم ازخودم ک وقتی ی زن ازخودم بزرگتر دارم میدونم ک ممکنه از لحاظه جنسی زودترازن سربشه از لحاظ قیافه زودترازمن بریزه از لحاظ اخلاقی انقد پخته باشه که من مجبورباشم همیشه تاییدش کنم !!!!.. خب اگه واقعا واقعا میتونید با این مسایل بصورت درونی شده نه از روی اجبار و ترس کناربیاید و ای مسائبل براتون مهم نیست انجام بدید… نه اینکه الان درگیر احساس بشید طرف جوونه سرپاس عاشقشین .. شوره عشق ک خوابید ب وای چ کنم بیفتید…پس همه چیز به خودما بستگی داره به نگرش ما ب زندگی …هیچوقت دیگرانو الگو قرار ندید ببینید خودتون چی میخواین .. بنده تو چندتا ازدواج ک دخترازپسر بزرگتر بوده بجز یک مورد دارم میبینم ک خیلی خوشبختن…دلیلشم فقط این بوده ک طرفین از اول به مسایل این مدل ازدواجا آشنا بودنو با همون دید وارد زندگی شدن ینی میدونستن ک بهرحال این مسایل پیش میاد چون اطلاع داشتن پس النتظارشونم درون سطح بود و اذیت نشدن … با آرزوی خوشبختی برای تک تک خواهر برادرای گلم

    پاسخ دادن
  87. عارف
    عارف میگه:

    مرسی،ولی اونم منو دوس داره و من سد راه برای ازدواج اون نیستم،ب نظر شما من چ جوری با خانوادم کنار بیام ک رازی بشن؟ومن چ کار کنم ک چن سال دیگ بتونم باهاش ازدواج کنم؟
    چون من یا با اون باس ازدواج کنم یا دیگ ازدواج بی ازدواج!

    پاسخ دادن
  88. عارف
    عارف میگه:

    سلام،من ۲۰ سالمه و عاشق یک دختر شدم ک ۲٫۵ سال ازم بزرگتره،من خیلی دوسش دارم،اونم منو دوس داره،ما میخواستیم ک ۴_۵ سال دیگ ازدواج کنیم،ولی خانواده من فهمیدنو،من بهشون گفتم ک الان قصد ازدواج باهاشو ندارم( چون هنوز منبع درامدی ندارم). ولی خانواده گفتن ک پس یا ولش کن یا باید بریم خاستگاریش و چون دختره از من بزرگتر بود خانواده منو تحت فشار گذاشته بود،و من تصمیم گرفتم ک ولش کنم،چون تو سن۲۰ سالگی واقعا زوده برا ازدواج،الان۲ ماهه میگذره،ولی من نمیتونم از فکرش دربیام،چون واقعا عاشقشم،و میترسم از این ک دختره با کس دیگه ای ازدواج کنه،،ب نظر شما چ کار کنم؟؟؟از ی طرف خانواده،از ی طرف ترس از ازدواج…..لطفا کمکم کنید!!

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو میگه:

      دوست عزیز قرار نیست کار خاصی بکنید … شما باید واقعیت رو در نظر بگیرید وقتی شرایط ازدواج رو ندارید پس این بهترین کاری هست که میتونید برای روشن شدن تکلیف خودتون و اون دختر انجام بدید … موقعیت رو درک کنید تا تحملش برای شما آسان باشه …. چون شما به نوعی سد راه ازدواج ایشون بودید به هر سن ایشون بالاتره و باید زودتر ازدواج میکردن

      پاسخ دادن
  89. mina
    mina میگه:

    فرض کنید یه ددختر با کسی ازدواج میکنه که شوهرش یک سال از خودش بزرگتره زندگیشون هم خیلی خوبه اما بعد از مدتی میفهمن که در زمان تولد شوهر شناسنامه ی اون رو شیش سال بزرگتر براش گرفتن یعنی اینکه در واقع شوهر ۵ سال از زنش کوچکتره . آیا این زوج از این به بعد به مشکل بر میخورن ؟؟؟؟ میبینید که خیلی از مساعل بر میگرده به ذهنیت و پیش داوری های بی جایی که راجع به یک موضوع دارند از جمله همین قضیه سن و سال

    پاسخ دادن
    • امید
      امید میگه:

      سلام، این قضیه کاملا درسته ، من با یه خانمی آشنا شدم و همه چیز عالی بود هم از نظر من و هم از نظر اون خانم تا اینکه خانم سن منو فهمید … دقیقا از اون روز به بعد کلا حال و هواش عوض شد … نمیدونم چی بگم و چرا .. تازه تموم خانوادشم بخاطر اختلاف سن مخالفت میکنن .. یکی میگه بعدا بهت حرف می زنه یکی میگه بعدا تو چاق میشی شوهرت نه … نمیدونم از چشمش میفتی .. مونئم چه کنم

      پاسخ دادن
  90. رویا
    رویا میگه:

    سلام ببخشید من فرهنگی هستم میخواستم با مردی ۱۰ سال کوچکتر از خودم ازدواج کنم که دکترای حقوق دارد و پیشنهاد خودش بوده و چندباری هم باهم صحبت کردیم .به نظرشما مشکل ساز نیست .درضمن از نظر اقتصادی هم مشکلی ندارد.ممنون

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous میگه:

      دوست عزیز اینکه بخوایت ازدواج کنید تماما” به خودتون بستگی داره … وگرنه چون خانم ها زودتر از آقایون از نظر جنسی افتاده میشن که اونم بخاطر بارداری و ساختار فیزیولوژی بدنشون هست ممکنه این اختلاف سن و سردی که در آینده رخ میده سب ساز مشکلاتی باشه به شما توصیه میکنم با مشاوری مجرب ملاقاتی حضوری و دو نفره انجام بدید تا با انجام تست های بتونید انتخاب درست و صحیحی رو انجام بدید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
      • پژوهشگر
        پژوهشگر میگه:

        دوست عزیز کی گفته خانم ها از اقایون زودتر شکسته می شند بله در زمان قدیم هر خانمی ۱۰-۱۲ تا بچه می اورد و زود شکسته می شد ولی الان نهایت یکی بخواد خیلی بچه بیاره یکی یا دوتا فوقش سه تا اونم اکثرا با سزارین و سن بیولوژیک و ظاهری افراد یکسان نیست و از سن بیولوژیک سن روانی مهمتره اینکه هرکسی از خودش چه تصوری داشته باشه …یکی از علت هایی که می گند خانم ها از نظر جنسی افتاده می شند هورمون های جنسی هست که اونم علمی نیست چون علاوه برهورمون های جنسی مسائل دیگه بر مسائل جنسی تاثیر دارند مثل تغذیه ورزش سلامتی و احساس رضایت از زندگی و اینطوری نیست که خانم ها بعد یائسگی از نظر مسائل جنسی افتاده بشن از فرد تا فرد فرق داره و این حس تا اخر عمر در همه وجود داره یکی از عواملش هورمون ها هستند نه همه عوامل، از اون طرف مرد هم بعد ۴۰ سالگی کم کم افول پیدا می کنه…اینها همه خرافات و عرفهای اشتباه هست که گریبانگیر جامعه شده خوبه یه بازنگری در این چیزها بشه و یه عده از کارشناس ها مدام این حرفای کلیشه ای رو تکرار می کنند اقلا بگند که موردی بررسی بشه از فرد تا فرد این موارد تغییر می کنه نه که عمومیت بدند…

        پاسخ دادن
  91. طلوع
    طلوع میگه:

    فرشته خانوم! ممنون از این که تجربه زندگی واقعیتون رو به اشتراک گذاشتین. من هم به دلیل این که بسیار کوچکتر از سن واقعی ام به نظر میام همیشه مورد توجه مردانی بودم که از من کوچک تر بودند. و جالبه که این مسئله بیشتر برای خودم به عنوان مشکل مطرحه نه از طرف مقابل. تا حالا ازدواج نکردم و حالا با مردی آشنا شده ام که ۱۲ سال از من کوچکتره. به دلیل این اختلاف سنی قصد قطع ارتباط رو داشتم اما اون مشکلی با این مسئله نداره و من هم با کامل ترین مرد زندگیم تا امروز مواجه شدم و بنابراین بسیار شک دارم که این قطع ارتباط کار درستی باشه. حالا با پیام شما به ادامه رابطه دلگرمی ببشتری پیدا کردم. حالا می تونم فرصت ببشتری به این رابطه بدم تا به شناخت ببشتر برسم. ممنونم.

    پاسخ دادن
  92. فرشته ح
    فرشته ح میگه:

    البته این رو هم اضافه کنم هیچوقت تو زندگیمون نه من بزرگتر بودنم تو ذهنم اومده نه ایشون و با احترام کامل و متقابل با هم رفتار میکنیم.

    پاسخ دادن
  93. فرشته ح
    فرشته ح میگه:

    کسب موفقیت در رابطه زناشویی ربطی به سن و سال نداره . در ثانی سن واقعی هر فردی سن بیولوژیک اونه اینو من نمیگم طبق تحقیقات جدید محققان ابراز شده . خود من خانمی هستم که با وجود داشتن دو بچه با جوونی که ۱۴ سال از من کوچکتره و خدا رو شکر بعد از ۶ سال زندگی مشترک مشکلاتمون بیشتر از زوجهایی نیست که از نظر جامعه ازدواج نرمال داشته اند .

    پاسخ دادن
    • مریم گلی
      مریم گلی میگه:

      سلام فرشته جون. کاش میتونستم بیشتر باهاتون آشنا بشم. من الان خواستگاری دارم که ۱۴ سال کوچیکتره. از نظر اخلاق و شخصیت تکه ولی فکر کردن به این اختلاف سنی واقعا گاهی منو دیوونه میکنه. ما از نظر ظاهری به هم میایم. چون من سنم خیلی کم میزنه و او هم زیادتر. کاش یه جوری باهاتون میتونستم تماس داشته باشم

      پاسخ دادن
  94. ناشناس
    ناشناس میگه:

    سن رو تو شناسنامه نمی نویسن سن واقعی هر فردی سن بیولوژیک اونه خود من با اختلاف سنی حدود ۱۴ سال بزرگتر از همسرم باهاش ازدواج کردم با وجودیکه دو بچه یه دختر و یه پسر داشتم که در سن نوجوانی هم بودم خواهرم هم که تا حدودی عقب ماندگی داره با ما زندگی میکنه با این شرایز ازدواج کردیم و خدارو شکر بعد از ۶ سال هنوز همدیگه رو دوست داریم و مشکلات زناشویی مون بیشتر از جوونای دیگه که در وضعیت نرمال ازدواج میکنن نیست. تفاهم ربزی به سن و اختلاف سنی نداره فقط و فقط به سعور دو طرف مربوط میشه .

    پاسخ دادن
    • فاعزه
      فاعزه میگه:

      به نظر ن ازدواج نکن من خودم با یه پسری دوست بودم که ۲ سال ازم کوچیکتر بود و الان که فکر میکنم میبینم اشتباه کردم و مشکلاتم بیشتر به خاطر اختلاف سنیمون بوده

      پاسخ دادن
  95. هدیه
    هدیه میگه:

    سلام میخواستم بدونم که اگر من با یه پسری که ۵سال از من کوچکتره ازدواج کنم حتما به مشکل میخوریم؟
    آخه همه میگن مرد باید بزرگتر باشه! من اینجوری فکر نمیکنم

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی میگه:

      سلام
      با توجه به تحقیقات به دست آمده مرد باید بزرگتر از خانم بوده و یا همسن باشند تا بتواند امور زندگی را مدیریت کند اما این بستگی به انتخاب شما دارد اما حتماً قبل از تصمیم گیری به یک مشاور مراجعه نمایید

      پاسخ دادن
    • محمد
      محمد میگه:

      اختلافات درزندگی کسانی که شوهرشان ازشون کوچیکترهم هست وجودداره ولی مهم اینه که شماقبل ازاینکه طرف متوجه بشه اکثر جزئیات اخلاقیش رو بدونید وقبل ازازدواج باطرف مشکلاتتون رو بدون رودواسی حل کنید.پیامبرازهمسرش ۱۵کچکتر بود.

      پاسخ دادن
      • مهسا
        مهسا میگه:

        چرا هر کی میاد واسا خودش یه نظری میده ازدواج با مرد کوچمتر مشکلات داره و راه حلم داره مشاوره میگه ازدواج با پسر کوچک بین ۱ تا ۵ سال آسی زیادی نداره اما مشکلاتش قابل حل هست
        مگه الان همه اونایی که با پسرای بزرگتر ازخودشون ازدواج کردن مشکل ندارن به جدایی نرسیده زندگیشون
        از زمان قدیمم ازدواج با زن بزرگتر بوده اونم ۱۰ سال به بالا
        من نمیگم کلا عاری از مشکل اما قابل حل هست اما نه ازدئاج با دخت ۱۵ سال بزگتر دیگه
        هیچ جای قران نیومده زن از مرد باید کوچکتر باشه
        بعد مردم به هیچ ا یک احکام اسلام اهمیت نمیدن اما حالا به خاطر بلور غلط به این یه مورد همه اهمیت میدن

        پاسخ دادن
    • سارا
      سارا میگه:

      سلام منم همین مشکل رو دارم یه پسری ۵ سال دوسم داره منم چندساله دوسش دارم میخوایم ازدواج کنیم ولی میترسم ۳ سال از خودم کوچیکتره یعنی من ۲۵ سال ایشون ۲۳ سال ..نمیدونم چی کنم خیلی خواستگار خوب دارم به خاطرش ردشون کردم شاید به نظر خودم ایراد دارن ولی چون دلم با اونو خودم بهونه تراشی میکنم ..تو روخدا کمک کنید جوابمو بدین چی کنم

      پاسخ دادن
      • ►Responder◄
        ►Responder◄ میگه:

        در پاسخ به دوستان گفته شده این اختلافات بسیار مهم هستند ولی اختلاف سن بستگی به درک دو طرف داره و بس
        پس کارتون رو با مشاوره ای حضوری شروع کنید
        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
        ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
        ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

        پاسخ دادن
          • مشاور
            مشاور میگه:

            از بین معیارهای متعدد انتخاب همسر اختلاف سنی یکی از معیارهای انتخاب همسر است چرا که اگر سن دختر بسیار کمتر باشد در اول زندگی مشکلاتی خواهد داشت و اگر سن دختر بیشتر از پسر باشد در آینده احتمال بروز مشکل خواهد. در نتیجه برای اینکه مرد از عهده این مسئولیت ها برآید و بتواند هم اقتصاد خانواده را تأمین کند و هم خانواده را مدیریت کند باید سن او بیشتر از زن باشد؛ ادله روان شناختی نیز برای این تفاوت وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:

            ۱٫ وقتی سن زن چند سالی کمتر از مرد باشد اطاعت پذیری او از مرد به عنوان سرپرست خانواده بیشتر و راحت تر خواهد بود مضافا بر اینکه زن همیشه دوست دارد همسرش فردی، مقتدر، توانا و پناهگاه مطمئنی برای او باشد و اگر زن و مرد از نظر سنی در یک سطح باشند هیچ گاه زن چنین تصوری را از شوهرش ندارد و او را در حد خودش می بیند اما اگر شوهر چند سالی بزرگتر باشد و از تجارب بیشتری برخوردار باشد زن احساس می کند همسر او کسی است که شایستگی های لازم را برای اداره منزل دارد و می تواند در پناه او یک زندگی آرامش بخش داشت.
            ۲٫ زن به دلیل زایمان، شیر دادن و … زودتر از مرد شکسته می شود و هم سن بودن زن و شوهر باعث می شود بعد از یک دهه زندگی و آوردن چند فرزند شادابی زن در حد شادابی و نشاط مرد نباشد و چه بسا مطلوبیت او نزد شوهر کم شود بنابراین برای پیشگیری از مسئله کاملا طبیعی و زیستی بهتر است این تفاوت سنی همواره بین زن و شوهر باشد تا همواره زن از نشاط کافی برخوردار باشد و مطلوبیت او نزد شوهرش کاسته نشود.
            با این وجود اختلاف سنی با وجود شرایطی مضر نیست و کمتر بودن سن دختر، معیار اساسی خوشبختی نمی باشد. در صورتی که دختر و پسر همدیگر را به خوبی درک کنند و از نظر جسمی به هم بیایند و تحمل سرزنش احتمالی اطرافیان را داشته باشند، بزرگ تر بودن دختر قابل جبران است. البته به شرط این که ویژگی های دیگر دختر از جهت تحصیلات و خانواده و زیبایی برتری چشم گیری داشته باشد. وجود این ویژگی ها سن دختر را پوشش می دهد و جبران خواهد کرد. پس اگر دختر دارای ویژگی های ممتازی باشد و پسر و دختر و خانواده های طرفین بپذیرند، مسئله بیشتر بودن سن دختر قابل جبران است و مشکل جدی به وجود نمی آورد به ویژه اگر از نظر ظاهری و جسمی دختر ظریفتر و پسر درشت تر باشد. خلاصه اینکه به طور قطع ویقین نمی توان گفت که اگر سن دختر یکسال بزرگتر باشد زندگی موفقیت آمیزی خواهند داشت یا خیر چرا که موفقیت ویا شکست در زندگی مشترک معلول ده ها عامل است.

  96. yaser
    yaser میگه:

    salam age mishe soalamo zud javab bedin torokhoda
    ۲sale be ye dokhtari alaghe daram alan mikham pa pish bezaram ba khanevadam matrah kardam vali chon 2sal az man bozorgtare razi nemishan
    chejuri mitunam razishun konam?

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی میگه:

      سلام
      ازدواج با فرد بزرگتر از خودتان نیازمند تفکر و تحقیق بیشتر است یکی از همین راه های راضی کردن این است که به همراه ایشون به یک مشاور مراجعه کرده تا حکم تایید دهد البته شما باید از ویژگی ها و علایق خودتان نسبت به فرد مورد نظر را بیان کنید.

      پاسخ دادن
      • سجاد
        سجاد میگه:

        سلام دکتر من ی مشکل بزرگ دارم میخواهم با زن داداشم که ی بچه ام داره ازداداشم ازدواج کنم که ۱۱سال ازخودم بزرگتره لطفا اگه میشه کمکم کنید

        پاسخ دادن
      • مونا
        مونا میگه:

        سلام من با میخوام با یه پسری ازدواج کنم که ۸ سال از خودم کوچکتر هست
        در ضممونان من قبلا ازدواج ناموفق داشتم
        به نظرتون چیکار کنم خیلی دوست دارم و خیلی پسر خوبیه

        پاسخ دادن
        • مشاور
          مشاور میگه:

          توصیه می‌شود زن بین یک تا ۱۰ سال کوچک‌تر از مرد باشد دخترها زودتر از پسرها بالغ می‌شوند از طرف دیگر آنها وظایف سخت بارداری، شیردهی و . . . را بر دوش دارند و زودتر از مردها شکسته می‌شوند پس برای ایجاد برابر میان زن و مرد، در این مورد بهتر است زن کوچک‌تر از مرد باشد از طرف دیگر تفاوت سنی بیشتر از ۱۰ سال هم میان زن و مرد مناسب نیست، چون هر دهه از زندگی انسان دوره‌ی خاصی است و ویژگی‌ها، شرایط و نیازهای ویژه‌ای را دارد که منحصر به آن دوره است. دو نفر با تفاوت زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و ویژگی‌های آها متفاوت است.

          اما وقتی پسر جوان مرغش یک پا داشته باشد و به هر نحو خواستار دختری پولدار باشد که از خودچند سالی بزرگتر است ۲ حالت پیش می‌آید: یا زن حاکم خانواده می‌شود و یا این مرد است که از قدرت برخوردار است زیرا مردی که با توجه به شرایط اقتصادی زن ازدواج کرده است. برنامه ریزی می‌کند که چگونه از آن استفاده کند.

          در چنین شرایطی معمولا جوان بودن خود را بهانه‌ای برای اخاذی قرارمی‌دهد و زن نیز کوتاه می‌آید.

          حتی اگر پسری عاشقانه دختری بزرگتر از خود را بدون هیچ دلیل مالی و مقامی و مادی برای ازدواج با خود انتخاب کند باید این را در نظر داشته باشد که سن بحرانی مردان ۳۵ تا ۴۰ سالگی است در این سن برای مردان سوال ایجاد می شود که تا این سن زنی که می‌خواستند و زندگی و کاری که از قبل خواستارش بودن را دارند؟ آیا از زندگی خود لذت برده‌اند؟ و اگر به جواب مثبت در میان سوالات ایجاد شده در ذهنشان نرسند و زنی با چهره‌ی شکسته و کم انرژی داشته باشند که نیازهای روانی و جنسی آنها را بر طرف نکند امکان منحرف شدن و گرایش به افراد دیگر در وی زیاد خواهد شد که عاقبت آن متعاقبا بد فرجام است.

          غیر از جنبه‌ی روانی، جنبه‌ی فیزیولوژیکی از عواملی است که تفاوت سنی بر این دو جنبه بی‌تاثیر نیست.

          علاوه بر جنبه‌های روانی، ارضای غرائز جنسی خود مسئله مهمی است. همسری که توانایی عمل جنسی او کاهش یافته و ازدواج وی با همسر جوان بیشتر جنبه صحبت و دیدار دارد،‌قادر نیست به غرایز جنسی خود پاسخ دهد واقعیت امر چنین است جوانی که در کنار پیری نیاز به ارضای غرائز جنسی دارد جز ملال و سرخوردگی در ازدواج چیز دیگری نصیبش نمی‌شود بنابراین چنین ازدواجی به هیچ وجه فرجام خوبی نخواهد داشت و پایانش فساد و انحراف یا دلمردگی و آرزوی نجات از این بحران خواهدبود.

          بدفرجامی های ازدواج با اختلاف سن‌های جوانان امروز
          سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی مختلف متفاوت است. معمولا در مناطق سرد و کوهستانی بالا و در مناطق گرم سن بلوغ و ازدواج پایین تر است. اما مسئله‌ی مهم بلوغ فرددر سنی خاص نیست مهم این است که دختر و پسر احساس کنند از نظر روانی و فیزیولوژیکی نیاز به ازدواج دارند.

          از آنها که زمان تشخیص ازدواج در جوانان تازه بالغ شده دشوار است در این مورد راهنمایی پدر و مادر و مشاور خانواده ضروری است.

          معمولا چون دختران از نظر رشد بدنی و روانی از پسران جلوترند و رشد آنان سریع‌تر است زودتر بالغ و برای ازدواج آماده می‌شوند به همین علت در اسلام سن تکلیف دختران ۹ و در پسران ۱۵ سال است.

          ولی این بدان معنانیست که دختر ۹ ساله باید الزاما ازدواج کند ازدواج زمانی واجب است که شرایط آن از نظر فیزیولوژیکی، روانی، فرهنگی و اقتصادی فراهم باشد و چنانچه انجام نگیرد فرد به گناه بیفتد درایران به طور عرف اکثر دختران بین ۱۸ تا ۲۵ سال ازدواج می‌کنند پسران بین ۲۵ تا ۳۰ و گاه ۳۵ سالگی ازدواج می‌کنند اما امروزه سن ازدواج و اختلاف سنی در جوانان ایران به گونه‌ای شده که گاها سن عروس بزرگ‌تر از داماد است و متعاقبا عواقبی نافرجام دارد.

          هر چند در هر امری آشنا وجود دارد این به آن معنی نیست که تمام ازدواج هایی که با اختلاف سنی نامناسب و نامعقول صورت می‌گیرد سرانجام آن نافرجام باشد. چرا که گاهی پسر با وجود سن پایین‌تر و یا دختر با وجود سن بالاتر از نظر ظاهری و یا حتی روحی و روانی هم سطح هستند و پسرمی‌تواند به همسرش احساس امنیت دهد و تکیه‌گاهی محکم برای او باشد و دختر با وجود سن بالاتر از همسرش او را به عنوان تکیه گاه می‌پذیرد و رفتار و کردار و منش او باعث دلگرمی وی می‌شود.

          توجه داشته باشید در صورت بزرگ‌تر بودن زن، آسیب‌هایی که ممکن است بروز کنند عبارتند از:

          ۱- جابجایی یا تغییر نقش از همسری به «والد- فرزند» یا «معلم- شاگرد». یعنی زن با سن بالاتر از مرد چون خود را پخته‌تر، باتجربه‌تر و عاقل‌تر از مرد کم‌سن و سال می‌‌‌داند (که می‌‌تواند نگاه درستی هم باشد) در طول زمان با تغییر نگاه همسری به نگاه مادری، شروع به نصیحت، اندرز، سرزنش و آموزش شوهر خود می‌کند و در عین حال ممکن است یکی از این اتفاق‌ها بیفتد: گاهی زن دچار خستگی، درماندگی و استیصال می‌‌شود چون شوهر در حال مبارزه و حل مشکلاتی است که زن آن را قبل‌تر به نوعی تجربه کرده و برخی رفتارها، ناپختگی‌ها و حتی خطرکردن‌های معقول مرد برایش جذاب نیست و حتی او را به نوعی بی‌مسئولیت تصور می‌‌کند. در برخی موارد، مرد برای حفظ اقتدار مردانه، شروع به مقابله و ایستادگی در مقابل همسرش می‌کند طوری که حتی شاید نظرهای پخته و منطقی او را هم نپذیرد و محیط پرتنشی ایجاد کند. برخی زنان هم در ازدواج دنبال تکیه‌گاه مطمئن و عاقلی هستند که احتمالا نمی‌‌توانند این حس را از همسری که تصور می‌‌کنند ناپخته است، بگیرند.

          ۲- اگر ازدواج بر مبنای توان اقتصادی زن انجام شده باشد، چند حالت ممکن است پیش بیایید؛ زن احساس عشق واقعی از مرد نگیرد، زن به خاطر مسئولیت امور مالی، دچار فرسودگی جسمی‌‌ و روانی شود و رابطه به تعارض کشیده شود، زن عامل اقتصادی را وسیله‌ای برای حفظ تسلط یا زن‌سالاری قرار دهد که اگر با شخصیت مرد سازگار نباشد، شرایط بحرانی ایجاد خواهدشد.

          البته بعضی مردها، مخصوصا مردان وابسته یا کسانی که همیشه دنبال مادر حامی‌‌ یا فرد حامی‌‌ در زندگی خود بوده‌اند یا از لحاظ مالی وضعیت چندان مطلوبی ندارند و به دنبال برآورده شدن آرزوهایشان هستند، این وضعیت را احتمالا با رضایت می‌پذیرند.

          ۳- اگر ازدواج با تصور تغییر کردن و خود را وفق دادن انجام شده باشد؛ این اشتباه رایج وجود دارد که افراد، مخصوصا خانم‌ها فکر می‌‌کنند با تزریق عشق و محبت و علاقه می‌‌‌توانند طرف مقابل را تغییر دهند که به‌هیچ‌وجه درست نیست. در بیشتر موارد این رفتار باعث بروز تغییرات ماندگار و نهادینه در طرف مقابل نمی‌‌‌شود. از طرفی، دور شدن از خود واقعی و خود را مطلوب دیگری کردن، بالاخره به‌تدریج باعث نارضایتی از خود می‌شود و کم‌کم تنش و بحران با بازگشت به خود واقعی ایجاد خواهد شد.

          ۴- اگر ازدواج بر پایه عشق و دوستی بنا شده باشد، باز هم نمی‌‌شود روی آن حساب باز کرد چون عشق در طول زمان تمایل بیشتر به کمرنگ‌تر شدن به دلیل شناخت بیشتر از هم و دیدن تفاوت‌ها دارد. علاوه بر این، عشق هیچ سیر ثابت و مشخصی ندارد و می‌‌تواند در طول زمان نوسان داشته باشد. از طرفی، عشق برای زندگی لازم است ولی کافی نیست و باید عوامل دیگر هم تا حد ممکن هماهنگ باشند.

          پاسخ دادن