کینه توزی ,خطاناپوشی

کینه توزی و خطاناپوشی در همسران

 

علل و عوامل پیدایش کینه توزی و خطاناپوشی در همسران

کینه توزی و فراموش نکردن اشتباهات همسر یکی از صفات بسیار مخرب و تنفرآمیز است و اگر همانند غده ای سرطانی در اعماق شخصیت هر زن ویا مردی ریشه دوانیده باشد باید باا کمک گرفتن از مشاور، بررسی علمی و یا کشف علل و عوامل پیدایش آن در فرد مبتلا، هر چه سریع تر درمانن شود.

عوامل پیدایش کینه توزی به قرار زیر است

الف) برخورد ناشایست همسر (تخریب شخصیت)

برخورد ناصحیح و غیر معقول هرکدام از زوجین باعث کینه توزی می شود. در خانواده ای که تعامل زن و شوهر با یکدیگر اسلوب صحیحی ندارد ریشه های کینه توزی شکل می گیرد و روحیه ی گذشت و مدارا ضعیف و کم زنگ می شود؛ مثلا هنگامی که شوهر احترام خانم خود را در حضور فرزندها، فامیل و اطرافیان و حتی در تنایی خودشان نگه نمی دارد و از واژه های تحقیرآمیز استفاده می کند، تخم کینه را در دل همسر می پاشد و متقابلا خانم هم در صدد تلافی جویی برمی آید و وقتی که مرد اشتباهی می کند، او با گذشت رفتار نمی کند.

اما اگر مرد همسر خود را با احترام صدا بزند و در حضور دیگران او را تکریم کند و محترمانه درباره ی همسرش حرف بزند در واقع به پرورش صحیح شخصیت خانم کمک و او را از روحیه ی کینه توزی دور می کند. همچنین اگر خانم در محیط خانه به شوهر خود کم اعتنایی کند و پیوسته درصدد ایراد گرفتن از شغل شوهر، نحوه ی رفت و آمد او به منزل و نحوه ی خرید مایحتاج زندگی باشد و با حرف های نامربوط او را تحت فشار روحی قرار دهد در واقع شوهر را حساس می کند و بذر کینه توزی وو خطاناپوشی رادر قلب او می کارد. خانمی که در منزل ال الفاظ سرد و ناامید کننده استفاده می کند مثلا می گوید، من از زندگی چند ساله با تو خیری ندیدم یا تو مرد بی احساس و بی تفاوتی هستی یا از شوهر فلانی یاد بگیر ببین چقدر همسر خودش را به تفریح می برد یا چقدر برای او چیز می خرد نه تنها شوهر را در مسیر خواسته های خود قرار نمی دهد، بلکه او رابه سمت روحیه ی سرسختی و کینه توزی سوق می دهد.

ب) بدبینی و بدگمانی

اگر زندگی مشترک به ویروس بدبینی آغشته شود و زوجین به اندک بهانه ای همسر خود را در معرض اتهام رابطه ی نامشروع قرار دهند صفت کینه توزی در وجود طرف مقابل شکل می گیرد و زن یا شوهری که مورد احترام قرار می گیرد توان خطاپوشی و گذشت از لغزش های همسر را از دست می دهد. خانمی سی ساله که دو فرزند دارد، می گوید: «پس از سال ها زندگی، شوهرم به شدت بدبین و بدگمان شد. و پیوسته در صدد کنترل گوشی تلفن همراه من است. هراز جند گاهی گوشی مرا برای مدتی پیش خود نگه می دارد و جلو جشم بچه ها به من فحاشی می کند و مرا کتک می زند! اکنون فکر می کنم به پایان خط زندگی رسیده ام. از او بیزارم و کینه اش را به دل گرفته ام و اصلا تمایلی ندارم که به او نزدیک شوم»

پ) جدایی از دوست ها و آشناها

گرم گرفتن و رفت و آمد بیشتر با دیگران زمینه ی رفع کدورت و دشمنی را فراهم می کند و محبت ها را به مرور افزایش می دهد. در نقطه ی مقابل انزوا و گوشه گیری از دوست ها و آشناها در گذر زمان زمینه ساز تحلیل ها و قضاوت های نابجا می شود و بذر کینه توزی را در دل انسان بارور می کند. انسانی که خود را از جمع فامیل و دوست ها جدا می کند و در لاک تنهایی فرو می رود کم کم با نیروی تخیل خود شروع به قضاوت های ناصحیح و نامعقول می کند؛ مثل دیگران مرا دوست ندارند یا اگر مرا دوست داشتند در فلان جلسه دعوتم می کردند یا حتما چون من پول دار یا مشهور نیستم به من اعتنایی نمی کنند و …، نتیجه ی تمام این قضاوت های خیال پردازانه، کینه توزی و دشمنی بادوست ها و اقوام است.

ت) درگیری و تنش های خانوادگی

ناآرامی و تشنج در فضای زندگی مشترک از عوامل مهم و تاثیر گذارر در پیدایش صفت کینه توزی و خطاناپوشی در زن ها و مردهاست. هنگامی که رابطه ی عاطفی و آسمانی زن و شوهر در اثر بی مهارتی و خودخواهی به مشاجره تبدیل می شود، روحیه ی ایثارگری و گذشت و فداکاری آنها را تحت تاثیر قرار می دهد و غرور و خودمحوری جای آن را می گیرد. در چنین فضایی، ناآرامی و تشنج در فضای زندگی مشترک از عوامل مهم و تاثیرگذار در پیدایش صفت کینه توزی و خطاناپوشی در زن ها و مردهاست. هنگامی که رابطه ی عاطفی و آسمانی زن و شوهر در اثر بی مهارتی و خودخواهی به مشاجره تبدیل می شود، روحیه ی ایثارگری و گذشت و فداکاری آنها را تحت تاثیر قرار می دهد و غرور و خودمحوری جای آن را می گیرد. در چنین فضایی، زن و شوهر بر سر هر مسئله ی کوچکی نزاع می کنند و در قلب خود کینه ی طرف مقابل را پرورش می دهند.

امروزه شاهدیم که زوجین در اثر دعواهای لفظی هر روزه از یکدیگر کینه شدیدی به دل گرفته اند و خوبی هی همسر خود را به فراموشی سپرده اند و هنگام بروز اختلاف حاضر نیستند تن به گذشت و خطاپوشی بدهند. خانم بیست ساله ای می گوید: «با وجود اینکه یک سال بیشتر ازدواج ما نمی گذرد  بر سر هر مسئله ی کوچکی درگیر می شویم. شوهرم همیشه حرف خود را مقدم می داند و اصلا کوتاه نمی آید.اخلاقش خیلی تند و بی تحمل است.» در نقطه ی مقابل، شوهر این خانم می گوید: «خانمم بهانه گیر است. پس از مراسم عروسی چندین بار با من قهر کرده و به منزل پدرش رفته است. به طور کلی گذشت هر دو ما ضعیف است. وقتی من حرف می زنم خانمم سریع از آن برداشت منفی می کند.»

بین این زن و شوهر کدورت و کینه توزی موج می زد و آنها به هیج وجه حاضر به گذشت در برابر خطاهای یکدیگر نبودند. به وضوح می توان دید که یکی از اصلی ترین عوامل ایجاد این کدورت وو کینه توزی را درگیری های زبانی و من و تو کردن آنها شکل داده است.

ث) سخت گیری نابجا

بسیاری از همسرهای جوان از پیامدهای معمولی برخی از کارهای خود آگاهی ندارند. گاهی یک برخورد به ظاهر ساده در زندگی مشترک زمینه ساز ناهنجاری های سنگینی می شود. گیر دادن های وقت و بی وقت یک خانم به شوهر که «هر ساعت که دیر می آیی باید فوری توضیح دهی که کجا بودی و چرا دیر آمدی و اینکه تو باید تمام برنامه های خارج از وقت کاری ات را با من در میان بگذاری.» در واقع شخصیت مردانه ی شوهر را تخریب می کند.

اگر شوهر توان اصلاح این روش منفی را در خانم نداشته باشد و نتواند با آن مقابله کند بذر کینه توزی را در قلبش پرورش می دهد. سخت گیری نابجای شوهر هم نسبت به خانمی که به پاکی او ایمان دارد در ذهن زن ایجاد عقده ی روانی وو او را نسبت به شوهرش کینه توز می کند. مردی که به هر بهانه ای به خانم خود ایراد می گیرد که بدون اجازه ی او نباید آب بخورد یا نباید تحت هیچ شرایطی از منزل خارج شود یا با کسی رفت و آمد کند، در واقع همسر خود را از مسیر تربیت صحیح خارج می کند و به رابطه ی عاطفی شان لطمه ی جدی می زند. ناگفته نماند خانم های جوانی که تازه به خانه ی شوهر رفته اند و به شدت از این رفتارهای پلیسی و کنترلی شوهر شکایت دارند می توانند با حوصله ی هر چه بیشتر، تحمل بالاتر و اطاعت بی چون و چراا از چنین شوهری به مرور زمان از حساسیت شوهرشان کم کنند تا همسرشان صد در صد به پاکی، امانت داری و اطاعت پذیری آنها اعتماد کند. در چنین شرایطی قطعا دست از سخت گیری های خود برمی دارد.

ج) فقدان روش تربیتی صحیح در خانواده

خانواده بزرگ ترین مرکز تربیت انسان و شکل گیری شخصیت او است. حال اگر در متن این نهاد پرارزش روش های صحیح تربیتی وجود نداشته باشد، مکانی برای بارور شدن و پرورش پیدا کردن صفات ناشایست می شود. بر این اساس اگر محیط خانه و رابطه ی زن و شوهر عاطفی و بر پایه ی مهر و محبت نباشد و فضای حاکم بر خانواده، عیب جویی و خرده گیری از همدیگر باشد، کینه توزی در ذهن فرزندها جای می گیرد. از افرادی که به هر بهانه ای از پدر . مادر خود احساسات منفی درباره یکدیگر و سایر افراد فامیل دریافت می کنند، نمی توان انتظار داشت که روحی عاطفی، لطیف و انعطاف پذیر داشته باشند.

 

 

آثار و پیامدهای کینه توزی در همسران

پیامد اول: جدایی از پیوندهای فامیلی و دوستی

زن و شوهری که هب مرض کینه توزی دچار می شوند به مرور زمان از تمام افراد فامیل و دوست های خود  در نهایت به شکل احتمالی از همسر خود فاصله می گیرند. صفت رذیله ی کینه توزی در ذهن زن یا مرد مبتلا، نفرت از دیگران را پدید می آورد و تا جایی رشد می کند که او همه ی اطرافیان خود و حتی همسرش را دشمن خود به شمار می آورد. از این رو فرد کینه توز با بهانه جویی های مختلف ه یک از اقوام، دست ها و حتی شریک زندگی خود را از حلقه ی ذهن خود جدا و با آنها قطع رابطه می کند. چنین مرد و زنی خود را در محیط خانه باهمسر و فرزندهایش زندانی می کند وو هیچ رغبتی برای رفت و آمد و ارتباط با دیگران ندارد.

پیامد دوم: ابتلا به حسادت

زن یا مرد مبتلا به کینه توزی، دشمنی با دیگران و حتی با همسر خود را در ذهنش پرورش می دهد و علی القاعده می تواند به داشته ها و دارندگی های آنها راضی باشد. از این رو چنین شخصی قلبا آرزو می کند نعمت های موجود در دست دیگران زدوده شود. اگر به او خبری برسد که به کسی نعمت قابل توجهی رسیده یا به شکل طبیعی از آن نعمت برخوردار است به شدت ناراحت می شود. چنانچه اگر به او خبری برسد که نعمتی از کسی گرفته شده است قلبا خوشحال می شود. این حالت ناخوشایند تا بدان جا در شخص مبتلا بروز و ظهور می کند که زن یا شوهر از اینکه همسرش بخشی از سلامتی خود را از دست بدهد و به مریضی خاصی دچار شود هم خرسند و راضی می شود.

پیامد سوم: کوچک شمردن دیگران

شخصی که قلب مریض و کینه تووزی دارد هر چنند به شکل ناخواسته در صدد تحقیر دیگرانن بر می آید.  چنین نشانه ای در سینه ای که پر از دشمنی و کینه توزی درباره ی دیگران است بروز می یابد و هر اندازه شخص مبتلا بیشتر به این صفت ناشایست آلوده شود، بیشتر شخصیت دیگران را کوچک و تحقیر می کند. زن یا شوهر کینه توز هم از این قانون مستثنی نیستند و با وجوود آننکه آننها باید مکمل شخصیت هم وو به تعبیر قرآن کریم لباس هم باشند، به خاطر ابتلا به مرض روحی کینه توزی شخصیت یکدیگر را مورد هدف تحقیر قرار می دهند.

تحقیر دیگران مصادیق مختلفی دارد؛ به عنوان نمونه مسخره کردن شککلی از تحقیر کردن است که یکی از گناه های بسیار بزرگ زبانی هم مسحوب می شود. زن یا شووهر کینه توز به اندگ بهانهای شریک زندگی خود را به باد تمسخر می گیرد و او را جلو چشم فاملی وو دوست ها سکه ی یک پول می کند! جای بسی تاسف است که مسخره کردن دیگران در جوامع مدرن کاری بسیار ساده و شیرین محسوب می شود در حالی که از نگاه دین  پیامدهای اخروی سنگینی دارد. در بخشی از یک حدیث طولانی می خوانیم که  پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «چنین کسانی در روز محشر باعث رنجش خاطر جهنمیان و اهل عذاب می شوند در حالی که از دهان آنها چرک و عفونت خارج می شود دیگران حاضر نیستند تحملشان کنند هر چند جایگاه خودشان هم دوزخ و عذاب دردناک است!»

پیامد چهارم: آزار و اذیت همسر

زن یا مردی که به مرض کینه توزی دچار شده است نمی تواند همیشه بر روی این مریضی بزرگ روجی سرپوش بگذارد و در انتظار بروز علائم آن ننباشد. یکی از علائم قطعی این صفت ناشایست که ریشه در ذدشمنی و بدخواهی دارد آزار رساندن به همسر است- فرقی هم نمی کند که این آزار به شکل ضرب و شتم باشد یا با نیش زبان و فشارهای روحی، درصد قایل توجهی از مراجعین را به دفاتر مشاوره، مردها و زن هایی تشکیل م یدهند که در اثر رفتارهای ناشایست همسرشان، نسبت به او کینه توز شده اند و در نهایت به اندک بهانه ای بر روی او دست بلند کرده اند.

پیامد پنجم: انتقال فرهنگ بی مهری و تندخویی به فرزندان

خانواده ای که محیط پرورش دشمنی و کینه توزی زن و شوهر باشد بستر مناسبی برای گسترش مهربانی و نرلبیم خویی برای فرزندها نیست. چنین خانواده ای محل مناسبی برای رشد و نمو فرزندهای خشک و صریح و بی روح است. در اینن خانواده اصلی ترین پیام زندگی یعنی محبت و عاطفه به فرزندها انتقال نمی یابد. بلکه روح پرخاشگری، سرسختی و جمود جایگزین محبت می شود.

پیامد ششم: از دست رفتن محبوبیت واقعی

هر زن و مردی بهه طور طبیعی خواهان محبوبیت قلبی در ذهن دیگران است؛ بدین معنا که انسان فطرتا تمایل دارد در دل اطرافیان خود جای داشته و آنها او را دوست داشته باشند، اما زمانی که زن و شوهر به صفت کینه توزی دچار می شوند در حقیقت محبوبیت قلبی خود را در ذهن همسرشان از دست می دهند زیرا زن یا مرد کینه توز  چنان رفتار ناخوشایند و بچه گانه ای پیدا می کند که در چشم همسر خوار و بی ارزش و بی ابهت می شوود وو در جایکااه همسری دلسوز و مهربان جای نمی گیرد. بنابراین هر زن و شوهری باید به این نکته ی ممهم توجه داشته باشد که با دارندگی های گوناگون مثل شغل حساس، چهره ی زیبا، پول فراوان، خانواده و فامیل سرشناس و مدرک بالا سلطان قلب همسر خود نمی شود، آنچه تنها رمز و راز حاکمیت بر قلب همسر و جای گرفتن در قلب اوست مهربانی با او و نداشتن دشمنی و کینه توزی در تمام مراحل زندگی است.

پیامد هفتم: از بین رفتن گشاده رویی

افراد کینه توز معمولا چهره ی در هم کشیده وو عبوسی دارند و تا زمانی که صفت ناشایست کینه توزی را اصلاح و درمان نکنند چهره ی گشاده و برخوردی شاداب نخواهند داشت. شخص  کینه توز  پیوسته باخخود رد ستیز و درگیری است.  چنین حالت ناهنجار درونی به او اجازه نمی دهد که چهره اش را باز و گشاده ببیند و با شریک زندگی خود برخورد صحیح داشته باشد.

پیامد هشتم: ناهنجاری های جسمی

وقتی روح زلال انسان به صفت رذیله ی کینه توزی آغشته می شود به مروز زمان جسم او هم تحت تاثیر منفی قرار می گیرد. آثار سنگین کینه توزی و دشمنی با همسر بر جسم شخص مبتلا به صورت های مختلفی بروز می کند؛ به عنوان نمونه چون این صفت ناهنجار روحی به سرعت در چهره ی شخص تاثیر می گذارد و به شکل اخم و پرخاش و درهم کشیدگی صورت تظاهر می کند، زن و شوهر کینه توز به پیری زودرس و چهره ای شکسته دچار می شوند.

پیامد نهم: زوال آرامش ذهنی

زوجین باید بدانند زمانی که هر یک از آنها نسبت به دیگری نگاه نامهربانانه و برخواسته از دشمنی و بدخواهی دارد در حقیقت برای سلب آرامش ذهن خود اقدام کرده است. چنین صفت ناشایستی زمینه ساز سلب آرامش ذهنی از همسر هم می شود. اما بازخوردهای اولیه ی آن متوجه خود زن یا شوهر کینه توز می شود و اجازه نمی دهد که او زندگی آرامی را با همسر و فرزندهای خود سپری کند. مرض کینه توزی همانند غده ی سرطانی پیش رونده ای است که هر فضای جذاب و شیرینی را برای شخصی که به آن مبتلا شده است به زهر و تلخ کامی تبدیل می کند.

پیامد دهم: سرازیر شدن در دام گناه های زبانی

هنگامی که صفت کینه توزی در شخصیت زن و شوهر جای پیدا می کند در مواقع حساس و زمان هایی که این صفت، شخص مبتلا را غضبناک می کند او را به عرصه ی گناه های بزرگ زبانی همانند غیبت، تهمت، سرزنش، تحقیر، توهین، تخریب شخصیت و … می کشاند. کنترل زبان برای زن و مرد کینه توز کار بسیار مشکلی است و آنها به اندک بهانه ای در صدد سلب آرامش روحی همسر خود بر می آیند.

راهکارهای مهار و درمان کینه توزی در همسران

راهکار اول: اصلاح نگاه

اصلی ترین راهکار مهار و درمان کینه توزی در همسرها، دستیابی زن و شوهر کینه توز به شناخت صحیح و قابل اعتماد درباره ی زشتی ها و پیامدهای سنگین کینه توزی درباره ی یکدیگر است. هنگامی که فرد کینه توز از طریق آیات قرآن و احادیث اسلامی با برخی از پیامدهای سنگین دنبوی و اخروی این کار آشنا می شود در حقیقت از برخی از لایه های زشتی کینه توزی اطلاع پیدا می کند و در صدد مبارزه و درمان این صفت بر می آید.

راهکار دوم: مطالعه و مرور امتیازات و جذابیت های خطاپوشی

وقتی که مرد و زن کینه توز به قصد مهار و درمان صفت ناشایست کینه توزی، به مطالب و ننمونه های جذابی از خطاپوشی دقت می کند به تدریج تحت تاثیر قرار می گیرد؛ زیرا هر انسانی به داشتن الگوهای مناسب در رفتار و گفتار خود نیازمند است. مطالعه ی دقیق برخی از کلمات ائمه ی معصومین (س) جذابیت های خاصی دارد و می تواند به روح و روان انسان نوز هدایت بتاباند.

راهکار سوم: تکثیر محبت

یکی از مهم ترین راهکارهای مهار و درمان تدریجی کینه توزی در همسرها تغییر رفتار عاطفی زن یا مرد نسبت به همسر کینه توز خویش است؛ یعنی همسر فرد کینه توز باید به میزان محبت و توجه خود بیفزاید. محبت پررنگ و صادقانه در وواقع به معنای جراحی و ریشه کنی درخت کیننه توزی و جایگزین کردن نهال شیرین مهرورزی و عطوفت در قلب فرد کینه توز است.

راهکار چهارم: تقویت خودباوری

زن یا شوهری که خود را با همسری کینه توز مواجه و همنشین می بیند باید برای مهار و درمان تدریجی این صفت ناشایست جنبه های مثبت شخصیت همسر خود را پررنگ کند و دائما این صفات برجسته را به رخ او بکشاند. بیرون کشیدن لایه های جذاب و مثبت شخصیت همسر و نشان دادن به او در واقع او را به خودباوری نزدیک می کند و در نتیجه ریشه های کینه توزی را تحت تاثیر قرار می دهد. البته کنار نقش پیوسته ی همسر در تقویت خودباوری شریک زندگی خویش، نباید نقش یک مشاور توانمند را به عنوان راهنما فراموش کرد.

راهکار پنجم: هدیه دادن

دادن هدیه به مناسبت های گوناگون می تواند یکی از راهکارهای بسیار تاثیرگذار بر روند درمان کینه توزی در همسرها باشد. جای تاسف است که این راهکار در بسیار از مواقع مورد غفلت قرار می گیرد. در بین احادیث اسلامی هم اهدای هدیه توصیه می شود و زمینه ساز زدودن کینه ها معرفی شده است. در برخی از احادیث گرفتن هدیه هم به منزله ی زمینه ساززی ذهن برای تصورات و تحلیل های صحیح از شخصیت فردی معرفی شده است که هدیه را می بخشد.

راهکار ششم: دور شدن از برخوردهای تبعیض آمیز

همسر افراد کینه توز باید با تدبیر و برنامه ریزی همیشگی از قرار گرفتن همسر خود در محیط تبعیض آمیز جلوگیری کنند؛ به عنوان نمونه هنگامی که مردی می داند که اگر خانم او در جمع خاصی یا مهمانی خاصی حاضر شود مورد تحقیر و تبعیض قرار می گیرد و احترامش در آن جمع شکسته می شود نباید اجازه دهدکه او در آن مهمانی شرکت کند یا اگر خانمی می داند که رفاقت شوهرش با گروه خاصی باعث درگیری شغلی وتبعیض در حق و حقوق همسرش می شود باید تلاش کند تا همسرش حتی الامکان در معرض امواج منفی قرار نگیرد. همچنین لازم است که زن یا شوهر کیه توز مراقب رفتارهای خود در خانه و بیرون از منزل هم باشند تا همسرشان احساس تبعیض نکند و خود را در معرض برخورد ظالمانه نبیند.

منبع:

تشخیص و تغییر رفتارهای ناهنجار همسر