کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6

موضوع: اگر تحصيلات زن از مرد بيشتر باشد...

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    عنوان کاربر
    Member
    نوشته ها
    54
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0

    اگر تحصيلات زن از مرد بيشتر باشد...

    در جوامع قدیمی و حتی بهتر می توان گفت تا پیش از دهه گذشته ایده آل ترین نوع تناسب تحصیلی بالاتر بودن تحصیلات مرد از زن بود. اما تغییرات جامعه و بالا رفتن سطح فرهنگ در اجتماع بالا رفتن تحصیلات برای زنان را نیز به همراه داشت. در چنین شرایطی انتظار این است که همسران امروزی در روابطشان ملاحظات سنتی را هم رعایت کنند. در این گونه زندگی ها وقتی تحصیلات زن بالاتر است انتظار می رود طوری رفتار کن که اقتدار همسرش زیر سوال نرود. خانم هایی که از نظر تحصیلی از همسرشان سر هستند، نباید به وفور از اطلاعاتشان صحبت کنند. خانه محل آرامش است و لزومی ندارد که در محیط گرم آن هر یک از طرفین بخواهند حرف های تخصصی ای که مربوط به رشته تحصیلی شان است را بیان، کند.

    اگر زن و مرد تناسب در تحصیلات داشته باشند آرامش بیشتری در زندگی خواهند داشت. حتی اگر زن با تواضع و فروتنی برای تحصیلات بالاتر خود جایگاهی قائل نباشد و مدرک تحصیلی اش را به رخ همسرش نکشد؛ باز هم ممکن است مرد از تذکرات او در زندگی مشترک، برداشت درستی نداشته باشد و تصور کند که همسرش دچار خود بزرگ بینی شده و جایگاه معلمی یافته است.

    اینکه می گویند تحصیلات زن از مرد بالاتر نباشد، به دلیل ایمنی بخشیدن خانواده از برخی مشکلات زناشویی است. چرا که این امر با ویژگی غرور و اثبات اقتدار مردانه (که البته در همه مردان وجود دارد) منافات دارد.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Apr 2014
    عنوان کاربر
    Member
    نوشته ها
    57
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    1
    تحصيلات مرد بيشتر باشه بهتره

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,630
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    باعث کمتر شدن احتمال ازدواج این خانم میشه به دلایل زیر ...

    چون سطح تحصیلات بالا میره ، خب طبعا" سطح انتظارات و کمال گرایی هم بالا میره و دختر نمیتونه انتخاب های ازادی داشته باشه ...

    و چون انتخابهاش مختص به اون دیدگاهی شده که باعث شده جوری دیگه به دنیای اطرافش نگاه کنه ...

    در این موقع است که هر کسی رو که به خواستگاریش میاد ، پس میزنه و با خط کشی که از توقعاتش ساخته اندازه میگیره ...

    به هرحال خود فرد در انجام خیلی از خصوصیات و رفتارها دخیله ... و شرایط محیط در این میان اثری چندانی نخواهد داشت ...


    (( برای شروع زندگی مشترک، مشاوره ازدواج با مراکز معتبر و یا حتی مشاوره آنلاین ازدواج را فراموش نکنید ))
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    Senior Member
    نوشته ها
    238
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    3
    خب زنها به این خاطر با مردا ازدواج میکنن که در زندگی به امنیت و پشتوانه مالی برسن ...

    وقتی که زن به این سطح از تحصیلات و در امد و شغل میرسه دیگه در خودش نیازی به این ازدواج ها پیدا نمیکنه و

    گزینه های ازدواجش کمترو کمتر میشه .... و اگه قرار به ازدواجم باشه دوست داره با مردی که از خودش خیلی بهترو قویتره ازدواج کنه ...

    که در این میان گزینه هاش بشدت کم میشه ... چون چنین مردی که کامل باشه وجود خارجی نداره و اگرم باشه درصدش خیلی کمه که

    قسمت ایشون بشه ... پس تحصیلات غیرمستقیم میتونه اثرگذار باشه ....

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    1
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0
    سلام من دختری 30 ساله هستم که دارای تحصیلات لیسانی در رشته نرم افزار هستم در یک شهر کوچک زندگی میکنم و پدرم 10 سال پیش با زنی که از نظر اخلاقی اسم و رسم خوبی ندارند ازدواج کرده اند و این موضوع باعث شده که خواستگاران من در حد توقع من نباشند. در حال حاضر خواستگاری دارم که تحصیلاتشان سیکل است و در جلسه خواستگاری که با ایشان صحبت کردم به هیچ عنوان ایشان را نپسندیدم و فهمیات ایشان در حد همان سیکل می باشد از لحاظ ظاهری همچنین مورد پسند من نبودند در پایان صحبتی که با ایشان داشتم ایشان نظر من را در مورد خودشان پرسیدند من عرض کردم باید فکر کنم و الان نمی توانم نظر قطعی بدهم و وقتی من نظر ایشان را پرسیدم ایشان سن من را بهانه کردند و گفتند که به ایشان گفته شده من متولد 69 هستم در صورتی که ایشان از لحاظ سنی یک سال از من بزرگتر هستند. من به ایشان جواب منفی دادم ولی اصرار دارند که دوباره صحبت کنیم و ایشان حضوراً از من معذرت خواهی کنند. با توجه به اینکه هیچ چیزی باعث نمی شود که من نظرم در مورد ایشان تغییر کند آیا درست است که به ایشان اجازه دیدیار مجدد بدهم؟
    از طرف دیگر از جانب خانواده تحت فشار هستم به خاطر سن و اشتباهی که پدرم 10 سال پیش مرتکب شده اند و به من میگویند که دیگر موقعیت ازدواج برایم پیش نمی آید لطفا مرا راهنمایی کنید

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,630
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط maryambano2011 نمایش پست ها
    سلام من دختری 30 ساله هستم که دارای تحصیلات لیسانی در رشته نرم افزار هستم در یک شهر کوچک زندگی میکنم و پدرم 10 سال پیش با زنی که از نظر اخلاقی اسم و رسم خوبی ندارند ازدواج کرده اند و این موضوع باعث شده که خواستگاران من در حد توقع من نباشند. در حال حاضر خواستگاری دارم که تحصیلاتشان سیکل است و در جلسه خواستگاری که با ایشان صحبت کردم به هیچ عنوان ایشان را نپسندیدم و فهمیات ایشان در حد همان سیکل می باشد از لحاظ ظاهری همچنین مورد پسند من نبودند در پایان صحبتی که با ایشان داشتم ایشان نظر من را در مورد خودشان پرسیدند من عرض کردم باید فکر کنم و الان نمی توانم نظر قطعی بدهم و وقتی من نظر ایشان را پرسیدم ایشان سن من را بهانه کردند و گفتند که به ایشان گفته شده من متولد 69 هستم در صورتی که ایشان از لحاظ سنی یک سال از من بزرگتر هستند. من به ایشان جواب منفی دادم ولی اصرار دارند که دوباره صحبت کنیم و ایشان حضوراً از من معذرت خواهی کنند. با توجه به اینکه هیچ چیزی باعث نمی شود که من نظرم در مورد ایشان تغییر کند آیا درست است که به ایشان اجازه دیدیار مجدد بدهم؟
    از طرف دیگر از جانب خانواده تحت فشار هستم به خاطر سن و اشتباهی که پدرم 10 سال پیش مرتکب شده اند و به من میگویند که دیگر موقعیت ازدواج برایم پیش نمی آید لطفا مرا راهنمایی کنید


    دوست عزیز شما جواب خودتون رو در نوشته بالا دادید .
    وقتی هیچ سنخیتی بین شما دو نفر نیست پس حتی فکر کردن هم بی معناست.
    در ضمن بدونید به این دنیا آورده شدید تا با زندگی قیمت بدست بیاورید نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنید .
    پس فشار خانواده کاملا بی مورد و غیر قابل توجیحه .
    چون چنین ازدواجی بدون علاقه گره دیگه ای به مشکلاتتون اضافه خواهد کرد .
    هدف از ازدواج رسیدن به آرامشه ...
    آیا میتونید با این روش به آرامش برسید ؟ یا چند سال دیگه با فرزندتون به این نتیجه برسید ؟
    در ضمن کارهایی رو که دوست دارید و شروع کنید .
    محیطهای جدید موقعیت های جدیدی رو برای شما فراهم خواهد کرد .
    از خدا و دنیا آنچه را که آرزو دارید و بخوایت . و بدونید خداوند راهشو برای شما فراهم خواهد کرد .
    فقط باید بهش اعتماد داشته باشید .
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •