کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 11

موضوع: عشق یا هوس

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    6
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0

    عشق یا هوس

    سلام. من یه دختر 24 ساله ام که چند وقت پیش توی یه محیط علمی با یه پسر آشنا شدم. ما وقتی که همو دیدیم فقط راجع به مسائل علمی با هم صحیت کردیم اما رفتار ایشون طوری بود که من احساس کردم به من علاقه مند شدن. تا اینکه موقع خداحافظی شماره منو گرفتن. من اولش نمیخواستم شمارمو بدم ولی ایشون یه ادم تحصیل کرده بودن و واقعا اونروز با من خیلی با احترام رفتار کردن به خاطر همین شمارمو بهشون دادم. ایشون بعد چند روز به من پیام دادن و بعد از یه مقدمه خیلی کوتاه فورا از من خواستگاری کردن. منم همون لحظه جواب منفی دادم اما ایشون بازم پیام میدادن. من از همون اول موضوع رو با مادر و خواهرم درمیان گذاشتم. مادرم از من خواست شرایطشو بپرسم و اگه شرایطش جور بود ازش بخوام که با خونوادش بیان خواستگاری ولی اگه شرایطش جور نبود این ارتباطو قطع کنم و دیگه به پیاماش جواب ندم. برای خونواده من داشتن کار خیلی مهمه اما وقتی من ازش پرسیدم که کار داره یا نه گفت هنوز سر کار نمیره چون داره برا دکترا درس میخونه ولی حتما کارشو جور میکنه. با وجود اینکه هنوز کارش قطعی نشده بود من بهش گفتم که با خونوادش بیان خواستگاری. اما اون گفت خونوادش گفتن تا وقتی که همه شرایطش جور نباشه براش خواستگاری نمیرن. و از من خواست که بازم همدیگه رو ببینیم که با هم بیشتر آشنا بشیم. منم بهش گفتم میدونم که منظورت رابطه دوستیه ولی مطمئن باش که من هیچوقت وارد چنین رابطه هایی نمیشم چون اینجور رابطه ها رو گناه میدونم. بعد اون گفت من ارتباط برای زندگی میخوام که منم دیگه جواب ندادم. تا اینکه بعد چند روز یه پیشنهاد به من داد که منو کاملا به هم ریخت. به من پیام داد و گفت من الان یه شهر دیگه ام و تنهام. شما میاین پیشم؟ که این حرف منو خیلی عصبانی کرد چون من ادم خیلی مقیدی هستم و فکر نمیکردم ایشون همچین پیشنهادی به من بدن چون من قبلش به ایشون تاکید کرده بودم که وارد رابطه دوستی نمیشم و ایشون هم فرد تحصیل کرده ای بود فکر نمیکردم راجع به من چنین تصوری داشته باشه. وقتی این حرفو زد من توی تلگرام بلاکش کردم. ولی بعد با یه شماره دیگه به من پیام داد و انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده دو باره به من ابراز علاقه میکرد. وقتی ازش پرسیدم چرا همچین پیشنهادی به من داده گفت چون دوستت دارم من فقط ازت خواستم بیای پیشم نه اینکه جنایت کنی. که من دیگه جواب ندادم. بعدم متوجه شدم که با این شماره جدید تو اینستاگرام یه صفحه داره که فقط دخترارو فالو کرده اونم نه دخترای خوب که این منو بیشتر به هم ریخت. من حتی این موضوع رو به خودش گفتم اما اون گفت هکش کردن و اون فقط اینستا رو رو گوشیش نصب کرده و اصلا ازش استفاده نمیکنه اما من میدونم که دروغ گفت. من دیگه جوابشو ندادم اما اون تا پنج روز پیش همش به من پیام میداد که من نمیتونم فراموشت کنم در حالی که من حتی یه کلمه عاشقانه هم با ایشون حرف نزدم و کمتر از شما بهش نگفتم. اما اون تا چند روز پیش همش به من پیامای عاشقانه میداد برای اینکه من وابسته بشم. حالا من با اینکه میدونم ایشون اصلا ادم مناسبی برای من نیست بعضی موقع ها میگم نکنه واقعا به قول خودش منو دوست داره و ارتباط برای زندگی میخواسته چون خودش میگفت نیت بدی نداشته. حالا سوال من از شما خانم یا آقای مشاور اینه که واقعا رابطه دوستی با نیت ازدواج رابطه درستی هست؟ و آیا احساس این آقا به من واقعا عشق هست یا صرفا هوسه؟ از نظر خود من اشتباهه ولی همه اطرافیانم به من میگن که من خیلی کوته فکرم و تو این دوره زمونه باید وارد اینجور رابطه ها شد و بهم میگن سنم بالا رفته و شاید دیگه شانس ازدواج نداشته باشم. ببخشید از اینکه صحبتام خیلی طولانی شد ولی من واقعا توی شرایط بدی ام و نمیدونم اگه این آقا دوباره پیام دادن جوابشونو بدم یا نه؟ خواهش میکنم کمکم کنید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,585
    پسندیده
    40
    مورد پسند
    40
    معیار دوستی و ازدواج
    دوست عزیز در یک عبارت پاسخ خودتون رو پیدا کنید .
    شما در زندگیتون معیارهایی دارید.
    و قراره بر اساس همین معیارها ازدواج کنید .
    پس وقتی ایشون بر پایه و اساس معیارهای شما نیست .
    دلیلی هم برای ادامه رابطه دوستی و ازدواج وجود نداره .
    حتی اگر ایشون با معیارهای شما کاملا همخوانی داشت .
    شما باید حداقل 9 ماه نامزد ( بدون خواندن صیغه محرمیت و درج در شناسنامه ) با ایشون ارتباط برقرار میکردید .
    تا بتونید از شخص مقابل شناخت خوبی بدست بیارید .
    و بتونید بهش اعتماد کنید .
    پس میتونید ادامه بدید و به شناختتون ادامه بدید .
    البته ادامه ای که در آن وابستگی به وجود نیاد .
    و گرنه نمیتونید منتظر معجزه ای برای داشتن یک زندگی آرام باشید .


    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    6
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0
    [QUOTE=moshaver;5880]معیار دوستی و ازدواج
    دوست عزیز در یک عبارت پاسخ خودتون رو پیدا کنید .
    شما در زندگیتون معیارهایی دارید.
    و قراره بر اساس همین معیارها ازدواج کنید .
    پس وقتی ایشون بر پایه و اساس معیارهای شما نیست .
    دلیلی هم برای ادامه رابطه دوستی و ازدواج وجود نداره .
    حتی اگر ایشون با معیارهای شما کاملا همخوانی داشت .
    شما باید حداقل 9 ماه نامزد ( بدون خواندن صیغه محرمیت و درج در شناسنامه ) با ایشون ارتباط برقرار میکردید .
    تا بتونید از شخص مقابل شناخت خوبی بدست بیارید .
    و بتونید بهش اعتماد کنید .
    پس میتونید ادامه بدید و به شناختتون ادامه بدید .
    البته ادامه ای که در آن وابستگی به وجود نیاد .
    و گرنه نمیتونید منتظر معجزه ای برای داشتن یک زندگی آرام باشید .


    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    6
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0
    متشکرم از پاسختون. اما مشکل من اینه که خانواده من میگن این پسر ادم مناسبی نیست چون اگه ادم خوبی بود هیچوقت به من پیشنهاد نمیداد که هنوز که با هم نامحرمیم برم یه شهر دیگه پیشش و یا اینکه صفحه اینستاگرامش اونجوری نبود. به نظر شما این مسائل مهم نیست؟ من الان توی یه دو راهی بد گیر کردم که نمیتونم درست حسابی فکر کنم. نمیدونم باورکنم که میگه دوسم داره یا حق با خانواده امه؟

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,585
    پسندیده
    40
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط benaz نمایش پست ها
    متشکرم از پاسختون. اما مشکل من اینه که خانواده من میگن این پسر ادم مناسبی نیست چون اگه ادم خوبی بود هیچوقت به من پیشنهاد نمیداد که هنوز که با هم نامحرمیم برم یه شهر دیگه پیشش و یا اینکه صفحه اینستاگرامش اونجوری نبود. به نظر شما این مسائل مهم نیست؟ من الان توی یه دو راهی بد گیر کردم که نمیتونم درست حسابی فکر کنم. نمیدونم باورکنم که میگه دوسم داره یا حق با خانواده امه؟
    دوست عزیز نمیتونید به طور قاطع در این موارد جواب داد.
    ولی در کل یکی از ویژگیهای بارز خواستگار خوب رعایت یه سری مسایله .
    مثل رعایت ادب در برخوردهای فیزیکی و ... هست .
    درخواست ایشون به این سبک کار درستی نبود .
    و نشون میده متاسفانه شمارو نشناخته و فقط روی احساسات جنسی خودش متمرکز شده .
    احساسات جنسی رو از این بابت گفتم که پسران از این بعد وارد ازدواج میشوند.هرچند که امری طبیعیه .
    ولی باید به جای خودش استفاده بشه .
    پس رفتارهای هر فردی میتونه نشان دهنده شخصیتش باشه .
    همونطور که این شخص باید به شما و شخصیت شما احترام میذاشت .
    پس این شک و تردید شما نشانه این موضوع هست که ایشون به دل شما نتونسته بشینه .
    و این موضوع اولین قدم در ازدواج هست .
    در مورد سوال شما : که بین دوراهی قرار گرفتید .
    خود شما بهتر میتونید تصمیم گیری کنید.
    بین خانواده ای که همیشه پشتیبان شما بوده .
    یا بین شخصی که چند روزه اومده و متاسفانه رفتارهاش به جای جذب شما باعث ایجاد تردید و دودلی شده !
    پس در این تردید در کنار خانواده باشید .
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    6
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0
    متشکرم از راهنمایی هاتون. امیدوارم که بتونم درست تصمیم بگیرم و درست رفتار کنم. باز هم ممنون

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,585
    پسندیده
    40
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط benaz نمایش پست ها
    متشکرم از راهنمایی هاتون. امیدوارم که بتونم درست تصمیم بگیرم و درست رفتار کنم. باز هم ممنون
    موفق باشید
    و اینکه به نشانه ها خوب توجه کنید .
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    6
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0
    متشکرم. اما فکر کنم ایشون دیگه همه چی رو فراموش کردن. چون ده روزی میشه که دیگه به من پیام ندادن. البته به خاطر رفتار خودم بود چون ایشون مرتب تا یه هفته پیام میدادن اما من حتی یه کلمه هم جواب نمیدادم. اما من الان پشیمونم که حرفامو نزدم اما از طرفی هم غرورم بهم اجازه نمیده که بهشون پیام بدم. همش منتظرم که یه پیام بهم بده که بتونم حرفامو بزنم اما فکر کنم همه چی رو فراموش کردن. به نظرتون اگر من ایشونو تو تلگرام از بلاک در بیارم کار اشتباهیه؟ و غرورم له میشه. چون یادمه به بار بهم گفتن دیگه پیام نمیده مگر اینکه من پشیمون بشم و پیام بدم. به نظرتون چیکار کنم؟ من واقعا شرایط خوبی ندارم. خودمم باورم نمیشه چرا اینجوری رفتار میکنم چون همیشه منطقی رفتار کردم اما این دفعه نمیدونم چرا نمیتونم درست رفتار کنم. اون موقعی که بهشون گفتم دیگه حق ندارن به من پیام بدن واقعا از ته دل گفتم و حتی وقتی تا یه هفته جواب پیامشونو نمیدادم خوشحال بودم و اصلا ناراحت نبودم. ولی این چند روزه نمیدونم چرا اینجوری شدم خیلی ناآرامم و دلم همش آشوبه. من نمیخوام رفتار اشتباهی بکنم. اما هر کاری میکنم آروم نمیشم. خواهش میکنم کمکم کنید.

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,585
    پسندیده
    40
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط benaz نمایش پست ها
    متشکرم. اما فکر کنم ایشون دیگه همه چی رو فراموش کردن. چون ده روزی میشه که دیگه به من پیام ندادن. البته به خاطر رفتار خودم بود چون ایشون مرتب تا یه هفته پیام میدادن اما من حتی یه کلمه هم جواب نمیدادم. اما من الان پشیمونم که حرفامو نزدم اما از طرفی هم غرورم بهم اجازه نمیده که بهشون پیام بدم. همش منتظرم که یه پیام بهم بده که بتونم حرفامو بزنم اما فکر کنم همه چی رو فراموش کردن. به نظرتون اگر من ایشونو تو تلگرام از بلاک در بیارم کار اشتباهیه؟ و غرورم له میشه. چون یادمه به بار بهم گفتن دیگه پیام نمیده مگر اینکه من پشیمون بشم و پیام بدم. به نظرتون چیکار کنم؟ من واقعا شرایط خوبی ندارم. خودمم باورم نمیشه چرا اینجوری رفتار میکنم چون همیشه منطقی رفتار کردم اما این دفعه نمیدونم چرا نمیتونم درست رفتار کنم. اون موقعی که بهشون گفتم دیگه حق ندارن به من پیام بدن واقعا از ته دل گفتم و حتی وقتی تا یه هفته جواب پیامشونو نمیدادم خوشحال بودم و اصلا ناراحت نبودم. ولی این چند روزه نمیدونم چرا اینجوری شدم خیلی ناآرامم و دلم همش آشوبه. من نمیخوام رفتار اشتباهی بکنم. اما هر کاری میکنم آروم نمیشم. خواهش میکنم کمکم کنید.
    خب دوست عزیز الان تصور کنید رابطه دوباره برقرار شده .
    و چون با آشتی و جبران شروع شده رابطه شما نزدیک تر خواهد بود.
    اگر درخواستشو دوباره بیان کنه شما چه تصمیمی خواهید گرفت ؟
    ببینید واکنشتون چطوره ؟ چون این شرایط خاص هست و اگر چشمتون رو روی واقعیت ببندید .
    در آینده مطمئنا" آسیب خواهید دید .
    ناراحتی امروز شما طبیعیه و به آرامی از بین میره .
    ولی متاسفانه این حال شما مربوط به وابستگی هست که به وجود اومده .
    و باید مواظب باشید .
    بسیار ساده است ... اگر شما دوستش دارید و میتونید با رفتار و درخواستشون کنار بیایت.
    خارج کردنش از بلاک و اصلا تماس مستقیم میتونه اوضاع رو به روال قبل برسونه .
    و شما دوباره وارد رابطه دوستی بشید .
    فقط تاکید من روی این موضوع هست که شما هدفتون چی هست ؟
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    6
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0
    باور کنید رابطه ما اصلا رابطه دوستی هم نبود. یعنی من اجازه ندادم که باشه. اصلا اختلاف ما سر این قضیه بود. من ازش خواستم با خانوادش مطرح کنه اما اون گفت هنوز شرایطش جور نیست بعد از یه مدت خودش خانواده ها رو راضی میکنه که منم بهش گفتم پس شما منو برا دوستی میخواین اما اون گفت من تو رو واسه زندگی میخوام ولی هنوز شرایطم جور نیست ولی حق دارم در کنار کسی باشم که دوستش دارم یا نه؟ منم گفتم من هیچوقت با شما وارد رابطه دوستی نمیشم. و تو این سه ماهی که همه میشناسیم حتی هر وقت ازم میخواست که همو ببینیم دوباره من حاضر نشدم که ببینمشون دقیقا به خاطر همین وابستگی که شما میگین. تو این سه ماه من وقتی فهمیدم که ایشون نمیخوان موضوع رو با خانوادشون درمیان بزارن تنها جوابی که به پیاماشون میدادم این بود که منو فراموش کنید و من با شما دوست نمیشم و دیگه به من پیام ندید بود. اونم همش پیام میداد چرا به علاقه من شک داری؟ من نمیتونم فراموشت کنم و از اینجور چیزا بود که منم جواب ندادم بعد یه مدت دیگه. به خدا اگر من با این آقا صحبت کردم چون فکر میکردم قصدشون ازدواجه و حتما با خانوادشون مطرح میکنن و توی این مدتی که باهاشون صحبت کردم حتی به ایشون تو هم نگفتم و همیشه شما خطابشون میکردم و خیلی رسمی برخورد کردم و هیچ احساسی هم تو حرف زدنم به خرج ندادم اما ایشون خیلی راحت از علاقشون حرف میزد. اما با وجود اینکه اینقدر رعایت کردم توی حرف زدنم باهاشون نمیدونم دلیل این وابستگی امروزم چیه؟ شما خودتون میدونید تو این دوره زمونه وارد شدن توی ارتباط دوستی خیلی آسونه اما من هیچوقت نخواستم و نمیخوام وارد اینجور رابطه ها بشم چون ازدواج برای من مقدسه اگه یه روزی ازدواج کنم اگه قبلش با یکی دوست بوده باشم احساس میکنم به همسر آینده ام خیانت کردم و من نمیخوام هیچوقت همچین کاری رو بکنم. منم سعی میکنم ایشونو فراموش کنم. این ده روزه واقعا تموم تلاشمو کردم که فراموششون کنم اما هر کاری کردم باز ناآروم بودم. برای همین خواستم از یه متخصص کمک بگیرم این بود که به سایت شما پیام دادم. الانم حق با شماست شاید باید زمان بیشتری بگذره که من فراموش کنم و من سعی میکنم این احساس ناآرومی رو تحمل کنم و کار اشتباهی رو نکنم. باز هم ممنون از راهنمایی هاتون. همین که تونستم این موضوع رو اینقدر واضح با یکی درمیون بزارم بدون اینکه قضاوت بشم خودش یکم از بیقراری مو کم کرد. خیلی ممنونم.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •