کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: خواستگاری

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Feb 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    1
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0

    Unhappy خواستگاری

    سلام
    من دختری 27 ساله و یک نامزدی ناموفق داشتم الان 6 ساله که برام خواستگار میاد هر کدام به دلایلی در همان جلسه اول یا دوم به هم میخوره.
    من چادری هستم با عقاید مذهبی و همچنین با خانواده مذهبی که سطح اقتصادی متوسطی داریم. تعداد خانواده ما 4 نفره ، یک خواهردارم 5 سال از من کوچکتر هست. لیسانس مدیریت دارم. در حال حاضر هم در یک مدرسه دخترانه دبیر قرآن هستم
    حالا یه خواستگار برام اومده 2 جلسه با هم صحبت کردیم .از لحاظ ظاهری هم نه خیلی عاشقش شدم نه ازش تنفر دارم
    هم نقاط مثبت داره و هم نقاط منفی
    خانواده ای مذهبی در حد ما، اهل نماز و روزه و هیئت ، سنش متناسبه (4 سال بزرگتر از من هست) خیلی دست و دل بازن، وضعیت مالی خیلی خوبی داره(تو بازار آهن خرید و فروش دارن)،(البته سطح مالیشون از ما خیلی بالاتره)، مستقله، خانواده کم جمعیتی داره، اهل مسافرته، خانواده ظاهرا شادابی هستن و چند نکته مثبت دیگه که البته شاید خیلی مهم نباشه اما من جزء معیارهام هست رو داره
    اما جلسه اول که اومدن تا شروع کردیم به صحبت من احساس کردم که سیگاریه و ازش پرسیدم شما اگر تو جمعی قلیون بکشن چه کار میکنید؟ کمی هول شد و گفت ما در کل فامیل شاید 3 نفر هم سیگاری نداشته باشیم. و تقریبا جواب واضحی نداد
    جلسه دوم همون طور که از شما کمک گرفته بودم موضوع نامزدی را مطرح کردم. و گفتم من صادقانه همه چیز را به شما گفتم و دوست دارم شما هم با من صادق باشید. که بلافاصله گفت من گهگاهی سیگار میکشم
    بعد من بهش گفتم شما موافق هستید که بریم مشاوره ؛ خیلی قاطعانه گفت نه من اصلا مشاوره را قبول ندارم ... ولی اگر شما اصرار دارید حالا شاید بیام. اما دلیلی برای مشاوره رفتن نمیبینم، ما خودمان عاقل و بالغ شدیم ، مشاوره به چه کارمان میاد...
    و من این قضیه برام خیلی سخته و غیر قابل تحمله ولی چون از چند نظر خوبن ، خانوادم میگن شاید بشه مشکل سیگاری بودن رو با سیاست هایی برطرف کرد.
    من تو خیابون از کنار یه سیگاری رد میشم حالت تهوع میگیرم.
    به نظر شما میشه همچین خصلتی رو تغییر داد؟؟!! شاید بعدا به محض اینکه عصبانی بشه بخواد سیگار بکشه
    البته به من گفت که اگر شما راضی نباشید نمیکشم... یعنی گفت قول میدم.... (من که باورم نمیشه!!)
    ایه مساله دیگه ای هم که هست از لحظه اول که اومد خونه ما چشم از من برنمیداشت. جلسه دوم هم همینطور خیلی راحت تو صورت آدم رو نگاه میکنه ، جوری که آدم اذیت میشه من همش میترسم که چشم پاک نباشه. مرتب زل زده بود تو صورت من و همینطور به مادرم هم نگاه میکرد. انگار که چشمش حیا نداشته باشه ...
    در ضمن این آقا ظاهرا خیلی آتیشش تنده و تو دو جلسه شیفته من شده و همش میگه هر چی شما بگی هر چی شما بخوای ... من خوشبختت میکنم و از این حرفهای بی سرو ته زیاد میزنه.
    تازه من که براش توضیح دادم ازدواج ناموفقی داشتم. بلافاصله گفت نه هیچ اشکالی نداره و دیگه درموردش صحبت نکن و برام مهم نیس من هم گفتم میتونید فکر کنید و بعدا جواب بدید... گفت نه من مشکلی ندارم
    من انتظار داشتم عصبانی بشه. یا حداقل یه ذره جا بخوره. ولی انگار نه انگار تازه کلی هم گفت ممکنه برای هر کسی پیش بیاد و مشکلی نیس
    یه مورد دیگه هم در جلسه دوم ازش پرسیدم درمورد دروغ بود که گفت عقیدش اینکه دروغ نباید گفت ولی هر راستی رو هم نمیگم. اتفاقا مادرش و خودش در جلسه اول گفته بودن که مهندس عمران هست ولی من که ریزه کاری ازش پرسیدم آخر گفت که من دیپلم دارم و البته دانشگاه رفتم ولی درسم رو تموم نکردم. به نظرم میاد تا در فشار قرار نگیره مسائلش رو نمیگه
    نمیخوام بگم که خیلی بد بودن ولی خب چند نکته منفی هم داشتن ؛ مثلا شغل و خانواده و دست و دل بازیشون خیلی خوب بود. دلم میگه نه ، عقلم میگه شاید بشه کاری کرد زود جواب منفی نده

    لطفا راهنمایی بفرمایید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,620
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    تردید در ازدواج
    دوست عزیز بهتره از همین ابتدا بدونید ممکنه ایشون هیچ تغییری نکنه .
    پس هر تصمیمی دارید روی همین شخصیت امروزش باید گرفته شود.
    اگر خود فرد تمایل نشون بده میتونه تغییر کنه .
    به همین خاطر خودتون رو در 10 سال آینده تصور کنید .
    ببینید در اون روزچه احساسی از اینکه با این شخص ازدواج کردید دارید .
    ولی اگر تمایلی نداشته باشه مسلم بدونید نمیتونید تغییرش بدید .
    در این جا نمونه ای از تردیدها را برایتان می گوییم که بی توجهی به آنها جدا خطرناک است .
    و می تواند فاتحه زندگی مشترک شما را بخواند.


    دوست داشتن بعدا ایجاد می شود
    برخی از افراد به نظر می رسد که تفاهم بسیار زیادی با هم دارند.
    و به دلیل همین تفاهم به آنها پیشنهاد می شود که با هم ازدواج کنند.
    اما با وجود تفاهم زیادی که با هم دارن، علاقه ای میانشان نیست یا بهتر است.
    بگوییم برای یکدیگر جذاب نیستند.
    و به هم کشش ندارند. معمولا به این افراد توصیه می شود که ازدواج کنند.
    تا پس از ازدواج علاقه و محبت بین آنها ایجاد شود.
    اما واقعیت این است که اگر علاقه و محبتی بین دو نفر به طور خاص وجود نداشته باشد.
    با ازدواج هم آن علاقه ایجاد نخواهد شد.
    اگر کشش جنسی وجود نداشته باشد.
    اگر تمایل هیجانی برای با هم بودن نداشته باشید.
    و اگر دلتان برای هم نتپد، یک جای کار می لنگد .
    و حتی اگر درست عین در و تخته هم با یکدیگر جور شوید.
    باز بعد از مدتی همدیگر را دلزده می کنید.
    چون عشق و جذابیت چسب های رابطه زوج ها هستند .
    و در صورت نبودنشان رابطه از هم می پاشد.
    در بسیاری از ازدواج های بین خویشاوندان یا ازدواج هایی که توسط پدر و مادر ترتیب داده می شود.
    می توانیم این اشتباه را مشاهده کنیم.
    درست است که تفاهم در ازدواج لازم است. اما کافی نیست.
    ازدواج زمانی به سامانی موفق خواهد رسید .
    که سه عنصر علاقه، تعهد و تفاهم همزمان با هم وجود داشته باشد.
    حتی ممکن است دقیق ندانید نسبت به چه چیزی شک دارید.
    طبیعی است چون شما تجربه کمی دارید و قبلاهیچ وقت ازدواج نکرده اید.
    یا در یک رابطه جدی و واقعی مثل همسری نبوده اید


    او را تغییر می دهم

    یکی از باورهای بسیار رایج و غلط در اکثر فرهنگ ها این است .
    که ما می توانیم با عشق، توجه و تلاش همسر خود را تغییر دهیم!
    به خصوص خانم ها مستعد پذیرش این باور غلط در زمان اشنایی و ازدواج هستند.
    خیلی ها فکر می کنند آدم ها به مرور زمان، مثلا بعد از ازدواج یا بچه دار شدن تغییر می کنند.
    و به اصطلاح خودشان درست می شوند.
    اما هیچ کس قابل تغییر نیست.
    آدم ها حتی وقتی خودشان ضرورت تغییر را هم حس می کنند.
    باز به سختی تغییر می کنند چه رسد به این که ضرورتی به تغییر نبینند.
    و بخواهند به زور کسی دیگر عوض شوند!


    پس از ازدواج مشکلات کم می شود
    بسیاری از ما امیدواریم که با ازدواج همه چیز به خیر و خوشی خواهد گذشت.
    حتی اگر قبل از ازدواج مسایل و مشکلات وجود داشته باشد و رابطه دو طرف غیر صمیمانه باشد.
    باز فکر می کنیم که با ازدواج همه چیز حل خواهد شد.
    اما لازم است که به این نکته توجه کنیم که آنچه در خلال آشنایی از فرد می بینیم.
    به احتمال بسیار زیاد بعد از ازدواج نیز تداوم خواهد یافت.


    خانواده اش را کجای دلم بگذارم؟
    خیلی ها می گویند من می خواهم با خودش زندگی کنم، نه خانواده اش.
    این اشتباه ترین حرفی است که ممکن است بزنید.
    اگر دارید به رغم مخالفت خانواده ها با هم ازدواج می کنید.
    یا اگر خانواده هایتان در یک سطح نیستند و این دل چرکین تان می کند.
    به هشدار قلبتان گوش دهید و برای ازدواج دست نگه دارید.
    تفاوت فرهنگی خانواده ها یا نارضایتی آنها می تواند زندگی شما را خیلی بیشتر از آنچه فکر می کنید تهدید کند.
    مطمئن باشید که قوی ترین عشق ها هم زیر فشار خانواده ها سرد می شود.
    چون ما در ایران در یک نظام سنتی ازدواج می کنیم و ازدواج مان پیوند دو خانواده است نه دو فرد.
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 10-02-2017, 05:26 PM
  2. در مورد خواستگاران گذشته به خواستگار جدید چیزی بگویی یا نه؟
    توسط جلالی در انجمن مشاوره ازدواج آنلاین
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 12-25-2016, 09:08 AM
  3. سنم بالا رفته ولی هنوز نتونستم به جایی که میخواستم برسم
    توسط arashmm در انجمن مرکز مشاوره ازدواج
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 10-05-2015, 10:46 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •