کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5

موضوع: کمکم کنید دارم روانی میشم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    2
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0

    کمکم کنید دارم روانی میشم

    پسری ارام و گوشه گیر بودم، با هیچ دختری رابطه ای برقرار نکرده بودم چون اعتقاد داشتم تنها با همسر اینده ام باید باشم. از قضا در نت با دختری از فرانسه که اصالتا همشهری بود اشنا شدم کم کم فهمیدیم که خیلی خوب همو درک میکنیم و بهم وابسطه شدیم، قرار ازدواج ریختیم او میبایست به اینجا می امد ولی نتوانست، پنج سال منتظرش بودم در سال چهارم چون نمیتوانست که بیاید بهم گفت که فراموشش کنم همیشه دست رد به سینه ام میزد ولی من واقعا دوستش داشتم سال پنجم به فرانسه رفتم ولی حتا حاضر نشد که منو ببینه، از طرفی خانوداه ام اصرار داشتند که با دختر خالم ازدواج کنم و همیشه از این ناحیه در فشار بودم، خیلی حالم بهم ریخت به خودم لعنت میفرستادم که چرا اینقدر شیفته ای این دختر شدم. بلاخره با اصرار پدرم راضی شدم که با دختر خالم ازدواج کنم، دختر خاله ای که راهی استرالیا بود ولی کاراش بند بود، خلاصه قرار شد منو دختر خاله ای که هیچ حسی بهش نداشتم با هم حرف بزنیم که ببینیم ایا به تفاهم میرسیم یا نه؟ برای من دیگه ازدواج و اینکه طرفم چه ملاک های بایست داشته باشه مهم نبود " بعد از اتمام رابطه اول " فقط میخواستم مرحله ی ازدواج از زندگیم رد شه. دختر خالم ولی رابطه ای گرم با من شروع کرد تا انجا که حتا عکس های برهنه از خودش برام میفرستاد. من در فرانسه ماندگار شدم و پدرم که از من جواب بله را گرفت رفت خواستگاری ولی دختر خالم گفت باید منو ببره فرانسه در غیر اینصورت من راضی نیستم، از طرفی در شرایطی نبودم که بتوانم اونو بیارم فرانسه، و خودمم میخواستم برگردم، فهمیدم که دختر خالم منو فقط بخاطر فرار از ایران میخواسته. اعصابم بهم ریخت احساس بدبختی میکنم چرا همه باید با احساسات من بازی کنه؟ حالم از همه داره بهم میخوره از این دنیا از این ادما از همه چی و همه کس. دلم میخواد خودمو بکشم. چرا اون دختر بهم پشت کرد؟ چرا دختر خالم همچین کرد؟؟؟ چرا من؟؟؟ میخوام انتقام بگیرم از همه و از دنیا...
    دختر فرانسوی را نمیبخشم و بهش گفتم که بابت تمام زجرهایی که در دنیا از تو یادت میکشم تو اخرت ازت میپرسم.
    ولی دختر خالمو، میخواهم بکشمش. تمام عکساشو میخام پخش کنم به خاک سیاه بکشونمش
    حالشو بگیرم تا بفهمه دنیا میچرخه

    آیا تصمیم خوبی گرفتم؟؟؟
    ایا راه دیگه ای دارم؟؟؟
    ایا خدا منو مقصر میدونه؟؟؟
    چیکار کنم دارم دیونه میشم
    نمیتونم کاراشونو ببخشم
    همیشه بیادم میان
    حتا چند بار نزدیک بود تصادف کنم، چون تمام صحنه های اونا میان جلوی چشمم و هیچی رو نمیتونم ببینم

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    2
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0
    کسی نیست کمک کنه؟؟؟

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    معاونین سایت
    نوشته ها
    1,637
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد هزاره نمایش پست ها
    پسری ارام و گوشه گیر بودم، با هیچ دختری رابطه ای برقرار نکرده بودم چون اعتقاد داشتم تنها با همسر اینده ام باید باشم. از قضا در نت با دختری از فرانسه که اصالتا همشهری بود اشنا شدم کم کم فهمیدیم که خیلی خوب همو درک میکنیم و بهم وابسطه شدیم، قرار ازدواج ریختیم او میبایست به اینجا می امد ولی نتوانست، پنج سال منتظرش بودم در سال چهارم چون نمیتوانست که بیاید بهم گفت که فراموشش کنم همیشه دست رد به سینه ام میزد ولی من واقعا دوستش داشتم سال پنجم به فرانسه رفتم ولی حتا حاضر نشد که منو ببینه، از طرفی خانوداه ام اصرار داشتند که با دختر خالم ازدواج کنم و همیشه از این ناحیه در فشار بودم، خیلی حالم بهم ریخت به خودم لعنت میفرستادم که چرا اینقدر شیفته ای این دختر شدم. بلاخره با اصرار پدرم راضی شدم که با دختر خالم ازدواج کنم، دختر خاله ای که راهی استرالیا بود ولی کاراش بند بود، خلاصه قرار شد منو دختر خاله ای که هیچ حسی بهش نداشتم با هم حرف بزنیم که ببینیم ایا به تفاهم میرسیم یا نه؟ برای من دیگه ازدواج و اینکه طرفم چه ملاک های بایست داشته باشه مهم نبود " بعد از اتمام رابطه اول " فقط میخواستم مرحله ی ازدواج از زندگیم رد شه. دختر خالم ولی رابطه ای گرم با من شروع کرد تا انجا که حتا عکس های برهنه از خودش برام میفرستاد. من در فرانسه ماندگار شدم و پدرم که از من جواب بله را گرفت رفت خواستگاری ولی دختر خالم گفت باید منو ببره فرانسه در غیر اینصورت من راضی نیستم، از طرفی در شرایطی نبودم که بتوانم اونو بیارم فرانسه، و خودمم میخواستم برگردم، فهمیدم که دختر خالم منو فقط بخاطر فرار از ایران میخواسته. اعصابم بهم ریخت احساس بدبختی میکنم چرا همه باید با احساسات من بازی کنه؟ حالم از همه داره بهم میخوره از این دنیا از این ادما از همه چی و همه کس. دلم میخواد خودمو بکشم. چرا اون دختر بهم پشت کرد؟ چرا دختر خالم همچین کرد؟؟؟ چرا من؟؟؟ میخوام انتقام بگیرم از همه و از دنیا...
    دختر فرانسوی را نمیبخشم و بهش گفتم که بابت تمام زجرهایی که در دنیا از تو یادت میکشم تو اخرت ازت میپرسم.
    ولی دختر خالمو، میخواهم بکشمش. تمام عکساشو میخام پخش کنم به خاک سیاه بکشونمش
    حالشو بگیرم تا بفهمه دنیا میچرخه

    آیا تصمیم خوبی گرفتم؟؟؟
    ایا راه دیگه ای دارم؟؟؟
    ایا خدا منو مقصر میدونه؟؟؟
    چیکار کنم دارم دیونه میشم
    نمیتونم کاراشونو ببخشم
    همیشه بیادم میان
    حتا چند بار نزدیک بود تصادف کنم، چون تمام صحنه های اونا میان جلوی چشمم و هیچی رو نمیتونم ببینم
    دوست عزیز

    اولا" آه و ناله و خط و نشون کشیدن برای دختر فرانسوی نتیجه ای نداره و هر کسی در انتخابش آزاده

    مقصر اول و آخر چنین شرایطی خود شما هستید که به جای منطقی فکر کردن خودتون رو درگیر یک رابطه معلق کردید

    رابطه با دختر خاله در بحران روحی اشتباه دوم بود و ایکاش به جای این همه استفاده از کلمه " اعصابم به هم ریخت " کمی در این مورد فکر کنید

    شما برای فرار از مشکلی خودتون رو در آغوش مشکل دیگه ای پرت کردید و گاهی در زندگی بهترین کار میتونه " هیچ کاری نکردن " باشه

    کمی بایستید و صبور باشید ... اینقدر بچگانه و به بی هدف اینور و اونور ندویید ... بایستید و کمی به عقب نگاه کنید و رفتار خودتون رو بسنجید

    مسلما" متوجه خواهید شد که الان هیچ ارزشی نداره که به خاطر چنین افرادی آرامش زندگی خودتون رو ذره ای به هم بریزید

    پیاده روی کنید و زندگی جدیدی رو شروع کنید و فعلا" بدون هیچ رابطه عاطفی ...راه رفتن میتونه هورمون ارام بخشی که نیاز دارید رو به شما برسونه

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر قیطریه:
    ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    2
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0
    دوست عزیزاگردوتاشونوفراموش کنی وببخشی ارامش خاصی پیدامیکنی زندگی جدیدبساز

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    معاونین سایت
    نوشته ها
    1,637
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط SARAHA نمایش پست ها
    دوست عزیزاگردوتاشونوفراموش کنی وببخشی ارامش خاصی پیدامیکنی زندگی جدیدبساز

    ممنون از نظرتون
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •