کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 56

موضوع: عشق اول

  1. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    حالت من
    Khaste
    نوشته ها
    39
    پسندیده
    33
    مورد پسند
    2
    سلام من خیلی دلم میخواد با ایشون راحت باشم اما نمیدونم چرا خجالت میکشم و مثلا نمیتونم کنار ایشون بشینم اما بعد که میرم خونه خیلی حسرت این را میخورم که چرا کنار ایشون ننشستم

  2. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    حالت من
    Khaste
    نوشته ها
    39
    پسندیده
    33
    مورد پسند
    2
    در کل منظور شما اینه که ایشون منو بچه حساب میکنه درسته؟

  3. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,636
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhussain نمایش پست ها
    در کل منظور شما اینه که ایشون منو بچه حساب میکنه درسته؟

    دقیقا ایشون چنین حسی به شما داره .
    مگر واقعا نظرش چیز دیگه ای باشه .
    که در این مورد باید گفتگو کنید .
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  4. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    حالت من
    Khaste
    نوشته ها
    39
    پسندیده
    33
    مورد پسند
    2
    سلام بعد از اینکه رفت چجوری باید افسردگی را تحمل کنم و باهاش بسازم چون خیلی دوستش دارم میترسم نتونم رفتنش را تحمل کنم و یه بلایی سر خودم بیارم و یا دیگه عاشق نشم و این حس شیرین عاشق شدن دیگه برام به وجود نیاد نسبت به هیچ دختری چیکار کنم؟
    ویرایش توسط amirhussain : 04-15-2018 در ساعت 11:48 AM

  5. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,636
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhussain نمایش پست ها
    سلام بعد از اینکه رفت چجوری باید افسردگی را تحمل کنم و باهاش بسازم چون خیلی دوستش دارم میترسم نتونم رفتنش را تحمل کنم و یه بلایی سر خودم بیارم و یا دیگه عاشق نشم و این حس شیرین عاشق شدن دیگه برام به وجود نیاد نسبت به هیچ دختری چیکار کنم؟
    دوست عزیز این روابط آزمون و خطاست .
    و کسی که توانایی برخورد با این اتفاقات رو نداره باید از ورود به این ارتباطات خودداری کنه .
    هر روشی گفته بشه باید خود شما با واقعیت کنار بیایت و بپذیرید .
    عشق ادمو آسیب پذیر میکنه .
    و این درس اوله که باید ازش تجربه بگیرید .
    کاربر مقابل پست moshaver عزیز را پسندیده است: amirhussain
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  6. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    حالت من
    Khaste
    نوشته ها
    39
    پسندیده
    33
    مورد پسند
    2
    سلام پس یعنی به طور کلی فراموششون کنم؟

  7. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,636
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhussain نمایش پست ها
    سلام پس یعنی به طور کلی فراموششون کنم؟
    هیچ کسی مثل خود شما نمیدونه باید ادامه داد یا متوقف شد .
    شما بهتر از هر کسی شرایط رو دیدید و درک کردید .
    و لااقل جواب طرف مقابلتون رو میدونید .
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  8. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    حالت من
    Khaste
    نوشته ها
    39
    پسندیده
    33
    مورد پسند
    2
    نمیدونم چرا نمیتونم با ایشون راحت باشم ولی ایشون خیلی با من راحت هستند چجوری
    باهاشون راحت باشم اخه خجالت میکشم چون خانواده ما مذهبی هستند شدید و فامیلمون هم همینطور میترسم راحت باشم و ایشون به مامانم بگن و یا به دختر عمم که معرف ایشون هستند و دردسر بشه با این حال خیلی دلم میخواد راحت باشم منم اهل نماز و روزه هستم ولی متاسفانه به دلیل محدودیت های شدید ایجاد شده در خانواده من اولین نفری را که دیدم عاشقش شدم ولی نمدونم انگار تو ذاتم نیست با دختر نامحرم صمیمی بشم و نمیتونم چیکار کنم
    ویرایش توسط amirhussain : 04-17-2018 در ساعت 12:19 PM

  9. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    مدیریت کل سایت
    نوشته ها
    1,636
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhussain نمایش پست ها
    نمیدونم چرا نمیتونم با ایشون راحت باشم ولی ایشون خیلی با من راحت هستند چجوری
    باهاشون راحت باشم اخه خجالت میکشم چون خانواده ما مذهبی هستند شدید و فامیلمون هم همینطور میترسم راحت باشم و ایشون به مامانم بگن و یا به دختر عمم که معرف ایشون هستند و دردسر بشه با این حال خیلی دلم میخواد راحت باشم منم اهل نماز و روزه هستم ولی متاسفانه به دلیل محدودیت های شدید ایجاد شده در خانواده من اولین نفری را که دیدم عاشقش شدم ولی نمدونم انگار تو ذاتم نیست با دختر نامحرم صمیمی بشم و نمیتونم چیکار کنم
    به هرحال باید از یک جایی شروع کنید.
    و نظرتو بپرسید .
    شما قراره با ایشون فقط صحبت کنید .
    و ازش به نوعی مشاوره بگیرید.
    میتونید حرفاتونو بنویسید .
    خوب بخوانید و بعد مراجعه کنید .
    البته اینکه خودتون رو جای ایشون قرار بدید
    کمک زیادی در رفتار منطقی داشتنتون داره .
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  10. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    حالت من
    Khaste
    نوشته ها
    39
    پسندیده
    33
    مورد پسند
    2
    هزار تا سوال دلم میخواد ازش بپرسم اما نمیتونم
    وقتی میبینمش دست و پای خودم را گم میکنم و اصلا همه چی یادم میره اون خیلی مهربونه همش تو روی من میخنده تا حالا هیچ کسی مثل اون ندیدم بد جور دلمو اسیر خودش کرده
    ویرایش توسط amirhussain : 04-18-2018 در ساعت 08:46 AM

صفحه 2 از 6 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •