کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6

موضوع: اختلاف با خانواده همسر

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jan 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    12
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    2

    اختلاف با خانواده همسر

    با سلام بنده 32 ساله شاغل هستم پنج ساله دارم با مادرشوهر پیرم زندگی میکنم. شوهرم تک پسر هست و دو خاهر داره که در نگهداری از مادر همکاری ندارند.من امکانات خونم خیلی کمه حتی اشپزخونه و سرویس بهداشتی هم در داخل حیاط دارم و خیلی برام سخته خصوصا تو زمستون .مادرشوهرمم دارای یک سرویس کاملا مهیا است. علاوه بر مکان زندگیم مشکلی که خیلی خیلی اذیتم میکنه صحبتها و نفرینهایی که بی خود و بی جهت به من میده فقط به خاطر اینکه دیگه دلم ازش شکسته و نمیتونم برم پیشش بشینم. با توجه به اینکه من با وجود مشکلات پسرش مجبور شدم برای بچه دار شدن از ای وی اف استفاده کنم و در حال حاضر یک پسر نه ماهه دارم .نه این زن قدرمو میدونه نه همسرم.مدام تو خونه تنش و استرس دارم .بین من و مادرشو.هرم ی دیوار هست که از قصد اون دادو بیداد راه میندازه که من بشنوم من هم تا الان احترامشو داشتم و فقط قهر کردم ولی این دفعه وقتی گفت که بچتو باید برای حموم و دستوشیی ببری تو حیاط و اجازه نداری بیاری تو خونه من ، منم عصبانی شدم و هر چی فحش بلد بودم نثارش کردم .قهر کردم و رفتم خونه پدرم ولی شوهرم و هر کاری میکنم برای من خونه مجزا نمیگیره. به خاطر اینکه پدرمو مادرم ازم حمایت نکردن مجبور شدم با خفت و خواری برگردم.از نظر مالی هیچ مشکلی نداریم ولی میگه مادرم با هیچ کش نمیسازه و تنهاس . همش میگه تو حق داری مادرم بده ولی هیچ کاری نمیکنه نمیتونه تصمیم بگیره .از دستش کلافم. هر دعوایی که بشه نهایتا چند ساعت بعدش میره پیش مادرش. من خیلی روحیم خرابه تو خونه همش تنهام خیلی حس بدی نسبت به خودم دادم دیگه غرور و ارامشی برام نمونده.مادرش پول داره و براحتی میتونه برای خودش پرستار بگیره ولی شوهرم خیلی ضعیف برخورد میکنه و هیچ تصمیمی نمیگره و فقط میگه نمیشه مادر خودت بود میزاشتی تنها بمونه.خواهش می کنم کمکم کنید دلم برای بچم میسوزه با این سختی و بدبختی بچه دار شدم اونوقت بچم همش تو استرس و اعصاب خوردیه. خودم افسردگی گرفتم و گریه م بند نمیاد.احساس بی خاصیتی می کنم .خواهش میکنم کمکم کنید که چطور شوهرمو راضی کنم که از این خونه بلند بشه .چون حرمتها شکسته شده و دیگه روابط درست نمیشه .

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    معاونین سایت
    نوشته ها
    1,637
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    مشکلات خانواده
    دوست عزیز بهتره موضوع و شرایط رو مرور کنید .
    شما فقط با این کارتون شوهر و زندگی و آرامش خودتون رو در فشار قرار دادید .
    شوهر شما بین شما و مادرش گیرافتاده و هر دوی شما برای ایشون مهم هستید.
    مادرش که پیره و نمیتونید تغییری روی رفتارش بدید .
    در نهایت این شما و شوهرتون هستید که باقی می مونید و باید تا انتها با هم زندگی کنید.
    از طرفی رکن اصلی در زندگی مشترک گذشت و فداکاریه که چاره ای جز اینکار نخواهید داشت .
    تنها راه حلی که باقی می مونه تهیه خانه ای مناسبتر برای داشتن امکانات بهتره که با شرایط مالی مساعد شما میتونید تهیه اش کنید .
    در ضمن با افراد قابل اعتماد در خانواده و شوهرتون برای نگهداری توسط خواهرشوهرهای شما گفتگو کنید .
    ولی سعی نکنید با نوع رفتار زحماتی که تا به امروز کشیدید و هدر بدید .
    چون قانون زندگی در دنیا بر پایه تاوان بنا شده و شما امروز با مهربانی کردن و صبر همان رو فردا توسط پسرتون دریافت خواهید کرد.
    پس در این موارد بی تابی نکنید و سعی کنید صبور و با گذشت برخورد کنید.
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Jan 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    12
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط moshaver نمایش پست ها
    مشکلات خانواده
    دوست عزیز بهتره موضوع و شرایط رو مرور کنید .
    شما فقط با این کارتون شوهر و زندگی و آرامش خودتون رو در فشار قرار دادید .
    شوهر شما بین شما و مادرش گیرافتاده و هر دوی شما برای ایشون مهم هستید.
    مادرش که پیره و نمیتونید تغییری روی رفتارش بدید .
    در نهایت این شما و شوهرتون هستید که باقی می مونید و باید تا انتها با هم زندگی کنید.
    از طرفی رکن اصلی در زندگی مشترک گذشت و فداکاریه که چاره ای جز اینکار نخواهید داشت .
    تنها راه حلی که باقی می مونه تهیه خانه ای مناسبتر برای داشتن امکانات بهتره که با شرایط مالی مساعد شما میتونید تهیه اش کنید .
    در ضمن با افراد قابل اعتماد در خانواده و شوهرتون برای نگهداری توسط خواهرشوهرهای شما گفتگو کنید .
    ولی سعی نکنید با نوع رفتار زحماتی که تا به امروز کشیدید و هدر بدید .
    چون قانون زندگی در دنیا بر پایه تاوان بنا شده و شما امروز با مهربانی کردن و صبر همان رو فردا توسط پسرتون دریافت خواهید کرد.
    پس در این موارد بی تابی نکنید و سعی کنید صبور و با گذشت برخورد کنید.
    ممنونم از راهماییتون. خاهرشوهرام به هیچ عنوان راضی نمیشن که هوای مادرشو داشته باشن و ادعاشون هم اینه که مامان قدرنشناسه و اینکه وقتی شوهر تو دو تا ارث میبره پس باید همه کارای مادرو انجام بده. من خیلی هوای مادرشوهرمو داشتم ولی خیلی تو دلم ریخته تو این چند سال دو بار سفر رفتیم که اونم زهرمون کرد همیشه هم تو مهمونی ها تنهام چون شوهرم باید پیش مادرش باشه. از خوشی بچه هاش ناراحت میشه و هر کاری میکنی جوابش و رو با بدی میده من دیگه نمی تونم ادامه بدم و سر هر چیز کوچیک که از دهنش درمیاد یا با شوهرم میجنگم با خودمو میخورم اونم از قصد این کارارو میکنه که من حرص بخورم. با اینکه خونه دارم و خونم خالیه حتی ولی شوهرم به هیچ هیچ عنوان راضی نمیشه از اون خونه بریم .متاسفانه اصلا قدرت تصمیم گیری نداره .حتی من بهش گفتم اصلا تو رو نمیخام بزار منو بچم بریم تو ی خونه خودمون تو همین جا پیش مادرت بمون. بعدشم من چقدر توهین و تحقیر بشنوم و هیچی نگم چون تاوان کارمو میبینم. من اصلا اینو قبول ندارم . پس اونی که بدذاته و با زبونش همه رو میرنجونه چی جوری باید سزای کارشو ببینه چه موقع باید بفهمه که طرف مقابل ازش ناراحت شده. ممنونم از اینکه وقت با ارزشتون رو در اختیارم میزارید.

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    معاونین سایت
    نوشته ها
    1,637
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    نقل قول نوشته اصلی توسط سعیده نمایش پست ها
    ممنونم از راهماییتون. خاهرشوهرام به هیچ عنوان راضی نمیشن که هوای مادرشو داشته باشن و ادعاشون هم اینه که مامان قدرنشناسه و اینکه وقتی شوهر تو دو تا ارث میبره پس باید همه کارای مادرو انجام بده. من خیلی هوای مادرشوهرمو داشتم ولی خیلی تو دلم ریخته تو این چند سال دو بار سفر رفتیم که اونم زهرمون کرد همیشه هم تو مهمونی ها تنهام چون شوهرم باید پیش مادرش باشه. از خوشی بچه هاش ناراحت میشه و هر کاری میکنی جوابش و رو با بدی میده من دیگه نمی تونم ادامه بدم و سر هر چیز کوچیک که از دهنش درمیاد یا با شوهرم میجنگم با خودمو میخورم اونم از قصد این کارارو میکنه که من حرص بخورم. با اینکه خونه دارم و خونم خالیه حتی ولی شوهرم به هیچ هیچ عنوان راضی نمیشه از اون خونه بریم .متاسفانه اصلا قدرت تصمیم گیری نداره .حتی من بهش گفتم اصلا تو رو نمیخام بزار منو بچم بریم تو ی خونه خودمون تو همین جا پیش مادرت بمون. بعدشم من چقدر توهین و تحقیر بشنوم و هیچی نگم چون تاوان کارمو میبینم. من اصلا اینو قبول ندارم . پس اونی که بدذاته و با زبونش همه رو میرنجونه چی جوری باید سزای کارشو ببینه چه موقع باید بفهمه که طرف مقابل ازش ناراحت شده. ممنونم از اینکه وقت با ارزشتون رو در اختیارم میزارید.


    بسیار خوب !
    پس در مورد مکان مناسبی برای خودتون و بچه ها با ایشون به توافق برسید .
    چون تنها راهی که باقی مونده همین راه خواهد بود.
    و گرنه با تنش هایی که پیش خواهد آمد اتفاقات غیرقابل پیش بینی و کنترله.
    امیدوارم همسرتون این موضوع رو درک کنه و بتونید به تفاهم برسید.
    در این مورد از وساطت افرادی استفاده کنید که روی همسر شما نفوذ کلام داشته باشد.
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Jan 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    12
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط moshaver نمایش پست ها
    مشکلات خانواده
    دوست عزیز بهتره موضوع و شرایط رو مرور کنید .
    شما فقط با این کارتون شوهر و زندگی و آرامش خودتون رو در فشار قرار دادید .
    شوهر شما بین شما و مادرش گیرافتاده و هر دوی شما برای ایشون مهم هستید.
    مادرش که پیره و نمیتونید تغییری روی رفتارش بدید .
    در نهایت این شما و شوهرتون هستید که باقی می مونید و باید تا انتها با هم زندگی کنید.
    از طرفی رکن اصلی در زندگی مشترک گذشت و فداکاریه که چاره ای جز اینکار نخواهید داشت .
    تنها راه حلی که باقی می مونه تهیه خانه ای مناسبتر برای داشتن امکانات بهتره که با شرایط مالی مساعد شما میتونید تهیه اش کنید .
    در ضمن با افراد قابل اعتماد در خانواده و شوهرتون برای نگهداری توسط خواهرشوهرهای شما گفتگو کنید .
    ولی سعی نکنید با نوع رفتار زحماتی که تا به امروز کشیدید و هدر بدید .
    چون قانون زندگی در دنیا بر پایه تاوان بنا شده و شما امروز با مهربانی کردن و صبر همان رو فردا توسط پسرتون دریافت خواهید کرد.
    پس در این موارد بی تابی نکنید و سعی کنید صبور و با گذشت برخورد کنید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط سعیده نمایش پست ها
    ممنونم از راهماییتون. خاهرشوهرام به هیچ عنوان راضی نمیشن که هوای مادرشو داشته باشن و ادعاشون هم اینه که مامان قدرنشناسه و اینکه وقتی شوهر تو دو تا ارث میبره پس باید همه کارای مادرو انجام بده. من خیلی هوای مادرشوهرمو داشتم ولی خیلی تو دلم ریخته تو این چند سال دو بار سفر رفتیم که اونم زهرمون کرد همیشه هم تو مهمونی ها تنهام چون شوهرم باید پیش مادرش باشه. از خوشی بچه هاش ناراحت میشه و هر کاری میکنی جوابش و رو با بدی میده من دیگه نمی تونم ادامه بدم و سر هر چیز کوچیک که از دهنش درمیاد یا با شوهرم میجنگم با خودمو میخورم اونم از قصد این کارارو میکنه که من حرص بخورم. با اینکه خونه دارم و خونم خالیه حتی ولی شوهرم به هیچ هیچ عنوان راضی نمیشه از اون خونه بریم .متاسفانه اصلا قدرت تصمیم گیری نداره .حتی من بهش گفتم اصلا تو رو نمیخام بزار منو بچم بریم تو ی خونه خودمون تو همین جا پیش مادرت بمون. بعدشم من چقدر توهین و تحقیر بشنوم و هیچی نگم چون تاوان کارمو میبینم. من اصلا اینو قبول ندارم . پس اونی که بدذاته و با زبونش همه رو میرنجونه چی جوری باید سزای کارشو ببینه چه موقع باید بفهمه که طرف مقابل ازش ناراحت شده. ممنونم از اینکه وقت با ارزشتون رو در اختیارم میزارید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط moshaver نمایش پست ها
    بسیار خوب !
    پس در مورد مکان مناسبی برای خودتون و بچه ها با ایشون به توافق برسید .
    چون تنها راهی که باقی مونده همین راه خواهد بود.
    و گرنه با تنش هایی که پیش خواهد آمد اتفاقات غیرقابل پیش بینی و کنترله.
    امیدوارم همسرتون این موضوع رو درک کنه و بتونید به تفاهم برسید.
    در این مورد از وساطت افرادی استفاده کنید که روی همسر شما نفوذ کلام داشته باشد.
    ممنونم از لطف شما.

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    معاونین سایت
    نوشته ها
    1,637
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    40
    موفق باشید
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •