اختلالات اضطرابی چیست؟ در این صفحه با استفاده از تکنیک‌های درمانی مختلف، تعریفی بصری از چیستی اختلال اضطراب و چگونگی غلبه بر آن را خواهید یافت.

یک تعریف شهودی از اختلال اضطرابی

استعاره ای از درمان با پذیرش و تعهد، اضطراب را با هیولایی مقایسه می کند که زندگی می کند و از آدرنالین تغذیه می کند.

وقتی چیزی به ما هشدار می دهد که خطری وجود دارد، مانند وارد شدن به پلکانی که بسیار شیب دارتر از حد انتظار است، آدرنالین را به صورت خودکار انجام می دهیم و هیولایی که در خواب بود از خواب بیدار می شود و به طور خودکار باعث می شود که نرده را نگه داریم و به ما کمک می کند که نگیریم. سقوط ما متوجه می شویم که هیولا را در درون خود داریم و باقی مانده است، زیرا در حالی که آدرنالین را هضم می کند، قوی است زیرا هنوز غذا برای زندگی دارد. وقتی زمان بدون اینکه خطر جدیدی ببینیم می گذرد، بدن سطح طبیعی آدرنالین خود را بازیابی می کند و هیولا به خواب زمستانی می رود، زیرا غذای کافی ندارد.

وقتی این خود هیولا است که ما را می ترساند و می خواهیم آن را از بدن بیرون بیاندازیم و برای ناپدیدشدن فوراً مبارزه می کنیم، آدرنالین دیگری انجام می دهیم تا بتوانیم برای مبارزه با آن تلاش کنیم.

هیولا که از این که غذای بیشتری دارد، خوشحال می‌شود، رشد می‌کند و تهدیدکننده‌تر می‌شود، به ما می‌گوید که مغز ما را می‌خورد، به قلب ما آسیب می‌رساند و گلوی ما را برای همیشه فلج می‌کند. اگر هیولا را وارد بدن خود کنیم و کاری برای از بین بردن آن انجام ندهیم، از غذا دادن به آن دست می کشیم و هیولا از گرسنگی خواهد مرد.

فرآیند اختلال اضطرابی

ما همیشه با این خطر زندگی خواهیم کرد که از بین نرود، زیرا کاری برای رسیدن به آن انجام نمی دهیم. ما فقط باید به شنیدن گفتن او عادت کنیم “اگر من نروم و تو دچار حمله قلبی یا دیوانه شوی، یا گلویت برای همیشه بسته شود چه؟” و ما مجبور به انجام کاری نخواهیم بود که به طور ضمنی بگوید: «بجنگ!، فرار کن! قورت نده! فکر نکن! «. و این با وجود ترسی که احساس می کنیم.

مثل همیشه وقتی چیزی را تکرار می کنیم، در نهایت آن را به صورت خودکار و بدون اینکه متوجه شویم چه اتفاقی می افتد، انجام می دهیم.

مانند هر فرآیند عادت کردن، ضروری است که رویدادها برای مدت طولانی تکرار شوند تا این اتفاق بیفتد. همه ما می دانیم که مردان می توانند به سخت ترین شرایط زندگی عادت کنند، ما فقط به زمان نیاز داریم و می خواهیم این کار را انجام دهیم، یعنی بدون فرار خود را در معرض آنها قرار دهیم.

از لحاظ نظری، ما می‌توانیم خود را در معرض محرک‌هایی قرار دهیم که از آن می‌ترسیم، اما ترس‌های ما به اندازه خودمان هوشمند هستند و فریب دادن ما توسط آن‌ها بسیار آسان است، بنابراین ابتدا باید آنها را شناسایی کنیم و سپس باور کنیم و این باور را داشته باشیم که باید تغییر کنیم. و برای این ما به کمک یک درمانگر نیاز داریم.

اضطراب چیست: اضطراب یک واکنش خودکار است که ما را برای رویارویی با یک تهدید آماده می کند.

از این نظر یک احساس است و شبیه به بسیاری از احساسات دیگر است.

جنبه های رایج احساسات: اضطراب، ترس، بی قراری،
تنش، نگرانی و…

اضطراب سالم و اضطراب پاتولوژیک.

بنابراین اضطراب زمانی می تواند یک واکنش سالم باشد که به طور موثر به ما کمک کند تا با یک تهدید واقعی روبرو شویم. اما ممکن است در بسیاری موارد دیگر چندان سالم نباشد.

  • اضطراب سالم: اضطرابی که با ترس هایی مرتبط است که زندگی ما را حفظ می کند. ما ممکن است آنها را با مشاهده یا تجربه خود آموخته باشیم. اما ما همچنین با بسیاری دیگر که از طریق تکامل گونه ها به ارث رسیده ایم متولد می شویم، مانند ترس های اجدادی یا
    ترس های رشدی (تاریکی، جدایی، وحشت های شبانه، و غیره).
  • اضطراب پاتولوژیک: اضطرابی که مؤثر نیست، اضطرابی که بر زندگی ما تأثیر می گذارد و ما را ناراحت می کند، مانند فوبیا (فوبیاهای اجتماعی، آگورافوبیا)،
    وسواس ها، شیدایی ها. این می تواند یک اضطراب مرتبط با یک موقعیت یا محرک خاص باشد یا می تواند تعمیم یابد.

    • جایی که آسیب شناسی شروع می شود گاهی اوقات دشوار است: به عنوان مثال، ترس از مرگ
      در مقابل هیپوکندری.

کنترل و اضطراب

در این صفحه خواهید دید:

  • کنترل اضطراب؟ کنترل اضطراب ممکن است در ابتدا جایگزین خوبی به نظر برسد، با این حال می توانیم با اضطراب شروع کنیم که ما را کنترل نمی کند.

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد .

پیشرفته ترین جایگزین برای کار با احساسات و به طور خاص با اضطراب.

چشم انداز آن از برخی روش های درمانی که معمولاً استفاده می شود:

  • حساسیت زدایی
    سیستماتیک
  • قرار گرفتن در معرض بیماری
  • اذعان

روش های کلی تر:

  • آرامش
  • مراقبه
  • نفس کشیدن

امروزه روانشناسی یک علم تجربی است، یعنی مبتنی بر آزمایش هایی است که هر کسی می تواند انجام دهد و تأیید کند که نتایجی مشابه با کسی که آن را شروع کرده است، می گیرد. در این چارچوب است که در این نمایشگاه قرار است حرکت کنیم و از روانشناسی بیشتر حدس و گمان فاصله بگیریم.