تست اضطراب با تحلیل

اضطراب نوعی واکنش طبیعی مغز به استرس و هشداری برای خطرات احتمالی پیش رو می باشد. همه افراد در شرایط و زمان های مختلف اضطراب را تجربه می کنند، برای مثال ممکن است هنگام مواجهه با مشکلی در محل کار، قبل از شرکت در آزمون یا قبل از تصمیم گیری های مهم اضطراب و نگرانی را تجربه کنید.

تا زمانی که اضطراب در سطح نرمالی باشد و باعث بروز اختلال در عملکرد روزانه فرد نشود، طبیعی است، اما اگر اضطراب به صورت ترس و نگرانی بیش از حد، غیرمنطقی و غیرقابل کنترل باشد و زندگی روزمره شخص را مختل کند، نوعی اختلال روحی محسوب شده که به آن اختلال اضطرابی گفته می شود.

افراد مبتلا به اختلالات اضطراب به طور مدام احساسات منفی مثل ترس، نگرانی، اندوه و پریشانی را تجربه می‌کنند و این احساسات باعث بروز اختلال در زندگی روزمره آن ها می شود. در این مقاله در مورد اختلال اضطراب و انواع آن می پردازیم و در آخر تست اضطراب بِک برای تشخیص میزان اضطراب را قرار خواهیم داد.

اختلالات اضطراب چیست؟

اختلالات اضطرابی، شایع ترین نوع از اختلالات روانی است و تقریباً ۳۰ درصد از بزرگسالان را در مقطعی از زندگی تحت تأثیر قرار می دهد. اما اختلالات اضطرابی قابل درمان هستند و تعدادی درمان موثر در دسترس هستند، درمان می تواند به اکثر افراد کمک می کند تا یک زندگی عادی داشته باشند.

اختلالات اضطرابی باعث می شود افراد سعی کنند از موقعیت هایی که باعث تحریک یا بدتر شدن علائم آن ها می شود اجتناب کنند، در نتیجه عملکرد شغلی، کار مدرسه و روابط شخصی آن ها می تواند تحت تأثیر قرار گیرد. به طور کلی، برای اینکه یک فرد مبتلا به اختلال اضطراب تشخیص داده شود، ترس یا اضطراب باید:

  • نامتناسب با موقعیت یا نامناسب با سن باشد
  • عملکرد عادی فرد را مختل می کند

اضطراب به پیش بینی خطرات و نگرانی ها در آینده اشاره دارد و بیش تر با تنش عضلانی و رفتار اجتنابی مرتبط است و ترس نیز پاسخی احساسی به یک تهدید فوری است و بیش تر با واکنش جنگ یا گریز ( ماندن برای مبارزه یا ترک برای فرار از خطر) مرتبط است.

انواع اختلالات اضطرابی

انواع مختلفی از اختلالات اضطرابی وجود دارد، از جمله اختلال اضطراب فراگیر، اختلال هراس، فوبیای خاص، آگورافوبیا، اختلال اضطراب اجتماعی و اختلال اضطراب جدایی که در ادامه هر یک را توضیح خواهیم داد.

 

  • اختلال اضطراب فراگیر

اختلال اضطراب فراگیر، نگرانی مداوم و بیش از حدی است که در فعالیت های روزانه اختلال ایجاد می کند. این نگرانی و تنش مداوم ممکن است با علائم فیزیکی مانند بی قراری، دلهره یا خستگی مفرط، مشکل در تمرکز، تنش عضلانی یا مشکلات خواب همراه باشد. اغلب این نگرانی ها در مورد چیزهای روزمره مانند مسئولیت های شغلی، سلامت خانواده یا مسائل جزئی مانند کارهای خانه، تعمیرات ماشین یا قرار ملاقات ها می باشد.

  • اختلال هراس(اختلال پانیک)

علامت اصلی اختلال هراس، حملات عصبی مکرر همراه با علائم فیزیکی و روانی در شرایط غیرقابل انتظار می باشد. در طول یک حمله عصبی، چندین مورد از این علائم به صورت ترکیبی رخ می دهد:

  • تپش قلب یا ضربان قلب سریع
  • تعریق
  • لرزش
  • احساس تنگی نفس یا احساس خفگی
  • درد قفسه سینه
  • احساس سرگیجه، سبکی سر یا غش
  • بی حسی یا گزگز
  • لرز یا گرگرفتگی
  • حالت تهوع و دردهای شکمی
  • ترس از دست دادن کنترل
  • ترس از مردن

از آنجایی که علائم بسیار شدید هستند، بسیاری از افرادی که حمله عصبی را تجربه می کنند، تصور می کنند که دچار حمله قلبی یا سایر بیماری های تهدید کننده زندگی شده اند و به همین دلیل به بیمارستان مراجعه می کنند. حملات پانیک ممکن است مورد انتظار باشد، مانند پاسخ به یک جسم ترسناک و یا غیرمنتظره باشد که ظاهراً بدون دلیل رخ می دهد.

میانگین سن شروع اختلال هراس ۲۰ تا ۲۴ سال است. حملات پانیک ممکن است همراه با سایر اختلالات روانی مانند افسردگی یا اختلال اضراب پس از سانحه(PTSD) رخ دهد.

  • فوبیای خاص

فوبیای خاص ترس مفرط و مداوم از یک شی، موقعیت یا فعالیت خاص است که عموماً مضر نیست، به عنوان مثال می توان به سخنرانی در جمع، ترس از پرواز یا ترس از عنکبوت اشاره کرد.

این بیماران می دانند ترس آن ها بیش از حد است، اما نمی توانند بر آن غلبه کنند. این ترس‌ ها باعث ایجاد ناراحتی شدیدی در فرد می شود که برخی از افراد برای دور ماندن از عواملی که باعث ترسشان می شود، نهایت تلاش خود را می کنند.

  • آگورافوبیا( ترس از مکان ها شلوغ)

آگورافوبیا که به آن بازار هراسی نیز گفته می شود، به اختلالی اطلاق می شود در آن فرد از قرار گرفتن در موقعیت هایی است که ممکن است فرار کردن دشوار یا شرم آور باشد و یا در صورت بروز علائم هراس کمک در دسترس نباشد، می ترسد. این ترس با وضعیت واقعی تناسب ندارد و به طور کلی شش ماه یا بیش تر طول می کشد و باعث ایجاد مشکلاتی در عملکرد فرد نیز  می شود.

فرد مبتلا به آگورافوبیا این ترس را در دو یا چند مورد از موقعیت های زیر تجربه می کند:

  • هنگام استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی
  • بودن در فضاهای باز
  • بودن در مکان های بسته
  • در صف ایستادن یا در جمع بودن
  • بیرون از خانه تنها بودن

فرد فعالانه از این موقعیت اجتناب می کند، به یک همراه نیاز دارد یا با ترس یا اضطراب شدیدی را تحمل می کند. آگورافوبیایِ درمان نشده می تواند آنقدر جدی شود که فرد نتواند از خانه خارج شود. تنها زمانی می توان آگورافوبیا را در یک فرد تشخیص داد که ترس به شدت ناراحت کننده باشد یا به طور قابل توجهی با فعالیت های عادی روزانه تداخل داشته باشد.

  • اختلال اضطراب اجتماعی

یک فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی از شرمساری، تحقیر، طرد شدن و قضاوت شدن در تعاملات اجتماعی می هراس شدیدی دارد. افراد مبتلا به این اختلال سعی می کنند از قرارگیری در جمع اجتناب کنند یا آن را با اضطراب زیاد تحمل کنند. مثال های رایج این اختلال، ترس شدید از سخنرانی در جمع، ملاقات با افراد جدید یا خوردن یا نوشیدن در جمع است. ترس یا اضطراب باعث ایجاد مشکلاتی در عملکرد روزانه می شود و حداقل شش ماه طول می کشد.

  • اختلال اضطراب جدایی

فرد مبتلا به اختلال اضطراب جدایی به شدت از جدایی از کسانی که به آن ها وابسته است می ترسد یا مضطرب است. این احساس فراتر از حد نرمال برای سن فرد (حداقل چهار هفته در کودکان و شش ماه در بزرگسالان ) می باشد و باعث ایجاد مشکلاتی در عملکرد شخص می شود.

فرد مبتلا به اختلال اضطراب جدایی ممکن است دائماً نگران از دست دادن نزدیک ترین افراد زندگیش باشد، این فرد از بیرون رفتن یا خوابیدن دور از خانه یا بودن بدون آن فرد دوری می کند، همچنین ممکن است کابوس های جدایی را تجربه کند. پریشانی یکی از علائم جسمی است که اغلب در دوران کودکی ایجاد می شود و ممکن است تا بزرگسالی نیز وجود داشته باشد.

اختلالات اضطرابی چقدر شایع هستند؟

درصد بزرگسالانی که در امریکا به اختلالات اضطرابی دچار هستند، عبارتند از:

  • فوبیای خاص: ۸٪ – ۱۲٪
  • اختلال اضطراب اجتماعی: ۷%
  • اختلال هراس: ۲٪ – ۳٪
  • آگورافوبیا: ۱-۲٫۹٪ در نوجوانان و بزرگسالان
  • اختلال اضطراب فراگیر: ۲%
  • اختلال اضطراب جدایی: ۰٫۹٪ – ۱- ۹٪

همچنین زنان بیش تر از مردان دچار اختلالات اضطرابی می شوند.

علت ابتلا به اختلالات اضطرابی

علل اختلالات اضطرابی در حال حاضر ناشناخته است، اما احتمالاً ترکیبی از عوامل مثل ژنتیک، محیطی، روانی و رشد در این اختلالات نقش دارند. اختلالات اضطرابی می تواند در افراد یک خانواده وجود داشته باشد که این موضوع نشان می دهد ترکیبی از ژن ها و استرس های محیطی می تواند باعث بروز این اختلالات در شخص باشند.

روش های تشخیص و درمان اختلالات اضطرابی

اولین قدم این است که به پزشک خود مراجعه کنید تا مطمئن شوید که منشا این علائم و ترس های، مشکلات فیزیکی و جسمی نیست؛

در صورتی که هیچ مشکلی جسمی برای بروز این علایم اضطراب تشخیص داده نشود، یک متخصص سلامت روان می تواند در تشخیص و یافتن بهترین روش درمان به شما کمک کند. متأسفانه بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی به دنبال درمان نمی روند و از بیماری خود یا درمان های آن آگاه نیستند.

اگرچه هر اختلال اضطرابی ویژگی‌ های منحصر به فردی دارد، اما بیش تر آن ها به یکی از دو درمانِ روان ‌درمانی یا «گفتگو درمانی» و دارویی پاسخ می‌دهند؛ این درمان ها را می توان به تنهایی یا ترکیبی انجام داد.

درمان شناختی رفتاری (CBT):

این روش نوعی گفتگو درمانی است که می تواند به فرد کمک کند تا روش متفاوتی از تفکر، واکنش و رفتار را بیاموزد که به کاهش میزان اضطراب او کمک می کند.

درمان دارویی:

داروها اختلالات اضطرابی را درمان نمی کنند، اما می توانند علائم آن را تسکین دهند. رایج ترین داروهای مورد استفاده داروهای ضد اضطراب (به طور کلی فقط برای مدت کوتاهی تجویز می شوند) و داروهای ضد افسردگی هستند. بتا بلوکرها که برای بیماری های قلبی استفاده می شوند، گاهی اوقات برای کنترل علائم فیزیکی اضطراب نیز استفاده می شوند.

خودیاری، مقابله و مدیریت:

برخی فعالیت ها به مقابله با علائم اختلالات اضطرابی و افزایش میزان تاثیرِ درمان کمک می کنند. برای مثال

  • استفاده از تکنیک های مدیریت استرس و مدیتیشن می تواند به کاهش علائم اضطراب کمک کند؛
  • حضور در گروه‌های حمایتی (حضوری یا آنلاین) که فرصتی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و راهبردهای مقابله ای فراهم می کنند می تواند مفید باشد.
  • آگاهی و یادگیری بیش تر در مورد ویژگی های یک اختلال و کمک به خانواده و دوستان برای درک بهتر این بیماری نیز می تواند مفید باشد.
  • کافئین می تواند علائم را بدتر کند، پس باید از مصرف مواد کافئین دار اجتناب کرده و قبل از مصرف هر دارویی با پزشک خود مشورت کنید.

تست اضطراب آرون بِک

آزمون اضطراب بک (BAI – Beck Anxiety Inventory) یک پرسشنامه خودارزیابی است که میزان شدن اضطراب در نوجوانان و بزرگسالان را نشان می دهد. در این پرسشنامه ۲۱ سوال وجود دارد، جواب هر سوال به صورت چهار گزینه است که میزان و شدت را مشخص می کند. فرد باید با توجه به میزان و شدت تجربه خود یکی از چهار گزنهرا انتخاب کند. در ادامه این آزمون و تفسیر آن آورده شده است.

لطفا هر سوال را بخوانید و میزانی که این علامت در هفته گذشته شما را آزار داده و برای شما مشکل ساز بوده را مشخص کنید. برای هر سوال تنها یکی از گزینه های را انتخاب کنید و هیچ سوالی را بی پاسخ نگذارید.

۱- کرخی و گز گز شدن (مور مور شدن) 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۲- احساس داغی (گرما) 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۳- لرزش درپاها 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۴ناتوانی در آرامش

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۵- ترس از وقوع حادثه بد 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۶- سرگیجه و منگی 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۷-تپش قلب و نفس نفس زدن 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۸- حالت متغیر (بی ثبات) 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۹- وحشت زده 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۱۰- عصبی 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۱۱- احساس خفگی 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۱۲- لرزش دست 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۱۳- لرزش بدن 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۱۴- ترس از دست دادن کنترل 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۱۵- به سختی نفس کشیدن 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۱۶- ترس از مردن 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۱۷- ترسیده (حالت ترس) 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۱۸- سوء هاضمه و ناراحتی شکم 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۱۹- غش کردن (ازحال رفتن) 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۲۰- سرخ شدن صورت 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

۲۱- عرق کردن (نه در اثر گرما) 

  • اﺻﻼ
  • ﺧﻔﯿﻒ (زﯾﺎد ﻧﺎراﺣﺘﻢ ﻧﮑﺮده اﺳﺖ)
  • ﻣﺘﻮﺳﻂ (ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﺑﻮد اﻣﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮدم)
  • ﺷﺪﯾﺪ (ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻢ آن را ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ)

تفسیر نتیجه آزمون اضطراب بِک

در پرسشنامۀ بک چهار گزینه هر سوال در یک طیف چهار بخشی از ۰ تا ۳ نمره گذاری می شود. هر یک از سوالات آزمون یکی از علایم شایع اضطراب (علایم ذهنی، بدنی، هراس) را توصیف می کند. نمره کل در بازه ی ۰ تا ۶۳ قرار می گیرد، در جدول زیر شدت میزان اضطراب با توجه به نمره بدست آمده از آزمون را مشاهده می کنید.

نمره اکتسابی شدت اضطراب
۰-۷ هیچ یا کم ترین
۸-۱۵ خفیف
۱۶-۲۵ متوسط
۲۶-۶۳ شدید

استرس و اضطراب اجزای جدایی ناپذیر زندگی امروزی شده اند و در هر کاری که پیش رو داریم این دو مشکل را پیش روی خودمان می بینیم. این موضوع بسته به هر فردی می تواند زیاد و کم باشد به این معنا که یک فرد در زندگی برای انجام هر کاری ممکن است استرس داشته و اضطراب را به میزان زیادی احساس کند و فرد دیگر در انجام همین کارها استرس و اضطراب را وارد نکرده و خوب به طبع نتیجه بهتری نیزمی گیرد.

اما فردی که اضطراب دارد باید چه کار کند؟

اضطراب می تواند تاثیر مستقیمی بر روی نتیجه کار شما و همچنین بازده کار شما داشته باشد به عنوان مثال فردی که در آزمون کنکور شرکت می کند ممکن است به دلیل استرس بالا نتواند توانایی خود را نشان داده و نتیجه خوبی کسب کند. از همین رو مشاوران ما در مرکز مشاوره ازدواج با راه اندازی بخشی با نام تست اضطراب و گرفتن آزمون اضطراب از مراجعین میزان استرس و اضطراب را در فرد مورد نظر اندازیه گیری کرده و با توجه به نتایج تست اضطراب و تست استرس برای بهبود شرایط برنامه ریزی می کنند. مشاورین این مرکز با تجربه بالای خود می توانند یاری رسان خوبی برای از بین بردن استرس شما باشند.

برای دیدن مقاله های بیشتر در رابطه با این موضوع به مرکز مشاوره ازدواج رجوع کنید

منبع:مرکزمشاوره ستاره ایرانیان

17 پاسخ
  1. تنها
    تنها گفته:

    سلام.من دو سه سال هست که استرس دارم و روز به روز شدید تر میشه داعم افکار منفی دارم در هر لحظه همیشه منتظر اتفاق های بد هستم خیلی عذاب می کشم زندگی کردن رو فراموش کردم خواهش می کنم کمک کنید.

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی‌برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می‌شود.
      به گزارش گروه رسانه‌های دیگر خبرگزاری آنا به نقل از سایت روان، همۀ ما برای مثبت بودن بیشترین تلاش خود رامی کنیم، ولی گاهی هم الگوهای منفی فکری باعث نابودی لحظات زیبای زندگیمان می شود.
      ما ممکن است در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم که باعث نگرانی و تنش ما در زمان حال باشد و این موضوع می تواند در آینده به نتایج منفی منجر شود. ما احتمالاً بیش از اندازه به تجزیه و تحلیل تجارب معمولی و تعاملاتمان می پردازیم و این در حالی است که بسیاری از مشغولیات ذهنی ما، حتی وجود خارجی هم ندارند. بسیاری از مواقع به محض این که اتفاق بدی رخ می دهد، ما آن را با اتفاقات بد گذشته پیوند می دهیم و شروع به احساس ناراحتی و غم می کنیم و شاید همین حالا در مورد بسیاری از مشکلات که احتمال می دهیم به نتایج منفی برسد، به خود سخت بگیریم و مضطرب باشیم.
      اگر شما بسیاری از مواقع خود را در چنین موقعیت هایی می یابید، به قول روانشناسان؛ “بیش از اندازه متفکر” هستید و این طرز فکر می تواند به سلامتی شما آسیب شدید برساند.
      روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسر می برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.
      در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می شود.

      ۱- پذیرش این که بیش از حد تفکر می کنید

      نخستین گام برای حل مشکل، قبول آن است. اگر احساس می کنید که نمی توانید ذهن خود را نسبت به افکار بیش از اندازه کنترل کنید و این موضوع در کاهش شادی، تصمیم گیری، انجام کارها و یا تشکیل روابط عاطفی شما تاثیر گذار است پس بپذیرید که مشکل دارید. اگر هر زمانی که اتفاق بدی می افتد و خود را در دام افسردگی و منفی گرایی می بینید، شما مشکل دارید. انکار مشکل و سرِ خود را درون برف پنهان کردن منجر به وضعیت بدتر شما خواهد شد. اگر در این مورد شک دارید و مطمئن نیستید، از دوستان وعزیزان خود صادقانه بخواهید که به شما واقعیت را بگویند زیرا آنها گاهی شما را بهتر از خودتان مشاهده می کنند.

      ۲- خود را ببخشید؛ مغز ما تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد

      هنگامی که پذیرفتید بیش از حد فکر می کنید، خود را ببخشید زیرا مغز انسان تمایل طبیعی به تفکر بیش از حد دارد. خانم دکتر روانشناس «سوزان نولن-هوکسما» کارشناس برجسته در این زمینه، می گوید: “مغز ما برای تفکر بیش از حد برنامه ریزی شده است زیرا افکار و خاطرات ما به طور ذاتی به یکدیگر مرتبط هستند. بنابراین هنگامی که انسان در اثر یک رخداد دچار استرس می شود، سیل افکار منفی که هیچ ربطی به موضوع اصلی ندارد به ذهن او سرازیر می شود. برای نمونه؛ عملکرد ضعیف شغلی شما باعث می شود که به یاد خاله تان که سال گذشته فوت کرده، بیافتید!”
      علاوه بر این زمانی که اتفاق بدی برای انسان رخ می دهد یا کسی احساس منفی دارد، به احتمال زیاد به تمام چیز های منفی که زندگی اتفاق افتاده و ربطی به یکدیگر ندارند و شاید حتی وجود نداشته باشند، فکر می کند. هر چه این اتفاق بیشتر رخ دهد، در آینده فرد به تفکرات بیشتر و بیش از حد گرفتار می شود. حال با دانستن این موضوع؛ هنگامی که مغزتان تلاش برای متصل کردن رویدادها را به هم دارد، شما می توانید آگاهانه شروع به حل مشکل خود کنید.

      ۳- بیشتر تنفس کنید

      اگر مغز ما به این اتصال تارعنکبوتی در مورد حوادث بد مشغول شد، امواج افکار منفی شروع به بارش می کنند ولی چگونه می توان این الگو را شکست؟
      اولین و ساده ترین کاری که انسان در این مواقع می تواند انجام دهد، کنترل تنفس است. تنفس به شما آرامش می بخشد و شما را به زمان حال و طبیعت پیرامونتان مرتبط می سازد. این موضوع بسیار ساده به نظر می رسد ولی هنگامی که ذهن ما شروع به تفکر منفی می کند، ما به نوعی جنون کشیده می شویم که کنترل آن نیز مشکل است ولی باید بدانیم که در این هنگام ما به آرامش ذهنی و بدنی نیازمندیم.

      ۴- کمتر صحبت کنید

      بسیاری از کسانی که بیش از حد تفکر می کنند، به ویژه خانم ها در هنگام استرس و نگرانی، نمی توانند جلوی صحبت کردن خود را بگیرند. در مواقع نادری ممکن است که صبحت کردن در مورد نگرانی ها به شما کمک کند ولی در بیشتر اوقات باعث بدتر شدن اوضاع و شرایط می شود به ویژه اگر شنونده هم کسی باشد که بیش از حد فکر می کند، در نتیجه شما تمامی وقت خود را به تجزیه و تحلیل و شکافتن جزییات هر مشکل منفی زندگی خود خواهید کرد. احتمالا در پایان صحبت نیز در اثر مرور افکار منفی بیش از حد، غمگین تر از قبل خواهید شد.
      این نوع همکاری در نشخوار فکری که در آن هر دو نفر در مورد زندگی هایشان صحبت می کنند، می تواند هر دو را به عمق بیشتری از منفی گرایی و استرس بکشاند. پژوهش ها نشان داده است که این نوع نشخوار فکری، در میان خانم ها باعث افزایش هورمون استرس (کورتیزول) می شود.
      اگر واقعا احساس نیاز به بیان مسائل خود دارید، می توانید آنها را بنویسید و به وسیلۀ ذهن آگاه خود آنها را تجزیه و تحلیل و در نتیجه روشن نمایید. در بیشتر مواقع، هنگامی که آنها را می خوانید، متوجه می شوید که بیشتر نگرانی ها و افکار منفی شما بی مورد است. این نوع ژورنالیک آزاد می تواند بسیار سودمند باشد.

      ۵- مشغولیت فیزیکی برای خود ایجاد کنید

      شما اکنون می دانید که بدن و ذهن خود را به وسیلۀ کنترل تنفس و کمتر صحبت کردن چگونه آرام نگاه دارید ولی گاهی انرژی درونی بدن شما باید به گونه ای تخلیه شود که در این موارد یک پیاده روی سریع، دوچرخه سواری طولانی و یا سریع، بازی با حیوانات خانگی و کودکان، انجام یوگا، بازی های ورزشی، شنا و یا دویدن می تواند مفید باشد. فعالیت هایی که جاذب هر دو حالات ذهنی و بدنی باشد، بهتر است زیرا شما نیاز به بیرون رفتن از الگوهای وسواسی فکری دارید تا وضعیت حضور در زمان حال در شما به جریان افتد.
      علاوه بر فعالیت های فیزیکی، تمریناتی که باعث تحریک مغز شود نیز برای هدایت و تغییر مناسب الگوهای فکری موثر است. بازی های گوناگون فکری، یادگیری زبان یا موسیقی و یا هر گونه هنری که بتواند سرگرم کننده باشد، شما را از تفکرات بیش از حدتان منحرف می سازد.

      ۶- تمرین تمرکز حواس

      یکی از بزرگ ترین و بهترین راه های مبارزه با تفکر بیش از حد، توانایی زندگی کردن در زمان حال است. احساس گناه در شکست های گذشته و نگرانی در مورد موضوعات آینده می تواند انرژی و اوقات شما را تحلیل برد ولی به وسیلۀ توجه به اکنون، شما به عشقی که شایستگی آن را برای خود دارید خواهید رسید. لائو تزو می گوید: “اگر شما افسرده هستید در گذشته زندگی می کنید. اگر شما مضطرب هستید، درآینده زندگی می کنید ولی اگر آرامش دارید، در زمان حال بسر می برید.” حال پرسش این است که چگونه می توانیم در زمان حال حاضر زندگی کنیم؟
      با توجه به استراتژی هایی که در بالاتر برای داشتن یک ذهن آرام ذکر شد، شما می توانید با تمرکز حواس یا شکلی از مدیتیشن که بدون قضاوت و تفکرست، مشاهده گر زمان حالتان باشید. اگر در این حالت افکار مزاحم و نگران کننده به ذهن شما هجوم آورد، آن را نادیده بگیرید و اجازه دهید که با احترام تمام و بدون هیچ گونه تقلایی از ذهنتان عبور کند. انرژی افکارتان را آزاد سازید و فضای درونی آرام برای خود ایجاد کنید. برای دست یابی به نتایج سودمند؛ بهترین کاری که می توانید انجام دهید، یادگیری تکنیک های مراقبۀ فکری مانند مدیتیشن متعالی است ولی اگر انجام این کار برایتان مشکل است با متخصصانی که به شیوه های شناخت درمانی آشنایی دارند، مشورت کنید.

      ۷- به کائنات تسلیم شوید

      هنگامی که ما نگران هستیم، اساساً به کنترل جریان زندگی امید داریم زیرا به نتایج یک وضعیت اهمیت می دهیم و می خواهیم همه چیز بر وفق مرادمان باشد و در نتیجه از وقوع اشتباهات و تغییر نتایج وحشت داریم. در واقع ما بر وقایع زندگیمان کنترل زیادی نداریم.

      اگر از یک نقطه نظر آگاهانه به این موضوع نگاه کنیم؛ نگرانی های ما به نتایجی که مایلیم دست یابیم، اثری ندارد. حال می توانیم نگران باشیم و تحلیل رویم یا این که هر آنچه هست را بپذیریم و بگذاریم که بگذرد. کائنات از ما قدیمی تر و خردمندتر است، پس بجای وسواس های نگران کننده، کنترل را تا حدودی فراموش کرده و با عشق و اعتماد و تسلیم به جهان، بگذاریم که آرامش بیشتری داشته شود.
      تسلیم شدن به معنای واگذاری و عدم تلاش نیست بلکه این حالت بدان معناست که شما به جای ایستادگی و مبارزه در مقابل جریان کنونی زندگی با آن هماهنگ می شوید و به آن می پیوندید.

      تسلیم، شکلی از آزادی و آرامش است زیرا شما مایلید که به جریان زندگی اعتماد کنید و می دانید همه چیز در زمان، مکان و شرایط مناسب اتفاق خواهد افتاد و شما در جایی قرار دارید که باید باشید.
      حتی اگر مفهوم نگرانی “خوب” یا “بد” بودن نتایج باشد، این نشانه ای از دوگانگی و در نتیجه تنها یک توهم است. از نظر کائنات و جهان هستی؛ هیچ چیز خوب یا بدی وجود ندارد. هر دو این ها، پشت و روی یک سکه هستند.

      ۸- به یاد داشته باشید؛ این افکار ماست که واقعیتمان را می سازد

      همان طور که در بالاتر ذکر شد ما هیچ گونه کنترلی بر آشکار شدن و چگونگی وقایع زندگی خود نداریم، حداقل بخشی از ذهن خودآگاه ما تنها توانایی دیکته کردن برخی وقایع را دارد و این افکار ماست که با شکل دادن انرژی برای ما ایجاد واقعیت می کند. بنا به قانون جذب؛ ما هر بیشتر در مورد چیزی نگران باشیم، همان نتایج نگران کننده را به سوی خودمان جذب می کنیم.
      ما باید نسبت به افکار خود آگاهی بیشتری داشته باشیم زیرا که افکار ما دارای قدرت بیش از اندازه ای است که حتی بتوانید فکرش را بکنید. اگر نگران از دست دادن شغلتان باشید، با این نگرانی؛ احتمال اخراج خود را بیشتر می کنید.

      اگر نگران مبتلا شدن به بیمارهای مهلک باشید، به وسیلۀ انرژی ای که به آن سو ارسال می کنید، ندانسته بدن خود را در وضعیت ابتلا به آن بیماری ها آماده می سازید.
      انرژی افکار و احساسات شما، خالق زندگی شماست و به همین دلیل برخی می گویند: “نگرانی، سوءاستفاده از انرژی تفکر خلاق است.”

      آیا می خواهید یک زندگی شاد، آرام و همراه با توجه و تمرکز به اکنون برای خود ایجاد کنید؟ اگر جوابتان مثبت است، شما تمامی ابزار مناسب برای ساخت واقعیت ذهنی و حضور در افکارتان را دارید. اگر به تفکر بیش از حد ادامه دهید، آنگاه با استفاده از همین ابزار، شما می توانید یک زندگی سرشار از نگرانی و اضطراب برای خود بوجود آورید. انتخاب با شماست.

      پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ
  2. Anonymous
    Anonymous گفته:

    این تست دقیقاً به درد من میخوره من خیلی استرس و اضطراب دارم تو همه زمینه ها چیکار میکنید اینجا؟

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.