درمان پرخاشگری، با شروع از این که خشم یک هیجان آغاز می کنیم، شرایطی که در آن به وجود می آید تحلیل می شود و درمان خشم ناسازگار با تاکید بر مدیریت هیجانی آن در چند مرحله خلاصه می شود. در نهایت، رابطه بین پرخاشگری و سایر احساسات آشکار می شود.

پرخاشگری چیست؟

خشم یک احساس است و به همین دلیل به طور خودکار در موقعیت‌های خاصی تحریک می‌شود، معمولاً در موقعیت‌هایی که با اهداف ما تداخل دارند. از آنجایی که هر احساسی کارکردی دارد، در این صورت بدن را برای تلاش لازم برای غلبه بر مانع پیش آمده آماده می کند.

مشکل این احساس می تواند به طرق مختلف ایجاد شود:

  1. رفتار خشونت آمیز می تواند وسیله ای برای دستیابی به اهداف معینی باشد که ما قادر به دستیابی به آنها با روش های دیگر نباشیم. در این حالت رفتار ما به کمبود مهارت پاسخ می دهد و می تواند با کسب آنها بهبود یابد.
  2. زمانی که بیش از حد تحمل کرده ایم و برای چیزی بی اهمیت می پریم. ما در واقع به هر چیزی که قبلا برای ما اتفاق افتاده است واکنش نشان می دهیم. از آنجایی که واکنش ما بیش از حد تلقی می شود، تمایل به سرکوب خود و تحمل بیشتر خواهیم داشت، در نتیجه واکنش خشونت آمیز بعدی ما بیشتر خواهد بود و در آن دور باطل ادامه خواهیم داد. برای رهایی از این دور باطل، راه این است که بیشتر را تحمل نکنید، بلکه بتوانید به مشکلات و ناامیدی ها فورا واکنش نشان دهید. در این حالت واکنش مناسب تر و سنجیده تر است زیرا دلایلی که ما را به واکنش سوق می دهد بسیار کمتر خواهد بود.
  3. وقتی تعبیر کنیم که حمله و مشکلی وجود دارد که توسط دیگران به یک شکل دیده نمی شود، ممکن است مشکل دیگری ایجاد شود. این مشکل اغلب زمانی رخ می دهد که ما به جای واکنش به واقعیت های صریح، به نیات دیگران واکنش نشان دهیم. قضاوت در مورد نیات شایع ترین علتی است که می تواند ما را به واکنش های خشونت آمیز بیش از حد و نامتناسب سوق دهد.

در ادامه به درمان این نوع مشکل اشاره شده است.

خلاصه ای از درمان پرخاشگری

تحلیل خشم:

  1. ببینید که عصبانیت شما می تواند منصفانه یا ناعادلانه، غیر ضروری یا سازگار باشد.
  2. یاد بگیرید که همیشه معتبر است.
  3. بدانید عادلانه است یا نه
  4. آن را سازگار کنید.
  5. مدیریت عاطفی از دست دادن کنترل

مراحل درمان پرخاشگری

ارزیابی مجدد شناختی

همیشه این پاسخ ما نیست که باعث می شود در موقعیت قرار بگیریم

  1. ممکن است فرد این کار را از روی محبت، یک شوخی سالم یا احترام انجام داده باشد و نه از روی یک حمله بی رحمانه.
  2. خشم را در رفتار بگنجانید

خشم را تصرف کن

از خشم برای واکنش استفاده کنید و انرژی را که به ما می‌دهد به سمت دستیابی به اهدافمان یا همان چیزی هدایت کنید: آن را به سمت اقدامات سازنده سوق دهید.

این فقط تخلیه عاطفی نیست که باعث شود عقل را در مقابل دیگران از دست بدهیم و ما را از اهدافمان دور کند و همچنین باعث شود احساس بدی داشته باشیم. شما باید خشم خود را به سمت هدفی که می خواهید هدایت کنید.

این به تغییر جمله کمک می کند: “من عصبانی هستم ….” برای “من دوست دارم…”

رفتارهای جایگزین

  1. مدیریت افکار غیر منطقی
  2. مدیریت عاطفی
  3. تایم اوت، (ترک کنید تا آرام شوید و زمانی که می توانید با مشکل کنار بیایید برگردید) کاری برای انجام دادن پیدا کنید. در جاهایی که نمی توانید از آنجا بروید خلاقیت ایجاد کنید. زمانی که عصبانی نیستید چند بار تمرین کنید. آن را با یادداشت به خاطر بسپارید.

مدیریت هیجانی پرخاشگری

علائم تنش را شناسایی کنید که هشدار می دهد خشم نزدیک است تا بتوانید در زمانی که هنوز ممکن است واکنش نشان دهید.

  1. عرق دست، مشت های گره کرده، ضربان قلب، تعداد تنفس، ناراحتی.
  2. آرامش برای ترک پرخاشگری در دوره مناسب خود.
  3. درمان پذیرش و تعهد، که جدیدترین تکامل درمان شناختی رفتاری است، روش‌های اساسی را برای مقابله با پرخاشگری پیشنهاد می‌کند:
  • از افکار، احساسات، احساسات و عواطف خود فاصله بگیرید تا واکنش های تهاجمی به طور خودکار ما را تحریک نکند: احساسات خود را تنظیم کنید .
  • از تصورمان از خود فاصله بگیریم، آن را کمتر در برابر نظرات احتمالی دیگران آسیب پذیر کنیم، این جمله را درست کنیم که «آنهایی را که می خواهند، بلکه کسانی را که می توانند آزرده می کند» را درست می کنیم.
  • آگاهی از علایق خود در موقعیت های مختلف، زیرا رفتار تکانشی تبدیل به تخلیه عاطفی می شود که واقعاً برای ما جالب نیست.
  • همیشه در لحظه حال باشید، جایی که می توانید آنچه را که در حال رخ دادن است ارزیابی کنید، تا از آنچه در حال اتفاق می افتد آگاه باشید و به تخلفات گذشته یا مشکلاتی که ممکن است در آینده رخ دهد که به شدت قضاوت ما را مخدوش می کند پاسخ ندهید. ظرفیت.

پرخاشگری و سایر احساسات

همه احساسات دارای پایه های مشترک هستند: ارزیابی و فعال سازی. تفسیر شناختی زمینه‌ای که هر دو در آن رخ می‌دهند، به مشخص کردن احساس و رفتاری که آن را برمی‌انگیزد، ختم می‌شود.

بنابراین، احساسات می توانند یکی را به دیگری تبدیل کنند .

پرخاشگری و اضطراب

پرخاشگری رفتاری است که اضطراب را می پوشاند و به عنوان یک احساس می تواند جایگزین آن شود و کمتر ناخوشایند است، اگرچه می تواند برای اطرافیان یا خودمان ویرانگر باشد.

ناامیدی و پرخاشگری

وقتی توانایی حل مشکلی را نداریم، ناامید می شویم و برای رهایی از ناامیدی، خشم وحشتناکی ایجاد می کنیم که اگر کانالیزه نشود، می تواند مخرب باشد.

استعاره پیانو: کنترل تکانه

وقتی کمد را با عجله به داخل راهرو هل می دهیم و گیر می کند، عصبانی می شویم و… به طور خودکار، ما بیشتر فشار می آوریم. اگر به هر حال پیش نرود، ما بیشتر عصبانی می شویم تا بیشتر فشار بیاوریم. خشم کارکردی دارد: رفع مانع. مشکل زمانی پیش می‌آید که به مانعی مثلاً صندلی برخورد کرده‌ایم که ما را از حرکت به جلو باز می‌دارد و فشار زیاد کمکی به جلو رفتن نمی‌کند.

اگر به جای تمرکز روی این واقعیت که می‌خواهیم پیانو را حرکت دهیم، خشم ما را فرا می‌گیرد و به دنبال تسکین عاطفی هستیم، می‌توانیم پیانو را لگد بزنیم.

ما قادر خواهیم بود به خودمان آسیب بزنیم یا آن را بشکنیم، اما فراموش خواهیم کرد که چیزی که می خواهیم حرکت دادن آن است. ما می توانیم مراقبه کنیم و خشم خود را کنترل کنیم. اما زمان را تلف می کنیم و ناامید می شویم و پیانو جلو نمی رود.

کار منطقی این است که یک ثانیه بایستیم، آنچه را که اتفاق می افتد تجزیه و تحلیل کنیم، صندلی را ببینیم، به جایی که هست برویم و از عصبانیت خود استفاده کنیم تا آن را از سر راه برداریم و دوباره فشار بیاوریم.

خشم برای برداشتن موانع از سر راه ما به وجود می آید، این یک احساس طبیعی است زمانی که مانعی در مسیر خواسته هایمان وجود داشته باشد یا چیزی وجود داشته باشد که ما را آزار دهد.

برای اینکه بتوانیم لحظه ای آرامش داشته باشیم، اگر از انگیزه خود پیروی می کنیم یا در دراز مدت برای ما راحت نیست، بتوانیم فکر کنیم، به صفحه تنظیم هیجانی مراجعه کنید .

پرخاشگری و قدرت

یکی از راه های مدیریت اضطراب ما از طریق قدرت است. پرخاشگری باعث ایجاد ترس در دیگران می شود. و اگر بتوانیم آنها را بترسانیم، ما بر آنها قدرت داریم و آنها آنچه را که ما می خواهیم انجام می دهند. اما، اگر به طور سیستماتیک از آن استفاده کنیم، ما را از دیگران دور می کند، اگر آنها به ما وابسته نباشند. در درازمدت هم خوب نیست که عزیزانمان فقط از روی ترس با ما باشند.