عاشق شدن پیش از ازدواج یا پس از آن؟ یکی از دغدغه های یک فرد مجرد این است که آیا باید اول عاشق شد و بعد ازدواج کرد و یا اول ازدواج کنیم و پس از آن عشق خود به خود به وجود می آید؟

عاشق شدن پیش از ازدواج

بسیاری از زوج ها را دیده ایم که با وجود عشق زیادی که نسبت به یکدیگر داشته اند، پس از ازدواج رابطه سردی را تجربه می کنند یا حتی ازدواج آن ها به جدایی می رسد؛ در حالی که زندگی مشترکِ دختر و پسری که به صورت سنتی و بدون علاقه ی قبلی، ازدواج کرده اند بسیار موفق و شاد است.

در این مقاله قصد داریم، در مورد عشق قبل از ازدواج و بعد از ازدواج صحبت کنیم و علت هایی که می تواند روی پایداری یا عدم پایداری ازدواج موثر باشد.

انواع عشق از دیدگاه روانشناسی

عشق یک مفهوم انتزاعی است و توصیف آن با کلمات بسیار دشوار است و در واقع هیچ نظریه یکتا و عمومی در مورد ماهیت عشق وجود ندارد و هر فرد دیدگاه متفاوتی نسبت به آن دارد. یکی از نظریه های مهم در این مورد که عشق را به ۸ نوع متفاوت دسته بندی می کند، نظریه مثلثی عشق یا نظریه استنبرگ است.

از نظر استنبرگ عشق از سه مولفه مهم و اساسی تشکیل می شود که هر ترکیبی از این مولفه ها یک نوع از عشق را به وجود می آورد. این سه مولفه عبارتند از:

صمیمیت

به ساده ترین بیان، صمیمیت به معنی احساس نزدیکی و پیوند بین دو نفر و در میان گذاشتن خصوصی ترین و عمیق ترین احساسات و افکارشان با هم است.

اشتیاق و شور جنسی

این مولفه بیانگر اشتیاق و تمایل جنسی نسبت به فرد مقابل می باشد.

تعهد

این مولفه به این معنی است که فرد خود را در برابر طرف مقابل مسئول می دانند و در پستی و بلندی ها به او وفادار و متعهد باشد.

۸ دستاورد مثلت عشقی

همان طور که گفته شد، از دیدگاه استنبرگ این سه مولفه شبیه راس های یک مثلث هستند و ترکیب و میزان هر کدام نوعی عشق را به وجود می آورد. ۸ ترکیب این سه مولفه به صورت زیر می باشد.

۱-فقدان عشق:

زمانی که مولفه های سه گانه عشق در بین دو فرد بسیار کم رنگ و ضعیف باشد یا اصلا وجود ندارد، حالت فقدان عشق ایجاد می شود. این نوع ارتباط معمولا بین دو فرد مثل همکار که روابط رسمی دارند وجود دارد و برای یک زندگی زناشویی بسیار خطرناک می باشد.

۲- شیفتگی (دلباختگی):

در این نوع عشق فقط مولفه شور و اشتیاق وجود دارد. فرد در این حالت به صورت افراطی جذب فرد مقابل می شود و در ذهن خود از او شخصی ایده آل می سازد، بدون این که صمیمیت و تعهدی وجود داشته باشد. این نوع عشق به خاطر برانگیختگی روانی و فیزیولوژی ایجاد می شود و بعد از وصال می تواند پایان گیرد و حتی به نفرت تبدیل شود.

۳- دوست داشتن:

زمانی که صرفا مولفه صمیمیت وجود دارد و بین دو فرد احساس همدلی، رفاقت، نزدیکی و هیجانات مثبتی وجود دارد که با اشتیاق جنسی و تعهد همراه نیست. این حالت مانند رابطه عمیق دو دوست صمیمی می باشد.

۴- عشق پوچ (تهی):

عشق پوچ زمانی به وجود می آید که مولفه های صمیمیت و شور وجود ندارد و فقط تعهد در میان است. زوج هایی که رابطه عاطفی و هیجانی خود را از دست داده اند، به هم عادت کرده اند و یا به دلیلی مثل فرار از تنهایی با هم می مانند، این حالت را تجربه می کنند.

۵- عشق رمانتیک:

ترکیب صمیمیت و اشتیاق که دو جنبه جذابیت فیزیکی و عاطفی را در بر می گیرد، عشق رمانتیک را می سازد. در این نوع عشق طرفین نسبت به هم احساس نزدیکی و پیوند می کنند و بدون ترس از قضاوت و یا طرد شدن در مورد عقاید و افکار و احساسات خود صحبت می کنند و همچنین اشتیاق و شور در این ارتباط وجود دارد. این ارتباط به دلیل عدم تعهد می تواند دوام کمی داشته باشد.

۶- عشق رفاقتی:

ترکیبی از صمیمیت و تعهد نیز می تواند عشق رفاقتی را ایجاد کند. در این نوع عشق تعهد و صمیمیت بالایی وجود دارد اما رابطه و رفتار شهوانی خیلی کم رنگ بوده و یا اصلا وجود ندارد. این نوع عشق بین دو همکار که سال‌ها با یکدیگر کار کرده‌اند یا بین یک زوج که دارای فرزندانی هستند مشاهده می‌گردد، همچنین عشق های آرمانی که تداوم پیدا می کنند می تواند به عشق رفاقتی تبدیل شوند.

۷- عشق ابلهانه:

ترکیب اشتیاق و تعهد، بدون وجود صمیمیت این نوع عشق را به وجود می آورد. در این نوع عشق فرد صرفا به خاطر جاذبه های جنسی و اشتیاق فیزیکی به طرف مقابل جذب می شود و بدون اینکه رابطه ای صمیمانه و عاطفی بین آن ها شکل گیرد، به یکدیگر متعهد می شوند. استرنبرگ معتقد است دراین حالت افراد در نگاه اول عاشق یکدیگر می‌شوند و خیلی زود بدون اینکه همدیگر را بشناسند به داشتن یک رابطه طولانی متعهد می‌گردند. این عشق خیلی شدید و غالبا وسواس گونه است و اغلب اوقات این هیجانات شدید به صورت سریع فروکش می کنند.

۸- عشق کامل (آرمانی):

در عشق آرمانی که ترکیبی از سه حالت صمیمیت، اشتیاق و تعهد است، شخص، طرف مقابل خود را به عنوان یک انسان دوست دارد، به او احترام می‌گذارد و به او متعهد است و از طریق برقراری ارتباط درست با او احساس نزدیکی می‌کند. این نوع رابطه که همراه با تعهد و وفاداری است، در اوج لذت بدون احساس گناه تجربه می‌شود. استرنبرگ معتقد است که رسیدن به این حالت بسیار ساده تر از نگه داشتن آن است.

با توجه به موارد گفته شده، عشق زمانی در مسیر درستی قرار دارد که هر سه مولفه مثلث عشق در آن وجود داشته باشد؛ عدم وجود یکی از مولفه ها در رابطه ی شما می تواند باعث ایجاد مشکلاتی شود و جای خالی آن مولفه نیز به شدت احساس خواهد شد؛ برای مثال زمانی که در رابطه اشتیاق جنسی و صمیمیت وجود دارد، جای خالی تعهد احساس خواهد شد. بنابراین فردی که خود را عاشق می داند نباید خیانت کند و بی تعهدی داشته باشد و یا فقط به فکر مسائل جنسی و شهوانی باشد.

عاشق شدن قبل ازدواج

دختر و پسری را تصور کنید قبل از ازدواج مولفه صمیمیت و اشتیاق را دارند، تصمیم به ازدواج می گیرند و مولفه سوم یعنی تعهد را نیز وارد رابطه خود می کنند، در نتیجه سه راس مثلث کامل می شود، آیا این اتفاق ضامن موفقیت این ازدواج خواهد بود؟

در جواب این سوال باید گفت، عشق قبل از ازدواج ضامن موفقیت و خوشبختی دو نفر نیست. همان طور که قبلا هم گفته شد، نگه داشتن عشق آرمانی نسبت به وجود آمدن آن بسیار دشوارتر است و نیازمند تلاش متقابل می باشد.

احتمالا در اطرافیان خود زوجی را دیده اید که با وجود رابطه عاشقانه قبل از ازدواج، بعد از ازدواج دچار تعارضات و مشکلاتی می شوند و به نظر می رسد که عشق آن ها از بین رفته است؛ اما دلیل این اتفاق چیست؟

باید گفت تنها معیار موفقیت در ازدواج عشق نیست، تلاش برای حفظ عشق و زندگی مشترک بسیار مهم تر خواهد بود. دلایلی که می تواند باعث کم رنگ شدن عشق بعد از ازدواج شود عبارتند از:

  • مسائل و مشکلات مالی و اقتصادی:

  • تنش، استرس و نگرانی های مالی، شغلی و اقتصادی باعث تحلیل انرژی و توان فرد می شود، در نتیجه معاشرت با همسر نیز خود به خود کاهش پیدا می کند. این اتفاق باعث ایجاد فاصله عاطفی بین زوج می شود و عشق را کم رنگ می کند.

 عدم مراقبت از رابطه عاطفی

بعضی از افراد تصور می کنند، ازدواج کردن و کارهایی که برای یکدیگر انجام می دهد نشان دهنده علاقه و عشق آن ها به یکدیگر است و تاثیرات مثبت ابراز عشق کلامی را نادیده می گیرند. وقتی زوجین وقت کم تری به هم اختصاص دهند و به ابراز علاقه کلامی اهمیت ندهند، به مرور عشق در رابطه شان کم رنگ خواهد شد.

  • صحبت نکردن با یکدیگر

زمانی که طرفین احساس می کنند حرفی برای گفتن به هم ندارند و در مورد اتفاقات روزمره با هم صحبت نمی کنند، در واقع علامت هشدار دهنده ای از وضعیت نامطلوب رابطه شان را نشان می دهند. زمانی که هیچ گونه گفت و گویی بین زوج نباشد، عشق نیز کم رنگ شده و رابطه در معرض آسیب قرار می گیرد.

  • دروغگویی و پنهان ‌کاری

یکی از مشکلاتی که می تواند به رابطه و عشق شما لطمه وارد کند، پنهان کاری و دروغ گفتن است. این دو مورد به شدت آسیب زا بوده و باعث عدم اعتماد طرف مقابل می گردد؛ بی اعتمادی نهایتا منجر به دورشدن و فاصله گرفتن زوج از هم شده و عشق بین آن ها را کم رنگ می سازد.

  • مشکلات حل نشده و بحث های تکراری

در هر رابطه و ازدواجی مشکلاتی وجود دارد، اما باید این مشکلات به طور صحیح حل و فصل شود؛ زمانی که طرفین نتوانند مشکلات خود را به روشی درست حل کنند، بحث ها و مشکلات تکراری به وجود خواهد آمد که باعث ایجاد تنش و خشم در رابطه می شود، در نتیجه عشق نیز کاهش پیدا می کند.

یکی از روش هایی که می تواند به حل مشکلات حل نشده و تکراری در رابطه کمک کنند، مراجعه به یک زوج درمانگر مجرب می باشد.

  • رویاپردازی بیش از حد

تخیلات و رویاپردازی های بیش از حد در مورد عشق باعث فاصله گرفتن از واقعیت های موجود می شود. زندگی پر از واقعیت های تلخ است که هیچ کس در رویاپردازی خود آن ها را در نظر نمی گیرد؛ برای مثال در رویاپردازی شما معشوق خود را فردی بی عیب و بدون اشتباه در نظر می گیرید، در صورتی که همه انسان ها در واقعیت دچار اشتباه می شوند و نقاط ضعفی دارند.

رویاپردازی بیش از حد باعث می شود، شما در مواجهه با واقعیت هایی که دوست ندارید، احساس شکست و سرخوردگی داشته باشید و همسر خود را مقصر بدانید، در نتیجه از او فاصله گرفته و عشق بین شما کاهش پیدا می کند.

  • انتظارات و توقعات زیاد

توقعات بیجا و انتظارات بیش از حد از طرف مقابل باعث ایجاد مشکلات زیادی می شود. این انتظارات مانند سمی برای رابطه زناشویی بوده و باعث کاهش عشق و آسیب وارد شدن به رابطه می شود.

عشق بعد از ازدواج

آیا اگر قبل از ازدواج فرصتی برای عاشق شدن و ازدواج با معشوق خود نداشته باشید و یا با فردی ازدواج کنید که از قبل علاقه ای به او نداشته اید، زندگی مشترک شما محکوم به شکست است و شما هیچ وقت عشق را تجربه نخواهید کرد؟ پاسخ منفی است.

عشق و علاقه می تواند پس از ازدواج نیز شکل بگیرد، به شرطی که قوانین مشخصی را رعایت کنید. اولین مورد این است که در مرحله قبل از ازدواج باید منطقی و اصولی تصمیم بگیرید. ازدواج به خاطر ترس از تنها ماندن یا مسائل جنسی و… می تواند باعث ایجاد مشکلاتی پس از ازدواج شود. ممکن است به خاطر عادت به همسر خود و یا ترس از جدایی و عدم استقلال مالی با او زندگی کنید، اما با این روش حتما از تجربه عشق محروم خواهید شد.

ایجاد عشق بعد از ازدواج یک فرایند تصادفی نیست، بلکه نیازمند تلاش و تعهد متقابل می باشد. برای اینکه بتوانید زندگی عاشقانه ای تجربه کنید و عشق را در زندگی خود ایجاد و تقویت کنید، می توانید از راه کارهای زیر بهره بگیرید.

  • تعریف و تمجید از یکدیگر:

تعریف و تمجید از خصوصیات خوب همسرتان علاوه بر اینکه باعث تکرار آن می شود، منجر به تقویت و بهبود رابطه شما نیز می گردد و به مرور زمان عشق در زندگیتان ایجاد می شود.

  • برقراری صمیمیت فیزیکی:

یکی از راه هایی که باعث ایجاد عشق و علاقه در بین شما می شود صمیمیت فیزیکی است. صمیمیت فیزیک از طریق نوازش کردن، بوسیدن، بغل کردن و ایجاد رابطه جنسی خوب و لذت بخش ایجاد می شود.

  • احترام و درک تفاوت ها:

زمانی که شما تفاوت های شخصیتی و دیدگاه های همسر خود را بپذیرید و به او همانطوری که هست، احترام بگذارید، نه تنها درگیری و تنش در رابطه شما کم تر ایجاد می شود بلکه همسرتان به خاطر احترام گذاشتن شما به او و نظراتش، به شما علاقه بیش تری پیدا خواهد کرد.

  • رشد شخصیتی خود را متوقف نکنید:

کار کردن روی خودتان و شناسایی نقاط ضعف و تبدیل آن ها به نقاط قوت می تواند باعث تغییرات مثبتی در سبک رفتاری و شخصیتی شما شود. زمانی که شما از نظر روانی و روحی در وضعیتی خوبی باشید، رابطه زناشویی شما نیز در وضعیت خوبی قرار خواهد گرفت و انرژی های منفی و تنش ها در رابطه شما به حداقل می رسد. این آرامش در رابطه و رفتار مناسب شما با همسرتان باعث ایجاد عشق و علاقه در بین شما خواهد شد.

  • تلاش برای رشد فردی خود و طرف مقابل:

برخی افراد به خصوص خانم ها، بعد از ازدواج اهداف و آرزوهای خود را کنار می گذارند و استقلال خود را نیز از دست می دهند. در حالی که دنبال کردن اهداف خود و کمک کردن به همسرتان در راه رسیدن به اهدافش باعث ایجاد عشق و علاقه در رابطه شما خواهد شد.

زیرا او شما را فردی مستقل، باهوش می بیند که نه تنها برای آرزوهای خود تلاش می کند، بلکه به اهداف او نیز علاقه و اهمیت نشان می دهید و به او کمک می رساند.

  • درک نیازها و خواسته های یکدیگر:

گاهی نیاز است به جای حدس زدن در مورد نیاز و خواسته همسرتان، مستقیم از او بپرسید که الان به چه چیزی نیاز دارد و یا انتظار دارد چه کاری برایش انجام دهید؟ پرسیدن این قبیل سوالات به شما کمک می کند تا بفهمید در چه شرایطی چه واکنش و رفتاری باید نشان دهید و انتظار توقع مقابل از شما چیست.

  • احترام به یکدیگر:

یکی دیگر از مواردی که می تواند باعث ایجاد و تقویت عشق و علاقه در ازدواج شود، حفظ احترام طرف مقابل می باشد. این موضوع هم می تواند در برخورد و رفتار مستقیم با همسرتان باشد و هم به صورت غیر مستقیم انجام گیرد؛ برای مثال زمانی که شما به خانواده همسرتان برخورد محترمانه ای دارید و با آن ها رفت و آمد می کنید، به طور غیرمستقیم به همسر خود احترام گذاشته اید. این رفتار باعث ایجاد عشق در بین شما می شود.

سخن پایانی عشق پیش از ازدواج و یا پس از آن…

به طور کلی باید گفت که عشق در ازدواج امری ضروری و لازم است و یکی از مولفه هایی است که می تواند باعث موفقیت و خوشبختی در ازدواج شود( چه قبل از ازدواج وجود داشته باشد و چه بعد از آن به وجود بیاید).

اما عشق به تنهایی کافی نیست و نمی تواند تضمینی برای خوشبختی بعد از ازدواج باشد، هر ازدواج ضروریات و نیازهای دیگری نیز دارد. احترام، توجه، امنیت اقتصادی، تعهد و مواردی از این قبیل در موفقیت یا عدم موفقیت ازدواج نقش به سزایی خواهند داشت و فقط وجود عشق نمی تواند جوابگوی این نیازها باشد.

ازدواج های زیادی وجود دارند که بر پایه عشق بنا شده اند و یا حتی عشق پس از ازدواج در بین زوج نهادینه شده است و به زندگی مشترک موفقیت آمیز و شادی تبدیل شده است و برعکس.

در نهایت نمی توان گفت که آیا عشق بعد از ازدواج ماندگارتر است یا قبل از آن؛ این امر کاملا نسبی است و به ویژگی های شخصیتی زوج و برداشت آن ها از مقوله عشق و ازدواج بستگی دارد. تعهد اخلاقی، احترام، مسئولیت پذیری، درک متقابل، تلاش و مراقبت از رابطه می توانند روی ماندگاری عشق اثرگذار باشد.

دوست داشتن همسر آینده

” برای من عشق تو زندگی خیلی مهمه، اگه نتونم عاشق همسرم باشم زندگی واقعا برای کسالت بار و غم انگیزه!

راستش خیلی دوست دارم قبل و بعد ازدواج هر دو حالت عاشق همسرم آینده می باشم.

هر دو تا حالت هم یه کم ریسک داره! ممکنه تو دوره دوستی عاشق کسی باشم اما بعد ازدواج کم کم عشق و دوست داشتن همسر آینده م کم رنگ شه؟

یا اینکه الان هیچ حسی بین من و اون نباشه و بعد ازدواج این عشق بین مون تجربه شه؟!  کاش می شد این چیزارو پیش بینی کرد!”

تقریبا تمام افرادی که می خواهند ازدواج کنند، قبل از ازدواج درمورد تجربه عشق و دوست داشتن همسر آینده خود ملاک ها و تصوراتی دارند.

دوست داشتن همسر آینده، برای اکثر افراد یکی از دغدغه های فکری دوره قبل از ازدواج است. این موضوع بخصوص برای افرادی که در گذشته عشق یا شکست عشقی را تجربه نموده اند بیشتر به چشم می آید.

نگرانی هایی از این دست که ” ممکنه نتونم دوستش داشته باشم، ممکنه هیچ وقت نتونم عشق قبلیم رو فراموش کنم و همش با اون مقایسه ش کنم” در صحبت های این افراد شنیده می شود.

نمی تونم به همسرم علاقه مند شم

مسلما زندگی در کنار فردی که هیچ احساسی به او ندارید برای تان سخت و طاقت فرسات. در این حالت ممکن است احساسات ناخوشایندی را تجربه کنید.

به عنوان مثال اگر همسرتان به شما عشق بورزد اما شما به او علاقه مند نباشید ممکن است در مقابل او احساس عذاب وجدان، حس گناه، سرزنش خود و یا حتی ترحم را تجربه کنید.

واکنش افراد در این شرایط نیز متفاوت است: عده ای ممکن است تجربه عشق به همسرشان را دست نایافتنی بدانند و با سرگرم کردن خود به کار یا فرزندان از رو به رو شدن با این موضوع اجتناب کنند.

عده ای دیگر نیز ممکن است با افسردگی، غم و نا امیدی به این موقیت واکنش نشان دهند. تلقین به خود و تلاش  برای دوست داشتن همسر نیز راه کار مقابله ای بعضی از افراد در چنین شرایطی است.

معمولا اکثر افراد در ابتدای ازدواج و سال های اولیه زندگی مشترک، هیجان و عشق بیشتری نسبت به یکدیگر تجربه و ابراز می کنند و با گذشت زمان از کم رنگ شدن علاقه میان خود ابراز ناراحتی می کنند.

اما آیا تجربه مجدد عشق به همسرمان امکان پذیر است؟ چگونه می توان هیجان و عشق اولیه را به زندگی برگرداند؟

عشق قبل از ازدواج خوب است یا بد؟ - دوست داشتن همسر آینده

تزریق هورمون عشق به زندگی مشترک

خوشبختانه تجربه عشق و دوست داشتن همسر موضوعی ناممکن یا غیر قابل دست یابی نیست و با رعایت تکنیک های زیر می توان به آن دست یافت.

  • چرا همسرم را دوست ندارم

اگر خواهان تجربه عشق هستید و همسرتان را نیز فردی شایسته می دانید اما همچنان احساسی به او ندارید، قبل از هر چیز به بررسی چرایی این موضوع بپردازید.

درگیری ذهنی تان با خاطرات یا تجربه عشق گذشته و یا ارتباط فعلی مجازی یا حضوری با یک دوست، همکار، یا همکلاسی که برای تان جذاب است.

و همچنین مقایسه همسرتان با همسر خواهر بردارها و یا حتی افسردگی و مشکلات جنسی می تواند یکی از دلایل فاصله عاطفی با همسرتان باشد.

برای بررسی عمیق تر این مشکلات و پیدا کردن راه حلی مناسب می توانید از یک روانشناس با تجربه کمک بجویید.

  • معمولا جذابیت زن و مرد

در ابتدای دوره ی دوستی یا زندگی مشترک منجر به آزاد شدن هورمون هایی در مغز می شود که به زندگی و احساسات مان هیجان می دهد.

بنابراین می توان با کمک هورمون عشق دوباره سرزندگی و هیجان را به رابطه برگردانیم. اما چگونه؟

تجربیات هیجان انگیز و مشترک شما و همسرتان می توان باعث ترشح هورمون های خاصی شود که در ابتدای رابطه تجربه می کردید.

پس با تدارک دیدن برنامه ها یا فعالیت های مشترک و هیجان انگیزی که هر دو از انجام آن لذت می برید علاوه بر باهم بودن و صمیمیت به رابطه تان رنگ و بوی تازه ای بدهید.

  • دلتنگی و فاصله

داشتن فاصله فیزیکی محدود ( با هدف مسافرت یا کار) می تواند از میزان فاصله روان شناختی تان بکاهد و به دلتنگی و صمیمیت بیشتر منجر شود.

البته به این موضوع نیز توجه کنید که فاصله گرفتن نباید طولانی شده و یا به یک عادت تبدیل شود.

عشق قبل از ازدواج خوب است یا بد؟

با توجه به پیشرفت های جامعه و عوض شدن نسل ها و طرز تفکرشان، نحوه و شیوه های همسریابی عوض شده و نوع ازدواج ها از حالت سنتی خارج و به شیوه های امروزی انجام می پذیرد.

به گونه ای که دختران و پسران خود حق انتخاب داشته و می توانند با فردی ازدواج کنند که دوستشان داشته و از هر نظر به همدیگر شبیه هستند البته با شرط آنکه احساسی برخورد نکرده و درباره فرد مورد نظر فکر کنند و عقل را در انتخاب خود دخالت دهند. بنابراین به نظر می رسد که اینگونه ازدواج ها می تواند سرانجام بهتری داشته باشد.

انتخاب صحیح همسر

اما متاسفانه در اکثر موارد شرط لازم برای خوشبختی در این نوع ازدواج که همان تصمیم نگرفتن احساسی می باشد، اجرایی نشده و این ازدواج ها در ذهن عموم شکل بدی را گرفته است.

درصورتی که اگر با انتخاب صحیح همراه باشد می تواند یک زندگی خوب را رقم بزند. برخی معتقدند که عشق بعد از ازدواج پدید می آید اما چقدر زیبا است که این عشق وجود داشته و بعد از زندگی مستحکم شود! عشق قبل از ازدواج به منزله آشنایی دختر و پسر است.

این آشنایی میبایست به منظور شناخت و به قصد ازدواج باشد زیرا هر قصدی غیر از این مردود بوده و سرانجامی خوب را برای آنان در پی ندارد. بنابراین توصیه اکید مشاوران به والدین بر این است که به صحبت های فرزند خودشان دربراه فرد مورد نظرشان برای ازدواج گوش دهند سپس در آن زمینه همفکری دهند زیرا آنان بدون دخالت احساسات می توانند تصمیم گیری کرده و بهترین راه را پیش روی فرزندشان بگذارند.

منبع: ۱-مرکز مشاوره ستاره ایرانیان ۲-بررسی اثر بخشی مشاوره قبل ازازدواج در نگرش به ازدواج ونگرش به عشق جوانان، جهانبخش طهماسبی، ۱۳۹۶٫ ۳-رابطه میان عشق رمانتیک و تحقق ارزش های زوجیت، ابوتراب طالبی، سیمین ویسی، ۱۳۹۱٫

در مورد موضوعات زیر کامنت بگذارید:

  • عشق قبل ازدواج یا بعد ازدواج
  • عشق و ازدواج دکتر هلاکویی
  • عشق قبل از ازدواج در اسلام
  • علامت عشق
  • عشق قبل از ازدواج
  • شروع عشق
  • متن عشق و ازدواج
  • ازدواج با عشق

مردانی که به دنبال همسری بسیار کوچکتر از خود هستند بخوانند

ازدواج سن کم چه عواقبی دارد؟ معایب و مزایا

بسیاری از والدین بر این باورند که اختلاف سنی برای دختران و پسران به منظور ازدواج الزامی است. این بحث درست است  اما آنان این نکته را در نظر نمیگیرند که اختلاف سنی در ابتدا برای همگان مشکل ساز نیست به این معنی که بسیاری از زوجین در سال های اخیر با اختلاف سنی کم و یا با سنی یکسان ازدواج کرده و زندگی خوشی را تجربه کرده اند اما بعضی نیز با همین شرایط دچار مشکل می شوند درواقع این موضوع بسته به بلوغ فکری و آن خواست فرد از زندگی دارد و شرایط فکری زوجین است که وضعیت زندگی و شرایط آن را رقم می زند.
عشق یک طرفه - عکس عاشقانه

عشق باید یک خیابان دو طرفه باشد

کسی که فردی را عاشقانه دوست دارد لزومی ندارد که آن فرد هم او را دوست داشته باشد و این امر به همین دلیل باعث به وجود آمدن این داستان شده که جستجو برای یافتن فردی که همتیپ ما بوده و در همه موارد با ما اشتراک داشته باشد و در واقع ما را هم دوست داشته باشد ادامه دارد.
168 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. الهه ۲۰۰۰
    الهه ۲۰۰۰ گفته:

    با سلام.
    آیا باید از پسر درباره خواستگاری قبلی پرسید؟
    در مورد عشق و شکست عشقی قبلی چطور؟
    اگر خواستگاری قبلی پسر از بین دختران فامیل باشه که به اصطلاح چشم تو چشم هستند….چطور باید برخورد کرد؟

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      بهتره فرد با این تصورات ازدواج نکنه چون شدیدا تحت رفتارهای کودکانه است و مسلما چنین فردی نمیتونه فرد مناسبی برای ازدواج باشه

      پاسخ
      • مشاور
        مشاور گفته:

        با سلام
        دوست گرامی منظورم این بود اولا کنکاش زیادی در گذشته افراد اصلا درست نیست و خودش مشکل ساز است مگر اینکه مساله شکست عشقی باشد که خود فرد هم مطرح کند که طبیعتا این شکست عشقی مسائل زیادی را ایجاد می کند وقتی فرد فراموش نکرده باشد و با ازدواج به دنبال صرف جایگزین است .فرقی نمی کند چه دختر چه پسر هر دو اگر چنین شرایطی برایشان ایجاد شود خوب مشکلاتی را در اینده مواجه خواهند شد .چون فردی که شکست عشقی رو حل نکرده مدام در حال مقایسه خواهد بود و اصلا ازدواج فقط برای پر کردن خلا است ولی وقتی تفاوت هایی را می بیند خوب طبیعتا نمی تواند با مساله کنار بیاید شما در کنار فردی زندگی می کنید که ظاهرا با شما و قلبا با فرد دیگری است و حتی در بسیاری مواقع بعد از مدتی فرد اقدام به جدایی می کند و بهتره حتما تحقیقاتی در این زمینه داشته باشید که مشکلی پیش نیاید .به هر حال مساله یک عمر زندگی است و حساسیت های خاص خودش را دارد پس باید دقت داشته باشید که در سوال پرسیدن هم خیلی عجله نداشته باشید اجازه بدهید طرف مقابل خود واقعی اش را نشان دهد نه اینکه مطابق سلایق و علایق شما رفتا رکند و صحبت کند .در هر صورت خوشبخت باشید

        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
        موفق باشید

      • ناشناس
        ناشناس گفته:

        خیلی متشکرم.
        میشه بگید با چه جملات یا سوالاتی باید پرسید و سر صحبت رو بازکرد که به قول شما خود واقعی اش رو نشون بده…و نتونه دروغ بگه؟
        خیلی فک کردم…نشد…اگه من در طرز سوال پرسیدن.. نشون بدم که نسبت به این قضیه منعطف هستم …ممکنه فک کنه برای خودم هم همچین قضیه ای بوده..در حالی که نبوده…و در حالیکه اگه رابطه عاشقانه بوده ..واقعا برام اهمیت داره..چرا الکی بگم اهمیت نداره برام؟..
        .چون خودشون میگن مسیله ای نبوده…
        اما اقوام یه جور دیگه میگن…
        .و البته میدونم که این اقوام .. متاسفانه دروغگو و دو به هم زن هستن….خصوصا به خاطر کینه های قدیمی که از ما دارن…که نمیدونم چرا اینا رو موفق نشدم از زندگیم حذف کنم…البته تو فکرشم….ههههه….
        کلا نمیشه فهمید..
        خیلی سخته
        اه

      • مشاور
        مشاور گفته:

        با سلام
        دوست عزیز بهتون قبلا گفتم شاید جنبه مهم تحقیق کردن باشد واینکه اگر فکر می کنی مرع صحبت خود ایشونه و بقیه دروغ می گن خوب اعتماد کنید ولی اگر واقعا داشتن رابطه قبلی تا این حد براتون مهمه و چندین نفر در مورد ایشون چنین نظری دارند چرا جدی نگیرید یعنی همه می خواهند دو به هم زنی کنند و فقط خود ایشون دارند درسیت میگن .افراد در ازدواج باید روی مسائلی که براشون حساسیت داره خوب بیشتر تمرکز کنند چون همین مسائل ممکنه بعدا ایجاد مشکل کند .بهتره دقت داشته باشید که سوالاتی رو روی برگه بنویسید و در پرسیدن عجله نکنید هر کدام مطرح نشد و ابهامی در ان وجود داشت بر همان اساس پیش بروید و مطرح کنید .اینکه شما مستقیقما نپرسید دال بر این نیست که برای شما بی اهمیت است .بله شاید زیاد مستقیم و تند مطرح کردن طرف مقابل را ازار دهد به هر حال شرایط را بسنجید اگر واقعا شواهد دال بر داشتن ارتباط قبلی است و شما نمی پذیرید چرا خودتون رو اذیت می کنید خوب ادامه ندهید اگر نه مطمئنید که حرف ها دروغ و تهمت است بهتر است وسواس به خرج ندهید در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و با هم رفتن به مشاوره پیش از ازدواج خیلی از مسائل را مشخص می کند .

        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
        موفق باشید

      • ناشناس
        ناشناس گفته:

        میشه بگید با چه جملات یا سوالاتی باید پرسید و سر صحبت رو بازکرد که به قول شما خود واقعی اش رو نشون بده…و نتونه دروغ بگه؟
        خیلی فک کردم…نشد…اگه من در طرز سوال پرسیدن.. نشون بدم که نسبت به این قضیه منعطف هستم …ممکنه فک کنه برای خودم هم همچین قضیه ای بوده..در حالی که نبوده…و در حالیکه اگه رابطه عاشقانه بوده ..واقعا برام اهمیت داره..چرا الکی بگم اهمیت نداره برام؟..
        .چون خودشون میگن مسیله ای نبوده…
        اما اقوام یه جور دیگه میگن…
        .و البته میدونم که این اقوام .. متاسفانه دروغگو و دو به هم زن هستن….خصوصا به خاطر کینه های قدیمی که از ما دارن…که نمیدونم چرا اینا رو موفق نشدم از زندگیم حذف کنم…البته تو فکرشم….ههههه….
        کلا نمیشه فهمید..
        خیلی سخته
        خیلی متشکرم

      • مشاور
        مشاور گفته:

        * چگونه شروع به صحبت کنم؟
        شما وقتی می خواهید با دوستی تبادل اطلاعات کنید چگونه شروع می کنید؟ جلسه خواستگاری هم چیزی ماورایی و عجیب نیست که شروع کردن صحبت در آن با مواقع دیگر تفاوت داشته باشد.شما می توانید با بیانی رسمی و متین ، پس از احوال پرسی های معمول، با یک بیوگرافی کامل از خود شروع کنید (نام، نام خانوادگی، سن ، تحصیلات، شغل خود ، شغل پدر و مادر و …) و از طرف مقابل هم بخواهید همین کار را بکند و سپس بحث را به روی موضوعات اصلی بکشانید.

        * سوالات باز باشد یا بسته؟
        در این گونه جلسات معمولاً سؤال های بسته اطلاعات خاصی را به فرد نمی دهد و معقول نیست. مثلا شما به طرف مقابل می گویید بد اخلاق هستید یا نه؟ طرف مقابل هم می گوید نه. (هیچ کسی هم خودش را بد اخلاق نمی داند و اگر بگوید هستم که دیگر جلسه خواستگاری ادامه پیدا نخواهد کرد) حال آیا شما به شناختی رسیدید؟ اینگونه سوالات جواب های کلی به شما می دهد. شاید بتوان گفت جواب فرد مورد نظر در زمینه بد اخلاقی در برخی زمینه ها جواب درستی است؛ اما از نوع جواب های درست اما به درد نخور است، چون شناختی که با یک کلمه حاصل شود شناخت صحیحی نیست؛ مانند اینکه کسی بگوید امروز دوشنبه است و فردا سه شنبه. حرف درستی است ولی به درد نخور .
        پس اگر می خواهید اطلاعات بیشتری در این جلسات کسب کنید باید سعی کنید با سوال هایتان فرد مورد نظر را در موقعیت های عینی قرار دهید و پاسخش را در آن موقعیت ها بشنوید و تحلیل کنید. دریافت جواب های بله و خیر کمکی به شناخت فرد مورد نظرتان نخواهد کرد و به نوعی خود فریبی است.

        * طرف راست می گوید یا دروغ؟
        فراموش نکنید که یکی از منابع شناخت طرف مقابل، صحبت مستقیم و رو در رو با اوست. شما باید با تحقیقاتی که از دیگران می کنید و مشورت هایی که می گیرید اطلاعاتی به دست آورید و آن ها را کنار صحبت های مستقیمی که با طرف مقابل کرده اید بگذارید تا به یک نتیجه گیری صحیح برسید.خیلی از اوقات تحقیقات ما، صحبت های راست و دروغ طرف مقابل را برای ما نمایان می کند (البته برخی اوقات هم این اتفاق رخ نمی دهد).
        همچنین برای اینکه به نظر واقعی طرف مقابل پی ببرید، می توانید از روش «طرح سؤالات معکوس» استفاده کنید. برای درک این مسأله برای شما مثالی می آوریم: مثلاً شما فردی اهل سفر هستید و حداقل ماهی یکبار باید به یک سفر هر چند کوچک بروید. بنابراین تمایل دارید همسر آینده تان نیز دارای چنین روحیه ای باشد و با شما در سفرها همراه شود. برای اینکه از نظر واقعی طرف مقابل تان مطلع شوید و پاسخ صادقانه ای از ایشان دریافت کنید می توانید بپرسید :
        «اگر همسر آینده شما اهل سفر کردن و مسافرت نباشد و در این زمینه با شما همراهی نکند، نظر شما چیست؟»
        در صورتیکه طرف مقابل جواب موافق بدهد و چنین برداشت کند که شما اهل سفر کردن نیستید و بگوید که من هم اهل مسافرت نیستم، شما توانسته اید به پاسخ مورد نظرخود دست یابید و حال آنکه اگر سوال می کردید که آیا شما اهل سفر هستید؟ جواب «بله» می شنیدید و طرف مقابل را به درستی نمی شناختید.
        این نوع سوال کردن را در بسیاری از زمینه ها مانند جنبه های اعتقادی (نماز خواندن و روزه گرفتن و…)، اشتغال، نحوه پوشش و… می توانید مطرح کنید.
        نکته دیگر که باید در نظر داشت این است که گاه طرح سوال به گونه ای جهت دار است و به شنونده القاء می کند که چگونه پاسخ دهد و یا اینکه پاسخ مشخصی را بدهد؛ مثلاً اگر سوال شود که «من به نماز اول وقت خیلی اهمیت می دهم و از افراد کاهل نماز خوشم نمی آید. شما چطور؟» طبیعی است که برای ایجاد احساس رضایت در طرف مقابل باید پاسخ بلی داد، هر چند که در واقع چنین نباشد. بنابراین بهتر است این گونه سوال شود «نظر شما در مورد انجام وظایف دینی مانند نماز خواندن و نخواندن چیست؟» این نحوه سوال پرسیدن القا کننده نبوده و فرد را وادار می کند نظر شخصی خود را ارائه دهد. (تبیان)
        یا مثلاً اگر می خواهید نظر طرف مقابل را درباره ادامه تحصیل شما در دانشگاه بدانید. بهتر است از او بپرسید : نظر شما درباره تحصیل علم و دانش چیست؟ اگر بپرسید آیا موافق هستید که من در دانشگاه تحصیل کنم. طرف مقابل چون از سوال شما اینگونه برداشت می کند که شما علاقه مند به تحصیل هستید ممکن است در جواب به شما صادقانه پاسخ ندهد.
        البته معمولاً زمانی که نسبت به صراحت طرف مقابل، دچار تردید باشیم، خوب است که از این شیوه ها استفاده شود در غیر اینصورت می توانید سوالات خود را به صورت مستقیم و سر راست مطرح کنید؛ ولی در هر حال استفاده از شیوه های پرسیدن «معکوس و یا بی جهت» می تواند به اطمینان بخشی بیشتری بینجامد و لااقل در انتخاب خود تردید کمتری داشته باشید. (تبیان)

        * چه سوالاتی پرسیده شود؟
        موضوعات قابل طرح در گفتگوى قبل از مراسم عقد مختلف است؛ زیرا افراد عقیده ‏ها، آرمان‏ها، هدف‏ها و خواسته‏ هاى گوناگون دارند. البته بعضى از مسائل و موضوعات عمومى است و ضرورت دارد جوانان قبل از ازدواج براى آگاهى یافتن از ویژگى‏هاى جسمانى، روانى، اخلاقى یکدیگر مطرح کنند و درباره آن‏ها به گفتگو بنشینند. ناگفته پیداست، این گونه جلسات حتماً باید تحت اشراف خانواده‏ هاى دو طرف صورت گیرد؛ زیرا مذاکره مستقیم و بدون اطلاع خانواده دختر و پسر مطلوب عرف و در اکثر موارد مورد پسند شرع و عقل نیست و به جاى این که زوج جوان را به حقیقت برساند، مایه انحراف و مشکلات دیگر مى ‏شود. در این جلسات مى ‏توان درباره مسائل زیر گفتگو کرد :
        ۱٫ خط مشى کلى زندگى آینده‏
        مراد تبیین مبناى زندگى آینده است؛ براى مثال جوان متدین مى ‏خواهد زندگى اش بر اساس قوانین اسلام بنا شود. در این جا باید از میزان پاى بندى افراد به ارزش‏هاى دینى و اخلاقى سؤال شود.
        ۲٫ اهداف زندگى‏
        یعنى هدف هایى که هر کدام قصد دارند در زندگى آینده شان دنبال کنند؛ هدف‏ها و آرمان‏هاى علمى و تحصیلى، اجتماعى، شغلى و…؛ براى مثال تا چه اندازه به ادامه تحصیل علاقه‏مند است و مشکلات تحصیل را تحمل مى‏ کند. شغل مناسب و مورد علاقه‏اش چیست؟ جایگاه اجتماعى را داراى چه اهمیتى مى‏ داند؟ از نظر اقتصادى و مالى به چه سطحى مى‏ اندیشد و حداقل و حداکثر چقدر است؟
        ۳٫ چگونگى رابطه با خانواده و بستگان
        براى مثال به چه اندازه به رفت و آمد با اقوام و خویشان و نیز دوستان اهمیت مى‏ دهید و بر آن اصرار مى‏ ورزید؟ به آداب و رسوم فرهنگى و اجتماعى رفتار با بستگان چقدر پایبندید؟
        ۴٫ خواست‏ ها و انتظارات دو طرف از یکدیگر
        ۵٫ شیوه تربیت فرزندان در آینده
        ۶٫ نقص‏ هاى جسمانى و بیمارى ‏هاى مزمن احتمالى یکدیگر

        * به چه نکاتی توجه شود؟
        در این جلسات باید به نکات زیر توجه شود تا به شکل مناسب انجام گیرد و دو طرف به هدف خود دست یابند :
        ۱٫ گفتگو باید خونسردانه و با آمادگى قبلى و در فضایى آرام و بدون خوف و فشار از طرف دیگران صورت گیرد.
        ۲٫ گفتگو پس از انجام خواستگارى رسمى از طرف خانوادها و تحقیق و آگاهى از بعضى شرایط که در مرحله تفحص به دست مى ‏آید، انجام گیرد نه در ابتداى آشنایى؛ به عبارت دیگر، در واپسین مراحل تحقیق و قبل از مراسم عقد باید گفتگو تحقق یابد.
        ۳٫ براى موفقیت بیش‏تر، دو طرف باید در ابتداى جلسه از یکدیگر بخواهند صادقانه به پرسش‏ها و مسائل مطرح شده پاسخ دهند تا از صفات اخلاقى و خصوصیات یکدیگر آگاهى یابند. (پرسمان)

  2. fardin
    fardin گفته:

    سلام من دوساله با دختری ۱۳ ساله عقد کردم خودم ۲۳ سالمه درکم نمیکنه میخواستم بدونم در اینده امیدی هست بتونه درک کنه یا عاشق بشه همیشه با هم دعوا میکنیم من اصلا باورش ندارم .وقتی کنار همییم خوبیم وقتی دوریم با هم بدیم راهنمایی کنید ممنون

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام دوست عزیز در فضای امروز جامعه و نسل جدید ۱۳ سالگی چگونه سنی است خود شما بفرمایید که اصلا درکی از زندگی زناشویی و الزامات دارد ممکنه درمور خود شما هم صادق باشد ولی به هر حال ایشون در فضای ذهن کودکی خود شاید بیشتر به سر ببرد تا اینکه مسئولیت ازدواح و زندگی مشترک را بپذیرید و خوب طبیعی است با کمی بزرگ تر شدن و کسب تجربیات زندگی تغییرات رفتاری هم عارض شود ولی باید صبور باشید ایشون از نوجوانی تا بلوغ کامل را باید در کنار شما باشند و شما باید همراهی داشته باشید .تا ایشون متوجه شرایط و درک نیازهای شما باشند و خوب طبیعی است که در کنار هم شرایط مطلوبی وجود دارد .عاشق شدن بستگی به تعریف شما دارد و همچنین دامنه انتظارات شما از عشق که باید مشخص باشد .به هر حال هر دو با هم رشد کنید و به سطح معقولی از شرایط طندگی برسید و هر دو نفر باید انتظارات هم را براورده کنید و به هیچ وجه فقط انتظار تغییر از یک سو را نداشته باشید .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و روانشناس هم می تواندحضوری به شما کمک کندو

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      پاسخ
  3. mina
    mina گفته:

    سلام خسته نباشین .من تا الان با پسری دوستی نکردم و اهل شهرستانم .همیشه سر به پایینم یعنی از دوستی متنفرم و متنفر بودم. خودمم دانشجوهستم بیست و یک سالمه .خواستگار داشتم خیلی ولی قبولشون نکردم . دو ماهه پسری بهم علاقمند شده . فرهنگ و خونوادش هم عین خونواده ی ماست .بیرون توی پارک ازم خوشش اومده ، از اینکه همش سر به پایینم .من خبر نداشتم خودم . خواهرم توی گروه شهرمون بوده .از اونجا به خواهرم گفته .خواهرمم بمن گفته . بعد پی وی هم رفتیم چن بارم بیرون از دور منو دیده دوباره. اولین حرفی که بهم زده این بوده که قول میدم خوشبختت کنم میخوام برای من باشی خیلی دختر خوبی هستی ، به مادرمم گفتم یکیو دوس دارم و بعده سربازی میرم خواستگاریش .خودشم تاکید کرده توی رابطه و عشق ، صداقت و اعتماد مهمترینه. فقط از شما مشاور محترم میخواستم بپرسم ، با این همه حال ، فقط دو سال ازم کوچیک هست آیا مشکلی بوجود میاد؟ خودشم پسر سنگینی هست، خیلی هم به ازدواج تاکید کرده .گفته یا تو یا هیچ کس ، دختری مثل تو کم یابه.باید چیکار کنم؟ لطفا راهنماییم کنید. ممنونم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام
      دوست عزیز در مورد اختلاف سنی این سن مشکلی ایجاد نخواهد کرد منتهی بستگی به طرف مقابل دارد .اینکه به عنوان مرد انتظارات شما را براورده کند بتواند مسئولیت پذیر باشد .متعهد باشد و مردانگی مد نظر را داشته باشد اگر انتظار حمایت از شما را داشته باشد .خب شرایط سخت می شود .که همه این موارد را باید مد نظر داشته باشید صرف ابراز علاقه اولیه اهمیت ندارد .بهتره به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید .منتهی ببینید وقتی فضای احساسی پیش بیاید دیگر نمی توانید تصمیم منطقی بگیرید مخصوصا برای شما که می فرمایید بسیار سر به زیر بودید به محیط اطراف توجهی نداشتید .خب وقتی با جنس مخالف و ابراز محبت او رو به رو می شوید بیشتر به لحاظ احساسی تحت تاثیر قرار می گیرید .
      این شاید برای شما که تجربه برخورد اینچنین را نداشتید اجازه تصمی منطقی را سلب کند.امیدوارم در نهایت تصممی درستی بگیرید و خوشبخت باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
      موفق باشید

      پاسخ
      • mina
        mina گفته:

        بله خیلی ممنونم از راهنمایی های زیباتون .بازم سوال داشته باشم حتما میپرسم.خسته نباشید

  4. mina
    mina گفته:

    سلام خسته نباشین .من تا الان با پسری دوستی نکردم و اهل شهرستانم .همیشه سر به پایینم یعنی از دوستی متنفرم و متنفر بودم. خودمم دانشجوهستم بیست و یک سالمه .خواستگار داشتم خیلی ولی قبولشون نکردم . دو ماهه پسری بهم علاقمند شده . فرهنگ و خونوادش هم عین خونواده ی ماست .بیرون توی پارک ازم خوشش اومده ، از اینکه همش سر به پایینم .من خبر نداشتم خودم . خواهرم توی گروه شهرمون بوده .از اونجا به خواهرم گفته .خواهرمم بمن گفته . بعد پی وی هم رفتیم چن بارم بیرون از دور منو دیده دوباره. اولین حرفی که بهم زده این بوده که قول میدم خوشبختت کنم میخوام برای من باشی خیلی دختر خوبی هستی ، به مادرمم گفتم یکیو دوس دارم و بعده سربازی میرم خواستگاریش .خودشم تاکید کرده توی رابطه و عشق ، صداقت و اعتماد مهمترینه. فقط از شما مشاور محترم میخواستم بپرسم ، با این همه حال ، فقط دو سال ازم کوچیک هست آیا مشکلی بوجود میاد؟ خودشم پسر سنگینی هست، خیلی هم به ازدواج تاکید کرده .گفته یا تو یا هیچ کس ، دختری مثل تو کم یابه.باید چیکار کنم؟ لطفا راهنماییم کنید. ممنونم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      اساس کار در انتخاب همسر، تقدم عقل بر احساس در زمان انتخاب و آمادگی پذیرش مسئولیت در رابطه‌ای بر پایه تعهد، اطمینان و علاقه و داشتن مهارت‌های زندگی برای مقابله با مشکلات زندگی با بیشترین فایده و کمترین ضرر به خود و همسر و جامعه و لذت بردن از لذایذ مادی و معنوی زندگی با بیشترین فایده و کمترین ضرر به خود و همسر و جامعه است. بعد از آن باید به شخصیت سالم و همخوان (یعنی داشتن شخصیتی در طیف سلامت و تطابق ویژگی‌های شخصیتی و سازگاری آن در دو طرف) توجه داشت. درصورتی‌که این دو عامل وجود داشته باشد، می‌توان با اطمینان بیشتر سایر عوامل را بررسی کرد.

      باور عرفی و سنتی در ایران که پسر باید از دختر برای ازدواج بزرگ‌تر باشد، از جهاتی دارای نقاط قابل‌توجه علمی‌‌ و منطقی است؛ مانند بلوغ زودرس جسمی‌‌ و جنسی و عاطفی و عقلانی اجتماعی در زن، رضایتمندی جنسی در حال و آینده زوج، دوران کوتاه باروری در زن و…. نقطه ضعف اساسی این باور هم، توجه‌نکردن به تغییرات مختصات زمان و مکان، تغییر نگرش‌ها، سلایق‌ها و خواسته‌ها در نسل‌های رو به جلو است بنابراین با اینکه می‌‌توان آن را یک قاعده کلی در نظر گرفت، استثناهای فراوان هم دیده می‌شود. خوب است بدانید قبل از ۳۰ سالگی، فاصله سنی دختر و پسر، پسر بزرگ‌تر از دختر از تقریبا همسن تا ۸ سال فاصله سنی و بعد از ۳۰ سالگی از تقریبا هم سن تا ۱۱ سال بزرگ‌تر بودن پسر توصیه می‌شود.
      البته در صورتی که دو طرف به بلوغ لازم برای ازدواج رسیده باشند، شخصیت‌های سالم و همخوان داشته باشند و تطابق سایر عوامل ذکر شده، تا حداکثر ۲ سال بزرگ‌تر بودن دختر از پسر هم در این شرایط می‌‌‌تواند قابل‌قبول باشد. البته این گفته، به این معنا نیست اگر دختری ۵ سال بزرگ‌تر از پسر باشد، قطعا دچار مشکل خواهند شد چون این قضیه بیشتر برای سنین زیر ۴۰ سال مطرح است. ثانیا، فقط می‌‌توان از لحاظ آماری با نگرانی بیشتر به این قضیه نگاه کرد و هیچ قطعیتی وجود ندارد (هرچند که توصیه نمی‌‌شود). از سوی دیگر، هماهنگی سایر عوامل به شدت می‌‌تواند اثر این تفاوت سنی را کمرنگ کند. باید اشاره کرد که یک نکته بسیار مهم، توجه به سن عقلی است نه سن تقویمی‌‌ و شناسنامه‌ای، چون مثلا ممکن است یک مرد ۳۰ ساله به اندازه یک مرد ۴۰ ساله بفهمد یا برعکس مهارت زندگی اواندازه یک جوان ۲۰ ساله باشد بنابراین به جز تفاوت سنی، باید حتما تفاوت سن عقلی با سن تقویمی‌‌ را هم در نظر گرفت.

      توجه داشته باشید در صورت بزرگ‌تر بودن زن، آسیب‌هایی که ممکن است بروز کنند عبارتند از:

      ۱- جابجایی یا تغییر نقش از همسری به «والد- فرزند» یا «معلم- شاگرد». یعنی زن با سن بالاتر از مرد چون خود را پخته‌تر، باتجربه‌تر و عاقل‌تر از مرد کم‌سن و سال می‌‌‌داند (که می‌‌تواند نگاه درستی هم باشد) در طول زمان با تغییر نگاه همسری به نگاه مادری، شروع به نصیحت، اندرز، سرزنش و آموزش شوهر خود می‌کند و در عین حال ممکن است یکی از این اتفاق‌ها بیفتد: گاهی زن دچار خستگی، درماندگی و استیصال می‌‌شود چون شوهر در حال مبارزه و حل مشکلاتی است که زن آن را قبل‌تر به نوعی تجربه کرده و برخی رفتارها، ناپختگی‌ها و حتی خطرکردن‌های معقول مرد برایش جذاب نیست و حتی او را به نوعی بی‌مسئولیت تصور می‌‌کند. در برخی موارد، مرد برای حفظ اقتدار مردانه، شروع به مقابله و ایستادگی در مقابل همسرش می‌کند طوری که حتی شاید نظرهای پخته و منطقی او را هم نپذیرد و محیط پرتنشی ایجاد کند. برخی زنان هم در ازدواج دنبال تکیه‌گاه مطمئن و عاقلی هستند که احتمالا نمی‌‌توانند این حس را از همسری که تصور می‌‌کنند ناپخته است، بگیرند.

      ۲- اگر ازدواج بر مبنای توان اقتصادی زن انجام شده باشد، چند حالت ممکن است پیش بیایید؛ زن احساس عشق واقعی از مرد نگیرد، زن به خاطر مسئولیت امور مالی، دچار فرسودگی جسمی‌‌ و روانی شود و رابطه به تعارض کشیده شود، زن عامل اقتصادی را وسیله‌ای برای حفظ تسلط یا زن‌سالاری قرار دهد که اگر با شخصیت مرد سازگار نباشد، شرایط بحرانی ایجاد خواهدشد. البته بعضی مردها، مخصوصا مردان وابسته یا کسانی که همیشه دنبال مادر حامی‌‌ یا فرد حامی‌‌ در زندگی خود بوده‌اند یا از لحاظ مالی وضعیت چندان مطلوبی ندارند و به دنبال برآورده شدن آرزوهایشان هستند، این وضعیت را احتمالا با رضایت می‌پذیرند.

      ۳- اگر ازدواج با تصور تغییر کردن و خود را وفق دادن انجام شده باشد؛ این اشتباه رایج وجود دارد که افراد، مخصوصا خانم‌ها فکر می‌‌کنند با تزریق عشق و محبت و علاقه می‌‌‌توانند طرف مقابل را تغییر دهند که به‌هیچ‌وجه درست نیست. در بیشتر موارد این رفتار باعث بروز تغییرات ماندگار و نهادینه در طرف مقابل نمی‌‌‌شود. از طرفی، دور شدن از خود واقعی و خود را مطلوب دیگری کردن، بالاخره به‌تدریج باعث نارضایتی از خود می‌شود و کم‌کم تنش و بحران با بازگشت به خود واقعی ایجاد خواهد شد.

      ۴- اگر ازدواج بر پایه عشق و دوستی بنا شده باشد، باز هم نمی‌‌شود روی آن حساب باز کرد چون عشق در طول زمان تمایل بیشتر به کمرنگ‌تر شدن به دلیل شناخت بیشتر از هم و دیدن تفاوت‌ها دارد. علاوه بر این، عشق هیچ سیر ثابت و مشخصی ندارد و می‌‌تواند در طول زمان نوسان داشته باشد. از طرفی، عشق برای زندگی لازم است ولی کافی نیست و باید عوامل دیگر هم تا حد ممکن هماهنگ باشند.

      ۵- اگر ازدواج با اجبار یکی از دوطرف، مخصوصا مرد باشد و خانواده رضایت نداشته باشد، به‌خصوص اگر مرد از استقلال مالی و فکری برخوردار نباشد، آثار منفی آن می‌‌تواند به‌دلیل از دست دادن حمایت‌های خانواده یا نگاه منفی همیشگی خانواده به عروس، تا مدت‌ها بر خانواده تاثیر داشته باشد.

      ۶- امکان دارد در صورتی که زن از مرد بزرگ‌تر باشد، در آینده در مورد مسائل جنسی و زناشویی دچار مشکلاتی با همسرش شود هرچند که این هم باز به دو طرف بستگی دارد.

      مشورت کنید، خوب فکر کنید

      اگر بلوغ ازدواج و شخصیت‌های همخوان و سالم وجود داشته باشد و سایر عوامل هم متناسب باشند و باوجود تفاوت سنی و بزرگ‌تر بودن سن تقویمی‌‌ دختر، سطح سن عقلی پسر و دختر متعارف و متناسب باشد، تفاوت سنی و بزرگ‌تر بودن زن نمی‌‌‌تواند آثار منفی پررنگی در زندگی داشته باشد. نکته مهم این است که درصد اندکی از افراد به بلوغ ازدواج می‌‌‌رسند و تعریف شخصیت و همخوانی آن، کاملا تخصصی است و باید به‌وسیله مشاور حرفه‌ای بررسی شود. از سوی دیگر، خیلی از تناسب‌ها می‌‌تواند در آینده با تغییر سلایق و نگرش افراد در دچار تغییرات بنیادی شوند. نکته بسیار مهم دیگر اینکه در صورت نگرش منفی خانواده پسر(که معمولا همینطور هم هست و با اجبار پسر ازدواج انجام می‌شود) تبعات منفی چنین ازدواجی تقریبا همیشگی خواهد بود.

      اگر مردد یا حساس باشید…

      نگرش زوج مخصوصا مرد در این خصوص اهمیت بسزایی دارد. اگر پسری از همان اول با شک و تردید در مورد بزرگ‌تر بودن خانمش بیندیشد، آمادگی دارد که بعدا با دخالت یا کنایه یا سرزنش یا حرف و حدیث یا دخالت مستقیم و غیرمستقیم اطرافیان، به هم بریزد. اگر هم دچار تعارض‌های طبیعی زناشویی با همسر هم شود، احتمالا آنها را بزرگ‌نمایی می‌کند و سایر تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی هم برایش پررنگ‌تر می‌شود و این مساله را مرتب به رخ همسرش می‌کشد. گاهی هم مرد به‌‌ علت فرسودگی جسمی‌‌ و جنسی زودرس زن، مخصوصا در یائسگی، احساس ضرر می‌کند. البته اگر پسری نگاه مثبتی به این قضیه داشته باشد، شاید به سادگی از کنار این مساله بگذرد. همچنین دختری که به این مساله (بالاتر بودن سن زیاد خودش) حساس باشد، یا حساسش کرده‌ باشد، بعدا هر مساله‌ای در رابطه‌اش را به خودش و سن بالاترش نسبت می‌‌‌دهد.

      پاسخ
  5. سوسن
    سوسن گفته:

    سلام
    من ۶ ساله که با پسری دوستم إز دوم دبیرستان، این شخص منو به بهترین چیزا رسوند، و بسیار باعث موفقیتم شد تا حدی که من دانشگاه پزشکی قبول شدم نمیگم خانوادم بی تأثیر بوده اما ایشون بسیار مشوق واقعی خوبی واسه ی من بوده و هیچوقت بد منو نخواسته، فقط بهم خیانت کرده و زمانی که فهمیدم خودشو به هر کاری زِد تا ببخشم، و البته منو اون تو یک شهر نبودیم واسه همینم خیانت کرده چون من هیچوقت نبودم پیشش حتی واسه یه ساعت بیرون رفتن
    پارسال. اومد خواستگاریم بابام کلی عصبی شد اصلا اجازه نداد وارد خونه بشن گفت باید یک کاره درست و حسابی داشته باشه که بیچاره کلی سختی کشید تا تونست ظرف یک سال یه کلی فروشی بزنه و کلی موفق شه حالا امسال دوباره اومده خاستگاریم که بایام با کلی حرف مادرم و خودم اجازه ورود به خونه رو بهشون داد حتی خیلی أم خوب برخورد کرد تا حدی که گفت برین یک سال دیگه بیاین ازدواج کنین
    اما وقتی رفتن دوباره ناراحته و میگه من خیلی بهترم هم أز لحاظ قیافه هم کار
    میگه موقعیت های خیلی بهتری دارم چون پزشکی میخونم
    رأست مبگه من خودم میدونم که خیلی بهتر إز ایشون واسم هست
    اما من عاشقشم و مطمئنم اونم عاشقمه ، میشه واقعا إز عشق گذشت؟
    و اینکه اون منو کمک کرد به اینجا رسیدم حالا که رسیدم میشه نادیده بگیرمش؟
    خواهش میکنم کمکم کنین من نمیدونم چیکار کنم اخه من هم عاشق پدرمم هم اون اقا نمیخوام هیچکدومشون یه ثانیه غصه بخورن

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      دوست عزیز اتفاقا این پسر بهتر تونسته شرایط و آنالیز کنه و اینکه پدرتون گفته بریدتا یک سال دیگه میدونه در آینده با چه مشکلاتی میتونید مواجه بشید
      اینکه ایشون شمارو تشوریق کرده توجیحی نمیشه و شما باید در این زمان فقط و فقط به تحصیلتون توجه کنید و گرنه تمام زحماتتون بر باد خواهد رفت
      ایشون اگر در آینده با مشکل مالی مواجه باشه خود شما یکی از مدعیان خواهید بود و سرزنشش میکنید پس از احساسی برخورد کردن خوداری کنید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ
      • سوسن
        سوسن گفته:

        درسته
        ولی اون کاملا مشوق درسیه منم هست من مطمئنم کنار اون هیچوقت إز تحصیلم عقب نمی افتم چه بسا اگه نباشه دیگه انگیزه ای ندارم
        از لحاظ مالی أم جایگاه خوبی داره
        فقط پزشک نیست و خانواده ی خیلی سطح بالا نداره
        پدر من بیشتر مشکلش اینکه به دیگران چی بگه ، هی میگه بقیه میگن دخترم همه خاستگارتشو رد کرد که تهش با کسی ازدواج کنه که حالا درسته وضع مالیش بد نیست اما موقعیت احتماعی خوبی نداره
        من مشکلم اینکه درسته من در اینده جایگاه خوبی دارم اما نباید واسه أین جایگاه کسی و که خیلی دوسش دارمو نادیده بگیرم که
        تازه اون خودش منو إز منجلاب کثافت به اینجا رسوند
        اَی کاش روزگار من أین نمیشد

      • مشاور
        مشاور گفته:

        با سلام
        دوست عزیز شرایط شما قابل درکه و خب قرا ر نیست بخواهید روی خواستگارها ارزش گذاری کنید و نگران این باشید که در اینده چه طوری قضیه را مطرح کنید .و مثلا مجبور باشید با فردی ازدواج کنید که از نظر دیگران مقبول باشد به هر حال باید شما در زندگی احساس رضایت داشته باشید نه نگران حرف مردم بودن ولی با همه این شرایط با ید توجه به تفاوت ها و ..داشته باشید .هر چند ایشون به شما کمک کرده باشند و بدون در کنار ایشون باعث ارامش خاطر باشد و در درس هاتون پیشرفت داشته باشید ولی باید واقع بین باشید و همه جوانب امر را در نظر بگیرید .زندگی با سختی هایی همراه خواهد بود که توانایی امرار معاش اهمیت پیدا می کند .و شاید امروزه شما توجهی نداشته باشید .دوست داشتن رو بررسی کنید چقدر منطقی و چقدر صرف احساسات است امیدوارم خوشبخت باشید و تصمیم درستی بگیرید

  6. setare
    setare گفته:

    سلام من یه خواستگار دارم که پسر عمم هستش ایشون تمام شرایطش خوبه و من احساس میکنم میتونم به او علاقه منند بشم ولی به چیزی که فکر میکنم و عذابم میده اینه که دختری هستم که به عشقم محبت زیاد میکنم و دوست دارم به همون اندازه بهم محبت کنه و از این لحاظ نمیدونم بعد از ازدواجمون ایشون نسبت به من اینجوری میشه یا نه؟ چون اون منو ایده ال میدونه ولی نمیدونم به من علاقه داره یا نه و اول خانواده منو انتخاب کردن و بعد خودش.

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام
      این بحثی که شما دارید در مورد ایشون و تمایل دارید که به اندازه ای که شما محبت می کنید ایشون هم محبت داشته باشند .خوب یک مساله طبیعی است که برای همه خانم ها اهیمت ویزه ای دارد .خب به هر حال در رفتار هر فردی نوع عاطفه و محبت مشخص است اینکه چه تیپ شخصیتی هستند چقدر به شما تمایل دارند و شما انتخاب خود ایشون هم بوید یا خیر اهمیت دارد .به هر حال پسر عمه شما هستند قطعا از کودیک با اخلاق و رفتارشون اشنا هستید و فردی که با محبت باشد در درجه اول با مادر و خانواده خودش روابط صمیمی خواهد داشت .و این مساله کاملا مشخص است .پس جای نگرانی وجودندارد .فقط توجه داشته باشید که بهتره برای شناحت بیشتر اشنا شدن با خلق و خو و ویژگی های رفتاری یکدیگر بهتره جلساتی را داشته باشید .و کاملا در مورد انتظارات و ملاک های هم صحبت کنید و خوب قبل از ازدواج مسائل را روشن و شفاف مشخص کنید .که بعدا مساله ای در بین نباشد ضمن اینکه یک سری مسائل هم غیر قابل پیش بینی است و نمی شود از حالا راجب ان صحبت کرد .و حتی پیش بینی داشت و باید درصدی از انعطاف را هر دو نفر داشته باشید .امیدوارم خوشبخت باشید .

      پاسخ
  7. حسین
    حسین گفته:

    سلام من یه دو.ست دختردارم یه چند ماهیه باهم دوستیم خیلی دوسش دارم می خوام بدونم این عشق هوس یا عشق من ۱۹ سالماون ۱۶ سال در مورد خانوادمون حرف میزنیم و اینده قوربون صدقه هم زیاد میریم تا حالا باش در مورد رابطه جنسی صحبت نکردم دلم نمیخوام تا موقعی که نگرفتمش صحبت کنم هر شب توفکرشم واسه هم هدیه می خریم جشن تولد واینا می خوام بدونم عشق یا هوس

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      سلام .دوست عزیز این سوال پاسخ داده شده و شاید بهترین ملاک حس خود شما باشد احترامی که برای او قائلید حاضرر نیستید سو استفاده جنسی اتفاق بیفتد و حواستان به او هست .اینها همه اهمیت دارند .و اینکه تمایل واقعا برای ازدواج باشد نه اینکه هر لحظه که با او هستید دوست داشته باشید به نحوی به سمت گفت و گوهایی جنسی او را سوق دهید .در هر حال عشق همراه با تعهد و مسئولیت پذیری در طرف مقابل است ولی در مورد هوس این صادق نیست .

      پاسخ
  8. حسین
    حسین گفته:

    سلام من یه دو.ست دخترم الا یه چند وقتیه باهم د.ستیم من خیلی میخوامش بهش وابسته شدم عاشقشم ولی نمیدونم عشق یا هوس من۱۹ سالمانم منو میخواد تا حالا در مورد رابطه جنسی صحبت نکردم و خلیلی دوس دارم پیشم باشه همیشه بهش فکر میکنم مثلن الان کجاست داره چیکار میکنه مواظب خودش هست یانه میخوام بدونم اینا عشق یا هوس

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام فرق بین عشق و هوس این است که اگر هوس باشد قطعا پیشنهاد ازدواج مطرح نیست با خانواده مطرح نمی کنید و می خواهید رابطه مخفی باشد و اینکه بیشتر به جذابیت های جنسی طرف مقابل تا اخلاق و صفات مثبت دقت دارید و در نهایت به دنبال فرصتی برای ارضای نیاز جنسی هستید دروغ می گویید و شرایط را غیر واقع بینانه در نظر می گیرید .و مدام تلاش دارد در هر فرصتی راجب مسائل نسی صرف صحبت کند حواسش به نیازهای روانی طرف مقابل نیست جنبه حمایت گری ضعیفی دارد .و مدام دنبال پنهان کردن اشنایی و دوست داشتن است در هر حال اگر این موارد وجود دارد قطعا هوس زودگذر است و اگر غیر از این است خوب واقعا تمایلی است که وجود دارد امیدوارم خوشبخت باشید.

      پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سوالات متداول

۱ - صمیمیت و دوست داشتن همسر آینده تحت چه شرایطی ممکن است کم رنگ شود؟

معمولا افراد بعد از چند سال زندگی مشترک از کم شدن علاقه و هیجان در زندگی خود ابراز ناراحتی می کنند. عوامل زیادی در کم رنگ شدن عشق و علاقه ابتدای زندگی و یا دوره دوستی تاثیر گذار است. از جمله این عوامل می توان به موارد زیر اشاره نمود:  سوء تفاهم و مسائل حل نشده ای که باید با صحبت کردن آن ها را برطرف ساخت.  مقایسه همسرمان با اقوام یا افراد جدیدی که با آن ها رو به رو می شویم ( و یا مقایسه او با افرادی که زندگی خود را در فضای مجازی به اشتراک می گذارند).  دل مشغولی زیاد نسبت به کار، مسائل اقتصادی و تربیت فرزندان و دور شدن از یکدیگر.  تعبیر و تفسیر محبت همسرمان به وظیفه  فاصله جسمی و جنسی ( به آغوش نگرفتن یکدیگر یا دست در دست هم ندان و...)  مشکلات روانشناختی ( افسردگی، مشکلات جنسی و..)

۲ - چگونه می توان علاقه و دوست داشتن نسبت به همسرمان را زنده کنیم؟

اگر دچار رخوت یا کسالت و احساس تکراری بودن رابطه و فاصله عاطفی نسبت به همسر خود هستید با رعایت نکات زیر می توانید به تجره عشق مجدد دست یابید:  زنده نگه داشتن خاطرات مشترک: به عنوان مثال با رفتن به همان سینمایی که اولین بار با همسرتان آشنا شده اید، نگاه کردن به عکس های یادگاری و صحبت کردن از خاطرات شیرین تان می توانید همان احساس و هیجان شدید گذشته را در ذهن خود تداعی کنید.  تجربیان هیجان انگیز: داشتن تجربیات مشترک و هیجان انگیز و ترشح هورمون های خاصی در مغزتان می تواند باعث سرزندگی بیشتر و رهایی از دام رخوت در رابطه گردد.  دلتنگی: به خود و همسرتان فرصت دلتنگ شدن بدهید با این کار بیشتر قدر لحظه های با هم بودن را خواهید دانست.  کمک های تخصصی روانشناسی: با کمک روانشناسان و مشاوران می توانید در درک علت و ریشه ی عدم بی علاقگی نسبت به همسرتان و یافتن راه حل برای این مشکل، بهتر عمل کنید.

۳ - بی علاقگی نسبت به همسر آینده معمولا به چه هیجانات و احساساتی منجر می شود؟

مسلما زندگی با کسی که به او عشق و علاقه نداریم علارغم تمام خوبی ها و صفات پسندیده اش باعث احساسات ناخوشایندی در ما خواهد شد. از جمله این احساسات می توان به عذاب وجدان، حس گناه و سرزنش خود و یا افسردگی و ناامیدی از وضع موجود اشاره نمود. واکنش افراد نیز از تسلیم شدن و مقصر دانستن تقدیر و سرنوشت تا تلاش کردن برای تغییر اوضاع متفاوت است.

۴ - راز علاقه و عشق پایدار همسر آینده در چیست؟

بر اساسا تحقیقات مختلف عوامل زیر در پایداری علاقه و دوست داشتن همسر آینده و نیز رضایت از زندگی مشترک نقش بسزایی دارند:  کشش جنسی و روحی  احترام و توجه مودبانه نسبت به همسر  لذت بردن و تنظیم برنامه های زندگی بر اساس باهم بودن  پذیرش و شناخت همسر  اعتماد  هم دلی