X

عشق باید یک خیابان دو طرفه باشد

فاصله بین عشق و نفرت یک مرز کوچک بوده و تفاوت آن در یک اتفاق کوچک نمایان می شود.

کسی که فردی را عاشقانه دوست دارد لزومی ندارد که آن فرد هم او را دوست داشته باشد و این امر به همین دلیل باعث به وجود آمدن این داستان شده که جستجو برای یافتن فردی که همتیپ ما بوده و در همه موارد با ما اشتراک داشته باشد و در واقع ما را هم دوست داشته باشد ادامه دارد.

عشق یک طرفه : سرگردانی میان بیم و امید

”  تقریبا سه ماه میشه عاشق یکی از پسرای کلاسمون شدم، بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم بلاخره موضوع رو بهش گفتم. اما اون گفت که هیچ حسی بهم نداره…

از وقتی همچین جوابی بهم داد خیلی دلشکسته و غمگین شدم، با این وجود بازم دوستش دارم و نمی تونم ازش دل بکنم.

از طرفی دنبال یه راهی ام که ازم خوشش بیاد و از طرف دیگه با خودم می گم اون پسره و جواب ردی که بهم داده حرف دلش بوده نه از روی ناز کردن و..”

عشق ایده آل یا عشق دو طرفه در نظر همه ما رابطه ای است که در آن بده بستان عاطفی و صمیمیت و علاقه دوطرفه وجود داشته باشد.

با این وجود، عده ای از افراد علارغم میل یا خواست قلبی خود، درگیر عشق یک طرفه می شوند.

عشق یک طرفه را می توان رابطه ای توصیف نمود که در آن فرد با تمام وجود در دنیای ذهنی خود شیفته کسی است که به او چنین حسی ندارد.

در عشق یک طرفه بده بستان عاطفی صورت نمی گیرد به نحوی که یک طرف رابطه دائم در حال از خود گذشتگی بوده، بدون اینکه حتی انتظار از خودگذشتگی متقابل را داشته باشد.

عشق یک طرفه ممکن است به صورت مختلف تجربه شود :

  • عشق و علاقه زیادی که سال ها با صبوری و سکوت در دل پنهان می ماند.
  • عشق و علاقه یک طرفه در رابطه ای که در آن بی توجهی معشوق را تحمل می کند.
  • عشق یک طرفه در جریان رابطه ای که طرف مقابل به صورت تصنعی یا از روی ترحم به آن پاسخ می دهد.

چرا درگیر رابطه یا عشق یک طرفه می شویم؟

عشق یک طرفه به عنوان جاده ای نامشخص است که از یک سو با سرگردانی و نا امیدی و از سویی دیگر با  خیال بافی و امید به دست آوردن معشوق همراه است.

ورود به این مسیر ناخوشایند مسلما با تصمیمی خود خواسته یا برنامه قبلی همراه نیست. اما قبل از پرسیدن سوال هایی نظیر “چرا اون منو دوست نداره؟” به دلایل بروز عشق یک طرفه نگاهی بیاندازیم.

از جمله علل احتمالی شکل گیری عشق یک طرفه می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • بروز ندادن احساس درونی خود

گاهی فرد به دلیل خجالتی بودن یا ضعف اعتماد به نفس از ابراز عشق و علاقه و پیش گرفتن رابطه خود داری می کند.

ترس از شنیدن جواب منفی، ویژگی های شخصیتی مانند درون گرایی، از جمله دلایل پنهان نمودن احساس و خود داری از ابراز علاقه است.

  • سوء تفاهم و یا برداشت اشتباه از رفتارهای فرد

برخلاف مورد قبلی ( که در آن فرد احساس می کند از سوی معشوق خود پذیرفته نمی شود) در مواردی نیز افراد دچار سوء تفاهم شده و  با بت سازی یا ایده آل نگری، رفتارهای بی منظور شخص مقابل را بر عشق و تمایل او تعبیر می کنند.

به عنوان مثال دانشجویی که کمک های دلسوزانه استاد خود را حمل بر علاقه او می داند و به مرور با چنین تصور و تخیلاتی درگیر یک عشق یک طرفه می شود.

  • شخصیت وابسته

افرادی که دارای شخصیت وابسته هستند، معمولا بیشتر مستعد قرار گرفتن در یک رابطه مجنون وار و تعلق خاطر افراطی به دیگران هستند.

  • خیال بافی، اعتماد به نفس و محرومیت عاطفی

یکی دیگر از دلایل تجربه عشق یک طرفه بخصوص در نوجوانی، نسبت به سلیبریتی ها و ستارگان ورزشی و سینمایی، خیال بافی، عدم اعتماد به نفس و نبود حمایت عاطفی در خانواده است.

مطالب مرتبط

عشق یک طرفه و راهکارهای پیشنهادی مقابل آن ( از آرزو تا اراده )

اما  در مقابل تجربه عشق یک طرفه چه کنیم؟

واقعیت را بپذیریم و سعی کنیم احساسات مان را سرکوب و فراموش کنیم ؟

یا اینکه منتظر و عاشق بمانیم  و به امید تغییر دادن نظر او همچنان تلاش کرده و سایر موقعیت ها را از دست دهیم؟

  • قبل از هر چیز به دلیل انتخاب و احساس خود دقت کنید: درصورتی که علاقه شما یک حس زودگذر نبوده و فرد مورد نظرتان ملاک ها و تفاهم لازم با شما را دارد برای به دست آوردنش تلاش کنید.

برای اینکه معشوق تان احساس متقابلی به شما داشته باشد به جای سرزنش یا ناقص دیدن خود، صبور باشید و از جذابیت های خود استفاده کنید.

نشان دادن اشتیاق بیش از حد یا سوال هایی از این قبیل که چرا منو دوست نداری و انجام کارهای عجیب و غریب برای تحت تاثیر قرار دادن او بیشتر باعث فاصله تان می شود.

  • از کمک های تخصصی روان شناسان و مشاوران و درد و دل کردن برای تسکین یا راه کار گرفتن برای تصمیم، غافل نشوید.
  • مراقبت از خود:

اگر عشق یک طرفه ای که درگیر آن شده اید باعث بی توجهی و غفلت از خودتان گشته وقت آن است که مروری دوباره بر اهداف خود داشته باشید، به تغذیه و ظاهر خود رسیدگی کنید، ورزش کنید و  در جمع اجتماعی حضور بیشتری داشته باشید تا از تنهایی یا خیال بافی نجات یابید.

عشق دو طرفه درست است؟

عشق باید همانند یک خیابان دو طرفه باشد همان مقدار که شما فردی را دوست دارید او هم باید شما را دوست داشته باشد در غیر اینصورت، این دوست داشتن نبوده و عواقب بدی را در پی دارد. عشق یکطرفه می تواند زندگی فرد را نابود کرده و او را از عرش به فرش بکشاند.

بسیاری از افرادی که به مراکز مشاوره ازدواج مراجعه کرده و خواهان بازسازی زندگی خود هستند آنان از عشقی نافرجام که به طرف مقابل داشته گفته اند و اینکه وی اصلاً علاقه ای به او نداشته و این عشق یکطرفه بوده است. توصیه اکید مشاوران این است که در این مواقع، تصمیم گیری از روی منطق بوده و احساسات را کنار بگذارند. یه خوشبختی خود و به زندگی خوشی که در آینده دارند فکر کنند.

در رابطه با این موضوع می توانید در سایت ازدواج مقاله های بیشتر را مطالعه کنید

منبع:۱-مرکزمشاوره ستاره ایرانیان ۲-جستارهایی در باب عشق، آلن دوباتن، ترجمه گلی امامی، ۱۳۹۴٫ ۳-از «عشق واقعی» به «دوست داشتن منطقی»: یک مطالعه‌ی‌ پدیدارشناسانه ( تجربه‌ زیسته کنشگران متأهل شهر اصفهان)، زهرا مختاری، مسعود کیانپور، احسان آقا بابایی، ۱۳۹۷٫

سوالات متداول

۱ - علت تجربه عشق یک طرفه چیست ؟

عشق یک طرفه معمولا تجربه ای ناخواسته است که افراد به دلایل مختلفی ممکن است آن را تجربه کنند. سوء تفاهم و تعبیر عاشقانه از اعمال طرف مقابل، خیال پردازی زیاد یا داشتن تجربیات تلخ و عدم حمایت عاطفی و شخصیت های خود دار که در ابراز عواطف و ایجاد رابطه پیش قدم نمی شوند را می توان عوامل آسیب پذیری در مقابل تجربه عشق یک طرفه نام برد.

۲ - دنیای عشق یک طرفه چه رنگی است؟

مسلما تجربه ی دوست داشتن کسی که تمایل و احساسی به ما ندارد سخت و رنج آور است. ممکن است در پی چنین تجربه ای شور و نشاط قبلی خود را از دست دهیم و افسرده و ناامید شویم. یا تمرکز لازم روی انجام سایر کارها و اهداف مان مشکل شود و دل و دماغ انجام هیچ کاری جز خیال بافی و تصور وصال به معشوق مان را نداشته باشیم. مطمئنا در چنین شرایطی پناه بردن به یک رابطه جدید یا ازدواج از روی دلشکستگی، یک تسکین موقتی است که در درازمدت می تواند به ضرر مان تمام شود.

۳ - نشانه های درگیری در یک عشق طرفه چیست؟

علائم زیر نشان دهنده درگیری در یک رابطه عاشقانه است:  فقط شما هستید که دائم به او فکر می کنید و در مورد وصال به یکدیدگر خیال پردازی می کنید.  اکثر مواقع یا همیشه شما، از خود یا دوستانش حال او را جویا می شوید.  حاضرید برای به دست آوردنش فداکاری و از خودگذشتگی نشان دهید و چنین انتظار متقابلی در شما کمرنگ است.  خودتان را دست کم می گیرید و او را بسیار کامل و بی نقص می بینید.  او اهمیت کافی به شما و تلاش تان برای صمیمیت نمی دهد و بیشتر اوقات درگیر دوستان یا اهداف شخصی خود است.  این شما هستید که همیشه کوتاه می آید حتی بخاطر اشتباهاتی که او مقصر است و شما آن کسی هستید که برای خوشحال کردن او تلاش می کنید.

۴ - راهکارهای پیشنهادی مقابل عشق یک طرفه چیست؟

داشتن اجبار برای رابطه با کسی که تمایلی به شما ندارد ممکن است در آینده باعث تجربه رابطه ای توام با کم محلی، بی توجهی، فرسودگی، پشیمانی و حتی خیانت گردد. در عین حال سکوت کردن یا عدم تلاش و سرکوب روی احساسات واقعی مان نیز راه کار مناسبی نیست. مشورت گرفتن با یک مشاور یا روانشناس و بررسی علت احساساتان به شما در تسکین یافتن و انتخاب تصمیم درست کمک می کند. همچنین سرگرم نگه داشتن خود و مطالعه کتاب های خودیاری نقش موثری در بهبود این شرایط خواهد داشت.

نمایش نظرات (182)

  • سلام به خدمت شما.بنده پسرس هستم 35ساله که متاسفانه یه کم دیر به صورت جدی به فکر ازدواج افتادم،از طرف خانواده یه دختری را بهم پیشنهاد دادند که قبلا یک نامزدی نا موفق داشته،والان که من به ایشون علاقه دارم یه خواستگار دیگه داره که فکر نکنم با هم به توافق برسن چون هر دو طرف را میشناسم. الان نمیدونم چکار کنم،از یه طرف به شدت از دست خانوادم رنجش دارم که چرا کاری یرام انجام نمیدن وپیش قدم نمیشن،از یه طرف دیگه واقعا خودم هم نمیتونم کاری برای خودم انجام بدم،شدیدا به راهنمایی وکمکتون نیاز دارم(سپاس}

    • با سلام دوست عزیز خوب طبیعتا خود شما در تاخیر در ازدواج بیشتر از خانواده مسئول هستید بناوبه هر دلیلی دیرتر اقدام کردید ولی خب مساله ای که وجود دارد در جامعه امروزی این سن مخصوصا برای پسر سن بالایی به حساب نمی اید که نگران باشید اگر حالا شرایط مالی و توانایی به عهده گرفتن زندگی مشترک را دارید ضمن اینکه به لحاظ روحی هم امادگی دارید و این مورد مورد علاقه شماست چه مشکلی وجوددارد خانواده معرفی کردند و راحت تر می توانید اقدام کنید البته اگر مساله خود شما بحث نامزدی قبلی ایشون است خب مساله ایست که باید حل شود .یعنی برای شما این مساله قابل پذیرش باشد .و خوب نباید روی حساب اینکه این خانم به خواستگار فعلی پاسخ مثبت نخواهد داد بنشینید و کاری نکنید و اقدامی صورت نپذیرد به هر حال بهتره برای رفع تردیدهای احتمالی و بررسی اینکه خود شما دقیقا از زندگی چه می خواهید به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید .امیددارم خوشبخت باشید .در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

  • سلام عاشق یه دخترم خیلی دوستش دارم خیلی ولی هیچ راهی نداره.هیچ الان مدت ها میشه هیچ دختر دیگه ای به چشمم نمیاد جز اون الان سالهاست تنهام.افسردگی شدید دارم بگین چیکار کنم؟

    • با سلام دوست عزیز حتما باید حضوری مراجعه کنید چون اگر تشخیص واقعا افسردگی بوده باشد خوب ماندن در این حالت فرصت های اینده زندگی را از شما می گیرید و منکن است مسائل و مشکلات حادتری ایجاد شود .اینکه شما به فردی علاقه مند بودید که به ان نرسیدید قابل درک است ولی دقت داشته باشید که شما که با این فرد زندگی نکردید و صرفا در ذهنتان ساخته و پرداخته کردید بنابراین فقط لحژات خوش ثبت شده و باور بودن در کنار فرد دیگر سخت شده است و به فرض اینکه بعد از مدنی ازدواج هم کنید مدام این فرد را مقایسه خواهید کرد و خب این برای هر زنی عذاب اور می شود منتهی نگران نباشید اگر مراجعه داشته باشید تا شرایط و علل این وابستگی بررسی شود و مسائل ناهشیار تا حدی هشبار شود و به علل ها پی ببرید می توتنید این جریان را درست مدیریت کنید نه اینکه فرصت های اینده را از دست بدهید که بعدا پشیمانی به همراه داسته باشد .شما هنوز فزصت های بسیاری برای رفع تنهایی دارید و مطمئن باشید اگر ابن قضیه حل شود می توانید ازدواج موفقی داشته باشید و خوشبخت شوید و امیدوارم این مساله به زودی محقق شود .مهم خود شما هستید که بخواهید این وضعیت تغییر کند.

  • سلام . من نزدیک ۲ ساله که یه دخترو میخام . از نجابتش خوشم اومده ولی نمیدونم چطور بهش بگم که دوسش دارم . اگه بخوام باهاش دوست بشم ، شاید خوشش نیاد و وقتی رفتم خواستگاریش قبول نکنه و ابرومو ببره . لطفا کمکم کنید تا بدونم چطور بهش نزدیک بشم . ممنون

    • با سلام
      دوست عزیز وقتی می فرمایید دختر با نجابتی هستند و اگر به شکل دوستی پیش بروید ممکنه خوششون نیاد پس فرد قانونمند و چهارچوب مداری هستند خوب از طریق خانواده اقدام کنید .به هر حال باید پیش بینی هر پاسخی را داشته باشید ممکنه خوششون بیاد و نسبت به شما تمایل داشته باشند و ممکنه برعکس اصلا تمایلی نداشته باشند .و خب چه از طریق خانواده چه شکل دیگر پاسخشون منفی خواهد بود .اگر فکر می کنید تمایل ندارید از طریق خانواده فعلا اقدام کنید و شنیدن پاسخ منفی رو برای ابروی خودتون مشکل ساز می دونید بهتره از یک واسطه استفاده کنید خواهر و یا حتی فردی مطمئن که شرایط شما رو براشون توضیح بدهند و نظرشون رو بخواهند خوب اگر فرد متمایل باشد می توانید برای اشنایی رسمی تر اقدام کنید و در غیر این صورت نیازی نیست که بخواهید به ایشون فکر کنید البته که شرایط روحی شما قابل درک است ولی گاهی باید واقع بین بود . .امیدوارم موفق و خوشبخت باشید .

  • سلام من مدتهاست ک کسیو دوست دارمو اونم اولا منو دوست داشت اما بعدش بخاطر بدبینی هایمرفت.حالا میخوام فراموشش کنم نمیتونم.احساس تنهایی میکنم.کمکم کنید و بهم راحل بدید.و اگه میشه یک شماره برای مشاوره با پیامک بهم بدین.ترجیحا خانوم باشه.خواهش میکنم.من ب کمک نیاز دارم

    • با سلام

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید
      شما باید دقت داشته باشید که در این موارد علاوه براینکه رفتن نزد مشاور بسیار کمک کننده خواهد بود .نظر خود شما هم اهمیت ویزه ای دارد .اینکه واقعا تمایل داشته باشید مساله رفع شود و یا اینکه مدام نشخوار ذهنس شما این فرد باشد و همیشه خودتون رو مقصر بدونید که باعث رفتن فرد شدید .به ختطر بدبینی ها و یا هر چیز دیگری .در مشاوره اگر شما ایرادی در رفتار داشته باشد که ممکن باشد بعدا هم در رابطه با دیگر افراد به مشکل بربخورید قطعا کمک می شود که اصلاح شود .و جای نگرانی وجود ندارد .فقط اینکه باید بپذیرید که ازدواج مساله مهمی است و با دوستی ها و تحت تاثیر عواطف قرار گرفتن متفاوت است .و بهتره شخصیت انقدر خودساخته باشد که با رفتن هر فردی از زندگی شاکله از هم نپاشد و حس تنهایی تا این حد غلبه نیابد .موفق و خوشبخت باشید
      .

    • اول از همه برای فراموشی باید این رفتار بدبینی خودتون رو فراموش کنید ...چون در آینده هم فرصتهای شمارو خواهد سوزاند
      عواملي كه موجب بدبيني مي شود عبارتند از:

      1- ناپاكي: گاهي افراد مطابق اصل كلي مقايسه به خويش انسان ها را خوب يا بد مي پندارد و محور بدي و خوبي مردم قرار مي دهد كه گفته اند كافر همه را به كيش خود پندارد.

      2- در مواردي سرچشمة بدبيني، حس انتقام و كينه توزي و حسد است. انسان چون نمي تواند عملاً از افراد مورد نظر انتقام بگيرد و يا با زبان اظهار دارد به منطقه فكر و قلب عقب نشيني كرده در آن جا آشوبي به پا مي كند و به او نسبت بد مي دهد.

      3- گاهي منشأ بدبيني تكبر و خود خواهي است. كسي كه خود را برتر از ديگران مي بيند در محيط فكر خود براي ديگران نقاط ضعفي مي تراشند تا آنان را كوچك سازند.

      4- در مواردي علت بدبيني پيش داوري است، مثلاً شخصي مي بيند دوستش بي تفاوت با او برخورد كرد بدون اين كه احتمال دهد شايد توجه نداشته قضاوت مي كند كه دوستش با وي خوبي نيست.

      5- معاشرت با افراد ناصالح: هم نشيني با افرادي كه به اين بيماري مبتلا هستند اثر مستقيمي در بدبيني دارد. امام علي(ع) مي فرمايد: هم نشيني با بدان باعث بدگماني به نيكان مي گردد.
      راه هاي مقابله با بدبيني عبارت اند از: 1- شناخت علل و ريشه هاي بدبيني 2- شناخت زيان هاي فردي و اجتماعي.

      بدبيني آثار نامطلوبي بر انسان دارد كه مهم ترين آن ها عبارتند از:

      الف) ناراحتي روحي: افراد بدبين بر اساس توهماتي كه دربارة اشخاص و حوادث دارند، فوق العاده رنج مي برند. آنان از معاشرت با مردم گريزانند و احساس تنهايي مي كنند. امام علي(ع) مي فرمايد: بدبين از همه مردم وحشت دارد. ب) پوچ گرايي، ج) غفلت، د) قطع روابط اجتماعي: بدبيني بزرگ ترين مانع همكاري هاي اجتماعي و به هم پيوستگي دل ها است. امام علي(ع) مي فرمايد: بر هر كس بدگماني چيره شد صلح و صفاي بين او و دوستش به هم مي خورد. ه) تجسس، و) پرورش نفاق.

      3_ راه هاي عملي: براي رهايي از بدبيني بايد در مرحلة نخست با خيال هاي خود ساخته مخالفت كرد. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: راه نجات از بدبيني آن است كه آن را تصديق نكند و به آن ترتيب اثر ندهد مخالفت با تلقين و پرهيز از شتابزدگي در داوري و حمل بر صحت كردن كار ديگران حاصل مي شود. بدبيني اگر چه در بدو امر جنبة اختياري ندارد؛ يعني ناخودآگاه به ذهن انسان مطلبي خطور مي كند، ولي ادامة آن اختياري است كه با پرورش گمان هاي بد در دنياي ذهن و خيال پديد مي آيد.

      راه درمان عملي، ترتيب اثر ندادن به خطورات ذهني است امام علي(ع) مي فرمايد: كار برادر درني خود را به بهترين وجه آن حمل كن تا آن جا كه راه توجيه بر تو بسته شود و به هيچ سخني كه از برادرت صادر مي شود بدگمان مباش تا محمل خوبي براي آن بيابي. مثلاً كسي كه به رفيقش سلام گفته و پاسخني نشنيده است به جاي اين كه كينة او را در دل بگيرد و يا به او بدبين شود بهتر است قضايا را با بي نظري بررسي و رفتار ايشان را توجيه كند مثلاً با خود بگويد شايد دوستم سلام مرا نشنيده است تا پاسخ گويد. با اين كار به تدريج خوش گماني به صورت عادت در خواهد آمد.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

  • تو رو خدا کمکم کنید کم 20 سالمه و عاشق دختری هستم که دو سال از من کوچیکتره یکبار با کادو و نامه رفتم در خونشون که وقتی از مدرسه برمیگرده بهش بفهمونم چقدر دوستش دارم وقتی از مدرسه رسید من بهش گفتم که این مال شماست اونم در نهایت ترسید و قبول نکرد بعد از مدتی دوباره رفتم سر کوچشون تا این دفه رو در رو واقعیت رو بهش بگم که دوست دارم و همه جوره هم میتونم ثابتش کنم وقتی از مدرسه اومد تا منو سر کوچشون دید رفت با دایش برگشت و دایش به من فحش داد و تهدیدم کردم نمیدونم الان چیکار کنم؟

    • با سلام
      دوست عزیز شما برخورد ابتدایی داشتید خب اگر واقعا به این دختر علاقه دارید بهتره با خانواده مطرح می کردید هر کسی به جای دایی ایشون بود شاید فکر های نادرستی می کرد و همین برخورد را نشان می داد .شما در این سن بیشتر احساسی تصمیم می گیرید .و لطفا بیشتر بررسی کنید شرایط خودتون رو در نظر بگیرید ضمن اینکه با کادو خرید ن و قرار گذاشتن و رفتارهای اینچنین اعتبار خودتون رو پیش خانواده ایشون کم نکنید .چون به هر حال خانواده این دختر خانم هم قطعا اصولی دارند و اگر شما بار فتار نسنجیده این اصول رو زیر پا بگذارید نباید انتظار داشته باشید شما را بپذیرند و چه بسا محدودیت هایی هم برای شما ایجاد کنند این روش کاملا اشتباه است و پاسخی نخواهد داشت .بهتره از طریق خانواده و رسمی پیگیری باشید امیدوارم موفق باشید

    • بهترین کار تمام کردن چنین نمایشهایی هست که نتیجه ای نداره ..چون همونطور که شما دوست ندارید چنین اتفاقی برای خانواده شما بیفته دیگران هم چنین حسی دارن
      پس تا استقلال مالی بدست نیاوردید وارد چنین روابطی هم نباید شد ... امیدوارم درس عبرتی شده باشه که بدون مقدمه جز اهانت چیزی بدست نخواهید آورد

  • سلام
    من دختری 35 ساله هستم.چند ماهی هست پسری از دوستان خانوادگی که یکسالی ازم کوچکتر است ازم خواستگاری کرده.البته ایشون میگن چند سالی هست که به این موضوع فکر می کنند. بار اول جواب منفی دادم بخاطر سنشون.ولی دوباره ازم فرصت خواستن که خواسته های منو تامین کنند.از نظر سطح خانوادگی و فرهنگی خیلی بهم شباهت داریم.ولی شرایط مالی خوبی ندارند.الان موندم میتونم در رابطه یا سن یا شرایط مالی باهاشون کنار بیام یانه.لطفا راهنماییم کنید.

    • با سلام
      دوست عزیز در مورد اینکه ایشون کوچکترند و شاید استقلال مالی ندارند .خود شما باید تصمیم بگیرد .به هر حال شرایط سنی وقتی اهمیت دارد که افراد متوجه این مساله باشند که درک متقابلی وجود دارد یا خیر ؟بهتره اگر فکر می کنید تا حدی تمایل وجود دارد .از مشاوره پیش از ازدواج به صورت حضوری استفاده کنید و اینکه خودتون جلساتی رو داشته باشید تا نحوه ی برخورد و رفتار رو ببینید .و ببینید که ایا اشتراکاتی وجود دارد و درک و فهم طرف مقابل در حدی هست که بتوانید مشکلات مالی را در کنار او تحمل کنید و به خاطرش گذشت داشته باشید یا خیر .هیچ چیز به اندازه بررسی منطقی روابط و رفتارها کمک کننده نخواهد بود که این هم مستلزم صرف زمان است .امیدوارم خوشبخت باشید و موفق .

  • با سلام و خسته نباشید تو رو خدا کمک کنید من کم سن و سال هستم و دختری سیزده ساله.من عاشق پسر داییم شدم که هجده سالشه خدا شاهده همه کار برای این که بهش بگم دوسش دارم کردم ولی روم نمیشه بش بگم و غرورم نمیزاره نمیتونم فراموشش کنم.چی کار کنم از درس و همه جی افتادم؟

    • با سلام
      برای این حس نمی توان اسم عشق را گذاشت چون عشق هم موارد احساسی و عاطفی و هم عقلانی را در بر می گیرد.در این سن بیشتر وابستگی های عاطفی و احساسی است که بهترین روش گذرزمان است و دوری از شرایط و مکان هایی که ایشون هم هستند و مشغولیت ذهنی ایجاد کردند چون مشکل تمرکز احتمالا عارض شده است تلاش کنید از کارهایی که برایتان لذت بخش است یا بوده شروع کنید و ذهنتون رو درگیر کنید تا کاملا خواب الود نشدید به رختخواب نروید هر موقع فکر ایشون به ذهنتون رسید سریع تغییر وضعیت دهید حتی تعویض صندلی و مکانی ه نشسته اید بدونید خودتون باید تلاش کنید این مساله فراموش شود و مطمئن باشید چند سال بعد این رفتارها براتون عادی تلقی می شود چون نگاه معقولانه تری به زندگی پیدا می کنید حتی ممکن است به نظرتون این رفتار ها بچگانه بوده باشد .امیدوارم موفق باشید منتهی خودتون باید تلاش کنید .

  • من یگ پسری رو دست دارم که نوه ی عموی مادرم است او خیلی به من نگاه می کند ولی فکر نمی کنم که مرا دوست دارد.من 12 سالمه و او 23 سالشه.حالا چطور فراموشش کنم؟ لطفا کمکم کنید

    • با سلام
      شما نباید در ذهنتون ایشون رو بزرگ کنید بهش فکر کنید و ذهنیت سازی کنید و اصلا در مکان هایی که فکر می کنید ممکنه ایشون حضور داشته باشند شما نباشید .و حتما به مشاوره هم مراجعه داشته باشید .در این سن قدرت تشخصی زیادی وود ندارد و صرف وابستگی عاطفی باعث می شود نشانه هایی رو مبنی بر عشق و علاقه قلمداد کنید .امیدوارم موفق باشید

  • من تابستون پارسال که کنکوری بودم با مردی آشنا شدم که مجبور بودم هر شب توی تلگرام باهاش صحبت کنم. مشاورم بود و تمام صحبت هامون در مورد درس و کنکور بود.

    بعد کنکور صحبت هامون در مورد موضوعات متفرقه ی دیگه هم شروع شد و من خیلی به روحیاتش علاقه مند شدم. اونم خیلی بهتر منو شناخته بود و هر مشکلی که داشتم، به اون پناه میبردم. واقعا مثل دوتا دوست صمیمی شدیم.

    وقتی هم که شهر دلخواهم قبول نشدم، و تصمبم گرفتم پشت کنکور بمونم، پذیرفت که امسال هم مشاورم باشه و بهم کمک کنه. منم اوضاع درسام عالیه ولی جوری بهش وابسته شدم که اگر چند روز باهاش حرف نزنم، بی انگیزه میشم و سطح تحصیلیم افت میکنه. ولی وقتی حواسش بهم هست و بهم انگیزه میده، خوب میخونم.

    من تاحالا تجربه ی هیچ رابطه ی عشقی رو نداشتم. اما طوری به مشاورم وابسته شدم که نمیدونم میشه بهش گفت عشق یا نه. حتی نمیدونم حس اون به من چیه.ولی خالصانه داره بهم کمک میکنه که روحیه م حفظ بشه و کنکورمو خوب بدم.
    درس و کنکورم اولویت اصلی زندگی منه.برای همین نمیخوام امسال درگیر رویاهای الکی بشم.

    نمیدونم چطور احساسمو کنترل کنم.آخه اگه ارتباطمو باهاش قطع کنم، دیگه انگیزه و حوصله ی دزس خوندن ندارم. اگر باهاش در ارتباط باشمم که عالی درس میخونم اما گاهی توهم عشق میزنم!! چیکار کنم؟

    • متاسفانه در کشور ما هر رابطه ای رو که در هر زمینه ای نزدیک بشه به روابط عاطفی و عاشقانه ربط میدن و شروع به پیشگویی کردن میکنن
      دوست عزیز شما فقط از یک نفر مشاوره گرفتید برای امور درسی ... اگر نظر و فکر دیگه ای دارید بهتره در موردش قاطع باشید و برای اون راه حلی پیدا کنید
      مثلا" بطور مستقیم به ایشون بگید یا از واسطه ای قابل اعتماد برای مطرح کردنش کمک بگیرید
      ولی بدونید این تفکرات شدیدا" روی نتیجه کنکور شما اثرگذاره چون درگیری فکری و ذهنی زیادی به همراه داره و اثرات منفی اون انکار ناپذیره

  • سلام من هیچوقت از پسری خوشم نمیومد اما چند وقتیه خیلی از یکی خوشم اومده و با سیاست بهش پیام میدادم تو تلگرام ولی اون هیچ توجهی به من نمیکنه و خیلی خشک جواب میده و دیگه نتونسم بیشتر از اون باهاش ارتباطی داشته باشم :( نمیدونم چیکار کنم خیلی دوست داشتنیه برام : ( فکرش از ذهنم بیرون نمیره باید چیکار کنم؟

    • خود شما چنین احساسی رو به طرف مقابل القاء میکنید که در این مورد بهترین کاری بوده که نسبت به یک پسر غریبه داشتید
      زوج مناسب از پشت کوه نمی آید عنوان کتابی است نوشته کیهان نیا ، این کتاب در دو جلد برای دخترها و پسرها منتشر شده است . کیهان نیا در ابتدای کتاب خود نوشته است :

      دوست عزیز قرار نیست با خواندن این کتاب معجزه ای رخ دهد مسئول سرنوشت تو خودت هستی من فقط سعی در یادآوری این واقعیت کرده ام که آخر کار تو هستی که برای خودت تصمیم می گیری و آینده ات را به صورت دلخواهت شکل می دهی .
      کتاب زوج مناسب … هم از جذابیت زیادی برخوردار است و هم برای دختران جوان کاربرد فراوانی دارد . قسمت هایی از این کتاب را در زیر می خوانید .
      آیا متوجه شدی که هرچی بیشتر آرایش می کنی ، موهایت را رنگ می کنی و زیر ابرویت را باریک می کنی بیشتر جلب توجه می کنی ؟
      البته پسرهایی که متوجه ات می شوند قصد زندگی با تو را ندارند و به درد زندگی هم نمی خورند .
      در ضمن هر چی بیشتر صورتت را دست کاری کنی زودتر آن را خراب می کنی .
      یادت باشه ، تو این صورت را یک عمر احتیاج داری ،
      پسرهایی هم که تازیگی ها موهایشان را بلند می کنند و به ریشهایشان مدل می دهند خوب جلب توجه می کنند .
      ولی وقتی درعمق زندگیشان فرو بروی متوجه سه عیب می شود .
      – دائم در خیابان بهشان گیر می دهند .
      – کمترشان کار مفیدی دارند و به درد زندگی می خورند .
      – به خاطر سرو ظاهر گرانشان جیبهایشان همیشه خالیه
      پسرها وقتی دور هم جمع اند شوخ طبع می شوند و مسخره بازیشان گل می کند . سعی کن در چنین شرایطی حتی اگر یکی از آن ها را هم می شناسی سر حرف را با او باز نکنی . چون یا شروع به مسخره بازی می کنند یا از خجالت پشت گوشهایشان قرمز می شود .
      ولی زیر نظر رفتن وشناسایی روابطشان بین یکدیگر کار اشتباهی نیست . مخصوصاً اگر پسری را پسندیدی و برای دوستهایت تعریف کردی مطمئن باش که آن ها با ادا و اطوارشان کار را خراب می کنند . آخرسرش هم برای دست انداختنت دائم از تو می پرسند . پس چی شد ؟ چرا جور نشد ؟ در ضمن اسمت هم بد در می ره ، آش نخورده و دهان سوخته . دوستانت هم اگر هم ازدواج کرده اند یا نامزد دارند ، دلیل بر این نیست که تو هم حتماً باید برای خودت کسی را دست وپا کنی!
      عشق با عجله و زورکی مثل سیگار و اعتیاد می ماند . ناخواسته گریبانگیرت شده و شاید تا آخر عمر رهایت نکند . عاشق دلباخته تو روزی بدون این که به فکرش باشی جلوی پایت سبز خواهند شد .
      در خیابان ها اتومبیل های شیکی پیدا می شه . پسرهای خوش تیپی هم پشت آن نشسته اند . اگر دعوت به سوار شدنت کردند یادت باشه . اگر یک بار سوار شدی عادتت میشه . چیزی که راحت به دست میاد ، راحت از دست می ره و اتفاقات ناگواری که تعریف می شه در همین کوچه و خیابان ها رخ می ده . پسرهای زیادی هستند که از شماره تلفنشان کارت ویزیت می سازند که نشانه باکلاسی نیست .
      در ضمن پشت تلفن آدم داستان های زیاید می تونه تعریف بکنه . خلاصه که می خواهم بگویم اگر از پسری خوشت آمد لطفا همان اول ببین که آیا تصورش را می کنی و روزی با این مرد زندگی کنی ؟
      وگرنه تکلیفت را سریع با او مشخص کن و سرکارش نگذار چون که :
      زن ها ومردهای زیادی در این دنیا هستند که همیشه فکر می کنند اگر آن زمان آن اشتباه را نمی کردیم امروز سرنوشتمان این نمی شد که داریم .
      درضمن در دوران نامزدی دو نکته را همیشه در نظر داشته باش و به او هم یادآور شو :
      ۱- شما نامزد همدیگر ید نه مالک یکدیگر
      ۲- خاتمه نامزدیتان ( به هر دلیل) خاتمه زندگیتان نیست .
      تا هم در این زمان با هم بهتر کنار بیاید و هم در زندگی آینده تان از این مشکلات نداشته باشید . پسرهای امروزی درست نمی دانند که تا چه حد باید اخلاق پدر را به ارث ببرند .
      همه جا پول خرج کنند وکسی روی حرفشان نیاید اما چیزی که مشخصه این است که دخترهای امروزی مادرهای سابق نیستند .
      الحق که برابری در روابط هم خیلی قشنگتره و از لحاظ تحصیلات باید حداقل هم سطح تر باشد .
      نه این که من به قابلیت های او اعتماد ندارم . این تویی که پایین تر از خودت را قبول نداری ، اگر هم داری و روزی به همسری خودت چنین شخصی را پذیرفتی کافیست که یک بار تیکه ای در این مورد بیندازی مطمئن باش که هیچ وقت این تیکه از یادش نمی ره .
      ●در روز خواستگاری
      لباس رسمی بپوش که خیلی زرق وبرق نداشته باشه . وقت را قبلا با هم تعیین کنید تا اتفاق ناگواری نیفتد ! اگر می خواهی در حین چای آوردن دستت نلرزد سعی کن خودت باشی بدون هیچ گونه تزویر و ریایی . خجالت و رودربایستی هم اشتباه است . اینجا بالاخره تصمیم راجع به زندگی ات گرفته می شود . می دانم که دوست داری بهترین مراسم ازدواج را داشته باشی . والدینتان هم همین طور .
      این یک واقعه ای است که فقط یک بار در زندگی رخ می دهد . ولی در جامعه ای که مشکلات اقتصادی بالایی داره برای یک خاطره به یاد ماندنی و یک آلبوم عکس نباید دست کمی زیر تیغ قرض و فشار برود .
      ●به اندازه بود ، باید نمود
      شما برای اثبات چیزی به دوست و فامیل با هم ازدواج نمی نید . سال اول ازدواج سال مهمیه . در این سال روابط واقعیتان مشخص می شود جمله ای که در این سال در هر صورت غلطه . حالا که زن و شوهر شده ایم . انگار به علت ازدواج ، رابطه تان عوض شده . در ضمن برای بچه دار شدن هم دست نگه دار ، تا بنیه مالیتان قوی تر شود.

  • راستی ایشون خانوادش خیلی با خانواده ی ما متفاوتن از خانواده شون فقط ایننه که تحصیل کرده س اما خانواده ی ما همگی تحصیل کرده هستن و از لحاظ های دیگه هم اختلاف طبقاتی داریم و فقط بخاطر اخلاق خوبش و علاقه ای که بهم داره و کارایی که برام کرده اصلا روم نمیشه اصل قضیه رو بهش بگم. اون بخاطر رسیدن به من با خانوادش در افتاده و خانوادش طردش کردن اما اون تلاششو میکنه و خیلی خوب هم متوجه هست که من بهش علاقه ای ندارم اما واقعا تلاش میکنه بهم برسه. خیلی بهش گفتم که این راهش نیست و باید از هم جدا شیم اما اصلا متوجه نیست و همش میگه من عاشقت هستم و این حرفا منم دلم نمیاد باهاش بد رفتار کنم بخاطر همین بعضی وقتا فکر میکنه من دوسش دارم و بخاطر این مشکلاته که میگم باید جدا شیم و اصلا دلم نمیاد تو این شرایطی که هم خانوادش طردش کردن و هم اینکه خانوادش خیلی بی منطق هستن منم بزنم زیر همه چی. نمیدونم باید چیکار کنم

    • دوست عزیز همونطور که گفته شد همین اختلافات ریشه مشکلات در آینده خواهد شد
      پس بهتره خودتون رو گول نزنید و وقت و موقعیت های همدیگرو از بین نبرید
      قاطعانه رابطه رو کات کنید تا تکلیف هر دوی شما روشن بشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      021-88472864

        • در حال حاضر، در جامعه بین افراد روابطی وجود دارد که به قول دکتر شریعتی با جرقه ای آغاز و اکنون به صاعقه تبدیل شده است. طرفین به این نتیجه رسیده اند که اصلا با هم وجه مشترکی ندارند و مدت هاست روزمرگی را تجربه می کنند. اکنون مانده اند چگونه این رابطه بی ارزش را تمام کنند.

          این راهکارها شما را در راستای خاتمه دان به این نوع روابط کمک خواهد کرد

          قطع رابطه عاطفی واقعا سخت است چون شامل دادن یا گرفتن خبر بدی است که عمیق ترین نقطه ضعف آدم ها به حساب می آید: ترس از اینکه دیگران نمی توانند دوستمان داشته باشند.

          متاسفانه اکثر ما روش درست قطع رابطه را بلد نیستیم: به همین خاطر نه فقط نمی تونیم ناراحتی قطع رابطه رو به حداقل برسانیم، بلکه با رفتارهای اشتباه، اوضاع را بر فرد مقابل سخت می کنیم و خودمان هم وارد وضعیتی می شویم که نمی توانیم رفتارهایمان را نقد کنیم.

          برخورد عاقلانه و اخلاقی با کسی که زمانی نگرانمان بوده و دوستمان داشته است، شجاعت می خواهد اما شجاعت همه ماجرا نیست، ما باید بتونیم برای خودمان احترام قائل باشیم و کاری کنیم که دو طرف بعد از این شکست، بتوانند دوباره به زندگی برگردند.

          رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

          البته نمی شود برای قطع رابطه دستورالعملی ساده و کم هزینه توصیه کرد اما مجله «روانشناسی امروز» »Psychology Today» منتشر شده در کانادا، هفته گذشته، نکته هایی را پیشنهاد داده است تا به کمک آنها درد و رنج اجتناب ناپذیر قطع رابطه به حداقل برسد و هر دو طرف به لحاظ احساسی صدمه مادام العمر نبینند.

          البته فراموش نکنید تلخ تر از همه تلخی های یک رابطه، تن دادن به تداوم رابطه نه به خاطر عشق که به خاطر نگرانی، ترس و دلسوزی است.

          1- مسئولیت کامل شروع روند قطع رابطه را برعهده بگیرید

          اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.

          پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید: «وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.»

          راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید: «شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.» این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.

          2- قطع رابطه را رو در رو انجام دهید

          یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست.

          در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».

          عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید: «وقتی شما هیچ توضیحی د رباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.»

          جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید: «اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.» بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.

          سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است: «در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.»

          رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

          برناردو کاردوچی، استاد روانشناسی در دانشگاه ایندیانا هم می گوید: «وقتی به دیگران اعتماد نداری روی آنها سرمایه گذاری کمتری می کنی. پس آدمی که بعدا باهاش رابطه برقرار می کنی از گناه های یک غریبه – شخص قبلی در رابطه – رنج خواهد کشید.»

          جالب است وقتی ما از راه دور قطع رابطه می کنیم دیر یا زود دچار عذاب وجدان می شویم چون بالاخره می فهمیم که چطور به طرف ضربه زدیم و چقدر کم نگرانش بودیم. جان پورتمن، استاد درس فلسفه اخلاق در دانشگاه ویرجینیا می گوید: «ممکن است پنج سال بگذرد و بالاخره از کار خودتان خجالت بکشید. این احساس گناه و خجالت بر روابط بعدی شما هم تاثیر می گذارد.»

          3- با وقار رفتار کنید

          از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.

          4- صادق باشید

          اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتعون نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید: «مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.»

          روی بامیستر استاد روانشاسی دانشگاه دولتی فلوریدا هم معتقد است: شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.

          5- بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید

          این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایلتان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.

          6- شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا

          به اعتقاد راسل فریدمن «این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی ... جور دیگری بود.» این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.

          7- کامل قطع کنید

          برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید: «اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.» این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.

          8- موقع خداحافظی قدرشناس باشید

          به اعتقاد فریدمن روزنامه نگار آمریکایی خیلی خوب است که هنگام خداحافظی یا رد و بدل کردن آخرین ایمیل ها دوران خوب مشترک را مورد قدردانی قرار دهید و این خوب است که حس ناراحتی تان را (از اینکه امیدهای مشترکتان به رابطه به ناامیدی تبدیل شد) بروز دهید. چنین کارهایی به طرف مقابل ثابت می کند که شخص ارزشمندی بوده است.

          9- به تصمیم طرف مقابل اعتراض نکنید

          التماس نکنید تا از تصمیمش صرفنظر کند. وقتی یکدفعه با شما قطع رابطه می کنند بهترین راه این است که بپذیرید این رابطه به پایان کامل خودش رسیده است. اینگونه روند بهبود عاطفی سریع تر می شود. دکتر هلن فیشر، انسانه شناس کانادایی – آمریکایی در تحقیقات خودش متوجه شده است که آدم بعد از قطع رابطه، از همه کناره می گیرد اما با گذشت زمان، این کناره گیری اجتماعی کمتر و کمتر می شود و این یعنی شخص در پروسه بهبود قرار گرفته است اما به گفته فیشر، این پروسه به شدت حساس هست و هر ارتباط یا تلاش برای بازگشت طرف مقابل به او ضربه می زند. «اگر به طور ناگهانی یک ایمیل از طرف مقابل به شما برسد ناگهان به او تمایل پیدا می کنید و دلتان می خواهد رابطه دوباره آغاز شود.» فیشر یه توصیه ساده دارد: «هرگونه ارتباط با شخصی که با شما به هم زده را قطع کنید. نامه ها و کارت پستال هایش را دور بریزید. به او زنگ نزنید و بیخود تلاش نکنید که باهاش دوست بمانید.»

          رابطه عاطفی را چگونه تمام کنیم؟

          10- از عشق سابق، شیطان نسازید

          این فقط انرژی خودتان را تلف می کند و باعث می شود متوجه نشوید که به بن بست رسیدن یک رابطه دو نفره، تقصیر هر دو نفر بوده است و بی خیال نقشه انتقام شوید؛ چون این باعث می شود که طرف مقابل بیشتر از قبل در تفکرات شما حضور داشته باشد و این یعنی عقب افتادن روند بهبود.

          11- درد را به زور از بین نبرید

          بعد از مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه بلندمدت یکی از بزرگترین ضربه های احساسی است که شخص می تواند تجربه کند پس کاملا طبیعی و در واقع ضروری است که شخص برای این فقدان سوگواری کند. پورتمن می گوید: «عشق شما را به شدت آسیب پذیر می کند. اگر اجازه دهید که عاشق شوید می توانید خیلی بد ضربه بخورید.» پس درد طبیعی است. هر چه زودتر با این درد روبرو شوید، زودتر می گذرد.

          12- فکر نکنید که بزرگترین عشق روی زمین را از دست دادید

          به خودتان نگویید کلا یک آدم برای شما روی زمین وجود داشته است و حالا او را از دست دادید. روی بامیستر می گوید: «عشق باعث می شود که فکر کنید فقط همین آدم است که با شما هماهنگ است. در فیلم ها و کتاب ها هم به این اسطوره دامن می زنند اما مسئله اینجاست هیچ چیز جادویی در مورد یک شخص خاص وود ندارد.» در واقع در روی زمین تعداد زیادی آدم وجود دارند که می توانیم با آنها رابطه خوبی داشته باشیم. البته درست بعد از به پایان رسیدن یک رابطه عاطفی، نمی توانیم اینجوری فکر کنیم اما باید بپذیرید که به احتمال خیلی خیلی زیاد شما کس دیگری را پیدا می کنید و کمی بعد فکر می کنید که او هم تنها کسی روی زمین هست که به شما می آید.

          • با سلام و تشکر از پاسخ جامع وبه درد بخورتون واقعا عالی بود ممنونم خیلی مفید بودن همین راهکار ها رو به کار بردم و همین چند ساعت پیش ازش به صورت منطقی جدا شدم. خیلی خیلی ممنونم. البته اون هنوز داره میگه امیدواره. ولی خب گذر زمان امیدشو از بین میبره.

  • با سلام من خواستگاری دارم که ایشون به من علاقمند هستن ولی من هنوز هیچ علاقه ای رو جز اینکه یه کمی اونم فقط یه کمی از اخلاقش خوشم اومده نسبت بهش ندارم.اون واقعا خوش اخلاقه اما بازم این اخلاقش برای من جذابیتی نداره. از لحاظ فرهنگی خیلی سطحشون با ما متفاوته خانواده ما همگی تحصیل کرده هستن اما تو خانواده ی ایشون فقط خودشه که تحصیل کرده س. من از لحاظ ظاهری هم قبولش ندارم یعنی اونی نیس که من میخام. اما اون انقد خوش اخلاقه و با اخلاقش منو تو وضعیتی نگه داشته که دوساله باهاش ارتباط دارم ولی هنوز روم نشده بهش مشکل اصلی رو بگم با بهانه های مختلف میخاستم ازش جدا شم اما اون بهترین و منطقی ترین توجیه ها رو میاره اما من واقعا با ظاهرش مشکل دارم نمیدونم چیکار باید بکنم؟ ممنون میشم از راهنمایی تون

    • قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه ..پس اگر چنین ارتباطی بین شما به وجود نیامده دلیلی برای ادامه دادن هم وجود ندارد

  • با سلام خدمت شما
    عشق شما به ایشان در ابتدا یک رابطه دو طرفه بوده است ، اما ایشان نتوانستند به این رابطه متعهد بمانند و در نتیجه این رابطه شکل دیگری به خود گرفت. اما شما همچنان ایشان را دوست دارید . چه کسی را دوست دارید ؟ کسی که ابتدا با شما بود؟ یا فردی که پس از برگزیدن کس دیگری یعنی توانایی دوست داشتن دو نفر همزمان که به نوعی ترک کردن این عادت بسیار سخت است و ممکن است تا اخر عمر ایشان شما را دوست داشته باشد اما در کنار شما کس یا کسان دیگری هم باشند .پس شما هنوز با واقعیت تحول یافته هم کلاسیتان کنار نیامده اید . این کنار نیامدن و این عدم توانایی در فراموش کردن ایشان از ذهنتان عواقب خطر ناکی دارد. شما نیاز به کمک دارید ، کمکی حرفه ای که بتواند با توجه به نفاط ضعف شخصیتی شما را راهنمایی کند که بتوانید ایشان را از ذهنتان فراموش کنید و یک زندگی سالم با تصمیمات صحیح بسازید . نه با تسلیم احساسات شدن زندگی و آینده خود را نابود کنید . روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند 22354282

  • سلام من 23 سالمه و حدود 1 سال با یکی از همکلاسیام دوست بودم،ما واقعا همو دوست داشتیم درحدی ک واقعا همه تعجب میکردن.مطمئن بودم که پسر خوبیه یعنی اینو تو این یسال به هر شکلی بهم نشون داده بود،تا اینکه تابستون شد و ما ازهم دور شدیم خیلی باهم سرد شدیم و البته منم لجباز بودم تا اینکه دیگه آخرای تابستون اون واقعا فرق کرد و منم از سر لجبازی باهاش تموم کردم و راستش خیلی هم مقاومت نکرد بعدها فهمیدم با ی دختر ک تو فامیلشون بوده و دوست دوران بچگیش بوده دوست شده.من واقعا ضربه بدی خوردم حالم تا یک سال بعدش واقعا بد بود تا اینکه منم از سر لجبازی رفتم با یکی دیگه دوست شدم واز دوستش بهم خبر رسید و اون خیلی ناراحت شده وقتی فهمیده من اینکارو کردم دوستش میگفت اون یجوریه بین دو راهی مونده میدونم هم شمارو دوست داره هم اون دختره رو آخه مگه میشه؟بالاخره هرچی بود رابطه رو نابود کرده بود
    من بعدها با اون آقا تموم کردم چون همه فکرم پیش همکلاسیم بود و دوباره بهش پیام دادم و بهم گف دست از سرش بردارم و میگف تا الان یکارایی کرده ک دیگه واقعا راه برگشت نیس بهم گف مادر و پدرش ازهم جدا شدن و دیگه تو زندگی هیچی براش مهم نیس.واقعا جوابمو نمیده هرچی باهاش حرف میزنم از یک طرف میگم ولش کن اون با من اونکارو کرد بمن چه ک بخوام بهش کمک کنم از یک طرفم حسی که بهش دارم باعث میشه نتونم بهش فکر نکنم توروخدا کمکم کنین من باید چیکار کنم؟

    • دوست عزیز وقتی برای زندگیش تصمیم گیری کرده پس این همه اصرار شما چیزی رو درست نمیکنه ... باید یاد بگیرید چنین روابطی ازمون و خطاست و ممکنه به نتیجه نرسه
      وقتی نمیتونید چنین شرایطی رو تحمل کنید نباید وارد چنین روابط عاطفی بشید که مثل امروز ارمغانش افسردگی و استرسه
      بهتره در روش زندگی خودتون تغییر جدی ایجاد کنید

  • سلام.من استادی را در دانشگاه دیدم و ب دلم نشست از لحاظ ظاهری.25سالمه و فوق لیسانس دارم.ایشون 33سالشه دکترا دارن.من فقط 2بار ایشون دیدم و گپی ک داشتیم خیلی خوب بود البته نمیتونم بگم بهم علاقه منده .تا بحال باهیچ پسری نبودم و خیلی بی تجربه هستم میخواستم کمکم کنید ک بتونم برای خاستگاری ب سمت خودم جذبش کنم و بشناسمش.
    ظاهرخوبی دارم.شمارشونم دارم ولی بهشون زنگ نزدم از اویزون بازی اصلا خوشم نمیاد
    خواهشا راهنماییم کنید

    • روش 1: اولین کاری که باید انجام بدهید این است که از اطرافیان بپرسید که سایت ارتباط جمعی مثل Face book و My Space دارد یا نه؟ این روش بهترین راه برای فهمیدن علایق او در موسیقی، فیلم و ایده های عمومی است. شما می توانید از این اطلاعات برای شروع یک بحث داغ در آینده استفاده کنید.
      روش 2: باید متوجه شوید که او از چه تیپ دختری خوشش می آید. یادتان باشد اکثر مرد ها قبل از اینکه عاشق شخصیت شما شوند عاشق ظاهر شما می شوند. اگر شما در مورد ظاهرتان اعتماد بنفس ندارید سعی کنید روی آن کار کنید. از شر جوش ها خلاص شوید، چند کیلو وزن کم کنید اگر تاریخچه دختر قبلی را بدانید خیلی به شما کمک می کند و اینجاست که شبکه اجتماعی کمک می کند.
      روش 3: باید شرایط یک ارتباط ساده را فراهم کنید یک دوست در حد سلام و خداحافظ باشید. از دوستان مشترک برای دستیابی به این قضیه استفاده کنید. اگر دوستتان را در حال صحبت با وی می بینید شما هم وارد بحث شوید، دوستتان زحمت معرفی شما را به دوش می کشند. وقتی که او را می بینید خوشحال باشید و سلام کنید.
      روش 4: هر باری که او را می بینید بحث را به سمت اینترنت و کامپیوتر بکشانید و از او بپرسید که یاهو مسنجر دارد یا نه؟
      روش 5: باید چند مایل جلوتر قدم بگذارید. کارهای کوچکی برای اینکه توجه او را جلب کنید انجام دهید. به او ثابت کنید که همیشه در هر حالی برای وی هستید از حرف زدن گرفته تا قرض گرفتن چیزی بسیار کوچک. آیا او علاقه مند به ورزش است؟ اگر اینطور است پس منتظر چه چیزی هستید؟ حوله ای فراهم کنید و یک شیشه آب معدنی هم همراه داشته باشید. به او نشان می دهید که دوستش دارید بدون اینکه حرفی از زبان شما شنیده باشد.
      روش 6: پسر ها دوست دارند که به دختر ها آرامش دهند پس بگذارید حس مرد بودن را تجربه کند. دست از کنترل کردن آنها بردارید، آنوقت خواهید دید که چگونه در شرایط سخت از شما محافظت می کند. به او اجازه بدهید که حس کند می تواند در خوب کردن حال شما نقش مهمی داشته باشد.
      روش7: پسر ها دخترانی را دوست دارند که خودشان هستند. پس سعی کنید طبیعی و نرمال رفتار کنید. باعث خندیدن آنها شوید. خوشحال و شاد باشید و از جلب توجه زیادی دوری کنید.
      روش 8: به پسری که شیفته شما شده است فرصت دهید تا قدمی بر دارد. نظر دوستانتان در مورد اینکه او به شما علاقه دارد یا نه اکثر وقت ها درست از آب در می آید. سعی کنید سخت به دست بیایید اما همیشه صادق باشید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید

      021-22689558

  • سلام
    من 23 سال دارم و از دختری خوشم اومده که 2 سال از من کوچیکتره و با من نسبت فامیلی داره ،
    از نظر مالی خب طبیعتاً با این سنی که دارم ضعیف هستم و کار ثابتی هم ندارم ، کارم برق ساختمان و نصب دوربین و .. تو این زمینه هست ،
    شاید باورتون نشه اما من از بچگی دوسش داشتم و تفکرم شده بود درس ، خدمت ، کار ، الان کاردانی دارم و خدمت هم رفتم.
    اما سؤال من از شما اینه:
    من بینهایت دوسش دارم ولی نظر و دیدگاه اون در مورد خودم رو نمیدونم،
    من آدم بی جنبه ای هم نیستم و منطقی با مشکلاتم برخورد میکنم،
    حتی تا به حال به خودم اجازه ندادم با دختری در رابطه باشم ، حالا هر رابطه ای که فکرش رو میکنید.
    از بچگی استرس دارم که نکنه یه وقتی موقعیت کاری و شرایط مالیم درس نشه و از دست بدمش،
    با این اوصاف کمکم کنید که چیکار کنم؟

    • از طریق خانواده و واسطه ای قابل اعتماد موضوع رو با خانواده و دختر مطرح کنید ... به هر حال باید از جایی برای خواسته خودتون تلاش کنید

  • سلام .من به یه آقایی علاقه مند شدم حاضر بودم براش بمیرم.حتی بهش ابراز علاقه کردم اما ایشون خیلی محترمانه گفتن نامزد دارن .من واقعا نابود شدم .فنا شدم .دارم میمیرم .از دوستان عزیز خواهش میکنم سعی کنید عشق یه طرف رو هیچ وقت تجربه نکنید نابود میشید .

  • سلام
    25سالمه قبلا با هیچ پسری در ارتباط نبودم ورابطه دوستیو اصلا قبول نداشتم تا اینکه پارسال از طریق فضای مجازی با پسری 22ساله اشنا
    شدم کم کم بهم وابسته شد وبا بان ک من اصلا نمیخواستم رابطمو خارج از فضای مجازی
    دنبال کنم ولی ایشون شمارمو برای دوستی بیشتربا ترفند پیدا کرد و پیشنهاد دوستی داد و ابراز علاقه،با این ک من
    نخواستم و یمدت گدشت و با اصرار ایشون و ابراز علاقه زیادش رابطه ما شروع شد اوایل من علاقه ای
    نداشتم ولی چند ماه ک گذشت خیلی بهشون وابسته شدم اونقد ک بعد یک سال و نیم نمیتونم بدون ایشون زندگی کنم
    رابطه ما اوایل ب درخواست من خیلی سرد بود ولی الان خیلی باهم صمیمی شدیم من دختری بودم
    ک اعتقاداتم در ارتیاط با نامحرم و حتی تماس فییزیکی ب اندازه دست دادن هم خیلی محکم بود
    ولی در ارتباطم با ایشون بخاطر علاقه م خیلی عوض شدم
    من باوجود اختلاف سنیم و حتی تفاوت اخلاقی زیادی ک دارم ولی مایل هستم ک دراینده باهم ازدواج کنیم
    ولی فعلا هیچ کدوم شرایطشو نداریم
    بعد از یک سال و نیم رابطه دوستی من بارها متوجه شدم ک اخیرا علاقه ایشون ب من خیلی کمتر از گذشته شده
    و خیلی سردتر از گذشته شدن و در این مورد هم بحثی میکنم میگن ک نه اینزور نیست
    هر موقع هم بحث ازدواج میشن میدونن ک من مایل ب ازدواج هستم ولی خودشون بنظرم نه
    میگن با هم بودن ما در اینده 50/50 ست خیلی ب تقدیر ربط داره و جواب قطعی ب من نمیدن من از این بابت ناراحت میشم
    من خیل احتمال میدم ک منو برای اینده ش نمیخواد از طرفی من خیلی ب ایشون وابسته شدم
    اونقد ک چند بار خواستم ادامه ندم نتونستم سوال من اینه بهترین کاری ک میتونم بکنم چیه ک منو از این سردرگمی
    دربیاره

    • بهترین کاری که میتونید انجام بدید کات کردنه
      متاسفانه خانم ها دیر وارد رابطه میشن و وقتی وارد شدن چنان وابستگی ایجاد میکن که جدا شدنشون خیلی سخت میشه
      دوست عزیز شما بهتر از هر کسی میدونید انتهای این رابطه چیزی جز افسردگی و استرس نیست پس چرا پا در راهی گذاشتید که هیچ امیدی به آینده اش نیست
      آیا صرفا به خاطر وابستگی میتونه توجیه عمر رفته و فرصت های از دست رفته شما باشه ؟

      • قبل ازاینکه باهات تموم کنه تموم کن فقط میتونم همین کمکو بهت بکنم،کاملا مشخصه نمیخواد باهات ازدواج کنه

  • نازنین
    سلام. من دختری هستم از خانواده ی نسبتا مذهبی ۲۰ سالمه و تا الان سه خواستگار داشتم و میدونم موقعیتای بهتری هم دارم. تحصیلاتمم دیپلمه.
    الان حدود ۴ ساله یه پسری هست که وحشتناک ابراز علاقه میکنه حتی همشم میخواد که عقد حداقل صورت بگیره و رابطه ی دوستی نمیخواد. و هیچجوره جدا نمیشه بارها هم خط عوض کردم اما از طریقی بدست میاره و دوباره میگه ک نمیتونم جدا شم.
    مشکل من اینه ک من هیچ حسی ندارم ب ایشون. و مهم تر از همه ایشون یسال از من کوچیکترن و دانشجو هستن و ن کاری و ن سربازی. و یچیزیم ک ازارم میده اینه که من یه رابطه دوستی داشتم و ایشون کاملا درجریانن. من اون رابطه رو بچگی میدونم و چون تکرار نشده و نمیشه نمیخوام همسر ایندم چیزی بدونه. لطفا راهنماییم کنید

    • وقتی حسی به ایشون ندارید دلیلی به ارتباط و جواب مثبت دادن شما هم وجود نداره ...خط رو عوض کنید اگر خودتون نخوایت ایشون نمیتونه ایجاد مزاحمت کنه

  • با عرض سلام. پسری هستم 32 ساله. مدتی پیش دختری زیبا به من پیشنهاد دوستی دادم و من نیز قبول کردم. حالا پس از گذشت چند ماه ، من شدیدا عاشق اون شدم و بهش پیشنهاد ازدواج دادم ولی اون میگه هیچ علاقه ای به من نداره. سوال من اینه که مگه میشه دختری خودش با پای خودش بیاد و با اصرار به پسری پیشنهاد دوستی بده اما بعدش برای ازدواج پاسخ منفی بده و بگه من هیچ علاقه ای ندارم. این واسه من یه معما شده و گیج شدم. خواهشن راهنمایی کنید که آیا این دختر خانوم واقعا راست میگه که علاقه نداره یا بقول خودش داره کلاس میذاره.

    • ایشون فقط با شما یک رابطه ساده دوستی برقرار کرده و این پیشنهاد با ازدواج کردن تفاوت داره و شما باید درک کنید
      به همین خاطر یک بار برای همیشه در این مورد با ایشون صحبت کنید و از نیت ایشون باخبر بشید
      بعد در مورد ادامه رابطه میتونید تصمیم گیری کنید چون هر روز وابسته تر میشید و ممکنه وصالی هم در کار نباشه

1 2 3 4