میزان سلامت ازدواج

مزایا و معایب طولانی شدن یک رابطه

مدت زمان دوره نامزدی و عقد

در کشور ما منظور از دوران نامزدی زمانی است که پسر از دختر به طور رسمی و خانوادگی خواستگاری می کند و قرار است با هم ازدواج کنند. از آن جا که دوران نامزدی یا دوران پیش از عقد، مرحله ای برای شناخت بهتر و بیش تر طرفین از یکدیگر است، این تصور پیش می آید که طولانی بودن این دوران بهتر است، اما باید گفت طولانی شدن دوران نامزدی می تواند مشکلات زیادی ایجاد کند.

در این بخش در مورد مزایا و معایب طولانی یا کوتاه بودن دوران نامزدی و بهترین مدت زمان دوره نامزدی و عقد و راه کار کاهش مشکلات این دوران صحبت خواهیم کرد.

مدت زمان دوران نامزدی چقدر باید باشد؟ |زمان مناسب عقد

دوران نامزدی برای شناخت بیش تر زوجین و خانواده ها و همچنین آماده شدن برای مراسم ازدواج و مسئولیت پذیری در زندگی آینده است. بنابراین تصمیم گیرنده اصلی برای تعیین مدت نامزدی خود زوجین می باشند.

زوج باید در دوران نامزدی و پیش از عقد و ازدواج به شناخت کافی نسبت به هم رسیده باشند. از نظر روانشناسان زمان لازم برای رسیدن به شناخت کافی بین ۸تا ۹ ماه می باشد، البته این زمان باید به طور موثر و جدی حول شناخت طرفین از یکدیگر و صحبت کردن در مورد مسائل مهم باشد، در نتیجه دیدارهای زیادی باید در این بین صورت پذیرد.

بسته به نوع آشنایی و ازدواج دوران نامزدی می تواند کوتاه یا بلند شود. برای مثال در ازدواج های مدرن طرفین قبل از خواستگاری با یکدیگر در ارتباط هستند؛ اگر زمان دوستی و آشنایی طولانی بوده است و دو طرف به شناخت نسبی از هم رسیده اند، دوران نامزدی می تواند کوتاه تر باشد و اگر دوران دوستی طرفین کوتاه بوه است، می توانند دوران نامزدی را طولانی تر تعیین کنند.

در ازدواج سنتی که طرفین از قبل هیچ زمینه آشنایی و دوستی قبل از خواستگاری نداشته اند نیز، بهتر است دوره نامزدی بیش از ۶ ماه باشد تا در این مدت طرفین، شناخت نسبی از یکدیگر پیدا کنند و اخلاقیات و تفکرات یکدیگر را بشناسند تا عدم شناخت باعث بروز مشکلات بعد از ازدواج نگردد.

مدت زمان عقد تا عروسی و تعیین مدت دوره نامزدی

تعیین مدت دوره نامزدی | مدت زمان عقد تا عروسی

موارد مهمی که در تعیین طول دوره نامزدی مهم است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

شرایط مالی برای تعیین دوران عقد

در برخی موارد خانواده و عروس و داماد در پی خرید جهیزیه و تهیه مسکن و موارد لازم برای ازدواج هستند و به خاطر گرانی ها، ممکن است مشکلاتی به وجود آید. در این شرایط باید انعطاف پذیر بود و با همدلی و درک متقابل مشکلات پیش آمده را حل کرد و زندگی مشترک را با کمی تاخیر ولی با آرامش و عشق آغاز کرد.

میزان همکاری خانواده ها

معمولا در دوران نامزدی حساسیت خانواده ها روی دختر و پسر بیش تر می شود، دخالت خانواده ها، میزان رفت و آمد، مرزهای رابطه در دوران نامزدی و کارها و نظرات پیرامون مراسم ازدواج می تواند زمینه ساز اختلافات شود، در نتیجه اگر خانواده ها همکاری لازم را ندارند بهتر است زمان نامزدی را طولانی نکنید.

سن و سال زوج و فراهم بودن شرایط ازدواج

سنی که در آن نامزدی می کنید نیز بسیار مهم است، زیرا دغدغه و مشکلات فرد ۲۰ ساله با فردی که در ۳۵ سالگی نامزدی می کند بسیار متفاوت است. برای مثال اگر ۲۰ سال دارید بهتر است دوران نامزدی طولانی شود و در این مدت، دانشگاه خود را تمام کنید و تلاش کنید در شرایط بهتری زندگی خود را شروع کنید.

طولانی شدن دوره نامزدی و به تعویق انداختن مراسم عقد می تواند مشکلاتی را ایجاد کند که باعث دلسردی طرفین از ازدواج می شود. در نتیجه باید زمان معقولی برای زمان خواستگاری تا عقد در نظر گرفته شود. این مسائل برای طولانی شدن مدت زمان بعد از عقد نیز صادق است. طولانی شدن زمان پس از عقد نیز می تواند مشکلات زیادی ایجاد کند.

در ادامه معایب و مزایای کوتاه یا بلند مدت بودن دوران نامزدی را بیان خواهیم کرد.

مزایای کوتاه بودن نامزدی - طولانی شدن رابطه
مزایای کوتاه بودن نامزدی

مزایای و معایب کوتاه بودن دوره نامزدی

مزایا

  • درابتدای امزدی طرفین اشتیاق و انگیزه زیادی برای تشکیل و شروع زندگی مشترکشان دارند.
  • زمانی که نامزدی کوتاه مدت باشد، شما سریع وارد زندگی مشترک می شود، و به سرعت نیز به آن عادت می کنید.
  • برنامه ریزی عروسی یکی از مسائل پر تنش در زندگی زوج هاست، هر چقدر درگیری با این مساله بیش تر شود استرس نیز بیش تر خواهد شد. نامزدی کوتاه تر باعث می شود، استرس شما فقط برای یک دوره کوتاه مدت باشد.
معایب کوتاه بودن نامزدی - مدت زمان عقد تا عروسی
معایب کوتاه بودن نامزدی – مدت زمان عقد تا عروسی

معایب

  • احتمال اینکه شناخت طرفین از هم کافی نباشد، بسیار بالا می رود و این می تواند تنش های بعد از ازدواج را بیش تر کند. البته بسیاری از اخلاقیات طرف مقابل را فقط زمانی که با او زیر یک سقف زندگی می کنید خواهید فهمید.
  • دوران نامزدی شیرین ترین قسمت زندگی هر فردی است، کوتاه بودن دوران نامزدی باعث کم تر شدن لذت از این دوران خواهد شد و بیش تر زمان زوج صرف مهیا کردن مراسم ازدواج و استرس و دغدغه های آن خواهد شد.
  • دوران نامزدی کوتاه مدت، به خانواده هایی که شرایط مالی ضعیفی دارند، فشارهای زیادی وارد می کند. برای مثال تهیه جهیزیه در مدت کم و با توجه به گرانی برای خانواده دختری که وضعیت مالی مناسبی ندارند، فشار مالی و تنش زیادی ایجاد می کند.

مزایای و معایب طولانی بودن دوره نامزدی

مزایا

  • طولانی بودن دوران نامزدی، به خصوص زمانی که هر دو طرف دانشجو هستند، می تواند مثبت هم باشد و دردسری ایجاد نخواهد کرد.
  • در زمان طولانی نامزدی، طرفین فرصت کافی برای شناخت یکدیگر و پی بردن به زوایای پنهان شخصیتی و اخلاقی یکدیگر را خواهند داشت و این باعث تصمیم گیری و مدیریت درست در رابطه خواهد شد.
  • در این دوران خانواده ها نیز شناخت بیش تری از هم پیدا می کنند.
  • در این دوران فرصت بیش تری برای تامین مخارج عروسی و جهیزیه وجود دارد، در نتیجه خانواده ها و زوج، فشار مالی و استرس کم تری را متحمل خواهند شد.
  •  اگر قبل از خواستگاری بدهی و یا مشکلات مالی و شغلی وجود داشته باشد، در دوران نامزدی طولانی مدت، می توان آن ها را بهتر رفع و رجوع کرد.
  • همچنین این دوران، فرصتی برای فراموش کردن ناکامی های گذشته را به طرفین خواهد داد.

معایب

  • دوران نامزدی و قبل از عقد، مرزهایی برای رابطه جنسی وجود خواهد داشت، طولانی شدن مدت نامزدی می تواند باعث ایجاد وسوسه و بهانه های دل شود؛ همچنین ممکن است نیازهای جنسی در این دوران برطرف نشود.
  • در دوران نامزدی، دختر و پسر از نظر شرعی و قانونی زن و شوهر نیستند و از طرفی غریبه هم نیستند و نمی توانند نیازهای یکدیگر را نادیده بگیرند، این مبهم بودن نقش می تواند در طولانی مدت باعث ایجاد تعارض و مشکلاتی در رابطه آن ها شود.
  • معمولا زمانی که دوران نامزدی طولانی مدت می شود، اطرافیان مدام در مورد زمان عقد و ازدواج سوال می پرسند، این مساله باعث ایجاد فشار و کلافگی در دختر و پسر می شود و می تواند روی کیفیت ارتباط آن ها اثر بگذارد.
  • در ابتدای نامزدی، زوج شور و اشتیاق زیادی برای ازدواج دارند، طولانی شدن نامزدی و ایجاد مشکلات و فشارها می تواند باعث ایجاد دلسردی نسبت به ازدواج در یکی یا هر دوی آن ها شود که می تواند در نهایت به سردی عاطفی و جدایی بیانجامد.
  • بسیاری از خانواده ها در نامزدی به دختر خود اجازه رفت و آمد با نامزدش را نمی دهند. این محدودیت ها باعث دلگیرشدن پسر می شود و بر کیفیت رابطه آن ها تاثیر خواهد گذاشت. همچنین ادامه این محدودیت های سختگیرانه و گاهی بیجا می تواند به ایجاد دلسردی از ازدواج دامن بزند.
مدت زمان نامزدی - مشکلات نامزدی را کاهش دهید - رویارویی با سختی دوران عقد
مدت زمان نامزدی – مشکلات نامزدی را کاهش دهید – رویارویی با سختی دوران عقد
چطور مشکلات دوران نامزدی را کاهش دهیم؟

با توجه به مطالب گفته شده متوجه می شویم که بیش ترین مشکلاتی که ممکن است برای دختر و پسر ایجاد شود، زمانی است که دوران نامزدی طولانی تری را سپری می کنند، پس بهترین راه کار این است که تا حد ممکن زمان نامزدی را کوتاه کنید.

بسیاری از دخترها و پسرها به خاطر ایجاد شناخت کافی قبل از ازدواج، عقد را به تعویق می اندازند و دوران نامزدی را طولانی می کنند. اگر دلیل شما برای طولانی کردن نامزدی این مورد است، باید گفت اگر از روش های اصولی برای شناخت استفاده کنید، مدت زمان زیادی برای شناخت نیاز نخواهید داشت.

می توانید برای یادگیری روش های اصولی شناخت و گرفتن بهترین تصمیم از مشاوره پیش از ازدواج کمک بگیرید. روانشناس در شناخت ویژگی های شخصیتی و مهارت های رفتاری و ارتباطی یکدیگر به شما کمک خواهد کرد؛ همچنین شما را در شناخت خودتان و تعیین معیارهای انتخاب همسر کمک خواهد کرد.

یکی دیگر از مزایای مشاوره پیش از ازدواج این است که شما با چالش هایی که ممکن است در آینده با  مواجه شوید آشنا می شوید و به کمک هم برای رفع آن ها تلاش خواهید کرد. همه این‌ موارد باعث ایجاد شناخت بهتر و تصمیم گیری بهتر خواهد شد و از طولانی شدن غیرضروری زمان نامزدی جلوگیری می نمایید.

آشنایی دوران نامزدی تا ازدواج را به سلامت طی کنید

روابط بین دختران و پسران با توجه به نوع زندگی امروزی بیشتر بوده است. بنابراین باید این روابط تعریف شده باشد اما قطعاً کسی که قصد ازدواج دارد اهداف خود از ازدواج و زندگی را دانسته و با همین منظور پیش می رود و با فرد مورد نظرش ارتباط برقرار کرده تا آشنایی بیشتر حاصل شود.

در این میان اگر آن فرد هم راغب باشد این ارتباط وارد فاز جدید شده و آشنایی هرروز بیشتر می شود. حال هر آنچه این رابطه طولانی مدت باشد این شناخت عمیقتر بوده و دو نفر به درک بهتری نسبت به هم می رسند. هنگامی که این ارتباط بیشتر می شود دونفر می توانند در همه زمینه ها همدیگر را مورد ارزیابی قرار داده و در چند مقطع مورد آزمایش قرار داده و از انتخاب خود مطمئن شوند.

اما هنگامی که این رابطه که قرار است به ازدواج منتهی شود، و همچنین شناخت آنان کامل شده و به تفاهم رسیده اند، طولانی تر شود حس دلتنگی و همچنین نیاز به باه هم بودن در آنان زیاد شده و منجر به مشکلاتی می شود. دلتنگی های زیاد منجر به درگیری های خفیف بین آنان شده و مدیریت هر دو را می طلبد تا ضمن ناراحت نشدن و درک موضوع، با هم کنار آمده و مدام هدف خود را برای همدیگر بیان کنند. البته اگر ابن روابط برای خانواده ها و آشنایان بازگو شده باشد و جنبه نامزدی را داشته باشد، می تواند مشکلاتی از قبیل حرف و سخن آشنایان و فشار آنان، فشار خانواده و همچنین مشکلات درونی خودشان را تحمل کنند.

اما برای مبارزه با این مشکلات، دو نفرکه قصد ازدواج را دارند و به هر دلیلی رابطه آنان طولانی می شود، می بایست به خود یاد آوری کنند که چه روزهای خوبی را درپیش داشته و برای چه هدفی در حال مبارزه هستند. به خاطرات شیرین یکدیگر فکر کرده و آینده خوبی که در کنار هم دارند را تصور کنند و به خود و طرف مقابل خود دلگرمی دهند تا این راه را ادامه داده و به مقصود خود برسند.

مشاوره ازدواج

در رابطه با این موضوع می توانید در سایت ازدواج مقاله های بیشتر را مطالعه کنید

منبع: مشاورانه

 

212 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
  1. نسرین
    نسرین گفته:

    با سلام من دختری ۲۷ ساله هستم و ۷ سال پیش با پسری اشنا شدم دو سال اول رابطمون جدی نبود ولی بعد جدی شد ولی چون ایشون دانشجو بود و سربازی نرفته بود نمیتونست بیاد خواستگاری.الان فوق لیسانسه و هشت ماه از سربازیش مونده شغل ثابتی هم نداره بشدت عاشق منه و خیلی اصرار داره به خواستگاری بیاد ولی من بخاطر طولانی شدن رابطه حسم روز به روز سردتر شده و الان هیچ کششی بهش ندارم و بخاطر این حسم و شرایط مالیش اجازه ندادم بیاد از طرف دیگه یه خواستگار خوب دارم که از قضا دوست ایشونه و شرایط خوبی هم داره میخوام بهش جواب مثبت بدم ولی دلم واسه اون میسوزه و نمیخوام دلشو بشکنم هر چند به خودشم گفتم و در جریان خواستگارم هست ولی میدونم ضربه ی سختی میخوره.نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      تمام این مواردی که گفتید نشان از بی علاقگی و کشش عاطفی نسبت به ایشون داره و شما اگر کششی دارید به خاطر وابستگی صرف هست
      توصیه میکنم بعد از هفت سال درست و منطقی تصمیم گیری کنید چون با بیکاری و مشکلات مالی زندگی شما ممکنه به هدفی که میخوایت نرسه

      پاسخ
  2. سمانه
    سمانه گفته:

    در ضمن یه مشکل دیگه هم دارم اونم اینکه مادرشون با اینکه نسبتا جوونن خیلی حساس هستن و مدام بخاطر هر مشکل یا بیماری گریه میکنن و خیلی وابسته هستن ، و این آقا چون خواهری نداره و پسر بزرگ خونه ست خیلی زیاد برای ایشان وقت میگذارند و مدام در حال ترو خشک کردن مادر هستن. میخواستم بدونم آیا ممکنه بعد ازدواج این قضیه به همین شدت ادامه داشته باشه طوریکه زندگی مشترکمون رو تحت تاثیر قرار بده؟ ممنون میشم مختصر هم که شده همینجا پاسخ بدین.

    پاسخ
  3. نرگس
    نرگس گفته:

    سلام من هفت سال با ی نفر دوستم الان کم کم دار رابطمون رسمی میش هموخیلی دوس داریم من خیلی بی اعتمادم همش میگم کجا رفی چرا رفی گیر بیخود میدم میدونم ک خیلی سخت میگیرم ب هر حال الان حرمتمون شکسته شده تا ی چی میگ من جبهه میگیرم و جلو همه کوچیکش میکردم تا این ک چن وقت پیش بحثمون شد خیلی کتکم زد نمیدونم چیکار کنم از ی طرف دوسش دارم از ی طرف خیلی ازش دلخورم تا حالااینطوری ندید بودمش بهش گفتم ادمی ک دس ب زن دار ب درد زندگی نمیخور گف تقصیرجفتمون بوده و دیگ این کار نمیکنه چطوری باورش کنم

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      اول از همه باید بگم حساسیت و شک و تردید شما بلاخره ایشون رو فراری خواهد داد ..پس اول برای این مشکل مشاوره کنید چون هیچ مردی دوست نداره زیر ذره بین باشه
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ
  4. پری
    پری گفته:

    من یه مورد خاستگار دارم که خارج از ایران زندگی میکنه اون دیپلم داره اما فهمیده ست و اطلاعاتش فوق العاده بیشتر از منه خانواده سنای ای دارندو محجبه هستن پیش چندتا مشاور رفتیم یکیش تاییدش کرد خیلی یکیشون میگفت مناسب نیستین و ثبات زیادی نداره. منم خودم گاهی فک میکنم بهم دروغ میگه تا خودشو بهتر جلوه بده اماتمام تلاش خودشو کرده تا خانواده منو راضی کنه من به پیشنهاد یکی از همین مشاورا رابطمون رو طولانی تر کردم تا بیشتر بشناسمش اما واقعا نمیدونم باید چکار کنم ????

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      دقیقا” تا وقتی مراوده و معاشرت نداشته باشید و وابسته نشده باشید میتونید با شناختی که پیدا میکنید انتخاب درستی انجام داد
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ
  5. فرشته
    فرشته گفته:

    سلام.من ۲ سال و نیم هست که با یکی از پسرای فامیلون دوست هستم و قرار بود تا چند وقت دیگه عقد یا نامزد کنیم تا اینکه برنامه سربازیش پیش اومد و قراره بره سربازی.از یه طرف اون گیر داده که عقد کنیم مخصوصا حاالا که دیگه همه فامیل خبر دار شدن البته پدر مادر خودمون میدونستن.از یه طرف من اصلا راضی نیستم فک میکنم اگه سربازیشو تموم کنه بعد نامزد کنیم بهتره.ولی اینجوری خیلی رابطه طولانی میشه و مشکلات خودشو داره.لطفا کمکم کنید

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      بهتره اول تکلیفتون رو با خودتون روشن کنید … بلاخره اگر به هم علاقه دارید و خانواده و خودتون تاییدش میکنید میتونید مراسم نامزدی رو اجرا کنید …
      ولی باید برای شناخت هم بیشتر تلاش کنید … و حتما” مشاوره حضوری داشته باشید … بدون اینکه درگیر احساسات و وابستگی بشید

      پاسخ
  6. Naz
    Naz گفته:

    سلام نظر به تجربه که دارم نامزادی طولانی مدت یعنی کوهی از مشکلات دلسردی بی توجهی حس تکراری بودن سخن چینی ها و بلاخره جدایی …اگر شرایطشو ندارین لطفا به دختران نه وعده ناق بدین نه شامل چنین رابطه شوید و نه امیدوار باشید به اینده خوب و وفاداری جانب مقابل چون در زندگی انچه انتظار نداریم بیشتر اتفاق میفته و دنیا پر از اتفاقات غیر قابل پیش بینی

    پاسخ
  7. رویا
    رویا گفته:

    سلام و خسته نباشید
    من ی دختر ۲۷ ساله فوق لیسانس بیکارم ی سالو هفت ماه با ی پسر که دیپلم و کاری و هم سنو سال خودمه و ی بارم با ی دختر نامزد کرده و جدا شدن. اشنا شدم.این پسره فعلا تومغازه باباش کار میکنه و اون طور که معلومه و گفته که مایحتاج ی زندگی خوب رو داره و میتونه خوشبختم کنه…و رابطه ما بیشتر مجازیه..فوقش دو بار از نزدیک دیدمش.و اونا تحقیقات لازم و کردنو خانوادمونو شناختن.قرار بود بعد صفر بیان خواستگاری.الان مادرش زنگ زده درمورد پسرش حرف زد و نقااط منفی و شکست و بدبختی های پسرشو ذکر کرد اصلا چیز مثبتی و دلگرمی بر خلاف پسرش نگفت.میگه هنوز زمستونه وپدرش مشکل داره و نمیتونیم بیام هر موقع موقعیت جور شد میایم با خانوادتون اشنا میشیموحتما میایم ولی زمانشو معلوم نکرد…به نظرتون من که وابسته شدم واز ی طرف پسر اصرار ماندن منو مبیکنه و وباز هم یکی دو روز کردن هاش.ی راه حل خوب و به درد بخور بهم بگین بیخیال وابستگی.خواهشا راهنماییم کنین.

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      اولا” وابستگی شما بی مورده چون ممکنه اتفاقات ناخواسته ای بیفته … ایشون استقلال مالی نداره و همین مشکلات زیادی رو از همین امروز برای شما به وجود میاره
      در این حالت بهترین کار صبر کردنه … ولی صبر کردن تا زمانی مشخص و معلوم
      بعد از این مدت باید بتونید تصمیم قاطع بگیرید و گرنه با این وابستگی نمیتونید هیچ کاری انجام بدید
      به هر حال ایشون برای ازدواج مشکلات اساسی داره که عمده اش مالی و اقتصادیه

      پاسخ
  8. مریم
    مریم گفته:

    سلام خسته نباشید.من ۲۸ سالمه و ۴ سال پیش با یه اقایی اشنا شدم و قرار ازدواج بود ولی اون بهانه شرایط مالیشو اورد و گفت باید دوسال دیگه صبرکنم ولی من باهاش کات کردم و گفتم میخوام تنها باشم.سه ماهه که پیاماشو جواب نمیدم و ندیدمش. و کارمم رها کردم تا دسترسی بهم نداشته باشه.تصمیم گرفتم ازدواج کنم تا خیالشو راحت کنم که دیگه هیچ حسی بهش ندارم. توی یه سایت همسریابی عضو شدم و با یه اقایی اشناشدم که شرایط خانوادگی و مالی و مذهبیشون مثل خودمونه و باهم مشکلی نداریم ولی این اقا ازم خواستن که برم بیرون و ببینیم همدیگه رو و چون عکسمو دیدن گفتن من از انتخابم راضیم و وقتی دیدمت عاشقت شدم و قسم میخورم که همیشه باهاتم ولی من قول صد درصد بهش ندادم ولی مجبورم کرد که برم ببینمش.رفتیم بیرون و این اقا ازم خواست که توی ماشینشون بشینم و حرف بزنیم و من نشستم اصلا برنامه یه جوری شد که نفهمیدم چرا بهش اعتماد کردم و بدون رضایت من منو بردن خونشون و وقتی از دستش ناراحت شدم و خواستم برگردم دست گذاشتن روی قران و قسم خوردن که عاشقمه و میخواد بهش اعتماد کنم و از منم خواستن که قسم بخورم. بعد اونروز نتونستن جلو خودشو بگیره و باهام رابطه داشت. من از اون روز خیلی افسرده شدم و حس میکنم دیگه قابل اعتماد نیست ولی اون هنوز میگه که عاشقمه و به مادرش جریان رو گفته و حتما میاد خواستگاری.حالا به نظرشما میشه به اینجور ادمی اعتماد کرد؟ همیشه و هرروز ازم میخواد که باهاش برم بیرون ولی من دیگه نرفتم و گفتم تا بعد از عقد نمیتونم بهت نزدیک شم چون اصلا قابل اعتماد نیستی ولی اون مثل کسی که واقعا تصمیمش جدیه حرف میزنه و میگه باشه تاهمیشه منتظر میمونم. واقعا نمیدونم چه فکری توی سرش داره؟چون قبلا هم یه تجربه تلخ دارم نمی دونم چه روشی رو پیش بگیرم. ممنون میشم حواب بدین. باتشکر

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      خیلی خوبه شما برای فرار از ایشون خودتون رو از چاله به چاه میندازید و واقعا” با چنین تصوری کار زیادی نمیشه برای شما انجام داد
      من فقط یک حرف به شما میزنم … خانم محترم خودتون رو پیدا کنید … همین … ببینید چی بودید و قراره چی بشید و به چه هدفی برسید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ
  9. R.e.y.h.a.n.e
    R.e.y.h.a.n.e گفته:

    سلام من ۲۲سالمه و ۴ ساله که با پسری دوستم و قصد ازدواج داریم که آشناییمون از یه سایت اینترنتی بوده اما خیلی محدود و بعدش شماره همو گرفتیم ،۳سال از من بزرگترن ،تو این چهار سال اوایل بهتر بود ولی بعدش سر قضیه های پیش پا افتاده مثل پیدا نکردن خروجی مترو که باهم قرار گذاشته بودیم و …بحث و جدلمون زیاد شده ،تو عصبانیت بهم بی احترامی کرده و من برخورد جدی باهاش نمیکردم ،اما عصبانی نباشه خیلی اخلاق خوبی داره ،از لحاظ مذهبی ما بالاتریم و از لحاظ اقتصادی هم همینطور ،خیلی به پای ایشون بودم از دانشجویی ایشون تا تمام کردن خدمت سربازی و جور کردن کار ،اما تو این چهار سال ایشون هیچ سالگرد دوستی واسم نگرفتن !من جای تعجب برام که چرا واسش مهم نیست و هیچ اقدامی نکرده؟!این میتونه نشونه بی ارزشیه من واسه ایشون باشه؟! یا مثلا فاصله قرار گذاشتنمون طولانی میشه الان یه ماه و نیمه همو ندیدیم چون میگه اوایل کارشه و مرخصی نگیره بهتره!بعد ساعت کارشم حاضر نیست قرار بذاره !حالا موندم اینجور رفتارا نشونه چی میتونه باشه؟!اینکه ارزشم کم شده واسش؟!میخوام بدونم بودن یا نبودنم واسشون مهمه یا نه؟!لطفا راهنمایی کامل کنید ،ممنون

    پاسخ
  10. mina
    mina گفته:

    مرسی بابت جواب زبون تند منظورم اینکه نسبت ب کاراش واکنش نشون میدم همیشه انتظار داره اگه باکاراش اذیت میکنه یا حوصله نداره من غر نزنم هیچی نگم تحمل کنم.که خودش ازدلم دربیاره از بحث کردن دوری میکنه اصلا هراتفاقی بیفته نمیگه میریزه تو خودش ولی من میگم باید راجع ب مشکل حرف بزنیم ولی اون از حرف زدن درمورد مشکلات فراریه.

    پاسخ
  11. mina
    mina گفته:

    سلام.من ی سالی میشه ک با همکارم دوستم البته ازهم دوریم خونوادش ساکن شهر من هستن اما خودش تهرانه از اول دوستیمون من خیلی رو ازدواج جدی نبودم ایشونم دیدن من گارد میگیرم حرفی از ازدواج نزدن مشکل حادی نداشتیم فقط اینکه من کم طاقتم و صبر ندارم کلا وایشون صبور و ارومن سر قهر کردنای مکرر من ایشون ازم دلخور شدن و بخاطر بحثی ک بینمون شد البته من مقصر بودم ناراحتشون کردم ۶ماه در ارتباط نبودیم ولی من چن بار تماس گرفتم چن واقعا میخواستم بابت حرفی ک بهشون زده بودن عذرخواهی کنم ک ایشون بعد چن بار تماس (پی ام .اس) ازم پرسید ازدواج کردم یا نه و اینکه دوس داره برگرده اینکه منو دوس داشته و بعد این مدت فهمیده من بهترازون چیزیم ک فک میکرده فقط من یکم زبونم تنده خواست ادامه بدیم و بعد مقاومت اجازه دادم اما ازش خواستم ک دیگه همو اذیت نکنیم گفت الان خوب شده دیدش عوض شد اعتماد کردم اما خواستم ک تکلیف رابطه رو مشخص کنه حتی تو دوماه اصلا کاری بش نداشتم اما خودش اس میداد از رفت و امداش سختی کارش امار میداد بش گفتم ی خواستگار دارم بعد اون اصلا ازش خبری نداشتم وقتی اس دادم گفت سردرگمه هم دوسم داره هم ازم دوره اما اصرار کردم تکلیفمونو مشخصه کنه همش طفره میرفت بالاخره گفت دوست داره تمرکزش تو کارش باشه منم کلا کات کردم نظرتون چیه؟؟

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      پس اعتماد و انتخابی بین شما و ایشون وجود نداره و بهتره تکلیف خودتون رو زودتر مشخص کنید و به ایشون تا زمانی مشخص وقت بدید و بدونید شما هر حسنی داشته باشید تا وقتی زبونتون تند باشه هیچ ارزشی نداره و همون مثال سر سبز را زبان سرخ بر باد خواهد داد، میشود

      پاسخ
  12. mehran
    mehran گفته:

    من مدت دو سال با دختری دوست هستم و رابطه ما بسیار عاشقانه بود ولی به دلیل اینکه دانشگاهه اون مسافت زیادی داشت و ما هر چند ماه یک بار همو میدیدیم به مرور برای من سخت شدش و به جایی رسیدم که خیلی سرد شدم…و اون با این حال همیشه علاقه و عشق زیادی به من داشت..ولی رابطمون به جدایی خطم شد.چند ماه کات بودیم و من با کی دیگه ایی آشنا شدم!و اونم منو به شدت دوست داشت با اینکه محل سکونتش نزدیک نبود ولی زیاد برای دیدینم میومد خونه اقوامشون.مدتی با هم دوست بودیم ولی فکر خیانت به نفر قبلی باعث شد ازش جدا بشم و کلی ضربه بزنم بهش مدتی جدا بودیم ولی دوباره به نفر دوم نزدیک شدم و اونم منو پذیرفت. ولی دوباره اون حس اومد و نتونستم ادامه بدم باهاش. و دوباره کات کردم. و چند روز بعد با نفر اول که دوسال با هم دوست بودیم دوست شدم و آشتی کردیم ولی الان هم همون حس سردی که باعث شد ازش جدا بشم درگیرم کرده و فک میکنم تکراریه و آدم شادی نیستم باهاش…و فکر نفر دوم و لحظات شادی که باهاش داشتم میاد سراغم
    واقعا از نظر روانی دچار مشکل شدم…
    در لحظه تغیر شخصیت میدم نمیدونم چی خوبه چی بد.
    دختر اول که دو سال با هم بودیم تربیت معلم درس میخونه یکم از نظر عقاید هم ما خانواده آزادتری هستیم
    و دختر دوم آزادتر در حد خودمون
    میدونم مفصر خودم هستم و دارم هر دوی اونار اذیت میکنم ولی نمیدونم چیکار کنم با هیچکدومشون نمی تونم چون فکر اون یکی باعث آزارم میشه. و به هیچ وجه هم همچین آدمی نیستم که بخوام با چند نفر دوست باشم و ازشون سواستفاده کنم

    مننون میشم از طریق ایمیل از جواب منو مطلع کنید.

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      دوست عزیز شما هر کاری دلتون خواسته انجام دادید و الان از ما چه راهنمایی میخوایت ؟ همینکه هدفی در زندگی نداشتید باعث شده با احساسات دو تا دختر بازی کنید و تا وقتی که نتونید برای آینده خودتون هدفی رو متصور باشید همین روال رو ادامه خواهید داد

      پاسخ
  13. hhh
    hhh گفته:

    سلام من حدود ۳ سال با یک پسر در رابطم و عاشق هم شدیم اون مادر و پدرش را از دست داده و تنها امیدش به منه این موضوع باعث شده من یکم بهش ترحم کنم ولی واقعا عاشقشم امما الان یک شخص جدید وارد زندگی من شده که او هم مرا برای ازدواج میخواد و میخواد همدیگرو بهتر بشناسیم.
    بین یک ۲ راهی گیر کردم نمیدونم باید چیکار کنم
    نمیدونم عشق بهتره یا عقل
    یه جورایی با اینکه تصمیم با اولی جدی هست و حتی پا پیش گذاشتن برای ازدواج امما شک و تردید مبهمی دارم…خیلی ترس پیدا کردم…

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      شما در این سه سال عشق رو تجربه نکردید و به همین خاطر دچا تردید شدید بهتره مشاوره کنید تا از این تردید و شک خارج بشید و خواهشا نه خودتون و نه کسی دیگه و با چنین احساسی سرگردان نکنید

      پاسخ
  14. bi94ta
    bi94ta گفته:

    ممنون ک جواب دادین. ..اگ بعد شناخت کافی ازدواج کنیم چی ..چونک ما قرار فقط نامزد بشیم از اول هم هدفمون ازدواج ن دوستی

    پاسخ
  15. bita
    bita گفته:

    با سلام وخسته نباشید .من ۲۲سالمه با ی پسری در حد چت و تلفنی ی مدت کوتاهی دوست شدم .فقط هم ی بار همه دیگرو از نزدیک دیدیم ،هم دیگرو خیلی دوس دارم الان قرار ازدواج گذاشته ب نظرتون ازداوجمون دوامی داره خوشبخت میشیم یا ن ..خواهش جواب بدین

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      با چنین شرایط نمیتونید به این ازدواج ول ببندید چون هیچ شناختی نه شما و نه خانواده ها از هم ندارید ..پس نمیتونید اعتماد کنید … شما الان وابسته شدید و از روی احساسات تصمیم گیری میکنید ..پس بهتره واقع بین باشید

      پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      دوست عزیز گاها” دوستان اینجارو با اغذیه فروشی اشتباه میگیرن که باید در لحظه به جواب برسن در صورتی که سوالات باید دسته بندی بشه و روی سایت لود بشه
      پس صبور باشید …

      پاسخ
  16. hasti
    hasti گفته:

    سلام..ممنون از اینکه وقتتون و در اختیارم قرار میدین

    من چندماهیه که با پسر مورد علاقم در ارتباطم…رابطمون دو طرفس…من خودم شخصا دوس ندارم رابطمو کش دار کنم… اینکه باهاشم در ارتباطم بخاطر علاقه ایه که بهش دارم…تا حالا مستقیم بهم نگفته منو واسه ازدواج میخواد…اما حرفایی زده که منظورشو برسونه… نمیدونم چطوری متوجه شم که واقعا قصدش ازدواجه یانه… چون اینطوری دارم بهش وابسته تر میشم و چندباری هم بهش گفتم وابسته میشیم و خیلی چیزا…اما تا این حرفارو میزنم ناراحت میشه… یکبارم در مورد شرایط مالیش گفته که انگار فعلن شرایطشو نداره… بنظرتون چه کاری الان درسته؟صبر کنم ؟البته اینم بگم ایشون ۳۲ سالشه و من ۲۵

    ممنون ازتون

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      دوست عزیز شما همین الان هم وابستگی اتفاق افتاده و شما اگر نتونید برای این رابطه بی نتیجه راهی پیدا کنید ارمغانی جز افسردگی برای شما نخواهد داشت
      این رابطه باید کات بشه …سخت خواهد بود ولی برای هر دو طرف بسیار عالیه چون تکلیفشون رو در زندگی میدونن

      پاسخ
  17. iamicy.girl
    iamicy.girl گفته:

    سلام از پارسال همین موقعها با پسری اشنا شدم اوایل اصلا علاقه نداشتم بهش ولی الان هر دو عاشق همیم البته رفتار اون اوایل خیلی بهتر از حالا بود البته الانم خوبه ولی مثل سابق نیست و منم رفتارم خیلی باهاش بهتر از قبل شده من خیلی وابستش شدم و این هر دومون رو خیلی اذیت میکنه رابطمون الان نامزدیه ولی خیلی خساس شدم و… کمکم کنید

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      در مورد حساس شدن باید ریشه اونو پیدا کنید و نیاز به مشاوره حضورری دارید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ
    • hasti
      hasti گفته:

      سلام..بنظرم بی جهت حساس شدی ..چون همه ی روابط در روزای اول خیلی گرمتره..اونم بخاطر شناخت کمتر و حس احترام و صمیمته کمتره … به مرور که صمیمیت بیشتر میشه و حتی به نامزدی کشیده میشه… حس آرامش و تعلقی به وجود میاد… که شما فکر میکنید طرف مقابل عوض شده… این حالت طبیعیه.. حساس نشین .

      پاسخ
  18. iamicygirl
    iamicygirl گفته:

    وای منم همین مشکلو دارم ما رابطمون جنبه نامزدی هست و اینقدر بهش وابسته شدم ک اگه تا دوساعت ازش بیخبر باشم میمیرم و در این شرایط هم خودم و هم اونو اذیت میکنم چیکار کنم

    پاسخ
  19. Raha
    Raha گفته:

    از اول دوستیمون قصد ازدواج بود.و یبار هم خواستگاری اومد.اما خانواده مخلفت کردن.شرایطت رو نداره.الان میترسم چندسال دیگ ادامه بدم و باز شرایطش اکی نشه….

    پاسخ
  20. Raha
    Raha گفته:

    سلام.من ۶ساله تو یه رابطم.توی این ۶سال هیچوقت دلسرد نشدم.هیچ مشکلی نداشتیم.چند وقت پیش یه خواستگار داشتم که ۱سال از خودم کوچکتر بود.با نظر خانواده باهم در تماس بودیم.الان بین دوراهیم.تورو خدا کمکم کنید

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      شما معیارهایی دارید که مسلما” بر اساس اون باید انتخاب کنید پس ببینید کدوم فرد به معیارهای شما نزدیکه تا بتونید انتخاب درست و مناسبی داشته باشید

      پاسخ
  21. فاطمه
    فاطمه گفته:

    طولانی شدن یعنی جدایی بخدا نزدیک سه سال با یکی بودم تا شرایط ازدواج کردن جور بشه البته از طرف اون شرایط بد بود چون بیکار بود و…حالا بعد از سه سال نسبت بهش سرد شدم کسی دیگر بهم ابراز علاقه کرده و منم الان بین این دونفر گیر کردم کسی هم نیست باهاش درد دل کنم یا مشاوره بگیرم خیلی روزی سختی رو میگذرانم کمکم کنید….

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      دوست عزیز به هر حال این شما هستید که باید شرایط رو بسنجید و بدوند آیا ارزش داره به پای چنین فردی وقت و انرژی خودتون رو تلف کنید یا نه ؟ پس بهتره در وهله نخست خودتون به این نتیجه برسید و منطقی فکر کنید و قاطعانه عمل کنید وگرنه کسی بجز خودتون رو ملامت نکنید
      در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ
  22. یه دختر
    یه دختر گفته:

    سلام…۹ ماهه با پسری اشنا شدم..و از همون اول صحبت از ازدواج بود..شغلش جوریه که چند ماه ایرانه،چندماه نه،..دو روز بعد از سفر اخرش رفتارش کمی سرد شد که بعد از اصرار من ،بهم گفت که پای هیچ کس میون نیست و تنها علتش اینه که درخواست کاری که برای المان فرستاده موافقت شد و میتونه بهترین شرایط رو داشته باشه..بهم گفته اگه من بودم چیکار میکردم؟ میگه دوسال دیگه میره..این مدت با هم باشیم به عنوان دوست..یه سال بعد رفتنش میاد دنبالم..من ۲۶ سالمه..هم دوسش دارم..هم عقلم میگه اگه صبر کنم براشو اخرش بزنه زیرش چی؟اون وقت فرصت هامو از دست میدم و سنم میشه ۲۹.ایا گذر زمان میتونه پایبندش کنه به من؟ باور کنید توی برزخم..هرچند میخام منطقی باشم..اما احساس هم دارم بهش

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      دوست عزیز هیچ تضمینی برای اینکه چه اتفاقی بیفته وجود نداره … ولی هر کسی میتونه خودش تصمیم گیری کنه … و این به خود شما بستگی داره که دلتون رو به کدوم سمت متمایل ببینید

      پاسخ
  23. طالب علم
    طالب علم گفته:

    سلام، پسری هستم ۲۹ ساله و ۵ ساله با دختری بودم که عاشقانه منو دوست داشت و به خاطر علاقه اون به خودم منم با عقل و منطق عاشق اون شدم، ولی به علت مشکلات مالی و سخت بودن تشکیل زندگی، نتوانستم زودتر به خاستگاری دختر برم، تا ۳ ماه قبل بعد از تحت فشار قرار دادن من توسط دختر، یک قرار گذاشتیم که مادرم و خواهرم با دختر و خانواده اون آشنا بشن تا زمان دقیق خاستگاری رو توی اون جلسه مشخص کنن، ولی دختره با توهین به خواهرم گفت اگه میخایین بیایین باید همون جلسه اول بیایین خاستگاری رسمی وگرنه مارو به خیر و شمارو به سلامت، و چون به خاهرم بی احترامی کرد من هم این موضوع رو قبول نکردم و رابطه ما کات شد، ولی من هنوز عاشق اون دختر هستم، اون دختر هم به من علاقه دارد ولی به شرطی منو میخاد که من خانوادم رو زیر پا بزارم، لطفا راهی به بنده نشان بدید تا علمم رو قبل از تشکیل ازدواج بیشتر کنم چون هنوز هم نمیدانم که رابطه ما درست میشه یا نه و اینکه این دختر به درد زندگی من میخوره یا نه، ممنون از شما

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      دوست عزیز خیلی مهمه افراد در زندگی مشترک با احترام متقابل وارد بشن … پرده حرمت و حیا بین شما پاره شده و راهی نیست
      مگر اینکه خانواده خودتون رو قربانی چنین ازدواجی کنید و یا تصمیم دیگری بگیرید
      به هر حال اگر رابطه شما درست هم بشه شما نمیتونید اعتماد و حرمت از بین رفته رو بدست بیارید و از این دست رفتارها خواهید دید
      پس منطقی فکر کنید و اینقدر احساساتی نباشید

      پاسخ
  24. بی نام
    بی نام گفته:

    سلام، من ۲۶سالمه مدت ۶سال هست که با پسری آشنا شدم اوایل فقط به عنوان دوستی بودیم،حدود ۲ساله که منو واسه ازدواج خواستن و منو به خانواده‌شون معرفی کردن و خانواده ها راضی هستن،و چند وقتیه که میگه من نمیخوامت، و دلیل منطقی و قانع کننده ای نمیدن،میگه دوست دارم برم عشق و حال کنم دست از سرم بردار، واقعا دوستشون دارم نمیخوام از دستش بدم، تو روخدا راهنماییم کنین،ممنون

    پاسخ
    • پاسخگو
      پاسخگو گفته:

      دوست عزیز خیلی محترمانه باید چنین رابطه ای کات کنید … چون باید پیامش رو شنیده باشید ایشون به شما علاقه ای نداره … پس وقتی توان آزمون و خطای رابطه ای رو ندارید بهتره هیچوقت واردش نشید

      پاسخ
      • ناشناس
        ناشناس گفته:

        سلام…ازداج با پسری که از یه استان دیگه و یه قومیت دیگه است چه طور….ما تقریبا سه سالی هست با هم تلفنی صحبت میکنیم ..فقط یه بار هم رو دیذیم ..حالا نمیدونم به کسی فقط یه بار دیدم میشه اعتماد کرد واسه ازدواج یا نه….‌اگه این ازدواج خوبه چه طور به والدینم بگم و راضی شون کنم

      • پاسخگو
        پاسخگو گفته:

        دوست عزیز ازدواج با اختلافات مذهبی و دینی یکی از بدترین این ازدواج هاست … شما در آینده حتی برای نام فرزندتون هم با مشکل روبرو خواهید شد پس چطور انتظار آرامش در چنین ازدواجی دارید ؟ ازدواجی که فقط یک بار هم رو دیدید ؟ ایا برای خرید یک لباس هم اینطور رفتار میکنید ؟ !!! که برای یک عمر زندگی خودتون با این سادگی رفتار کردید ؟

      • چیچک
        چیچک گفته:

        سلام من اصلا بااین نظرموافق نیستم.اگر هردو طرف کاملا به بلوغ فکری ومنطقی رسیده باشن میدونن که بایدبه فرهنگ واعتقادات هم احترام بذارن و نام فرزندواین چیزا خیلی پیش پاافتاده ست.البته همونطور که گفتم بستگی به درک وشعور۲طرف داره واینکه اون تاچه حدخودشوبه شما واقعی معرفی کرده وشماچقدر درست شناختیدشون.هیچ قانونی تو دنیا ۱۰۰%مطلق و درست نیست.همیشه قانونای جدیدهم برای نغزاون قوانین قبلی پیدا شدن.

  25. عاطفه
    عاطفه گفته:

    سلام
    من ۲۶ سالمه ی ساله با یکی برا قصد ازدواج آشنا شدم و رابطه ما بیشتر تلفنی مجازی بوده سه بار از نرزدیک دیدمش. چون تو شهر کوچکی زندگی میکنیم تقریبا با خانوادش و فامیلاش شناختی دارم اون در عرض این ی سال فقط وعده داده و میگه ی ماه بعد میام صبر کن طوری شده که دو تااز خواستگارامو فقط بخاطر اون رد کردم چون وقتی بهش میگفتم عصبی میشد از قول خودش بیمارستانی میشدتیا پنجاه تومان شارژ میفرستاد..درحالیکه درد من اون نیست. خانوادشم در جریانه.درسمم تموم شده ارشدمو گرفتم نمیذاره دنبال کار برم طوری رفتار میکنه طوری حرف میزنه که آدم حرفاشو باور میکنه که برا ازدواج می خواد این ی سالم فقط میگه صبر کن تا ده روزه میام ولی فقط وعده…راستش تصمیمئ گرفتم این هفته شمارمو خاموش کنمو بگم از خونه یزنگمو بگم بابام وقتی باهات میحرفیدم از دستم گرفت دیگه نمیتونم…تا عکسالعملاشو ببینم.تورو خدا کمکم کنین نظر شما چیه رو هوام خیلییییییییییییییییی. در ضمن خانواده من دو ماه نمیدونن که گوشی دارم فقط شمارمو اون میدونه .و چیزی به خانوادم نگفتم چون ازش مطمین نیستم

    پاسخ
    • پاسخگو
      پاسخگو گفته:

      دوست عزیز تعجب میکنم شما خودتون رو اسیر رابطه ای کردید که میتونه تمام فرصت های شما رو از بین ببره … در ضمن در رفتار ایشون نوعی تعصب کور برای کار نکردن شما هست که میتونه در آینده برای شما شدیدا” ایجاد مشکل کنه … پس شما اول تکلیف رو با خودتون روشن کنید بعد میتونید در این مورد تصمیم گیری کنید …چون اگر خانواده در این مورد چیزی متوجه بشه اعتمادشون از شما سلب میشه و دیگه نمیتونید در این مورد مورد اعتمادشون باشید به این مسایل خوب دقت کنید

      پاسخ
  26. هنگام
    هنگام گفته:

    دوستان یکی کمک فکری کنه
    ۸سال با ینفر دوست بودم ۳سال بعد تصمیم به ازدواج گرفتیم اما به خاطر درس به تعویق افتاد
    پارسال اومدن خواستگاری
    خانواده ها این چند سال در جریان بودن بیرون میرفتیم خانوادش منو دعوت میکردن
    تا فروردین امسال گفت نمیتونم خوشختت کنم و رفت
    بنظرتون چراااا

    پاسخ
    • Anonymous
      Anonymous گفته:

      دوست داشتن و یا دوست نداشتن کسی دلیل خاصی نمیخواد شما میتونید احتمالات زیادی رو برای خودتون بیارید ولی چیزی که امروز بسیار مهمه اینه که ایشون نمیتونه زیر بار مسئولیت ازدواج با شما بره پس تکلیف شما هم مشخصه … ولی میتونید مدتی رو صبور باشید بسیار دیده شده چنین اقایونی دوباره نظرشون رو تغییر دادن و برگشتن

      پاسخ
  27. علی
    علی گفته:

    سلام.من یک ساله با یک دختر دوستم قرارمون هم ازدواجه و خانواده ها هم در جریان دوستی ما هستن.حالا خانواده ی دختر قصد مهاجرت به کشور خارجی رو دارن که ممکنه حدود۶ سال بین ما فاصله بندازه . حالا اگر ارتباطمون رو داشته باشیم با تماس تلفنی یا تصویری و سالی یکبار که بیان ایران آیا ادامه ی رابطه ممکنه یا نه ؟؟ خواهش میکنم جواب بدین مرسی :-(

    پاسخ
    • Anonymous
      Anonymous گفته:

      دوست عزیز خودتون بهتر میدونید این ارتباطه که ایجاد وابستگی و احساس عاطفی میکنه … مسلما” شش سال دوری برای شما در این حالت بسیار سخت و شاید بی نتیجه باشه …
      ولی با تمام این تفاسیر اینکه رابطه شما دوام بیاره فقط و فقط به شما دو نفر بستگی داره … و تصمیم برای ادامه دادن و ندادن هم با خود شماست که بتونید با خودتون و دلتون کنار بیایت

      پاسخ
  28. رضا
    رضا گفته:

    سلام من ۲۴ سالمه سه سال با ی دختر دوستم و قرار ازدواج داریم الان حدودا یک سال میشه ک درسم تموم شده و چند ماهی مشغول بکارم بهم فشار میارن ک زودتر بیام جلو تکلیفو مشخص کنم ولی از مسوولیتش میترسم و اینکه نمیدونم چیکار باید بکنم لطفا راهنماییم کنید

    پاسخ
    • Anonymous
      Anonymous گفته:

      دوست عزیز وقتی شرایط شما مهیا نیست بهتره صبور باشید … معمولا” دخترا به خاطر احساساتی رفتار کردن چنین فشارهایی رو به پسرهای عاشق میارن .. بهتره شما که در ابتدای کارکردن هستید با واقع بینی پیش برید … چون اگر نتونید در آینده از پس هزینه های زندگی بربیایت با مشکلاتی از جمله طلاق و مهریه و نفقه باید دست و پنچه نرم کنید … پس تا وقتی کاری با ثبات و درآمدی پایدار ندارید وارد چنین تصمیمی نشید … نگرانی امروز شما واقعا” بجا و از روی عقل و منطقه

      پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.