✔️بهترین سن برای ازدواج کیه؟

سن مناسب یا محدوده سنی مناسب برای ازدواج؟

 عده ای معتقدند که هر کاری سنی دارد، تحصیلات، ازدواج، فرزندآوردن و بازنشستگی. حتی ممکن است سن خاصی برای مرگ هم در نظر بگیرند! ” دیگه عمرش رو کرده بود”!

معمولا جامعه و فرهنگ هر کشوری، سن مناسب در حیطه های مختلف شغلی، تحصیلی و روابط را تعیین می کند.

شاید تعیین سن مناسب برای تحصلات و بازشستگی و … به اندازه سن مناسب برای ازدواج چالش برانگیز نباشد.

طبیعی است که انجام نشدن کارها در سن مناسب خود باعث احساس عقب افتادن از زندگی و حتی استرس و وسواس فکری خود فرد و خانواده او شود.

✔️چه زمانی ازدواج کنیم؟ آنالیز سن ازدواج

آیا باید در ۲۵ سالگی از مجرد ماندنم نگران شوم یا تا ۳۰ سالگی فرصت دارم؟

آیا در ۱۷ سالگی آمادگی لازم برای ازدواج را دارم یا باید تا سن مناسب آن صبر کنم؟

امروزه روانشناسان به جای سن مناسب ازدواج از محدوده سنی مناسب برای ازدواج صحبت می کنند. موضوعی که تا حد زیادی فردی و بسته به موقعیت هر شخص می تواند متفاوت باشد.

در گذشته معمولا بعد از بلوغ جسمانی، نوجوانان اقدام به ازدواج می کردند. موضوعی که اکنون کمتر از گذشته تابع اعتقادات جمعی و جبری قرار دارد سن ازدواج است.

ازدواج در سن مناسب، سنی که هر دو نفر با بلوغ فکری کامل یکدیگر را انتخاب کرده اند، یکی از مهم ترین عوامل رضایت زوجین در تشکیل زندگی مشترک است.

  • اما مشکلات ناشی از سن بالا یا پایین برای ازدواج چیست؟
  • و سن افراد چه نقشی در الگوهای همسرگزینی و انتخاب شریک زندگی دارد؟
بهترین سن ازدوج - سایت مشاوره ازدواج - عکس عاشقانه

✔️بخت افراد کم سن و سال در ازدواج چه رنگی است؟ ( من دیگه بچه نیستم!)

با افزایش دسترسی نوجوانان به فضای مجازی، محیط های تحریک کننده و سهولت در برقراری رابطه دوستی با جنس مخالف، امروزه شاهد کاهش سن بلوغ هستیم.

ممکن است عده ای ازدواج در سن کم را دلیل بر موفقیت، پیش افتادن در زندگی و نوعی برتری بدانند که باعث پاک ماندن شان در ارتباط با جنس مخالف و یا محافظت از شکست عشقی شده است.

در مقابل عده ای نیز معتقدند با ازدواج در سن کم، از خوشی های دوران مجردی، تحصیلات و تجربیات زیادی محروم شده اند.

با وجود این که سن مناسب ازدواج برای هر فردی متفاوت  است و این موضوع به عواملی از جمله میزان مهارت های فرد و شناخت درست او بستگی دارد.

به طور کلی تحقیقات مختلف نشان داده است که ازدواج زیر ۲۰ سال با افزایش طلاق، نارضایتی و مشکلات جسمانی در بارداری های زودرس همراه است.

نکته مهمی که اغلب نادیده گرفته می شود، تغییر ملاک های همسرگزینی است.

هر فردی قبل از ازدواج، بخصوص در سال های نوجوانی که سن رویاپردازی است معیارهایی برای انتخاب همسر در نظر دارد که ممکن است با گذر از مرحله نوجوانی و رسیدن به ثبات شخصیتی این ملاک ها دستخوش تغییراتی شود.

به عنوان مثال ممکن است در سال های نوجوانی، اهمیتی که نوجوان به قضاوت و نظر دیگران قائل است در انتخاب شریک زندگی تاثیر گذار باشد.

موضوعی که معمولا با افزایش سن از اهمیت آن کاسته می شود.

✔️ آنالیز سن ازدواج:

✔️خوشی ها و ناخوشی های ازدواج در سن بالا:

ازدواج در سن بالا، موضوعی که اکنون بیشتر از هر زمانی پذیرفته و شیوع پیدا کرده است؛ به یکی از چالش های مهم زندگی خانواده ها ( نگرانی والدین ) و جوانان تبدیل شده است.

عوامل تاثیرگذار در بالا رفتن سن ازدواج می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • سهولت برقراری ارتباط با جنس مخالف و تامین نیازهای عاطفی و جنسی
  • تجربه دوستی های متعدد، شکست عشقی و بی اعتمادی به دیگران
  • غرق شدن روی مسائل مربوط به شغل و ادامه تحصیل
  • سخت گیری زیاد در انتخاب همسر
  • مشکلات اقتصادی در تامین هزینه ازدواج، جهیزیه و…
  • ناامیدی ( باور به اینکه زمان مناسب برای ازدواج و تجربه ی عشق را از دست داده اند).

آنالیز سن ازدواج: ازدواج در سن بالا از مزایایی از جمله رسیدن به ثبات شخصیتی، انتخاب عاقلانه تر، داشتن شرایط شغلی و اقتصادی بهتر و همچنین مهارت های لازم برای زندگی مشترک همراه است.

با این حال توجه داشته باشید که افزایش بیش از حد سن ازدواج با خطراتی از جمله کم شدن بعد عاطفی و هیجانی، افزایش فاصله سنی با فرزندان و حتی کاهش احتمال بارداری همراه است.

✔️آیا سن ازدواج عدد خاصی دارد؟

در کل سن مناسب ازدواج عدد خاصی ندارد اما اینگونه تعریف می شود که هنگامی که یک جوان چه دختر و چه پسر به آن حد از بلوغ فکری و ذهنی برای اداره یک زندگی و رویارویی با مشکلات برسند می توانند  ازدواج کنند.

البته این تعریف به صورت تئوری بوده و عوامل بسیاری در ازدواج دخیل هستند همچون بحث بسیار مهم مالی و یا تفاهم و علاقه و سلامت روانی و اخلاقی که از این مطلب خارج هستند.

بنابراین نمی توان به طور قطع یک سن خاصی را برای ازدوج تعیین کرد اما به صورت معمول برای دختران سنی بین ۲۲ تا ۲۵ سال و پسران ۲۴ تا ۲۷ سال را مناسب برای ازدواج می دانند.

زیرا در این سنین بلوغ فکری حاصل شده و از نظر جسمی هم توانایی های لازم برای ازدواج فراهم شده است.

✔️آنالیز سن ازدواج

سن ازدواج، سنی است که در آن فرد برای ازدواج آمادگی جسمی و روانی دارد. این سن در افراد مختلف متفاوت است و به عوامل مختلفی از جمله شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی بستگی دارد.

سن قانونی ازدواج، سنی است که در آن ازدواج از نظر قانونی مجاز است. در ایران، سن قانونی ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال است. البته در شرایط خاص، با اجازه دادگاه، دختران از ۱۳ سالگی و پسران از ۱۵ سالگی می‌توانند ازدواج کنند.

میانگین سن ازدواج، سنی است که در آن افراد در یک جامعه ازدواج می‌کنند. این سن در طول زمان و در جوامع مختلف متفاوت است. در ایران، میانگین سن ازدواج در دهه‌های اخیر افزایش یافته است. در سال ۱۳۹۹، میانگین سن ازدواج برای زنان ۲۳.۴ سال و برای مردان ۲۶.۲ سال بوده است.

✔️عوامل موثر بر سن ازدواج

عوامل مختلفی بر سن ازدواج تاثیر می‌گذارند، از جمله:

  • شرایط اجتماعی: شرایط اجتماعی مانند سطح تحصیلات، اشتغال و وضعیت اقتصادی خانواده می‌توانند بر سن ازدواج تاثیر بگذارند.
  • شرایط اقتصادی: شرایط اقتصادی مانند تورم، بیکاری و هزینه‌های زندگی می‌توانند بر سن ازدواج تاثیر بگذارند.
  • شرایط فرهنگی: شرایط فرهنگی مانند ارزش‌ها و باورهای اجتماعی می‌توانند بر سن ازدواج تاثیر بگذارند.
  • شرایط مذهبی: شرایط مذهبی مانند قوانین و احکام دینی می‌توانند بر سن ازدواج تاثیر بگذارند.

✔️ عواقب ازدواج زودهنگام

ازدواج زودهنگام می‌تواند عواقب مختلفی برای زنان و مردان داشته باشد، از جمله:

  • عواقب جسمی: ازدواج زودهنگام می‌تواند منجر به مشکلات جسمی مانند سوء تغذیه، کم خونی و زایمان زودرس شود.
  • عواقب روانی: ازدواج زودهنگام می‌تواند منجر به مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب و سوء مصرف مواد مخدر شود.
  • عواقب اجتماعی: ازدواج زودهنگام می‌تواند منجر به مشکلات اجتماعی مانند ترک تحصیل، بیکاری و فقر شود.

✔️ اقدامات برای کاهش ازدواج زودهنگام

برای کاهش ازدواج زودهنگام، می‌توان اقدامات مختلفی انجام داد، از جمله:

  • افزایش آگاهی: افزایش آگاهی افراد در مورد عواقب ازدواج زودهنگام می‌تواند به کاهش آن کمک کند.
  • تقویت حمایت‌های اجتماعی: تقویت حمایت‌های اجتماعی از زنان و دختران می‌تواند به آنها کمک کند تا در تصمیم گیری برای ازدواج به سن بلوغ برسند.
  • تغییر قوانین و مقررات: تغییر قوانین و مقررات برای افزایش سن قانونی ازدواج می‌تواند به کاهش ازدواج زودهنگام کمک کند.

✔️ اختلاف سنی چند سال خوب است؟

کارشناسان معتقدند که پسران بین ۰ تا ۵ سال باید از دختران بزرگتر باشند تا یک ازدواج خوب سر و شکل بگیرد زیرا دختران زودتر به بلوغ فکری رسیده و زودتر از لحاظ جنسی و باروری به حد ازدواج می رسند بنابراین بهتر است که زودتر ازدواج کنند.

اما پسران دیرتر بالغ شده و همچنین برای مقدمات ازدواج باید تلاش کنند بنابراین زمان بیشتری را نیاز دارند. ازدواج باید به گونه ای باشد که تمامی مقدمات آن فراهم بوده تا مشکلی برای زندگی زوجین پیش نیاید.اما همانطور که گفتیم، اختلاف سنی زیاد بین پسر و دختر به هیچ وجه الزامی نبوده و نیست.

زیرا ممکن است پسری بسیار زودتر بالغ شده و آماده ازدواج شود زیرا نحوه بلوغ جنسی و فکری هر فرد متفاوت بوده و علاوه بر مسائل ژنتیکی نوع تربیت نیز در آن دخیل است.

✔️ تاثیر بلوغ فکری و جسمی در آمادگی ازدواج

پس سن ازدواج و زمانی که باید ازدواج کنیم به دو عامل بستگی دارد. یک اینکه آن بلوغ فکری و ذهنیت از ازدواج کامل شده و فرد توانایی اداره زندگی را داشته باشد و دو اینکه تمامی وسایل و مقدمات یک زندگی را فراهم کرده باشد تا در آینده مشکلی پیش نیاید.

 مشاوره ازدواج در برترین مراکز مشاوره

منابع: تکنیک های مشاوره ازدواج، دکتر دادخواه،چه زمانی ازدواج کنیم ؟ (آنالیز سن ازدواج) ۱۳۹۸٫ ۲-تاثیر سن ازدواج، الگوهای همسرگزینی و تفاوت سنی زوجین بر کیفیت زندگی زناشویی زنان شهر تهران، مریم ولدخانی، عبدالباسط محمدپور، کیومرث فرح بخش، حسین سلیمی بجستانی، ۱۳۹۵٫ ۳-رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج، بابک وزیری. ۴- سن ازدواج در حال افزایش: بررسی عوامل پشتیبان، حسین محمودیان،

The last comment needs to be approved.
192 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »
  1. masoud.h
    masoud.h گفته:

    بنده پسری ۳۲ ساله هستم چندین سال هست که دنبال فرد مناسب برای زندگی هستم . از یک خانومی طی شش سال سه بار خواستگاری کردم . از خواستگاری سوم یک ماه میگذرد ما هر دو در حرفه تئاتر فعالیت داریم . جواب ایشان به درخواست ازدواج من با دودولی و همراه هست و من خودمم همینطور دو دل هستم . از اینکه هم دیگر را دوست داریم شکی نیست . تفاوت سنی ما ۶ماه هستش . که من بزرگتر از ایشان هستم . مشکل ما بر سر اعتقادات مذهبی هستش . با اینکه هر دو خانواده ای مذهبی داریم . بنده اهل نماز و روز ه و… هستم . منتها ایشان چندین سال هست به قول خودشان به دلیل مطالعات و مشاوره و هایی که با اساتید دانشگاه داشته اند و … نماز و روزه و .. را رها کردند . وصحبتی هم بر سر حجاب داشتیم اینکه به بنده گفتن ناراحت نمیشی وقتی دوستان و آشنایان می آیند منزلمان من حجاب نداشته باشم ؟ من قبول نکردم . که بعد به من گفتن باشه من حجابم را رعایت می کنم . این راهم بگویم هردو دوست داریم ازدواج کنیم و فرزند داشته باشیم چون عاشق بچه هستیم . منتها به من چون معتقدم . به این فکر می کنم . که فردا که بچه دار بشیم فرزندمان . چون مادرش (همسرم) اعتقادی به نماز و… ندارد . فرزندمم همینطور بشود و … و موضوع دیگر سن هستش که فاصله سنی ما کم هست وخیلی دارم با خودم می جنگم که اصلن به این موضوع فکر نکنم . چون فرد مورد نظرم از همه نظر خوب و سالم هستش و اخلاق خوب و دلسوزانه و سازگاری دارد . ولی برای دلایلی که ذکر کردم دو دل هستم . سپاسگزار می شوم بنده را راهنمایی بفرمائید .

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      خب چه اصراریه که با چنین تفاوت فرهنگی فاحشی ازدواج کنید ؟
      خود شما بهتر از هر کسی میدونید وقتی این فرد تمایلی به اعتقادات شما نداره پس نمیتونید تغییرش بدید و خودتون رو در چند سال دیگه تصور کنید وقتی که ایشون بدون پوششی که مدنظر شماست ..جلوی جمع حاضر میشه آیا تونستید پذیرش پیدا کنید ؟ قطعا خیر ؟ مگر اینکه شما نسبت به ایشون تغییر کنید

      پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام
      مساله شما از دو جهت اساسی است که باید دقت کافی رو داشته باشید هم مساله سن ایشون و احتمالا نگرانی هایی که به عنوان مرد دارید و بحث اختلف مذهبی خب هر دو اهمیت ویزه ای دارند .مساله تفاوت مذهبی با همه ویزگی های مثبتی که ایشون دارند باید مد نظر شما باشد .حتی بحث حجاب رو ممکنه اکنون قبول کنند و لی بعدا رفتار دیگری ببینید .و یا اینکه ایشون تقیدی به نماز و روزه نداشته باشند خودش مشکل ساز است .و دقیقا درست می فرمایید در بحث تربیت فرزند مشکلاتی عارض خواهد شد .که باید نوجه داشته باشید .بنده به شخصه توصیه می کنم بیشتر فکر کنید .و احساسی و از سر علاقه تصمیم نگیرید مساله ازدواج یک روز دو روز نیست .و نمی توانید انتخاب کنید بعد سر هر چیزی بحث داشته باشید .خودتون اگر به فردی که به اعتقادات شما معتقد نباشد چه نماز و ..چه حجاب اگر پذیرشی دارید اقدام کنید در غیر این صورت به نظرم در سنی که شما دو نفر هستبد خیلی چیزها ثابت شده و انتظار تغییر نمی رود پس به امید تغییرات اینده وارد این زندگی نشوید مگر همه چیز از قبل تعیین شده باشد

      پاسخ
  2. anonymous
    anonymous گفته:

    سلام، من پسری ۲۰ ساله مدرک فوق دیپلم کامپیوتر، به تازگی بسیار جذب دخترعموی خودم شدم ایشان تمام نکته های یک همسر ایده آل رو برای من دارد، ایشان هم دختر بسیار متین و فهمیده ای است و هم خانواده بسیار خوبی دارد، اما چند نکته برایم استرس ایجاد کرده.
    اولا اینکه ایشان دقیقا ۱ سال از بنده بزرگتر می باشد.
    ثانیا ایشون فامیل نزدیک هستند و برای اینجور ازدواج ها ازمایشی وجود دارد که معلوم شود در آینده فرزندان دچار مشکل نباشند (البته در آشنایان و نزدیکان ازدواج فامیلی بسیاری صورت گرفته و خداروشکر فرزندانشون مشکلی نداشتند).
    ثالثا بنده به تازگی برای شغل دست به کار شدم ولی در حال حاظر شغلی ندارم ولی چون به رشته نجاری علاقه داشتم در کلاس نجاری سازمان فنی و حرفه ای ثبت نام کردم تا شغلشو یاد بگیرم اما بازم برای کسب مهارت و تجربه حداقل یکی دوسال باید به صورت شاگردی جایی کار کنم. من هیچ مشکلی از لحاظ تامین سرمایه برای شروع یک کارگاه ندارم و فقط مشکل بنده زمان رسیدن به این هدف می باشد.
    ولی چون به ایشان بسیار علاقه دارم ترس از دست دادن هم دارم، میترسم تا زمان رسیدن به هدفم برای شغل خاستگارانی برای ایشان بیایند.
    به نظر شما من این احساس رو به خانوادم بیان کنم یا خیر؟ اگر دوران نامزدی چندسال بطول بیانجامد در آینده مشکلی پیش نمیاد؟
    در ضمن ایشان دوسال تا پایان فارغ التحصیل شدن فاصله دارند و در شهری دیگری مشغول به تحصیل هستند.
    ممنون میشم اگر کمک کنید. با تشکر

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      خصوصیات یک مرد خوب برای ازدواج چیست؟
      ارسال شده توسط شهر سوال در ۱۳۹۲/۱/۲۴ – ۱:۱۹
      ازدواج دختر مسلمان با پسر مسیحی؟
      همسر خوب به مفهوم درست و واقعی همسری است که با شما تناسب داشته باشد. آنچه از نگاه دینی به عنوان ویژگی های همسر ایده آل شمرده شده است بیان می شود:
      ۱. دیندار بوده و به مسائل و احکام دینی پایبند باشد و خود و زندگی اش را آلوده به گناه نکند.
      ۲. خوش اخلاق و خوش برخورد باشد.
      ۳. شرافت خانوادگی داشته باشد.
      ۴. زیبایی
      ۵. از نظر اقتصادی، تحصیلات، فرهنگ خانوادگی، تناسب داشته و هم کفو خانم باشد.

      حتما به تناسب طرفین در این موارد دقت کنید:
      ۱. اعتقاد و مذهب، ۲. سن، ۳. تحصیل، ۴. وضعیت مالی، ۵. فرهنگ و آداب ورسوم، ۶. زیبایی، ۷. جسم
      چرا که آن مرد ایده آل شما هم برای خود یکی از این لیست ها دارد و برای زن ایده آل خود خصوصیاتی را تعیین کرده است. برای همین همان مقدار که در مورد ویژگی شوهر ایده آل تحقیق می کنید مهارت های لازم برای بر عهده گرفتن نقش همسر در زندگی زناشویی را فرابگیرید. برای این که به آنها جواب مثبت بدهید اول باید از داشتن این خصوصیات مطمئن شوید. برای این کار باید تحقیق کنید.
      تحقیق از طریق:
      ۱. خویشان و فامیل ها ۲. دشمنان ۳. دوستان ۴. همکاران ۵. همسایگان ۶. معلمان ۷. مراجع رسمی(حراست محل کار و …)

      همه مردان دوست دارند شوهران خوبی برای همسر خود باشند و همسرانشان از بودن در کنار ایشان احساس رضایت کنند. اما این امر به خودی خود حاصل نمی‌شود، بلکه مرد باید در رفتارها و برخوردهایش با همسر، اموری را رعایت کند تا همسرش او را به عنوان یک شوهر خوب بشناسد. در اینجا برخی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک شوهر خوب را بیان می‌کنیم.

      ۱. شوهر خوب، زنش را شریک زندگی‌اش می‌داند؛
      زن، انسانی است که باید با او ارتباط برقرار کنیم. او کسی نیست که کنترلش کنیم و در راه ارضای نیازهای خودمان به دنبال تسلط بر او باشیم. زن موجودی است که باید او را بشناسیم و بدانیم او نیز اهداف خاص خود را دارد. زن، کودک هم نیست. او شریک زندگی‌ای است که شوهرش باید راه ارتباط برقرار کردن با او را بیاموزد.
      در ازدواج، مرد و زن شریک یکدیگر می‌شوند. وقتی شوهر از صمیم قلب زنش را شریک زندگی اش ببیند، تصمیم‌گیری را به یک کار مشترک بدل می‌کند. شوهر عاشق، شوهری است که درباره آنچه برای زنش از همه مهم‌تر است فکر می‌کند و مصمم است تا روند تصمیم‌گیری را در این جهت هدایت کند. اگر زن نیز عاشق شوهرش باشد به آنچه برای شوهرش از همه چیز مهم‌تر است فکر می‌کند و در نهایت، بهترین تصمیم را می‌گیرد.

      ۲. شوهر خوب، زنش را بی قید و شرط دوست دارد؛
      عشق بی قید و شرط یعنی اینکه ما فرد مقابل را دوست داریم و صرف‌نظر از واکنش‌های او در جهت آسایش و سعادت او تلاش می‌کنیم. تفکر امروزی مردم، بیشتر حسابگرانه است: «اگر مرا دوست داشته باشی من هم تو را دوست خواهم داشت.» ما حتی در زندگی زناشویی نیز خود‌محور هستیم. کانون تلاش‌های ما رفع نیازهای خودمان است.
      در مقابل، عشق بی قید و شرط، بر روی رفع نیازهای دیگری تکیه می‌کند. در زندگی زناشویی، این شوهر است که در پی عالی‌ترین منافع و مصالح زن می‌رود. شوهر حتی اگر با تلاش‌های زن هم کاملاً موافق نباشد از آن‌ها حمایت می کند. این شوهر است که به زن کمک می کند تا به اهداف و آرزوهایش برسد، زیرا برای او به عنوان یک شخص احترام قائل است. شوهر نمی‌گوید: «اگر فلان کار را برایم بکنی من هم ظرف‌ها را می‌شویم». شوهر می‌گوید: «من ظرف‌ها را می‌شویم چون می‌دانم خسته‌ای».
      همه ما دوست داریم فکر کنیم کسی ما را بی قید و شرط دوست دارد. کودک، خواهان این نوع عشق از طرف والدینش است. زن و شوهر نیز خواهان عشق بی قید و شرط یکدیگرند. شوهر قرار است پرچمدار عشق بی قید وشرط باشد. او قرار است آهنگ گام‌ها را تعیین کند.
      اما بسیاری از شوهران منتظرند تا زنانشان، نقش رهبری را در عشق بی قید و شرط به عهده بگیرند. آن‌ها عقب می‌نشینند و می‌گویند: «هر وقت زنم تصمیم گرفت مهربون باشه، من هم به او محبت می‌کنم».
      این مرد، شوهر تأثیرپذیر و عاجزی است که در این موقعیت، فوق‌العاده بد عمل می‌کند.
      شوهر سالم و کار آمد، الگوی عشق بی قید و شرط است. از آنجا که این نیاز برای سلامت عاطفی انسان بسیار اساسی است، بیشتر زنان، واکنش مثبت به شوهری نشان می‌دهند که بی‌قید و شرط آن‌ها را دوست دارد. بسیاری از زنان با این احساس ناراحت کننده زندگی می‌کنند که اگر رابطه جنسی نداشته باشند یا به دلخواه شوهر عمل نکنند، محبت شوهر از آن‌ها دریغ خواهد شد. این نمی‌تواند مبنای خوبی برای یک ازدواج سالم باشد.

      ۳. شوهر خوب، زنش را اولین اولویت‌ زندگی خویش قرار می‌دهد؛
      همه ما در زندگی اولویت‌هایی داریم. شاید ما هرگز فهرست اولویت‌هایمان را ننوشته باشیم، اما در ذهنمان می‌دانیم کدام یک مهم‌تر از بقیه است. این اولویت‌ها بیشتر اوقات خود را در اعمال ما نشان می‌دهند.
      برای بسیاری از مردان، شغل و حرفه تقریباً در صدر فهرست اولویت‌ها قرار دارد. مردان مقدار زیادی از احساس ارزشمندی‌شان را از شغلشان می‌گیرند. این الزاماً تضادی با رابطه مردان با زنانشان ندارد، مگر اینکه شغل آن‌ها تمام فکر و ذکرشان را به خود مشغول کرده باشد. افراد، مهم‌تر از اشیاء و امور هستند. این اصل اساسی خانواده‌های کارآمد است. یک شوهر خوب هرگز اجازه نخواهد داد شغلش جای وقت با همسر بودن را بگیرد.
      رقیب دیگر موقعیت زن، مادر شوهر است. این امر به‌ویژه در سال‌های اول ازدواج صادق است. اگر مردی رابطه نزدیکی با مادرش داشته باشد و یا از نظر آسایش جسمی یا عاطفی به او وابسته باشد، ممکن است مادرش از حضور یک زن جدید در زندگی او احساس خطر کند. ممکن است تقاضاها یا خواسته‌های مادر پس از ازدواج پسرش بیشتر و شدیدتر شود و پسر ممکن است شب‌ها زنش را تنها بگذارد تا به کمک مادرش بشتابد. چنین الگویی به‌طور اجتناب‌ناپذیر احساس نفرت و انزجار را در زن به وجود می‌آورد.
      در یک ازدواج سالم، از همان روز اول ازدواج، باید اولویت زندگی تغییر ‌کند. پیش از ازدواج، اولویت مرد، نگهداری و مراقبت از والدینش بود. پس از ازدواج، نگرش او در احترام گذاشتن به والدینش تغییر نمی‌کند، اما شیوه زندگی‌اش باید عوض شود. او دیگر نمی‌تواند به محض اینکه مادرش تلفن کرد از جا پریده و به خانه او برود، زیرا او اکنون زن جدیدی وارد زندگی‌اش شده که خواسته‌های خاص خودش را دارد. اگر از همان اول ازدواج، زن در اولویت قرار بگیرد آن وقت رابطه شوهر با والدینش می‌تواند به طور کامل و سالم ادامه یابد. اولویت اول را به زن دادن به هیچ وجه احترام مرد به والدینش را کم نمی‌کند، بلکه الگوی سالمی را به وجود می‌آورد که به مرور زمان می‌تواند ستایش و تحسین والدین را نیز کسب کند.
      کودکان نیز ممکن است خواهان مقام اول در زندگی مادر یا پدر باشند. هرگز نباید اجازه چنین کاری را داد. پس از به دنیا آمدن بچه‌ها، معمولاً شوهر از زنش انتقاد می‌کند که دیگر به او توجهی ندارد، زیرا مرد احساس می‌کند در نظر زنش، بچه‌ها جای او را گرفته‌اند. این نگرانی قابل توجیهی است و در واقع اغلب اوقات حقیقت دارد. اما این امر در مورد شوهر نیز می‌تواند صادق باشد، به‌خصوص در زندگی زناشویی‌ای که زن نیازهای عاطفی مرد را به اندازه کافی برطرف نمی‌کند و مرد نسبت به او احساس بیگانگی می‌کند. چنانچه مرد احساس کند از جانب زن طرد شده، ممکن است وقت و انرژی خود را بیشتر صرف بچه‌ها کند، زیرا از طرف آن‌ها محبت و توجه بیشتری می‌بیند. یک شوهر کارآمد، اگر چنین رفتاری را در خود مشاهده کند، فوراً آن را ناسالم تشخیص می‌دهد و گام‌های لازم را برای اختصاص یافتن وقت و انرژی خود به رفع نیازهای زنش برخواهد داشت و به او نیز یاد خواهد داد تا بنا بر وظیفه خود نیازهای شوهرش را برطرف کند.

      ۴. شوهر خوب، متعهد به کشف و رفع نیازهای همسرش است؛
      بسیاری از مردان، به سادگی پی به نیازهای زنشان نمی‌برند و در نتیجه، هیچ تلاشی در جهت رفع آن نیازها نمی‌کنند. برخی از شوهران معتقدند که اگر شغل خوب و دائمی داشته باشند و حقوق و درآمد خوبی کسب کنند نقش خود را به عنوان شوهر انجام داده‌اند. آن‌ها هیچ شناختی از نیازهای عاطفی و اجتماعی زن ندارند.
      منظور این نیست که بگوییم شغل و حرفه مرد، و تلاش و کوشش او در زمینه شغلی‌اش از نظر زن بی‌ارزش است. معمولاً زنان تلاش‌های شوهرشان را می‌بینند و از کوشش او برای تأمین نیازهای مادی خانواده تشکر می‌کنند. اما این اول کار است اما آخر کار نیست.
      نیاز عاطفی زن به عشق، محبت، ملایمت، تشویق و دلگرمی همان‌قدر برای سلامت عاطفی او اساسی است که غذا برای سلامت جسمی او.
      شوهری که صرفاً به تأمین نیازهای مادی اکتفا می‌کند و از آن خشنود است، دیدگاه بسیار محدودی از اهمیت نقش خود به عنوان شوهر دارد. وقتی نیازهای مادی مثل غذا، پوشاک و مسکن تأمین شد، نوبت رفع نیازهای درونی زن می‌رسد. اصلی‌ترین نیاز عاطفی زن، نیاز به عشق و محبت است و زن باید احساس کند دوستش دارند. شوهر کارآمد شوهری است که دائماً به همسرش محبت می‌کند و به او نشان می‌دهد که دوستش دارد. به این ترتیب، زن او با قلبی پر از عشق زندگی خواهد کرد و به شوهری را که این نیاز او را برطرف می‌کند بسیار ستایش خواهد کرد و واکنش مثبتی به تلاش‌های او خواهد داد.
      نیاز زن به امنیت نیز اساسی است. این نیاز ابتدا یک نیاز مادی است؛ یعنی در امان بودن از خطرات کوچه و خیابان برای زن مهم است اما بزرگ‌ترین نیاز زن در این زمینه، آن است که عمیقاً از تعهد و پایبندی شوهرش به خود اطمینان داشته باشد. شوهری که زنش را با صحبت درباره طلاق تهدید می‌کند یا ناخودآگاه می‌گوید: «شاید بهتر بود با یکی دیگه ازدواج می‌کردی»، یا «ای کاش یکی دیگه جای تو جلوی من سبز می‌شد»، رفتار ناسالم و معیوبی را نشان می‌دهد. شوهر عاشق و کارآمد، هر کاری می‌کند تا به زنش بفهماند که همیشه و در همه حال کنار او خواهد ماند.
      شوهر کارآمد در عین حال، مراقب است تا زنش احساس ارزش کند. اگر زن از ادامه تحصیل احساس رضایت و ارزش کند، شوهر اولین تشویق‌گر او خواهد بود. اگر زن از اینکه خیاط یا گلدوز ماهری است احساس رضایت می‌کند شوهر مهارت او را تحسین خواهد کرد. و اگر زن بخواهد مادر و «خانه‌دار» خوبی باشد شوهر از ته دل از تصمیم او جانبداری خواهد کرد. هر یک از راه‌های کسب ارزش ممکن است مستلزم کار فیزیکی بیشتر از جانب شوهر باشد یا نگرانی عاطفی او را تا حدی بر‌انگیزد، اما او در مورد اختلافات، با همسرش صحبت می‌کند و سعی می‌کند به درک متقابل و وحدت نظر برسند، زیرا خودش را به تأمین آسایش و سعادت زنش متعهد کرده است.
      ما انسان‌ها علاوه بر نیازهای جسمانی و عاطفی، نیازهای اجتماعی هم داریم. همسرمان نیز نیازمند ارتباط با افرادی خارج از خانواده است. شاید او دوست داشته باشد به همراه زنان همسایه، غذایی تهیه کند، یا به همراه آنان جلسات قرائت قرآن تشکیل دهد. ممکن است این فعالیت‌ها در صدر اولویت‌های شوهر نباشد، اما به سرعت اهمیتشان افزایش می‌یابد، زیرا مرد در صدد است تا نیازهای زن را بر آورده کند. او تشخیص می‌دهد که اگر به گسترش روابط اجتماعی زن کمک کند احساس رضایت خودش نیز افزایش خواهد یافت. او در مخالفت با این موضوعات، جار و جنجال راه نمی‌اندازد یا آن‌ها‌ را ناچیز و بی اهمیت نمی‌نامد و از قدرشان کم نمی‌کند. او این‌ها را بخش عادی زندگی زنش می‌بیند و به او اجازه می‌دهد تا علائق خود را دنبال و از این طریق نیازهایش را بر آورده کند.
      کشف و رفع نیازهای مادی، عاطفی و اجتماعی زن، شاید یکی از دشوارترین نقش‌‌های یک شوهر کارآمد باشد. برای رفع این نیازها شاید لازم باشد مرد بیشترین تلاش‌ها را داشته باشد. شوهر کارآمد کسی است که تنها به رفاه و آسایش خویش نمی‌اندیشد و سعی می‌کند محدوده آسایش خود را به همسر خود نیز ارتباط دهد و هر کار ممکن را برای رفع نیازهای او انجام دهد. با این کار، او نهایت تحسین و ستایش را از سوی همسرش کسب خواهد کرد.

      ۵. شوهر خوب با زنش صحبت می‌کند؛
      برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند زنان به طور معمول، حدود دو برابر مردان صحبت می‌کنند. به احتمال قوی، مردان بیشتر این گفت و گوهایشان را هم در محیط کارشان مصرف می‌کنند و گاه وقتی به خانه می‌رسند فقط یک کلمه برایشان باقی مانده است. وقتی زن می‌پرسد: «امروز چه طور بود؟» او پاسخ می‌دهد: «خوب». یک چنین مختصر‌گویی هرگز نمی‌تواند الگوی یک شوهر کارآمد باشد. بسیاری از شوهرها باید این الگوی رفتاری خود را کنار بگذارند تا بتوانند نیاز همسر خود را به برقراری ارتباط بر آورده کنند.
      مسائل زندگی در ابتدا از طریق ارتباط کلامی، به‌خصوص بحث در مورد افکار، احساسات و آرزوهای ما مطرح می‌شود و با یکدیگر در میان گذاشته می‌شود. افکار و احساسات و آرزوها را نمی‌توان با رفتار ما مشاهده کرد و به آن‌ها پی برد. یکی از عمیق‌ترین آرزوهای یک زن این است که شوهرش را بشناسد. وقتی شوهر از افکار، احساسات و آرزوهای خود حرف می‌زند زن احساس می‌کند شوهر اجازه ورود به دنیای خودش را به او داده است. وقتی شوهری مدت‌های طولانی درباره احساساتش حرف نمی‌زند، زن احساس می‌کند که شوهر رابطه‌اش را با او قطع کرده و در نتیجه، زن احساس انزوا و تنهایی می‌کند.
      ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که ارتباط و گفتگوی بین ما متوقف شود یا ارتباط ما به صحنه نبرد عقاید ما و جنگ بر سر اختلاف‌هایمان تبدیل شود. گفتگو و تبادل نظر مثبت، باز، آزاد و همراه با تفاهم از مشخصات یک زندگی زناشویی سالم است. یک شوهر خوب و کارآمد باید ابتکار به خرج داده و این نوع گفتگو و ارتباط را به شیوه معمول زندگی مشترک تبدیل سازد.

      ۶. شوهر خوب، پایبند ارزش‌های معنوی و اخلاقی است؛
      در یک خانواده سالم، شوهر، معتقد به یک سری ارزش‌های معنوی و اخلاقی است و سعی دارد آن‌ها را در خود و خانواده پیاده کند. او از تقوایی بهره می‌برد که او را به انجام واجبات، از جمله وظایف مربوط به خانواده وا می‌دارد. این ویژگی، سلامت خانواده و رضایت‌مندی اعضای آن را به ارمغان می‌آورد.
      هر چه مرد پایبندتر به باورهای ارزشمند اخلاقی و معنوی باشد بیشتر مورد احترام همسرش قرار خواهد گرفت. هر چه کمتر پایبند این ارزش‌ها باشد یا شکاف بین ادعاهای وی و عمل وی در این زمینه‌ها بیشتر باشد، بی‌احترامی بیشتری را نسبت به خود به وجود می‌آورد. یک شوهر کارآمد واقعا تمام سعی خو را می‌کند تا به زیور تقوا آراسته باشد و آن را در خانواده پیاده کند. این کار، تأثیر مثبتی بر زن و فرزندان او خواهد گذاشت.
      هر چند این فهرست کامل نیست، اما شش ویژگی ذکر شده می‌تواند راهنمای خوبی برای مردانی باشد که می‌خواهند نقش یک شوهر خوب و کارآمد را در ازدواج خود ایفا کنند.

      پاسخ
  3. آرش
    آرش گفته:

    سلام من پسری ۲۴ ساله هستم با دختری ۲۱ ساله مدت یک سالی است باهم دوستیم و به قصد ازدواج با هم ارتباط داریم ولی تعریف شده در جهت شناخت همدیگر …
    ما ۵ سال پیش باهم به مدت ۶ ماه دوست بودیم و ارتباط دوبامون را ایشون دوباره زنگ زدن و شروع شده … من با توجه به احساسی که به ایشون داشته و دارم پیشنهاد ازدواج داده ام و ایشون قبول کرده اند ولی متاسفانه احساس میکنم با توجه به خواسته هایشان از جمله گوشی آیفون و دوربین عکاسی و… که براشون تعدادی رو هم تهیه کرده ام ایشون جهت به دست آوردن یک دوربین و گوشی ,… ادعای دوست داشتن میکنند و میترسم با ادامه رابطه احساس وابستگی بیشتر شه و بعدا سخت شه برام
    هزینه مالی برام مهم نیست ولی از کجا بفهمم واقعا به من علاقه دارند و یا دنبال منافع مالی هستند

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام دوست عزیز در دوستی های قبل ازدواج بحث سو استفاده هر طرف امری طبیعی است مخصوصا اگر متوجه شود طرف مقابل عاشق اوست و به خاطر او هر کاری م ی کند اصولا عشق واقهی بی قید و شرط است و فرد به دنبال بدست اوردن منافع نیست .ایشون اگر عاشق شما هستند وقتی با مخالفت شما در برابر خواسته هاشون رو به رو می شوند نباید گله کنند و ناراحت شوند .تلا ش نکنید همیشه پاسخگو باشید و بازخورد ایشون رو ببینید و اینکه این وابستگی که می فرمایید درست است و اجازه تصمیم گیری منطقی را نمی دهد و ممکن است اگر ایرادی از طرف مقایل وجود داشته باشد و یا حتی طبق ملاک های شما نباشد فکر کنید به خاطر علاقه می توانید شرایط را تحمل کنید .بهتره به ایشون بگید قراره به خواستگاری بیاید و رسمی کنید ارتباطی که دارید و خب بهانه تراشی ها و سایر مسائل ممکنه دال بر عدم علاقه برای ازدواج باشد و ارتباط با شما برای ایشون منفعت داشته باشد .موفق و خوسبخت باشید بهتره دقیق همه مسائل را در نظر داشته باشید که بعدا پشیمان نشوید

      پاسخ
  4. peyman
    peyman گفته:

    سلام قراره با دختری ازدواج کنم که هر دومون ۳۶ سالمونه.تقریبا همه پسندیدیم ولی از سن خودم و ایشون نگرانم برای بچه دارن شدن مشکل سازه؟ خوب ادامه ندیم بهتره یا فردا در مورد بچه بچه داری مشکل ساز میشه؟ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام در مورد این نگرانی می توانید با پزشک متخصص مشورت داشته باشید گرچه زنان قدرت باروی را تا قبل از یائسگی دارند که این دوران برای هر زنی در محدوده زمانی خاصی اتفاق می افتد یعنی اگر مشکل جسمی خاصی دو نفر نداشته باشند بله قدرت باروی وجود دارد و مساله خاصی مطرح نیست و جای نگرانی وجود ندارد باز هم برای اطمینان حتما هر دو با پزشک مشورت داشته باشید .

      پاسخ
  5. سارا
    سارا گفته:

    سلام دختر ۲۷ساله ای هستم که دریک محیط مردانه که شماری از انها مجرد هستند کار میکنم و به علت شرایط کاری، بنده مرتب با انها کارمیکنم یکی از همکارانم از من تقاضای ازدواج کرد بعد از دوسال مدت دو ماه است که با هم صحبت میکنیم از طرفی دیگر یکی دیگر از همکارانم تقاضای ازدواج کردند و بیمار هستند و چون من نمیتوانستم از روابطی که هننوز رسمی نشده به ایشان بگویم جواب رد خود را اعلام کردم و ایشان احساس میکنند که که من به خاطر بیماری ایشان را رد کردم و میخواهند استعفا دهند لذا در این خصوص راهنمایی میخواستم که چگونه ایشان را توجیه کنم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام
      دوست عزیز اگر واقعا پاسخ رد شما شرایط عاطفی برای ایشون پیش اورده است که می خواهند استعفا بدهند بهتره به ایشون بفرمایید مساله این است که قبل از ایشون خواستگاری داشتید و چون شرایطتشون تا حدی مناسب بوده خب دارید حرف می زنید تا به تصمیم برسید بنابراین صلاح نبوده همزمان پیشنهاد ایشون رو هم بررسی کنید و اصلا اخلاقی نیست این کار .و اینکه خب چون فرد دیگر هم همکار هستند نیاز به گفتن اسم و …نیست .صرف اینکه اگر می خواهید به ایشون کمک شود که دچار سو تفاهم نشود صادقانه مطرح کنید که اصلا مساله بیماری نبوده بلکه فرد زودتر اقدام کرده و خانواده ها تمایل داشتند بیشتر فکر شود .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید .

      پاسخ
  6. ha.5456
    ha.5456 گفته:

    سلام
    پسری ۲۸ ساله هستم و کارمند و دارای موقعیت عالی .عاشق دختری هستم که ایشون هم کارمند هستن و ۳۱ سالشونه .بهشون گفتم ولی به خاطر اختلاف سنی جواب درد دادن.حالا سوال اول اینه آیا صلاح هست این ازدواج و سوال دوم اینکه چطور متقاعدش کنم؟

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام
      صلاح بودن یا نبودن را خود شما و شرایط شما تعیین می کند .مثلا اینکه به لحاظ ظاهری مورد پذیرش هستند .خانواده مخالفتی با سن ایشون نخواهند داشت سطح عقلی و درکی تفاوت ندارد انتظاراتی که از همسر ایندتان دارید را ایشان براورده می کنند و صرف عاشق شدن و دلبستگی عاطفی تصمیم نگرفتید و کاملا برمبنای منطق تصمیم گرفتید همه این مسائل اهمیت دارد .ضمن اینکه ایشون حتما معیارهایی دارند و برای پاسخ رد دلیل دارند بهتره اگر ابتدا همه شرایط و جوانب را سنجیدید و احساس کردید این چند سال اختلاف سنی مشکل ساز نخواهد شد و بعدا حسر ت نخواهید خورد که چرا با فردی همسن یا کوچکتر ازدواج نکردید به ایشون بفرمایید که حداقل روی پیشنهاد شما فکر کنند و جلسه ای را حضوری راجب ملاک و معیارها صحبت کنید .البته فکر می کنم ایشون منطقی تر از شما به قضیه نگاه کردند و پاسخ رد دادند .البته بهتره دلایلشون رو بشنوید و از قطعیت پاسخ ایشون مطمئن شوید که راحت تر برای اینده برنامه ریزی کنید .موفق باشید

      پاسخ
  7. امیر محمد
    امیر محمد گفته:

    سلام من دانشجوی دندانپزکیم و ۱۹ سالمه و عاشق دختر پسر عموم شدم و از ته دل دوسش دارم ونمیخوامم زیر گناه برم و میخوام سریعا ازدواج کنم .سوالایی دارم ۱٫ آیا این سن برای ازدواج مناسب هستش؟ ۲٫ ما با خانواده ی اونا زیاد ارتباط نداریم چطور این مشکل رو حل کنم؟ چطور به خانواده مطرحش کنم؟

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام
      اگر فکر می کنید فرد مستقلی هستید و شرایط اداره زندگی رو دارید بله سن محدودیتی نیست و خیلی از افراد زندگی دانشجویی رو اغاز کردند و اتفاقا چون با هم زندگی رو ساختند بسیار موفق بودند .اگر واقعا به این دختر خانم علاقه مند شدید خب با توجه به اشناییت دور ابتدا با مادرتون اگر راحت ترید مطرح کنید و بعد با خانواده دختر ضمن اینکه باید جسارت داشته باشید .اگر می خواهید در این سن ازدوا کنید و زندگی مستقلی داشته باشید .حتما ابتدا با واسطه ای قابل اعتماد مطرح کنید .امیدوارم خوشبخت باشید .سطح بلوغ فکری خودتون و اون دخرت خانم باید شبیه باشد و این نکته بسیار مهمی است .

      پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام

      شناخت خود
      اولین قدم، آن است که خودمان را خوب بشناسیم. اینکه چه خصوصیات اخلاقی، چه مهارت‌ها و چه توانمندی‌هایی برای مدیریت یک زندگی داریم بسیار ضروری است. باید به طور کامل شخصیت خود و شخصیت مکمل خود را بشناسیم. اینکه از نقاط قوت و ضعف خود آگاه باشیم، بدانیم چه موقع از کوره در می‌رویم، چه موقع ناراحت می‌شویم و چه موقع صبرمان تمام می‌شود و اگر تمام شود چگونه واکنش نشان می‌دهیم، بسیار مهم است.

      انعطاف پذیری
      اگر خشک و غیر منعطف رفتار می‌کنید یا در برخورد با دیگران اغلب دچار تعارض و کشمکش می‌شوید یا در صورتی که مورد انتقاد قرار بگیرید، تحمل شنیدن نظرات مخالف درباره خودتان را نداشته باشید، بهتر است برای ازدواج عجله نکنید، چرا که داشتن روحیه منعطف و برخورداری از شخصیتی انعطاف‌پذیر لازمه پذیرفتن نقش همسری است و بدون آن زندگی سراسر درد و رنج خواهد بود. لذا اگر ازدواج می‌کنید تا زندگی کامل‌تر، آرام‌تر و با کیفیت‌تری برای خود بسازید و در عین حال از روحیه نقدپذیری برخوردار نیستید بهتر است پیش از هر چیز آن را در خود رشد دهید و تقویت کنید سپس به فکر تشکیل زندگی باشید.

      پذیرش تفاوت‌ها
      هر یک از ما منحصر به فردیم و با دیگری تفاوت داریم. بزرگ‌ترین اشتباه زوجینی که زندگی مشترک آن‌ها به جدایی و طلاق منجر شده، این بوده است که از‌‌ همان ابتدا سعی در تغییر دادن یکدیگر داشته‌اند. این کار محال است، چرا که اگر بسیار هم موفق باشید در ‌‌نهایت فقط خواهید توانست خودتان را تغییر دهید، نه هیچ فرد دیگری را. این طرز تفکر مطرود است و محکوم به شکست. هیچ فردی تغییر نمی‌کند، مگر به این نکته آگاه شود که رفتارش به واقع پیامدهایی دارد که او یا دیگران را دچار مشکلات جدی می‌کند. لذا پذیرفتن تفاوت‌ها و اینکه هیچ یک از ما کامل نیستیم و کاستی‌های مخصوص به خود را داریم، یکی از اصولی است که باور به آن ما را برای ورود به یک زندگی آرام یاری خواهد داد.

      ازدواج به عنوان ارزش
      در ‌‌نهایت به عنوان چهارمین و البته مهم‌ترین نکته باید گفت که یک ازدواج زمانی برای همیشه با کیفیت و ماندگار باقی خواهد ماند که برای هر یک از زوجین، به یک «ارزش» تبدیل شده باشد. اگر رسیدن به یکدیگر، تشکیل زندگی مشترک، دوست داشتن یکدیگر و تلاش برای داشتن یک زندگی ایده‌آل برای هر دو نفر یک ارزش محسوب شود، می‌توان اطمینان داشت که آن زندگی تا ابد پابرجا بماند.
      زیر به ۱۲ نشانه عدم آمادگی افراد برای ازدواج اشاره می‌کنیم. البته اگر فکر کردید که نشانه‌ای را جا انداخته‌ایم، حتماً در قسمت نظرات ما را از آن مطلع کنید.

      ۱. بیشتر درگیر مراسم عروسی هستید تا خود ازدواج.

      خیلی‌وقت‌ها بیشتر زمان صرف آماده‌سازی و برنامه ریختن برای جزئیات مراسم عروسی می‌شود تا اینکه خود ازدواج موردنظر قرار گیرد. اگر بیشتر از اینکه درمورد وضعیت بدهی‌های همسر آینده‌تان بدانید، درمورد سالن مراسم عروسی اطلاعات دارید، ازدواج هنوز برای شما مناسب نیست.

      ۲. هنوز بین شما اعتماد ایجاد نشده است.

      اعتماد یکی از ضروری‌تری فاکتورهای ازدواج است. اما بعضی‌ها فکر می‌کنند که نمی‌توان به طور کامل به هیچکس اعتماد کرد، همسر آینده هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر شما هم همینطور فکر می‌کنید، خودتان را برای یک رابطه و ازدواج پردغدغه آماده کرده‌اید. اعتماد یعنی باور داشتن به اتحاد فرد مقابل با شما. هیچ رابطه‌ای بدون اعتماد باقی نمی‌ماند.

      ۳. نمی‌توانید تصور کنید پدر/مادر فرزند او باشید.

      وقتی با کسی وارد رابطه می‌شوید که قبلاً ازدواج کرده و از زندگی سابق خود بچه دارد، علاوه بر خود او، درواقع با فرزندش هم وارد رابطه شده‌اید. خیلی‌ها را می‌بینیم که می‌گویند، «خودش را خیلی دوست دارم اما بچه‌اش را نه». متاسفانه این موقعیت اصلاً جالب نیست. بچه‌ها بخش دائم و مهم این رابطه هستند.

      ۴. خیلی وقت است که با کسی رابطه نداشته‌اید.

      درمورد این مورد آمار حرف‌های بیشتری دارد. اکثر تحقیقات تمایزی دقیق در میزان طلاق برحسب تعداد سال‌هایی که زوج‌ها رابطه قبل از ازدواج دارند نشان می‌دهند. اگر زوج در کمتر از دو سال با هم آشنا شده و ازدواج کنند، میزان طلاق بسیار بالاتر از زمانی است که زمان بیشتری را قبل از ازدواج با هم در ارتباط بوده‌اند. یک مورد جالب اینکه زمان بسیار زیاد برای آشنایی قبل از ازدواج نیز (بالاتر از ۵ سال) عواقب منفی را در زندگی زناشویی نشان داده است.

      ۵. درمورد مسائل حیاتی‌تان توافق نکرده‌اید.

      اگر بدون اینکه درمورد مسائل مهم زندگی با هم حرف بزنید و تصمیم‌گیری کنید سر سفره عقد رفته‌اید، کارتان اشتباه است. مسائل حیاتی ازدواج، ارزش‌های شما، تیپ شخصیتی‌تان و مسائل غیرقابل توافق است. اینها همه چیزهایی هستند که باید بدانید و هیچوقت آنها را برای کسی تغییر ندهید. مسائل مهم و حیاتی شما اهمیت زیادی دارند زیرا کلید یک رابطه موفق ارتباط و گفتگو و حل اختلافات است. با این مسائل باید بعنوان فرصت‌هایی برای تبادل نظر و عقیده و حل مشکلات استفاده کنید.

      ۶. آماده مصالحه نیستید.

      هیچوقت نمی توانید یک ازدواج موفق داشته باشید مگراینکه تمایل به مصالحه داشته باشید. در زمان‌ها و شرایط سخت، آدم‌ها معمولاً به یکی از این دو روش واکنش می‌دهند: یا خودخواه می‌شوند و فقط به خودشان فکر می‌کنند و یا ازخودگذشته می‌شوند و فقط به طرف مقابلشان فکر می‌کنند. اگر از نوع اول هستید، هنوز آمادگی ازدواج را پیدا نکرده‌اید.

      ۷. تحت‌ فشار هستید.

      آیا به این دلیل می‌خواهید ازدواج کنید که تحت تهدید یا اولتیماتوم هستید؟ اگر اینطور است، اصلاً نباید اینکار را بکنید. ازدواج باید آزادانه و با عشق و احترام از طرف هر دو نفر انتخاب شود. اگر کسی برای ازدواج مجبورتان کرده یا تحت فشارتان گذاشته است، بهتر است که یک بازنگری درمورد اساس و بنیاد رابطه‌تان داشته باشید.

      ۸. زبان عشقتان یکی نیست.

      ناتوانی برای درک و دریافت و یا ابراز زبان عشق طرف‌مقابلتان موجب ویرانی رابطه است. اگر عشقتان را به زبانی که طرف‌مقابلتان درک می‌کند ابراز نکرده یا عشق طرف‌مقابل را به زبان خودتان دریافت نکنید، به این معنی است که شما و همسرتان هیچوقت به طور کامل عشق را احساس نخواهید کرد.

      ۹. جذابیت جنسی برای هم ندارید.

      خیلی ساده است، ممکن است شوهرتان بهترین مرد روی کره زمین باشد اما اگر از نظر جنسی به او جذب نشوید، رابطه‌تان خیلی زود برهم خواهد خورد.

      ۱۰. با اعتیاد یا مشکلات روانی دست و پنجه نرم می‌کنید.

      آسیب‌شناسی چیزی است که خیلی در گفتگوهایی که درمورد ازدواج می‌شود، موردنظر قرار نمی‌گیرد. افراد بسیار زیادی در کشور ما و سرتاسر جهان از آسیب‌شناسی منفی رنج می‌برند. این یعنی خیلی‌ها به مشکلاتی مثل اختلال شخصیت‌های غیراجتماعی، اجتماع‌پریش و روان‌‌پریش مبتلا هستند. خط آخر اینکه داشتن ذهن و روان سالم پیش‌نیاز داشتن یک رابطه سالم است.

      ۱۱. بیش از حد توانتان انرژی می‌گذارید.

      وصل شدن دو نفر، وصل شدن دو خانواده و دو گروه دوستان هم هست. فشار اجتماعی معمولاً یکی از مهمترین علت‌های طلاق است. باید از خودتان بپرسید، «من به چه قیمتی در این رابطه هستم؟» اگر قرار است از دوستانتان یا خانواده‌تان به خاطر طرف‌مقابل بگذرید، این قیمت بسیار بالایی است که باید بپردازید. دلیل آن این است که اگر همه چیز بین شما و طرف‌مقابل برهم بخورد، شما هم از نظر احساسی و هم اجتماعی شکست خواهید خورد.

      ۱۲. ذهنتان هنوز سردرگم است.

      اگر به این دلیل نگران ازدواج هستید که احساس می‌کنید فردی بهتر ممکن است بعدها بر سر راهتان قرار گیرد، ازدواج هنوز مناسب شما نیست. وقتی ازدواج می‌کنید، باید اطمینان کامل داشته باشید که این فرد، بهترین برای شماست و بدون او قادر به زندگی کردن نیستید.

      پاسخ
  8. taraneee
    taraneee گفته:

    سلام.من ۱۴ سال دارم و خیلی دوست دارم زود ازدواج کنم و همه هم سن هایم در همین سن ازدواج کردن و من در کنار آنها احساس کوچک بودن می کنم.از نظر جسمی وروانی هم آمادگی کامل دارم.اما از اینکه موضوع را با پدر و مادرم در میزان بگذارم کمی تردید دارم .میترسم که واکنش آنها خیلی خوب نباشد و از سن من ایراد بگیرند.چکار کنم خانواده ام را راضی کنم؟

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام در مورد اینکه فردی شرایط ازدواج داره یا خیر خودش تصمیم می گیره ولی باید شرایط و جوانب محیط و فرهنگی که در اون قرار داره رو هم بسنجه که بسیار حائز اهیمت است .اگر خواستگاری دارید خب بهتره بخواهید بهتون اجازه بدن فکر کنید و شرایط رو بررسی کنید البته با شرایط جامعه و جو بلوغ فکری در افراد به نظرم در مورد شما خیلی زوده تصمیم بگیرید و ممکنه خانواده هم رضایت نداشته باشند مگر اینکه فردی وجود داشته باشه که بهش علاقه دارید و برای رسیدن به اون فکر می منید شرایط ازدواج رو دارید البته بافتی که شما در اون زندگی می کنیدهم قطعا حائز اهیمت است .بهتره باز هم مشورتی حضوری داشته باشید که دچار اشتباه در تصمیم گیریتون نشید .اینکه همسالان شما ازدواج کنند ملاکی برای امادگی شما برای ازدواج نیست و زندگی سختی های خاص خودش را دارد که شاید به لحاظ سنی توان پذیرش مسئولیت های زندگی رو نداشته باشید مگر احساس نیازی در شما وجود دشاته باشد که غیر قابل کنترل باشد که این مساله شرایط خاص خودش را دارد .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام ازدواج در هر سنی البته بعد از بلوغ جسمی می تواند اتفاق بیفتد و سن خیلی مطرح نیست مهم بلوغ فکری است که مستقل از سن است مثلا فردی ۴۰ ساله ممکنه پختگی عقلانی در حد فردی ۱۹ ساله را داشته باشد .و در مورد اینکه قبل از دیپلم خب اگر شرایط تحصیلی برای فردی مهم باشد می تواند اگر مورد مناسبی بود مطرح کند و اجازه تحصیل بعد از ازدواج گرفته شودکما اینکه افراد زیادی اینچنین هستند و اکنون خوشبخت زندگی می کنند .درست و غلطی وجود ندارد همه چیز یه دید شما شرایط فکری و روحی و امادگی برای ازدواح و درک طر ف مقابل است.و درجه انعطاف پذیری شما و طرف مقابلکه بعدا برای ادامه فعالیت های یکدیگر محدودیتی قائل نشوید و اگر محدودیت ها و انتظاراتی است طرفین می پذیرند یا خیر
      بهتره حتما با روانشناس هم صحبت شود .موفق باشید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ
  9. مرتضی
    مرتضی گفته:

    سلام من به تازگی با یک خانم مطلقه اشنا شده ام سن من ۴۷ وسن اون ۲۸ است و به نظر شما این اختلاف سنی چطور است؟؟؟

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      کارشناسان فیزیولوژیک معتقدند که رشد دختران بیشتر از رشد پسران است لذا یک دختر ۱۴ ساله خیلی از مسائل را درک می کند و خیلی از واژه های اخلاقی ، اجتماعی و انسانی را می فهمد . در مقابل یک پسر ۱۴ ساله خیلی عقب تر است از نظر جسمی هم همینطور است . دخترها زود تر از پسرها رشد می کنند . بخاطر همین مطلب اسلام بلوغ تکلیفی را برای دختران ۹ سال و برای پسران ۱۵ سال تمام ذکر کرده است . پس می توان نتیجه گرفت که دختران زود تر از پسران به بلوغ جسمی ، جنسی ، عقلی ، اجتماعی ، و تکلیفی می رسد .
      در ازدواج هم بهتر است این موضوع رعایت شود .
      حال سوالی که مطرح می شود این است که چقدر تفاوت سنی خوب است ؟
      ؛به نظر من برای تفاوت سنی هفت سال عالی است اگر بیشتر از این نباشد بهتر است . البته تفاوت ۱۰ سال یکسری حسن ها دارد و یک سری قول ها که بحث آن در آینجا نیست . البته واضح است که اگر تفاوت سنی کمتر از ۱۰ سال باشد بهتر است . حداکثر و حداقل سنی که به نظر می رسد مناسب باشد ۴ سال و ۷ سال است .
      زمانی مشکل بین همسران ایجاد می شود که تفاوت سنی آنان ۱۰ سال با بالا باشد یا اینکه سن دختر بیشتر از سن پسر باشد .

      این موارد احتمال یکسری اشکالات را در بر خواهد داشت که به چند علت آن اشاره می کنیم :

      نکته اول : یکی از بحران‌ها و آفات انتخاب جوانان و تصویرسازی ذهنی ، سن زیاد است.

      نکته دوم : زنان چون از بدنی نازک تر و نرم تر برخوردار هستند ، به مجرد آنکه فرزندی را به دنیا می آورند ، در وجود جسمانی و زیبایی آنان ۵۰ در صد ، شکست ایجاد می شود . البته در همه زنان اینطوری نیست . ولی در زنانی که سن زیادتری دارند چون جوان تر نیستند شکست آنها بیشتر نمایان می باشد .

      نکته سوم : بروز اختلافات است چون زن بیشتر در جامعه بوده لذا بیشتر با مسائل آشناست از آن طرف هم مرد سرپرستی خانوده را به عهده دارد و تجربه او از همسرش کمتر است لذا یکسری بگومگو ها و اختلافات بروز می کند . اینجاست که زن نمی تواند هدفش را به مرد بفهماند و مردم هم هرچه می گوید به حساب خودش زن درک نمی کند و منظور مرد را نمی فهمد .

      نکته چهارم : سطح توقعات بالاست مرد جوانتراست ، توقعهایش جوانانه و گاهی اوقات بچه گانه است . اما همسرش یک زن و یک مادر مجرب است . و هماهنگی این دو سقف می شود اگر مرد آشنا به مسائل آیین همسرداری نباشد اختلاف ایجاد می شود . ولی اگر عقل میان این مرد و زن حاکم شد در زندگی مشکلی پیش نمی آید حتی اگر اختلاف این چنینی هم داشته باشد .

      نکته پنجم : پاسخ به نیازها ، اگر تفاوت سن زن با مرد از ده سال زیاد تر باشد مرد زودتر پا به پیری و زمان رکود جنسی می گذارند ولی زن که از نظر شهوت بالا تر از مرد است ، از همسرش توقع ارضای جنسی دارد و مرد توان پاسخگویی ندارد لذا احتمال گرایش به انحطاط جنسی و مسائل حرام پیش می آید و اگر هم این نشود ، زن خودش را در زندکی شکست خورده و ناکام می داند و همیشه غصه می خورد که چرا تن به این ازدواج و زندگی داده است.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

      پاسخ
  10. ناشناس
    ناشناس گفته:

    سلام
    من دختری ۲۵ ساله و دکتر دامپزشک هستم با پسری ۲۸ ساله با تحصیلات لیسانس کامپیوتر به مدت ۴ ساله دوست هستم. در این مدت درگیری هایی از نظر اخلاقی داشتیم ولی ایشون این رابطه رو به نحوی نگه داشتن ولی من چند دفعه خواستم جدا بشم اخلاقشون کمی تند و گاهی اوقات بدجوری از کوره در میرن و به من فحش میدن گاهی حتی موقع دعوا به خانوادم توهین میکنند. ولی الان بعد از مدتی بهتر شدند.خیلی ادم حساسی هستن.ایشون اولین نفری هستن که من باهاشون دوست شدم و تا حالا ندیدم پسرای دیگه چجوری هستن. و اینکه علاقه ایشون به من بیشتر هست تا من به ایشون.در کل همیشه احساس میکنم شاید بتونم با فرد بهتری اشنا بشم و اینکه به ازدواج با ایشون دو دل هستم و کلا هنوز تو این سن تمایلی به ازدواج ندارم.از طرفی هم فکر میکنم شاید بهتر از ایشون پیدا نکنم.در کل دچار سردرگمی شدم لطفا راهنمایی کنید ممنون.

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      خب دوست عزیز بلوغ عاطفی بین ۲۱ تا ۲۵ سالگی رخ میده به همین خاطر شما الان احساس میکنید فردی دیگه میتونه همراه زندگی شما باشه
      پس در این مورد خوب فکر کنید و حتما با مشاوری مجرب مشورت کنید هر چند در این مدت به اندازه کافی وابستگی بین شما به وجود اومده چون میتونه هر گونه تصمیمی رو برای شما سخت کنه شک داشتن به کسی که می خواهید با او ازدواج کنید، نه تنها کاملاً نرمال و طبیعی است، بلکه کاملاً سالم است.
      شما سالهای زیادی است که با این اقا در ارتباط هستید می توانید با به یاد او دن این سالها و اینکه چطور نسبت به این فرد شناخت و اعتماد پیدا کردید، به سوالهایتان پاسخ دهید.در هر صورت خواندن این مطالب در مورد علاقه همسرتان می تواند دید نسبی بهتان در زمینه تصمیم تان دهد: گرچه انتظار داشتن اینکه همسرتان همیشه و در همه حال شما را شاد کند، کمی غیرمنطقی است اما اگر همسرتان، مرد/زن ایدآل و مناسب شما باشد، خود به خود موجب شادی شما می شود و به شما حس قدرت در زندگی می دهد.- وقتی احساس کنید که کسی هست که از رشد احساسی و عقلانی شما حمایت کرده و در این راه تشویقتان می کند، آنوقت است که می فهمید با فردی مناسب خود ازدواج کرده اید.

      خواست فرد ایدآل شما این است که از نظر احساسی سالم باشید و بتوانید روی پاهای خودتان بایستید. وقتی با فرد مناسب خود باشید، احساس بسیار خوبی درمورد خودتان خواهید داشت و حس اطمینان و امنیت خواهید کرد.اهمیت زیادی دارد که کسی که با او ازدواج می کنید کسی باشد که با شما تفاهم داشته باشد و درمورد مسائل جنسی و عشقی، نیازها و خواسته های شما را درک کند.
      – اگر همسر آینده تان “دوستت دارم” را نه فقط زبانی بلکه با اعمال محبت آمیز نشان دهد، می فهمید که می خواهید با فرد مناسبی ازدواج کنید. اعمال محبت آمیز به چیزهایی مثل این گفته می شود: اینکه وقتی خسته اید بفهمد، روز تولدتان را به یاد داشته باشد، دوست داشته باشد که وقتش را با شما بگذراند، به حرفهایتان گوش کند، به شما احترام بگذارد، وقتی دیر کردید به شما زنگ بزند، به شما محبت کند، اگر چیزی را نفهمیدید، درمقابلتان صبور باشد.

      – فرد مناسب برای ازدواج کسی است که دوستش داشته باشید و دوست شما باشد. او از گذران وقت با شما لذت می برد. اگر شما دو نفر با هم دوست نباشید، عشق و ازدواج شما خیلی زود محو خواهد شد.- فرد مناسب برای ازدواج مهربان، باملاحظه و مودب است. مسائل پیش پا افتاده زندگی مثل گفتن “متشکرم” یا باز کردن در شاید قدیمی به نظر برسد اما نشان دهنده میزان احترام و علاقه و مهربانی فرد به شماست.شما و فرد مناسب شما برای ازدواج، اهداف و ارزشهای یکسانی دارید.

      – داشتن علایق و نظرات مختلف اشکالی ندارد فقط به شرط اینکه درمورد عدم تفاهم در آنها به تفاهم رسیده باشید. بااینکه ممکن است همیشه با یکدیگر هم عقیده نباشید، صحبت کردن با فرد مناسب برای ازدواج همیشه جالب است وهیچوقت خسته تان نمی کند. او افکار و عقاید خود را طوری با شما مطرح می کند که ناراحتتان نکند.با درک اینکه تنها مسئله ثابت در زندگی، تغییر است، دوست دارد درمورد مسائل و مشکلات زندگی هم قبل و هم بعد از ازدواج با شما صحبت کند.
      – پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج به این معنا نیست که دیگر هیچ مشکل و اختلافی با هم نخواهید داشت. اما با فرد مناسب برای خود دیگر مطمئن هستید که می توانید به همراه هم مسائل و مشکلات را بررسی کرده و طوری آنها را حل کنید که هیچ صدمه این به ازدواجتان وارد نشود.فرد مناسب برای ازدواج، با شما صادق و روراست است.
      فرد مناسب برای ازدواج هیچوقت نمی خواهد که زندگی شما را کنترل کند، بلکه می خواهد زندگیش را با شما تقسیم کند.- با فرد مناسب برای ازدواج هیچوقت نباید لازم باشد که از حریم شخصی خود دفاع کنید. وقتی از شما درمورد ساعتی که نیاز دارید به تنهایی بگذرانید سوال نشود، می فهمید که فرد مناسب برای خود را پیدا کرده اید.
      اگر متوجه شدید که مسائل و مشکلاتی در روابطتان وجود دارد، به راحتی از آنها نگذرید و به هیچ وجه فکر نکنید که این مشکلات اهمیت زیادی ندارند یا با گذر زمان درست می شوند و طرفتان عوض می شود. برای داشتن یک ازدواج موفق، به چیزهایی فرای عشق نیاز دارید. موفق باشید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ
  11. ناشناس
    ناشناس گفته:

    سلام دختری ۲۲ساله هستم با ی پسری ۲۸ساله نامزد کردم=عقد نکردیم فقط حلقه انداختیم من دانشجوی پرستاری خارج از ایران درس میخونم ایشون دیپلم و به تازگی دانشگاه میره مشکل من اینه که این اقا حس میکنم هیچی نمیفهمهدر حالی که ما دوسال دوست بودیم بعد نامزد کردیم حس میکنم اخلاقش قبلش با الانش یکی نیست ما چون دوریم هرروز از طریق اسکایپ در تماسیم هم با خودش هم خانوادش ایشون به دلیل کمبود مالی و فرصتی که از پدرم گرفتن حدود۳سال فرصت دارن تا خودشو جمعوجور کنه و شرط هایی که پدرم ذکر کرده این اقا ۸میره تا۱۰شب, ۱۰شب هم که میاد یک ساعت حرف نزده دعوامون میشه همش دعواهاش سر خانوادمه چرا داداشت اینجوری گفت چرا خواهرت اینجوری کرد همششش سر خانواده روز خواستگاری مهریه ۱۱۱۴تا عنوان کردیم حالا بماند چقد بالا پایین پرید این اقا کینه هنوز مهریه رو داره و من نمیدونم چیکار کنم حس میکنم دیگه نمیتونم باهاش باشم اخه از طرفی خودمو با جمله ی “دوریم واسه همین” قانع میکنم اما درست نمیشه که نمیشه نزدیک ی سال نامزد کردیم ولی هیچ فرقی با دوست بودن نداره همدیگرو دوست داریم خیلی زیاد من اول پدرم مخالفت کرد اما به زور من راضیش کردم الان نه راه پیش دارم نه پس نمیخوام راهمو اشتباه انتخاب کنم کمکم کنید ممنون

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      دوست عزیز ازدواج موفق برپایه شاخت خوب و کامل بنا میشه …وقتی که خانواده ها و شما با هم مراوده و معاشرت کنید
      پس به نشانه های زندگیتون خوب توجه کنید چون هنوز نامزد هستید و وارد زندگی مشترک و رسمی نشدید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

      پاسخ
  12. حمید
    حمید گفته:

    سلام.من پسری ۲۸ساله هستم،یک سال پیش بایه دختری ۱۶ساله ازدواج کردم و الان نامزدیم،شاید فکر کنید اختلاف سنی خیلی زیاده،ولی من اونموقع احساس کردم که خانومم خیلی بیشتر از سنش میفهمه.دراین مورد هیچ مشکلی نداشتیم تا حالا
    ولی جدیدا با یک سری مشکلات مثل نحوه پوشش خانومم،سطح فرهنگی خودشون و خانوادشون،عدم درک شرایط مالی بنده مواجه شدم،آیا به نظرتون این موضوع مربوط به اختلاف سنی ما هست؟چه راهکاری بهم توصیه می کنید؟به نظرتون تو این شرایط اگه بریم زیر یه سقف چه اتفاقی میوفته؟
    لطفا راهنماییم کنید

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      خب دوست عزیز شما با توجه به این اختلاف ازدواج کردید و باید بپذیرید ایشون در شرایط سنی خودش بسر میبره و نمیتونید با زور ایشون رو به تغییر وادار کنید
      این شرایط نیاز به گفتگو از همه بیشتر نیاز به صبر داره

      در این مورد حتما” با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ
  13. علی
    علی گفته:

    سلام و خسته نباشید، من پسری هستم ۳۰ ساله، به دختری که فامیل هم هست و ۲۰ سالشه علاقه‌مند شدم، با هم صحبت کردیم ایشون هم به من علاقه‌منده ولی نگرانیش اختلاف سنی هست در صورتی که من تا حدود زیادی میدونم که میتونم خواسته‌هاش را با توجه به اقتضای سنش برآورده کنم، ایشون دانشجوی کارشناسی و من فارغ التحصیل کارشناسی ارشد هستم، میخواستم بدونم با توجه به تفاهماتی که داریم، مخصوصا از نظر خانوادگی و همچنین حس علاقه‌ای که بین هر دوی ما هست، آیا این اختلاف سنی میتونه خیلی مشکل ساز بشه؟

    پاسخ
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ گفته:

      ۱. اگر شخصی پیشنهاد ازدواج بدهد که شرایط خوبی دارد اما تفاوت سنی زیادی با ما دارد چه کار کنیم؟

      ۲. اگر شخصی چنین ازدواجی داشته باشد و احیاناً دچار مشکلاتی شده باشد، آیا راه حلی دارد یا نه؟

      رد پاسخ به سوال اول باید گفت اگر ازدواج اول شماست، بهتر است قید آن را بزنید و به دنبال شخصی باشید که تناسب سنی بیشتری با وی دارید. ورود به چنین رابطه هایی حتی اگر در ابتدا بسیار هیجان انگیز به نظر برسد و دلایل و توجیهات بسیاری داشته باشد، عاقلانه نیست و به تدریج دچار یک یا چند مشکل از مشکلات فوق خواهید شد. ا ما اگر سن شما بالاست و تجربه یک زندگی مشترک را داشته اید می توانید به این پیشنهاد فکر کنید اما در هر صورت حتماً با یک مشاور یا روانشناس متخصص در این زمینه مشورت کنید.

      در پاسخ به سوال دوم باید گفت که ناامید نشوید، آگاهی داشتن در مورد مشکلات موجود و تحلیل دقیق و صادقانه آنها خود نیمی از راه حل است. برای حل مشکلات خود دست به کار شوید، در مورد آنها و نیز احساسات و خواسته های خود، صادقانه با همسرتان صحبت کنید. اگر هر دو از شرایط موجود راضی نیستید برای حل آن متعهد شوید. خود را برای تغییرات ضروری و اساسی آماده کنید. از نقش ها بیرون بیایید و به نقش همسری خویش برگردید، به یکدیگر احترام بگذارید و حقوق دیگری را رعایت کنید. در این زمینه مطالعه کرده و راهکارها را در زندگی خود اجرا کنید. در صورت احساس نیاز به کمک بیشتر و تخصصی تر(با توجه به اینکه هر رابطه ای منحصر به فرد بوده و با روابط دیگر متفاوت است) از یک مشاور یا روانشناس متخصص در این زمینه کمک بگیرید.
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه

      پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تردیدگاه های جدیدتر »

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوالات متداول آنالیز سن ازدواج

۱ - بهترین سن برای ازدواج کیه؟

روانشناسان معمولا به جای سن ازدواج از محدوده سنی مناسب برای ازدواج صحبت می کنند. بهترین محدوده سنی برای ازدواج نیز بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی در نظر گرفته می شود. البته بهترین سن برای ازدواج برای هر فردی متفاوت است و آمادگی برای ازدواج به عواملی همچون میزان مهارت های لازم، خودآگاهی، شناخت طرف مقابل و انگیزه ازدواج بستگی دارد. علاوه بر این در کنار اعداد و ارقام یا سن عددی بایستی به سن عقلی، سن بلوغ عاطفی و سن اجتماعی فرد نیز توجه نمود. در یک کلام بهترین سن برای ازدواج سنی است که دو طرف به بلوع عاطفی و شناختی لازم برای درک یکدیگر و تشکیل زندگی مشترک دست یافته باشند. همچنین برای تشخیص آمادگی و میزان تناسب دو نفر برای ازدواج، مهم ترین راه کار کمک گرفتن از متخصصین حوزه روانشناسی و مشاوران مربوطه است. ادامه سایت مشاوره ازدواج...

۲ - دلایل ازدواج در سن کم چیست؟

در بررسی علت ازدواج در سن پایین می توان به دو عامل اصلی اشاره نمود: ۱-میل و خواست خود فرد: ممکن است علت ازدواج در سن کم، تجربه عشق نوجوانی و اصرار برای تشکیل خانواده باشد. همچنین ممکن است نوجوان ازدواج را راه حلی یرای رهایی از فشارهای خانواده و استقال از آن ها بداند. ۲-میل و خواست خانواده ها: ازدواج در سن کم می تواند به دلیل باورهای خانواده از جمله باور به پاک ماندن فرزندشان از ارتباط با جنس مخالف و یا به علت فشارهای اقتصادی خانواده صورت گیرد.

۳ - عوامل تاثیرگذار در بالارفتن سن ازدواج چیست؟

عوامل زیادی در افزایش سن ازدواج نقش دارند از جمله این عوامل می توان به دسترسی راحت تر جوانان به یکدیگر و رفع نیازهای جنسی و عاطفی در قالب رابطه دوستی، بی اعتمادی، ترس از تعهد و مشکلات اقتصادی اشاره نمود. همچنین سن مناسب برای ازدواج تا حد زیادی تحت تاثیر گرایش های فرهنگی و قومیتی قرار دارد. به عنوان مثال زنان بلوچ و لر در مقایسه با سایر مناطق در سن پایین تری ازدواج می کنند.

۴ - سن در ازدواج و ملاک های انتخاب همسر چه نقشی دارد؟

معمولا ملاک های انتخاب همسر و ایده آل هایی که هر فرد در نظر دارد با دیگری متفاوت است. علاوه بر این ملاک های انتخاب همسر برای هر فردی بسته به سن و مرحله رشدی نیز ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال ممکن است اولویت های انتخاب همسر برای افراد تغییر کرده و یا ملاک زیبایی یا تامین عاطفی ( تجربه عشق ) جای خود را به وجهه اجتماعی و تفاهم اخلاقی دهد.