.کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تا هروقت از سر دلتنگی به رویش دست می *کشیدم ، تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی …
**********
این روزها قدم که میزنم ، منحرف میشوم به سمت چپ !!!
در قلب من چیزی سنگینی می کند مدام …
جای تو خوب است ؟؟؟
**********
عشق یعنی توی گوشیت یه سری اس ام اس هست که عمرا دلت بیاد پاکشون کنی …
**********
به صدایت که معتاد شدم رفتی !!!
حالا هر روز خاطره تزریق میکنم …
**********
خاطره اگر در جهنم هم باشد دل را تنگ جهنم میکند و تو با تمام بهشتی بودنت در حسرت جهنمی …
**********
یادت هست ، خیالت هست ، خاطراتت هست ، فقط کمی جای تو خالیست ، نمی آیی ؟
**********
زیر درخت سیب نذر کرده ام به آمدنت …
فصل شکوفه زدن از خاطرات نزدیک است !
**********
نمیدانم چه بر سرِ من و این خیابان ها آمده که هر جایی میخواهم بروم به کوچه ی خاطراتمان میرسد …
**********
هیچگاه فاصله ها حریف خاطره ها نیستند …
**********
بعضی وقتا آدم یه جمله هایی رو میخونه و یه نفس عمیق پشتش میکشه و توی یه ثانیه یه دنیا خاطره میاد جلو چشمش !
**********
کوه های غرورم از گناه رفتنت آب شده ؛ تا قبل از سیل برگرد …
سیل که بیاید همه را با خود می برد حتی خاطراتت را !
**********
بعضی دوستیا شوخی شوخی میان و جاگیر میشن توی دلت !
تبدیل به یه عشق عمیق میشن …
ته نشین میشن توی قلبت …
ولی یه روز خیلی راحت تو سکوت میرن !
اونجا باورش سخته ، اونوقته که باید بلد باشی چطور با یه خاطره کنار بیای !
**********
وقتى نیستى میخواهم سر به تن هیچ خاطره اى نباشد …
**********
میگفتند باران که می بارد بوی خاک بلند میشود …
اما اینجا باران که میزند فقط بوی خاطره ها می آید …
**********
خاطرات تمام نمی شوند ، تمامت می کنند …
**********
من هر روز تلاش می کنم که در خاطرم بماند و تو هر روز تلاش می کنی که فراموش کنی …
چه بلاتکلیفند خاطراتمان !!!
**********
لامصب مثل سیگار است خاطره …
حال می دهد اما از درون می پوساندت …
**********
از سوختن هر چیزى خاکستر به جا میماند ولى از سوختن زندگى خاطره