کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: ازدواج با فامیل یا دختر غریبه

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    4
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0

    ازدواج با فامیل یا دختر غریبه

    با عرض سلام و ادب و احترام محضر اساتید عزیز
    زیاد نمیخوام سرتون رو درد بیارم، گزیده صحبت میکنم تا بنده را در جهت حل مشکلی که جدیدن گرفتارش شدم راهنمایی نمایید.
    پسری 28 ساله مجرد مهندس و بصورت حق التدریس در دانشگاه و هنرستان مشغول به کار و تدریس هستم.
    با توجه به اینکه کار دائمی و یا در ارکانی دولتی و خصوصی استخدام رسمی نیستم بخاطر این مسئله از ازدواج می ترسم و زیاد نمی خوام سراغ این مسائل بروم و دوری میکنم ولی تازگی ها خانواده ام تصمیم گرفته اند که برای بنده آستین بالا بزنن و من هم قبول کردم ولی شرطی گذاشتم که نمی خوام با دخترای فامیل (دختر عمه و دختر دایی و .....) ازدواج کنم و می خوام با خانم دکتر یا خانم معلم ازدواج کنم که اون ها قبول کردند.
    حالا برای من مشکلی پیش اومده اونم این هست که سه ماهیه که دختر عمه ام (x) (21 ساله) با من ارتباط فرافامیلی برقرار کرده است بدلیل اینکه همون دانشگاهی که بنده تدریس میکنم ایشون هم دانشجوی هستند. همون روزای اول ارتباطمون خوب بود و مثل رفتار فامیلی با هم حرف میزدیم و مشکلی نبود که دختر عمه ام (x) شروع به فرستادن شکلک و عکس های عاشقانه با نرم افزار لاین نمود و من هم بطبع خودش جواب میدادم. یه بار از من پرسید چه کسی رو دوس داری من هم گفتم که فقط پدر و مادرم و کسی دیگه تویه زندگیم نیست که یدفعه بهم گفت که پس دختر خالم (y) (دختر اونیکی عمه ام (y) که قبلا می خواستم باهاش فقط دوس بشم که بنا به اختلافات فامیلی همه چی بین ما دوتا تموم شد و ادامه ندادم) تویه زندگی تو چیکاره هست؟ من هم با دلیل برهان پاسخ دادم ولی دختر عمه ام (x) قانع نشد و در جواب بهم گفت: بجای اینکه اون روزها با دختر خالم ام (y) دوست میشدی با خود من دوست میشدی لااقل با هم الان نامزد بودیم. دیگه از اون روزی که این حرف رو بهم زد کمتر با من ارتباط داره و هرچی بهش زنگ میزنم و پیامک میدم، جوابم رو نمیده و هرزگاهی در مورد موضوعات و مسائل دانشگاه با من حرف میزنه یا پیامک میده تویه ارتباطات فامیلیمون مشکلی بینمون پیش نیومده و عادی هست یعنی قهر نیستیم. در آخر هم من مجبور شدم یه رازی رو از گذشته 8 سال پیش دختر عمه ام (x) بگم و اینکه من قبلا دوسش داشتم ولی به علت اینکه مادربزرگمون (خدا رحمتش کنه) تو رو برای یه پسر دیگه غریبه کنار گذاشته بود نتونستم حرف دلم رو بهت بزنم برای همین رفتم سراغ دختر خالت (y) که با اون هم به دلیل اینکه به پدر و مادرم فحش داده بود دو ماه بودم و فراموشش کردم و اصلا تویه زندگی من جایی نداره. ولی دختر عمه ام (x) اصرار داره که من با پسری زندگی میکنم تا به عمرش دختری رو دوس نداشته باشه و صفر کیلومتر باشه! من هم بهش میگم بجای ازدواج با پسر غریبه یا دختر غریبه بیا باهم ازدواج کنیم که حرفی بهم نمیزنه!بهش پیام میدم که میخوای بیام خواستگاریت بهم جوابی نمیده و بنده رو در آنپاس شدید قرار داده.
    حالا سوال بنده از محضر شما دوستان اینکه به ارتباط با دختر عمه ام (x) ادامه بدم و آخر سر باهاش ازدواج کنم و یا به کل فراموشش کنم و با یه دختر غریبه ازدواج کنم؟

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    معاونین سایت
    نوشته ها
    1,637
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    50
    نقل قول نوشته اصلی توسط asgar.1365 نمایش پست ها
    با عرض سلام و ادب و احترام محضر اساتید عزیز
    زیاد نمیخوام سرتون رو درد بیارم، گزیده صحبت میکنم تا بنده را در جهت حل مشکلی که جدیدن گرفتارش شدم راهنمایی نمایید.
    پسری 28 ساله مجرد مهندس و بصورت حق التدریس در دانشگاه و هنرستان مشغول به کار و تدریس هستم.
    با توجه به اینکه کار دائمی و یا در ارکانی دولتی و خصوصی استخدام رسمی نیستم بخاطر این مسئله از ازدواج می ترسم و زیاد نمی خوام سراغ این مسائل بروم و دوری میکنم ولی تازگی ها خانواده ام تصمیم گرفته اند که برای بنده آستین بالا بزنن و من هم قبول کردم ولی شرطی گذاشتم که نمی خوام با دخترای فامیل (دختر عمه و دختر دایی و .....) ازدواج کنم و می خوام با خانم دکتر یا خانم معلم ازدواج کنم که اون ها قبول کردند.
    حالا برای من مشکلی پیش اومده اونم این هست که سه ماهیه که دختر عمه ام (x) (21 ساله) با من ارتباط فرافامیلی برقرار کرده است بدلیل اینکه همون دانشگاهی که بنده تدریس میکنم ایشون هم دانشجوی هستند. همون روزای اول ارتباطمون خوب بود و مثل رفتار فامیلی با هم حرف میزدیم و مشکلی نبود که دختر عمه ام (x) شروع به فرستادن شکلک و عکس های عاشقانه با نرم افزار لاین نمود و من هم بطبع خودش جواب میدادم. یه بار از من پرسید چه کسی رو دوس داری من هم گفتم که فقط پدر و مادرم و کسی دیگه تویه زندگیم نیست که یدفعه بهم گفت که پس دختر خالم (y) (دختر اونیکی عمه ام (y) که قبلا می خواستم باهاش فقط دوس بشم که بنا به اختلافات فامیلی همه چی بین ما دوتا تموم شد و ادامه ندادم) تویه زندگی تو چیکاره هست؟ من هم با دلیل برهان پاسخ دادم ولی دختر عمه ام (x) قانع نشد و در جواب بهم گفت: بجای اینکه اون روزها با دختر خالم ام (y) دوست میشدی با خود من دوست میشدی لااقل با هم الان نامزد بودیم. دیگه از اون روزی که این حرف رو بهم زد کمتر با من ارتباط داره و هرچی بهش زنگ میزنم و پیامک میدم، جوابم رو نمیده و هرزگاهی در مورد موضوعات و مسائل دانشگاه با من حرف میزنه یا پیامک میده تویه ارتباطات فامیلیمون مشکلی بینمون پیش نیومده و عادی هست یعنی قهر نیستیم. در آخر هم من مجبور شدم یه رازی رو از گذشته 8 سال پیش دختر عمه ام (x) بگم و اینکه من قبلا دوسش داشتم ولی به علت اینکه مادربزرگمون (خدا رحمتش کنه) تو رو برای یه پسر دیگه غریبه کنار گذاشته بود نتونستم حرف دلم رو بهت بزنم برای همین رفتم سراغ دختر خالت (y) که با اون هم به دلیل اینکه به پدر و مادرم فحش داده بود دو ماه بودم و فراموشش کردم و اصلا تویه زندگی من جایی نداره. ولی دختر عمه ام (x) اصرار داره که من با پسری زندگی میکنم تا به عمرش دختری رو دوس نداشته باشه و صفر کیلومتر باشه! من هم بهش میگم بجای ازدواج با پسر غریبه یا دختر غریبه بیا باهم ازدواج کنیم که حرفی بهم نمیزنه!بهش پیام میدم که میخوای بیام خواستگاریت بهم جوابی نمیده و بنده رو در آنپاس شدید قرار داده.
    حالا سوال بنده از محضر شما دوستان اینکه به ارتباط با دختر عمه ام (x) ادامه بدم و آخر سر باهاش ازدواج کنم و یا به کل فراموشش کنم و با یه دختر غریبه ازدواج کنم؟
    خب مشکلی که هست اینه که شما در انتخاب و تصمیمتون قاطع نیستید

    شما در ابتدا برای خانواده شرطی گذاشتید که حاضر نیستید با دختران فامیل ازدواج کنید

    و بعد ما میبینم شما در بین دو نفر از فامیل گرفتار میشید و .... باقی قضایا ...

    دوست عزیز اگر شما واقعا" علاقه ای به ازدواج با فامیل ندارید بهتره تصمیم نهایی رو بگیرید

    و عزم خودتون رو جزم کنید تا دختری شایسته که در شان و همراهی شماست رو پیدا کنید

    اینطور که بین شما و دختر عمه گرام دیده میشه مسایلی هست که اگر بخوایت به ازدواج با هم فکر کنید

    حتما" باید حل و فصل بشه ...

    در اینکه چه تصمیمی گرفته بشه شما باید به دلتون و منطق خودتون رجوع کنید تا ببینید دلتون به کدوم سمت گرایش داره

    بعد تصمیم نهایی رو بگیرید که من فکر میکنم گزینه ازدواج با دختر غریبه بیشتر به دلتون نشسته

    درضمن تکرار تاپیک فقط باعث میشه جواب یکسان دریافت کنید
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    1
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0
    سلام خسته نباشین یه مشاور هست کمکم کنه خیلی ممنون میشم

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    معاونین سایت
    نوشته ها
    1,637
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    50
    نقل قول نوشته اصلی توسط مایکل نمایش پست ها
    سلام خسته نباشین یه مشاور هست کمکم کنه خیلی ممنون میشم
    سلام
    سوالتون همین بود ؟
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •