کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: مشاوره قبل از ازدواج

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    1
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0

    Question مشاوره قبل از ازدواج

    با سلام

    بنده پسر 24 ساله ای هستم که حدودا 4 ماه قبل با خانومی در دانشگاه آشنا شدم و به قصد ازدواج به ایشون پیشنهاد آشنایی دادم و از آن موقع با هم در ارتباط هستیم .

    اما مدتی قبل ایشون به بنده گفتن که صحبت کردن ما به این شکل کار اشتباهی هست ( البته خود بنده هم حرف ایشون رو تایید میکردم و جفتمون از نظر شرعی بر این باور بودیم ) و قرار بر این شد که حضوری همدیگرو نبینیم مثلا در دانشگاه با هم ملاقاتی نداشته باشیم یا حتی بیرون از دانشگاه قراری نذاریم ( البته دوبار بیرون از دانشگاه قرار داشتیم ) تا زمانی که همه چیز از نظر شرعی درست بشه یعنی محرم بشیم . بنده قبول کردم

    جفتمون در یه قسمتی از دانشگاه فعالیت میکنیم ( اسم اون بخش رو نمیگم تا سوءتفاهماتی ایجاد نشه ) ایشون به شدت به محلی که فعالیت میکنیم تعصب خاصی داره و بعضی وقتا واقعا از این تعصب ها ناراحت میشم حتی به قدری گاها این تعصب ها زیاد میشن که گاها سر این موضوع با هم بحثمون میشه و دلخوری ایجاد میشه طوری که یک بار چنان عصبی شدم که گفتم یا من یا محل کارت یکیمونو انتخاب کن ! با این وجود باز از اون محل طرفداری کرد یه مدتی اینطوری دلخوری ادامه پیدا کرد و بعد به دلیل علاقه ای که به اشون دارم کوتاه اومدم . این اواخر هم گاها به دلیل بعضی تعصب های بیجا مجدد بحثمون شد . ما خودمون با همدیگه هیچ مشکلی تا به حال نداشتیم ولی سر قضیه محل کار واقعا گاها به شدت ازش ناراحت میشم . من قبلا موقع آشنایی هم قبول کرده بودم که در این محل فعالیت کنه و اون موقع مشکلی نداشتم ولی این اواخر به دلیل برخی اتفاقاتی که رخ داد زیاد از محیط کار خوشم نمیاد چون آدمای راستگویی اونجا نیست و اکثرا دارن با ریاکاری با هم رفتار میکنن و از این نظر به شدت ناراحتم . حتی چند بار این چیزارو بهش ثابت کردم ولی آخر سر گفت من به خاطر آدماش اونجا فعالیت نمیکنم به خاطر چیز دیگه فعالیت میکنم . اوایل آشنایی بهم گفته بود که بعد از ازدواج هم میخواد اونجا فعالیت کنه ولی حضور خودشو کمتر خواهد کرد یعنی هفته ای 1 بار منم اون موقع چون اتفاقات اخیر رخ نداده بود قبول کردم ولی الان میبینم تبدیل شده به جنگ روانی و ناراحتی من


    به نظر شما چیکار کنم که از این تعصب هایی که حتی بعضی وقتا چشم بسته نسبت به اونجا داره دست برداره ؟ ( در حدی هست که حتی فکر میکنم ممکنه به خاطر اونجا بیخیال من بشه ! مثلا در همین بحث های اخیر دقیقا داشت همین اتفاق هم رخ میداد طوری که گفت حاضرم دست رو عشقم بذارم و دردشو تحمل کنم ولی نذارم کسی به اون محل چیزی بگه . هر بار هم که بهش میگم میگه تو جای خودتو تو قبلبم داری اونجا هم جای خودشو داره ) هر چند بار ها روی علاقه خودش نسبت به بنده تاکید داشته و گفته که به بنده علاقه داره و اولین بار هست که چنین اجازه ای به خودش داده تا با یکی چنین رابطه ای داشته باشه

    هر چند بار ها گفته بعد ازدواج کم میکنه و هفته ای یک باز سر میزنه به اونجا ولی به خاطر تصبی که داره میترسم این اتفاق نیوفته و کل زندگی ما تبدیل بشه به چیزی که این اواخر ازش بدم میاد ( اونم به دلیل این اتفاقاتی که داره رخ میده ) میترسم به جای این که فکر و ذکرش خانواده و شوهر و بچه باشه تمام فکرش اونجا باشه و در آینده با بی توجهی رو به رو بشم و در واقع جواب اون همه توجه و علاقه ای که نشون میدم بی جواب بمونه و باعث بشه از زندگی سرد بشم .

    حتی این چند روزه به این فکر میکنم که شاید زیاد به دلیل شرعی نیست که قرار گذاشته باهم ملاقات نکنیم . بیشتر به این دلیل هست که آدمای اونجا مارو باهم نبینن و اسم اون محل به خاطر ما خراب نشه ! بعضی وقتا واقعا دیوانه وار میخوام از نزدیک ببینمش ولی نمیشه وقتی هم که این فکر به ذهنم میرسه داغون میشم و فکر میکنم باز اونجا نسبت به من برای اشون ارجعیت داره !


    البته این مورد رو هم خدمتتان عرض کنم که خانواده بنده در جریان هستند و از خوانواده اشون هم خواهر ایشون در جریان ارتباط ما هستن . همچنین دلیل این که اقدام به خواستگاری رسمی نمیکنم این هست که در حال حاضر ثبات شغلی ندارم به محض این که از نظر شغلی و درآمدی مطمئن بشم قطعا اقدام میکنم .


    فقط این موارد واقعا اذیتم میکنن و از این که در آینده به خاطر این چیزا پشیمون بشم واهمه دارم . خصوصیات خوب زیادی داره ولی این موردش یه مقدار نگران کننده اس . طوری شده که محل کار رو به دید رقیب میبینم در این حد اذیتم میکنه . ضمن این که اشون زود رنج هم هست ممکنه یه انتقاد کوچیک یا یه شوخی باعث بشه ایشون ناراحت بشه !!


    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید .
    ویرایش توسط nashenas : 06-20-2018 در ساعت 10:58 PM

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    معاونین سایت
    نوشته ها
    1,637
    پسندیده
    43
    مورد پسند
    50
    معیارهای ازدواج

    دوست عزیز هم شما و هم ایشون باید همدیگرو همینطور که هستید قبول کنید.
    این اصل مهم رو فراموش نکنید .
    و بدونید تغییر کردن بعد از ازدواج میتونه هیچ وقت رخ نده .
    پس برای رسیدن به هم سعی نکنید برای هم نقش بازی کنید .
    درست و منطقی معیارهای ازدواجتون رو مشخص کنید .
    و براساسش تصمیم گیری کنید .
    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    دفتر سعادت آباد:
    ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه


    مشاوره روانشناسي تلگرامي:
    https://t.me/kanonmoshaveran_bot
    شانس نام مستعار خداست.
    آنجا که نمی خواد،امضایش پای داده هایش باشد.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Dec 2018
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    3
    پسندیده
    0
    مورد پسند
    0
    سلام
    بنده پسری 33 ساله هستم و نزدیک به یک سال پیش با معرفی خانواده با دختری آشنایی شدم، بعد از آشنایی و صحبت های اولیه که با کمک فضای مجازی بود، از ایشان درخواست کردم که برای آشنایی بیشتر و با هدف ازدواج با هم ارتباط بیشتری داشته باشیم و ایشان در همان ابتدا خواستند که موضوع از طریق خانواده مطرح شود و بنده قبول کردم. در صحبت های قبلی موضعی که همیشه مطرح میشد بحث مهاجرت بود، به ویژه که ایشان از امتیاز نخبگی برخوردار بودند و در یکی از دانشگاه های برتر کشور مشغول به تحصیل بودند و بنده نیز از این موضوع حمایت کردم و خودم نیز علاقمند به مهاجرت هستم. بعد از آن که خانواده من برای صبحت های اولیه با خانواده ایشان ارتباط برقرار کرد، شرط خروج کشور برای ازدواج مطرح شد و من هم طبیعتا با توجه به علاقه خودم با این مساله مخالفتی نکردم، و برای تمرکز بر روی خروج از کشور و کسب مهارت زبان، از کار خود که نسبتا درآمد مناسبی داشت خارج شدم و طبیعتا درآمد بنده قطع شد.
    اما متاسفانه فرآیند خروج از کشور بسیار بیشتر از چیزی که فکر میکردم طول کشید و هنوز هم موفق نشده ام. از طرفی طولانی شدن ارتباط ما بودن هیچ عقد و رسمیتی و واکنش مادر بنده باعث ایجاد ناراحتی و اختلاف بین دو خانواده شده و عملا ارتباط دو خانواده قطع شد و به حدی رسیده که یک احساس بسیار بدی نسبت به مادر من در وجود ایشان ایجاد شده و گاهی همین موضوع باعث ایجاد بحث بین ما می شود و بارها اشاره کرده اند که از مادر بنده خوششان نماید و حاضر نیستند حتی بعد از ازدواج خانه ما بیایند و چندین بار به بنده تذکرداده اند که اگر اعضای خانواده در زندگی ما دخالت کنند، به صورت خیلی جدی با آنها برخورد مینم!
    جدا از این مساله، چندین بار این مساله مطرح شده که از معیارهای ایشان برای انتخاب همسر، تحصیل در دانشگاه های برتر کشور بوده که بنده این ویژگی را نداشتم.
    همچنین گاهی نسبت به قد بنده که تنها 2 سانت از ایشان که نسبتا قد بلند هستند، بیشتر است، حساسیت نشان میدهد و محصولاتی را برای افزایش قد پیشنهاد کرده اند.
    البته درمورد وزن پایین من نیز این بحث مطرح بود که در این مدت با کمک مشاور تغذیه، وزن خود را افزایش دادم به حد استاندارد رسیدم.
    مشکل دیگری که برای من مهم بوده و گاهی بنده را ناراحت میکند، استفاده از کلمات نامناسب برای دیگران و حتی والدین خودش است که از نظر من بی احترامی محسوب می شود (کلماتی مثل دیوانه) و این که در آینده این کلمات در مورد خانواده من هم استفاده شود، تا حدی نگرانم میکند، اما این موضوع را میدانم که اولویت اول برای من باید ایشان باشد و سعی میکنم این موضوع را نادیده بگیرم.
    در ادامه این مشکلات باید این نکته را هم اشاره کنم که همیشه زندگی بسیاری از دوستانش را که از نظر مالی بسیار موفق بودند را یادآورمیشوند ، در حالی که من با توجه به مطلبی که اشاره کردم، فعلا کار نمیکنم و هیچ خانه و ملکی هم ندارم و با اندکی پس انداز که تصمیم داشتم با آن یک ازدواج ساده انجام دهم، تنها با امید مهاجرت تحصیلی تلاش میکنم و از آن پس انداز خرج میکنم.
    جدا از همه این حرفها، طبیعتا علاقه احساسی زیادی بین ما وجود دارد و در مسیری که انتخاب کرده ام، همیشه همراه من بودند و تا جایی که توانستند از من پشتیبانی کردند و البته همیشه متذکر شده اند که اگر نتوانم شرایط خروج از کشور را برای خودم ایجاد کنم، ایشان به تنهایی مهاجرت میکنند و این ارتباط قطع خواهد شد.
    با تمام این تفاسیر، لطفا راهکاری برای حل نگرانی ها پیشنهاد بدین.
    آیا این نگرانی ها واقعی است و یا بنده با نگاه بدی به مسائل آنها را مطرح میکنم؟
    قبلا تقاضای رفتن به مشاوره هم به ایشان دادم، اما به بعد از عملی شدن شرط مهاجرت موکول کردن.
    ویرایش توسط barg : 12-08-2018 در ساعت 04:57 PM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •