کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: عذاب وجدان

  1. Top | #1
    kia

    عذاب وجدان

    سلام، من چهار سال پیش جدا شدم و یک فرزند دارم، دو سال پیش با یک خانم مجرد با توجه به توجه ای که ایشان به من میکردند آشنا شدم، اوایل چون ایشان تجربه ازدواج نداشتن خیلی مساله جدی نبود ولی کم کم به هم دل بسته شدیم، من از همان اول تمام اتفاقات زندگی ام را برای ایشان تعریف کردم و با هم آشنا شدیم بعد از مدتی از ایشان خواستم که به خانواده شان موضوع را اطلاع دهند ولی ایشان گفتند که امکان پذیر نیست و هر بار یک بهانه ای می آوردند که خانواده مخالفت میکنند و یاوخواهروبرادرهایم به شما آسیب میرسانند، من هم به ایشان خیلی وابستگی پیدا کرده بودم، گاهی متوجه میشدم که با کسی صحبت میکند از ایشان خواستم اگر خانواده تان مخالف هستند و شما هم مورد مناسبی برای ازدواج پیدا میکنید حتما این کار را بکنید تا منم به آینده خودم و فرزندم برسم، ولی ایشان میگفتند نه من میخواهم با تو ازدواج کنم و اگر خانواده ام راضی نشوند منازدواج میکنم و طلاق میگیرم، بعد از این حرفها چون زندگی قبل من به همین دلیل پاشیده بود باهاش مخالفت کردم و گفتم من میخواهم ازدواج کنم و بالاخره ایشان موضوع را به مادرشان گفتند و من با مادرشان صحبت کردم ایشان گفتند که اگر بچه را مدتی مخفی کنید و عقد کنید من بعد از عقد به خانواده ام میگویم من این شرایط راقبول نکردم و یر بار نرفتم و به دختر گفتم که نمیتوانم با شما ادامه دهم، و بعد از این جریان با یه خانم که شرایط ازدواج داشت صحبت کردم و شروطم را به ایشان گفتم هنوز هیچ اتفاقی بین ما نیافتاده ولی آن خانم هر روز مراونفرین میکند و دعای بد در حق من و فرزندم و زنی که قراره ازدواج کنم میکند و مرا دچار عذاب وجدان کرده و هر چه به ایشان میگویم من با شرایط شما نمیتوانستم ادامه دهم قبول نمیکند و دعای بد و نفرین میکند و میگوید تو فقط باید با من ازدواج کنی و واقعا مرا مستاسل کرده، خواستم ببینم با این شرایط آیا این دعا ها و نفرین ها باعث عاقبت بد برای من میشود وواینکه آیا برخورد ایشان غیر منطقی نیست و با این حرفها چه عکس العملی باید نشان دهم، طوری برخورد میکند که گاهی از ازدواج که بخشی از آن به خاطر فرزندم هست پشیمان میشوم، لطفا راهنمایی کنیید ممنون میشم

  2. Top | #2
    moshaver
    نقل قول نوشته اصلی توسط kia نمایش پست ها
    سلام، من چهار سال پیش جدا شدم و یک فرزند دارم، دو سال پیش با یک خانم مجرد با توجه به توجه ای که ایشان به من میکردند آشنا شدم، اوایل چون ایشان تجربه ازدواج نداشتن خیلی مساله جدی نبود ولی کم کم به هم دل بسته شدیم، من از همان اول تمام اتفاقات زندگی ام را برای ایشان تعریف کردم و با هم آشنا شدیم بعد از مدتی از ایشان خواستم که به خانواده شان موضوع را اطلاع دهند ولی ایشان گفتند که امکان پذیر نیست و هر بار یک بهانه ای می آوردند که خانواده مخالفت میکنند و یاوخواهروبرادرهایم به شما آسیب میرسانند، من هم به ایشان خیلی وابستگی پیدا کرده بودم، گاهی متوجه میشدم که با کسی صحبت میکند از ایشان خواستم اگر خانواده تان مخالف هستند و شما هم مورد مناسبی برای ازدواج پیدا میکنید حتما این کار را بکنید تا منم به آینده خودم و فرزندم برسم، ولی ایشان میگفتند نه من میخواهم با تو ازدواج کنم و اگر خانواده ام راضی نشوند منازدواج میکنم و طلاق میگیرم، بعد از این حرفها چون زندگی قبل من به همین دلیل پاشیده بود باهاش مخالفت کردم و گفتم من میخواهم ازدواج کنم و بالاخره ایشان موضوع را به مادرشان گفتند و من با مادرشان صحبت کردم ایشان گفتند که اگر بچه را مدتی مخفی کنید و عقد کنید من بعد از عقد به خانواده ام میگویم من این شرایط راقبول نکردم و یر بار نرفتم و به دختر گفتم که نمیتوانم با شما ادامه دهم، و بعد از این جریان با یه خانم که شرایط ازدواج داشت صحبت کردم و شروطم را به ایشان گفتم هنوز هیچ اتفاقی بین ما نیافتاده ولی آن خانم هر روز مراونفرین میکند و دعای بد در حق من و فرزندم و زنی که قراره ازدواج کنم میکند و مرا دچار عذاب وجدان کرده و هر چه به ایشان میگویم من با شرایط شما نمیتوانستم ادامه دهم قبول نمیکند و دعای بد و نفرین میکند و میگوید تو فقط باید با من ازدواج کنی و واقعا مرا مستاسل کرده، خواستم ببینم با این شرایط آیا این دعا ها و نفرین ها باعث عاقبت بد برای من میشود وواینکه آیا برخورد ایشان غیر منطقی نیست و با این حرفها چه عکس العملی باید نشان دهم، طوری برخورد میکند که گاهی از ازدواج که بخشی از آن به خاطر فرزندم هست پشیمان میشوم، لطفا راهنمایی کنیید ممنون میشم
    خب از فردی دنیا دیده و با تجربه ای مثل شما بسیار بعیده که در این مورد به خودتون حتی ذره ای تردید و واهمه راه میدید

    اگر اینطور بود الان باید هیچ انسانی روی کره خاکی زنده مونده باشه

    شما کاری بسیار خوب انجام دادید که موضوع خودتون و فرزندتون رو از خانواده ایشون پنهان نکردید

    مسلما" هیچ زندگی با این نوع رفتار احساسی به نتیجه نمیرسد

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •