کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: كودك و خانواده نامتعادل

  1. Top | #1
    moshaver

    Lightbulb كودك و خانواده نامتعادل



    در اين مقاله صحبت از خانواده نامتعادل است كه در آن ضرب و شتم نيست و يا كمتر است، مسئله هم در امر رسيدگ تربيت فرزند نيست، بلكه سخن از خانواده اي ا ست كه در شيوه تربيتي و نوع درخواست و توقع تربيت از فرزندان دچار اختلالاتي هستند.
    آن والديني كه با امر نهي هاي مكرر خود كودك را به ستوه آورده و در توقع از فرزند ظرفيت روحي و جسمي او را مدنظر ندارند، به طور مستقيم در حق كودك خود ستم كرده و در مسير تربيت كودكان عارضه مي آفرينند.

    در تربيت فرزند خود گاهي مجبور مي شود تا از امر و نهي استفاده كند، كه اين امر به تنهايي ناپسند نيست، آنچه اين كار را از لحاظ تربيتي مردود مي كند به كار گيري بيش از حد امر و نهي در تربيت است. تجربه نشان مي دهد امر و نهي بيش از حد كودك باعث شكل گيري لجاجت در كودك مي شود.
    مواردي كه ارائه داده ايم، مصداق هايي از چنين خانواده هايي است.

    1- والدين پرتوقع:
    پدر و مادراني كه بدون توجه به ظرفيت و توان جسمي كودكان بدون در نظر گرفتن دوران كودكي آنها از فرزندان توقع بالايي دارند كه گاهي برآورده شدن آن ميسر نيست و ناخودآگاه از كودك خود خشمگين و ناراحت مي شوند.
    در چنين زماني كودك هم دچار اضطراب است. از نظر علم روانشناسي درخواست بسيار از كودك داشتن و توقع بي حساب و افراطي زمينه را براي سقوط شخصيت كودك فراهم و باعث استرس و اضطراب در كودك مي شود. يكي از مسائل مهمي كه در به وجود آمدن رابطه مهم سازنده پدر و مادرها با كودكانشان بسيار موثر است، احترام گذاشتن به شخصيت مستقل كودك است. برخوردها با كودك بايد عاقلانه باشد و نبايد هيچ وقت احساسات او را به بازيچه گرفت. چنين موضعي در ايجاد احساس آرامش در كودك بسيار مهم است.
    يكي از شيوه هاي به رسميت شناختن شخصيت كودك، دادن مسئوليت هاي مختلف ولو كوچك به آنان مي باشد. كودكان در انجام مسئوليت، خود راه و روش بزرگ منشي را در پيش مي گيرند و تا حدود زيادي به افرادي آرام و داراي صبر و حوصله تبديل مي شوند.

    2- والدين برتري طلب:
    والديني كه براي اثبات برتري خود در خانه دست به سوي هر كاري دراز كرده و در همه كارها و امور دخالت كرده، از خود حرف مي زنند در اين گروه قرار دارند. آنچه در اين خانواده مطرح است، اين است كه طفل در خانه با يك فرد قدرتمند و قوي روبه رو است و والدين به جاي اينكه دوست و همدم كودك باشند، رئيس او هستند و طفل زير بار فشار و تحمل آنها خرد شده و اين ا مر براي كودك نگران كننده است.

    3- والدين بدگمان و بدبين:
    در خانواده اي كه سوءظن است، بدبيني وجود دارد. نگاه ها ترديدآميز است و بي اعتمادي و ناامني وجود دارد. كودكان نمي توانند وضعي عادي و طبيعي داشته باشند. عواطف آنها رشد نكرده و سطح عقلي آنها متزلزل ا ست.

    4- والدين امر و نهي كننده:
    بعضي از والدين دائم در حال فرمان دادن هستند كه چنين و چنان كن و مرتب كودك را از كارهايي نهي مي كنند و توان او را از بين مي برند. اين كار زماني دردناك تر است كه با د اد و فرياد همراه باشد و اجراي دستور از حد و توان قدرتش خارج باشد. فرمان هايي كه همراه با سروصدا و دعوا و مرافعه ا ست، ممكن است زمينه را براي تسليم كودكان به دستور والدين فراهم كند. اين كودكان داراي روحيه ضد اجتماعي شده و اصرار والدين براي انجام كارهاي خودشان كودك را بعدها براي مردم دردسرآفرين مي سازد.

    5- به رخ كشيدن عيب:
    اين يك خطاي تربيتي است كه ما عيب و اشتباه را به رخ بكشيد، آن هم در زماني كه كودك به عيب خود آگاه و از آن شرمنده است. خطاي بزرگتر آن است كه طفل دچار نقص عضوي باشد. اصل در جستجوي نقاط مثبت كودك و ساختن بناي تربيت بر روي آن است. به رخ كشيدن عيب كودك او را حساس كرده و عقده و كينه را براي او پديد مي آورد و كودك عمري با عقده حقارت به سر خواهد برد.
    جالب است بدانيد براي اينكه در بسياري از برنامه هاي تربيتي خود به درستي عمل كنيد و موفق باشيد، خيلي خوب است و لازم مي دانيم با همسر خود به صورت هماهنگ حركت كنيد، چون ناهماهنگي در بين تمام كساني كه براي تربيت كودك نقش دارند، تاثيرات بسيار بد و منفي در تربيتشان وجود دارد. براي اين كار لازم است همسر خود را در جريان برنامه تربيتي خود قرار دهيد و از او بخواهيد كه از شيوه اي هماهنگ استفاده كنند.
    توقعات خود را بر اساس توانايي هاي كودك تنظيم كنيد. براي اين كار لازم است ويژگي هاي رواني كودك را به طور كامل شناسايي كنيد. مطالعه كتاب هايي كه در زمينه روانشناسي رشد نگاشته شده است، در اين مورد بسيار مفيد است.

    عوارض و خطراتي كه در خانواده نابسامان براي كودك به وجود خواهد آمد:

    1- ترس وحشت از قبول مسئوليت در حال و آينده
    2- كم رويي و كم حرفي - گوشه گيري - بي رغبتي به بازي
    3- پرتوقعي و ايجاد نفاق و بداخلاقي كودك
    4- اقدام به انتقام از والدين به صورت خشمگين كردن آنها
    5- احساس گرفتاري و بدبختي و...

    والدين عزيز، به جاي اينكه پرتوقع باشيم، به ميزان توان كودك در امور توجه كنيم. كارهاي زشت او را نبينيم و كارهاي نيكوي او را تحسين كنيم تا كودك به شيوه اي سازنده به مقاصد خود نزديك شود. كودكان نياز دارند كه محيط و خانواده آرامش و امنيت لازم را در بر داشته باشد و بتواند از دوران كودكي خود لذت برده و خاطره خوشي براي خود داشته باشد.
    اگر کودکان نباشند، زندگي مي تواند جاري باشد، اما زلال و لطيف نخواهد بود. بايد کودک شويم، چرا که فقط او مي داند چطور واقعا بخندد و چطور واقعا گريه کند. ياد بگيريم كه كودكان، كودك اند و كودكي مي كنند و در محدوده اي خاص بايد فرصت داشته باشند.
    ویرایش توسط moshaver : 11-04-2014 در ساعت 07:18 AM

موضوعات مشابه

  1. نشانه های عدم تعادل روانی همسر
    توسط آفتاب پرست در انجمن بیماری همسر
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 12-31-2014, 01:36 PM
  2. مرد امروز و تعدد زوجات
    توسط Maloosak در انجمن چند همسری تعدد زوجات صیغه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-22-2014, 05:38 PM
  3. چند توصيه براي تعامل با دختران نوجوان
    توسط سارا ستايش در انجمن فرزند دختر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-14-2014, 12:16 PM
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-13-2014, 06:16 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •