کاربر عزیز ، به انجمن مشاوره ازدواج دات کام خوش آمدید .
ورود به حساب کاربری
ثبت نام
مزایای ثبت نام در انجمن مشاوره ازدواج دات کام

عضویت افتخاری در کانون مشاوران ایران

30% تخفیف شرکت در کارگروه های مشاوره

عضویت انجمن هیچ گونه هزینه ای ندارد

تبلیغات
  
  

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 11

موضوع: ازدواج با دختری که 5 ساله میشناسم- لطفا راهنمایی کنید

  1. Top | #1
    NoTimeTodecide

    ازدواج با دختری که 5 ساله میشناسم- لطفا راهنمایی کنید

    با سلام خدمت مشاوران گل لطفا شکیبا باشید و تا آخر بخونید ممنون

    [FONT=Tahoma]بذارید از اول داستان بگم اگه کسی خواست تمام زیروبم کار رو متوجه بشه فقط لطفا راهنمایی کنید ممنون

    سال 87 دانشجوی کارشناسی بودم بعد دختری رو دیدم که همیشه سر به زیر بود این دختر از یکی از دوستای من خوشش میومد در حدی که عاشقش شده بود

    ولی پسره به هیچ عنوان ازش خوشش نمیومد یک سال به این دختر بی محلی کرد من کلی راهکار جلوی پای هر دوشون میذاشتم حتی چند بار هم با هم بیرون رفته بودن

    ولی اطمینان دارم که رابطه در همین حد بوده چون به پاک بودنش ایمان دارم

    تا اینکه دانشگاه تموم شد و اون پسره رفت پی کارش ولی من همیشه با این دختر در تماس بودم فقط در حد دوست معمولی یه جورایی از من خوشش میومد منم همینطور

    تا اینکه یه روز گفت خانوادم میگن باید ازدواج کنی بعد منم گفتم اگه خوبه ازدواج کن

    دیگه رفت ازدواج کرد و از هم خبر نداشتیم تا یک سال بعد که یادم نمیاد چجوری ارتباط تلفنی ما شروع شد

    متوجه شدم که شوهرش شوهر نیست زنه یعنی مردانگی نداره و از این بنده خدا خوشش نمیاد اینا با تفکر خانوادهاشون ازدواج کرده بودن پسره از لحاظ مردانگی مشکل داشت و حتی با

    هم رابطه نزدیک هم نداشتن دیگه کارشون به دادگاه کشید و تازگیا از هم جدا شدن برای همیشه

    بعد این مدت این خانم کارشناسی قبول شد و استارت دوستی ماهم شکل گرفت

    5 سال میشه این خانومو میشناسم با هم دوست بودیم 2 سال میشه با هم رابطه داریم هر اتفاقی بین ما افتاده به خواسته ی من و اصرار من بوده حتی رابطه ی نزدیک خیلی جاها رفتیم

    خیلی وقتا دعوا کردیم ولی در آخر میشه گفت مشکلات زود برطرف شده سطح خونواده ها تقریبا مشابه.

    حال دیگه زمانش فرا رسیده که یا ازدواج کنیم یا جدا شیم ولی همدیگه رو خیلی دوست داریم این خانم تو زندگیش خیلی مشکلات داشته اگه من بخوام باهاش بد رفتاری کنم تحمل

    شکست دوباره رو ندارهمن بخاطر این خانم و ارتباطمون, ارتباطمو با اون دوستم قطع کردم, و حدود 500 کیلومتر مسیرو هر ماه میرم برای دیدنش

    حالا موندم چیکار کنم آیا ازدواج ما درسته با اینکه کل زندگیشو از بر میدونم و دوم اینکه 2.5 سال از من بزرگتره ایشون تقریبا 29 سالو نیم و من تو 27 سالگیم

    این خانم باکره هم هست چون برای کارهای دادگاهیش از پزشکی قانونی گواهی گرفته بود.

    خیلی ها میگن ازدواج نکن بخاطر اینکه تو ادم احساساتی هستی و اینکه اون از تو بزرگتره . تجربه ناموفقی هم تو زندگیش داشته

    میترسم از اینکه بریم زیر یک سقف و با کوچیکترین اختلاف نظر همه چیز یادم بیادFONT]]

    آیا رابطه قبل به زندگی زناشویی لطمه نمیزنه؟

    آیا ما میتونیم خوشبخت شیم؟

    آیا سن مطرحه ؟

    آیا اطلاع من از زندگی ایشون و ارتباط نزدیک ما بعدا زندگیمونو خدشه دار میکنه ؟

    با تشکر.
    ویرایش توسط NoTimeTodecide : 03-09-2015 در ساعت 06:42 AM

  2. Top | #2
    NoTimeTodecide
    واقعا هیچکی هیچ نظری نداره ؟

  3. Top | #3
    moshaver
    اولا" وقتی سوالی میپرسید باید شکیبا باشید تا دوستان پاسخگو باشند

    دوم اینکه با خوندن قسمت آخر مطلبتون پرسش سوالات دیگه بی ربطه ...

    خیلی رک و صریح بگم شما در مورد ایشون شک و تردید دارید و روابط شما در همین حد دوستی پایدار بوده

    مورد بعد اینکه فاصله شما از هم زیاده و به همین دلیل خانواده ها شناخت درستی از هم ندارن و همین امر باعث میشه نتونن به هم اعتماد کنن

    چون به هر حال اختلاف سطح فرهنگ و سلیقه وجود داره ...

    پس اگر تصمیم به کات کردن گرفتید کامل و قاطع باشه طوری که دیگه ارتباطی بینتون برقرار نباشه تا بتونید با شرایط کنار بیایت و خاطرات رو فراموش کنید

    سخته ولی اگر ارتباطی نباشه میتونید انجامش بدید تا تکلیف هر دوی شما در زندگی مشخص باشه

  4. Top | #4
    hamrah2
    منم فکر میکنم شما اقایون در این موارد نمیتونید گذشته دخترو فراموش کنید

    و همین اگاهی شما از گذشته دختر باعث میشه در آینده هر کاری که بکنه با دیده تردید بهش نگاه کنید

    خیلی عامیانه اگر بخوام بگم اطلاعات شما و گذشته این دختر مثل استخوان لای زخمه و هیچ وقت اجازه التیام رو به زندگی و تفکر شما نخواهد داد

    من با نظر دوستمون موافقم ما باید تکلیفمون با خودموت مشخص باشه وگرنه علاوه بر زندگی خودمون زندگی یکی دیگرو هم خراب خواهیم کرد

    پس اول از همه خودتون فکر کنید و ببینید میتونید با این شرایط کنار بیایت یا خیر؟ و بعد تصمیم گیری کنید

  5. Top | #5
    NoTimeTodecide
    نقل قول نوشته اصلی توسط moshaver نمایش پست ها
    اولا" وقتی سوالی میپرسید باید شکیبا باشید تا دوستان پاسخگو باشند

    دوم اینکه با خوندن قسمت آخر مطلبتون پرسش سوالات دیگه بی ربطه ...

    خیلی رک و صریح بگم شما در مورد ایشون شک و تردید دارید و روابط شما در همین حد دوستی پایدار بوده
    سلام ممنون بابت پاسخ اگر منظورتون از قسمت آخر سوالهای منه که باید بگم به همین خاطر سوال پرسیدم

    بعدش باید بگم که ما استان محل زندگیمون یکیه خانواده هامون فاصله ای از هم ندارن و سطح فرهنگی تقریبا برابره ولی ایشون تو یه استان دیگه دانشجو می باشند و منم یه جا دیگه دارم کار میکنم

    هر دو از خانواده دوریم
    من در مورد ایشون شک ندارم در مورد خودم شک دارم

    تصمیم به کات گرفتیم که کمک کم جدا شیم ولی من چند روزه متوجه شدم برام سخته و همینطور ایشون

    ما با هم هیچ مشکلی تو ارتباطمون نداشتیم من حتی با خواهر کوچکتر از خودش با هم بیرون رفتیم تمام خواهراش میدونن

    ولی ترس من از آیندس ترس من از اینه که خدایی نکرده پشیمون نشیم

    واقعا سخته ....

    باز هم تشکر میکنم دوستان.

  6. Top | #6
    NoTimeTodecide
    نقل قول نوشته اصلی توسط hamrah2 نمایش پست ها
    منم فکر میکنم شما اقایون در این موارد نمیتونید گذشته دخترو فراموش کنید

    و همین اگاهی شما از گذشته دختر باعث میشه در آینده هر کاری که بکنه با دیده تردید بهش نگاه کنید

    خیلی عامیانه اگر بخوام بگم اطلاعات شما و گذشته این دختر مثل استخوان لای زخمه و هیچ وقت اجازه التیام رو به زندگی و تفکر شما نخواهد داد
    درود بر شما

    من واقعا تو بلاتکلیفی موندم

    خودمم احساس میکنم هر چی کشش بدیم بیشتر سخت میشه امه سوالم اینه آیا اگه دوست داشتن معنیش همینه پس مردم چجوری زندگی میکنن

    ما همدیگه رو دوست داریم

    فقط ایشون تجربه زندگی داره ولی خدایش همش تو قهر بوده تا حدی که در پست اول اشاره کردم یعنی فقط عروسی

    نمیدوونم .

    تشکر از شما.

  7. Top | #7
    NoTimeTodecide
    سلام دوستان

    دیگه نظری ندارید لطفا ؟



    لطفا اگه کسی چیزی به ذهنش میرسه یا تجربه ای داره دریغ نکنه لطفا

    با سپاس از همتون
    .

  8. Top | #8
    moshaver
    نقل قول نوشته اصلی توسط NoTimeTodecide نمایش پست ها
    سلام ممنون بابت پاسخ اگر منظورتون از قسمت آخر سوالهای منه که باید بگم به همین خاطر سوال پرسیدم

    بعدش باید بگم که ما استان محل زندگیمون یکیه خانواده هامون فاصله ای از هم ندارن و سطح فرهنگی تقریبا برابره ولی ایشون تو یه استان دیگه دانشجو می باشند و منم یه جا دیگه دارم کار میکنم

    هر دو از خانواده دوریم
    من در مورد ایشون شک ندارم در مورد خودم شک دارم
    تصمیم به کات گرفتیم که کمک کم جدا شیم ولی من چند روزه متوجه شدم برام سخته و همینطور ایشون
    ما با هم هیچ مشکلی تو ارتباطمون نداشتیم من حتی با خواهر کوچکتر از خودش با هم بیرون رفتیم تمام خواهراش میدونن
    ولی ترس من از آیندس ترس من از اینه که خدایی نکرده پشیمون نشیم
    واقعا سخته ....
    باز هم تشکر میکنم دوستان.
    خب برای همینه که گفته میشه باید دوطرف از بابت ازدواج تکلیفشون روشن باشه

    یعنی افراد به اون سطح از نیاز درونی و جسمی رسیده باشن که نیاز به ازدواج برای تکمیل نیمه نیازهای جسمی و نیازهای روحی درخودشون احساس کنن

    12 نشانه اینکه برای ازدواج آمادگی ندارید

    به نظر می*رسد که این روزها وقتی اخبار مربوط به طلاق گرفتن بعضی و ازدواج یا نامزد کردن بعضی دیگر را می*شنوید، تعجب می کنید. واقعیت این است که ازدواج برای همه آدمها مناسب نیست. گاهی*اوقات زمان آن هنوز نرسیده است؛ خیلی وقت*ها هم فرد موردنظرتان فرد مناسبی نیست. برای خیلی*ها قبول کردن این مسئله سخت است. اما اگر واقعیت را نپذیریم و کورکورانه وارد زندگی زناشویی شویم، اثرات آن به جز خودتان خیلی*های دیگر را هم درگیر خواهد کرد (در بسیاری از موارد شکست یک ازدواج موجب شکست بچه*ها و شکست کل جامعه می*شود). یکی از دلایل مهم برای بالا رفتن میزان طلاق یک دلیل بسیار ساده است: خیلی از ما زمانی ازدواج می*کنیم که اصلاً برای آن آمادگی نداریم.

    بهترین راه برای کنار آمدن با یک ازدواج شکست*خورده، این است که پیشدستی کنید زیرا وقتی یک ازدواج با شکست روبه*رو شود، برگرداندن و درست کردن آن بسیار مشکل است. ازآنجاکه پیشگیری همیشه بهتر از درمان است، خیلی مهم است که بفهمیم چطور تشخیص دهیم برای ازدواج آمادگی داریم یا نه.

    در زیر به ۱۲ نشانه عدم آمادگی افراد برای ازدواج اشاره می*کنیم. البته اگر فکر کردید که نشانه*ای را جا انداخته*ایم، حتماً در قسمت نظرات ما را از آن مطلع کنید.


    ۱. بیشتر درگیر مراسم عروسی هستید تا خود ازدواج.

    خیلی*وقت*ها بیشتر زمان صرف آماده*سازی و برنامه ریختن برای جزئیات مراسم عروسی می*شود تا اینکه خود ازدواج موردنظر قرار گیرد. اگر بیشتر از اینکه درمورد وضعیت بدهی*های همسر آینده*تان بدانید، درمورد سالن مراسم عروسی اطلاعات دارید، ازدواج هنوز برای شما مناسب نیست.

    ۲. هنوز بین شما اعتماد ایجاد نشده است.

    اعتماد یکی از ضروری*تری فاکتورهای ازدواج است. اما بعضی*ها فکر می*کنند که نمی*توان به طور کامل به هیچکس اعتماد کرد، همسر آینده هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر شما هم همینطور فکر می*کنید، خودتان را برای یک رابطه و ازدواج پردغدغه آماده کرده*اید. اعتماد یعنی باور داشتن به اتحاد فرد مقابل با شما. هیچ رابطه*ای بدون اعتماد باقی نمی*ماند.

    ۳. نمی*توانید تصور کنید پدر/مادر فرزند او باشید.

    وقتی با کسی وارد رابطه می*شوید که قبلاً ازدواج کرده و از زندگی سابق خود بچه دارد، علاوه بر خود او، درواقع با فرزندش هم وارد رابطه شده*اید. خیلی*ها را می*بینیم که می*گویند، «خودش را خیلی دوست دارم اما بچه*اش را نه». متاسفانه این موقعیت اصلاً جالب نیست. بچه*ها بخش دائم و مهم این رابطه هستند.

    ۴. خیلی وقت است که با کسی رابطه نداشته*اید.

    درمورد این مورد آمار حرف*های بیشتری دارد. اکثر تحقیقات تمایزی دقیق در میزان طلاق برحسب تعداد سال*هایی که زوج*ها رابطه قبل از ازدواج دارند نشان می*دهند. اگر زوج در کمتر از دو سال با هم آشنا شده و ازدواج کنند، میزان طلاق بسیار بالاتر از زمانی است که زمان بیشتری را قبل از ازدواج با هم در ارتباط بوده*اند. یک مورد جالب اینکه زمان بسیار زیاد برای آشنایی قبل از ازدواج نیز (بالاتر از ۵ سال) عواقب منفی را در زندگی زناشویی نشان داده است.

    ۵. درمورد مسائل حیاتی*تان توافق نکرده*اید.

    اگر بدون اینکه درمورد مسائل مهم زندگی با هم حرف بزنید و تصمیم*گیری کنید سر سفره عقد رفته*اید، کارتان اشتباه است. مسائل حیاتی ازدواج، ارزش*های شما، تیپ شخصیتی*تان و مسائل غیرقابل توافق است. اینها همه چیزهایی هستند که باید بدانید و هیچوقت آنها را برای کسی تغییر ندهید. مسائل مهم و حیاتی شما اهمیت زیادی دارند زیرا کلید یک رابطه موفق ارتباط و گفتگو و حل اختلافات است. با این مسائل باید بعنوان فرصت*هایی برای تبادل نظر و عقیده و حل مشکلات استفاده کنید.

    ۶. آماده مصالحه نیستید.

    هیچوقت نمی توانید یک ازدواج موفق داشته باشید مگراینکه تمایل به مصالحه داشته باشید. در زمان*ها و شرایط سخت، آدم*ها معمولاً به یکی از این دو روش واکنش می*دهند: یا خودخواه می*شوند و فقط به خودشان فکر می*کنند و یا ازخودگذشته می*شوند و فقط به طرف مقابلشان فکر می*کنند. اگر از نوع اول هستید، هنوز آمادگی ازدواج را پیدا نکرده*اید.

    ۷. تحت* فشار هستید.

    آیا به این دلیل می*خواهید ازدواج کنید که تحت تهدید یا اولتیماتوم هستید؟ اگر اینطور است، اصلاً نباید اینکار را بکنید. ازدواج باید آزادانه و با عشق و احترام از طرف هر دو نفر انتخاب شود. اگر کسی برای ازدواج مجبورتان کرده یا تحت فشارتان گذاشته است، بهتر است که یک بازنگری درمورد اساس و بنیاد رابطه*تان داشته باشید.

    ۸. زبان عشقتان یکی نیست.

    ناتوانی برای درک و دریافت و یا ابراز زبان عشق طرف*مقابلتان موجب ویرانی رابطه است. اگر عشقتان را به زبانی که طرف*مقابلتان درک می*کند ابراز نکرده یا عشق طرف*مقابل را به زبان خودتان دریافت نکنید، به این معنی است که شما و همسرتان هیچوقت به طور کامل عشق را احساس نخواهید کرد.

    ۹. جذابیت جنسی برای هم ندارید.

    خیلی ساده است، ممکن است شوهرتان بهترین مرد روی کره زمین باشد اما اگر از نظر جنسی به او جذب نشوید، رابطه*تان خیلی زود برهم خواهد خورد.

    ۱۰. با اعتیاد یا مشکلات روانی دست و پنجه نرم می*کنید.

    آسیب*شناسی چیزی است که خیلی در گفتگوهایی که درمورد ازدواج می*شود، موردنظر قرار نمی*گیرد. افراد بسیار زیادی در کشور ما و سرتاسر جهان از آسیب*شناسی منفی رنج می*برند. این یعنی خیلی*ها به مشکلاتی مثل اختلال شخصیت*های غیراجتماعی، اجتماع*پریش و روان**پریش مبتلا هستند. خط آخر اینکه داشتن ذهن و روان سالم پیش*نیاز داشتن یک رابطه سالم است.

    ۱۱. بیش از حد توانتان انرژی می*گذارید.

    وصل شدن دو نفر، وصل شدن دو خانواده و دو گروه دوستان هم هست. فشار اجتماعی معمولاً یکی از مهمترین علت*های طلاق است. باید از خودتان بپرسید، «من به چه قیمتی در این رابطه هستم؟» اگر قرار است از دوستانتان یا خانواده*تان به خاطر طرف*مقابل بگذرید، این قیمت بسیار بالایی است که باید بپردازید. دلیل آن این است که اگر همه چیز بین شما و طرف*مقابل برهم بخورد، شما هم از نظر احساسی و هم اجتماعی شکست خواهید خورد.

    ۱۲. ذهنتان هنوز سردرگم است.

    اگر به این دلیل نگران ازدواج هستید که احساس می*کنید فردی بهتر ممکن است بعدها بر سر راهتان قرار گیرد، ازدواج هنوز مناسب شما نیست. وقتی ازدواج می*کنید، باید اطمینان کامل داشته باشید که این فرد، بهترین برای شماست و بدون او قادر به زندگی کردن نیستید.

  9. Top | #9
    hamrah2
    راستش شما نمیتونید با خودتون کنار بیایت و این خطرناکه

    دیگران که زندگی میکنن با این موضوع کنار اومدن و اونو به عنوان مشکلی که باید در زندگی قبولش کنن پذیرفته ان

    شما هم در همین پذیرش به مشکل برخوردید و اگر بتونید به با خودتون و احساستون کنار بیایت میتونید این مورد رو درکش کنید

    وبرای اینکار شاید لازم باشه آدم از سنت ها و تعصباتی که از بچگی باهاشون بزرگ شدیم فاصله بگیریم

    به همین خاطر مدتی رابطه رو قطع کنید و خوب فکر کنید و در فکر کردن از نوشتن هم کمک بگیرید

    تا بتونید بدون داشتن آشفتگی ذهنی تصمیم درستی در این انتخاب بگیرید

  10. Top | #10
    NoTimeTodecide
    سلام

    از اینکه وقت میذارید واقعا ممنونم

    خب برای همینه که گفته میشه باید دوطرف از بابت ازدواج تکلیفشون روشن باشه
    بله حق با شماست

    یعنی افراد به اون سطح از نیاز درونی و جسمی رسیده باشن که نیاز به ازدواج برای تکمیل نیمه نیازهای جسمی و نیازهای روحی درخودشون احساس کنن
    نمیدونم از اونجایی که هر چیزی وقتی داره ازدواج هم از نظر من یه فرستی داره و از اونجایی که خانوادم راضین به ازدواج من
    احساس میکنم فرصتش پیش اومده
    ولی احتمالا باید هر دو به مشاوره حضوری بریم

    راستش شما نمیتونید با خودتون کنار بیایت و این خطرناکه
    ایشالا که بتونم تمام انرژیمو میذارم

    دیگران که زندگی میکنن با این موضوع کنار اومدن و اونو به عنوان مشکلی که باید در زندگی قبولش کنن پذیرفته ان

    شما هم در همین پذیرش به مشکل برخوردید و اگر بتونید به با خودتون و احساستون کنار بیایت میتونید این مورد رو درکش کنید

    وبرای اینکار شاید لازم باشه آدم از سنت ها و تعصباتی که از بچگی باهاشون بزرگ شدیم فاصله بگیریم
    تو زندگیم همیشه سعی کردم از روی تعصب تصمیمی نگیرم چون ارزش عقلانی نداره

    به همین خاطر مدتی رابطه رو قطع کنید و خوب فکر کنید و در فکر کردن از نوشتن هم کمک بگیرید

    تا بتونید بدون داشتن آشفتگی ذهنی تصمیم درستی در این انتخاب بگیرید
    شاید کار درستی باشه شایدم نه چون فاصله سردی میاره نمیخوام رابطه سرد شه
    البته ایشون میگه که اگه قراره هر کی بره سی خودش باید کم کم از هم جدا شیم ولی من میگم هنوز صبر کن
    کاش درک مستقیمی از آیندمون داشتیم

    در آخر از دو عزیز Moshaver و Hamrah تشکر میکنم
    دستتون طلا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. لطفا راهنمایی کنید
    توسط atiarch در انجمن مشاوره ازدواج آنلاین
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-27-2015, 04:22 PM
  2. مشکل در جلسه اول آشنایی
    توسط maryam در انجمن مشاوره ازدواج آنلاین
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-02-2015, 06:50 PM
  3. لطفا راهنمایی ام کنید
    توسط پاییزه در انجمن مشاوره ازدواج آنلاین
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 12-24-2014, 08:18 PM
  4. مشکلات خانوادگی تنهایی
    توسط مینا تبسم در انجمن مشاوره ازدواج آنلاین
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 07-16-2014, 10:42 PM
  5. 5 ماده غذایی که باروری زنان را افزایش می*دهد
    توسط گل ياس در انجمن مادران باردار
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 07-01-2014, 06:36 PM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •