مرد امروز از تعدد زوجات روگردان است،چرا؟آیا به خاطر اینکه می‏خواهد به همسر خود وفادار باشد و به یک زن قناعت کند یا به خاطر اینکه می‏خواهد حس تنوع طلبی خود را از طریق گناه-که به حد اشباع،وسیله برایش فراهم است-ارضاء نماید؟امروز گناه جای تعدد زوجات را گرفته است نه وفا،و به همین دلیل مرد امروز سخت از تعدد زوجات که برای او تعهد و تکلیف ایجاد می‏کند متنفر است.مرد دیروز اگر می‏خواست هوسرانی کند راه گناه چندان برای او باز نبود،ناچار بود تعدد زوجات را بهانه قرار داده هوسرانی کند.در عین اینکه شانه از زیر بار بسیاری از وظایف خالی می‏کرد،از انجام بعضی تعهدات مالی و انسانی درباره زنان و فرزندان چاره‏ای نداشت. اما مرد امروز هیچ الزام و اجباری نمی‏بیند که کوچکترین تعهدی در زمینه هوسرانیهای بی‏پایان خود بپذیرد.ناچار علیه تعدد زوجات قیام می‏کند.
مرد امروز تحت عنوان سکرتر،ماشین نویس و صدها عنوان دیگر کام خود را از زن می‏گیرد و بودجه آن را به صندوق دولت‏یا شرکت‏یا مؤسسه‏ای که در آن کار می‏کند تحمیل می‏کند بدون آنکه دیناری از جیب خود بپردازد.
مرد امروز هر چند صباح یک بار معشوقه خود را عوض می‏کند بدون اینکه احتیاجی به تشریفات مهر و نفقه و طلاق داشته باشد.مسلما موسی چومبه با تعدد زوجات مخالف است،زیرا او همیشه یک سکرتر موبور جوان زیبا در کنار خود دارد و هر چند سال یک بار آن را عوض می‏کند.با چنین امکاناتی چه حاجت‏به تعدد زوجات؟
در شرح حال برتراند راسل-که یکی از مخالفین سرسخت تعدد زوجات است‏چنین می‏خوانیم:
«در نخستین دوران زندگی او علاوه بر مادر بزرگش دو زن دیگر نقش بزرگی داشته‏اند که یکی از آنها آلیس نخستین همسرش و دیگری رفیقه‏اش به نام اتولین مورل می‏باشند.مورل از زنان سرشناس آن دوره بود و با بسیاری از نویسندگان اوایل قرن بیستم دوستی داشت.»
مسلما چنین شخصی با تعدد زوجات روی موافق نشان نمی‏دهد.گویا همین رفیقه‏بازی او بود که به ازدواج او با همسرش آلیس پایان داد،زیرا از زبان خود راسل چنین نوشته‏اند:
«در بعد از ظهر یکی از روزها هنگامی که با دوچرخه عازم یکی از ییلاقات نزدیک شهر بودم ناگهان احساس کردم که دیگر آلیس را دوست ندارم.»