136 پاسخ
  1. رویا
    رویا می گوید:

    با سلام
    من یه راهنمایی می خواستم
    من یه دختر ۲۳ ساله هستم که فوق لیسانس یه رشته عالی با کار خوب هستم وضعیت مالی خودم در حال حاضر خیلی خوبه یه خواستگار دارم پسر ۲۵ ساله هست و مهندس هست ولی به دلیل اینکه هیچ سهمیه ای نداره کار نداره و همش دنبال کار هست ولی خیلی پسر پاک و خوبیه اشنایی های مقدماتی بینمون شکل گرفته و از نظر اخلاق و رفتار تا حدودی شناخت پیدا کردیم ..همیشه توی زندگی دلم میخواسته همسرم مکمل من باشه و یه پله باعث پیشرفت من باشه به خصوص برای رسیدن به کمال انسانی …من همچین شخصیتی رو در این اقا میبینم اما از اینده و مشکلات اقتصادی واهمه دارم …میشه دو نفر خیلی خوب و پاک باشن و خیلی همو دوست داشته باشن باهم ازدواج کنند ولی بتونن بدون خونه یا با خرج های زندگی های امروز کنار بیان و خوشبخت بشن؟؟؟من اگر تا الان ازدواج نکردم چون کسی رو تا این حد قبول نداشتم به نظرتون باید چه تصمیمی بگیرم چه راهکاری هست که بتونه توی انتخابم بهم کمک کنه؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام دوست عزیز همین مساله ای که می فرمایید که ایا می شود دو نفر بدون وضعیت مالی زندگی را شروع کنند باید بدانید بله دو نفر اگر تفاهم داشته باشند و ت قعات را کاهش دهند و هر وو همدل و همراه باشند می توانند زندگی موفقی داشته باشند چون وضعیت مالی اکتسابی است .و قاعتدا خیلی از افراد اوایل زندگی شرایط مالی مناسبی ندارند ولی کم کم به خواسته های مالی میرسند ولی نکته مهم پذیرش شما نسبت به این شرایط است چقدر تحمل دارید با فردی زندگی کنید که قرار تست ار صفر شروع کند و البته چقدر منطقی تصمیم گرفتید و جوانب امر را سنجیدید .توصیه می کنم با هم به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنید.

      پاسخ دادن
  2. دانیال
    دانیال می گوید:

    سلام و عرض ادب.بنده پسری هستم ۱۸ ساله با دختری ۲۰ ساله آشنا شدم و آنقدر این دختر رو دوست دارم که حاضر نیستم هیچکسو جاش تحمل کنم.متاسفانه من در اصفهان سکونت دارم و ایشون در همدان و ۱ ساله که همو ندیدیم ولی همواره باهم در تماس هستیم خانواده من از رابطه ما خبر دارند اما فقط خواهر ایشون از رابطه ما با خبر هستن.بنده دوتا ماشین دارم یه ۲۰۶ صندوقدار و یک شاسی بلند جک اس فایو که شاسی بلند به نام خودمه و در حال حاضر حساب بانکی من ۴۲۰ میلیون هستش که از پدرم گرفتم و حسابم به نام خودمه.بهترین زندگی رو میتونم برای این خانوم بسازم چون با جون و دل دوسش دارم توی این یکسال هیچکس نتونسته منو وادار به خیانت کنه.مشکل من اینه که برای ازدواج فقط کمی فرصت از ایشون میخوام تا کنکورمو بدم و به دانشگاه برم ولی ایشون هربار برای من موعدی تعیین میکنه که این موعد ها عذاب و کابوس هرشب منه و باعث شده من شب و روز نداشته باشم چون میگه اگه توی این تاریخ نیای من با کس دیگه ای ازدواج میکنم.من تا به این سن توی خونه و خانوادم سر سفرمون نون حروم ندیدم.هیچوقت خانوادم باعث رنجش کسی نشدن.پدر و مادرمم هم از این خانوم خوششون اومده که برای من دلگرمی بزرگی بوده.من فقط ازین خانوم فرصتی میخوام تا به شکل موجه تری به خواستگاری برم و ازدواج کنم.لطفا راهنماییمون کنید چون واقعا درگیر هستیم.در ضمن من اصالتا آبادانی_بختیاری هستم و فقط در اصفهان متولد و بزرگ شدم.خواهش میکنم زود جوابمو بدین

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام .دوست عزیز توجه داشته باشید که اگر شرایط شما طبق گفته ی خودون تا این حد مناسب است که توانایی امرار معاش و ایجاد زندگی معقولی رو برای این خانم دارید .و این خانم هم تمایل دارند پس باید کمی گذشت و صبر داشته باشند و مت جه شرایط شما باشند چون این سن مطمئنی برای ازدواج نیست .شما خودتون فکر کنید وقتی به دانشگاه بروید و چند سال بعد دقیقا معیارها متفاوت سود از این جو عاطفی خارج شوید شاید واقعا انتخاب شما ایشون نباشند و یا خدای ناکرده به فرض نامزد شدن شما پشزمان شوید چون به هر حال دانشگاه دنیای تجربه های متفاوت است پس این کم صبری خانم رو به فال نیک بگیرید تا زمانی برای تصمیم منطقی شما باشد .به جای اینکه دنبال راهکار باشید که ایشون رو قانع کنید .کمی به شرایط خودتون منطقی فکر کنید .خوب ممکنه این خانم زمان نمی دهد چون دوست دارد زودتر این ازدواج سر بگیرد ولی شما مطمئن هستید که بعدا از انتخابت ن پشیمان نمی سوید به هر حال در قبال طرف مقابل مسئول هستید این موارد را بسته به تجربه عرض می کنم که بهد از وصال و کاهش هیجانات و حتی تغییر شرایط یکی از طرفین خیلی از مسائل به زیبایی روز اول دیده نمی شود .در هر حال امیدوار م خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
  3. دلوین
    دلوین می گوید:

    سلام من دختری هفده ساله هستم و خواستگاری ۲۲ دو ساله دارم که به مدخ شیش ماه هست زیر نظر خانواده ها برای اشنایی بیشتر رفت و امد کردیم عقایدمون شبیه هم دیگه هست و تنها تفاوت بزرگمون اینه که خانواده اونا مذهبی اند اما خانواره من نیستن علاقه دو طرفه داریم حاضر نیست به مشاوره بیاد و اعتقاد داره مشاوره نمیتونه توی یک ساعت خودشو بذار جای اونو گذشتش که بتونه راهنماییمون کنه….به نظر شما این ازدواج درست هستش؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام .اگر خانواده ها تفاوت زیادی با هم داشته باشند .بعدا در طی زندگی ممکنه مشکلاتی پیش بیاید چون شما که نمی توانید رابطه را قطع کنید .اینکه انتظاراتی که از شما داشته باشند مهم است در زمینه پوشش و . … رفت و امد های اینده شما هم اهمیت دارد .و حتی برخوردها ببینید اگر خانواده شما را برای ایشون انتخاب کردند .یعنی جوانب رو در نظر گرفتند ولی خودون راجب جزییات رفتاری و انتظاراتی که نسبت به هم دارید با هم صحبت کنید .ببینید از زندگی چه می خواهید .چه چیزی برای هر دو مهم است و اهداف مشترک رو پیدا کنید شاید شما کاملا بتوانید با ایشون منطبق شوید ولی اگر حس کردید برخی مسائل را نمی توانید بپذیرید خب درست نیست پیش بروید .امیدوارم خوشبخت باشید .

      پاسخ دادن
  4. رويا
    رويا می گوید:

    سلام دختری ۱۸ساله هستم والان خواستگاری دارم که۲۲ساله هست از نظر مالی هم به گفته خودش خوبه و گفتهمیزارم دامه تحصیل بدی. شب خواستگاری مامانش گفت که پسرم فقط خودتو میخواد وگفته اونقدر میام که جوابت بله بشه .ولی ازنظر ظاهری هم یکی از چشمهاش یکمی تاب داره نمیونم چی بگم ازش اطلاعاتی هم ندارم وپدرومادرام هم میگن خودت بزرگ شدی وخودت باید تصمیم بگیری حالا دودلم نمیدونم چکارکنم…

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام دوست عزیز یعنی در حال حاضر به خاطر وضعیت ظاهری ایشون دو دل شدید .؟اگر نمی تونید چهرشون رو بپذیرید یک مساله ایت ولی اگر دودلی به خاطر رفتار و سایر مسائل ایت از جهتی هم برخی ملاک های شما را دارند می توانید حضوری به مشاور پیش از ازدواج با هم مراجعه کنید اینکه خودتون در ابن سن تصمیم بگیرید خب قاعدتا اضطراب را چندین برابر خواهد کرد .و طبیعی است اگر این فرد را نمیشناسید باید خانواده تحقیقات محلی را انجام دهند .به هر حال مساله یک عمر زندگی است و باید جدی گرفته شود و خانواده به عنوان حامی در تصمیم گیری با توجه به تجربیاتشون کمک کنند .در هر حال امیدوا م خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
  5. الهام
    الهام می گوید:

    سلام من دختر ۱۴ ساله هستم که پدرم معلم است و اهل بناب هستیم و یه خواستگار دارم که اهل قم است و ۱۹ سالشه و یه ساله خواستگارمه . به در س علاقه ی زیادی دارم و پدرم میگه تا هر جا بخونی پشتتم .

    البته پسره هم بد نیست نمی دونم چیکار کنم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام دوست عزیز اگر خود شما مشکلی ندارید در این سن اردواج کنید و اون ۴رد مورددقبول شماست و اگر صحبت کنید در مورد درس خواندن شما هم حامی است جای نگرانی وجود ندارد .مگر اینکه اون فرد شرایط شما رو نداشته باشه و یا شما رضایتی به ازدواج در این سن نداشته باشید.ببهتره حتما تحقیقات لازم صورت بگیرد و شما هم بررسی کنید که تمابل به همراهی با این فرد دارید یا خیر ؟امیدوارم خوشبخت باشید

      پاسخ دادن
  6. مریم
    مریم می گوید:

    سلام سوالی که برای من پیش اومده راجع به ابراز علاقه هست . من دو سال و نیم هست که به قصد ازدواج با یکی از همکلاسی های دوران کارشناسیم هستم .خانواده ایشون کاملا در جریانن ولی چون هنوز کار پیدا نکرده اقدامی صورت نگرفته.هر دو ۲۹ سالمونه ، البته من سه چهار ماه بزرگترم . مشکل من اینه که ایشون اصلا ابراز علاقه نمی کنه حتی وقتی من میخوام حرفو پیش بکشم احساس میکنم خیلی مشتاق نیست و دوباره بحث رو به سمت حرفای عادی میبره . این مدت به خاطر بیکاریش خیلی عصبی و نارحته و بعضی وقتا با خانوادش حرفش میشه . ما از هم دوریم و تو دوتا شهرستان زندگی میکنیم . اصلا پیشنهاد نمیده همدیگرو ببینیم مشکل مالی داره ولی به نظرم دلیل قانع کننده ای نیست . با اینکه هر روز حرف میزنیم و پی ام میدیم ولی بازم از ابراز علاقه خبری نیست .. . سعی کردم منطقی باهاش حرف بزنم ولی هر دفعه میگه باز شروع کردی و بعد هم خیلی شدید بحثمون میشه، دیگه باعث شده فکر کنم آدم غیر منطقی و خودخواهیه ،خیلی کلافم به نظرم اصلا معقول نیست که فکر کنم بهم علاقه داره چند بار تصمیم گرفتم تمومش کنم ولی دوباره پیگیر میشه و میگه فقط ابراز احساساتش ضعیفه ولی من فکر میکنم ازین حرفا فرار میکنه. بیشتر از اینکه نگران خواستگاری اومدنش و .. باشم نگران اینم که بعد از ازدواج دچار مشکل بشیم احساس افسردگی و ناامیدی میکنم لطفا راهنماییم کنید ممنونم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      ایشون از چه خانواده ه ای هستند با چه دره اعتقادی ؟حرف اول را چه کسی می زند ؟شخصیت ایشون چگونه است وقتی فردی از خانواده ای باشد که همیشه بزرگتر ها صحبت می کنند نظر خواهی نمی شود کمی نوع عاطفه به خرج دادن برایش سخت می شود مخصوصا وقتی همیشه به خاطر جدی بودن تشویق شود و در خانواده ای باشد که ابراز محبتی صورت نمی گیرد .و یا اینکه شخصیت درون گرای باشد که انقدر کنترل احساسات را داشته که اکنون ابراز محبت برایش سخت است ببینید دوست عزیز همه این موارد رو در نظر بگیرید و بعد تصمیم به ادامه و یا قطع مساله داشته باشید اصولا در مورد مردان وقتی مسائل مالی وجود دارد و شرایط سختی به همراه است کمی ابراز محبت و تصمیم گیری با مشکل مواجه می شود ابتدا بهتره راجب جدی بودن بحث ازدواج صحبت شود زمان خواستگاری رسمی و یا حتی کار پیدا کردن ایشون که در اولویت است وقتی این شرایط مهیا شد می توانید زیر نظر خانواده ها بیشتر زمان بگذارید و از نوع رابطه و صمیمت و ابراز محبت ایشون مطلع شوید نمی شود همین طور تصمیم گرفت .و باید در نظر داشته باشید که به هر حال تصمیم برای اینده است .و باید دقت کافی داشته باشید.که به هر حال ایشون باید تکلیف شما را مشخص کنند .چون فرصت های اینده را از دست می دهید.ملاک های اولیه شما هم توسط ایشون براورده نشده است چه برسد به مباحث عاطفی و ..امیدوارم متوجه منظور بنده شده باشید .خوشبخت و موفق باشید

      پاسخ دادن
  7. مریم
    مریم می گوید:

    سلام سوالی که برای من پیش اومده راجع به ابراز علاقه هست . من دو سال و نیم هست که به قصد ازدواج با یکی از همکلاسی های دوران کارشناسیم هستم .خانواده ایشون کاملا در جریانن ولی چون هنوز کار پیدا نکرده اقدامی صورت نگرفته.هر دو ۲۹ سالمونه ، البته من سه چهار ماه بزرگترم . اول رابطمون هم دنبال کار بود ولی کار پیدا نشد و رفت ارشد خوند ( احساس کردم یکم خودخواهی بود ) مشکل بزرگ من اینه که ایشون اصلا ابراز علاقه نمی کنه حتی وقتی من میخوام حرفو پیش بکشم احساس میکنم خیلی مشتاق نیست و دوباره بحث رو به سمت حرفای عادی میبره . این مدت به خاطر بیکاریش خیلی عصبی و نارحته و بعضی وقتا با خانوادش حرفش میشه . ما از هم دوریم و تو دوتا شهرستان زندگی میکنیم . اصلا پیشنهاد نمیده همدیگرو ببینیم مشکل مالی داره ولی به نظرم دلیل قانع کننده ای نیست . با اینکه هر روز حرف میزنیم و پی ام میدیم ولی بازم از ابراز علاقه خبری نیست .. خیلی کلافم به نظرم مردی که اصلا نمیخواد ابراز علاقه کنه یعنی واقعا علاقه ای نداره . سعی کردم منطقی باهاش حرف بزنم و این مشکلو حل کنیم ولی هر دفعه میگه باز شروع کردی و خیلی شدید بحثمون میشه، دیگه باعث شده فکر کنم آدم غیر منطقی و خودخواهیه ، چند بار خواستم تمومش کنم ولی نمیذاره .احساس افسردگی و ناامیدی میکنم لطفا راهنماییم کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      کاتی در مورد ابراز علاقه در دوران نامزدی

      بخشی از خوشبختی در زندگی زناشویی با ابراز علاقه پدید می آید؛ پدید می آید زیرا از قبل وجود ندارد و باید ساخته و پرداخته شود. ساختن و پرداختن آن هم به روشهایی بستگی دارد که یکی از آنها آشنایی با شیوه بروز دادن علاقه است.

      ۱ – به جای آنکه از روی درماندگی رمانتیک باشید با چشمان باز و امیدوارانه رمانتیک باشید.
      ۲ – به خاطر داشته باشید خوشحالی و خوشبختی چیزی نیست که مالکش باشید. خوشبختی یک مهارت است. خوشبختی را نمی توانید به چنگ آورید. خوشبختی را هنگامی تجربه خواهید کرد که بیاموزید در هر لحظه چگونه زندگی کنید.
      ۳ – چنانچه خواهان آنید که عاشق باشید باید نخست عشق را درون خود جسته و یافته باشید. فقط در این هنگام است که عشق را در دیگری نیز خواهید یافت.
      ۴ – به ازدواج خود مانند راهی متحول کننده و سفری که در بردارنده رشد و تغییر شخصی است بنگرید. گام برداشتن در این مسیر برای شما و همسرتان نیرو، استحکام، پایداری و بردباری به همراه خواهد آورد تا بتوانید سفر عشق را دوشادوش یکدیگر بپیمایید.

      همچنین بخوانید : راز داری یک اصل مهم در دوران نامزدی است
      دوران نامزدی و ابراز علاقه

      ۵ – به همسرتان توجه و علاقه نشان دهید و هرگز از یاد مبرید که چرا عاشق او شدید.
      ۶ – به همسرتان کمک کنید شما را بیشتر و بهتر دوست داشته باشد. با در میان گذاشتن خواسته های پنهان و نیز درونی ترین و عمیق ترین نیازهایتان با او، کمکش کنید تا شما را خوشحال کند.
      ۷ – به بیان این نکته که عاشق همسرتانید اکتفا نکنید. به او بگویید چرا دوستش دارید و به او عشق می ورزید.
      ۸ – اعجاز و وفوری را که همسرتان با عشق خود به زندگیتان آورده شکر گزار باشید. همانا او کلید ورود شما به بهشت روی زمین است.
      ۹ – به خاطر داشته باشید ازدواج به شما کمک میکند تا هر آنچه را در شما دوست داشتنی نیست بهبود بخشید.
      ۱۰ – پایبندی خود را به ازدواجتان هر روز تمدید و تجدید کنید . آن را قویتر و عمیقتر از روز قبل سازید. این کار رابطه شما را از یک دوستی یا موانست ساده به یگانگی و الحاقی حقیقی و کم نظیر بدل می سازد که یکایک اعمال و حرکات شما را از معنا و مفهوم آکنده میسازد.
      -ملاقات های دوستانه
      معمولاً دختر و پسرها در این دوران شیرین و به یاد ماندنی، دیدارهای دوستانه زیادی دارند. این ملاقات ها نیز باعث افزایش علاقه و محبت میان آنها می شود. البته به شرطی که:
      – ملاقات ها دوستانه و عاشقانه باشند.
      -دختر و پسر در این ملاقات ها، به هم کلمات و جملات محبت آمیز بگویند و از تحقیر، ‌تمسخر و … یکدیگر دوری گزینند.
      – یکدیگر را همیشه با القاب زیبایی چون عزیزم،‌ مهربانم و… صدا بزنند.
      – خود را پایبند اصول اخلاقی و مهمی چون رازداری، صداقت،‌ عدم مقایسه و… بدانند. رعایت این اصول باعث افزایش اعتماد میان زن و مرد و در نهایت افزایش محبت و وابستگی آنها به یکدیگر می شود.

      -متعادل بودن
      محبت کردن و خوب بودن بیش از اندازه و همیشگی نه تنها باعث افزایش علاقه طرف مقابل نمیشود ، بلکه برعکس باعث بروز حس بی تفاوتی و بی ارزشی نیز میگردد. به یاد داشته باشید برای جذب کردن یک دختر یا پسر باید احساسات را تحریک کنید. بدون احساس، جاذبه غیرممکن است.
      اما زیاد بودن یک احساس درست به اندازه بی احساس بودن بد است. وقتی همیشه خوب باشید یا همیشه بد باشید، از کسی که می خواهید دورتان میکند. پس متعادل باشید.

      محبت خود را در قابل زیباترین جملات به نامزدتان ابراز کنید

      – توجه به یکدیگر و ارزش قائل شدن
      – محبت وقتی که ابراز می‌شود، شیرینی دوچندانی پیدا می‌کند؛ بنابراین محبت خود را در قابل زیباترین جملات به همسرتان ابراز کنید.
      – از همین ابتدا عادت کنید همسرتان را همیشه با القاب زیبایی چون عزیزم،‌ مهربانم و… صدا بزنید.
      – تا جایی که ممکن است از بیان گله و شکایت و غر زدن‌های بی‌مورد خودداری کنید.
      – همیشه به خاطر کارهای خوب همسرتان، هرچند کوچک و کم اهمیت، از او تشکر کنید.
      – وقتی همسرتان از موضوعی ناراحت است، صمیمانه به حرف‌هایش گوش دهید و به جای نصیحت کردن فقط شنونده‌ی خوبی باشید.
      – در زمینه‌های گوناگون به علاقه‌مندی‌های همسرتان توجه کنید و به آن‌ها اهمیت دهید

      -نوشتن نامه های محبت آمیز
      – معمولاً نوشتن نامه های عاشقانه و پر مهر، تأثیر بسیاری در افزایش محبت و استحکام رابطه میان افراد در دوران نامزدی دارد. شاید برخی گمان کنند که این راه تنها مخصوص نامزدهایی است که از هم دور بوده و در دو شهر یا کشور متفاوت زندگی می کنند، در حالیکه این چنین نیست.
      نامه نگاری های عاشقانه یکی از بهترین راه‌های ابراز علاقه و محبت افراد به یکدیگر چه در دوران نامزدی و چه پس از ازدواج بوده و باعث پایداری زندگی مشترک می شود. البته فرستادن پیامک های زیبا، با محبت و عاشقانه نیز جزء این دسته محسوب می شوند.
      البته همان‌طور که گفتیم بهترین و کارآمدترین شیوه برای نشان دادن محبت به همسر، ابراز و اظهار آن است که دوران عقد بهترین فرصت برای ایجاد محبت و افزایش روز به روز آن میان زن و مرد است. پس این دوران طلایی را از دست ندهید.

      -هدیه دادن
      «هدیه» یکی از زیباترین نمادهای ابراز مهر و محبت بوده و نقش بسیار عجیبی در جذب دلها و افزایش محبت میان افراد دارد. به همین دلیل همیشه افراد برای ابرزا علاقه و محبت به دیگری از هدیه استفاده می کنند. البته برخی گمان می کنند که هدیه هرچقدر گرانتر باشد با ارزش تر و بهتر است درحالی که هدیه فی نفسه ارزشمند است.
      پس یکی از راه های ابراز علاقه و محبت به همسر و حتی جذب مهر و محبت او به خود در دوران عقد دادن هدیه است.

      پاسخ دادن
  8. مشاور
    مشاور می گوید:

    دوره ای که مردها با زن های ۱۰ یا ۲۰ سال کوچک تر از خودشان ازدواج می کردند، تقریبا گذشته است. امروزه ازدواج هایی که در آن زوج ها همسالند و یا ازدواج هایی که در آن زن بزرگ تر از مرد است بیشتر از قبل دیده می شود.
    تفاوت سنی مناسب
    اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.
    البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. فاصله سنی از ۱۰ سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلات بیشتر از عواملی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده می شوند.
    یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.
    بزرگ تر بودن مرد
    مرد ایرانی با خاصیت مردسالارانه ای که از گذشته در اطراف خود دیده و شنیده، مدیر بودن در خانواده و حرف آخر زدن را تعریفی از خود می داند. از سوی دیگر بزرگ تر بودن مرد نوعی توازن رفتاری را در خانواده به دنبال دارد. با این حال معیارها با گذشت زمان در حال تغییر و دگرگونی است.
    حضور زنان در جامعه و فعالیت های اجتماعی آنها، توجه بیشتر آنها به تحصیلات و ارتقای علم و به دست آوردن موقعیت هایی برتر حتی بسیار معتبرتر از مردها تا حدودی باعث تغییر سن ازدواج شده و به همین خاطر است که در جامعه امروز زنانی که از همسران خود بزرگ تر هستند، بیشتر از قبل دیده می شوند.
    بزرگ تر بودن زن
    اگرچه هنوز مساله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست اما نمی توانیم برای همه افراد، نسخه های واحد و یکسانی بپیچیم. اگر دو نفر تفاهم فرهنگی و اخلاقی داشته باشند، همسن بودن یا بزرگ تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیده ای نیست.
    کسانی که مخالف بزرگ تر بودن زن هستند معمولا دلایل زیرا برمی شمارند:
    ترس از اینکه این ازدواج ها بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه شود؛ به ویژه اگر این ازدواج به خاطر موقعیت مادی زن صورت گرفته باشد، همیشه موردتوجه است.
    زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.
    از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگ تر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با تحلیل رفتن جسم زن، احساس ناخوشایندی پیدا کند و شاید به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و…
    درحالی که این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد.
    چنین ازدواج هایی جنبه های مثبتی هم دارد؛ ازجمله اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. البته به شرطی که خود فرد پذیرای شرایطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند. چراکه تاثیرهای منفی برخورد جامعه و اطرافیان ممکن است در زندگی بروز پیدا کند.
    می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. این مساله درصورتی که عشق و علاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد و زندگی خوبی داشته باشند مشکل ساز نخواهد شد.
    همسن بودن یا نبودن
    تعریف تفاوت سن و پذیرش آن، کاملا به فرهنگ و تربیت خانوادگی بستگی دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نیازهای اساسی و شناخت متقابل نمی توان فاصله سنی را از عوامل و عناصر اصلی دوام زندگی دانست. با این حال هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد آنها به درک بهتری از یکدیگر می رسند.
    زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت.
    یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت. دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را هم هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است.
    آنچه از سن مهم تر است…
    تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها باتوجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند. با این حال فاکتور سن به تنهایی نمی تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد.
    انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.

    پاسخ دادن
  9. ابراهیم
    ابراهیم می گوید:

    سلام..من ۳خ ساله با دختری که دوستش دارم میخام ازدواج کنم….همه چی اوکی بود..بابا و مامانش راضی بودن و اوکی داده بودن..رفتیم مشاوره.اکثر سوالها خیلی گنگ بود.خلاصه دکتر به ما گفت که ۷۰% این ازدواج ریسک هست…الان ۲ روزه فقط اشک میریزیم .خیلی دوست داریم همدیگرو واقعا عاشق هم هستیم…من کلا ساکن ترکیه استانبول هستم و بخاطر عشقم قرار بوده کلا تغییر مکان به تبریز کنم.حالا نمیدانیم چیکار کنیم.بنظرتون به یه مشاور دیگه هم بریم؟۶ ماه هست که آشنا هستیم و تو این مدت اصلا اختلافی نداشتیم.چقدر میشه به اون ۷۰%اعتماد کرد..
    ۳۷ ساله هستم و دختر هم ۲۵ ساله..من فوق دیپلم .و دختر هم دانشجوی روانشناسی

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام اینکه اون فرد مشاور بر چه اساسی این مسئله رو مطرح کردند حدس می زنم براساس تست ها بوده و نتایج انها و همچنین شاید مسئله اختلاف سنی بین شما مطرح بوده است .در هر حال چون خانواده ها رضایت دارند بهتر است هر دو به مشاور دیگری مراجعه کنید اگر ایشون هم به همون تصمیم رسیدند و گفتند این ازدواج ریسک های بسیاری به همرا دارد شاید بهتر باشد ادامه ندهید چون در هر حال هر دوی شما ممکنه شرایط دلبستگی براتون ایجاد شده باشه و متوجه یک سری تفاوت ها نباشید که متخصص این حوزه به عنوان نفر سوم بدون قضاوت مشکلاتی را یاداور می شود .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و کاملا منطقی با مساله برخورد کنید البته که جای نگرانی نیست و ممکن است مساله خاصی که بعدا مشکل ساز شود وجود نداشته باشد .موفق باشید

      پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      دوست عزیز ازدواج بر اساس مشاوره فقط دورنمایی از اینده رو بر اساس جوابهای شما میده …پس قطعیتی در این مورد نیست
      بهتره اگر تصمیمی دارید عملی کنید و حتما مدتی رو بین ۹ ماه تا یک سال نامزد بمونید تا از هم شناخت خوبی داشته باشید
      و اگر تضادهایی وجود داره در این دوره مشخص و بتونید تصمیم درستی بگیرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه

      پاسخ دادن
  10. مریم
    مریم می گوید:

    با عرض سلام
    من دختری ۲۱ساله هستم و در یک کشور اروپایی زندگی میکنم خواستگارهایی از کشور آسیایی دارم و بخاطر این حرف که میگویند آن ها تو را بخاطر آمدن به اروپا میخواهند ، شرایط را برایم دشوار کرده است . من یکی از آن ها را دوست دارم و او هم همچنین اما نمیدانم چطور باید بفهمم که این حس او راست است یا نه آیا مرا بخاطرآمدن به اروپا میخواهد یا نه او پسری ۲۲ وبسیار خوب و از لحاظ ظاهری از من سر تر است
    خواهش میکنم لطف کنید پاسخم را بدهید به مشاوره شما سخت نیازمندم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      با سلام
      دوست گرامی این مساله که شما مطمئن شوید به خاطر شما امده اند یا خیر خیلی مهم نیست به هر حال اکنون انجا ساکن هستند و به شما ابراز علاقه کردند و شما هم تمایل دارید و این مساله مهمی است .مگر اینکه خب قصد برگشتن وجود داشته باشد که شما باید صحبت کنید و شرایط را مطرح کنید و انتظارت را بیان کنید ولی در حالت کلی بهتر است باایشون بیشتر صحبت کنید از ایده ال های ایشون سوال کنید و اینکه از زندگی چه می خواهند تا مشخص شود چقدر به ایده ال های شما نزدیکند .و مهم درک یکدیگر است و شاید بیشتر از داشتن اشتراکات داشتن انعطاف هر دو نفر برای ساختن زندگی است و اینکه چه رفتارهایی هر دو دارید که احیانا برای طرف مقابل خوشایند نیست ولی می تواند تحمل کند .موفق باشید و امیدوارم تصمیم درستی بگیرید .

      پاسخ دادن
  11. مریم
    مریم می گوید:

    با عرض سلام
    من دختری ۲۱ساله هستم و در یک کشور اروپایی زندگی میکنم خواستگارهایی از کشور آسیایی دارم و بخاطر این حرف که میگویند آن ها تو را بخاطر آمدن به اروپا میخواهند ، شرایط را برایم دشوار کرده است . من یکی از آن ها را دوست دارم و او هم همچنین اما نمیدانم چطور باید بفهمم که این حس او راست است یا نه آیا مرا بخاطرآمدن به اروپا میخواهد یا نه او پسری ۲۲ وبسیار خوب و از لحاظ ظاهری از من سر تر است
    خواهش میکنم لطف کنید پاسخم را بدهید به مشاوره شما سخت نیازمندم

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      ۱. زبان بدن (یا همان رفتار غیرکلامی) طرف مقابل را بررسی کنید. زبان بدن می‌تواند “حرف‌های بزرگی بگوید”. شما با توجه به زبان بدن می‌توانید درباره احساسات او اطلاعاتی بدست آورید. جالب است بدانید که متخصصان رفتاری بر این باورند که باوجود اینکه دختران در حدود ۵۲ رفتار بدنی برای نشان دادن علاقه خود به پسرها دارند، این تعداد در پسران تنها حدود ۱۰ حرکت رفتاری است. با توجه به نظریه زبان، می‌توانید حدس‌هایی بزنید! اما با همه این‌ها، هنوز هم نیاز به دانستن چیزی که به دنبالش هستید دارید، و به یاد داشته باشید که هر حدس اشتباه می‌تواند منجر به شرمساری شما شود.

      او زیاد به شما خیره میشود. سعی میکند به شما نزدیک شود.
      مسیر دست ها، پاها، ساق پا، پا، و … او به سمت شما اشاره دارد، این می‌تواند یکی از نشانه های علاقه مندی باشد که به صورت ناخودآگاه بوجود می‌آید.
      او شروع به آراستن خود می‌کند. ژاکت مناسب می‌پوشد. کفش هایش را واکس می‌زند. شاید او را موقعی که با دستش موهایش را مرتب می‌کند یا بند کفش‌هایش را می‌بندد ببینید.
      اگر او شما را دوست داشته باشد، به ندرت ممکن است که به شما پشت کند، اغلب متمایل به شما است.
      در رابطه با زبان بدن بیشتر بخوانید.

      ۲. به تماس‌های چشمی توجه کنید. همانطور که قبلا اشاره شد، پسری که به شما علاقه مند باشد بیشتر به شما نگاه می‌کند حتی گاهی مخفیانه. اگر او خجالتی باشد، ممکن است سعی کند نگاه خود را از شما دور کند، اگر شما نگاه او را کنترل کنید ممکن است به طور ناگهانی سر خود را به اطراف برگرداند. برای آزمایش علاقه، به مدت چهار ثانیه به او خیره شوید، و سپس به جای دیگری نگاه کرده و پس از مدتی دوباره به او نگاه کنید – اگر او ارتباط چشمی را با شما حفظ کرد یا افزایش داد، او به شما علاقه مند است. اگر چشمان او به دهان شما خیره بود، او قطعا علاقه مند است. اگر نگاه او به شما مانند دیگران است یا اینکه تماس چشمی با شما را قطع می‌کند، احتمالا به شما علاقه ندارد.

      او به شما زل می‌زند و محو شما می‌شود. این نشانه دوست داشتنتان است.
      مراقب باشید نگاه پسر خجالتی را با یک نگاه معمولی اشتباه نگیرید. پسر خجالتی که شما را دوست دارد، دوباره به شما خیره می‌شود . صبور باشید!
      اگر شما او را دوست نداشته باشید، تماس چشمی او ناراحت کننده خواهد بود. در این هنگام تماس چشمی را قطع کرده و به مکان دیگری بروید.
      هر وقت که او به شما نگاه می‌کند لبخندی می‌زند یا اینکه کاری میکند که لحظه ای شما را خندان ببیند، این بدان معنی است که او می‌خواهد در شما حس خوبی ایجاد کند.
      ۳. به حرف‌هایش گوش کنید. اگر او شما را دوست دارد، او احتمالا می‌خواهد در مورد خودش با شما صحبت کند. بسیاری اوقات، پسرها نیاز دارند تا خود را اثبات کنند، به خصوص اگر شما در مورد یک پسر دیگر با او صحبت کنید. علاقه او را در صحبت‌هایش می‌توانید بیابید.

      ۴. داشتن رفتار متفاوت از دیگران با شما یکی از نشانه های دوست داشتن شما است. در رفتار او دقت کنید و ببینید آیا ارزش بیشتری به شما می‌دهد یا نه!

      ۵. منتظر باشید تا علایق ناگهانی او را در مورد چیزهایی که دوست دارید را ببینید. مثلا علاقه به سبک یا گروه خاصی از موسیقی که شما به آن علاقه دارید. یا صحبت درمورد برنامه تلویزیونی مورد علاقه شما و … اینها می‌توانند نشانه هایی باشند که او شما را دوست دارد.

      ۶. وجود نشانه های دست‌پاچگی را ببینید. رفتارهای غیرعادی، خنده های با استرس، عرق کف دست، کشیدن نفس عمیق، بی‌قراری و … همه می‌توانند نشانه هایی از علاقه او به شما باشند. اینها نشان می‌دهند که او سخت در تلاش است تا با شما ارتباط نزدیکتری برقرار کند.

      ۷. به دوستانش توجه کنید. اگر آنها از علاقه او به شما مطلع باشند، ممکن است زمانی که شما در اطراف او هستید، او را دست بیاندازند یا به سوی شما اشاره کنند و یا حتی سعی کنند او را پیش شما دوست داشتنی جلوه دهند. این را به یاد داشته باشید که هیچ گاه از دوستان خود برای انتقال پیام یا ابراز محبت به فرد مورد علاقه تان استفاده نکنید. این می‌تواند از شما یک احمق بسازد.

      ۸. آیا او شما را دنبال کرده و از شما تقلید میکند؟ اگر شما متوجه شدید که او حرکات شما را به طور مکرر کپی می‌کند، احتمال زیاد وجود دارد که او به شما علاقه مند است.

      ۹. به سخنان کنایه آمیز توجه کنید. سخنانی که برای جلب توجه شما و گاها با شوخ طبعی بیان میشوند میتوانند حاوی نشانه هایی برای دوست داشتن شما باشند.

      ۱۰. اگر او عضو شبکه های اجتماعی باشد، می‌توانید با دنبال کردنش به احساسات درونی او دست یابید. البته بعضی از افراد بدون هیچ حسی به کسی، عادت به ارسال پست های عاشقانه دارند. همینطور احتمال دارد او به کس دیگری علاقه مند باشد.

      پاسخ دادن
  12. خانم y
    خانم y می گوید:

    سلام دختری هستم ۲۳ ساله و نامزدی ک نامزدم ۱۲ سال از خودم بزرگتر هستن به خاطر دخالت و حسادت اقوام بینمون فاصله افتاده و ایشون میگن باید مهریت ۱۴ سکه بزاری تا عروسی کنیم ایا این کار درسته ؟من میتونم بهش اعتماد کنم؟ لطفا کمکم کنید

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند.
      البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. فاصله سنی از ۱۰ سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلات بیشتر از عواملی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده می شوند.
      یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.
      بزرگ تر بودن مرد
      مرد ایرانی با خاصیت مردسالارانه ای که از گذشته در اطراف خود دیده و شنیده، مدیر بودن در خانواده و حرف آخر زدن را تعریفی از خود می داند. از سوی دیگر بزرگ تر بودن مرد نوعی توازن رفتاری را در خانواده به دنبال دارد. با این حال معیارها با گذشت زمان در حال تغییر و دگرگونی است.
      حضور زنان در جامعه و فعالیت های اجتماعی آنها، توجه بیشتر آنها به تحصیلات و ارتقای علم و به دست آوردن موقعیت هایی برتر حتی بسیار معتبرتر از مردها تا حدودی باعث تغییر سن ازدواج شده و به همین خاطر است که در جامعه امروز زنانی که از همسران خود بزرگ تر هستند، بیشتر از قبل دیده می شوند.
      بزرگ تر بودن زن
      اگرچه هنوز مساله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست اما نمی توانیم برای همه افراد، نسخه های واحد و یکسانی بپیچیم. اگر دو نفر تفاهم فرهنگی و اخلاقی داشته باشند، همسن بودن یا بزرگ تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیده ای نیست.
      کسانی که مخالف بزرگ تر بودن زن هستند معمولا دلایل زیرا برمی شمارند:
      ترس از اینکه این ازدواج ها بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه شود؛ به ویژه اگر این ازدواج به خاطر موقعیت مادی زن صورت گرفته باشد، همیشه موردتوجه است.
      زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.
      از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگ تر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با تحلیل رفتن جسم زن، احساس ناخوشایندی پیدا کند و شاید به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و…
      درحالی که این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد.
      چنین ازدواج هایی جنبه های مثبتی هم دارد؛ ازجمله اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. البته به شرطی که خود فرد پذیرای شرایطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند. چراکه تاثیرهای منفی برخورد جامعه و اطرافیان ممکن است در زندگی بروز پیدا کند.
      می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. این مساله درصورتی که عشق و علاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد و زندگی خوبی داشته باشند مشکل ساز نخواهد شد.
      همسن بودن یا نبودن
      تعریف تفاوت سن و پذیرش آن، کاملا به فرهنگ و تربیت خانوادگی بستگی دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نیازهای اساسی و شناخت متقابل نمی توان فاصله سنی را از عوامل و عناصر اصلی دوام زندگی دانست. با این حال هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد آنها به درک بهتری از یکدیگر می رسند.
      زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت.
      یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت. دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را هم هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است.
      آنچه از سن مهم تر است…
      تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها باتوجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند. با این حال فاکتور سن به تنهایی نمی تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد.
      انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.

      پاسخ دادن
  13. حمیده
    حمیده می گوید:

    باعرض سلام ۲۳سال سن دارم و نامزدیم ایشون ۱۲ سال از من بزرگتر هستن یک ماه نامزد بودیم با رابطه ی خوب ولی الان رابطمون ضعیف تر شده ب دلیل اینکه چن نفر تو زندگیمون دخالت کردن و الان اون میگه باید مهریت ۱۴تا سکه قرار بدی تا بهت اعتماد کنم باهات ازدواج کنم درصورتی ک مهریه من ۴۰۰سکه بوده لطفا کمکم کنید ایا بهش اعتماد کنم؟؟؟؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      شما هم در مقابل کاهش مهریه میتونید از ایشون وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر در طلاق رو بگیرید …
      اینطوری هر دو طرف میتونید به هم اعتماد کنید ولی اعتماد یک طرفه هیچ نتیجه ای نخواهد داشت
      اینطوری هم خیال شما و هم خیال ایشون راحت میشه و اگر واقعا هر دوی شما خواهان یک زندگی آرام باشد با این شرط موافقت و وارد یک اعتماد دو طرفه خواد شد

      پاسخ دادن
  14. ثنا
    ثنا می گوید:

    سلام دختری ۲۷ساله دارای مدرک فوق لیسانس هستم که قصد دارم کنکور دکتری بدهم. خواستگاران زیادی دارم که به هر دلیلی بیشتر به دلیل تحصیلات بالا منو نمیپسندد یا من انها نمیپسندم در حال حاصر خواستگاری دارم که همه ویژگیهای مطلوب منو داره و از من خوشش اومده ولی مشکل اینجاست که از قد و قیافش خوشم نمیاد به نظر شما صلاح هست که جلسات بیشتری باهاشون صحبت کنم یا جواب منفی بدم؟

    پاسخ دادن
    • مشاور
      مشاور می گوید:

      قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه … وقتی شما از ایشون خوشتون نمیاد پس چطور انتظار دارید تا اخر عمر همدیگرو تحمل کنید ؟
      در ضمن سن شما اونقدر بالا نرفته که خودتون رو تا این حد تحت فشار قرار دادید به هر صورت شما در صنف و ردیف تحصیلی و کاریتون میتونید همسر مناسب خودتون رو پیدا کنید
      اکثر ازدواجهایی که با عشق شروع می شود محکوم به شکست است. زندگی که با عشق و شیفتگی شروع می شود. زندگی که با عشق شروع می شود یعنی از ابتدا خانه آخر را نشان دادن، و این عشق خیلی زود افول می کند.

      افلاطون: وصال مدفن عشق است.
      یک ضرب المثل چینی: ازدواج گورستان عشق است.
      اینهایی که خیلی عاشق اند و بال بال می زنند وقتی به هم می رسند عشقشان تمام می شود. به خاطر اینکه من تمام عشق خودم را در قبل از ازدواج خرج کرده ام. دیگر بعد چیزی ندارم که به پایش بریزم.

      من قبلا گفته ام که ما برای هم مثل لباس می مانیم. درست است که ما لباسی می خریم که شیک باشد اما شیک بادوام. کی حاضر است یک لباس شیک بخرد که دو روز دیگر پاره بشود؟ خب چرا بخریم؟ ازدواجی که بخواهد به بهانه یک عشق کورکورانه شروع بشود مثل خرید لباس شیک بی دوام است.

      دوستان، عشق برای آغاز یک زندگی لازم نیست بلکه مهم این است که فردی که می خواهیم به عنوان شریک زندگی انتخاب کنیم به دل ما بنشیند. و بتوانیم آن را دوست داشته باشیم. نه اینکه عاشق او باشیم. اگر در خواستگاری، دختر خانم و آقا پسر محترم دیدید طرف مقابل شما نوع حرف زندنش، لحن صدایش، هیکلش، رفتارش، قیافه اش، تفکرش، دیدگاهش و… به دل شما ننشست این ازدواج ازدواج خطرناکی است. علف باید به دهان بزی شیرین بیاید.

      پاسخ دادن
  15. ح
    ح می گوید:

    سلام‌ من ۷ ماهه ک‌عقد کردم ‌.. ولی مشکلی که هست اختلاف سطح فرهنگی… اقتصادی خانواده ها هس. و این در رفتار م با همسرم مشکل ایجاد کرده و همچنین ارتباط برقرار کردن با خانوادشون. من ۲۰ ساله و ایشون ۲۷ ساله… حالا در ازدواج مردد شدم..و فک میکنم مناسب هم نیستیم. چکار کنم!؟؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      یکی از معیارهای انتخاب همسر، توجه به طبقه اجتماعی است. طبقه‌ اجتماعی معمولاً با توجه به سطح تحصیلات، نوع شغل و میزان درآمد تعریف می‌ شود. براساس این سه عامل، افراد جامعه به سه طبقه بالا (افراد دارای تحصیلات بالا، ثروتمندان، رۆسا و مدیران)، طبقه متوسط (کارمندان و نیروی کار متخصص که دارای تحصیلات در سطح متوسط جامعه هستند) و طبقه پایین ( کارگران و افرادی که در مشاغل غیرحرفه ‌ای مشغول به کار بوده و تحصیلات و درآمد کمی دارند) تقسیم می ‌شوند.

      در نگاه اول به نظر می ‌رسد که طبقه‌ اجتماعی هم نقشی به اندازه دیگر معیارهای انتخاب همسر دارد. از آنجایی که طبقه‌ اجتماعی از عوامل متعددی تشکیل شده، بر جنبه‌ های متعددی از زندگی فرد تأثیر می‌ گذارد. به عبارت دیگر، تفاوت طبقاتی موجب به وجود آمدن اختلافات در زمینه‌ های گوناگون زندگی زناشویی می‌ شود که مرتفع ساختن همه آنها کار ساده ای نیست.

      از جمله مهمترین زمینه ‌های بروز اختلاف ناشی از تفاوت طبقاتی می ‌توان به این عوامل اشاره کرد:

      ۱٫ تفاوت ‌های مربوط به نقش جنسی
      نقش جنسی به ویژگی‌ هایی گفته می شود که از نظر فرد به جنس خاص (زن یا مرد) تعلق دارد.

      ۲٫ تفاوت میزان تحصیلات
      معمولاً میزان تحصیلات افراد متعلق به طبقه بالای جامعه، از دو طبقه دیگر بیشتر است. تشابه سطح تحصیلات زوجین موجب افزایش رضایت زناشویی، کاهش میزان طلاق و رشد اجتماعی کودکان می ‌شود. به دلیل آنکه مرد ریاست خانواده را به عهده دارد، بالاتر بودن سطح تحصیلات وی مشکلات کمتری ایجاد می ‌کند. همچنین بهتر است اختلاف سطح تحصیلات زوجین بیشتر از دو مقطع نباشد.

      ۳٫ تفاوت در شیوه نگرش نسبت به مسائل زندگی و مسائل مالی
      در این‌گونه روابط معمولاً وضعیت مالی یکی از طرفین بسیار بهتر از دیگری است. برای افراد کم ‌درآمد یا دارای درآمد متوسط، افزودن بر میزان مال و دارایی یکی از مسائل مهم زندگی به شمار می ‌رود، بنابراین ممکن است آنها برای رسیدن به اهداف مالی خود از اهداف دیگری که به نظر شریک زندگی ‌شان مهمتر است چشم‌پوشی کنند.

      ۴٫ تفاوت در شیوه فرزندپروری
      نتایج پژوهش ‌ها نشان داده است که افراد طبقه جامعه معمولاً از شیوه‌ فرزندپروری مقتدرانه (که در آن محبت و کنترل والدین به میزان کافی است) استفاده می ‌کنند. والدینی که دارای سطح تحصیلات عالی هستند، بیشتر با فرزندان خود صحبت می ‌کنند و برای آنها کتاب می ‌خوانند. آنها دلایل خواسته ‌های خود را برای فرزندانشان بیان می‌ کنند و با این کار موجب می‌ شوند که استدلال منطقی فرزندانشان پیشرفت کند. زمانی که از این والدین سۆال می ‌شود که دوست دارند فرزندانشان چه ویژگی ‌هایی داشته باشند، آنها اغلب بر ویژگی ‌های درونی مانند کنجکاوی و منطقی بودن تأکید می ‌کنند، در حالی که والدینی که سطح تحصیلات پایین تری دارند، از فرزندان خود می‌ خواهند که بدون چون و چرا دستورهای آنها را اطاعت کنند و در مورد علت خواسته ‌هایشان توضیحی به بچه ‌ها نمی ‌دهند. زمانی که از این والدین درباره ویژگی ‌های مطلوبی که مایلند در فرزندشان وجود داشته باشد پرسیده می شود، به ویژگی‌ های عینی مانند حرف شنوی، چالاکی، اطاعت محض و. .. اشاره می‌ کنند.

      به طور کلی تفاوت طبقه‌ اجتماعی، در بردارنده تفاوت‌ های فرهنگی متعددی است که هر یک از آنها ممکن است تهدیدی جدی برای ازدواج به شمار روند

      ۵٫ تفاوت در شیوه گذراندن اوقات فراغت
      بعضی والدین از زمان کودکی برای پرکردن اوقات فراغت فرزندانشان برنامه منظمی دارند. در حالیکه اوقات فراغت در بعضی خانواده های دیگر تعریفی ندارد.

      به طور کلی تفاوت طبقه‌ اجتماعی، در بردارنده تفاوت‌ های فرهنگی متعددی است که هر یک از آنها ممکن است تهدیدی جدی برای ازدواج به شمار روند.

      پاسخ دادن
    • نویسنده سایت
      نویسنده سایت می گوید:

      با سلام خدمت شما
      هر دو تست مطرح شده برای جلسات مشاوره پیش از ادواج کاربرد دارند . مقایسه اینکه کدام بهتر است ؟ کار صحیحی نمی باشد زیرا هر دو ابزار هستند سوال شما مثل این است که بپرسید پیچ گوشتی دو سو بهتر است یا چهار سو این بستگی به شرایط و موقعیتی که شما با آن مواجه شده اید دارد. در انی زمنیه روانشناسان کانون مشاوران ایران می توانند کمکتان کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  16. مریم
    مریم می گوید:

    سلام
    من خواستگاری دارم که مغازه خیاطی در شهرستان دارد مغازه این اقا زاده اجاره ای هست خونه و ماشین نداره در خانه پدری زندگی می کنه جمعیت این خانواده۷ نفر می باشند میزان تحصیلات ایشون دیپلم هست علاقه ای به کارمند بودن زن نداره و با تحصیلات مخالف هست.
    بنده لیسانس رشته مدیریت دارم سال ها برای رسیدن به اهدافم تلاش کردم موقعی خانواده من از ایشون بالاتر هست نمی تونم تصمیم بگیرم اگه بخوام با ایشون ازدواج کنم باید از صفر شروع کنم من قبلا از صفر شروع کردم تا تونستم توانای لازم برای کار و ادامه تحصیل رو مهیا کنم.
    ایا این اقا پسر ارزش ریسک کردن رو داره؟ایا می تونم در کاراو کمکش کنم؟ می تونم شرایطش رو تغییر بدم؟ اگه نتونم راه برگشتی دیگه نیست

    پاسخ دادن
    • نویسنده سایت
      نویسنده سایت می گوید:

      با سلام خدمت شما
      زندگی عقلانی و منطقی هم درصدی ریسک دارد ، اما منظور شما اگر اشتباه نکرده باشم این است که آیا ارزش ریسک دارد یا خیر؟ این مسئله را میزان علاقه شما به ایشان و تمایلتان به ازدواج با ایشان در مرحله اول معین می کند و سپس بایستی از مشاوره پیش از ازدواج کمک بگیرید تا مشخص شود که ایشان مسئولیت پذیری و … و شخصیتشان با شما تا چه اندازه متناسب است . تا بتوانید جوابی که به آن استناد کنید را به دست آورید . روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
      • نویسنده سایت
        نویسنده سایت می گوید:

        سلام
        این که کی اشتباه می کنه ؟ دردی رو دعوا نمی کنه ، باید چه کرد ؟ این اتفاق لزوما نه برای ایشان برای هر کسی که موقعیت ازدواجش جدی می شود امکان دارد رخ دهد و شما باید صبوری لازم را بکنید و دلگرمی های لازم را به ایشان بدهید که در این مسئولیت سنگین من همراه تو هستم و از پس مشکلات با هم بر می آییم اینکه با هم نزد مشاور هم بروید کار بسیار درستی است و می تواند بسیاری از سوتفاهم ها و مشکلات پیش آمده برایتان را برطرف کند. روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند ۸۸۴۲۲۴۹۵

        پاسخ دادن
  17. حمید
    حمید می گوید:

    با سلام.من با خانمی آشنا شدم که قبلا ازدواج کرده و از شوهرش جدا شده و گویا مشکل از شوهرش بوده و درگیری های فیزیکی ایجاد میکرده.من خودم قبلا ازدواج نکردم.الان هم احساس دوست داشتن بوجود آمده و تقریبا با هم تفاهم داریم.میخواستم بدونم که این گونه ازدواج از نظر علمی و روانشناسی میتونه مشکلی داشته باشه یا ایرادی ندارد؟ممنون از پاسخوگویی شما

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      درباره ازدواج پسر با خانمی که قبلاً ازدواج کرده و جدا شده و گاه دارای فرزند است و حتی بزرگ تر از وی است، توجه به چند نکته بسیار مهم است که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.

      ۱- اولین هدف یافتن فردی قابل اتکا است، کسی که بتوان در مواقع ضروری و بحران از او کمک گرفت. اصولاً شخصیت خانم ها بیشتر پیرو است تا پیشرو(البته تفاوت های فردی هم وجود دارد)؛ یعنی برای مثال حتی اگر خانمی درآمد بسیار زیادی داشته باشد باز هم دوست دارد از شوهرش پول توجیبی بگیرد. این پول گرفتن به دلیل نیاز مالی نیست بلکه خانم ها به این وسیله مطمئن می شوند که کسی هست که در مواقع بحران بتوان روی او حساب باز کرد. به همین دلیل مرد باید از لحاظ سنی، جایگاه اجتماعی و درآمدی بالاتر از زن باشد وگرنه منبع مطمئنی برای اتکا به شمار نمی آید. خانم ها خیلی دوست ندارند نگران آینده وضعیت مالی و کاری باشند به همین دلیل معمولاً دوست دارند بیشتر مردها مسئولیت مالی را به عهده بگیرند. اگر مرد به لحاظ سنی کوچک تر باشد یا هنوز بیکار و بی درآمد باشد و خانم از نظر شغلی جایگاه تثبیت شده تری داشته باشد و بزرگ تر از او هم باشد، ناخودآگاه نوعی نگرانی برای آینده در خانم به وجود می آید که در ابتدا این نگرانی خود را به صورت اعتراض به بیکاری و تصمیمات شوهر بروز می دهد و در مراحل بعدی به مشاجره های لفظی و کنار کشیدن از چرخه زندگی تبدیل می شود.

      ۲- هدف بعدی خانم ها در ازدواج ارضای نیازهای عاطفی است. در ناخودآگاه تمام خانم ها این مسئله وجود دارد که یک شریک عاطفی با ثبات پیدا کنند. خانم ها برای اطمینان به یک مرد ابتدا او را از نظر عاطفی ارزیابی می کنند، این که عاطفه لازم را از این مرد دریافت خواهند کرد یا خیر. اگر مطمئن شوند که مردی به لحاظ عاطفی قابل سرمایه گذاری است و می تواند نیازهای عاطفی آن ها را تامین کند، آن وقت با خیال راحت برای ادامه زندگی مشترک روی او سرمایه گذاری روانی و عاطفی می کنند. وقتی خانمی یک بار ازدواج می کند و جدا می شود، قاعده ذهنی او به هم می خورد. او می فهمد که هر مردی نمی تواند از نظر عاطفی او را درک کند و بنابراین برای بار دوم به راحتی به کسی اعتماد نمی کند؛ برای مثال اگر کسی در کاری سرمایه گذاری کند و ورشکسته شود، احتمال خیلی کمی دارد که دوباره در همان کار سرمایه گذاری کند ولی اگر بخواهد دوباره همان کار را در پیش بگیرد، این بار با بدبینی زیاد و کلافه کننده ای به سراغ آن خواهد رفت. مثال خانمی هم که یک بار ازدواج ناموفق داشته همین طور است. او یک بار روی کسی سرمایه گذاری کرده و حالا ورشکسته عاطفی است و چنین فردی معمولاً در ازدواج دوم نهایت احتیاط و خساست را در خرج کردن احساس و عاطفه خواهد داشت. مسئله مهم دیگر مقایسه کردن های ناخودآگاه یا آگاهانه دو همسر با یکدیگر است. یک همسر هر چقدر هم که بد باشد، باز هم یک سری ویژگی های مثبت دارد که چنانچه این ویژگی ها در همسر دوم نباشد، اطمینان عاطفی خانم را به تعویق می اندازد.

      داشتن فرزند از ازدواج قبلی
      مسئله مهم دیگری که در این گونه ازدواج ها وجود دارد، داشتن بچه از ازدواج اول است. چون اکثر خانم های مطلقه، درباره شرایط فرزندشان پس از طلاق احساس گناه می کنند، سعی می کنند نهایت تلاش خود را انجام دهند که به اصطلاح آب در دل بچه تکان نخورد و مادرانی بیش مراقبت کننده و بیش از حد دلسوز می شوند. چنین حسی می تواند منبع نارضایتی و اختلاف باشد چون قابل پیش بینی است که در یک زندگی مشترک لحظاتی وجود دارد که مرد از بچه خانمش ناراحت شود یا برخورد تندی با وی داشته باشد. در چنین مواقعی احساس گناه مادر بیشتر فعال می شود و با گاردگیری سعی می کند از فرزندش دفاع کند. همچنین مردان کمی پیدا می شوند که فرزند یک مرد دیگر را بپذیرند و بتوانند به چشم فرزند خود به او نگاه کنند. این حس متفاوت بودن به خصوص وقتی مرد فرزند خود را هم داشته باشد، نوعی تبعیض رفتاری واحساسی به وجود می آورد که بر نارضایتی از زندگی می افزاید. اگر هم بچه در سنی باشد که پدر واقعی خود را از پدر ناتنی تشخیص دهد، مسئله کنار آمدن بچه با پدر دوم، خود حکایت مفصلی است که هم از حوصله این بحث خارج است و هم از حوصله بیشتر پدرها!

      اختلاف سن
      نکته مهم پایانی این که انسان ها تمایل دارند یک ضعف یا شکست را با موقعیت بهتر جبران کنند. بسیاری از خانم ها یا آقایانی که یک بار در ازدواج شکست می خورند به دنبال یافتن همسر کم سن و سال تر یا زیباتر و با شرایط بهتری هستند. این نوعی فرار از مسئله و کنار نیامدن با قضیه است. مثلاً خانمی را در نظر بگیرید که در سن ۳۵ سالگی جدا می شود و بعد با پسری ۲۵ ساله ازدواج می کند. این تصمیم او نوعی جبران عمر هدر رفته اش است، یعنی ناخودآگاه با خود این جمله را تکرار می کند که درست است عمرم را به پای کسی هدر داده ام ولی هنوز آنقدر جوان و جذاب هستم که یک پسر ۲۵ ساله جذب من شود. ولی واقعیت تلخ این است که بعد از ازدواج اولین مسئله ای که خیلی برای دیگران قابل توجه است و برای خانم جای نگرانی، همین مسئله اختلاف سنی است. آن جاست که خانم وباره اشتغال فکری جدیدی پیدا می کند و باید تمام توجهش به کم کردن و کم نشان دادن این اختلاف سنی باشد و عملاً در چرخه ای باطل وارد می شود که می بینیم هر کاری انجام می دهد غیر از زندگی کردن. اگر شما جزو آن دسته از افراد هستید که می گویند برخی از این خانم ها آنقدر از لحاظ شخصیتی پخته و عاقل هستند که به نظر دیگران توجه نمی کنند و زندگی خود را ادامه می دهند، باید گفت؛ باز هم یک سر قضیه ایراد دارد چون اگر پخته بودند، با پسری کم سن و سال تر از خود ازدواج نمی کردند.

      دیدگاه کارشناسان
      در نهایت این که، به اعتقاد بیشتر روان شناسان بهتر است افرادی که تجربه شکست در زندگی مشترک داشته اند، با کسانی ازدواج کنند که آن ها هم چنین تجربه ای را داشته اند. این نوع ازدواج، احتمال درک همدیگر را افزایش می دهد و جایی برای سرزنش و احساس حقارت باقی نمی گذارد. صحبت کردن درباره تمام زوایا و شرایط زندگی جدید، توافق درباره بچه ها و سرپرستی آن ها و مهم تر از همه رو راست بودن و آگاهانه و منطقی تصمیم گرفتن در این گونه مواقع می تواند از بسیاری از مشکلات احتمالی آینده پیشگیری کند. نکته مهم تر این که حتماً باید بین جدا شدن و ازدواج مجددتان حداقل یک سال فاصله باشد تا با ازدواج اول و عواطف منفی آن کنار بیایید.

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  18. مهسا
    مهسا می گوید:

    سلام من خاستگاری دارم که با توجه به اینکه خودش دانشجوی مشاورست و توی یه مرکز مشاوره کمک مشاور هستش اما مخالف مشاوره رفتنه. چراش و نمیدونم. دیگه خسته شدم انقدر بهش گفتم و من شدیدا به مشاوره احتیاج دارم چون فکر میکنم از نظر فکری و رفتاری خیلی متفاوتیم و عقلم میگه نه ولی دلم میگه این همون ادمیه که میخواستی. کمکم کنیددددد.

    پاسخ دادن
  19. مونیتا
    مونیتا می گوید:

    سلام ، دختر ۳۱ ساله هستم که ۵ سال هست با فردی دوست هستم. ایشان به خواستگاری من آمد اما پدر و مادرم به دلیل اینکه ایشان قبلا ازدواج کرده و بچه دارد اجازه ازدواج به ما ندادند. اما از آنجا که فرزند و همسر قبلی ایشان ۷ سال است که در کشور دیگری زندگی میکنند و هیچ ارتباطی باهم ندارند من مشکلی نمیبینم . البته قبول دارم این مسئله یک پوئن منفی است اما چون از نظر اخلاقی باهم هماهنگ هستیم نمیتوانم این جواب منفی خانواده را بپذیرم. شما هم نظر خود را بگویید لطفا شاید بتوانم از این وضعیت خارج شوم.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      این مشکل رو باید از طریق واسطه هایی قابل اعتماد در خانواده حل و فصل کنید و اینکه ایشون تضمین هایی رو به خانواده بر ارامش خیالشون بدهند …
      چون ممکنه خیلی راحت فرزند و همسر قبلیشون برگردند و شما باید به این مورد هم توجه کنید و ایشون تضمینی به شما در این خصوص بدن

      پاسخ دادن
  20. ترانه
    ترانه می گوید:

    سلام من دختر ١٩ ساله هستم قبلاً هم پیام داده بودم اما باز هم نتونستم از حرف شما برداشتی داشته باشم
    من نامزاد دارم و دوسش دارم از کم توجهی خیلی بدم میاد ولی احساس میکنم به من کمتر توجه میکنن و رفتارشون تغییر کرده من هم خیلی عصبی و زود رنج شدم از طرفی هم نمی تونم با کسی حرف بزنم یا مشوره بگیرم بعضی وقتا فکر میکنم بخاطر اینکه هنوز سنم کم هست اینجوری فکر میکنم شاید در آینده زندگی خوبی داشته باشم
    اما هنوز دو دل هستم و خانواده من و نامزادم میخواهند به زودی عروسی کنیم اما من میترسم که بعد عروسی هم مشکل داشته باشیم .به نظرتون میتونم با این شرایط فعلاً عروسی کنم یا باید صبر کنم تا همه چیز خوب بشه

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      اینکه در سن پایین ازدواج کردید شکی نیست … اینکه در این سن بسیار حساس هستید و احساستون از یک شوهر مثل احساسیه که پدر داره و همیشه انتظار توجه و محبت رو دارید هم شکی نیست … ولی خب در دوره شناخت هستید و باید بتونید ایشون رو خوب بشناسید و حتما” مشاوره ای حضوری داشته باشید تا بتونید شناخت خوبی ازش پیدا کنید
      چون اگر ایشون اخلاق و روشی در زندگی داشته باشه در آینده هم میتونه تکرار بشه … پس با این تصور که در آینده همه چی درست میشه خودتون رو گول نزنید
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵

      پاسخ دادن
  21. خانوم
    خانوم می گوید:

    سلام دختری بیست ساله هستم خواستگاری دارم ک از هر جهت مورد تایید خانوادم هست و خوده فرد میگه ک در همون جلسه اول ب من علاقه مند شدن و خانوادشونم منو پسندین ایشون قد بلندی دارن ولی بسیار لاغر و ضعیف هستن از طرفی من همیشه دوست داشتم همسرم چهاشونه و کمی هیکلی باشه همه ی دوستان و فامیل بهم میگن ک قبول کن شاید دیگ مورد ب این خوبی گیرت نیاد ولی من احساس میکنم ایشون بعداز ۴جلسه هنوز ب دل من ننشسته اند و فکر میکنم ک بعضی رفتار هاشون بچگانه هست ایشون ۴سال از من بزرگتره و همچنین دائم سوتفاهم واسشون پیش میاد
    هرچی ب خانوادم میگم ب دلم ننشسته ناراحت میشن و میگن مهم اینه ک اهل زندگی باشه نمیدونم باید چیکار کنم
    توروخدا کمکم کنین

    پاسخ دادن
      • خانوم
        خانوم می گوید:

        اخه خانوادم میگن موقیعت خیلی خوبیه و از دستشون نده
        میگن شاید بعد از ایشون موقیعت ب این خوبی واسم پیش نیادمیگن عاقلانه فک کن اگ مرد زندگی باشه تو بهش علاقه مند میشی ولی میترسم اینطور نشه من بمونم و ی زندگی سرد
        ب نظرتون اینکه ایشون منو دوس دارن کافیه اخه؟

        پاسخ دادن
        • مهسا
          مهسا می گوید:

          سلام عزیزم. باید به این فکر کنی اومدی و باهاش ازدواج کردی و حست بهش عوض نشد. چیکار میخوای بکنی. تمام لحظه هایی که مجبوری باهاش باشی نه تنها باعث لذتت نمیشه و بلکه همش تو حسرتی و ناراحتی.میتونی با این حس ها زندگی کنی بسم الله؟

          پاسخ دادن
  22. M
    M می گوید:

    سلام دختری ۲۱ساله با پسری اشنا شدم که قصد ایشان ازدواج هست حدود پنج ماه از من کوچکترهستن ازنظر ؤضعیت مالی بسیاربالاتراز ما قراردارند حدود هفت ماه از اشنایمون میگذره من دوست دارم تست mmpiرو باهم انحام بدیم که بهتر بشناسم ایشونو بسختی قبول کردن که پیش مشاوربریم چون همش ترس ازاین دارند که من نظرم عوض بشه الان سوال بنده این است که اگه پیش مشاور برویم انجام میدن یا باید خانواده ها هم دراطلاع باشن؟و اینکه درجلسه اول این تستو انجام میدن یانه؟چون بسختی راضی شدن ی جلسه بیان و هم اینکه ی مقداری هزینش زیاده و من درتوانم اینقو نیست که چندجلسه پیش مشاوربرم
    باتشکر

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      دفتر قیطریه:
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
      دفتر سعادت آباد:
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
      دفتر شریعتی:
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

      پاسخ دادن
  23. آفاق
    آفاق می گوید:

    سلام من تازه متوجه شدم به پسری که بی نهایت علاقمند بودم اون اینطور نبوده بعد از یکسال رابطه همش بهونه میاره و اون همونی بود که من میخواستم
    و الان خواستگاری دارم که شرایط مالیش خوبه ولی هفت سال از من بزرگتر و هفت فرزند هستند و ایشون اخرییه هیچ حسی ندارم ولی خانواده خیلی اصرار دارند نمیدونم باهاش ازدواج کنم بهش علاقمند میشم یا نه و قبلا دو بار نامزد کردم فقط بله برون ولی هر دوتاش بهم خورد و ازشون بدم میومد و هیچ علاقه ای ایجاد نشد

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      قدم اول در ازدواج به دل نشستنه اگر چنین احساسی در شما به وجود نیاد نمیتونید ادامه بدید
      پس درست تصمیم گیری کنید اگر احساس رو وارد میکنید حتما” عقل رو هم همراهش کنید

      پاسخ دادن
  24. بهنوش
    بهنوش می گوید:

    سلام دختری ۲۳ ساله هستم سال۸۸ با یه اقا پسری اشنا شدم و بنا به دلایلی تو این چند سال ۳بار دیدمش و خیلی ناگهانی تصمیم ب ازدواج گرفتیم و دو ماهه تقریبا هر روز میبینمش و تا الان اوکی بوده حالا نگرانم که شاید این چیزهایی ک ازش میدونم حقیقت نباشه، یه شخصیت دیگه ای داشته باشه. و…خانواده اش در جریان هستن و من فقط مادرم میدونه

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      به هر حال ممکنه هر اتفاقی بیفته تا شما وارد یک نامزدی و مراوده و معاشرت خانوادگی نشید نمیتونید در موردش اطلاعاتی کسب کنید
      شما شش ساله با ایشون هستید و بهتر از هر کسی میتونید بشناسیدش
      در این مورد بهتره مشاوره ای حضوری رو هم انجام بدید
      مشاوره تلفنی از خط ثابت از شهرستانها:
      ۹۰۹۹۰۷۰۳۵۴

      پاسخ دادن
  25. پرواز
    پرواز می گوید:

    سلام. من‌۲۷ سالمه.الان حدود یک سال و یک ماه هست که عقد کردم.تو این مدت خیلی با شوهرم بحثمون شده.بارها به نقطه اخر رسیدیم و تصمیم به جدایی گرفتیم اما هر بار به دلیلی به زندگی برگشتیم. خیلی نگرانم‌.از ادامه دادن و رفتن زیر یه سقف میترسم‌.سرگردان موندم.نمیدونم چیکار کنم.تاریخ عروسیمون مشخص شده اما من اشتیاقی ندارم.بیشتر استرس دارم که بعد چی میشه.چیکار کنم. به نظرتون مشاوره الان میتونه کمک کنه؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز وقتی در ابتدای راه هستید و در روزهای خوش شما چنین اتفاقاتی میفته پس باید بدونید چنین رفتارهایی در آینده هم تکرار خواهد شد … همونطور که در این یک سال و نیم اتفاق افتاده … و وقتی چنین اشتیاقی در شما وجود نداره نباید وارد ازدواج بشید و گرنه با یک بچه در سالهای دیگه باید راه رفته رو برگردید

      پاسخ دادن
  26. محمد
    محمد می گوید:

    سلام
    من تحصیلاتم زیر دیپلم هست ولی در معاشرت با دیگران کسی نمی تونه متوجه سطح سواد مدرکیم بشه و همه فکر می کنن تحصیلات عالیه دارم
    شغلم هم طوری هست که غریبه ها فکر می کنن من کارشناس آی تی هستم
    الان با خانمی آشنا شدم که لیسانس دارن و ۴ سال از من کوچکتر هستن ، از نظر مذهبی ، سطح فرهنگی و اقتصادی هم تقریبا یکسان هستیم
    اتفاقا با هم توافق کردیم که قبل از ازداج حتما بریم پیش مشاور
    من احساس می کنم اگر برم پیش مشاور ممکن هست که بخاطر مقایسه مدارک تحصیلیمون باعث بشه کات کنیم
    طور خدا کمکم کنید من نمیخوام ایشون رو از دست بدم.

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      بهتره این مسایل رو قبل از ازدواج حل کنید … و گرنه با دروغ و پنهان کاری نمیتونید کاری از پیش ببرید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  27. hadis
    hadis می گوید:

    با سلام بیست سالمه دچار تردید و دو دلی هستم لطفا کمکم کنید توانایی تصمیم گیری ندارم راجع به ازدواج فکر کنم هرچی فکر میکنم بیشتر به پوچی میرسم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      ۴ سوال مهم برای رفع تردید در ازدواج با افراد معمولی
      گزینه‌ای برای ازدواج به شما معرفی شده که اکنون مردد مانده‌اید: او نه خیلی خوب است، نه خیلی بد؛ مثل خودتان معمولی است. در یک کلام، به او احساس خنثایی دارید! در این شرایط چه باید کرد؟ چطور می‌توان فهمید با هم خوشبخت می‌شوید یا نه؟

      ازدواج اگرچه به تناسب و کفویت منطقی نیاز دارد اما همه چیز این پیوند، بر اساس منطق ریاضیات جلو نمی‌رود. اگر فهرست ویژگی‌های طرف مقابل را جلویتان گذاشته‌اید و به هر کدام نمره خوبی داده‌اید، باز این دلیل نمی‌شود که او همسر ایده آل شما باشد. چیزی که ازدواج را از یک رابطه ریاضی یا همزیستی اجتماعی به یک رابطه انسانی تبدیل می‌کند، کشش و تمایل است. تمایلی که می‌تواند شما دو نفر را مثل قطعه‌های پازل با هم چفت کند و عاطفه می‌انتان را قوی‌تر سازد.
      اگر درباره همسر آینده‌تان مردد هستید یا حس خنثایی به گزینه ازدواجتان دارید، یا حتی اگر خیلی داغید و فکر می‌کنید همسرتان را یافته‌اید و با وجود همه مشکلات، عاشقش هستید، این سوال‌ها را از خود بپرسید و به آن‌ها جواب دهید. جواب شما به این سوال‌ها نشان می‌دهد که عاطفه‌تان کجای این قصه است.
      ۱- به اینکه پدر و مادر فرزندتان باشد افتخار می‌کنید؟
      فکر کنید اگر قرار باشد مادر یا پدر بچه‌ای باشید، دوست دارید فرزندتان خصوصیات همسرتان را داشته باشد؟ چهره‌اش شبیه او باشد و مثل او رفتار کند؟ دوست دارید انسانی را به این دنیا بیاورید که با او مشترکا در به دنیا آمدنش سهیم هستید؟ بخشی از وجود ما با تولد فرزندمان تکثیر می‌شود. اگر دوست ندارید فرزندتان، این میراث به جا مانده از شما شبیه به همسرتان باشد شک نکنید که ازدواج موفقی نخواهید داشت. حتی اگر تصمیم داشته باشید هیچ وقت بچه دار نشوید، باز باید این سوال‌ها را از خودتان بپرسید و به آن پاسخ دهید. اینجا بچه موضوعیت ندارد، بلکه مهم این است که شما چقدر عمیقا به رفتار و ظاهر همسرتان احترام می‌گذارید و آن را می‌پسندید.

      ۲-دوست دارید عضو خانواده او محسوب شوید؟
      با ازدواج، شما عضو یک خانواده جدید می‌شوید و حکم دختر یا پسر آن‌ها را پیدا می‌کنید. آیا ورود به این خانواده جدید برای شما خوشایند است یا نسبت به آن احساس بدی دارید؟ اگر فکر می‌کنیدشان و شخصیت شما به گونه‌ای است که با ورود به این خانواده جدید، هم خودتان و هم خانواده‌تان احساس بدی پیدا می‌کنند، قدری تامل کنید. فکر نکنید حساب همسرتان از خانواده‌اش جدا است و اگر خانواده‌اش مطلوبتان نیستند اهمیت ندارد. هر فرد نماینده خانواده خود است و حتی اگر توانسته باشد رفتار و ظاهر خود را از آن‌ها متمایز کند، باز هم در ریشه،‌‌ همان خواهد بود. از آن مهم‌تر، جدا کردن یک فرد از خانواده‌اش غیر ممکن است. سعی نکنید بعد از ازدواج همسرتان را از آن خود کنید و رابطه‌تان را با خانواده او از بین ببرید. ازدواج‌ها هر قدر هم خوب و موفق باشند، وقتی مخالفت یا اختلاف با خانواده‌ها در میان باشد خیلی زود سست شده و از هم می‌پاشند.

      ۳- از اینکه او را به دیگران معرفی کنید چه حسی دارید؟
      این سوال هم ظاهر همسر شما را شامل می‌شود و هم باطنش را. آیا از اینکه با او دیده شوید، او را به همکاران و دوستان و فامیل معرفی کنید یا با او قدم بزنید خوشحال می‌شوید یا خجالت می‌کشید؟ در اماکن عمومی رفتارش باعث مباهات شما است یا مایه سرافکندگیتان؟ اگر همین ابتدای کار احساس می‌کنید از بودن در کنار او خجالت می‌کشید یا با ظاهر و رفتارش راحت نیستید، قید این ازدواج را بزنید. معمولا چیزهایی که ما از آن‌ها دلزده می‌شویم هیچ وقت برایمان خوشایند نخواهند شد. در واقع زیبایی‌ها شاید عادی شوند، اما زشتی‌ها هیچ وقت عادی نمی‌شوند.

      ۴-از تنها بودن با او کسل نمی‌شوید؟
      ابتدای آشنایی خیلی‌ها فکر می‌کنند تحت هر شرایطی می‌توانند کنار هم دوام آورند. زیر سقف آسمان و روی فرش زمین، باز هم عاشقانه زندگی خواهند کرد. این رویاهای عاشقانه خیلی وقت‌ها غلط از آب در می‌آید. اگر می‌خواهید بدانید همسر مناسبتان را یافته‌اید یا نه، تصور کنید در یک جزیره خالی از سکنه با او حبس شده‌اید. فکر می‌کنید زندگی ماجراجویانه و جالبی خواهید داشت یا پر از کسالت و سکوت و تلخی؟ حاضرید همه عمر در یک جزیره با او باشید؟ به اندازه کافی حرف برای زدن دارید؟ می‌توانید با هم از پس زندگی برآیید؟ اگر جوابتان به این سوال‌ها مثبت است (و البته تحت تاثیر تب عاشقی قرار ندارید و می‌توانید منطقی فکر کنید) می‌توانید از این مرحله هم به سلامتی عبور کنید.

      پاسخ دادن
  28. من
    من می گوید:

    سلام
    دختری ۲۳ ساله هستم.دانشجوی فوق لیسانس و وضعیت خانوادگی مرتب و رضایت بخشی دارم. چند هفته ای هست که ۲ تا خواستگار دارم. خودم با اینکه دخترم .ولی آدم منطقی هستم. اما الان واقعا سر دوراهی موندم.
    خانواده ی اول بدون هیچ شناخت قبلی قرار خواستگاری را گذاشتند و آمدند. من از خانواده آنها خیلی خوشم آمد هم از نظر فرهنگی هم از نظر خوش مشرب بودن .پسرشان دارای شرایط خوبی است از نظر تحصیلات و درآمد به وضع با ثباتی رسیده. آنها هم بعد از جلسه ی اول مدام تماس میگیرند و ابراز علاقه به ادامه ی آشنایی می کنند .خیلیییی زیاد از پسرشان تعریف و تمجید می کنند(مخصوصا مادرشون خیلی تعریف میکنه). منم از همه ی افراد خانواده شون خوشم اومده ولی با اینکه تا الان ۴ دفعه با اجازه ی خانواده ها، با هم دو نفری حرف زدیم، خود آقا پسر به دل من ننشسته است(با اینکه یکی از اصلی ترین ملاکهای من یعنی سنگین و محجوب بودن مخصوصا در برابر نامحرم را دارا هستند). ولی خانواده م چون این خانواده را پسندیده اند و شرایط پسرشان خوب است و در تحیق هم از ایشان خوبی شنیده اند خیلی اصرار دارند که من زودتر تصمیمم را اعلام کنم. در واقع به این صورت که نظر مثبت زورکی از من میخواهند.

    از طرف دیگه مدتی است، با آقایی همسن همان خواستگار قبلی در محل کار آشنا شدم. ایشان بسیار محجوب و خوش اخلاق هستند. (من از پسرهای لوده و آنهایی که اهل معاشرت با دختران هستند اصلا خوشم نمیاد و یکی از اصلی ترین ملاکهایم برای ازدواج هم همینه.) ولی ایشان هم این موضوع را با خانواده ی خود رد میان گذاشته و آنها تماس گرفته اند و من آنجا متوجه شدم که ایشان نیز اخلاقیات من را پسندیده است. اما متاسفانه به دلیل آنکه کاری که ما به عنوان شغل مشغول آن هستیم، هنوز به درآمد نرسیده است. از طرف دیگر، من دوست ندارم به همسرم در یک محیط کار کنم. همچنین خانواده ی ایشان چون شهرستانی اند ،در جلسه ی اول خواستگاری یک سری برخوردهای سطح پایین داشتند که من تعجب کردم. اما خود ایشان تقریبا مدت زیادی است مه به دلیل تحصیل، در شهرهای بزرگ بوده اند و تفکرشان از سطح شهرستانی بالاتر رفته.

    با پدرم سر بعضی مسایل اختلاف نظر داریم. مثلا اینکه این ۲ کیس، همسن اند ولی یکی کار و درآمد خوبی دارد و سربازی ش رو به اتمام است و خانواده اش فرهنگ نزدیکتری به ما دارند و به اصطلاح با کلاسند. ولی کیس دیگر، درامدی ندارد، یکسال و نیم از سربازی اش مانده، خانواده اش شهرستانی اند و از نظر فرهنگی و طرز تفکر از ما پایین ترند.

    همه ی این حرفها درست و منطقی هستند اما این هم مهم است که فرد به دل آدم بنشیند. من میترسم که در زمان رویارویی با مشکلات(مالی یا …)، نتوانم صرفا به علاقه ام تکیه کنم.
    هرچه در جلسات صحبت با مورد اول، سعی میکنم که ایشان به نظرم جذاب بیاید کمتر موفق میشوم. با اینکه خود ایشان به من میگوند از من خوششان آمده است.

    لطفا راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز به هر حال شما به یک طرف علاه مند هستید و اگر دقت کنی به نفر اول گرایشتون بیشتره … پس بهتره هر تصمیمی دارید با منطق خودتون بسنجید و بدونید قدم اول در ازدواج به دل نشستن دو طرف هست
      البته شما میتونید با مشاوری مجرب مشورت کنید و در این مورد اگاهی بیشتری از شخصیت و آینده خودتون بدونید
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
      ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸

      پاسخ دادن
  29. مینا
    مینا می گوید:

    سلام من ۲۰سالمه یکی از خواستگارام ۲۴ساشه
    تقریبا خانواده من موافقن و خانواده اون همشون عاشقمن یکی از اقوام دورمون هستن
    منم نسبت بهش بیمیل نیستم به نظر ادم منطقی میاد ولی مشکلی که داره اینکه من هرچی بهش میگم میگه باشه قبول من باور نمیکنم که این اینجوری باشه و به حرفاش عمل کنه منم سر این حرفم ک من باور نمیکنم اینجور باشی یا اگه هستی اینجور بمونی ناراحتش میکنم ولی از حق نگذریم واقعا خوبه
    با پیشنهاد مشاوره خیلی ناراحت شد و بهش برخورد
    میگف ما مشکلی نداریم چرا بریم
    ۲هفته ایه راضیش کردم بریم مشاوره ولی نمیدونیم کجا بریم و…
    الان من نمیدونم چکار کنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز در این دوره شناخت باید به نشانه ها و رفتارهای ایشون دقت بیشتری کنید تا بهتر بتونید ازش شناخت پیدا کنید … قبول کردن هر چیزی نمیتونه نشونه خوبی باشه و نشونه عدم اعتماد به نفس و دور اندیشی در ایشون هم باشه …
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
      ۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

      پاسخ دادن
  30. f
    f می گوید:

    سلام من ی خواستگار دارم مهندسه و استاد دانشگاه ی بار با هم حرف زدیم خیلی فکرامون ب هم نزدیکه ولی حدودا ۱۱ سال اختلاف سنی داریم چیکار کنم لطفا جواب بدین

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز اختلاف سنی برای تناسب در ازدواج و روابط در زندگی بسیار مهمه ولی دلیلی هم نداره که افراد با اختلاف سن ازدواج نکنن … تمام این موضوع برمیگرده به درک دو طرف از این اختلاف سن …. پس شما باید مشاوره و در نهایت تصمیم گیری کنید … چون ممکنه وقتی شما در اوج نیاز باشید ایشون در دوران افول و سردی وارد شده باشه

      پاسخ دادن
  31. ناری
    ناری می گوید:

    سلام دختری ۲۰ساله ام ساکن تهران خواستگارای زیادی داشتم ولی پدر مادرم مخالف بودنو راه ندادن .یک نفر از اقوام همسایمون چند وقت اصرار زیادی داشت برای اومدن موقعیت مالیو اجتماعیش خوبه و فعلا دانشجووعه فقط تنها عیبی ک داره و من نمیفهمم چرا اینک سوال از من نمیپرسه.مایل ب اشنایی نیس میگ برای من همون جلسه اول کافی بود .برام خ عجیبه مگ میشه تصمیم ب این بزرگی… تقریبا ده ساله والدینشون رو از دستدادن بعد از ازدواج میخواد ورامین زندگی کنه درصورتیکه من تهرانم

    یک ی بهم گفت منزوی بنظر میاد خیلی میترسم باید چیکار کنم؟ازدواج درستیه؟

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز اینکه ایشون در شخصیتشون مشکلی وجود داشته باشه باید در مشاوره روانشناسی با انجام تست هایی مشخص بشه … به هر حال شما تعیین کننده این انتخاب هستید و اگر ایشون به دل شما نباشه یعنی اینکه رابطه کاملا” تمام شده است .. پس خوب فکر کنید

      پاسخ دادن
  32. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام دختری ۱۶ساله هستم خاستگارهای زیادی دارم که همه انها ۲۸سال تا۳۰سال هستندباموقعیت های مناسب شغلی وخانوادگی که تنهامشکا انهاسن زیادشان است.خودم دوست دارم ازدواج کنم اماخانواده م مخالفت میکنند.نمیدانم چگونه به انهابگویم.ایاازدواج بااین اختلاف سنی مشکل سازاست

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز بهتره نه عجله کنید و نه احساسی رفتار کنید چون ده سال دیگه شما هم به خیل افراد برای طلاق اضافه خواهید شد … چون وقتی شما در اوج نیاز جنسی هستید این افراد با بالا رفتن سنشون دوران سردی و اوفول رو طی میکنن و این موضوع مهم یعنی شروع تنش و درگیری احساسی در زندگی مشترک

      پاسخ دادن
  33. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام . من در تهران دانشجو دکتری و متولد ۶۲ هستم. با پسری اشنا شدم اهل بوشهرو لیسانس. تحصیلاتشان از من کمتر است و فعلا شرایط مالی خوبی ندارند. اما از نظر اخلاقی بسیار خوب است. در مورد ایشان بسیار مردد هستم که با توجه به اختلاف تحصیلی و شرایط مالی و همشهری نبودن چگونه تصمیم بگیرم. منتظر پاسخ شما هستم. لطفا راهنمایی بفرمایید

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز ازدواج شرایطی داره که باید هر دو طرف بهش توجه داشته باشن از استقلال مالی و داشتن ثبات اقتصادی که بسیار مهمه تا اختلاف سطح فرهنگی و اجتماعی و …
      خود شما به این امر واقف شدید پس یا باید کات کنید یا صبور باشید تا شرایط ایشون مهیا بشه و یا به ایشون کمک کنید تا این شرایط رو بدست بیاره … و بعد مشکلات دوری خانواده ها و نبود شناخت کافی و عدم اعتماد خانواده ها مطرح میشه که برای حل و فصلشون باید صبور باشید

      پاسخ دادن
  34. سارا
    سارا می گوید:

    سلام دختری ۲۳ ساله هستم خواستگاری دارم که در دوران عقد طلاق گرفته و چون زنش بهش خیانت کرده رفته سمت تریاک همون شب خواستگاری گفت و گفت اگه محبت ببینه ترک میکنه منم تک دختر خانواده ام فوق دیپلمم بااین ازدواج موافقم چون دیگه طاقت ندارم برام سخته بین ۴ تا پسر اما هرکی میاد خواستگاریم پدرم یک کلمه میگه نه بگید چیکار کنم

    پاسخ دادن
    • ►Responder◄
      ►Responder◄ می گوید:

      دوست عزیز در این مواقع باید صبور باشید و خواسته خودتون رو با مادرتون که راحت تر میتونید ارتباط برقرار کنید ، مطرح کنید … به هر حال زندگی مشترک در ایران و ازدواج منوط به دختر و پسر نیست و در واقع خانواده ها رو هم شامل میشه پس باید بتونید رضایتشون رو جلب کنید

      پاسخ دادن
  35. م
    م می گوید:

    سلام عاشق یه دختر شدم و یک سال هست که باهاش رابطه ی فوق العاده ای داریم ولی جدیدا بهم گفته که پدر و برادرش معتادن و یک سری مشکلات دیگه … نمیدونم چیکار کنم در ضمن سبک زندگی ، افکار و اعتقادات مذهبی و سیاسی و . خانوادش خیلی با ما فرق دارن . نمیدونم باید چیکار کنم. داغونه داغونم. دختر فوق العاده ایه

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      سۆالات مقدماتی مثل سن و شغل و فرهنگ خانواده در جلسات اول آشنایی پرسیده می‌شود اما تحقیق اصلی که بعد از آن آغاز می‌شود، سرنوشت یک عمر زندگی را رقم می‌زند و باید جامع و کامل باشد و بیشترین شناخت را از همسر آینده به دست بدهد. هرچند که همیشه وجهه ناشناخته‌ای باقی می‌ماند که فقط با زندگی زیر یک سقف معلوم می‌شود.
      حرف‌های اول آشنایی موثق است!
      همه در شروع ارتباط ناخودآگاه خود را طوری نشان می‌دهند که برای طرف مقابل جذاب‌تر به نظر برسند اما در عمل چیز دیگری هستند. شناخت افراد از هم در دوره آشنایی خیلی گنگ است چون معمولا روابط منقطع است. یعنی طرفین هفته‌ای یک یا دو بار همدیگر را می‌بینند و در این زمان کوتاه طبیعی است که فقط حرف‌های شیرین به هم می‌زنند اما در رابطه تنگاتنگ در زندگی زناشویی همه چیز فرق می‌کند. ما در زندگی از هم طلبکاریم و برای اینکه احساس آرامش و امنیت کنیم از یکدیگر سهم می‌خواهیم. اگر قرار باشد همسرمان ساعت ۶ از سر کار برگردد ما وقت عصر او را برای خودمان می‌خواهیم اما حالا اگر او عصرها را برای دوستان یا خانواده خودش اختصاص دهد، بحران تازه شروع می‌شود.
      دخالت خانواده چقدر موثر است؟
      در دنیای امروز در بسیاری موارد دختر و پسر با هم از قبل آشنا شده‌اند و بعد خانواده را در جریان می‌گذارند. در آشنایی‌هایی که به شکل سنتی انجام نشده و خانواده حضور پررنگی در آن نداشته ‌است، معضلات خودشان را دیر نشان می‌دهند اما خانواده در این مرحله می‌تواند تحقیقات میدانی کند که البته باید بدانیم در آن خیلی از مسائل مثل بعضی بیماری‌های روحی- روانی، ناکامی‌ها و ویژگی‌هایی که در موقعیت‌های بحران‌زا خودش را نشان می‌دهد جزء مسائل پنهان خانواده‌ها باقی می‌ماند. برای مثال افرادی هستند که ما به آنها می‌گوییم انفعالی انفجاری. این افراد فشار را تحمل می‌کنند و در یک نقطه منفجر می‌شوند. اگر شما حس کنید طرف مقابل همیشه منفعل است و یکدفعه با رفتار انفجاری روبه‌رو شوید، به شدت دچار هراس و ترس می‌شوید.
      دوستان و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند منبع تحقیق باشند؟
      دوستان نمی‌توانند به اندازه‌ خانواده قابل استناد باشند. بهتر است برای شناخت به ستون‌های سفت و واقعیت‌ها تکیه کنیم. وقتی در جایگاه تحقیق هستید احساس امنیت در کسب اطلاعات کنید. ممکن است دوست بخواهد شما را خراب کند یا بیش ‌از حد بالا ببرد. شبکه‌های اجتماعی هم نمی‌توانند معیار شناخت باشند چون افراد می‌توانند با هویت غیر واقعی در شبکه‌های اجتماعی حضور پیدا کنند.
      به کدام ویژگی‌ها دقت کنیم؟
      بعضی از اطلاعات کلی که در چارچوب و نگاه خانواده مشخص می‌شود می‌تواند دلگرم کننده باشد. اینکه خواستگار معتاد نیست، در کار فعال هست یا نه، اگر ۱۰ سال کار کرده چه پس‌اندازی دارد، مدبر است یا نه، ماشینش را خودش خریده یا از حمایت خانواده استفاده کرده، جایگاه کاری و خانوادگی‌اش چگونه است و چیزهایی از این دست می‌توانند باعث شناخت شوند. جایگاه فرد در خانواده یکی از مهم‌ترین نکاتی است که خانواده می‌تواند رویش دست بگذارد. هرقدر فرد قابلیت‌های تعهدی‌اش رادر خانواده بیشتر نشان دهد در زندگی آینده هم متعهدتر خواهد بود. در مقابل رفتارهای لاابالی‌گری منیت و خودخواهی‌ در زندگی مشترک مشهود و غیر قابل انکار است و جز در دراز مدت نمی‌توان چیزی را تغییر داد.

      تحقیقات محلی مفید است؟
      تحقیقات محلی می‌تواند تا حدی دل خانواده‌ها را قرص کند. ممکن است با آنها به شناخت تمام و کمال نرسیم اما بخشی از ویژگی‌ها قابل دسترسی است. با این تحقیقات لااقل می‌توان فهمید که اجازه ادامه شناخت را به دختر و پسر بدهیم یا نه. اما خانواده ملاک ارجح‌تری از تحقیق در محل کار و بین همسایه‌هاست. وقتی خانواده ها با هم در ارتباط هستند پدرها و مادرها یکدیگر و جایگاه و رفتار خانواده را با هم می‌بینند. در این ارتباط رازهای پنهان می‌توانند کشف شوند. به خصوص در ارتباط مکرر با همدیگر.
      حرفه‌ای عمل کنید
      کاری که در مراکز مشاوره پیش از ازدواج درباره کسانی که می‌خواهند با هم ازدواج کنند انجام می‌شود با چیزی که در تحقیقات میدانی و محیطی درباره فرد انجام می‌شود متفاوت است. در این مشاوره‌ها یکسری فاکتورهای معمول روانشناسان بررسی می‌شود که بررسی آنها از سوی خانواده‌ها ممکن نیست. بسیار اتفاق می‌افتد که دختر یا پسر چیزی نباشند که در ابتدای آشنایی نشان داده‌اند. دو آدم با دو نگاه، طبقه اجتماعی، ایدئولوژی و تربیت متفاوت قرار است در زندگی همسو با هم قرار بگیرند. در مراکز مشاوره برای اینکه این چالش‌ها را حل کنند سعی می‌کنند در ابتدا اطلاعات مقدماتی را از دختر و پسر بگیرند. اطلاعاتی مثل اینکه طرفین چند خواهر و برادر دارند، فرزند چندم خانواده هستند، شغل پدر و مادرشان چیست، چند وقت است که کار می‌کنند، کجا آشنا شده‌اند، آشنایی‌شان چقدر طول کشیده، چه انتظاراتی از هم دارند و چرا.
      اما در مراحل بعدی مشاور باید چالش‌هایی ایجاد کند که دو نفر به عنوان زوج مجبور شوند درگیر معضلات و تفاوت‌های‌شان شوند و با این روش اختلافاتی که درباره خواسته‌های‌شان از هم دارند مشخص شود. معمولا زوج‌ها در ابتدا فکر می‌کنند تمام خواسته‌های‌شان مشترک است و توقعی خاص از هم و اختلاف‌نظری با هم ندارند. اما در حقیقت اینطور نیست. وقتی فرد با رابطه طرف مقابلش با خانواده و توقعات و وظایف متقابل روبه‌رو می‌شود، مشکلات تازه‌ای مشخص می‌شود. چیزهایی مثل اینکه چقدر از طرف مقابل توقع سهم دارد. اینکه آیا سهمی از او را برای خانواده خودش قبول دارد یا نه. اگر به مشکل بخورد دوست دارد مشکل با کدام خانواده مطرح شود یا چیزهایی مثل این. در مجموع این جزئیات هستند که می‌توانند باعث شناخت دو فرد به طور کامل برای یکدیگر شوند. بعد از آن به جای اینکه درباره موفقیت یا موفق نبودن ازدواج نظر داده شود دو طرف در جریان مشکلات و بحران‌هایی که ممکن است در زندگی با آنها روبه‌رو شوند قرار می‌گیرند و مهارت‌های ارتباط با همسر، تشخیص بحران‌ها و کنترل زندگی را یاد می‌گیرند.

      حرف‌های دختر و پسر قابل استناد است؟
      بیشتر سۆال‌هایی که دختر و پسر در دوره آشنایی از هم می‌پرسند حول برنامه‌های‌شان برای آینده می‌چرخد که معمولا به جواب‌های قابل استنادی نمی‌رسد. در واقع آنها فقط درباره آرزوهای‌شان حرف می‌زنند، مخصوصا اگر جوان باشند. این محاورات بین دختر و پسر فقط می‌تواند برای این باشد که آنها کمی به هم نزدیک شوند و توافقات نمی‌تواند قطعیت داشته باشد اما وقتی دو نفر در سن بالا به هم تعهد می‌دهند وضعیت فرق می‌کند. جایگاه اجتماعی آنها در آن وضعیت تثبیت شده‌است. آنها برای خود کار و موقعیت، قواعد و هنجارهایی دارند که به آن باور دارند و براساس آن حرف می‌زنند.
      برای تحقیق چقدر زمان بگذاریم؟
      ملاک مشخصی برای زمان تحقیق وجود ندارد اما مشخص است که نمی‌توان به زمان رابطه دختر و پسر تکیه کرد. رابطه‌های معمولی که بین همشاگردی‌ها و همکاران به وجود می‌آید شناخت چندانی به دست نمی‌دهد چون منقطع است اما وقتی مراودات خانواده شروع می‌شود اگر ۶ ماه تا یک سال زمان بگذاریم معقول‌تر است. البته فراموش نکنید این به معنای افزایش دوره عقد نیست. زمانی که ذکر شد برای دوره قبل از عقد است. در دوره نامزدی دختر و پسر تعهد اخلاقی به هم دارند اما تعهد قانونی ندارند و اگر در دوره نامزدی به توافق نرسیم و جداشویم ضرر کمتری متحمل می‌شویم اما آ‌نها وقتی عقد می‌کنند زندگی زناشویی را با شکلی غیر از زناشویی شروع می‌کنند. دختر وقتی عقد می‌شود حمایت مکرر شوهر را لازم دارد. درحالی‌که وقتی قبل از ازدواج عقد می‌کند نیازهای عاطفی را هفته‌ای یکی دو بار می‌تواند از همسر بگیرد و برای او مشکل ایجاد می‌شود.

      پاسخ دادن
  36. MARYAM
    MARYAM می گوید:

    با سلام. من دختری ۲۳ ساله هستم. پسری به طور سنتی به همراه خانواده به خانه ما جهت آشنایی آمده اند. پسره ۳سال از من بزرگتره. روز اولی که این آقا پسر به خانه ما اومدن. احساس کردم به اصرار پدر و مادرش که می خواهند پسرشان زودتر ازدواج کند به خواستگاری آمده است. چون نسبت به خواستگارهای دیگرم که سنشان بیشتر بود و خودشان تصمیم به ازدواج داشتن برخورد نکرد. زیرا وقتی من وارد مجلس شدم فقط مادرشان برای من بلند شدن، و پدر و پسر هیچ کدام بلند نشدن. و حتی آقا پسره لباس رسمی (پیراهن مردانه) مناسب این مجلس خواستگاری نپوشیده بود. یک پیراهن که از جنس کتان بود و آستین آن سه ربع بود و کمی تا خورده بود. البته من از پدرم که پرسیده بودم گفت که به نظر می رسید پسر کمرویی هست و شاید بدین خاطر بلند نشده بود. ولی باز من حس کردم بهم بی احترامی شده. اما اون روز اول، من را که دید با اینکه برایم بلند نشده بود اما حس کردم بعد از دیدنم از ظاهر و زیبایی من خوشش آمده بود. آیا وقتی باهاش صحبت کردم ازش بپرسم که آیا شما به اصرار خانواده تون تصمیم به ازدواج دارید، چون من در برخورد روز اول شما هیچ احترامی نسبت به خودم در شما ندیدم ( منظور همان بلند نشدن اوست).

    پاسخ دادن
    • پاسخگو
      پاسخگو می گوید:

      دوست عزیز برخورد اول بسیار مهمه ولی نمیتونید برای نظرتون قطعیش کنید که به شما بی احترامی شده … اگر ایشون به دل شما نشسته باشه میتونید مراحل بعدی شناخت رو انجام بدید … و از مشاوره ای حضوری شروع کنید … ولی اگر ایشون به دل شما نباشه بهتره در همین ابتدای کار رابطه رو کاملا” منتفی کنید
      در این مورد میتونید با این شماره مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

      پاسخ دادن
  37. Anonymous
    Anonymous می گوید:

    واییییییییییییییی
    مرسی کانون مشاوران من برای ازدواج با خواستگارم مردد بودم این تست را انجام دادم عالی بود نتیجه مثبتم داشت و من را از دودلی نجات داد

    پاسخ دادن
      • ناشناس
        ناشناس می گوید:

        چه فایده وقتی صداقت و اعتماد ایجاد شده برای مخالفت های پوچ یکی از خانواده ها از بین میره.
        متاسفم که یک ایرانیم! متاسفم که فکر میکنیم تمدن ۲۵۰۰ داریم اما به اندازه ۱۰۰ سال هم تمدن و فرهنگ در مردم ما وجود نداره. ما دو تا ادم تحصیل کرده بودیم که خواستیم کارِ درست رو انجام بدیم! جلوی همه موانع ایستادیم! چیزهایی که شاید باور نکنید رو برای هم کنار اومدیم اما حالا بعد از اینکه واقعا همه چی درست شد، دوباره خانواده یک طرف سنگ اندازی کردند. درسته که من و ایشون ادمای فهمیده ای هستیم و ادامه زندگیمونو باز هم با تلاش مثل تا حالا میسازیم اما نگرانی من فقط از روزهاییه که دیگه تا میخندی یک ای کاش تو دلت هست. نگرانی من و اون ادم اینه که محکوم به زندگی با حسرت شدیم. اینکه دو تا زندگی خراب شد… چون پاکی های بچگانمون، صداقت، اعتماد، غرور، مفهوم پاکی که از عشق ساخته بودیم همه و همه به هم ریخت. اینا دوباره ساخته میشه اما هیچ وقت زخم هایی که ایجاد شد مثل اول نمیشه. من نگرانیم اینه که این زخم ها باعث بشه خوبیهامون یادمون بره یا به عمد از یا دببریم. این یعنی زندگی و هدفمون یادمون میره. اگه کسی اینو میخونه دوست دارم برام و برای اون فرد دعا کنه. چیزی ندارم که بگم تجربه کنید تا مثل من نشین چون ارزوی هر ادمیه که احساسی که من تجربه کردم رو تجربه کنه و اشتباهی این وسط نبود که بتونم بگم شما تکرار نکنید. با اینکه درد الانم به خاطر پافشاری زیادمون روی این رابطه بود باز هم میگم بقیه پافشاری کنند چون اگه نکنی هم بعدا افسوسشو میخوری.
        کاش میفهمیدیم نادانی ما چه بلایی سر “ادم”، والاترین و باارزش ترین چیز توی دنیا میاره.
        به توصیه هم داره به خانواده ها، همراهی کنین. تورو خدا تو مشکلات همدردی نکنین. همدلی و همراهی کنین. کنار بچه ها و جواناتون باشید. یکی از بدترین حسایی که توی خراب شدن این رابطه تجربه کردم این بود که تو لحظات سختم تازه خانواده من اون فرد رو مقصر میدونست. این یعنی منو مقصر میدونن! شاید درست بگن ولی الان وقتش نبود! حس میکنی میخوان بابت زحماتی که با پافشاریت بهشون دادی، ازت بپرسند، ارزش داشت؟! و اینکه خودتم جوابشو نمیدونی انگار یعنی متهمی! گناهکاری! غرورت خیلی میشکنه! منزوی تر میشی…
        دوستانی که شکست رابطه خوبو تجربه کردند، از صمیم قلبم براتون متاسفام ولی لااقل ما چیزی رو تجربه کردیم که خیلیا تا ته زندگیشون نمیفهمند. بیاین خودمونو بیشتر زجر ندیم. ما بهترینها رو داشتیم و زمان از دست دادنش رسیده. خداروشکر که داشتیم و صبور باشیم و منتظر خوبی هایی از انواع دیگه. برای همه عشقای با فرجام رو میخوام و ارزو میکنم زجری که در قلب من و طرف مقابلم اتفاق افتاد برای کل دنیا کافی باشه و کسی دیگه تجربش نکنه. به امید روزی که بدون حسرت احساس خوشبختی کنیم….

        پاسخ دادن
        • ناشناس
          ناشناس می گوید:

          منم الان داره ی همچین اتفاقی برام میفته. جرات ندارم قبول کنم.من و طرفم در حال حاضر باهم روبروییم هنوز ب خونواده نرسیده. من و اون موندیم بین خودمون ودیگری. بیپناهیتو کاملا میفهمم

          پاسخ دادن
  38. عسل
    عسل می گوید:

    من میخوام به یکی از خواستگارام حواب مثبت بدم اما دوست دارم قبلش بیام با ایشون تست ازدواج و تفاهم نمیدونم چجوری باهاشون مطرح کنم؟

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تست ازدواج

تست ازدواج

تست ازدواجReviewed by دكتر فرهنگ on Oct 17Rating: 3.0تست ازدواجبه جز ویژگی های فردی که لازمه ازدواج هستند ، وقتی همسری انتخاب میکنید باید قبل از ازدواج حتما تست روانشناسی ازدواج را انجام دهید تا نگرش ها ، عقاید و انتظارات طرف مقابلتان را بشناسید

همانطور که میدانید انتخاب همسر مناسب و داشتن ازدواج موفق آرزوی هر جوانی است ، اما هیچ کس به اندازه کافی از رمز و راز موفقیت در این مرحله از زندگی اطلاع ندارد.

چه چیز تضمین کننده داشتن ازدواجی موفق است؟

مشورت با بزرگان ، تحقیق کردن ، پرس و جو از آشنایان از راهکارهای داشتن ازدواجی موفق است ، اما چیزی که انجام آن قبل از ازدواج بسیار اهمیت دارد و تعداد کمی از جوانان به آن اهمیت میدهند ، انجام تست ازدواج است. قبل از ازدواج باید فرد بداند که آیا برای ازدواج آمادگی لازم را کسب کرده است یا خیر ، آیا میتواند زیر بار مسئولیت ازدواج برود؟ آیا به آن اندازه از بلوغ فکری لازم رسیده است؟ این ها سوالاتی هستند که هر کسی در مورد خود باید پاسخ آنها را بداند.

به جز ویژگی های فردی که لازمه ازدواج هستند ، وقتی همسری انتخاب میکنید باید قبل از ازدواج حتما تست روانشناسی ازدواج را انجام دهید تا نگرش ها ، عقاید و انتظارات طرف مقابلتان را بشناسید و تا حدودی نسبت به او شناخت پیدا کنید. بسیار مهم است که هر کسی از اهداف ،علایق و خواسته های همسر آینده خود باخبر باشد تا در آینده باهم دچار مشکلات نشوند. میزان تفاهم و سنخیت هر فرد با فردی دیگر باید مشخص شود تا اگر دو نفر با هم سازگاری نداشته باشند مشخص شود و همینطور دو نفر با آگاهی کامل با یکدیگر ازدواج کنند و زیر یک سقف بروند.

برای انجام تست ازدواج چه کنیم؟

شما جوانان عزیز نیز میتوانید با مراجعه به مرکز مشاوره ازدواج ، بهترین تست ازدواج و جدید ترین تست های روانشناسی در زمینه روانشناسی ازدواج را انجام دهید تا در زندگی فردی و مشترک خود موفق تر باشید. جهت انجام تست های ازدواج با ما تماس بگیرید.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج