معضلی با نام ازدواج موقت

مشاور ازدواج آنلاین

مشاور ازدواج آنلاینReviewed by مشاور on Aug 1Rating:

مشاوره برای ازدواج سایت مشاوره ازدواج مشاوره برای ازدواج سایت مشاوره ازدواج مشاوره برای ازدواج سایت مشاوره ازدواج مشاوره برای ازدواج سایت مشاوره ازدواج مشاوره برای ازدواج سایت مشاوره ازدواج

یکی از راههای آسان و و کم هزینه تر برای مشاوره گرفتن از بهترین مشاوران ، مشاوره آنلاین میباشد. با توجه به مشغله ها و دغدغه های جامعه امروزی میتوان گفت که برای افراد پر مشغله مشورت با مشاور آنلاین بهترین راه ممکن برای استفاده از خدمات مشاوره ای میباشد.

بهترین مشاوران و روانشناسان در این مرکز آماده خدمت گذاری به مردم عزیزمان هستند و در پی ارائه برترین خدمات مشاوره و رفاه حال هموطنانمان هستند  به همین منظور امکان مشاور ازدواج آنلاین را فراهم نموده به خصوص برای کسانی که امکان مراجعه به این مراکز را به هر دلیلی ندارند ، وقت کافی را ندارند و نمیتوانند به مشاور مراجعه کنند. امکان مشاوره با جدیدترین و بهترین متدها در این مرکز وجود دارد. مشاور ازدواج آنلاین و مشاوره اینترنتی همراه همیشگی شما در تمام لحظات.

 مشاوره در برترین مراکز مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران

مرکز مشاوره ازدواج

1966 پاسخ
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      اول این که چرا فکر میکنید شرایط ازدواج رو ندارید؟
      بعد هم سن ازدواج درسته بالا رفته اما گاهی اوقات باید توقعاتمون رو پایین بیاریم دنبال شرایط آنچنانی نباشیم اما نگران نباشید هنوز هم وقت هست با توجه به این که شما ۲۸ سالتون هست حتما مورد های مناسبی برای ازدواج پیدا خواهید کرد

      پاسخ دادن
      • مهسا
        مهسا می گوید:

        سلام خسته نباشید,ببخشیدمن دختر۲۱ساله هستم الان۸ساله ک منوپسرعموم باهم رابطه داریم وشدیدابهم علاقه داریم حدود۳سالی هست ک خانوادش برای خواستگاری پاپیش گذاشتن اماباتوجه ب اینکه من فرزنداخرخانوادم وپدرومادرم انتخاب روب برادروخواهربزرگترمسپردن اونهام شدیدامخالفن واصلازیربارنمیرن وی سری ایرادای عجیب میگیرن,منم تاب مخالفت باهاشون روندارم واصلانمیدونم بایدچیکارکنم,توروخداراهنماییم کنید

        پاسخ دادن
        • ►Responder◄
          ►Responder◄ می گوید:

          این رفتار خانواده شما اشتباهه چون پدر و مادر شما باید در نهایت تصمیم گیری کنن و شما در این تصمیم گیری نقش دارید … بهتره در این مورد با خانواده صحبت کنید و گرنه باید از یکی از فامیل قابل اعتماد در این مورد کمک بگیرید

          پاسخ دادن
          • مهسا
            مهسا می گوید:

            ممنون ازراهنماییتون امابایدبگم حرف زدن باهاشونخیلی برام سخته بخدانمیدونم بایدچیکارکنم اونااصلاازمن نظرمم نمیپرسن,بابام گفته بایدهمه رضایت بدن,خیلی فکرشون قدیمیه,کمکم کنیدک وقت صحبت کردن باهاشون چی بگموازکجاشروع کنم

          • n
            n می گوید:

            من هم دقیقا مشکل شما رو داشتم . ولی فقط تو این ۳ سال وابسته پسرعموم شده بود در واقع با تمام وجودم دوسش نداشتم ولی دیر فهمیدم وخانوادهامون خیلی ضربه خوردن. اگه خانوادم اولش مخالفت نکرده بودن الان بدبخت شده بودم چون وابستش بودم میخاستم هرجور شده باهاش ازدواج کنم اما با شناخت ازش متنفر شدم

            ولی حتما زودتر تکلیفتون روشن کنید

        • نگار
          نگار می گوید:

          عزیزم منم دقیقا مشکل ترو دارم ولی تو رو خانوادم وایسادمو واسه به دست اوردنه کسی که میخامش تلاش کردم الانم داریم به هم میرسیم کمکم فقط تو روشون وایسا و بگو نمیزارم واسه زندگیم تصمیم بگیرید

          پاسخ دادن
      • فریبا
        فریبا می گوید:

        سلام
        دختری ۲۶ ساله هستم و دو خواستگار خوب دارم خواستگار اولم مهندس نرم افزار و ۳۰ سالشه و خوش اخلاق و بذله گو هستش اما شغل متوسطی داره اما خواستگار دومم مهندس برق هستش و کار عالی داره اما اختلاف سنیمون ۷ ساله و متأسفانه از نظر اخلاقی اصلا شبیه به اولی نیست بین این دو شک دارم
        لطفا منو راهنمایی کنید
        خانواده دومی رو مناسب من میدونن در حالی که من اصلا از دومی خوشم نیومده
        شما میگید من چیکار کنم

        پاسخ دادن
    • سعید
      سعید می گوید:

      سلام من ۲۷ سالم و لیسانس حسابداری دارم
      و ازدواج سنتی را انتخاب کردم ولی مشکل اینجاست هرکسی را که میرم میبینم در جلسه آشنایی هیچ حسی و هیچ مهری به دلم نمیشینه تا ادامه بدم با جلسات بیشتر
      و از طرف دیگه دوس دارم زنم زیبا باشه و خوش چهره باشه
      خواستم اگر امکانش هست راهنمایم کنید خواهشأ

      پاسخ دادن
      • ►Responder◄
        ►Responder◄ می گوید:

        پس باید به خواستگاری خودتون ادامه بدید تا دختری نزدیک به معیارهای خودتون رو پیدا کنید …تا وقتی کسی به دل شما نشسته باشه هیچ آرامشی رو شمار از ازدواج به دست نخواهید اورد

        پاسخ دادن
      • مهسا
        مهسا می گوید:

        باتوجه ب اینکه فرزندآخرخانوادم وپدرومادرم ی جورایی خودشون روکنارکشیدن تصمیم گیری روانداختن برعهده برادروخواهربزرگترماونام بدون اینکه نظرمن براشون مهم باشه تاحالاچندبارجواب رددادن,قابل ذکره ک بگم دلایلی ک میارن اصلامنوقانع نمیکنهومن انتخابموکردم,شمابگین بایدچیکارکنم آخه؟

        پاسخ دادن
      • ناشناس
        ناشناس می گوید:

        سلام آقا سعید
        بنده الان متاهلم اما یه نکته رو از باب برادری بهت میگم زیباترین زن دنیا پس از چند روز که با هم باشین برات تکراری میشه اگه ملاکهای دیگه رو در نظر نگیری اخلاق اخلاق اخلاق خیلی مهمه که بهم بیاید. اخلاق و رفتار یک انسان هیچ وقت خیلی دجار تغییر نمیشه اما زیبایی پس از چند سال کمرنگ میشه. اگه همسرت اخلاق مناسب و رفتار خوبی داشته باشه و خونواده ها با هم تناسب داشته باشن ۷۰-۸۰ درصد حله .
        زیبایی پول به هیچ وجه قابل اتکا نیست موفق باشی

        پاسخ دادن
      • خدادراین نزدیکیست...
        خدادراین نزدیکیست... می گوید:

        سلام ببخشیدقصد فضولی نداشتم من فقط اینومدنظرقراربدید ک ازهمه مهمتراخلاق وباطن آدماست ک طرف رو زشت یا زیبا میکنه چون قیافه روزی تکراری میشه ….

        پاسخ دادن
    • مصطفی
      مصطفی می گوید:

      اتفاقا چند روز پیش رفتم خواستگاری دختری که متولد ۶۶ بود ولی اعتماد به نفسش ۱۰۰ بود میگفت قصد ازدواج ندارم وضع مالی خوبی هم نداشتند

      پاسخ دادن
    • مریم
      مریم می گوید:

      دختری ۲۲ ساله هستم دانشجوی ترم اخر مهندسی مکانیک.کاملا مذهبی و مقید به حد و مرز شرعی هستم و مهمترین ملاکم برای انتخاب همسر هم کفوی در ایمان و اعتقادات هست.شش هفت ماه پیش خواستگاری ۲۸ ساله داشتم که چهار جلسه با هم صحبت کردیم و خب احساس کردم اشتراکات زیادی وجود داره اما به دلایلی از جمله شرایط کاری ایشون که نصف ماه رو شهر دیگه ای بودن و یک سری دلایل دیگه جواب منفی دادم.از خمون جلسه دوم اشاره هایی به مسایل جنسی کرد مثلا وزن و قدم رو پرسید و خیلی نسبت به اندام و ظاهر من ابراز رضایت کرد.الان بعد از چند ماه همه شبه من پیام میده که من نتونستم ظاهر و اندام شما رو فراموش کنم و مرتب درباره اندام و هیکل من صحبت میکنه.با این که من همش با چادر جلوی ایشون بودم ولی همون مقداری که از بدن من رو دیده مرتب شرح میده که اینطور بود و اون طور بود.من واقعا نمیدونم که چنین رفتاری طبیعی هست یا نه؟ایا اینکه اینقدر به مسایل جنسی اهمیت میدهد و بی مهابا در باره ان صحبت میکند درست است؟از پسری که مذهبی است توقع چنین رفتاری نیست.البته این را هم بگویم که من خودم هم خیلی گرم مزاج هستم اما سعی میکنم که خودم رو کنترل کنم تا شرایط ازدواج مناسب برایم فراهم شود.

      پاسخ دادن
      • سنا
        سنا می گوید:

        سلام،دوست عزیز منم مثل شماهمین مشکل رو دارم اولین قرار ملاقات که با مادرم رفتم طرف همش داره میگه از چشات از اندامت از همه چیت خوشم اومده و….
        امیدوارم کسی پیدا بشه بگه آیا این حرف طبیعی و معمولیه یا نه؟
        خانم دکتر جواب بدین….

        پاسخ دادن
        • ►Responder◄
          ►Responder◄ می گوید:

          دوست عزیز قدم اول در ازدواج به دل هم نشستنه و مسلما” اقایون با حس بصری و شهوت وارد رابطه میشن … مراحل شناخت در معاشرت و مراوده دو خانواده و شما دو نفر محقق میشه
          و گرنه هر پسری باید در وهله اول طرف مقابلش رو بپذیره تا وارد مراحل بعدی شناخت بشه
          در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
          ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲

          پاسخ دادن
      • خادم الزهرا
        خادم الزهرا می گوید:

        بنده یک مرد هستم و ادمی به ظاهر مذهبی هستم و از اعمال خودم چندان راضی نیستم دلیل از اینکه ایشون از اندام و دیگر اعضای بدنتون حرف میزنند قبل از ازدواج این در شخصیت یک مرد مذهبی نیست راحت بهتون بگم خواهرم نمی توان آدم ها رو زود شناخت مثل من چندین مورد دختر مذهبی انتخاب کردم برا ازدواج اما با این حال همه شون تو زر از آب در اومدن. یا حق

        پاسخ دادن
      • سید
        سید می گوید:

        سلام
        آبجی من ۳۱ سالمه و متاهلم
        خودمم آدم درستی نیستم.خدا یه آبرویی بهمون داده وگرنه خودم ذره ای خودمو توی اعتقادات قبول ندارم
        اما مشکل شما
        این آدم به نظر میرسه حالش خوب نیست و ببخشیدا اما انگار بیشترتعریفش از ازدواج توی این مرحله رابطه جنسی سالمه(که البته بازم دمش گرم که دنبال حرام نیست) ولی به نظرم اگه برنامه ای برای زندگی و دیگر مسایل نداره باید بهش گفت یه کم کمتر گرمی بخوره تا مغزش به سایر چیزها هم جواب بده
        خدا خوشبختتون کنه انشالله

        پاسخ دادن
        • سليمه
          سليمه می گوید:

          سلام
          دوست گلم این که بگی مذهبیا بدترن درست نیست باید بگی کشایی که خودشون رو مذهبی جا می زنن بد هستند و گرنه پدر من هم مذهبیه و همه حاضرن پشت سرش نماز بخونن. من که دخترشم خیلی ایرادها ازش دیدم ولی هرگز ازش چشم چرونی و مال مردم خوری و فعل حرام زش ندیدم ولی هر کس ایرادهای شخصیتی داره. به نظرم اون آقا مشکل داره چون نباید در مراحل اولیه آشنایی اصلا در مورد این مسایل صحبت کنه.

          پاسخ دادن
    • سجاد
      سجاد می گوید:

      سلام.من ۲۰سالمه تا الان با هیچ دختری دوس نبوم اصلا دنبال ناموس مردم نرفتم تا اینکه یه روز گوشیم زنگ خورد متجه شدم یه زن شوهر دار دوسم داره گول خوردم باهاش دوس شدم حتی گولم زد باهاش رابطه ایجاد کردم الان ازش جدا شدم بایه دختری اشنا شدم خیلی دوسش دارم قراره باهاش ازدواج کنم اونم خیلی منو دوس داره ولی اونم حدود یه سال با یه بسری دوس بوده الان از هم جدا شدن آیا ما میتونیم با هم ازداج کنیم تو آینده برامون مشکلی بیش نمیاد. تورو خدا کمک کنید

      پاسخ دادن
      • ►Responder◄
        ►Responder◄ می گوید:

        اگر گذشته رو برای گذشته بذارید و به آینده فکر کنید … بله … میتونید
        در غیر اینصورت اگر با برگشت به گذشته بخوایت شک و تردید به هم رو شورع کنید همون بهتر که این رابطه امروز کات بشه

        پاسخ دادن
      • سرباز خمینی
        سرباز خمینی می گوید:

        سلام با توجه به سن شما که ۲۰ سال عنوان کردید و گفتید که اصلا با کسی دوست نبودید!باید عرض کنم که در نی نداشته اید که بخواهید با کسی دوست شوید و تازه ابتدای جوانی و اوج تزلزل اعتقادی و دینی و اخلاقی شما از همینسن به بعد است که باید بیشتر مراقبت بر افکار داشته باشید.با توجه به عملی که مرتکب شدید متاسفانه گناه به شدت بزرگی است.ارتباط با زن شوهر دار و ….. به هر حال توبه ی واقعی کنید و به درگاه الهی پناه ببرید ان شاءالله ک خداوند شما رو ببخشاید.
        اما مسئله ی مهم خانمی هستند که شما با ایشان دوست شده اید و ایشان عنوان کرده اند که با شخصی هم قبل از شما دوست بوده اند که فی الواقع اگر آن خانم از این عمل پشیمان قلبی بودند نه این مسئله را با شما عنوان می کردند و هم این که مجددا تکرار نمیکردند یعنی دوست شدن دوباره با شما!لذا تجربیات بسیاااااااااار زیاد در این حوزه به بنده اجازه می دهد که بگویم اگر با این خانم ازدواج کنید باید احتمال خیانت را در زندگی بدهید،کسی که بی مهابا از رابطه ی قبلی خود حرفی بزند یعنی پشیمان نیست و توبه نکرده و احتمال تکرار در زندگی بالاست. و من الله توفیق ان شاءالله

        پاسخ دادن
        • ali
          ali می گوید:

          سلام آقای سرباز..
          ۱٫شما از کجا فهمیدید که این خانم بی مهابا درباره گذشته اعتراف کرده.شاید با حیا اعتراف کرده..
          ۲٫شاید به خاطر صداقتش، واقعیت رو گفته چون قصد یه عمر زندگی با اون پسررو داره ..
          ۳٫ضمنا شما با چه اطمینانی میتونی بگی اون خانم توبه نکرده؟ وقتی خدا باب توبه رو باز گذاشته لطفا شما کاسه داغ تر از آش نشو..
          ۴٫لطفا نظرات شخصی خودتون رو با عنوان سرباز خمینی نشر ندهید..
          متشکرم.

          پاسخ دادن
    • صادق
      صادق می گوید:

      سلام.
      خسته نباشید
      ۲۴سالمه،۳ساله از جشنمون(عروسی) میگذره اما با زنم هنوز رابطه جنسی نداشتیم، حاضر به رابطه نیست.از هر راهی هم که وارد شدم نتونستم (یعنی نمیزاره). بااین وجود هیچوقت حاضر نشدم بهش خیانت کنم. تحمل این مشکل برام سخته چون واقعا آدم گرم مزاج هستم.راهنماییم کنید لطفا…

      پاسخ دادن
      • ►Responder◄
        ►Responder◄ می گوید:

        مردان باید قبل از برقراری رابطه از نظر عاطفی وقت لازم را برای رفع تنش و آمادگی روحی همسر به کار گیرند چراکه اگر یکی از زوجین در زمان برقراری روابط دچار استرس، فشار و هیجانات منفی باشد هیچ یک از طرفین احساس رضایت نخواهد داشت.

        بسیاری از دختران جوان که تازه ازدواج می کنند به دلیل یک ترس ناخوداگاه از رابطه جنسی و از دست دادن بکارت دچار اضطراب و استرس می شوند و به همین دلیل در هنگام رابطه جنسی دچار انقباض شدید مجرای تناسلی می شوند و برقراری رابطه جنسی و دخول بسیار سخت و حتی غیر ممکن می شود.
        ترس یا فوبی جنسی به یک حالت روانی اطلاق می شود که در آن حالت زن و ندرتا” مرد از برقراری ارتباط جنسی یا مقاربت جنسی می هراسد. گاهی اوقات این اختلال یا فوبی به حدی شدید است که مشاهده شده سالها پس از ازدواج هنوز رابطه زناشویی برقرار نمی شود (به وفور مشاهده شده است). گاهی اوقات حتی جراحی صورت می گیرد اما باز این مشکل ارتباط وجود دارد.

        بسیاری از اوقات پس از مدتی مردی که همسرش چنین مشکلی دارد نیز دچار مشکل جنسی می گردد. از جمله علل روانی این اختلال خاطرات و تجربیات تلخ گذشته می باشد که عبارتند از: شنیدن خاطرات تلخ دیگران، افسردگی (معمولا چنین افرادی افسرده می باشند)، مورد هتک حرمت و تجاوز جنسی قرار گرفتن، به تعویق انداختن رابطه زناشویی هنگامی که برقراری ارتباط بلا مانع باشد وغیره.

        فوبی جنسی در ارتباط با مردان به این صورت است که مرد نعوظ خود را که تا قبل از ارتباط کامل است به محض نزدیک شدن به دلایل مختلف از جمله استرس و اضطراب از دست می دهد.

        متاسفانه استرس زیاد چه به خاطر مسائل کاری و مشکلات خانوادگی و چه به علت خستگی، نداشتن تناسب اندام، ترس از ناتوانی جنسی، رابطه دردناک، هراس از بارداری و ترس از برقراری روابط زناشویی بخصوص در اوایل ازدواج باشد، می تواند آتش شور جنسی را خاموش کند. این استرس می تواند در هر سنی و برای هر دو جنس اتفاق بیفتد، ولی اغلب ابتدای ازدواج و در دوران بارداری و یائسگی زنان و در دوران سالمندی مردان شایع تر است.

        امروزه ثابت شده اختلالات اضطرابی با تشدید بسیاری از بیماری ها ازجمله بیماری های قلبی، دیابت، پرفشاری خون، اختلالات گوارشی و روحی می تواند عملکرد جنسی زن و مرد را مختل کند و باعث زودانزالی، ناتوانی و بی میلی جنسی در مردان و کاهش برانگیختگی و نرسیدن به ارگاسم در زنان شود و می توان گفت استرس و اختلال های جنسی بر یکدیگر اثر متقابل دارند. یعنی استرس ممکن است به بروز مشکلات جنسی در فرد بینجامد یا بر عکس مشکلات جنسی به عنوان عاملی اضطراب آفرین بر زندگی فرد سایه بیفکند.

        اما باید این حقیقت را پذیرفت که پاسخ افراد به تغییرات زندگی متفاوت است و حتی یک استرس یا مشکل کوچک هم می تواند فرد را از چند ساعت تا چند روز درگیر کند و انگیزه و انرژی بدن را برای داشتن یک رابطه زناشویی مطلوب تقلیل دهد.

        استرس در روابط عاطفی و زناشویی می تواند باعث شود همسران به جای ارائه رویکردهای ارتباطی ـ عاطفی از رویکردهای ارتباطی ـ اجتنابی استفاده کنند.گاهی هم زوجین به دلیل علاقه ای که به یکدیگر دارند، اجتناب از برقراری رابطه را راه حلی مطمئن برای کاهش بحث ها و نگرانی های خود در نظر می گیرند و همه توجه و تمرکزشان را بر مسائل دیگر زندگی مانند روابط دوستانه و بین فردی، مسائل کاری و… معطوف کرده و عملا از پرداختن به روابط زناشویی پرهیز می کنند، غافل از این که استرس و اضطرابی که این گونه سرکوب می شود تاثیرهای مخربی بر عواطف و هیجان های بین فردی می گذارد و مشکل را حادتر می کند.

        در این شرایط زوجین باید بلافاصله به افراد متخصص مراجعه کنند تا با بررسی و ارزیابی دقیق روابط بین فردی، علل مشکلات زناشویی شناسایی و در نهایت با ارائه درمان ها و آموزش ها مشکل حل شود. بسیاری از زوجین به دلیل این که در طول رابطه جنسی درک نمی شوند یا ترس از ارضا نشدن یا عدم ارضای طرف مقابل دارند یا اصول و روش های رابطه جنسی را نمی دانند، دچار اضطراب شده و همین باعث اختلالات جنسی در مرد یا زن می شود.

        البته تحقیقات نشان داده است استرس الزاما موجب کاهش میل جنسی نمی شود و درجه آن در زنان و مردان متفاوت است. به طور مثال مردان بهتر از زنان می توانند بر استرس خود غلبه کنند، ولی زنان در شرایطی که خسته و مضطرب هستند یا آرزوها و تمایلات مختلفشان برآورده نشده است، از نظر جنسی ضعیف می شوند که به توصیه مشاوران سلامت جنسی، مردان باید قبل از برقراری رابطه از نظر عاطفی وقت لازم را برای رفع تنش و آمادگی روحی همسر به کار گیرند چراکه اگر یکی از زوجین در زمان برقراری روابط دچار استرس، فشار و هیجانات منفی باشد هیچ یک از طرفین احساس رضایت نخواهد داشت.

        مشکل شایع دیگر برقراری روابط زناشویی برای اولین بار است که می تواند بسیار استرس زا باشد، بویژه اگر زوج یا زوجه آگاهی چندانی از چگونگی برقراری این روابط نداشته و به میزان کافی آموزش ندیده باشند. روابط جنسی اولیه زن و مرد اگر بخوبی انجام شود در استقبال زوجین برای برقراری مجدد این روابط و در نتیجه، داشتن زندگی جنسی رضایت بخش نقش بسزایی دارد. سعی کنید علت استرس خود را شناخته و جهت رفع آن قدم به قدم با کمک یک روانشناس عمل نمایید. همسرتان را درک کنید و به نیاز او احترام بگذارید. در روابط عاطفی خود تغییر ایجاد کنید و تلاش مشترکی را برای رفع مشکل آغاز کنید. البته بهترین راه کار برای شما مراجعه به روان درمانگر و درمانگر جنسی است.
        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        دفتر قیطریه:
        ۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
        دفتر سعادت آباد:
        ۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
        دفتر شریعتی:
        ۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه

        پاسخ دادن
    • محبوبه
      محبوبه می گوید:

      یه مادر دارم بجای اینکه دلداریم بده
      روحیه ام رو میکشه

      مثلا میگم من صورتم جوش زده وتازگی چند تا لکه سفید اومده..بجای اینکه دلداریم بده میگه..هیچکس تو رو نمگیره با این جوش ها لکه ها کسی صورتت رو ببینه میپره میره…انقدر حالم خراب شد که یک هفته بی حوصله بودم هیچ روحیه ای نداشتم..همش صورتمو میدیدم غصه میخوردم..
      حالا هم ..امروز داشتم از دانشگاه می اومدم..یه پسری که ماشین داشت افتاده بود دنبالم..منم محلش نذاشتم..بعدش اومدم سوار تاکسی شدم اونم همش دنبالم بود حتی تو تاکسی که بودم دیدم باز داره دنبالم میاد اخرش وقتی از ماشین پیاده شدم گفتم چی مبخایین؟گفت شماره مادرتو بدین تماس بگیرم برای خاستگار،منم گفتم شماره مادرمم که نمیتونم بدم شماره خونه هم که نمیشه بزار اول شماری خودشو داشته باشم وقتی خوب شناختمش بعدش بگم بیاد خاستگاری…
      اونم اسرار داره که منو دوباره ببینه
      ولی مترسم سوار ماشینش شم فکر کنم دختر بدی هستم..به مادرم که گفتم.. گفت به دیدارش نرو یه هفته بحرف با گوشی بعد بگو بیاد خواستگاری…ولی اینطوری که قبول نمیکنن؟من خودمم میخاد طرز فکر رفتارش بدستم بیاد..در ظمن وفتی پرسیدم اسمت چیه گفت… منم باور نکردم اون گواهی نامشو نشون داد..
      میگه من از دروغ بدم میاد..سنش متولد ۶۶هستش..فوق دیپلم ودر کارخانه ای کار میکنه..اونا چند خیابان بالا تر از خیابان ما زندگی میکنن..به حرف خودش..وقتی به مامانم میگم.. میگه از کجا معلوم معتاد نباشه‌.زنشو طلاق نداده باشه…کلا با این حرفاش منو ترسونده…اینم حرفای مادرمه..احساس میکنم وقتی مادرم شنید این موضوع رو‌ناراحت شده..چون خواهر بزرگترم خونه اس..البته اون موضوع جداس که چقدر از دستش اذیت میشم ..چون قبلا هم وقتی برام خاستگار اومده بود ناراحت شده بود..کسی رو ندارم ازش مشاوره درست بگیرم..لطفا راهنمایی کنید..ایا قصد اون پسره ازدواج هستش اگر خواست بریم قرار ..من‌برم…تو‌ماشینش سوار بشم؟
      چیکار کنم.؟؟

      پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      صداقت شرط اول هر رابطه ای هست اما باز هم بستگی به شرایط و عقایدتون داره
      برای مشاوره آنلاین میتونید با شماره های ما تماس بگیرید و وقت مشاوره بگیرید

      پاسخ دادن
          • مریم
            مریم می گوید:

            شما که موافقیت ……اگه بهتون بگن ….عجولانه تصمیم نمیگیرید ؟اون دخترو به خاطر خطای جوونیش ترک نمیکنید ؟ یا نهایتن قبول کردید : بعد ازدواج سرکفتش نمیزنید ؟؟یا اگه سرکوفت زدیدید بهش شک نمیکنید ؟؟؟بخاطر همینه که این روزا صداقت کمه بعله جناب ناشناس درضمن به نظر من این یه اشتباس و دلیلی هم نداره که این اشتباه بیان شه البته همه دخترا این طور نیستن بعضیا اصرار به انجام اشتباه رو دارن…ولی واقعا بعضی از دخترا بخاطر تنهایشون این اشتباه رو میکنن و وقتی ازدواج کنن تنهایشون پور میشه دیگه اشتباه نمیکنن

    • ناشناس
      ناشناس می گوید:

      عزیز دلم نگو مطمئن باش خیلی بهتره جرم که نبوده بدن خودت بوده ولی اگه بگی شک نکن که برات دردسر میشه و هی سوال جوابا شروع میشه بدون هیچ نگرانی نگو مطمئن باش که کار درستیه

      پاسخ دادن
    • امیر
      امیر می گوید:

      اگه بهش بگی شاید همه چیز بهم بخوره اگر هم بهم نخوره و مرد خوبی باشه به جز،عذاب روحی براش هیچی نداره . این رو به عنوان راز پیش خودتون نگه دارید و هیچوقت بهش نگید

      پاسخ دادن
    • ناشناس
      ناشناس می گوید:

      سلام…اگر واقعا توبه کردید…و از کارتان پشیمانید…….خدای رحیم انشاءالله شما را میبخشد…
      لازم نیست به شوهرتان چیزی بگید و به زندگی پاک ادامه دهید..م فق باشید…یاعلی مدد

      پاسخ دادن
    • مجتبی
      مجتبی می گوید:

      بهش بگی بهتره . سعی کن تو زندگیت هیچ چیزی رو هم از گذشته هم از الانت از همسرت قایم نکنی… چون تنها یار و یاورت همونه. باید بهش بگی و صداقت و عشقتو بهش اثبات کنی

      پاسخ دادن
      • نون
        نون می گوید:

        خانوم عزیز فراموش نکن اینجا ایران هستش و حتی کثیف ترین پسر هم حاضر به پذیرش این موضوع نیست….
        تحت هیچ شرایطی این مسایل را به همسرتان نگویید حتی در حد کم هم نگویید و همیشه به همسرتان بگویید که او اولین فرد زندگیتان بوده…..
        حتی به قول آقای دهنوی که در شبکه ۳ برنامه گلبرگ را داشتند هر هفته ، گفتند حتی اگر نیاز شد برای همسرتان سوگند از قرآن بخورید و بگویید که قبلا با هیچکس رابطه نداشتید…
        اینجا بحث یک عمر زندگی هست بچه بازی که نیست….
        صداقت شرط اساسی هستش ولی باید اینقدر شعور هر انسانی برسه که همه حرفی گفتنی نیست

        پاسخ دادن
    • مهدی
      مهدی می گوید:

      باید اول ببینی این موضوع در آینده احتمال داره به اصتلاح رو بشه یا نه اگر می دونی یه روزی رو میشه همین اول بگی بهتره ولی اگر می دونی رو نمیشه برای همیشه به صورت یه راز واسه خودت نگه دار

      پاسخ دادن
    • RI
      RI می گوید:

      خداوند اقرار گناه را گناهی بزرگتر از گناه انجام شده میداند ، ولی اون گذشته شما بوده و از آن پشیمان هستید و توبه کردید ، بعبارتی با توبه کردن بخشیده شده اید و انگار گناهی مرتکب نشده اید ، پس لزومی به اقرار نیست و اگر هم سوالی کردند ، تمام واقعیت را نگویید، یا بگویید گذشته من ربطی به آینده ام ندارد و هر چه بوده بین من و خدایم بوده.

      پاسخ دادن
  1. سیفی
    سیفی می گوید:

    سلام من ۲۰ سالمه دیروز با خواستگارم برای آشنایی قرار گذاشتیم البته با آگاهی خانواده ها
    خواستگارم خیلی خجالتی بود سوالایی که ازش میپرسیدم با فکر زیاد یا با گفتن چی جوری بگم جواب میداد با هم ۷ سال تفاوت سنی داریم شرایط مالیش برای من قابل قبوله و من از اونجا که دوست دارم همسر آینده ام اهل زبون ریختن وعشق بازی باشه
    از شما کمک میخوام جواب شما تو تصمیم گرفتن خیلی تاثیر میذاره لطفا زود جواب بدید تا قرار خواستگاریه رسمی بذاریم
    مشکلی پیش نمیاد بعد از ازدواج خجالتشو میتونه بذاره کنار ؟

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام دوست عزیز توجه کنید که نمیشه گفت بعدا این آقا میتونه خجالتشو کنار بگذاره یا نه ، ممکنه در کل آدم خجالتی باشه یا شاید هم شوخ طبع باشه و چون برای بار اول با شما دیدار داشته خواسته سنگین برخورد کنه که البته اگر اینطور باشه رفتارشون قابل ستایشه چون اصلا قشنگ نیست در دیدار اول به گفته خودتون زبون بریزن
      نکته بعدی اینکه شما برای اینکه با اخلاقیاتشون بیشتر آشنا بشین از خانوادتون اجازه دو یا سه جلسه آشنایی رو بگیرید تا بعدا از تصمیم خودتون پشیمون نشید
      این رو هم از یاد نبریدکه وقتی شخصی رو برای ازدواج میپذیرید نباید ازش انتظار تغییر داشته باشید و همونجوری که هست قبولش کنید.

      پاسخ دادن
    • مجتبی
      مجتبی می گوید:

      طی چند جلسه باید رفتارشو در نظر بگیری و ازش بخواهی همونجوری که هست رفتار کنه… تحقیق حتما برید و ببنید رفتار وکردارش چجوریه … از همسایه ها ، سوپر مارکت محل ، بقیه کسبه و غیره… تحقیق از دانشگاهش دوستاش

      پاسخ دادن
  2. ali
    ali می گوید:

    با عرض سلام من پسری ۳۱ ساله هستم در سن ۲۷ سالگی به خاستگاری دختری رفتم و خانواده ان ازم خواستن تا عقد نکردم حق ورود به خانه انها را نداشتم و از طریق تلفن یه هفته با هم تماس داشتم و صحبت می کردیم و یک خواسته ازاو داشتم و انهم این بود که حق روبوسی با پسرهای فامیل را ندارد و ان هم قبول کرد و بعد از عقد ان را زیر پا گذاشت و ازش خواستم ترکش کن اما قبول نکرد و به جایی رسیدم که دیگر حاضر به ادامه زندگی نشدم و از هم جدا شدیم حالا بعد از سه سال کسی را پیدا کردم که از همه لحاظ یکی هستیم اما نمی دانم این موضوع را چگونه بیان کنم می خواستم راهنمایی کنید با تشکر

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      با سلام
      در خصوص ازدواج قبلیتون باید توجه داشته باشید که از طرف شما کار اشتباهی انجام نشده و شما به عنوان یک همسر حق چنین درخواستی را دارید و کوتاهی از سمت همسر سابق شما بوده که باعث جدایی شما شده.
      در رابطه با سوالتون باید بگم که دو طرف باید خواسته هاشون رو با صداقت کامل به هم دیگه بگن شما هم اگر چنین درخواستی دارید باید با همسر آیندتون مطرح کنید و دلیل جداییتون رو براشون توضیح بدید تا ایشون مرتکب چنین اشتباهی نشن البته این خانم هم باید انتظاراتی که از مرد آیندشون دارن رو برای شما بگن تا در آینده دچار مشکل نشید و حرف ناگفته ای باقی نمونه

      پاسخ دادن
  3. دنیز
    دنیز می گوید:

    سلام
    خسته نباشید
    من ۲۵ سالمه کارشناسی ارشد دارم وکلا بچه درسخون بودم تازه شروع به تدریس در دانشگاه کردم از همین ترم و در یه آزمون دیگه هم قبول شدم که تا چند ماه دیگه کاراموزیم شروع میشه ظاهر زیبایی دارم و خیلی خواستگاراکثرا به خاطر ظاهرم میان خواستگاری.ولی هرکدوم یه جوری به دلم نمیشینه
    یکی از نظر تحصیلات بهم میخوره مثلا استاد دانشگاس ولی ظاهرشو دوست ندارم یکی ظاهرش خوبه ولی تحصیلات آنچنانی نداره یکی همه چیش در حد نرمال خوبه ولی اخلاقشو نمیپسندم.خلاصه خودمم خسته شدم الان یه خواسگار دارم ظاهرشو خانوادش خوبن ولی لیسانس دانشگاه پیام نور داره تازه هم رفته سر کار وقراردادی کار میکنه وضعیت مالی چندانی هم نداره.یکی دیگه هم هست دکترای رشته خودمه ولی ظاهر چندان خوبی نداره اصلا موندم چیکار کنم.به نظر شما قیافه مهمتره یا موقعیت تحصیلی؟یا اینکه با توجه به اینکه تازه رفتم سرکار منتظر موقعیت های بهترم باشم؟
    ممنون از راهنماییتون

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      مهم ترین فاکتورها در ازدواج اخلاق و درک متقابل و تفاهم هست
      ممکنه از قیافه یک نفر خوشتون نیاد ولی اخلاق فوق العاده ای داشته باشه و اینم در نظر داشته باشید که بالاخره یکروزی هردو پیر میشین و اون موقع دیگه قیافه یا تحصیلات براتون مهم نیست بلکه اخلاق همسرتونه که باعث میشه دوستش داشته باشید.
      در ضمن سختگیری در ازدواج ممکنه موجب مجرد موندنتون بشه
      اما لازم نیست عجله کنید به دلیل شرایط خوبی که دارید ممکنه خواستگارهای بهتری هم داشته باشید در آینده
      اما هرزمانی که تصمیم به ازدواج گرفتید کسی رو انتخاب کنید که از لحاظ اخلاقی و رفتاری سازگاری بیشتری با شما داشته باشه

      پاسخ دادن
      • مهدی
        مهدی می گوید:

        من کسی رو دوست دارم که ۴سال ازخودم بچه تره دوختر خالم میشه میخواهم بااو ارتباطی برقرار کنم ولی نمیدونم او دستم داره یانه من واقعا عاشقش هستم و حاضرم برایش بمیرم لطفا راهناییم کنین چگونه منو دوست داشته باشه وباهام ارتباط برقرار کنه

        پاسخ دادن
        • ►Responder◄
          ►Responder◄ می گوید:

          دوست عزیز اول باید دید هدف شما از دوستی با ایشون چیه ؟ اگر واقعا” قصد ازدواج دارید پس باید شرایط زندگی و کاری شما مهیا باشه تا بتونید در خواستگاری حرفی برای گفتن داشته باشید
          در ضمن شما میتونید مستقیما” و یا استفاده از افراد قابل اطمینان در خانواده نظرتون رو اعلام کنید
          مشکل خاصی نیست … فقط باید بر اساس شرایط خودتون پیش برید

          پاسخ دادن
    • م
      م می گوید:

      سلام دوست خوبم دنیز.در زمان حال زندگی کن.به خواستگاری که داری فکر کن و به شرایطی که داره.هیچ تضمینی به آینده نیست و آینده اون چیزی نیست که ما میخواهیم پس بهترین زمان همین زمان و بهترین فرد همین هایی هستن که الان و در همین زمان به خواستگاری شما آمده اند پس زندگی خود را به اما و اگر ها و آیند چه پیش آیند موکول نکنید.

      پاسخ دادن
  4. محمد
    محمد می گوید:

    سلام
    من ۳۲ ساله و دانشجو دکترا هستم که بزودی آنرا به اتمام می رسانم و به دنبال دختری مناسب برای ازدواج هستم. از طرفی اخیرا، دختری ۱۶ ساله که از بچگی او را می شناسم به من اظهار علاقه کرده و خواهان ازدواج با من است. این علاقه و درخواست وی کاملا مرا شوکه و سر در گم کرده است (من هم از بچگی دختر مورد نظر را دوست داشتم و دارم). نظر شما در مورد مناسب بودن ازدواج ما دو نفر با یکدیگر چیست؟
    سپاسگزارم

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      با توجه به این که اختلاف سنی بسیار زیادی دارید و این خانم نصف سن شمارو دارن این اختلاف سنی قطعه بعدها باعث اختلاف بین شما میشه چون شما دو نفر از دو نسل کاملا متفاوت هستید و عقاید و علایقتون قطعا با هم فرق دارن
      زمانی که این خانم۳۰ ساله بشن شما ۴۶ ساله هستید
      اگر منطقی فکر کنید میبینید که اصلا کار عاقلانه ای نیست و بهتره دنبال کسی باشید که از نظر سن و تحصیلات با شما سازگاری بیشتری داشته باشه

      پاسخ دادن
    • نسیم
      نسیم می گوید:

      باسلام
      آقای محمد آقا بهتره یه کم به فکر اون دختر باشید شما مغزتون کاملا تکامل یافته!
      واقعا دارید با احساسات کودکانه از طرف یه دختر۱۶ ساله تصمیم می گیرید؟
      من و شوهرم۸ سال تفاوت سن داریم باز اون حرفمو نمی فهمه و علایقمون اصلا به هم نزدیک نیست
      اون دنبال کارو تلاش و من علاقه به مسافرت و یرگرمی و خوش گذرونی دارم
      به هیچ عنوان قبول نکنید! بیشتر از همه دختر آسیب می بینه

      پاسخ دادن
  5. hava
    hava می گوید:

    سلام
    ۵سال با پیش با پسری در محل کارم اشنا شدم که ۹سال ازمن بزرگتر بود او اول دوستی را مطرح کرد و از ازدواج ترس داشت و به من گوشزد کرد که انتظار ازدواج نداشته باشم اگر شد که خوب وگرنه من توقعی نباید داشته باشم من اون موقع قبول کردم چون از خودش و رک گویی اش خوشم اومد ولی بعد از مدتی نیازهای دیگری مطرح شد من از لحاظ روحی ادم حساسی هستم حالا بعد از این همه مدت رابطه ی ما سرانجامی نداشته که هیج مرا در معرض گناه قرار داده که پشیمانم و هم از لحاظ روحی ضربه خوردم حالا خواستگاری از فامیل دارم که من را فرد پاک و خوبی میدانند اما من عذاب وجدان دارم چه کنم؟

    پاسخ دادن
  6. saba
    saba می گوید:

    salam
    lotfan maono rahnamee konin
    ba dost pesaaram taghriban 4sale ke dostam
    hamdigaro ham dost darim be ghasde ezdevaj
    alan mikhad biad khastegarim
    vali man mashhad va on maraghe do ta shahre kheili dor az ham
    albate khodesh tehran kar mikone
    neimidonam chetori be khanevadam bega ke ghabol ham konan

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      خب در ابتدای رابطه باید در این زمینه فکر می کردین که همچین مشکلی در هنگام ازدواج خواهید داشت اما حالا که وضعیت بدین گونه است توصیه مان این است که مسئله را با والدین خود در میان گداشته و از اشتراکات و نقاط مثبت همسر آینده تان برای والدینتان بگویید تا آنان مجاب شوند برای آشنایی بیشتر جلساتی را برگزار کنند انشالله که مشکل حل خواهد شد

      پاسخ دادن
  7. jila
    jila می گوید:

    ا سلام
    با توجه به اینکه حدود یک ماهه عقد کردم و شدیدا مخالف برگزاری مراسم و جشن عروسی هستم و در این رابطه با همسر و خانواده همسرم هم نظر هستین ولی متاسفانه پدر و مادرم مصر به برگزاری مراسم هستن و هر روز بحث و دعوا داریم و به نتیجه ای نمیرسیم تا حدی که من مصر هستن اگه مراسمی برگزار بشه شرکت نمیکنم و آبروریزی میشه ونمیدونم چطوری پدر و مادرمو قانع کنم؟لطفا راهنمایی بفرمایید

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      در ابتدا تبریک میگم برای اینکه در آستانه آغاز زندگی مشترک هستین.
      شما تک دختر هستین؟
      باید به این نکته اشاره کنم که خانواده و والدین شما آرزوی دیدن شما در لباس عروسی را دارند و به همین دلیل است که مصر به برگزاری مراسم عروسی هستند ولی این زندگی مشترک برای شما و همسرتان است و شما تصمیم گیرنده هستید و اینکه تصمیم گرفتید مراسمی را نگیرید و توافق دارید به کنار اما می توانید برای جلوگیری از تنش ها و اینکه این مشکل بزرگ نشود می توانید دلایل خود را به صورت واضح برای خانواده تان توضیح داده و یک مهمانی و مراسم کوچک برگزار کنید تا آنان هم به آرزوشان برسند.

      پاسخ دادن
  8. jila
    jila می گوید:

    با سلام
    من یک خواهر و برادر بزرگتر از خودم دارم که هر دو هنوز مجرد هستن ،متاسفانه الان وضعی پیش اومده که رابطم با خانوادم رو به سردی رفته و طی این مدت اصلا خواب ندارم ذهنم انقدر مشغوله که حتی نمیتونم به درس و کارهای روزانم برسم با این که دلایلم و میگم ولی پدر و مادرم قانع نمیشن ، ۲ تا دلید میارن یکی اینکه آرزو دارن این روز و ببینن و دوم به خاطر حرف مردم.با این حال من یک قدم جلو اومدم که مهمانی نزدیک و مراسم کوچک باشه ولی اصلا قانع نمیشن.من حرف مردم اصلا برام مهم نیست بخصوص که قرار خارج از ایران زندگی کنم. نه تنها با این مراسم مشکل دارم و ترجیح میدم هزینه خرج زندگی شحصی خودم بکنم،بلکه از یک سری افراد متنفرم که دوست ندارم تو مراسم شرکت کنن بخاطر یک سری مسائلی که در گذشته پیش اومده.من حتی مصمم هستم که اگه به مراسم بکشه من شرکت نکنم که این موضوع هم به پدر و مادر خودم و هم همسرم گفتم ولی باور نمیکنن تا وقتی که یک آبرو ریزی حسابی بشه.لطفا من راهنمایی بفرمایید تو بد وضعیتی قرار گرفتن.از وقتی که عقد کردم یک لحظه آرامش نداشتم هر روز تنش دارم.

    پاسخ دادن
  9. علی
    علی می گوید:

    سلام و خسته نباشید
    پسری ام ۲۳ ساله مشغول تحصیل در مقطع کارشناسی از یه دختری که هم کلاسیم هستن خوشم اومذه به فکر ازدواج هستم ولی نمیدونم چطور این موضوع رو با خانواذه مطرح کنم البته چند بار سعی کردم مطرح کنم ولی حرف های دلسرد کننده و لحنی سرد برخورد کردم مثلا پدرم میگه که عروسمو خودم باید انتخاب کنم حتما باید از تو محلمون باشه منم گفتم که خودتون عروسای قبلیتونو انتخاب کردم حالا من از یکی خوشم میاد چه کنم، چه فرقی داره بیرون محل داخل محل و همچین حرفایی ، با حرف زدن با خانواده احساس راحتی نمیکنم همش تو ذهنمه شاید برا این موضوع با خانواده شدید حرفمون بشه و اتفاق بدی بیوفته،کار بدی میکنم که کسی رو دوست دارم ؟گیج شدم حسابی به نظرتون چه کنم ؟مرسی

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      مسئله شما بسته به شرایط ، شخصیت و سطح فرهنگی خانوادتون هست
      مشاورین ما برای کمک به شما نیاز به اطلاعات بیشتری دارند تا راهنماییتون کنن
      لطفا با دفتر مرکزی تماس بگیرید

      پاسخ دادن
  10. سارا
    سارا می گوید:

    سلام
    من من ۲۴سالمه دانشجوی ارشدم پسری که ۳سال از من کوچیکتر است از من خواستگاری کرده به نظر شما کار عاقلانه ای هست که جواب مثبت بهش بدم یا نه؟

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      بنا به نظر اکثر کارشناسان اختلاف سنی بین زن و مرد باید بین ۰ تا ۵ سال باشد اما بوده اند مواردی که خانم چند سال از آقا بزرگتر بوده و زندگی خوبی را داشته اند توصیه ما به شناخت بیشتر پسر هستش. با عجله تصمیم نگیرید و همه جوانب را در نظر داشته باشید. برای مشاوره بیشتر می توانید با مرکز مشاوره ازدواج تماس بگیرید و مشکل خودتان را با مشاوران ما در میان بگذارید

      پاسخ دادن
  11. سارا
    سارا می گوید:

    سلام من ۲۱ سالمه و دو ساله با یه پسری اشنا شدم و خیلی همدیگه رو دوست داریم و قصدمون ازدواجه ولی چون اون درسش تموم نشده مجبورم صبر کنم به نظرتون قرار ملاقاتایی که باهم میذاریم گناهه؟و اینکه چطور انتحانش کنم که خیانت نمی کنه اخه دوستام می ترسوننم ولی اون واقعا صافو صادقه از نظرم

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام اگر از نظر شرعی منظورتون هست میتونید با کسانی که در این شاخه متخصص هستند مشورت کنید
      اما در مورد امتحان کردن ، تا چیزی از کسی ندیدید شک کردنتون خیلی بیجاست اجازه ندید هیچ کس حتی دوست نزدیکتون توی رابطتون دخالت کنه

      پاسخ دادن
  12. حمید
    حمید می گوید:

    سلام من پسری هستم ۲۶ ساله و دارای شرایط خوب برای ازدواج. میخواهم با دختری ازدواج کنم که تقریبا ۱۳ سال از خودم کوچکتره از نظر فرهنگی و خانوادگی تا حد زیادی به هم شبیه هستیم البته من پسر کوچک خانواده و دختر مورد نظر من دختر بزرگ خانواده است. لطفا راهنمایی فرمایید با تشگر

    پاسخ دادن
  13. طیبه
    طیبه می گوید:

    معیارمن پول وقیافه نیس از طرفی اخلاق برام خیلی مهمه اینه دوسم داشته باشه وبهم علاقه مندباشیم اما من اینو از کجا بفهمم در ضمن خانواده من با نامزدی مخالفن لطفا منو راهنمایی کنید

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام با توجه به این که شما اگر هیچ گونه تماسی با خواستگارتون نداشتید نمیتونید به یکباره جواب بدید حتما باید خانوادتون رو راضی کنید تا چند جلسه برای آشنایی بیشتر باهم بیرون برید ، به اخلاق هم دیگه آشنا شید و همو بشناسید
      ازدواج بدون هیچ شناختی از همدیگه میتونه خسارت جبران ناپذیری رو بهتون وارد کنه
      سعی کنید خیلی منطقی دلایلتون رو با خانوادتون مطرح کنید تا قبل از ازدواج اجازه بدن بیشتر باهم آشنا بشید

      پاسخ دادن
  14. هستی
    هستی می گوید:

    سلام دختری ۲۰ساله هستم خاستگاری دارم که۷سال از من بزرگتره بااختلاف سنی مشکلی ندارم ولی ازنظر سطح مالی کمی از خانواده من پایینن از طرفیم من اصلا تکلیفم با خودم روشن نیس که قصد ازدواج دارم یانه نگران تحصیلم هستم که با ازدواج جور نباشه لطفا کمکم کنید

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام هستی جان
      اختلاف سنی یک مسئله سلیقه ای است اما اکثر مشاوران بین ۰ تا ۵ سال را توصیه می کنند اختلاف سنی که دارید خوب و ایده آل است اما باید تکلیف خودتان را مشخص کنید. با همسر آینده تان درباره درس و نگرانیتان صحبت کنید و نظر او را جویا شوید اما مطمئناً بعد از ازدواج شما وقت آزاد بسیار کمتری نسبت به قبل از ازدواج برای درس خواندن دارید.
      از لحاظ سطح مالی هم باید سنجید اگر وضع و اوضاع ایشون برای شروع یک زندگی خوب و مناسب است و به واقع روی ایشون نظر مثبت دارید و ملاک های شما را برای یک همسر ایده آل دارد وضع مالی مناسب هم برای خوشبختی کافیست.
      بنابراین شما هرچه سریعتر تکلیف خودتان را ب خودتان مشخص کنید
      موفق باشید

      پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      خواهش می کنم
      بله به طبع حضور شما پیش یک مشاور ازدواج و مشورت با وی می تواند راهکار های جدیدی را پیش روی شما قرار دهد و همچنین شما را کمک کند تا تصمیم بهتر و معقولانه تری بگیرید بنابراین توصیه می کنم حتما قبل از صحبت کردن با خواستگارتان یک مشورت با مشاوره ازدواج داشته باشید.
      موفق باشید

      پاسخ دادن
  15. الینا
    الینا می گوید:

    با سلام
    من یک هفته است که نامزد کردم نامردمو قبلا ندیده بودم و نامردیمون خیلد عجله ای شد
    الان متوجه شدم ک ایشون خیلی مذهبی هستن در حالی ک من یه ادم معمولی هستم
    دچار شک و تردید شدم میترس اشتباه انتخاب کرده باشم البته از نظر اخلاقی عالیه و مشکلی نداریم
    ولی میگه باید چادر بپوشی که من دوست ندارم
    موسیقی هم گوش نمیده
    از اینکه عاشقاته رفتار میکنه خوشم میاد
    ولی میترسم بعدا مشکل پیدا کنیم چکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      با ایشون صحبت کنید خواسته هاتونو کامل شرح بدید
      نظرشونو جویا بشید و مطمئن شید ایشون شما رو همینجوری که هستید قبول دارن و نمیخوان شما رو تغییر بدن
      میتونید برای اطمینان بیشتر تست ازدواج انجام بدید
      یا با یک مشاور مشورت کنید

      پاسخ دادن
  16. روژان
    روژان می گوید:

    سلام
    دختری هستم ۲۷ساله مدرکم لیسانسه الان توی دو موقعیت برای ازدواج گیرکردم دوتا خواستگاردارم یکیشون مشاورمدرسه و۳۶ سالشه وازلحاظ مالی هم وضعیتش خوبه و درک وفهم و اخلاقشم عالیه.خواستگار دیگمم ۳۱سالشه ومهندس کشاورزیه فقط تو شهر خودم نیستند وازلحاظ مالی واخلاقی هم ایشون عالین.الان من موندم بین این دو مورد به کدومشمون جواب بله بدم لطفا بنده رو راهنمایی کنین.خیلی ممنونم.

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      شما با توجه به عقاید و خوساته های خودتون باید مسئله رو بسنجید تا ببینید کدوم یک به مرد ایده آل شما نزدیکتر هستن
      مسئله شما نیاز به بررسی و اطلاعات بیشتر داره
      حتما با یک مشاور در این زمینه مشورت کنید.

      پاسخ دادن
  17. مهناز
    مهناز می گوید:

    سلام میخوام یکم از خودم بگم تا بهتر بتونید راهنماییم کنید من ۲۱سالم است فرزند اول خانواده ویک خواهر دارم از سه سال پیش هروقت خونه خالم میرفتیم پسر خالم به من اظهار علاقه میکرد که این لباس بهت میاد یا چرا لاغر شدی چرا مواظب خودت نیستی من میذاشتم سر محبت او چون او نسبت به همه مهربان است البته به هیچ وجه پرو نیست واز پاکی هیچ پسری مساوی او نیست این اواخر میگفت دیگه نیا خونمون با دیدنت اعصابم بهم میریزه واین باعث شد ۲سال خونه خالم نروم واونها هم که می اومدند پسر خالم نمی اومد تا اینکه چند روز پیش خالم با اثرار که حتما باید برای شام بیاید خونمون رفتیم خونشون واز هر دری صحبت کردیم من مثل خواهرش با او صحبت میکنم مثلا میگم میشه صحبت نکنی سرم درد گرفت ……..تا اینکه به گوشیم زنگ زد وگفت دیگه نمیتونم این جوری زندگی کنم میخوام تو رو از رویاهام بیرون بکشم یا در کنارم باشی یا برای همیشه تو قلبم زندانیت کنم منحرفاشو جدی نگرفتم اما او با اصرار که اگر تو راضی باشی وخیالم از تو راحت باشد به خواستگاری بیاییم حتی به خالم گفته برای زنگ زدن به من نیدونم چکار کنم میدونم مامانم راضی نمیشه چون قبلا پدرش از بابام منو خواستگاری کرده وبابام گفته ما به درد خونواده اونها میخوریم شوهر خالم وضع مالیشون خوبه ولی ما متوسط ……………راهنمایی

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام مهناز جان
      توضیح کاملی دادی و باید بگم که در ابتدا باید همه موارد مثل مسائل اقتصادی که بابای شما به این موضوع اشاره کرده، اینکه فامیل هستید و همه و همه را کنار بگذارید به شخصه روی این موضوع فکر کنید که آیا شما یعنی مهناز واقعاً خواهان ازدواج هست یت نه؟! بعد از اینکه فکر کردید اگر جواب شما خیر بود که همه چیز تمام می شود اما اگر مثبت بود حالا باز هم این خود شما هستی که باید فکر کنی که آیا پسر خاله شما اون فاکتورهای لازم که همواره در ذهن شما بوده و درواقع تعریفی از همسر ایده آل بوده را داره یا نه؟! البته کمی هم باید در این زمینه واقع بینانه نگاه کنی و رویا را کنار بگذاری.
      اگر باز هم جواب شما مثبت بود حالا باید به فکر مسائل پیش رو باشید
      اینگونه که تعریف کردید ایشون واقعاً شما رو دوست داردو اگر تنها مشکل شما مسائل اقتصادی است و اینکه ایشون وضع مادی بهتری نسبت به شما دارند اصلاً مشکل محسوب نمی شود بنابراین اگر واقعاً شما هم تصمیم به ازدواج با ایشون را دارید باید با کمک مشاوران و همچنین صحبت با پدرتون این مشکل را حل کنید.
      در این راه می توانید از مشاوران این مرکز هم کمک بگیرد

      پاسخ دادن
  18. رها
    رها می گوید:

    سلام.بنده ۲۲ ساله هستم و مدت یک سال است قصد ازدواج با همکلاسیم را دارم.اما به خاطر اختلاف مذهب پدرم به شدت مخالف است.متاسفانه این بین مانده ام.اگر این آقا را رها کنم تا اخر عمرم حسرت به دل خواهم بود و اگر ازدواج کنم, میترسم که مشکلی برای پدرم پیش بیاید.با این حال این بین مانده ام.البته بگم که از همه لحاظ این آقا مرد خوبی هستند.
    همچنان من به شدت دارای اعتماد به نفس پایینی دارم و ترس دارم که برای بار دیگر این مسئله را به پدرم مطرح کنم. و به همکلاسیم که میگویم اگر نشد, فکر من را بیرون کن, به شدت ناراحت می شود. همچنان بین ما همکلاسی ها از علاقه ما اطلاع پیدا کرده اند. و این مسئله ای شده برای اینکه هر روز بپرسن از من یا حرکات ما را کنترل کنند. حال بسیار عذاب وجدان دارم از اینکه من چنین خواسته ای از خانواده ادم دارم و فکر می کنم باید میگذاشتم آنها انتخاب میکردند برایم.اما الان با هر انتخاب آنها مخالفم و توانایی پذیرفتن دیگری در زندگی ام را ندارم.لطفا بگویید من کار اشتباهی کرده ام که خودم همسرم را پیدا کردم و بگویید من چگونه پدرم را راضی کنم چون بین مخمصه بزرگی مانده ام

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      فردی که می خواهید با او ازدواج کنید باید از همه نظر مورد تایید خانواده شما باشد
      باید بدانید که هر انتخابی که داشته باشید در ابتدا مورد مخالفت خانواده قرار می گیرد به نوعی می توان این را طبیعت خانواده دانست اما با مرور زمان وقتی علاقه شما و همچنین دلایل منظقی شما را برای ازدواج با فرد مورد نظرتون ببینند مطمئناً راضی خواهند شد.
      بنابراین باید با خانواده خود صحبت کنیدو از خوبی ها ی آن آقا بگویید همچنین از علاقه ای که به ایشون دارید و دلایلتان را از انتخاب وی بازگو کنید.
      اینجور که به نظر می آید وقتی که می گویید اعتماد به نفس شما پایین است و مجال دوست داشتن کس دیگر را نداشتید، از ازدواج با ایشون مطمئن نیستید بنابراین در ابتدا با خودتان کنار بیایید و از انتخاب خود مطمئن شوید سپس اقدامات بالا را انجام دهید و توضیحات لازم را بیان کنید.
      شما اشتباه نکردید خودتان همسرتان را انتخاب کردید اگر انتخاب درستی باشد
      در این زمینه مشاوران ما نیز می توانند به شما کمک کنند

      پاسخ دادن
  19. رها
    رها می گوید:

    همچنان قابل دکر است بگم که خانواده من اعتماد به نفس من رو بسیار پایین اسست.و هیچوقت کسی به من ابراز علاقه نکرده بود با وجودیکه در طول تمام زندگیم بسیار محجوب رفتار کردم.البته پدر من بسیار آدم آزادی است اما در این مورد میگوید نمیتونم سرم رو جلوی مردم بلند کنم

    پاسخ دادن
  20. نیلوفر
    نیلوفر می گوید:

    سلام من ۲۲ سالمه و دانشجو هستم، حدود ۲ ساله که با پسری مهربان آشنا شده ام، ولی از همان اوایل رابطه مان دچار بحث و جدل شده ایم که مسبب همه بحث ها من بوده ام، هر بار به من فرصت میداد چند روز خوب بودیم ولی باز روز از نو روزی از نو.
    خیلی همدیگه رو دوست داریم و این عشق باعث شده از هم جدا نشیم.
    اما باز هم دچار مشکل شدیم که باز هم مسببش من بودم: با عضو شدن به گروهی که خودم پسر مورد علاقه ام را منع کرده بودم او به من دچار بدبینی شده و به اصطلاح فکرمیکند که من زیرآبی رفتم در حالیکه من خطایی مرتکب نشدم از طرفی هم حرفهای نا مربوطی به او در هنگام عصبانیت زدم که خودم هم یادم نیست چه گفتم و او بسیار ناراحت است و من نمیدونم چطور این مسئله رو حل کنم و از دلش در بیاورم عذر خواهی و قبول کردن اشتباهاتم را امتحان کردم ولی بی فایده بود، لطفــــــــــا راهنماییم کنین و زودتر جوابم را بدهید.

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام برای پاسخ گویی نیاز به داشتن اطلاعات بیشتری مثل خلق وخوی ایشون هست
      لطفا با یک مشاور مشورت کنید تا راهنماییتون کنن

      پاسخ دادن
  21. سحر
    سحر می گوید:

    slm
    man ye khastegar daram k az har nazar ali hastesh ama ishon b man goftan dar sen 12 ya 13 salegi ba hamjense khodeshon rabete dashtan va tobe kardan o dg tekrar nashode va in mozo har chand ham az roye sedaghat bude man ro dochar shak karde mikhastam rahnamaee konid?

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام با توجه که ایشون صداقت به خرج دادن
      این مسئله میتونه یکامتیاز محسوب شه برای ایشون
      اما شما باید تحقیق کنید و بعد تصمیم بگیرید ایشون در سن پایینی بودن و قطعا درک درستی نداشتن

      پاسخ دادن
  22. sara
    sara می گوید:

    سلام خسته نباشید…
    من یک دختر۲۲ساله هستم که حدود ۲سال هست که با اقایی ۲سال کوچکتر از خودم رابطه دارم…
    البته فعلا قصد ازدواج نداشتیم…تا ۴و۵سال دیگه که هم شرایط بنده و هم ایشون درست بشه…از نظر تحصیلی و خانوادگی و اعتقادی هم کاملا باهم تفاهم داریم…اما خانواده و بخصوص مادر ایشون بخاطر اینکه من بزرگتر هستم مخالفت شدید میکنن و حتی میخوان بزور برای این اقا زن بگیرن…خواهش میکنم راهنمایی کنید که چطور میشه این خانواده رو راضی کرد که این مسئله اتفاق خاصی نیست…این رو هم بگم که پدر من از مادرم ۲سال کوچکتر هستن و توی۳۲سال زندگیه مشترک هیچ مشکلی نداشتن باهم و ما زندگی و خانواده خیلی خوبی داشتیم…

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      راضی کردن خانواده ایشون بیشتر به عهده ایشونه نه شما
      ایشون اگر واقعا مایل به ازدواج با شما باشن مطمئن باشید با پافشاری و اصرار به خانوادشون نشون میدن که فقط با شما خوشبخت میشن
      نیازی به دخوا و بحث نیست هرگر از این راه وارد نشید چون حمایت خانواده رو از دست میدید
      اجازه بدید کمی زمان بگذره هنوز خیلی برای این نگرانی ها زوده اما به جاس و من نگرانیتونو درک میکنم
      ایشون الان سنشون کمه مدتی که بگذره مطمئن باشید که خانواده ایشون به انتخابشون احترام میذارن

      پاسخ دادن
  23. sara
    sara می گوید:

    ایشون ارتباطشون رو با من قطع کردن تا اگر خانواده راضی شد برگردن…در ضمن خانواده شون مجبورش کردن با یکی از فامیل ازدواج کنه…

    پاسخ دادن
  24. ali
    ali می گوید:

    باسلام. من مدت ۷ ساله عاشق دختر عموم هستم. اوائل به هم وابسته بودیم اما با راهنماییهای مادرش نظرش بطور کل عوض شد ومادیات رو به همه چی ترجیح داد. از طرفی چندماه یکبار باهام در ارتباطه که به اصطلاح منو از دست نده. منم که خیلی عاشقشم. ایشون خودشو با دیگر دخترای فامیل که از لحاظ مادی از ماخیلی بهترن خودشو مقایسه میکنه.چندین مورد خوب رو بخاطر اون از دست دادم نمیدونم چکار کنم. از یکطرف دوسش دارم از طرفی سنم زیاد شده. لازم بذکره من ۳۴ ساله وکارمندم .خلاصه خوشبختی رو در پول میبینه. میگه دوست دارم ولی با این وضعیت به مشکل میخوریم.از لحاظ مالی هم خدارو شکر مشکل چندانی ندارم. حقوق کارمندی دارم یه سرمایه خیلی کم هم دارم. اما نمیدونم ایشون چرا یک مرتبه عوض شد. خواهشا منو راهنمایی کنی.اینم بگم ایشون تهرانن منم شهرستان

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      دختری که با شک و تردید به شما پاسخ میده و معیارشو پول میذاره به نظرتون اطمینانی هست که اگر به شما هم جواب مثبت بده پای حرفاش بمونه و تحمل کنه؟
      شما یکبار برای همیشه با ایشون صفبت کنید شرایطتون رو بگید و ازش بخواین که جواب نهاییش رو بده تا هرکسی بره دنبال سرنوشت خودش
      اگر پاسخ مثبت بود که هیچ اگر نه فرصت های بهتر رو از دست ندید

      پاسخ دادن
  25. baran
    baran می گوید:

    سلام من ۲۱ سالمه خواستگارای زیادی دارم هفته پیش یه آقایی با ۳۰ سال سن ولی ظاهرشون سنشو نشون نمیده با موقعیت اجتماعی خوب(وکیل هستن)و خانواده عالی و با آبرو از هر لحاظ خوبن ولی با ۳ دیداری که با ایشون داشتم اصلا به دلم نشسته حالا خواستگار قبلیم خانواده و خودش خوبه و تحصیلاتی هم نداره ولی فامیلاشون افتضاحن از بین خواستگارام فقط دلم به این راضیه که خانوادم راضی نسیتن مشکل اینجاست که جواب منفی دادیم ولی به نظرم با واسطه ای که فرستاده بودن میتونیم بهشون اطلاع بدیم که نظرمون عوض شده خانواده ام به این وکیله راضین ولی من….. از خواستگار قبلیم خوشم اومده
    من چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام فراموش نکنید که نظر خانواده هم مهمه ولی این شما هستید که میخواین با اون آقا زندگی کنید ببینید دلتون جی میگه
      خانوادتون صلاحتون رو میخوان اما نظر خودتون هم خیلی مهمه
      اگر از کسی خوشتون نمیاد درست نیست به دلیل شرایطش باهاش ازدواج کنید

      پاسخ دادن
  26. parisa
    parisa می گوید:

    سلام من دختری ۲۲ ساله دانشجوی کارشناسی هستم خواستگارای زیادی داشتم اما اکثرا توی دل من نبودن یا شرایطشون با من جورنبوده به تازگی پسری ۳۲ ساله به خواستگاری من آمده که دیپلم دارد و شغلش آزاد است ازقضا جفتمون از هم خوشمون اومده اما اختلاف سنمون زیاده و این باعث شک من و خانوادم شده راهنماییم کنیدچیکارکنم؟

    پاسخ دادن
    • ناشناس
      ناشناس می گوید:

      سلام
      انتخاب درست انتخابی هست که از هرنظر به معیارهای شما نزدیک تر باشه
      وقتی در برخورد اول اصلا از یک نفر خوشتون نمیاد چطور میشه انتظار داشت بعد ها خوشتون بیاد؟ پس کسی رو انتخاب کنید که واقعا به دلتون میشینه و به معیارهاتون نزدیکه
      در مورد اختلاف سنی ، بهترین اختلاف سنی بین ۱ تا ۵ساله شما ده سال با ایشون اختلاف دارین ممکنه بعد ها به مشکل بربخورین ولی این بستگی به فرهنگ و عقاید و خیلی چیزای دیگه داره
      زوج هایی هستن که با این اختلاف سنی باز هم زندگی خوب و شادی دارن و خوشبخت هستن
      شما برای اطمینان بیشتر میتونید تست ازدواج رو انجام بدید

      پاسخ دادن
  27. عاطفه
    عاطفه می گوید:

    سلام من۱۹سالمه خانواده مذهبی هستیم با پسری که ازهمه نظر خوبه واخلاقو رفتار اعتقادش و خانوادش بهم میخوره از طرق کسی اشنا شدم ایشون ۲۳ سالشه و کار و وضعیت مالی مناسبی داره بهم پیشنهاد ازدواج داده ولی چون خانواده هامون همو نمیشناسن یکم مردد هستم وکمی خجالت میکشمو توان در میون گذاشتن با خانوادمو ندارم بهم کمک کنید چطوری به خانوادم بگم و قضیه رو هرچی زودتر در میون بزارم؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام عاطفه جان
      خجالت؟ برای چه موضوعی؟ ازدواج سنت پیغمبر و یک کار کاملاً شرعی می باشد اصلاً خجالتی ندارد
      اما باید از فرد انتخابی کاملاً مطمئن شوید که اگر انتخاب اشتباه باشد آن خجالت دارد
      شما ۱۹ سالتان است و آقا پسر ۲۳ ساله کمی برای ازدواج زود است توصیه می کنم چندباری برای مشاوره به یک مرکز مشاوره ازدواج بروید تا با خصوصیات اخلاقی هم بیشتر آشنا شده و از ازدواج مطمئن شوید.
      سپس با افتخار به خانواده بگویید که همان فردی که شما را آشنا کرده است یا خودش و یا خودتان با خانواده درمیان بگذاریدو اینگونه بگویید که فردی خواهان ازدواج با شماست و می خواهد به خواستگاری بیایدو بنابراین اصلاً خجالت نکشید.
      خانواده ها هم بعد از مدتی رفت و آمد آشنا می شوند و اصل خواستگاری برای همین آشنایی ها است.
      موفق باشید

      پاسخ دادن
  28. رایان
    رایان می گوید:

    با سلام. همسرم به شدت تحت تاثیر حرف های پدرش هست و تمام مسائل زندگیمونو میذاره کف دست باباش. مثلا من با اجازه از همسرم میرم خونه دوستم. پدرش زنگ میزنه میگه چرا گذاشتی بره؟ زن بی جنبست… زن… اونم تحت تاثیر حرف پدرش با من بد رفتاری میکنه و حتی کتک هم میزنه. وقتیم میگم که خودت باش میگه من بابامو حرفاشو راهنماییشو خیلی قبول دارم. من باید چیکار کنم.

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      متاسفانه رگ خواب همسر شما در دست پدرش می باشد و این از عدم بلوغ ایشون هستش که اینگونه اجازه می دهد تا پدرش در کارهای وی دخالت کند . شما باید با همسرتان صحبت کنید اینکه بر روی شما دست بلند می کندیک کار غیر انسانی است که باید حتماً برطرف شود شما در این زمینه می توانید به مشاورین روانشناس ما مراجعه کنید. شما باید از در محبت و دوستی وارد شوید و سعی کنید تاثیرگذاری خود را بر روی همسرتان بیشتر کنید.

      پاسخ دادن
  29. mastoor
    mastoor می گوید:

    سلام. ازدواج یک پسر ۳۰ ساله با دختری ۲۰ ساله در صورتی که هر دو آدمهای عاقلی باشند و شتابزده تصمیم نگرفته باشند مشکلی دارد؟ خطری ایجاد می کند؟

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام این بستگی به دو نفر داره، این که به چه حد از بلوغ فکری و اجتماعی رسیده باشن
      معمولا بهترین فاصله سنی بین زوجین بین ۱ تا ۵ ساله
      البته هستن کسانی که فاصله سنی بیشتری دارن و زندگی مشترک خوبی هم دارن
      میتونید برای اطمینان بیشتر تست ازدواج انجام بدید تا تصمیم درست تری بگیرید

      پاسخ دادن
  30. میم66
    میم66 می گوید:

    سلام
    من دختر ۲۶ ساله هستم مدت یکسال با آقایی که ۲۷ سال دارند قصد ازدواج دارم.
    اشنایی ما از همان روز اول برای ازدواج بوده که شش ماه بعد از این رابطه همراه پدر و مادرش برای اشنایی بیشتر دو خانواده و دیدن من به منزل ما آمدن.جلسه به خوبی پیش رفت خانواده های ما به هم نزدیک بودن از نظر اعتقادی.
    بعد از اون جلسه پدر ایشون درمورد خانواده من تحقیق کردن که متاسفانه بر اساس فرهنگ غلط با افرادی در مورد ما تحقیق کردن که اطلاعات کاملا اشتباهی از ما به پدرش دادنو نظر پدرش به کل برگشت و مخالف ازدواج شدن.
    خود خواستگارم کاملا در مورد خانواده ما خبر دارن و این راهم میدونه که به پدرش اطلاعات اشتباه دادن و سعی کرده که متقاعدشون کنه.
    اما از اون جلسه تا الان ۹ ماه میگذره و قرار خواستگاری نگذاشتن.ما همچنان باهم از طریق تلفن در تماس هستیم.
    هر وقت که از خواستگارم میپرسم که دلیل مخالفت خانوادت چیه جواب سر بالا میده و میگه این موضوع به صورت مستقیم به تو مریوط نمیشه .اما واضح نمیگه جریان چیه و میگه به خدا توکل کن درست میشه .حتی نگفته که هنگام تحقیق چی به پدرش گفتن که نظرش عوض شد.

    حالا من موندمو بلاتکلیفی ، نمیدونم چیکار کنم ازتون میخوام راهنماییم کنید که باید چیکار کنم ؟ شما راهی به نظرتون میرسه که من به نتیجه برسم؟من چطور باید رفتار کنم و چی بهش بگم؟

    این رو هم بگم که خواستگارم خیلی آدم پخته و خوبی هستن و من بهشون علاقه دارم.

    ممنون میشم جواب بدید/

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      متاسفانه یکی از اشتباه ترین کارها تحقیقات سطحی و پرسش و اعتماد به افرادی است که ممکن است با خانواده طرف مقابل مشکل داشته باشند..
      شما باید با خواستگار خود صحبت کنید و حتماً از آنچه به پدر ایشن گفته شده مطلع شوید.
      به خواستگارتان بگویید که اگر این روند پیش برود ممکن است هیچ گاه به همدیگر نرسید به او بگویید تا زمانی که ندانید چه جیزی مشکل درست کرده است نمی توانید به او کمک کنید بگویید که شما باید با هم این مشکل را رفع کنید و او به تنهایی قادر به حل آن نیست سپس پس از دانستن مشکل درصدد رفع آن برآیید باید آن سوء تفاهم به وجود آمده از بین برود و ذهن پدر شوهر آینده شما پاک شود بعد از آن نیز وظیفه پسر است که خانواده را متقاعد کند.
      پس در ابتدا حتماً بفهمید چه چیزی به پدر آن پسر گفته شده است

      پاسخ دادن
  31. sahar
    sahar می گوید:

    سلام من دختری۲۸ساله هستم که با همکلاسی خود ازدواج کردم ایشان با اطلاع از گذشته من وخواستگارانی که داشتم احساس می کنم شکاک شدند وبه شدت تعصبی است توروخدا کمکم کنید چیکارکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      شما باید این شک را از بین ببرید در ابتدا همین است و مردان حتی به خواستگاران قبلی شما هم احساس شک می کنند باید با او صحبت کنید و مدام به او گوشزد کنید که همواره برای او بوده و او را دوست دارید به او بگویید که همیشه کنارش هستید و هر سوالی از گدشته و یا خواستگاران قبلی می پرسد با دقت و صداقت جواب دهید یک مدت اینگونه رفتار کنید و بعد از آن یک روز به صورت مستقیم با او صحبت کنید و به او بگویید که دیگر بحث درباره گدشته را بسته و به آینده فکر کند اکر بداند با این کار شما را اذیت می کند قطعاً دیگر ادامه نمی دهد

      پاسخ دادن
  32. sara
    sara می گوید:

    سلام عذر خواهی میکنم که برای بار دوم سوال میپرسم…
    ایا راهی هست که بشه نظر خانواده این اقا رو عوض کرد و بهشون فهموند که ازدواج با دختر بزرگتر اتفاق وحشتناکی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    باز هم معذرت میخوام

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      چرا راه های متفاوتی است یکی از آنها گفتگو بین خانواده و خود پسر است البته بهرتین راه این است که یکبار خود شما و آقاپسر به مرکز مشاوره مراجعه کرده و در دفعه بعدی به همراه خانواده مراجعه کنند مطمئن باشید حل میشود

      پاسخ دادن
  33. ماهرخ
    ماهرخ می گوید:

    خاهش میکنم زودجوابموبدیدمن۱۸ سالمه یه پسره اومده خاستگاریم ۲۸ سالشه ودکترا داره وازیه خانواده خیلی خوبن.ایامشکل ایجادمیکند اختلاف سنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      همه چیز به خود شخص بستگی دارداختلاف سنی شما با ایشون نزدیک ۱۰ سال است که میتونه زیاد باشد. مشکلات شما زمانی زیاد می شود که شما به سن ۴۰ سالگی و ایشون به سن ۵۰ سالگی می رسد شما پر از انرژی هستید و ایشون خسته البته باید بگویم که اصلاً این موضوع ۱۰۰% نبوده و بسته به خود فرد است شما می توانید انگیزه و انرژی را در زندگی خود به سطحی برسانید که ایشون تا سنین بالا هم پرانرژی باشند مهمتر از اختلاف سنی ، درک و رفتار و نوع اخلاق ایشون است شما باید تحقیقات بیشتری کنید و اصلاً با عجله تصمیم نگیرید برای راهنمایی بیشتر با شماره های ما تماس بگیرید

      پاسخ دادن
  34. ali
    ali می گوید:

    پسری هستم که در خانواده مذهبی بزرگ شدم و خودم خیلی مذهبی نیستم واجبات را انجام میدم ولی آهنگ گوش میدم و فیلم زیرنویس دار نگاه میکنم و آزادی طلبم توی لباس پوشیدن و … , اماوالدین من اصرار دارند که با دختری چادری ازدواج کنم و دخترهای بیحجاب را افرادی نسبتا فاسد و دوست پسر باز میدانند و برای من چادر غیر قابل تحمل است و چیزی در وجودم من را ازار میدهد و میگوید دخترهای بیحجاب سختگیر نیستند و به خود بهتر میرسند و آزاد تر هستند و خوش اخلاقند, در وجودم نمیتوانم تا آخر عمر با این موضوع کنار بیام که به اجبار با چادری ازدواج کنم و این موضوع من را تا وقت ازدواج که شاید چند سال دیگه باشد هر روز آزار میدهد به آنها گفتم ولی قبول نمیکنند آنها زور میگویند و انتخاب من را محدود کرده اند,به دخترهای چادری هیچ جاذبه ای ندارم و آنها در نظرم زشت تلقی میشوند,حالا ۵ مشکل اساسی دارم , اول: چرا نمیتوانم با وجودم کنار بیام(فکر میکنم برا حس رقابت باشه و نشون بدم من هم زنی زیبا دارم و در وجودم راضی باشم که به آرزویم رسیدم و من هم مانند بچه های دانشگاهمان هستم و فرقی ندارم) ؟ دوم:چگونه والدین را راضی کنم(فکر میکنم یه مشاور بتونه به زور آنها را قانع بکنه) ؟ سوم: چادری ها (مذهبی ها) با من نمیخونن چه جوری بعدا با ماهواره و آهنگ گوش دادان و تیپ زدن و آزاد بودن و مدگرایی با من کنار بیان ؟ چهارم:اگر چادری باشه و زیبا هم باشه بازهم چادر آزارم میده و جلو تنوع را میگیره. پنجم : آیا خودم برم دنبال این قضیه و شخص مورد نظر را پیدا کنم یا بالاخره خانواده راضی به پیدا کردن چنین شخصیتی بشوند.

    >>>کمکم کنید با تشکر فراوان

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      با سلام
      در ابتدا باید بگویم که اصلاً اینگونه نیست نه همه دختر های بد حجاب آنگونه هستند و نه چادر چیز بدی است این بسته عقیده و نظر هر فرد در زندگی شخصی خویس می باشد بهتر است در این باره اظهار نظر کلی نشود زیرا صورت خوشی ندارد
      اما در جواب شما دوست عزیز باید بگویم که شما قرار است زن بگیرید و یا والدینتان؟
      با آنها صحبت کنید و بگویید که خواسته شما چگونه است بگویید اگر اینگونه باشد ازدواج نخواهید کرد بگویید با این وضع زندگی برای شما سخت است اما بدانید که باید احترام را نیز حفظ کنید در این زمینه با شماه های موجود در سایت تماس بگیرید تا مشاوره تلفنی شوید آنگونه بهتر می شود به شما کمک کرد.
      اما در باره ۵ موردی گه گفتید.
      مورد اول بسیار خطرناک است. احتمال می دهم که سن شما حدود ۲۱ تا ۲۳ سال باشد سن شما چقدر است؟
      شما هنوز درک خوبی از زندگی ندارید زیرا اگر هدفتان از ازدواج تنها زیابایی همسر و به رخ کشیدن آن است باید بدانید که کاملاً در اشتباه هستید. همسر شما می تواند زیبا باشد اما تنها برای خودتان.
      برای مورد دوم همانطور که گفته شد تماس بگیرید و وقت مشاوره بگیرید قطعاً یک مشاور می تواند والدین شما را آگاه کند.
      در مورد سوم این موضوع را عام نکنید همه آنگونه نیستند و البته این موضوع به خود هر فرد بستگی داشته و کاملاً شخصی می باشد شما مجبور به ازدواج با همچین خانمی با همچین طرز تفکری نیستید
      در مورد ۴ و ۵ هم بهتر است باز هم تاکید کنم آنگونه که به نظر می رسد ذهن شما آماده ازدواج نیست زیرا ملاک ها و تفکراتی دارید که خطرناک می باشد بنابراین حتماً با مرکز ما تماس گرفته و درخواست مشاوره دهید
      موفق باشید

      پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      علی جان هیچ سوالی پاک نمیشود فقط به دلیل مشغله زیاد ساعاتی خاص قادر به پاسخ گویی هستم عذر می خواهم اکنون جواب سوال شما را می دهم

      پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      علی جان هیچ سوالی پاک نمیشود فقط به دلیل مشغله زیاد ساعاتی خاص قادر به پاسخ گویی هستم عذر می خواهم اکنون جواب سوال شما را می دهم

      پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      بله حتماً
      جواب شما همینجا نمایش داده خواهد شد
      ………………………………………….
      خوب ضمن آرزو برای کسب موفقیت های بیشتر برای شما باید بگویم که بهتر است کمی هم به سن خود توجه کنید منظور من این نیست که ممکن است دیگر موردی پیش نیاید اما کمی هم بگذرد اوضاع به این خوبی نخواهد بود.
      ایشون فردی با صداقت است که در دیدار اول به احتمال زیاد به دلیل کم رویی خواتسگاری قبلی خود را بیان نکرده است اینگونه که معلوم است فردی با مسئولیت هم می باشد از این لحاظ و در این موارد خوب است اما یک نکته مهم این است که ایشون باید گذشته را فراموش کنند اصلاً دیگر نباید به آن موضوع فکر کنند اگر درصدی از ذهن ایشان آنجا باشد ازدواج بسیار خطرناک است البته در ایین مورد شما هم می توانید کمک کنید که فراموش کنند آن هم با محبت خود.
      به نظر فرد بدی نمی آیند بله شما م یتوانید نه به صورت مستقیم بلکه به صورت غیر مستقیم به ایشان بفهمانید که ازش خوشتان آمده و این مسائل اهمیتی ندارد می توانید بگویید از صداقت ایشان خوشتان امده.
      در این مورد مشاوران ما قطعاً می توانند کمک خوبی به شما بکنند

      پاسخ دادن
  35. غزل
    غزل می گوید:

    با تشکر حتما استفاده خواهم کرد.
    قرار بود هر دو فکر کنیم. اما با توجه به اینکه ایشان تماس نگرفته اگر این تصمیم یک طرفه از طرف من باشد درست است؟ اعتماد به نفس بالایی دارم اما در این مورد نگرانم که گفتن این مطلب حتی به صورتی که شما فرمودید به نوعی پیشنهاد ازدواج از طرف من نیست؟ واین تصور را برایش بوجود نمی آورد که من دختر متین و موقری نیستم. اگر پاسخ ایشان همان صحبت قبل باشد که شما را نمی تونم خوشبخت کنم چطور برخورد کنم؟

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      کمی دیگر هم صبر کنید و اگر خبری نشد توسط همان واسطه به گوشش برسانید و یا در یک ملاقات حضوری با او اینگونه بگویید که
      من فکرهایم را کرده ام نگرانی شما برای خوشبخت کردن من کاملاً قابل درک است با توجه به وضعیت جامعه شروع زندگی سخت است اما با تلاش دو نفر ما مشکلات قابل حل هستند بنابراین نگران مشکلات نباشید و آدم ها ، خانم و آقا با تلاش هم می توانند همه چیز را پشت سر بگذارند. اینگونه به صورت غیر مستقیم حرف های خود را زده اید در ادامه بگویید من هم باید تکلیف آینده خود را بدانم و برای آن تلاش کنم در ادامه اگر واکنشی از او ندیدید و یا تماس دیگری حاصل نشد دیگر به این موضوع ادامه ندهید.

      پاسخ دادن
  36. ستاره
    ستاره می گوید:

    سلام من دخترم و۲۰ سالمه از بچگی آرزوی داشتن یه پدر باغیرت و خوبو داشتم و همیشه انتظار داشتم با مردی که خیلی بزرگ تر از خودمه ازدواج کنم که هم برام همسر باشه و هم یه جورایی پدر یعنی کارایی که پدرم باید انجام میداد و ندادو به خوبی انجام بده ولی حالا برخلاف میلم یه پسر ۲۳ساله اومده خواستگاریم خونوادم قبول کردن ولی من نه چون کم سنه و مطمئنم اگه قبول کنم هم خودم وهم اونو بدبخت کردم هیچ حسی نمیتونم به پسرای زیر ۳۰ سال داشته باشم حتی ازشون خجالت نمیکشم و وقتی یه پسر جوون میبینم انگار دارم به یه بچه نگاه میکنم مردای بزرگو قوی رو دوس دارم دوس دارم بامردی حدود ۳۲ تا ۴۵ وحتی ۵۰ ساله ازدواج کنم نه کم تر و نه بیشترحتی پیش اومده که به یه مرد ۳۷ ساله علاقه مند شدم حالا میخوام به اون خواستگارم که خیلی با چیزی که انتظار داشتم متفاوته جواب رد بدم خیلی هم پسر خوبیه ولی ازش متنفرم چون کم سنه وضعیف به نظر میرسه من پدر خوبی نداشتم واین احساساتمم دست خودم نیست لطفا راهنماییم کنین چیکار باید بکنم؟من پدر خیلی ضعیفی دارم با این که هست ولی انگار نیست و کمبود پدر رو خیلی حس میکنم.

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      ستاره جان چرا با این تفکر میخوای آینده خودتو خراب کنی؟
      حرف شما درست که پدرتان آن احساس مردونه و حس غیرت را به شما نداده است اما اینکه شما می خواهید با فردی بالای ۳۰ سال ازدواج کنید رد صورتی که خودتان ۲۰ ساله هستید بسیار اشتباه است.
      شما خودتان هنوز بچه هستید ۲۰ سال سن مناسب ازدواج برای دختر نیست آن هم دقیقاً به خاطر وجود همچین تفکرات احساسی می باشد
      برای حل مشکل خود می توانید یک روز به اتفاق پدر به مرکز ما مراجعه کنید و ببینید که پدر شما هم می تواند مرد زندگی شما باشد
      به او فرصت دهید
      اما قطعاً به خواستگارتان جواب رد دهید زیرا با این تفکرات آینده ای برای این ازدواج وجد ندارد
      بنابراین در ابتدا جواب رد داده و اگر والدین از شما دلیل خواستند همین حرفهایی که به من زدید را به آنها هم بگویید
      اما یک توصیه مهم انتخاب همسر به عهده شماست و والدین می توانند شما را راهنمایی نمایند نه اینکه انتخاب کننده باشند و نکته دیگر اینکه شما مختارید هر اختلاف سنی که می خواهید را با همسرتان داشته باشید اما شک نکنید با فردی بیش از اختلاف سنی ۸ سال ازدواج کنید در آینده مشکل ساز خواهد بود البته استثناء هم وجود دارد
      حتی ۱۰ سال هم بد نمی باشد اما آن هم مشکلات خاص خود را دارد
      بنابراین کمی واقع بینانه و با تفکر بیشتر تصمیم گیری کنید
      موفق باشید

      پاسخ دادن
      • باران
        باران می گوید:

        با پدرم ؟؟؟!!!اون اصلا واسش مهم نیست ما کجاییم و چیکار میکنیم یه بار خواهرم از دستش خود کشی کرد بهش زنگ میزدیم نمیومد ببره آبجی بیچارمو بیمارستان حالا چطور میتونم انتظار داشته باشم باهام بیاد مرکز مشاوره

        پاسخ دادن
  37. نسیم
    نسیم می گوید:

    سلام. به نظرتون کسی که جلسه اول خواستگاری به خانم میگه شما به نظر مادی میایید و جلسه بعد که خانم بهش میگه مادیات از نظر من مهم نیست و جواب میده اتفاقا مادیات خیلی خوبه اصل کاره. خانم میگه بله به اندازه خودش مهم و خوبه اما یکی این خوب بودن برای هر کسی یه اندازه ای داره و یه تعریفی داره . مثلا یکی دوست داره همیشه هر مد جدید رو داشته باشه. اون گفت اتفاقا اینجور بودن خیلی هم خوبه. آقا بگه به نظر من خوبه که روی مد باشه و خرج کنه، چه قضاوتی در موردش می کنید؟
    این آدم میگه چون پدرش وضع مالی پایینی داشته از بچگی دنبال پول درآوردن بوده و به قول خودش بچگی و جووونی نکرده. اما حالا وضعش خیلی خوبه. اما با وجود گواهینامه ماشین نداره و غیر از محل کارش که راننده داره برای جاهای دیگه سوار اتوبوس میشه!

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      در رابطه با سوالتون باید بگم که اگر ایشون واقعا وضع مالی خوبی دارن و طرفدار مد و ولخرجی هستن پس چرا با اتوبوسرفت و امد میکنن؟
      از نظر من گفته های ایشون باهم ضد و نقیض هستن
      شما باید به طور کامل تحقیق کنید از اینکه چه نوع رفتار و شخصیتی دارن و خیلی چیزای دیگه برای اطمینان بیشتر هم میتونید تست ازدواج انجام بدید
      اما هیچ وقت با شک و تردید تصمیم نگیریدچون ممکنه عواقب بدی براتون داشته باشه
      بهتون شدیدا توصیه میکنم اگر مایل به ازدواج با ایشون هستید حتما وقت بیشتری رو برای آشنایی با ایشون اختصاص بدید.

      پاسخ دادن
  38. ستاره
    ستاره می گوید:

    سلام من قبلا در مورد مشکلم گفتم که دوست دارم بایه مرد ۳۰ سال به بالا ازدواج کنم ولی یه خواستگار ۲۲ ساله دارم علاوه بر این مشکلات یه چیزای دیگه هم هست ما چند تا خواهریم منم خواهر یکی مونده به آخرم و خواهرای بزرگ ترمم ازدواج نکردن و وضعیت مالی بسیار ضعیفی داریم که باعث شده خواهرام ازدواج نکنن ممکنه منم دیگه فرصتی نداشته باشم اگه این پسرو ردش کنم از زندگیم خستم ونیاز دارم یکی منو از این وضع نجات بده ولی خب اون پسر کم سنه و ضعیف باید چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام ستاره جان به شما توصیه می کنم با شماره های موجود رد سایت تماس بگیرید شما نیاز زیادی به مشاوره دارید

      پاسخ دادن
      • ناشناس
        ناشناس می گوید:

        شما هم میخایی با پسره ۳۰ ساله به بالا ازدواج کنید هم دوست دارید از این وضعیت نجات پیدا کنیدو ازدواج کنید اینطوری که نمیشه.به نظر من باید یکی از اینهارو در نظر بگیرید

        پاسخ دادن
        • باران
          باران می گوید:

          اینو نگین هرچند حقیقته ولی نمیتونم قبول کنم .خب راستش من مطمئنم همچین فرصتی برام پیش نمیاد آخه یه مرد ۳۰ سالمه ی مهربون باغیرت و….کلاچیزی که تو رویاهای منه و نمیتونه به حقیقت بپیونده

          پاسخ دادن
          • ناشناس
            ناشناس می گوید:

            یه کم عاقلانه فکر کن, تو یه دختر جوونی با یه عالمه احساس وشور زندگی, میخوای زن یه پیر مرد شی؟!!فقط چون مهربونه؟آینده تو به خاطر گذشته خراب نکن.مگه قراره آدم از همسرش خجالت بکشه؟ همین که بتونی باهمسرت دوست باشی خیلی بهتر از اینه که یه عمر از سر خجالت و نداشتن درک متقابل نتونی حرفتو بزنی…در ضمن همسر ایده آل تو خیلی زود پیر میشه!!! اونوقت تو تازه اوج جوونیته.به آینده ی بچه ت هم فکر کن.البته در مورد خواستگار الانت هم دقت کن اگه واقعا دوسش نداری خودتو از چاله ننداز تو چاه. ما هم چن تا دختریم,وضعیت مالی ضعیفی داریم,پدرمون هم اصلا ما براش مهم نیستیم….ولی زندگی میکنیم…خوشحالیم و به آیندمون امیدواریم, زن آدم سن بالا هم نمیخوایم بشیم….به خدا توکل کن و عاقل باش

  39. nasim
    nasim می گوید:

    سلام وخسته نباشید.من ۶ساله با پسرخالم دوست هستم.ما مشکلاته زیادی باهم داشتیم اما هر بار که میخواستم جدا شم طرفم تمامه تلاششو میکرد که منو از دست نده.بعضی وقتا از ادامه دادنه این رابطه خسته میشم.چون تفاوت بینه ما زیاده.اما اون قبول نداره.آخره هفته مادرش تصمیم گرفته تا با مادرم صحبت کنه.اما من امیدی ندارم.چون از لحاظه تحصیلات من لیسانس دارم واون دیپلمست.به نظره شما اگه مخالفتی از جانبه خانوادم شد مقاومت کنم یا رابطه رو به هر نحوی تموم کنم؟اینم بگم خانوادم از دوسیته طولانی مدته ما بی اطلاع هستن.مرسی

    پاسخ دادن
  40. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام.من یه دختر۲۷ ساله هستم.زندگی خوبی دارم یه خواهر هم بیشتر ندارم.از زندگیم خیلی راضی هستم و احساس خوشبختی زیادی می کنم.حسابی هم همه وقت هام پره و فرصت سر خاروندن هم ندارم به رشته تحصیلیم علاقه دارم و هر روز دارم خودم رو متخصص تر میکنم در اون.خلاصه همه چیز خوبه.من واقعا خیلی مواقع پیش خودم فکر می کنم من چرا باید ازواج کنم و خودم رو به دردسر بندازم.راسیتش تنها چیزی که ازدواج میتونه بهم بده رابطه جنسیش هست و از اونجایی که خیلی میل جنسی آنچنانی ندارم اینم واسم ارزشمند نیست.من اگرم یه موقع میل جنسیم بالا بره زمان های خاص قبل و یا بعد از پریودی هست که اینم به خاطر هرمون هاست.خلاصه من ازدواج رو مانع بزرگی بر سر راه خودم می بینم.چون از یه بر خیلی به آرامش و سکوت علاقه مندم و از فکر اینکه یه روزی مجبور به بچه دار شدن بشم حالم بد میشه.کلا خیلی دوست دارم که همه فرصتی که خدا بهم داده رو فقط واسه خودم و رسیدن به خواستم خرج کنم .من واقعا زندگی الانم رو دوست دارم و میترسم که موقعیتم رو از دست بدم و اینکه خودم رو میشناسم و میدونم که همزمان نمیتونم روی چندتا موضوع متمرکز بشم و از اونجایی که کارام همش فکریه و مخ زیادی می طلبه همین باعث شده که از ازدواج رو گردون بشم و به هیچ وجه حاظر نیستم هر کسی رو به عنوان خواستگار تو خونه راه بدم اصلا دوست ندارم از توقعاتم کم کنم چون مگه هر کس چند بار شانس زندگی کردن داره؟؟پس من باید عالی باشم.مثلا دوست دارم با مردی ازدواج کنم که اصلا بچه نخواد و اینکه اهل رفت و آمد نباشه و اینکه مردی باشه که یه کار در سطح عالی داشته باشه و عاشق کارش باشه و اونم مثل من همه وقتشو بزاره رو کارش مطمئنا اگر اینطوری باشه فرصت گیر دادن و امر و نهی به من رو نداره .حالا به نظر شما آیا اصلا من به درد ازدواج میخورم؟؟؟یا اینکه ازدواج واسه منی که همه چیزم اوکی هست میتونه خوب باشه؟؟یا اینکه اصلا مردی با این شرایطی که گفتم اصلا پیدا میشه؟؟ و اینکه آیا اگر من یه موقع ازدواج نکنم پشیمون میشم یا نه؟؟و اینکه نظرتون درباره طرز فکرم چیه؟؟؟
    ممنون

    پاسخ دادن
    • دکتر مهرآرا بهرامی
      دکتر مهرآرا بهرامی می گوید:

      سلام
      شما خیلی رویا پردازانه فکر می کنید
      خیلی خوشحالیم که اینقدر موفق هستید و این واقعاً مایه افتخار شما و خانواده است
      به شما توصیه میکنم اصلاً به دنبال شوهر نباشید چون همان فردی که زیاد به کار فکر کند نیازمند محبت است و اگر از شما نبیند قطعاً خیانت می کند
      بنابراین تفکر خود را تغییر داده و بعد به دنبال ازدواج باشید
      البته باید بگویم که این حسی که دارید قطعاً به مرور زمان عوض می شود زیرا طبیعت هر فردی این است که نیازمند عاطفه جنس مخالف است
      به امید موفقیت بیشتر شما

      پاسخ دادن
  41. رویا
    رویا می گوید:

    سلام ۱۸سالمه ۲ماهه که نامزدکردم ۱۲سال باهم اختلاف سنی داریم هیچ مشکل خاصی هم نداریم فقط اینکه اگه این اختلاف سنی خیلی مهمه ازش جداشم ممنون

    پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      سلام
      شما نامزد کرده اید و خیلی ساده دارید حرف از جدایی می زنید باید زودتر به این موضوع فکر میکردید
      در هر صورت اختلاف سنی ۱۲ سال ممکن است در ـینده مشکل ساز شود البته این موضوع کاملاً به خود فرد بستگی دارد بنابراین می توانید با مراجعه به مرکز ما از این موضوع مطمئن شوید

      پاسخ دادن
  42. شیدا
    شیدا می گوید:

    سلام من ۲۰ساله هستم ۲سال باپسری دوست شدم وبا اصرار من اومد خواستگاریم الانم حدود ۲سال است که نامزد هستیم و میخواهیم تابستون عروسی کنیم.نامزدم۲۷سالشه و تو دوران نامزدی منو چند بار کتک زده و خوانواده آنها زیاد موافق با ازدواجمون نیستن و مدام منو تحقیر میکنند که پسرشون ازمن سر هستش.نامزدم تا به الان چند بار بهم خیانت کرده ولی همه چی ماهرانه حل میکند.ولی من خیلی دوستش دارم و از نظر مالی و ظاهر و خانواده عالی دارن و اصلا دلم نمیاد از دستش بدم.به نظر شما بعد از ازدواج خیانت هاشو کنار میزاره؟در ضمن خیلی اصرار داره که چاق بشم و همیشه تاکید میکنه چاق دوست دارم

    پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      سلام شیدا جان
      شما مرتکب اشتباه بسیار بزرگی میشوید زیرا فردی که اینگونه عمل می کند بعد از ازدواج قطعاً دست به کارهای بدتری خواهد زد
      شک نکنید که خیانت های وی بعد از ازدواج هم ادامه دارد
      این حرف شما درست نیست که نمیخواهم او را از دست بدهم شما حاضرید با همچین آدمی با این همه خصوصیات بد زندگی کنید؟
      کاملاً اشتباه میکنید و تا دیر نشده است موضوع را جدا کنید
      به شما توصیه میکنیم قطعاً به مرکز ما مراجعه کنید
      کمی به فکر آینده خود باشید

      پاسخ دادن
  43. زهرا
    زهرا می گوید:

    با سلام
    من۲۰ سالمه و ظاهر زیبایی دارم و خانواده پولدار و دانشجو هستم و به دنبال کار و میدونم در آینده خیلی پیشرفت خواهم کرد وخواستگار های بهتری در آینده دارم.آلان همه خواستگارام اصلا ظاهرشون به دلم نمیشینه و اصلا دوستشون ندارم.الان چند ماهی است پسری ۲۵ساله عاشقم شده و خیلی اصرار میکنه که به خواستگاریم بیاد از این که اینقدر دوستم داره خیلی خوشحالم ولی من اصلا ظاهر و شخصیتشو دوست ندام به هیچ عنوان.الان ایشون سرآشپز یه رستوران و ۳میلیون درامدش هست.فعلا دانشجو رشته حقوق و داره واشه ارشد شرکت میکنه و به قول خودش میخواد شغل اصلیش وکالت باشه.نه خونه داره نه ماشین.فقط پس اندازی داره و میخواد رستوران بزنه.من نه شغل فعلی نه شخصیتشو دوست دارم ولی باید اعتراف کنم خیلی مودب و با اخلاق و حتی دوست دخترم نداشته.یه پسر شهرستانی.به نطر شما من میتونم باهاش کنار بیام وبعدا و به مرور زمان دوستش داشته باشم؟با اینکه قول داده همه شرایط مالی و تحصیلی که من دوست دارم به دست بیاره بعد بیاد خواستگاریم.یا منتظر بمونم خواستگارهای بهتر از این پیدا بشه؟

    پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      سلام
      شما هنوز به آن تفکر از ازدواج نرسیده اید ایشون پسر خوبی هستند و همه چیز ظاهر نمی باشد اگر ظاهری متناسب دارند نباید به ظاهر ایراد بگیرید اما اگر ایشون ملاک های شما برای ازدواج و همسر مناسب را ندارند انتخاب نکنید به خاطر داشته باشد باید توقع خود را هم کمی پایین بیاورید اما اگر فردی با ملاک های شما فاصله بسیاری دارد انتخاب نکنید که بعداً این موضوع را به خود به عنوان سرکوفت بیان خواهید کرد
      بنابراین در ابتدا ببینید اصلاً قصد ازدواج دارید و یا خیر و سپس درباره فرد مورد نظر فکر کنید
      البته یکسری شرایط برای شروع زندگی مانند خانه نیاز است

      پاسخ دادن
  44. عطیه
    عطیه می گوید:

    سلام و وقت بخیر.من دوستی دارم که به تازگی و خیلی سریع بخاطر اختلافات کوچیک(و شاید رو کم کردن)توافقی جدا شدن. با هردوشون(زن و شوهر)دوستی نزدیک دارم.
    فامیل هستن و ۱۱سال اختلاف سنی دارن. خانواده پسر گاهی دخالت میکردن و دختر هم بیشتر ناراحتیش از اینه و اینکه پسر خیلی به اونها وابستس.اما حالا بعده طلاق میگه خیلی راحتم و دیگه شوهرمو دوست ندارم.اما پسر خیلی ناراحته و به شدت پشیمونه اما بازهم به خانوادش وابستس.حالا میخواستم بدونم تو این شرایط خوبه وساطت کنم و شرایط صحبت دوباره اینهارو فراهم کنم؟ با تشکر فراوان

    پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      سلام
      بله بسیار پسندیده و خوب است زیرا خانم به خاطر لجبازی و پسر برای رو کم کنی این کار را کرده اند و حتی خانم با اینکه بیان میکند راحت است اما مطمئناً نطر دیگری دارد اما این کار شما یا باعث وصلت دوباره و یا جدایی کامل می شود بنابراین باید عواقب آن و البته جنبه مثبت آن را در نظر بگیرید توصیه می کنیم برای اینکار یکبار هم که شده با مشاورین ما تماس بگیرید تا راهنمایی شوید و البته با وصلت دوباره آن دو نفر وجدا ها را راحت کنید البته پسر نباید وابسته خانواده باشد و این موضوع می تواند توسط ی مشاور به کلی حل شود

      پاسخ دادن
  45. مهناز
    مهناز می گوید:

    سلام. چقدر طول میکشه که یک پسر دختر مورد علاقه اش را که پدر و مادرش با ازدواج آنها مخالف بوده اند فراموش کند؟ من مدتی است که به این پسر علاقمند شده ام و حاضرم به او پیشنهاد ازدواج بدهم.

    پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      سلام
      این موضوع کاملا به خود شخص بستگی دارد اما نقش شما می تواند بسیار کلیدی باشد
      شما می توانید گونه ای با او رفتار کنید و به او محبت کنید که وی نه تنها آن دختر را فراموش کرده بلکه شما را به عنوان ملکه زندگی خویش برگزیند
      بنابراین اگر همچین انتخابی دارید باید ضمن مشاوره گرفتن تلاش خود را انجام دهید
      البته پیشنهاد ازدواج اگر غیر مستقیم از سمت شما باشد بسیار بهتر است

      پاسخ دادن
  46. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    با آقایی برای برنامه ای ملاقات و تماس تلفنی داشتم. یکبار که همدیگر رو دیدیم بعد از حرفهای معمولی از من پرسید شما احساسی نسبت به من دارید و من جواب سربالا دادم و موضوع را عوض کردم. این آقا رفتار صمیمانه ای با من داشت. آیا ایشان نسبت به من احساسی داشته؟

    پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      سلام
      اینطور که به نظر می رسد ایشون احساسی نسبت به شما دارد اما از بیان آن خجالت می کشد
      شما هم باید با حفظ حرمت ها با او رفتار کنید تا این موضوع پیش برود سپس اگر درخواستی از طرف ایشون بیان شد باید این موضوع را با خانواده بیان کرده و به او بگویید که با خانواده شما صحبت کند
      ایشون احتمالاً در حال شناخت شما می باشد

      پاسخ دادن
  47. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    این آقا می دانست من نقاش هم هستم. یکبار از من پرسید که نقاشی چهره هم میکنید . من گفتم بله . پرسید منو می کشید که من جواب دادم خیر

    پاسخ دادن
  48. زهرا
    زهرا می گوید:

    ممنون از پاسختون.من ریاد به ظاهر ایراد نمیگیرم.برای من یه ظاهر متوسطم خوبه ولی این آقا صورت بسیار زشتی دارن من حتی حاظر نیستم لحظه ای به صورتش نگاه کنم.من واقعا قصدم ازدواج ولی متاسفانه ظاهر مناسبی ندارند

    پاسخ دادن
  49. محمدرضا
    محمدرضا می گوید:

    با سلام خدمت شما.من ۲۶ ساله هستم.مدتی است که با یکی از هم دانشگاهی های سابقم اشنا شدم.بعد از حدود ۷۰ روز به خواستگاری او رفتم و قبل از محرم بین ما صیغه محرمیت خوانده شد.و قرار عقد به تاریخ اخر دی محول شد.تا این مدت ما بتونیم راحتر با هم رفت و امد کنیم و بیشتر همدیگر بشناسیم.الان حدودا۴ ماه از اشنایی ما می گذرد و من بسیار از همسرم راضی هستم.ولی با اشنایی بیشتر متوجه شدم خانواده او از سطح فرهنگی و اجتماعی پایین تری از ما قرار دارند ودر حال حاضر ایشان از نظر رفتاری نتوانسته اند خواسته های من را ارضا کنند.البته تاثیر خانواده بر دخترشان در ابتدا بسیار مشهود بود ولی با خواست همسرم در این مدت بسیاری از رفتارهای بد مثل فحش دادن یا دعوا کردن در مراکز عمومی و…اصلاح شده و با علاقه ای که در او می بینم برای خوب شدن و باب میل من شدن من هم بسیار علاقه مند شدم به او.ولی می ترسم در اینده که میل وعلاقه او تعدیل می شود دوباره به حالت اول برگردد.و در ضمن نتوانم از ته دل و با میل با خانواده او رفت و امد کنم.در ضمن من در حال حاضر واقعا به او علاقه مندم.لطفا راهنماییم کنید.خیلی ممنون

    پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      سلام
      با توضیحاتی که دادید یعنی همسر شما در محافل عمومی فحش می دهند و یا خانواده ایشان؟
      با فرض کردن خانواده ایشان باید عرض کرد که شما با همسرتان ازدواج می کنید و نه خانواده ایشان
      هر خانواده ای مشکلات خاص خود را دارد و می تواند این مشکلات بر روی خود فرد تاثیر گذاشته و یا نگذارد
      بنابراین با توضیحات شما همسر شما در حال تغییر است و البته نگرانی شما برای بعد از ازدواج هم قابل درک
      بنابراین با همسرتان درباره نگرانی خود صحبت کنید به او بگویید که میترسید بعد از ازدواج رفتار ایشان عوض شود درست است که ایشون کتمان می کند اما خوبی این موضوع این است که ایشان درباره این مهم فکر می کند و خود او نیز در این موضوع ریز می شود سپس می توانید رفتار های او را زیر نظر گرفته و نتیجه ذلخواه را برداشت کنید
      البته در این میان مشاوره بسیار کمک خواهد کرد

      پاسخ دادن
  50. عاطفه
    عاطفه می گوید:

    من باپسری اشنا شدم که ازهمه نظر به خودم و خانوادم میخوره فقط این که رابطه دوستی نداشتم و قصدشون ازدواجه ولی چون در مکانی عمومی باهاش اشنا شدم نمیدونم به خانوادم چجور معرفی کنم به نظر شما اگه ازیکی دوستام بخوام که قبول کنه من به خانوادم بگم که دوستن واسطه مون بوده ومعرفی کرده و تمایل به اشنایی خانواده ها هست اشکال داره؟؟؟ چون خانواده هردومون مذهبین لطفا کمکم کنین

    پاسخ دادن
  51. هستی
    هستی می گوید:

    سلام من ۱۹ سالمه و هشت ماهه که ازدواج کردم دوسال نامزد بودم رابطمون خیلی با هم خوبه و عاشقانه همدیگرو دوس داریم و هیچ مشکل انچنانی با هم نداریم فقط … سه تا مشکل از طرف شوهرم ست ک واقعا نمیتونم تحملش کنم هر کاری هم کردم درست که نشده هیچ تازه بدتر هم شده.
    اولین مشکلش اینه که واسه من وقت نمیذاره ..صبح تا شب که سرکاره بعد هم میاد شامشو میخوره میره بیرون با رفیقاش اخرشب هم برمیگرده یعنی ساعت ۱۱ شب که موقع خوابه. و دومین مشکلش اینه که شوهرم مدواخ میکشه من اصلا از این کارش راضی نیسم با هر زبونی هم بهش فهموندم نمیخوام مصرف کنی انگار نه انگار و اما اخرین اختلاف .. اینکه زیاد خیلی زیاد سرش تو موبایلشه همیشه خدا هروقت ک بیرونه که بیرونه هرموقع هم میاد خونه این گوشیشو از خودش جدا نمیکمه تا هم میرم پیشش سریع صحفشو برمیگردونه تا من نبینم یا مثلا اگه من سمت راستش باشم گوشیشو میذاره سمت چپش و …. کلا رو گوشیش خیلی حساسه من حتی رمزش هم نمیدونم خیلی واسم سخته انقد واسه شوهرم غریبه باشم واسه هر سه تا مشکل همه راه ها رو رفتم اصلا نتیجه نداده لطفا کمکم کنید خیلی بهم سخت میگذره

    پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      سلام
      با این نفاسیر جالب است که می گویید مشکلی ندارید!
      هرکدام از مسائلی که گفتید ممکن است مشکل ساز شود
      برای هرکدام از مشکل هایی که گفتید راه حل هایی وجود دارد که البته نیازمند دانستن جزئیات بیشتر است
      در ابتدا با همسرتان صحبت کنید و این موضوع را با او در میان بگذارید سپس می توانید به صورت لحنی ناراضی بودن خود را بیان کنید و به او کمی شوک وارد کنید
      در ادامه همانطور که گفتم نیازمند جزئیات بیشتری هستیم
      با مرکز ما تماس بگیرید

      پاسخ دادن
    • ارزو
      ارزو می گوید:

      من اگه شوهرم اینجوری بود واقعا نگران میشدم خواهرم این مشکلا مشکلای بزرگیه من اگ بودم نمتونستم تحمل کنم یک فکر اساسی واسه زندگیت کن اگ شوهرمن بود ب یقین بهش شک میکردم

      پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      نمیتوان همچین حرفی را زد
      من خدمت شما عرض کردم که این موضوع را حداقل با مادر خود در میان بگذارید باید یکی از اعضای خانواده در جریان باشند
      راهکارهای بسیار بهتری برای بیان خواسته شما است
      با مرکز مشاوره تماس بگیرید

      پاسخ دادن
  52. raziyeh
    raziyeh می گوید:

    سلام خسته نباشید من دختری ۱۸ ساله هستم و خاستگاران زیادی دارم ولی واقعا تصمیم گیری برام مشکله من قبلا به کسی علاقه داشتم ولی احساس میکنم یکسری از مشکلات مانع ازدواج من با فرد مورد علاقه ام میشه تو این مدت خواب های زیادیم دیدم که میشه ولی باز دلم میگه نمیشه دعا هم زیاد میخونم حتی دعای مقاتل ابن سلمان چهل شب زیارت عاشورا هم خوندم از شما میخوام که راهنماییم کنید خاستگارایی که دارم واقعا از هر لحاظ عالین ولی به دلم نمیشینن حتی بغضی وقتا بعد از یه مدت پشیمون میشم که ردشون کردم ولی باز همین اشو همین کاسه لطفا راهنماییم کنید که چطور میتونم به خاستگارام جواب بدم ممنون

    پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      سلام راضیه جان
      این موضوع را مشخص کنی که شما به فردی علاقه داشتید و ایشون دیگر در زندگی شما نیست و یا هنوز هم ایشون در زندگی شما هستند؟
      البته برای مشاوره بهتر می توانید با شماره های ما تماس بگیرید
      درضمن بسیار خوب است که شما دعا می کنید این موضوع قطعاً شما را در زندگی یاری خواهد کرد

      پاسخ دادن
  53. raziyeh
    raziyeh می گوید:

    نه این فرد در زندگی من نیست من کلا اهل دوستی با جنس مخالف نیستم بنظر من ارزش یک دختر بیشتر ازاین هاست این فرد در زندگی من این نیست چون به این نتیجه رسیدم که این فرد مناسبی برای من نیست ولی واقعا به خاستگارام هم نمیتونم جواب بدم شب خاستگاری حس خیلی بدی دارم وحتی با خاستگارانم صحبت هم نمیکنم و در همون جلسه اول جواب رد میدهم واصلاانگار زبان و احساسم دست خودم نیست

    پاسخ دادن
  54. الی
    الی می گوید:

    سلام دختری ۲۱ ساله هستم دانشجو.الان یک ساله که با یکی از همکلاشی هام هستم و تو دانشگاه همه ما رو به چشم نامزد میبینن و خانواده ی این آقا هم به منزل ما اومدن و خانواده های دوطرف راضی هستن.ما خیلی به هم علاقه داریم هنوز هیچ خطبه ایی بینمون جاری نشده احساس میکنم که ما بهم محرم هستیم و برای طرفم ارزش زیادی قائلم اون هم علاقه ی زیادی بمن داره و از رفتارای این یه سالش دیگه علاقش بهم مشخص شده الان قضیه ی ما انقدر جدیه که بارها و بارها بمن گفته تو اگر بری من خورد میشم میمیرم تو هر جرو بحث کوچیکی ترس از رفتن منو داره اما یه سری چیزا هست که منو وادار به این کرده که به جدایی فکر کنم یا اینکه تو انتخابم شک کنم و اونا این هستن:اوال اینکه این آقا تو زمان ۱۸ سالگی توسط یه زن بیوه اغفال شده و دوباری با هم سکس داشتن که هر وقت من با ایشون سر این مورد حرف میزنم از احساس گناهش اشک میریزه و میدونم تقصیر کمی تو این ماجرا داشته
    مورد بعدی ایه که سیگار و قلیون کشیدن براش خیلی عادیه و اینکه امروز فهمیدم برای سنگ کلیش یه مدل نوشیدنی الکلی با درصد۵۲% مصرف کرده که نمیدونم اسمش چیه و میگه که دکتر بش گفته ۵%مصرف کن اما اشتباهی اینو براش اوردن تو خانواده هم که دست و روبوسی رو با دخترعمه و عموهاشو داره و دخترای فامیلشون بی حجاب میگردن جلوی پسرای فامیل ایشون مث من دانشجوئه و کار نداره و سربازی نرفته در ضمن ما با هم رابطه جنسی داشتیم ولی من هنوز دخترم اون زود عصبی میشه و من از این قضیه ناراحتم اما این آقا با تمام اینحرفا آدم خوبیه خیلی دلسوزه و من خیلی دوستش دارم تو رو خدا کمکم کنید بدجوری این سربه هوایش آزارم میده من باید چکار کنم?اگر ممکنه جوابو به ایمیلم بفرستید اگرم نه که همینجا جوابمو بدید اما خواهش میکنم جوابمو بدید من این آقا رو دوس دارم اما میترسم از اینکه تو آینده شکست بخورم…

    پاسخ دادن
    • دکتر شانه چی
      دکتر شانه چی می گوید:

      سلام
      مواردی که ذکر کردید و توضیحاتی که داید بسیار کامل بود
      الی جان به خاطر داشته باشید که زندگی و انتخاب یک فرد بسیار مهم است
      شما باید در مورد ایشون بیشتر تحقیق کنید و اما در ایشون به شما وابسته شده است و حتی خود شما وابسته شده اید
      در این زمینه یک مشاور می تواند بهتر تصمیم گیری کند.
      البته در رابطه خود با ایشون اشتباهاتی را مرتکب شده اید
      توصیه میکنم حتماً به یک مشاور مراجعه کنید
      با شماره های ما تماس بگیرید.

      پاسخ دادن
  55. سمانه
    سمانه می گوید:

    سلام من یه سوال داشتم .من ۳سال پیش یکی از همکارام ازم خاستگاری کرد ومن طول دوسالی که باهاشون حرف میزدم به دلیل سطح فرهنگ وچیزای دیگه نذاشتم بیان خونمون تا اینکه اون اقا که مثلا عاشق من بود رفت زن گرفت وقتی فهمیدم خیلی ناراحت وداغون شدم بهش گفنم براش مهم نبود ولی بعد ۲ماه بعد عقدش برگشت و اصرار میکرد طلاقش بده وبا مامانم هم صحبت کرد خلاصه با امتناع من این مساله ۱۳ماهه طول کشیده واون آقا هنوز عقدن وظاهرا با نامزدشون اختلاف دارن من خیلی دوسشش دارم و نمیتونم فراموشش کنم از طرف دیگه ازشون کینه بدل گرفتم ونمیتونم با مردی که بازن دیگه بوده ازدواج کنم الان نمیدونم چکار کنم چون زندگی یه دختر دیگه خراب میشه و شاید با طلاق دادن اون من خوشبخت نشم.

    پاسخ دادن
  56. raziyeh
    raziyeh می گوید:

    سلام دکتر چرا جواب سوال منو ندادید من الان چهارتا موقعیت عالی برای ازدواج دارم و نیاز شدید برای راهنمایی شما میدونم ۱۸سال برای ازدواج زود ولی چون اکثر دخترای خانواده ما زیر ۱۷ سال ازدواج میکنن درگیری ذهنی اقوام این شده که چرا من ازدواج نمیکنم البته پدر خودم خیلی اسرار نداره ولی مادرم هم میگه باید ازدواج کنی ومن الان به شدت به راهنماییای شما احتیاج دارم ممنون

    پاسخ دادن
  57. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    معیار ازدواج سن نیست بلوغ جسمی و فکری ۱۸اتفاقا سن خیلی خوبیه چون سن هرچقدر بالاتر بره توقع هم بالاتر و انتخاب سختر میشه برای یه دختر ۱۸سال بهترین سن ازدواج

    پاسخ دادن
  58. hani
    hani می گوید:

    سلام من ۳سال با کسی آشنا شدم و قصد ازدواج داریم نزدیک به ۱سال هست کا خانواده ها در جریان رابطه ما هستن ولی هیچگونه اقدامی نمیکنندوپشت گوش می اندازن.خانوادهاون سنتی فکر میکنن و میگن همسر آینده پسرشون رو بایدخودشون براش پیدا کنن. از این طرف هم خانواده من فشار آوردن که چرا اقدامی نمیکنه.به شدت به راهنمایی شما نیاز دارم.ممنون

    پاسخ دادن
      • الی
        الی می گوید:

        سلام ، من خواهری دارم سی ساله خواستگارای تحصیل کرده وخوب زیاد داشت یا اونا نمیپسندیدن یا خانواده ام یه سال پیش یه خواستگار چتی خواهرم پیدا کرد یه ماه با هم دوست بودن قرار بود بیاد خواستگاری روز خواستگاری بهم زد وگفت مشکل پیش اومده و بعدا میام اما بعدش سر قرارهای بعدی با خواهرم به تفاهم نمیرسیدنو پسره به خواهرم گفت دیگه نمیخوامت ولی. خواهرم دیوانه وار عاشقش شد یکسال طول کشید مادرم راضی بود اما بقیه خونه واده نه هی اشتی وهی کشمکش بیناو خواهرم اما خواهرم همچنان عاشق بود روز به روز از غصه اب میشد ریزش موی شدید پیدا کرد تا اینکه باز با هم مرتبط شدن اما پسره اخلاق. نداره وخواهرمپ تحقیر میکنه تو خونه حبس نگهش میداره تعصبات خاصی داره ومن نگرانم که اینده خواهرم چی میشه ومادرم میگه دیگه خواستگاری وجود نداره و خواهرت سی سالشه باید گوشه خونه بمونه میگه پسره بعدا. تو زنگی اعتمادش بیشتر میشه وبا هم رابطه خوبی خواهند داشت وحالا من از شما راهنمایی میخوام خواهرمن دختری معمولیست و به اندازه خودش زیبایی داره و وضعییت مالی پدرم هم بد نیست لطفا منو از سر درگمی رها کنید ممنون

        پاسخ دادن
        • پاسخگو
          پاسخگو می گوید:

          دوست عزیز چه انتظاری دارید ؟ خواهر شما وابستگی زیادی ایجاد کرده و مادرتون هم موافقه و فکر میکنه اگر با این پسر ازدواج نکنه دیگه موقعیتی بدست نمیاره … البته در این مورد خواهر شما نقش بیشتری داره چون اگر به نشانه های زندگی توجه میکرد چنین موقعیتی رو نداشت و الان هم با وابستگی زیاد خودش رو به زندان اخلاق بد و متعصبانه یک فرد وارد کرده … پس میبینید که شانس تغییر دادن در این مواقع بسیار سخته چون خود فرد تمایلی نداره ببینه و تصمیم درستی رو بگیره

          پاسخ دادن
  59. نازلی
    نازلی می گوید:

    سلام دکتر . من ۲ ساله که با یه آقایی دوستم تمام شرایطش رو برای ازدواج قبول کردم با اینکه خیلی هاش شرایط ایده ال من نیست خیلی دوسش دارم اون هم همین طور خانواده هامون در جریانن حتی با برادرم هم صحبت کرده و ازش اجازه گرفته ولی یه مشکلی هست اینکه بعد دو سال هنوز داره سعی میکنه منو تغییر بده و همونطوری کنه که خودش میخواد من تو خونواده ازادی بزرگ شدم جلوی پسرای فامیل حجاب ندارم دست میدم بعد ۲۴ سال نمیتونم یهو عوض شم اینکه منو همینطوری که هستم نمیخواد اذیتم میکنه حرف از محرم نامحرم میزنه در صورتی که خودش پایبند نیست و خیلی کاراش مخالف دین هست .میخواد سر این موضوع که من خودممو تغییر نمیدم بهم بزنه. باید به خاطر عشقم باهاش کنار بیام؟ طوری رفتار کنم که قبولش ندارم ولی میدونم اون خوشحال میشه؟ یا خودم باشم و از دستش بدم ؟؟؟؟؟؟

    پاسخ دادن
  60. jalil
    jalil می گوید:

    salam
    asheghe dokhtari shode am ke ghablan aghd karde vali be dalayeli joda shode
    baad az tahghighat fahmidam dar morede jodaiesh rast gofte behem
    hala ma kheyli be ham vabaste shodim va mikhaym ezdevaj konim
    ama
    khanevadeye man sonati fekr mikonan va man hanuz natunestam majaraye aghdesho begam
    be nazaretun chetor mitunam in majara ro begam ke hame chiz be khubi pish bere va betunim ba ham ezdevaj konim??
    mamnoon

    پاسخ دادن
  61. شیدا
    شیدا می گوید:

    سلام من ۲۰ سالمه و چند هفته پیش یکی از فامیلامون منو به یه پسری که دنبال یه دختر نجیب بوده معرفی کرده و پسره به خواستگاریم اومد هم من هم ایشون از هم خوشمون اومد دقیقا هر خواسته ای که داشتم پسر داشت ولی همون جلسه اول که به خواستگاریم اومد و من و پسره به اتاق رفتیم که حرف بزنیم ولی پسره هیچ سوالی از من نپرسید من فقط سوال پرسیدم خیلی ساکت بود.جلسه دومم که رسمی اومدن خواستگاری منو نشون کردن و یه صیقه محرمیت بین ما خونده شد و شماره همدیگرو گرفتیم که یه مدت کوتاهی باهم رفت وآمد کنیم و بیشتر آشنا بشیم ول ی این آقا زیاد بمن زنگ نمیزنند و خیلی سرد برخورد میکند ول یخدا وکیلی خیلی احترام هم به خودم هم به خانوادم میزارند.من حس میکنم زیاد عاشقم نیست چی کار کنم یه رابطه عاشقانه عالی داشته باشیم؟
    من خیلی دوستش دارم به خدا ولی میخوام ایشونم منو دوست داشته باشه یعنی زیاد صحبت کنه درمورد آیندمون ولی همش سکوت میکنه من نمیدونم چجوری باهاش ارتباط برقرار کنم؟

    پاسخ دادن
  62. شیدا
    شیدا می گوید:

    در ضمن جلسه دوم که اومدن مادر پسره به پسرش گفت شما حرفی واسه گفتن ندارید دیگه؟گفت نه چی بگیم آخه بهم؟
    تو رو خدا کمکم کنید چیکار کنم رابطمون بهتر از این بشه؟در ضمن ما فقط ۲روزه که تلفنی صحبت میکنیم
    و هیچ قراری هم با هم نداشتیم تازه امشب من دعوتم خونشون

    پاسخ دادن
  63. زهرا
    زهرا می گوید:

    سلام ۲۰ سالمه و با خاستگارم ۱۳ سال تفاوت سنی دارم.همه ی شرایط و معیارهای مورد قبول من رو داره فقط ۱۳سال تفاوت سنی داریم ممکنه به خاطر این قضیه به مشکل بخوریم؟

    پاسخ دادن
  64. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    خواستگاری دارم که تا حالا چندین جلسه با هم حرف زدیم ولی به تفاهم نرسیدیم ولی بازم اصرار داره که بیشتر با هم حرف بزنیم ولی من دیگه دوست ندارم بیشتر از این ادامه بدم چطور من ایشون
    رو متقاعد کنم؟

    پاسخ دادن
  65. فريده
    فريده می گوید:

    سلام. من ٢۴ سالمه. دانشجوی پزشکی هستم. با یکی از همکلاسی هام خیلی صمیمی بودیم. از ٢ سال قبل ارتباطمون خیلی زیاد شد و به هم علاقه مند شدیم. ولی اون آقا به خاطر شرایط سنتی خانواده ش هیچوقت پا پیش نمیذاشت تا جایی که بالاخره هردو فهمیدیم که این علاقه وجود داره رابطه رو شروع کردیم. الان خانواده اونا میخوان که ما از هم جدا بشیم و بدون اینکه منو بشناسن مخالفت میکنن و میگن باید با دختری که ما میگیم و میشناسیم ازدواج کنی و از شهر خودشون باشه. الان جدا شدن برای هردوی ما وحشتناکه و اونا هم به هیچ طریقی راضی نمیشن. باید چیکار کنیم؟

    پاسخ دادن
  66. رعنا
    رعنا می گوید:

    با سلام و عرض خسته نباشید
    برادرم ۲۲ سالشه و حدود ۴ ساله که عاشق دختر عمم که شهرستان زندگی میکنن شده خانواده من بخصوص مادرم با این ازدواج مخالفه برادرم هیچ رقمه کوتاه نمی یاد و همچنان اونو می خواد دلیل مخالفت خانواده ما اینه که اولا سنشون پایینه و دیگه اینکه دختره ۶ ماه از برادرم بزرگ تره – برادرم تا دوم دبیرستان درس خونده و بیکاره- سربازی هم نرفته دختره لیسانس عمران داره از نظر تیپ و قیافه هم به شهرستانی ها نمی خوره ولی از لحاظ مالی ما خیلی از اونا سرتریم و دیگه اینکه ما با فامیل رابطه خیلی خوبی داریم به جر این عمم که حتی یک بارم خونشون نرفتیم و اونا هم همینطور برادرم اخلاقا پسر خیلی خوبیه و از این لحاظ زبان زد فامیله و به دلیل موقعیت شغلی و مالیش خیلی از دخترای فامیل حاضرن باهاش ازدواج کنن ولی خانواده اونا راضی هستن و همش برادرم و دعوت می کنن خونشون و عمم ازش می خواد که زودتر خانوادش و بفرسته خواستگاری دخترش ( از طرفی چند وقت پیش با دخترعمم که صحبت کردم می گفت هر جایی که می ره همه بهش می گن تو خودت و به زور چسبوندی به این خانواده و اونا نمی خوانت و از تو خیلی سرن دخترعمم هم چون خیلی مغروره کلا هرجا که می ره همه می گن طاووس اومده تو رو خدا یعنی برادرم بعد چهارسال عشقش واقعیه یا اینکه می تونه دختررو فراموش کنه دختره هر روز یه مدل لباس می پشه و ولخرجه و زندگی هزار تا خرج داره با اینکه پدرم یه واحد آپارتمان ۱۰۰ متری تو تهران به نامش زده و کمی هم پس انداز داره ولی ما موندیم که چی کار کنیم تو رو خدا راهنمایی کنید ما رو ببخشید خیلی حرف زدم که دقیق متوجه موضوع بشین .

    پاسخ دادن
  67. رعنا
    رعنا می گوید:

    ببخشید اونجا اشتباه زدم به دلیل موقعیت شغلی و مالی پدرم و اخلاق برادرم که دخترای فامیل دوست دارن با برادرم ازدواج کنن

    پاسخ دادن
  68. آلاله
    آلاله می گوید:

    سلام
    من ۲۱ سالمه سال آخر دانشگاهم الان دو تا خواستگار دارم که شرایطشون از نظر من ایده اله و تقریبا شبیه بهم! نمیتونم انتخاب کنم از طرفی به خاطر شرایط مالیمون نگرانم چون اگه جواب بدم باید تا دو سال حداقل نامزد باشیم تا جهاز من جور بشه خیلی سر گردونم تازه اون دوتا خونواده رو هم الاف کردم چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
  69. سمانه
    سمانه می گوید:

    سلام.خسته نباشید.من خواستگاری دارم که معلم است و ارشد هم می خونه.من خودمم کارشناسیم و امسال تموم میکنم.ایشون با شوهر خاله ام همکار هستن,شوهر خاله ام مارو برای هم معرفی کرد,۲هفته باهم آشنا شدیم,۲بارم همدیگرو ملاقات کردیم.ایشون منو خیلی پسندیدن,از هر لحاظ,اخلاق و قد و تیپ ایشون خیلی خوبه,مخصوصا اخلاقشون فوق العاده است.از نظر مالی کاملاابرای ازدواج آماده اند.شرایطشون عالیه.فقط من از نظر قیافه خیلی به دلم ننشسته.خیلی خیلی دو دلم.خواهش میکنم راهنمایی کنید.واقعا نمیدونم چیکار کنم؟از یه طرف قیافش به دلم ننشسته,از یه طرف خیلی بیشتر از نظر اخلاقی بهم شباهت و تفاهم داریم.۲۲سالمه.ایشون ۲۹

    پاسخ دادن
  70. سمانه
    سمانه می گوید:

    باید عرض کنم من تک دخترم و فقط ۱برادر دارم.ایشون ۶خواهر و ۱برادر دارن.پرجمعیتن برعکس خانواده من که کم جمعیت و جوان هستند,پدر و مادر ایشون فوت کردن من همیشه دوست داشتم خانواده همسرم مثل خانواده من باشند,بنظرتون در ازدواج اینهامعیار هستند؟یا طرز فکرم اشتباه است؟۱خواهر و برادرشون مجرد هستند و مسئولیتشون با این اقا هست؟البته گفتن ۲واحد آپارتمان می خرن,و در خونه مشترک زندگی نخواهیم کرد.البته بزرگن یکی ۲۰دیگری ۲۳سالشه,فقط میترسم همه اینها مشکل ساز باشه.نظرتون چیه؟بعضی وقت لیاقت منن شرایطه ولی خونوادشم مثل اشن,منکر میکما باشن.

    پاسخ دادن
  71. سمانه
    سمانه می گوید:

    بعضی وقتا میگم لیاقت من همچین اقایی هست,ولی خونوادشم مثل خونواده من باشه,جمله اخرم این بود عذر میخوام اشتباه تایپ کردم.بنظرتون طرز تفکرم درسته؟لطفا راهنمایی کنید,خیلی سر در گم شدم.ب

    پاسخ دادن
  72. سوین
    سوین می گوید:

    سلام
    ۶ماهه با پسری آشنا شده ام که دوماهی میشه به دلیل مشغله کاری کمتر یادم میکرد کمی رفتارش سرد شده و سعی میکرد منو از سرشش باز کنه همین موضوع باعث شد بهم پیشنهاد بده یک ماهی با هم قطع رابطه کنیم تا اخلاقمونو درست کنیم ولی من تحملشو ندارم و خیلی عذاب میکشم آیا اون بنظرتون هنوز بمن علاقه دارد؟یا پای کس دیگری در میانه؟

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      شاید دیگه بهتون علاقه نداره شما هم نباید الکی به پاش بشینی و مطمئن شو که اگر واقعأ به شما علاقه داشته باشه خودش برمیگرده

      پاسخ دادن
  73. صدف
    صدف می گوید:

    با سلام خسته نباشید ممنون از سایت خوبتون من قبلا عاشق یه پسری بودم که قرار بود با هم ازدواج کنیم اما به دلایلی جا زد و همه چیو تموم کرد من خیلی دوسش داشتم ولی نمیدونم قسمت هم نبودیم الان یه خواستگار دارم چن بار جواب رد دادم اما دس بردار نیست عشق قبلیم از نظر قیافه همه چی اونی بود که خودم میخواستم اما… این خواستگارمم از نظر تیپ و قیافه خوبه ولی مهرش به دلم هم میشینه هم نه البته اینو میدونم که همه چی به قیافه نیست من باهاش هم کلامم نشدم فقط دیدمش اما نمیدونم چرا همش با اون مقایسش میکنم کلافه ام بعضی وقتا هیچ میلی به ازدواج ندارم همش ترس دارم پیش خودم میگم جواب رد میدم تا بره اما وقتی فکرش میکنم میگم خب بالاخره که باید یه روزی جواب بدم تو رو خدا کمکم کنید گیر کردم چیکار کنم؟؟؟

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      اگه پسر خوبیه اشتباه نکن شما نباید به اون یکی فکر کنی اون دیگه رفته باید از ذهنت بیرونش کنی تا بتونی بهتر تصمیم بگیرهی به نظر من که میتونی از مشاوره هم کمک بگیری

      پاسخ دادن
  74. fahime
    fahime می گوید:

    سلام.دختر ۲۵ ساله ای هستم که ۱۵ ماه قبل در دوران عقد(دوران عقد۱۰ ماه) جدا شده ام.معلم هستم و دانشجوی کارشناسی ارشد.تو این مدت بخاطر موقعیت خود و خانواده خواستگارای زیادی داشتم اما همه رو رد کردم.۳ماه قبل برادر دامادمون پیشنهاد ازدواج داد ومن خواستم که با هم اشنا شیم اما ایشون نه تماسی گرفتن تو این مدت و نه اینکه ملاقاتی داشتیم.حدودا ۱۲ بار با هم چت کردیم تواین مدت.مشکم باهاش اینه که ادم بی تفاوتی هستش(فکر میکنم)البته همه اینارو پای نجابتش میذارن.و خودشم میگه بخاطراحترامی که به خانوادتون دارم صمیمی نمیشم.واقعا موندم چه جوابی بهش بدم چون پسر خوبیه ،از نظر فرهنگی و اعتقادی شبیه هم هستیم وموقعیت اجتماعی خوبی داره فقط مشکلم اینه که نکنه ادم سردی باشه خصوصا که من فرد عاطفی و احساسی هستم
    ممنون

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      به نظر من که بهش بگو بیاد خواستگاریت وقتی رابطتون حالت رسمی گرفت اونموقع باهاش رفت و آمد کنید اگر بازم همینطوری بود که ممکنه واقعأ آدم سردی باشه

      پاسخ دادن
  75. meysam
    meysam می گوید:

    با سلام.پسری هستم ۲۴ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد.از بچگی عاشق دختری بودم که از فامیل هست و اختلاف سنیمون هم ۳سال هست.سه سال پیش بیشتر به هم نزدیک شدیم و ۲سال رابطه ی دوستی داشتیم.این خانم هم میدونست که من واسه ی ازدواج میخوامش.الان نزدیک یک ساله که کات کردیم و از دلایلش میتونم به زود جوش بودن هر دومون و بهث های زیاد نام ببرم که علتش هم بیشتر عدم تصمیم گیری جدی از جانب ایشون بود.ولی من همچنان خواهان ازدواج هستم و ایشون مخالفت میکنه و علتش رو هم واقعی نبودن حس من نسبت به خودش میگه.ولی من فکر میکنم موقعیت بهتری رو میخوان.لطفا راهنماییم کنین

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      شما باید یه جورایی بهش بفهمونی که عشقت واقعیه و نشونش بدی اگر بازم اعتنا نکرد شاید الکی بهونه میاره و دنبال یک موقعیت بهتره

      پاسخ دادن
  76. هدیه
    هدیه می گوید:

    سلام.من ۲۱سالمه ۲ سال پیش با یکی از همکلاسیام که ۲سال ازم بزرگتره آشنا شدم.از نظر فرهنگی یخورده باهم فرق داریم تابستون سره مسایلی باهم تموم کردیمو مجددا از مهر باهم ارتباط داریم.پسریه ک دوس داره یسره ابراز علاقه کنم منت بکشم یا بعضی وقتا سر یه بحثی جریانات گذشته رو ک اصلا ب دعوامون ربط نداره میاره وسط و من اصلا ازین موضوع راضی نیستم دیشبم سرهمین مسیله بهم گفت تموم کنیم منم گفتم باشه ولی پشیمون شده و من دیگه جواب ندادم.به نظرتون صلاحه من دوباره باهاش حرف بزنم؟

    پاسخ دادن
  77. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام خسته نباشید،
    موضوع اینه که من ۶ سال هست که با آقایی رابطه دارم. قبل از اینکه با ایشون آشنا بشم به پسر عموم علاقه داشتم. البته اون موقع خیلی بچه بودم و مثلا علاقه ام خیلی شدید بود. بعدش وارد رابطه شدم با دوستم. اقرار میکنم که اون موقع چون خیلی بچه بودم واقعا هدفی از ایجاد رابطه نداشتم و فقط در مقابل پا فشاری های ایشون جواب مثبت دادم. حالا عمر این رابطه شده ۶ ساااال !!
    ایشون هم الان رفته سربازی و میخواد دو ماه دیگه بیاد خواستگاری. مشکلی که الان من دارم اینه که احساس میکنم میزان علاقه ام به اندازه ایشون نیست. و دچار یک نوع وسواس فکری شدم. همش حس میکنم به پس عموم علاقه دارم حتی به خود دوستم هم این قضیه رو گفتم ولی اون بیچاره چون دوسم داره با این شرایط کنار اومده. حتی میگه اگه اون اومد خواستگاریت من از زندگیت میرم کنار. من کلافه شدم دوست ندارم یکسره پسر عموم توی ذهنم بیاد. دوست ندارم همش نامزدمو با اون مقایسه کنم یا فکر کنم به اون بیشتر حس دارم.
    حالا که همه چیز داره درست میشه،مادرم موافقت کرده و خانواده اون هم موافقت کردن دوست ندارم اینجوری بشه. حس عذاب وجدان داره دیوونم میکنه. هم خودمو عذاب میدم هم اون بیچاره رو.
    در آخر هم یکم از شرایطمون بگم. هر دو ۲۳ سال سن داریم. اون لیسانس عمران داره و من هم دانشجوی فوق لیسانس. وضع مالی هردومون هم خوب هست. واقعا مسوولیت پذیر و با عرضه است و علاقه اش رو به من ثابت کرده تو این چند سال. از پس خودش و زندگی هم به خوبی برمیاد.
    خواهش میکنم کمکم کنید و راهی نشونم بدید تا به آرامش برسم.
    ممنونم

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      باید از همون اول راجع به احساساتتون به ایشون خوب فکر میکردی نه بعد از ۶ سال ولی بازم اگر نسبت به دوست داشتنت تردید داری باید قبل از ازدواج دقت کنی و درست تصمیم بگیری که بعدأ پشیمون نشی

      پاسخ دادن
  78. فاطمه
    فاطمه می گوید:

    سلام.به فال ازدواج قرانی که باحروف ابجد ازطریق اسم پسرودخترو اسم مادر هردو طرف گرفته میشود چه قدر میشود اعتماد کرد؟؟؟؟اخه برای من بد دراومده ومیگه به سرانجام نمیرسه….

    پاسخ دادن
  79. حامد
    حامد می گوید:

    سلام پسری هستم ۲۰ ساله با یه دختر که از من ۵سال بزرگتره در ارتباطم خیلی دختر خوبیه با نماز و با خدا خیلی همدیگه رو دوست داریم دوست دارم بهش پیشنهاد ازدواج بدم اما نمیدونم میشه یا نه یعنی اختلاف سنی ما که اون ۵سال از من بزرگتره باعث مشکل میشه یا نه؟توروخدا کمکم کنید. در ضمن من تازه تو راهنمایی و رانندگی مشغول به کار شدم/ میخوام بدونم چون دختره ۵ سال از من بزرگتره مشکلی پیش میاد یا نه

    پاسخ دادن
  80. سارا
    سارا می گوید:

    ازدواج پسری که وضع زندگی عالی دارد و پدر او پزشک و مادر فوق لیسانس و خواهرش پزشک عمومی دارد عاشق دختری که پدرش کارگر ساده و مادرش خانه دار است و برادرش پیش پدرش کار می کند به نضر شما ازدواج اینها چگونه خواهد شد ؟ اگر برای مشاوره پیش شما بیاید شما چگونه او را مشاوره می کنید ؟ چه سوالاتی از او می پرسید ؟
    ممنون می شوم اگر راهنماییم کنید

    پاسخ دادن
  81. ساناز
    ساناز می گوید:

    سلام من دختر منطقی و به قول دوستام خشک بودم که حالا حالا ها از یکی خوشم نمیومد ولی الان یه خواستگار دارم که در یه مدت خیلی کوتاه آشنایی واقعا ازش خوشم اومده حتی بقیه هم از من تعجب کردن ولی یه مشکلی که دارم اینه که ایشون تو همون هفته اول مسائل جنسی رو مطرح کردن و اینکه نوع خاصی از روابط که به نظرم عادی نیست رو خواستن(البته بعد ازدواج) و برای ازدواج خیلی عجله داره با اینکه من ۲ ماه فرصت آشنایی خواستم. میخوام بدونم این طبیعیه که ایشون اینقدر زود به این مسائل پرداختن؟ البته با درخواست من برای تاخیر انداختن صحبت دراین باره موافقت کرده.
    درضمن نمیدونم شیوه سوال پرسیدن همینه یا فقط نظر سنجی هستش این؟

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      ممکنه طبیعی باشه. ولی این مسائل و مطرح کردنشون در آدمای مختلف متفاوت میباشد البته در ازدواج نباید عجولانه تصمیم گرفت شما به زمان بیشتری احتیاج دارین

      پاسخ دادن
  82. ailana
    ailana می گوید:

    سلام.ببخشید من ۱۷سالمه ی مشکلی هس…..
    من و ی نفره دیوونه ی همیم ولیـ
    من الان با اون تو ی شهر نیستیم ی جورایی ….
    اون مشهده من کرج
    دلم میخواد بهش بگم که ی طوری ازم ناراحت نشه
    من میخوامش خیلی دوسش دارم
    لطفا کمک کنین لطفا:”(

    پاسخ دادن
  83. ساناز
    ساناز می گوید:

    چرا جواب نمیدین؟ البته توضیح بدم که ایشون کلا عجوله حتی اس ام اس هم که میده زود باید جواب بدی. ولی به غیر این در هر مسئله ای که با هم صحبت کردیم با هم هم عقیده بودیم

    پاسخ دادن
  84. saeed
    saeed می گوید:

    سلام اقای دکتر
    من ۲۳ سالمه.توی خونه چند وقته که میگن ازدواج ازدواج.هم مادرمینا واسم کیس های مختلف پیدا میکنن و دوست و آشنا.
    من خودم بایکی از هم کلاسیمام رفیقم.تاحالا درمورد ازواج باهم صحبت نکردیم من به خونواده گفتم یه همچین ادمی هست نظر شما راجبهش چیه.اونا یه ایراد گرفتن که میگن ما خانواده کم جمعیتی(۴ نفریم)اون نفر مقابل یه کم زیادن (۹ نفرن اند) این ایرادو از من گرفتن و میگن نه.
    من میخواستم نظر شمارو بدونم و راهنماییم کنید
    تشکر

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      اگه خانوادت موردای خوبی رو برات در نظر گرفتن میتونی به اونا هم فکر کنی البته اگه زیاد عاشق طرف نشدی اگه نه که باید رو تصمیم خودت بمونیو پافشاری کنی

      پاسخ دادن
  85. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    salam man ta hala dost pesaraye ziyadi dashtam albate na rabetehaye anchenani, vali alan nemitonam tasmim be ezdevaj begiram mitarsam k in ravabet ro zendegim tasirate badi bezare be nazare shoma chekar konam?

    پاسخ دادن
  86. ema
    ema می گوید:

    من یه خواستگار دارم که خودش ازم خواستگاری کرده البته با پدرم هم صحبت کرده اما هنوز خانواده اش بی اطلاع هستن من چیکار کنم؟

    پاسخ دادن
  87. mahnaz
    mahnaz می گوید:

    با سلام. من دختری هستم ۲۷ ساله دانشجوی کارشناسی ارشد. حدود یه سال قبل با یه آقایی آشنا شدم که ایشان استاد دانشگاه بودن و از اول هم با قصد ازدواج اومدن جلو. بعد از ۵ ماه ایشان به من گفتند که متاهل هستند و خیلی وقته که میخان از همدیگه جدا بشن منکه خیلی شوکه شده بودم رابطه مو با این آقا کات کردم بعداز چند ماه دوباره با اصرار اون رابطه رو باهاش شروع کردم چون گفتن مراحل آخر طلاق هستند. در این مدت چندبار خانواده همسرش با من تماس گرفته و من را مسبب این طلاق میدونن حالا موندم چیکار کنم با این آقا ازدواج کنم یا نه؟ البته این رو هم بگم که این آقا بسیار باشخصیت و باسواد میباشند و مذهبی هستند و اخلاقشون هم خوبه و همه خوب بودنش رو تایید میکنند و فقط میگویید به خاطر مشکلاتی که داشتیم چند ساله میخاستم از زنم جدا بشم و به خاطر مشکلاتم این رابطه رو با من شروع کرده. خواهش میکنم راهنمایی کنید اگه با این آقا ازدواج کنم مشکل دارد یا نه. البته من خیلی اصرار کردم که برگرده پیش زن خودش ولی میگه حتی اگه توهم باهام ازدواج نکنی برنمیگردم و تنها زندگی میکنم

    پاسخ دادن
  88. mahnaz
    mahnaz می گوید:

    این رو هم بگم که ترس من فقط به خاطر اینه که بعدا هم به خاطر یکی دیگه نخواد که از من هم جدا بشه و این بلا سر من هم بیاد.

    پاسخ دادن
  89. مهدی
    مهدی می گوید:

    با سلام پسری هستم ۱۹ ساله من یک دختر عمو دارم یک سال از خودم کوچکتره من دختر عموم رو خیلی دوست دارم ولی به دلیل مشکلات ازدواج فامیلی از بازگو کردن این مسئله با خانواده ام هراس دارم ولی هر کاری میکنم از فکرش نمیتونم بیرون بیام لطفاً شما به طور کامل راهنماییم فرمایید ممنون.

    پاسخ دادن
  90. ناشناس
    ناشناس می گوید:

    سلام
    من دختری ۳۰ ساله هستم.مدت۸ماهه با پسری آشنا شدم که ۳۱ سالشهاز نظر اخلاق خیلی خوبه،کاملا از خانواده ش مستقله ،درآمد خوبی هم داره.مشکل من اینه که ایشون کچل هستن ولی قول دادن که مو بکارن،در ضمن من لیسانس دارم و ایشون دانشگاه نرفتن ولی من ازشون خواستم که درسشون رو ادامه بدن و الان مدتی هست که دارن ادامه تحصیل میدن.یه مشکل دیگه اینکه گاهی قیافه شو دوست دارم و گاهی نه.بقیه ی شرایطش رو دوست دارم سر دوراهی موندم آیا قیافه خیلی مهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ دادن
  91. ناراحت
    ناراحت می گوید:

    درود بر مدیر و مشاوران سایت و دوستان…لطفا راهنماییم کنید…
    در حال حاضر ۲خواستگار دارم که میخام بینشون یکی رو انتخاب کنم اما نمیدونم کدوم…حالا شرایط هر دو رو میگم شما راهنمایی کنید با تشکر
    نفر اول:متولد۱۳۵۸ ،لیسانس مدیریت صنعتی ،استخدام تو شرکت نفت…
    نفر دوم:پسر خالم میشه که متولد ۱۳۵۹ ،دیپلمه،شغل آزاد(یه جورایی کارای بنگاه داری بیشتر میکنه)

    خانوادم میگن نفر اول رو نمیشناسیم؛خانوادشون خیلی پرجمعیت هستن(خیلی زیادن) و تو نمیتونی جوابگوی همشون باشی(تو مهمونیها_تو عروسی_تو رفت و آمد خونوادگی و…)؛تحقیق کردیم میگن تو گذشته باباش دست بزن داشته و زنشو هر صبح و بعدازظهر میزده حالا خانوادم میگن شاید پسرش هم مثل خودش باشه…میگن مغرور بنظر میاد چون به کار و شغلش مینازه(یه پست مهمی تو نفت داره و در نتیجه حقوقه بالایی داره)……و اینکه خانوادم میگن ( چون یه بار خواهرش که دوستمه بهم گفته بود داداشم زود رنجه)اگر زود رنج باشه یعنی قهر قهرو هستش و زندگی با مردی که قهر میکنه سخته…

    از طرف دیگه پسر خالم (رک بگم)شنیدم؛ شنیدم که اهل خلافه…دوست دختر داشته…اهل مشروب و قمار هم هست(با خودتون نگین من خولم که دارم رو این مورد فکر میکنم با وجود اینکه خودم میدونم که پسر خالم چطوریه آخه خونوادم اصرار میکنن) چون خونوادم میگن اگر با پسر خالت حرف بزنیم این کارارو ترک میکنه و درست میشه…
    حالا شما بگین من چیکار کنم؟؟؟؟؟با پسر خالم حرف بزنم یا این جور آدما درست بشو نیستن؟؟؟؟با نفر اول چیکار کنم؟؟؟؟

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید:

      به نظر من که نباید گول حرفاشو خورد اینکه پسرا اولش با خانواما خوب حرف میزنن طبیعیه ولی اینکه مطمئن بشید خوبه وبایدبیشتر رفت و آمد کنید و تحقیقات لازم رو هم انجام بدین در ضمن شما میتونید از مشاوره هم کمک بگیرید

      پاسخ دادن
  92. ناراحت
    ناراحت می گوید:

    یه چیزه دیگه اینکه یکسال فبل با نفر اول(شرکت نفتیه) صحبت کردم و خیلی رسمی و کمی باغرور حرف میزد و حتی موقعیکه خواهرش درآورد گفت داداشم زود رنجه اون هول شد و گفت نه نه من زودرنج نیستم فقط زود قهر میکنم زود هم آشتی…در نهایت جواب نه بهشون دادم…حالا بعد از یکسال دوباره اومدن و این بار که با پسره حرف زدم (تلفنی)خیلی مهربون حرف میزد میگفت من شادم و اهل بخشش بالاییم و از خودش تعریف میکرد و همچنین حرفایی رو میزد که خانمها تحت تاثیر قرار میگیرن…یعنی خواسته مخ زنی کنه؟؟؟؟
    خودم لیسانسه هستم و اختلاف سنسم با هم دوشون۹و۱۰ساله…کاری به اختلاف سنی ندارم…با سن بالای مردا مشکلی ندارم…حالا بنظرتون من چیکار کنم؟؟؟

    پاسخ دادن
  93. دریا
    دریا می گوید:

    سلام دختری ۲۷ ساله هستم. خواستگاری داشتم که ۳ بار از من خواستگاری کرد که آخرین بار هم ۴ ماه پسش بود. ایشان از آشناهای ما هستند. هر ۳ بار به پیشنهاد ایشان جواب منفی دادم(به دلیل اینکه شرایط ازدواج را نداشتم) اما حالا پشیمانم و خیلی ذهنم رو درگیر کرده و دوست دارم ایشان باز از من خواستگاری کنند تا جواب مثبت بدهم .احساس میکنم اگر خودم به خواهر ایشان بگویم که پشیمانم خودم را سبک میکنم و دیگر ارزشو احترامی برایشان نخواهم داشت. خواهش میکنم کمکم کنید چکار کنم.

    پاسخ دادن
  94. Pardis Fatalian
    Pardis Fatalian می گوید:

    سلام .من پردیس هستم .دختری ۱۹ساله.من در سن ۱۴سالگی عاشق ی پسری شدم ک اونقدر زیبا بود ک همه عاشقش بودن این پسر ک اسمش مهراد بود باهم دوست شدیم چون فامیل بودیم اون ی سال از من بزرگتر بود و من دیوونه و شیداش بودم اونقد ک ب تته پته میافتادم وقتی باهاش حرف میزدم تا اینکه اون پیسنهاد بدی ب من داد و من ردش کردم اونم سری هفته منو ول کرد از اون شب تا سن ۱۷سالگیم من درتب عشقش سوختم و خاکستر شدم اما ی کی ب اسم دانیال زندگیمو نجات دادو وارد زندگیم شد اون منو ب خودش علاقمند کرد و عاشقم شد منم دوسش داشتم ولی ن اونقدی ک مهرادو دوست داشتم تا اینکه بهم خیانت کردو من بخشیدم حالا بعد دو سال اون قصد ازدواج با من داده و از من میخاد ک چهار سال صبر کنم اون هم سن منه و وضع مالی باباش تقریبا خوبه پسر با شخصیت و شوخو خوبیه ولی شیطونه و هنوز بزرگ نشده و ن زندگیش مشخصه ن ایندش ن کارش .واسه همین من میخام کنارش بزارم اما اون کنار نمیادو میگه بری میکشم خودمو و من عاشق توامو از این حرفا…
    توروخدا راهنماییم کنید ک چ کار کنم .و من هنوز عاشق مهرادم .ن اون شخصی ک هست من عاشق چیزیم ک تو ذهن خودم از مهراد ساختمو و دوسش دارم .خفخان گرفتم جوونیم داده نابود میشه ..کمک

    پاسخ دادن
    • Anonymous
      Anonymous می گوید: