ازدواج با وجود ناراضی بودن خانواده

ازدواج با وجود مخالفت خانواده و وقتی همه ساز مخالف می زنند!

مخالفت خانواده با ازدواج

” از وقتی یادم میاد من حتی تو انتخاب یه دکوری برای خونه نظرم ارزش نداشته چه برسه تصمیم برای ازدواج با کسی که خودم انتخاب کردم.

خانواده م نمی خوان باور کنن که منم بزرگ شدم و حق دارم برای زندگیم تصمیم بگیرم.

پدر و مادرم با ازدواجم مخالفن، میگن هنوز زوده برات، ما اون دختر و خانواده ش نمی شناسیم، صبر کن شرایطتت بهتر شه خودمون برات بهترین زن رو انتخاب می کنیم!

نمی دونم چی کار کنم. نه جرئت اینو دارم که از حق خودم دفاع کنم و نه می تونم از عشقم دست بکشم.

سایت مشاوره ازدواج
ازدواج با وجود مخالفت خانواده

نمی دونم باید کدوم انتخاب کنم؟

خانواده ام یا کسی که واقعا دوستش دارم ؟

سوال یک جوان از بخش کامنت ها

ازدواج مهم ترین تصمیم زندگی هرفرد و پیوند میان دو خانواده است.

این آغاز باهم بودن، اگر با رضایت و پذیرش خانواده ها صورت گیرد می تواند دلپذیرتر و توام با آرامش و رضایت باشد.

در شرایطی هم که خانواده ها به این وصلت رضایت ندهند و ساز مخالف بزنند، ازدواج اگر هم به سرانجام برسد، با تلخی و تنش همراه است.

درگذشته که ازدواج سنتی، پیوند خویشاوندی و انتخاب خانواده ها حرف اول را می زد، چالش اصلی ازدواج اجباری بود.

در حالی که چالش ازدواج اجباری کم رنگ شده اما چالش و دغدغه شایع جوان ها ازدواج اختیاری با وجود مخالفت خانواده ها است.

شاید مانند نمونه بالا، در نگاهه اول افراد به انتخاب فکر کنند. انتخاب میان خانواده و کسی که شیفته او هستند.

مسلما انتخاب میان خانواده، یا معشوق نه تنها انتخابی سخت، بلکه انتخابی نادرست در پایان راه است.

مخالفت خانواده ها با ازدواج

رضایت خانواده ها برای ازدواج به خصوص در جامعه ما شرطی بسیار مهم است. هرچند که ازدواج باید با توافق دختر و پسر صورت گیرد، اما رضایت والدین یکی از شروط اصلی ازدواج است که در نبود آن، مشکلات زیادی برای زوج به وجود خواهد آمد.

ازدواج تصمیمی مهم است که به خودی خود با استرس همراه می باشد و حتی در شرایطی که دو نفر تصور می کنند که همه جوانب را در نظر گرفته اند می تواند بار روانی زیادی را به وجود آورد؛ این فشار روانی زمانی که شرایط فراهم نباشد و یا والدین با این ازدواج مخالف هستند، می تواند چند برابر هم شود.

اهمیت رضایت خانواده ها برای ازدواج

ازدواج فقط پیوند دو نفر نیست، بلکه پیوند دو خانواده و دو فرهنگ است. طرز فکر، عقاید، رفتار و طرز برخورد خانواده همسر تاثیر بسیار زیادی روی شما و زندگیتان دارد؛ پس این باور که بگویید من با خودش ازدواج می کنم نه خانوده اش، باوری کاملا غلط است. عدم رضایت خانواده تاثیرات زیادی روی زندگی آینده شما خواهد داشت.

ازدواج در حالی که خانواده ها ناراضی هستند ممکن است باعث طرد شدن، قطع ارتباط با والدین و در نتیجه بروز تنش و اضطراب و حتی احساس گناه در شما شود. همچنین در این حالت شما از حمایت و پشتیبانی خانواده در شرایط بروز مشکلات محروم خواهید شد.

تاثیر منفی دیگری که ازدواج بدون کسب رضایت والدین می تواند داشته باشد، این است که فرزندان شما نمی توانند با والدین و فامیل شما در ارتباط باشند. بنابراین اگر در چنین شرایطی قرار دارید که خانواده با ازدواج شما با فرد موردنظرتان مخالفت هستند، بهتر است با آن ها صحبت کنید و رضایت آن ها را جلب نمایید.

عمده ترین دلایل مخالفت خانواده با ازدواج

مخالفت خانواده ها می تواند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ابراز شود.

در مخالفت غیر مستقیم خانواده روی خوشی به تصمیم فرزندشان نشان نمی دهند یا به گرمی از ازدواج و انتخاب او استقبال نمی کنند.

به عنوان مثال والدین ممکن است بگویند:

“ما نظری نداریم، هر جور میل خودته، علف باید به دهن بزی شیرین باشه، تو قراره باهاش زندگی کنی ببین می تونی باهاش ده سال دیگه بسازی و همینجوری عاشقش بمونی؟”

دلایل مخالفت خانواده با ازدواج

دلایل مخالفت خانواده با ازدواج را می توان در تقسیم بندی زیر مطرح نمود:

رایج ترین دلایلی که باعث مخالفت خانواده ها با ازدواج فرزندشان می شود، عبارتند از:

عدم وجود ثبات مالی به دلیل مخالفت خانواده با ازدواج

یکی از مهم ترین آیتم های ازدواج در دنیای امروز وضعیت اقتصادی است، زیرا در صورت نبود شرایط مالی مناسب زوجین با مشکلات زیادی روبرو خواهند شد. در نتیجه خانواده ها خصوصا خانواده پسر، در صورتی که فرزندش شرایط مالی مناسبی نداشته باشد، با او مخالفت می کنند و یا در صورت رضایت آن ها، به احتمال زیاد، خانواده دختر با چنین شرایطی موافقت نخواهد کرد.

عدم بلوغ فکری پسر و یا دختر

برخی از والدین به جهت اینکه از بلوغ فکری فرزند خود و یا طرف مقابلش اطمینان ندارند، با ازدواج آن ها مخالفت می کنند؛ زیرامی دانند که ازدواج در چنین شرایطی می تواند با پشیمانی همراه باشد. در چنین شرایطی بهترین کار مشورت گرفتن از یک مشاور است تا به صورت مناسب با فرزند خود برخورد نمایند.

عدم رضایت نسبت گزینه انتخابی فرزندشان

یکی از دلایلی که خانواده ها با ازدواج فرزند خود مخالفت می کنند این است که انتخاب او مورد تاییدشان نیست. عدم رضایت در مواردی مثل تناسب فرهنگی، سن فرد، شخصیت فرد، وجهه اجتماعی و وضعیت اقتصادی خانواده طرف مقابل می باشد. گاهی نیز این عدم مخالفت فقط براساس یک قضاوت نادرست از طرف مقابل می باشد.

از دیگر مواردی که باعث مخالفت خانواده ها می شود می توان به مسائل زیر اشاره کرد:
  • طرف مقابل را از نظر عقبه خانوادگی نمی پذیرند.
  • در ازدواج های غیرسنتی، نحوه و محل آشنایی دو طرف می تواند برای خانواده ها قابل قبول نباشد و باعث مخالفت آن ها با این ازدواج شود.
  • سرعت آشنایی و تصمیم گیری به ازدواج از نظر آن ها زیاد است و این خطرناک به نظر می رسد.
  • سن ازدواج نیز می تواند برای آن ها قابل قبول نباشد.
  • تصمیماتی که فرزندشان در گذشته داشته است، باعث ایجاد ذهنیت منفی و عدم اطمینان از انتخاب او شده است و این مساله زمینه ساز بروز مخالفت با انتخاب او می شود.
  • در بعضی از خانواده ها فرزندان باید به ترتیب ازدواج کنند، در نتیجه وجود خواهر یا برادر بزرگ تر می تواند باعث مخالفت با ازدواج فرزند کوچکتر شود.
  • بعضی از خانواده ها فرد دیگری را برای فرزند خود انتخاب کرده اند که از نظر آن ها بسیار مناسب است و بر انتخاب خود اصرار دارند و با ازدواج فرزندشان با فرد دیگر مخالفت می کنند.
  • گاهی اوقات شرایطی وجود دارد که باعث ایجاد ترس از مستقل شدن و جدایی در خانواده می شود و در نتیجه این ترس باعث مخالفت با ازدواج فرد می گردد. برای مثال وابستگی شدید مادر به پسرش باعث می شود، عروسش را مانند رقیبی تصور کند که باعث جدایی او از پسرش خواهد شد.

این نکته را در نظر داشته باشید که دلایل مخالفت خانواده ها می تواند منطقی و معقول نباشند، زیرا والدین نیز عاری از اشتباه نیستند، در هر حال کسب رضایت آن ها برای ازدواج یکی از شروط مهم است. در ادامه مشکلاتی که آغاز زندگی مشترک بدون جلب رضایت خانواده ایجاد می کند را بیان می کنیم و سپس راه کارهایی که می تواند به کسب رضایت خانواده کمک کند، پیشنهاد خواهیم کرد.

دلایل مخالف خانواده ها با ازدواج

برای ازدواج زود است

خانواده ها ممکن است معتقد باشند فرزندشان هنوز به رشد و بلوغ عاطفی لازم نرسیده اند و انتخاب شان نادرست و یک انتخاب زودگذر و موقتی است که باید مقابل آن بیاستند.

دلیل مخالفت خانواده پسر ممکن است این باشد که پسرشان هنوز از نظر شغلی در وضعیت باثباتی قرار ندارد یا اینکه هنوز خدمت سربازی اش را تمام نکرده.

خانواده دختر نیز ادامه تحصیل دخترشان را ملاک قرار می دهند و ممکن است ازدواج را مانع پیشرفت فرزندشان بدانند و با او مخالفت کنند.

شرایط مالی برای ازدواج مهیا نیست

آماده نبودن جهیزیه کامل یکی از دلایل مخالفت خانواده دختر است.

خانواده پسر نیز ممکن است نداشتن بوجه کافی جهت مخارج عروسی، تهیه خانه و… را به عنوان دلیل مخالفت خود بیان کنند.

از انتخاب فرزندشان ناراضی هستند

ممکن است والدین به قضاوت روی آورند و بگویند

” پسرم ساده ست فریب دختر مردم رو خورده، دخترم یه کم صبر کنه عشق و عاشقی از سرش بیفته می فهمه من چی می گم”.

زندگی با طعم مخالفت والدین

ازدواج با وجود مخالفت والدین دردسرها و مشکلاتی دارد که ممکن است در ابتدا چندان به چشم نیاید.

از جمله پیامدهای احتمالی ازدواج با وجود مخالفت والدین می توان به موارد زیر اشاره نمود:

عدم حمایت عاطفی

وقتی دختر و پسر وارد خانواده ای می شوند که چندان مشتاق و خواهان حضورش نباشند، ممکن است مورد بی مهری قرار گیرند.

کم محلی، سرزنش، انتقاد یا بی حرمتی، بخصوص برای خانم ها که از روحیه حساس تری برخوردارند، مشکل ساز می شود.

عدم حمایت مالی

ممکن است والدین با محروم کردن فرزندشان از دارایی یا میراث شان، همچنان به سرپیچی فرزندشان پاسخ دهند.

از دست دادن حمایت مالی در شرایط بحران مالی، بی کاری و مشکلات اقتصادی، و یا از دست دادن رفاه مالی که در خانه پدری داشته اند می تواند باعث تنش و مشکل گردد.

احساس تنهایی

احساس تنهایی در شرایطی که نیاز به کمک خانواده دارند (به عنوان مثال بعد از به دنیا آوردن فرزند، یا بعد از دعوا و کشمکش با همسر)، یکی دیگر از تبعات ازدواج با وجود مخالفت خانواده است.

در این شرایط حتی ممکن است زن و مرد یکدیگر را مقصر دانسته و اوضاع را بدتر کنند یا بگویند: بخاطر تو خانواده م منو رها کردن.

دلایل مخالفت خانواده با ازدواج

یارکشی کنید

شاید مطرح کردن مشکل تان با یکی از اقوام مورد احترام خانواده، شرایط را به نفع تان تغییر دهد.

علاوه بر این، ممکن است با این کار خانواده از میزان جدیت و تلاش یا چاره اندیشی تان بیشتر متوجه اهمیت مسئله شوند.

  • کمک گرفتن از روانشناسان و مشاوران: مشورت با یک متخصص علاوه بر این باعث می شود به خودشناسی بیشتری دست پیدا کنید، در پیدا کردن دلیل و راه حل این مشکل نیز کمک کننده است.

سوء تفاهم ها را برطرف کنید

  • مخالفت والدین اگرچه از روی خیرخواهی و نگرانی است اما نداشتن شناخت و آشنایی کافی نیز می توان باعث سوءتفاهم شود.

بنابراین سعی کنید فرصت شناخت بهتر برای والدین را فراهم کنید. از آن ها بخواهید بعد از آشنایی بیشتر مجددا تصمیم خود را بیان کنند.

مشکلات آغاز زندگی مشترک بدون جلب رضایت خانواده ها

عدم حمایت مالی:

وضعیت اقتصادی و ثبات مالی یکی از مهم ترین مسائلی است که در ازدواج باید در نظر گرفت. زمانی که زوج بدون کسب رضایت خانواده زندگی مشترک خود را شروع می کنند، خانواده ها نیز حمایت مالی خود را از آن ها قطع می کنند؛ این مساله به خصوص برای زوج هایی که از نظر مالی به ثبات نرسیده اند می تواند بسیار سخت و چالش برانگیز شود؛ حتی گاهی این اتفاق باعث می شود که خانواده ها فرزند خود را به طور کلی از ارث و دارایی های خود محروم نماید.

عدم حمایت عاطفی:

ممکن است در ابتدای ازدواج، احساس علاقه و هیجانات ناشی از آن باعث شود که طرفین به عدم حمایت عاطفی و بی مهری های خانواده، توجهی نشان ندهند، اما به مرور زمان و با کاهش و ثبات هیجانات اولیه، زوج متوجه تاثیرات بی مهری و نیاز به حمایت عاطفی از طرف خانواده را متوجه می شوند.

عدم حمایت عاطفی خانواده‌ها مواردی مثل سرزنش، بی حرمتی، کم محلی و انتقاد در مقابل دیگران است که برای خانم ها که روحیه‌ای حساس تر دارند بسیار سخت و آزار دهنده است.

احساس بی پناهی زوجین:

زوج ها در زمان های مختلف به ویژه در ابتدای ازدواج، به کمک و حضور والدین خود نیاز دارند، اما زوجی که بدون کسب رضایت خانواده ازدواج می کنند، در این شرایط احساس تنهایی و بی تکیه گاهی می کند. این احساسات منفی می تواند باعث کشمکش هایی در بین زوج شود و آن ها یکدیگر را مقصر طرد شدن از طرف خانواده بدانند، این درگیری های گاها می تواند باعث از بین رفتن حرمت ها در زندگی مشترک شود.

تاثیر منفی روی کیفیت رابطه:

اکثر خانواده ها، زمانی که فرزندشان بدون رضایت آن ها ازدواج می کند با آن ها قطع ارتباط می نمایند و بعضی نیز ارتباط خود را بدون پذیرش همسر فرزندشان ادامه می دهند. بدیهی است که معاشرت و رفت و آمد در چنین ازدواجی با تنش و اختلاف مواجه می شود. حتی اگر بعد از مدتی ازدواج زوج را بپذیرند، حس منفی آن ها نسبت به عروس و یا داماد ادامه دار خواهد بود.این موضوع می تواند بر کیفیت زندگی زوج اثرگذار باشد. برای مثال زمانی که زوج با مشکلی مواجه می شوند، خانواده با سرزنش و نظرات منفی به این مشکل دامن می زند.

مشکلاتی که زوج پس از ازدواج بدون رضایت والدین با آن دسته و پنجه نرم می کنند، عبارتند از:

نتایج مطالعات انجام گرفته، نشان می دهد که احتمال طلاق در ازدواج هایی که بدون رضایت والدین اتفاق می افتد، بسیار افزایش می یابد.

البته زوج هایی وجود دارند که علی رغم ازدواج با وجود مخالفت خانواده، موفق و شاد هستند و والدین نیز ازدواج آن ها را پذیرفته و نظرشان را تغییر داده اند، اما این موارد استثنا هستند، بنابراین بهتر است برای داشتن ازدواجی موفق، رضایت آن ها را کسب کنید.

مخالفت شدید خانواده با ازدواج

مخالفت پایان راه نیست!

قبل از این که مخالفت خانواده را به شانس و تقدیر نسبت دهیم و به زمین و زمان پرخاش کنیم یا تسلیم و افسرده شویم، لازم است به فکر راه حل باشیم.

  • اول از همه نقش خودتان در این شرایط را بررسی کنید:

این که نام دختر مورد نظرتان را از لیست ازدواج خود خط بزنید چون: “به دل مادرم ننشسته”

و یا تا چهل سالگی مجرد بمانید چون پدرتان به بهانه های خاص همه خواستگارهای تان را رد می کند. دلایل خوبی است که به نقش خود در این شرایط بیشتر فکر کنید.

مسلما توانایی ابراز وجود و مهارت بیان خواسته ها، احساسات و اهداف تان از زندگی، نه تنها در شرایط کنونی بلکه در سایر زمینه های زندگی نیز ضروری است.

راه کارهایی برای جلب رضایت خانواده برای ازدواج

برای جلب رضایت خانواده اولین اصلی را که باید در نظر بگیرید،حفظ حرمت و احترام والدین است؛ بنابراین خودتان حرمت ها را حفظ کنید و به طرف مقابلتان نیز این موضوع را یادآوری نمایید.

راه کارهایی که برای جلب رضایت خانواده پیشنهاد می کنیم عبارتند از:

  • با والدین خود صحبت کنید و به حرف های آن ها گوش دهید و دیدگاه آن ها را بشنوید.
  • شخص مورد نظر خود را در شرایط مناسب و به درستی معرفی کنید.
  • والدین خود را درک کنید، آن ها خوشبختی شما را می خواهند.
  • با رفتار خود به آن ها نشان دهید که از انتخاب خود مطمئین هستید و مسئولیت انتخابتان را به عهده می گیرید.
  • در کمال احترام با خانواده در این باره گفت و گو کنید.
  • سعی نکنید با لجبازی و انتقاد چیزی را درست کنید، زیرا این کار فقط اوضاع را بدتر می کند.
  • بهتر است قبل از بیان تصمیم برای ازدواج، ارتباط عاطفی خود را از خانواده مخفی نگه ندارید و آن ها را به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم از وجود فردی در زندگی خود آگاه کنید، تا به صورت ناگهانی با تصمیم ازدواج شما مواجه نشوند.
  • با جبهه گیری و بحث و مشاجره با نارضایتی والدین خود برخورد نکنید.
  • برای راضی کردن خانواده از واسطه مورد اعتماد و مورد پذیرش والدین خود کمک بگیرید.
  • از خانواده ی خود بخواهید تا فرصتی برای آشنایی و تصمیم گیری را به شما و خودشان بدهند.
  • در مورد دیدگاه، نظر و معیارهای خود در مورد ازدواج با آن ها صحبت کنید.
  • گاهی اوقات راضی کردن یکی از والدین آسان تر بوده و می تواند به کسب رضایت از والد دوم بسیار کمک کند. برای مثال می توانید مادر خود را راضی کنید، در نهایت او در کسب رضایت از پدرتان نیز کمک خواهد کرد.
  • کمک گرفتن از یک مشاور مجرب می تواند در این زمینه بسیار مفید باشد.
مخالفت خانواده با ازدواج و جلب رضایت خانواده

نکات پایانی ازدواج با مخالفت والدین

هر فرد این حق را دارد که شریک زندگی خودش را انتخاب کند. پس اگر شما کسی را پیدا کرده اید که مطمئن هستید می توانید ادامه زندگی را با او باشید، هیچ اشکالی ندارد. مخالفت والدین با فرد مورد نظر شما می تواند باعث ایجاد فشار روحی زیادی شود، ولی شما می توانید با راهکارهای ارائه شده، برای جلب رضایت آن ها تلاش کنید.

اکثر والدین زمانی که متوجه می شوند، ازدواج با فرد موردنظر فرزندشان باعث خوشبختی و رضایت او از زندگی می شود، از مخالفت دست بر می دارند. اگر در موقعیتی هستید که خانواده شما یا طرف مقابلتان با ازدواج شما مخالف است، قبل از هر چیز باید احترام و حرمت ها را حفظ کرده و در کمال احترام رضایت والدین را جلب کنید.

اما اگر به هر دلیلی تصمیم گرفتید که علیرغم وجود مخالفت ها، ازدواج کنید باید تمام جوانب این کار را بسنجید و مسئولیت آن را به عهده بگیرید؛ بدون آمادگی لازم برای پذیرفتن مسئولیت و نتایج این کار، زندگی و آینده خود و طرف مقابل را به خطر می اندازید.

در صورتی که این نوع ازدواج را انتخاب کردید و هنوز بعد از ازدواج این اتفاق مورد پذیرش والدین شما نیست و همسرتان را دوست ندارند، بهتر است در مورد روابط با آن ها مرزهایی را مشخص کنید و در مورد محدودیت ها با آن ها صحبت کنید، این کار باعث می شود عدم پذیرش والدین صدمه ای به زندگی مشترک شما وارد نکند.

کمک گرفتن از یک مشاور متخصص و مجرب در تمامی این مراحل می تواند بسیار کمک کننده و موثر باشد.

ازدواج با وجود ناراضی بودن خانواده

تمامی مشکلات و مسائل مربوط به شروع زندگی و دغدغه های پسر و دختر برای فراهم کردن مشخصه های یک شروع زندگی یک طرف و راضی کردن خانواده برای ازدواج با فرد مورد نظر طرف دیگر خیلی مشکلات اقتصادی و فراهم کردن شرایط ازدواج آسان است که والدین نیز با سخت گیری ها و سنگ اندازی های خود بر آن افزوده و شرایط بسیار بدی را برای دختران و پسران رقم می زنند.

تمامی این نکات که والدین به فکر فرزندان خود بوده و آنان خوشبختی فرزندان خود را می خواهند درست است اما در بسیاری از موارد والدین به صورت غرض ورزانه به مسائل نگاه کرده و با ایراداتی که می گیرند نه تنها فرزند خود را سرافکنده کرده بلکه ضربه بسیار بزرگی به جامعه و اجتماع می زند. با این کار سن ازدواج بالا رفته و فساد در کشور افزایش میابد.

line-separator

مخالفت خانواده های خود

با این حال بسیاری از جوانان که مخالفت خانواده های خود را می بینند و البته این مخالفت ها دلایل خاصی دارد یعنی که مثلاً فرد مورد نظر ما تنها به خاطر نداشتن ماشین و یا دلایل پیش پا افتاده رد می شود با وجود مخالفت والدین خود ازدواج کرده و عواقب آن را به جان می خرند.

این مسائل بیشتر برای پسران اتفاق می افتد و عواقبی همچون عدم کمک والدین برای شروع زندگی که بسیار مهم بوده و یا قطع رابطه و ضربات روحی وارده بر جوان را در بر دارد.

line-separator

طبق نظر اکثر کارشناسان اینگونه زندگی ها سختی های دوچندان داشته و مدیریت و صبوری بیشتری از جوان را می طلبد تا زمانی که همه چیز طبق روال شده و مسائل عادی شود بنابراین توصیه ما به جوانان این است که در انتخاب خود دقت کرده سپس با سیاستی خاص والدین را در جریان گذاشته و سعی کنند بدون مخالفت آنان ازدواج کنند تا زندگی خوب و خوش را داشته باشند.

سایر سوالات خود را در بخش کامنت مطرح کنید:

  • چگونه خانواده پسر را راضی به ازدواج کنیم
  • مخالفت شدید خانواده دختر با ازدواج
  • دعای راضی شدن پدر دختر برای ازدواج
  • مخالفت خانواده با ازدواج
  • چگونه مادر دختری را راضی به ازدواج کنیم
  • مخالفت شدید خانواده پسر با ازدواج
  • دعا برای راضی شدن خانواده پسر به ازدواج

برای خواندن مقاله های بیشتر در رابطه با این موضوع به سایت ازدواج مراجعه کنید

منبع:مشاورکو

سوالات متداول

۱ - آیا هر مخالفتی از سوی والدین بد و مشکل ساز است؟

اگرچه ممکن است والدین در شناخت یا قضاوت دچار سوء تفاهم شوند اما به هر حال مخالفت والدین معمولا از روی خیرخواهی و دلسوزی است. مخالفت خانواده ممکن است به دلیل نامناسب بودن شرایط اقتصادی، عدم آمادگی فرزند برای تشکیل زندگی و یا سبک مستبدانه تصمیم گیری در خانواده باشد. همچنین نقش فرزندان در این شرایط، عدم ابراز وجود، ناتوانی در بیان خواسته ها و احساسات خود و ترس از پذیرش مسئولیت نیز به مخالفت و بی اعتمادی بیشتر والدین دامن می زند.

۲ - ازدواج با وجود مخالفت والدین چه مشکلاتی را در پی دارد؟

ازدواج علارغم مخالفت والدین می تواند باعث تجربه شرایطی ناخوشایند شود. کم محلی و پذیرفته نشدن از سوی خانواده همسر، احساس تنهایی و جدا شدن از خانواده، از دست دادن حمایت مالی گذشته از جمله مشکلات نارضایتی خانواده از ازدواج است که باید از قبل نسبت به آن آگاهی داشت.

۳ - در برخورد با مخالفت خانواده چه راهکاری کمک کننده است؟

اگر با دلایل منطقی از انتخاب و تصمیم خود برای ازدواج اطمینان دارید می توانید برای تغییر نگرش شان تلاش کنید.  صحبت کردن با خانواده، کمک گرفتن از یک واسطه، دریافت کمک های تخصصی روانشناسان و همچنین برطرف کردن سوء تفاهم ها و قضاوت های نادرست می تواند راهگشا باشد.

413 پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر
  1. Shima
    Shima گفته:

    سلام دختری ۲۵ ساله هستم حدود ۲ ساله به یکی از همکلاسی هام که از شهر دیگریه علاقمندم و چند ماه هستش که هر دو فارغ التحصیل شدیم و دندانپزشک هستیم یک سال اول را برای شناخت هم وقت گذاشتیم و من کم کم به ایشان علاقمند شدم و بعد از یک سال به خواستگاری من آمدند پدر به هیچ عنوان رضایت نمی ده ومیگه چون هم شهری و هم مذهب ما نیستن شناختی ندارن من به ایشون میگم که به شهرشون بره تحقیق کنه ببینه چه جورین اگه چیز بدی دید و شنید منو توجیه کنه که به دردم نمیخوره ولی ایشون ندیده و نشناخته میگه نه و گرچه تو این یک سال چند بار پدر ایشون و خودشون با پدر صحبت کردن اما پدر راضی نمیشه ما همدیگر رو خیلیییی دوست داریم و واقعا هیچ مشکلی نداریم و ایشون از هر لحاظ برازنده هستند و من بدون آون نمیتونم زندگی کنم همه زندگیم شده و این چند ماهی که فارغ التحصیل شدیم و ازش دورم به شدت افسرده شدم و نمیدونم چیکار کنم از طرفی عشقم ناراحته و بهم میگه چرا هیچ تلاشی نمیکنم آون پدرم رو نمیشناسه که به حرف هیچکس توجهی نمیکنه واقعا افسرده و سردگم هستم و نمیدونم بدون آون چطور زندگی کنم

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام دوست عزیز اگر شما واقعا به شناخت رسیدید و ایشون ملاک ها و شرایط شما رو دارند و فرهنگی و اعتقادی شباهت دارید و با مشکل مواجه نخواهید شد و تنها مشکل پدر شما با ایشوم مساله دوری راه است بهتره از فردی که پدرتون حرفش رو قبول داره کمک بگیرید و واسطه شوند .چون با این شرایط راه دیگری نیست پدر شما باید حداقل اجازه بدهد جلو بیایند و فعلا قضاوتی نداشته باشد تحقیق کند و اگر فکر کرد مناسب نیستند خوب ادامه ندهید گرچه که دلبستگی ایجاد شده و اگر این شرایط هم پیش بیاید واقعا برای شما سخت خواهد بود و بهلحاظ روحی اسیبی محسوب می شود.در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید البته اگر مادرتون هم می توانند پدرتون رو راضی کنند از ایشون کمک بگیرید به هر حال باید بدونید که رضایت خانواده و حمایت هاشون شرط اساسی است البته اگر غیر منطقی اقدام نکنند .نوع گفتن و طرح مساله و فهم زبان پدرتون و متناسب پیش رفتن شرط مهمی است .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ
  2. mehrshad
    mehrshad گفته:

    سلام پسری ۲۳ ساله هستم،علاقه مند به دختری هستم که از اقوام هستن و در سن ۱۷ سالگی یکبار ازدواج کردن.اما اکنون ما بهم علاقه مند هستیم و من در این خصوص با مادر و خواهرم صحبت کردم و تقریبا راضی هستند اما پدرم تا موضوع را فهمید بشدت عصبانی شد و گفت تحت هیچ شرایطی راضی به این ازدواج نیست برنامه ی ما برای ازدواج حدود سه سال دیگر هست..لطفا راهنمایی کنید چطور پدرم رو راضی کنم…

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام
      باید دید دلیل پدر شما چیست ؟اگر پدر شما دلیل درست و منطقی داشته باشند خب راضی کردن ایشون تضمینی برای خوشبختی در اینده شما نیست .درسته اکنون شما به این خانم رضایت دارید و خوب چون علاقه وحود دارد این مشکل در راه است که شما مسائل را از همه جوانب بررسی نکنید این خانم یک بار در زندگی شکست را تجربه کردند پس حساسیت های بیشتری در روابط نوع صحبت ها و .وخواهند داشتند که شما باید اگر ایشون رو انتخاب کردید همه جانبه تامین کننده باشید برای ایشون و خب چون یک بار طلاق گرفتند محکوم به شکست نیستند ولی مساله ای که اهمیت دارد این است که اگر شما به دلیل احساسی شدن و نسنجیدن همه شرایط جلو بروید و رضایت پدرتون رو هم بگیرید و بعدا پشیمان شوید کسی که بیشتر از همه دچار اسیب می شود همین خانم است .و یا اگر بحث و مشاجره اتفاق بیفتد که در همه زندگی ها وجود دارد و شما وساله طلاق ایشون رو مطرح کنید چه می شود ؟؟بهتره کمی منطقی به ایت تصمیم و انتخاب فکر کنید اگر خودتون همه مسئولیت ها را قبول دارید و کاملا با حساب و کتاب پیش رفتید و پدرتون دلایل غیر منطقی دارند که مادر و خواهرتون هم قبول دارند ایشون سخت گیری بی مورد دارد بهتره از مادرتون بخواهید ایشون رو راضی کنند ویا بزرگتری که با روحیات ایشون اشنا تر است این گونه سریع تر می توانید توافق ایشون رو بگیرید امیدوارم خوشخبت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
      موفق باشید

      پاسخ
      • مشاور
        مشاور گفته:

        با سلام ایا این دلیل کوچک است .خب این مساله بسیار مهمی است که باید دقت داشته باشید فردی وه قبلا زندگی راتجربه کرده اکنون چه توقعاتی ممکن است داشته باشد .چقدر شما امادگی ساپورت روحی از چنین فردی را دارید.همه ابن ها مسائل مهمی هستند.امیدوارم شرایط را درک کنید البته اگر خودتون با مشاور هم صحبت کردید باقی مسائل را هم سنجیدید و فکر نمی کنید مساله خاصی باشد همان طور که گفتم حتی اگر امکان داشت پدرتون رو پیش اون مشاور ببرید که خیالشون راحت باشه و یا از واسطه مورد اعتماد ایشون کمک بگیرید .در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید .ضمن اینکه منطقی شرایط را بررسی می کنید .ازدواج بحث یک عمر زندگی است و باید همه جوانب را در نظر گرفت .

      • mehrshad
        mehrshad گفته:

        اون دختر بعد از اون تجربش خیلی اذیت شد وقتی ما باهم شروع کردیم جوری براش از جون و دل مایه گذاشتم که حتی دیگه به گذشته فکر هم نمیکنه و حالش کاملا دگرگون شده…مادر و خواهر من راضی اند…پدرم تنها دلیلش اینه که اون مطلقست و مردم فردا حرف میزنند راجع بمون…میخام بدونم چجوری این مشکل و باید حل کنم..پدرم ادم کاملا سختیه

      • مشاور
        مشاور گفته:

        با سلام .درسته شما له ایشون اطمینان خاطر دادید حال و شرایط روحی ایشون بهتر شده است .ولی خوب قطعا پدررشمادبسته به تجربه نگران اینده هستند نگران اینکه اگر بعدا ناسازگاری شکل بگیرید و خول همه ما به نوعی نگران اینده د دید دیگران هستیم درست و غلط ان قضاوتی تست که به هر فردی مربوط میزشود ولی باید دقت داشت در شرایط اینچنینی وقتی پدرتون رضایت ندارند یا اگر ارتباطشون با مادر شما خوبه از ایشون کمک بگیرید و یا راحت مساله را با خودشون با اوردن دلایل منطقی حل کنید و البته اینکه یک مشاور با ایشون صحبت کنه فکر کنم راهکار خوبی باشد به ایشون بفرمایید هر چیزی مشاور گفت شاید شما هم استرس داشته باشید ولی این طور ایشون حس می کنند به نظرشون توجه شده است .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید .

      • Mona1212
        Mona1212 گفته:

        لام واقعا خیلی نیاز ب کمکتون دارم، نوزده سالمه دانشجوی ترم اخرکاردانیم س سال پیش داییم روازدست دادم وتوهمون زمان پسر زن داییم بهم علاقمندشد وحدود یک سال خیلی تلاش کرد ک بهش توحه کنم امامن نمیخواستم زود وارد هیچ رابطه ای بشم وقبول نکردم امابعد یک سال ونیم ک دیدم واقعا دوسم داره واین همه برام تلاش کرده قبولش کردم، زن داییم باخانواده مادریم خیلی درارتباط نبود امابعدفوت داییم خانوادم خیلی هوای خودشو وبچهاشو داشتن خیلی زیاد داییم تصادف کرد و بعد حدود دوسال ک دیه دادن همسرش همه ارتباطاروقطع کردو خیلی توهین وبی ادبی کرد ومن همچنان بااون اقا بودم خیلی پسرخوبی هستن منودم ایونو بامنطق قبول کردم ن باعشق ازهمه لحاظ هرادمی ک ایشونوببینه وبناسه تاییدش میکنه اماخانواده مادریش ب شدت بدهستن وطلاق توشون خیلی بابه والان س سال میگذره حدود دوسال باهم هستیم وارتباطمون خیلی خیلی فراترازدوستیه معمولیه رابطه ام داشتیم، الان, ن داییم بچهاشو ول کرده وازدواج کرده و خیلی مشکلات برای خانوادم پی اورده خیلی زیاد واختلافات خیلی بالاس تقریبا همه تو خانواده هردومون ازارتباطمون مطلع اند وهیچکس نمیتونه بگه این پسر خوبی نی همه میگن خانوادش خوب نی ومشکلم دیگران وحرفاشون نی خودمم نمیتونم باهمیچن خانواده ای کنار بیام نمیتونم حتی تصورشون کنم بااین همه بی رحمی و بیشعوری نمیدونم باید چیکارکنم خواهش میکنم راهنماییم کنین خیلی دوسش دارم میدونم ک عشقم ی عشق زود گذرنی واس هردومون شاید سنمون پایین باشه اماهردومون مشکلات زیاد و بیشتراز سنمون روپشت سرگذاشتیم واین هردومونو پخته کرده لطفا راهنمایی کنید

      • مشاور
        مشاور گفته:

        توصیه ای که برای امروز شما مناسبه کمی صبر کردنه … و اینکه امیدوار باشید رابطه فامیلی بهبود پیدا کنه و بتونید به هدفتون برسید
        ولی دوست عزیز شما بهتر از هر کس میدویند این ازدواج چه عواقبی داره و شما باید مشکلات زیادی رو تحمل کنید … به همین خاطر لازمه در این مورد کمی عقلانی و منطقی برخورد کنید

      • مشاور
        مشاور گفته:

        با سلام دوست عزیز این دو راهی و تناقضی که شما گیر کردید به این خاطره که منطق شما اکنون بیشتر از احساس درگیر شده و اتفاقا همین درسته که در انتخاب درست به شما کمک می کند منتهی ببینید درسته ایشون فردی مناسب هستند با هم ارتباط داشتید که نکته مهمی است ضمن اینکه ایشون فامیل هستند و قطعا شناخت بیشتری دارید ولی به هر حال خانواده هم مساله مهمی است که باید دقت داشته باشید .به هر حال اینکه ایشون رو پذیرفتید باید با همه شرایط سختی که داشتند و دارند بپذیرید یعنی اگر واقعا تصمیم به ازدواج باشد کاملا مشخص شده باید مسائل را بررسی کنید ایا تحمل برخی رفتارها را دارد ایا با شناختی که از زن دایی خودتون دارید ایشون بعدا برا ی زندگی شما مشکل ساز نخواهند شد و به هر حال اینکه چون فامیل هستید ممکنه اطلاعاتی که از هم دارید بعدا خودش مشکل ساز شود به هر حال بحث دلبستگی و وابستگی با یک عمر زندگی مشترک تفاوت دارد و این شما هستید که باید بتوانید از عهده مسئولیت زندگی برییاید با همه مشکلات همراهش اگر فکر می کنید ایشون رو می پذیرید ولی با خانواده مشکل دارید و یا اینکه به هیچ وجه نمی تونید بپذیرید فرضا مادر همسر مشا چنین فردی باشد و خوب شاید ایشون هم نتوانند کامل از خانواده جدا شوند و ارتباط هایی وحود داشته باشد هر چند مادرشون ازدواج مجدد داشتن به هر حال همه این ها را در نظر بگیرید و اهم و مهم کنید و اولویت ها را بررسی کنید اگر واقعا ایشون اونقدر نکات مثبتی دارند که می شود سایر مسائل را تحمل کرد خوب اقدام کنید و مشاوره حضوری هم می تواند به شما کمک کند در هر حال برای شما ارزوی خوشبختی دارم

        در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
        ۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
        موفق باشید

  3. مجید صابری
    مجید صابری گفته:

    سلام دوستان من ۲۵ سالمه و دختر عموم هفده سالشه و الان دو سالی هست که عاشقش شدم واونم میگه چند سالیه منو دوس داره من مهندس مکانیکم اونم هنوز داره درسشو میخونه الان دو سه ماهی هست که با هم رابطه داشتیم و همدیگه رو میدیدیم که میدونم کارم اشتباه بوده چند روز پیش تو خونه اقوام وقتی با هم حرف میزدیم مادرش فهمید.الان خانواده من میخوان برن خواستگاریش اما اون میگه
    خانواده من رضایت نمیدن ومیخواد کلا همه چیز رو فراموش کنیم میدونم خیلی دوستم داره و من واقعا عاشقشم اما نمیدونم باید چکار کنم به خدا راضی به خودکشی شدم اینقدر حالم خرابه خواهشا کمکم کنید.

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام .دوست عزیز با تو جه به این ه فامیل هستید خ دت ن چند باری هم رو دیدید احتمالا مسئله ازدواج و این ها مطرح شده است می فرمایید ایشون هم شما رو دوست دارند خوب چه دلیلی وجود دارد که رضایت نداشته باشند باید با خود ایشون صحلت می کردید .البته ممکن است دلایل کاملا معقول باشد .و این نکته بسیار مهمی است که در این صورت شما هم باید واقع بین باشید هر چند شرایط روحی شما قابل درک است ولی چون فامیل هم هستید شاید اصرار بیش از حد شما مشکلاتی در روابط دو خانواده ایجاد کند .البته ممکنه خود اون خانم پشیمان شده باشند چون شما که هنوز اقدام نکردید تا نظر و دلایل را بدانید ببینید احتمالات مختلف است اگر توان ریسک کردن دارید و نمی خواهید این مساله تا همیشه مثل یک ابهام در ذهنتان بماند خوب جلو بروید حتما اگر چیزی باشد و یا عدم رضایت به مادرتون اطلاع می دهند .اگر هم خود دختر خاتم به خاطر شرایط سنی پشیمان شده است که جلو رفتن شما درست نیست به هر حال همه در حد احتمال است و هیچ چیز قطعی نیست و امیدوارم خوشبخت شوید منتهی احتمال هر شرایطی را در ذهن داشته باشید که بعدا کمتر به لحاظ روحی اسیب ببینید و حتما حضوری مراجعه داشته باشید .

      پاسخ
  4. نازنین
    نازنین گفته:

    با عرض سلام و خسته نباشید، دختری ۲۶ ساله هستم که حدود یک سال و نیم با پسری که همکلاسیم بوده آشنا شدم و قصدمون ازدواج بود اما بدلیل اینکه ایشون از نظر کاری آمادگی نداشت دوستیمون به این مدت رسیده و الان بعد ۱سال و نیم که مادرهامون باهم آشنا شدن من متوجه شدم که پدر و مادر ایشون ۲۰ ساله از هم جدا شدن و برادر بزرگشون هم یک ازدواج ناوفق در سن کم داشته و مجددا ازدواج کرده اما گویا هنوز هم زندگی پر تنشی دارن. وپدرشون مجددا ازدواج کرده و تمام این مسائل رو تا الان ز من مخفی کرده بودند از ترس اینکه قضاوتشون کنم. و اینکه از نظر مالی هم در حال حاضر امادگی ندارند و انتظار دارن که من با شرایطشون کنار بیام تا به مرور زمان شرایطش بهتر شه. از نظر رفتاری هم در این مدت من از ایشون رفتار نا بجایی ندیدم.اما اینکه صادق نبودن من رو اذیت می کنه و الان با توجه به اینکه تا حدودی وابستگی احساسی بوجود امده اما کاملا مردد هستم که ایا جلسات بیشتری برای اشنایی خانواده هامون باشه یا چه کاری درستره؟ ممنون می شم راهنمایی کنین

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام
      دوست گرامی شما یک سال و نیم در ارتباط بودید و درسته که ایشون صداقت به خرج ندادند .ولی اینها مواردی نیستند که یک نفر بخواهد بگوید و طبیعی است هر چند شما حق دارید ولی وقتی به شما علاقه داشتند نخواستند به خاطر این قضایا شما نظرتون عوض بشه ولی خب مسائل مهمی هستند که بای توجه داشته باشید و حتما مد نظر داشته باشید به هر حال خانواده یک فرد جدا از او نیست البته دلیلی نیست برا ی اینکه از ایشون زده بشید ولی به طور کل بهتره به این خاطر پاسخ منفی ندهید بیشتر زمان بگذارید اگر فکر می کنید خودشون فرد ارزشمندی هستند به هر حال گناه پدر و ..و مشکلات خانواده نباید به پاس فرزند نوشته شود و از حق داشتن زندگی خوب محروم شود .امیدوارم متوجه صحبت های بنده باشید و حتی برای رفع تردیدها به مشاوره پیش از ازدواج هم می تونید مراجعه داشته باشید و امیدوارم خوشبخت باشید

      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ
  5. ناشناس
    ناشناس گفته:

    با عرض سلام و خسته نباشید، دختری ۲۶ ساله هستم که حدود یک سال و نیم با پسری که همکلاسیم بوده آشنا شدم و قصدمون ازدواج بود اما بدلیل اینکه ایشون از نظر کاری آمادگی نداشت دوستیمون به این مدت رسیده و الان بعد ۱سال و نیم که مادرهامون باهم آشنا شدن من متوجه شدم که پدر و مادر ایشون ۲۰ ساله از هم جدا شدن و برادر بزرگشون هم یک ازدواج ناوفق در سن کم داشته و مجددا ازدواج کرده اما گویا هنوز هم زندگی پر تنشی دارن. وپدرشون مجددا ازدواج کرده و تمام این مسائل رو تا الان ز من مخفی کرده بودند از ترس اینکه قضاوتشون کنم. و اینکه از نظر مالی هم در حال حاضر امادگی ندارند و انتظار دارن که من با شرایطشون کنار بیام تا به مرور زمان شرایطش بهتر شه. از نظر رفتاری هم در این مدت من از ایشون رفتار نا بجایی ندیدم.اما اینکه صادق نبودن من رو اذیت می کنه و الان با توجه به اینکه تا حدودی وابستگی احساسی بوجود امده اما کاملا مردد هستم که ایا جلسات بیشتری برای اشنایی خانواده هامون باشه یا چه کاری درستره؟ ممنون می شم راهنمایی کنین

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام
      دو کارکرد مهم صداقت در زندگی مشترک عبارتند از: اول، امکان سازگاری زن و شوهر را فراهم می‌ آورد و دوم، فرصت شادکامی و سعادتمندی را به زن و شوهر می ‌دهد. صداقت موجب می ‌شود در صورتی که زن یا شوهر در مورد مسأله‌ای تفاهم ندارند با طرح صادقانه آن در پی حل و برطرف ‌کردنش برآیند.

      دلایل صداقت
      -صداقت اصلی‌ترین رکن در زندگی مشترک هر انسانی است. صداقت ستون زندگی مشترک است و می‌ دانیم اگر ستونی محکم و استوار نباشد، آن عمارت هر لحظه در معرض ریزش و فروپاشی قرار می ‌گیرد.

      – صداقت به سازگاری زن و شوهر کمک می ‌کند، چرا که باعث درک آنان از یکدیگر می ‌شود.

      – صداقت به زندگی ما رنگ و بوی دوستی و محبت می ‌بخشد.

      – صداقت امکان کمک گرفتن و حمایت در مواقعی را که به یاری دیگران نیاز داریم افزایش می ‌دهد. حتماً شما هم داستان چوپان دروغگو را شنیده‌اید. این داستان نمونه بارز بی ‌صداقتی و در نتیجه یاری نشدن در زمان بحران و یاری ‌خواهی است.

      -صداقت موجب می‌ شود تا رفتار همسران بیشتر از روی تعقل و تدبر صورت گیرد. در حقیقت، صداقت سبب می‌ شود که رفتار عاقلانه‌تری داشته باشیم. اگر بدانیم هر کاری که می‌ کنیم یا هر حرفی که می‌ زنیم زن یا شوهرمان به یاد خواهد سپرد، کمتر احتمال دارد دست به اعمال غیرمنطقی بزنیم.

      – صداقت با خود پاداشی درون زاد به همراه دارد. ذهن در صلح با خود به آرامش می‌رسد، حتی اگر دلیل دیگری برای صادق بودن وجود نداشت همین یک فایده کفایت می‌کرد.

      – عادتهای خوب سنگ بنای منش و اشتهار هستند و هیچ عادتی به اندازه صداقت نمی‌تواند روی منش و آبروی انسان تاثیر بگذارد. صداقت یکی از بزرگترین خصوصیات انسانی است.

      – بی‌صداقتی روابط را متلاشی می‌کند و صداقت آن را به هم پیوند می‌زند. صداقت در حکم سیمانی است که اشخاص را به هم جوش می‌دهد. بزرگترین رکن یک رابطه خوب اعتماد و اطمینان است. این موضوعی است که در تمام زمینه‌های زندگی صدق می‌کند. دوستی، ازدواج، خانواده، کسب و کار، آموزش و مذهب و… صداقت و اعتماد و اطمینان فضایی ایجاد می‌کنند که در آن روابط خوب می‌توانند رشد کنند.

      – اگر نداشتن صداقت ریشه بسیاری از مسائل روانی ماست، صداقت منبع سلامت ذهنی و روانی است. وقتی صادق باشیم از احساس گناه، نگرانی و بسیاری از ناراحتی‌های ذهنی خلاص می‌شویم در این زمان است که به حرمت نفس و اطمینان خاطر می‌رسیم.

      بی‌صداقتی با همسر پیامدهای زیادی دارد.

      دلایل عدم صداقت
      – حمایت کردن
      – خوب به نظر رسیدن
      – احتناب از درد سر
      – دروغ گوئی مادر زادی

      عواقب بی‌صداقتی
      بی‌صداقتی با همسر پیامدهای زیادی دارد، ولی می‌توان همه آنها را در دو گروه بزرگ جای داد: الف) موجب می‌شود یافتن راه‌حل برای مسائل زندگی سخت و گاه ناممکن شود. ب) از آنجا که افراد در تشخیص برخورد غیرصادقانه شمی درونی دارند، بعداز پی بردن به چنین برخوردی، از خود مسائل غافل می‌شوند و بیشتر وقت و فکر و ذکرشان متوجه بی‌صداقتی همسر می‌شود که این خود بسیار مخرب و فرساینده است.

      پاسخ
  6. s1990
    s1990 گفته:

    سلام
    من ۲۶ سالمه و یک خواهر بزرگتر از خودم دارم که ۵ سال از من بزرگتره خودش قبلا با یکی دوست بوده و چون خونوادم نزاشتن باهاش ازدواج کنه اوانم این چندسال نزاشته ازدواج کنم و بهترین خواستگارا برام میاد اما خواهرم نمیزاره و خونوادمم به حرفش گوش میدن. الان ۷ ماهه به همکارم علاقه دارم و خیلی پسر خوب باشخصیت متین و… اما یک مقدار وضع مالیش مساعد نیست اما من از ترس خونوادم نمیتونم بزارم بیاد خواستگاریم چون هر خواستگاری برام میاد دعوا راه میندازن و واقعا میترسم بقه گناه کشیده بشم و خیلی به ایشون علاقه دارم. من این وسط خیلی دارم اذیت میشم سنم داره میره بالا. خواهرمم تو یه سنیه که دیگه خواستگار براش نمیاد و خواهرم بخاطر حسادت به من پیش هرکسی میشینه از بدی من میگه تا آبرومو ببره و ازدواج نکنم واقعا نمیدونم این چه خواهریه بدتر از همه اینکه خونوادمم به حرفش گوش میدن.شما بگین من باید چیکار کنم؟ حتی بهم میگن سرکارم نرو هیچ کلاسی نرو کلا بمون تو خونه تا کسی نبینتت و خواستگاریت نیاد از تمام خوشیهای زندگیم بخاطر خواهرم گذشتم خیلی درموندم.ممنون میشم جواب بدید

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام
      دوست عزیز این شرایط شما باید حضوری بررسی شود و باید دید دقیقا مساله چیست ؟ایشون ازدواج نکردند خب طبیعیه حسادت هایی داشته باشند ولی هر خانواده ای ارزوی خوشبختی فرزندانشون به خصوص دختر رو دارند اگر شما خواستگار خوبی داشته باشد چرا باید به خاطر ایشون رد کنید .و چرا خانواده حرف ابشون رو قبول کنند کمی غیر طبیعی است که خانواده ازشما بخواهند در منزل بنشیند که خواستگار برای شما نیاید .به هر حال شما هم در سن ازدواج هستید و حق دارید که که بخواهید از فردی که مورد علاقه است رسما اقدام کند و خانواده ها درریان قرار بگیرند البته نمی شود یک طرفه قضاوت کرد در نهایت امیدوارم خوشبختب باشید و به نظرم حتما مراجعه حضوری داشته باشید .
      در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
      ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
      موفق باشید

      پاسخ
  7. albert
    albert گفته:

    من یه دختری را دوست دارم یکبار رفتم خواستگاریش ولی خانوادش مخالفت کردن بعد از ۳ سال برگشته پیشم فهمیدم که با یک نفر سک سال ارتباط داشته و ضربه روحی خورده هنوزم که گاه تو فکرشه میخوام بدونم واقعا دوستم داره یا از روی ناراحتی کمبود عاطفه به من رجوع کرده وقتی با منه یاد خاطراتش با اون پسر است چه جوری بفهمم میشه روش حساب کرد؟

    پاسخ
    • مشاور
      مشاور گفته:

      با سلام .کار دشواری است پی بردن به اینکه ایا ایشون از سر نیاز امدند و یا واقعا به شما علاقه دارند چون می فرمایید شکست عشقی خوردن به هر حال سه سال با فردی بودن کم نیست و شرایط قابل درکی است .وایشون قطعا دچار بحران عاطفی هستند و دنبال جایگزین ولی این دلیلی نمی شود که فرد مورد اطمینانی نباشد و بعدا دچار مشکل شوید ولی طبیعتا خب ایشون چه بخواهد چه نخواهد دچار مقایسه هایی می شود .و این ممکن است باعث رنجش خاطر شود اگر واقعا به ایشون برای بحث ازدواج تمایل دارید بهتره حتما مراجعه حضوری داشته باشید تا شرایط هر دو نفر بررسی شود .در نهایت امیدوارم خوشبخت باشید و تصمیم منطقی و به دور از احساسات بگیرید .

      پاسخ
« دیدگاه های قدیمی تر

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.